
انجام محاسبات چهار عمل اصلی مورد استفاده کنکوریها و کسانی که نیاز به محاسبات با حجم زیاد و پیچیده در زمان کوتاه دارند (محاسبات تراختنبرگ)
انجام محاسبات سریع چهار عمل اصلی

انجام محاسبات چهار عمل اصلی مورد استفاده کنکوریها و کسانی که نیاز به محاسبات با حجم زیاد و پیچیده در زمان کوتاه دارند (محاسبات تراختنبرگ)
جزوه تحقیق درعملیات1 استاد زاهدی سرشت
عنوان مقاله: تحلیل شخصیت اخلاقی ایرانیان
قالب بندی : Word
شرح مختصر : چرا ما ایرانیان چنین خصوصیات اخلاقی یعنی چنین رفتار و گفتار و کرداری را داریم؟ آیا اینها ارثی است؟ اکتسابی است؟ بیماری است؟
اگر بیماری است، چگونه بیماری است؟ آیا علاج دارد؟ ابتدا لازم است در مورد شخصیت انسان به طور اعم صحبت کنیم و سپس به طور خاص به شخصیت ایرانیان بپردازیم درطول تاریخ،
موضوعی که برای شناخت انسان همیشه مورد بحث بوده، چند شخصیتی،چندچهره ای و یا چندخلقی بودن انسان ها بوده است. اکثر اقوام به وجود دو شخصیت در هر فرد، اعتقاد کامل داشته و هر کدام برای آن علتی تعیین کرده و آن را به نامی میخواندند.
آنها اعتقاد داشتند که این دو شخصیت مظهر زشتی و زیبایی، خوبی و بدی در انسان هستند که همیشه در درون او به جدال می پردازند تا یکی بر دیگری فایق آید و وجود شخص را تحت سیطره و کنترل خود درآورد. اریک برن می گوید وقتی شما مردم را تماشا می کنید و به حرفهایشان گوش می دهید،
چه بسا جلوی چشمانتان حالت شخصیتشان عوض می شود. تغییرات ناگهانی در قیافه شان، در کلماتی که ادا می کنند، در ژست و حالات بدنشان دیده می شود.
گاه رنگ صورتشان تغییر می کند، قلبشان به تپش می افتد، و نفسشان سریع می گردد. شخصی که بدین ترتیب تغییرمی کند، هنوز همان شخص است، یعنی با همان استخوان بندی، همان پوست و همان لباس، چه چیز او را از داخل تغییر می دهد؟
او از چه چیز به چه چیز تغییر می کند؟ این سوالی بود که برن را به تفکر واداشت و بعد از سال ها به این نتیجه رسید که در هر انسانی سه حالت مختلف شخصیت موجود است.
برن آنها را Parent (والد یا والدین)، child (کودک) و Adult (بالغ) نام گذاری کرد.
فهرست:
تحلیل شخصیت اخلاقی ما ایرانیان
حق به معنای واقعی کلمه برای ما مطرح نیست
ما ایرانیان عاشق شعر و دلباخته شاعریم
تابلوهای نصب شده در جاده ها و شهرها
ایرانی بسیار وطن پرست است!
منابع
قیمت این مقاله 500 تومان میباشد

کاپیتولاسیون (Capitulation) واژه ای است در واقع فرانسوی که برگرفته از کلمه Capitulate است و به معنای شرط گذاشتن و در لغت به معنای سازش و تسلیم است و برقراردادهایی اطلاق میشود که به موجب آن اتباع یک دولت در قلمرو دیگر مشمول قوانین کشور خود میشوند و آن قوانین توسط کنسول آن دولت در محل اجرا میشود. به همین جهت در فارسی به آن «حق قضاوت کنسولی» می گویند. این قراردادها اغلب میان دولتهای اروپایی با دولتهای آسیایی و آفریقایی بسته میشدند چرا که از نظر اروپاییان دادگاهها و مؤسسات قضایی این کشورها قادر به حمایت کافی از اتباع خود نبودند. در واقع کاپیتولاسیون قوانین و قراردادهای استعمارگرانه و دیکتاتوری یک دولت متخاصم و ظالم است بر علیه جوامع و کشورهای ضعیف تر که در آن تمامی اختیارات و دارایی ها و حقوق ملت ضعیف در اختیار کشور غاصب و استعمارگر قرار میگیرد.
سابقه کاپیتولاسیون در ایران به شکست ایران از روسیه و تحمیل پیمان ترکمانچای بر میگردد که پس از انقلاب 1917 میلادی در روسیه و پیمان دوستی ایران و شوروی در سال 1921 میلادی مفاد مربوط به کاپیتولاسیون نیز لغو گردید. ولی متاًسفانه پس از آن در مهر ماه سال 1343 شمسی یعنی 54 سال بعد دولت شاهنشاهی ایران بار دیگر در قبال دریافت یک وام 200 میلیون دلاری به این قانون ننگین تن داد.
شما در این مقاله با لایحه ننگین کاپیتولاسیون و سابقه تاریخی آن در ایران و پیامدها و آثار زیانبار و مخرب آن از تمام جوانب آشنا خواهید شد و به ماهیت ننگین و شرم آور این لایحه که یکی دیگر از وسایل استعمارگری کشورهای جهان استکباری است پی خواهید برد.
فهرست مطالب این مقاله :
مقدمه ، کاپیتولاسیون به چه معناست؟ ، سابقه کاپیتولاسیون در ایران ، کاپیتولاسیون به معنای واقعی در ایران ، محمدرضا شاه احیاگر دوباره کاپیتولاسیون در ایران ، استراتژی جدید رئیس جمهور امریکا برای احیای کاپیتولاسیون در ایران ، تغییر سیاست امریکا برای احیای کاپیتولاسیون در ایران ، نقش حسنعلی منصور در احیای کاپیتولاسیون در ایران ، تصویب لایحه کاپیتولاسیون در مجلس سنا ، تصویب لایحه کاپیتولاسیون در مجلس شورای ملی ، پیامدهای اولیه احیای دوباره کاپیتولاسیون در ایران ، پیامدهای کاپیتولاسیون از دریچه اسناد و شواهد ، تصادف یک درجه دار امریکایی با یک دختر جوان ایرانی ، توهین مستشار نظامی امریکا به امیران ارتش شاهنشاهی ، کتک زدن افسر شهربانی به دست مستشار نظامی امریکایی ، مستشار امریکا از پرسنل ایرانی کار یاد می گرفت اما ، تشکیل دادگاه های نظامی امریکا در ایران ، موضع گیری حضرت امام خمینی (ره) علیه لایحه کاپیتولاسیون ، اعلامیه امام خمینی به ملت ایران در افشاگری علیه لایحه کاپیتولاسیون ، واکنشها به تصویب لایحه کاپیتولاسیون بعد از افشاگری های حضرت امام خمینی ، تبعید امام خمینی (ره) ، خیانت دیگر حسنعلی منصور و گسترش حیطه لایحه کاپیتولاسیون ، صدور کارتهای شناسایی برای سوء استفاده از امتیاز «کاپیتولاسیون» ، خشم و نفرت مردم از احیای کاپیتولاسیون ، اعدام انقلابی حسنعلی منصور ، ترور ناموفق شاه ، خشم و نفرت مردم از احیای کاپیتولاسیون از دریچه اسناد و شواهد ، پیروزی انقلاب اسلامی و خروج مستشاران امریکایی ، لغو کاپیتولاسیون ، منابع
(28 صفحه)

فرمت فایل: word
تعداد صفحه:45
مقدمه (فلسفه چیست؟) ۱
زندگی نامه علامه طباطبائی ۸
(ولادت ، آثار و اعمال، وفات) ۱۶
پرسش و پاسخ ها ۱۶
هدفمند بودن آفرینش جهان ۲۰
غرض خداوند سبحان از آفرینش جهان و انسان ۲۱
خدای جهان و جهان ۲۳
جهان آفرینش آفریدگاری دارد ۲۷
«راههای بشر بسوی خدا» ۲۷
منابع ۴۳
- اصول فلسفه و روش رئالیسم (جلد پنجم) –نویسنده : استادعلامه سید محمد حسین طباطبائی
- کلیات فلسفه ، مؤلفان: ریچارد پاپکین- آوروم استرول . ترجمه: دکتر سید جلال الدین مجتبوی
- کتاب علامه طباطبائی ( میزان معرفت) – نویسنده: احمد لقمانی- نوبت چاپ : سوم –زمستان ۱۳۸۲
- کتاب در محضر علامه طباطبائی ( مجموعه پرسش و پاسخ های چهره به چهره با علامه طباطبائی)- نویسنده: محمد حسین رخشاد- چاپ شریعت – نوبت چاپ : اول – پائیز ۱۳۸۲٫
فلسفه بطور کلی شاید به عنوان غامض ترین و انتزاعی ترین مسائل و موضوعات ، که از امور زندگانی عادی و مألوف بسیار دور است، به نظر آمده باشد. لیکن هر چند بسیاری از مردم آن را دور و خارج از علائق معمولی و ورای فهم می پندارند، تقریباً همه ما آراء و افکاری فلسفی داریم، خواه نسبت به آنها آگاه باشیم یا نباشیم . عجب است که اگر چه برای اغلب مردم مفهوم فلسفه مبهم است این کلمه در گفتگوی ایشان فراوان به کار میرود.
کلمة فلسفه مأخوذ از اصطلاحی یونانی است به معنای (دوستداری حکمت)؛ اما در استعمال جاری مردم به معنای مختلف به کار می رود. گاهی منظور از فلسفه نوعی طرز تفکر درجهت فهالیت های معین است، مانند وقتی که کسی می گوید (من فلسفه شما را دربارة شغل و کار نمی پسندم) یا (من به اورأی می دهم زیرا با فلسفه او راجع به حکومت موافقم) هم چنین، وقتی می گوئیم این مطلبی است (فلسفی) ، مقصود ما نظری است کلی و دور اندیش دربارة پاره ای از مسائل ، و یا وقتی می گوئیم به بعضی از پیش آمدها باید با دید فلسفی نگاه کرد، منظور ما این است که نباید نسبت به حوادث آنی زیاده نگران و در بند وضع کنونی بود ، بلکه به جای آن باید کوشید این امور را از لحاظ کلی و با نظری وسیعتر دید، چنانکه وقتی شخصی مأیوس است، مانند هنگامی که بعد از حرکت ترن به ایستگاه رسیده، به او گوشزد می کنیم که بایستی بیشتر (فیلسوفانه) بیندیشد. گاهی نیز فلسفه به عنوان تعیین قدر واعتبار و شرح و تفسیر آنچه در زندگی مهم یا پر معنی است تلقی می شود، چنانکه این قول پاسکال را که (تمام فضیلت ما در فکر ما است ، بکوشیم تا خوب فکر کنیم) می توان فلسفه و ارزش یا بی آنچه در زندگی برای شخص مهم است در نظر گرفت.
بطور کلی با اینکه کلمات ( فلسفه) و(فلسفی)در سخن عادی به معانی بسیار مختلف به کار می رود، تمایل عامه بر این است که فلسفه به عنوان یک سلسله افکار فوق العاده پیچیده تلقی شود. ما غالباً تصور می کنیم ک فیلسوف کسی است که می نشیند و به مسائلی که دارای معنی و اهمیت اساسی در حیات انسانی است می اندیشد و حال آنکه بقیة مردم وقت یا نیروی خود رافقط صرف زیستن (زنده ماندن) می کنند. علاوه بر چنین تصوری از فیلسوف و کار و کوشش او، تصوری دیگر از وی اینست که فیلسوف شخصی است که سرانجام مسئول طرح دید کلی و تعیین ارزش های متعالی و آرمانی (ایدئال ها) در جامعه و فرهنگ های معین است. مثلاً می گویند متفکرانی مانند کارل مارکس و فردریک انگلس کسانی هستند که دیدگاه حزب کمونیست را طرح کرده اند، در حالی که دیگران ، هم چون تامس جفرسن و جان لاک و جان استوارت میل نظریاتی را که در جوامع دموکراتیک شایع و مستولی است توسعه داده و پرورانیده اند.
صرف نظر از این تصورات گوناگون دربارة سهم و اثر فیلسوف، و علی رغم اینکه ممکن است فعالیت های او از علائق عاجل و مستقیم ما دور به نظر آید، فیلسوف همواره به ملاحظة مسائل و مشکلاتی می پردازد که خواه به نحو مستقیم یا به طور غیر مستقیم برای همة ما دارای اهمیت است. فیلسوف با مطالعه انتقادی دقیق، می کوشد تا آگاهی و عقاید ما را دربارة جهان به طور کلی،و عالم امور انسانی، ارزش یابی کند، با این پژوهش و تحقیق، فیلسوف سعی می کند تصویری کلی و منظم و منطقی دربارة همة آنچه می دانیم و می اندیشیم ، پیدا و طرح نماید، درک و فهم این نوع افکار کلی، طرح جامعی فراهم می کند که شخص معمولی می تواند تصور خود را نسبت به آن بسنجد، ومعنی واهمیت آنها را دریابد. بواسطة چنین مطالعه و بررسی و تعیین قدروارزش، ممکن است بهتر بتوانیم تمایلات و آرمانها وایدئال های خود راتشخیص دهم، و به علاوه بهتر بفهمیم که چرا اینها را قبول و انتخاب می کنیم، وآیا اصلاًبایستی آنها را انتخاب و اختیار کنیم یا نه.
از همان آغاز فلسفه دریونان باستان، یعنی از ۲۵۰۰ سال پیش ، عقیدة راسخ متفکرانی که به این نوع پژوهشها و تتبّعات سرگرم بودند، این بود که نظریاتی را که دربارة خود قبول می کنیم باید مورد مداقه قرار دهیم تا ببنیم آیا عقلاً پذیرفتنی است یا نه. همه ما عقاید و معلوماتی دربارة جهان و انسان حاصل کرده ایم؛ لیکن فقط معدودی از ما تأمًل و امعان نظر کرده ایم که آیا این عقاید و معلومات قابل اعتماد و معتبر است یا نه.
ما معمولاً مایلیم که بدون بحث و چون و چرا اکتشافات علمی و بعضی عقاید جاری و متداول و افکارو آراء گوناگون را که مبتنی بر تجارب شخصی خود ماست بپذیریم. اما فیلسوف اصرار دارد که این همه را در معرض مطالعه وبررسی انتقادی دقیق قرار دهد تا دریابد که آیا این نظریات و آراء و عقاید مبتنی بردلیل و مدرک کافی است یا نه، و آیا یک شخص منصف می تواند با دلیل و منطق آنها را موجه بداند و تصدیق کند یا نه.
سقراط در محاکمة خود در ۳۹۹ ق. م. چنین اظهار عقیده کرد که دلیل توجه و اعتنای وی به فلسفه این بوده است که (زندگی بی تحقیق وبدون مطالعه زندگی نیست وارزش ندارد) . وی دریافت که تقریباً همة معاصران او زندگانی خود را در نیل به هدفها واغراض گونا گون، مانند شهرت و ثروت ولذت، صرف می کنند بدون آنکه هرگز از خود بپرسندکه آیا این امور مهم و قابل اعتنا است یا نه . وچون چنین سؤالی طرح نمی کردند و در جستجوی جدی برای یافتن جواب بر نمی آمدند نمی توانستند بدانند که درست عمل می کنند یا نه، و سراسر حیات آنان در طلب مقاصد و اغراض بی فایده یا حتی مضر تلف می شد.
فیلسوف، با پیروی از روش تحقیق سقراطی، به روشن کردن عقاید ما و نظریه هائی که دربارة جهان و انسان و ارزشهای انسانی داریم اصرار می ورزد. به عقیدة وی این نوع مسائل را اشخاص خردمند و منصف و فهیم فقط به این شرط می پذیرند که بتوانند آنها را با آزمونهای بعضی که ذهن منطقی طرح می کند آزمایش و بررسی کنند. فیلسوف پیش از آنکه صرفاً دارای، مجموعة غیر منظمی از عقاید باشد، احساس می کند که این عقاید را باید مورد بازرسی و مداقّه قرار داد و در نظامی از افکار و نظریات که واجد معنی وارتباط منطقی باشد مرتب ومنظم ساخت.
ممکن است کسی چنین بپندارد که این نظریات و تفسیرهای ابتدائی اندیشه و تصوری کم اهمیت در بارة آنچه فلسفه مورد بحث قرار می دهد، ارائه می نماید، ولیکن این شرح و تفسیرها برای روشن ساختن موضوع فلسفه کافی نیست. چرا کسی نمی تواند تعریفی درست وصریح وروشن دراین باب عرضه کند، به گونه ای که بتوان در آغاز به وضوح فهمید که منظور فیلسوف چیست؟ اشکال این است که فلسفه با مطالعه آن بهتر روشن می شود تا با کوشش برای شرح و توصیف آن. هر چند کسانی که در طی تاریخ تفکر بشر به نام (فیلسوف) معروف شده اند همواره با علاقه مندی در حل مسائل مشکل کوشیده اند، یکی از اغراض مهم فلسفه همان طرح مسائل و مشکلات و توجه به آنها و بحث دربارة آنهاست. این که (فلسفه چیست؟) خود نیز مسأله ای است که همواره مورد بحث و اختلاف نظر فلاسفه بوده است.