فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله بیماری های طیور

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله بیماری های طیور دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

بیماری های طیور

 

نکاتی در مورد بیماری نیوکاسل
عامل این بیماری در مدت سی دقیقه در دمای شصت درجه سانتی گراد و در مدت زمان سه ساعت در پنجاه و شش درجه سانتی گراد غیر فعال می شود .

 

● طبقه بندی عامل این بیماری(خانواده ویروس :Paramyxo Viridae,Genus Rubula Virus )
▪ دما : عامل این بیماری در مدت سی دقیقه در دمای شصت درجه سانتی گراد و در مدت زمان سه ساعت در پنجاه و شش درجه سانتی گراد غیر فعال می شود .
▪ PH: عامل این بیماری در PH اسیدی توانایی مقاومت ندارد و غیر فعال می شود .عامل این بیماری همچنین در موادی مانند فرمالین و فنل ها غیر فعال می شود .لازم به ذکر است که عامل این بیماری برای مدت زمان نسبتا طولانی در دماهای بالا بخصوص در مدفوع زنده می ماند .

 

● همه گیر شناسی :
▪ میزبانان :
بسیاری از گونه های پرندگان ( هم وحشی و هم اهلی ). مرغها آسیب پذیرترین و مستعد ترین پرندگان در برابر این بیماری هستند و اردک و بوقلمون کمترین آسیب پذیری را در برابر این بیماری دارند . یک نوع از عوامل انتقال این نوع بیماری در برخی از پرندگان وحشی یافت می شود . بایستی به این مورد توجه کرد که میزان مرگ و میر در دوران این بیماری در میان بسیاری از پرندگان به کشش ویروس بستگی دارد .
▪ اشاعه :
ـ ارتباط مستقیم با ترشحات و بخصوص مدفوع پرندگان درگیر با بیماری
ـ غذای آلوده
ـ آب آلوده
ـ وسایل آلوده
ـ محیط و محوطه آلوده
ـ لباسهای آلوده افراد مرتبط با پرندگان
ـ و......

 

● منابع ویروس :
▪ ترشحات چرکین از دستگاه تنفسی
▪ مدفوع آلوده
▪ تمامی قسمتهای لاشه پرنده بیمار
ویروس این بیماری در خلال دوران بیماری و در دوره ایی محدود و در طول دوران نقاهت میتواند پخش شود .همچنین برخی از پرندگان قادر هستند که ویروس نیوکاسل را برای مدت یکسال با خود حمل کرده و در محیط پخش کنند .

 

● نحوه بروز بیماری :
بیماری نیوکاسل در بسیاری از کشورهای جهان ، بومی و خاص همان مناطق می باشد . برخی از کشورهای اروپایی نیز برای سالهای دراز عاری از این بیماری کشنده و ویروس هولناک بودند .دوره بروز این بیماری با توجه به نوع آن بین چهار تا شش روز می باشد .

 

● ضایعات کلینیکی :
▪ نشانه های تنفسی و عصبی :
ـ سرفه کردن و نفس نفس زدن
ـ بالهای افتاده و آویزان
ـ پاهای کشیده
ـ پیچیدگی سر و گردن
ـ افسردگی و عدم انجام فعالیتهای عادی
ـ فلج شدن کامل پرنده
ـ تخم مرغهای پرندگان آلوده، پوسته های زبر و یا نازک دارند و همچنین آلبومین آنها می تواند حالت آبکی داشته باشد . تولید تخم مرغ کم شده و در برخی مواقع نیز تولید قطع می شود .مدفوع پرندگان مبتلا اسهالی بوده و سبز رنگ است . همچنین تورم در بافتهای اطراف چشم و گردن پرندگان درگیر با این بیماری دیده می شود .

 

● میزان مرگ و میر:
میزان مرگ و میر در دوران این بیماری به عوامل زیر بستگی دارد :
▪ میزان کشندگی ویروس مورد نظر
▪ کشش ویروس
▪ چگونگی پاسخ دادن به ایمنی واکسن
▪ وضعیت محیطی
▪ وضعیت گله

 

● ضایعات :
پرندگان زیادی را بایستی مورد آزمایش قرار داد تا ضایعات خاصی را در یک جمعیت مورد توجه قرار داد.تشخیص این بیماری را بایستی تا پس از جداسازی ویروس و شناسایی کامل آن به تعویق انداخت .ضایعاتی که در این بیماری ممکن است یافت شود عبارتند از :
▪ دیده شدن پرخونی و در برخی از مواقع خونریزی در مخاط نای
▪ ادم ، خونریزی و یا نکروز و التهاب در بافتهای لنفاوی و یا موکوس دیواره روده
▪ ادم ، خونریزی و یا حتی از بین رفتن و فساد تخمدانها
▪ ادم در اطراف بافتهای پیش از نای در گردن و بخصوص در محل ورودی نای
این بیماری ممکن است که با برخی از بیماریها اشتباه گرفته شود .

 

● این بیماریها عبارتند از :
▪ Fowl Cholera
▪ Avian Influenza
▪ Laryngotracheitis
▪ Fowl Pox ( Diphteritic Form )
▪ Psittacosis ( Chlamydiosis ) (Psittacosis Birds )
▪ Mycoplasmosis
▪ Infectious Bronchitis
▪ Pacheco’s Parrot Disease (Psittacosis Birds )
همچنین ممکن است به اشتباه برخی از اختلالات مدیریتی مانند فقر آب ، غذا یا هوا تشخیص داده شود .

 

● شناسایی عامل بیماری :
گرفتن آزمایش بوسیله واکسیناسیون جنین جوجه های نه تا یازده روزه در درون تخم مرغ توسط :
▪ آزمایش فعالیت Haemagglutination
▪ جلوگیری از فعالیت Haemagglutination بوسیله آنتی سرم اختصاصی ویروس نیوکاسل

 

● برآوردهای پاتوژنیستی :
▪ آزمایش نشان گذاری در فیبروبلاست جنین کشت داده شده
▪ برآورد میانگین زمان مرگ در جنین جوجه
▪ ( ICPI ) در جوجه های یکروزه
▪ (IVPI ) در جوجه های شش هفته ایی

 

● آزمایشهای سرولوژیک :
▪ Elisa
▪ نمونه خون
▪ نمونه سرم

 

● نمونه گیری :
نمونه های لازم برای تشخیص این بیماری از کلوآک ، نای یا مدفوع پرندگان زنده گرفته می شود . همچنین میتوان نمونه گیری از مدفوع و یا ارگانهای مشترک پرندگان مرده را صورت داد .

 

● پیشگیری و کنترل :
باید توجه کرد که این بیماری متاسفانه هیچگونه درمانی ندارد .

 

● اقدامات بهداشتی :
▪ جداسازی مطلق و شدید در هنگام بروز این بیماری
▪ نابودی تمامی پرندگان مبتلا و همچنین پرندگانی که در معرض ارتباط مستقیم با این بیماری قرار داشته اند .
▪ ضدعفونی کامل و دقیق محوطه های درگیر و غیر درگیر
▪ انهدام درست و صحیح لاشه ها
▪ کنترل میزان آفتها در گله
▪ پرهیز و اجتناب از تماس با پرندگانی که وضعیت سلامتی مشخصی ندارند
▪ کنترل میزان رفت و آمد افراد
▪ بهتر است که تمامی طیور موجود در فارم همسن باشند

 

● اقدامات درمانی :
واکسیناسیون با واکسنهای امولوسیون روغنی و همچنین واکسنهای زنده میتواند بصورت چشمگیری سبب کاهش تلفات در گله های طیور بشود .واکسن B۱ زنده و لاسوتا بایستی در آب آشامیدنی حل شود و یا بصورت اسپری دانه درشت استفاده شود . این واکسنها را گاهی نیز در داخل بینی استفاده می کنند .جوجه های سالم بایستی هرچه زودتر بین روزهای یکم تا چهارم زندگی واکسینه شوند ، ولی تاخیر در واکسیناسیون اثرات واکسن را در هفته های دوم یا سوم کاهش می دهد .برخی از عفونتها مانند مایکوپلاسما ممکن است واکنش واکسن را شدیدتر کند . در این موارد می توان از واکسنهای با ویروس کشته شده استفاده کرد .

 

بیماری برونشیت در طیور
برای اولین بار در سال ۱۹۳۱بیماری برونشیت در ایالات متحده گزارش شد و در سال ۱۹۶۰ میلادی همه گیری آن در تمام نقاط دنیا مخابره گردیده است.از آن تاریخ تا به امروز این بیماری به علت بر جای گزاردن اثرات سوء تنفسی و تناسلی از یک سو و شیوع شدیدو تکامل ضمنی از سوی دیگر یکی از مشکلات صنعت پرورش طیور بوده است. ابتلا به ویروس این بیماری ( I B V ) باعث بروز علایم بالینی ویژه ای در دستگاه تنفس می شود.

 

 

 

برای اولین بار در سال ۱۹۳۱بیماری برونشیت در ایالات متحده گزارش شد و در سال ۱۹۶۰ میلادی همه گیری آن در تمام نقاط دنیا مخابره گردیده است.از آن تاریخ تا به امروز این بیماری به علت بر جای گزاردن اثرات سوء تنفسی و تناسلی از یک سو و شیوع شدیدو تکامل ضمنی از سوی دیگر یکی از مشکلات صنعت پرورش طیور بوده است. ابتلا به ویروس این بیماری ( I B V ) باعث بروز علایم بالینی ویژه ای در دستگاه تنفس می شود. در طیور ویروس V I B براساس نوع ترشحات توده های فیبرین در شاخه های نای باعث بروز تلفات در گله می شود.بدین ترتیب ممکن است علایم تنفسی I B V چندان جدی نباشند اما بروز کاهش تخم(ویا تخمهای بدون پوسته آهکی) لاجرم غیر قابل اجتناب است.در نهایت تشکیل آلبومین آبکی و پوسته آهکی نازک از جذابیت محصول کاسته و باعث ضررهای اقتصادی می گردد. برخی از سویه های I B V جراحاتی را در کلیه ها به وجود می آ ورند که منجر به مرگ پرنده می شود. این سویه موسوم به(سویه استرالیایی T - I B V ) اولین بار درسال ۱۹۶۳میلادی توسط Cumming و در سال ۱۹۸۷میلادی به وسیله Cowen و همکارانش گزارش شده است. بین سالهای دهه ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۰ همه متفق القول بر این عقیده بودند که ویروس ماساچوست سروتیپ I B V رایج و همه گیر درایالات متحده است. در حقیقت بیشتر سروتیپ های شناسایی شده از نوع ویروس ماساچوست(MMSS ) بودند ولی سروتیپهای دیگری نیز وجود داشتند که دارای تفاوتهای اساسی با نوع یاد شده بودند. سروتیپهای جدید I B V بعدها در کانکتیکات و آرکانزاس توسط Wei وهمکارانش گزارش شدند. از همان ابتدا از سویه ماساچوست واکسن تهیه شد که امروزه در همه جای دنیا مورد استفاده قرار می گیرد.با شناسایی انواع جدیدتر متعاقبا؛واکسنهای جدید نیز ساخته شد.در صنعت وسیع پرورش طیور از هر دو نوع واکسنهای زنده و غیرفعال شده(واکسن مرده) I B V به طور گسترده استفاده می شود. سروتیپ کانکتیکات (موسوم بهCCON I B V ) اولین بار در سال ۱۹۵۰میلادی توسطJungherr و همکارانش گزارش شد و بلافاصله پس از شناسایی واکسن مربوطه نیز تولید شد.در حال حاضر این واکسن بصورت گسترده همراه با واکسن ماساچوست بکار می رود .این واکسن مرکب را به نام واکسن MMAS_CONN IB می شناسند.به دلیل شیوع نسبتا وسیع سروتیپ ارکانزاس ؛ واکسن مربوطه نیز به سرعت ساخته شد. اما پس از مدتی معلوم شد سویه آرکانزاس مرغهایی را که قبلا با واکسن MMSS, و حتی آنهایی را که با واکسن MMSS_CONN IB مایه کوبی شده بودند را میتواند آلوده کند.در سال ۱۹۹۷ با کشف این موضوع واکسن متفاوتی به نام ARK-IB برضد نوع دیگر I B V معروف به IRK-type I B V در ایالت جورجیا بدست Sander و همکارانش تولید شد. شیوع یکسان I BV در میان مرغهای گوشتی و همچنین انواع تخمگذار در Delaware در خلال دهه نود که توسط Gelbو همکارانش گزارش شد حقایق جدیدی را آشکار ساخت.بر اساس اطلاعات جدید وجود انواع دیگر I B V که به لحاظ ریشه وراثتی و تشخیص سرمی یکسان بودند اثبات می شد .سویه های جدید با مشخصات فوق الذکر (مثل سویه DE /۰۷۲ /۹۲ ) قادر بودند هر دو گروه طیور گوشتی و تخمگذار را مبتلا کنند. سویه DE /۰۷۲ I B V را می توان بصورت نوعی واکسن تجاری بدست آورد (برگرفته از Scheriing _Plought Animal Health, union N.J. ) . بعدها آشکار شد سروتیپ DE /۰۷۲ رابطه نزدیکی با نوع DI۴۶۶ دارد که در هلند از این سویه در واکسنهای تجاری استفاده میشود. در ایالت جورجیا اساسا آلودگی سروتیپ DE /۰۷۲ I B V به وفور دیده می شد اما بزودی رقیب جدیدی برای DE / ۰۷۲ پیدا شد. نام سویه جدید Georgia ۹۸ بود. بر اساس تحقیقات معلوم شد سویه جدید بسیار شبیه به DE /۰۷۲ است اما به لحاظ ژنتیکی متفاوت می باشد (lee و همکارانش) . وجود این واریته های جدید در مکزیک ( توسط Escorcia وهمکارانش) و همچنین در برزیل ، ونزویلا، ایتالیا، ، هلند وانگلستان گزارش شده است. واکسن جدیدی موسوم به ۴ / ۹۱ توسط Cook و همکارانش تعریف و تهیه شد که Intervet برای اولین بار آن را آزمود و عرضه کرد. بر اساس گزارشهای Di Fabio و همکارانش واکسن ۴ / ۹۱ به طور وسیعی در اروپاو امریکای جنوبی به ویژه در برزیل بکار گرفته می شود. بسیاری از نمونه های خارجی ویروس I B V با سروتیپ های شناخته شده ای نظیر ۴ /۹۱ قرابت مولکولی نشان داده اند. بر اساس تحقیقات Collison و همکارانش ،امروزه همه بر این باورند که نقل و انتقال طیور و انواع واکسنهای I B V بین مناطق مختلف موجب تلفیق ویژگیهای سروتیپ های I B V شده است. گزارش های جدید مطالب جالب و غیرقابل انتظاری در بر دارند مثلا Esorcia از مکزیک از سویهء متفاوت I B V گزارش داده است که به واکسن ۴ /۹۱ پاسخ نداده است و در گزارش دیگری از مکزیک Gelb و همکارانش خبر از شیوع یک سویه منحصر بفرد مکزیکی I B V داده اند . این سویه از نوع ژنوتیپی BL_۵۶ است در حالی که دیگر همه گیری ها منشاء سروتیپی CONN داشته اند. در گزارش قید شده علی رغم آنکه بسیاری از گله ها با واکسن MASS_CONN I B V مایه کوبی شده اند ، اما مبتلا به برونشیت شده اند. نمونه های بدست آمده از بسیاری فارمهای گوشتی آلوده به I BV در می سی سی پی جهش هایی را در سویه ARK نشان می دهند. این سویه ها قرابت های ژنتیکی بسیاری با نوع ARK_I B V دارند ، علاوه بر آن علایم آن نیز بسیار شبیه به همه گیری گزارش شده در جرجیا توسط Shi و همکارانش است.لازم به ذکر است همه گیری I B V در جرجیا از نوع ARK بود.بر اساس همین گزارش این نوع ARK_I B V ظرف مدت یکسال در تمام ایالت شیوع پیدا کرده است. علت گسترش سریع آن وجود ایمنی زیستی ضعیف ذکر شده است. Nix و همکارانش از شیوع I B V نوع ARK در فارمهای گوشتی Delmarva خبر داده اند.مبتلایان برخی آلوده به نوع معمول این سروتیپ بوده و بعضی نیز آلوده به ARK_DPI ,ARK ۹۹ وانواع شبیه به واریته دیده شده در جرجیا بوده اند. احتمالا دلیل به وجود آمدن جمعیتهای جدید ویروسی در ایالات متحده بکارگیری فصلی (در ماه های اکتبر و آوریل) واکسن نوع ARK است. به نظر می رسد پس از توقف واکسیناسیون ، واکسن بجا مانده در فارم و یا ویروسهای موجود در محیط ،گله های واکسینه نشده را مستعد و حساس یافته،تکثیر شده ،و در نهایت باعث آلودگی فارم می شوند.در تکمیل عوامل فوق N ix و همکارانش به ضعف حفظ بهداشت سالن های مرغداری و عدم استفاده کافی از مواد ضدعفونی کننده نیز اشاره کردهاند. در برخی از مرغداری های گوشتی از بسترهای بجا مانده از یک و یا حتی دو سال قبل نیز استفاده میشود. بر اساس تحقیقات چینی ها (Yu و همکارانش) بیست و چهار نمونهء شناسا یی شدهء I B V را می توان در سه گروه ژنتیکی امریکایی ؛ اروپایی ‍، و آسیایی طبقه بندی کرد.بر اساس گفته های این محققین تلفیق ژنتیکی مرتبا به خاطر تنوع ویروس I B V به وقوع می پیوندد. I BV توانایی زیادی در جهش ژنتیکی و تغییرات سروتیپی دارد و لذا بصورت خطری بالقوه برای صنعت پرورش طیور باقی خواهد ماند. به همین لحاظ پیش بینی میشود واکسن آن نیز پیوسته تکامل یابد و همواره بازار گرمی داشته باشد ، هر چند که ایمنی کامل آن جای سوال خواهد داشت. رفتار ویژه این ویروس را می توان قابل مقایسه با ویروس نیوکاسل دانست که با گذشت شصت سال از تاریخ کشف آن هیچ تغییر سروتیپی نداشته است. لذا به جهت آنکه جوجه ها را نمی توان در مقابل سروتیپ های گوناگون I B V واکسینه کرد ، بهتر است از واکسنهایی استفاده شود که بهترین مقاومت را در برابر سویه های شایع در منطقه ایجاد می کنند. برای انجام این مهم بررسی سرولوژیک سویه های موجود در منطقه ، نمونه برداری و ایزولاسیون ویروس ها و در نهایت انجام مطالعات ایمنی وحفاظتی ضروری است.در پایان باید اضافه کرد که جلوگیری از بیماریهای تضعیف کننده دستگاه ایمنی و عفونتهای باکتریایی به همراه شرایط مساعد محیطی مقاومت پرنده را در مقابل این بیماری افزایش داده و از عکس العمل منفی در مقابل واکسن می کاهد ، همچنین تلفات ناشی از بیماریهای تنفسی و هزینه های دامپزشکی وجود بیماری در فارم نیز به حد اقل می رسند.

 

نکاتی پیرامون بیماری آنفلوانزای طیور

 

بیماری آنفلوانزای طیور (Avian Influenza) یکی از بیماریهای واگیر دار تنفسی ویروسی طیور است که دارای قدرت انتشار سریع می باشد.عامل آن ، ویروسی متعلق به خانواده اورتومیکسوویروسها (Orthomyxoviridae) می باشد و همه انواع آن در طیور ، متعلق به تیپ A ویروس آنفلوانزا است.از آنجائیکه ماده ژنتـــیکی (RNA) این ویروس دارای ۸ قطعه جداگــــانه می باشد ، لذا خیلی سریع خاصیت پادگنی خود را تغییر می دهد و موجب می گردد تا جوجه یاگله ای که به تازگی از بیماری آنفلوانزا بهبود یافته مجددا به نوع جدیدی از ویروس آنفلوانزا مبتلا گردد.

 

بیماری آنفلوانزای طیور (Avian Influenza) یکی از بیماریهای واگیر دار تنفسی ویروسی طیور است که دارای قدرت انتشار سریع می باشد.عامل آن ، ویروسی متعلق به خانواده اورتومیکسوویروسها (Orthomyxoviridae) می باشد و همه انواع آن در طیور ، متعلق به تیپ A ویروس آنفلوانزا است.از آنجائیکه ماده ژنتـــیکی (RNA) این ویروس دارای ۸ قطعه جداگــــانه می باشد ، لذا خیلی سریع خاصیت پادگنی خود را تغییر می دهد و موجب می گردد تا جوجه یاگله ای که به تازگی از بیماری آنفلوانزا بهبود یافته مجددا به نوع جدیدی از ویروس آنفلوانزا مبتلا گردد.دو نوع پروتئین اصلی H و N روی سطح این ویروس وجود دارد.پروتئین H دارای ۱۵ تحت سروتیپ مختلف و پروتئین N دارای ۹ تحت سروتیپ متفاوت می باشد.پروتئین H در خاصیت پادگنی و قدرت بیماریزایی ویروس آنفلوانزا نقش اصلی را ایفا می کند و چنانچه ویروس آنفلوانزایی متعلق به تحت سروتیپ هایی H۵ یا H۷ جدا شود ، لازم است که هرچه سریع تر به مراجع مربوط گزارش گردد.علت این امر تعلق داشتن همه ویروسهای فوق حاد آنفلوانزای طیور به این دو تحت سروتیپ است ، هر چند که ویروس جدا شده بیماریزایی شدیدی نداشته باشد ولی باید در نظر داشت که ویروس آنفلوانزا می تواند خیلی سریع ماهیت پادگنیش را تغییر داده و به صورت فوق حاد در آید.ویروس آنفــــــلوانزایی که تا به امروز در ایران جدا شده متعــــلق به تحت سروتیپ N۲ و H۹ بوده و خوشبختانه جزء گروهی از ویروسهای آنفلوانزا است که قدرت بیماریزایی فوق حاد نداشته و به انسان نیز سرایت نمی کند .ولی باید توجه داشت که ویروس آنفلوانزای جدا شده در سال ۱۹۹۵ در کشور همسایه ما ، پاکستان به تحت سروتیپ H۷N۳ تعلق دارد که دارای بیماریزایی فوق حاد می باشد.از سوی دیگر در سال ۱۹۹۷ ویروس آنفلوانزای مربوط به تحت سروتیپ H۵N۱ مرغی ، از یک پسر بچه ۳ ساله در هنگ کنگ جدا شد که به دنبال آن جهت جلوگیری از وقوع بیماری در انسان ، کلیه طیور صنعتی هنگ کنگ بطور جمعی کشتار شدند. ویروس آنفلوانزا از انواع ماکیان ، بوقلمون ، بلدرچین ، قرقاول شترمرغ ، مینا ، طوطی ، سار ، مرغابی ، غاز و سایر پرندگان آبزی جدا شده است ولی در ماکیان و بوقلمون بیشترین خسارت و تلفات را ایجاد می کند.در پرندگان زینتی سویه ها یH۳ و H۴ بدفعات بیشتری جدا شده است. پرندگان آبزی (همچون اردک ، مرغابی و . . . )بعنوان مخـــــــزن این بیماری در طبیعت معرفی شده اند و عقیده بر این است که مرغابی های اهلی نسبت به ابتلا به فرم درمانگاهی فوق حاد آنفلوانزا مقاوم می باشند.البته این پرنده ها به ویروس آنفلوانزا مبتلا می شوند و باعث پخش آن در محیط نیز می گردند.انواعی از پرندگان آبزی ، مانند پرستو دریایی نسبت به فرم فوق حاد آنفلوانزا حساس هستند و در اثر ابتلا به آن تلف می شوند. اشخاص مختلف با تماس با پرنده های مریض ، تجهیزات آلوده موجود در مرغداریها ، ماشین های حمل و نقل ، آب و دان آلوده ، پرندگان وحشی ، موش و حشرات می توانند به طور مکانیکی ویروس آنفلوانزا را بین مرغداریها منتقل کرده و موجب بیماری گـــــردند.حتی شانه تخم مرغ می تواند نقش مهمی در بیماری داشته باشد.زیرا وجود ویروس در سطح پوسته تخم پرندگان آلوده نیز به اثبات رسیده است.البته امکان انتقال عمودی یا به عبارتی انتقال بیماری از مادر به جوجه برای این بیماری وجود ندارد ، چرا که جنین آلوده ، قبل از تولید از بین می رود. ویروس به تعداد زیاد از طریق ترشحات چشم و بینی و دستگاه گوارش (مدفوع) پرنده بیمار ، در محیط پخش می شود و توسط مواد آلی در محیط حفظ می گردد.خوشبختانه ویروس آنفلوانزا جزء ویروسهای نسبتا حساس می باشد و با انواع ضد عفونی کننده های حلال چربی ، خنثی میگردد.برای ضدعفونی کردن می توان ز انواع دترجنت ها (شوینده ها)، فرمالین ، بتاپروپیولاکتون ، عوامل اکسید کننده ، اسیدهای رقیق ، اتر ، سدیم دودسیل سولفات و یونهای آمونیم استفاده کرد.این ویروس در دمای ۲۲ درجه سانتیگراد به مدت ۴ روز و در صفر درجه به مدت ۳۰ روز در محیط مرطوب (آب) زنده می ماند.اصولا ویروس آنفلوانزا نسبت به حرارت ، اسیدیته بالا یا پایین ، شرایط محیطی غیر ایزوتونیک و خشکی حساس بوده و به سرعت از بین می رود. هنگامیکه مرغداری به ویروس آنفلوانزا آلوده می شود ، پس از حذف پرنده ها (بدنبال سیاست حذف گله یا پایان عمر اقتصادی گله) باید چند روز دمای سالن ها را افزایش داد.سپس متعاقب شستشوی دیوارها با مواد شوینده ، بستر سالن را جمع آوری نمود.در مرحله بعد باید مرغداری توسط هیپوکلریت سدیم یا فرمالین ضدعفونی شود. ویروس آنفلوانزا در شرایط سرد و مرطوب برای مدت طولانی تری در محیط باقی می ماند.بعنوان مثال در فــــصل زمستان بعد از ۱۰۵ روز ویروس عفونت زای آنفلـــــوانزا را از بستر آلوده جدا کرده اند.ویروس آنفلوانزا خاصیت عفونت زایی خود را در دمای ۴ درجه سانتیگراد تا ۷ روز در داخل مدفوع حفظ می کند.جهت کاهش آلودگی بستر و قبل از حمل آن به خارج از مرغداری بهتر است آن را کود کرده (روی هم جمع کرده)و با نایلون بپوشانند تا در اثر تخمیر ، دمای آن بالا برود و ویروس غیر فعال شود.در زمان حضور پرندگان آلوده ، ویروس آنفـــــــلوانزا از آب نیز جدا می شود ولی با رفتن پرنده ها ، ویروس نیز در آب از بین می رود. دوره کمون بیماری در یک پرنده بین چند ساعت تا ۳ روز و در یک گله تا ۱۴ روز است.دوره کمون به میزان آلودگی ویروسی ، راه عفونت ، گونه پرنده مبتلا و قدرت بیماریزایی ویروس بستگی دارد. عوارض درمانگاهی حاصل از ابتلا به ویروس آنفلوانزا به سویه ویروس ، گونه و سن پرنده های مبتلا و وضعیت ایمنی آنها علیه بیماری آنفلوانزا و سایر بیماریها مانند کلی باسیلوز ، نیوکاسل ، مایکوپلاسموز و عوامل فیزیکو شیمیایی مانند گرد و غبار ، آمونیاک و . . . بستگی دارد.گونه پرنده آنقدر مهم است که بعنوان مثال یک سویه H۵N۸ ویروس آنفلوانزا در بوقلمونها تلفات سنگین می دهد ، در حالیکه در اردک بیماری جدی ایجاد نمی کند.بطور کلی ویروس آنفلوانزا پرندگان وحشی را بدون عوارض مشخص مبتلا می سازد.علائم بیماری ممکن است در دستگاه تنفس ، گوارش تناسلی یا عصبی مشاده گردد.عوارض بیماری عبارتند از کاهش اشتها ، ضعف ، کاهش سرزندگی ، افزایش کرچی ، کاهش تولید ، کاهش جوجه در آوری و نطفه داری ، عوارض خفیف تا شدید تنفسی شامل سرفه ، عطسه ، خرخر ، افزایش اشک و التهاب ملتحمه چشم ، تورم سینوس ، جمع شدن جوجه ها به دور یکدیگر ، ژولیدگی پرها ، خیز (ادم) سروصورت ، تیرگی تاج و ریش همراه وزیکول و زخم بر روی آن ، تیرگی پوست نواحی بدون پر بدن ، اسهال ، عوارض عصبی مانند لرزش و تکا ن دادن سر .در برخی موارد دوره بیماری خیلی سریع بوده و پرنده ها بدون نشان دادن عارضه مشخص تلف می شوند. میزان تلفات در فرم فوق حاد بیماری در حدود ۱۰۰ درصد و در فرم حاد آن در حدود ۳۰ الی ۴۰ درصد می باشد ولی در اشکال خفیف تلفات مشاهده نمی گردد.در واگیریهای آنفلوانزا در کشورهای کره و چین به سویه H۹ (مشابه سویه کشور ما )، میزان مرگ و میر در مرغداری حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد ، ولی میزان تلفات در شرایط آزمایشگاهی کمتر از مرغداری بوده است.از این رو احتمال وجود سایر عفونتهای ثانویه که موجب افزایش تلفات می شود مطرح می گردد. عوارض کالبد گشایی در موارد خفیف بیماری شامل ترشحات کاتارال و فیبرینی و یا چرکی در سینوس ها و نای می باشد.گاهی ممکن است ادم و ترشحات سروزی و حتی لخته های چرک پنیری در سینوس ها و نای نیز مشاهده گردد.همچنین امکان دارد کیسه های هوایی ضخیم شده و ترشحات چرکی پنیری یا فیبرینی در آنها مشاهده شود.گاهی پریتونیت فیبرینی یا کاتارال وا تخم شکستگی مشاهده می گردد.معمولا در مرغهای بالغ در حال تولید ، ترشحات اکسودایی در مجرای تخم همراه با پارگی فولیکولهای تخمدان به وقوع می پیوندد.در موارد عفونت با ویروسهای دارای حدت زیاد ، ممکن است به علت مرگ سریع پرنده بر روی لاشه جراحات خاصی مشاهده نشود.در عین حال اغلب موارد عوارضی چون پرخونی ، خونریزی و ترشحات ترانسودایی داخل نای دیده می شود.تورم و ادم سر ، صورت و ، سینوس ها ، تیرگی ، پرخونی و گاهی خونریزی روی تاج و ریش ، پرخونی روی ساق پا ، نقاط نکروز و خونریزی روی کبد ، طحال ، کلیه ها ، ریه و سطوح سروزی نیز از جراحات قابل مشاهده است.

 

برای تشخیص بیماری در مواردی که سویه های فوق حاد ویروس آنفلوانزا مطرح هستند ، ابتدا باید به میزان واگیری و تلفات جوجه ها و عوارضی کالبد گشایی آنها توجه نمود و سپس جهت تایید تشخیص از آزمایشگاه کمک گرفت.طی ۷ الی ۱۰ روز بعد از عفونت ، پادتن های ضد ویروس آنفلوانزا را می توان در خون پرنده ها شناسایی کرد.در تشخیص سرولوژیک بیماری آنفلوانزا آنچه حائز اهمیت می باشد این است که خونگیری اول در زمان شروع بیماری و خونگیری بعدی ۱۴ تا ۲۸ روز بعد از آن انجام شود تا بتوان با مقایسه نتایج آنها به تشخیص قطعی رسید.چنانچه بین دو آزمایش متوالی عیار پادتن ضد آنفلوانزا ۴ برابر شده باشد ، عفونت با ویروس آنفوانزا تایید می شود. موثرترین و ساده ترین روش آزمایشگاهی برای تشخیص پادتن ضدویروس آنفلوانزا استفاده از آزمایش AGP (آزمایش رسوبی در ژل)می باشد.از چند روز بعد از عفونت تا ۳ ماه پس از آن آزمایش AGP برای آنفلوانزا مثبت می ماند.البته باید توجه داشت برای پرندگان آبزی آزمایش AGP توصیه نمی شود.هنگامیکه سویه ویروس آنفلوانزای یک منطقه جغرافیایی مشخص شد بهترین آزمایش سرولوژی برای تشخیص بیماری آنفلوانزا استفاده از HI است.البته آزمایشهای دیگری مانند الایزا یا ایمینوپراکسیداز یا ایمینوفلورسانس نیز برای تشخیص بیماری آنفلوانزا وجود دارد.جهت جستجوی پادگن ویروس از کشت جنین تخم مرغ یا PCR نیز استفاده می شود. نکته مهم این است که همواره عوارض واضح درمانگاهی یا کالبدگشایی برای تشخیص بیماری آنفلوانزا وجود ندارد و در این موارد استفاده از آزمایشات سرمی اهمیت بیشتری پیدا می کند.برای تعیین آلودگی یک گله ، ۱۵ تا ۲۰ نمونه خون جهت آزمایش HI یا AGP کافی می باشد.جهت جستجوی ویروس در پرندگان مبتلا می توان از ترشحات نای ، ریه ، کیسه های هوایی ، سینوس ها ، دستگاه گوارش (شامل روده ، سکوم ، تونسیل ها و مدفوع) و در مرحله درمانگاهی بیماری از کبد ، طحال ، مغز یا خون نمونه برداری کرد. برای پیشگیری و کنترل بیماری باید از برخورد پرنده های و حشی – خصوصا پرندگان آبزی که به تناوب ویروس را در مدفوعشان دفع می کنند – با پرنده های پرورشی جلوگیری نمود.بدیهی است که رعایت شرایط قرنطینه مرغداری باید بطور کامل رعایت شود. برخی از کشور ها قوانین خاصی از جمله ممانعت از ورود پرندگان و فرآورده های طیور از کشورهای آلوده به ویروس آنفلوانزا وضع نموده اند و تا زمانیکه این کشورها از آنفلوانزا عاری نشده اند و جلوی ورود پرنده از سایر کشورهای آلوده را نیز نگیرند ، شامل این تحریم می مانند. مهم ترین راه مبارزه با آنفلوانزا بکاربردن مدیریت صحیح و تصمیم گیری مناسب می باشد.در صورتیکه اولین مورد مثبت بیماری مشاهده گردد و بیماری در مناطق وسیعی انتشار نیافته باشد ، بهترین راه مبارزه کشتار جمعی طیور در محل مرغداری و دفن آنها است.باید توجه داشت انتقال پرندگان آلوده ، به نقطه دیگر جهت کشتار (به عبارتی دیگر کشتارگاه) به هیچ وجه صحیح نمی باشد و آلودگی را در منطقه پخش می کند.بعد از حذف مرغها باید کلیه لوازم و تجهیزات سالن ها و دیوارها را با مواد پاک کننده (دترجنت) شستشو داد.در مرحله بعد ضدعفونی کامل مرغداری و خالی نگهداشتن آن بمدت ۳ الی ۴ هفته الزامی می باشد.در طی این مدت باید شرایط قرنطینه در اطراف مرغداری و رفت و آمد به داخل آن رعایت شود.می توان جهت اطمینان از پاک شدن مرغداری ، چند جوجه حساس (SPF) را بداخل سالن رها نمود و پس از گذشت ۳ تا ۴ هفته چنانچه آنها از نظر سرمی و دفع ویروس منفی بودند ، از پاک بودن مرغداری اطمینان حاصل کرد. در صورتیکه سیاست واکسیناسیون وجود داشته باشد و واکسن از سویه آنفلوانزای موجود در منطقه تهیه شده باشد ، باید برای دوره پرورش بعدی جوجه ها ، آنها را واکسینه کرد.در برخی از واگیریهای آنفلوانزا در جهان ، واکسن کشته تهیه گردیده و با موفقیت استفاده شده است.به هیچ وجه استفاده از واکسن زنده یا آلوده کردن کنترل شده جوجه ها با ویروس بیماریزای آنفلوانزا در سنین دارای حساسیت کمتر (دوران پرورش گله مادر یا تخمگذار) توصیه نمی شود.علت اصلی این محدودیت ، امکان بوجود آمدن سویه های جدید آنفلوانزا از ویروس زنده آن می باشد.همچنین در اغلب موارد بیماریزایی ویروس آنفلوانزا در آزمایشگاه کمتر از شرایط مرغداری می باشد و نمی توان از تخفیف حدت یافتن واکسن زنده اطمینان داشت و نیز احتمال انتقال به سایر طیور غیر واکسینه یا سایر حیوانات و انسان و بروز بیماری در آنها نیز وجود دارد.از آنجائیکه به هنگام واگیری با سویه های فوق حاد آنفلوانزا هدف ریشه کنی بیماری می باشد ، استفاده از واکسن توصیه نمی شود.زیرا با مصرف واکسن میزان تلفات و خسارات ناشی از بیماری آنفلوانزا کاهش می یابد ولی پرنده های ایمن شده در هنگام آلودگی با ویروس بیماریزای آنفلوانزا ، دچار عفونت شده و بدون بروز عوارض درمانگاهی ، ویروس بیماریزا را در محیط پخش می کنند.واکسیناسیون با واکسن کشته موجب کاهش شدت بیماری و قدرت انتشار ویروس در گله می گردد ولی در عین حال در گله واکسینه نمی توان ویروس بیماریزا را از میان پرندگان حذف نمود. ساختن واکسن روغنی مستلزم صرف هزینه زیاد بوده و در صورتیکه سویه ویروس آنفلوانزا دچار تغییرات پادگنی شود ، باید بلافاصله واکسن کشته جدید تولید شود. برای درمان یا به عبارتی پیشگیری از سرایت بیماری به جوجه های غیر مبتلا و کاهش ضایعات در جوجه های مبتلا ، داروهای انسانی ضدآنفلوانزا وجود دارد.از این داروها بطور تجربی در گله های پرورشی بوقلمون ، بلدرچین و مرغ استفاده شده و نتایج خوبی مشاهده گردیده است.اثرات این داروها شامل کاهش تلفات و میزان واگیری می باشد.اما باید توجه داشت که دو نکته مهم مصرف این داروها در طیور را محدود می کند.در درجه اول گزارشاتی مبنی بر بوجود آمدن سویه های جدید ویروس آنفلوانزا که به داروهای یاد شده مقاوم می باشند و به عنوان خطر جدی در کنترل آنفلوانزا مطرح است.در درجه بعد مدت زمانی است که دارو در محصولات غذایی حاصل از طیور باقی می ماند.البته در جوجه های گوشتی بعد از گذشت ۲۴ ساعت از قطع مصرف دارو می توان گوشت پرنده را به مصرف انسان رسانید ، ولی در ارتباط با تخم مرغ وضع فوق می کند و تا ۳ روز بعد از درمان با دارو ، بقایای آن در تخم مرغ وجود خواهد داشت ، لذا مصرف خوراکی تخم مرغ برای انسان ممنوع می باشد.در هر حال تا به امروز اجازه به مصرف این داروها در طیور صادر نشده و به نظر می رسد که عملی ترین راه مبارزه با این بیماری در شرایط فعلی مملکت ، استفاده از واکسن کشته ضمن رعایت موازین بهداشتی و قرنطینه می باشد.

 

مایکوتوکسیکوز در طیور
در اکثر موارد مایکوتوکسیکوز تشخیص داده شده در گله های طیور بعنوان عامل ثانویه قلمداد شده و از مایکوتوکسین ها کمتر بعنوان عامل اولیه بیماریزا نام برده می شود. در بیماری شناسی طیور معمولا" آنچه که مدنظر می باشد عوارضی هستند که در کتابهای بیماری شناسی از آنها نام برده شده است ، بعنوان مثال کاهش قدرت دفاعی بدن را به بیماریهایی نظیر گامبورو ، مارک ، کم خونی عفونی و یا رئوویروس ها نسبت می دهیم ولی به ندرت اتفاق می افتد که مایکوتوکسین ها را بعنوان عوامل اولیه مدنظر داشته باشیم.

 


تشخیص – پیشگیری – درمان
در اکثر موارد مایکوتوکسیکوز تشخیص داده شده در گله های طیور بعنوان عامل ثانویه قلمداد شده و از مایکوتوکسین ها کمتر بعنوان عامل اولیه بیماریزا نام برده می شود. در بیماری شناسی طیور معمولا" آنچه که مدنظر می باشد عوارضی هستند که در کتابهای بیماری شناسی از آنها نام برده شده است ، بعنوان مثال کاهش قدرت دفاعی بدن را به بیماریهایی نظیر گامبورو ، مارک ، کم خونی عفونی و یا رئوویروس ها نسبت می دهیم ولی به ندرت اتفاق می افتد که مایکوتوکسین ها را بعنوان عوامل اولیه مدنظر داشته باشیم. در مزارع کوچک و بزرگ پرورش نیمچه گوشتی بکرات مشاهده شده است که مهار مایکوتوکسیکوز ، بیماریهایی نظیر پاستورلوز ، مایکوپلاسموز ، برونشیت عفونی و کوکسیدیوز نیز تقریبا" بر طرف شده اند. برای سالهای متمادی پاتولوژیستهای طیور گزارش از جراحاتی در بافتها و اعضاء کرده اند که در اثر مایکوتوکسین ها می توانسته بوجود آمده باشند ، ولی با روشهای متداول آزمایش دان و مواد اولیه ، مقدار تعیین شده مایکوتوکسین ها اکثرا" بین صفر تا حداکثر پنجاه قسمت در بیلیون بوده ، طوریکه در بیشتر موارد نتایج این آزمایشات باعث گمراهی و ناتوانی در تشخیص قطعی بوده و ذهن را متوجه مواد دیگری مثل حشره کشها کرده است. در مزرعه أی که هر هفته پانصد هزار قطعه نیمچه گوشتی پرورش داده می شد در یکی از گله ها تلفات غیرعادی در هفته های آخر پرورش بروز کرد و در کالبد گشایی جراحاتی شبیه به آنچه که در سندرم آسیب بوجود می آید دیده شد ، معهذا از نظر آسیب شناسی این جراحات مایکوتوکسیکوز تشخیص داده شدند. از آنجا که مقدار مایکوتوکسین در محموله های مختلف دان ساخته شده و مواد اولیه دان می تواند بسیار متغیر باشد ، لذا آزمایش این مواد به منظور تعیین مقدار مایکوتوکسین در آنها نمی تواند روش مطمئن و مناسبی برای تشخیص مایکوتوکسیکوز باشد. برای تشخیص مایکوتوکسیکوز سه مورد زیر همواره باید تواما" در نظر گرفته شوند :
۱- علائم کلینیکی و نشانیهای کالبدگشایی
۲- علائم میکروسکوپی جراحات
۳- تعیین مقدار مایکوتوکسین موجود در اعضایی نظیرکبد و کلیه افزایش تلفات معمولا" مهمترین نشانی مایکوتوکسیکوز درنیمچه های گوشتی و از سن ۵ هفتگی به بعد می باشد.
بیشتر تلفات دارای جراحاتی در کالبدگشایی می باشند که بنام سندرم سمی قلبی – تنفسی و کبدی – کلیوی سیستم گردش خون نامیده می شود. عدم موفقیت در جداکردن عوامل بیماریزای عفونی و بروز واکنش های شدیدتر متعاقب واکسیناسیون نیز می توانند راهنمای خوبی برای تشخیص مایکوتوکسیکوز احتمالی باشند. در صورت احتمال وجود مایکوتوکسیکوز ، توصیه می شود که سه روز متوالی و هر روز به مدت ۶ ساعت گله بدون دان باشد. در صورتیکه علائم تنفسی و تلفات رو به کاهش گذاشت باید وجود مایکوتوکسیکوز را در گله قطعی تلقی کرد. از روشهای کنترل مایکوتوکسیکوز در گله های گوشتی ، حذف دان تا چندین ساعت در روز از سن ۱۴ روزگی به بعد و نیز افزودن موادی بدان هستند که مایکوتوکسین ها را بخود جذب کرده و بدینوسیله دان را عاری از مایکوتوکسین می نمایند.

 


بیماری های استخوانی در طیور
بیماری های استخوانی در طیور بعضی از پرندگان بیماریهای پا ، پنجه های کج ، پای قوسی ، مفاصل متورم زانو را به صورت اپیدمی گسترش می دهند. نوسانات گسترده و شرایط مطالعه بیماریهای متعدد نشان از آن دارد که در وقوع چنین اختلالاتی عوامل متعددی دخیل است که در این میان می توانیم از فشار زیادی که در مرحله رشدسریع روی بافت عضلانی ، اسکلتی و تاندون پرندگان قرار میگیرد نام ببریم.
یکی از این بیماریهانرمی استخوان است. معدنی شدن استخوان به واسطه کمبود کلسیم، فسفر یا ویتامین D را ریکتز Rickets ( نرمی استخوان) می گویند. کمبود ویتامین D به دلیل یک خطای آمیختگی ، تحت تقویت یا حضور توکسین های قارچی که در روند متابولیسم طبیعی تاثیر گذارند نرمی استخوان را سبب می شود. کمبود فسفر، به دلیل عدم وجود فسفر کافی در سهمیه غذایی موجب پیدایش نرمی استخوان می شود و در نهایت کمبود کلسیم در جیره غذایی باعث این بیماری می شود.
بیماری دیگر که از شایع ترین بیماری های استخوانی است بیماری پروسیس Porosis است. تورم مفاصل زانو ، تاندونهای لغزان و کوتاه سازی شدید استخوانهای بلند همگی از علائم پیدایش پروسیس به شمار می روند. کمبودهای عناصر معدنی کمیاب از قبیل منگنز، روی ، کولین ، نیاسین ، اسید فولیک ، پیریدوکسین می توانند از عوامل ایجاد شرایط پروسیس باشند .
بیماری دیگرتیبیا دیسکندروپلازیا Tibia dyschondroplasia است. این طور به نظر می رسد که پرندگان زود رشد در گسترش این نوع بیماری نقش اساسی دارند. این ناراحتی با رشد سریع استخوان که از ظرفیت سیستم بدنی پرنده در فرستادن کلسیم به استخوان خارج است مرتبط می شود. وقتی پرنده وزن اضافه می کند ، این رشد باعث ایجاد شکستگیها و پیچ خوردگیهایی در بدن می گردد. این بیماری در صورتی که نسبت کلسیم به فسفر نادرست باشد بدتر می شود. در واقع باید به نسبت هر دو بخش کلسیم ،یک بخش فسفر موجود باشد.
یکی دیگر از عوامل مستقیم و غیر مستقیم عفونت پا است که در این میاناستافیلوکوکوس Staphylococcus از رایج ترین آنها است. اختلالات پایی که به موجب این عوامل عفونی به وجود می آیند می توانند به راحتی با شرایط مرتبط تغذیه اشتباه گرفته شوند.به هنگام خروج جوجه ها از تخم اطمینان حاصل کنید که به هنگام ایستادن درون ماشین جوجه کشی ، سطحی محکم پیش روی خود دارند چرا که عضله های پای جوجه پس از خارج شدن از تخم برای رسیدن به عملکرد کامل و مناسب چند ساعتی وقت نیاز دارد، بنابراین سطوح لغزنده نیز ممکن است منجر به ناراحتی پا در جوجه گردد.
اخیرا پرورش گونه های کند رشد پرندگان گوشتی بسیار مورد استفبال قرار گرفته است. پژوهش ها نشان از این مطلب دارد که اغلب پرندگان کند رشد کمتر دچار ناراحتی های پا می شود.اما در عین حال برای رسیدن به وزن مطلوب برای تولید کننده ها مشکلاتی فراهم می آورند و زمان زیادی صرف رشد آنها می شود.
در واقع گونه های زود رشد بین 6 تا 8 هفته آماده سازی می شوند در حالی که پرندگان کند رشد برای رسیدن به این مرحله بین 12 تا 15 هفته زمان نیاز دارند. اگرچه پرندگان کند رشد در برابر بیماریهای پا مقاومتر هستند اما امکان تلف شدن آنها در در اثر عوامل وبیماریهای دیگر بیشتر است.بسیاری از درمانها ، کمکی به حل این مسئله نمی کنند. اما در این میان استثنایی هم وجود دارد که آن استفاده از ترکیب ویتامین های محلول در آب و ترکیب عناصر معدنی کمیاب به غذایشان می باشد. این روش درمانی زمانی اثر گذار است که به هنگام رویت نخستین علائم ناراحتی صورت پذیرد. اگر هدفتان در مسیر کاهش ناراحتی های پا است در صورت مشاهده تعدادی پرنده مبتلا وحشت زده نشوید . بسیاری از این پرندگان به رشد خود ادامه می دهندو می نوانند به عمل آیند. اگر این مشکلات ادامه یافت به منظور تمیز دادن عوامل عفونی و عوامل تغذیه ای و کمبود عناصر و ویتامینها از هم تشخیص آزمایشگاهی مورد نیاز است.

 


بیماری نیوکاسل در شتر مرغ
این بیماری اولین بیماری ویروسی است که قبل از سال ۱۹۸۶ در شتر مرغ گزارش شد. ویروس حاد عامل بیماری در تعادی از واگیری ها در گله های شتر مرغ در آفریقای جنوبی جدا شده است.
●سبب شناسی: تا به حال ویروس های سر و تیپ پارامیکسو ویریده تیپ ۱ عوامل مسببه بیماری نیوکاسل در شتر مرغ محسوب می شوند. طبق یک گزارش از کشور دانمارک طی یک دوره قرنطینه ۱۸ قطعه از ۷۷ قطعه شترمرغ و ۴ امیو نگهداری شده تلف شدند. مشاهدات درمانگاهی و آسیب شناسی وجود هیچ بیماری قابل انتقالی را در گله نشان ندادند. ضعف های مدیریتی و مشکلات داخلی محل نگهداری در بروز تلفات بسیار مهم قلمداد شدند. سه سویه از پارامیکسو ویروس طیور، سروتیپ ۱(APMN۱)از روده ها و محتویات روده ای شتر مرغ های مرده در آزمایشگاه جدا شدند. پادتن های مونوکلونال (Monoclonal) موش و تجزیه و تحلیل محل های انحصاری(restriction site) نشان دادند که سه سویه جدا شده غیر قابل تشخیص از یکدیگر بوده و شبیه به ویروس های APMN۱ می باشند که در شیوع های معمول بیماری نیوکاسل در صنعت طیور دانمارک وجود دارند.
ویروس های سروتیپ پارامیکسو ویروس تیپ ۱ یک گروه ویروسی با قرابت نزدیک به یکدیگر می باشند. برخی از ارتباطات سرولوژیکی بین ویروس نیوکاسل و دیگر سروتیپ های پارامیکسو ویروس مشخص شده است که مهمترین آنها در مورد سروتیپ پارامیکسوویروس تیپ ۳ می باشد. سال های بسیاری سوش های نیوکاسل و نمونه های جدا شده به عنوان یک گروه ویروسی با تشابه سرولوژیکی در نظر گرفته می شدند. لذا این مطلب اساس روش های واکسیناسیون بکار رفته جهت پیشگیری از وقوع بیماری در اغلب کشورهای جهان بود. به هر حال اخیرا با توسعه روش های دقیق تر سرولوژیکی تنوع پادگنی قابل توجهی بین سویه های مختلف ویروس نیوکاسل مشخص شده است. تفریق و جداسازی انجام یافته در شناخت همه گیری ها با منشا حیوانی (اپیزوتیولوژی) ویروس نیوکاسل مخصوصا در همه گیری وابسته به کبوتر طی دهه ۱۹۸۰ در سراسر دنیا بی نهایت مفید بوده است. در برخوردهای ناگهانی با سویه های ویروس نیوکاسل و جداسازی آنها توانایی این ویروس ها در ایجاد علائم کاملا مشخص و حدت بیماری حتی در همان گونه های میزبان مورد توجه قرار گرفته و بر اساس تولید بیماری در جوجه ها تحت شرایط آزمایشگاهی، ویروس های نیوکاسل در پنج تحت تیپ قرار می گیرند.
۱- ویروس های ویسروتروپیک و لوژنیک که متعاقب علائم تنفسی و عصبی مرگ و میر بالایی را به وجو می آورند.
۲- ویروس های ویسروتروپیک و لوژنیک که مشکل بسیار حاد بیماری را با علائم ضایعات مشخص هموراژیک در لوله گوارشی ایجاد می کنند.
۳- ویروس های مزوژنیک که علائم تنفسی و گاهی عصبی همراه با مرگ و میر پائین را ایجاد می کنند.
۴- ویروس های لنتوژنیک تنفسی که موجب عفونت تنفسی ملایم یا نا آشکار می شوند.
۵- ویروس های روده ای بدون علائم مشخص که عفونت روده نا آشکاری را ایجاد می کنند.
به هر حال این گروه ها به عنوان راهنما تلقی شده و همواره میزانی از ارتباط دادن بیش از حد وجود داشته و برخی از ویروس ها به سادگی در تحت تیپ خاصی واقع نمی شوند. هر چند مطالعات دقیق و بیشتری در خصوص پرندگان خانواده شتر مرغ مورد نیاز است، لیکن از مطالب گروه بندی فوق در حال حاضر می توان استفاده نمود.

 

●همه گیر شناسی:
موارد بروز نیوکاسل در شتر مرغ تنها از اسرائیل و بعضی از مناطق آفریقای جنوبی گزارش شده است. در اروپا مواردی از مرگ ومیر در میان شتر مرغ های باغ وحش ها در قرن پانزدهم به این بیماری نسبت داده شده است. در صورت عدم واکسیناسیون گله های شتر مرغ مرگ و میر بالا و زیان اقتصادی شدید در گله های تجاری دیده می شود. در جوجه شترمرغ های ۳ تا ۴ ماهه میزان مرگ و میر ممکن است تا ۸۰% یا بیشتر نیز برسد. تا به حال بیش از ۲۰۰ گونه پرنده حساس به عفونت های طبیعی یا تجربی نیوکاسل گزارش شده اند. به نظر می رسد که احتمال دارد برخی از این گونه ها بسیار حساس باشند. برخی از گونه های پرندگان مانند اردک ها و غاز علائم خفیف بیماری را حتی اگر با سویه های بسیار حاد نیوکاسل برای جوجه ها، آلوده شوند، نشان می دهند.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 40   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله بیماری های طیور

دانلود مقاله فرق بین سلول هاپلوئید و سلول دیپلوئید در سلول جانوری

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله فرق بین سلول هاپلوئید و سلول دیپلوئید در سلول جانوری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

فرق بین سلول هاپلوئید و سلول دیپلوئید در سلول جانوری

 

 

 

 

 


فرق بین سلول هاپلوئید و سلول دیپلوئید در سلول جانوری
قبل ازاینکه فرق بین سلول هاپلوئید و سلول دیپلوئید در سلول جانوری را مورد بحث قراردهیم، ابتدا تعریفی از کروموزوم می کنیم. کروموزومها به عنوان جایگاه ماده وراثتی شناخته شده اند و نام میتوز )رشته( که به پدیده ی تقسیم یاخته ای است برای نشان دادن اهمیت این عناصردرانتقال پیامهای وراثتی دریاخته به کارمی روند. طول متوسط کروموزومها در انسان حدود 5 و بزگترین وکوچک ترین آنها به ترتیب حدود 10 و1 میکرون است. تعداد کروموزمها درگونه های مختلف بسیارمتغیراست. مثلا درانسان 46 عدد است. کروموزومها از نظر طول و محل قرارگرفتن دو به دو با هم مشابه اند که به آنها کروموزمهای همتا (مشابه) می گویند، بنابراین در انسان 23 جفت کروموزوم وجود دارد و عدد کروموزومی آن 2n=46 است و باید بدانیم که 2n عدد دیپلوئید وn عدد هاپلوئید است بنابراین درانسان عدد هاپلوئید n=23وعدد دیپلوئید 2n=46است.
هر یاخته ای از یاخته ی قبلی به وجود می آید، یعنی هریاخته تقسیم شده دو یاخته ی جدید را به وجود می آورد که هر یک دارای 2n کروموزوم است. وقتی از یاخته ی تخم ،که ترکیبی از دو یاخته ی جنسی نر و ماده است، صحبت می شود و تاکید می گردد که عدد کروموزومی پیوسته از نسلی به نسل دیگر ثابت می ماند، این فکر به وجود می آید که هر یک از یاخته های جنسی باید به جای 2n کروموزوم، دارای n کروموزوم باشند تا از ترکیب آنها یاخته 2n کروموزومی به وجود آید.مثلادر انسان یاخته ی تخم، که ترکیبی از دو یاخته نر و ماده است،2n=46 کروموزم دارد. بنا براین هر یک از یاخته های جنسی باید دارای n=23 کروموزوم باشند. برای روشن شدن مطلب ابتدا مراحل چرخه سلولی را مورد برسی قرارمی دهیم و بعد با دو نوع تقسیم یاخته ای، یعنی میتوز و میوز آشنا می شوییم.
چرخه ی سلولی
چرخه ی سلولی شامل چند مرحله است که عبارتند از: G1 و S و G2 و میتوزو سیتوکینزاست. اینتر فاز شامل سه مرحله ابتدایی رشد سلول است که عبارتند از G1 و S و G2 و در واقع از پایان یک تقسیم تا آغاز یک تقسیم دیگراست.
1- مرحله ی G1 : سلول در این مرحله از چرخه ی سلولی، رشد می کند و بزرگ می شود و رشد کردن سلول مستلزم پروتئین سازی بیشتر و در نتیجه میزان ساخته شدن mRNA بیشتراست واین مرحله فاصله ی زمانی بین پایان میتوز و آغاز همانند سازی( مرحله S ) است.
2- مرحله ی سنتز( S) : در این مرحله همانند سازی DNA انجام می شود بنابراین در پایان این مرحله هر کروموزوم ازدو کروماتید یکسان که درمحل سانترومر به هم متصل هستند تشکیل شده است ولی کروماتید ها دراین مرحله هنوز فشردگی و تراکم لازم را پیدا نکرده اند. دو کروماتید هر کروموزوم که در محل سانترومر به هم متصل هستند دارای ژن های یکسان هستند و درحقیقت یک کروماتید همانند سازی شده ی کروماتید دیگراست.
3- مرحله ی G2 : در این مرحله تمهیدات لازم برای تقسیم سلول فراهم می شود برای مثال اندامک های مختلف همانند سازی می کنند مانند میتوکندری درسلول های جانوری و همچنین سانتریول(رشته های دوک را می سازد) و ...دو برابر می شوند.
4- تقسیم یاخته به روش میتوز
مجموعه ی تغییرات یا خته ای که درجریان میتوز، درهسته و سیتو پلاسم حاصل می شود طی چهار مرحله انجام می گیرد:
الف- مرحله پرفاز: رشته های دراز و در هم تنیده ی کروماتینی به تدریج کوتاه و ضخیم می شوند و کروموزوم ها که همانند سازی کرده اند (S) قابل رویت می شوند، پوشش هسته ناپدید و با دور شدن سانتریول ها که در این مرحله دو جفت هستند رشته های دوک تشکیل می شود.(به طور مختصر: پوشش هسته ناپدید، کروموزوم ها ضخیم، رشته های دوک تشکیل می شوند).
ب- مرحله متافاز: در این مرحله کروموزوم ها به سمت وسط سلول حرکت می کنند و در سطح استوایی سلول ردیف می شوند. در این مرحله رشته های دوک از یک سمت به سانترومر کروموزومها و همچنین ازسوی دیگر به سانتریول ها متصل اند. در این مرحله کروموزومها کوتاه ترین و قطور ترین ضخامت و حداکثر فشردگی را دارند.
ج- مرحله آنافاز: در این مرحله کروماتید ها از محل سانترومر از هم جدا می شوند و با کوتاه شدن رشته های دوک به سوی قطبین سلول حرکت می کنند.
د- تلوفاز: پوشش هسته تشکیل می شود و دوسلول همانند از نظرژنی به وجود می آید.
5- سیتوکینز
فرآیندی است که در آن سیتوپلاسم سلول تقسیم می شود و معمولا بعد از تقسیم هسته به وقوع می پیوندد ولی در بعضی از سلول ها سیتوکینز انجام نمی شود در نتیجه ی آن و با تکرار چرخه، ساختارهای چند هسته ای بوجود می آید مانند سلول های ماهیچه ای مخطّط (ارادی) پس از مراحل جنینی، بنابراین میزان کروماتین در این نوع سلول ها بسیار بیشتر ازسایرسلول ها خواهد بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 


مراحل تقسیم میتوز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نقاط وارسی در چرخه سلولی ( heck point)
تقسیم سلول باید کنترل شود به همین منظور بین مراحل مختلف رشد سلولی نقاط وارسی (check point) وجود دارد که این نقاط در بین مراحل G1 به S وجود دارد و بین G2 به میتوز هم وجود دارد و همچنین میتوز به سیتوکینز. سرطان تقسیم و رشد غیر عادی سلول هاست، سلول های سرطانی بدن توجه به مکانیسم های کنترل کننده ی سلامت بدن، تقسیم می شوند بعضی از جهش ها سبب تولید بیش از حد مولکول های محرک رشد و تقسیم سلول ها می شوند و ازاین طریق سلول ها سرطانی می شوند. اغلب سلول ها 90% زندگی خود را در مرحله ی اینترفاز و 10% بقیه را در مرحله ی میتوز و سیتوکینز می گذرانند.
6- تقسیم یاخته به روش میوز
برخلاف‌ تقسیم‌ میتوز که‌ در اکثر سلولها اتفاق‌ می‌افتد، در جانوران‌ تقسیم‌ میوز فقط‌ در سلولهای‌ مولد گامت ها یا سلول های جنسی انجام‌ می‌شود. به‌ این‌ سلولهای‌ مولد گامت‌ها، سلول‌ زاینده ‌می‌گوئیم‌. در موجوداتی‌ که‌ تولید مثل‌ جنسی‌ دارند، دو سلول‌ جنسی‌ که‌ هر یک‌ متعلق‌ به‌ یکی‌ از والدین‌ است‌، با یکدیگر آمیزش‌ یافته‌، سلولی‌ را به‌ وجود می‌آورند که‌ در نهایت‌ از تقسیمات‌ بعدی‌ آن‌، فرزند به‌ وجود می‌آید. اگر سلولهای‌ جنسی‌ از نظر تعداد کروموزومها مانند سایر سلولهای‌ بدنی‌ باشند، در هر نسل‌ تعداد کروموزومهای‌ سلولهای‌ یک‌ گونه‌، دو برابر می‌شود. ولی‌ مکانیسم‌ تقسیم‌ میوز با نصف‌ کردن‌ تعداد کروموزومهای‌ سلول‌ جنسی‌ موجب‌ می‌شود که‌ تعداد کروموزومها در افراد نسلهای‌ مختلف‌ یک‌ گونه‌، ثابت‌ باقی‌ بماند.
بنابراین‌، گامتها یا سلولهای‌ جنسی‌ حاصل‌ از تقسیم‌ میوز دارای‌ نیمی‌ از ماده‌ وراثتی‌ سلولهای‌ دیپلوئید هستند. از آنجا که‌ سلول‌ دیپلوئید در هسته ی‌ خود، دارای‌ 2n کروموزوم‌ است‌، تعداد کروموزومهای‌ هر گامت‌ با n نمایش‌ داده‌ می‌شود و اصطلاحاً سلول‌ n کروموزومی‌ را(هاپلوئید)می‌گویند. به‌ عبارت‌ دیگر، هر گامت‌ از هر جفت‌ کروموزوم‌ همولوگ‌ فقط‌ یکی‌ را داراست‌.
طی‌ تقسیم‌ میوز از یک‌ سلول‌ دیپلوئید، چهار سلول‌ هاپلوئید پدید می‌آید. پس‌ مجموع‌ ماده ی‌ وراثتی‌ سلولهای‌ حاصل‌، دو برابر ماده ی وراثتی‌ سلول‌ اولیه‌ است‌ و لازم‌ است‌ که‌ پیش‌ از تقسیم‌، سلول‌ محتوای‌ ژنتیکی‌ خود را از طریق‌ همانندسازی‌ دو برابر نماید. درتقسیم‌ میوزنیز، همانند تقسیم‌ میتوزاین‌ عمل‌ در مرحله ی‌ پیش‌ از شروع‌ تقسیم‌ انجام‌ می‌شود وهرکروموزوم‌ دارای‌ دو کروماتید خواهری‌ کاملاً یکسان‌ می‌شود. تقسیم‌ میوز در واقع‌ شامل‌ دو تقسیم‌ متوالی‌ است‌ که‌ آنها را میوز1 و میوز 2 می‌نامیم‌. در فاصله ی‌ دو تقسیم‌، همانندسازی‌ DNA صورت‌ نمی‌گیرد. به عبارت دیگر
تقسیم میوزی طی دو مرحله انجام می گیرد که به وسیله یک مرحله اینتر فاز از هم جدا می شوند، این مرحله می تواند کم و بیش طولانی باشد. این تقسیم که به تقسیم چهار یاخته، که هر یک درای نیمی از بار کروموزومی یاخته مادراست منتهی می شود .
اولین مرحله تقسیم میوزی
الف- مرحله ی پروفاز میوز1: دراین‌ مرحله‌، علاوه‌ بروقایع‌ پروفاز تقسیم‌ میتوز (حرکت‌ سانتریولها به‌ طرف‌ قطبین‌ سلول‌، پدید آمدن‌ دوک‌، تحلیل‌ هستک وغشاء هسته‌ وتبدیل رشته‌های‌ کروماتین‌ به‌ کروموزوم‌)، اتفاق‌ مهم‌ دیگری‌ رخ‌ می ‌دهد که‌ عامل‌ اصلی‌ تفاوت‌ بین‌ تقسیم‌ میوز و میتوز است‌. به‌ این‌ صورت‌ که‌ کروموزومهای همولوگ‌ مضاعف‌ (دو کروماتیدی‌) یکدیگر را می ‌یابند و نقطه‌ به‌ نقطه‌ در تمام‌ طول‌ خود با یکدیگر جفت‌ می ‌شوند. به‌ این‌ ترتیب‌ مجموعه‌هایی به ‌وجود می ‌آید که‌ هر یک‌ شامل‌ دو کروموزوم‌ همولوگ‌ مضاعف‌ (دوکروماتیدی‌) است‌ و مجموعاً از چهار کروماتید تشکیل‌ شده‌ است‌ و به‌ همین‌ جهت‌ (تتراد (به‌ معنای‌ «چهارتایی‌» نامیده‌ می ‌شود. این‌ اتصال‌ کروموزومهای‌ همولوگ‌ به‌ یکدیگر باعث‌ می ‌شود که‌ درمتافاز1 میوز، نحوه ی ‌ قرارگیری‌ آنها نسبت‌ به‌ یکدیگربا تقسیم‌ میتوزمتفاوت‌ باشد که‌ موجب‌ تفاوت‌ اساسی‌ بین‌ تقسیم‌ میوز و میتوز می ‌شود.
ب- مرحله ی متافازمیوز1: در این‌ مرحله‌ تترادها روی‌ رشته‌های‌ دوک‌ قرارمی ‌گیرند و به‌ استوای‌ سلول‌ منتقل‌ می ‌شوند. ازآنجا که‌ در مرحله ی‌ بعدی یعنی آنافاز میوز 1 کروموزومهای‌ همولوگ‌ ازهم‌ جدا می ‌شوند و هر یک‌ از کروموزومهای‌ همولوگ‌ دراین‌ مرحله‌ دارای‌ یک‌ سانترومر مستقل‌ است‌، در متافاز میوز1 مضاعف‌سازی‌ ناحیه ی‌ سانترومر صورت‌ نمی ‌گیرد و این‌ یک تفاوت‌ دیگر بین‌ متافاز میوز1 و متافاز میتوز است‌. به‌ هر حال‌ تفاوت‌ اصلی‌ بین‌ متافاز میوز1 و متافاز میتوز دراین‌ است‌ که‌ درمتافاز میوز1، کروموزومهای‌ همولوگ‌ که‌ تتراد تشکیل‌ داده‌اند، بر روی هم‌ قرار دارند و در مرحله ی بعدی یعنی آنافاز1، رشته‌های‌ دوک‌ موجب‌ جدا شدن‌ آنها (همولوگها) از یکدیگر خواهد شد، ولی‌ در متافاز میتوز، کروموزومهای‌ همولوگ‌ هر یک‌ مستقلاً در کنارهم‌ بر روی‌ رشته‌های‌ دوک‌ قرارمی ‌گیرند و در نتیجه‌، در مرحله ی‌ آنافاز میتوز، کروماتیدهای‌ خواهری‌ حامل‌ اللهای‌ یکسان‌ از یکدیگر جدا می شوند.
ج- مرحله ی آنافاز میوز1 :در این‌ مرحله‌ رشته‌های‌ دوک‌، کروموزومهای‌ همولوگ‌ را از هم‌ جدا می کنند و هر کدام‌ از همولوگها به‌ طرف‌ یکی‌ از قطبهای‌ دوک‌ تقسیم‌ حرکت‌ می ‌کنند.
د- مرحله ی تلوفاز میوز1 :در این‌ مرحله‌ میوز1 به‌ پایان‌ می ‌رسد. نتیجه ی‌ میوز1 دو سلول‌ هاپلوئید است‌ که‌ هر کدام‌ از هر جفت‌ کروموزوم‌ همولوگ‌ دو کروماتیدی موجود در سلول‌ والد، فقط‌ یکی‌ را داراست‌. به‌ عبارت‌ دیگر هر سلول‌ دختر دارای‌ n کروموزوم‌ مضاعف‌ است‌. چنین‌ سلولی‌ دارای 2n مولکول‌ DNA است‌ که‌ دو به‌ دو سانترومر مشترکی‌ دارند. در نتیجه‌ داری‌ n سانترومر و هاپلوئید است‌.
دومین مرحله تقسیم میوزی
الف- مرحله ی پروفاز میوز 2 :این‌ مرحله‌ بسیار کوتاه‌ است‌. سانتریولها تقسیم‌ می‌شوند و به‌ طرف‌ قطبین‌ سلول‌ حرکت‌ می ‌کنند، دوک‌ تشکیل‌ می ‌شود و کروموزومهای دو کروماتیدی‌ روی‌ آن‌ قرار می ‌گیرند.
ب- مرحله ی متافاز میوز2 :کروموزومهای‌ دو کروماتیدی‌ به‌ قسمت‌ وسط‌ دوک‌ می‌روند و در استوای‌ سلول‌ قرار می‌گیرند. در پایان‌ این‌ مرحله‌ ناحیة‌ سانترومر مضاعف‌ می‌شود.
ج- مرحله ی آنافاز میوز2 :رشته‌های دوک موجب‌ جدا شدن‌ کروماتیدهای‌ خواهری‌ از یکدیگر و انتقال‌ آنها به‌ قطبین‌ سلول‌ می ‌شوند. در اینجا نیز مانند تقسیم‌ میتوز، چون‌ کروماتیدهای‌ خواهری‌ حامل‌ اللهای یکسانی هستند، جدا شدن‌ آنها باعث‌ ایجاد تمایز ژنتیکی‌ بین‌ سلولهای حاصل‌ نمی ‌شود.
د- مرحله ی تلوفاز میوز2 :در این‌ مرحله‌ تقسیم‌ میوز کامل‌ می ‌شود و نهایتاً چهار سلول‌ هاپلوئید به‌ وجود می‌آید که‌ هر یک‌، از هر تتراد یک کروماتید دریافت‌ کرده‌است‌. به‌ عبارت‌ دیگر چهار کروماتید هر تتراد بین‌ چهار گامت‌ حاصل‌ از میوز تقسیم‌ می ‌شوند.

 

مراحل تقسیم میوز (meiosis)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منشا موجودات پریاخته ای تنها یک یاخته دیپلوئید یا 2n کروموزومی، یعنی یاخته تخم لقاح یافته است با تقسیمات مکرر میتوزی ، جنینی که از هزاران یاخته دیپلوئید تشکیل شده به وجود می آید .در سیر تکامل جنینی دو دسته یاخته از میان این یاخته های دیپلوئید جدا می شوند:1- یاخته های بدنی (سوماتیک) و 2- یاخته ها ی زاینده (ژرمینال ).
یاخته هایی که در گروه سوماتیک قرار می گیرند پیوسته دیپلوئید، یعنی 2n کروموزومی باقی می مانند که منشا بافت ها و اعضای بدن موجود هستند. دسته دیگر یاخته ژرمینال هستند که در غدد تناسلی یا ( (gonads باقی می مانند و بعد گامت ها را به وجود می آورند. این یاخته ها دیپلوئیداند ولی در غدد جنسی به طریقی خاص تقسیم می شوند و یاخته های هاپلوئید یا n کروموزوم را به وجود می آورند. این طریقه تقسیم را تقسیم به روش میوز گویند که در قسمت بالا به توضیح آن پرداختیم.
یاخته های جنسی که در بدن فرد نر ساخته می شوند یاخته های جنسی نر یا اسپرماتوزوئید، و یاخته های جنسی که در بدن فرد ماده درست می شوند یاخته های جنسی ماده یا اوول نامیده می شوند.
میکانیسم خاصی را که باعث ایجاد گامتهای هاپلوئید از یاخته های ژرمینال می گردد میوز می خوانند. نکته قابل توجه این است که در این مکانیسم از یک یاخته دیپلوئید مادر ،چهار یاخته هاپلوئید n کروموزومی به وجود می آید.
تولید مثل و نمو جنینی
یکی ازاختصاصات موجودات زنده توانایی تولیدمثل است که موجب بقای نسل انواع مختلف می شود.تولید مثل در جانوران به طور جنسی صورت می گیرد در این حالت یکی از دو جنس ،یاخته ای به نام یاخته ی جنسی یا گامت تولید می کند و از ترکیب گامت های نر و ماده یاخته تخم تشکیل می شود که با رشد و نمو و تمایز ، فرد بالغی را به وجود می آورد .
تشکیل یاخته های جنسی
معمولا در تولید مثل جنسی هر یک از دو غده ی جنسی (گوناد) نر یا ماده در بدن یک فرد وجود دارد و دو جنس از یکدیگر مجذا و متمایز اند . این حالت را ، که اغلب در جانوران مشاهده می شود ،حالت جدا جنسی می نامند. پس یاخته جنسی نر یا اسپرماتوزوئید در غده ی نر یا بیضه ها ، و یا یاخته های جنسی ماده یا اوول در غده ی جنسی ماده یا تخمدان ساخته می شود.
گامتو ژنز (گامت زایی)
در موجوداتی که به طریق جنسی تکثیر میابند ،معمولا در مراحل اولیه زندگی، تعدادی ازیاخته های بدن از بقیه یاخته ها متمایز شده همه اختصاصات جنینی خود را به طور کامل حفظ می کنند و از هنگام بلوغ به بعد یاخته های جنسی را می سازند. بقیه ی یاخته های بدن به تدریج بافت ها و اندام های مختلف بدن را می سازند و برای اعمال گوناگون تخصص میابند. یاخته هایی را که منشا گامت ها هستند یاخته های زاینده (ژرمینال) و مجموعه آنها را ژرمن مینامند . بقیه یاخته های بدنی (سوماتیک) و مجموعه آن را سوما می نامند .به سخن دیگر ، ژرمن مسئول ایجاد نسل های آینده و سوما سازنده اندام ها و دستگاه های بدن جز غدد جنسی ، است. در جانوران در ابتدای زندگی جنینی ،همه یاخته دارای قدرت زایندگی یکسانند و تمایز آنها به تدریج صورت می گیرد .
مجموعه تغییرات و تحولاتی را که در یاخته های ژرمینال پدیدار شده منجر به تولید گامت ها می شود گامتوژنز یا گامت زایی گویند. چکونگی به وجود آمدن گامت نر را اسپرماتوژنز(اسپرم زایی)،و نحوه تشکیل گامت ماده را اووژنز (تخمک زایی) می نامند.

 

اسپرماتوژنز(اسپرم زایی)
در غده جنسی نر یا بیضه ، یاخته هایی به نام اسپرماتوگونی وجود دارند که از تکثیر یاخته های ژرمینال حاصل شده اند. این یاخته ها پس از بلوغ فعال شده با چند تقسیم متوالی اسپرماتوزوئید ها را می سازد.در جریان اسپرماتوژنزمراحل زیر دیده می شود. 

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  16  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله فرق بین سلول هاپلوئید و سلول دیپلوئید در سلول جانوری

دانلود مقاله برنامه درسی

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله برنامه درسی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


برنامهٔ درسی به شناخت، پیش‌بینی، سازماندهی و شکل دادن فعالیتهای آموزشی و پرورشی در حیطهٔ یادگیری یادگیرندگان گفته می‌شود. برنامه درسی شاخه‌ای از علوم تربیتی است. برنامه‌ریزی درسی یکی از مهمترین شاخه‌های مطالعات برنامه درسی است که به «تدوین، اجرا و ارزشیابی» برنامه درسی می‌پردازد.

 

تعاریف برنامهٔ درسی
تعریف واحدی از برنامهٔ درسی در میان صاحبنظران این علم وجود ندارد و هر کس بنا به تفکرات خود، تعریفی از برنامه‌ریزی درسی ارئه داده است. به طور کلی نگرشهای اساسی به برنامه‌ریزی درسی به چند شاخهٔ رشد فرایندهای ذهنی و عقلی، منطق‌گرایی علمی، تحقق خود، و تطابق و بازسازی اجتماعی قابل تقسیم است.
در زبان انگلیسی از برنامه‌ریزی درسی بیشتر با عنوان برنامهٔ درسی (به انگلیسی: Curriculum) یاد می‌شود. برخی تعاریف برنامهٔ درسی از دیدگاه اندیشمندان غربی:
«برنامهٔ درسی، شامل کلیهٔ تجربه‌ها، مطالعه‌ها، بحثها، فعالیتهایس گروهی و فردی و سایر اعمالی است که فراگیر تحت سرپرستی و راهنمایی مدرسه انجام می‌دهد.»
«برنامهٔ آموزشی نقشه‌ای است که در آن فرصتهای مناسب یادگیری برای رسیدن به هدفهای کلی و جزئی مربوط که برای دانش‌آموزان و مدارس در نظر گرفته شده‌اند.»
در یک مقاله‌ٔ سال ۲۰۰۷، ویلیام پاینار برنامه درسی را اینگونه تعریف کرده است: «محل اندیشه‌ورزی که در آن افراد برای تعریف خود و جهان کوشش می‌کنند». این کوشش که پاینار به آن اشاره دارد مربوط به شرح حال خود و نهادهاست که بسیار پیچیده می‌باشد و نیز نسلهای جدید که با جهانی متغیر مواجه‌اند که معمولاً به سختی توسط پیشینیان‌شان قابل تصور بوده است. این کوشش که پاینار به آن اشاره دارد مربوط به شرح حال خود و نهادهاست که بسیار پیچیده می‌باشد و نیز نسلهای جدید که با جهانی متغیر مواجه‌اند که معمولاً به سختی توسط پیشینیان‌شان قابل تصور بوده است.[۱]
اصطلاح برنامه درسی به منظورهای گوناگونی به کار برده شده است از جمله بعنوان برنامه ای برای یک موضوع درسی خاص دریک پایه تحصیلی مشخص،در طول یک دوره تحصیلی،یا به عنوان برنامه موضوعهای مختلف درسی در طول یک دوره تحصیلی. با این وجود دربسیاری از موارد برنامه درسی از فهرستی از هدفهای آموزشی ومطالبی که در مدارس باید تدریس شود تجاوز نمی کرد؛ درسالهای اخیر مفهوم برنامه درسی گسترش یافته است، تا آنجا که برنامه تفصیلی کلّیۀ فعالیتهای یادگیری یادگیرنده،انواع وسایل آموزشی، پیشنهادهایی در مورد راهبردهای یاددهی- یادگیری وشرایط اجرای برنامه را شامل شده است. برنامه‌ریزی درسی یعنی انتخاب دانش،مهارت و نگرش ارزشمند برای یادگیری در مدارس.[۲]
برنامه‌ریزی درسی در میان دانش‌آموزان و دانشجویان، بیشتر به معنای تعیین برنامه‌ای زمانی برای خواندن دروس و کتابهاست که به طور کلی با مفهوم علمی برنامه‌ریزی درسی متفاوت است.

 

تحول تاریخی اصطلاح مطالعات برنامه ی درسی
تاریخچه ی نظریه و عمل برنامه ی درسی نشان می دهد که پیش از این نیز عنوان این رشته در اثر کسب تجارب بیشتر و به مرور زمان تغییر کرده است. به عنوان مثال از اوایل قرن بیستم با تاسیس رشته تاکنون اصطلاحات زیر رایج بوده است: 1- اصطلاح مهندسی برنامه درسی {{|Curriculum engineering}}: این اصطلاح قدیمی ترین اصطلاح برای فعالیت برنامه ریزی درسی است. این اصطلاح از سال 1850 تا 1930 در اروپا و آمریکا رایج بوده است. اصطلاح مهندسی برنامه ریزی درسی تحت تاثیر توسعه ی صنعتی و گسترش دانش مربوط به مدیریت مراکز صنعتی و تولیدی در برنامه ی درسی رایج شد . 2- اصطلاح برنامه ریزی درسی {{|Curriculum planning}}: اصطلاح برنامه ریزی درسی پرکاربردترین اصطلاح و عام ترین برداشت از رشته ی مطالعات درسی است. این اصطلاح از دهه ی 1920 تا دهه ی 1950 رواج بیشتری داشت و توسط رالف وینفرد تایلر{{|Ralph Winfred Tyler}} رواج جهانی یافت. ویژگی بارز آن استفاده ی بسیار زیاد کاربران و پیروان آن از نظریه ها و اصول روانشناسی رفتارگراست. 3- اصطلاح رشد برنامه ی درسی {{|Curriculum development}}: با ورود روانشناسی رشد یا روانشناسی تحول در دهه ی 1950 نظریه های روانشناسی رشد کودک در رشته ی مطالعات برنامه ی درسی مورد توجه جدی قرار گرفتند. به ویژه کارهای ژان پیاژه {{|piaget}}در زمینه رشد عقلی و کارهای لورنس کهلبرگ {{|kholberg}}در زمینه ی رشد اخلاقی زمینه ی توجه به تناسب و سازگاری برنامه های درسی مدارس با رشد ذهنی، عاطفی و اخلاقی کودکان را بیشتر کرد. هیلدا تابا {{|hilda taba}}سرشناس ترین فرد در این زمینه است. توجه به نظریات مربوط به روانشناسی شناختی نیز یکی از دلایل توجه به مفهوم رشد در برنامه ریزی درسی دهه ی 1950 و 1960 بوده است. بخش دیگر این نگاه از نظریه های تحول فیزیکی و زیستی سرچشمه گرفته است. 4- اصطلاح مطالعات برنامه ی درسی{{|Curriculum studies}}: این اصطلاح در دهه ی 1970 با رواج نهظت نوفهم گرایی {{|reconceptualism}}در برنامه ی درسی متداول شد. اصطلاح مذکور در پاسخ به دو نیاز بزرگ شکل گرفته بود. نخست آنکه رشته و حوزه ی برنامه ی درسی تا آن زمان تنها به فرآیند برنامه ریزی درسی ختم می شد و لزوم کار بر روی نظریه ی برنامه ی درسی مستقل احساس می شد. دوم اینکه برای فهم بهتر و بیشتر رشته ی برنامه ی درسی، توسعه ی مطالعات میان رشته ای و جست و جوی معانی جدید در علوم انسانی و علوم طبیعی لازم به نظر می رسید. لذا برنامه ی درسی یک پدیده ی اقتصادی، هنری، سیاسی، اجتماعی، معنوی و فرهنگی شناخته شد، و فهم تاریخ برنامه ی درسی مهم تر از خود برنامه ریزی درسی تلقی شد. زیرا برنامه ریزی تنها به چند مرحله کار روتین و فنی نیاز داشت. برنامه ریزی درسی مانند یک کوچه بن بست تلقی گشت که راهی برای برون رفت از آن موجود نبود. از نظر نوفهم گرایان که گروه های زیادی را در بر می گیرند فهم برنامه ی درسی جریانی دائمی و بدون توقف است. ان ها به همین دلایل اصطلاح مطالعات برنامه ی درسی را جایگزین برنامه ریزی درسی کردند. 5- سایر اصطلاحات کم کاربردتر : - اصطلاح تصمیم گیری در برنامه ی درسی{{|Curriculum decision making}} - اصطلاح برنامه ی درسی سازی یا ساخت برنامه ی درسی{{|Curriculum making}} برگرفته از کتاب عمل ونظریه در مطالعات برنامه درسی دکتر مصطفی قادری.نوشته شده توسط حامد شریفی [۳]

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   8 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله برنامه درسی

دانلود مقاله مهمترین رمز موفقیت وپیروزی

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله مهمترین رمز موفقیت وپیروزی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

مهمترین رمز موفقیت وپیروزی
در هر کارى براى رسیدن به (هدف) و کسب موفقیت, رمز و راز و شیوه ها و قواعدى است که رعایت آنها, راه را میان بُر مى سازد. درس خواندن و (موفقیّت تحصیلى) نیز از این قاعده مستثنا نیست. پس سزاوار و بجاست که جوانان این رموز و روش ها را بشناسند و به کار بندند تا از تلاش علمى و آموزشى خود, بیشترین بهره و سریع ترین ثمره را به دست آورند. برخى از این رموز عبارت اند از:
1 ـ سؤال
دانش آموز, با برخوردارى از روحیه تواضع و کنار گذاشتنِ غرور, آنچه را نمى داند باید بپرسد و مشکلات درسى خود را با معلّم در میان بگذارد. اگر کسى غرور و تکبر داشته باشد, راه فهم و علم را به روى خود مى بندد و (پرسیدن) ـ که اعتراف ضمنى به ندانستن است ـ براى او دشوار مى شود.
پرسش, (کلید گنجینه دانش) است. این حکمت, در کلمات پیامبر خدا(صلى الله علیه و آله)آمده است: (العلمُ خزائن و مفتاحُها السؤال. )1
گاهى هم شرم و خجالت مانع پرسیدن مى شود. امام باقر(ع) فرمود: (بپرس و از پرسیدن روى بر نگردان و خجالت نکش, چرا که این دانش را هر کس تکبّر یا خجالت داشته باشد, نمى آموزد. )2
2 ـ فراغت خاطر
ذهن آشفته و خاطرِ پریشان, مانع تحصیل است. پراکنده کارى و جدّى نگرفتن درس, سبب سستى چرخه آموزش مى شود. آن که هر روز موضوعى و هر فصل رشته اى بر مى گزیند و امروز و فردا مى کند و در کنار درس به کارهاى جنبى و متفرّقه مى پردازد و فرصت تحصیلى را به کارهاى غیر درسى صرف مى کند. عقب خواهد ماند.
پیامبر خدا(صلى الله علیه و آله)از جمله وصیت هاى حضرت خضر به موساى حکیم را چنین نقل مى کند: (یا موسى! تَفَرّغْ للِعلمِ انْ کنتَ تُریدُه, فانّما العلمُ لمَنْ یَفْرَغُ له;3 اى موسى! اگر علم مى خواهى, خود را براى آن خالص و فارغ بساز, چرا که دانش از آنِ کسى است که خود را براى آن فارغ و یکدل کند.) در توصیه هاى امام سجاد(ع) راجع به حقوق معلّم آمده است که عقل و ذهن و دل و فهم خود را براى معلّمت خالى و فارغ بساز تا بهتر بتوانى از دانش او بهره بگیرى.4
3 ـ توجّه و گوش دادن
تمرکز فکر و جمع بودن حواس در هنگام تحصیل و فراگیرى دانش, عامل مهمّى براى یادگیرى است. در متون دینى از موضوعى به نام (حُسن الإستماع) یاد شده است; یعنى خوب گوش کردن. کسى که هنگام مطالعه و درس خواندن یا شنیدن درس استاد, حواسش جمع نباشد و خوب گوش ندهد, یادگیرى او هم دچار اختلال و آسیب خواهد شد. از سخنان امام على(ع) در این زمینه چنین مى خوانیم: (وقتى نزد دانشمندى نشسته اى, بیش از آن که حرف بزنى, بر شنیدن حریص و مشتاق باش و همان طور که خوب حرف زدن را یاد مى گیرى, خوب گوش دادن را هم بیاموز).
علامه طباطبائى در باره شهید مطهرى مى فرمود: (مرحوم مطهرى یک هوش فوق العاده اى داشت و حرف از او ضایع نمى شد. حرفى که مى گفتیم, مى گرفت و به مغزش مى رسید… هر چه مى گفتیم هدر نمى رفت ; مطمئن بودم که هدر نمى رود. )6
4 ـ یادداشت
اگر علم را ثبت و ضبط و یادداشت نکنیم, فراموش مى شود. به حافظه هم چندان نمى توان تکیه کرد. بسیارى افراد توفیق علمى خود را مدیون یادداشت هاى خویشند. حضرت رسول(صلى الله علیه و آله)فرمود: علم را به قید و بند بکشید (قیّدوا العلم). پرسیدند: به بند کشیدن علم چگونه است؟ فرمود: (کتابَتُهُ; با نوشتن آن. )7
امام حسن مجتبى(ع) فرزندان و برادر زادگان خود را گرد آورد و به آنان فرمود: شما کوچک هاى قومى هستید و امید است که بزرگ هاى قوم دیگر شوید, پس دانش بیاموزید. هر کس از شما نتوانست علم را حفظ کند و به خاطر بسپارد, آن را بنویسد و در خانه اش بگذارد.8 امام صادق(ع) نیز فرمود: (اکتبوا, فًإنّکم لا تحفظون حتّى تکتبوا;9 بنویسید, شما آموخته هاى خود را حفظ نمى کنید تا آن که بنویسید.)
یادداشت بردارى از درس ها, آموخته ها و شنیده ها, یکى از رموز موفقیّت در تحصیل است. بسیارى نیازمند دفترها و جزوه هاى هم کلاسى هاى خویشند, چرا که خود ننوشته اند و از (یادداشت) بهره نگرفته اند.
5 ـ پیگیرى و استمرار
عامل دیگر موفقیّت, جدیّت, پیگیرى, سخت کوشى و خسته نشدن است. هر هدفى با تداوم و تلاش, قابل دسترسى است. اگر با کمترین ضعف و ناکامى به وجود آمده آموزش را کنار بگذاریم و دلسرد شویم, ناکامى هاى بیشتر و بزرگ ترى در انتظارمان خواهد بود. البته جاذبه هاى فرعى و دل مشغولى هاى گوناگون و کشش هاى غیر درسى وجود دارد, اما دانش آموز موفق کسى است که بر این جاذبه ها غلبه کند و از پیمودن راه و کوشش براى نیل به هدف, خسته نشود.
پیگیرى و تداوم, هم هدف را همیشه زنده مى دارد, هم آموخته ها را زنده و با طراوت نگه مى دارد و هم انگیزه آموزشى را تقویت مى کند. امام على(ع) فرمود:(هر کس دانش را زیاد مرور و بررسى کند, آنچه را آموخته فراموش نمى کند و آنچه را هم نمى داند, مى آموزد).10 این موضوع به نوعه با مسئله (تکرار) هم مرتبط است. خواندن و تکرار کردن آموخته ها, آن را در ذهن و دل مستقر مى سازد و از فراموشى جلوگیرى مى کند.
6 ـ اغتنام فرصت ها
(زمان), سرمایه هر دانش آموز است. فرصت جوانى و نشاط شباب, زودگذر و غیر قابل بازگشت است. افسوس خوردن بر فرصت هاى سوخته و از دست رفته هم مشکلى را حل ّ نمى کند. اگر بزرگان دین فرصت را همچون ابر, گذرا دانسته اند, هشدارى براى بهره گیرى از (حال) و (فرصت امروز) و هدر ندادن این سرمایه است.
بهره گیرى از صبحدم, سحرخیزى و از دست ندادن فرصت هاى پر نشاط آغاز روز, بهره هاى فراوانى دارد. در تقسیم بندى وقت ها, باید سرشارترین لحظه ها و پر انرژى ترین ساعت ها را براى کارهاى علمى و فکرى گذاشت; نه آن که در ساعات اولیّه بامداد خوابید و این (زمان طلایى) را در خواب و رختخواب سپرى کرد. پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله)فرمود: در کسب دانش, سحر خیز باشید و اوّل روز در پى آن روید, چرا که سرخیزى مایه برکت و کام یابى است.11 در سرمشق هاى خوشنویسى هم به ما آموخته اند: (سحر خیز باش تا کامروا باشى).
7 ـ برنامه ریزى
تنظیم وقت, تقسیم درست زمان و به کارگیرى صحیح فرصت به تناسب اهمیّت موضوعات, در رسیدن به هدف مؤثّر است. تا هدف مشخّص نباشد, امکان برنامه ریزى هم نیست. تا محدوده زمان و میزان توانایى و فرصت و امکانات, معیّن نباشد, این (اولویّت بندى) عملى نخواهد شد. با برنامه ریزى مى توان فرصت و وقت را توسعه داد و به همه کارها رسید و مشکلِ (نمى رسم) و (وقت نمى کنم) را حل کرد. بدون نظم و برنامه ریزى, فرصت هاى زیادى هدر مى رود و بدون (اولویت بندى) زمان و عمر ما صرف کارهاى بیهوده و کم اهمیّت مى شود. حضرت على$ فرمود: (من اشتغل بغیر المهم ضیّع الاهم ّ;12 هر کس به کار غیر مهم مشغول شود, کار مهم تر را تباه و ضایع مى سازد). این همان (مدیریت زمان) و برنامه ریزى و اهم و مهم ّ کردن کارها و برنامه هاست.
آن حضرت در سخن دیگرى فرموده است: (بسیارى از مردم در پى کارهاى زاید و غیر لازم (و حاشیه اى و کم اهمیّت) مى روند و کارهاى اصلى و عمده را وا مى گذارند).13 کلام امام, نقد شیوه کسانى است که برنامه ریزى حساب شده اى در کار خود ندارند. اگر دانش آموزان تنظیم حساب شده اى در مورد اهداف, برنامه ها, کارها و صرف اوقات نداشته باشند, زیان خواهند کرد.

 

8 ـ معلّم خوب
تأثیر یک معلّم دانا, دلسوز, آگاه و صمیمى در رشد علمى و فرهنگى دانش آموز بسیار است. بسیارى از انسان هاى موفق, کام یابى هاى علمى خود را مدیون برخوردارى از چنین اساتیدى هستند که هم تجربه کارى دارند, هم برتریِ علمى, هم دلسوزى در تعلیم و تربیت و هم رابطه هاى صمیمى با شاگردان. از این رو انتخاب استاد و بهره گیرى از محضر علمى چنین اساتیدى از جمله رموز موفقیت تحصیلى است.
در کتاب هاى تفسیر در ذیل آیه (فلینظر الأنسان الى طعامه) (انسان باید به طعام خود به دقّت بنگرد) از امام باقر(ع) روایت شده است: یعنى این که بنگرد علم و دانش خود را از چه کسى مى آموزد.14 وقتى ذهن و دل دانش آموز در اختیار استاد قرار مى گیرد, شکل گیرى شخصیت علمى و اخلاقى و پیشرفت او نیز از استادش اثر مى پذیرد.
امام حسن مجتبى(ع) فرمود: (عجبت لمن یتفکّر فى مأکوله, کیف لا یتفکّر فى معقوله, فیجنّب بطنه ما یؤذیه و یودع صدره ما یزکیّه;15 شگفت از کسى که در خوراکى خود دقت مى کند, اما در مسائل عقلى و فکرى خود اندیشه نمى کند; شکم خود را از آنچه آزارش مى دهد دور مى دارد, اما سینه و دل و جانش را به چیزى که او را تزکیه کند, وا مى گذارد). تأکید حضرت بر دقت بر (غذاى فکرى) و (تغذیه علمى) است که باید از مجراهاى صحیح انجام گیرد و شکل گیرى شخصیت و ثمر دهى وجود انسان, در دست افراد به تعهّد قرار نگیرد.
9 ـ اعتماد به نفس
خداوند, استعداد و توان آموختن و پیشرفت را در همه کس قرار داده است; هر چند ممکن است در افراد, متفاوت باشد. شناخت خود و ایمان به توان مندى ها و اعتماد به نفس سبب مى شود که دانش آموز, زود مأیوس نشود و طى کردن راه پیشرفت را براى خود غیر ممکن نشمارد. مطالعه در باره انسان هایى که در شرایط مساوى یا مشابه با شما هستند, اما به درجاتى از رشد علمى و موفقیت دست یافته اند, نشان مى دهد که آن گونه توفیق ها محال نیست و براى شما نیز فراهم مى شود, به شرط آن که خود را و روحیه تان را نبازید و از ناکامى ها و شکست ها, پلى براى پیروزى هاى بعدى بسازید و تحقیرها و ملامت هاى دیگران سبب دلسردى و نامیدى شما نشود. داشتن (روحیّه) و (امید), نقش مهمّى در کام یابى دارد. توجّه به (داشته ها) و شناخت نعمت هاى الهى و زمینه هاى رشد, اعتماد مى آفریند. مهم ّ, کشف آن دنیاى باطن و ایمان به توانستنِ خویش است.
10 ـ همّت بلند
بى دلیل نگفته اند که:
همّت بلند دار که مردان روزگار از همّت بلند به جـایى رسیده اند.
هر چه هدف متعالى تر و همّت والاتر باشد تلاش انسان هم به تناسب آن افزون تر و به کارگیرى توانایى ها بیشتر خواهد شد. در کوهنوردى, آنان که (رسیدن به قلّه) را در نظر داشته باشند, نسبت به کسانى که صعود به ارتفاع کمى از یک قلّه سرکشیده را مدّ نظر دارند مسافت بیشترى طیّ خواهند کرد. معروف است که یکى از دانشمندان از فرزند خود پرسید: تو مى خواهى در علم و دانش به کجا برسى؟ گفت: مى خواهم به رتبه و مقام تو برسم. پدر گفت: قطعاً به جایى نخواهى رسید, چون من مى خواستم به مقام علمى امام صادق(ع) برسم که به این جا رسیده ام; تو که مى خواهى به حدّ من برسى, به مقامى نخواهى رسید.

 

یک نمونه خوب
اگر بخواهیم نمونه اى از یک انسان شایسته را نام ببریم که خوب درس خواند و خوب آموخت و در مقام شاگردى و معلّمى, انسان موفّقى بود, شهید آیة الله مطهرى نمونه مناسبى است. وى با اشتیاق و شور درس مى خواند, به استادان خود نهایت احترام را مى گذاشت, از فرصت هاى خود حدّاکثر بهره را مى گرفت, وقت خود را صرف آموختن لازم ترین و مفیدترین علوم مى کرد, از هدر رفتن وقت خود جلوگیرى مى نمود, با افراد صالح و جدّى همدرس بود, نزد اساتید پخته و با شخصیت و دانا درس مى خواند, ذهن خود را از پراکندگى و تشویش باز مى داشت, در درس خواندن بسیار جدّى, کوشا, صبور و مقاوم بود, علم آموزى او بسیار ژرف بود و با دانش به صورت سطحى برخورد نمى کرد. در کنار آموختن, به تهذیب نفس و توجّه به معنویّات و اخلاص و عبادت هم اهتمام مى ورزید, براى پخته شدن مباحث علمى به نقد و گفت وگو و مباحثه مى پرداخت, نقدهاى دیگران را صمیمانه مى پذیرفت و از آنها بهره مى گرفت.
در پایان به گوشه اى از توصیه هایى که شهید مطهرى به فرزند بزرگوارش داشته, اشاره مى کنیم, که براى همه ما آموزنده است و مى توان راز و رمز موفقیّت را از آن شناخت:
(… در انتخاب دوست و رفیق, فوق العاده دقیق باش, که مار خوش خط و خال فراوان است. همچنین در مطالعه کتاب هایى که به دستت مى افتد, بر اطلاعات اسلامى و انسانیّت بیفزا. اگر جلسات خوبى در تبریز هست شرکت کن. اگر کتابى از این دست لازم شد پیغام بده تا برایت بفرستم. حتّى الإمکان از تلاوت روزى یک حزب قرآن که فقط پنج دقیقه طول مى کشد, مضایقه نکن و ثوابش را هدیه روح مبارک حضرت رسول(صلى الله علیه و آله)بنما که موجب برکت عمر و موفقیت است. ان شاءالله. )16

 

۲۱ رمز موفقیت
۱- رویاهای بزرگ در سر بپرورانید
فقط رویاهای بزرگ می توانند روح انسانها را به حرکت در آورند(مارکوس اُرلیوس)
۲- حس هدفمندی را در خود پرورش دهید
کسی که هدفی روشن داشته باشد حتی در نا هموارترین راه ها به جلو می رود.شخص بدون هدف در هموارترین راه ها هم پیشرفتی نخواهد داشت(توماس کارلاین)
۳- خود را داری شغل آزاد بدانید
من بر روان و سرنوشت خود مسلط هستم(ویلیام هنلی)
۴- کاری را که واقعا دوست دارید انجام دهید
وقتی کاری را انجام بدهید که واقعا آنرا دوست دارید دیگر هرگز حتی یکروز هم کار نخواهید کرد(برایان تریسی)
۵- در کار خود همیشه بهترین باشید
کیفیت زندگی شما صرف نظر از اینکه در چه حوزه ای کار می کنید بستگی دارد به اینکه تا چه حد خود را متعهد می دانید که در کار خود بهترین باشید(وینس لومباردی)
۶- سخت تر و بیشتر کار کنید
هرچه سخت تر کار کنم موفق تر می شوم(جیمز تربر)
۷- خود را وقف یادگیری مادام العمر کنید
یادگیری مستمر حداقل شرط لازم برای کسب موفقیت در هر زمینه ای است(دنیس ویتلی)
۸- اول حق و حقوق خودتان را بدهید
بخشی از کل در آمدتان به شما تعلق دارد و اگر نتوانید آنرا پس انداز و سرمایه گزاری کنید، بذر بزرگی در شما نیست(کلمنت استون)
۹- همه جزئیات مربوط به کارتان را یاد بگیرید
اگر در شغلتان مهارت بالایی به دست آورید،هیچ چیز مانع در آمد بیشتر و پیشرفت سریعتر شما نخواهد شد(دان کندی)
۱۰- خود را وقف خدمت به دیگران کنید
اگر به دیگران کمک کنید تا به آنچه می خواهند برسند،شما هم می توانید در زندگی به آنچه می خواهید برسید(زیگ زیگلار)
۱۱- با خود و دیگران کاملا صادق باشید
تفکر منبع اصلی ثروت،موفقیت،پیشرفتهای مادی،کشفها واختراعات بزرگ و همه کامیابی هاست(کلودبریستول)
۱۲- بالاترین اولویتهایتان را تعیین و سپس با تمام قوا روی آنها تمرکز کنید
انسان غیر متمرکز در همه امورش نا پایدار است(برایان تریسی)
۱۳- سریع العمل و قابل اعتماد باشید
کار خودتان را انجام دهید،اما نه فقط در حد وظیفه بلکه اندکی بیشتر و از روی سخاوت.همین مقدار اندک به اندازه تمام کار ارزش دارد(دین بریگز)
۱۴- برای جهش از قله ای به قله دیگر آماده باشید
برنده شد یک چیز گاه گاهی نیست بلکه همیشگی است(ویلس لُمباردی)
۱۵- انضباط فردی را در همه موارد اعمال کنید

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  16  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله مهمترین رمز موفقیت وپیروزی

دانلود مقاله آمادگی دفاعی

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله آمادگی دفاعی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 


1 ) دفاع نظامی :
منظور از دفاع نظامی , دفاع از اسلام و اجتماع مسلمانان در مقابل تهاجم نظامی دشمن است که مسلمانان وظیفه دارند به هر وسیله ی ممکن در مقام دفاع برایند :

شرکت در دفاع و حکم ان :

1 ) اگر دشمن بر بلاد مسلمانان و سر حدات آن هجوم نماید , دفاع از ان به هر وسیله ای که امکان داشته باشد از بذل جان و مال , به جمیع مسلمانان واجب است و در این امر به اذن حکم شرع احتیاج نیست .
2 ) در جنگ دفاعی , هر موقع که دفاع واجب شد باید بر آن اقدام شود , اگر چه در ماه حرام باشد .
3 ) دفاع از اسلام و جمهوری اسلامی به هر نحو ممکن بر تمام مسلمین واجب است و مشروط به اجازه نیست .
4 ) دفع دشمن متجاوز , بر تمامی مسلمین واجب است .
5 ) شرکت در جبهه , در موقعی که اسلام یا بلاد اسلامی مورد هجوم واقع شود و به قدر کفایت نیروی دفاع از جبهه حاضر نشده باشد بر همگان واجب است .

آمادگیهای لازم :

جامع اسلامی باید در جهت کسب توانایی دفاع بکوشد .
قران کریم در این باره میفرماید :
هر چه در توان داریداز نیرو و اسبهای ورزیده برای مقابله با آنها ( دشمنان ) ماده سازید تا به وسیله آن دشمن خدا ودشمنان خود تان را بترسانید ....

فرار از جنگ :

1 ) فرار از جبهه در هیچ حالی جایز نیست .
2 ) عمل به دستور فرمانده واجب و راه فلاح وپیروزی است . از این رو بدون توجه به دستور فرماندهی نمیتوان به عقب برگشت و لو ضرر قطعی داشته باشد , و تخلف از آن حرام و موجب مجازات طبق مقررات دولت اسلامی است , مگر در مورد استثنایی که ضرورت اقتضا است

دفاع سیاسی :
منظور از دفاع سیاسی دفاع از اسلام و اجتماع مسلمانان د رمقابل تهاجم سیاسی دشمن است .در این حال مسلمانان موظف به مقتضای نوع تهاجم در مقابل دفاع برآیند و استقلال خود را در عرصه های سیاسی حفظ نمایند و از هر گونه وابستگی که موجب استیلای سیاسی دشمن و مایع ذلت و سر شکستگی مسلمانان شود بپرهیزد . البته این بدان معنا نیست که با کشورهای بیگانه قطع رابطه کند .

 

 

 

 

 

دفاع شخصی :

1 ) دفاع از جان :
با ارزشترین دارایی انسان که باید در حفظ آن کوشید گوهر وجود و جان آدمی است . حفظ نفس در اسلام بسیار مهم است وقران کریم به نا حق کشتن انسان را با قتل همه ی انسانها برابر دانسته و از آن نهی کرده .

 

2 ) دفاع از مال :
همانگونه که آدمی از جان خویش دفاع میکند , برای حفاظت از اموال خود نیز باید تلاش کرده در محدوده قدرت خود از ان مراقبت کند . برخی ا ز احکام دفاع از مال را به قرار زیر مطرح میسازند :
بدون تردید انسان حق دارد , در حد توان خود مهاجم را از مال خویش دور کند .
2 ) اگر کسی به مال خود انسان یا خانواده اش هجوم آورد میتواند شخص مهاجم را به هر وسیله ممکن دفع کند اگر چه به کشته شدن مهاجم منجر شود .

 


3 ) دفاع از حریم :
حریم عبارت است از اموری که انسان از آن دفاع میکند و در مقام حمایت از آن بر میخیزد . در همین معنا به زنان خانواده اعم از همسر , مادر, خواهر , دختر.. ..حریم گفته می شود .همچنین حریم به معنای حرمت وآبرو ی مردم و ... به کار برده میشود .

 

مراحل دفاع:
دفاع از جان , دفاع از مال , دفاع از حریم , مراحل دارد . چنانچه مهاجم باهر مرحله ای از آن دفع شود مراحل بعدی ساقط میگردد و تعرضی به مراحل دیگر در صورت بروز خسارت ضامن آور خواهد بود . این مراحل عبارتند ا ز ( هشدار و اخطار ) , ( داد و فریاد ) , ( تهدید ) , ( زدن ) و( باز گشتن ) .
نیروهای مسلح :
کشورایران نخستین بار در زمان صفویان باسلاحهای مرگبارجدیدآشناشد.ایران در زمان قاجاریه درپی تحمل شکست های مکررازروسیه تزاری احساس بیشتری به تقویت بندی نظامی و محهز شدن به سلاحهای روز کرد و سرانجام در حکومت ننگین پهلوی قسمت زیادی از سرمایه مملکت در جهت منافع منطقه ی بیگانه ی صرف تقویت بند نظامی و تجهیز ارتش به سلاح های امریکایی گشت : نیروهای مسلح در ایران اسلامی با رشد و پیشرفت که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی کردنند و ایثار و فداکاری که در صحنه های مختلف انقلاب و جنگ تحمیلی از خود نشان دادند . اساس و بنای یک نیروی مسلح و مستقل و متکی به خود را پی ریخته و ایران اسلامی را در ردیف کشورهای قدرتمند جهان قرار داده است .

قانون اساسی و نیروهای مسلح :
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران , نیرو های ایران , تحت دو عنوان مطرح شده که هر کدام دارای تشکیلات و ما موریت های خاصی هستند :
ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی .

الف ) ارتش جمهوری اسلامی :

1 ) ارتش اسلامی : ارتش جمهوری اسلامی ایران باید ارتشی اسلامی باشد که ارتشی متکی و مردمی است .
2 ) ما موریت : ارتش جمهوری اسلامی ایران , پاسداری از استقلال و تمامیت ارضی و نظام جمهوری اسلامی کشور را بر عهده دارد .
3 ) شرایط عضو گیری : ارتش جمهوری اسلامی ایران باید ... افرادی شایسته را به خدمت بپذیرد که به اهداف انقلاب اسلامی مومن و در راه تحقق آن فداکاری باشند .
4 ) ممنوع بودن عضویت افراد خارجی و استقرار پایگاه نظامی بیگانه .
5 ) مشارکت در کارهای امدادی , اموزشی , تولیدی , و جهاد سازندگی در زمان صلح .
6 ) ممنوعیت بهره برداری شخصی از وسایل , امکانات , و افراد ارتشی
7 ) ترفیع درجه ی نظامیان .

 

 

 


ب ) سپاه پاسداران انقلاب اسلامی :
قانون اساسی در مورد سپاه پاسداران بحث چندانی ندارد / تنها به ضرورت وجودی ان به منظور نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای ان تاکید میکند و تعقیب حدود , وظایف و قلمرو مسئولیت این نهاد انقلابی را بر عهده ی قانون گذارده اند :

در اصل 50 امده است :
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در نخستین روزهای پیروزی آن انقلاب تشکیل شد .
برای ادامه نقش خود در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای ان پا بر جا مانده حدود وظایف و قلمرو و مسئولیت این سپاه در رابطه با وظایف و قلمرو و مسئولیت نیروهای مسلح دیگر با تاکید بر همکاری و هماهنگی برادرانه میان آن ها به وسیله ی قانون تعین می شود .
یک نمونه از این دفاع را میتوان در جنوب لبنان مشاهده کرد که اقدامات مقابله به مثل و تلافی جویانه حزب‌الله لبنان در پاسخ به نسل کشی و تهاجم وحشیانه، غیر انسانی و غیر قانونی رژیم صهیونیستی به کشورشان ، تنها جنبه دفاعی و بازدارندگی داشته و در چار چوب مقررات نظام دفاعی اسلام و حقوق بین الملل می باشد؛ تبیین دقیق این موضوع نیازمند توجه به مطالب ذیل است:

 

یکم- جایگاه مقابله به مثل در نظام دفاعی اسلام:
در نظام دفاعی اسلام تاکید ویژه ای بر رعایت حقوق بشر و رفتار انسانی با دشمنان حتی در زمان جنگ شده است و بدین خاطر دست زدن به اعمال مختلفی که منجر به کشتار افراد غیر نظامی دشمن و اسیران جنگی و یا نابودی حیوانات و محیط زیست و ...می شود ممنوع گردیده است.( ر.ک:اسلام و حقوق بین الملل ، محمد رضا ضیایی بیگدلی ، تهران : گنج دانش ، 1375 ، صص 146-153 )
در اسلام هدف از جنگ دفاعی، رفع حمله، سرکوب پیمان شکنان و تجاوزگران بیگانه، بیرون راندن آنان از سرزمین های اشغالی، آزادسازی آن مناطق، دفاع از جان و مال مسلمانان و عقیده و مرام اسلامی است. :« وَ قاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقاتِلُونَکُمْ ؛ و در راه خدا با کسانی که با شما می جنگند جهاد کنید» ( سوره بقره ، آیه 190) «و اُقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ ..؛ هر جا مشرکان را یافتید بکشید و از شهر و دیارشان برانید، چنان که آنان شما را از وطن آواره کردند» (همان، آیه 191)
حق مقابله به مثل نیز یکی از راهکار های دفاعی اسلام است که به دلایل متعدد عکس العملی منطقی ، منصفانه و مشروع می باشد؛ از جمله:
1. مقابله به مثل ، نوعی مجازات متجاوز است، لذا عادلانه و منطقی است.
2.مقابله به مثل ، نوعی دفاع مشروع می باشد؛ اصولا دفاع مشروع که حقی شناخته شده است ، خود بر مبنای مقابله به مثل می باشد.
3. مقابله به مثل راهی قطعی جهت ریشه کن نمودن اصل تجاوز است.( ر.ک: عمید زنجانی ، فقه سیاسی ، تهران : امیرکبیر ،ج3 ، ص 484 )
4. مقابله به مثل نه تنها یک قاعده عرفی ریشه دار بین ملت هاست بلکه در حقوق بین الملل نیز مورد تایید قرار گرفته است. ( ر.ک : محمد رضا ضیایی بیگدلی ، حقوق جنگ ، تهران : دانشگاه علامه طباطبایی ، 1373 ، صص 57-58 )
5. از دیدگاه فقه سیاسی اسلام نیز آیات متعددی از قرآن مقابله به مثل و اقدامات تلافی جویانه به منظور بازدارندگی متجاوز با رعایت حدود و شرایط خاص را مشروع می داند ؛ به عنوان نمونه : « فَمَنِ اعْتَدَی عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَی عَلَیْکُمْ ؛ هر کس بر شما تجاوز کند به مانند آن بر او تجاوز روا دارید.» (سوره بقره ، آیه 194 ) برخی از شرایط لازم در این زمینه عبارتند از: رعایت عدالت در مماثله و مراعات یکسانی بین تجاوز و دفاع ، رعایت اصل عدم تجاوز «لاتَعْتََدّوُا» (سوره مائده ، آیه 45 ) و...( ر.ک:اصل منع توسل به زور، سید ابراهیم حسینی ، قم :نشر معارف ، 1328 ، ص 222 )
اهمیت دفاع از کیان اسلامی و جلوگیری از تهاجم بیگانگان به سرزمین های اسلامی تا آنجاست که آیت الله شیرازی (از فقهای بزرگ شیعه ) می نویسد :«چنانکه مکلفین بتواند از مجانین و اطفال برای دفاع استفاده کنند و آنها را به کاری بگمارند ، تشغیل آنان نیز واجب است.» ( آیت الله شیرازی ، الفقه ، کتاب الجهاد ، ص 59 ) ؛
« حتی اگر مسلمین را سپر بلا قرار دادند ، باید حتی الامکان از کشتن آنها خودداری کرد ، ولی چنانچه دسترسی به مشرکان و پیروزی ، جز با کشتن این مسلمین حاصل نمی شود ، کشتن آنها و دفع تعرض نیز جایز است.» (الزبده الفقیه ، ج 3 ، ص 645 ؛ المهذب الاحکام ، ج 15 ، ص 125 و 126 .) بر این اساس هرچند اسلام جایگاه ویژه ای برای حقوق بشر و جلوگیری از کشتار افراد غیر نظامی در جنگ قائل است ؛ اما در صورتی که دشمن تمامی قواعد انسانی را زیر پا گذاشته و خودداری مسلمانان از دست زدن به اقدامات تلافی جویانه سبب جسارت و تعدّی بیشتر آن به سرزمین های اسلامی می شود ؛ چاره ای جز مقابله به مثل در جهت بازدارندگی حتی در صورتی که منجر به کشته شدن افراد غیر نظامی دشمن نیز شود ، باقی نمی ماند.
دوم- مقابله به مثل درجنگ ایران و عراق:
ایران در طول دفاع هشت ساله خود در برابر تهاجم نظامی عراق همواره به رعایت اصول انسانی و اسلامی معتقد و پایبند بود و از هر شیوه و ابزار جنگی جهت پیشبرد اهداف خود استفاده نکرد. ایران نه تنها از بمباران مناطق غیر نظامی و توسل به سلاح شیمیایی اجتناب می‎کرد، 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   12 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله آمادگی دفاعی