فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله ساختارشناسی اعمال انسان: یافتن محرک های ضروی، الگوهای حرکت، و هماهنگی آنها

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله ساختارشناسی اعمال انسان: یافتن محرک های ضروی، الگوهای حرکت، و هماهنگی آنها دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   24 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

 

 

 

ساختارشناسی اعمال انسان: یافتن محرک های ضروی، الگوهای حرکت، و هماهنگی آنها

 

 

 

 

 


گوتمبرگ گوئرا-فیلهو

 

در این مقاله ما مراحل مورد نیاز برای ساخت پاراکسیکون (فهرست ساختاربندی شده ای از اعمال انسان) را از طریق یادگیری سیستم های گرامر برای اعمال انسان معرفی میکنیم. کشف زبان فعالیت انسان نیازمند یادگیری دستور اعمال انسان است که نیاز به ساختار ایت پاراکسیکون دارد. در فرآیند درک ساختارشناسی فرض می شود که یک نمایش نمادین غیر قراردادی از حرکت انسان موجود است. بنابراین برای تحلیل ساختارشناسی یک عمل خاص، نمایش نمادینی برای حرکت هر محرک همراه با چندین عملکرد تکرار شونده از این عمل به ما داده می شود. ما بعنوان یک مدل رسمی، سیستم گرامر همزمان موازی را پیشنهاد می کنیم که هر مؤلفه گرامر با یک محرک مطابقت دارد. ما الگوریتم یادگیری موازی را برای تحریک این سیستم گرامر معرفی میکنیم. معرفی ما شامل یک سری اتصالات است که در واقع مسئول اجرای هدفی برای فعالیت، حرکت انجام شده توسط هر محرک شرکت کننده، و قوانین همزمان سازی برای مدلسازی هماهنگی بین این محرک ها است. ما راهکار استنباط خود را با داده های ترکیبی و داده های واقعی حرکت انسان ارزیابی کردیم. این الگوریتم موفق می شود که سیستم گرامر صحیح را تحریک کند، حتی زمانیکه ورودی شامل نویز است. بنابراین راهکار ما از هر دو جنبه نمایشی و یادگیری موفق بود، و ممکن است بعنوان ابزاری برای تجزیه حرکت، الگوهای یادگیری و برای ایجاد اعمال عمل کند.
کلمات کلیدی: نمایش حرکت شبه انسان، چارچوب زبانشناسی، یادگیری از طریق تقلید.

 

1- مقدمه
حرکت انسان یک پدیده طبیعی است وقتی که انسان از تعدادی از محرک های مستقل برای حرکت دادن بدن خود استفاده میکند. این محرک ها با قسمت های مختلف بند مرتبط هستند که توسط مفصل ها به یک ساختار واحد متصل هستند: اسکلت. هر مفصل گردان مطابق با زوایای مفصل، درجه آزادی خاصی دارد. محرک هایی که بدن انسان را کنترل می کنند به این شکل معمولاً بصورت زوایای مفصلی نشان داده میشوند.
محرک ها اگرچه مستقل هستند اما در اعمال خود با هم همکاری میکنند تا بتوانند هدف مشترک خاصی را با هم انجام دهند. دست، ساعد و بازو با هم همکاری میکنند تا بتوانند به یک محل معین برسند. برای هر عمل مختلف (بعنوان مثال پیاده روی، دویدن، پرت کردن، لگد زدن، گرفتن) یک سری محرک های خاصی وجود دار که برای انجام این عمل خاص تعیین شده اند. این سری از محرک های تعیین کننده در اینجا محرک های ضروری نامگذاری می گردند.
در حال حاضر در مقالات مدلسازی حرکت انسان، یک سری محرک های ضروری مورد نیاز در یک عمل خاص معمولاً از یک سری ثابت تشکیل شده است. بعبارت دیگر، سری محرک های ضروری مورد استفاده برای انجام هر عملی، برای همه اعمال در فهرست واژگان حرکتی یکسان است. بطور کلی، سری محرک های ضروری یا کل بدن را نشان میدهند و یا یک زاویه مفصلی واحد را نشان میدهند. یک راهکار برای کل بدن همیشه کل بدن را بعنوان یک سری از محرک های ضروری برای هر عملی در نظر می گیرد. این فرضیه رفتار مستقل محرک ها را در فعالیت های مختلف نادیده می گیرد. از طرف دیگر، راهکاری که هر زاویه مفصلی را بصورت جداگانه در نظر می گیرد، به هماهنگی بین آنها برای رسیدن به یک هدف مشترک توجه نمی کند.
در این مقاله ما راهکاری را پیشنهاد میکنیم که هر عمل مختلف با سری محرک های ضروری خاص خود همراه است. این راهکار بطور واضح تغییرپذیری سری محرک ها را مطابق با یک عمل مدلسازی میکند. این مسئله با توجه به انسداد و میدان دید برای محدودیت ها در فرآیند مشاهده، قوی تر است. اگر یک فاعل عملی را انجام دهد که بعضی از محرک های ضروری آن هنوز قابل رویت هستند، پس یک سیستم نظارت قادر خواهد بود که این عمل را فقط با تصویر قسمت های غیر انسدادی بدن تشخیص دهد که نمایش عمل بر مبنای محرک های ضروری است نه بر مبنای کل بدن.
استراتژی های مختلف از واکنش های موازی و همزمان در بین محرک ها نقش مهمی را در حرکت انسان بازی میکند. بنابراین نمایش یک حرکت برای یک فعالیت خاص انسان باید شامل این موارد باشد: سری محرک های ضروری مورد نیاز در یک فعالیت، الگوهای حرکتی همراه با هر محرک مشارکت کننده، و هماهنگی آنها بر حسب قوانین همزمان سازی در بین این محرک ها. این نمایش یک واژک حرکتی همراه با یک عمل واحد است. در محتوای اعمال انسان، ساختارشناسی به معنای مطالعه و نمایش واژک های حرکتی است. یک ساختارمهم، سری واژک های موجود برای یک فهرست واژگان کامل از اعمال است. این ساختار برای یادگیری یک الفبای حرکتی برای فهرست واژگان ضروری است، تا الگوهای مشترکی در اعمال مختلف یافته شود و راه هایی برای ترکیب واژک های واحد در یک عمل پیچیده تر، کشف گردد. در اینجا ما مراحل مورد نیاز برای ساخت یک پراکیسکون را معرفی میکنیم، که ساختاری از لغت نامه اعمال انسان از طریق یادگیری سیستم های گرامری برای اعمال انسان است. بنابراین پراکیسکون یک لغت نامه حرکت است که از تعدادی از اعمال مانند پیاده روی، رسین و گرفتن تشکیل شده است. این پراکیسکون برای یادگیری دستور و نحو حرکت ضروری است، که قوانینی است که برای ترکیب واژک های حرکتی در یک جمله حرکتی وجود دارد. برای مثال، دستور یا نحو مربوط به الحاق اعمالی مانند یک انتقال توالی از پیاده رفتن به دویدن است. البته در ساخت یک پراکیسکون فرض می شود که یک سیستم حرکتی برای کشف موارد اولیه حرکت و مرتبط ساختن آنها با نمادها وجود دارد.
ما فرض میکنیم که یک نمایش نمادین غیر قراردادی از حرکت انسان برای فرآیند استنباط ساختارشناسی موجود است. بنابراین برای تحلیل ساختارشناسی یک عمل خاص، ما نمایش نمادین را برای حرکت هر محرک همراه با چندین عملکرد تکرار شونده از این عمل داریم. این نمایش نمادین از فرآیند حرکت شناسی ناشی می گردد. سیگنال های حرکتی بدست آمده از یک سیستم حرکت، مطابق با سرعت و شتاب زوایای مفصل به بخش های متوالی تقسیم بندی می شود. این بخش ها به رشته ای از نمادها منتقل می گردند که در اینجا آنها را kineteme می نامیم. در حقیقت، همزمان سازی با طبقه بندی بخش های حرکت برابر است بطوریکه هر طبقه شامل گونه هایی از یک حرکت اولیه یکسان باشد.
نمایش نمادین برای سیگنال حرکتی از یک عمل واحد یک عمل نگار نام دارد. یک عمل نگار از یک سری از n توالی از نماد برای هر محرک i در سری n محرک تشکیل شده است. نمادها در رشته های یک عمل نگار با حرکت های اولیه معرفی شده در حرکت همراه هستند زمانیکه یک عمل خاص انجام داده میشود. اگرچه ورودی مربوط به یک عمل خاص است که چندین بار انجام شده است، ما هرگونه عمل کلی را مدلسازی میکنیم که فقط محدود به یک حرکت تکرارشونده یا دوره ای نیستند. کارایی تکرار شونده یک عمل یکسان فقط برای اهداف یادگیری مورد نیاز است. وقتی که نمایش ها بیان می گردند، ممکن است از آنها برای ایجاد و تحلیل هرگونه عمل استفاده شود. بنابراین همه نتایج در این مقاله، اعمال کلی را مد نظر قرار می دهند که محدود به هیچ گونه دامنه عمل، عمل تکرار شونده یا عمل دوره ای نیستند.
با داشتن یک عمل نگار، مسئله بررسی شده در این مقاله اینست که سری I از محرک های ضروری مسئول برای هدف خاص انجام شونده با این فعالیت برای یادگیری الگوهای حرکتی برای همه محرک ها در I و همزمان سازی در بین این محرک ها را شناسایی کنیم. یک پراکیسکون توسط حل این مسئله برای همه اعمال در لغت نامه بزرگی از افعال همراه با حرکت انسانی معنادار و قابل مشاهده ساخته شده است. ما این مسئله را بصورت یک استنباط گرامری از یک سیستم گرامری مطرح میکنیم که فعالیت انسان را مدلسازی میکند. ما یک سیستم گرامر همزمان موازی را بعنوان یک مدل رسمی پیشنهاد میکنیم که هر مؤلفه گرامری با یک محرک مطابقت دارد. یک الگوریتم یادگیری موازی جدید را برای تحریک این سیستم گرامر معرفی میکنیم. الگوریتم ما دانش در مورد تعداد مؤلفه ها یا مؤلفه های زبان از سیستم گرامر ایجاد شده را تصور نمی کند. ورودی یک جریان نمادین واخد در هر محرک بدون هیچ علامت یا توضیح است. ما راهکار استنباط خود را با داده های ساختگی و داده های عمل واقعی انسان ارزیابی کردیم. ما عمل نگارهای ساختگی را با زمینه حقیقت ایجاد کردیم و روش خود را با سطوح افزایشی از نویز آزمایش کردیم. این الگوریتم با سطح نویز تا 7 درصد، 100 درصد موفقیت داشت.
این مقاله به نمایش اعمال انسان بعنوان واژک هایی می پردازد که بخشی از یک ساختار قدرتمند هستند: زبانی برای عمل انسان. وابستگی این مقاله در جدید بودن مسئله، در ابتکار راهکار ما و تأثیر بر روی زمینه هایی باقی می ماند که ترکیب و تحلیل حرکت انسان را بررسی میکند. برای مثال در رباتیک شبه انسان مدل های حرکتی مناسبی، دانش با دامنه کاملی از راه حل ها را برای مسائل دینامیک غیرخطی پیچیده مربوط به هماهنگی حرکت نشان میدهد. نمایش حرکت ها این مسئله را بخوبی ساختاربندی میکند که البته برای برنامه ریزی مسیر کنترل حرکت در ربات های شبه انسان مناسب است. زبان فعالیت انسان نمایشی است که شامل ساختارشناسی برای یک پراکیسکون کلی است. این نمایش به تعمیم دهی برنامه ریزی و کنترل فعالیت های حرکتی در هنگام استفاده از یک لغت نامه کلی از اعمال انسان کمک خواهد کرد.
ادامه این مقاله بدیت شرح است: در بخش 2 در مورد مطالعات مربوط به نمایش عمل انسان، استنباط گرامری، و سیستم های گرامری بحث میکنیم. در بخش 3 ساختارشناسی را بعنوان یک فرآیند استنباط گرامری معرفی میکنیم. در بخش 4 ساختارهای متداول تسهیم شده توسط اعمال مختلف را شناسایی میکنیم. در بخش 5 نیز نتیجه گیری ها را معرفی میکنیم.
2- مطالعات مربوطه
مطالعه بحث شده در این مقاله بر مبنای تحقیق انجام شده در سه زمینه اصلی است: نمایش عمل انسان، استنباط گرامری، و سیستم های گرامری. ما از رسمی سازی سیستم های گرامر استفاده میکنیم و یک الگوریتم یادگیری موازی را برای استقراء فعالیت انسان معرفی میکنیم. ما به این شیوه در این بخش خلاصه ای از سیستم های گرامر را با بررسی بعضی از مطالعات مربوطه معرفی میکنیم. این بررسی برای تعیین مدل سیستم گرامر جدید ما در این زمینه مهم است.
2.1 نمایش فعالیت انسان
استوارت و برادلی توالی های درون یابی را بین جفت هایی از حالت بدن با استفاده از تحقیق A در یک سری از نمودارهای انتقال ساخته شده از حرکت انسان پیدا کردیم. این نمودارها پیشرفت های یم مفصل واحد را در جسم نشان میدهند.
مدلهای مارکو هیدن (HMM) بطور گسترده برای توصیف توالی حرکات استفاده می شوند. آلون و همکارانش ترکیبی متناهی از HMM ها را با استفاده از یک فرمول به حداکثر رسانی پیش بینی برآورد کردند. در این روش، هر HMM با دسته ای بخش های حرکتی مطابقت دارد. بخش های حرکت مطابق با همان حرکت باید برای دسته یکسانی تعیین گردند. البته روش ترکیب متناهی تا اندازه ای هر بخش حرکت را برای همه دسته ها تعیین میکند. براند و هرزمان HMM را با سبک چند بعدی مورد استفاده برای تغییر پارامترهای آن گسترش دادند. آنها الگوهای حرکتی را از یک سری از توالی های حرکتی یاد گرفتند. HMM ها ضرورتاً اتوماسیون حالت متناهی احتمالی هستند. از این لحاظ، گرامر تصادفی با محتوای آزاد (SCFG) یک مدل تعیمیم یافته است که بعضی از محدودیت های ساختاری را کاهش میدهد. ایوانو و بابیک از SCFG منفردی برای تجزیه فعالیت ها و روابط متقابل بین عاملان مختلف استفاده کردند.
سیدن بلاد و همکارانش یک مدل خطی بعدی پایین را از حرکت انسان ساختند. آنها از تحلیل مؤلفه های اصلی (PCA) برای کاهش بعدیت سری زمان های زوایای مفصل استفاده کردند. داده های حرکت در یک درخت باینری با استفاده از ضرایب دارای واریانس بزرگتر در سطوح بالاتری از درخت ساختاربندی شد. جنکیزن و ماتاریک از کاهش بعدیت برای استخراج موارد اولیه با توسعه الگوریتم ایزومپ استفاده کردند. آنها تجزیه مقدار مشخصه را بر روی یک ماتریس شباهت بعنوان فاصله ژئودسیک بین هر جفت از داده ها انجام دادند.
وانگ و همکارانش تقسیم بندی را معرفی کردند که از حداقل محلی سرعت و حداکثر محلی تغییر در مسیر استفاده می کرد. یک لغتنامه کوچک از توالی نمادین از طریق راهکار اکتساب زبان استنباط شد. این لغتنامه برای جریان/رشته یک حرکت منفرد و در نتیجه برای تحریک مورد نیاز برای یادگیری متوالی ایجاد شد.
مورشن و همکارانش چارچوبی برای کشف الگوهای حکرتی از EMG و سنجش های حرکتی معرفی شده بعنوان سری زمان های چند متغیری معرفی کردند. سری زمان جنبشی الگوهای اولیه را با دسته بندی دستی با نقشه های خود-سازماندهی برآینده و بدون هیچ اطلاعات زمانی کاهش داد. همان موارد اولیه متوالی در فواصل مطابق با حالت های نمادین ظاهر شدند. آنها فرض کردند که همه محرک ها بطور برابر در حرکت شرکت دارند. با اینکه آنها همه جنبه های حرکت را بطور همزمان مد نظر قرار دادند تا فواصل انطباق را پیدا کنند، با اینحال راهکار ما بصورت اتوماتیک محرک های مربوطه در حرکت را شناسایی می کند و محرک ها را بصورت مستقل در نظر می گیرد. بعلاوه، آنها در راهکار خود رخدادهای الگوی کشف شده پراکنده بودند و آنها نمی توانستند از آنها برای بازسازی حرکت استفاده کنند.
در دانش کنونی ما، هیچ راهکاری برای مدلسازی حرکات انسان سری محرک های موجود در یک عمل را یاد نمی گیرد. معمولاً آنها سری ثابتی از محرک ها را در نظر می گیرند درحالیکه روش ما سریمحرک مناسبی را برای هر عمل ایجاد میکند.
2.2 استنباط گرامری
استنباط گرامری مربوط به تحریک نحو یک زبان از یک سری جملات نامگذاری شده می باشد. استنباط گرامری یک سری قوانین برای ایجاد و تشخیص رشته های معتبر را در یادگیری تشکیل میدهد، که به آن زبان تعلق دارند. گرامر هدف معمولاً بصورت گرامری مدلسازی می گردد که به مرتبه بندی چامسکی از گرامرهای رسمی تعلق دارد. مقالات زیادی در مورد روشهای یادگیری گرامرهای منظم، گرامرهایی با محتوای آزاد، و گونه های تصادفی وجود دارد.
گرامرهای منظم و گرامرهای دارای محتوای آزاد را نمی توان فقط از مثالهای مثبت ایجاد کرد. البته چندین تکنیک اکتشافی تقریب زنی گرامر هدف را یاد گرفتند. الگوریتم SNPR عناصر همنشینی و عناصر نمونه ای را از عناصر حداقل یاد گرفت که موارد اولیه ادراکی هستند. هر عنصر با قانونی در گرامر یادگرفته شده مطابقت دارد. یادگیری نیازمند الحاق متداول ترین جفت از عناصر مجاور بود.
استنباط به شکل الگوریتمی بود که یک ساختار مرتبه ای را از توالی از نمادهای مجزا استنباط می کرد. استنباط یک گرامر را نشان میداد که هر توالی تکرار شونده یک قانون را افزایش میداد و توسط یک نماد غیر پایانی جایگزین می شد. این الگوریتم گرامر را با دو خصوصیت محدود می کرد: یکتا بودن و خاص بودن نمودار و مطلوبیت قانون.
2.3 سیستم های گرامری
گونه هایی از مدلهای کلاسیک در تئوری زبان رسمی برای تعیین غیر جبرگرایی در دستگاه های محاسباتی با ایده هایی مانند توزیع، موازی سازی، همزمانی و ارتباط مورد استفاده قرار گرفت. یک سیستم گرامر از چندین گرامر تشکیل شده است که با هم کار میکنند تا یک حالت نمادین مشترک را ایجاد کنند که توسط یک سری متناهی از رشته ها نشان داده می شود. مؤلفه های سیستم، حالت را از طریق بازنویسی و ارتباط تغییر می دهد.
ما از سیستم های گرامری بعنوان یک مدل رسمی برای یادگیری ساختار مورفولوژی اعمال انسان استفاده می کنیم. مهمترین مدلهای سیستم های گرامر با هم همکاری می کردند و گرامرهای موازی با هم بودند. سیستم های گرامر توزیعی هماهنگ (CDGS) مؤلفه هایی داشت که بصورت متوالی کار می کردند .فقط یک مؤلفه در هر زمان فعال بود. بنابراین در بازنویسی یک شکل توالی معمول مطابق با یک پروتکل همکاری معین، هر بار یک مؤلفه فعال بود. کولونی ها شکل ساده شده ای از CDGS بودند که مؤلفه های آن گرامرهای منظمی بودند که زبان های متناهی را ایجاد می کردند. ساشیک و اشیبنار یک اتوماسیون جبری خاموش شدن عصبی را با دستیابی متوالی به یک سری از توالی های مثبت و منفی در بعضی از زبان ها آموزش دادند. مدل NPDA نیازمند اطلاعات اولیه در مورد اندازه پیش بینی شده گرامر استنباط شده بود، چون توپولوژی NPDA در حین آموزش تغییر پیدا نمی کرد. آنها یک کولونی را از NPDA آموزش دیده با الگوریتم اکتشافی پس از دسته بندی مرتبه ای در فضای حالت های عصبی استخراج کردند.
یک سیستم گرامر ارتباط موازی (PCGS) از چندین مؤلفه گرامر تشکیل شده بود که بصورت همزمان به شیوه همزمان کار میکردند. گرامرهای مؤلفه ای شکل های متوالی خود را بصورت موازی بازنویسی می کردند. آنها توسط تبادل شکل های متوالی جاری خود در بین همدیگر ارتباط ایجاد می کردند. در یک حالت بازگشتی، مؤلفه ها پس از فرستادن راه حل های جزئی خود به بقیه، به اصلی بدیهی خود ریست می شدند و محاسبات جدیدی را آغاز می کردند. زبان ایجاد شده توسط سیستم زبان ایجاد شده توسط یک مؤلفه متمایز شده از سیستم با هدف کمک به دیگران بود.
این فرضیه که ارتباط یک مرحله منفرد دارد و مؤلفه ها محاسبات را ادامه دادند بدون اینکه منتظر پایان ارتباط باشند، و فرضیه منطقی نیست. فرناو در مورد گونه ای از PCGS با انتقال پایانی و مؤلفه های خطی راست بحث کرد. در این مدل، چون ارتباط تنها محدود به انتقال رشته های ورودی بود. بنابراین از لحاظ تعریفی مؤلفه های جستجو شده فقط رشته های پایانی را بعنوان شکل های متوالی داشت. یک الگوریتم استنباط برای این مدل پیشنهاد شد که از اطلاعات ساختاری اضافی در مورد ارتباط استفاده می کرد و زبان های مؤلفه ای بصورت جداگانه با توجه مخصوص به مؤلفه اصلی یاد گرفته شدند.
3- مورفو-کینتولوژی
ساختارشناسی در مورد ساختار کلمات و اجزای تشکیل دهنده است و اینکه این قسمت ها چطور با هم ترکیب می گردند. در محتوای زبان فعالیت انسان، ساختارشناسی نیازمند ساختار هر عمل و سازمان یک پراکیسکون بر حسب بخش های فرعی معمول است. ساختارشناسی ما از تعیین ساختارشناسی هر عمل در یک پراکیسکون، و سپس سافتن سازمان پراکیسکون تشکیل شده است.
ما عمل انسانی واژک را بعنوان یک سری از محرک های ضروری مستلزم در عمل، الگوهای حرکتی مطابق بر حسب جنبش شناسی، و همزمان سازی در بین این محرک ها تعریف می کنیم. واژک ها قسمت های ضروری از اعمال انسان هستند. چون الگوهای حرکتی مشتق گرفته توالی های جنبش شناسی هستند، استنابط واژک ها مورفو-کینتولوژی نام دارد. هدف این بخش از ساختارشناسی انتخاب زیرمجموعه ای از اعمال است که کل عمل را فقط در محرک های ضروری وارد می سازد.
محرک های ضروری محرک هایی هستند که واقعاً مسئول اجرای نتیجه مورد نظر در عمل هستند. آنها با قدرت محدود می گردند و در نتیجه، فقط این محرک های معنادار دارای الگوهای حرکتی سازگاری در عملکردهای مختلف یک عمل یکسان هستند. برای یادگیری ساختارشناسی یک عمل انسانی، یک عمل نگار همراه با چندین عملکرد تکرار شونده از این عمل بعنوان ورودی بیان می گردد.
با داشتن عمل نگاری مانند A بعنوان ورودی، ما می خواهیم که بصورت اتوماتیک واژک یک عمل مطابق را یاد بگیریم. اصولاً واژک از یک سری I تشکیل شده است که نشاندهنده محرک های ضروری برای عمل بود؛ برای هر ، رشته فرعی مطابق با الگوی حرکتی که محرک i در حین عمل انجام میدهد؛ و یک سری از چندتایی های مطابق با قوانین همگام شده بین kineteme ها در رشته های مختلف. چون ورودی ما یک سری از رشته های همزمان است، ما این مسئله را بعنوان یک استنباط گرامری از سیستم گرامر معرفی میکنیم که فعالیت انسان را مدلسازی می کند بطوریکه هر گرامر مؤلفه ای از سیستم گرامر با یک محرک مطابقت داشته باشد.
3.1 سیستم گرامر همزمان موازی
در حرکت انسان، ما فقط به کار همزمان گرامرهای مؤلفه ای توجه داریم. ویژگی ارتباط غیرضروری است چون در هماهنگی حرکت بصورت ضمنی است. ما یک سیستم گرامر جدید را پیشنهاد میکنیم که رشته های ایجاد شده توسط مؤلفه ها از طریق مراحل ارتباط با هم تسهیم نمی گردند. مدل رسمی پینشهاد شده در اینجا بر مبنای یک PCGS با قانون همزمان سازی و بدون نمادهای جستجو است. همزمان سازی در بین قوانین در مؤلفه های مختلف در یک چندتایی بصورت همزمان انجام می شود. ما تعاریف مربوط به مدل PCGS اتخاذی خود را در زیر تعیین میکنیم. ما فرض میکنیم که خواننده با اساس تئوری زبان رسمی آشنا است. برای اطلاعات بیشتر در مورد تئوری زبان رسمی، به کتاب Hopcroft and Ullman مراجعه کنید.
پیکربندی n-چندتایی از مستقیماً بدست می آید ، که ، اگر ما اشتقاق مستقیمی از در هر گرامر داشته باشیم که پایانی نباشد یا وقتی که . هر مؤلفه از یکی از قوانین بازنویسی خود بجز انتقال n-چندتایی از M استفاده میکند، یعنی اینکه توسط قانون اگر و . زبان ایجاد شده توسط بصورت زیر خواهد بود

یک PCGS با مؤلفه است، که N یک سری از غیرپایانی ها و T الفبای پایانی است؛ گرامرهای چامسکی با سری متناهی از قوانین تولید در و نماد آغاز هستند؛ و M زیرمجموعه ای از است، که یک نماد اضافی است.

 


شکل 1 یک واژک عمل انسان

 

مثال ساده ای PCGS با چهار مؤلفه بصورت زیر می باشد

یک مثال اشتقاق در به این صورت است


درخت های پراکنده مطابق نشاندهنده ساختار این سری از رشته ها در شکل 2 نشان داده شده است.

 


شکل 2 درخت های پراکنده برای یک سیستم گرامر همزمان موازی

 

یک PCGS از یک سری CFG های مرتبط با قوانین همزمان سازی تشکیل شده است. این گرامر یک سیستم با سری A از رشته های همزمان متفاوت را مدلسازی میکند: عمل نگار. هر رشته در عمل نگار با زبانی مطابقت دارد که برای گرامر مؤلفه ای استنباط خواهد شد که محرک را مدلسازی می کند. هر نماد در یک رشته با یک جفت همراه است، که تعداد نمادهای بخش در رشته ، زمان آغاز ، و طول زمان بخش مطابق با است. توجه داشته باشید که
3.2 یادگیری موازی
اجرای یک عمل انسانی مستلزم انجام بعضی از هدف ها است و بنابراین نیازمند پایداری در یک رشته منفرد و هماهنگی بین رشته ها مختلف می باشد. یادگیری گرامر متوالی و یادگیری گرامر موازی در اینجا با هم ترکیب می گردند تا ساختارشناسی یک عمل انسانی را استنباط کنند.
ما یادگیری مواری را برای استنباط همزمان یک سیستم گرامری بعنوان ساختاری از همه رشته های در عمل نگار A پیشنهاد کردیم. الگوریتم یادگیری موازی ما در شکل 3 نشان داده شده است. فرکانس نمودار در رشته مطابق با هر زاویه مفصل بصورت مستقل محاسبه می گردد. تابع ماتریس را پیدا میکند، که هر عنصر تعداد رخدادهای نمودار در رشته است. یک قانون جدید برای نمودار مطابق با عنصر با حداکثر فرکانس جاری در ماتریس df ایجاد شده است. غیرپایانی مطابق با قانون جدید در سری قوانین وارد می گردد. راهکار هر رخداد از نمودار در رشته را با غیرپایانی جایگزین می سازد. یک غیرپایانی جدید با فاصله مطابق با اتحاد فواصل زمانی هر دو نماد و در نمودار همراه است. در یادگیری موازی، نمادهای متعلق به یک نمودار با یک غیرپایانی جدید جایگزین می گردد، فقط در صورتی که قانون جدید با قوانین دیگر در مؤلفه های CFG مختلف از سیستم گرامر همزمان سازی گردد.

 


شکل 3 الگوریتم یادگیری موازی

 

هر غیرپایانی جدید برای قوانین همزمان جدید با غیرپایانی های موجود در CFG های رشته های دیگر بررسی می گردد، همانطور که در شکل 4 نشان داده شده است. همزمان سازی بین غیرپایانی ها در CFG های مختلف نیازمند هر رخداد از این غیرپایانی ها است تا فواصل زمانی متقاطعی در رشته های مختلف ایجاد شده توسط دیدگاه CFG آنها داشته باشد. همزمان سازی مربوط به دو غیرپایانی در CFG های مختلف ایجاد می گردد اگر یک نقشه برداری یک به یک از رخدادها در رشته های همراه با آنها وجود داشته باشد. بعلاوه، هر دو رخداد نشان داده شده مطابق با دوره های زمانی متقاطع نشان داده می شود. تابع این جستجو را برای همزمان سازی انجام میدهد و رابطه R را ایجاد میکند، که هر جفت در این رابطه نشاندهنده دو قانون همزمان در گرامرهای مؤلفه ای مختلف است. چندتایی های همزمان در زیرمجموعه M از سیستم گرامر از R بازیابی می گردند.

 


شکل 4 دو CFG مرتبط شده با قوانین همزمان سازی PCGS

 

شکل 5 محدودیت های موجود برای قوانین همزمان سازی را نشان میدهد. ما دو غیرپایانی را در CFG های مختلف بعنوان مستطیل هایی با دو رنگ مختلف نشان دادیم. این غیرپایانی ها در ردیف های مختلف نشان داده می شوند به طوری که هر مستطیل با یک رخداد از غیرپایانی ها مطابقت داشته باشد. موقعیت افقی و طول هر رخداد فاصله زمانی ترتیبی را نشان میدهد.
ما استثنائی از الگوریتم موازی خود را در زیر نشان میدهیم. برای دو تکرار، ما سری رشته های ، سری قوانین تولید و رابطه R با قوانین همزمان سازی را نشان میدهیم. رشته ها در سری ورودی A از مثال قبلی از PCGS با یک رشته ساختگی اضافی گرفته می شود: . رشته های اولیه در سری ورودی به شرح زیر هستند:

 


شکل 5 محدودیت های قوانین همزمان سازی

 

خط های تیره فقط برای نمایش بصری دوره زمانی همراه با هر نماد در A استفاده شده اند. غیرپایانی ها فقط با تعداد شاخص های خود نشان داده می شوند. در این مثال، نمودار کلی در بصورت 44 است و در نتیجه قانون جدید در معرفی می گردد.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 24   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله ساختارشناسی اعمال انسان: یافتن محرک های ضروی، الگوهای حرکت، و هماهنگی آنها

دانلود مقاله اهمیت و ضرورت دوستی برای کودکان و نوجوانان

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله اهمیت و ضرورت دوستی برای کودکان و نوجوانان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  9  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

 

 

اهمیت و ضرورت دوستی برای کودکان و نوجوانان

 

مقدمه :
دوستی به کودکان کمک می کند تا مهارت های عاطفی - اجتماعی خود را گسترش دهند. آنها از داشتن روابط صمیمی و نزدیک با هم سالان شان، به نکات و ارزش هایی پی می برند که نمی توانند از بودن با والدین و اعضای بزرگسال خانواده شان بیاموزند. برای مثال آنها یاد می گیرند که چگونه باید با دیگران رفتار کنند، چگونه باید از قوانین و مقررات پیروی کنند و چگونه باید تصمیم گیری کنند.

 

کودکان در جمع دیگر دوستان شان با مفهوم ترس، خشم، عصبانیت و اعتراض کردن آشنا می شوند. آنها می آموزند که چگونه باید پیروز شوند، چگونه باید کمبودها را تحمل کنند و چگونه باید رفتار مناسبی داشته باشند. کودکان یاد می گیرند که چگونه از مراجع قدرت باید پیروی کنند. آنها یاد می گیرند که چگونه باید نظرات دیگران را بشنوند و درک کنند. دوستی، حس همدلی و نوع دوستی را در دل آنها زنده می کند. آنها در جمع دوستان شان، استعدادها و ویژگی های خود را بهتر می شناسند و می توانند خودشان را با آنها مقایسه کنند. کودکان از طریق مشاهده هم سن و سالان شان به شباهت ها و تفاوت های شان با آنها پی می برند.
کودکان از بودن در جمع به حس تعلق و ارزشمندی دست پیدا می کنند و همین امر موجب افزایش عزت نفس آنها می شود. دلگرمی و حمایت هایی که کودکان از دوستان شان دریافت می دارند، صبر و بردباری آنها را در سازگاری با محیط های ناآشنا و غریبه (مثل رفتن به مدرسه، ورود به مرحله نوجوانی، مقابله با فشارها و ناکامی و...) افزایش می دهد.
دوستی عاملی برای سلامت و بهداشت روانی کودک است. تحقیقات نشان می دهد کودکانی که در جمع بزرگ می شوند، کمتر دچار مشکلات ارتباطی می شوند. از طرف دیگر، کودکانی که در دوست یابی مشکل دارند، در جمع دوستان شان بیشتر احساس تنهایی و طرد شدن می کنند و در سازگاری با محیط های آموزشی ناتوان تر هستند.

 

دوست یابی
کودکان اغلب دوستان بی شماری دارند. هر چه تعداد دوستان آنان در دوران کودکی بیشتر باشد، در دوران بزرگسالی برای دوستی ارزش بیشتری قائلند. تقریباً 75 درصد کودکان خود را درگیر دوست شدن با هم سالان شان می کنند و تقریباً 90 - 80 درصد نوجوانان 2 الی 3 نفر از بهترین دوستان شان را از بین هم سالان دوران کودکی خود انتخاب می کنند. اغلب کودکان و نوجوانان بر این باورند دوستی رابطه ای دوطرفه است که هر دو نفر باید بدان پای بند باشند. ( هارتاپ و استیونس، 1999) یک کودک نوپا ممکن است به کودک هم سال خود کمک کند تا با مکعب هایش خانه ای بسازد، یا یک کودک دبستانی ممکن است به دوستش کمک کند تا تکالیفش را انجام دهد، یک نوجوان ممکن است دوست هم سالش را بهتر از پدر و مادرش نصیحت کند. با گسترش دوستی، مفهوم رابطه متقابل هم شکل جدیدی به خود می گیرد و هر یک از دوست ها سعی می کنند در خوبی کردن به دیگری پیشی بگیرند. مهارت های دوست یابی هم از جمله مهارت هایی است که باید از همان دوران کودکی آموخته شود تا جایگاه خود را در زندگی کودک پیدا کند.

 

دوستی در سنین مختلف
کودکان از همان ماه های آغازین تولد خود درتلاشند با گرداندن سرشان به سوی صدای گفت و گوی افراد با اطرافیان شان ارتباط برقرار کنند. تعاملات و واکنش های ظریفی که کودک با محیط پیرامونش برقرار می کند، نشان می دهد که کودک قادر است وابستگی های عمیق عاطفی بین خود و اطرافیانش را به وجود آورد. پژوهش های مختلف نشان می دهد کودکانی که در جمع کودکان دیگر بزرگ می شوند، با کودکانی که تنها در جمع افراد بالغ بزرگ می شوند، تفاوت های شخصیتی بسیاری دارند. کودکان در خردسالی، آشنایی و تثبیت روابط شان با یکدیگر را شروع می کنند و سعی می کنند به تدریج ارتباط خود را با چند نفر از دوستان شان صمیمی تر کنند. کودکان پیش دبستانی، دوست های شان را از بین 15 - 10 نفر انتخاب می کنند و در عین آن که با همه رابطه ای دوستانه برقرار می کنند، با یکی دو نفر نزدیک تر و صمیمی تر می شوند. اغلب دوستی های دوران خردسالی کلامی نیستند، بلکه دوستی آنها به میزان فعالیت مشترکی که با هم انجام می دهند، بستگی دارد. کودکان در دوران پیش دبستانی و سال اول دبستان، با گروهی از بچه هایی دوست می شوند که علایق و سرگرمی های مشترک داشته باشند. کودکان در این سن تمایل دارند روابط گروهی شان را گسترش دهند و بهترین دوست ها، کسانی هستند که بهتر بتوانند روابط جمعی خود را سازمان دهند (در گروه فعال تر باشند و از بودن در جمع دیگر کودکان احساس رضایت و شادمانی کنند). تحقیقات نشان می دهد کودکانی که دارای دوستی های با سابقه طولانی تر بوده اند، برای حفظ و نگه داری دوستی شان تلاش بیشتری می کنند. (لاد، 1990)

 


ویژگیهای دوست خوب برای کودکان و نوجوانان

 

دوستان خوب یک سری ویژگی دارند که آنها را از دیگران متمایز می کند و سبب می گردد دوستان بیشتری در کنار خود داشته باشند. بنابراین با تغییر رفتار خود به جرگه این افراد بپیوندید.
1 یک دوست خوب حرفهایی که به صورت محرمانه به وی زده شده است را نزد خود نگه داشته و راز دار شما می باشد
2 وقت شناس بوده و در قرار ملاقات ها و یا میهمانی ها قابل اطمینان بوده و سر موقع حضور می یابد.
3 یک دوست خوب به موفقیت موفقیت و یا دوستان شما حسادت نمی ورزد.
4 یک دوست خوب هنگامی که دچار بیماری و کسالت می گردید با شما تماس گرفته و حالتان را جویا می شود وبه عیادت شما می آید.
5 وی می داند که چه زمانی صحبت و چه زمانی سکوت نموده تنها گوش دهد.
6 هنگامی که حالتان مساعد نبوده و یا دل و دماغ کاری را ندارید و پکر هستید وی از شما دلخور نمی شود.
7 اگر شما به فضای بیشتری نیاز داشته باشید و یا می خواهید تنها باشید آنها این رفتار شما را طرد شدگی تلقی نکرده و دلگیر نمی شوند.
8 یک دوست خوب همه چیز های بدتان را تحمیل می کند.
9 وقتی نظر او را در مورد مسئله ای جویا شوید با جان و دل و صادقانه نظرات و عقاید خوشد را در اختیارتان قرار می دهد و حتی اگر به نصایحش نیز عمل نکنید ناراحت نمی شود.
10 وی با شما می خندد گریه می کند و کارهای ماجراجویانه انجام می دهد اما به دیگران چیزی در مورد آنها نمی گوید.
11 پیش از سر زدن به منزلتان شما را مجبور نمی کند که خانه را تمیز کنید
12 وی اجازه نمی دهد کسی پشت سر شما و در غیاب شما در موردتان بد گویی کند و به دفاع از شما خواهد پرداخت.
13 شما را به کارهای ماجراجویانه رشد دهنده و پیشرفت در کار تشویق خواهد کرد.
14 هنگامی که خودروی شما دچار نقص فنی گردد شما را به مقصدتان خواهد رساند.
15 روز تولدتان همیشه به یادش بوده و اگر برنامه خاصی برای آن روز تدارک ندیده باشید شما را به بیرون برده و برایتان کیک سفارش می دهد.
16 دوست خوب از شما انتظار ندارد که اتوماتیک وار با عقاید وی در خصوص مسائلی همچون مد لباس باشید. و به عقاید شما حتی اگر بر خلاف عقایدش باشد احترام می گذارد.
17 هیچ گاه شما را نزد دیگران خرد و تحقیر نکرده بلکه همواره به شما احترام می گذارد و در حضور دیگران از شما تعریف می کند.
اگر دوستی را سراغ ندارید که با شما اینگونه رفتار کند شاید یک دلیل آن این باشد که شما نیز با آنان چنین رفتاری تا به حال نداشته اید

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  9  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله اهمیت و ضرورت دوستی برای کودکان و نوجوانان

نام‌های خدا

اختصاصی از فی ژوو نام‌های خدا دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  7  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

 

 


در قرآن مجموعه‌ای از بیش از ۲۰۰ نام خداوند است که در قرآن ذکر شده‌اند و اصطلاحا، ۹۹ تای آن «اسماء الحسنی» یا نام‌های نیکوی خداوند خوانده می‌شوند. هر چند که تعداد نام‌های خدا، شامل صفت‌ها و کلمه‌های مرکب، در قرآن و سنت از ۹۹ عدد خیلی بیشتر هستند، ولی مسلمانان اعتقاد دارند که گروه برگزیده‌ای از نام‌ها (نام‌های نیکو)، تعدادشان ۹۹ عدد است.
از میان این ۹۹ نام، ۸۵ تای آن مستقیما در قرآن ذکر شده است. اما تعدادی از این نام‌ها مستقیما در قرآن وجود ندارد. بعضی از محققان با رجوع به احادیث تا ۲۰۰ مورد از این نام‌ها را یافته‌اند.
اسماء حُسنی
منظور از اسماء حسنى ، صفات مختلف پروردگار است که همگى نیک و همگى حسنى است مى دانیم خدا عالم است ، قادر است ، رازق است ، عادل است ، جواد است ، کریم است و رحیم است ، و همچنین داراى صفات نیک فراوان دیگرى از این قبیل مى باشد .
منظور از خواندن خدا به این نامها تنها این نیست که این الفاظ را بر زبان جارى کنیم و مثلا بگوئیم یا عالم ، یا قادر ، یا ارحم الراحمین ، بلکه در واقع این است که این صفات را در وجود خودمان بمقدار امکان پیاده کنیم ، پرتوى از علم و دانش او ، شعاعى از قدرت و توانائى او ، و گوشه اى از رحمت واسعه اش در ما و جامعه ما پیاده شود ، و به تعبیر دیگر متصف به اوصاف او و متخلق به اخلاقش کردیم .
تا در پرتو این علم و قدرت و این عدالت و رحمت بتوانیم خویش و اجتماعى را که در آن زندگى مى کنیم از صف دوزخیان خارج سازیم .
اسماء حُسنی را به ۳ گروه بخش کرده‌اند:
اسماء جمالی (۴۵ نام) برای کسب رحمت و روزی به کار می‌روند.
اسماء جلالی (۲۲ نام) برای ایجاد عداوت و از میان بردن حریف به کار می‌آیند.
اسماء مشترک (۲۲ نام) بسته به نیت، خاصیت هر دو گروه قبلی را دارند.
فهرست نام‌های نیکوی خداوند
۹۹ نام خدا بر طبق سنت اسلام، به نامهای نیکوی خداوند معروفند. باید توجه داشت که در هیچ مرجعی فهرست زیبایی‌شناسانهٔ یکسانی که به ترتیب نام‌ها را در خود ذکر کرده باشد وجود ندارد.

 

برای خداوند نامهای نیکویی است؛ حدیث‏ها تاکید دارند اسامی خدا صرفاً اسم و نامگذاری محض هستند تا بندگان بتوانند در مورد خدا فهمی داشته باشند و او را با آن نام ها بخوانند.

 

توجه: ترجمه فارسی این اسمها تنها برای توضیح و تبیین بیشتر معانی است، اما بسیاری از این اسمها فقط با لفظ عربی به درستی قابل فهم هستند و ترجمة آن در یک کلمه بسیار مشکل و نامفهوم است.

 

1) اللَّهُ: الله
2) اَلرَّحْمنُ: بخشایشگر-هستی بخش- بخشنده نعمت بدون چشم داشت همه موجودات.
3) اَلرَّحِیْمُ: مهربان-پاداش و نعمت دهنده در مقابل اعمال نیکوی بندگان.
4) اَلْمَلِکُ: صاحب و مالک مطلق و وابسته به خود (همه چیز و همه موجودات در اختیار و تصرف او و به او وابسته اند).
5) اَلْقُدُّوسُ: پاک از هر عیب و نقص.
6) اَلسَّلاَمُ: پاک و سلامتی بخش عالم.
7) اَلْمُؤْمِنُ: یگانه امانتدار و امان دهنده مخلوقات از عذاب.
8) اَلْمُهَیْمِنُ: نگهبان مسلط بر عالم.
9) اَلْعَزِیْزُ: صاحب عزت و بزرگواری.
10) اَلْجَبَّارُ: خود رأی و جبران کننده و اصلاحگر حال بندگان خویش.
11) اَلْمُتَکَبِّرُ: یگانه وجودی که همه بزرگیها ازآن اوست.
12) اَلْخَالِقُ: بوجود آورنده عالم از عدم و پدیدآورنده مخلوقات.
13) اَلْبَارِیءُ: بوجود آورنده همه مخلوقاتی که دارای روح هستند، آفریننده موجودات ازهمدیگر.
14) اَلْمُصَوِّرُ: صورت دهنده و طراح عالم و همه موجودات.
15) اَلغَفَّارُ: بسیار آمرزنده.
16) اَلْقَهَّارُ: غالب و چیره و بازگیرنده همه چیز.
17) اَلْوَهَّابُ: بسیار بخشنده و نعمت دهنده.
18) اَلرَّزَّاقُ: بوجود آورنده روزی و توشه حیات و خالق علتهای بدست آمدن روزی.
19) اَلْفَتَّاحُ: باز کننده درهای خزائن رحمتش برای بندگان.
20) اَلْعَلِیْمُ: آگاه و دانای برهمه چیز و درهمه احوال و درهمه جا.
21) اَلْقَابِضُ: گیرنده روح و نعمت از هر که بخواهد.
22) اَلْبَاسِطُ: وسعت دهنده توشه حیات برای هرکس که بخواهد.
23) اَلْخَافِضُ: فرونشاننده و خوارکننده هرکس که مستحق ذلت و خواری باشد.
24) اَلرَّافِعُ: برتری دهنده به هرکس که مستحق برتری است از متقین.
25) اَلْمُعِزُّ: بزرگواری بخش و یاری دهنده کسی که به دین خود چنگ زده.
26) اَلْمُذِلُّ: خوارکننده دشمنان خود.
27) اَلسَّمِیْعُ: شنوای همه صداها.
28) اَلْبَصِیْرُ: بینای پیدا و ناپیدا.
29) اَلْحَکَمُ: یگانه داور و حاکمی که هیچ ردی در قضاوت و داوری او نیست.
30) اَلْعَدْلُ: دادگر کامل در دادگری.
31) اَللَّطِیْفُ: آگاه، بسیار دقیق درهمه امور و اشیاء پیدا و ناپیدا.
32) اَلْخَبِیْرُ: اخبار باطن و پنهان بر او پوشیده نیست.
33) اَلْحَلِیْمُ: صبور و شکیبا-کسی که خشم بر او غلبه نمی کند.
34) اَلْعَظِیْمُ: صاحب عظمت و بزرگی که در عظمت بی همتاست.
35) اَلْغَفُوْرُ: بسیار آمرزنده.
36) اَلشَّکُوْرُ: کسی که پاداش بزرگی در مقابل نیکوی کم می دهد.
37) اَلْعَلِی: وجودی که مراتب بزرگی او فوق تصور است.
38) اَلْکَبِیْرُ: وجودی که عقل و احساس از درک کامل او ناتوان است.
39) اَلْحَفِیْظُ: نگهدار اعمال بندگان و هر چیزی که بخواهد.
40) اَلْمُقِیْتُ: خالق قوت و نیروی حیات مادی و معنوی.
41) اَلْحَسِیْبُ: وجودی که برای بندگانش کافی است، حسابگر اعمال بندگان درروز قیامت.
42) اَلْجَلِیْلُ: وجودی که برترین کمالات از آن اوست.
43) اَلْکَرِیْمُ: بخشنده ای که بدون سؤال و درخواست می بخشد.
44) اَلرَّقِیْبُ: وجودی که مراقب و ناظر همه اشیاء و حرکات است.
45) اَلْمُجِیْبُ: جواب دهنده به کسانی که او را فریاد کنند.
46) اَلْوَاسِعُ: وجودی که علم و قدرت و رحمت او همه جا را فرا گرفته است.
47) اَلْحَکِیْمُ: کاردان-آگاه به چگونگی و اهداف امور و اشیاء عالم.
48) اَلوَدُوْدُ: خواستار نیکی برای همه بندگانش در همه احوال.
49) اَلْمَجِیْدُ: بزرگواری که بزرگواری او بی نهایت است.
50) اَلْبَاعِثُ: برانگیزاننده پیامبران علیهم السلام- برانگیزاننده مردگان از قبر.
51) اَلشَّهِیْدُ: آگاه و نظاره گر و بیننده‌ ای همه اشیاء و حرکات و سکنات عالم.
52) اَلْحَقُّ: وجود ثابت و یکنواختی که هرگز تحول و تغییر در راه ندارد.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  7  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


نام‌های خدا

اصول مدیریت (تصمیم گیری)

اختصاصی از فی ژوو اصول مدیریت (تصمیم گیری) دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  23  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

 

اصول مدیریت (تصمیم گیری)

 

امروزه دنیای مدیریت باانبوهی از واژه های مرتبط با تصمیم گیری مواجه است . این واژه ها طیف گسترده ای از نظریه ها و رویکردهای تصمیم گیری را ارائه می کنند. طرفداران بکارگیری الگوهای "ریاضی "، این شیوه ها را دقیق ترین و بهترین راه دستیابی به "تصمیم "بهینه می دانند. در نقطه مقابل ، طراحان رویکردهای مبتنی بر نظریه های "ادراکی " از تطابق بیشتر روشهای خود با دنیای واقعی سخن می گویند و گروه سومی از صاحبنظران ومدیران نیز وجود دارند که هیچ یک از این دو را باور ندارند! هرسه گروه برای خود دلایلی دارند و شواهدی را برای پشتیبانی از نظریات خود ارائه می کنند. آیا می توان به الگویی که این نظریه های "به ظاهر متضاد" را با منطق واحدی تفسیر کند، دست یافت ؟
امروز سیستم های کمک تصمیم گیری دوران گذار تکاملی خود را می گذراند و همانندهر سیستم نابالغ دیگری آمیزه ای از توانمندیها و ناتوانیها، بیمها و امیدواریها، طرفداران ومنتقدان را به همراه خود دارد. در چنین شرایطی انسان می بایستی دستاوردهای عینی راتجربه و افقهای ذهنی را نظاره کند و این رویکردی است که امروز واقعی را به فردای آرمانی پیوند می زند.
معرفی - کارشناسان ستادی ، معاونان و مشاوران همه درتلاشند تا مدیران را درجهت تصمیم گیری صحیح کمک کنند. شما حتی اگر با این نظر که "مدیریت یعنی تصمیم گیری "موافق نباشید، قطعا این واقعیت که تصمیم گیری بخش مهمی از نقش مدیر و منشا تاثیرنگرشهای او در سازمان است را تجربه کرده اید. با این همه ، در میان انبوهی از فعالیتهای ستادی و سیستم های عریض و طویلی که برای حمایت از تصمیم گیری وجود دارد، نهایتامدیرکسی است که در اوج تنهایی تصمیم می گیرد! چرا سیستم های کمک تصمیم گیری هنوز نتوانسته است نقش موثری را در تصمیم گیری مدیران ایفا کند؟
پروفسوررکس براون "R.BROWN" استاد "تصمیم گیری " دانشگاه جرج میسون "GEORGE MASON" آمریکاست . وی بیش از 18 سال است که به امر مشاوره مدیریتی اشتغال دارد و تاکنون بیش از 80 کتاب و مقاله منتشر ساخته است . پروفسوربراون در مقاله ای می نویسد: "من سالیان دراز است که با مدیران ارشد دولتی کار می کنم ،با این حال نمی توانم ادعا کنم که تعداد زیادی از مشتریان خود را به تصمیم متفاوت و یابهتری هدایت کرده باشم و فکر نمی کنم دیگران هم شرایط بهتری از این داشته باشند". وی می افزاید: "امکانات کمک تصمیم گیری اعم از رویکردهای کمی و یا ادراکی اثرات بسیار محدودی در تصمیم گیریها داشته اند".
امروزه درحالی که بسیاری از سازمانها توسعه سیستم های کمک تصمیم گیری را درراس برنامه های خود قرار داده اند، برخی از مدیران با پروفسور براون هم عقیده و نسبت به سیستم های کمک تصمیم گیری بی اعتماد هستند. هر دو گروه برای خود دلایلی دارند وشواهدی را هم برای پشتیبانی از نظریات خود ارائه می کنند. آیا سیستم های کمکی به بلوغ کافی برای پشتیبانی از تصمیم گیری مدیران رسیده اند؟

 

1 - تصمیم گیری و سیستم های کمک تصمیم گیری
تصمیم گیری چیست ؟ پاسخ به این سوال از ابعاد مختلف متفاوت است . ساده ترین تعبیر درمورد تصمیم گیری "عمل انتخاب " است . این تعبیر انتخاب یک گزینه از گزینه های ممکن "که به باور تصمیم گیر بهترین نتیجه را به همراه دارد" را کارکرد اصلی فرایندتصمیم گیری می شمارد. تعبیر دیگر تصمیم گیری مدیریتی ، "یافتن راه حل بهینه برای مساله " است . این نوع تصمیم گیری شامل فرایند پردازش اطلاعات مربوط به مساله است و دستیابی به پاسخ بهینه ، منطق کلی کار را تشکیل می دهد. رویکرد سوم ، "هوشمندی "را به مفاهیم قبلی اضافه می کند رویکرد سوم ، "هوشمندی " را به مفاهیم قبلی اضافه می کند و با تشریح کارکرد شبکه های عصبی ، یادگیری را بخشی از فرایند تصمیم گیری به شمار می آورد.
سیستم های کمک تصمیم گیری از اواسط قرن گذشته "میلادی " با استفاده از الگوهای ریاضی متولد شد. خاستگاه اولیه علوم تصمیم گیری "مشابه بسیاری دیگر از رویکردهای جدید" کاربردهای نظامی بود و این رویکرد از اوایل دهه1960 به تدریج به زمینه های صنعتی و کسب وکار راه یافت ."4" سیستم های پشتیبانی تصمیم گیری "DSS" به عنوان گونه های اولیه سیستم های اطلاعاتی مدیریت "MIS" طرفداران بسیاری را به خود جذب کرد. این رویکرد با بکارگیری روشهای بهینه سازی ، برنامه ریزی ریاضی ، الگوهای تصمیم گیری چندمعیاره "MCDM" و با این پیش فرض که مسائل مدیریتی می تواند به صورت مدلهای ریاضی فرموله شود تا به امروز نیز جایگاه قوی خود را در سیستم های کمک تصمیم گیری حفظ کرده است .
در نقطه مقابل رویکردهای ریاضی ، سیستم های خبره "EXPERT SYSTEMS" بیش از مدل ریاضی ، نظریه های ادراکی تصمیم گیری را الگوی کار قرار داده اند. در این رویکردمساله نمی بایستی الزاما به صورت ریاضی مدل شود و الگوریتم های الهام گرفته ازمکانیسم درک انسان ، به نوعی "خبرگی " مصنوعی درحل مسائل واقعی دست می یابند.در این رویکرد تلاش می شود تا همانند انسان در فقدان اطلاعات کامل و در شرایطساختار ناقص مساله ، با یکسری نتیجه گیریهای زیرکانه به تصمیم مناسبی دست یافته شود. سیستم های خبره در نوع پیشرفته خود قدرت "یادگیری " داشته و از اشتباهات گذشته برای تصمیم گیری بهتر آینده ، می آموزد. اساس سیستم های خبره بر ذخیره سازی واستنتاج از دانش قرار دارد و به همین جهت به آن سیستم های برپایه دانش
"KNOWLEDGE - BASE=KB" نیز گفته می شود.
در چند سال گذشته مطالعاتی درجهت تلفیق این دو رویکرد با یکدیگر آغاز شده که حاصل آن سیستم های پشتیبانی تصمیم گیری برپایه دانش "KNOELEDGE - BASE=KB" است "5991-CILHTEM,NIELK". این مطالعات هنوز هم ادامه دارد و جهت گیری آن تلفیق زمینه های علمی گوناگون برای دستیابی به سیستم های کمک تصمیم گیری اثربخش است .

 

2 - زمینه های علمی سیستم های کمک تصمیم گیری
سیستم های خبره "ES" از دو زمینه علمی بهره می جویند: هوش مصنوعی ونظریه های رفتاری تصمیم گیری . هوش مصنوعی برپایه روان شناسی ادراکی استوار است و نظریه های رفتاری تصمیم گیری نیز از زیرشاخه های علوم اجتماعی به شمار می آید. این ارتباطات سیستم های خبره را در شاخه علوم رفتاری قرار می دهد.

 

مدیریت و تصمیم گیری
در پیشینه نظری مدیریت قلمرو تصمیم گیری پیچیده و بسیار چند پاره است . از این رو ، یکی از مباحث مهم ، مشکل و حساس مدیریت بهشمار می رود . همه مدیران اثربخش به موضوع تصمیم گیری به عنوان امری حیاتی که می تواند موفقیت یا شکست سازمان را رقن بزند توجه نموده اند .
در این مقاله سعی می شود شان تصمیم گیری در مدیریت بر اساس رویکردهای نظری مورد بررسی قرار گیرد و بر این پایه شرح مختصری از مدلهای تصمیم گیری ارائه شود .
مدیریت مشارکتی و مزیتهای آن
در مدیریت مشارکتی روش تصمیم گیری به گونه ای است که بستر مناسبی فراهم می شود تا اندیشه های تازه و نو از طریق کارکنان به رده های بالاتر تنظیم و پیشنهاد میگردد، مشارکت در مدیریت موجب کاهش نظارت بر اعضاء ، تعارضها، ستیزه‌ها ، درگیریها و چشم و هم چشمی‌ها شده و موجب ارتقاء‌ روحیه کارکنان و افزایش بهره‌وری و کیفیت کار در سازمان میشود.
در حقیقت در مدیریت مشارکتی « من » های سازمان «ما» می شوند و بدون نفی هویت فردی، هویت جمعی جدیدی متولد میشود.
در شماره جدید تصمیم داریم در ارتباط با خویشتن شناسای مدیران که یکی دیگر از ویژگیهای مدیریت در سازمانهای خدماتی قرن 21 میباشد مطالبی برایتان ارائه نماییم .
« رسول گرامی اسلام (ص): هر کس خود را شناخت ، خدا را شناخت .»
پیشینه توجه به خود و خویشتن شناسی به دوران باستان برمیگردد. بیشتر از همه ، تاریخ یونان باستان مملو از آغاز شکوفایی زندگی انسانها و شناخت نفس و روح بوده است.
در بالای معبد آپولو در یونان عبارت « خود را بشناس » نوشته شده است. فلاسفه یونان چون سقراط و فیثاغورث نیز این کلام را در فلسفه خود جای داده بودند.
خودشناسی ، مبنای همه ادیان و مکاتب است. از دیدگاه مذهب ، اگر انسان خود را بشناسد به حقایق طبیعت و به اسرار خلقت آگاهی می یابد. همانطوریکه پیغمبر اکرم (ص) می فرماید: «هر کس خود را شناخت ، خدا را شناخت .»
خود شناسی یا خداشناسی موجب معنی دار شدن زندگی و به کمال رسیدن بشر میشود.
ادبیات ایران نیز سرشار از مفاهیم و عبارت ارزنده در باب خویشتن شناسی است. مثلا حافظ میگوید:
عیان نشد ز کجا آمدم کجا رفتم دریغ و درد که غافل ز کار خویشتنم
یا عارفی گوید:
گر چه نتوانی بدانی چیستی جهد کن چندان که دانی کیستی
شاید این سوال در ذهن شما شکل گیرد که چه رابطه ای بین خویشتن شناسی و « پیام مدیریت » است.
نکته همین جااست که خود شناسی به عنوان یکی از مهارتهای لازم و ضروری برای موفقیت مدیران توصیه شده است.
بسیاری از شرکتهای بزرگ موضوع خویشتن شناسی را جزء اساس ترین دوره های آموزشی خود قرار داده و دانش وقوف به خود را عاملی موثر برای تطبیق بهتر سازمانها با مسائل انسانی تلقی میکند.
در ادبیات مدیریت، ازمهارت « خویشتن شناسی » به عنوان پیش شرط بهداشت روانی و توانایی شناخت دیگران یادشده است. یعنی درک، بینش و آگاهی مدیر موجب بهره‌وری تخصص و بهبود در روابط عمومی انسانی او میشود.
جرج هومانز نویسنده معروف در خصوص خویشتن شناسی مدیران عبارت زیبایی دارد:
« او معتقد است کار مدیر دشوار است و تسلط بر خویش برای او ضروری است. مدیر جهت دستیابی به تسلط، بایستی خویش را بشناسند و به نقاط ضعف و قوت خود واقف باشد.»
به احادیث زیر توجه فرمائید:
حضرت علی (ع) می فرمایند:
« درد تو از توست ، ولی تو بدان بصیرت نداری و درمان تو نیز در درون توست. لیکن تو بدان آگاهی نداری.»
حضرت امام رضا (ع) می فرمایند:
« ارزنده‌ترین مرحله خود، خود شناسی است.»
مهمترین عواملی که میتواند در مرحله خود شناسی مدیران نقش مهم و به سزایی داشته باشد بدین ترتیب است:
1- تصمیم گیری 2- برنامه ریزی 3- خلاقیت و نوآوری 4- ارتباطات
5- نقش احساس در مدیریت 6- انگیزش 7- کار گروهی.
- حال برای روشن شدن موضوع برای هر کدام به اختصار توضیحاتی آورده شده که توجه شما را به آن جلب می نماییم.
1- تصمیم گیری:
تصمیم گیری جوهر مدیریت است. مدیران باید بکوشند تا در تصمیم‌گیریهای سازمانی کمتر تحت تاثیر احساسات و عواطف خویش قرار گیرند. شاید عمل به این توصیه دشوار باشد، اما به خاطر داشته باشیم که مدیریت وظیفه سخت و دشوار است. اگر بر خویشتن مسلط نباشیم و از احساسات عواطف خود در اتخاذ تصمیمات پیروی کنیم، سازمان را دچار مشکلات خواهیم ساخت.
پس هنگام تصمیم گیری:
الف) خواستهای درونی، عواطف و احساسات خود را در آن راه ندهیم.
ب) قبل از هر تصمیم نتایج آن را تجزیه و تحلیل کنیم .
ج)از تغییر و تحولات محیط غافل نباشیم .
د ) حد معقولی از مخاطره را در تصمیمات خود بپذیریم .
ذ) با همکاران و اهل فن مشورت کنیم .
و) در تصمیم گیری شتاب نکنیم .
ه) خود را در مقابل سرزنشهای احتمالی ناشی از تصمیمات گرفته شده مصون سازیم.
ی) با دانش کافی در مورد مسایل تصمیم بگیریم.
2- برنامه ریزی :
بنیاد هر سازمانی بر برنامه ریزی استوار است.
یکی از وظایف مهم مدیر ، برنامه ریزی و آینده نگری است. اهمیت برنامه ریزی ، علی‌الخصوص زمانی که منابع موجود برای مدیریت، محدود و انتظارات و توقعات از او بیشمار است، محسوس تر میگردد.
همانگونه که میدانید برنامه ریزی نوعی پیش بینی است و از آنجائی‌که پیش بینی‌ها صددرصد به واقعیت نمی پیوندند، همواره امکان درصدی خطا وجود دارد و مدیر در برنامه ریزی با مخاطره مواجه است.
چنانچه مدیر از مخاطرات احتمالی هراس به خود راه دهد از اقدامات خطیر باز میماند و این مسئله عارضه ای منفی برای مدیریت او بشمار می آید.
مدیر باید آینده سازمان خود را به عنوان یک واقعیت بپذیرد و بداند برنامه ریزی مسلما توام با مخاطراتی خواهد بود. مدیر باید در مرحله برنامه ریزی خوشبینی واقع گرایانه خود را همواره حفظ کند و به امکانات منابع موجود بیاندیشد و پیش رود. تفکر صرف درباره کمبودها و محدودیتها موجب یاس و ناامیدی است.
مدیر باید در مرحله برنامه ریزی موارد زیر را مد نظر قرار دهد:
- کنترل مسائل زمان.
- استفاده بهینه و موثر از وقت
- تسلط بر اعصاب و خویشتن داری
- انگیزه و علاقه در برنامه ریزی
- به امکانات موجود و بالقوه سازمان اندیشیدن
- خوشبینی واقع گرایانه به آینده.
مبانی تصمیم گیری
بدون شک، تفاوت بین موفقیت و شکست، اغلب در میان توانمندیهای ما برای خوب تصمیم گرفتن قرار دارد که بیشتر اوقات چنین نیست، انســانهای عاقل و بالغ خوب تصمیم می گیرند، و مردم نابالغ این گونه نیستند.
دختــر چهارساله ای که به آرامی یاد می گیرد تا تصمیماتش را خودش بگیرد. معیارهایی که او همواره برای تصمیم گیری درنظر دارد کدامند؟ به طور طبیعی و ساده او از خودش دو سوال دارد:
الف - آیا این انتخاب برایم منفعتی دارد؟
ب - آیا از تصمیم درست خود می توانم انتظار منافعی را داشته باشم؟
اگر این طرزتلقی درست به نظر می رسد، نباید شما را متعجب سازد.
همه افراد معقول، از این طرز تلقی به خوبی استفاده می کنند. بنابراین، ما پس از این چگونه باید تصمیم بگیریم؟
برای تصمیم گیری چند قدم قابل توجه در این نوشته وجود دارد. من نیز چند ضرب المثل قدیمی را که آموزنده به نظر می رسند و با آن مرتبط هستند اضافه کرده ام.
1 - تصمیم بگیریم چگونه تصمیم بگیریم: پیش از مطرح شدن هر موضوعی معیارهایی را که می خواهید برای تصمیم گیری در موارد مختلف تصمیمات به کار گیرید انتخاب کنید. این وضعیت به شما کمک بیشتری می کند تا از برخورد سایر موارد با معیارهای شما جلوگیری شود.
2 - حقایق را به دست آورید: ما اغلب براساس شنیده ها، یا روی چیزهایی که می دانیم حقیقت ندارند، تصمیم می گیریم. تنها اطلاعات موثر و سودمند هستند که حقیقت شناخته شده هستند. برای دستیابی به این گونه اطلاعات که برای تصمیم گیری نیاز دارید آماده پرداخت بهای آن باشید. ضرب المثل:
الف - سرچشمه اعمال هر انسان خردمندی، دانش او است.
(نظیر آن در زبان فارسی:
هرکه در او جوهر دانایی است
بر همه کاریش توانایی است م)
ب - حقایق را به هر قیمتی به دست آورید.
3 - مشورت کنید: ما به طورطبیعی در اخذ مشورت مقاومت می کنیم. زیرا این عمل یعنی دریـــافت مشورت را با ضعف خودمان برابر می دانیم. از اتهام نادانی در مشورت نترسید.
ضرب المثل:
پ - خودداری از مشورت طرحهای شما را با شکست مواجه می سازد. اما مشورت با تعداد زیادی مشاور موجب موفقیت شما است.
(در زبان فارسی: مشورت ادراک و هوشیاری دهد
عقل ها را عقل ها یاری دهد م)
ت - کسی که خود را دانا می داند، احمق است.
(در زبان فارسی: هرکه ابله تر بود به خویشتن نیکوگمان تر باشد. م)
ث - ترس انسانها دام آنهاست.
(در زبان فارسی ترس برادر مرگ است. م)
4 - وقت و برنامه خود را برای ناشناخته ها درنظر بگیر: وقتی که در وضعیت احساسی خیلی شدید و یا بسیار اندک هستید، تصمیم گیری نکنید. همچنین اجازه ندهید تا دیگران، شما را در تصمیمات مهم تحت فشار قرار دهند.
زیرا، در این صورت، شما پس از اقدام دچار احساس گناه می شوید - مخصوصاً زمانی که تصمیم شما اشتباه باشد - و شما علیه آن شخص موضع خصمانه ای خواهید داشت.
ج - انسان خردمند به مشکلات پیش روی خود توجـــه دارد وخود را برای رویارویی آماده می سازد.
(در زبان فارسی: مشکلی نیست که آسان نشود
مرد باید که هراسان نشود. م)
5 - هزینه ها را به حساب آورید: مشکل تصمیمات با بهای آن شروع می شود. کارها را درست انجام دهید و ارزش و احترام خود را در مقابل بهای آن کارها صرف نظر از فرصتهای از دست رفته، محبوبیت، و یا ضایع شدن حفظ کنید. شما بهای تصمیمات را اکنون و یا بعداً پرداخت خواهیدکرد، و این پرداخت حتمی است. بنابراین، قبل از اتخاذ تصمیم به هزینه آن توجه داشته باشید.
چ - شتاب زدگی در انجام امور، دام انسان است و پشیمانی به بار می آورد. (در زبان فارسی: چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی. م)
6 - مصمم باش: وقتی که همه اطلاعات موردنیاز را برای یک تصمیم گیری دراختیار دارید و اگر شما رهبری را به عهده دارید، تأخیر بی مورد در تصمیم گیری جایز نیست، چون این تأخیر موجب می شود تا شما اعتماد به نفس، توانایی و شجاعت خود را برای اقدام در زمان مناسب از دست بدهید.
اینهـــــا همه آن شش مرحله ساده تصمیم گیری است، بیایید تصمیم بگیریم که این تجربه ها را امتحان کنیم.

 

مدیریت دانایی؛رویکردی استراتژیک
چکیده
امروزه سازمانها دریافته اند که هیچ چیز بــــه اندازه دانایی نمی تواند آنها را در دنیای رقابتی مطلوب قرار دهد. لذا بیش از هر چیز کارکنان سازمان به عنوان صاحبان دانایی و مهمترین سرمایه سازمان مورد توجه قرار گرفته اند، و مدیریت دانایی به عنوان ابزاری که می تواند دانایی موجود را گردآوری و نظم و پویایی بخشیده و در کل سازمان اشاعه دهد اهمیت یافته است. اما تجربه بسیاری از شرکتها در مورد مدیریت دانایی به شکست انجامیده است و این به آن جهت است که به مدیریت دانایی به عنوان یک امر موقت زودگذر نگریسته شده است. در حالی که امروزه ضرورت توجه مدیریت دانایی به عنوان ابزاری استراتژیک جهت پیشبرد منابع سازمان و موقعیت در عرصه رقابت مطرح است. این امر بیانگر این است که بدون توجه به اصل مدیریت دانایی و شناخت سازمان نسبت به آن نمی توان از آن در سازمان بهره گرفت. لذا باید توجه داشت که مدیریت دانایی یک امر پایان ناپذیر است که همواره سازمان را در تغییرات یاری می کند و نیازمند پشتیبانی و توجه دائمی است. آنچه که موفقیت آن را به عنوان یک ابزار استراتـژیک می تواند قطعیت بخشد، اینست که افـراد بــــه عنوان صاحبان دانایی مورد توجه قرار گیرند و فرایندهای سازمانی به گونه ای باشد که دانایی به کل سازمان اشاعه یابد. در عین حال، برنامه دانایی بر سلسله مراتب سازمانی ارجح تر باشد و همواره شناخت صمیمی از بازار و هدف آن وجود داشته باشد که این نیازمند پویایی سازمان است و همواره به صورت عملیاتی راههایی برای همکاری و مشارکت اجزای سازمان در مورد مدیریت دانایی وجود داشته باشد.

 

مقدمه
بابررسی و تحلیل دانایی واهمیت ویژگیهای آن در حیطه عملکرد سازمانهــــا می توان دریافت که برخورداری از دانایی و اطلاعات روزآمد برای ادامه حیات سازمانها به یک ضرورت انکارناپذیر تبدیل شده است. به خصوص اگر روند تغییر و تحولات دانایی در جامعه به دقت مورد ارزیابی واقع شود. این نتیجه هم حاصل می شود که جامعه فراصنعتی امروز جامعه ای اطلاعاتی است که در آن به تدریج فناوریهای نیروافزا جای خود را به فناوریهای دانش افزا می دهند. (احمدپور داریانی، 1381) و در محیط پویا و پیچیده امروزی برای سازمانها ضروری است که به طور مداوم دانایی جدید را به شکل ایجاد، اعتباربخشی و کاربرد در محصولات و خدمات خود به کار گیرند. بنابراین، مدیریت سازمانها باید با تکیه بر دانایی برتر اتخاذ تصمیمات معقول تر در موضوعهای مهم و بهبود عملکردهای مبتنی بر دانایی را پیدا کنند. از این رو، مدیریت دانایی مقوله ای مهم محســوب می شود که در سازمانها به دنبال آن است تا نحوه چگونگی تبدیل اطلاعات و دانسته های فردی و سازمانی را به دانایی و مهارتهای فردی و گروهی تبیین و روشن سازد. از این رو، ایجاد محیطی برای اشتراک، انتقال و تقابل دانایی در میان اعضای سازمان از اهداف اولیه ای است که بدین منظور ضروری به نظــــر می رسد، چرا که مدیریت دانایی می تواند گستره ای از ویژگیهای عملکرد سازمانی را با قادر ساختن شرکت به عملکرد هوشمندانه تر بهبود بخشد. (ویگ 1999)

 

تاریخچه مدیریت دانایی
دورنمای تاریخی از مدیریت دانایی امروزی، به این مطلب اشاره دارد که مدیریت دانایی یک خواسته قدیمی بوده است. دانایی شامل دانستن و دلایل دانستن به وسیله فلاسفه غربی به صورت مدون شاید هزار سال قبل ایجاد شده باشد. همچنین فلاسفه شرقی یک مشارکت هم اندازه در تدوین دانایی داشتند اگرچه بیشتر تاکید آنها بر دریافت هدایتهای روحانی و زندگی مذهبی بود و بسیاری از این تلاشها به سمت به دست آوردن دریافتهای مجرد و فرضی از آنچه که دانایی مورد بحث قرار می دهد مربوط می گشت (ویگ، 1999). حتی برخی دیگر از این هم فراتر رفته اند و معتقدند که تلاشها و نیروهای انسانهای اولیه در محیط ناآشنای زندگی خود برای فهم روابط و بقا، نمونه های عملی از جستجوی دانایی و هدایت آن دانایی به سود خود است.

 

اما تمرکز حاضر بر دانایی به طور عمده اغلب بر اثربخشی های اقتصادی تاکید دارد. و اینجاست که نقش اصلی انسان در سطح مدیریت دانایی مطرح می گردد چرا که این واقعیت آشکار شده است که دستیابی به سطحی از رفتار اثربخش برای رقابت عالی و سطح بالا ضروری است و این مستلزم این است که همه افراد سازمان در نظر گرفته شوند. و ما برای این کار باید بین شناخت، انگیزش، رضایت فردی، احساس امنیت و خیلی از عوامل دیگر یکپارچگی و هماهنگی ایجاد کنیم. (دراکر 1998، بالدینگ 1966، کلیولند 1980، استوارت 1991). امروزه مدیریت دانایی فقط با فشار اقتصادی ایجاد نمی شود بلکه جنبه مهم مدیریت دانایی رفتار اثربخش افراد است.
در مدیریت دانایی امروز تاکید براین است که افراد دارای قدرت فکرکردن و تجزیه و تحلیل مسائل بشوند و افراد بیشتر دارای وظایف عقلائی باشند تا فعالیتهای یدی و باید به کارکنان آزادیهای فکری داد تا بتوانند در مورد کار خود اظهارنظر کنند. و این دریافتها در مورد مدیریت دانایی به صورت شانسی اتفاق نیفتاده است بلکه براثر کار و تجربه طولانی از دهه 1980 به این طرف شکل گرفته است.
تعریف: از مدیریت دانایی تعاریف مختلفی شده است اما به طور کلی می توان گفت مدیریت دانایی عبارتست از تلاش برای کشف دارایی نهفته در ذهن افراد و تبدیل این گنج پنهان به دارایی سازمانی به طوری که مجموعه وسیعی از افرادی که در تصمیم گیریهای شرکت دخیل هستند بتوانند از آن استفاده کنند. (داونپورت و پروساک 1988). پس مدیریت دانایی فرایندی است که به سازمانها یاری می کند اطلاعات مهم را بیابند، گزینش و سازماندهی و منتشر کنند و تخصصی است که برای فعالیتهایی چون درک مشکلات، آموختن پویا و تصمیم گیری ضروری است.
مدیریت دانایی این امکان را به ســـازمان می دهد که دانایی جدید را به شکل ایجاد، اعتبار و بخش کاربرد به خدمت بگیرند و بدین ترتیب گستره ای از ویژگیهای سازمانی را با قادرساختن شرکت به عملکرد هوشمندانه تر بهبود بخشد.

 

رویکردهای متفاوت به مدیریت دانایی (دانش)
در محیطهای پرهرج و مرج و بی نظم سازمانی، چگونگی توجه به مدیریت دانایی توسط سازمانها خالی از لطف نیست. در اغلب سازمانها و بنگاهها چهار نوع استراتژی مدیریت دانایی وجود دارد (شکل 1)، برخی از سازمانها رویکردی انسان مدار (فردمدار) را در سازمان اتخاذ می کنند که طی آن دانایی بین افراد تقسیم می شود تا در جهت همکاری و یگانگــی آموزشی و تخصیص تواناییهای دانش مدارانه به کار رود. برخی از سازمانهای دیگر رویکرد مدیریت فناوری اطلاعات را، جهت کسب فناوری اطلاعات در کنترل و تخصیص دانایی و یا تنها در جهت اطلاعات به کار می گیرند. دیگر سازمانها نیز یک رویکرد اثربخشی تجاری را در نظر دارند که به واسطه آن، از هر طریق ممکن جهت بهبود عملیات تجاری و اثربخشی کلی در نظر می گیرند و در نهایت هنوز هم برخی از سازمانها وجود دارند که بر سرمایــــه گذاری عقلانی متمرکزند تا به واسطه آن به ایجاد و ساخت دانایی کلی جهت ارتقای عملکرد تجاری و ارزشهای اقتصادی نائل شوند.(ویگ، 1999)
بنگاههایی با فعالیتهای استثنایی در حال خلق محیطهای حساس، دانش مدار، با تمرکز پویا و توجه متداول در جهت متقاعد ساختن سرمایه گذاری عقلانی - رقابتی برای کسب موفقیت دراز مدت و در نتیجه اعتباری و پایداری سازمانی تلاش می کنند. آنها اطمینان می دهند که سرمایه گذاری عقلانی را به طور مطلوب در سازمان به کار بندند و خاطرنشان می کنند که منبع حیاتی و پشتیبانی کننده رفتار اثربخش نیروی انسانی، نیازمند حفظ و نگهداری عملکرد مطلوب و پیوسته سازمانی است.
مدیریت دانایی و تامین اهداف راهبردی، فنی و عملیاتی را به طور اثربخش مدنظر دارد و خواهان کاربرد فواید آن در موقعیتهای سازمانی است. باوجود این، رویکردها و عقاید متفاوتی در این زمینه وجود دارد و هنوز افکار و عقاید پیچیده در مورد ماهیت دانایی و چگونگی استفاده از آن در سازمانها در پرده ای از ابهام قرار دارد.

 

اصول مدیریت دانایی: بسیاری از بنگاههای تجاری و شرکتها، دانایی و اطلاعات کارکنان خود را منبع و سرمایه بسیار ارزشمندی در نظر می گیرند. اگرچه صحت این امر محرز است اما چارچوبهای سازمانی اندکی وجود دارد که فعالیت مدیریت دانایی را به طور عملیاتی برروی طیف وسیعی از فعالیتها مدنظر قـــرار می دهند. بنابراین، مدیریت دانایی به ندرت در سطح فلسفی و فنی (به دلیل گستردگی طیف این مقولات)مورد توجه قرار می گیرند. بااندکی بحث عملی در مورد ماهیت دانایــی می توان آن را اداره کرد و اجرای آن را در سازمان به صورت اثربخش تر انجام داد. مدیریت دانایی در تجارت، شکل مقتضی تری از گفتگوست که ارتباط کمتری با فنون دارد و به جای آن سطوح بالای اصول مدیریت دانایی را به خود اختصاص می دهد. وقتی یک سازمان در مورد اصول هماهنگ با مدیریت دانایی تصمیم گیری می کند، اصول مرتبط و به هم پیوسته را ایجاد می کند که طرحهای ســـازمانی خود را براساس این اصول اجرا می کند (داونپورت، 1998). باید خاطرنشان کرد که هریک از اصول مدیریت دانایی، برخــی از زمینه های این مقوله را مورد بحث قرار می دهد که این اصول عبارتند از:
مدیریت دانایی امری گران و پرهزینه: دانایی یک دارایی است، اما مدیریت اثربخش نیازمند سرمایه گذاری در دیگر دارائیها هم هست. بسیاری از فعالیتهای تخصصی مدیریت دانایی وجود دارد که نیازمند سرمایه گذاری مالی و نیروی انسانی است که شامل موارد زیر است:
کسب دانش دانش، مثل به وجود آوردن اسناد و انتقال آن اسناد به رایانه؛
ارزش اضافی دانایی از طریق ویرایشگری، طبقه بندی و کنارگذاردن اطلاعات زائد و اضافی (هرس کردن اطلاعات)؛
رویکردهای طبقه بندی شده توسعه دانایی؛
توسعه کاربردها و زیرساختهای فناوری اطلاعات برای تخصیص دانایی و اطلاعات؛
آموزش کارکنان جهت ارتقای خلاقیت، هماهنگی و استفاده از دانش.
اثربخشی مدیریت دانایی نیازمند راه حلهای مختلف است: امور پرسنلی در سازمانها بسیار پرهزینه است، اما نیروی انسانی باوجود چنین هزینه ای به انجام وظیفه در سازمان می پردازد. هنگامی که ما فهم دانایی را در سازمان جستجو می کنیم، آن را در یک بستر وسیعی که از دیگر عناصر اطلاعاتی تشکیل شده است. در نظـر می گیریم و یا ممکن است بااشکال مختلف بدون ساختاری در دانایی محوری ترکیب شده باشد. دانایی و اطلاعات انواعی دارد که ما برای بهبود عملکرد سازمانی باید از آنها استفاده کنیم.
مدیریت دانایی نیازمند به مدیران دانایی محور است: دانایی به صورت مطلوب نمی تواند به تنهایی اداره شود به جز اینکه گروههای سازمانی برای انجام وظایف خود، وظایف شغلی مشخصی داشته باشند. در میان وظایف گروهها ممکن است جمع آوری و طبقه بندی دانایی وجود داشته باشد و یا زیرساختهای فناوری دانش مدار و نیز نظارت همراه بااستفاده از دانایی مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین، تمامی کارکردها و نقشهای مدیریتی بر محوریت دانایی قرار می گیرد که همواره در جستجو و کنترل دانایی خواهد بود. در این میان وظیفه مدیر تنها ایجاد تسهیلات و تقسیم آنها در بین نیروی انسانی سازمان به منظور استفاده از دانایی است.
در مدیریت دانایی فواید برنامه ها بیش از سلسله مراتب سازمانی است: مدیریت دانایی سعی براین دارد که به خلق الگوهای سلسله مراتبی برای دانایی اقدام کند. مثل دایره المعارف دانایی انگلیسی که به جمع آوری، طبقه بندی دانایی پرداخته است. اما اغلب سازمانها ترجیح می دهند با بازار دانایی و اطلاعات کار کنند و به آسانی اطلاعاتی در مورد مصرف کنندگان کسب کنند. این پراکندگی دانایی و اطلاعات و توضیح و تشریح آن در یک چارچوب، غیرمنطقی به نظر می رسد، اما در مقایسه با الگوهای فرضی دانایی محور بیشترین کمک و مساعدت را به مصرف کننده می کند تا از طریق آن در مدیریت دانایی محور به بهترین فهم از نیازهای مصرف کنندگان پی ببرد، که تنها از این طریق ما می توانیم مدیریت دانایی بدون نقصی را اجرا کنیم. مدیران دانایی محور می توانند از تجربه مدیران اطلاعاتی نیز کمک بگیرند، که مدلها و الگوهای پیچیده اطلاعاتی که ایجادکننده ساختار آینده است را به خوبی تشخیص دهند. بنابراین، مدیران دانایی محور باید تمامی اهتمام خود را در برنامه ریزی باتوجه به نیازمندیهای بازار صورت دهند تا به موفقیت دست یابند.
کاربرد دانایی فعالیت غیرطبیعی: اگر دانایی و اطلاعات منابع ارزشمندی هستند، چرا آنها را توسعه ندهیم؟ اگر کار ما تولید دانایی است چرا ما کار خود را در یک موقیت ریسک پذیر قرار ندهیم؟ بعضی اوقات ما از اینکـــــه نمی توانیم دانایی و اطلاعات را در عمل اجرا کنیم متعجب می شویم، اما ما می توانیم مدیریت دانایی را بااین فرض به کار ببریم که تمایل طبیعی برای توسعه دانایی ما وجود دارد و نیز علاوه بر آن بینشی را اتخاذ کنیم که از سوی دیگران نسبت به دانایی و آگاهی ما ظن و تردید وجود دارد. به منظور استفاده سیستم از دانایی و اخذ یا جستجوی دانایی از دیگران، نه تنها تهدیدکننده نیست بلکه باید تمامی سعی خود را در ایجاد انگیزه به منظور انجام این قبیل کارها جامه عمل بپوشانیم. بنابراین، مدیر دانایی محور تمامی سعی خود را در کسب دانایی و اطلاعات جهت ارتقای عملکرد سازمان خود به کار می برد.
مدیریت دانایی به معنی بهبود فرایند دانایی کاری: فرایند مدیریت دانایی امری اساسی است و باید آن را هدفمند سازیم. اما دانایی تولید می شود و به طور موثر در فرایندهای دانایی ویژه شغلی به کار خواهد رفت. این فرایند ویژه براساس تحقیق بارز از طراحی تولید و توسعه و نیز فرایند سوداگرایی به منظور تعیین قیمت، کاربرد دارد. اگر بخواهیم مدیریت دانایی را به طور واقعی بهبود بخشیم، ابتدا باید فرایندهای اساسی و بنیادی بازار تجاری را در این عوامل بهبود بخشیم و به طور کلی اغلب رویکردهای بهبود اثربخشی، رویـــه ای میانی در دو سوی طیف طراحی مجدد یا مهندسی مجدد فرایندها در نظر گرفته می شود که طی آن نیروی کار دانایی محور به صورت مستقل بــه طراحی فرایند اطلاعاتی می پردازد.
ثروت و دارایی دانایی تنها آغازگر هستند: اگر دارایی و ثروت برای دانایی کافی باشد، باید در بیرون و خـــــارج از سیستم سازمانی، کتابخانه های ملی بسیاری داشته باشیم. ثروت و دارایی امری حیاتی است اما مدیریت دانایی اثربخش نیازمند توجه و پشتیبانی است. توجه در مدیریت دانایی را می توان جاری بودن و دانش در عصر اطلاعاتی جدید دانست. بدین منظور، مصرف کنندگان دانایی باید به دانایی توجه کننـد. زیرا آنها بایــد بیش از یک دریافت کننده منفعل باشند. به منظور حضور فعالان نیروی انسانی در کسب دانایی و اطلاعات، ما اطلاعات را از طریق خلاصه کردن و نیز گزارش آن به دیگران و یا از طریق ایفای نقش در بازارها براساس مزیت و فایده دانایی ارائه می کنیم و یا از طریق دریافت دانایی و اطلاعات از طریق تعامل تنگاتنگ بــا فراهم کننده اطلاعات (منبع اطلاعاتی) انجام می دهیم. این امر بخصوص وقتی که دانایی دریافــت شده ضمنی باشد، بسیار مهم به نظر می رسد.

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  23  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


اصول مدیریت (تصمیم گیری)

پاورپوینت مربوط به موضوع الگوبرداری(Benchmarking)

اختصاصی از فی ژوو پاورپوینت مربوط به موضوع الگوبرداری(Benchmarking) دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پاورپوینت مربوط به موضوع الگوبرداری(Benchmarking)


پاورپوینت الگوبرداری(Benchmarking)

سه کشور آمریکا، انگلستان و استرالیا در دنیا بیشترین استفاده را از الگوبرداری انجام می دهند. این پاورپوینت جایگاه این موضوع را در دنیا نشان می دهد.


دانلود با لینک مستقیم


پاورپوینت مربوط به موضوع الگوبرداری(Benchmarking)