
AVR انواع میکرو کنترلرهای
دانلود پاورپوینت میکروکنترلرهای AVR

AVR انواع میکرو کنترلرهای

نام کتاب: آمریکا در بند
نویسنده: پیرسالینجر
برگردان: ---
فرمت: پی دی اف PDF
شمار صفحه ها: در 5 بخش مجموع 385 صفحه
سال نشر:1362
انتشارات: کتاب سرا


قیمت : 49000 تومان





قیمت : 49000 تومان



قیمت : 49000 تومان


لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:36
فهرست و توضیحات:
- جامعه مورد بررسی: دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی مدارس غرب تهران در سال 1384
تعداد نمونه: 117
تعداد نمونه بر اساس شیوع 96% در تحقیقات گذشته (8) بوده است با سطح اطمینان 95% و میزان خطای 5% بر اساس فرمول زیر تعیین شده است.
با توجه به این فرمول تعداد حجم نمونه 100=n میشود که با توجه به نظر مهندس آماری برای سهولت بیشتر در کار تعداد نمونه به عدد 17 تغییرکرد.
روش نمونه گیری: تصادفی چند مرحله ای
7- روش تحقیق: این تحقیق از نوع توصیفی می باشد
نحوه اجرا:
در این تحقیق جهت تعیین نمونه ها ابتدا لیست بهنگام ابتدایی دخترانه و پسرانه ناحیه غرب تهران در سال تحصیلی 1384 تهیه شد. پس از دریافت نامه ای از طرف دانشگاه آزاد اسلامی با مراجعه به سازمان آموزش و پرورش کل از میان 4 منطقه (2و 5 و 9و 10) آموزش و پرورشی واقع در غرب تهران یک ناحیه به صورت تصادفی انتخاب شد. پس از آن با دریافت مجوز از سازمان آموزش و پرورش آن منطقه تعداد شش مدرسه (سه دخترانه و سه پسرانه) به صورت تصادفی انتخاب شد و مجوزی برای مدارس انتخابی صادر گردید.
با مراجعه به مدارس انتخابی فرمهای رضایتمندی جهت امضا والدین به دانش آموزان پایه پنجم مدارس انتخابی داده شد. پس از کسب رضایت از والدین آنها تعداد 20 کودک پایه پنجم از هر مدرسه به صورت تصادفی انتخاب گردید (از یک مدرسه دخترانه 18 و یک مدرسه پسرانه 19 کودک انتخاب شد) پس از اطمینان از سلامتی کودک و عدم مصرف دارو در 6 هفته گذشته پرسشنامه ای که جهت اطلاع از عوامل مرتبط با آلودگی مسواکها و محل نگهداری آنها تهیه شده بود با مصاحبه با کودک تکمیل شد که عوامل مرتبط عبارت بودند از:
جنس (دختر و پسر) ، DMFT ( D دندانهای دائمی و پوسیده ، M دندانهای دائمی در اثر پوسیدگی از دست رفته ، F دندانهای دائمی پر کرده)، OHI-S (CL 3-2-1-0 ، DI 3-2-1-0) ، سطح تحصیلات پدر ( دیپلم و کمتر – دانشگاهی)، سطح تحصیلات مادر (دیپلم و کمتر – دانشگاهی)، تعداد افراد خانوار ( سه نفر و کمتر ، چهار نفر، بیش از چهار نفر)، مصرف دارو (دارد – ندارد)، بیماری سیستمیک ( دارد – ندارد) ، وجود میکروارگانیسم (دارد – ندارد) ، تعداد کلونی میکروارگانیسم (کم – متوسط – زیاد) ، نوع مسواک ( ایرانی – خارجی) ، روش مسواک زدن (افقی – عمودی – چرخشی – بدون نظم)(19) ، استفاده از خمیر دندان ( دارد – ندارد) ، نوع خمیر دندان مصرفی (بزرگسال – کودکان ، ایرانی – خارجی) ، مدت زمان استفاده از مسواک فعلی ( کمتر از سه ماه ، بین سه تا شش ماه، بیش از سه ماه) ، تعداد دفعات استفاده از مسواک در شبانه روز (یک بار، دو بار، سه بار و بیشتر) ، خشک کردن مسواک بین وعده ها( دارد – ندارد) ، آخرین مرتبه مسواک زدن ( صبح همان روز – شب قبل) ، استفاده از دهانشویه (دارد – ندارد)، استفاده از پوشش برای مسواک (دارد – ندارد) ، تعداد مسواک در جایگاه (یک مسواک، چهار مسواک و کمتر، بیش از چهار مسواک) ، طرز قرار دادن مسواک در جایگاه (افقی – عمودی) روش شستشوی مسواک ( اصلا شسته نمی شود، زیر شیر آب، زیر شیر آب و مالش خفیف دست، زیر شیر آب و مالش شدید دست) ، محل نگهداری مسواک ( خارج از سرویس بهداشتی، سرویس بهداشتی)، نوع سرویس بهداشتی ( دستشویی ایرانی ، دستشویی فرنگی) ، وجود حمام در سرویس بهداشتی (دارد – ندارد) ، استفاده از پرده حمام (دارد – ندارد) داشتن فن در داخل( دارد – ندارد)، استفاده از سیفون (دارد – ندارد) ، آفتاب گیر بودن محل نگهداری مسواک (بله – خیر)، نوع مدرسه ( دولتی – غیر دولتی).
به علت کمبود تعداد نمونه و پیشنهاد مهندس آماری طبقه بندی برخی از عوامل مرتبط تغییر کرد که این تغییر عبارت بود از:
تعداد افراد خانوار (چهار نفر و کمتر – بیش از چهار نفر) ، مدت زمان استفاده از مسواک فعلی (کم تر از سه ماه - سه ماه و بیشتر) ، تعداد دفعات استفاده از مسواک در شبانه روز (کمتر از سه بار – سه بار و بیشتر) ، نوع خمیر دندان مصرفی (خارجی – ایرانی)، روش شستشوی مسواک (زیر شیر آب و مالش شدید دست، زیر شیر آب و یا مالش خفیف دست) ، تعداد مسواک در جایگاه ( یک مسواک – بیش از یک مسواک) ، روش مسواک زدن ( با اصول صحیح – بدون اصول صحیح)* .
سپس وضعیت بهداشت دهان کودکان فوق نیز با ارزیابی ایندکس DMFT و ایندکس OHI-S با سوند و آینه یکبار مصرف دندانپزشکی تحت نور طبیعی مورد ارزیابی قرار گرفت پس از آن از کودکان خواسته شد که فردای آن روز مسواکهای خود را پس از استفاده در شب قبل و یا صبح روز تحویل در پوششهای پلاستیکی خاصی (زیپ کیپ) که به آنها داده شده بود قرار دهند و به مدرسه بیاورند در روز تحویل پس از پرسش در مورد آخرین وعده مسواک و دریافت مسواک آنها در قبال مسواک گرفته شده از آنها یک مسواک جدید Oral-B به آنها داده شد.
مسواکها در کوتاهترین زمان ممکن به آزمایشگاه میکروبیولوژی دانشکده پزشکی دانشگاه شهید بهشتی برده شد. (حدود 1 ساعت)
در آزمایشگاه با استفاده از دستکش معاینه لاتکس مسواکها به لوله های آزمایش 10cc (به منظور ایجاد رقت 1/0) آبگوشت TSB که دارای سرپوش پنبه ای بود منتقل شد سر مسواکها با قسمتی از انتهای دسته در آبگوشت قرار گرفت. دسته مسواکهایی که طول بلندتر از لوله داشتند قطع شدند. این عمل با استفاده از اسپاتول دسته چوبی که تحت حرارت داغ شده بود انجام گرفت تا آلودگی ای به مسواکها اضافه نشود. پس از خنک شدن، مسواک در لوله قرار گرفت تا گرما به آبگوشت منتقل نگردد. پس از آن لوله های حاوی آبگوشت به انکوباتور با دمای 37c منتقل شد و بعد از 2 ساعت از انکوباتور خارج گشته و در محیطهای NA,BA,EMB,MC که برای هر مسواک تهیه شده بود کشت داده شد. با استفاده از آنس دارای لوپ 01/0 (ایجاد رقت 001/0) از آبگوشت برداشته و به پلیتهای حاوی محیطهای مزبور منتقل و کشت داده شد. در پلیتهای NA,EMB به طریقه ایزولاسیون کشت انجام گرفت. بعد از اتمام کار نمونه ها به انکوباتور 37c منتقل گردید و به مدت 24 ساعت در آنجا نگهداری شد. پس از 24 ساعت نمونه ها خوانده شد. در هر پلیتی با استفاده از ذره بین انواع کلونی ها جستجو گشت. پس از آن از روی پلیت های BA,MC کلونی ها شمارش شد و هر تعداد کلونی که شمارش می شد در عدد 1000 ضرب میگردید. نمونه هایی که فقط حاوی یک کلونی در یکی از محیطهای نامبرده بودند منفی در نظر گرفته شدند. نمونه هایی که حاوی دو یا بیشتر از دو کلونی (کمتر از 10 کلونی) در حداقل دو محیط از محیطهای مصرفی بودند مثبت در نظر گرفته شدند. کلونی های کمتر و مساوی 10 تا در عدد 100 ضرب شدند. تعداد کلونیهای موجود در BA از تعداد کلونیهای موجود در MC کم شد عدد حاصل تعداد کلونی میکروارگانیزمهای گرم مثبت را نشان داد. تعداد کلونی موجود در محیط MC نمایانگر تعداد میکروارگانیزمهای گرم منفی بود. (بعضی میکروارگانیزمها مانند Ecoil که در محیط MC کلونیهایش جلای فلزی دارد و یا سودوموناموس که کلونیهایش در محیط NA به جهت پیگمان سبز و آبی و بوی خاصش با مشاهده کلونی قابل افتراق بود.) پس از آن از انواع متفاوت کلونیهای موجود در هر نمونه یک لام تهیه شد و در زیر میکروسکوپ نوع میکروارگانیزم به طور کلی (باسیل یا کوکسی) مشخص شد. انواع کوکسیهای گرم مثبت و منفی و باسیلهای گرم مثبت با استفاده از مورفولوژی و تست اکسیداز و کاتالاز مشخص شدند. برای تمایز باسیلهای گرم منفی علاوه بر روشهای نامبرده از محیطهای افتراقی خاصی نیز استفاده شد. محیط های مورد استفاده شامل سیترات، اوره اندل و TSI بودند در آخر نتایج در جدولی وارد گردید و درصد میکروارگانیزمهای موجود در هر مسواک به طور تقریبی گزارش شد. جهت اطمینان از پایایی مراحل کار آزمایشگاهی سه مسواک دو بار کشت داده شد و پس از خواندن نتایج توسط میکروبیولوژیست نتایج بررسی شد. نتیجه کشتها کاملا مشابه بود. (مسواک شماره 216) برای اطمینان از آلوده نبودن پوششهای پلاستیکی حمل مسواک یک مسواک نو به عنوان شاهد درون یک زیپ کیپ قرار گرفت و به مدت یک ساعت باقی ماند و پس از آن در چهار محیط اصلی کشت داده شد .نتایج کشت در چهار محیط اصلی منفی بود.
* : منظور از اصول صحیح روشهای مسواک زدن به صورت افقی ، عمودی و یا چرخشی و بدون اصول صحیح روش مسواک زدن بدون نظم می باشد. (19)
8- یافته ها :
از میان 117 دانش آموز انتخاب شده ( 62 پسر و55 دختر ) با رده سنی 12 ـ 9 سال تعداد 17نفر به دلیل عدم تحویل مسواک های خود یا عدم رعایت دقیق اصول بازگرداندن مسواک از مطالعه حذف شدند.
ـ از 100 مسواک مورد مطالعه 32% فاقد آلودگی و 68% دارای آلودگی بودند.
ـ در نمودار شماره 1 توزیع مسواک ها بر حسب وضعیت آلودگی گرم مثبت و منفی نمایش داده شده است. از 100 مسواک مورد مطالعه ، بیشترین آلودگی مربوط به میکروب های گرم مثبت و منفی (29% )و کمترین آلودگی مربوط به میکروب های گرم منفی (19%) بود.

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:197
فهرست و توضیحات:
پدیدار شناسی علم تفسیری
پدیدار شناسی، علم پدیده های ناب است. اما هدف پدیدارشناسی درواقع مقابله با تجریه بود.این مکتب چنان که از شعار آن، یعنی« بازگشت به خود چیزها!» برمی آید، بازگشتی به عینینات و واقعیات مجسم بود(1). این مکتب مدعی شناخت ساختار طی خودآگاهی و شناخت از خود پدیده ها از رهگذر آن بود(2) پدیدارشناسی با ادعای این که آنچه درک ناب میدهد همان ماهیت چیزهاست امیدوار بود بر این شک گرایی فائق آید(3). پدیدارشناسی در قلمرو نقد ادبی تأثیراتی بر فرمالیست های روسی به جای گذاشت. همانطور که هوسرل عین واقعی را در پرانتز قرار می دهد تا توجه خویش را به عمل معرف بر آن معطوف کند، شعر نیز از نظر فرمالیست ها عین واقعی را در پرانتز قرار می داد، و در عوض برچگونگی درک شعرتأکید می دهد. اما مکتب اعتقادی ژنو که در دهه های 1940 و 1950 شکوفا شد و چهره های درخشانی از قبیل ژرژپولت Georges Poulet بلژیکی، ژا ن استاروبینسکی Jean starobineki و ژان روسوی Jean Rousset سوئیسی، ژان پیرریشار فرانسوی Jean- Pierre Richard از اعضای آن بودند. بیش از همه به پدیدارشناسی مدیون است. از جمله معاشران دیگر این مکتب می توان امیل اشتایگر Emil Staiger استاد آلمانی دانشگاه زوریخ و منتقد امریکایی ج. هالیس میلر J. Hallis Miller را نام برد(4). نقد پدیدارشناختی کوشش برای بکاربستن روش پدیدارشناختی در نقد آثار ادبی است. همانطور که هوسرل عینی واقعی را در پرانتز می گذارد، در اینجا نیز بافت تاریخی واقعی اثر ادبی، شرایط تولید، و نویسنده و خواننده آن نادیده گرفته می شود و بجای آن مطالعه کاملاً« درونی» متن و برکنار از هرگونه تأثیر خارجی مورد توجه قرار می گیرد. خود متن به تجسم نابی از آگاهی خواننده تقلیل می پذیرد، همه جنبه های سبکی و معنای اثر قسمت های زنده ای از یک محل پیچیده تلقی می شود که جوهر وحدت بخش آن ذهن نویسنده است. بمنظور وقوف بر این ذهن نباید به آنچه دربارة نویسنده می دانیم رجوع کنیم- نقد زندگی نامه ممنوع است بلکه صرفاً باید به جنبه هائی از آگاهی او بپردازد که در کارش منعکس شده است. بعلاوه ما با« ژرفساخت های» این ذهن سروکار داریم که می توان آن را در مضامین و انگاره های مکرر صور چنان جستجو کرد. در پرتو چنین درکی است که می توانیم دریابیم نویسنده جهان خود را چگونه زیسته یعنی میان خود به مثابه یک ذهن و جهان به مثابه یک معین چگونه مناسبت پدیدارشناختی برقرار کرده است.«دنیای» یک اثر ادبی یک واقعیت عینی نیست بلکه آن چیزی است که در آلمانی آنرا« لبنزولت» lebenswelt می نامند، یعنی واقعیت در آنگونه که بوسیله یک ذهن منفرد سازمان یافته و تجربه شده است. فقر پدیدارشناختی مشخصاً برچگونگی تجارب نویسنده از زمان یا قضا بر رابطه میان خود او و دیگران با درک او از عینیات مادی تأکید می کند . بعبارت دیگری برای نقد پدیدارشناختی، غالباً ملاحظات روشن شناختی فلسفه هوسرل به« محتوای» ادبیات تبدیل می شود(5). نقد پدیدارشناختی بمنظور درک این ساختهای استعلایی ونفوذ به درون آگاه و با نوعی همدلی خود را در«دنیای» اثر غرق می کند و با کمال دقت و نهایت بی بعضی هرآنچه را که می بیند بازسازی می کند. ای بعبارت دیگر این شیوه تحلیل کاملاً غیرانتقادی و برکناراز هر گونه ارزشگری است(6). فرض بر این است که اثر ادبی، و حتی بیشتر از آن یعنی محل آثار یک نویسنده یک محل زندگی است،لذا نقدپدیدارشناختی می تواند در جستجوی مصممانة خود برای رسیدن به یگانگی ها با اطمینان متونی را که به لحاظ تاریخی و موضوعی با یکدیگر متفاوتند بکاود. این نوع از نقد، ایده آلیستی، ماهیت گرا، ضدتاریخی، فرمالیستی و ارگانیکی است. از دیدگاه نقد پدیدارشناختی زبان، نژاد چیزی بیش از«بیان» معانی درونی آن نیست.این طرز تلقی از زبان از خود هوسرل به عاریت گرفته شده است. زیرا در پدیدارشناختی هوسرل، زبان حقیقتاً چندان جایی ندارد. از دیدگاه هوسرل آنچه تجربه مرا با معنا می کند، زبان نیست بلکه عمل درک پدیده هائی خاص است که جهانیها نامیده می شوند. عملی که بنا به فرض مستقل از خود زبان است. بعبارت دیگر از نظر هوسرل معنا مقدم بر زبان است، زبان صرفاً فعالیت ثانویه ای است که معنایی از پیش داشته را نامگذاری می کند. این که چگونه می توان بدون داشتن زبانی از پیش به معنایی رسید پرسشی است که هوسرل پاسخی برایش ندارد(7). پدیداشناخختی به رغم تأکیدش برواقعیت، بدانگونه که عملاً تجربه می شود، به مثابه واقعیتی پویا و نه راکد و در قبال جهان موضعی غیرتاریخی و مبتنی بر تأمل دارد. درک این نکته که معنا واقعیتی تاریخی است باعث شدکه مشهورترین شاگرد هوسرل، فیلسوف آلمانی، مارتین هایدگر، از نظام فکری او فاصله بگیرد. هوسرل با« ذهن استعلایی» آغاز میند و هادیگر این آغاز را نفی می کند و بجای آن اندیشه« ماهیت» غیر قابل تغییر وجود انسانی یا بعبارت خود او «دازاین» Dasein ( هستی انسان ) را می گذارد . به همین دلیل است که اثر او در مقابل ماهیت گرایی انعطاف ناپذیر مربی خود، غالباً با عنوان« اصالت وجود» مشخص می شود. حرکت از هوسرل به هایدگر، حرکت از قلمرو ذهن ناب به فلسفه ای ایست که دربارة آنچه احساس می کند زنده است به تأمل می پرازد(8). معرفت بشر همواره از آنچه هایدگر آنرا« پیش ادراک» Pre-understanding می نامد منشاء می گیرد و در آن حرکت می کند. اصولاً پیش از آنکه به هرگونه تفکر منظمی بپردازیم، اسیر مجموعه فرضیاتی هستیم که حاصل پیوندهای عملی ما با جهان است(9).
وجود من چیزی نیست که بتوانم آنرا به مثابه چیزی تمام شده دریابم، بلکه همواره مسئله امکانات تازه و غامض مطرح است. و این معادل آن است که بگوئیم انسان ساخته تاریخ یا زمان است.زمان محیطی نیست که حرکت ما بر آن همانند حرکت یک بطری بر رودخانه باشد، بلکه خود ساختار زندگی انسان است یا پیش از آنکه چیزی قابل سنجش باشد، چیزی است که من از آن ساخته شده ام . پس ادراک، پیش از آنکه معطوف به ادراک چیز بخصوص باشد، یکی از ابعاد« دازاین» یا پوشش درونی و فرا روی ثابت من است، ادراک عمیقاً تاریخی است و همواره مقید به شرایطی است که من در آن هستم و سعی می کنم از آن فراتر روم. از دیدگاه هایدگر زبان صرفاً ابزاری برای ارتباط یا وسیلة ثانویه ای برای بیان اندیشه ها نیست، بلکه بعدی است که زندگی انسان در آن حرکت می کند؛ چیزی که در وهله اول جهان را در معرض دید قرار می دهد، در مفهومی انحصاراً انسانی، فقط در صورتی که زبان وجود داشته باشد، جهان هم وجود دارد. زبان موجودیتی خاص خود دارد که انسانها در آن مشارکت می جویند و از رهگذر همین مشارکت است که هویت انسانی پیدا می کنند. زبان همواره مقدم بر مدرک فردی و به مثابه قلمرویی که وی خود را در آن آشکار می سازد وجود دارد . زبان به مفهوم حامل« حقیقت» است که واقعیت در آن خود را آشکار می سازد، و در معرض اندیشة ما قرار می گیرد، ونه در مفهوم ابزاری برای مبادلة اطلاعات دقیق. در این مفهوم از زبان به مثابه رخدادی نیمه عینی و مقدم بر کلیه افراد خاص، اندیشه هایدگر به نظریه های ساخت گرایی کاملاً نزدیک می شود. بنابراین آنچه در اندیشه هایدگر محوری است نه مدرک فردی، بلکه خود هستی است(10). هایدگر با بازگشت به اندیشه قبل از سقراط و پیش از آنکه ثنویت میان عقل و ذهن پدید آید هستی را به نوعی محیط بر هردو در نظر می گیرد.
یکی از چیزهای ارزشمندی که در این فلسفه وجود دارد تأکید بر این نکته است که معرفت نظری همواره از متن علائق اجتماعی عمل سرچشمه می گیرد(11).
هایدگر در این باور که هنر یک آشنایی زدایی است با فرمالیست ها اشتراک نظر دارد. از دیدگاه هایدگر، تفسیر ادبی مبتنی بر فعالیت انسان نیست، این تفسیردر درجه اول، چیزی نیست که ما انجام می دهیم، بلکه آن چیزی است که ما باید اجازه دهیم اتفاق بیفتد. ما باید خود را منفعلانه در اختیار متن قرار دهیم، خود را تسلیم هستی پر رمز و راز و پایان ناپذیر آن سازیم، و خود را در معرض استنطاق آن قرار دهیم( 12). بلکه بدان معنی است که یکی این فلسفه در پاسخ به بحران تاریخ جدید یک راه حل عرضه کرد وفاشیسم راه حل دیگری، و این دو راه حل ویژگیهای مشترکی داشتند. هایگر ادقام فلسفی خطیر خود را نوعی« هرمنوتیک هستی» Hermeneutic توصیف می کند؛ و واژه هرمنوتیک به معنی علم یافتن تفسیر است. در اشاره به شکل فلسفه هایدگر عموماً عبارت« پدیدارشناسی تفسیری» به کار گرفته می شود تا آن را از« پدیداشناسی استعلایی» هوسرل و پیروان او متمایز کند. انتخاب این نام به این دلیل است که وی بیش از آنکه به« آگاهی استعلایی» بپردازد، مسائل مربوط به تفسیر تاریخ را مورد توجه قرار میدهد(13).
برای هوسرل ، معنا یک« عین قصدی» international object بود منظور او از این عبارت این بود که معنا نه به اعمال روانشناختی یک گوینده یا شنونده قابل تقلیل است و نه از این قبیل فرآیند های ذهنی استقلال کامل دارد. نوعی« عین مثالی» بود، بدین معنی که در همان حال که یک معنا را حفظ می کرد توصیف آن به طریقی مختلف امکان پذیر می شد. براساس این دیدگاه، معنای یک اثر ادبی یکبار و برای همیشه تثبیت شده است. این معنا همانا« عینیت ذهنی» mental object است که مؤلف به هنگام نوشتن اثر در ذهن داشته یا« قصدکرده» است(14).