
لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل: PowerPoint (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد اسلاید28
لینک دانلود کمی پایینتر میباشد
پاورپوینت در مورد ماشین الات منابع طبیعی

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل: PowerPoint (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد اسلاید28
لینک دانلود کمی پایینتر میباشد

توضیحات : کارت ویزیت لایه باز پوشاک زنانه با زمینه ی مشکی و رزولشون 300
حجم : 195 کیلو بایت
ابعاد : 5 در 9 سانتیمتر
ساختار رنگ : CMYK
فونت های مورد نیاز : عارف و تونیسیا

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل: PowerPoint (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد اسلاید17
لینک دانلود کمی پایینتر میباشد

مشخصات این فایل
عنوان: اجرای احکام و اصول سیاسی اسلام
فرمت فایل : word( قابل ویرایش)
تعداد صفحات: 29
این مقاله درمورد اجرای احکام و اصول سیاسی اسلام می باشد.
- مشارکت اقتصادى مردم در تأمین عدالت اقتصادى
اصلاح و بهسازى امور اقتصادى زمانى میسر خواهد شد که در این زمینه علاوه بر فعالیتهاى دولت، مردم نیز فعالانه مشارکت نمایند:
در جامعه اسلامى باید کوشش شود دولت همه مصالح مردم را مورد توجه قرار بدهد و تأمین کند. ولى از سوى دیگر، کارها هر چقدر ممکن است کمتر دولتى شود.40
تجربه نشان داده که جمع میان آزادى اقتصادى افراد و مداخله در اقتصاد ممکن نیست، زیرا زندگى در دوران کنونى از سویى، نیازمند دخالت فزاینده دولت در اقتصاد و تأمین مسایل رفاهى، بهداشتى و عمرانى از سوى دولت است و از سوى دیگر، این مداخله سبب کاهش آزادىهاى افراد مىگردد، بنابراین مناسبترین راه این است که کارها تا حد ممکن با سعى و کوشش خود مردم حل و فصل شود و دخالت دولت تنها براى تضمین عادلانه بودن امور اقتصادى صورت گیرد.41
از دیدگاه اسلام، مردم نسبت به یکدیگر مسئولیت دارند و باید تا حد ممکن مشکلات یکدیگر را حل کنند، زیرا هر مسلمانى که صبح کند و به اصلاح امور مسلمین نیندیشد، مسلمان نیست. البته این مسئولیت تنها به مثابه تکلیفى نیست که بتوان آن را از گردن ساقط کرد، بلکه این مسئولیت در اسلام با حس اخوت و عطوفت همراه شده است. اسلام مىخواهد عامل روحى و ذاتى را با روشى که آن اهداف را محقق مىسازد، ترکیب کند؛ مثلاً گاهى براى سیر کردن فقرا از ثروتمندان کمک مىگیرد و از این رهگذر، نیازهاى آنها را مرتفع مىسازد. این روش براى به ثمر رساندن جهت عینى مسئله که سیر کردن فقیر باشد، کافى است، ولى «تا آنگاه که روش تحقق بخشیدن به همکارى عمومى، عارى از هرگونه انگیزه اخلاقى و عامل خیرخواهى در روح ثروتمندان باشد، اسلام بر آن صحه نمىگذارد»،42 به این خاطر واجبات مالى در اسلام جزء عبادات شرعى محسوب مىشود تا انگیزه خیرخواهى افراد در آن دخیل باشد.43
به طور کلى مردم با اجراى قوانین و عدم تخلف از آنها، بزرگترین مشارکت را در اقتصاد انجام مىدهند؛ براى مثال، در بخش تولید درست کار مىکنند، طفره نمىروند و کم کارى نیز نمىکنند؛ به عبارت بهتر، وجدان کارى دارند و بدین وسیله از فساد ادارى، کاهش تولید و یا تولید نامطلوب پیشگیرى مىشود. در بخش توزیع نیز از گرانفروشى، احتکار، کم فروشى و استثمار پرهیز مىنمایند و در صورت مشاهده قصورى از جانب دولت، به انتقاد پرداخته، آرا و پیشنهادهاى خود را ارایه مىدهند. مهمترین نقش مردم در بخش مصرف، پرهیز از اسراف و تبذیر و اتلاف منابع است که اصلىترین نقش آنها در تمام مراحل اقتصاد به شمار مىرود. به کارگیرى الگوى صحیح مصرف، به مردم در انجام این وظیفه یارى مىرساند. شهروندان همچنین از طریق پرداخت مالیات، با دولت مشارکت مىنمایند و حتى اگر در جامعه وضعیتى پیش آید که به کمک اکثر آنها نیاز باشد، در حد توان خودبه دولت یارى مىرسانند. حاکم اسلامى نیز در چنین مواقعى «ضریبهاى معینى را مشخص مىکند؛ یعنى مالیاتهاى مشخصى را وضع، و آن را دریافت مىکند».44
-4 سازوکارهاى فرهنگى
فرهنگ عبارت است از: ارزشهایى که اعضاى یک گروه معین دارند، هنجارهایى که از آن پیروى مىکنند و کالاهاى مادى که تولید مىنمایند.45
فرهنگ، محتواى باطنى و چارچوب ذهنى افراد یک جامعه را تشکیل مىدهد. شخصیت افراد متأثر از فرهنگ خاص جامعهاى است که در آن زندگى مىکنند و تظاهرات خارجى افراد که به صورت آداب و سنن و هنجارهاى اجتماعى آنان نمود مىیابد، برگرفته از مایهها و باورهاى درونى آنان است. لذا، فرهنگ داراى دو سطح ذهنى و مادى مىباشد و سطح ذهنى آن به صورت زیر بنا عمل نموده و با تغییر خود، در سطح مادى تغییر و تحول ایجاد مىکند. بنابراین، فرهنگ مشخص کننده شیوه نگرش ما به مسایل است؛ براى مثال، دیدگاه و عملکرد ما نسبت به اقتصاد، فرهنگ اقتصادى ما را مىسازد و نسبت به حکومت و سیاست و سیاستمداران، فرهنگ سیاسى ما را شکل مىدهد، تا آن جا که حتى از فرهنگ گفت و گو، فرهنگ کتابخوانى، فرهنگ ورزش و ... نیز صحبت مىشود.
عدالت فرهنگى به دنبال یافتن راههایى است که در شکلگیرى ذهنیتها و تغییر آنها و در نتیجه، در نوع رفتار افراد عدالت برقرار گردد. اما در این که چه عواملى بر ذهن و عمل افراد تأثیر مىگذارد، آنچه در وهله اول به ذهن مىرسد این است که علم و معرفت و کسب آگاهىهاى تازه، ذهنیت فرد را شکل مىدهد و تفاوت آگاهىها، باعث تمایز انسانها از یکدیگر مىشود. بنابراین، یکى از زمینههاى تحقق عدالت فرهنگى، برابرى افراد در بهرهمندى از علم و معرفت مطابق با طبع و ذوق و علاقه آنها مىباشد.
اساس استبداد، استعمار، ظلم و بىعدالتى بر جهل بنا شده است. جاهلان از حقوق خویش بىاطلاعاند نه از حقى که بر گردن خود دارند، آگاهاند و نه از حقى که بر گردن دیگران دارند، لذا اصلىترین عامل شکلگیرى انواع بىعدالتىها، از جمله حکومتهاى مستبد مىباشند و این حکومتها نیز عملاً تا زمانى تداوم مىیابند که جهل مردم تداوم داشته باشد. بنابراین، مبارزه با جهل و ناآگاهى گامى در راه تحقق عدالت به شمار مىرود. آگاهى، به دو طریق رسمى و غیر رسمى انجام مىپذیرد و اصلىترین راه غیر رسمى آن، خانواده است:
فرد در خانه با فرهنگ جامعه آشنا مىشود، از مشاهده رفتار والدین متوجه این حقیقت مىشود که آیا پدر و مادر و سایر اعضاى خانواده او از میزانهاى خاصى پیروى مىکنند یا رفتار آنها تابع هیچ قاعده و اصلى نیست؟ آیا این میزانها موافق یکدیگر هستند، یا متضاد مىباشند؟ آیا پدر و مادر او همیشه در مقابل دیگران گذشت و اغماض روا مىدارند یا در یک مورد گذشت مىکنند و در مورد دیگر سختگیر هستند؟46
بنابراین، اعتدال روحى و روانى فرد در خانواده نضج مىگیرد. داشتن شخصیتى ثابت، متعادل و میانهرو - نه جزمى و دگم - در نتیجه زندگى در خانوادهاى با چنین ویژگىهایى تحقق مىیابد. برخوردارى از روحیه و منش متعادل، زمانى میسر است که با محیط پیرامون همواره تبادل فکر و اطلاعات برقرار کنیم و از تحولات جدید مطلع باشیم، در غیر این صورت اعتدال روانى جاى خود را به رکود و تحجر خواهد داد.
یکى دیگر از ابزارهاى مهم انتقال اطلاعات به افراد، مدرسه است. مدرسه نهادى رسمى است که بیشتر اطلاعات فرد از محیط پیرامون را به او مىرساند و او را براى نقشهاى مختلف موجود در جامعه آماده کرده، با هنجارها و قواعد اجتماعى آشنا مىسازد. فرد شیوه صحیح زندگى اجتماعى را مىآموزد و از حقوق خود و سایرین اطلاع مىیابد، هم چنین آمادگى شرکت فعالانه در زندگى سیاسى و پذیرش مسئولیت در جامعه را مىیابد.
شیوه دیگر انتقال اطلاعات به افراد وسایل ارتباط جمعى است که امروزه نقش و جایگاه قابل توجهى یافته است. مطبوعات و رسانههاى جمعى مىتوانند در آنِ واحد جمعیت بىشمارى را پوشش دهند، لذا هم به لحاظ زمانى و هم مکانى از سایر شیوهها در انتقال اطلاعات سریعتر و وسیعتر عمل مىکنند، به همین جهت مطبوعات و رسانهها جایگاه بالایى را در فرایند جامعهپذیرى افراد به خود اختصاص دادهاند:
جامعهپذیرى به طور کلى به معناى روندى است که بدان وسیله اعضاى یک جامعه ارزشهاى گوناگون فیزیکى، فرهنگى، تکنولوژیک و زیبایىشناختى جامعه را طى دوره طولانى و اغلب در سراسر زندگى، به تدریج درونى و از آنِ خود مىکنند. به طور مشخصتر، جامعه پذیرى سیاسى را مىتوان ترکیبى از مکانیسمها، روندها و نهادهاى گوناگونى دانست که به وسیله آنها، اعضاى جامعه به تدریج از روابط قدرت طبقه حاکم در جامعهشان آگاهى و شناخت مىیابند و الگوها را مىپذیرند.47
به طور کلى، جامعهپذیرى از خانواده آغاز شده، در مدرسه ادامه مىیابد و به وسیله رسانهها و مطبوعات استمرار پیدا مىکند. علاوه بر این، شیوههاى اطلاع رسانى فرصت بحث و انتقاد را به نحو وسیعى فراهم کرده، به ارتقاى آگاهى عمومى جامعه کمک مىنماید.
علاوه بر موارد ذکر شده، در اسلام راههاى دیگرى براى آگاه کردن و پرورش ذهنى افراد وجود دارد: یکى از این راهها، مسجد است. مسجد علاوه بر این که مکان عبادت خدا مىباشد، باعث تقویت روحى افراد نیز مىگردد. همچنین مساجد از گذشته مکان آموزش علم بوده و معمولاً داراى کتابخانه و کلاسهایى همچون قرآنخوانى یا جلسات سخنرانى و بحث بودهاند.
راه دیگر انتقال اطلاعات، تریبون نماز جمعه است که هر هفته علاوه بر ذکر و توصیه به تقوا، مهمترین اخبار سیاسى، اجتماعى و اقتصادى جهان اسلام را به اطلاع عموم افراد مىرساند. در فریضه حج نیز همه مسلمانان جهان در یک مکان گرد هم مىآیند و علاوه بر افزایش وحدت میان آنان، به تبادل فکر و اطلاعات مىپردازند.
به طور کلى، نهادهایى مانند آموزش و پرورش، خانواده، مطبوعات و ... بر رفتار اجتماعى افراد نظارت کرده، شیوههاى رفتار شایسته و ناشایسته را به آنها آموزش مىدهند.
تعالى فرهنگ عمومى جامعه و پیشرفت آن در جهت خیر و صلاح عمومى، نیازمند راهنمایى مطمئن و الگویى صحیح است که مورد توافق اکثر شهروندان قرار گیرد. این الگو در مواقعى، اساطیر بوده و در مواقعى دیگر، مسلکها و مرامهاى ساخته و پرداخته ایدئولوگها بوده است و در زمانهایى نیز مذهب چنین نقشى را داشته است. با وجود اهمیت هر سه مورد، تأثیر و نمود بیرونى مذهب بیش از سایر موارد بوده است. در این جا تأکید اصلى و ویژه، بر اسلام است که داراى طرح و برنامه در ابعاد و سطوح مختلف، نقشهها و راهنماى عمل براى روابط و رفتار فردى و اجتماعى آحاد، گروهها، ملت و امت اسلامى و مسئولان دولت و نظام سیاسى اسلام و ساماندهى و تدبیر و اداره آنهاست.48
از آن جا که این باور وجود دارد که این طرح از ناحیه خدا بوده و عملىترین و مناسبترین طرح براى ساختن جامعهاى سعادتمند است، استقبال مردم نیز از آن بیشتر مىباشد. هر چه «امکان تعبیر و تفسیر پذیرى مذهب و تطبیق آن با شرایط متحول تاریخى»49 بیشتر باشد، نقش آن در عرصههاى مختلف زندگى بیشتر است و اسلام به دلیل داشتن چنین خصوصیتى، در تکامل اجتماعى انسان نقش بسزایى داشته است:
تلقى از دین مىتواند مهمترین عامل شتاب بخشیدن به رشد و بلوغ مردم و آشنا کردن آنان به حقوق خود و استقرار نظم قانونى معقول در جامعه و فراهم آوردن زمینهاى باشد که دینداران بتوانند تأمین کننده سربلندى و نیرومندى مادى و معنوى جامعه و کشور باشند.50
در جامعه اسلامى و یا دینى، پایبندى به دین از اصلىترین عوامل مشروعیتبخش به شمار مىرود که سبب افزایش اطاعت مردم از حکومت و کمک و حمایت آنان از دولتمردان مىشود. دین نخست بر فرد صحه مىگذارد و آنگاه به جامعه مىپردازد. به عبارت دیگر، دین براى تحقق عدالت اجتماعى، نخست بر عدالت فردى و شخصى تأکید مىکند و پس از پرورش انسانهاى عادل، به ایجاد جامعه عادلانه همت مىگمارد. انسان عادل در هر جایگاهى که باشد، به قواعد و مقررات آن عمل مىکند و رفتارى صحیح و شایسته از خود نشان مىدهد. چنین فردى بهنجار و مورد پسند جامعه است.
بنابراین، با افزایش شمار عادلان، جامعه بر محور فضیلت و انصاف حرکت خواهد کرد. در چنین جامعهاى هر فرد و نهادى، نقش و وظایف مشخصى دارد و مطابق با آن عمل مىنماید، بدین ترتیب صلاح خود و جامعهاش را تأمین مىکند. توازن ناشى از دین، مصلحت و خیر تمام افراد جامعه را در بر دارد و به همین جهت مذهب از عوامل همبستگى اجتماعى به شمار مىرود.
عدالت شخصى پایه عدالت تقنینى، اجرایى و قضایى است. به عبارت دیگر، با وجود قانونگذار، مجرى و قاضى عادل است که مىتوان از قانون، اجرا و قضاوت منصفانه سخن به میان آورد. از سوى دیگر، عملکرد و رفتار مردم جامعه متأثر از رفتار هیأت حاکمه است، چرا که مردم بر دین و شیوه هیأت حاکمه عمل مىنمایند: «الناس على دین ملوکهم».
امنیت فرهنگى نیز از وظایف اصلى و بنیادین دولت به شمار مىرود. این مسئله هم در سطح کلان و هم خرد مورد توجه است. به عبارت دیگر، دولت باید در درجه اول محیط فرهنگى مساعد و مناسبى براى پرورش فکرى و روانى آحاد افراد جامعه به وجود آورد و سپس برابرى و انصاف را در عرصه فرهنگ لحاظ کند. وجود آزادى اندیشه و بیان براى قشرهاى مختلف و تأمین برابر و یکسان امکانات فرهنگى براى پیشرفت فکرى و پژوهشهاى علمى سبب تأمین امنیت فرهنگى در سطح خرد مىگردد. از سوى دیگر، ایجاد یک نظام فکرى مستحکم، پیدایش هویت عمومى منسجم اعضاى جامعه و همدلى و همبستگى آنان سبب تأمین جو فرهنگى مساعد در سطح کلان خواهد شد. پوچى، بىارادگى، بىهویتى، سردرگمى، بىهدفى، فرار سرمایههاى فکرى و متخصص، ترس از ارایه نظر و رکود و جمود فکرى جامعه از نتایج ناامنى فرهنگى است.
الف) مفهوم و ابعاد عدالت اجتماعى
سازوکارهاى تحقق عدالت اجتماعى
2- سازو کارهاى سیاسى
1-2مشارکت سیاسى
2 - 2 گزینش سیاسى
3 - 2 امنیت
3- سازوکارهاى اقتصادى
1- 3اقدامات دولت براى تحقق عدالت اقتصادى
2 - 3 - مشارکت اقتصادى مردم در تأمین عدالت اقتصادى
-4 سازوکارهاى فرهنگى
منابع :

مشخصات این فایل
عنوان: اختلافات اساسی و کلّی در مذهب تشیع و تسنّن چیست؟
فرمت فایل : word( قابل ویرایش)
تعداد صفحات: 10
این مقاله درمورد اختلافات اساسی و کلّی در مذهب تشیع و تسنّن چیست؟ می باشد.
چرا بین شیعه و سنی در مورد ولادت حضرت مهدی(عج) اختلاف وجود دارد؟
در پرسش دو احتمال وجود دارد:
1ـ احتمال اوّل آن است که عالمان شیعی و سنی در تولد و عدم تولد امام زمان(عج) اختلاف دارند؛ بدین معنا که دانشوران شیعی باور دارند امام زمان(ع) متولد شده؛ ولی اندیشمندان اهل سنت می گویند که حضرت هنوز متولد نشده است. اگر مقصود این باشد، باید گفت: اصل ولادت مهدی از واقعیات تاریخ است. به جز ائمه طاهرین، و عالمان و محدّثان شیعه، بسیاری از تاریخ نگاران و محدثان اهل سنت نیز بدین معنا تصریح کرده، و آن را یک واقعیت دانسته اند. برخی از نویسندگان، نام بیش از 65 تن از این عالمان و نام کتب آنان را ذکر نموده اند.(1) آن عِدّه از عالمان اهل سنت که ولادت امام زمان(ع) را انکار کرده اند، می گویند حضرت در آینده متولد خواهد شد. از آن رو حکومت عباسی با گسترش اخبار مهدویت، به وحشت افتاده بودند و چاره آن کار را در این دیدند که امام هادی و عسکری را در محاصره قرار بدهند تا همانند جریان فرعون و حضرت موسی از ولادت امام مهدی(عج) جلوگیری به عمل آورند، یا در کودکی او را بکشند، برای خنثی سازی این نقشة شوم، امام عسکری(ع) تصمیم گرفت جریان ولادت حضرت مهدی(عج) را مخفی نگه دارد و تنها به شیعیان خاص اطلاع دهد.
این سیاست موجب شد برخی در ولادت حضرت شک و تردید داشته باشند، لیکن در دورة 69 سالة غیبت صغری با شواهد و قرائن برای شیعیان ولادت حضرت ثابت شد، امّا دیگر عالمان به جهت عدم ارتباط آنان با سازمان وکالت تا حدودی شک و تردید در بین آنان باقی مانده یا این که مسایل دیگر در رویکرد آنان مؤثر بوده اند. مضافاً بر این که در خیلی از مسایل تاریخی مورخان و اندیشمندان با هم اختلاف نظر دارند. در این جا به دیدگاه چند تن از عالمان اهل سنت اشاره می شود که تصریح کرده اند حضرت حجّت متولد شده است:
1ـ شمس الدین ابن خلکان می نویسد: "ابوالقاسم محمد بن الحسن العسکری بن علیّ الهادی بن محمد الجواد، دوازدهمین امام شیعه است. لقب معروف او حجّت است. شیعیان همو را، "منتظر" و "قائم" و "مهدی" می دانند.(2)
2ـ شیخ سلیمان قندوزی می نویسد: "خبر معلوم و مسلّم، در نزد موثّقان، این است که ولادت قائم(ع)، در نیمة شعبان واقع شده است، به سال 255، در شهر سامرا".(3)
3ـ شیخ عبدالوهاب شعرانی می نویسد: "مهدی(عج) از اولاد امام حسن عسکری است. در شب نیمة شعبان سال 255 متولد شده و زنده است تا این که با عیسی بن مریم ملاقات کند".(4)
2. احتمال دوم آن است که اندیشمندان شیعه و سنی در تاریخ تولد امام زمان(ع) اختلاف دارند. اگر مقوصد آن باشد باید گفت: اختلاف دانشمندان اهل سنت و شیعیان در خصوص تاریخ تولد و تاریخ وفات بزرگان دین اختصاص به امام زمان(ع) ندارد. آنان در خیلی از مسایل دیگر نیز اختلاف دارند، مثلاً دانشمندان اهل سنت عقیده دارند که پیامبر(ص) در 12 ربیع الاوّل عام الفیل متولد شده و حال آن که مورخان شیعه بر این باورند که حضرت در 17 ربیع الاول چشم به جهان گشوده است. این گونه اختلافات بان جهت بوده که در آن زمان، وسایل و ابزار علمی ـ مانند امروز وجود نداشته است که تاریخ شفاف ظبط گردد، افزون بر این که گذشت زمان در ابهام سازی برخی از مسایل تاریخی نقش دارد.
اختلاف در تاریخ ولادت امام زمان(ع) از این قاعده جدا نبوده و در تاریخ تولد او نیز ناهمگونی جزئی وجود دارد که این گونه تفاوت قابل قبول است.
در پایان بیان می داریم که اگر مراد شما جز این است و یا پاسخ سؤال را کافی نیافتید، برای ما بنویسید تا پاسخ دیگر دریافت نمایید.
پی نوشت ها:
1. محمد رضا حکیمی، خورشید مغرب 18؛ محمد کاظم قزوینی، الامام المهدی، ص 11 ـ 8.
2. وفبات الاعیان، ج 3، ص 316.
3. الیواقیت و الجواهر، ص 145.
4. ینابیع الموده، ص 452، به نقل از خورشید مغرب، ص 20.
تفاوت بین عقاید و اعمال شیعه و سنی (مانند وضو و نماز) ناشی از چیست ؟
در ابتدا ذکر یک مطلب به عنوان مقدمه و به صورت کلی لازم است : به اعتقاد شیعه امامیه , هیچ کس جز نبی اکرم (ص ) حق تشریع , تفسیر و تبیین احکام الهی را ندارد. پیامبر اکرم (ص ) از طریق اتصال به منبع غیب , از احکام الهی مطلع می شدند و مأمور به تبلیغ این احکام بودند. پس از پیامبر اسلام طبق نص و تصریح ایشان , ائمه (ع ) برای تبیین احکام الهی (و نه تشریع آن) منصوب شده اند. از جمله طبق حدیث مورد اتفاق جمیع فرق مسلمین : «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ما ان تمسکتم بها لن تضلوا ابدا ; دو شیء گرانبها میان شما باقی می گذارم : کتاب خدا و اهل بیتم , مادامی که به این دو چنگ بزنید گمراه نخواهید شد».
اگر ائمه (ع ) حکمی یا کیفیت عملی را بیان می کنند, صرفا" بیان حکم الهی و نحوه عمل و سیره رسول اکرم (ص ) است و از پیش خود چیزی را تشریع نمی کنند. منشأ پیدایش برخی تفاوت ها در کیفیت نماز و وضو، به دو عامل اساسی برمی گردد:
1- دور شدن از عصر حضور پیامبر اکرم (ص ) و پیدایش سؤالات جدید: با رحلت رسول اسلام , دوران دسترسی به کسی که مبین حکم الهی بود به سیر رسید. با گذشت زمان و دور شدن از عصر نبی اکرم و پیدایش مسائل و سؤالات جدیدی در زمینه های مختلف (از جمله در زمینه مسائل مربوط به نماز و وضو) اهل سنت - که راه دسترسی به بیانگر حکم الهی را بسته می دیدند - برای یافتن پاسخ سؤالات خود, با اجتهاد و سلیقه خود به پاسخ آنها پرداختند.
اما از دیدگاه شیعه ائمه معصومین , مفسر و بیانگر حکم الهی بعد از نبی اکرم و بنا به سفارش ایشان بودند. آنان تا حدود 250 سال پس از رحلت نبی اکرم , نیز دسترسی به مبین و مفسر احکام الهی داشتند و ائمه (ع ), آنچه را که حکم الهی بود تبیین می کردند; مثلا" در مسائلی چون : آیا می توان با کفش نماز خواند؟ آیا اگر بر روی زمین و محل سجده نمازگزار, چیزی غیر از اجزای زمین (مثل فرش ) فاصله شود, می توان بر آن سجده کرد یا نه ؟ آیا خواندن سوره هایی که سجده واجب دارد در قرائت نماز جایز است و..., در حالی که اهل سنت در این امور به فهم و رأی خود استناد کرده اند.
2- تغییرات و تشریعاتی که از سوی خلفا, پس از رحلت رسول اکرم (ص ) صورت گرفت - مانند مسأله تکتف (دست بسته نماز خواندن ), عموما" از زمان عمر خلیفه دوم مرسوم شد. به عنوان نمونه وقتی اسیران فارس را نزد وی آوردند, آنان مقابل عمر دست بسته ایستادند. وی علت این عمر را جویا شد, گفتند ما مقابل امیران و بزرگان خود به جهت احترام این گونه می ایستیم . عمر از این نحوه اظهار ادب خوشش آمد و گفت خوب است ما هم در مقابل خداوند در نماز این گونه بایستیم (مستند العروه الوثقی , آیت الله خویی , ج 4, ص 445 - جواهرالکلام , ج 11, ص 19).
در مسأله وضو آمده است که وضوی همه ی مسلمانان تا خلافت عثمان صورت واحدی داشته و مانند وضوی کنونی شیعه بوده است . این مسأله با آیه قرآن نیز تطبیق دارد که می فرماید: «وامسحوا برؤوسکم و ارجلکم» (مائده , آیه 6)
در این آیه خداوند امر به مسح سر و پاها نموده است , در حالی که اهل تسنن پاها را می شویند, علت تغییر وضو این بود که عثمان در اواسط دوران خلافت خود نسبت به چگونگی وضوی پیامبر گرفتار تردید شد, او سپس وضوی پیامبر را به شکلی که اکنون در میان اهل سنت مرسوم است اعلام نمود. این قضیه مورد مخالفت بسیاری از صحابه پیامبر واقع شد, لکن حکومت اموی بنا به اغراض سیاسی در نقاط مختلف اسلامی شیوه عثمان را تبلیغ کردند و جوی به وجود آوردند که برخی از صحابه جرأت مخالفت با روش دستگاه حاکم را نداشت و در نتیجه این گونه وضو گرفتن رواج یافت .
برای آگاهی بیشتر ر . ک : وضوء النبی من خلال ملابسات التشریع , علی الشهرستانی , نشر مشعر .
....
تفاوت ایدئولوژی دو فرقه شیعه و سنی در اسلام چیست؟
اختلاف میان اهل تسنن و تشیع در چیست ؟
چرا بین شیعه و سنی در مورد ولادت حضرت مهدی(عج) اختلاف وجود دارد؟
منابع :