فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله کامل درباره سخنان ناروا و گفتارهاى حرام

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله کامل درباره سخنان ناروا و گفتارهاى حرام دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله کامل درباره سخنان ناروا و گفتارهاى حرام


دانلود مقاله کامل درباره سخنان ناروا و گفتارهاى حرام

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 26

 

سخنان ناروا و گفتارهاى حرام

هفتمین آفت مناظره ، سخنان ناروا از قبیل دروغ و غیبت و امثال آنها است که از لوازم کینه توزى و بلکه از نتایج مناظره مى باشد؛ زیرا مناظره نادرست ، هرگز از نقل سخنى که به منظور نکوهش و توهین به صاحب آن سخن ، ایراد مى شود عارى نیست . بنابراین مناظره کننده سخنان طرف را تحریف و دگرگونه وانمود مى کند، و در نتیجه مرتکب دروغ و افتراء و دغلکارى مى گردد. و گاهى نیز آشکارا طرف خویش را جاهل و احمق قلمداد مى نماید و نادان و نابخرد برمى شمارد. پیدا است که ثمره این کار عبارت از این است که فرد آبرومندى را بى آبرو مى سازد و حرمت او را از میان مى برد.
همه رفتار سابق الذکر از گناهان کبیره مى باشد، و به گونه اى در قرآن و حدیث نسبت به آنها تهدید شده است که مى توان گفت که شعار آن از حد احصاء بیرون است . براى اطلاع از نکوهش غیبت ، همینقدر کافى است که خداوند متعال این عمل را به ((اکل میته )) یعنى خوردن گوشت مردار تشبیه کرده و مى فرماید:
(( ((و لایغتب بعضکم بعضا ایحب احدکم ان یاءکل لحم اخیه میتا فکرهتموه (444) )).
نباید هیچیک از شما در غیاب دیگرى از او بدگوئى کند، آیا هیچیک از شما دوست مى دارد که گوشت بدن برادر مرده خود را بخورد؟ بدیهى است که از چنین کارى متنفر و بیزار مى باشید.
نبى اکرم (صلى الله علیه و آله ) فرمود: ((تمام شئون و حیثیات یک مسلمان بر مسلمان دیگر حرام ، یعنى از حرمت و اعتبار برخوردار است : خون ، مال و آبروى او داراى حرمت مى باشد(445) )) و غیبت ، مسئله اى است که در ارتباط با آبروى مسلمان مى باشد، (یعنى کسى که از دیگرى غیبت مى کند در حقیقت به حریم آبروى او تجاوز مى کند).
و نیز فرمود: ((از غیبت کردن بر حذر باشید؛ زیرا غیبت از لحاظ جرم و گناه ، سخت تر و بدتر از زنا است ؛ چون ممکن است گاهى انسان ، گرفتار زنا گردد و توبه کند و خداوند هم توبه او را بپذیرد. اما کسى که غیبت مى کند - تا آنگاه کسى که از او غیبت شده است ، او را مورد عفو و گذشت قرار ندهد - مشمول آمرزش پروردگار واقع نمى شود(446) )).
براء مى گوید: رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) براى ما سخنرانى مى کرد که حتى جوجه پرنده ها و یا دختران نوجوانى که در لانه ها و خانه هاى خود اقامت داشتند صداى آنحضرت را مى شنیدند و آنرا درک مى کردند. رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله ) ضمن این سخنرانى فرمود: اى مردمى که با زبان اظهار ایمان مى نمائید؛ ولى قلب و درون شما از دین و ایمان تهى است ، از غیبت کردن بپرهیزید و در صدد پى جوئى از عیوب و نقائص برادران مسلمان برنیائید؛ زیرا اگر کسى نسبت به عیوب دیگران ، کنجکاو باشد خدا نیز از عیوب وى پى جوئى مى کند. و کسیکه خداوند متعال از خرده ها و عیوبش پى جوئى کند او را - حتى در میان خانه اش - رسوا و بى آبرو مى سازد(447) )).
از امام صادق (علیه السلام ) است که فرمود: ((اگر یک فرد باایمان درباره یک فرد مؤ من ، آنچه از زشتیها که با چشمان خود در او دیده و یا با گوش خود راجع به وى شنیده ، براى دیگران بازگو کند (در صورتیکه طرف راضى نباشد) از جمله کسانى است که خداوند در مورد آنها مى گوید:
(( ((ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشة فى الذین آمنوا لهم عذاب الیم (448) )).
محققا کسانى که مایلند بدیها و زشتیهاى افراد باایمان در میان جامعه شایع و افشاء گردد، براى آنان شکنجه اى دردناک در پیش است .
نبى اکرم (صلى الله علیه و آله ) فرمود: ((غیبت مؤ من - از لحاظ اهمیت جرم و گناه - سخت تر از سى بار زنا کردن است )). و در حدیثى دیگر آمده است که ((غیبت ، سخت تر از سى و شش بار زنا کردن مى باشد)).
بحث و گفتار درباره غیبت - اگر بطور کامل مطرح گردد - به طول مى انجامد، و هدف ما در اینجا اشاره به اصول و ریشه هاى اینگونه رذائل اخلاقى است .
مفضل بن عمر از امام صادق (علیه السلام ) روایت کرده است که فرمود: ((اگر کسى راجع به مؤ منى ، مطالبى را بازگو کند که بدانوسیله آبروى او را از میان ببرد، و سازمان شخصیت و جوانمردى او را ویران نماید، و حیثیت او را لکه دار سازد، تا آنکه از دیدگاه مردم سقوط کند، خداوند متعال وى را از حدود و مرزهاى ولایت و دوستى خود بیرون مى راند و در حوزه ولایت و دوستى شیطان وارد مى سازد، و شیطان نیز از دوستى وى استقبال نمى کند و او را نمى پذیرد(449) )).
امام صادق (علیه السلام ) در گزارش حدیثى که مى گوید: ((عیب مؤ من بر مؤ منان دیگر حرام است )) فرمود: ((منظور، صرفا این نیست که عیبى و نقصى از یک فرد مؤ من ، نمایان و مکشوف گردد و فقط تو آنرا ببینى ؛ بلکه مقصود این است که تو آن عیب و نقص را براى دیگران نقل نموده و از این طریق از او انتقاد کنى (450) )).
زراره از امام باقر و امام صادق (علیهماالسلام ) روایت کرده است که فرمودند: ((نزدیکترین مرزى که بنده خدا را به وادى کفر نزدیک مى سازد این است که او بر اساس دین و ایمان با فرد دیگرى طرح برادرى و دوستى برقرار سازد؛ ولى در زیر ماسک دوستى ، لغزشها و عیوب وى را برشمرده و در روز مبادا او را به وسیله آنها سرزنش کند(451) )).
ابوبصیر از امام باقر (علیه السلام ) روایت کرده است که رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) فرمود: ((ناسزا گفتن به مؤ من ، فسق و گناه محسوب مى شود. جنگ با او به عنوان کفر و خروج از ایمان به شمار مى آید. خوردن گوشت او (یعنى غیبت کردن از او)، معصیتى است (نابخشودنى ). و حرمت مال او همسان با حرمت خون او مى باشد(452) )).
((
اگر یک فرد مؤ منى به برادر ایمانى خود ((اف )) بگوید (و بدینوسیله نسبت به او اظهار دلتنگى و تنفر کند)، در حقیقت از حدود و مرزهاى دوستى با وى خارج مى شود. و اگر به او بگوید ((تو دشمن من هستى )) قهرا یکى از آندو کافر و ناسپاس خواهند بود. خداوند متعال از مؤ منى که در باطن خود نسبت به برادران ایمانى خویش داراى نظر سوئى باشد هیچ عملى را نمى پذیرد(453) )).
فضیل (بن یسار) از امام باقر (علیه السلام ) روایت کرده که فرمود: ((هر انسانى - اگر در پیش روى مؤ منى به وى طعنه زند و شخصیت او را مخدوش سازد - به بدترین وضع مى میرد، و او نیز در خور آنست که به خیر و نیکى بازگشت نکند و بهره اى از آن نبرد(454) )).

تکبر و خودبزرگ بینى و برترى جوئى نسبت به دیگران 


هشتمین آفات و عواقب سوء مناظره ، تکبر و خودبزرگ بینى و ترفع و برترى بینى خود بر دیگران است . بحث و مناظره در جلسات و محافل ، همواره با تکبر بر اقران و همگنان و اظهار برترى بیش از اندازه نسبت به آنان ، همراه است و از این حالات نابسامان روانى ، جدائى پذیر نیست . آرى مناظره در محافل و مجالس در شرائطى صورت مى گیرد که انسان مى خواهد زیر بار حرف حق دیگران نرود و سعى مى کند آراء آنان را نپذیرد ولو آنکه حقانیت سخن آنها بر مناظره کننده کاملا ثابت و روشن گردد؛ چون از آن بیم دارد که مبادا غلبه و پیروزى آنان بر وى ثابت شود. و حتى اگر عجز و ناتوانى ومغلوبیت او نیز براى دیگران محرز و علنى شود حاضر نیست صریحا به اشتباه خویش اعتراف کند و بگوید: ((من اشتباه کرده ام و حق همان است که طرف مقابل او مى گوید)). چنین روحیه اى ، نمایانگر کبر و خودبزرگ بینى است ، همان کبر و خودبزرگ بینى که نبى اکرم (صلى الله علیه و آله ) (در مقام بیان نکوهش آن ) فرموده است : ((اگر کبر و خودبزرگ بینى - حتى به مقدار ذره اى - در قلب کسى وجود داشته باشد، به بهشت راه ندارد))(455) .
پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله ) ضمن حدیثى - که در بحثهاى گذشته از آن یاد کردیم - کبر و منش هاى نابخردانه را به ((بطر الحق و غمص ‍ الناس )) تعبیر فرمود. منظور از ((بطرالحق ))، مردود ساختن سخن گوینده آن و عدم اعتراف به حقانیت آن پس از اثبات و محرز بودن حقانیت آن است . و منظور از ((غمص الناس )) پست و حقیر شمردن مردم مى باشد.
چنان مناظره کننده کذائى در صدد است که حق و حقیقت - با وجود اینکه کاملا براى وى واضح و روشن است - از نظر دیگران مخفى مانده تا بتواند آنرا بر گوینده ، رد نموده و احیانا وى را تحقیر کند؛ چون مى پندارد که فقط او محق است و طرف او به حق آشنائى ندارد و به باطل مى اندیشد. و نیز تصور مى کند که طرف او فاقد ملکه و نیروى علمى و قابلیت شناخت قوانینى است که علم و دانش را براى انسان به ارمغان مى آورد.
از نبى اکرم (صلى الله علیه و آله ) روایت شده که خداوند متعال فرمود: شکوه و عظمت ، پوشش مرا تشکیل میدهد و کبریاء و بزرگى ، رداء مرا مى نمایاند. اگر کسى در این دو سمت و صفت الهى با من به نزاع و هماوردى برخیزد او را در هم شکسته و نابودش مى سازم (456) )).
از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده است که رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله ) فرمود: ((عظیم ترین و پرمخاطره ترین کبر، عبارت از ((غمص ‍ الخلق و سفه الحق ))، یعنى خوار شمردن مردم و سبک انگارى حق است . راوى مى گوید: به آن حضرت عرض کردم ((غمص الخلق و سفه الحق )) چیست ؟ فرمود: محتواى این تعبیر آنست که تو حق را نشناسى و در برابر حق ، نادانى کنى و از اهل حق ، خرده گیرى کرده و بیجهت آنها را مورد انتقاد قرار دهى .
اگر کسى با چنین روحیه اى با افراد جامعه رفتار کند در حقیقت با شئون خداوند متعال به نزاع و درگیرى برخاسته و با او در عظمت و کبریائى و بزرگیش به هماوردى و همتائى دست یازیده است (457) )).
حسین بن ابى العلاء گفته است از امام صادق (علیه السلام ) شنیدم که مى فرمود: ((کبر و خودبزرگ بینى در هر طائفه و نژادى از مردمان بد سیرت وجود دارد، در حالیکه این صفت و چنین خصیصه اى ، جامه و تن پوشى است که صرفا بر قامت وجود الهى ، موزون مى باشد. اگر کسى در این صفت با خداوند متعال درگیر شود، خداى عز و جل - جز پستى و حقارت و فرومایگى - هیچگونه حالتى را در او فزونى نمى بخشد(458) )).
از همان امام (علیه السلام ) سؤ ال کردند: ((کمترین و ناچیزترین درجه الحاد و بیدینى چیست ؟ فرمود: کبر و خودبزرگ بینى ، پائین ترین درجات الحاد و بى ایمانى است ))(459) .
زراره از امام باقر و امام صادق (علیهماالسلام ) چنین روایت کرده است که فرمودند: ((آنکه ذره اى کبر در قلب او وجود دارد، وارد بهشت نخواهد شد.))(460)
(
محمد بن ) عمر بن یزید مى گوید به امام صادق (علیه السلام ) عرض کردم : من غذاى خوب و گوارا تناول مى کنم ، و بوى خوش و عطر را استشمام کرده و از آن لذت مى برم ، و بر مرکب چابک و راهوار سوار مى شوم ، و نوکرى هم در پى من حرکت مى کند. آیا به نظر شما در اینگونه بهره گیرى هاى مادى و رفتار من ، تجبر و بزرگ منشى و کبر وجود دارد که من باید از آنها بر حذر باشم ؟ امام صادق (علیه السلام ) اندکى درنگ نمود و سر به زیر انداخت و سپس فرمود: ((جبار ملعون و متکبرى که از رحمت و مهر الهى مطرود مى باشد، عبارت از کسى است که با افراد جامعه با حالت ((غمص )) در ارتباط است و در برابر حق و حقیقت نادانى و بى خردى کند. عمر بن یزید عرض کرد: من حق را مى شناسم و نسبت به آن ناآگاه و منکر نیستم و در برابر آن نادانى نمى کنم ؛ نمى دانم معنى و مفهوم ((غمص )) چیست ؟ فرمود:
((
غمص )) عبارت از کسى است که مردم را تحقیر نموده و به آنها زور گوید و نسبت به آنها تکبر ورزد. این چنین فردى همان مصداق ((جبار)) و متکبر و گردنکش مى باشد))(461) .
ابوحمزه ثمالى از امام صادق (علیه السلام ) روایت کرده است که گفت : رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) فرمود: ((خداوند متعال در روز قیامت با سه دسته از مردم هم سخن نمى گردد و به آنان با دید لطف و مرحمت نمى نگرد، و آنها را از آلودگى و زشتى رفتار، مبرى و پاکیزه نمى سازد. براى این سه گروه شکنجه اى دردناک فراهم مى باشد: (پیر و سالخورده زناکار، و سلطان جبار، و فقیر خودخواه ، لذا) پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله ) ((جباران و متکبران )) را در شمار این سه گروه یاد کرد))(462) .

کنجکاوى از عیوب مردم و خرده گیرى از آنها 

نهمین آفت و عارضه زیان بخش مناظره ، پى گیرى و تجسس از عیوب و زشتیهاى افراد جامعه مى باشد. شخص که مناظره مى کند در صدد یافتن و جستجوى لغزش زبانى و یا لغزشهاى دیگر در بیان طرف خود مى باشد تا آنرا براى روز مبادا! براى خود علیه طرف ذخیره و آماده ساخته و وسیله اى براى تحکیم مبانى سخن و شخصیت خود، و ابزارى براى پاکى کاذب خویش قرار دهد، و یا احیانا کمبود و نقائص خود را بدان وسیله جبران و دفع نماید.
حتى چنین حالتى براى بى خبران و افرادى که از مجارى علم و دانش ، جویاى دنیا هستند نفوذ و گسترش پیدا مى کند؛ لذا از کم و کیف حالات و عیوب و نقائص طرف مقابل خود، تحقیق و کنجکاوى مى نمایند تا در پى آن ، چنین عیوب و نواقص را در حضور وى به رخ او کشیده و شفاها آنها را در برابر او مطرح سازند. و احیانا فردى این چنین مى کوشد این عیوب را دلیل و دستاویزى براى کوباندن طرف قرار داده و به اطرافیان مى گوید: دیدید چگونه طرف را شرمسار و بى آبرو ساختم ؟!! و از این قبیل افکار و رفتار ناستوده اى که بى خبران از دین و ایمان ، و رهروان طریقه شیطان و ابلیس مآبان ، دچار و گرفتار آن مى باشند؛ در حالیکه خداوند متعال فرمود: ((و لاتجسسوا))(463) یعنى در حالات و کیفیات رفتار مردم تجسس نکنید.
پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله ) فرمود: ((اى مؤ منان ، مؤ منانى که زبان شما گویاى ایمان است ؛ ولى این ایمان در قلب شما نفوذ نکرده است ، از عیوب و زشتیهاى مردم کاوش نکنید. اگر کسى در صدد کاویدن و پى جوئى از عیوب و خرده هاى دیگران برآید، خداوند متعال نیز خرده ها و نواقص او را پى جوئى مى کند. و کسى که خداى مهربان در صدد کنجکاوى عیوب وى برآید او را - حتى در درون خانه اش - رسوا مى کند))(464) .
از امام صادق (علیه السلام ) است که فرمود: دورترین و بیگانه ترین انسان از خداوند متعال ، عبارت از کسى است که با فردى دیگر طرح برادرى و الفت ببندد، و در صدد آن باشد که لغزشهایش را ذخیره کند تا در روز و فرصت مناسبى به وسیله آنها وى را مورد ملامت و سرزنش قرار دهد))(465) (و شخصیت او را در هم بکوبد و آبروى او را از میان بردارد).

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کامل درباره سخنان ناروا و گفتارهاى حرام

دانلود مقاله کامل درباره مرگ تا رستاخیز

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله کامل درباره مرگ تا رستاخیز دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله کامل درباره مرگ تا رستاخیز


دانلود مقاله کامل درباره مرگ تا رستاخیز

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 56
فهرست و توضیحات:

مقدمه                                    

بخش اول: جهان پس از مرگ                   

بخش دوم: عالم برزخ                        

بخش سوم :قیامت از دیدگاهی گسترده          

بخش چهارم : رابطه رستاخیز و انسان        

منابع و مآخذ                              

 

مقدمه :

جهانى که به وسیله حواس آن را درک مى‏کنیم، دنیایى آمیخته با حرکت و تحول است. سکون و رکودى در هیچ یک از پدیده‏ها نیست و اصولاً عالَمِ طبیعت مجموعه‏اى از تحولات و تحرکات است. مطابق قانونِ اصل بقا وعدم انعدام موجودات پس از وجود، مظاهر طبیعت پیوسته و بى‏وقفه به جنبش و تکاپو ادامه مى‏دهند. ثبات و سکونى در گوشه و زوایاى صحنه وسیع جهان به چشم نمى‏خورد. هر کجا بنگرى، حرکت و جوشش است. اصولاً نهاد جهان ناآرام و متحرک و پویاست؛ تا آن جا که تمام دانشمندان الهى و مادى معتقدند حرکت دنیاى طبیعت، حرکتى کلى و همگانى است و قانون تحول بر تمام ذرات و کلیات و مواد این عالم حکومت دارد. حرکات هماهنگ و تعالى بخش است، نه ارتجاعى و منحط.
هماهنگى و همراهى در کل جهان و اجزاى آن، حقیقتى را براى ما روشن مى‏سازد که این تحول فراگیر و جهان شمول بدون مقصد و هدف کلى نخواهد بود و فقط مقاصد جزئى و مادى ندارد. اصولاً این نوع حرکت‏ها در صورتى مفهوم درست و توجیه معقول پیدا مى‏کند که جهت و هدفى مناسب با گستردگى و عظمت آن موجود باشد؛ به ویژه که قلمرو این تحرکات فقط منطقه «صورت» و «عوارض» ماده نیست، بلکه در ذات و جوهر موجودات نیز جارى است، زیرا به قول ملاصدرا جهان در عمق ذات و جوهر وجودیش به سوى مبدأ کمال در شتاب است. این سیر و حرکت است که موجودیت جهان را با تمام تکثرات و تنوعاتش تشکیل داده است.
به سخن دیگر: جهان بدان‏گونه ایجاد شده است که روبه تعالى باشد و این هدف از حوزه زمان و مکان بیرون نیست. این تحولات و سیر و حرکت‏ها از سنخ حرکت‏هاى ظاهرى - که از شهرى به نقطه دیگرى است - نمى‏باشد، بلکه از مقوله «شدن» و صیرورت است؛ مانند جوان شدن کودک و پیرى میانسال و تبدل صورت‏هاى نوعى. به دیگر سخن، از نوع گذر از مرحله قوه و استعداد به حوزه فعلیت است. هر موجودى استعداد تحول به مرتبه بالاتر را دارد. در این موارد مبدأ و مقصد، حرکت و محرک، وحدت پیدا مى‏کند، زیرا متحرک با افاضه حرکت، حرکت را از خودش آغاز مى‏کند و در خویشتن خویش به سیر ادامه مى‏دهد و به خود باز مى‏گردد، که بى‏گمان «خودنهایى» مرتبه بالاترى از «خود ابتدایى» است. یک دانشمند پس از تخصص در رشته‏هاى علمى، همان کودک بى‏سواد سابق است، ولى در این مرحله، برتر از مرحله کودکى است. مجموعه جهان نیز در حرکت دائمى و منظم خود همچون کودکى به سوى بلوغ پیش مى‏رود.

هر موجودى در گستره جهانْ مطابق توانایى‏هاى وجودى خاص خویش در مسیر معیّنى به همراه کاروان هستى در تکاپوست. نتیجه نهایى هر حرکتى در پایان آن نمایان مى‏گردد. از جانب دیگر از تمام حرکت‏ها با توجه به ویژگى‏هاى متفاوت و مراتب متنوع و کیفیت متحرک‏ها نمى‏شود نتیجه واحدى انتظار داشت؛ فى‏المثل یک هسته بادام - که داراى قابلیت خاص وجودى و توان مخصوص و مسیر مشخصى است - در طى حرکتى که انجام مى‏دهد، در مقطعى به صورت درخت معیّنى درمى‏آید. برعکس هسته زردآلو با توان خاص وجودى که دارد، به درخت دیگرى مبدل مى‏شود. از هسته خرما جز به وجود آمدن نخل نمى‏شود انتظارى داشت. پس براى هر حرکتى نتیجه متفاوتى وجود دارد. بنابراین در سیر کاروان هستى به سوى مقصد و معاد، هر موجودى یک نوع معاد دارد و شکل خاصى از آن را در منتهى‏الیه حرکت باید توقع داشته باشیم. حتى اگر دو موجود از یک نوع - مثل انسان - در دو جهت مختلف به سیر و تکاپو بپردازند، بدون تردید در سیر نهایى به نتایج متفاوت و گاه متضادى مى‏رسند؛ زیرا هر کدام حامل استعداد مخصوص و خصوصیات وجود محدودى هستند و با تفاوت راه‏هاى انتخابى، نتیجه مناسب با وضع خود را احراز مى‏کنند.
امکان ندارد دو نوع حرکت از دو موجود با توان و شایستگى متفاوت و مسیرهاى مختلف به نتیجه واحدى منتهى شود، بلکه گندم از گندم مى‏روید و جو از جو. در مسیر نهایى تکامل و رسیدن به مبدأ کمال نیز موجودات به نتایج متفاوتى دست پیدا مى‏کنند.

حرکت و متحرک‏ها را پایانى است و هر کدام از موجودات آغاز و انجامى دارند. هر آفریده و آفرینش نیز در طى حرکت به پایان مى‏رسند و توان وجودى خود را از دست داده، سپس اعاده و تجدید مى‏گردند. به عبارت دیگر: هر موجودى که در حد وجودى خود از لوازم حیات مانند شعور و علم و قدرت برخوردار است، در منتهاى سیر خود، همه شایستگى‏هاى وجودى را از دست داده و به مرگ مى‏انجامد و پس از آن مجدداً برگشت داده مى‏شود. پس هر موجودى را مرگى و پس از مرگْ تولد تازه‏اى است. هیچ موجودى در انتهاى حرکت در کام نیستى فرو نمى‏رود و از محدوده هستى حذف نمى‏شود؛ زیرا موجود پس از این‏که لباس هستى را پوشید، دیگر معدوم نمى‏شود، تا اعاده آن محال باشد، بلکه نحوه خاص وجودى خود را از دست مى‏دهد و با یک جهش وجود تازه‏اى پیدا مى‏کند.

هر مرتبه‏اى از مراتب هستى در ظرف وجودى خود کمالاتى را بالفعل داراست و در عین حال کمالات برتر و بیش‏ترى را فاقد است. به عبارت روشن‏تر: تمام موجودات به تناسب توان و نحوه وجودى که دارند، در حد خود از مراتب حیات و علم و شعور و قدرت و کمالات دیگر بهره‏مندند، لیکن طالب کمالات بیش‏تر و درجات زیادترى هستند؛ زیرا علم و حیات و شعور موجودات در حد وجودى آنهاست. آنان مى‏کوشند به درجات بالاتر صعود کنند. خلاقیت و ابتکار برخى از پرندگان و جانوران از شگفت‏ترین کارهاى آنهاست که علوم شمه‏اى از آن را کشف کرده و از شعور مرموز آنها پرده برداشته است.

هر موجودى از داشتن کمال در ابتهاج و التذاذ است و در حفظ آن کوشاست و نسبت به کمالاتى که ندارد، بى‏قرار و مشتاق است. موجودات به حسب ظرفیت وجودى، از آن چه دارند، خوشنودند و از آن چه ندارند، متنفر و فرارى‏اند. به همین جهت طالب و عاشق مراتب بالاتر و کمالات وجودى والاترند. مى‏روند تا محدودیت وجودى را کنار زده و دایره وجودى خویش را وسعت دهند. اقتضاى این عشق و شور در این است که هیچ موجودى به مراتبى خاص بسنده نکند؛ زیرا در هر مرتبه‏اى پاى عدم‏ها و فقدان‏ها و نداشتن‏ها و نبودها به میان کشیده مى‏شود. موجودات مى‏روند تا به وجود و کمال و جمال و قدرت‏مطلق برسند. کمال مطلقى که از هرگونه نقص و کمبود منزه است. إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا اِلَیْهِ راجِعُونَ بدین مفهوم است. بنابراین مجموعه کاروان هستى به سوى مبدأ و معاد حرکت مى‏کند و هر موجودى مرگ و حیات و حشر و قیامتى دارد. حشر انسان‏ها به خاطر این‏که حامل استعدادهاى بیش‏ترند و از مراتب والاى وجودى مانند عقل و اراده و اختیار و آزادى برخوردارند و از انواع جبرهاى طبیعى و غریزى و ژنیتیکى و جبر محیط و تاریخ آزادند و از فیض هدایت تکوینى و تشریعى بهره کافى دارند، با سایر موجودات فرق خواهد داشت.
با ظهور رستاخیز کبرى، تحولى بنیادى و انقلابى فراگیر در تمام پدیده‏ها پدیدار مى‏گردد، تا جایى که نظامى برتر و آفرینش تازه و متکامل‏ترى تحقق پیدا مى‏کند. قیامت منحصر به انسان نیست، بلکه یک دگرگونى مطلق و همه جانبه در تمام نظامات جهان است. علوم مادى نیز از ایجاد چنین تحولى در آینده سخن گفته است.
به هر روى کمالات نسبى سرانجام به کمال مطلق باید برسند. تمام پدیده‏ها مولود قدرت مطلق و عقل خلاق خداى عالَم است. باشد که به سرچشمه اصلى یعنى کمال مطلق باز گردند. انسان هم جزئى از کل است که مطابق توان وجودى خویش به انتهاى خط مى‏رسد و مطابق اعمال و کردار خویش کیفر و پاداش مى‏بیند (وإِلَى اللَّهِ تَصیرُ الْاُمُورُ.

بخش اول: جهان پس از مرگ

حوادث شب اول قبر
بازپرسى همگانى نیست
حیات قبر
حیات قبر یعنى چه؟
نقدى بر این برداشت
پاسخ فلسفى حیات قبر
حکمت تلقین مرده
بیدارى و آرامش روان
نقش اجتماعى مراسم تلقین

 

حوادث شب اول قبر

اولین حادثه‏اى که بعد از مرگ انجام مى‏گیرد، سؤال و فشار قبرى است که واقع مى‏گردد. قضیه سؤال و فشار قبر از دیر زمان مورد بحث و گفتگوى متکلمان و دانشمندان اسلامى قرار گرفته، و از قدیم در زبان و سخن مسلمان‏ها و پیروان مذاهب، شهرت پیدا کرده است. وقتى انسان مى‏میرد و روحش از کالبد خارج مى‏شود، در شب اول قبر، مورد سؤال و بازپرسى مرزبانان الهى (نکیر و منکر) قرار مى‏گیرد. اگر مرده منکر خدا و یا جنایتکار باشد، آن‏چنان در فشار قبر خواهد بود که مغزش متلاشى و استخوان‏هایش مى‏شکند! و اگر انسان مؤمن و نیکوکارى باشد، در بهترین وضعیت روحى واقع شده و از عذاب قبر در امان خواهد بود.
متأسفانه برخى از متکلمان به همین شهرت اکتفا کرده و زحمت تحقیق را به خود نداده‏اند و بر اثر ظاهربینى گمان کرده‏اند مقصود از قبر، همین گودى تنگ و تاریک گورستان است! آن جا که جسم بى‏جان آدمى را دفن مى‏کنند! که در بعضى روایات از آن به «لَحَد»تعبیر شده است. این برداشت از سوى منکران و برخى از روشنفکران مسلمان مورد انتقاد قرار گرفته است. آنها مى‏گویند: اگر کسى در دریا غرق و طعمه ماهیان شود و یا بدنش آتش گرفته و خاکسترش بر باد رود، دیگر قبرى نخواهد داشت، تا مورد سؤال و فشار واقع گردد؛ مضافاً بر این‏که بدن بى‏روح، چگونه مورد پرسش و عذاب قرار مى‏گیرد؟! در حالى که احساس و حیاتى ندارد، تا صداها را بشنود و فشار قبر را حس کند!
طرفداران نظریه فوق که در برابر این‏گونه اشکالات، در بن‏بست قرار مى‏گیرند، جواب داده‏اند: ذرات اصلى بدن انسان، از شکم ماهى و اعماق دریا، در گوشه‏اى از زمین گرد آمده و شب اول قبر آنان، در آن مکان تشکیل مى‏گردد. آنها براى این‏که عذاب و سؤال قبر معقول باشد، مى‏گویند: روح انسان در شب اول قبر به بدن یا باقى مانده آن، بر مى‏گردد و سپس تا قیامت بدن را ترک مى‏کند!
آنها چون حقیقت قبر را نشناخته‏اند، افسانه بافته و چون حقیقت را ندیده‏اند ره‏افسانه زده‏اند! ولى واقعیت بالاتر از این‏گونه تصورات عامیانه است. در این میان ماتریالیست‏هاى فرصت طلب و روشنفکران علم زده، این برداشت غلط را دستاویزى یافتند، تا بر مذهب بتازند و یک اشکال از آن بسازند و بگویند: عده‏اى در شب اول مرگ یک انسان، رفتند و ضبط صوتى در قبرش گذاشتند و آرد نخود در دهان مرده ریختند، تا حقیقت را کشف کنند؛ آنها پس از دو شب رفتند و قبرش را شکافتند، ولى اثرى از سؤال و جواب نیافتند، و این آزمایش ثابت کرد سؤال «نکیر و منکر» بى‏اساس است، و با فرا رسیدن مرگ، حیات انسان خاتمه پیدا مى‏کند!
اینان گمان کرده‏اند مقصود از قبر همین حفره وحشتناک یک متر در دو متر است! در حالى که از اخبار ائمه معصوم(ع) استفاده مى‏شود قبر سرآغاز حیات برزخى انسان است و پرسش مرزبانان مستقیماً از روح، در قالب جسم مثالى انجام مى‏شود، نه در کالبد مادى! علامه بزرگوار مجلسى و فیض کاشانى حوادث قبر را - از روایات - بدین‏گونه برداشت کرده‏اند: منظور از قبر، این گودال تنگ و تاریک نیست، بلکه مراد، جایگاه روح انسان در عالم برزخ است؛ زیرا روح، پس از دفن بدن و از شب اول قبر زندگى برزخى را شروع مى‏کند، و برزخ هر انسانى از کنار قبرش ظاهر مى‏گردد. از سوى دیگر تفهیم آغاز حیات برزخى براى زندگان، در صورتى معنا پیدا مى‏کند که کلمه قبر به میان آید، تا محسوس و ملموس گردد؛ از این‏رو واژه قبر به کار رفته است. به همین دلیل علامه مجلسى در بحار الانوار حوادث قبر را از حالات انسان در برزخ به شمار آورده است.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کامل درباره مرگ تا رستاخیز

دانلود مقاله کامل درباره نجواهای شیطانی، پاسخ های عقلانی

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله کامل درباره نجواهای شیطانی، پاسخ های عقلانی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله کامل درباره نجواهای شیطانی، پاسخ های عقلانی


دانلود مقاله کامل درباره نجواهای شیطانی، پاسخ های عقلانی

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 18
فهرست و توضیحات:

مقدمه:

اولین شبهه:

جواب:

دومین شبهه:

جواب:

سومین شبهه:

جواب:

وآخرین شبهه:

جواب:

پاورقی:

 

مقدمه:

هرگاه دشمنان اسلام دررسیدن به اهداف شوم خود،از رزم میدانی نا امید شده واحساس شکست می کنند ؛ با ایجاد جنگ روانی ،افکار وعقاید مسلمین را مورد هجوم قرار می دهند واز سلاح های مخربی درراه شکست مسلمین بهره می گیرند. یکی ازآن حربه های نیرومند وویرانگر اندیشه ها ،«ایجاد شبهات » مختلف در زمینه های اعتقادی ،سیاسی ،اجتماعی ، فرهنگی و... می باشد . به کارگیری این شیوه مخرب ، چون نجوا و وسوسه شیاطنی ، روح و جان وفکر انسان معتقد را می آزارد واگر پاسخی برآن نیابد تسلیم مکر دشمنان شده وسپس در مقابل خواسته های آنان سر تعظیم فرود می آورد . واینک بررسی چند شبهه درمورد نص مطلق قول وفعل پیامبر ،عدم جدایی جنبه عاطفی وعقلانی واقعه عاشورا وپاسخ به این شبهات.

اولین شبهه:

درهفته نامه عصر ما ،توسط احمدعابدینی 1چنین تقریرشده است: اینطور نبودکه هر چه ازطرف پیامبر گفته شود وحی منزل تلقی کنند بلکه درموارد متعددی مخالفت میکردند . پس نمیتوان گفت که هرچه از پیامبرصلی الله علیه وآله ـ به ما رسیده چون پیامبرصلی الله علیه وآله ـ خواسته است باید حتماً عمل شود، چون پیامبرصلی الله علیه وآله ـ خواسته های ثابت ندارد.

درجنگ خیبراز بس مردم گرسنه بودند وغذا کم بود ،آنها روی آوردند به خوردن گوشت خر و پیامبرصلی الله علیه وآله ـ از ترس اینکه الاغها بر افتد خوردن گوشت الاغ را حرام کردند2.

جواب:

مخالفت عده ای از مردم با دستورهای الهی دلیلی برعدم حقانیت وحی و پیامبرصلی الله علیه وآله ـ نمی باشد.همواره عده ای ازمردم با حضرت رسول ـ صلی الله علیه وآله ـ مخالفت می کردند. کسانیکه ایمان نیاورده بودند ویا ایمان در دلهای آنها رسوخ نکرده بود ومنافق بودند . حال اگر این عده با پیامبرصلی الله علیه وآله ـ مخالفت میکردند دلیل نمیشودکه ما نیز به تقلیدازآنان اوامر پیامبرصلی الله علیه وآله ـرا که امر خداست زیر پا بگذاریم. پیامبر ی که خداوند در شأن ایشان می فرماید: 

«ما ینطق عن الهوی »

از طرفی امری که واجب الاطاعة است شرایطی دارد ،فعل وقول وتقریرمعصوم واز آن جمله پیامبرصلی الله علیه وآله ـ حجت است البته به شرطی که احراز شود این امر درمقام بیان صادرشده است. یعنی مولی درمقام بیان بوده واین عمل را به این جهت انجام داده اند که مردم نیزبه عنوان امر مولودی اطاعت کنند. علاوه بر این دستورات بسیاری داریم که به دلیل ایجاب شرایط زمان ومکان ووجود نشانه ها وشرطهایی،لازم الاجراء وبهترین نحوه عملکرد بوده که با تغییرشرایط ،حکم آن نیز تغییر نموده است از جمله این دستورات نه تنها در سیره پیامبرصلی الله علیه وآله ـ بلکه درسیره دیگر معصومین نیز وجود دارد . نکته قابل توجه دیگر اینکه نویسنده محترم برای اثبات مدعای خود روایتی را از حضرت رسول ـصلی الله علیه وآله ـنقل کرده وسپس با قوه تخیل خود موقعیت زمانی ومکانی خاص را برای این امر صحنه سازی نموده است ؛ موقعیتی که درواقع تاریخ خلاف آن را گزارش می دهد:
یعقوبی در ضمن گزارشی که درباره ماجرای خیبرذکر میکند نه تنها از قحطی در مدینه خبر نمی دهد بلکه اذعان دارد که در مدینه وفور نعمت وجود داشت به طوری که پیامبرصلی الله علیه وآله ـ بارها ،خرما وگندم وجو را میان بنی هاشم قسمت نمود. آنچه نویسنده به آن اشاره کرده درواقع قحطی ای است که درمکه روی داده ولی نویسنده محترم متوجه این نکته نشده که مکه درآن ایام محل اجتماع مشرکین بوده نه مسلمانان ودرهمان ایام در مدینه چنان وفور نعمت بود که پیامبرصلی الله علیه وآله ـ  اموالی را به مکه فرستاد تا بین بینوایان تقسیم شود. 

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کامل درباره نجواهای شیطانی، پاسخ های عقلانی

پروژه بررسی انسجام اجتماعی و هویت کالبدی. doc

اختصاصی از فی ژوو پروژه بررسی انسجام اجتماعی و هویت کالبدی. doc دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پروژه بررسی انسجام اجتماعی و هویت کالبدی. doc


پروژه بررسی انسجام اجتماعی و هویت کالبدی. doc

 

 

 

 

 

 

 

 

نوع فایل: word

قابل ویرایش 23صفحه

 

چکیده:

هویت یک پدیده، امری انتزاعی و جدا از سایر موضوعات مرتبط با آن پدیده نیست و هویت یک محله، با موضوعات بسیاری از جمله: با ساکنین محله، باورها، شیوه زیست، آرمان، فرهنگ، جهان بینی و... مرتبط و غیر قابل تفکیک است. هدف اصلی این پژوهش سنجش وابستگی هویت کالبدی محله اوین با میزان انسجام اجتماعی موجود در محله است. این تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی می باشد که به صورت پیمایشی در جامعه نمونه¬ای به حجم 95 نفر انجام شده است. محله اوین با قدمتی بیش از هزار سال و تمدنی اصیل در پهنه یک محیط شهری، تحت تاثیر شرایطی، هویت کالبدی و میزان تعلقات مکانی ساکنین آن دچار تحول شده است. در این پژوهش جهت سنجش میزان وابستگی هویت کالبدی و انسجام اجتماعی از روشهای تی-تست و آزمون اسپیرمن استفاده شده که نتیجه تحقیق کاهش هویت کالبدی در محله اوین و متعاقبا گسستگی و سردی روابط اجتماعی و انسجامات محلی، در محیط محله را نشان میدهد، بنابراین رابطه تنگاتنگی بین دو متغییر مورد مطالعه وجود دارد.

 

مقدمه:

پرسش هویت به ویژه در طی چند دهه ی اخیر بی گمان یکی از مهم ترین سوالات در حوزه علوم انسانی می باشد (رحیم زاده،1372 ،261). برخی از اندیشمندان هویت را با تاکید بر«وجه تشخص» تعریف کرده اند نظیر آنچه که شیخاوندی ارائه نموده است: «هویت مبین مجموعه خصایصی است که امکان تعریف صریح یک شی یا یک شخص را فراهم می آورد» (شیخاوندی،1380، 9). اما زمانی که از هویت یک شهر سخن به میان می آید در خط فکری و تصویر ذهنی ما از این اصطلاح، یکسری ویژگی ها خودنمایی می کند که نشان دهنده شهر مورد نظر ماست ( R. BRACE HULL, MARK LAM, GABIELA VIGO, 1994). اصولا هویت یک پدیده، امری انتزاعی و جدا از سایر موضوعات مرتبط با آن پدیده نیست و هویت یک محله، با موضوعات بسیاری از جمله: با ساکنین محله، باورها، شیوه زیست، آرمان، فرهنگ، جهان بینی و... مرتبط و غیر قابل تفکیک است. محله شهری که خود یک سیستم مستقل کالبدی در قالب شهر ایرانی است، در طی زمان و در فرایند شکل گیری خود با هویت مکانی حتی قوی تر از هویت شهری توانسته در انسجام بخشی شهر ایرانی نقشی اساسی را ایفا کند (باقری، 1388). هویت محله ای در گذشته نقشی موثر و زمینه¬ساز در روند مشارکتی مردم محله و انجام امور به صورت جمعی داشت. با تحلیلی بر ساختار شهری تهران، می توان به این نکته اشاره کرد که قبل از آغاز عصر مدرنیته و شروع تحولات بنیادین،بافت محلات شهر تهران به عنوان تبلور فضایی شرایط اجتماعی اقتصادی جامعه،از انسجام و همگنی خاصی بر خوردار بوده است. گسسته شدن محلات و پیدایی فضای جدید شهری با معماریبیگانه با فرهنگ بومی، در واقع تبلور فضایی تغییرات مزبور در اوضاع اقتصادی اجتماعی می باشد. تغییرات در ابعاد فیزیکی محلات شهری تهران از جمله محله اوین، تاثیر مستقیمی بر روابط اجتماعی و رفتار ساکنین محلات گذاشت به گونه ای که میتوان آثار آن را در کاهش حس تعلق به مکان جستجو نمود. امروزه در طراحی محلات باید به گونه ای عمل کرد که حس مشارکت ساکنان محله که در گرو وجود احساس تعلق به فضای محله است، تقویت شود؛ احساسی که در گذشته بسیار شدید بوده و امکان ملاقات و حس همبستگی در محله این احساس را تقویت می کرده است (رفیع-زاده،15،1388). در این پژوهش به معرفی معیارهای شناخت هویت کالبدی و انسجام اجتماعی پرداخته شده است، هویتی که امروزه کمتر مورد توجه قرار گرفته است و این امر به کاهش حس تعلقات مکانی انجامیده است. جهت گریز از مشکلات و معضلات شهری و محله¬ای و تقویت انسجام و همدلی بیشتر میان ساکنین محله، نیاز است که این بعد از هویت محله ای تقویت شود.پژوهشهایی این چنین منجر به شناخت هرچه عمیقتر روابط میان هویتهای محله ای و دیگر شاخصهای کارکردی محله خواهد شد.

 

فهرست مطالب:

هویت کالبدی و انسجام اجتماعی

مقدمه

مبانی نظری

هویت کالبدی

محله

انسجام اجتماعی

اهداف و سوال و فرضیه تحقیق

روش تحقیق

معرفی منطقه مورد مطالعه

متغییرهای تحقیق، گونه¬های مربوطه و شاخص سازی آن

یافته های تحقیق

مشخصه های پاسخگویان

گویه های هویت کالبدی

انزجار مکانی

میزان تعلق مکانی

نگرش مردم به محله

تعهد در حفظ آثار تاریخی

آزمون فرضیه در جامعه

انسجام اجتماعی و مشارکت درون محله¬ای

نگرش مشارکتی شهروندان

میزان مشارکت

نتیجه گیری و پیشنهادات

بحث و نتیجه گیری

منابع

 

منابع و مأخذ:

ابوالحسنی، سید رحیم، تعیین و سنجش مولفه های هویت ایرانی، پژوهشکده تحقیقات استراتژیک، 1388

اختر محققی، مهدی؛ سرمایه اجتماعی، چاپ اول ، 1385،

 ازکیا، 1380:20، ازکیا، مصطفی. جامعه شناسی توسعه، تهران : نشر کلمه

افروغ، عماد « خرده فرهنگ ها، مشارکت و وفاق اجتماعی »، مجموعه مقالات وفاق اجتماعی و فرهنگ عموم، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

باقری، اشرف السادات، "مقایسه محلات شهری در گذشته و امروز"، مجموعه مقالات توسعه پایدار محله، جلد2، تهران 1388

پاکزاد، جهانشاه، "هویت ایرانی و این همانی با فضا"، نشریه صفه ، سال ششم، شماره 22-21، 1375

چپ من، دیوید، افرینش محلات و مکان ها در محیط انسان ساخت، ترجمه شهرزاد فریادی و منوچهر طبیبان، انتشارات دانشگاه تهران، 1384

چلبی، مسعود1381، بررسی تجربی نظام شخصیت در ایران، تهران: موسسه پژوهشی فرهنگ هنر و ارتباطات

چلبی، مسعود، جامعه شناسی نظم، تهران: نشر نی.1375

حاجیانی، ابراهیم. «تحلیل جامعه شناختی هویت ملی در ایران و طرح چند فرضیه». فصلنامه مطالعات ملی. 1379

حبیب، فرح، "رویکرد پایداری در متن شهرسازی"، نشریه علوم و تکنولوژی محیط زیست، دوره نهم، شماره1، 1386

حیاتی، عقیل، ارزیابی مولفه های هویت بخش محلات شهری ، پایان نامه دوره کارشناسی ارشد، دانگاه تربیت مدرس، 1389

ربانی، جعفر، "برنامه ریزی درسی و شکل گیری هویت"، دو فصلنامه تربیتی و روانشناسی، سال چهارم، شماره 1(پیابی7)، 1382

رحیم زاده،محمدرضا، "مفهوم هویت"، دومین کنگره تاریخ معماری و شهرسازی، 1372

رفیع زاده، ندا، "بررسی میزان تعلق در گروه¬های سنی ساکن محلات تهران"، مجموعه مقالات اولین همایش توسعه محله¬ای، چاپ اول،انتشارات طرح نو،1388

شیخاوندی، داور، ناسیونالیسم و هویت ایرانی، مرکز بازشناسی اسلام و ایران، تهران، 1380.

عبداللهی، محمد1382؛ مفهوم توسعه اجتماعی»، در مجموعه مقالات همایش سیاستها و مدیریت برنامه-های رشد و توسعه در ایران، تهران: موسسه عالی اموزش و پزوهش مدیریت و برنامه¬ریزی. پیران،پرویز 1382،جهانی سازی و توسعه اجتماعی، در مجموعه مقالات همایش سیاستها و مدیریت برنامه های رشد و توسعه در ایران، تهران: موسسه عالی اموزش و پزوهش مدیریت و برنامه¬ریزی.

قطبی، علی اکبر، "مفهوم هویت و معماری امروز ایران"، نشریه آیینه خیال، شماره 10، ص 78-83، 1378

کچوئیان، حسین،تطورات گفتمانهای هویتی ایران، تهران نشر نی، 1374

کلانتری، عبدالحسین و فرهادی، محمد؛ رادیو جماعتی و انسجام اجتماعی، فصلنامه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات،1386

گیدنز، انتونی، راه سوم بازسازی سوسیال دموکراسی، ترجمه منوچهر صبوری کاشانی، تهران، تیراژه، 1378

لینچ، کوین، تئوری شکل خوب شهر، ترجمه حسین بحرینی، انتشارات دانشگاه تهران، 1374

نوابخش، مهرداد ، نظری، جوادو ایدر، نبی الله، تبیین جامعه شناختی عوامل مؤثر بر انسجام اجتماعی در بین، فصلنامه تخصصی علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی- واحد شوشتر، سال سوم، پیش شماره هفتم، زمستان 1388

Cowan, Robert, 2005, The Dictionary of Urbanism, London, Street Wise Press.
Maria Lewitka, "Place attechment, place identity, and place memory; Restoring the forgotten city past".Journal of Environmental Psychology,2008-2009
McMalaing, D.W,and Chavis, 1986,sense of community:a deffiniction and theory, J.Commun. Psyehdy:6-230
Brace Hull, Mark Lam, Gabiela Vigo (1994) place identity: symbols of self in the urban fabric.landscape and urban planing,28,109.


دانلود با لینک مستقیم


پروژه بررسی انسجام اجتماعی و هویت کالبدی. doc

امام خمینی ودرس معارف به بشریت

اختصاصی از فی ژوو امام خمینی ودرس معارف به بشریت دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

امام خمینی ودرس معارف به بشریت


امام خمینی ودرس معارف به بشریت

امام خمینی ودرس معارف به بشریت

34 صفحه

نظریه های  دولت ، یکی  از مهمترین  مباحث  اندیشه  سیاسی  اسلام  معاصر می باشد. نگارنده  از این که بخش  اول  مقاله  نظریه های  دولت  در فقه  شیعه  چند روز پس  از انتشار مورد عنایت  و شایسته  نقد تشخیص  داده  شده  است ، خداوند را سپاسگزار است . و بحث  در این  زمینه  را قدمی  در طریق  اتقان و استحکام  مبانی  نظری  جمهوری  اسلامی  بشمار می آورد. هرچند دست یازیدن  نویسنده  ناشناس نامه  وارده  به  حربه  تهدید و ارعاب  در صدر و ذیل  آن ، بشدت  از اعتبار علمی  نقد کاسته  است . با اغماض  از این  نامهربانی ها، توضیحات  ذیل  را در پاسخ  اشکالات  مطروحه  لازم  می دانم . این  نکات در بخش  دوم  مقاله  به  تفصیل  مورد بحث  قرار خواهد گرفت . انشاالله 

در بخش  اول  مقاله ، «نظریه  ولایت  انتصابی  مطلقه  فقیهان » در کنار پنج  نظریه  فقهی  دیگر به اختصار معرفی  شده  است . در بخش  تطبیقی  از نقاط مشترک  و موارد افتراق  این  نظریه  با نظریه «ولایت  انتخابی  فقیه » سخن  رفته  است .

  1. . با توجه به  این که  امام  خمینی (ره ) در مسئله  ولایت  فقیه  در مواردی  به صراحت  از انتخاب سخن  گفته اند، آیا می توان  محور نظر حضرت  امام  را «نصب » قرار داد و نظریه  ایشان  را «ولایت انتصابی  فقیهان » دانست پاسخ  مثبت  است ، چرا که  تصریحات  ایشان  به  نظریه  انتصاب  چندین  برابر موارد محدود استناد به  انتخاب  می باشد. مهمترین  مستند رای  حضرت  امام  مکتوبات  فقهی  ایشان  یعنی  کتاب البیع  و حکومت  اسلامی  است  و رای  فقهی  ایشان  در کتب  یادشده  انتصاب  فقیه  عادل  از سوی  شارع مقدس می باشد.

دانلود با لینک مستقیم


امام خمینی ودرس معارف به بشریت