فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله کامل درباره حضور و نقش زنان در حکومت قائم آل محمد (عج)

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله کامل درباره حضور و نقش زنان در حکومت قائم آل محمد (عج) دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله کامل درباره حضور و نقش زنان در حکومت قائم آل محمد (عج)


دانلود مقاله کامل درباره حضور و نقش زنان در حکومت قائم آل محمد (عج)

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 24

 

مقدمه

با آفرینش زن برگ زرّینى به برگهاى زرّین عالم وجود افزوده شد. چرا که زن مظهر جمال و جلال خداوند بود که باید شناخته مى شد. این نور الهى از آغاز آفرینش تاکنون دورانهاى تلخ و شیرینى سپرى کرده است. گاه همراه با حرکت انبیاى الهى دوشادوش مردان صالح، از پیامبر زمان خود حمایت کرده است؛ همانند آسیه همسر فرعون که در هیچ حال دست از دین خدا و پیامبر زمانش(حضرت موسی) برنداشت ودر این راه به بدترین شکنجه ها گرفتار شد .

زنان اولین کسانى اند که افتخار آموزگارى بشر را به عهده گرفته اند و دامانشان کانون شکل گیرى تمام فضیلت ها است. زیرا با عطوفت و صبر در برابر تربیت فرزند بهترین و سازنده ترین نقش تربیتى را بر عهده دارند در قرآن کریم در موارد بسیارى از این گوهر تابناک یاد شده است. سوره اى در قرآن به نام زنان (نساء) و سوره اى به نام یک زن (مریم) است. در برخى از سوره هاى دیگر نیز ماجراهاى زنان مؤمن و فداکار ذکر شده .

امروز شما بانوان همانند بسیارى از مردم به آینده مى اندیشید؛ به یک انقلاب جهانى و یک حکومت موعود، که چگونه در برابر قدرتهاى بزرگ غلبه پیدا مى کند! آیا برنامه هاى او چیست؟ چه کسانى با او همکارى مى کنند و زنان در آن زمان چه نقشى دارند؟ ما در این نوشتار کوتاه نقش زنان در ایام ظهور امام زمان (عج) را مورد بررسى قرار مى دهیم :

رفتار غیرانسانى مردم جاهلیت پیش از اسلام با زنان و دختران چیزى نیست که بر کسى پوشیده باشد.در آن روزگار زن یک کالاى بى ارزش شناخته و در بازار برده فروشان عرضه مى شد. دختران به بدترین شیوه زنده به گور مى شدند ، از خود هیچ اراده و اختیارى، حتى حق زندگى شرافتمندانه، نداشتند. در چنین عصرى پیامبر رحمت به دستور پروردگار بارقه امید و چراغ زندگى در دلهاى مأیوس آن ستمدیدگان روشن ساخت و پیوسته با گفتار و رفتار خود در زدودن افکار جاهلیت و بازگرداندن شخصیت به زنان سعى وافر نمود. بخشى از این تلاش هاى خالصانه زنان در دوران پیامبر (ص) و على (ع) را مى توان در زندگى خدیجه کبرى (س) یافت. او اولین زن مسلمان بود که ثروت انبوه خود را در راه اسلام مصرف کرد. نیز دخت پیامبر (ص) بانوى عالم هستى، بهترین نقش را در حفظ اسلام ایفا کرد و سرانجام در راه دفاع از ولایت و امامت شهید گشت . افزون بر این، در صدر اسلام عده زیادى از زنان به همراه پیامبر در صحنه نبرد شرکت مى کردند و به مداوای مجروحان و سرپرستى بیماران می پرداختند که به عنوان مثال می توان به ام عطیه ، ام ابیه ، ام ایمن اشاره کرد.

حال سزاوار است بدانیم زنان در حکومت قائم آل محمد (عج) چه مى کنند؟ چه کسانى هستند؟ چند نفرند؟ از کجا مى آیند و چه مسؤولیتى بر عهده دارند؟ بر اساس برخى از روایات، حضور  و نقش این زنان از نظر زمان و موقعیت، سه گونه است:

الف: حضور پنجاه زن در بین یاران امام (عج) :

 اولین گروه از زنـانى کـه به محضر امام زمان (عج) مى شتابند آنهایند که در آن ایّام مى زیسته اند و همانند دیگر یاران امام (عج) به هنگام ظهور در حرم امن الهى به خدمت امام (عج) مى رسند. جابربن یزید جعفى، ضمن حدیث مفصلى از امام باقر (ع) در بیان برخى نشانه هاى ظهور نقل کرده که: «به خدا سوگند، سیصد و سیزده نفر مى آیند که پنجاه نفر از این عده زن هستند که بدون هیچ قرار قبلى در مکه کنار یکدیگر جمع خواهند شد. این است معناى آیه شریفه: « هر جا باشید خداوند همه شما را حاضر مى کند. زیرا او بر هر کارى توانا است». نکته شگفت در این روایت این است که مى فرماید: سیصد و سیزده مرد گرد آیند که پنجاه نفر ایشان زن هستند!این چند نفر در زمره همان سیصد و سیزده نفر هستند. زیرا امام (ع) مى فرماید: «فیهم». یعنى در این عده پنجاه زن مى باشد. اگر مقصود همراهىِ خارج از این عده بود امام مى فرمود: «معهم»، نه اینکه بفرماید «فیهم». زیرا این سیصد و سیزده نفر مانند عدد اصحاب بدر برشمرده شده اند و همه یاران و فرماندهان عالى رتبه و از نظر مقام و قدرت در حد بسیار بالایى هستند که برخى با ابر جا به جا مى شوند و اینها بدون شک با بقیه مردم آن زمان فرق بسیار دارند. بنا بر این اگر بگوییم آنها جزو همان سیصد و سیزده نفر هستند رتبه و موقعیت ویژه قائل شده و اگر در زمره یاران دیگر حضرت هستند از امتیاز کمترى برخوردارند .

ب: زنان آسمانى : دسته دوم چهارصد بانوى برگزیده هستند که خداوند براى حکومت جهانى حضرت ولى عصر (عج) در آسمان ذخیره کرده است و با ظهور آن حضرت به همراه حضرت عیسى (ع) به زمین مى آیند. ابوهریره از پیامبر (ص) روایت کرده که: «عیسى بن مریم به همراه هشتصد مرد و چهارصد زن از بهترین و شایسته ترین افراد روى زمین فرود خواهد آمد.

ج: رجعت زنان: سومین گروه یاوران امام زمان بانوان پرهیزکارى هستند که پیش از ظهور بقیة الله رحلت کرده اند. به ایشان گفته مى شود امام تو ظاهر گشته است، اگر مایلى مى توانى حضور داشته باشى. آنان نیز به اراده پروردگار زنده خواهند شد. رجعت زنان مربوط به گروه خاصى نیست و هر بانویى خود را با خواسته ها و شرایط زندگى در حکومت مهدى آل محمد (عج) تطبیق دهد ممکن است در آینده از رحمت خداوندى بهره مند گشته، براى یارى امام زنده شود. یکى از آن شرایط خواندن دعاى عهد است که در فرد ، نوعى آمادگى براى پذیرش حکومت آخرین ذخیره الهى ایجاد مى کند. به فرموده امام صادق (عج) : هر که چهل صبح دعاى عهد را بخواند از یاوران قائم ما باشد و اگر هم پیش از ظهور آن حضرت از دنیا برود خداوند او را از قبر بیرون آورد تا در خدمت آن حضرت باشد...

خلاصه:

زنان که نیمی از پیکر اجتماع را تشکیل میدهند، در هر دورهای وظایف خاصی را بر عهده داشتهاند. در این میان این نکته به ذهن میآید که چرا در دوران ولایت امیرالمؤمنین(ع) از مردان بیشتر سخن گفته میشود و هیچ گفتهای در مورد حضور زنان مطرح نمیگردد. این در حالی است که بیشترین و متنوعترین حضور زنان را در عصر ولایت داشتیم. نقش زنان

شیعی در عصر امیرالمؤمنین(ع) را به سه دسته مهم میتوان تقسیم کرد:

منظومهء سبز ولایت و امامت!

تاریخ حق و عدالت شیعهء آل محمد(ص)؛ در فرهنگی از شهادت و شکوفایی، مشحون از فلسفه ها و حماسه هاست؛ فلسفه ها و حماسه هایی که در گوناگونی زمانپذیر و فراگیر فهم و فضیلت، از اندیشه های آسمانی امامان دین برخاسته و در نیابت از نبوت آسمانی رسول الله(ص) همچون گل و گلاب؛ هر امامی در هرزمانی، برابر با مقتضای حال و احوال امت و ملت اسلام، موضع منطقی و مقتضی اتخاذ کرده و با جهاد و اجتهاد پویا و پیشتاز، راه رستگاری و پرهیزگاری را برای جامعه و جهان رقم زده، حلقهء نگین خاتمیت محمد(ص) را منظومهء سبز ولایت و وصایت گشته، در آسمان بلند عشق و علم، به امامت و سیادت ایستاده اند!
امام علی ابن ابیطالب(ع)؛ که 10سال پیش از بعثت در مکه به دنیا آمد، در بیست و سه سال جهاد و جانبازی خالصانهء دعوت در راه خداو رسول الله، اسطورهء قهرمانی و شکست ناپذیری زمانه و روزگار شد؛ در سی سال زندگی بعد از پیامبر(ص)، در جبههء مبارزه با منیت و انانیت نفس اماره، چه در دورهء غربت و خانه نشینی و چه در دورهء خلافت و زمامداری، الگوی برین و برترین تاریخ گشت و جهاد اکبر با هواها و هوسهای نام و مقام را پیروز و دینفروز، به پایان رساند؛ تا در سال چهلم هجری، به سن 63 سالگی در کوفه با پیشانی پرخون و گلگون، از سجادهء نماز در محراب عشق و عرفان حق، به خدا پیوست و عطرعظمت و ضرورت نماز و نیاز با خدا را، ابد تا ابد بر بستر تاریخ به جریان و جولان گذاشت!

امام حسن ابن علی(ع)؛ سال سوم هجری در مدینه متولد شد و در دوران خطیر و نفسگیری که شمشیرهای شکستهء شرک در چهرهء دین، بی نیام شده و میراث اعظم پیامبر دین و خلفای راشدینش را به تهاجم گرفته بودند و با رویارویی دو دریای امت از شام و عراق، اسلام در شطی از شمشیرهای شعله ور، غرق شده و پیکرهء پیروز وحدت مسلمین پاره پاره بر نیزه های جنگ و نیرنگ بالا می رفت و برباد می شد، ندای صلح سرداد و با پشت پازدن بر تخت و تاج نام و مقام، از ریختن خون مسلم به دست مسلم، جلوگیری نمود و با تکیه بر درایت و کیاست معنوی امامت، خواب های طلایی و طولانی شرک و کفر را نقش برآب کرد و اسلام و مسملمانان را از نطع خون و خطر، نجات داد و بعد از 10 سال امامت در سال پنجاهم هجری به عمر 47 سالگی، در کبودایی از زهرجفا جان داد و در بقیع غربت و غم غروب کرد.

امام حسین ابن علی(ع)؛ مولود شریف سوم شعبان سال چهارم هجری، وقتی احساس کرد که تازه نهال شکسته و افسردهء دین در توفان انحراف و استبداد، آب خون می خواهد و برای بیدارکردن امت بی تفاوت اسلام از خواب گران بیخودی و خارج کردن خلافت اسلام از چنگ میگساران منحرف اموی، جز ریختن خون و دادن جانش، هیچ راه دیگری نیست، پس از ده سال امامت، با حماسهء کربلا و عاشورایش در سن 57 سالگی، در نیمه روز تشنه و تفیتدهء تف، نمایش شکوهمندی از جانبازی و خونفشانی را در سال شصت و یکم هجری به راه انداخت و زمین را زیرپای ظلم و ستم لرزاند و رشته های دیرینهء آل سفیان را پنبه و پاره پاره کرد؛ هرگوشه و زاویه ای از جهان اسلام که خبر شهادت فرزند پیغمبر و جگرگوشهء فاطمهء زهرا(س) و علی مر تضی(ع) را شنیدند، تا اعماق از ریشه تکان خوردند و از خود پرسیدند چه فاجعه یی، دین پیغمبر را فراگرفته که حسین فرزند پیغمبر(ص)، اینگونه به قیام و قیامت برخاسته و با شهادت خود و جوانانش و با اسارت زنان و دخترانش، غربت دین و غباوت مسلمین را فریاد کرده و همگان را به یاری فراخوانده و خود در خون شناور شده است!؟
امام علی ابن الحسین، سید سجاد، زین العابدین(ع)؛ در سال38 هجری در مدینه به دنیا آمد و در شرایطی که از شمشیرهای بنی امیه خون می چکید و سپاه شام سرزمین اسلام را وجب به وجب نیزه و تازیانه فرش کرده بود و گزمه ها و دشنه ها هرکوی و برزنی را زیر نظر داشتند و از بیم خونخواهان حسین(ع)، هر جمعیتی بیش از پنج نفر را سرکوب و پراکنده می کردند و سپاه سرکش یزید، درین راستا مسجدالنبی(ص) را طویلهء اسپهای شان ساخته، سه روز، زنان و دختران مردم را برای خود حلال اعلام نموده، حرمت حرم دین را زیر پاکرده بودند، و مردم را مجال نفس کشیدن نمی دادند؛ با رویکرد از مبارزهء رویارو با شمشیر، به نهادینه سازی عرفان دینی و عشق معنوی در دلها و جانهای امت اسلامی، پرداخت و با تفسیر رویدادهای زمان و پی ریزی مفاهیم بنیادی دین در هیئت دعا، ارزشهای دینی و فضیلت های انسانی را جرعه جرعه به خورد جامعه و مردم داد و در سی وپنج سال امامت خود، دلها و اندیشه هارا با معرفت دینی و حریت محمدی، آشنا نمود و نسبت به زشتی ها و پلشتی های ظلم و ستم اموی، بیدار و هوشیار کرد؛ و بالاخره خود با دنیایی از اشک و الم بعد از 35 سال امامت، در سال 95 هجری به عمر 57 سالگی توسط ولید ابن عبدالملک اموی، به شهادت رسید و در مدینه مدفون شد!
امام محمد باقر(ع)؛ با تولد در سال 57 هجری در مدینه، و 19 سال امامت خود، در گیرو دار غرور و تکبر آل امیه و مروان از یکسو، و عصیان و طغیان عباسیان از سوی دیگر؛ که سایهء ساطور و سانسور، اندکی از سرشان برداشته شده و دو رقیب نیرومند، در صف آرایی و سیافی خود سرگرم بودند و از فرزندان پیامبر(ص) احساس فراغت و امنیت داشتند، طرح مبارزهء بزرگ فکری و فرهنگی را ریخت و با تاسیس مراکز درس و بحث مفاهیم اسلامی و افتتاح باب علوم فقهی و کلامی در مدینه و مکهء آن روز، طی دو دههء فرصت و فراغت از عمر شریف خویش، پایه های فکری و ایدئولوژیکی مکتب اسلام را گذاشت و با تاسیس مکتب تفسیر قرآن و حدیث جدش پیغمبر(ص)، راه بحث و فحص چارچوب تفصیلی عقاید و احکام دینی را مشخص نمود؛ و هرچند ابراهیم ابن ولید اموی تحملش نتوانست و در سال114 هجری به شهادت رساند؛ اما در 57 سال عمر شریفش، افق های وسیعی از اجتهاد و استنباط، فراروی مسلمانان بازکرد و با پویای و شکوفایی، "شکافندهء علوم" لقب گرفت!

امام جعفر صادق(ع)؛ در سال 83 هجری در مدینهء پیغمبر دیده به دنیا گشود و بر بستری از ایمان و اندیشه، زمانی امامت آل محمد(ص) را عهده دار شد که به اثر تلاشهای علمی و فکری پدرش امام محمد باقر(ع)، حلقه های گسترده یی از درس و بحث در میان امت، جا و پا گرفته و آوازهء رشد و شکوفایی علم و کلام عرب، خارج از مرزهای اسلام حتی یهود و نصاری را نیز به سوی خود کشانده تشنه و شیفتهء اندیشه و آرای تازه و نوشکفتهء اسلام محمد(ص) نموده بود؛ امام صادق(ع)، بعنوان میراثدار علم امامت آل محمد (ص)، به انکشاف مدارس علمی و ارتقای مباحث فقهی و کلامی پرداخت و گذشته از تفسیر قرآن و حدیث، و وضع و شرح احکام و گسترش دایرهء افکار از علوم دینی و فقهی به مباحث فلسفی و کلامی، روزنه های تازه یی، به روی علوم عقلی و تجربی نیز گشود و با تربیت شاگردان برجسته یی چون جابرابن حیان، هشام ابن حکم و...، تحول بزرگی در عرصهء علوم عقلی و تجربی آدمیان به وجود آورد و در نتیجه صدها دانشجوی تشنه و شیفته را برپای جلسات تعلیم و تلمیذ خود کشاند و به جای تکفیر و تفسیق، باب مباحثه و منطق را باز گذاشت و با شرح صدر و وسعت نظر، شخصاً به هرگونه اشکالات و شبهات داخلی و خارجی، پاسخ مستدل و مقنع داد و طی 34 سال امامت خود، اسلام را وارد مرحلهء تازه یی از خرد و عقلانیت نمود؛ و بالاخره درسال 148هجری پس از آنکه از وارد شدن در آلایش دستگاه قضاوت و خلافت عباسیان خودداری کرد، توسط منصور عباسی به شهادت رسید و به عمر 65 سالگی، در مدفن بقیع، آرام گرفت!

امام موسی کاظم(ع)؛ باولادت در سال 128 هجری، پس از آن به امامت رسید که شهرت علمی و آوازهء فکری و فقهی پدر گرامی اش امام صادق(ع)، جهانی شده بود، امام کاظم(ع)، در سایهء شمشیر عباسیان نوظهوری که به وراثت دروغین از محمد و آل محمد(ص) بر بنی امیه غلبه کرده و به مقام خلافت رسیده بودند، شرایط سخت و دشواری را رو به رو شد؛ یا باید وارد دستگاه فاسدعباسیان میشد و معنویت امامت و خلافت محمد (ص) را در لوث شهوت و مادیت آنها می آلود و از شر آنان در امان می ماند؛ یا راه پدرش امام صادق را با آن روشنی و نورافگنی علمی و فکری، می پیمود و هر خطری را می پذیرفت؛ در تخییر میان این دو دشواری، امام بالاخره راه دشوار دوری از دستگاه خلافت را برگزید و سرانجام با تحمل هفت سال زندان، توسط هارون عباسی در سال 183 هجری بعد از 35 سال امامت به شهادت رسید؛ اما هرگز انحراف عباسیان را با حضور خویش در خلافت پرزرق و برق آنان، صحه نگذاشت!
امام علی ابن موسی الرضا(ع)؛ به سال 148 در مدینه متولد شد و زمانی متصدی مقام امامت گشت که شمشیر عباسیان از هرسو امت اسلام را پیچیده و سانسور و اختناق، مراودات و ارتباطات دوستان و پیروانش را در اقصی نقاط جهان، محدود و محصور کرده بود. این ستم ها و سانسورها در آمیزه یی از فساد و انحراف، نفرت از عباسیان را در میان توده ها افزایش داده و ادامهء خلافت شان را با وجود امامان آل محمد(ص)، ناممکن کرده بود؛ بدین جهت، عباسیان بعنوان آخرین چاره، به همسویی امام علی الرضا با خود اندیشیدند و کوشیدند با وارد کردن ایشان در دستگاه خلافت خود، مقام منزه معنوی و ملکوتی امامت شیعه را مخدوش کنند و از خطر محبوبیت شان در افکار عامه، ایمن بمانند؛ بدین خاطر ولایت عهدی خویش را به امام رضا(ع)، تحمیل کردند و وی را ظاهراً آزاد و در حقیقت، تحت الحفظ از عربستان به خراسان آوردند؛ اما، امام در مسیر راه تا رسیدن به در بار آل عباس در خراسان، به هر قریه و قبیله یی از امت که پا گذاشت، اصول فکری و خط مشی مستقل معنوی خویش را درجدایی از دستگاه انحرافی عباسی، اعلام داشت و در خراسان هم، مدتی که در دربار زیست، در فرامین و تصامیم امارتی و خلافتی، دخالت نکرد و در نتیجه میزان مراجعات مردم و افزایش معنویت و محبوبیت ایشان افزوده گشت تا بالاخره بعد از 20 سال امامت، در سال 203 هجری برای مامون عباسی، تحمل ناپذیر شد و به سن 55 سالگی در سرزمین طوس، مسموم و مقتول گشت.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کامل درباره حضور و نقش زنان در حکومت قائم آل محمد (عج)

دانلود مقاله کامل درباره تفاوت مکتب اخلاقی اسلام با مکتب توصیه گرا

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله کامل درباره تفاوت مکتب اخلاقی اسلام با مکتب توصیه گرا دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله کامل درباره تفاوت مکتب اخلاقی اسلام با مکتب توصیه گرا


دانلود مقاله کامل درباره تفاوت مکتب اخلاقی اسلام با مکتب توصیه گرا

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 8
فهرست و توضیحات:

تفاوت مکتب اخلاقی اسلام با مکتب توصیه گرا

مکتب توصیه گرا

مکتب اخلاقی اسلام

اسلام و ضمانت اجرا 

گوشه ای از امتیازات اخلاقی اسلام

ثبات ارزش ها

جهانی بودن

اعتدال

نقش عبادات در تزکیه اخلاق 

 

مکتب توصیه گرا

در موضوع اخلاق و فلسفه اخلاق در طول تاریخ، مکاتب و دیدگاه های بسیار متعدد و متنوعی از سوی اندیشمندان و فیلسوفان شرق و غرب پدید آمده است. بسیاری از فیلسوفان از روزگار یونان باستان تا عصر حاضر، همواره کوشیده و می کوشند تا متناسب با مبانی فکری و فلسفی خود، نظامی اخلاقی ارائه دهند. این مکاتب و نظام های اخلاقی از سوی نویسندگان مختلف ، به گونه های متفاوت دسته بندی و تنظیم شده اند. لطفا در این زمینه به برخی از مهمترین دسته بندی های انجام گرفته اشاره نمایید.

اولین دسته بندی مفاهیم و جمله های اخلاقی، دسته بندی تاریخی است. به این طریق که برخی از نویسندگان در بررسی مکاتب اخلاقی توالی و تعاقب تاریخی آنها را مورد توجه قرار داده اند . به این صورت که معمولا از نظریه اخلاقی سقراط شروع کرده و سپس به ترتیب به بررسی نظریات اخلاقی افلاطون، ارسطو و سایر شاگردان و پیروان سقراط پرداخته و به همین ترتیب پس از بیان نظریات و مکاتب اخلاقی یونان باستان به بررسی اخلاق مسیحی و اندیشمندان بزرگ قرون وسطی مبادرت ورزیده اند و در نهایت به بررسی نظریات اخلاقی دوران جدید می رسند. به عنوان مثال می توان به کتاب تاریخچه فلسفه اخلاق مک اینتایر، یکی از مشهورترین فیلسوفان اخلاقی معاصر، اشاره کرد که آقای انشا الله رحمتی آن را ترجمه و توسط انتشارات حکمت به چاپ رسیده است. دیگر تقسیم که به نظر می رسد بهترین و معروفترین تقسیم درباره مفاهیم و جمله های اخلاقی باشد، تقسیم به توصیفی و غیرتوصیفی است. معتقدان به نظریه توصیفیDescriptive( برای جمله های اخلاقی ویژگی خبری و گزارش از عالم واقع قائل هستند. به نظریه توصیفی، شناختی cognitive( و واقعی factual( هم گفته می شود. معتقدان به نظریه های غیرتوصیفی  non -Descriptive( قائلند که جمله های اخلاقی از عالم خارج انسان خبر نمی دهند. به نظریه غیرتوصیفی، غیرشناختی  non -natural( هم گفته می شود. برخی از معتقدان نظریه های توصیفی، تحلیلی تجربی از مفاهیم و جمله های اخلاقی ارائه می دهند، یعنی مفاد آنها را اموری تجربه پذیر می دانند و بین جمله های اخلاقی و سایر گزاره های تجربی تفاوت ماهوی قائل نیستند. طبیعت گرایی naturalism( نام این گروه از نظریه های توصیفی است، که به سه دسته فرعی، زیست شناختی، روان شناختی و تکاملی تقسیم می شوند. مفاهیم اخلاقی در نوع زیست شناختی با استفاده از مفاهیم زیست شناسی و در نوع روان شناختی با استفاده از مفاهیم روان شناسی و در نوع تکاملی با استفاده از مفاهیم مربوط به تکامل و ترقی توضیح داده می شود.

گفتنی است برخی از نظریه های توصیفی در تحلیل و توضیح مفاهیم و جمله های اخلاقی از مفاهیم فلسفی سود می برند که به نظریه های فلسفی معروفند و برخی مفاد جمله های اخلاقی را امر و نهی یا میل و کراهت خداوند می دانند که به نظریه های الهیاتی معروفند. گاهی مجموع این سه دسته نظریه توصیفی، یعنی تجربی، فلسفی و الهیاتی، طبیعت گرا نامیده می شوند.

بنابراین طبیعت گرایی دو معنا دارد: یکی همان تحلیل تجربی (معنای خاص و دیگری تحلیل های تجربی، فلسفی و الهیاتی (معنی عام. استعمال طبیعت گرایی در معنای عام خود به تاریخ فلسفه مربوط است که یکی از پیشگامان فلسفه اخلاق یعنی آقای جرج ادوارد مور، تمام این سه گروه را متهم به ارتکاب مغالطه طبیعت گرایی کرده و باعث شد تامجموعه آنها به نام طبیعت گرایان معروف شوند و الا معنای طبیعت گرایی همان تحلیل تجربی مفاد جمله های اخلاقی است و تحلیل فلسفی یا الهیاتی را در بر نمی گیرد.
اما نظریه های غیر توصیفی که بر انکار اینکه نقش جمله های اخلاقی، اطلاع دادن از چیزی یا در توصیف آن مشترکند، این انکار به چه دلیل است؟

باید گفت این انکار از اعتقاد به دو حکم اساسی ریشه می گیرد: عقیده به اینکه احکام اخلاقی محرک انجام کاری هستند و اینکه هیچ حکم معرفتی خالص درباره عالم خارج نمی تواند محرک انجام کاری بشود، پس احکام اخلاقی نمی توانند فقط گزارشگر امور واقع باشند، بلکه اخلاقی بودن آنها به چیز دیگری از قبیل بیان احساسات و یا امر و توصیه بستگی دارد.

برخی از این نظریه های غیر توصیفی، منکر دخالت هرگونه وجه معرفتی در احکام اخلاقی اند و نقش آنها را ابراز احساس یا افشای امر و نهی می دانند. برخی از اینها ضمن قبول بار معرفتی احکام اخلاقی، معتقدند اخلاقی بودن حکم، به وجه غیرشناختی آن بستگی دارد. خلاصه اینکه نقش جمله های اخلاقی در نظریه های غیرشناختی چیزی غیر از خبر از عالم واقع است و به همین دلیل مفاد آنها با جمله های خبری علمی یا فلسفی ارتباط منطقی ندارد.

باتوجه به ملاکی که شما برای دسته بندی نظریات اخلاقی بیان کردید آیا پاره ای از این نظریات را براساس مدل توضیح داده شده تقریر می نمایید؟

اگر ما به ملاک توصیفی و غیرتوصیفی بودن نظریه های مختلف در باب مفاهیم و جمله های اخلاقی دقت نماییم متوجه می شویم آن دسته از مکاتب و نظریاتی که احکام و جملات اخلاقی را از سنخ جملات انشایی دانسته و بدین ترتیب آنها را از چرخه احکام و قضایای واقعی که قابلیت صدق و کذب را داشته باشند در ذیل مکاتب و نظریات غیرتوصیفی و یا غیر واقع گرا جای می دهد. براین اساس نظریاتی مانند احساس گرایی، توصیه گرایی، جامعه گرایی، قراردادگرایی و نظریه امر الهی یا حسن و قبح شرعی نظریاتی غیر توصیفی هستند.
    نظریه احساس گرایی و توصیه گرایی که دو نظریه غالب نظریات غیر توصیفی هستند، هریک را می توان این گونه تقریر نمود: احساس گرایی که در قول آقای آیر دیده می شود نقش احکام و مفاهیم اخلاقی را تا حد اصوات تنزل می دهد. بهترین استدلال احساس گرایان این است - که البته نقدهای فراوانی بر این استدلال وارد است - که هر گزاره و قضیه باید از نوع تجربی باشد تا علی الاصول بتوان صدق و کذب آن را براساس ملاحضات تجربی معلوم کرد و یا از نوع تحلیلی - مربوط به روابط و نسبت های مفهومی -، در حالی که جمله های اخلاقی هیچ یک از آن دو نیستند و از این رو گزاره و قضیه نبوده و نقش آ نها ابراز احساسات متکلم و انگیزش عواطف مشابه در مخاطب است. توصیه گرایی که مدافع اصلی اش هیر است بیان می دارد که کارکرد احکام اخلاقی مشابه اوامر و نواهی است - توصیه انجام کاری - مکاتب واقع گرا یا توصیفی را در یک تقسیم بندی می توان به دو دسته تقسیم نمود: مکاتبی که واقعیت احکام و قضایای اخلاقی را واقعیت های طبیعی می دانند و مکاتبی که واقعیت آنها را در امور متافیزیکی و مابعدالطبیعی جستجو می کنند.

دسته اول که به واقع گرایی طبیعی نامبردار است شامل نظریاتی همچون: لذت گرایی، سودگرایی، دیگرگرایی یا عاطفه گرایی، قدرت گرایی و تطور گرایی، وجدان گرایی می شود.

دسته دوم که به واقع گرایی مابعدالطبیعی معروف است شامل: مکتب کلبی، مکتب رواقی، مکتب کانت، مکتب سعادت گرایی و مکتب اخلاقی اسلام می شود

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کامل درباره تفاوت مکتب اخلاقی اسلام با مکتب توصیه گرا

دانلود مقاله کامل درباره نقش زن در زمینه سازی ظهور

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله کامل درباره نقش زن در زمینه سازی ظهور دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله کامل درباره نقش زن در زمینه سازی ظهور


دانلود مقاله کامل درباره نقش زن در زمینه سازی ظهور

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه: 65

 

نقش زن در زمینه سازی ظهور

چکیده

همه انسان‌ها در برابر امام عصرِ خود مسئول هستند و برای زمینه‌سازی ظهور آن حضرت وظایفی را بر عهده دارند. زنان علاوه بر نقش عمومی که همه انسان‌ها عهده‌دار هستند، می‌توانند در مواردی به طور خاص ایفای نقش نموده و زمینه‌های ظهور را فراهم نمایند و این مسئله، اهمیت نقش زنان را در زمینه‌سازی ظهور روشن می‌نماید. برای دست‌یابی به این مهم، شناخت جایگاه زن در ابعاد مختلف لازم است تا بتوان در پرتو آن به چگونگی تأثیرگذاری زن در ابعاد گوناگون پرداخت.

در این نوشتار برای پاسخ‌گویی به کیفیت نقش زنان در زمینه‌سازی ظهور، ضمن استفاده از کتاب‌های روایی و تحلیلی، برای استفاده بهتر از نظرات موجود، با مراجعه به سایت‌های اینترنتی مرتبط با مهدویت و جست‌وجو در مقالات، فصلنامه‌ها و ... سعی شده است تا ارائه مطالب به صورت توصیفی ـ تحلیلی از پویایی هر چه بیشتر برخوردار گردد.

مقدمه

در دوران غیبت و پنهان زیستی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باورمندان مهدویّت دارای رسالت و مسئولیت خطیری می‌باشند. منتظران واقعی و راستین در جامعه منتظران جهت نیل به جامعه ایده‌آل مهدوی از پای ننشسته و با تلاش و کوشش مضاعف و با ارائه برنامه و راهکارهای تبلیغی، زمینه شوق و علاقه مردم را جهت درک ظهور و آمدن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دوچندان می‌کنند.

منتظران واقعی با اجرای دو مسئولیت در جامعه زمینة تحقق ظهور را تسهیل می‌نمایند، نخستین مسئولیت که شاید مهمترین نیز باشد همان خوداندیشی و خودسازی است؛ یعنی منتظِر واقعی قبل از آن‌که به فکر دیگران باشد (دگراندیشی داشته باشد) باید با احیای شاخصه های مهدی پسند و مزین شدن به خصال نیک و اخلاق اسلامی خود را در زمره یاران واقعی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار دهد. دومین مسئولیت بعد از خوداندیشی، دگراندیشی می‌باشد. در این مسئولیت، منتظِر واقعی با تبلیغ و اشاعه فرهنگ ناب مهدوی در میان منتظران، عشق و علاقه آنان را نسبت به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و ظهور او بر می‌انگیزاند و مردم را  نسبت به آمدن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و تشکیل حکومت جهانی تشنه و مشتاق می‌نماید. در این میان نقش زنان ـ که جمعیت انبوهی از مردم را تشکیل می‌دهند ـ نقش خطیر و مهمی است؛ زیرا قلمرو و نفوذ زنان در جامعه و ابعاد مختلف آن، دارای گستره وسیعی می‌باشد؛ یعنی علاوه بر جامعه، در خانواده و مدرسه و… جهت تربیت نسل منتظِر و پرورش یاران خاص حضرت، نقش بی‌نظیر و بی‌بدیلی را بر عهده دارند. از این رو زنان منتظِر به خاطر جایگاه مهم اجتماعی، و خانوادگی در صورت انجام صحیح مسئولیت، منتظران و جامعه منتظران را به سوی جامعه ایده‌آل مهدوی سوق خواهند داد.

زمینه‌سازی: مقدمه چینی، آماده ساختن استعداد و تهیه مقدمات برای منظوری را زمینه‌سازی گویند[1][1].

ظهور در لغت: آشکار شدن چیز پنهان[2][2]، پدیدار شدن و هویدایی را گویند[3][3]. ظهور در مباحث مهدویت به معنای ظاهر شدن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پس از زیستن طولانی، جهت برپایی حکومت عدل جهانی

است. نکته مهم در ظهور، مسبوق بودن آن به غیبت است.[4][4] نقش: کنایه از طرح تازه افکندن و صورت نو ظاهر ساختن می‌باشد.[5][5]

اجتماع در لغت: کاری که به اجتماع و به همگان بستگی داشته باشد، آن‌چه مربوط به گروهی که با هم زندگی می‌کنند، باشد[6][6].

اجتماع در اصطلاح، «در گسترده‌ترین معنا، آن‌گونه که در مورد انسان‌ها به کار برده می‌شود، هر نوع رفتار یا نگرشی است که از طریق تجربة حال یا گذشته از رفتار سایر مردم (مستقیم یا نامستقیم) تأثیر

پذیرفته باشد، یا اشاره به رفتاری است که به سوی مردم جهت‌گیری شده باشد.[7][7]

فرهنگی در لغت: به چیزی گفته می‌شود که منسوب به فرهنگ باشد و فرهنگ به معنای دانش، علم، معرفت و یا مجموعة آداب و رسوم گفته می‌شود[8][8] .

فرهنگ در اصطلاح، «شامل الگوهایی است؛ آشکار و نا آشکار از رفتار و برای رفتار که به واسطة نمادها حاصل می‌شود و انتقال می‌یابد؛ نمادهایی که دست‌آوردهای متمایز گروه‌های انسانی و از جمله تجسم‌های آنها را در کار ساخت تشکیل می‌دهند. هستة اصلی فرهنگ، شامل عقاید سنتی و به خصوص ارزش‌های وابسته به آنهاست».[9][9]

سیاسی در لغت: «منسوب به سیاست؛ و سیاست، حکم راندن به رعیت و اداره کرن امور مملکت و حکومت کردن را گویند».[10][10]

سیاست در اصطلاح، «یک برنامة پیش اندیشید‌نی برای هدف‌ها و طرز عمل‌هاست. فرایند سیاست، عبارت است از ضابطه‌مندی، اعلام و به کار بستن تقاضاها و چشم‌داشت‌ها».[11][11]

اقتصادی در لغت: «منسوب به اقتصاد»[12][12] را گویند.

اقتصاد در اصطلاح، این‌گونه تعریف شده است: «علم اقتصاد، رفتار انسان را در ارتباط با وسایل کمیاب که موارد استعمال گوناگون دارند، به اهداف معین، هم‌چون حداکثر کردن درآمد، مطالعه می‌کند و این مطالعه معمولاً با به کارگیری داده‌های قیمت درمقایسه، انجام می‌شود. اما انتخاب میان اهداف

معین معمولاً مستلزم انتخاب میان ارزش‌ها و سیاست‌های اجتماعی است».[13][13]

  1. دیدگاه‌ها در مورد زمینه‌سازی

در روایات اسلامی، مطالب بسیاری درمورد انتظار و فرج آمده و به منزلة بهترین اعمال معرفی گردیده است.

رسول گرامی اسلام صل الله علیه و آله و سلم می‌فرماید: بهترین اعمال امت من، انتظار فرج (گشایش) خداوند عزوجل است. [14][14]

هم‌چنین فرموده‌اند: بهترین عبادت، انتظار فرج است. [15][15]

برداشت‌های متفاوت از مفهوم انتظار، موجب گردیده تا نظرات متفاوت و متضاد رخ بنماید و بر اساس این برداشت‌ها، تکالیف متفاوتی ارائه شود. برای روشن‌شدن وظیفة شیعیان و منتظران واقعی حضرت، بررسی نظریات و دیدگاه‌ها و در نهایت روش صحیح آن ضروری به نظرمی‌رسد.

1 ـ 1. زمینه‌سازی منفی

عده‌ای انتظار فرج را به این معنا دانسته‌اند که جامعه بایستی به حال خود رها شود و نباید به فساد آن توجهی نشان داد تا زمینة ظهور ـ که دنیایی پر از ظلم و فساد است ـ فراهم آید. عده‌ای فراتر از این عقیده معتقدند نه تنها نباید جلوی فساد و گناهان را گرفت، بلکه بایستی به آنها دامن زد تا هر چه بیشتر زمینة ظهور حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف فراهم آید.[16][16]

این انتظار همواره مورد مذمّت و سرزنش قرار گرفته است؛ چرا که منجر به تعطیل شدن حدود و مقررات اسلامی گشته و با موازین اسلامی و قرآنی سازگاری ندارد.[17][17]

2 ـ 1. عدم زمینه‌سازی

برخی با تمسک به بعضی روایات، مانند «هر علم و پرچمی قبل از ظهور قائم، باطل است»، هرگونه زمینه‌سازی و تشکیل حکومت را باطل و بر خلاف اسلام می‌دانند و آن را در راستای بسته شدن باب مهدویت برشمرده‌اند.

از این جمله می‌توان به انجمن حجتیه اشاره نمود که به وسیلة شیخ محمود ذاکر زادة تولایی، معروف به شیخ محمود حلبی (1279 ـ 1376ه ـ .ش) تأسیس شد و پس از انقلاب اسلامی نیز به دلیل تضاد افکار آنان با انقلاب اسلامی، نه تنها با آن همکاری نکردند، بلکه در مواردی با آن مقابله نیز می‌کردند.

این گروه در پی سخنرانی حضرت امام خمینی قدس سره مبنی بر مذمت کسانی‌که معتقد به زیاد شدن فساد برای ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بودند طبق بیانیه‌ای به طور رسمی انحلال خود را اعلام کرد.[18][18]

این گروه هیچ مسئولیتی را متوجه مردم نمی‌دانند، بلکه تنها، دعا را برای ظهور حجت، لازم می‌دانند.

3 ـ 1. زمینه‌سازی مثبت

«زمینه‌سازی مثبت» را باید در معنای «انتظار سازنده» جست‌وجو نمود. انتظار سازنده، همان انتظار راستینی است که به عنوان «با فضیلت‌ترین عبادت» یاد شده است[19][19].

در طول یازده سده غیبت کبری امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف درخشان‌ترین چهره‌ای که به این «انتظارسازنده و زمینه‌سازی مثبت» جلوة خاص بخشیده است، حضرت امام خمینی قدس سره ربوده که با طرح اندیشة حکومت اسلامی در عصر غیبت، به «انتظار»، معنا و مفهوم تازه‌ای بخشید. ایشان ضمن مقابله با دیدگاه‌هایی که انتظار را «تن دادن به وضع موجود» می‌دانستند، فرمودند: انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا کند و مقدمات ظهور، ان‌شاءا... تهیه شود.[20][20] هم‌چنین ایشان معتقد بودند، با گسترش اسلام راستین در جهان و مبارزه با جهان‌خواران، باید زمینة ظهور منجی موعود را فراهم نمود.[21][21]

مهم‌ترین تفاوت بین مکاتب دینی و غیردینی، امید به آینده‌ای روشن است که در افراد، ایجاد انگیزة تحرک می‌نماید. تجلی این امید در مکتب تشیع در ظهور منجی موعود، مهدی صاحب‌الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده و تحرک به سوی آن در «انتظار سازنده» نهفته است.

بنابراین، انتظار به معنای «فراهم آوردن زمینه‌های ظهور، ظلم‌ستیزی به مقدار توان و آمادگی برای ظهور حضرت»[22][22] می‌باشد، این زمینه‌سازی به مثابه ضرورت اسلام و قرآن مطرح، و وظیفة تمام مسلمین می‌باشد. دلایل عقلی و نقلی، ما را به این صحیح رهنمون می‌سازد؛ زیرا مسلمانی که خود را پای‌بند احکام اسلام می‌داند، اجازه نمی‌دهد هیچ یک از آیات و روایاتی که دربارة امر به معروف و نهی‌ از منکر، حدود و دیات، جهاد، کمک به محرومان، چگونگی برخورد با ظلم و عدم تسلیم در برابر ستم و ... می‌باشند، تعطیل و عمل نشود[23][23].

  1. زمینه‌سازی و جایگاه زنان

زمینه‌سازی و آمادگی برای ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در روایات، بیان‌گر اهمیت نقش مردان و زنان مؤمن است.

رسول خدا می‌فرماید:[24][24] «گروهی از مردمِ مشرق، بیرون آمده برای ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف زمینه‌سازی می‌کنند، یعنی سلطنت ایشان را فراهم می‌سازند».[25][25]

به گواه دیگر روایات، ایرانیان نقش بزرگی در زمینه‌سازی ظهور حضرت دارند و این روایات، ضمن بشارت، هشداری به وظیفة سنگین ایران اسلامی نیز می‌باشد.

زمینه‌سازان انقلاب جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، منتظران راستینی هستند که در انتظار حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف روز شماری می‌کنند و در این زمینه، جنسیت معنایی ندارد؛ تنها تفاوت، به چگونگی کارآیی هر یک از مردان و زنان برمی‌گردد.

در نظام اسلامی، زن و مرد از نظر حقیقت وجودی یکسان هستند و ملاک برتری انسان‌ها در تقواست.[26][26] چنان‌که خداوند می‌فرماید: «گرامی‌ترین شما نزد خدا با تقواترین شماست»[27][27] و معیار پاداش انسان‌ها بر اساس عمل صالح است و تفاوتی بین زن و مرد نمی‌باشد.

هم‌چنین در جای دیگری می‌فرماید: «و هر کس کار شایسته کند ـ چه مرد باشد یا زن ـ در حالی که ایمان داشته باشد، در نتیجة آن داخل بهشت می‌شود».[28][28]

صرف‌نظر از حقیقت وجودی انسان‌ها، نمی‌توان تفاوت‌های ظاهری و جسمی و روانی مرد و زن را نادیده گرفت. هر یک طبق نظام خلقت، دارای جایگاه ویژه‌ای می‌باشند؛ بنابراین قراردادن هر یک در جایگاه صحیح خود موجب رشد و شکوفایی آنها می‌گردد.

آشنایی با وظایف منتظران واقعی و عمل به آنها در سطح افراد و جامعه، موجب اصلاح جامعه می‌گردد و مقدمات ظهور را مهیا می‌سازد و آگاهی لازم را در پیروان و یاران راستین او فراهم می‌آورد. بنابراین وظیفة هر مسلمان مدعی، حمایت ولایت است که با وظایف خود آشنا گردد و درصدد عمل به آنها برآید.

1 ـ 2. نقش زنان در تاریخ زندگی امام

مواردی که برای فرد منتظر برشمرده می‌شود، برای زن و مرد یکسان است. ولی آن‌جا که بحث چگونگی زمینه‌سازی پیش‌ می‌آید، زنان در زیر ساخت‌ها قرار می‌گیرند.

امام خمینی رحمه الله علیه دربارة زنان می‌فرمایند: «زن، مربی جامعه است. از دامن زن انسان پیدا می‌شود. مرحلة اول مرد و زن صحیح، از دامن زن است. مربی انسان‌ها، زن است».[29][29]

نقش زیربنایی زن در تولد و رشد صاحب‌الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف، مشهود است که از هنگام تکوین و تولد ایشان آغاز، و سپس با طی مراحل رشد، زمینه‌های امامت ایشان فراهم می‌گردد.

آمادگی نرجس خاتون برای همسری با امام حسن عسکری علیه السلام از آن جمله است که با تحمل سختی‌ها همراه بود. در حالی که نرجس خاتون در قصر پدر به عنوان ملکه، امکانات بسیاری در اختیار داشت. ولی دل‌بستگی او به امام حسن عسکری علیه السلام ـ که قطعاً از صفای دل او نشأت می‌گرفت ـ موجب شد تا رنج اسارت را بپذیرد و با حفاظت و صیانت از حریم خود به وصال یار برسد[30][30].

مرحلة دیگر زمینه‌سازی را می‌توان در پرورش نرجس خاتون نزد عمه بزرگوار[31][31] امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف جست‌وجو نمود؛ هنگامی که برای تعلیم آداب اسلامی از محضر آن بزرگوار استفاده می‌نمود؛ چرا که تکوین و رشد امام، علاوه بر صلب شامخ، نیازمند رحم پاک می‌باشد. و اینها بیان‌گر نقش اساسی زنان در زمینه‌سازی و مقدمات پیش از تکوین، هنگام حمل و سپس به دنیا آمدن امام می‌باشد که دور از چشم همگان، جز عده‌ای خواص صورت ‌پذیرفت.

با آغاز امامت امام در دوران غیبت صغری نیز مردم با مراجعه به مادر امام حسن عسکری علیه السلام که معروف به جده بود، به حل مشکلات خود می‌پرداختند و این مسئله، حضور زنان در زمینه‌های اجرایی را گوشزد می‌نماید.[32][32] بنابراین زنان قبل و بعد از غیبت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در عرصه‌های مختلف برای حضرت زمینه‌سازی می‌کردند و هم‌چنان این سیره ادامه دارد.

  1. محدوده زمینه‌سازی فردی

مؤمنین حقیقی کسانی هستند که ایمان آنها با عمل صالح پیوند خورده است. نمایان‌گر این مهم، بیان آیاتی است که در آنها حدود 49 بار عبارت  (الذین آمنوا ) و  (عملوا الصالحات ) در قرآن کریم، همراه هم آمده است. البته ایمان و عمل صالح بدون ولایت ائمه علیهم السلام و بیزاری از دشمنان آنها محقق نخواهد شد.

ابوبصیر بیان می‌کند: امام صادق علیه السلام روزی فرمود: آیا به شما در مورد چیزی خبر ندهم که خداوند عزوجل عملی از بندگان را بدون آن قبول نمی‌کند؟ گفتم: آری، فرمود: شهادت به این‌که جز خدای یگانه خدایی نیست و این‌که محمد صل الله علیه و آله و سلم بندة او و رسول اوست و اقرار بدآن‌چه خدا به آن امر نموده است و ولایت و دوستی ما و برائت و بیزاری از دشمنان ما، یعنی خصوص ما ائمه علیهم السلام و تسلیم ایشان شدن و ورع اجتهاد و طمأنینه و تلاش و انتظار قائم را داشتن.[33][33]

  1. حیطة شناخت که تجلی‌گاه بینش انسان‌ها می‌باشد؛ 2. حیطه عاطفه که گرایشات انسانی را جهت می‌بخشد؛ 3. حیطة رفتار که اعمال و کردار آدمی را شکل می‌دهد.

1 ـ 3. حیطه شناخت

اگر انسان خود را شناخت، به معرفت پروردگار نائل خواهد آمد و از جمله ویژگی‌های زمینه‌سازان ظهور، شناخت حقیقی خداوند متعال است. حضرت علی علیه السلام در این باره فرموده‌اند: «مردان مؤمنی که خدا را در کمال شایستگی شناخته‌اند و ایشان، یاوران مهدی در آخرالزمان‌اند.» [34][34]

پس از شناخت خدای متعال، شناخت حجت و امام او در روی زمین برای هدایت انسان‌ها از مهم‌ترین وظایف

مؤمنان محسوب می‌شود؛ چرا که «هر کس امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است».[35][35]

شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به سبب ویژگی‌های خاصی هم‌چون ولادت پنهان، زیست پنهان، امتحانات سخت و دشوار و ... از اهمیتی دو چندان برخوردار است.[36][36]

کسی که خود را مهیای ظهور حضرت می‌سازد درمرحلة اول با شناخت صحیح، انگیزة لازم ایمان و عمل صالح را به دست می‌آورد و این شناخت، زمینه‌ساز اقدامات بعدی در زمینة گرایشات و کردار فردی است.

کسب معرفت صحیح به دریافت عقلی افراد باز می‌گردد. البته باید توجه داشت مراد از عقل در این موارد، عقل اجتماعی و درکارهای اجرایی نیست که معمولاً برترین آن به مردان نسبت داده می‌شود؛ بلکه مراد، عقلی است که با آن به کسب کمالات پرداخته می‌شود و در این زمینه، مردان و زنان تفاوتی ندارند.[37][37]

بنابراین کسی که به شناخت و معرفت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ره نیابد، نشان‌گر آن است که خدای خود را نشناخته است و کسی که خدای خود را نشناسد، از دین گمراه گردیده است.[38][38] برای درک معرفت صحیح باید از خدای متعال کمک و یاری خواست[39][39] و چنان که خواهیم گفت ره یافتن زنان در این زمینه از طریق عاطفه و احساسات هموارتر است.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کامل درباره نقش زن در زمینه سازی ظهور

خیر مقدم کربلا 592

اختصاصی از فی ژوو خیر مقدم کربلا 592 دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

خیر مقدم کربلا 592


خیر مقدم کربلا 592

طرح لایه باز بنر خیرمقدم کربلا و عتبات ، مناسب برای چاپ بنر و افست، طراحی شده در فتوشاپ، در صورت باز نشدن طرح در فتوشاپ های ورژن پایین ، از ورژن CS5 به بعد استفاده نمایید.


دانلود با لینک مستقیم


خیر مقدم کربلا 592