فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله نقش معلم و آموزش و پرورش در سال همت مضاعف و کار مضاعف

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله نقش معلم و آموزش و پرورش در سال همت مضاعف و کار مضاعف دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

چکیده
در این مقاله سعی شده نقش آموزش و پرورش در به فعلیت رساندن استعدادهای معلم در جهت موفقیت در امر آموزش و پرورش فرزندان این مرز و بوم بررسی شود و راه کارهایی جهت نیل به این مقصود ارائه شده است.

 

کلید واژه ها:
آموزش و پرورش ، رهبر آموزشی، معلم، همت مضاعف و کار مضاعف دانش آموزان

 

 

 

 

 

 

 

 

 


مقدمه:
در گذشته بحث های زیادی در مورد ریشه ی آموزش و پرورش در جریان بود از جمله این که آیا این واژه از واژه ی «هدایت کردن» یا« تربیت کردن» مشتق شده است ولی امروزه ما می دانیم که« هدایت کردن» به معنی تربیت کردن نیز استفاده می شود یعنی هر دو واژه در هر یک از دیدگاه های متفاوت آموزش و پرورش به کار گرفته می شود.
« به یک معنا انسان موجودی عاقل است بنابراین بحث از تلقّی آموزش و پرورش به عنوان عامل عاقل ساختن انسان عجیب به نظر می رسد.» ( بارو، 1376،ص 111) بدیهی است وقتی مردم از ارتقای عقلانی یا عاقل ساختن کسی سخن می گویند، در معنا خواهان آنند که او بهتر بیندیشد و بسیاری از دست اندرکاران آموزش و پرورش چنین معانی را مرادف می کنند (همان ص 112)
برای بهتر اندیشیدن نیاز به محیطی مناسب و نیروی کار ویژه ای است که آموزش و پرورش در رأس آن قرار دارد و نحوه ی مدیریت مستقیم و یا با واسطه ی او ـ از طریق مدیران مدارس ـ تأثیر فوق العاده ای در پیشبرد این اهداف ، بلکه موفقیت دو چندان آن دارد و این همان همت مضاعف و نتیجه ی آن یعنی کار مضاعف است.
بیان مسأله: موفقیت نظام آموزشی کشور در گرو نیروی کار موفق که گردانندگان آینده ی این جامعه محسوب می شوند
این امر میسر نمی شود مگر با همت و تلاش هر چه بیشتر معلمان و پشتیبانی مسؤولان آموزش وپرورش و به طور کلی رهبران و مدیران آموزشی
رهبر آموزشی کیست؟ « رئیس آموزش و پرورش ، مدیر آموزشگاه، رئیس بخش یا هر رهبر رسمی دیگر را رهبر آموزشی می گویند. هر یک از این افراد به تفاوت قسمتی از وقت خود را صرف بهبود برنامه ی آموزشی آموزشگاه ها
می کند.»(وایلز، 1382، ص 26)
وظیفه ی مدیر و رهبر آموزشی چیست؟
« سازمان و تشکیلات اداری ، وسایل و تجهیزات، روابط بین کارکنان آموزشی و خدمات مربوط به رفاه معلم، تنها وسایلی هستند که بهترین امکانات را برای آموزش بهتر به وجود می آورند.
مدیریت آموزشی عبارت از یک کوشش تعلیم و تربیتی است که برای بهتر انجام دادن کار معلمی در خدمت معلمان قرار دارد.
همه ی معلمان برای انجام دادن کارهایی که صورت می دهند دارای استعداد فطری بیشتری هستند. عوامل بسیاری از قبیل عدم بینش کافی، تجارب تلخ گذشته، فشار نا مطلوب اجتماعی ، ناسازگاری در روابط انسانی، وضع نا مطلوب اداری و استخدامی و نابسندگی در ارزشیابی صحیح از کار معلم، مانع از این است که معلمان ، تمام توان و استعداد خود را در راه معلمی به کار بندند. وظیفه ی رهبر آموزشی در آموزشگاه، یاری به معلمان برای آزاد ساختن این نیروهای نهفته است(همان ، ص 9)
عواملی که می توانند به توسعه ی کار و افزایش کار آمدی در جامعه کمک نمایند:
آموزش و پروزش به عنوان رکن توسعه و مولد ترین بخش جامعه ، محسوب می شود. جامعه ی مدتی ابتدا در خانواده و آنگاه در آموزش و پرورش شکل می گیرد، البته خانواده نیز متأثر از آموزش و پرورش است، چرا که پدر و مادر خود پرورده ی آموزش و پرورش هستند. اگر ما بخواهیم به یک جامعه ی مدنی متعادل و انسانی برسیم، اول و آخر کار این است که به آموزش و پرورش بپردازیم(ماهنامه نگاه، 1376، ص 89).
پژوهش های متعدد نشان داده است که آموزش، بهره وری را افزایش می دهد (قاسمی پویا، 1380، ص 16)
توشیون کو یکی از بنیان گذاران ژاپن امروز، نقش سازنده و بارور کننده ی انسان و آموزش و پرورش را در توسعه ی اقتصادی و اجتماعی چنین بیان کرده است:
« ما نه هیچ منبع طبیعی داریم و نه قدرت نظامی، ما فقط یک منبع در اختیار داریم، ظرفیت ابداع مغزهایمان، این منبع پایان ناپذیر است. باید آن را بسط داد، تربیت کرد، تمرین داد، مجهز ساخت این قدرت دماغی خواه ناخواه در یک آینده ی نزدیک گران بهاترین و خلایق ترین ثروت مشترک همه ی بشریت خواهد شد.»
با توجه به این واقعیت که رشد ملی نه فقط به مدد منابع مالی بلکه بیشتر به یاری انسان های فرهیخته صورت می گیرد، نقش آموزش و پرورش بخصوص مدیران آموزشی در جهت شکوفایی هر چه بیشتر استعدادهای نهفته ی دانش آموزان (با واسطه ی معلمان) بیشتر آشکار می شود.
1) ایجاد محیط مناسب
اساسی ترین راه برای ایجاد محیط مناسب و مطلوب در آموزشگاه ، این است که مدیر یا رهبر آموزشی نسبت به افرادی که با او در تماس هستند احترام لازم به عمل آورد. این افراد شامل معلمان و نیز دانش آموزان می باشد. (همان صص 20 ـ 19)
«ایجاد محیط مناسب و مطلوب در اموزشگاه ، به رفتار و نظر مدیر آموزشگاه درباره ی زندگی معلمان در خارج از آموزشگاه بستگی کامل دارد. رهبر آموزشی می تواند از راه برطرف کردن مسائل و مشکلات معلمان، محیطی مطلوب و مناسب برای رشد و نمو دانش آموزان آموزشگاه فراهم آورد.» (همان ، ص 21)

 

2) ایجاد روحیه ی قوی
« روحیه عبارت از واکنشی است عاطفی و ذهنی که شخص درباره ی کار و حرفه اش دارد. در دستگاه های صنعتی چنین مطالعه شده است که بین روحیه ی ضعیف و بالا بودن میزان غیبت یا تأخیر ، ارتباط نزدیکی وجود دارد. اتلاف وقت و بی اعتنایی در کار و شانه بالا انداختن و کار امروز را به فردا افکندن و همیشه لب به شکایت گشودن، نشانه ناخشنودی از کار است. در حالی که نشاط و شوق و به موقع بر سر کار حاضر شدن و اعتماد داشتن به همکاران و ... از روحیه ی قوی به شمار می رود.(همان صص 48 ـ 47)
3) توجه به مشکلات معلمان و اولویت بر رفع آن ها
« معلمان نیاز به آرامش فکری و احساس امنیت شغلی و مالی دارند و باید این نیازها طوری تأمین شود که آ نها بتوانند در کمال آرامش و راحتی به کارهای فکری خود مانند فکر رکدن برای پیدا کردن راه حل های مناسب برای حل مشکلات دانش آموزان، طرح درس و تدریس مناسب بپردارند.(میر کمالی، 1381، صص 167 ـ 166)
4) به وجود آوردن شرایط راحت در محیط کار
وجود شرایط مناسب و راحت در محیط کار موجب احساس، سر زندگی و ایجاد روحیه ی بهتر و علاقه بیشتر به کار و زندگی می شود. تسهیل امکانات و شرایط که انجام امور را راحت تر و مؤثر تر سازد، معلمین را به کارشان علاقه مند می سازد و در نهایت آن ها را به کا رو فعالیت بیشتر در مدرسه و کلاس وا می دارد.( همان، ص 168)
5) رفاه و آسایش در زندگی
معلمان خواهان امنیت و رفاه در زندگی هستند. رفاه در انی جا به مفهوم تجمل نیست. رهبر آموزشی باید همه ی همّ خود را برای تأمین احتیاجات اساسی معلمان به کار برد. باید همیشه معلمان را از کوشش هایی که جهت بدست آوردن اوضاع بهتر زندگی معلم صورت می گیرد آگاه ساخت . هرگاه رهبر رسمی اقدامی درباره ی برطرف کردن دشواری های معلمان صورت دهد و آنان را از کیفیت آن مطلع نسازد از اقدام خود بهره ی مطلوبی نگرفته است.(وایلز، 1382، صص 53 ـ 51)
6) اوضاع مطلوب ومناسب کار
«معلمان میل دارند کاری داشته باشند که دارای اوضاع مطلوب و مناسب باشد. این اوضاع بر حسب افراد تفاوت می کند اما بدون شک زمینه هایی از قبیل دلپذیر بودن محیط کار، نظافت و پاکی ، وسایل و لوازم تازه و نو، تدابیر مربوط به راحتی و آسایش کارمند، حمایت و یاری مدیر از کارکنان زیر دست از جمله اوضاع و احوالی است که همه خواهان آن ها هستند.» (همان ص 55).
« فراهم ساختن اتاقی جهت استراحت معلمان تأثیر زیادی در ایجاد امکانات مطلوب محیط کار دارد. معلمان به محیطی نیاز دارند که در آن بتوانند لحظه ای چند بیاسایند و تجدید قوا نمایند. پولی که صرف خرید لوازم و اثاثه جالب و راحت برای اتاق کار معلمان می شود موجب تقویت روحیه ی معلمان و افزایش رغبت و علاقه آنان به کار و غرور و افتخارشان در دستگاه آموزش و پرورش خواهد شد.
7) احساس علاقه و دلبستگی
« معلمان احتیاج دارند، به گروهی که با آن کار می کنند وابسته باشند. بررسی هایی که در کارخانه ها به عمل آمده است نشان می دهد که این میل و احتیاج یکی از مهمترین عامل های مؤثر در میزان تولید فردی است. علاقه و احتیاج به عضویت و مقبول بودن در گروه بیشتر از حقوق و پاداش مادی در میزان کاری که یک فرد انجام می دهد تأثیر دارد.
روحیه ی همکاری با جمع را می توان با تدبیرهایی بدین شرح به وجود آورد: تعداد نشست ها و فرصت هایی را که کارکنان آموزشگاه بتوانند گرد هم آیند افزایش داد، افراد را در کارهایی که به وسیله ی شورایی از آنان صورت می گیرد شرکت داد تا برای آنان موجبات آشنایی با یکدیگر فراهم شود. کارکنان آموزشگاه را درباره ی فعالیت های جالبی که افرادی از گروه معلمان انجام می دهند مطلع و باخبر گردانید و ...» (همان صص 58 ـ 57 )
8) رفتار از روی عدل و انصاف
معلمان میل دارند که با ایشان از روی انصاف و عدل رفتار شود. آنان که از تحمیل وظیفه های بیش از معمول و از این که فرد خاصی بهترین پاداش مالی و معنوی را دریافت دارد بیزاری دارند.
تعیین حقوق مورد دیگری است که معلمان درباره ی آن اولیای اداری و آموزش و پرورش را به بی انصافی متهم می کنند. هر گاه پایه ی حقوقی معینی که در آن مبنای ترفیع بر حسب تخصص علمی و مدت خدمت یا تجربه تعیین شده باشد و در مورد تمام معلمان هم قابل اجرا باشد وجود نداشته باشد بروز بدگمانی در میان معلمان حتمی است.
تشکیل یک شورای رفاه معلم از نخبه ی معلمان که دارای وظیفه رسیدگی به شکایات و توصیه ی اقدامات جهت رفع تبعیض و بی عدالتی باشد برای از بین بردن این احساس که با معلمان ا ز روی انصاف و عدل رفتار نمی شود بسیار مؤثر می باشد. (همان، صص 60 ـ 59).
9) احساس اهمیت در وظیفه های محول
« برای بسیاری از معلمان روزی که از کارشان تقدیر یا تمجید بشود روز سرور و شادی محسوب می گردد.» (همان ص 64)
تدریس به معلم فرصت می دهد که رد موقعیت های مختلف و با تماس های شوق انگیز زیادی به کار مشغول باشد. کار معلمی امکان عمل کردن عقاید و نظرهای تازه را به وجود می آورد و به معلم این احساس را می دهد که به اجتماع خدمتی پر ارزش می نماید. در کار آموزشی فرصت های بسیاری جهت تشخیص زحمات معلم هستد و موارد زیادی وجود دارد که معلم احساس کند که وجود او مورد نیاز است.(همان ص 71)
10) برنامه ی آموزشی
« پیشرفت در برنامه ی آموزشی از لحاظ نظری و عملی ، مستلزم آن است که فراتر از فرض هایی که از بیرون بر الگوهای انعطاف پذیر تحمیل می شوند ، حرکت کرد تا بتوان به دانش مرتبط و نهفته در مسائل اجرایی آموزش و پرورش دست یافت و به کشف تصمیم ها و چاره هایی که تحولات اساسی را شکل می دهند، نایل آمد.(نفیسی، 1382، ص 117 ج 2)
11) استفاده از تجارب معلمان پر سابقه
معلمان پر سابقه و قدیمی صاحب اطلاعات و تجاربی هستند که اعضای تازه و جوان آموزشگاه فاقد آن ها می باشند و این اطلاعات می تواند در بالا بردن بازده کاری و حل مسائل آموزشگاهی مؤثر باشد. اگر چنین تدبیری به کار برده شود هم معلم مسن برای بازنشستگی روزها را با کم کاری و بی حوصلگی سپری نمی کند و هم به بازده کار معلمان تازه کار افزوده می گردد.
«معلمان قدیمی می توانند سبب حفظ سنن و مداومت در برنامه شوند در حالی که معلمان جوان موجبات پویایی و ورود عقاید نو تازه را فراهم می سازند.»(وایلز، 1382، ص 120)

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  13  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله نقش معلم و آموزش و پرورش در سال همت مضاعف و کار مضاعف

دانلودمقاله کزاز

اختصاصی از فی ژوو دانلودمقاله کزاز دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

 


مقدمه و معرفى بیمارى:
- تعریف و اهمیت بهداشتى:
کزاز نوعى بیمارى عصبى (نرولوژی) است که با افزایش تون و اسپاسم‌هاى ماهیچه‌ها مشخص مى‌شود. این اسپاسم‌ها گاهى موجب آسیب‌هاى جدى نظیر شکستگى دنده‌ها و مهره‌ها و خفگى شده و ممکن است با محرک‌هایى مانند نسیم، حرکت ناگهانی، صدا، نور، سرفه و... بروز نمایند.
اهمیت تأثیر واکسیناسیون کزاز در مناطق زئونوزخیز کشور، زمانى مشخص‌تر مى‌شود که موارد کزاز را - که به صفر نزدیک شده است - با موارد بسیار زیاد بروسلوز و موارد هارى مقایسه نماییم و به‌یقین این مقایسه براى استادان باسابقهٔ ما که زمانى با موارد بسیار زیاد کزاز مواجه بوده‌اند، جلب‌توجه بیشترى خواهد کرد و بدون شک، نتیجهٔ زحمت‌هاى سربازان گمنام جبههٔ بهداشت و خدمتگزاران صفوف مقدم این جبهه است.
عوامل اتیولوژیک
کلوستریدیوم تتانی، باسیل گرم مثبت بى‌هوازى متحرک مولد هاگى (اسپور) است که به‌فراوانی، در خاک و مدفوع حیوان‌هاى اهلى و انسان یافت مى‌شود و هاگ‌هاى آن را مى‌توان از گردوخاک، البسه و از محیط خشک اطراف، به‌نوع قابل زیست، پس از سالها کشف نمود. این هاگ‌ها و توکسین باسیل، مى‌توانند واکسن‌ها، سرم‌ها و کات‌گوت را نیز آلوده نمایند. وفور این باکترى در نواحى پرجمعیت و در آب‌وهواى گرم و مرطوب و در خاک غنى از مواد آلی، بیشتر است. و نوع رویشى کلوستریدیوم تتانی، نسبت به حرارت، بسیارى از مواد ضدعفونى کننده و پادزیست‌ها و بخصوص پنى‌سیلین، حساس است ولى اسپورهاى آن نسبت به عوامل ضدعفونى کنندهٔ فیزیکى و شیمیایی، بشدت مقاوم بوده، به‌طورى که در اتوکلاو ۱۲۱ درجه سانتیگراد به‌مدت ۱۰ تا ۱۵ دقیقه زنده مى‌ماند. درصورتى که حیوان‌هایى مانند اسب و گاو و فضولات آنها در محیط وجود داشته باشد، میزان کلوستریدیوم تتانی، در دستگاه گوارش انسان و در محیط زیست، افزوده مى‌شود.
اپیدمیولوژى توصیفى و رویداد بیمارى
میزان حمله‌های ثانویه
تأثیر سن، جنس، شغل و موقعیت اجتماعی
تأثیر عوامل مساعدکننده
حساسیت و مقاومت درمقابل بیماری
منابع و مخازن، نحوه انتقال و دوره قابل
سرایت
زخم‌های مستعد به کزاز
روند زمانی
انتشار جغرافیائی
وضعیت بیماری در ایران
وضعیت جهانی و منطقه‌ای ...
وضعیت کزاز نوزادان در ایران
سیر طبیعی
عوامل مؤثر در پیش‌آگهی
دورهٔ نهفتگی

میزان حمله‌هاى ثانویه
بیمارى کزاز، از انسانى به انسان دیگر انتقال نمى‌یابد و حملهٔ ثانویه نیز مطرح نمى‌باشد.
روند زمانى
این بیمارى در آب‌وهواى گرم و در مناطق روستایى که ازنظر کشاورزی، غنى هستند، شیوع بیشترى دارد و در آب‌وهواى معتدل شیوع آن کمتر است. حدود ۶۰% موارد بیمارى از اواسط بهار تا اواخر تابستان بروز مى‌نماید.
تأثیر سن، جنس، شغل و موقعیت اجتماعى
شیوع بیمارى و میزان مرگ‌ومیر ناشى از آن در سنین نوزادى و در افزایش بیش از ۵۰ ساله بیشتر از سایر سنین است. از علل شیوع کزاز نوزادی، مى‌توان به زایمان در شرایط غیربهداشتی، قطع بندناف با وسایل آلوده، پوشاندن بندناف با پارچهٔ آلوده، اقدام‌هاى سنتى منسوخ نظیر استفاده از کودهاى حیوانى جهت پوشاندن بندناف و ختنهٔ نوزادان با وسایل غیراستریل، اشاره نمود.
شیوع بیمارى در مردان به‌مراتب بیشتر است و گرچه مردان بیشتر در معرض برخورد با بیمارى مى‌باشند، ولى اختلاف توزیع جنسى دربین نوزادان نیز مشاهده مى‌شود و به‌نسبت ۵/۲ به ۱ مى‌باشد.
در بعضى از کشورها شیوع بیمارى در سفیدپوستان یک‌پنجم شیوع آن در سایر نژادها است که علت آن را عدم ایمن‌سازى در این نژادها و اختلاف طبقاتى باید دانست نه اختلاف رنگ پوست.
انتشار جغرافیائى
وضعیت بیمارى در ایران
طى مطالعه‌اى که برروى ۳۸۲ بیمار مبتلا به کزاز در اصفهان صورت گرفته است، مشخص شده است که ۲۹۷ نفر (۸/۷۷%) از نقاط روستایى و ۸۵ نفر (۲/۲۲%) از مناطق مختلف شهر اصفهان بوده‌اند و نسبت مرد به زن، ۲ به ۱ بدست آمده است. در این مطالعه همچنین مشخص شده است که کاربرد درمان‌هاى خانگى مانند استفاده از فضولات دام برروى زخم‌ها، سوراخ‌کردن گوش، اقدام به سقط جنین و ختنه با وسایل غیربهداشتى در پسران از عوامل مهم ابتلا به کزاز در مناطق روستایى بوده است که معرف عدم آگاهى به مسائل بهداشتى و احتیاج به آموزش بهداشت بین افراد روستایى مى‌باشد.
در مطالعه دیگرى که بر روى پرونده‌هاى هفت‌سالهٔ بیمارستان امام خمینى تهران صورت‌گرفته است، مشخص گردید که %۸۴ بیماران، مرد بوده‌اند و بیشترشان با فضولات دامى تماس داشته‌اند و شغل بیشتر آنها کشاورزى یا دامدارى بوده است. همچنین مشخص شده است که ۹۶% بیماران دورهٔ کمونِ زیر ۲۰ روز داشته‌اند و ۵۰% بیماران بسترى‌شده، جان خود را ازدست داده‌اند، به‌طورى که میزان مرگ در کسانى که دورهٔ کمون کمتر از دوهفته داشته‌اند بیشتر از مرگ‌ومیر بیماران با دورهٔ کمون بیش از دو هفته بوده است. درضمن مطالعهٔ مشابهى بر روى پرونده‌هاى ده‌سالهٔ بیمارستان امام خمینى تهران از سال ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۵ انجام شده است. در این مطالعه ۲۷% از ۲۰۰بیمار مورد‌مطالعه را کودکان زیر یک‌ساله با تلفات ۱۰۰% تشکیل داده‌اند و توزیع فراوانى موارد تحت مطالعه، به‌شرح زیر بوده است: %۲۷ زخم بندناف، ۱۷% زخم پا، ۵/۱۳% زخم دست، ۵/۸% دستگاه ژنیتال، ۷% سر و صورت، ۳% محل سوختگی، ۲% زخم ناحیهٔ لومبوساکرال، ۵/۱% گوش، ۱% از محل عمل جراحی، ۵/۱۹% نامشخص. در این مطالعه، ۹۹% بیماران، واکسینه نشده بودند و ۱% بقیه که به‌طور ناقص واکسینه بودند با درمان، بهبود یافته‌اند.
طى مطالعهٔ دیگرى که دربیمارستان لقمان حکیم تهران صورت گرفته است معلوم شده که ۷/۸۷% بیماران را مردان تشکیل مى‌داده‌اند، دورهٔ کمون بیمارى بین ۶ تا ۲۰ روز بوده است و بیماران به‌طور عمده جزء گروه سنى ۴۵ تا ۶۰ ساله، بوده‌اند.
بعلاوه بررسى سرولوژى نمونه‌هاى سرمى ارسالى به انستیتو رازى حصارک، نشان داده است که حدود ۷۹% زنان بررسى‌شده، داراى پادتن محافظت‌کنندهٔ ضد کزاز، در سرم خود بوده‌اند و طى مطالعهٔ دیگرى که در سال ۱۳۶۶ بر روى ۷۱۲ نفر از رزمندگان جنگ تحمیلى ایران و عراق، به‌منظور بررسى ایمنى کزاز صورت گرفته است مشخص گردیده که ۶/۹۱% افراد واکسینه، ایمن گردیده‌اند و فقط در ۴/۸% آنها ایمنى‌ ایجاد نشده است. با این وجود میانگین عیار پادتن در افراد ایمن، ۲۵ برابر بیشتر از حداقل پادتن حفاظتی، بوده است. در این مطالعه مشخص شده است که با افزایش سن، از عیار پادتن، کاسته مى‌گردد.
بعد از اجبارى شدن واکسیناسیون برضد کزاز در مادران آبستن و دختران جوان با توجه به نرخ تولد در مناطق روستایى و شهرى که به‌طور چشمگیرى افزایش نشان مى‌دهد، آمار نوزادان مشکوک به کزاز درطى ۵سال ۱۳۷۵-۱۳۷۱ که توسط ادارهٔ کل پیشگیرى و مبارزه با بیمارى‌ها اعلام شده است، فقط ۷۵ مورد مى‌باشد. این مطالعه که به‌کلى تصادفى است نشان‌دهندهٔ علت کاهش موارد بیمارى تنها به‌واسطهٔ واکسیناسیون و مؤثربودن واکسن‌ها مى‌باشد.
در سال ۱۳۷۳ در مؤسسهٔ رازى مقدار تولید واکسن‌هاى کزاز دوگانه (دیفترى و کزاز) و سه‌گانه (D.P.T) (دیفتری، کزاز و سیاه‌سرفه) بالغ بر بیست میلیون دوز بوده که با همکارى وزارت بهداشت، واکسیناسیون همگانى انجام گرفته است و درنتیجه در سال ۱۳۷۳ فقط ۳۹ مورد کزاز مشاهده شده که از این تعداد، ۱۹ مورد آن در کودکان بوده است. باتوجه به رشد جمعیت و اینکه بیمارى در تمام سنین دیده مى‌شود، این تعداد بیمارى درحد صفر است و نشان‌دهندهٔ سطح ایمنى بالایى در افراد است.
بالاخره مطالعه‌‌اى هم درمورد تأثیر واکسن کزاز بصورت قطرهٔ بینى در انستیتو رازى حصارک، صورت گرفته و مشخص شده است که در داوطلبان سالم انسانى در مقایسهٔ با واکسن تزریقى به‌طور مطلوب باعث تحریک ایمنى شده و افزایش سطح پادزهر (آنتى‌توکسین) حاصل از آن قابل توجه بوده است.

وضعیت جهانى و منطقه‌اى بیمارى
کزاز، در سراسر جهان روى مى‌دهد و علیرغم وجود واکسن کارساز، هنوز همه‌ساله دست‌کم یک میلیون نفر در سطح جهان، قربانى این بیمارى مى‌شوند که نیمى از آنان را نوزادان، تشکیل مى‌دهند.
شیوع آن در کشورهاى درحال پیشرفت و عقب نگه‌داشته شده، بیشتر است، به‌طورى که در این مناطق، گاهى کزاز نوزادان، عامل بیش از ۱۰% مرگ‌ومیر دوره نوزادى مى‌باشد و در مناطقى نظیر اروپا و آمریکاى شمالى که ازنظر اقتصادى پیشرفته‌اند، این بیمارى به‌طور کلی، نادر است. زیرا سطح بهداشت مردم بالاتر مى‌باشد و ایمن‌سازى افراد در سطح وسیعى انجام مى‌شود و در این کشورها کزاز نوزادان، تقریباً ریشه‌کن‌شده و کزاز، بیشتر بصورت بیمارى سالمندان درآمده است. زیرا در این سنین، پاسخ موضعى نسبت به عفونت کاهش یافته و ایمنى آنها نیز نقصان پیدا کرده است و درمجموع در بعضى از کشورهاى پیشرفته، شیوع بیمارى در سالهاى اخیر به کمتر از یک‌دهم میزان قبلی، کاهش یافته است.
توضیح بیشترى درمورد کزاز نوزادان: کزاز نوزادى (NT) عاملى است که موجب مرگ‌ومیر دورهٔ نوزادى در بسیارى از نقاط جهان مى‌شود و درمیان بیمارى‌هاى قابل پیشگیرى با واکسن، رتبه‌دوم را نسبت به سرخک به‌عنوان یکى از علل مرگ‌ومیر کودکان، به خود اختصاص داده است.
این بیمارى یکى از معضل‌هاى مهم بسیارى از کشورهاى درحال پیشرفت را تشکیل مى‌دهد، زیرا در این کشورها امکانات زایشگاهى و ایمن‌سازى برضد کزاز به‌نحو مطلوبى وجود ندارد و میزان مرگ ناشى از کزاز نوزادان، گاهى به ۲ تا ۶۰ نفر در هر یک‌هزار نوزاد زنده مى‌رسد. بیشتر نوزادان مبتلا به کزاز در خارج بیمارستان، از مادران غیرایمن و درشرایط غیربهداشتی، متولد مى‌گردند و بیشترین موارد مرگ ناشى از کزاز نوزادان در سال ۱۹۹۲ مربوط به منطقهٔ جنوب شرقى آسیا بوده است که حدود ۴۰% کل موارد را تشکیل مى‌داده است. اسپورهاى کلوستریدیوم تتانی، به‌طور معمول پس از زایمان دراثر بریدن، بستن و پوشاندن بندناف با وسایل ومواد آلوده، وارد ناف نوزاد مى‌گردد و پس‌از رشد میکروب (ژرمیناسیون) و تولید توکسین، باعث ایجاد بیمارى مى‌شود و درصورتى که طول قسمت باقیمانده بندناف کوتاه‌تر باشد، احتمال بروز کزاز بیشتر خواهد بود.
وضعیت کزاز نوزادان در ایران
حذف کزاز نوزادان توسط سازمان جهانى بهداشت، مورد هدف قرار گرفته است و خوشبختانه سالهاست که کزاز نوزادى در جمهورى اسلامى ایران به مرحلهٔ ”حذف (Elimination)“ رسیده است.
در شروع برنامهٔ گسترش ایمن‌سازى در ایران در سال ۱۳۶۳ در یک بررسى خوشه‌اى که با همکارى سازمان جهانى بهداشت در سطح کشور انجام شد، پوشش واکسیناسیون کزاز در زنان سنین بارورى با دونوبت توکسوئید کزاز، در روستاها %۵ و در شهرها ۳% بود، ولى با گسترش شبکه‌هاى بهداشتى درمان کشور و تقویت برنامهٔ گسترش ایمن‌سازى و تقویت نظام مراقبت و تصویب قانون ایمن‌سازى اجبارى زنان قبل از ازدواج ۱۳۶۸، پوشش ایمن‌سازى زنان، افزایش قابل توجهى یافت. از سال ۱۳۷۰ تاکنون (سال ۱۳۷۹) حتى یک مورد ابتلا به کزاز نیز در زنان سنین بارورى در کشور، گزارش نشده است.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   25 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله کزاز

دانلودمقاله حواص پنجگانه

اختصاصی از فی ژوو دانلودمقاله حواص پنجگانه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


1. تقویت حس بینایی از راه بازی:
برای اینکه حس بینایی کودک را تقویت کنیم ابتدا باید معلوم کنیم که قدرت بینایی کودک چه حدی است. و اینکه کودک دچار بیماریهای خاص چشم می باشد. یا خیر و بعد از اینکه به خوبی به سلامت چشم کگودک پی بردیم بازیهای متناسب با قدرت چشم او ترتیب دهیم.
یکی از بازیهای که به وسیله آن به خوبی می توان قدرت دید کودک را تقویت کرد مربوط به رنگ و تفکیک رنگها و عوامل مختلف مربوط به رنگ است که در زیر برخی زا آنها شرح داده می شود.
تعدادی مقوا به ابعاد 10 7 سانتیمتر می بریم بعد از یانکه مقواها را آماده نمدیم کاغذ رنگی با رنگهای متنوع انتخاب کرده و آنها را روی مقواها می چسبانیم. تعداد مورد لزوم از هر رنگ چهار عدد می باشد.
بازی شناخت رنگ: اولین بازی گفتن اسم رنگهاست. نحوه بازی به این ترتیب است که تمام کارتهای درست شده را بر می گردانیم. به نحوی که رنگهای ان مشخص نباشد در شروع از کودک می خواهیم کارتهای یکی یکی برگرداند و نام رنگ هر کارت را بگوید.

 

2. تقویت حس بویایی از راه بازی:
یکی از بازیهای بسیار جالبی که می توان برای حس بویایی با کودک انجام داد این است که چشم او را بندیم به طوری که نتواند هیچ چیز را ببیند بعد او را به گوشه و کنار منزل یا آشپزخانه برده و از او درباره بوهای مختلف که به مشامش می رسد. سؤال کنیم. فرضاً راجع به بوی گل-غذاهای مختلف و غیره البته بعد از انجام هر قسمت آزمایش اگر جواب آزمایش صحیح یا غلط بود کودک می تواند چشم خود را باز کند و شکل چیزی که بوی ان را آزمایش کرده ببیند و بعد دومرتبه چشم خود را بسته به آزمایش ادامه دهد.

 

3. تقویت حس چشایی از راه بازی:
یکی از بازیهای برای تقویت حس چشایی کودک فراهم اوردن موقعیتی است تا کودک بتواند در کودکستان و یا منزل خوردنیهای مختلفی را بدون اینکه ببیند با چشمان بسته بچشد و سپس نوع غذا یا خوردنی را تشخیص دهد.

 

 

 


4. تقویت شنوایی:
وسیله بازی: یک توپ یا دستمال
محل بازی: فضای باز
تعداد بازکنان: همه کودکان کلاس
هدف از بازی: تقویت شنوایی
این توپ توپ شیطونه دور کن تو دستت نمونه
تو دست هر کس بمونه از بازی بیرون می مونه
در زمانی که کودکان این شعر می خوانند کودکان دایره وسط دستمال یا توپ رابین گروه خود دست به دست رد می کنند وقتی کودکان کلمه می مونه را گفتند توپ در دست هر کس بود از بازی بیرون می رود. بازی تا وقتی که تنها یک نفر باقی بماند ادامه می یابد.

 

 

 

 

 


تقویت عضلات
سوسمار:
وسیله بازی ندارد.
محل بازی کلاس یا فضای باز
تعداد بازیکنان 6 نفر یا بیشتر
هدف از بازی تقویت عضلات
طریقه بازی کودکان به صورت دایره می ایستند و یک نفر به عنوان سوسمار انتخاب می شود و در وسط کودکان قرار می گیرد برای شروع بازی کودکان سرود زیر را می خوانند.
سوسمار توی آب سوسمار توی دریا
سوسمار ماهی می گیرد سوسمار ماهی می خورد
بعد از کلمه می خورد در حالی که کودکان دور می زنند سوسمار باید سعی کند آنها را با دست لمس کند هر کودکی که بوسیه سوسمار لمس شده باشد در دور بعدی بازی سوسمار خواهد شد.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 9   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله حواص پنجگانه

دانلودمقاله سلامتى تن و روان

اختصاصی از فی ژوو دانلودمقاله سلامتى تن و روان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 
مقدّمه
آنچه در کتاب حاضر آمده، حداقل معارفى است که براى رسیدن به یک راه و رسم مشخص در زندگى مورد نیاز است.
انسان، که نقطه اوج آفرینش است، باید راه و رسم رسیدن به مقام اصلى خود را بداند و براى رسیدن و شدن تلاش کند.
کتاب حاضر، این راه و رسم را نشان مىدهد تا ان شاء الله در عمل نیز به آن رسیم.
لازم به ذکر است که در این کتاب، سعى شده است تا حتى الامکان، اصالت و خلوص نوشتهها طورى باشد که از هرگونه کجفهمى و انحراف به دور باشد و در نتیجه، خواننده نیز به بصیرتى در پناه نور و خلوص دست یابد.
بنابراین، از هیچ نوع گرایش خاصّى، جز شرع و عقل و منطق پیروى نشده است.
همچنین، سعى شده است تا جایى که در توان بوده، از مشهورترین آیات قرآنى، احادیث، اشعار، سخنان ائمّه و اولیا، استفاده شود و بنابراین، توصیه مىشود در خواندن کتاب، حوصله داشته باشیم و چند بار آن را بخوانیم و با آن مأنوس شویم و حتى الامکان به نوشتهها تسلط یابیم و بیشتر جملات را حفظ کنیم; چرا که مطالب کتاب، بیشتر مطالب فطرى و قلبى است و کمتر به مسائل ذهنى پرداخته است و بحثهاى فطرى و عقلى رسیدن و شدن هستند، نه ذهنیات و اطلاعات صرف.
از این رو، توصیه مىشود کتاب را به عنوان سرگرمى و با سرعت نخوانیم، بلکه با حوصله، دقت و صرف وقت و به تکرار بخوانیم و سرانجام به پیاده کردن مطالب آن در زندگى روزمره بپردازیم تا ان شاء الله به هدف اعلاى حیات دست یابیم.
فصل نخست : شناخت انسان
انسان از تن، نفس و روان به وجود آمده است.
تن:
وجه مادى انسان است که عین حیات نیست.
امّا وقتى که روح به آن تعلق مىگیرد، دیگر مادّه صِرف نیست، بلکه کالبدى حیات یافته است که با مادّه، تفاوتى اساسى دارد.
بعد از این که روح به بدن ملحق شد، درست مانند دو آینه، مقابل یکدیگر قرار مىگیرند و به هم آمیخته مىشوند، و در این وضعیت، دیگر جسم و روح را از همدیگر جدا نمىدانیم.
درست است که بدن و روح، جداى از هم بودهاند، اما وقتى به همدیگر تعلق مىگیرند دیگر نباید فکر کنیم که بدن و روح، مثل مرغ در قفس تن است، بلکه روح با حقیقت مادّه، در هم مىآمیزد.
نفس:
مجموعهاى است که ناشى از مجاور شدن روح با تن، به وجود مىآید و بیشتر، منظور ما در این کتاب، خواستهاى انسان در رابطه با تن و نفس است، و به عبارت دیگر، منظور، منِ مجازى است که در فصل آینده از آن، بحث خواهد شد.
روان:
گوهر اصلى انسان است که در مرحله نهایى خود، مىتواند حتى بدون ابزار یا واسطه (ى بدن) معنى داشته باشد و این، همان منِ اصلى است.
بنابراین، به نظر مىرسد که انسان، سه مرتبه یا سه مقام دارد:
مقام اوّل:
مقام روح (= روان) که قبل از دنیاست:
(لقد خلقنا الإنسان فى أحسنِ التّقوی
م)]که[ براستى انسان را در نیکوترین اعتدال آفریدیم.
، که وجه الهى انسان و مقام اصلى اوست.
مقام دوم:
مقام دنیوى و تنزل یافته و مادّى او، که انسان در این مقام، در حجاب تن و نفس است.
مقام سوم:
مقامى است که انسان باید به آن برسد و آن، مقام اصلى، یا مقام روح است.
فصل دوم: شناخت نفس و روان
1 ـ نفس و شئون آن
نفس، از دیدگاه تحلیل علمى، به سه جزء تقسیم مىشود:
نفس نباتى، نفس حیوانى و نفس انسانى.
نبات:
عبارت است از:
مادّه + نفس نباتى.
حیوان:
عبارت است از:
مادّه + نفس نباتى + نفس حیوانى.
انسان:
عبارت است از:
مادّه + نفس نباتى + نفس حیوانى + نفس انسانى.
(= ناطقه)این مراحل، در مورد انسان، شاید چنین مطرح شود که نفس ناطقه انسانى، مراحل زیر را طى مىکند:
نفس نباتى (اوایل جنینى) و نفس حیوانى (اوایل زندگى) و سرانجام، نفس انسانى که رسیدن به نفس ناطقه است و با کمک عقل، امکانپذیر است.
شئون نفس عبارتند از:
اوّل:
شئونى که از طریق آنها، نفس با بیرون، ارتباط مىیابد که همان حواس پنجگانه هستند.
دوم:
شئونى که از طریق آنها، احساس از درون پیدا مىشود، که همان وهم و خیال است.
(وهم، احساسى است که در پناه عقل نباشد و خیال، احساس در پناه عقل را گویند.)
سوم:
عقل، که قواى حسّى و خیالى را فرمان مىدهد.
قواى پنجگانه:
عبارتند از:
حسّ لامسه، حسّ بویایى، حسّ سامعه و حسّ باصره، که با آنها، درک محسوسات خارجى انجام مىگیرد و در حقیقت، قواى نفس، در جلوه نازلهاند.
همچنین، اعتقاد دارند که یک حسّ مشترک هم هست که عبارت است از ادراکى که محسوسات و فرآوردههاى حسّى به آن مىرسند و بنابراین، جامع و گردآورنده دیگر محسوسات است.
البته حسّ مشترک، حسّ ششم نیست، بلکه یک طبیعت مشترک میان حواس پنجگانه است و ادراک حواس پنجگانه، در آن تجمع مىیابند، و تجمع حواس است که شیئى را به صورت برداشت واحد، تصور مىکند.
خلاصه این که، جمع و نتیجه میان محسوسات را حسّ مشترک نامند.
وهم و خیال:
از محسوسات است و باعث درک معانى مىگردد و به عبارت دیگر، نیروى وهم و خیال، آمیزهاى از معنى و مادّه را تصویر مىکند.
در فصول آینده از وهم و خیال، بیشتر بحث مىشود.
عقل:
مراتبى گوناگون دارد و تمام شئون نفس (= حواس و وهم و خیال) را مىتواند تحت فرمان و نظارت خود درآورد.
اگر وهم و خیال و حواس، تحت نظارت و فرمان عقل نباشند، مشکلآفرین خواهند بود.
خلاصه مطلب این که نفس، با حسّ ظاهر متحد مىشود که همان نفس حیوانى است در حالى که اگر نفس با وهم و خیال و یا با عقل متحد شود، آن را نفس انسانى نامند.
این مراتب نفس را حرکت جوهرى نفس مىنامیم و در ذات نفس است و نفس براى ارتباط با بیرون از بدن، توسط شئون خود، این ارتباط را برقرار مىکند و باعث ایجاد ادراک مىشود که ادراک، یک حالت غیر مادى است و در خیال واقع مىشود، و در حقیقت، در نفس یک حالت تصویرگیرى به وجود مىآید.
بنابراین:
نفس، جوهرى است که در ذات و حقیقت خویش، قابلیت تحوّل، دارد و از احساس تا وهم و خیال و سرانجام تا عقل و در نهایت، تا عقل کلّ، مىتواند کمال یابد.
همان طور که ما، در آینه ظاهر، مادّه را مىبینیم، در آینه وجودى (نفس)، نیز تصویرگرى داریم; یعنى آینه وجودى ما، مثل یک نوار، فیلمبردارى مىکند، اما مادام که در مرحله صورت (= ظاهر) و حسّ بماند، نتیجه این انعکاس، مجازى خواهد بود، و این امر، همان برداشت در حسّ و وهم و خیال است (منِ مجازى، این جا مطرح مىشود); اما اگر تصویرگیریها در آینه وجودى ما (= نفس)، همراه و از روى عقل باشد، برداشت واقعى خواهد بود و سرانجام اگر در پناه عقل کلّ باشد، برداشت حقیقى و بینش حقیقى و نگاه اصلى خواهد بود.
انواع نفس
نفس امّاره:
یکى از جنبههایى که در نفس انسان هست و مربوط به خودِ طبیعى است و تحت فرمان عقل نیست، همان نفس امّاره است.
این نام، در قرآن هم آمده و نفس امّاره، انسان را به بدیها سوق مىدهد، که (انّ النّفس لامّارة بالسّوء).
]بىگمان، نفس به بدى امر مىکند.
[ این نفس، حتّى تحت تأثیر عقل جزئى، با شدتى بیشتر، در جهت ناصواب عمل مىکند.
خواست نفس امّاره، آرزوهاى ناصواب است و انسان را فریب مىدهد، مشغول مىکند، از حال بازمىدارد و قول آینده مىدهد.
نفس امّاره، پایگاه شیطان است.
نفس و شیطان هر دو یک تن بودهانددر دو صورت خویش را بنمودهاندآمال و آرزوهاى نفس امّاره پایانى ندارد; همچون آب شور که هر چه بیشتر بنوشیم، عطش، فراوانتر مىشود.
دوزخ است این نفس و دوزخ اژدهاستکو به دریاها نگیرد کم و کاستهفت دریا را در آشامه هنوزکم نگردد سوزش آن حلق سوزتمام رذایل اخلاقى، در نفس امّاره شکل مىگیرد و ناشى از نفس امّاره است و بزرگترین پرستش را انسان براى نفس خود، که صنم اکبر است، انجام مىدهد.
کسى که مالک نفس خود نباشد، اگر همه دنیا را هم داشته باشد، به گوهر اصلى انسانى نخواهد رسید که:
اللّهم أعوذبک من الشّرک الخفىّ.
النّفس هى الصّنم الأکبر.
أعدى عدوّک نفسک الّتى بین جنبیک.
و همین است که گفتهاند، پیامبر گرامى، همواره در سجده مىفرمودند:
إلهى لا تکلنى إلى نفسى طرفة عین أبداً.
البته گفتیم که دشمن برونى، شیطان، و دشمن درونى، نفس است.
اما حقیقت این است که اگر نفس را در فرمان خویش درآوریم، شیطان نیز دستش کوتاه مىشود:
گر شود دشمن درونى نیستباکى از دشمن برونى نیستبنابراین، همیشه باید دعاى ما این باشد که پروردگارا:
بازخر ما را از این نفس پلیدکاردش تا استخوان ما رسید
نفس مطمئنّه:
اگر نفس انسان، از شرور و آلودگیها پاک شود و در پناه عقل کلّى قرار گیرد، به نفس مطمئنّه تبدیل مىشود که به تعبیر قرآن کریم:
(یا أیّتها النّفس المطمئنّة إرجعى إلى ربّک راضیّةً مرضیّةً)
که نفس، تحت فرمان عقل کلّى و در جهت خدا قرار مىگیرد.
2 ـ منِ اصلى
منظور از «منِ اصلى»، گوهر اصلى انسانى، یا مقام روح است که جلوهاى از ذات بارى تعالى است و یا آن چیزى است که نشأت گرفته از روح است.
منِ انسان، یعنى خودِ انسان که هست، و هستِ انسان، از هست خدا (به تجلّى) نشأت مىگیرد، و مجرّد است.
بنابراین، من، حد و زمان و مکان ندارد و مشمول مسائل مربوط به مادّه نیست.
من، توسط تن و حواس عمل مىکند و اینها، ابزارِ من هستند، و آثار من را نشان مىدهند.
براى مثال، در موردِ دیدن یا شنیدن، این دو، پرتوى از مناند که با ابزار چشم و گوش مىبیند یا مىشنود.
امّا دقت کنیم که من، مرکزى به اسم دیدن یا شنیدن ندارد، بلکه من، بتمامه دیدن و بتمامه شنیدن است و در عین حال، دیدن، عین شنیدن است (و همین طور یدیگر شئون) و بین این دیدن و شنیدن، وحدت است، و شأنى (مث دیدن)، او را از دیگر یشئون (مث شنیدن)، بازنمىدارد.
خلاصه این که مسأله حضور محض من، در همه شئون مطرح است.
ارتباط من، با عالم بیرونى به این صورت است که آن مادّه، یا هر چه در بیرون ماست، در عالم خیال یا مثال، در درون ما تصویر مىشود و از این طریق، با عالم بیرون مرتبط مىشویم; ضمن این که هیچ گونه اختلاطى با آن عالم بیرونى (= مادّه)، نداریم، و ما از آن منقطع هستیم و توسط این تصویرگیرى، با بیرون مرتبط مىشویم که این برداشت نیز توسط من صورت مىگیرد.
اما، ما به غلط گمان مىکنیم که در بیرون از من، حالتى وجود دارد، در حالى که ما آن را در نزد خود ابداع کردهایم.
نتیجه این که من، در موطن هر یک از شئونات و ادراکات (شنیدن، دیدن و ...) جلوهاى مىیابد، یا اسمى مىشود، در آن شأن.
یعنى من، مىشود دیدن، شنیدن و ... .
این امر، چیزى جز حضور محض من، نیست.
از طرفى گفتیم که من، تجلّى ذات حق است و هست من، نسبى و عین ربط با پروردگار است.
نتیجه این که، من از یک طرف مىبیند و مىشنود و ... از یک طرف، تجلّى ذات حق است.
بنابراین، اگر منِ مجازى نباشد (حجابها نباشد) خدا، که بصیر و سمیع است، او مىبیند و او مىشنود و ... .
اگر در این امر خیلى دقت کنیم، متوجه مىشویم که معنى این حدیث که:
«بنده من مىرسد به جایى که من مىشوم چشم او، من مىشوم گوش او و... .»
یعنى چه.
و متوجه مىشویم که اگر یکى از اولیاء الله بر سر سفرهاى بنشیند، اگر سفره، شبههناک باشد، دست او جلو نمىرود، یعنى چه.
و سرانجام در جهان هستى و در انسان، مىفهمیم که این جهان و این انسان، هستانى هستند که هستى آنها از اوست.
کاشکى هستى زبانى داشتىتا ز هستان پردهها برداشتىکه یکى هست و هیچ نیست جز اووحده لا شریک الاّ هوسیر در نفس خود و در عالم هستى، ما را به آیه مبارکه رهنمود مىشود که:
(سنریهم آیاتنا فى الآفاق وفى انفسهم، حتى یتبیّن لهم انّه الحق)
به زودى نشانههاى خود را در افقها ]ى گوناگون[ و در دلهایشان بدیشان خواهیم نمود، تا برایشان روشن گردد که او خود حقّ است.
آیا کافى نیست که پروردگارت خود شاهد هر چیزى است؟!و جان کلام این که، در حقیقت، ما محسوسات بیرون را توسط چشم، در من شهود مىکنیم (که این چیزى جز خود را دیدن نیست) و همین حالت را در رابطه با عالم غیب داریم.
بنابراین، همه ادراکها از درون است و در من.
اما چرا عالم محسوسات را بهتر مىبینیم و عالم غیب را کمرنگ؟ زیرا ارتباط با عالم محسوسات، آسان، و جنس آن، از نوع کثرت است و ما نیز خود در وضعیت کثرت (= دنیازدگى و حالت ایندنیایى) هستیم و من را به این حالت کثرات، مشغول کردن، ما را از عالم غیب ـ که حالت وحدت است ـ دور مىکند و این در حالى است که عالم کثرت، هستنماست و در حقیقت، عدم است، و وجود حقیقى، همان عالم غیب و وحدت است.
(خدا)باید بدانیم که بهترین دریچه ارتباط با حق، من است نه غیر آن و سیر در غیر و کثرت، یعنى در ذهنیات و منِ مجازى و سیر در منِ اصلى، یعنى سیر به طرف خدا.
بنابراین، باید مواظب باشیم که آینه غیر نشویم، بلکه آینه حق (محلّ تجلّى حق) بشویم.
چرا که عالم کثرات از سنخ ما نیست، در حالى که عالم غیب و وحدت، از سنخ ما و عین ربط با منِ اصلى است.
از طرفى، من انسان، به هر چه توجه کند، با آن متحد مىشود و به آن مشغول یمىگردد.
مث اگر به تن توجه داشته باشد، با آن متحد مىشود و اگر به نفسانیات توجه کند، با آنها متحد مىشود و همین طور اگر به خدا توجه کند، الهى مىشود.
هر چه این، حالات و توجهات من به آن چیز مورد نظر، بیشتر شود، این اتحاد قویتر مىگردد، و در مورد توجه به خدا، هر چه بیشتر به او توجه کنیم، من، شدتى بیشتر و هستى بیشتر مىیابد; زیرا این امر، روشنتر شود.
توجه داشته باشیم که موقع خواب، که تعلق من به تن کمتر مىشود، در خواب، مثالى از خود مىبینیم، یا در موقع بیهوشى (در پزشکى و موقع عمل جراحى)، توجه من به تن کم مىشود و یا در موقع مرگ، این توجه قطع مىشود.
در آن دنیا نیز منِ انسان است که زنده است و ظهور دارد و البته بدنِ آندنیایى مىبیند و مىشنود، اما ظهور این من در آن دنیا، بسته به نوع توجه او، در این دنیا و حالاتش در این دنیا، متغیّر است.
اگر تمام توجه و اهداف او در این دنیا، غرایز و دنیا و مادّیات و شهوات ونفسانیات باشد، در آن دنیا چیزى ندارد و در حقیقت، به صورت منِ مجازى شهود مىیابد.
اما اگر توجه او در این دنیا به عالم غیب و وحدت (خدا) باشد و دنیا و غرایز و خواستهاى تن و نفس را ابزار بندگى کرده باشد، ظهور آندنیایى من، به صورت منِ اصلى و مقام اصلى انسانى خواهد بود.
عاشق و معشوق را در رستخیزدو بدو بندند و پیش آرند تیزالمرء مع من احبّ.
هر کس با آن چیزى است که آن را دوست دارد.
یولو أنّ رج یحبّ حجراً لحشر الله معه.
اگر کسى، سنگى را دوست داشته باشد، خدا او را با همان سنگ محشور مىکند.
در حالى که در توجه به خدا مىفرماید:
( یحبّهم ویحبّونه)
خدا آنان را دوست مىدارد و آنان ]نیز[ او را دوست دارند.
اگر انسانى، به خدا توجه کند، و این توجه را افزون کند، منِ اصلى و هستىاش، شدت مىگیرد; چرا که انسان از آن لحاظ که هست، همه هستى را اشغال کرده و همه عالم از ملک تا ملکوت را دربرمىگیرد، اما خودش را در جایى حسّ مىکند که به آن توجه دارد.
توجه به خدا چنان مىتواند شدت بگیرد که انسان به جایى برسد که خدا مىفرماید:
«بنده من به جایى مىرسد که من مىشوم چشم او، من مىشوم گوش او و ... .»
و در این حال، انسان خدا نمىشود، بلکه خدا در انسان تجلّى پیدا مىکند.
در این توجه به خدا، انسان به لذت و ابتهاج و انبساط حاصل از انس با خدا و اطمینان خاطر دست مىیابد و سپس نفس مطمئنّه و راضیه و مرضیه.
در حقیقت، انسان، هست خود را به هست خدا متصل مىکند.
البته، این اتصال هست و محال است که قطع شود و نمىتواند قطع شود; چرا که خدا در حال تجلّى دایم و فیض دایم است، مهم این است که ما با توجه به غیر او، از این ارتباط غافل نشویم و این ارتباط را کم نکنیم.
بندگى، این قرب و اتصال را فزون مىکند:
گر در طلب منزل جانى، جانىگر در طلب لقمه نانى، نانىاین نکته به رمز گویمت تا دانىهر چیز که اندر پى آنى، آنىاساساً ارزش انسان، در تعلّق است که دارد و حدّش، با تعلّق معیّن مىشود.
حال اگر تعلّق او، خداست، الهى مىشود و اگر حدّش، مادّه و حیوانیت است، مادّى و حیوانى مىشود.
طالب هر چیز اى یار رشیدجز همان چیزى که مىخواهد ندیدبنابراین، اگر به حق توجه کنیم، حق با ما متحد و در ما جلوهگر مىشود و هر چه این توجه بیشتر باشد، تجلّى بیشتر است.
اما در توجه به غیر حق و مشغول شدن به غیر او ـ گر چه به طور موقت مشغول شویم و حتى لذت بریم ـ در نهایت، چون توجه به غیر حق، قوت جان ما نیست و قوت تن و نفس ماست، اقناع نمىشویم و سرخورده مىشویم، و ریشه همه نابسامانیهاى ما را باید در همین پى جست.
(اَمْ تحسب أنّ أکثرهم یسمعون أو یعقلون إنْ هُم إلاّ کالأنعام بل هم یأضلّ سبی)
یا گمان دارى که بیشترشان مىشنوند یا مىاندیشند؟! آنان جز مانند ستوران نیستند، بلکه گمراهترند.
گر ز صندوقى به صندوقى روداو سمائى نیست، صندوقى بودذوق آزادى ندارد جانشانهست صندوق صور میدانشانمنِ اصلى، هر چه دریافت کند، عین روشنى است:
عاقلى گر خاک گیرد، زر شود و حتى:
جهل آید پیش او، دانش شود.
در منِ اصلى، در پناه نور و حق بسر مىبریم; در پناه نور و حق مىبینیم; در پناه نور و حق ارتباط برقرار مىکنیم; و سرانجام، بینش ما، در پناه نور و حق است و با روح و عصاره زندگى مرتبط مىشویم; با معانى و باطن امور برخورد مىکنیم، نه با نمودهاى سطحى و ظاهرى.
منِ اصلى، چشمهاى زاینده است در جان ما و کوثر است، دریاست، همه چیز است و اتصال به همه بىنهایتها.
انسان فارغ از قالبها، که به چیزى شدن، چیزى بودن و چیزى داشتن نمىاندیشد، داراى حالات و کیفیات روحى و روانى خاصى است که براى خود اوست و نمىخواهد آنها را به نمایش بگذارد و او براى خودش، کافى است (که صاحب دل بداند آنچه حال است) و او، چیزى عمیق و زنده و متحرک و پرمعنا در خود مىیابد که متصل به همه بىنهایتهاست و او را از متعلقات خارجى، بىنیاز مىکند و در نتیجه، او، بیرون را متهم نمىکند، احساس تهى بودن نمىکند; چرا که وجودش از بىنهایت پر است.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  171  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله سلامتى تن و روان

دانلود مقاله بیمه بیماری

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله بیمه بیماری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

قسمت اول – تاریخچه بیمه بیماری :
تعیین تاریخ معینی برای پیدایش بیمه بیماری تقریبا غیر ممکن است ، بعضی از علمای علم بیمه معتقدند نوعی از بیمه بیماری قبل از میلاد مسیح در چین قدیم مرسوم بوده است. بدین نحو که بسیاری از ثروتمندان چین در ایام سلامت مبالغ به پزشک خود می پرداختند – برای اینکه در موقع بیماری اگر از پرداخت حق العلاج و هزینه های معالجه عاجز می ماندند پزشکی که قبلا در موقع سلامتی بیمار از او پول گرفته او را معالجه نماید- این رویه تقریبا امروزه نیز اساس بیمه بیماری خصوصی را تشکیل می دهد زیرا بیمه شده در دوران سلامتی مبالغی را به بیمه گر می پردازدو در موقع بیماری موسسه بیمه گر هزینه بیماری و معالجه بیمه گذار را پرداخت می کند.
در مصر قدیم و هند قدیم نیز اجتماعاتی از افراد خیر تشکیل می شدو اعاناتی در صندوقی جمع آوری می گردید و هر وقت عضوی مریض می شد که قادر به پرداخت هزینه معالجه خود نبود از این صندوق به او کمک می شد.
در اروپا مدارک تاریخی برای شروع بیمه بیماری مربوط به قرن 13 می شود. در این قرن بیمه بیماری برای حملیت از دریانوردان بیمار در کشورهای اروپا بوجود آمد. من باب مثال در دو شهر قدیمی ((اولرون )) و ((ویسبی))در قوانینی که بین سالهای 1266الی 1798 وضع شدند مواردی مربوط به بیمه بیماری دیده میشود. ویسبی شهری بوده است واقع در جزیره ((گوتلند))در دریای آدریاتیک ، در قوانین این شهر ذکر شده :

 


(( چنانچه تاجری ناخدای کشتی را مجبور به بیمه کشتی نماید ، تاجر نیز ناگزیر است که حیات ناخدا را در برابر مخاطرات دریا بیمه نماید. ))
در یکی از قوانین شهر ((اولرون )) چنین ذکر شده :
((چنانچه بیمار به هر یک از کارکنان کشتی رو آورد، مادامیکه آن کارگر بیمار در خدمت کشتی استناخدا باید آن مریض را در ساحل پیاده کرده و برای او بالاپوش و روشنایی تامین کند و همچنین باید برای او یکی از غلامان کشتی را بخدمت گمارد و یا زنی را اجیر کرده و بحفاظت و پرستاری او انتخاب نماید.))
در قرون وسطی در اروپا ، اصناف تشکیلاتی برای حمایت از اعضای خود بوجود آوردند. عضو هر صنف ضمن ادای سوگند متعهد می شد که مختصری از مزد خود را برای عضو بیمار و هزینه های معالجه او بپردازد.
در سال1663 میلادی دولت هلند سربازان خود را در برابر از دست دادن دستها و پاها و چشمها بیمه نمودند.
با توجه به اینکه بیمه باربری و آتش سوزی و عمر مجاوز از چند قرن قبل در انگلستان بوجود آمده و با پیدایش راه آهن ، بیمه حوادث راه آهن نیز در آن سرزمین پیریزی گردید ، معذالک تا اواخر قرن 18 در آن کشور که پیشرو صنعت جهانی بیمه می باشد، بیمه بیماری بوجود نیامد. احتمالا پیدایش بیمه بیماری پس از انقلاب صنعتی و با ظهور کارخانجات و کارگاههای بزرگ ماشینی ضروری شناخته شد. این استدلال از این جهت صحیح بنظر می رسد که قبل از انقلاب صنعتی ، مردم از زندگی کشاورزی برخودار بودند و در بین کشاورزان عامل مهمی که آنها را بطور جمعی دچار تاملات و نگرانی برای بیماری بنماید وجود نداشت. در حالی که زندگی صنعتی و سوانح ماشینی که باعث ضایعات بدنی می شد و بالاخره استنباطات جدید از فلسفه اجتماعی تغییراتی در اجتماعات و افکار بوجود آورد و عوامل مزبور باعث شد بیمه بیماری بوجود بیاید.
در انگلستان در اوایل قرن 19 انجمن هایی که از اتحادیه های صنفی ریشه می گرفت و بنام انجمن یاران نامیده می شدند تشکیل گردیدند ، در این انجمن ها اگر اعضای آن دچار بیماری می شدند مورد حمایت اعضا قرار می گرفتند.
در سال 1848 یکی از شرکت های بیمه انگلستان با همکاری راه آهن آن کشور یک نوع بلیط مسافرت انتشار داد که با خرید آن بلیطها اگر مسافر در طول سفر خود در اثر سوانح با جراحات سخت و ضایعات بدنی مواجه می شد معالجات این نوع مسافرین را شرکت بیمه تقبل می کرد.
آغاز بیمه بیماری در آمریکا در اواسط قرن 19 می باشد. در سال 1847 شرکت بیمه بهداشت ((ماساچوست )) بوجود آمد. این شرکت و شرکت های مشابه آن که در این دوره در آمریکا بوجود آمدند از روش انجمن های یاران انگلستان پیروی می کردند و نرخیس که برای بیمه معین نموده بودند همان نرخ موسسات انگلیسی بود.
بنظر می رسد شرکت بیمه بهداشت ((ماساچوست )) نخستسن شرکتی بوده باشد که بیمه سوانح را در آمریکا بوجود آورده، این شرکت ابتدا با سرمایه 50000 دلار تشکیل یافت و مانند همه بیمه گران اولیه تعهدات و قراردادش بصورت بلیط بود که در زیر نمونه ای از این نوع بیمه نامه درج می گردد :
شرکت بیمه بهداشت ((فرانکلین ماساچوست )) با سرمایه 50000دلار، با اجازه خاص بیمه در برابر سوانح و اتفاقات .
((این بیمه نامه برذمه دارد که با پرداخت پانزده سنت به شرکت بیمه بهداشت ((فرانکلین )) خریدار را نام و زمان خریدش در این ورقه مندرج است برای مدت بیست و چهار ساعت پس از تاریخ مندرج بیمه نماید و شرکت بیمه بهداشت ((فرانکلین)) متعهد است که به شخص مذکور به شرط اینکه در مدت قانونی این قرارداد دچار لطمه و جراحتی به علت حادثه راه آهن و قایق مسافری بشود که ده روز بستری و از کار بازمانده گردد ، مبلغ دو.یست دلار پرداخت نماید و نیز چنانچه حادثه حاصله وسیله راه آهن و قایق مسافری به حدی باشد که او را از ادامه کارش ناتوان و عاجز سازد و یا بمدت دو ماه بستری سازد ، این شرکت متعهد است که بجای دویست دلار فوق الذکر مبلغ چهارصد دلار پرداخت نماید. پرداختها باید سی روز پس از اطلاع و ثبوت آن برای شرکت انجام گیرد.))
امضاء دبیر((استیفن بیتس))

 

وجوه مندرج در این بیمه نامه بنظر می آید که فی الواقع کم و ناچیز می باشد ولی نباید فراموش کرد که این مبلغ فقط در برابر پرداخت 15سنت حق بیمه داده می شده.
در سال1899 دو شرکت بیمه آمریکایی موسوم به شرکت بیمه عمر ((آتنا)) و شرکت بیمه ((مسافران)) یک نوع قرار داد بیمه بیماری بوجود آوردند که بموجب آن بیمه شدگان در برابر خسارتا ناشی از بیماری بیمه شدند ولی در این قرار دادها امراض سل – امراض مقاربتی – جنون- امراض ناشی از استعمال الکل و مواد مخدر مستثنا شده بود.
در سال 1914 شرکت بزرگ بیمه آمریکایی ((متروپولیتین)) وارد بازار بیمه بیماری آمریکا شد و بخصوص با شروع بیمه جمعی ، بیماری فعالیت در این رشته از بیمه گری را در آمریکا توسعه فوق العاده داد .
امروزه بیمه بیماری یکی از رشته های مهم بیمه گری در جهان محسوب می شود. در بعضی از کشورهای سرمایه داری معالجات افراد جامعه از وظایف دولتها شناخته شده و این رشته از صنعت بیمه ملی شده است- در سایر کشورهای مشابه نیز اجرای بیمه بیماری از طریق بیمه های اجتماعی کارگران- بیمه اجتماعی روستاییان و بیمه های خصوصی شامل کلیه افراد جامعه گردیده است.

قسمت دوم – تعریف بیمه بیماری :
منظور از بیماری : تردیدی نیست که کلیه افراد بشر در معرض خطر امراض گوناگون قرار گرفته اند و با وجود پیشرفت های فوق العاده علم طب، معذالک بشر هنوز نتوانسته است بر کلیه امراض فائق گردد. برای اینکه افراد بیماری بهبودی حاصل کنند ناچارند بابت دارو ، پزشک ، بیمارستان و غیره مبالغی بپردازند که مخارج مزبور را بیمار ویا فامیل او تقبل کنند . در اجتماعات کنونی و ممالک مترقی معمولا کلیه کارگران و یا کارمندان از بیمه های جمعی استفاده می کنند و در این گونه موارد مخارج بیماری را دولت و یا موسسات مربوطه دولتی می پردازند. سایر طبقات مردم نیز ممکن است از بیمه بیماری استفاده کنند، نسبت به اینکه اشخاص بخواهند در برابر چه قسمت از خطرات بیماری تامین داشته باشند نوع بیمه بیماری فرق می کند.
معمولا بیمه بیماری خصوصی را از نظر فوق می توان به سه دسته تقسیم کرد:
بیمه بیماری هزینه معالجه
بیمه بیماری مشارکت در هزینه معالجه
بیمه بیماری با غرامت روزانه
قبل از اینکه بشرح بیمه بیماری بپردازیم می بایستی اصطلاحاتی که همواره در اینگونه مواقع بکار برده می شوند شرح داده شود.

 


تعریف بیماری :
مرض و بیماری عبارتست از تغییر نامسعد و اختلال در عمل عادی اعضا و جهاز بدن که از طرف مرجع پزشکی قابل تشخیص بوده و ارتباطی به اراده بیمه شده نداشته باشد – نقص و عدم کمال جسمی که در ابتدای تولد و یا بتدریج در شرایط عادی عارض شده و همچنین ناتوانایی جنسی مردان ئ نازایی زنان از نقطه نظر بیمه ، بعنوان مرض یا بیماری را ندارد.
غرامت : عبارت است از مبلغ مقطوعی که برای جبران صدمات وارده به بیمه شده در اثر حادثه و مورد معین پرداخت می گردد.
هزینه معالجه: عبارت از مخارجی است که برای اعاده سلامتی بیماری هایی که در اثر حادثه و یا امراض پیش آمده می بایستی پرداخت گردد و معمولا از دو قسمت تشکیل می شود.
هزینه اصلی معالجه و هزینه فرعی معالجه : هزینه اصلی معالجه عبارتست از مخارج پزشک ، دارو و بیمارستان.
هزینه فرعی مخارجی است که برای افراد حتی پس از اعاده سلامتی نیز مورد احتیاج است. من باب مثال هزینه مربوط به اشعه های درمانی – حمامهای طبی را می توانیم ذکر کنیم.

 

 

 

بیمه بیماری هزینه معالجه :
در بیمه بیماری هزینه معالجه ،بموجب قرار دادی که بین بیمه گر و بیمه گذار منعقد می گردد بیمه شده در برابر مبلغ معینی حق بیمه می نماید و موسسه بیمه یا بیمه گر متعهد می شود در مواقع بروز مرض هزینه بیمه شده را تحت شرایط معینی بپردازد.
بطور کلی تعهدات اساسی اغلب شرکتهای بیمه در مورد بیمه بیماری اعم از تعهدات اصلی و فرعی بشرح زیر می باشد:
1- هزینه پزشک – این هزینه عبارتست از ویزیت پزشکان – حق الشور و مخارج مربوط به معالجات مخصوص ، از قبیل معاینات پزشکی – عملیات جراخی مختصر- پانسمان- امتحانات با اشعه (رونتگن) – اشعه رادیومو غیره.
2- مخارج بیمارستان – عبارتست از مخارج مربوط به بستری کردن و پرستاری – مخارج پزشک – مخارج عمل ، منجمله مخارج سایر پزشکان که در عمل مشارکت دارند – مخارج بیهوشی و همچنین حق اطاق عمل و مخارج حمل ونقل بیمار به بیمارستان.
3- مخارج دارو- عبارتست از بهای دارو هایی که توسط پزشکان تجویز می شود و از دارو خانه خریداری میگردد.
-4مساعده برای مخارج دندان و دندان مصنوعی - اصولا در بیمه بیماری عوارض مربوط به فرسودگی دندان قابل بیمه شدن نمی باشد- زیرا دندانها خود به خود در اثر ساییدگی فرسوده می شوند و به این جهت معمولا برای معالجه دندانهای کسانی که بیمه شده اند شرکتهای بیمه فقط مبلغ معینی به عنوان مساعده پرداخت می کنند.
5-وسائل فرعی معالجه –برخی از وسائل معالجه بطور اساسی در معالجه بیماری موثر نبوده و از فروع معالجهمی باشند. مثلا حمامهای طبی می باشند. مثلا حمامهای طبی- اشعه های درمانی – عینک – سمعک – کفش های طبی – جوراب واریس و غیره .
6- مخارج تولد – معمولا در موقعی که بیمه شده ای صاحب اولاد میشود ، در موترد زایمان طبیعی ، مرض و یا بیماری بوقوع نمی پیوندد، معذالک در بیمه های بیماری خصوصی برای مساعده زایمان مبلغی پیش بینی می شود که به بیمه شدگان پرداخت می گردد. مبلغ این مساعده ممکن است به نسبت مدت قرار داد تغییر کند.
7- هزینه کفن و دفن – در بعضی از بیمه های بیماری خصوصی پیش بینی می شود که در موقع فوت بیمه شده مبلغی به عنوان هزینه کفن و دفن پرداخت می شود. مبلغ مساعده بابت کفن و دفن نیز ممکن است به نسبت مدت قرار داد بیمه تغییر کند.
با توجه به تعریف بیمه بیماری که فوقا ذکر شد دیده می شود که قسمتی از امراض به مرورو تدریجا بروز می کند بیمه بیماری شامل آنها نمی شود. اما باید در اینجا متذکر بشویم که گر چه عموما بیمه بیماری شامل اینگونه بیماری ها نمی شود ولی ممکن است با دریافت حق بیمه بیشتر بیما ریهای مزبور نیز مشول بیمه بیماری بشود – چنانچه بیمه شده به وسیله اظهارات نادرست عمدی باعث اغفال بیمه گر شود ،نه فقط بیمه گر ملزم به پرداخت هزینه معالجه نخواهد بود ، بلکه می تواند فورا لغو قرارداد را به بیمه شده اطلاع دهد.

 


بیمه بیماری مشارکت در هزینه معالجه :
در اغلب ممالک مترقی جهان بیشتر کارمندان و کارگران از بیمه های جمعی دولتی استفاده می کنند.
گاهی از اوقات ممکن است کارمندان و یا کارگران مزبور علاوه بر اینکه بیمه های جمعی شامل حال آنها است از بیمه خصوصی نیز استفاده کنند – البته این نوع قراردادهای بیمه در واقع یکنوع قرارداد تکمیلی است که به بیمه نامه اصلی ملحق و ضمیمه آن می شود- اینگونه قرار دادها معمولا برای پرداخت هزینه های اضافی منعقد می گردد. بدین معنی که فرض می کنیم یک کارمند دولت ویا یک کارگر جمعی بیماری استفاده میکنند و در قرار داد حداکثری برای هزینه دارو و مخارج پزشک در نظر گرفته شده ، همچنین میزان مخارج بستری شدن در بیمارستان تعیین گردیده و ممکن است در موارد خاص هزینه دارو ویا مخارج پزشک ویا مخرج بستری شدن در بیمارستان از حداکثر هزینه پیش بینی شده درقرار داد قانونی تجاوز کند . برای اینکه بیمه شده در برابر این گونه هزینه های اضصافی نیز بیمه شده باشد ، با یک کمپانی بیمه خصوصی قراردادی منعقد می نمایدکه در مورد هزینه هایی که از نظر مبلغ یا زمان معالجه از حد مجاز مندرج در قراداد اولیه بیمه تجاوز کند پرداخت مخارج اضافی را شرکت بیمه خصوصی تقبل نماید. در اینجا برای روشن روشن مطلب مثالی می زنیم- فرض می کنیم یک نفر از کارمندان دولت در شرکت بیمه دولتی بیمه شده است ، در شرایط بیمه مزبور برای هزینه بیماری حداکثر هزینه دارو 2000 ریال و حداکثر هزینه پزشک 5000 ریال و حداکثر هزینه پرداختی بابت بستری شدن 30000 ریال پیشبینی شده باشد. حال شخص مزبور در نزدیک شرکت خصوصی بیمه می شود که در برابر پرداخت مبلغ معینی خود را برای هزینه دارو ، پزشک و بیمارستان که از مبالغ فوق تجاوز کند ، برای مبالغی که تجاوزمی شود بیمه می نماید. حال اگر این کارمند مریض شود و مدت مدیدی در بیمارستان بستری گردد و مخارج معالجه او 50000 ریال بشود در این موقع 30000 ریال از هزینه را شرکت بیمه دولتی و 20000 ریال مازاد را شرکت بیمه خصوصی پرداخت خواهد کرد. بطور کلی اینگونه قراردادهای بیمه در موقعی منعقد می شود که بیمه شده بخواهد خود را در برابر خطرات بزرگ بیماری بیمه کند.

 

بیمه بیماری با غرامت روزانه :
هرگاه کارمند یا کارگری مریض شود ، علاوه بر اینکه برای بهبودی خود میبایستی مبالغی بپردازند ، از کار خود نیز بیکار می شود و از این راه هم خساراتی به او وارد میگرددزیرا موسسه یا شرکت کارفرما حقوق یا مزد روزانه کارگر روز مزد خودرا در مدت بیماری پرداخت نمی کند برای اینکه ، در مقابل این خطر کارگر مزبور بیمه شده باشد ، بیمه بیماری با غرامت روزانه بوجود آمده است – در این مواقع علاوه بر این که شرکت یا موسسه بیمه پرداخت هزینه دارو –هزینه پزشک و مخارج بیمارستان را تحت شرایطی قبول نماید، علاوه بر آن تعهد می کند در مواقع بیماری روزانه مبلغ معینی غرامت روزانه به بیمه شده بپردازد.
در اینگونه قراردادهای بیمه ، ذکر دو مطلب حائز اهمیت است :اول اینکه غرامت روزانه از روز اول بیماری پرداخت نمی شود. مثلا از روز سوم یا پنجم پرداخت می شود که در این حالت عدم پرداخت هزینه چند روز اول فرانشیز بیمه می باشد. مطلب دوم اینست که هیچ وقت مبلغ غرامت روزانه از میزان مزد نمی بایستی تجاوز کند- در این گونه قراردادها شرط دوره انتظار نیز می بایستی مراعات گردد- در قراردادهای عادی بیمه بیماری معمولا برای پرداخت غرامت روزانه دوره انتظار سه ماهه پیش بینی می شود.

 

محدود کردن تعهدات موسسه بیمه :
در بیمه بیماری نیز مانند سایر انواع بیمه موسسات بیمه گر با ذکر شرایط خاص در بیمه نامه به طرق مختلف تعهدات خود را محدود میکند. در موارد زیردر بیمه بیماری تعهدات بیمه گر محدود میگردد:
1- دوره انتظار :
دوره انتظار عبارتست از دوره ای که پس از گذشتن آن دوره تعهدات موسسه بیمه برای پرداخت هزینه معالجه و یا غرامت شروع می شود. به عبارت دیگر در مورد برخی بیماری ها شروع تعهدات موسسه بیمه مشروط بر آنست که اولین تشخیص پزشکی بیماری ویا علایم اولیه آن بعد از انقضاء یا دوره انتظار به وقوع بپیوندد- در بعضی موارد ممکن است دوره انتظار مراعات نشود و شروع تعهدات موسسه بیمه به محض امضاء قرارداد و پرداخت اولین قسط حق بیمه باشد. مثلا برای امراض عفونی زیر :
آبله مرغان – سرخک – مخملک- دیفتری – سیاه سرفه – اوریون – کزاز – بادسرخ – فلج اطفال – مننژیت مغز – حصبه – پاراتیفوئید- تب مالت- وبا – تیفوس و نظایر آن. تعهدات موسسه بیمه از شروع قرارداد آغاز می شود مشروط بر اینکه تسشخیص پزشکی بیماری قبل از تاریخ شروع بیمه نامه نباشد – بطور عادی در قراردادهای بیمه ، دوره انتظار سه ماهه می باشد ولی در مورد بعضی از امراض ممکن است دوره انتظار بیشتری پیش بینی شود. مثلا برای تنگی نفس و آپاندیسیت و قرحه های معده و اثنی عشر دوره انتظار شش ماه می باشد و برای آب مروارید چشم و بیماری مضمن گوش و سینوزیت ، دوره انتظار نه ماهه و برای امراض سل – امراض قلبی و تورم کیسه صفرا – سنگ کلیه – بیماری های تناسلی و بیماری های مربوط به تغییر شکل استخانها و مفاصل و صرع – امراض دماغی و سرطان ، دوره انتظار ساله می باشد.
2- مشارکت بیمه شده در هزینه های معالجه :
شرکت های بیمه در موقع تهیه قرارداد بیماری شرایطی در قرارداد پیش بینی میکنند که به موجب آن بیمه شده در هزینه معالجه مشارکت میکند- در این قراردادها برای بی علاقه کردن بیمه شده به حفظ خود ، همچنین احتمالا برای جلوگیری از بعضی سوءاستفاده ها پیش بینی می شود که بیمه شده در هزینه معالجه مشارکت داشته باشد. مبلغی را که بیمه شده در هر مورد پرداخت می کندو یا بیمه گجر از پرداخت آن معاف است فرانشیز می نامند. فرانشیز معمولا به چهار نوع زیر طبقه بندی می شود :
الف- فرانشیز حداکثر : در این سیستم در موقعی که مخارجی پیش آمد میکند موسسه بیمه در مورد هر بیمه شده در طول مدت قرارداد تا 5 هزار تومان هزینه معالجه پرداخت می شود موسسه بیمه در مورد هر بیمار تمام مخارج معالجه را در طول مدت قرارداد تا 5 هزار تومان می پردازد ولی اگر مخارج از 5 هزار تومان بیشتر شود مبلغ اضافه بر آنرا بیمه شده باید بپردازد.
ب – فرانشیز تقسیم به نسبت : در این سیتم مخارج هر چه باشد به نسبت معینی بین بیمه و بیمه شده تقسیم می گردد. مثلا فرض می کنیم که در قراردادپیش بینی شود 75 درصد هزینه معالجه بعهده موسسه بیمه و 25 درصد هزینه معالجه بعهده بیمه شده است ، در این موقع اگر مثلا 200 تومان هزینه معالجه بشود ، 150 تومان را موسسه بیمه و 50 تومان را بیمه شده می بایستی بپردازد.
ج- فرانشیز تفریقی : در این سیستم هزیته های مربوطه تا حداقل معینی بعهده بیمه شده است و اگر از آن مبلغ تجاوز کند مبلغ تجاوز شده به عهده موسسه بیمه می باشد. در مثال فوق اگر میزان فرانشیز 70 تومان باشد خسارت تا 70 تومان به عهده بیمه شده است و 130 تومان بقیه به عهده موسسه بیمه خواهد بود.
د- فرانشیز کلی : در این سیستم هزینه های مربوط تا مقدار معینی بعهده بیمه شده است ولی اگر هزینه معالجه از مبلغ مزبور تجاوز کند کلیه هزینه ها بعهده شرکت خواهد بود . مثلا در قرارداد فرانشیز کلی برابر 50 تومان پیش بینی میشود کلیه هزینه ها تا 50 تومان بعهده بیمه گذار است
ولی اگر هزینه 51 تومان بشود موسسه بیمه تمام 51 تومان را میپردازد .
3-محدودیت دوره تعهد :
تقریبا در کلیه قرارداد های بیمه بیماری،تعهد موسسه بیمه مربوط به زمان معین و محدود مثلا شش ماه –یکسال یا دو سال میباشد و چنانچه پس از سپری شدن مدت بیمه نامه بیماری بروز کند موسسه بیمه تعهدی قبول نخواهد کرد . بر این امر یک استثنا وجود دارد و ان در مورد زایمان است ،اگر زایمان بیمه شده ظرف نه ماه بعد از انقضا مدت قرارداد روی میدهد تعهد بیمه گرمبنی بر پرداخت هزینه زایمان کماکان باقی می ماند .
4- مستثنیات مندرج در قرارداد
در قراردادهای بیمه بیماری ، تعهدات موسسه بیمه بواسطه بعضی از استثنائات محدودمی شود.
استثنائات بیمه بیماری بشرح زیر می باشد:
الف- نقض مادرزادی .
ب- گذاشتندندان مصنوعی و روکش و پل دندان .
ج- امراضی که ناشی از حوادث زیر می باشد:
جنگ داخلی – انقلاب – اعتصاب و نزاع – نوشیدن مشروبات مواد مخدره- شرکت در مسابقات ورزشی خطرناک .

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  31  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله بیمه بیماری