فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله وظایف تربیتی والدین از دیدگاه قرآن و حدیث

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله وظایف تربیتی والدین از دیدگاه قرآن و حدیث دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 پدر و مادر مسئول سلامت و رشد جسمی و روحی و مهم ترین عامل سعادت و یا شقاوت فرزندان خود هستند، هر چه آنها در این زمینه سرمایه گذاری و تلاش بیشتری کنند نتیجه و ثمر آن را در آینده بیشتر خواهند دید.
حساس ترین وظیفه پدر و مادر در برابر فرزندانشان، تربیت صحیح آنان است.
اسلام شخصیت آینده کودک را مرهون تربیت و پرورش و مراقبت پدر و مادر می داند و برای تمام لحظات زندگی و دوران عمر افراد، دستورات خاص و مقررات ویژه ای دارد.
یکی از مسائل مطرح شده در اسلام، مسئله وظایف والدین در تربیت فرزندان است که در نظر قرآن و اهل بیت(ع) جایگاه ویژه ای دارد.
در این مقاله به بررسی برخی از وظایف تربیتی والدین در برابر فرزندان از دیدگاه قرآن و روایات پرداخته شده است:
اهمیت تربیت خانواده در قرآن و حدیث
خداوند متعال در سوره فرقان یکی از ویژگی های بندگان راستین را توجه خاص به تربیت فرزند و خانواده خویش می داند تا آن جا که آنها برای خود در برابر آنها احساس مسئولیت فوق العاده ای می کنند چنان که می فرماید: «آنها پیوسته از درگاه خدا می خواهند و می گویند پروردگارا از همسران و فرزندان ما کسانی قرار ده که مایه روشنی چشم ما گردد»
مسلما چنین افرادی آنچه در توان دارند در تربیت فرزندان و همسران و آشنایی آنها به اصول و فروع اسلام و راه های حق و عدالت، فروگذار نمی کنند و در آنجا که دستشان نمی رسد دست به دامن لطف پروردگار می زنند و دعا می کنند.
همچنین در آیه شش سوره التحریم خیرخواهی برای اعضای خانواده و تربیت دینی آنان را تکلیفی بایسته برعهده مومنان دانسته، روی سخن را به همه مومنان کرده و دستوراتی درباره تعلیم و تربیت همسر و فرزندان و خانواده به آنها می دهد و می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید! خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان ها و سنگ ها هستند نگاهدارید.»
نگهداری خویشتن به ترک معاصی و عدم تسلیم در برابر شهوات سرکش است، و نگهداری خانواده به تعلیم و تربیت و امر به معروف و نهی از منکر و فراهم ساختن محیطی پاک و خالی از هرگونه آلودگی، در فضای خانه و خانواده است.
این برنامه ای است که باید از نخستین سنگ بنای خانواده، یعنی از مقدمات ازدواج، و سپس نخستین لحظه تولد فرزند آغاز گردد، و در تمام مراحل با برنامه ریزی صحیح و با نهایت دقت تعقیب شود.
به تعبیر دیگر حق زن و فرزند تنها با تأمین هزینه زندگی و مسکن و تغذیه آنهاحاصل نمی شود، مهم تر از آن تغذیه روح و جان آنها و به کار گرفتن اصول تعلیم و تربیت صحیح است.
از آیه فوق، و روایاتی که درباره حقوق فرزند و مانند آن در منابع اسلامی وارد شده، به خوبی استفاده می شود که انسان در مقابل همسر و فرزند خویش مسئولیت سنگین تری نسبت به دیگران دارد، و موظف است تا آنجا که می تواند در تعلیم و تربیت آنها بکوشد، آنها را از گناه بازدارد و به نیکی ها دعوت کند، نه اینکه تنها به تغذیه جسم آنها قناعت کند.
در حدیثی می خوانیم: هنگامی که آیه فوق نازل شد، کسی از یاران پیامبر(ص) سؤال کرد: چگونه خانواده خود را از آتش دوزخ حفظ کنم؟ حضرت(ص) فرمود: آن ها را امر به معروف و نهی از منکر می کنی، اگر از تو پذیرفتند آنها را از آتش دوزخ حفظ کرده ای، و اگر نپذیرفتند وظیفه خود را انجام دا ده ای»
امیر مومنان علی(ع) نیز در تفسیر آیه فوق فرمود: «منظور این است که خود و خانواده خویش را نیکی بیاموزید و آنها را ادب کنید.»
همچنین امام سجاد(ع) در رساله حقوق خود با اشاره به این موضوع، تربیت نیکو و کمک برای ایجاد رفتار صحیح در فرزندان را از وظایف والدین برشمرده و فرموده است: «و اما حق فرزندت آن است که بدانی او از توست و خیر و شر او در همین دنیا به تو نسبت داده می شود و تو نسبت به تربیت شایسته او و راهنمایی اش به سمت و سوی خدا و کمک به خداپرستی اش، مسئولی و در این مورد، پاداش یاکیفر داده خواهی شد. پس در کار تربیت فرزند، چنان رفتار کن که اگر در این دنیا آثار خوب داشت، مایه آراستگی و زینت تو باشد و با رسیدگی شایسته ای که نسبت به او داشته ای، نزد پروردگارت عذر و حجت داشته باشی!»

وظایف تربیتی والدین

انتخاب نام شایسته
انتخاب نام خوب برای کودک امری بسیار مهم وحساس است که تأثیر زیادی بر شخصیت و روح و روان او دارد، نام زیبا و شایسته، نماد هویت و شخصیت آینده هر فرد و مایه افتخار و مباهات وی خواهد بود.
رسول خدا(ص) انتخاب نام نیک را از حقوق فرزند بر گردن پدر می دانست و می فرماید: «فرزندانتان را به نام انبیا اسم گذاری کنید.»

مهر و محبت
محبت اساس موفقیت خانواده و از مؤثرترین روش های تربیتی است که در فرهنگ اسلامی به آن توجه خاصی شده.
اسلام دستور داده که پدر و مادر باید براساس محبت فرزندان را تربیت کنند. چنان که پیامبرگرامی اسلام(ص) نیز می فرماید: کودکان را دوست بدارید و نسبت به آنها مهربان باشید.»
کودک بیش از هر کس تشنه محبت والدین خود می باشد. کودکی که در کانون مهر و محبت والدین خود پرورش یافته است دارای آرامش روانی، امنیت خاطر، اعتماد به نفس، اعتماد به والدین، الگوگیری در مهرورزی به دیگران و پیشگیری از انحرافات است، و بهتر می تواند با مشکلات و حوادث سهمگین دوران بلوغ و تغییرات جسمی و روانی روبه رو گردد و با آرامش و اطمینان قدم به عرصه اجتماع گذارد.
ارتباط عاطفی با فرزند موجب می شود که وی با والدین خویش صمیمی باشد، به آنان اعتماد کند و آنان را پناهگاه خویش در بحران های زندگی بداند. خداوند در قرآن کریم، خطاب به پیامبرش می فرماید: «به خاطر رحمت خدا بود که تو با آنان ارتباط صمیمی و مهرآمیزی پیدا کردی، اگر خشن بودی، هیچ کس دور تو جمع نمی شد.»
در این میان والدین بسیاری هستند که به فرزندان خود محبت فراوان دارند اما آن را ابراز نمی کنند. محبت وقتی سازنده و تأثیرگذار خواهد بود که فرد مورد محبت از آن آگاهی یابد؛ این نیاز، را می توان به شکل های گوناگون از جمله بوسیدن کودک، در آغوش گرفتن، گفتن جملات زیبا و محبت آمیز، خریدن هدیه و اسباب بازی و... برآورده کرد.
از نکات بسیار مهمی که والدین باید در این زمینه به آن توجه داشته باشند این است که از زیاده روی و افراط در محبت بپرهیزند که این خود نیز مشکلاتی را به دنبال خواهد داشت.
خداوند در سوره منافقون مسلمانان را از محبت و علاقه زیاد به مال و فرزند که باعث غفلت از یاد خدا می شود، برحذر می دارد و می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید مبادا اموال و فرزندانتان، شما را از یاد خدا غافل گرداند و هر کسی چنین کند از زیان کاران است.»
محبت زیاد و بی جا، موجب نازپروردگی، لوس بار آمدن و از خود راضی شدن کودک می شود و به سبب وابستگی شدید کودک به والدین، فرزندان را از کسب استقلال باز می دارد و در حقیقت زمینه ضعف و سستی کودک و عدم شکیبایی و پایداری او در مقابل مشکلات را فراهم می کند.
امام باقر(ع) در این باره می فرماید: «بدترین پدر کسی است که در نیکی از حد اعتدال خارج شود و به زیاده روی بگراید و بدترین فرزندان فرزندی است که در اثر کوتاهی، به عاق والدین دچار شود.»

سالم سازی محیطرشد فرزندان
پرورش صحیح فرزندان بدون توجه به ایجاد فضای سالم و مناسب و آرام میسر نمی شود.
قرآن کریم با تأکید بر ایجاد خانواده سالم و آرام، براین نکته تأکید کرده، می فرماید: «و از نشانه های او این است که همسرانی از (جنس) خودتان برای شما آفرید، تا بدان ها آرامش یابید، و در بین شما دوستی و رحمت قرار داد؛ قطعاً در آن ها نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند.»
نابسامانی خانواده، اختلاف و درگیری بین والدین، عدم رابطه صمیمی میان اعضای خانواده به ویژه والدین، در نتیجه فقدان امنیت و آرامش در خانواده، تربیت صحیح فرزند را تهدید و به مخاطره می اندازد.
در روایات زیادی به موضوع حسن خلق در خانواده اشاره شده است و این دلیل بر آن است که خوش رفتاری اعضای خانواده با یکدیگر تأثیرات مثبتی بر زندگی فرزندان می گذارد. امام باقر(ع) در زمینه اهمیت خوش رفتاری در کانون خانواده می فرماید: «هرکس احسان و نیکی به خانواده اش کند، عمرش طولانی می شود.»
وجود رابطه صمیمی بین والدین باعث به وجود آمدن آرامش در زندگی می گردد و موجب می شود تا کودک در محیط خانواده احساس امنیت داشته باشد.
از دیگر اموری که در سالم سازی محیط رشد فرزندان تأثیر فراوان دارد، آموزش بسیاری از مسائل ضروری برای زندگی کودک از وظایف و حقوق و حدود، معاشرت با افراد و آموزش رفتارها و روحیات صحیح اخلاقی متناسب با رشد و سن او است. این موضوع تأثیر فراوانی بر تغییر روحیه دینی و بینش معنوی کودکان خواهد گذاشت.
حضرت لقمان در آیات 18 و 19 سوره لقمان چند نکته اخلاقی مهم را به فرزندش گوشزد کرده، به فرزند خود نخست تواضع و فروتنی و خوشرویی را توصیه کرده می گوید: «با بی اعتنایی از مردم روی مگردان و مغرورانه برروی زمین راه مرو در راه رفتنت اعتدال را رعایت کن و در سخن گفتنت نیز رعایت اعتدال نما و از صدای خود بکاه و فریاد مزن.»
بیان این نکات از طرف حضرت لقمان و انعکاس آن ها در قرآن خود ضرورت آموزش نکات اخلاقی و اجتماعی را می رساند.

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 10   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله وظایف تربیتی والدین از دیدگاه قرآن و حدیث

دانلود مقاله ظهور منجی در باور پیشینیان

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله ظهور منجی در باور پیشینیان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

دراین مقال سعی ما بر این است که باور به ظهور منجی را در باور پیشینیان به بررسی و تحقیق بگذاریم.
برای اختصار به ذکر پاره ای از منقولات می‌پردازیم.
زرتشت فرموده است:
" هنگامیکه سزای این گناهکاران فرا رسد پس آنگاه ای مزدا کشور ترا بهمن در پایان برپا کند خواستاریم از آنانی باشیم که زندگی تازه کنند آری آنگاه به کامیابی به کامیابی جهان دروغ را شکست از پی‌رسد. "(1)
چنانچه از این پیشگویی بدست می آید سرانجام جهان بدست فردی به نام بهمن ، که در فرهنگ دینی زرتشتیان مظهر قدرت و توانایی خداوند است- از آلودگی پاک خواهد شد. مجرمان به مجازات خود می‌رسند و دروغ و نادرستی شکست خورده رخت از جهان برمی‌بندد و خلاصه در یک کلام نظام الهی در زمین برپا می‌شود. در پایان نیز می‌بینیم که زرتشت نیز خود از خداوند درخواست حضور در آن دوره نورانی را می‌نماید.
این آینده درخشان در قسمتی دیگر از سخنان زرتشت با تکیه روی موضوع انتظار و نیز برپایی نظام الهی مورد تاکید قرار گرفته آنجا که آمده است:
" کی ای مزدا بامداد روز فراز آید جهان دین راستین فراگیرد کیانند آنان که بهمن به یاریشان خواهد آمد."(2)
در کتاب زبور پس از دلداری به حضرت داوود (ع) چنین آمده است:
" از شریران رنجیده مشو زیرا همچون علف زود بریده می‌شوند... زیرا که شریران منقطع می‌شوند اما متوکلان به خدا وارث زمین خواهند شد... شریران شمشیر را کشیدند و کمان را چله کردند تا آنکه مظلوم و مسکین را بیازارند و کمانهای ایشان شکسته خواهد شد... خداوند روزهای صالحان را می‌داند و میراث ایشان ابدی خواهد شد، متبرکان خداوند وارث زمین خواهند شد... صدیقان وارث زمین شده تا ابد در آن ساکن خواهند شد..."(3)
نکته جالب در این بشارت خاص هماهنگی شگفت انگیز موضوع آن با اشاره ایست که در قرآن مجید چنین بیان شده است:
" و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر انٌ الارض یرثها عبادی الصالحون"(4)
ملاحظه می‌نمایید که این هماهنگی روشن نشان از یک روند پیوسته از سوی ادیان الهی در باب مسایل مربوط به آینده جهان دارد.
در بخش دیگری از همین مزامیر آمده:
" قولها را به انصاف داوری خواهد کرد ، آسمان شادی کند و زمین مسرور گردد... صحرا و هرچه در آن است به وجد آید... زیرا که می‌آید زیرا که برای داوری جهان می آید ربع مسکون را به انصاف داوری خواهد کرد..."(5)در کتاب تورات در مورد حضرت ابراهیم (ع) آمده است:
" خداوند بر ابراهیم ظاهر گشته و گفت به ذریت تو این زمین را می‌بخشم تمام این زمین را که می‌بینی به ذریت تو تا ابد خواهم بخشید…"(6)
و در ادامه همین کتاب آمده:
" اگرچه تاخیر نماید برایش منتظر باش زیرا که البته خواهد آمد و درنگ نخواهد کرد بلکه جمیع امتها را نزد خود جمع می‌کند و تمامی قومها را برای خویش فراهم می‌آورد."
در این بشارت به حکومت ذریه حضرت ابراهیم بر جهان و نیز توصیه به انتظار و تاکید بر ظهور قطعی مصلح همراه با این خصوصیت که اقوام پراکنده را گرد هم خواهد آورد ، مورد تصریح قرار گرفته است.
در انجیل از قول حضرت عیسی(ع) آمده:
" پس بر حذر و بیدار شده و دعا کنید زیرا که نمی‌دانید آن وقت کی می‌شود . زیرا که نمی‌دانید صاحب خانه کی می آید در شام یا بانگ خروس یا صبح، مبادا ناگهان آمده شما را خفته یابد."(7)
همچنین از قول حضرت عیسی(ع) آمده:
" اما چون پسر انسان در جلال خود با جمیع ملائکه مقدس خود آید آنگاه بر کرسی جلال خود خواهد نشست و جمیع امتها در حضور او جمع شوند و آنها را از همدیگر جدا می کنند به قسمی که شبان میشها را از بزها جدا می کند."(8)
و نیز آمده است که :
" کمرهای خود را بسته چراغهای خود را افروخته بدارید و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را می‌کشند که چه وقت از عروسی مراجعت کند تا هر وقت آید در را بکوبد بی درنگ برای او باز کنند.خوشا به حال آن غلامان که آقای ایشان آید آنان را بیدار یابد ... پس شما نیز مستعد باشید زیرا در ساعتی که گمان نمی برید ، پسر انسان می آید."(9)
در اینجا بد نیست بدانیم که تعبیر "پسر انسان" بنا به تحقیقی که به عمل آمده(10) بیش از 80 بار در انجیل و ملحقات آن (مجموعه عهد جدید) تکرار شده که از این بیان 30 بار آن مربوط به خود حضرت عیسی (ع) است و 50 بار باقی مانده اشاره به نجات دهنده ایست که در آخر الزمان ظهور خواهد کرد.عیسی (ع) نیز با او خواهد آمد و او را جلال خواهد داد و از ساعت و روز ظهور او کسی جز خدا اطلاع ندارد .
در زمینه "پسر انسان" در یکی از اناجیل می خوانیم:
"در آن وقت علامت آمدن فرزند انسان بر فلک ظاهر شده و خواهند دید فرزند انسان را که بر ابرهای آسمان می آید با قدرت و جلال عظیم..."(11)
همانطور که قبلا بیان گردید در آثار دیگر مسلکها نیز اشاراتی به این حقیقت به چشم می خورد. هندوها از این مرد با نام " فرزند سید خلایق" یاد کرده اند. مانویان وی را "خردشهر ایزد" ، نام برده اند. برهماییان حضرتش را "ویشنو" و چینیان او را " کریشنا" ،بوداییان وی را " بودای پنجم" و... خوانده اند.
در اینجا توجه خواننده را به این نکته معطوف می‌داریم که صرف نظر از تفاوتهایی که در این کلمات اشارات و بشارتها وجود دارد آنچه که در بین همه آنها _ که در اینجا به صورت نمونه از بین شماری فراوان انتخاب گردیده_ مشترکا به چشم می خورد اینکه در انجام جهان به دنبال یک سلسه تحولات و دگرگونیها ، زمام گیتی در اختیار رهبری الهی قرار خواهد گرفت که او با بهره مندی از نیروی خدادادی و نیز سود جستن از همراهانی شیفته و فداکار و از خود گذشته بساط ظلم و جور را از زوی زمین برچیده،جهانی کران تا کران داد و دادگری به بار می آورد.و چنین است که مسلمانان در ایام نیمه شعبان سالروز میلاد آن قافله سالار را جشن می گیرند. همان کسی که پیامبر اسلام (ص) فرمودند:
"یملاَ به الارض قسطا و عدلا بعد ما ملعت ضلما و جورا" (12)
1- کتاب اوستا بخش گاتها صفحه 34 نسخه ترجمه آقای پور داوود.
2- مدرک پیشین صفحه 98.
3- مزامیر داوود : مزمور 37 بخشهای از آیات 1 تا 33 .
4- قران مجید سوره انبیا آیه 10 " ما در زبور چنین نوشتیم که بعد از تورات زمین را بندگان صالح من به ارث خواهند برد."
5- مزامیر داوود : مزمور 96.
6-کتاب تورات سفر پیدایش فصل 12 بند 7.
7- انجیل مرقس بخشهایی از آیات 33 تا 37 از فصل 13.
8- انجیل متی فصل 25.
9- انجیل لوقا فصل 12.
10- کتاب قاموس کتاب مقدس تالیف مستر هاکس آمیکایی.
11- انجیل متی فصل 25 قسمتهایی از آیات 30تا 35.
12- پیامبر اکرم (ص) سنن ابی داوود. جلد دوم ص 307." خداوند به وجود او زمین را از عدل و داد مالامال خواهد ساخت آنگاه که از ظلم و جور پر شده باشد."

 

 

 

 

 

 

 

بر گرفته از کتاب صبح امید نوشته صدر الدین هاشمی

 

ایرانیان و آغاز زمینه سازى براى ظهور حضرت مهدى، علیه‏السلام (روایات مربوط به قم و مرد موعود این شهر) | امام زمان(عج)، مهدویت و مباحث مربوط به آخر الزمان
نویسنده: على کورانى
ترجمه: عباس جلالى
از زمره روایات ظهور، به پا خاستن مردى از قم و یاران وى است، از امام کاظم، علیه‏السلام، روایت‏شده است که فرمود:
مردى از قم، مردم را به سوى خدا دعوت مى‏کند، افرادى گرد او جمع مى‏شوند که قلبهایشان همچون پاره‏هاى آهن ستبر است که بادهاى تند حوادث، آنان را نمى‏لغزاند، از جنگ خسته نشده و نمى‏ترسند اعتماد آنان بر خداست و سرانجام کار از آن پرهیزکاران است. (1)
و همچنین مطالب بعد از آن مربوط به قم است.
نکته قابل توجه این است که، امام، علیه‏السلام، در روایت، تعبیر به «مردى از قم‏» نموده و نفرموده است از اهل قم، مى‏توان این جمله را بر امام خمینى تطبیق داد. چه اینکه ایشان اهل خمین و ساکن قم مى‏باشند و اینکه او «مردم را به سوى خدا دعوت مى‏کند» نه فقط اهل قم و یا اهل مشرق زمین را. و به اینکه بادهاى تند کینه‏توزى دشمنان و یا جنگ و درگیریها که براى وى و طرفدارانش پیش مى‏آید، همچنان مقاوم مى‏ایستند و مبارزه مى‏کنند و هیچ تزلزلى به خود راه نمى‏دهند.
روایت، زمان وجود این مرد را که به آن بشارت داده شده مشخص نکرده است اما در تاریخ قم و ایران چنین شخصیت و یارانى داراى این صفات برجسته، قبل از امام خمینى و طرفدارانش بى‏سابقه بوده است... البته احتمال اینکه این روایت ناقص باشد وجود دارد و یا اینکه امام آن را به مناسبتى فرموده‏اند، همین روایت را صاحب بحارالانوار، از کتاب تاریخ قم نوشته «حسن بن محمد بن الحسن قمى‏» که هزار سال پیش آن را تالیف نموده است نقل کرده که متاسفانه نسخه آن کتاب یافت نمى‏شود.
گاه گفته مى‏شود: درست است که در تاریخ قم و ایران ظاهر شدن چنین مرد وعده داده شده‏اى را با یارانى داراى این صفات برجسته، کسى سراغ نداشته است... اما دلیلى هم نداریم که این روایت، منطبق بر امام خمینى و طرفداران وى باشد شاید منظور مرد دیگر و یاران دیگرى باشد که در عصر و زمان ما ظاهر خواهند شد و یا اینکه بعد از مدتى طولانى و یا کوتاه خواهند آمد...
پاسخ: آرى درست است که در روایت، آنگونه که بیان کردیم زمان این پیشامد مشخص و روشن نشده است اما مجموعه صفاتى که در روایت آمده، به علاوه آنچه که در روایات متعدد دیگر، پیرامون قم و ایران وارد شده است موجب اطمینان این معناست که مراد از صفات یاد شده، امام خمینى و یاران وى‏اند... بنابراین اگر پیامبر، صلى‏الله‏علیه‏وآله، و امامان، علیهم‏السلام، به حادثه و پیشامدى خبر دادند که منطبق بر وضع موجود باشد، معقول نیست که از آن چشم‏پوشى نموده و آن را بر قضیه و حادثه‏اى مشابه آن و یا واضحتر، که وعده پیامبر، صلى‏الله‏علیه‏وآله، و اهل بیت او بر آن منطبق شود، حمل نماییم.

 

از روایاتى که درباره قم و برترى و آینده آن از اهل بیت، علیهم‏السلام، نقل شده است‏بخوبى روشن است که این شهر نزد آن بزرگواران از ارزش و اهمیت ویژه‏اى برخوردار است، بلکه مى‏توان گفت مؤسس و بنیانگذار این شهر و طرح و ایجاد آن در قلب ایران در سال‏73 ق. به دست‏با کفایت امام باقر، علیه‏السلام، بوده است که بعد از آن نسبت‏به این شهر نایت‏خاصى داشته‏اند. و آنان با دانشى که از جد بزرگوارشان داشته‏اند، خبر داده‏اند که در آینده، این شهر مقدس از جایگاهى والا برخوردار خواهد شد و اهالى این شهر، از یاران باوفاى حضرت مهدى، ارواحنا فداه، خواهند بود.
برخى روایات، تصریح دارد به اینکه فلسفه نامگذارى این شهر مقدس به قم مناسب با نام حضرت مهدى که قائم بحق است مى‏باشد و مناسب با قیام و به پا ساختن اهل قم و منطقه جغرافیایى آن شهر در زمینه‏سازى و یارى نمودن آن حضرت است. از طرفى وجود یک آبادى، در نزدیکى این شهر در زمان تاسیس آن به نام «کمندان‏» و یا «کمد»، به این معنى نیست که در نامگذارى به «قم‏» عربى بودن این کلمه ملاحظه نشده است، جز این مناسبت که نام آن قم گذاشته شده و یا تغییر و دگرگونى در نام فارسى آن به وجود آمده است‏بویژه زمانى که تاسیس این شهر از ناحیه علما و روایت‏کنندگان حدیث، از امام باقر و صادق، علیهماالسلام، و زیر نظر آن دو بزرگوار بوده است.
«عفان بصرى‏» از امام صادق، علیه‏السلام، روایت کرده که گفت:
امام، علیه‏السلام، به من فرمود: آیا مى‏دانى از چه رو این شهر را قم مى‏نامند؟ عرض کردم: خدا و رسولش آگاه‏ترند فرمود: همانا قم نامگذارى شده براى اینکه اهل قم، اطراف قائم، علیه‏السلام، گرد آمده و با وى قیام مى‏نمایند و در کنار او ثابت قدم مانده و او را یارى مى‏کنند. (2)
این روایت، و امثال آن قرینه‏هایى هستند بر اینکه آغاز تاسیس شهر مقدس قم توسط «عبدالله‏» پسر «مالک اشعرى‏» و برادرش «احوص‏» و هواداران آنان که همگى از یاران خاص امام باقر، علیه‏السلام، و راویان حدیث آن بزرگوار بوده‏اند همه اینها موجب این اطمینان است که تاسیس این شهر به امر امام باقر، علیه‏السلام، بوده است و این نام را آن حضرت براى این شهر انتخاب فرموده‏اند.
نام قم در روایات به صیغه مذکر به معنى «بلد سرزمین‏» و به صیغه مؤنث «بلدة شهر» آمده است این کلمه (قم) هم قابل صرف کردن است و هم به صورت غیر منصرف به کار می ‏رود.
ظاهر برخى روایات این است که امامان، علیهم‏السلام، نسبت‏به شهر قم عنایت‏خاصى داشته‏اند و مفهومى را برتر و وسیعتر از یک شهر و توابع آن، به این شهر بخشیده‏اند، لذا نام این شهر را به معناى خط و روش و اسلوب قم، نسبت‏به ولایت اهل‏بیت، علیهم‏السلام، و قیام آنان با مهدى آل پیامبر، صلى‏الله‏علیه‏وآله، به کار برده‏اند. عده‏اى از بزرگان رى نقل کرده‏اند که حضور امام صادق، علیه‏السلام، رسیدند و:
عرض کردند، ما از اهل رى هستیم که خدمت رسیده‏ایم، حضرت فرمود: خوش آمدند برادران قمى ما، سپس عرض کردند ما اهل رى هستیم، حضرت فرمود: خوش آمدند برادران قمى ما. مجددا عرض کردند: ما اهالى رى هستیم، امام نیز کلام اول خود را تکرار کرد، آنان گفته خود را چندبار یادآور شدند، امام نیز مانند اول آنان را پاسخ داد و چنین فرمود: خداوند داراى حرمى است که عبارت است از مکه مکرمه و پیامبر داراى حرمى است و آن مدینه منوره است و امیرالمؤمنین، علیه‏السلام، داراى حرمى است که کوفه است و ما اهل‏بیت نیز داراى حرمى هستیم که آن شهر قم است، بزودى بانویى از سلاله من بنام فاطمه در این شهر دفن خواهد شد کسى که آن بزرگوار را در قم زیارت کند اهل بهشت مى‏باشد.
راوى گفت این سخن را امام صادق، علیه‏السلام، زمانى فرمود که هنوز حضرت کاظم، علیه‏السلام، متولد نشده بودند. (3)
یعنى قم، حرم امامان، علیهم‏السلام، از اهل‏بیت، تا زمان حضرت مهدى، علیه‏السلام، و مرکز ولایت و یارى آن بزرگواران مى‏باشد و اهل رى و غیر آن نیز اهل قم محسوب مى‏شوند زیرا آنان نیز پیرو خط و روش اهل قم نسبت‏به اهل‏بیت، علیهم‏السلام، هستند. از این رو بعید نیست که مراد از اهل قم که در روایات آمده و اینکه آنان یاوران حضرت مهدى، علیه‏السلام، مى‏باشند، همه ایرانیانى باشند که در ولایت و دوستى و جنگ و جهاد پیرو امامان، علیهم‏السلام، هستند، بلکه شامل مسلمانان غیرایرانى نیز بشود.
و معناى کلام راوى که گفت: «حضرت این کلام را زمانى فرمود که هنوز حضرت کاظم متولد نشده بود» یعنى این گفته امام صادق که قبل از ولادت امام کاظم بوده مشعر به این است که آن حضرت از ولادت نوه خویش فاطمه معصومه دختر موسى بن جعفر، علیهم‏السلام، پیش از ولادت پدر بزرگوارش یعنى قبل از سال 128 هجرى قمرى، خبر داده است و اینکه آن بانوى بزرگوار در قم دفن خواهد شد، و این قضیه هفتاد سال بعد، تحقق پیدا کرده است..
بزرگان قم نقل کرده‏اند زمانى که مامون، على بن موسى‏الرضا، علیه‏السلام، را در سال 200 هجرى از مدینه خارج کرد و به طرف مرو فرستاد، در سال 201 هجرى خواهر گرامى او حضرت فاطمه معصومه در پى برادر از مدینه خارج شد و به سمت ایران حرکت کرد تا به شهر ساوه رسید در آنجا بیمار شد، سؤال کرد چقدر فاصله بین من و قم است؟ عرض کردند ده فرسخ.»
... زمانى که این خبر به اولاد سعد - یعنى سعد پسر مالک اشعرى - رسید همگى با هم آهنگ ساوه نمودند تا از آن حضرت تقاضا کنند که به شهر آمده و در آنجا بماند چون حضور او رسیدند، موسى پسر خزرج از بین آن جمعیت‏خارج شد و به طرف حضرت رفته و مهار شتر ایشان را گرفته و تا قم همراهى کرد و آن بزرگوار را در منزل خویش جاى داد، پس از اقامت‏16 یا17 روز در شهر قم، در اثر بیمارى قبلى به رحمت و رضوان الهى پیوسته و روح پاکش به ملکوت اعلى پر گشود. موسى پسر خزرج پس از مراسم غسل و کفن آن حضرت، بدن شریفش را در زمینى که متعلق به خودش بود و هم‏اکنون نیز مرقد مطهرش در آنجاست، به خاک سپرد و سقفى از بوریا و حصیر بر قبر آن حضرت سرپا نمود، تا زمانى که توسط زینب دختر حضرت جواد، علیه‏السلام، بر قبر مطهر آن بزرگوار گنبد و بارگاهى بنا نمودند. (4)
از این روایات چنین برمى‏آید، که فاطمه معصومه، بسیار اهل عبادت و زهد و بزرگوارى بود، همانند مادرش حضرت فاطمه زهرا، سلام‏الله‏علیها، آن بزرگوار در عین اینکه از سن کمى برخوردار بود، نزد اهل بیت، علیهم‏السلام، مقامى خاص و ارزش و اهمیت والایى داشت چه اینکه این مقام و منزلت‏حضرت، نزد علما و بزرگان قم نیز محرز بوده است; زیرا براى ارج نهادن به مقام آن بانو از قم به طرف ساوه حرکت کرده و به استقبال وى شتافتند و پس از رحلت آن بانو، ساختمان نسبتا ساده‏اى بر مزارش ساخته سپس گنبدى بنا کردند و آنجا را زیارتگاه دوستداران اهل بیت قرار دادند و عده‏اى از آن بزرگان وصیت کردند که در جوار حضرتش به خاک سپرده شوند.
در روایات آمده است که سن مبارک حضرت معصومه، سلام‏الله‏علیها، کمتر از بیست‏سال بوده است، و شاید علت اینکه ایرانیها آن حضرت را «فاطمه معصومه‏» و یا «معصومه قم‏» مى‏نامند به خاطر کمى سن آن بزرگوار باشد; زیرا معصوم در لغت فارسى به معناى بیگناه مى‏آید و از همین رو به طفل خردسال نیز که بى‏گناه است معصوم مى‏گویند و شاید هم به جهت طهارت و پاکدامنى و عصمت آن حضرت از گناه باشد; چون در مذهب شیعه عصمت‏بر دو نوع است: یکى عصمتى که واجب است در امامان، علیهم‏السلام، وجود داشته باشد و این، در مورد چهارده معصوم، علیهم‏السلام، ثابت است و دیگر عصمتى که جایز است و آن براى بزرگان و اولیاى خدا ثابت است که مقدس و پاک از گناهان و آلودگیهایند.
از روایت‏بعدى که از امام رضا، علیه‏السلام، نقل شده است، ظاهر مى‏شود که امامان، علیهم‏السلام، از بدو تاسیس شهر قم، مردم این شهر را به عنوان یاران حضرت مهدى، علیه‏السلام، به شمار آورده‏اند و دوستى و محبت مردم این شهر نسبت‏به حضرت مهدى، علیه‏السلام، قبل از ولادت آن حضرت معروف بوده است از «صفوان بن یحیى‏» نقل شده است که گفت:
روزى خدمت امام رضا، علیه‏السلام، بودم، سخن از اهل قم و علاقه آنان نسبت‏به حضرت مهدى، علیه‏السلام، به میان آمد، آن حضرت براى آنان طلب آمرزش کرد و فرمود: خداوند از آنان خشنود باشد، آنگاه فرمود: بهشت داراى هشت در است که یکى از آنها مخصوص اهل قم مى‏باشد، آنان (اهل قم) بهترین پیروان ما از بین شیعیان جهان هستند خداوند سبحان محبت و دوستى ما را در سرشت آنان قرار داده است. (5)
در روایت آمده است که درهاى بهشت‏به تناسب اعمال مردم بین آنان تقسیم‏بندى شده است، از این رو بعید نیست که معنى این جمله که (یک در، ویژه اهل قم است) این باشد که آنان از در مبارزین و مجاهدین همراه امامان، علیهم‏السلام، و یا از در مخصوص شایستگان چنانکه در صفات آنها وارد شده است، داخل بهشت مى‏شوند و گفته حضرت که «آنها بهترین پیروان ما از بین شیعیان جهان هستند» دلالت‏به فضیلت و برترى اهل قم بر سایر شیعیان دارد.
قابل توجه است که محبت اهل قم نسبت‏به حضرت مهدى، علیه‏السلام، تا کنون همچنان پرشور و زنده باقى مانده ست‏بلکه با پیروزى انقلاب اسلامى ایران، این عشق به سر حد کمال رسیده و این حقیقت را در ایمان و عملکرد و ظواهر زندگى آنان حتى در نامگذارى فرزندان و مساجد و مؤسسات خود به نام آن حضرت، بگونه‏اى که هیچ خانه‏اى از این نام خالى نیست، مى‏توان مشاهده نمود.
برخى روایات دلالت دارد که، بلا و گرفتارى از اهل قم دور است و خداوند سبحان کسانى را که بدخواه این شهر باشند، نابود مى‏گرداند. از «ابان بن عثمان‏» و «حماد بن ناب‏» روایت‏شده که گفتند:
خدمت امام صادق، علیه‏السلام، بودم که عمران پسر عبدالله قمى وارد شد، خدمت امام رسید و از او سؤال کرد. حضرت با وى بسیار با ملاطفت‏برخورد کرد، پس از رفتن آن مرد از امام، علیه‏السلام، سؤال کردم; این شخص که با او این همه خوشرفتارى فرمودى که بود؟ حضرت فرمود: او از خانواده بزرگان، یعنى اهل قم بود هیچ ستمگرى درباره آنان نیت‏سوء نمى‏کند، مگر اینکه خداوند او را درهم مى‏شکند. (6)
در روایت دیگرى آمده است که: بلا از قم دفع شده است. (7)
در جاى دیگر نقل شده است که:
اهل قم از ما و ما از آنان هستیم، هر ستمگرى که درباره آنان اراده سوء داشته باشد مرگ او فرا مى‏رسد، تا زمانیکه به یکدیگر خیانت نکنند (و در نسخه دیگر: تا زمانى که تغییر روش ندهند) اما زمانى که آلوده به چنین اعمالى شدند، خداوند سبحان، ستمگران را بر آنان حاکم مى‏کند، ولى آنان (اهل قم) یاران قائم و بازگوکنندگان مظلومیت ما و رعایت‏کنندگان حقوق ما هستند، آنگاه رو به آسمان کرد و گفت: خداوندا آنان را از شر هر فتنه‏اى نگهدار و از هر گزندى نجات ببخش. (8)
از امام صادق، علیه‏السلام، روایت‏شده است که فرمود:
بلاها از قم و اهل آن دور شده است، بزودى زمانى خواهد رسید که قم و اهل آن حجت‏بر مردم خواهند بود و این زمان غیبت قائم ما و ظهور وى مى‏باشد، اگر چنین نباشد زمین اهل خودش را فرو مى‏برد، فرشته‏هاى الهى بلاها را از این شهر و اهل آن دفع مى‏کنند. هر ستمگرى که در حق آنان اراده بد داشته باشد، خداوند درهم‏کوبنده ستم‏پیشگان، او را درهم مى‏شکند و یا به گرفتارى و مصیبت و یا دشمنى، مبتلا مى‏گرداند، خداوند سبحان، قم و اهلش را در زمان فرمانروایى ستمگران از یاد آنان مى‏برد; آنگونه که ظالمان یاد خدا را فراموش کردند. (9)
البته، این بدین معنا نیست که به اهل قم اصلا بدى نمى‏رسد، بلکه ممکن است‏برخى مشکلات بر آنان وارد شود، ولى خداى بزرگ، آن دشوارى و بلا را از آنان دور نگه داشته و با الطاف گوناگون خویش آنها را یارى مى‏فرماید، که از بارزترین آنها، نابود کردن سرکشان و متجاوزان و مشغول نمودن آنان به گرفتاریهایى است که، به اهل قم نپرداخته و به طور کلى از آنها یاد هم نمى‏کند.
صاحب «بحارالانوار» دو روایت را، از امام صادق، علیه‏السلام، که بیان‏کننده آینده شهر قم و نقش مکتبى آن پیش از ظهور حضرت مهدى، علیه‏السلام، مى‏باشد آورده است.
روایت اول بیان مى‏دارد:
خداوند به وسیله شهر کوفه بر سایر شهرها استدلال مى‏کند، همچنین به مؤمنان آن شهر بر سایر مؤمنان و به شهر قم بر سایر شهرها و به واسطه اهل قم بر جهانیان اعم از جن و انسان، خداوند متعال اهل قم را مستضعف فکرى قرار نداده بلکه همواره آنان را موفق و تایید کرده است. سپس فرمود: دینداران در این شهر در مضیقه زندگى مى‏باشند اگر غیر این باشد مردم بسرعت‏به آنجا روى مى‏آورند و آنجا خراب مى‏گردد و اهل آن تباه مى‏شوند و آنگونه که باید نمى‏تواند بر سایر سرزمین‏ها حجت‏باشد، زمانى که موقعیت قم بدینجا برسد آسمان و زمین آرامش ندارد و ساکنان آنها لحظه‏اى باقى نمى‏مانند و بلا و گرفتارى از قم و اهل آن دفع گردیده است، بزودى زمانى خواهد رسید که قم و اهل آن حجت‏بر مردم خواهند بود و این در زمان غیبت قائم ما و ظهور وى مى‏باشد. اگر چنین نباشد زمین اهل خودش را فرو مى‏برد، فرشته‏هاى الهى مامور دور نمودن بلاها از این شهر و اهل آن مى‏باشند هر ستمگرى که درباره آنان اراده بد داشته باشد، خداوند درهم کوبنده ستم‏پیشگان، او را درهم مى‏شکند و یا به گرفتارى و مصیبت و یا دشمنى، مبتلا مى‏گرداند، خداوند متعال نام قم و اهلش را در زمان فرمانروایى ستمگران از یاد آنان مى‏برد آنگونه که آنها یاد خدا را فراموش کردند.
و روایت دوم مى‏گوید:
بزودى شهر کوفه از مؤمنان خالى مى‏گردد و بگونه‏اى که مار در جایگاه خود فرو مى‏رود علم نیز این چنین از کوفه خت‏برمى‏بندد و از شهرى به نام قم آشکار مى‏شود و آن سامان معدن فضل و دانش مى‏گردد، به نحوى که در زمین کسى در استضعاف فکرى به سر نمى‏برد حتى نو عروسان در حجله‏گاه خویش. و این قضایا نزدیک ظهور قائم ما بوقوع مى‏پیوندد، خداوند سبحان، قم و اهلش را براى رساندن پیام اسلام، قائم‏مقام حضرت حجت مى‏گرداند. اگر چنین نشود زمین اهل خودش را فرو مى‏برد و در زمین حجتى باقى نمى‏ماند. دانش از این شهر به شرق و غرب جهان منتشر مى‏گردد. بدین‏سان بر مردم اتمام حجت مى‏شود و یکى باقى نمى‏ماند که دین و دانش به وى نرسیده باشد. آنگاه قائم، علیه‏السلام، ظهور مى‏کند و ظهور وى باعث‏خشم و غضب خداوند بر بندگان مى‏شود; زیرا خداوند از بندگانش انتقام نمى‏گیرد مگر بعد از آنکه آنان وجود مقدس حضرت حجت را انکار نمایند. (10)
از این دو روایت، چند امر روشن مى‏شود:
الف - اینکه این دو روایت نقل به معنى شده‏اند، به علاوه در آنها اندکى تقدیم و تاخیر است اما آنچه که مهم است معنایى است که این دو روایت در بر دارند.
ب - از این روایتها استفاده مى‏شود، که نقش مذهبى شهر کوفه در دانش و پیروى از اهل‏بیت، علیهم‏السلام، نقشى مهم و بزرگ بوده، اما در آستانه ظهور حضرت مهدى، علیه‏السلام، مضمحل شده و از بین مى‏رود، البته کوفه شامل نجف نیز مى‏شود; زیرا نام اصلى آن نجف کوفه بوده است‏بلکه گاهى مراد از کوفه عراق عنوان شده است، چنانکه ما در جاى خودش بیان کردیم، اما نقش مذهبى شهر قم همچنان ادامه دارد و نزدیک ظهور حضرت از عظمت‏بیشترى برخوردار مى‏گردد، چنانکه دو فقره از روایت‏به این معنى اشاره دارد: «و این همه، در زمان غیبت قائم ما و ظهور وى مى‏باشد» و «و این قضایا نزدیک ظهور قائم ما خواهد بود».
ج - نقش برجسته اعتقادى و ایدئولوژیکى شهر مقدس قم، در آن زمان مخصوص ایران و یا شیعیان تنها نیست. بلکه نقشى است جهانى که حتى غیرمسلمانان را نیز در بر مى‏گیرد: «و بزودى زمانى خواهد رسید که قم و اهلش حجت‏بر مردم خواهند بود»، «و یکى باقى نمى‏ماند که دین و دانش به وى نرسیده باشد» این بدان معنا نیست که دانش و مذهب از این شهر به فردفرد مردم جهان مى‏رسد، بلکه بدین معناست که نداى اسلام و مطرح شدن آن، طورى به جهانیان مى‏رسد که اگر کسى سعى در دستیابى به مقررات و دستورات اسلام داشته باشد، براى وى امکان‏پذیر خواهد بود. البته چنین نقش تبلیغاتى مهمى براى شهر قم، بستگى به برپایى حکومتى با دستگاههاى تبلیغاتى دارد، بلکه متوقف بر مبارزات با سرکشان جهان استکبار است که این خود باعث رسیدن صداى اسلام از قم به جهانیان مى‏شود.
د - این نقش بزرگ فرهنگى براى شهر قم، سبب کینه‏توزى و دشمنى استکبار جهانى نسبت‏به این شهر مى‏گردد، یعنى نسبت‏به مطرح شدن اسلام از این شهر. این دشمنى با اسلام علت انتقام گرفتن خداوند از مستکبران، به دست تواناى حضرت مهدى، علیه‏السلام، مى‏شود; چرا که با این دشمنى حجت‏بر مردم تمام شده است و ایجاد گرفتارى توسط دشمنان، از جنبه جهل آنان نسبت‏به اسلام نیست، بلکه دشمنى و خصومت آنان، صرفا کینه‏توزى و مخالفت‏با اسلام مى‏باشد.

 

قابل توجه است آنچه که در این دو روایت گفته شده در کوفه و عراق محقق شده است و در قم و ایران، در آستانه تحقق است و در حقیقت قم و ایران بر ملتهاى مسلمان و سایر ملل جهان حجت هستند. حتى اگر قائل شویم که ایجاد چنین آگاهى که در این دو روایت آمده است در بین ملتهاى جهان، ده‏ها سال به طول انجامد، باز هم شکى نیست که برخى از آن مقدمات آغاز شده است. اما عبارت حدیث که «نزدیک ظهور قائم ما» است، دلیل بر این است که بین تحقق چنین موقعیت جهانى براى شهر قم و بین ظهور حضرت مهدى، علیه‏السلام، فاصله چندانى نیست.
منبع : ماهنامه موعود

 

ایرانیان و نقش آنان در دوران ظهور - قسمت اول | امام زمان(عج)، مهدویت و مباحث مربوط به آخر الزمان
نویسنده: على کورانى
ترجمه: عباس جلالى
قبل از پیروزى انقلاب اسلامى ایران، کشور ایران در تصور غربیها پایگاهى حیاتى، آن هم در مرز شوروى و در قلب جهان اسلام به حساب مى‏آمد و از دیدگاه مسلمانها کشورى اسلامى و اصیل به شمار می ‏رفت که «شاه‏» سر سپرده غرب و هم‏پیمان اسرائیل بر آن حکومت مى‏کرد و براى خوش خدمتى به اربابانش، کشورش را دربست در اختیار و خدمت آنان قرار داده بود.
علاوه بر آنچه که در تصور دیگران بود، در ذهن یک فرد شیعه مانند من، کشورى بود که در آن مرقد مطهر امام رضا، علیه‏السلام، و حوزه علمیه قم وجود داشت، کشورى داراى تاریخى اصیل و ریشه‏دار در تشیع و علما و اندیشمندان شیعه و تالیفات گرانبها، زمانى که به روایات وارده در خصوص مدح و ستایش ایرانیان بر مى‏خوریم و آنها را بررسى مى‏کنیم، به یکدیگر مى‏گوییم: این روایات مانند روایتهایى است که مدح و ستایش و یا مذمت اهل یمن، و یا بنى خزاعه را مى‏نماید. از این رو هر روایتى که مدح و ستایش و یا مذمت گروهها و قبیله‏ها و بعضى کشورها را در بر دارد، نمى‏تواند بدون اشکال باشد. گرچه این روایات صحیح و درست مى‏باشند، اما مربوط به تاریخ گذشته و احوال مختلف ملتهاى صدر اسلام و قرنهاى اولیه آن است.

 

این طرز فکر رایج‏بین ما بود، که امت اسلامى در حالتى جاهلانه، فرمانبردار سلطه کفر جهانى و نوکران اوست، در بین ملتها هیچ یک بر دیگرى برترى ندارد و چه بسا همین ایرانیان مورد بحث، بدتر از سایر ملتها بوده‏اند، به دلیل اینکه آنان طرفداران تمدنى کفر آمیز و برترى جوییهاى ملى و نژادى بوده‏اند که سر سپردگانى چون شاه و اربابان غربى‏اش براى ایجاد چنین تز و طرز فکرى و تربیت مردم ایران، بر همین روش پافشارى مى‏کردند.
... تا اینکه پیروزى انقلاب اسلامى در ایران، مسلمانان را در سطح جهان غافلگیر کرد و قلبهاى غمگین آنان را چنان از خوشحالى و شادى سرشار نمود که در قرنهاى گذشته بى‏سابقه بود، بلکه بالاتر، آنان تصور چنین پیروزى را نداشتند. این سرور و خوشحالى همه کشورها و ملتهاى مسلمان را در بر گرفت، از جمله مظاهر خوشحالى مردم، این بود که همه‏جا صحبت از فضل و برترى ایرانیان و طرفداران سلمان فارسى بود، بطور مثال، یکى از صدها عنوانى که در غرب و شرق جهان اسلام منتشر و پخش شد، عنوان و تیتر مجله تونسى «شناخت‏» بود که در آن آمده بود: «پیامبر، صلى‏الله‏علیه‏وآله، ایرانیان را جهت رهبرى امت اسلامى برمى‏گزیند» این نوشته‏ها، خاطرات ما را درباره ایرانیان تجدید کرد و دریافتیم روایاتى که از پیامبر، صلى‏الله‏علیه‏وآله، درباره آنان وارد شده است تنها مربوط به تاریخ گذشته آنها نبوده، بلکه ارتباط به آینده نیز دارد... ما با مراجعه به منابع و تفسیر و بررسى روایات مربوط به ایرانیان، به این نتیجه رسیدیم که این روایات و اخبار بیش از آنکه مربوط به گذشته باشد، مربوط به آینده است و جالب اینکه اینگونه روایات در منابع حدیث اهل سنت‏بیشتر از شیعه وجود دارد.
چه می ‏توان کرد، زمانى که در روایات مربوط به حضرت مهدى، علیه‏السلام، و زمینه سازى حکومت آن بزرگوار، ایرانیان و یمنیها داراى سهم بسزایى بوده و کسانى هستند که به مقام ایجاد زمینه مناسب براى ظهور آن حضرت و شرکت در نهضت وى نائل می ‏شوند... و همچنین افراد شایسته‏اى از مصر و مؤمنانى حقیقى از شام و گروههایى از عراق... نیز از این فیض بهره‏مند مى‏شوند و همینطور سایر دوستداران آن حضرت که در گوشه و کنار جهان اسلام پراکنده هستند، از این موهبت‏برخوردار مى‏شوند، بلکه آنان از یاران ویژه و وزرا و مشاورین آن حضرت، ارواحنافداه، مى‏باشند.
ما اینک، روایاتى را که پیرامون ایرانیان بطور عموم وارد شده است مورد بررسى قرار داده و سپس به نقش آنان در زمان ظهور مى‏پردازیم.
آیات و اخبار در ستایش ایرانیان
روایاتى که درباره ایرانیان پیرامون آیاتى که تفسیر به ایرانیان شده وارد گردیده است، تحت این نه عنوان است:
الف. طرفداران سلمان فارسى ب. اهل مشرق زمین‏ج. اهل خراسان د. یاران درفشهاى سیاه ه. فارسیان و. سرخ رویان ز. فرزندان سرخ‏رویان ح. اهل قلم ط. اهل طالقان.
البته خواهید دید که غالبا مراد از این عناوین یکى است، اخبار دیگرى نیز وجود دارد که با عبارتهاى دیگرى از آنان یاد کرده است.

 

1. در تفسیر قول خداى سبحان: «ها انتم هولاء تدعون لتنفقوا فى سبیل‏الله فمنکم من یبخل و من یبخل فانما یبخل عن نفسه والله الغنى وانتم‏الفقراء و ان تتولوا بستبدل قوما غیرکم ثم لایکونوا امثالکم‏». (1)
اینک شما کسانى هستید که فراخوانده مى‏شوید تا در راه خدا انفاق کنید، برخى از شما در انفاق بخل مى‏ورزد و کسى که بخل مى‏کند و خداوند بى‏نیاز است و شما نیازمندید و اگر روگردان شوید خداوند گروهى را غیر از شما جایگزینتان مى‏نماید و آنان مثل شما نیستند.
صاحب کشاف نقل کرده که از پیامبر، صلى‏الله‏علیه‏وآله، درباره کلمه «قوم‏» که در آیه شریفه آمده است‏سؤال شد. سلمان فارسى نزدیک پیامبر، صلى‏الله‏علیه‏وآله، نشسته بود آن حضرت با دست مبارک خود به ران پاى سلمان زد و فرمود:
«به خدایى که جان من در دست و قدرت اوست، اگر ایمان به کهکشانها بستگى داشته باشد مردانى از فارس به آن دست مى‏یابند.» (2) به نقل صاحب «مجمع‏البیان‏» از امام باقر، علیه‏السلام، روایت‏شده که فرمود:
«اى اعراب، اگر روى برگردانید، خداوند گروه دیگرى را جایگزین شمامى‏گرداند یعنى ایرانیان‏»
و صاحب «المیزان‏» آورده که «درالمنثور» روایتى را عبدالرزاق و عبد بن حمید و ترمذى و ابن جریر و ابن ابى حاتم و طبرانى در کتاب «اوسط‏» و بیهقى در کتاب «دلائل‏»... از ابوهریره نقل کرده است که وى گفت: پیامبر، صلى‏الله‏علیه‏وآله، این آیه را «و ان تتولوا یستبدل قوما غیرکم، ثم لا یکونوا امثالکم‏» قرائت فرمود، عرض کردند یا رسول‏الله! اینها چه کسانى هستند که اگر ما رویگردان شویم جایگزین ما مى‏شوند؟ پیامبر اسلام، صلى‏الله‏علیه‏وآله، با دست مبارک به شانه سلمان فارسى زد و سپس فرمود:
«او و طرفداران او، به خدایى که جانم در دست قدرت اوست اگر ایمان بستگى به کهکشانها داشته باشد مردانى از فارس (ایرانیان) به آن دست مى‏یابند.» (3)
مانند این روایت‏به طرق دیگرى از ابوهریره و همچنین از ابن مردویه از جابر بن عبدالله نقل شده است.
در این روایت دو معنا که همه بر آن اتفاق دارند، وجود دارد که عبارتند از:

 

1. ایرانیان (فرس) خط و جناح دومى بعد از اعراب، براى به‏دوش کشیدن پرچم اسلام مى‏باشند.

 

2. آنان به ایمان دست مى‏یابند هرچند از آنان دور و دسترسى به آن دشوار باشد.
چنانکه در همین روایت‏سه مطلب قابل بحث است:
اولا: اینکه خداوند متعال اعراب را تهدید به جایگزینى ایرانیان نموده است، آیا مخصوص زمان نزول آیه در زمان پیامبر، صلى‏الله‏علیه‏وآله، است و یا اینکه مربوط به همه نسلهاست، بگونه‏اى که داراى این معنى باشد: اگر شما (اعراب) از اسلام رویگردان شوید در هر نسلى که باشد ایرانیان (فرس) را جایگزین شما مى‏گرداند؟
ظاهر معنى این است که به حکم قاعده «مورد، مخصص نمى‏باشد» این نکته در همه نسلهاى بعدى نیز استمرار دارد و آیات مبارکه قرآن در هر طبقه و نسلى، نقش خورشید و ماه را دارند (یعنى در نورافشانى یکسان‏اند) چه اینکه این مطلب در روایات آمده و مفسران نیز بر آن اتفاق نظر دارند.
ثانیا: حدیث‏شریف مى‏گوید مردانى از فارس به ایمان دست‏خواهند یافت نه همه آنان، بدیهى است که این خود، ستایشى است نسبت‏به افراد نابغه‏اى از بین آنها نه جمیع آنها.
اما ظاهر آیه شریف و روایت این است که هر دو، بطور عام ستایش از «فرس‏» مى‏نمایند، چون در میان آنان کسانى هستند که به درجه دستیابى به ایمان و یا علم مى‏رسند. بویژه با ملاحظه اینکه صحبت از گروهى است که بعد از اعراب حامل آیین اسلام هستند، بنابراین مدح و ستایشى که براى آنان به شمار آمده بدین جهت است که آنها زمینه مناسبى براى به وجود آمدن نوابغ خود مى‏باشند و از آنان اطاعت و پیروى مى‏کنند.
ثالثا: آیا تاکنون رویگردانى اعراب از اسلام و جایگزین شدن «فرس‏» به جاى آنان صورت گرفته است‏یا خیر؟
جواب: بر اهل دانش و علم، پوشیده نیست که مسلمانان امروز، اعم از عرب و غیر عرب از اسلام واقعى اعراض نموده و رویگردان شده‏اند. بدین‏ترتیب متاسفانه فعل شرط، در آیه شریفه « ان تتولوا; اگر رویگردان شوید» تحقق یافته و تنها جواب شرط، یعنى جایگزین شدن فرس به جاى آنان باقى مانده است، در این زمینه هم با دقتى منصفانه مى‏توان گفت که وعده الهى، در آستانه تحقق است.
بلکه، روایت‏بعدى که در تفسیر «نورالثقلین‏» آمده است دلالت دارد که این جایگزینى، در زمان بنى‏امیه حاصل شده است، چون زمانى که عربها متوجه مراکز و مناصب و مال‏اندوزى شدند، فرس (ایرانیان) به کسب علوم اسلامى روى آورده و از آنان سبقت گرفتند. از امام صادق، علیه‏السلام، منقول است که فرمود:
«قد والله ابدل خیرا منهم، الموالى‏».
سوگند به خدا که بهتر از آنها را جایگزین فرمود، یعنى عجم را.
گرچه تعبیر به «موالى‏» در آن روز شامل غیر فرس (ایرانیان) یعنى ترکان و رومیها که اسلام آورده بودند نیز مى‏شده است، اما آنچه مسلم است «فرس‏» به عنوان مرکز ثقل، اکثریت آنان را تشکیل مى‏داده‏اند. بویژه با توجه به شناخت امام صادق، علیه‏السلام، نسبت‏به تفسیرى که پیامبر، صلى‏الله‏علیه‏وآله، از آیه شریفه درباره «فرس‏» فرموده است.

 

2. در تفسیر گفته خداى سبحان:
«هو الذى بعث فى‏الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم ایاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب والحکمة و ان کانوا من قبل لفى ضلال مبین× و اخرین منهم لما یلحقوا بهم و هوالعزیز الحکیم‏». (4)
اوست‏آنکه برانگیخت‏در بین درس نخوانده‏ها رسولى را از خودشان که آیات خدا را بر آنان مى‏خواند و آنان را پاک مى‏سازد و کتاب و حکمتشان مى‏آموزد اگر چه قبلا در گمراهى آشکارى بودند و افراد دیگرى از ایشان که به آنان نپیوسته‏اند و اوست‏خداى عزیز و حکیم.
مسلم، در صحیح خود از ابوهریره روایت کرده که گفت: «ما حضور پیامبر، صلى‏الله‏علیه‏وآله، بودیم که سوره مبارکه جمعه نازل شد و حضرت آن را تلاوت فرمود تا رسید به آیه «و آخرین منهم لما یلحقوابهم‏» مردى از او سؤال کرد، یا رسول‏الله! اینان چه کسانى هستند که هنوز به ما نپیوسته‏اند؟ حضرت پاسخ نفرمود: ابوهریره گفت: سلمان فارسى نیز در بین ما بود پیامبر، صلى‏الله‏علیه‏وآله، دست مبارکشان را بر سر سلمان نهاد و فرمود: به خدایى که جانم در دست قدرت اوست اگر ایمان بستگى به کهکشانها داشته باشد مردانى از اینها (طرفداران سلمان) به آن دست‏خواهند یافت‏».
در تفسیر على بن ابراهیم، ذیل آیه «و آخرین منهم لما یلحقوا بهم‏» آمده است که: «و افراد دیگرى که به آنها نپیوسته‏اند» یعنى کسانى که بعد از آنان اسلام آورده‏اند. و صاحب «مجمع‏البیان‏» آورده است: آنان همه افراد بعد از اصحاب هستند تا روز قیامت، سپس گفته است که آنان عجمها و کسانى که به لغت عربى حرف نمى‏زنند مى‏باشند چون پیامبر، صلى‏الله‏علیه‏وآله، به سوى هرکسى که وى را مشاهده کرده و کسانى که بعدا مى‏آیند، اعم از عرب و عجم برانگیخته و مبعوث شده است‏به نقل از سعید بن جبیر و نیز امام باقر، علیه‏السلام.
مطلق بودن کلمه «و آخرین منهم‏» اقتضا دارد که شامل همه طبقات و نسبهاى بعدى از زمان پیامبر، صلى‏الله‏علیه‏وآله، از عرب و غیرعرب شود، اما با مقایسه کلمه «امیین‏» و «آخرین‏» بهتر است که بگوییم مراد از «امیین‏» اعراب و از «آخرین‏» افرادى از غیرعرب که اسلام مى‏آورند مى‏باشد، چنانکه بعضى روایات اهل‏بیت، علیهم‏السلام، گویاى این مطلب است و صاحب «کشاف‏» نیز همین مبنا را پذیرفته است.
بنابراین، پیامبر، صلى‏الله‏علیه‏وآله، که آیه شریف را به «فرس‏» تفسیر نموده است، در حقیقت منطبق بر مصداق مهمى براى کلمه «آخرین‏» و یا مهم‏ترین مصداق، از بین مصادیق آن مى‏باشد، گرچه صرف تطبیق، باعث فضل و برترى بیشتر نمى‏گردد، اما چون پیامبر، صلى‏الله‏علیه‏وآله، آنان را ستوده به اینکه آنان به ایمان و علم و یا اسلام هر چند دور و مشکل باشند نائل خواهند شد و از طرفى رسول خدا، صلى‏الله‏علیه‏وآله، در تفسیر هر دو آیه عمدا، عین گفته خود را تکرار مى‏کنند و زدن آن حضرت بر شانه سلمان فارسى، دلیل روشنى بر این مدعى است. پی‏ نوشتها:
1. سوره محمد(47)، آیه 38.
2. الزمخشرى، جارالله محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج 4، ص 331.
3. الطباطبایى، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ج‏18، ص 250.
4. سوره جمعه(62)، آیات 2 -3.
منبع : ماهنامه موعود

 


ایرانیان و نقش آنان در دوران ظهور - قسمت دوم | امام زمان(عج)، مهدویت و مباحث مربوط به آخر الزمان
على کورانى
ترجمه: عباس جلالى
اشاره: نویسنده در قسمت اول مقاله‏حاضر، پس از ذکر برخى از آیات‏قرآن، روایاتى را که در آنها به‏ایرانیان به عنوان مصداق این آیات‏اشاره شده، مورد بررسى قرار دادند.
اینک در ادامه این مطلب، آیه‏اى‏دیگر مورد بررسى قرار گرفته و پس‏از آن تعدادى از روایاتى که در آنها به‏ستایش ایران پرداخته شده، بیان‏مى‏گردد.
3. در تفسیر کلام خداى بزرگ: وقضینا الى بنى اسرائیل فى‏الکتاب لتفسدن فى الارض مرتین‏و لتعلن علوا کبیرا. فاذا جاء وعداولهما بعثنا علیکم عبادا لنااولى باس شدید فجاسواخلال الدیار و کان‏وعدا مفعولا. (1)
به بنى‏اسرائیل‏اعلام نمودیم در کتاب،«تورات‏» که دوبار درزمین فساد و سرکشى‏بزرگى خواهید کرد، پس‏چون وعده یکى از آنها(فساد) برسد. بندگانى از خودرا که داراى قوت و نیرومندى‏شگرفى هستند به طرف شمامى‏فرستیم تا در همه جا جستجو کنند واین وعده‏اى انجام شده است.
در تفسیر «نورالثقلین‏» از«روضه کافى‏» درباره تفسیر آیه‏شریفه «بعثنا علیکم عبادا لنا اولى‏باس شدید» از امام صادق،علیه‏السلام، نقل شده است که‏فرمود:
آنان کسانى هستند که خداوندتبارک و تعالى قبل از ظهور قائم،علیه‏السلام، آنها را برمى‏انگیزد وآنان دشمنى‏از آل پیامبر، صلى‏الله‏علیه‏وآله، را فرانمى‏خوانند مگر اینکه او را به قتل‏مى‏رسانند.
و «عیاشى‏» در تفسیر خود ازامام باقر، علیه‏السلام، روایت کرده‏که حضرت آیه شریفه «بعثناءعلیکم عبادا لنا اولى باس شدید»را قرائت مى‏کردند، سپس فرمودند:
او قائم، علیه‏السلام، و یاران اویندکه داراى قوت و نیروى زیادمى‏باشند.
و در «بحارالانوار» روایت‏شده‏که روزى امام صادق، علیه‏السلام،آیه شریفه فوق را قرائت کردند; دراین هنگام یاران آن حضرت ازایشان پرسیدند: «فدایت‏شویم اینهاچه کسانى هستند؟» آن حضرت درپاسخ سه مرتبه فرمودند: «به خداسوگند آنان اهل قم هستند» (2)
بررسى روایات:
اما روایاتى که از طریق‏شیعه و سنى در ستایش‏ایرانیان و نقش آنان‏در به

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله ظهور منجی در باور پیشینیان

دانلود مقاله بررسی وضعیت تحصیلات دختران

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله بررسی وضعیت تحصیلات دختران دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

بررسی وضعیت تحصیلات دختران و عملکرد 25 ساله آموزش و پرورش ایران و مقایسه آن با چند کشور
چکیده
جهان آن گونه که هست نشان از بحران های درهم پیچیده بسیار دارد که عمدتا برآمده از روند توسعه ای ناپاپدار است. درک عمیق این بحران که آینده حیات بشر و زیست کوه را به صورت گسترده ای به مخاطره افکنده نیازمند پژوهشی همه جانبه است تا ابعاد اسفبار آن روشن شود. تردید نباید داشت تداوم این روند بیمار، فاجعه به بار خواهد آورد.
توسعه پایدار که به دلیل جامعیه مباحث و اقبال گسترده در آخرین سال های قرن بیستم به بالنده ترین مناظره جهانی تبدیل شد. بر مبنای بسیاری از تحلیل ها و نظریه ها چالش محوری قرن بیست و یکم خواهد بود.
در این میان انسان مرکز توجه قرار گرفته است و هر آنچه حیات بقا و آزادی او را مورد تهدید قرار دهد مردود شناخته شده است. به بیان دیگر تحقق آرمان ها و نیز به کارگیری انرژی های بالقوه نهفته در توسعه پایدار تنها در پرتو به رسمیت شناختن نقش محوری انسان فارغ از رنگ، نژاد، جنسیت، ملیت و دین متصور خواهد بود.
در این میان مسئله لزوم مشارکت زن در توسعه، کشف جدیدی نیست، دیر زمانی است که لزوم استفاده از نیروی تمام انسانها در جامعه صحبت می شود و بر این اساس در قوانین و مقررات موجود در بیانیه های رسمی از برابری زن و مرد به کرات سخن رفته است.
اما عملا طبق گزارشات سازمان ملل در زمینه های اقتصادی و اجتماعی و مدیریتی سیاسی و سطح جهان شکاف عمیقی بین زنان و مردان وجود دارد و گستره این تبعیض در کل جهان است. چنانچه طبق آمارهای جهانی سهم بزرگی از مسئولیت تولید در جهان به زنان تعلق دارد و 3/2 کل ساعات کار به عهده آنهاست و این در حالی است که فقط 3/1 نیروی انسانی رسمی کار را تشکیل می دهند و البته در میزان دستمزد آنها تبعیض وجود دارد.
اقدام در جهت تواناسازی اقتصادی زنان مستلزم دسترسی آنها به منابع، کنترل روش های منابع اقتصادی، درآمدها، موقعیت ها و مزایای مبتنی بر پایه های درازمدت و مداوم می باشد.
این برنامه، زندگی معیشتی زنان را حمایت کرده و روابط و ظرفیت آنها را برای بهره گیری از منافع، موقعیت های اقتصادی جدید را ایجاد می کند. جهت تواناسازی اقتصادی – اجتماعی ضرورت دارد که زنان بر زندگی خودشان در درون و بیرون خانه تسلط داشته و قدرت تاثیرگذاری جهت تغییر اجتماع به سمتی پایدار و عادلانه در سطح ملی و بین المللی را داشته باشند.
زنان جوامع جهان سوم که در دوران استعمار با مخدوش شرق مشارکت های سنتی شان در جوامع بیشتر به کنج خانه ها روانه شده بودند، در دوران توسعه نیز با تبعیض های بیشتری مواجه شدند.
توسعه فرایندی است که اشکال مختلف خود را به صورت های گوناگون بروز می دهد. که در این نوشته به توسعه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با تکیه بر نقش زنان در کشورهای مسلمان به آن پرداخته می شود و عوامل موثر در تحقق توسعه را بررسی خواهیم کرد.
کلید واژه: توسعه، توسعه اقتصادی و زنان مسلمان.

مقدمه
توسعه فراگردی پیچیده و صورتی از دگرگونی اجتماعی است که در سطح جهانی، ملی، منطقه ای و ناحیه ای و در ابعاد فردی و جمعی در اشکال اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی قابل تحقق است؛ فراگردی که در پی تبدیل وضعیت موجود به وضعیتی مطلوب و بهینه است. وضعیتی که در آن اعضای جامعه به منابع ارزشمند، قدرت، ثمرات و ثروت دسترسی بیشتری پیدا می کنند و بهبود و ارتقای سطح زندگی اجتماعی، انسانی و تعالی انسان را به دنبال دارد.
در زمان حساسی از تاریخ که نابرابری بین کشورهای مختلف و درون هر کشور بیداد می کند، فقر، گرسنگی، فقدان بهداشت، کم سوادی و تبعضاتی از این دست می روند که جاودانه شوند و آنچه را که حیات بشر به آنها وابسته است را رو به زوال هدایت کنند.
ما معتقدیم که: نیروی انسانی یکی از مهم ترین منابع توسعه پایدار است که شامل مجموعه افکار، عقاید، باورها و فرهنگ و دانش، مهارت خلاقه می باشد.
در این میان دانش و ظرفیت علمی نیروی انسانی هر جامعه مهمترین و مؤثرترین عامل در بهره برداری بهینه از منابع مادی و معنوی و اساسا توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن می باشد و توجه به نقش زنان به عنوان نیمی از منابع انسانی، نه تنها از اهداف اساسی توسعه اقتصادی و اجتماعی در هر کشور به شمار می رود، بلکه ابزاری مؤثر در تحقیق دیگر اهداف توسعه نیز محسوب می شود. از این رو، یکی از شاخص های درجه توسعه یافتگی یک کشور، میزان مشارکت و نقشی است که زنان در آن کشور دارا هستند.
به رغم اهمیت نقش زنان در فرآیند در توسعه در اغلب کشورهای توسعه یافته و بعضی از کشورهای در حال توسعه، کشور ایران با شرایط مطلوب، اختلاف قابل توجهی دارد.
تاریخچه توسعه
سازمان ملل متحد دهه 75 الی 85 میلادی را «دهه زن» نامید. نتیجه این نام گذاری آن بود که توجه بیشتر به وضعیت زنان طی یک دهه، منجر به آن شد که دولت ها و جوامع بین المللی به این واقعیت پی ببرند که بدون مشارکت زنان در برنامه های توسعه، کیفیت عمومی زندگی ارتقا نخواهد یافت. تعداد زنان جهان در سال 1985 میلادی، 41/2 میلیارد نفر بود که بر اساس پیش بینی های سازمان ملل تا پایان قرن بیستم به سه میلیارد نفر افزایش خواهد یافت.
«دهه زن» فرصتی را پیش آورد تا موقعیت زنان – که حدود نیمی از جمعیت جهان را تشکیل می دهند مورد توجه قرار گیرد و اقداماتی برای بالا بردن وضعیت بهداشتی، اجتماعی و اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آنان صورت گیرد.
در سال 1980، زنان 60% جمعیت 824 میلیون نفری بی سوادان را در جهان تشکیل می دادند و این تعداد همچنان رو به افزایش است. آمار مشارکت زنان در نیروی کار با آمار مربوط به مشارکت مردان تفاوت فاحش دارد.
برآورد سازمان ملل نشان می دهد که در سال 1975، 29% از کل جمعیت زنان به کار اشتغال داشته اند، در حالی که این رقم برای مردان 8/53% بوده است.
آمار فوق البته مربوط به کل جمعیت جهان است. وقتی کشورهای توسعه یافته با هم مقایسه می شوند دو نکته مشخص می گردد؛ اول این که در کشورهای توسعه یافته، جمعیت فعال فزونی دارد و دیگر این که مشارکت وسیع زنان در بازار کار به خوبی قابل مشاهده است.
در همه جوامع جهانی، نسبت زنان شاغل به مردان کمتر بوده و این امر در کشورهای در حال توسعه بسیار آشکارتر است. به طوری که در ایران، جمعت فعال مردان، حدودا ده برابر زنان است.
نتیجه این که بیشترین تعداد زنان ایرانی به امر خانه داری و پرورش فرزندان مشغول اند.

بحث اهمیت و تاریخچه توسعه
حرکت به سمت توسعه در اروپا تقریبا از سالهای پایانی قرن نوزدهم میلادی آغاز شد.
بعد از جنگهای جهانی اول و دوم، بسیاری از کشورها تلاش خود را در قالب برنامه ریزی برای رسیدن به یک نظام توسعه یافته شروع کردند. در آن زمان مفهومی که در ابتدا از توسعه به ذهن متبادر می شد، همان توسعه اقتصادی کشورها بود. توجه به انسان و منابع انسانی و پرداختن به مسایلی همچون توسعه فرهنگی و سیاسی در مسیر برنامه ریزی ها معمول نبود ولیکن امروزه که ما انسان را محور توسعه قرار می دهیم و میزان توسعه یافتگی کشورها را با نیروهای انسانی می سنجیم، در می یابیم که توسعه زمانی پایدار و همه جانبه خواهد بود که در آن فرایند انسان در مرکز قرار گیرد و احترام به انسان، ارزشهای والای انسانی و کرامت و موجودیت او به همراه فراهم نمودن زمینه های لازم جهت بهره مند شدن از رأی و فهم و اندیشه انسانی باید در توسعه به عنوان پایه و محور قلمداد گردد.
بیان مسأله
توسعه در دید ملی
الف- مبانی نظری (توسعه به معنای عام آن مورد نظر است.)
1- توسعه پایدار،
2- باورها و نگرش ها و نظریه هایی که با توسعه ارتباط دارند،
3- نقش منابع انسانی در توسعه پایدار
4- نقش منابع ملی
ب- حوزه های مهم چالش های توسعه جمهوری اسلامی ایران و زنان و کشورهای مسلمان.
ج- چالش های فراروی نقش واقعی زنان در توسعه پایدار،
د- چارچوب سند راهبردی نظام توسعه مشارکت زنان،
ذ- عرصه های چالش تحقق رسالت زن مسلمان.
بحث نقش زن در توسعه اقتصادی – اجتماعی کشورهای مسلمان و چگونگی بهره برداری از منابع نیروی انسانی است. میزان افراد فعال و جویای کار در کشورهای توسعه یافته تفاوت چشمگیری در مقایسه با کشورهای توسعه نیافته از دلایل پایین بودن آمار جمعیت فعال این کشورها و مشارکت پایین زنان می توان دانست.
مطالعه درباره زنان مسلمان و جوامع اسلامی کار دشواری است که با در نظر گرفتن واقعیت های متفاوت و گوناگون وضعیت زنان در اسلام و جوامع مسلمان در قرون متمادی صورت گیرد.
برای بررسی «موقعیت زنان در جوامع مسلمان» به شرایط واقعی زنان مسلمان در دوره های زمانی و بافت های اجتماعی – تاریخی گوناگون نظر داشت.
بسیاری از زنان مسلمان می خواهند هویت خود را به گونه ای باز تعریف کنند که سازگاری واقعی تری میان مدرنیته با مذهب و فرهنگشان به وجود آید.
صورت مسأله
جامعه شناسان امروزی مفهوم تقسیم کار را گسترش داده و آن را به طور مثال شامل تقسیم کار جنسیتی یعنی تقسیم فعالیت ها و نقش ها مابین مرد و زن دانسته اند.
اما این تقسیم بندی نه فقط موجب تقلیل دلالت این فرایند شاخص توسعه، بر پدیده نابرابری های اجتماعی نشده است، بلکه حتی در جهت تقویت پیوند میان تقسیم کار و نابرابری عمل کرده است. مثلا جنبش طرفداری از حقوق زنان (فمنیسم) با ناشی دانستن تقسیم کار جنسیتی از مرد سالاری عملا در جهت برقراری ارتباط میان نابرابری از سویی و قدرت از سوی دیگر گام برداشته است.
از همین رو شروع حرکت های دفاع از حقوق زنان در سطح ملی و منطقه ای و بین المللی همواره یکی از موضوعات کشورهای مسلمان که جمعیت زیادی از کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته را تشکیل می دهند.

 

ضرورت تحقیق
اسلام برای زن و مرد تکالیف مشخصی قایل است، در خانواده نیز زن و شوهر را مکمل هم می داند و به مشارکت آنها تأکید دارد. هم چنین در تعالیم اسلامی منعی برای اشتغال زن نیست. اسلام حقوق زن و مرد را در کار یکی می داند و تفاوتی بین ایشان قایل نیست.
زن مسلمان با حفظ هویت اسلامی خود هیچ گونه منعی از نظر اسلام برای اشتغال ندارد و برخی مسایل مطرح شده برگرفته از تعابیر نادرست و سنت های گذشته است که با شرایط جامعه و نیاز جوامع اسلامی به توسعه می بایست تجدید نظر قرار بگیرد.
در نظام اسلامی حقوق زن و مرد یکسان است؛ حق تحصیل؛ حق مالکیت، حق رأی دادن و رأی گرفتن، در تمام جهاتی که مرد حق دارد، زن هم حق دارد.
اساس توسعه پایدار و جامعه مدنی در نظام اسلامی بر تربیت است و کانون تربیت و اصلی ترین نهاد مدنی، خانواده است.
توسعه نیازمند انسان توسعه یافته است و انسان توسعه یافته از نهاد خانواده توسعه یافته با محوریت نقش تربیتی زنان توسعه یافته حاصل می شود.
ویژگی های توسعه پایدار حاکی از ضرورت همه جانبه بودن نقش اجتماعی، تربیتی، فرهنگی زنان در اجتماع و خانواده، به صورت موزون که یکی فدای دیگری نگردد، هماهنگ با ارزش ها و در تعامل با تحولات جهان امروزی است.
وضعیت کشورهای مسلمان باید به طرف توسعه انسانی و توسعه پایدار و نهایتا توسعه انسانی باید برود و ضرورت تحقیق به دلایل زیر است:
1- فعالیت هایی در زرمینه ارتقاء حقوق زنان.
2- ارایه آموزش و مهارت به زنان جهت توانمندسازی برای ورود به بازار رقابت و کار و فعالیت اقتصادی.
3- رفع تبعیض به زنان در بازار کار.
4- حمایت از زنان کارآفرین.
5- تخصیص اعتبار و بودجه لازم در این زمینه.
6- بررسی در خصوص موانع قانونی اشتغال در عرصه های مختلف اقتصادی.
7- شناسایی موانع فرهنگی – اجتماعی برای تصدی زنان در پست های مختلف.
هدف از این کار چیست:
(هر کار باید هدفمند باشد)
1- از لحاظ کمی زنان و مردان از حقوق و فرصت های یکسان در توسعه برخوردار شوند.
2- توسعه در تمامی بخشها شرایطی را برای رشد و توسعه پایدار انسانها فراهم آورد.
3- تقسیم برابر و هماهنگ وظایف میان زن و مرد در کانون خانواده نه تنها در امر پیشرفت زنان ضروری است، بلکه در رسیدن به اهدافی چون بهبود وضعیت انسانها، کیفیت زندگی و توسعه پایدار مهم است.
4- مسئله جنسیت در تقسیم نقش و وظایف زن و مرد از لحاظ فرهنگ مکان و زمان متغیر است. مسئله جنسیت باید در راستای فرایند توسعه جهت یابد.
5- زنان در موضوعات توسعه دارای چند بعد هستند و به همه ابعاد (اقتصادی – سیاسی – اجتماعی – فرهنگی و ...) آنها توجه شود.
6- انسان را محور توسعه قرار داده و انسان در مرکز این فرایند قرار گیرد.
7- رسیدن به یک نظام توسعه یافته در تمام ابعاد.
8- نقش مشارکت زنان در توسعه یافتگی یک کشور.
رویکرد مطالعاتی:
کسب شخصیت اجتماعی و شهروند شرق در گروه مشارکت و خارج شدن از دایره امور شخصی و خصوصی است؛ به گونه ای که بین مشارکت و کسب شخصیت اجتماعی یک تعامل دو سویه بسیار نیرومند وجود دارد. از طرفی مشارکت، مولفه ای اساسی برای بهبود کیفیت زندگی است و در فرآیند توسعه اقتصادی، اجتماعی به عنوان ابزار و هدف توسعه مورد نظر است.
دخالت افراد جامعه در تصمیم گیری های مربوط به زندگی و تغییر محیطشان بستگی به نظام شخصیتی و خودباوری آنها دارد.
عنوان شده که: «تلاش های توسعه اقتصادی، اجتماعی در هر کشوری باید متوجه مشارکت کامل زنان باشد. مشارکت کامل به معنای این است که زنان این حق و فرصت را داشته باشند که در تصمیم گیری هایی که زندگی و حیات آنها را تعیین می کند، مشارکت و نفوذ داشته باشند و بر محیط اطرافشان تأثیر بگذارند». (Jakob, 138, 1992).
زنان برخوردار از نقش های مضاعفی هستند و شبکه ایفای نقش آنها نسبت به مردان، هم گسترده تر و هم ظریف تر و حیاتی تر است. زنان هم نقش های محولی را در قالب استحکام بنیان و کیان خانواده ایفا می نمایند و هم نقش های اکتسابی را در قالب حضور در عرصه های مختلف جامعه و به محض صحبت از مشارکت زنان بیشتر مشارکت اقتصادی و بحث اشتغال خارج از منزل به ذهن متبادر می شود.
البته چنین رویکردی ناشی از تسلط حوزه اقتصادی و بحث رشد و توسعه اقتصادی بوده است.
چارچوب مفهومی
تعریف توسعه: نوعی دگرگونی اجتماعی آگاهانه یا ناآگاهانه است که برای رفع نیازها توسط انسان صورت می گیرد. اما هر چه قدر این توسه و دگرگونی اجتماعی آگاهانه باشد بیشتر در جهت اهداف انسانی و انسان ها قرار می گیرد.
توسعه موزون و پایدار توسعه مبتنی بر دانایی است. امروزه محققان توسعه و برنامه ریزان توسعه معتقدند که باید «توسعه انسانی» باشد. توسعه باید «بر محور انسان» باشد، یعنی رفع نیازهای انسان.
توسعه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فقط کافی نیست بلکه توسعه انسانی مهم است.
تعریف توسعه اجتماعی: از نظر سازمان ملل، توسعه اجتماعی عبارت است از: «افزایش ظرفیت نظام اجتماعی، ساختار اجتماعی، نهادها، خدمات و سیاست بهره گیری از منابع برای سطوح زندگی مطلوب تر که در معنایی وسیع تر در بردارنده ارزش هایی است که معطوف به توزیع بهتر درآمد، دارایی و فرصت هاست». (Jakob, 69, 1992)
توسعه در جوامع انسانی: با توجه به شرایط عینی جامعه و شرایط اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی جامعه به اشکال مختلف دیده می شود. (مرحله گردآوری خوراک، شکار، چوپانی، کشاورزی، صنعتی یا فراصنعتی) به طور کلی جوامع انسانی به 2 گروه تقسیم می شوند.
1- جوامع توسعه یافته یا کانون  مدرن  برنامه ریز
2- جوامع در حال توسعه یا پیرامون  سنتی  برنامه پذیر
که فرق اینها در نوع تکنولوژی است.
جامعه شناسی توسعه: از چگونگی و چرایی توسعه یافتگی و نیافتگی جوامع بشری سخن می گوید و در جهت رسیدن به توسعه اقتصادی، اجتماعی متوازن، راهکارها و الگوهایی ارائه می دهد.
جامعه شناسی زنان: روند، فرایند، ساختار، کارکرد و عملکرد زن در فرایند توسعه اقتصادی – اجتماعی را بررسی می کند. که اگر این جمعیت کار نکنند، کل سیستم را تحت تأثیر قرار می دهند.
«موردی بر مشارکت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی زنان»
اوکلی می گوید: «مشارکت حق مردم است و بیش از هر چیز احتیاج به اقدام آگاهانه از سوی خود آنها دارد. مشارکت امری تحمیلی یا دعوتی نیست بلکه نوعی توانبخشی به گروه های ضعیف توأم با اعطای قدرت فراگیر به آنهاست.» (اوکلی، 1370؛ 25)
مشارکت یک نوع کنش اجتماعی است و کنش های اجتماعی به میزان زیادی متأثر از جامعه پذیری و اجتماعی شدن افراد است.
جامعه پذیری کنش متقابل اجتماعی است که از طریق آن انسانها شخصیت خود را به دست می آورند و شیوه زندگی جامعه خود را می آموزند. جامعه پذیری یک نقطه اتصال ضروری بین فرد و جامعه است. هر چه کشورها به توسعه و توسعه یافتگی نزدیک تر می شوند مشارکت سیاسی نزد آنها مهم تر و حیاتی تر تلقی می شود. مشارکت های سیاسی و اجتماعی که با حضور اقشار و گروه های مختلف صورت می پذیرد، حضور هر یک از گروه ها را به تنهایی با اهمیت می سازد.
یکی از شاخص های مهم که امروز در سنجش میزان توسعه یافتگی جوامع به کار می رود، میزان مشارکت زنان در حیات اقتصادی – اجتماعی و سیاسی آنهاست.
اگر بخواهیم توسعه ای واقعی و پایدار در کشور خود ایجاد کنیم، می بایست میزان مشارکت های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی زنان را افزایش دهیم. (مجموعه مقالات، همایش مشارکت سیاسی زنان)
چارچوب نظری تحقیق:
این تحقیق با این پیش فرض کلی آغاز گردید که با توجه به این که ارتقای پایگاه اقتصادی – اجتماعی زنان بر میزان فعالیت اقتصادی ایشان تأثیر مثبت می گذارد، می توان چنین ارتباطی را میان پایگاه اقتصادی – اجتماعی و فعالیت سیاسی ایشان نیز پیش بینی نمود.
از آنجا که ارتقاء پایگاه اقتصادی اجتماعی زنان در اغلب جوامع توانسته است با گسترش فعالیت های اقتصادی و اجتماعی ایشان یا به عبارت دیگر توسعه مشارکت زنان در عرصه عمومی همراه گردد، ممکن است بتوان انتظار داشت که ارتقاء پایگاه، همین تأثیر را در مورد فعالیت سیاسی ایشان نیز موجب گردد.
یکی از مهم ترین معرف های (Indication) ارتقاء پایگاه اقتصادی – اجتماعی افزایش سواد و سطح تحصیلات زنان است که با مشارکت اقتصادی آنها رابطه دارد.
مشارکت سیاسی زنان را در دو سطح می توان بررسی نمود:
مشارکت سیاسی زنان
1- سطح توده  در چند زمینه عمده یعنی شرکت در فرآیند انقلاب، شرکت در انتخابات اداری، شرکت در تظاهرات و راه پیمایی و شرکت در گروه ها و انجمن ها و ... می توان عنوان کرد.
2- سطح نخبگان  در مورد زنان سه زمینه عمده را در بر می گیرد.
مشارکت سیاسی نخبگان سه زمینه عمده دارد:
1- عضویت در مجلس قانون گذاری.
2- مشارکت در سطوح بالای تصمیم گیری دولت و بخش خصوصی.
3- مشارکت در فعالیت های قوه قضائیه.
طرح مسأله نقش زنان در توسعه را در سه نوع کلی می توان مطرح نمود.
1- نظریات رفاهی، مساوات و فقرزدایی.
2- نظریه کارایی.
3- نظریه توانمندسازی.
نظریه مقبول تر امروزی توانمندسازی می باشد. این نظریه استقلال سیاسی و اقتصادی را دو جزء مهم دانسته و مشارکت زنان در حیات اجتماعی را توصیه می کند.
نظریه توانمندسازی بیشتر بر اساس نوشته های محققان جهان سوم بر حسب نیازشان شکل گرفته است و نشان می دهد که ورود زنان به فرایند توسعه یک جنبش وارداتی از غرب نیست.
قلمرو مطالعاتی
1- مکان: بررسی نقش زن در توسعه اقتصادی – اجتماعی کشورهای مسلمان می باشد که به بررسی چند کشور مسلمان از جمله ایران پرداخته می شود.
2- زمان: این بررسی مربوط به بعد از انقلاب اسلامی در ایران و در جهان مربوط به چندین سال اخیر می باشد.
روش مطالعه
1- از روش اسنادی که یکی از مهم ترین ابزار شناخت است استفاده می گردد.
روشهای اسنادی در زمره روشها یا سنجه های غیر فراهم و غیر واکنشی به شمار می آید. به این دلیل که هنگام استفاده از دیگر روشها نظیر مشاهده، مصاحبه و ... مشکل اساسی جمع آوری اطلاعات است و حال آنکه به هنگام کاربرد روشهای اسنادی اطلاعات موجودند.
علاوه بر آن، این روشها از مشکلات بزرگی که در تحقیقات آزمایشی یا حتی مصاحبه پیش می آید مبری هستند.
2- از روش کتابخانه ای و از مقالات و مجلات و ... نیز ا ستفاده می شود.
3- پایان نامه ها و اینترنت.
پیشینه مطالعاتی
که به بررسی کتب مناسب در این زمینه پرداخته می شود. ابتدا باید منابع مفید و لازم در این زمینه را شناخت.
در رابطه با موضوع مورد نظر منابع زیر را مورد بررسی می توان قرار داد.
1- سفیری خدیجه، تبعیضات شغلی میان زنان و مردان، زن، علم، صنعت و توسعه، دفتر امور زنان در نهاد ریاست جمهوری، تهران: 1374

موانع و تنگناها
با توجه به وسعت مطالب در زمینه توسعه نیازمند هستم تا از کتابخانه های دانشگاههایی مانند دانشگاه تهران، الزهرا، شهید بهشتی و ... استفاده نمایم.
ولی با کمال تأسف این دانشگاهها همکاری لازم را با دانشجویان ندارند.
در رابطه با «سایت نمایه» هم که باید مدت طولانی در نوبت بود تا بتوان به مقالات روزنامه ها دسترسی پیدا کرد.
در ضمن کتابخانه دانشگاه واحد علوم و تحقیقات هیچ وقت کتب درخواستی را ندارد و به نظر من لازم است که در زمینه کمبودهای کتابخانه بررسی دقیق به عمل آید بخصوص در مورد رشته تحصیلی مطالعات زنان که کتابهای موجود در این زمینه در کتابخانه بسیار کم می باشد.
برنامه زمان بندی:
1- ابتدا یک هفته به جمع آوری منابع لازم می پردازم.
2- یک هفته مطالعه کلی.
3- دو هفته به نوشتن فیش ها.
4- ظرف سه ماه جمع بندی مطالب و آماده کردن تحقیق.

بخش اول
تعریف توانمندسازی:
«توانمند سازی یعنی این که مردم باید به سطحی از توسعه فردی دست یابند که به آنها امکان انتخاب بر اساس خواست های خود را بدهد.»
معیارهای توانمند سازی زنان:
این نظریه 5 مرحله از برابری را در بر دارد و معیارهای آن عبارت است از:
1- رفاه
2- دسترسی به منابع
3- آگاهی
4- مشارکت
5- کنترل
رفاه به عنوان اولین معیار، مرحله ای است که طی آن مسایل رفاه مادی زنان مانند وضعیت تغذیه و درآمد خانوار – در مقایسه با مردان مورد بررسی قرار می گیرد.
دومین مرحله، به معنای این است که زنان دارای حق برابر با مردان در دسترسی به منابع در حوزه خانواده و در مقیاس بزرگ تر، در سیستم کشوری می باشند.
سومین مرحله برای متضمن تشخیص نقش های جنسی و جنسیتی است که به فرهنگ بستگی داشته و قابل تغییرند و تا جایی باید پیش رفت که تقسیم کار بر حسب جنسین مطلوب هر دو طرف باشد و نباید به معنای سلطه یک جنس بر جنس دیگر تلقی شود.
چهارمین مرحله؛ مرحله مشارکت، برابری در مشارکت به معنای مشارکت دادن زنان در پروژه هایی است که آنان به نوعی در آن ذینفع هستند. به طور کلی افزایش حضور زنان در جامعه عامل بالقوه مشارکت و افزایش سطح تواناسازی زنان است.
معنی آخرین مرحله نظریه، افزایش مشارکت زنان در حد تصمیم گیری است، به نحوی که آنان را به سوی توسعه فزاینده سوق می دهد.
در چارچوب تحلیل جنسیت در کشورهای مختلف پنج نوع سیاست گذاری برای تغییر موقعیت زنان اجرا شده و یا در حال اجرا است؛ که عبارتند از:
1- دیدگاه رفاه و خیریه بر نقشه های خانه داری و مادری زنان تأکید می کند و درصدد نوعی یاری رسانی در زمینه های بهداشتی، تغذیه، تنظیم خانواده و از این نوع موارد است.
2- دیدگاه تساوی حقوق و برابری این دیدگاه با استفاده از مراجع قانون گذاری در پس ایجاد حقوق مساوی بین زنان و مردان است. در این دیدگاه بر نقش فعال زنان در روند توسعه اقتصادی از طریق مشارکت در بازار کار تأکید می شود.
3- دیدگاه ضد فقر: تأکید بر کسب درآمد از طریق وارد نمودن زنان در پروژه های کوچک درآمدزاست.
4- دیدگاه کارآیی: که با کارآ نمودن زنان از طریق مشارکت دادن آنها در توسعه اقتصادی و اجتماعی و کسب منزلت اجتماعی لازم، زنان می توانند به تساوی و موقعیت مناسب دست پیدا کنند.
5- دیدگاه تواناسازی، در این دیدگاه بر فعالیت سازمانی و همکاری و همفکری در بین زنان برای کسب قدرت تأکید می کند.
در مجموع تا قبل از سال های 1975 در سطح بین المللی سیاست های توسعه ای در خصوص زنان دلالت بر حل مسایل رفاهی آنها داشت، ولی «در نگرش جدید، زن تنها دریافت کننده کمک ها نیست بلکه تولید کننده، مشارکت کننده و در عین حال برخوردار شونده از امکانات به دست آمده در فرایند توسعه نیز هست.»
انسان کیست؟
موضوع دیگر در باب توسعه انسانی، معنا و مفهوم انسان است که او کیست؟ آیا زن است؟ مرد است؟ شهری است؟ حاشیه نشین شهر است؟ بیمار است؟ سالم است؟
در بعضی از منابع آمده است که در مطالعات اپیدمیولوژیک، مراد از انسان مرد سفیدپوست 70 کیلویی است. همه طیف مرد و زن و همه انسانها با شرایط مختلف زندگی، با محک او سنجیده می شوند.
آیا هدف توسعه انسانی، توسعه کدام انسان است؟
در حال حاضر واقعیات به نفع همه انسان ها نیست، گروهی سوار بر توسعه و گروهی به دنبال توسعه دوان اند. سخنی از جرج اورول به خاطر می آید که انسان ها برابرند، ولی بعضی برابرترند.
آیا می توان انتظار داشت این توسعه باعث بهتر زندگی کردن همه انسان ها شود، یا مشکلات تعداد حداقلی به خرج عده اکثریت حل می شود؟
رابطه زن و توسعه
هر چند توسعه معانی متفاوتی در طی تاریخ داشته است، این تعاریف در ارتباط با زن معمولا اشتراکاتی دارند، چرا که همگی توسعه را اصل و زن را فرع می دانند. ارتباط توسعه و زن همواره به صورت رابطه فعال و منفعل بوده است، بدین معنی که همواره تاروپود جامعه و توسعه، بدون زن کشیده می شود و آنگاه به زن تکلیف می کنند که «جایگاه و نقش تو در توسعه این است».
«نقش زن در توسعه، نقش زن در مدیریت ...»
«برای مشارکت زنان در توسعه می بایست میزان اشتغال زنان افزایش یابد.»
یعنی در حال حاضر زنان بیکار نشسته اند، کاری برای پر کردن اوقاتشان ندارند و حال می توانند اشتغال یابند، در حالی که زنان هم اکنون در زیربار مشاغل چندگانه سلامتیشان را از دست می دهند.
البته باید اذعان داشت، که گاه انفاس روح القدس هوایی تازه می دمند، ولی این نفس ها در مقابل بت های سنگین و محکم و تفکرات و نظام های اجتماعی تنیده شده به سختی می تواند در روح و روان انسان ها لرزه ای بیفکند و فضای توسعه انسانی را برای همه انسان ها و همه نسل ها به ارمغان بیاورد.
بحث در جریان اصلی بودن زنان در توسعه پیش می آید که اگر از سر خوش نیتی و با قصد واقعی توسعه انسانی هم مطرح شده باشد، ولی با ساختارهای تنیده شده، چگونه میسر می تواند باشد؟
شاهد موضوع، درصد پذیرفته شدن دختران دانشجو و فارغ التحصیلان بیشتر آنان است که در ضمن اینکه فرض واجب ناقص العقل بودن و به نوبه خود انواع و اقسام احکام و قوانین صادر شده بر این اساس را مورد شک و تردید قرار می دهد، متفکران جامعه را به هراس می اندازد که اقتصاد به هم می خورد... مبادا که ترکی در این آیین پدران ما ایجاد شود.
آیا در این شرایط تحصیلات زنان می تواند شاخص توسعه باشد؟
مشخص می شود که احتمال دو رویکرد در مقوله زن و توسعه می تواند موجود باشد. یک رویکرد اینکه زن به عنوان منفعل و بازیگر نقشی که برایش تعیین کرده اند، در توسعه مشارکت داشته باشد و رویکرد دیگر اینکه توسعه برای زن چه می کند، تا چه حد زندگی را برای او آسان می کند و او را حداقل برای زندگی خود فعال مایشا می سازد.
اما چندین دهه است که دنیا بر این حق پا می فشارد. مسیر حرکت انسان های واقع نگر و زنانی که برای احقاق حقوق خود دمی فرو نمی گذارند، از مکزیکوسیتی، بالی، قاهره، پکن، ژوهانسبورگ، بانکوک و هر جا که موضوع توسعه و انسان مطرح می شود می گذرد.
محور توسعه چیست؟
چه شاخص هایی را باید در تقسیم بندی جوامع به کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه در نظر داشت؟
این سوال می تواند جواب های بیشمار و متفاوت داشته باشد.
اگر پاسخ این باشد که آموزش و پرورش، فرهنگ، اقتصاد، فن آوری و ... آن وقت سوال دیگری مطرح می شود که چگونه می توان این ها را اندازه گیری کرد و میزان اندازه گیری چیست؟ و چقدر باشد خوب است؟ به طور مثال، چه تعداد خودرو در کشور ساخته شود خوب است؟ آیا هر چقدر بیشتر، بهتر است؟ یا چه اندازه پول خوب است؟ تعلیم و تربیت بر چه اساسی باشد؟ و بهتر است به انسان ها چه یاد بدهند؟
کارخانه ها با تولید خودروها به هدف خود می رسند، ولی انسان ها از این پیشرفت بهره نمی برند. زیرا که عمر عزیزشان در ترافیک تلف و ریه های آنان دچار آسم می شود و آلودگی بیش از حد جان آن ها را می گیرد.
پس به این نتیجه می رسیم که همه کارها و فعالیت ها باید به نوعی برای انسان ها و همه انسان ها و به خاطر سلامت آن ها باشد. پس سلامت عمومی محور توسعه است و شاخص های سلامت می بایست برای افتراق توسعه یافتگی به کار روند.
پرسش دیگر این است که در میان شاخص های سلامت عمومی، شاخص هایی که نقش محوری دارند و اساسی تر هستند کدام اند تا با تمرکز بر آن ها بتوان از ساده ترین و نزدیک ترین راه به سلامت انسان ها رسید.
مطابق آنچه پیش تر گفته شد به نظر می رسد که باروری و جنسیت انسان بر سلامتی اش تأثیر بیشتری دارد. به عبارتی، شاخص های این حیطه مثل نسبت مرگ و میر مادران، درصد زایمان های انجام شده به دست افراد دوره دیده و ... فقط شاخص های بهداشتی نیستند، بلکه شاخص توسعه نیز می باشند و نشان می دهند که جوامع تا چه اندازه به سلامتی انسان ها و زنان خود اهمیت می دهند.
چنانچه هدف این باشد که تعداد مرگ و میر مادران کاهش یابد، که این مطلوب همه نیز هست، پس همه سازمان ها و نهادها این رویکرد رد خواهند داشت که کاری کنند که مادری جان عزیز خود را بر سر بقای نسل بشر از دست ندهد.
نهادهای زیربنایی، نهادهای فرهنگ سازی، نهادهای فن آوری و ... همه و همه به این سوی باز خواهند گشت و بدین ترتیب علمشان مفید و کاربردی خواهد شد و از این راه باقی مسائل انسانی که همه بر آن توافق قطعی ندارند نیز حل خواهد شد که گفته اند «چون که صد آمد، نود هم پیش ماست.»
توسعه
سلامت عمومی
بهداشت باروری
زن
خلاصه کلام
بهداشت باروری و جنسی به معنی سلامت طی شدن فرایند توان باروری در طول زمان و مراحل مختلف و در عرصه های جسم و روان و معنا و اجتماع است.
سلامت هر مقطع در گرو برنامه ریزی برای پیشگیری، درمان و توانبخشی است. اگر این گذر و این فرایند به سلامت طی شود و افراد و جوامع، حق باروری افراد را به حق و اندازه، تکلیف خود بدانند و به آن عمل کنند، زنان و مردان سالم و در نتیجه کودکان سالم در جامعه ای سالم زندگی خواهند کرد و همه راه به معنا خواهند برد.
اگر محور تمامی نگرش ها و فعالیت ها در جامعه و به عبارتی محور توسعه، سلامت انسان و سلامت باروری باشد، باقی مسائل جامعه نیز به خوبی و به وضع بهینه حل و اداره خواهد شد.
در غیر این صورت، دایره معیوب مثال مناسبی خواهد بود که همواره بیماری و معلولیت و فقدان سلامت در کار باشد و راه توسعه واقعی انسانی نیز مسدود باشد و انسان ها در چنبره بدبختی، روزگار بگذرانند.

وضعیت زنان در جمهوری اسلامی ایران
با توجه به وجود قومیت های مختلف و تنوع خرده فرهنگهای موجود، در کشور ما نیز اجحافهایی نسبت به زنان صورت گرفته و ممکن است ادامه نیز داشته باشد، مثلا در ایران قبل از انقلاب در برخی استانهای جنوبی کشور قتلهای ناموسی و ازدواج خون بس اجرا می شده. ازدواج خون بس، به یک نوع ازدواج اطلاق می شود که خانواده قاتل برای جلب رضایت خانواده مقتول به اجبار، یکی از دخترانشان را به عقد و ازدواج یکی از فرزندان مقتول در می آورد. بر اساس تحقیقی که از 7 روستا در سال 70 به عمل آمد، مشخص شد 28 زن در ازدواج خوب بس بوده که 19 نفر آنها ازدواجشان قبل از انقلاب صورت گرفته است. خوشبختانه با سفر مقام معظم رهبری به این منطقه و پی گیری مسئولین، این مشکل تا اندازه زیادی رفع شده و اینک مساله ای به نام ازدواج خون بس وجود ندارد.
خوشبختانه حضور تعیین کننده زنان ما در پیروزی انقلاب زمینه مشارکت همه جانبه آنان را در عرصه های مختلف کشور همدوش مردان فراهم کرد. به عنوان مثال، حضور ده ها نفر از مدیران سطوح بالای کشور، از معاونت ریاست جمهوری تا مشاور، مدیر کل، ریاست دانگشاه و نماینده مجلس از زنان می باشند. حضور زنان در صحنه های ورزشی کشور، هم اکنون 325 مدیر زن مسئولیت اجرایی ورزش و 1500 زن مسئولیت اداره اماکن ورزشی را بر عهده دارند. شمار مربیان و داوران ورزشی زن کشور 27 هزار نفر می باشد. اما تلاش برای توانمندسازی زنان به عنوان اولویتی از مسایل کشور و افزایش سطح آگاهی مدیران کلیدی و سیاستگذاران کشور در زمینه مشارکت زنان در مسئولیتها و کمک به ارتقای سطح مدیریت، یک ضرورت جدی در ارائه الگوی واقعی از نقش و مسئولیت پذیری زنان به دنیای کنونی است. در جمهوری اسلامی ایران تلاش ارزنده ای در زمینه توسعه و تقویت فرصتهای برابر آموزشی، شغلی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی برای زنان به عمل آمده اما هنوز فرصت تلاش بیشتر برای رسیدن به وضعیت مطلوب احساس می شود.

زن، هویت ملی، سیاست گذاریهای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران
در جامعه ما به دلیل حاکمیت ارزش های اسلامی می بایست نیازهای مربوط به پیشرفت و درک شرایط زندگی و کسب تجربیات فکری، ذوقی و ... برای زنان، به عنوان نیمی از جمعیت کشور، در برنامه ریزی ها و سیاست گزاری های توسعه فرهنگی، با جدیت بیشتری دنبال شود.
خصوصا آن که می دانیم که زن در تعالیم اسلامی جایگاه و منزلت ویژه و والایی را بخود اختصاص داده و اساسا «زن مربی جامعه است»، با آ ن که اصل 18 از اصول سیاست های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران (مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی )،»
بر تقویت شخصیت و جایگاه واقعی زن مسلمان به عنوان مادر و ترویج و فراهم آوردن زمینه های لازم برای ایفای نقش و رسالت اساسی خود به عنوان «مربی نسل آینده» و اهتمام به مشارکت فعال زنان در امور اجتماعی، فرهنگی، هنری، سیاسی و مبارزه با بینش ها و اعتقادات نادرست در این زمینه» اشاره شده و در بند(5) از اولویت ها و سیاستهای کلی فرهنگی نیز بر «اولویت دادن به اعتلای مقام زن در سطح کشور با توجه به مکانت و الای زن و نقش اساسی زن مسلمان در تحکیم برنامه خانواده و برنامه های اجتماعی، فرهنگی، علمی و هنری» تأکید شده است، ولی به نظر می رسد برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران بیشتر به زنان اولویت داده و نیازها و خواسته های آنها را به شکل موثر و جامع در قالب طرح ها و برنامه ها در خود جای می داد. لازم به ذکر است:
1- مطابق تعالیم اسلامی «زن و مرد مساوی هستند ولی مشابه نیستند » لذا حقوقی که بر مبنای مساوی و مشابه نبودن وضع می گردد برای زنان دارای دو جنبه خواهد شد.
الف- احتیاجات عمومی زنان که بر مبنای مساوی بودن همه انسانها و احتیاجاتی است که عموم افراد، اعم از زن و مرد را به عنوان یک انسان در برگرفته و می گیرد. با وجود این به لحاظ موقعیت نابرابر زنان و از آنجا که در طول تاریخ مورد ظلم، بی عدالتی و نابرابری قرار گرفته و به لحاظ برخورداری از همین حقوق مساوی نیز دچار مشکل بوده و نگذاشته اند همانند مردان به حقوق انسانی خویش دست یابند.
- و اعتقادات اجتماعی و فرهنگی که نشأت گرفته از مشخصه های تاریخی، فرهنگی، قومی و مذهبی جوامع است، همواره زنان را در دستیابی به حقوق انسانی برابر دچار ناکامی نموده است. می طلبد که یک برنامه ریزی منصفانه، ضمن تأمین حقوق انسانی مساوی، به عنوان یک اولویت، تمهیداتی را برای جبران منافات و نابرابری های گذشته برای زنان در همه ابعاد اندیشیده و احیای حقوق عمومی و انسانی زنان را فوریت، تداوم و عمق بیشتری بخشد.
ب- احتیاجات و حقوق خاص زنان از مشابه نبودن زن و مرد به لحاظ فیزیولوژیکی ناشی شده و تحت عنوان «نقشهای جنسیتی» دسته بندی می شود:
از آنجا که نقشها با تعهدات، وظایف، امتیازات و حقوق معینی مشخص می گردند ، نقشهای جنسیتی نیز از امتیازات، حقوق معینی مشخص می شوند و زنان نیز در این راستا از امتیازات و حقوق معینی برخوردار می شوند. اسلام نیز بر این مطلب تأکید دارد. اسلام با آن که هرگز امتیاز و ترجیح حقوقی برای مردان نسبت به زنان قائل نیست و اصل مساوات انسانها را درباره زن و مرد نیز رعایت کرده است با تساوی حقوق زن و مرد موافق است. ولی حقوق یک جور و یکنواخت و مشابهی برای زن و مرد قائل نشده است. هم چنانکه در همه موارد نیز برای آنها تکالیف و مجازات های مشابهی وضع نکرده است .
غرض از طرح این نکته آن است که از آنجا که زن و مرد مشابه نیستند، نیازهای متفاوتی نیز دارند و از آنجا که نیازهای متفاوتی دارند، نقشهای متفاوتی را نیز در خانه و اجتماع ایفا می کنند، دانستن این نکته که زنان و مردان نقش های مختلفی دارند برای سیاست گذاران عواقب مهمی دارد و در یک برنامه ریزی موفق توسعه می بایست به این واقعیت توجه کرد که زنان و مردان نیازها و نقش های متفاوتی دارند و برای ارضاء این نیازها و ایفای این نقش ها، طرح ها و برنامه های متناسب و مقتضی لزوم تدوین و طراحی دارد. برنامه هایی که هم چنین حضور زنان را در تمام مراحل: بررسی نیازها، شناسایی مشکلات، برنامه ریزی، مدیریت، اجرا و ارزشیابی همراه داشته باشد.
2- یکی از ملاک ها و شاخصهای ارزیابی توسعه در سطح بین المللی، در کنار مالک «پس انداز، سرمایه گذاری و رشد»، ملاک «تشکیل سرمایه انسانی» و «میزان مشارکتهای مردمی است. »
با توجه به نقش عظیم و تعیین کننده زنان در فرایند باز تولید نیروی انسانی که شامل پرورش کودکان، پرستاری از بیماران و مراقبت از سالمندان می شود، می بایست برنامه های توسعه در مسایل مربوط به تأمین منابع انسانی که تحت عنوان «تشکیل سرمایه انسانی» مورد توجه قرار می گیرد، به شرایط اجتماعی و فرهنگی زنان توجه خاصی مبذول کنند.
از سوی دیگر مهم ترین موفقیت رشد اقتصادی جدید در دنیا همین افزایش در ذخیره سرمایه انسانی است. مفهوم سرمایه انسانی که درآمدهای تلف شده را به عنوان بخشی از هزینه کسب سرمایه فرض می کند به تئوری تخصیص وقت و مبحث اقتصاد ارزش وقت انسانی، تابع تولید خانوار و مدل هایی برای تحلیل اثرات قیمت و درآمد ارزش وقت زنان در فعالیت های خانگی، تعمیم می یابد.

گزارش تحول وضعیت زنان طی سال های 1383-1376
استفاده کارا از سرمایه های انسانی دانش مدار و به کارگیری ساز و کاری پویا، نیازمند بسط مشارکت آحاد جامعه است که امکان بسترسازی مناسب برای توسعه کشور در محورهای مختلف را فراهم می کند.
«در محور آگاهی و بینش عمومی»، تضمین دسترسی به فرصت های برابر آموزشی و گسترش دانش، مهارت و ارتقای کیفیت آموزشی به منظور ارتقای توانایی، خلاقیت، نوآوری، خطرپیذری و کارآفرینی فراگیران و در نهایت ارتقای بهره وری زنان، به عنوان سرمایه های انسانی این کشور، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
«در محور مشارکت اقتصادی و اجتماعی»، به منظور به حداکثر رساندن بهره وری از منابع موجود، شکل دهی مازاد اقتصادی و نیز در انجام اصلاحات اقتصادی، توسعه مشارکت زنان امری گریزناپذیر می نماید. نظر به اهمیت بهره وری کل عوامل تولید در تأمین رشد اقتصادی، استفاده بهینه از نیروی کار زنان به عنوان نیمی از جامعه، امری الزامی است. علاوه بر این، دست یابی به توسعه پایدار و رفاه عمومی مادام که بسترسازی برای مشارکت مدنی افراد جامعه و منجمله زنان صورت نپذیرفته باشد، ناشدنی ا ست.
«در محور توانمندسازی جنسیتی»، به عنوان محوری که تحرک و پویایی را در دو محور مذکور تضمین می کند، افزایش سلامتی و امنیت انسانی و مشارکت زنان در تصمیم گیری برجسته می شود. تا زمانی که نهادینه سازی مشارکت مد نظر باشد، به جای تحمیل شدن عدالت جنسیتی از سطوح بالای جامعه به سطوح پایین تر، نیاز به جاری سازی این امر از سطوح پایینی جامعه به سطوح بالاتر وجود دارد. این امر در سطح سیاست های عمومی، به مفهوم مشارکت بیشتر زنان و مردان در فرآیند توسعه سیاست های مربوط است و در سطح سازمان، به مفهوم خلق فرآیندهایی است که در آن زنان و مردان می توانند در دیدگاه های یکدیگر سهیم شوند، نظر یکدیگر را درک و بین تجارب فردی و فرهنگ وسیع سازمانی ارتباط برقرار کنند.
در هر حال آنچه مسلم است، نابرابری جنسیتی و اجتماعی در هم تنیده شده و بدین علت است که تلاش برای رفع اشکال گوناگون تبعیض توسط بخش های مختلف ضرورت می یابد.
خلاصه:
1- محور آگاهی و بینش عمومی
ابعادی از توسعه در ایران 2- محور مشارکت اقتصادی و اجتماعی
3- محور توانمندسازی جنسیتی
4- محور مشارکت سیاسی
البته این موارد، همه ابعاد توسعه را پوشش نمی دهد، اما می تواند در درک تحول وضع زنان طی دوره مورد بررسی به کار آید.
توانمندسازی جنسیتی
میزان رشد باسوادی مردان طی سال های 1376 تا 1382 برابر 15، 5 درصد و میزان رشد باسوادی زنان در این دوره برابر 35 و 7 درصد بوده است.
آگاهی و بینش عمومی
میزان رشد باسوادی مردان در گروه سنی 15 ساله و بالاتر طی سال های 76 تا 82 برابر 77، 8 درصد و میزان رشد باسوادی زنان در این گروه سنی برابر 52 ، 14 درصد بوده است.
مشارکت اقتصادی و اجتماعی
درصد رشد فعالیت اقتصادی مردان طی سال های 76 تا 82 برابر 04، 6 درصد و میزان رشد فعالیت زنان در این دوره برابر 6، 9 درصد بوده است.
در بررسی مشارکت اقتصادی بانوان طی سال های گذشته مشاهده می شود، میزان فعالیت های اقتصادی زنان همواره سهم اندکی را به خود اختصاص داده است.
مشارکت اقتصادی و اجتماعی
میزان فعالیت اقتصادی
سال مرد زن
1376 59،22 94،9
1377 60،83 11،86
1378 61،86 11،70
1379 62،09 11،91
1380 61،82 11،69
1381 62،40 12،00
1382 62،80 10،90
درصد رشد فعالیت اقتصادی مردان طی سال های 1376 تا 1382 برابر 04، 6 درصد و میزان رشد فعالیت زنان در این دوره برابر 6،9 درصد بوده است.
در بررسی مشارکت اقتصادی بانوان طی سال های گذشته مشاهده می شود، میزان فعالیت های اقتصادی زنان همواره سهم اندکی را به خود اختصاص داده است.
پایین بودن میزان مشارکت اقتصادی زنان و در نتیجه پایین بودن درآمد آنان، میزان آسیب پذیری زنان در مواجهه با رکود اقتصادی را بیشتر خواهد کرد. علاوه بر این، این مسأله سبب افزایش بار تکفل خواهد بود.
میزان اشتغال
سال مرد زن
1376 87،20 85،01
1377 87،77 86،26
1378 86،47 86،41
1379 86،17 83،54
1380 86،07 81،09
1381 88،30 82،50
1382 81،89 82،79
میزان رشد اشتغال مردان طی سال های 1376 تا 1382 برابر 2،99 درصد و میزان رشد اشتغال زنان در این دوره منفی 1،6 درصد بوده است.
میزان بیکاری
سال مرد زن
1376 12،8 14،99
1377 12،23 13،74
1378 13،53 13،59
1379 13،83 16،46
1380 13،93 18،91
1381 11،7 17،5
1382 10،19 20،18
1- مطابق تعالیم اسلامی، «زن و مرد مساوی هستند ولی مشابه نیستند .» لذا حقوقی که بر مبنای مساوی بودن و مشابه نبودن وضع می گردد برای زنان دارای دو جنبه خواهد شد.
الف- احتیاجات عمومی زنان که بر مبنای مساوی بودن همه انسانها و احتیاجاتی است که عموم افراد، اعم از زن و مرد را به عنوان یک انسان در برگرفته و می گیرد. با وجود این به لحاظ موقعیت نابرابر زنان و از آنجا که در طول تاریخ آنان مورد ظلم، بی عدالتی و نابرابری قرار گرفته و به لحاظ برخورداری از همین حقوق مساوی نیز دچار مشکل بوده و نگذاشته اند همانند مردان به حقوق انسانی خویش دست یابند (از حق برخورداری از حیات و تعیین سرنوشت گرفته تا حق برخورداری از تسهیلات بهداتشتی، آموزشی و ...) و اعتقادات اجتماعی و فرهنگی که نشأت گرفته از مشخصه های تاریخی، فرهنگی، قومی و مذهبی جوامع است، همواره زنان را در دستیابی به حقوق انسانی برابر دچار ناکافی نموده است. می طلبد که یک برنامه ریزی منصفانه، ضمن تأمین حقوق انسانی مساوی، به عنوان یک اولویت، تمهیداتی را برای جبران منافات و نابرابریهای گذشته برای زنان در همه ابعاد اندیشیده و احیای

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله بررسی وضعیت تحصیلات دختران

برسی آسیب پذیری سازه های زیر زمینی

اختصاصی از فی ژوو برسی آسیب پذیری سازه های زیر زمینی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

برسی آسیب پذیری سازه های زیر زمینی


برسی آسیب پذیری سازه های زیر زمینی

فرمت : pdf

تعداد صفحات : 69 صفحه

 

 

بخش اول : برسی آسیب پذیری سازه های زیر زمینی در زلزله

بخش دوم : برسی آسیب پذیری  تونلها وایستگاه های زیر زمینی مترو

 


دانلود با لینک مستقیم


برسی آسیب پذیری سازه های زیر زمینی

Android Pack 12

اختصاصی از فی ژوو Android Pack 12 دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

Android Pack 12


Android Pack 1

Best Android Pack 2015 – بدون شک آندروید یکی از محبوب ترین سیستم عامل های گوشی های هوشمند می باشد که روزانه ۱۰۰ ها نرم افزار و بازی و … برای گوشی های آندرویدی عرضه می شود . سایت بازارچه برای شما دارندگان گوشی های آندروید مجموعه ای از جدیدترین اپلیکیشن ها ، بازی ها و تم های آندروید را  آماده کرده است . این پک اولین مجموعه عرضه شده در سال ۲۰۱۵ از سایت می باشد که هر هفته عرضه خواهد شد . با فستیوال پک های آندرویدی بازارچه همراه شوید تا با صرف کمترین وقت ، بهترین و جدیدترین برنامه ها و بازی ها را در اختیار داشته باشید .

 

- آموزش استفاده از برنامه ها و بازی ها :

مرحله اول : فایل های با پسوند APK را در مموری کارت خود کپی نمایید .

مرحله دوم : به تنظیمات گوشی > applications بروید و تیک گزینه allow installation from unknown sources را بزنید.

مرحله سوم : از طریق فایل منیجر به SD کار خود بروید و برنامه و بازی ها را نصب نمایید (برای نصب بعضی از برنامه ها و بازی ها گوشی شما می بایست روت شده باشد)

مرحله چهارم : برای دیتا بازی ها آن ها را در پوشه "Sdcard/Android/Obb/" و یا "sdcard/android/Data/" کپی نمایید.

 

 توجه: از این پس ، فایل های فشرده با حجمی بیش از ۱۰۰ مگابایت دارای ۵% ریکاوری هستند. این ویژگی باعث می شود تا مشکل در اکسترکت کردن فایل ها ، کاملا به صفر برسد. برای استفاده از این ویژگی ، اگر فایلی را دانلود کردید و با مشکل اکسترکت مواجه شدید ، نرم افزار Winrar را اجرا نموده ، به محلی که فایل های فشرده را دانلود کرده اید مراجعه کنید ، و تمامی پارت ها را انتخاب کرده و گزینه Repair که در قسمت بالایی نرم افزار موجود هست را بزنید. سپس محلی مناسب برای ذخیره سازی آن ها انتخاب کنید. پس از اتمام کار ، به محلی که برای ذخیره سازی انتخاب کردید مراجعه نموده و با آن فایل ها به اکسترکت بپردازید.

 


دانلود با لینک مستقیم


Android Pack 12