فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله سرب و روی

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله سرب و روی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

نحوه تشکیل
منشأ مواد معدنی
بطور کلی منشأ مواد معدنی را می‌توان در موارد زیر خلاصه کرد.
منشأ ماگمایی
ذخایری نظیر کرومیت ، پلاتین ، نیکل ، کبالت و الماس همراه سنگهای اولترامانیکی و ذخایر مس پورفیری و مولیبدن پورفیری همراه سنگهای اسیدی و حد واسط یافت می‌شوند. بنابراین ترکیب شیمیایی ماگما نوع مواد معدنی را کنترل می‌کند. نوع ذخایر ماگمایی تابع عمق و مسیری است که ماگما طی می‌کند. مثلا ماگمایی که از لایه گوشته زمین سرچشمه می‌گیرد، ذخایر کروم ، نیکل، پلاتین را به همراه داشته باشد و ماگمایی که حاصل پوسته قاره‌ها است قلع ، تنگستن ، اورانیوم ، فلوئور و غیره را همراه خواهدداشت.
منشأ رسوبی
ذخایر گچ ، نمک ، زغال سنگ و آهن لایه‌ای
منشأ دگرگونی
ذخایر کرندوم ، گارنت ، آندالوزیت ، سیلیمانیت و غیره را نام برد.
منشأ گرمایی
ذخایری که در رابطه با محلولهای گرمایی تشکیل می‌شوند ذخایر سرب ، روی ، مس ، جیوه ، طلا ، نقره و … است. سنگهای مسیر چرخه آب نوع کانسار گرمابی را کنترل می‌کند سنگهای ولکانیکی اسیدی امکان تشکیل ذخایر نوع طلا ، نقره ، اورانیوم ، سرب ، روی ، … و در سنگهای اولترامافیکی امکان وجود ذخایر گرمابی نوع تیزیت و هونتیت و در سنگهای غنی از سیلیس امکان تشکیل رگه‌های کوارتز را می‌توان داشت.

 

تاریخچه روی
روی در اغلب کارهای هنری برنزی مربوط به 5000 سال پیش یافت شده و برای مدت 2000 سال به عنوان یکی از اجزاء آلیاژ برنج در اروپا و آسیا مصرف می‌شده است. چند اثر هنری که سن کانه‌ها به 5000 سال پیش از میلاد مسیح بر می‌گردد، در اروپا یافت شده است. حدود 200 سال پیش از میلاد مسیح، رومی‌ها که تبحر چشمگیری در ساختن آلیاژهای روی داشتند، از این فلز و آلیاژهای آن سکه می‌زدند . بنظر می‌رسد که روی در سال 1000 بعد از میلاد در ناحیه زوار (Zawar) هند ذوب و بر اساس شواهد باستان شناسی در قرن چهاردهم در مقیاس وسیعی تولید می‌شده است. در طی قرون 17 و 18 شمش روی (Slab Zinc) از آسیا به بازارهای اروپا وارد و با نام روی لحیم کاری یا اسپاتیر (Speiter) فروخته شده است. تکنولوژی ذوب روی در حدود سال 1730 از چین به اروپا برده شد و در سال‌های دهه 50-1740 یک کارخانه ذوب روی در انگلیس بر پا شد. تأسیسات عظیم ذوب روی در اوایل قرن نوزدهم شکل گرفت.
در اوایل قرن بیستم با توسعه یافتن تکنیک شناورسازی، بازیابی روی از سنگ‌های معدنی پیچیده نیز میسر شد و کنسانتره‌هایی با عیار بالا تولید گردید. در قدیم دانشمندان اسلامی روی را قدمیا، قلیمیا و کادمی و ایرانیان آن را«روح توتیا» نامیده‌اند. در ایران نیز روی از عهد باستان بکار برده می‌شده و در بعضی از مفرغ‌های بدست آمده از آثار باستانی وجود دارد، از قرار معلوم در دوره ساسانیان برنج در ایران ساخته می‌شده که به آن پرنگ می‌گفتند. کلمه روی بعد از اسلام ابتدا به مس و سپس به آلیاژ مس و قلع یعنی مفرغ گفته می‌شد و بعضی اوقات هم قلع را روی می‌نامیده‌اند و گاهی هم نام آلیاژ مس و قلع را اسپید روی گفته‌اند.
در سال 1720 در انگلستان ، احتمالا ًبر اساس دانش بدست آمده از روشهای استفاده شده در آسیای شرقی ، برای نخستین بار روی در مقیاس وسیع صنعتی تولید شد و champion جهت تولید روی سازگار با تولید برنج از طریق تصعیر، فرایندی ابداع نمود که بر اساس این فرایند، نخستین فعالیتهای ذوب روی، در 1743 در بریستول، با ظرفیت بیشتر از 200 تن روی در سال بنا نهاده شد .
صنعت روی انگلستان در بریستول و سوان سی (Swansea) متمرکز است . اطلاعات آماری در مورد تولید روی دنیا از سال 1871 موجود است . در این زمان تولید کل برابر 121000 تن در سال بود که 58000 تن آن در آلمان و 45000 تن در بلژیک تولید می شد . تولید کل در آغاز قرن بیستم برابر 472000 تن و در سال 1913 برابر 106 میلیون تن در سال بود .
کاربردهای فلز روی
روی در صنعت ساختمان
روی در ساخت سیمان، دندانسازی، ساخت کبریت، کف‌سازی، ظروف سفالین، لوازم لاستیکی، اتومبیل سازی، لوازم آشپزخانه، روکش فولاد (گالوانیزه کردن)، تهیه آلیاژهای برنز و برنج، لحیم کاری، قوطی های خمیر دندان، چسب فلز ماشین‌تحریر، نقره آلمانی و... است.از اکسید و سولفور روی به عنوان ماده رنگی سفید در رنگ سازی و تهیه پلاستیک، از سولفات روی در رنگرزی و ساخت چسب و از کلرور روی در لحیم کاری و جلوگیری از فساد چوب استفاده می شود. پائین بودن نقطه ذوب این فلز که شکل‌پذیری در ریخته‌گری را آسان می‌کند. روی تا اواسط قرن 18 مصرف چندانی نداشت، اما امروزه روی پس از فولاد، آلومینیوم و مس در رده چهارم مصرف قرار دارد. روی در گالوانیزاسیون جهت جلوگیری از خوردگی استفاده زیادی دارد.
یک چهارم روی نیز در ساخت آلیاژهای برنج و برنز و... استفاده می‌شود. از آندهای روی جهت جلوگیری از خوردگی بدنه کشتی‌ها، سکوهای حفاری و خطوط لوله زیر آب استفاده می‌شود.
چنانچه روی برای ساخت صفحات روی یا برنج بکار رود، اندازه آلومینیوم آن نباید از 005/0 درصد فراتر رود. مقدار قلع در نوع عیار بالای روی نباید از 001/0 درصد فراتر باشد. مقدار آلومینیم در نوع PW نباید از 05/0 درصد فراتر باشد. فعالیت شدید الکتروشیمیایی، باعث جلوگیری از خوردگی کاتدیک در فرآورده‌های آهن و فولادی می‌شود. آمیختگی روی با مس و تشکیل آلیاژ برنج که این آلیاژ دارای ویژگی‌هایی مانند قابلیت استفاده در درجه حرارت‌های پایین، محافظت در برابر خوردگی و پرداخت زیبا است.
دو عیار دیگر برای فلز روی به منظور مصارف گالوانیزه کردن مورد قبول واقع شده است. یکی به نام عیار گالوانیزه کردن پیوسته (Continuous Galvanizing Grade) که تا 35% سرب و مقداری آلومینیم دارد. و دیگری به نام عیار کنترل شده سرب (Controlled Lead Grade) که کمتر از 18% سرب دارد و به‌دور از آلومینیم است.
قالب‌های گوناگون (از نظر شکل و اندازه) روی تجاری (Commercial Zinc Cast) را به نام شمش روی (Slab Zinc) می‌نامند که وزن آن بطور معمول 35 کیلوگرم است ولی ممکن است تا 907 کیلوگرم هم برسد. هر قالب روی را با حک کردن عیار و نام تولید کننده آن مشخص می‌کنند.
از دیدگاه تاریخی روی پرایک وسترن(Prime Western) نخستین نوع مشخص شده بوده و برای گالوانیزه کردن روش هات‌دیپ(hot-dip) مصرف می‌شده است. از زمانی که قالب‌ریزی دقیق قضاوت پیچیده بوسیله آلیاژهای با درصد آلومینیم کم آغاز شد از روی عیار بالا و سپس از روی عیار بالای مخصوص استفاده شد.
غبار روی(Zinc dust) که در رنگسازی به کار می‌رود ‌از طریق تقطیر بدست می‌آید. اندازه ذرات آن را با میزان تقطیر و تغلیظ کنترل می‌کنند. غبار روی با عیار استاندارد دارای 95 تا 97 درصد فلز و بقیه به صورت اکسید است.
مواردی که محتویات فلزی کمتری دارند برای رنگسازی مناسب نیست ولی برای صنایع شیمیایی مناسب هست. ایجاد ذرات غبار روی استاندارد بین 7 تا 9 میکرومتر است. چنانچه اندازه ذرات آن 5/4 تا 7 میکرومتر باشد آن را بسیار ریز دانه (Super Fine)، و اگر ابعاد ذرات 5/2 تا 5/4 میکرومتر باشد آن را فوق ریزدانه (ultra fine) می‌نامیم.
پودر روی با اسپری کردن یک جریان مذاب فلزی و با استفاده از جریان فشار قوی هوا یا گازهای دیگر تولید می‌شود. این ذرات که به گونه‌ای محسوس بزرگ‌تر از ذرات غبار روی حاصل از تقطیر هستند. بیش از مصرف دانه‌بندی می‌شوند. پودر روی به صورت کروی و با استفاده از اسید استئاریک (Stearic) که مانع از تشکیل ایگنمبریت (agglomerate) می‌شود بدست می‌آید.
•روی به صورت بخشی از مخازن باتریها، در قالب‌های ریخته‌گری و صنعت اتومبیل‌سازی به کار می‌رود.
• اکسید روی به عنوان یک رنگدانه سفید در رنگ آبی (اقیانوس‌ها)و انواع نقاشی استفاده می‌شود.
•کلرید روی به عنوان یک ضدبو(اسپری بدن) و به عنوان ماده نگهدارنده چوب استفاده می‌شود.
•سولفید روی در رنگدانه‌های نورتاب برای ساخت عقربه‌های ساعت و اشیاء دیگری که در تاریکی بدرخشند،‌ استفاده می‌شود.
•متیل روی [Zn(CH3)2] در سنتز مواد آلی استفاده می‌شود.
•محلول‌ها (لوسیون)‌ هایی که از کالامین ساخته می‌شود، مخلوطی از کربنات‌ها و سیلیکاتهای روی Silicate و
Zn-Hydroxyl- Carbon است که در درمان جوش‌های پوستی کاربرد دارد.
دو ویژگی روی در ارتباط مستقیم با کاربردهای این عنصر است:
1-پتانسیل الکترودی استاندارد این عنصر بسیار مثبت تر از مواد سازنده آهن است. بنابراین پوشش روی در فولادی، حفاظ خوبی در مقابل خوردگی فراهم می کند.
2-روی دارای دمای ذوب نسبتاً پایین است که منجر به استفاده از روی در ریخته گری تحت فشارترکیبات پیچیده می گردد.
صنایع ساختمانی
روی در کارهای عمرانی و ساختمانی نیز مورد مصرف قرار میگیرد. اگرچه روی دارای مقاومت بالایی است، بدلیل مقاومت خزشی بسیار پایین آن برای مدتها بعنوان مواد ساختمانی استفاده نمی شد.

 


آلیاژهای با روی
کم با اساس Zn-Ti-Cu که دارای چکش خواری بسیار خوب و مقاومت خزشی بالاست، از 40 سال قبل توسعه یافته است. این مواد را می توان جهت تولید صفحات یا ورقهای روی، نورد داد. از این صفحات می توان در تولید وسایل زهکشی سقف و یا در پوشش ساختمانها استفاده نمود.
ماده شیمیایی :
مواد شیمیایی با بنیان روی شامل غبار روی 12 تا 15 درصد مصرف روی جهان را در اختیار دارد. اکسید روی بطور کمی مهمترین محصول شیمیایی بابنیان روی می باشد.
غبار روی سولفات روی و کلریدروی، از نظر اهمیت و کمیت در رده های بعدی قرار دارند. سایر ترکیبات روی دارای اهمیت فرعی می باشند. سالهاست که مصرف جهانی اکسید و غبار روی ثابت مانده است، اگرچه تقاضا جهت سولفات روی و کلرید روی در حال افزایش است. سرعت رشد مصرف تیوکربنات روی و استیرات روی بر تولید ساینده ها (بزرگترین مصرف این ترکیبات) منطبق است. اکسید روی که دارای بیشترین تقاضاست را می توان با فرایندهای متنوعی تولید نمود. خلوص و کیفیت اکسید روی به روش تولید آن بستگی دارد. اکسید روی با خلوص بالا بصورت پودر در اتاقهای رسوب، در جایی که ذرات با اندازه های مختلف از هم جدا می گردند، جمع می شود. این ماده عموماً بعنوان روی سفید شناخته می شود. در فرایند مستقیم ( یا فرایند آمریکایی) ماده خام استفاده شده، کانه روی یا محصولات جانبی روی بوده که همواره حاوی سرب می باشد. یک ماده کربن دار را با ماده خام حرارت می دهند که در نتیجه احیاء، روی به صورت بخار احیا می شود. این ماده در هوا اکسید شده و به ذرات با اندازه مختلف تقسیم می شود.
ماده اولیه جهت فرایندهای شیمیایی مرطوب محلولهای خلوص یافته روی است. کربنات یا هیدروکسید روی، ته نشین شده و سپس فیلتر شده شسته، خشک و در دمای 800 درجه سانتی گراد بصورت پودر در می آید.
انواع متنوع اکسید روی بعنوان محصول واسطه در تولید سایر مواد شیمیایی استفاده می شود. اکسید روی ته نشین شده که دارای خواص رنگریزه ای نمی باشد و درجه های ویژه مانند اکسیدهای روی ظریف که در کاغذهای فتوکپی کاربرد دارد.
مهمترین کاربرد اکسید روی در صنعت ساینده هاست، که در این صنعت بعنوان فعال ساز سخت کننده و برخی اوقات بعنوان فیلتر استفاده می شود.
اکسید روی به عنوان رنگریزه در رنگهای لاتکس محلول کاربرد فراوانی دارد. کاربرد این ماده در کشاورزی بعنوان افزاینده بارورکننده جهت جبران کمبود روی خاک از اهمیت کمتری برخوردار است. اکسید روی جزئی از فرمولاسیون در صنعت شیشه، لعاب کاری و سرامیک می باشد. این ماده بر روی نقطه ذوب، خواص نوری و الاستیک و همچنین رنگ و جلای شیشه ها تاثیر می گذارد. اکسید روی یکی از تشکیل دهنده های پودر صورت، رژلب و کرم های است که در صنعت لوازم آرایشی کاربرد دارد می باشد.
این ماده همچنین بعنوان افزاینده به روغن، چسب، عاملهای خشک کننده، عاملهای غیر شفاف ساز و بعنوان کاتالیزور در سنتز متانول کاربرد دارد.
غبار روی در فرایندی مشابه فرایند تولید اکسید روی، اما در جو احیا کننده، تولید می شود. غبار روی دو درجه دارد :
غبار روی رنگریزه ای و غبار روی جهت مصارف شیمیایی. غبار روی بعنوان رنگریزه در رنگها و پوشش های ضد خوردگی که سطح غیر قابل نفوذی را تشکیل می دهند استفاده می شود. عملکرد محیط منجر به تشکیل کربنات روی و ترکیبات روی بازی بین ذرات روی شده و این اثر را شدت می بخشد. این پوششها همچنین حفاظت کاتدی را ایجاد می کند که بخصوص در نقاطی که لایه پوششی آسیب دیده مفید است.

 


آلیاژها :
روی در دمای بالاتر از دمای اتاق تبلور مجدد می یابد و مقاومت خزشی پایین دارد. بنابراین، این عنصر تنها بعنوان ماده سازنده هنگام آلیاژ کاری مناسب است. عناصر آلیاژی، بیشتر Al، Cu، Mg منجر به کوچک شدن دانه ها، تشکیل بلورهای مختلط یا سخت شدگی رسوب شده و بدین طریق خواص مکانیکی فلز، توسعه می یابد.
روی در تهیه آلیاژهای برنج، نقره، نیکل استفاده می‌شود. روی در قالب‌های ریخته‌گری و صنعت اتومبیل‌سازی نیز به کار می‌رود.
گالوانیزه کردن فولاد :
فلز روی در گالوانیزه کردن فرآورده‌های فولادی بکار می‌رود و باعث جلوگیری از خوردگی فولاد می‌شود. بخش بزرگ این فرآورده‌ها در گالوانیزه کردن فولاد، ورق‌های پوشش بام‌ها، مخازن ذخیره، حصار کاربرد دارد.
ورق‌های گالوانیزه به صورت کانال‌های هوا در سیستم‌های تهویه مطبوع و هواکش‌ها و سیستم‌های حرارتی نیز کاربرد دارند.
پوشش روی از طریق مکانیسم زیر فولاد را در مقابل خوردگی توسط هوا محافظت می کند :
•اثر دی اکسید کربن و رطوبت هوا بر روی، تشکیل پوشش محافظ با اساس کربنات روی است که منجر به کاهش سرعت خوردگی می شود.
•بدلیل ویژگی الکتروشیمیایی حفاظت کاندی، روی بطور فعال از خوردگی در محلهای آسیب کوچک، قسمتهایی که پوشش آسیب دیده و لبه های صفحات بریده شده جلوگیری می کند.
استفاده بهینه از منابع مواد خام جهان ایجاب می کند که فلزات را از خورده شدن محافظت کنیم. همانگونه که اتمسفر خورنده تر می شود، استانداردهای حفاظت در مقابل خوردگی نیز، بخصوص در تولید فولاد، بایستی افزایش یابد. در کشورهای صنعتی تقریباً 50 درصد روی جهت جلوگیری از خوردگی استفاده می شود.
روی تجاری (% 5/99 – 5/98 ) جهت گالوانیزه کردن گرم - عمیق در تجهیزات تولید و توزیع و روی با درجه خلوص بالا ( % 95/99 ) جهت گالوانیزه کردن پیوسته فنرها و سیم های فولادی کاربرد دارد. فرایند متالوژیکی که جهت تولید روی با درجه خلوص پایین تر استفاده می شود، کاربرد سرب بعنوان ناخالصی اصلی است. حضور 1 درصد سرب در مقایسه با محصولات خالص تر، 40 درصد تنش سطحی را کاهش می دهد. هنگام غوطه ور سازی در حمام روی که تنها چند دقیقه طول می کشد، فلز C4500 گرم می شود.
فرایند انتشار منجربه تشکیل لایه ای از آلیاژ آهن - روی بر سطح فولاد شده که این لایه چسبندگی پوشش روی را افزایش می دهد.
علاوه بر فرایندهای گرم - عمیق، فرایندهای گالوانیزه کردن دیگری نیز توسعه یافته است. در روی اندود کردن الکترولینیک، یک جریان متناوب منجر به نهشت پوشش درخشان 25- 5 سانتی متری از الکترولیت های اسیدی، سیانیدی یا الکترولیدهای آسکالن بدون سیانید بر سطح می گردد. البته این پوشش تنها در مقابل خوردگی های سطح متوسط از فلز حفاظت می کند. با غیر فعال سازی کرماته حفاظت در فرایند گالوانیزه کردن افشانه ای، سیم روی در شعله سوخت گاز / اکسیژن یا کمال الکتریکی در دهانه پیستون اسپری ذوب شده و با هوای فشرده از فاصله 15 سانتی متری پیش رانده می شود. نتیجه این فرایند تشکیل پوششی به ضخامت 1/0 میلی متر است. چسبندگی مکانیکی پوشش روی در این فرایند از چسبندگی آلیاژی در روی اندود کردن گرم - عمیق کمتر است.
به دلیل نسبت بالای روی در پتانسیل اکسیداسیون و احیا از این فلز برای حفاظت آهن و فولاد در برابر خوردگی استفاده می‌شود. فلز روی تولید شده از سنگ معدن را روی اولیه (Primary Zinc) یا دست اول می‌نامند. فلز روی حاصل از باطله‌ها،‌ پس مانده‌ها و قراضه‌ها را بر حسب نوع فرآیند بازیابی به نام‌های ثانویه یا دست دوم (Secondary)، تقطیر دوباره (redistilled) یا ذوب دوباره(re melt) می‌نامند. روی اولیه به دو دسته روی الکترولیتی و روی تقطیر شده، بر حسب روش احیا بکار برده شده، طبقه بندی می‌شود.
فلز روی در سیم‌های برقی، ‌مخابرات و پیچ و مهره‌ها بکار می‌رود. اکسید روی به صورت ورق در بدنه باطری‌های خشک، پوشش سقف صفحه‌های گراور عکاسی، برای محافظت بدنه کشتی خطوط لوله و تأسیسات حفاری در دریا بکار می‌رود، علاوه بر آن برای آبکاری پیچ و مهره‌ها و قطعات فلزی کوچک،‌ ته‌نشین ساختن فلزات نادر موجود در یک محلول، نقره‌زدایی سرب بوسیله فرایند Parkes، جداسازی ناخالصی‌هایی از قبیل مس، کادمیوم و نیکل از یک محلول(قبل از انجام الکترولیز) از غبار روی استفاده می‌شود. فریت‌های روی (Zinc Ferrite) در قطعات الکترونیکی موجود در ترانسفورماتورها (بوبین‌ها)، آمپلی‌فایرها، موتورها، ‌تیونرها و همچنین در قطعات الکترونیکی موجود در رادیو و تلویزیون و کامپیوتر بکار گرفته می‌شود.
فریت‌های روی (Zinc Ferrite) در قطعات الکترونیکی موجود در ترانسفورماتورها (بوبین‌ها)، آمپلی‌فایرها، موتورها، ‌تیونرها و همچنین در قطعات الکترونیکی موجود در رادیو و تلویزیون و کامپیوتر بکار گرفته می‌شود.
رنگ‌سازی :
اکسید روی بدلیل دارا بودن خاصیت پوششی اپاسیتی (Opacity) در برابر اشعه ماوراء بنفش و ضریب شکست بالا (High Refractive Index)، در صنایع رنگ‌سازی استفاده می‌شود که باعث افزایش پایداری رنگ است.
لاستیک ‌سازی :
اکسید روی همچنین به عنوان فعال کننده و شتاب دهنده اصلی در صنعت محکم سازی لاستیک با گوگرد بکار برده می‌شود.
- لیتوپون (Lito Pone) که یک پیگمنت سولفات باریم- سولفید روی است در صنایع رنگ، لاستیک و مرکب چاپ کاربرد دارد.
داروسازی :
اسمیت زونیت در مصارف دارویی با نام قدیم کالامین شناخته می شود و ماده مورد مصرف در صنعت داروسازی، اکسید روی ZnO حاصل از اسمیت زونیت است که درجه خلوص آن باید بیش از 98 % باشد. این ماده به صورت پودر صورتی کم رنگ در آب نامحلول بوده ولی در اسیدهای معدنی به خوبی حل می شود.کالامین اثر ضدخارشی داشته و آن را جهت مصارف خارجی ( پوستی ) و به شکل پودر، کرم‌های ضدآفتاب (لوسیون‌ها) با نام های تجاری معرفی می شوند :
Aqueous Calamine Cream , Oily Calamine Lotion , Calamine Ointment , Calamine Lotion
کالامین در ترکیبات دارویی به نام کالاموکس که در امریکا تهیه می شود، نیز به کار می رود. داروهای تهیه شده از کالامین را برای خشکی پوست، سوختگی های خفیف، اگزما، خراشیدگی، جوش های چرکی، ادرار سوختگی، کچلی، گزش حشرات، زرد زخم، واریس و درمان هموروئید کاربرد دارد.
اکسید روی در فرآوری ترکیبات دیگر روی که در ساختن فرآورده‌هایی مانند مرکب، رنگ‌مو، مواد افزونی روغن، ‌داروهای ضد قارچ، براق کننده‌ها و لینولیوم بکار می‌روند.
ریخته گری تحت فشار با روی :
روی ریخته‌گری شده تحت فشار (Zinc die-cast) یکی از کاربردهای اصلی روی بوده که توسط آلیاژهای نوع ZnAl4Cu و سایر ترکیبات وابسته انجام می شود. برخی از مزیتهای روی در ریخته گری تحت فشار عبارتنداز :
•سرعت تولید می تواند بسیار گسترده باشد ( 1000- 60 قطعه ) به نسبت اندازه و پیچیدگی قطعات.
•دوام قطعات تولید شده بالاست بگونه ای که میتوان از یک قطعه میتوان 106 ×1 قطعه ساخت.
•ویسکوزیته زمینه پایین و دمای ذوب کم آلیاژها، محصول با کیفیت بالا را تضمین می کند.
•پایین بودن و قابل کنترل بودن انقباض آلیاژهای روی، دقت ابعاد را افزایش می دهد.
•سطوح درخشنده یا مات با انواع پوششها قابل دست یابی است.
•بعلت طیف تولید وسیع، هزینه ها پایین است. محصولات به سبب ویژگیهای مکانیکی و فیزیکی خوب دارای دوام بالایی هستند.
•انرژی مورد نیاز این فرایندها پایین است. قریب 50 درصد قطعات ریخته گری شده تحت فشار از جنس روی در صنعت خودرو مصرف می شود.

روی ریخته‌گری شده تحت فشار در ساخت در و پنجره، مبلمان، کابینت قفل و کلید و شیر آلات و اتصالات حمام نیز مصرف زیادی دارد.
صنایع اتومبیل‌سازی :
روی در صنایع اتومبیل‌سازی از جمله در ساخت شبکه‌ها، دستگیره قفل، اجزاء مکانیکی و برقی، بدنه، اتصالات برقی نیز کاربرد وسیع و گسترده دارد.
صنعت چاپ :
در صنعت چاپ (فتوکپی) نیز اکسید روی استفاده می‌شود.
ترکیبات روی در ساخت رنگ‌های ضد خوردگی کاتالسیت‌های شیمیایی، ماده گدازنده جوشکاری، لوله‌های کاتدی، صفحه‌های رادار، و مواد افزودنی (additive) در روغن‌های روان‌کننده و گریس نیز بکار برده می‌شود.
تجهیزات ضد آتش و نگهداری چوب :
سولفات روی و کلرور روی دو ترکیب مهم دیگر هستند که در تجهیزات ضد آتش سوزی حفظ و نگهداری چوب و مواد گدازنده وجود دارند.
صنایع کشاورزی :
در ساخت کود به عنوان یک ماده افزودنی مصرف می‌شود.
ترکیبات :
فلورید :
فلورید روی، ZnF2 بلورهای تتراگونال مونوکلینیک با ساختمان روتیل را تشکیل می دهد. دمای ذوب آن C0 8720 بوده و دارای چگالی g /cm3 95/4 می باشد. حلالیت.4H2O ZnF2 درC0 0 20 تنها 62/1 گرم ZnF2 در 1000 میلی لیتر محلول است، اما این ماده در آمونیاک مایع، حلالیت بالایی دارد.
ZnF2 با محلولهای هیدروکسید سدیم واکنش داده و رسوب فلوکوله فلوریدهای بازی روی را تشکیل می دهد.
سنتز :
هنگامیکه کربنات روی یا اکسید روی با اسید هیدروفلوریک مایع واکنش می دهد. H2O ZnF2 تشکیل می شود. این ماده، آب بلوری خود را ضمن دما دادن تا بالاتر از C 0 200 در خلا از دست می دهد.

 


آنالیز :
پودر فلورید روی تجاری دارای فرمول تیپیک % 63-61 روی و % 36/33 فلوئور می باشد. این ماده دارای حد اکثر ناخالصیهای مقابل می باشد : تا ppm 500 آهن، ppm 100 سرب.
فلورید روی بعنوان افزاینده در حمامهای گالوانیزه کردن الکترولیتیک در شیشه ها و لعاب ها جهت پورسلسین و شیشه های ویژه با ضریب بازتابش بالا کاربرد دارد. این ماده همچنین بعنوان روان کننده جهت جوشکاری و لحیم کاری و بعنوان عامل فلوریناته در سنتزهای آلی بکار برده می شود.
سایر کاربردهای این ماده عبارتند از :
-تولید رنگریزه های لیتوپون و سولفید روی
-تولید سیانامید روی از سیانامید پتاسیم
-تولید فسفایدهای روی.
سرب
به فلز سرب در زبان انگلیسی لید، در عربی رصاص و رصاص اسود و در اوستا سروویا و سروه و در زبان پهلوی سرب گفته می‌شود. سرب در شمار قدیمی‌ترین فلزهایی است که انسان آن را بکار می‌برده است.
سرب در شمار قدیمی‌ترین فلزهایی است که انسان آن را بکار می‌برده است و این فلز بطور گسترده ای توسط فرنیسین ها، رومی ها، هندی ها، و چینی ها استفاده می شد.
سن ابتدائی‌ترین شیء سربی که بشکل یک قرقره نخ ریسی در مرو (Marv) از شهرهای قدیمی ایران یافت شده است،به 5000 سال پیش از میلاد بر می‌گردد. در 4000 سال پیش از میلاد مصری‌ها و سومری‌ها از سفید سرب برای آرایش استفاده می‌کردند و صنعتگران زمان فراعنه، سرب را برای لعاب دادن ظروف سفالین بکار می‌بردند. هم چنین ابزار نوشتاری، گلوله‌های پرتابی و طلسم سربی مربوط به این زمان نیز یافت شده است. چینی‌ها و رومی‌ها(حکومتی از رم قدیم در شمال آفریقا که قسمتی از الجزایر فعلی را شامل می‌شده است) در 3000 سال پیش از میلاد سکه‌های سربی ضرب می‌کردند و قالب تو خالی یک گوزن که متعلق به همین زمان است، در یونان یافت شده است. سرب در کار پل سازی، برای محکم نگه داشتن بست‌های برنزی و آهنی در سراسر آسیای صغیر بکار برده می‌شده است.
معادن سرب در قبرس و ساردنیا و اسپانیا توسط فینیقی‌ها استخراج می‌شده و سابقه معدن ریوتینتو(Rio Tinto) به 2300 سال پیش از میلاد بر می‌گردد.
در حدود 500 سال پیش از میلاد آشوری‌ها کف باغ معلق بابل را به ورقه‌های سربی فرش کردند. در نخستین قرن پس از میلاد حدود چهل هزار نفر در معادن سرب رومی‌ها در اسپانیا، انگلیس و آلمان مشغول به کار بوده‌اند. رومی‌ها به لوله‌های آب سربی، پلومبوم می‌گفتند و علامت شیمیایی Pb از همین واژه یونانی گرفته شده است. در قرون وسطی، از سرب به عنوان مصالح ساختمانی استفاده می‌شده است. در قرن سیزدهم مقادیر زیادی از این فلز برای لعاب دادن پنجره‌های سبک گوتیک، استفاده می‌شده که هنوز بسیاری از ساختمانهای ساخته شده در قرون 15 و 16 میلادی، پابرجا هستند. 100 سال پیش از میلاد لوله‌های آب سربی و حلقه‌های سربی برای مهار شبکه در سراسر امپراطوری روم بکار برده شده است. در نخستین قرن پس از میلاد معادن سرب متعلق به رومی‌ها در سارنیا، اسپانیا، گال، انگلیس و آلمان حدود40000 نفر را در فعال‌ترین زمان خود مشغول بکار می‌کرده است. رومی‌ها به لوله‌های آب که از سرب می‌ساختند پلومبوم (Plumbum) می‌گفتند و علامت شیمیایی Pb برای سرب از همین واژه یونانی گرفته شده است. در قرون وسطی،‌از سرب به گستردگی به عنوان مصالح ساختمانی استفاده می‌شده است. در قرن سیزدهم مقادیر زیادی از این فلز برای لعاب دادن پنجره‌های سبک گوتیک (Gothic) استفاده می‌شده و امروزه نیز هنوز بسیاری از ساختمان‌های ساخته شده در قرون 15 و 16 میلادی،‌در زیر سقف اولیه خود پا بر جا ایستاده‌اند.
در اوایل قرن پانزدهم، استفاده نیروهای مسلح از مهمات سربی توسعه یافت در سال 1450 یوهانس گوتنبرگ نخستین حروف چاپ را با سرب قالب گرفت. انگلیسی‌ها شیشه‌های سربی را در سال 1675 اختراع کردند که هنوز از گران‌ترین انواع کریستال است و تا سال 1800 از آن برای مقاصد نوری (Optic) استفاده می‌کردند. در سال 1621 سرب را در ایالت ویرجینیای آمریکا استخراج و ذوب می‌کردند و در سال 1690 کشف ذخائر سرب در دره می‌سی‌سی‌پی علیا (Upper Mississipi Valley) گزارش شد. سرانجام، اکتشاف انباشته سرب در جنوب خاوری ایالت میسوری به پیدایش یکی از بزرگترین نواحی تولید سرب در دنیا انجامید.
اکثر فعالیت‌های قدیمی در معادن سرب یا سرب و روی ایران برای استخراج سرب بوده است. از کارهای استخراجی قدیمی آثار بسیاری به صورت تونل و چاه و ابزار قدیمی و سرباره‌ها بجا مانده است. وجود ابزار سنگی، قدمت این فن را در این معادن مشخص می‌سازد و تقریباً در تمامی کانسارها و معادن سرب یا سرب و روی فعلی ایران، آثار شدادی ملاحظه می‌شود. کارهای استخراج قدیمی اغلب به صورت حفره‌هایی است که مواد فلزی آنها استخراج شده و بهره‌برداری با شمع شدن رگه، رسیدن به سطح ایستابی و یا افزایش عمق متوقف شده است. به ندرت عمق حفاری‌های قدیمی به 90 متر می‌رسد. تهویه در این معادن به صورت طبیعی انجام می‌شده و باربری در داخل معادن با دوش‌کشی، در چاهها با سبد و سیمان و درخارج معدن به وسیله چهارپایان صورت می‌پذیرفته است. کانه‌آرائی به وسیله سنگ‌جوری دستی و استفاده از دلو و لاوک انجام می‌شده است. سرب در ایران از اواخر هزاره سوم شناخته شده و چون ذوب کربنات‌های سرب آسان بوده، بهره‌برداری از معادن کربناته سرب صورت گرفته است، به گونه‌ای که در معادنی که سولفور و کربنات، توأماً‌ وجود داشته‌اند تنها از سنگهای کربناتی بهره‌برداری می‌شده است. در دوره پیش از اسلام از سرب به عنوان ملات در کارهای ساختمانی، سدسازی و پل‌سازی استفاده می‌شده و افزون براین برخی از ظروف در آن زمان از سرب ساخته می‌شده است. کریشمن، شرق‌شناس معروف می‌نویسد : در ایران دوره سلوکیان، استخراج آهن، سرب و مس زیرنظر صاحب‌منصبان شاهی فزونی گرفت، و صادر هم می‌شده است. سرب موارد استعمال زیادی در علم کیمیاگری داشته است، به طوریکه کیمیاگران برای آن 37 نام نهاده‌اند. از ترکیبات سرب برای ساخت رنگ‌های نقاشی و مواد داروئی استفاده می‌شده است. در دوره بعد از اسلام بهره‌برداری از معادن سرب بیشتر به منظور به دست آوردن نقره بوده و دراغلب کتب، کانسار سرب را معادل کانسار نقره در نظر گرفته‌اند.
در کشور ماتاکنون حدود 600 کانسار و نشانه معدنی سرب شناخته شده است که بعضی از این کانسارها در شمار بزرگترین کانسارهای سرب جهان هستند، به عنوان مثال کانسار سرب و روی انگوران از نظر عیار نخستین و از نظر ذخیره سومین کانسار سرب و روی جهان است. کانسارهای مهدی‌آباد، کوشک و ایران کوه نیز از کانسارهای بزرگ این ماده معدنی در جهان محسوب می.
در کشور ماتاکنون حدود 600 کانسار و نشانه معدنی سرب شناخته شده است که بعضی از این کانسارها در شمار بزرگترین کانسارهای سرب جهان هستند، به عنوان مثال کانسار سرب و روی انگوران از نظر عیار نخستین و از نظر ذخیره سومین کانسار سرب و روی جهان است. کانسارهای مهدی‌آباد، کوشک و ایران کوه نیز از کانسارهای بزرگ این ماده معدنی در جهان محسوب می‌شوند.
در ایران سرب از اواخر هزاره سوم شناخته شده و چون ذوب کربنات‌های سرب آسان بوده است، بهره‌برداری از معادن کربنات سرب زودتر آغاز شده و دیده می‌شود در معدنی که سولفور و کربنات، ‌همراه هم، وجود داشته تنها از سنگ‌های کربناتی بهره‌برداری نموده‌اند. در دوره پیش از اسلام از سرب به عنوان ملات در کارهای ساختمانی، سدسازی و پل‌سازی استفاده می‌شده و افزون بر این‌ها برخی از ظروف در آن زمان از سرب و مس که استخراج آن تحت مراقبت صاحب منصبان شاهی بود فزونی گرفت و صادر هم می‌شد. سرب موارد استعمال زیادی در علم کیمیاگری داشته است، بطوری که کیمیاگران به آن 37 نام داده بوده‌اند. در الجماهیر بیرونی از صدور سرب خراسان و عراق به روم یاد شده است. از ترکیبات سرب قدیم برای ساختن رنگ‌های نقاشی و مواد داروئی استفاده می‌شده است. چنانکه در تنسوق نامه نوشته خواجه نصیرالدین طوسی آمده است: «معدن او بسیار مواضع است و عزتی ندارد از قلعی سیاه‌تر باشد و زود بگذارد سرب را چون بسوزند از او سپیده سازند، در رنگ‌ها،‌ مرهم‌ها، داروی چشم و نقاشی و مردار سنگ هم از اسرب سازند». در عرایش الجواهر و اطائب النفایس نوشته ابوالقاسم عبداله کاشانی می‌خوانیم: «اسرب را بار گویند و آن نوعی است از رصاص(قلع) و گدازا و مثل رصاص است و سیاه و کدر و تیره چون مکلس کنند سرخ شود و آن را اسرنج و شنگرف خوانند و آن رنگی است که نقاشان بر کاغذها، دیوارها، چوب و غیره بکار دارند و چون باز مکلس کنند اسپیدائی به غایت باشد و این نیز از جمله رنگ‌ها است که نقاشان آن را اسپید کمانگران گویند و از اسرب به صناعت مرداسنگ سازند که در بیشتر مرهم‌ها نافع بود و جراحات را خشک کند». در دوره بعد از اسلام بهره‌برداری از معادن سرب بیشتر به منظور بدست آوردن نقره بوده است و در اغلب کتب این کانسار را معادن نقره نامیده‌اند. در دوره صفویه، مخصوصاً در دوره شاه عباس دوم به علت این که صدر اعظم پادشاه علاقه زیادی به توسعه و معادن داشت، معدنکاری توسعه یافت و مخصوصاً در معادن سرب برای بدست آوردن نقره آن فعالیت زیادی بعمل آمد. در دوره قاجاریه پس از ورود هیات ژنرال گاردان که ساخت اسلحه با روش اروپائی را در ایران آغاز کرد، بهره‌برداری از معادن سرب توسعه یافته است. در این دوره پس از جنگ‌های ایران و روس با این که فعالیت در معادن افزایش یافته بود با این وجود در کتابچه محمد صالح تبریزی معدنچی باشی که در دوره محمد شاه و ناصرالدین شاه مسئول امور معادن بود، فقط از چهار معدن سرب یاد شده است. کنت روشوشوار سفیر فرانسه در دوره ناصرالدین شاه در خاطرات سفر ایران می‌نویسد: «سرب و مس و قلع از روسیه یا از هند وارد ایران می‌شود. مصرف سرب در ایران کم است». لرد کرزن در کتاب ایران و قضیه ایران می‌نویسد: «یگانه مصرف سرب در حال حاضر در ایران ساختن گلوله و فشنگ است و تقریباً، هزار تن از این فلز برای تمام مصارف ایران کافی است. تا قبل از جنگ جهانی دوم مصرف سرب در ایران ناچیز بود و از معادن سرب بهره‌برداری چندانی بعمل نمی‌آمد و فقط بعد از جنگ است که بهره‌برداری از معادن سرب بیشتر به منظور تأمین مصارف داخلی و صادرات افزایش یافته است.
نخستین معدن سرب در حدود 2000 سال پیش در اسپانیا فعال بوده است.کاربرد های سرب در گذشته را می توان در موارد زیر خلاصه کرد: استاندارد وزن، ضرب سکه ( البته نهایتاً نقره جایگزین سرب در ضرب سکه شد)، مجسمه سازی، دیوارهای ضد آب و آستری سازی، زیور آلات، لنگر سازی و مهرسازی. در قرن پنجم قبل از میلاد یونانیان معادن سرب را در لاریوم مورد بهره برداری قرار می دادند. آنها در منطقه ریوتینتو اسپانیا نیز در 300 قبل از میلاد معدنکاری می کردند. یونانیان از سرب جهت لوله کشی آب استفاده می نمودند و در نتیجه کلمه لاتین Plumbum از واژه ای که جهت فواره های آبی مشتق شده است و Plumber (یا لوله کش ) نیز از این واژه ریشه گرفته است. سرب همچنین در لحیم کاری، صفحات نامه نگاری و لوله کشی کاربرد داشت. در قرون وسطی کاربرد سرب گسترش یافت و معادن مختلف در انگلستان، آلمان، بوهمیا و سایر قسمتهای اروپا گشایش یافتند. سایر کاربرد های سرب که تا کنون ادامه یافته است عبارتند از شیشه های رنگی، ناودان و لوله های زهکشی، کیمیاگران به سرب توجه زیادی داشتند.
کاربرد سرب در گلوله ها با اختراع سلاح گرم افزایش قابل توجه یافت. در قرن نوزدهم، آمریکا، بعلت منابع بزرگ خود، به تولید کنندگان سرب پیوست و متعاقب آن استرالیا و کانادا به جمع آنها اضافه شدند. در قرن بیستم، ظهور خود رو، مواد شیمیایی و صنایع ماشینی، کاربرد سرب بعنوان افزودنی نرم کننده سوخت، آلیاژ های بلبرینگ و لوله کشی، باتری های ذخیره کننده و ابزار های شیمیایی گسترش فراوان یافت. کاربرد های مدرن این عنصر شامل تولید شیشه، عایق صدا و محافظ تشعشع می باشد.
استفاده تاریخی آن به وسیله امپراتوری روم برای لوله کشی آب (و نمک آن به صورت استات سرب، شکر سرب نامیده می شود که شیرین تر از شراب است) و تصور می شود که برای اختلال عقلی استفاده می شود که در بسیاری از امپراتوران تأثیر داشته است. نگرانی پیرامون عمل سرب در کند شدن عقلی (ذهنی) در بچه ها به طور گسترده ای مصرف آن را کاهش داده است.
سرب فلزی است نرم، سنگین و شکل‌پذیر ولی به مقدار کمی چکش‌خوار، با خواص الکتریکی غیر هادی با نقطه ذوب پائین. این ویژگی(پائین بودن نقطه ذوب) سبب شده که فلز سرب یکی از بهترین فلزات برای ریخته‌گری باشد. سرب مقاوم‌ترین فلز در برابر خوردگی است. سرب تصفیه شده سربی است که عناصر و ناخالصی‌های آن به مقادیر مختلف توسط روش‌های ذوب حرارتی (Pyrometallorgical) و ذوب برقی شیمیایی (Electrochemical) گرفته شده است. کمترین درجه خلوص سرب پالایش شده از 85/99% (تیپ III سرب کانادا) تا حداکثر 9999/99% (تیپ زون- ریفایند Zone refind) است. در میان این دو مرز، 18 استاندارد دیگر برای سرب داریم که بر روی هم به هر 20 نوع آن‌ها سرب خالص گفته می‌شود. اگرچه ویژگی‌های این 20 نوع همسان هستند ولی ویژگی‌های آلیاژهای با عیار کمتر از 99% سرب، به میزان قابل ملاحظه‌ای تفاوت می‌کند. سرب، بیشتر با آنتیموان، کلسیم، یا کلسیم- آلومینیم و قلع تشکیل آلیاژ می‌دهد. این آلیاژها را بطور معمول، با نام سرب سخت یا خشک (hard lead) یا آنتیموان‌دار(Antimenial) سرب کلسیم‌دار(Calcium lead)، فلز سفید (White metal)، آلیاژهای ذوب شدنی (fusible alloys) و اتصال دهنده نرم (Softsolders) می‌نامند. سرب تصفیه شده خالص را سرب نرم (Softlead) می‌نامند تا با آلیاژهای در بردارنده درصد بالای سرب اشتباه نشود.
برخی آلیاژهای سرب کلسیم یا کلسیم آلومینیم تا 9/99 درصد سرب دارند. ولی از لحاظ فنی از نوع سرب نرم نیستند. سرب نرم با عیار 97/99% در بازار بورس فلزات لندن با نام سرب عیار خالص (grade pure lead) شناخته شده، ولی در واقع همه تصفیه‌خانه‌ها پس از نقره‌زدایی می‌توانند به عیار 99/99% دست یابند. میزان نقره و مس در انواع گوناگون سرب نرم حد معینی دارد. به عنوان مثال چند نوع سرب نرم در آمریکا تعریف شده است.
1- نوع کورودینگ (Corrodeing): با عیار، دست کم، 94/99% سرب و دست بالا 025% نقره 10% مس.
2- نوع عمومی (Common) با عیار حداقل 94/99% سرب و حداکثر 005% نقره و 0015% مس.
3- نوع شیمیائی و مس‌دار(Chemical and copper Bearing) نقره‌زدایی شده با عیار دست کم 90/99% سرب و دست بالا 01% نقره و مس، میزان آرسنیک، روی، آهن و بیسموت برای هر چهار نوع سرب نرم یاد شده محدود است و دارای مرز حداکثری است.
فزون بر اشکال متعارف ریخته‌گری سرب، مانند شمش و بلوک این فلز به صورت نوار، ورق، ورق لوله شده، لوله، میله، سیم، اشکال زاویه‌دار، طناب، ورق نازک(foil)، پودر، پولک، گلوله، لعاب، مواد رنگی و مواد شیمیایی نیز در بازار وجود دارد.
مشخصات سرب
نام سرب Lead از واژه لاتین (Plumbum) گرفته شده است. به این فلز در زبان انگلیسی Lead، در عربی رصاص اسود و در اوستا، سرو و یا سروه و در زبان پهلوی سرب گفته می‌شود. سرب از نظر فراوانی در پوسته زمین کمتر از مس و روی و به عنوان سی و یکمین عنصر فراوان در پوسته زمین با فراوانی 002/0 % می باشد. همچنین مقدار سرب در سنگ‌های آذرین از 5 تا 20 ppm است.
سرب فلزی است ضعیف و نادر به رنگ خاکستری مایل به آبی با نماد Pb،عدد اتمی 82، وزن اتمی 2/207، وزن مخصوص 35/11 گرم بر سانتی متر مکعب، سختی 5/1 در مقیاس موس،نرم،جلای فلزی، دارای خاصیت انعطاف پذیری ضعیف، چکش‌خوار، قابل برش، نقطه جوش بالا 1700 درجه سانتیگراد درجه سانتی گراد و نقطه ذوب پایین 4/327 درجه سانتی گراد.
سرب در گروه 14(IVA) جدول تناوبی به عنوان فلزضعیف Poor metals بوده و در دوره 6 قرار دارد. سرب زمانی که در معرض هوا قرار می گیرد، ظاهر خاکستری تیره رنگ و ماتی می یابد اما به صورت سطوح سالم و تازه شکسته به رنگ سفید مایل به آبی است و خاصیت هدایت الکتریکی ضعیفی دارد.
سرب و روی در طبیعت همواره با هم آمیخته بوده و سنگ‌های درونگیر مشترکی دارند. سرب فلزی استراتژیک است زیرا عمده فعالیت‌های شهری و نظامی به انرژی ذخیره شده در باطری‌های اسیدی ـ سربی متکی است. روی نیز کاربرد فراوانی در ساخت آلیاژها دارد. سرب تصفیه شده خالص را سرب نرم می‌نامند. تاکنون 130 نوع کانه سرب شناخته شده است که در میان آن‌ها سولفور سرب مهمترین و اقتصادی‌ترین است و 90 درصد تولیدات سرب ایران از این کانه بدست می‌آید. دیگر کانه مهم سرب سروزیت (PbCO3) است که عیار سرب در این کانه حدود 55/77 درصد می‌باشد. کانسار سرب و روی معمولاً با نهشته‌های مهمی از باریت و فلوئورین همراه است و از این جهت بسیار حائز اهمیت است زیرا در مراحل اکتشاف می‌توان به کانسارهای دیگر نیز دست یافت، علاوه بر آن در فرآیند فرآوری نیز می‌توان از کانی‌های همراه استفاده نمود.
نزدیک به 70 درصد تولید ناخالص سرب جهان از کانسنگ آمیخته سرب و روی بدست می‌آید. تاکنون نزدیک به 130 نوع کانی سرب شناخته شده است که از میان آن‌ها سولفید سرب یا گالن مهم‌ترین و اقتصادی‌ترین نوع کانه سرب است و 90 درصد تولید سرب نیز از آن بدست می‌آید.
سرب از عناصر بنیادی بوده و از واژه لاتین (Plumbum) گرفته شده است. به این فلز در زبان انگلیسی Lead، در عربی رصاص اسود و در اوستا، سرو و یا سروه و در زبان پهلوی سرب گفته می‌شود.
سرب فلزی است نرم با رنگ خاکستری مایل به آبی، جلای فلزی، وزن مخصوص نسبی زیاد (35/11)، با عدد اتمی 82، چکش‌خوار، قابل برش، با نقطه ذوب پایین (4/327 درجه سانتیگراد) و نقطه جوش بالا (1700 درجه سانتیگراد) است.
سرب با نماد Pb نشان داده می شود و دارای خاصیت انعطاف پذیری ضعیف می باشد و زمانی که در معرض هوا قرار می گیرد، ظاهر خاکستری تیره رنگ و ماتی می یابد اما به صورت سطوح سالم و تازه شکسته به رنگ سفید مایل به آبی است و خاصیت هدایت الکتریکی ضعیفی دارد.
سرب از نظر فراوانی در پوسته زمین کمتر از مس و روی و به عنوان سی و یکمین عنصر فراوان در پوسته زمین با فراوانی 002/0 % می باشد. همچنین مقدار سرب در سنگ‌های آذرین از 5 تا 20 ppm است.
کانی های سرب
درطبیعت دو عنصر سرب و روی، اغلب با هم همراهند. نزدیک به 70 درصد سرب معدنی از کانه‌های مخلوط سرب و روی که به طور معمول مقادیر روی آنها بیشتر از سرب است، تولید می‌شود. نزدیک به 20 درصد از تولید سرب مربوط به کانه‌های مخلوطی است که مقدار سرب در آنها از روی بیشتر است و 10 درصد بقیه تولید سرب در رابطه با کانی‌های مس‌دار است.
تاکنون 130 نوع کانه سرب شناخته شده است که در میان آنها سولفور سرب (گالن PbS) مهمترین و اقتصادی‌ترین است و 90 درصد از تولید فلز سرب از این کانه است. دیگر کانه با اهمیت سرب سروزیت یا کربنات سرب (PbCo3) است.
در جدول 2 کانی‌های مهم، فرمول شیمیایی و عیار سرب آنها وارد شده است. در ادامه به اختصار راجع به کانی‌های مهم سرب مطالبی آورده می‌شود.
سرب در طبیعت به صورت سولفید، سولفات، کربنات و نمک های سرب یافت می شود. تاکنون 130 نوع کانه سرب شناخته شده است که در میان آن‌ها سولفور سرب(گالن PbS) مهمترین و اقتصادی‌ترین نوع آنهاست و 90 درصد از تولید فلز سرب از این کانی است.
جدول2- کانی های مهم سرب، فرمول شیمیایی و عیار سرب آنها
•گالن (PbS)
گالن یا سولفور سرب (PbS)، مهمترین کانه سرب است. در گالن خالص 6/86 درصد سرب موجود است. این کانی در سیستم مکعبی(Cubic) متبلور می‌شود. گالن بیشتر، به صورت قلوه‌ای پدید می‌آید، گالن به صورت توده‌ای شکل، دانه‌ای و درشت یا پراکنده نیز دیده می‌شود. رنگ آن خاکستری تیره، خاکستری روشن و دارای جلای فلزی است. سختی گالن 5/2 و وزن مخصوص آن 5/7 است و همیشه مقداری نقره (01/0 تا 1 درصد) در ترکیب آن وجود دارد.
•سروزیت (PbCO3)
سروزیت یا کربنات سرب در سیستم اورتورومبیک متبلور می‌شود. مقدار سرب در این کانه 55/77 درصد است. بلورهای آن در فرم‌های گوناگون سیستم اورتورومبیک و یا ماکل سه‌تایی با شکل ظاهری هگزاگونال نمایان می‌شود. این کانه به صورت توده‌ای،‌ دانه ریز تا متراکم،‌ ساقه‌ای و رشته‌ای(با جلای ابریشمی) پدید می‌آید. سروزیت دارای شکستگی صدفی است. این کانی در صورت خالص بودن بی‌رنگ و شفاف و دارای جلای چرب و الماسی است و در صورت وجود ناخالصی به رنگ سفید خاکستری و یا قهوه‌ای مایل به زرد است. سختی سروزیت 3 و وزن مخصوص آن 5/6 است.
•انگلزیت (PbSO4)
آنگلزیت یا سولفات سرب (PbSO4)، در سیستم اورتورومبیک متبلور می‌شود. مقدار سرب در این کانه 33/68 درصد است. بلورهای آن دارای سطوح زیاد و به صورت منشورهای کوتاه و پهن و یا دو هرمی پدید می‌آید. این کانه بیرنگ، شفاف تا نیمه شفاف و دارای جلای چرت تا الماسی است. سختی آن 3 و وزن مخصوص آن 3/6 است. در نتیجه گالن درمنطقه گوسن (gossan) توده معدنی سرب پدید می‌آید.
آنگلزیت یا سولفات سرب در سیستم اورتوروبیک متبلور می‌شود. بلورهای آن دارای سطوح زیاد، به صورت منشورهای کوتاه و پهن و یا هرمی است. این کانه بی‌رنگ، شفاف تا نیمه شفاف و دارای جلای چرب تا الماسی است. سختی آن 3 و وزن مخصوص نسبی آن 3/6 است.
•ولفنیت
ولفنیت (مولیبدات سرب PbMoO4) است که حاوی 33/68 درصد سرب می باشد.
از دیگر کانی‌های سرب می‌توان به چیمسونیت Pb4(Sb/Fe)7S4، بولانژریت(Pb5Sb45)، زینکیت (Pb5Sb2S4)، پیرومورفیت Pb5(PO4)3Cl، میمنزیت Pb5(AsO4)3Cl،وانادینیت(Pb5(VO4)3Cl3، ویسکلوزیت Pb(OH)[VO4(Zn/Cu)]، ماسیکوت(PbO)، مینیوم(Pb3O4)، پلاتنریت(PbO2)، فشرنیتPb2Cl2(CO3)، کوتونیت(PbCl2)، اشاره کرد.
انواع کانسارهای سرب
تقسیم بندی قدیم :
1- تیپ ماسیوسولفید(کوروکو):
کانسارهای لایه‌ای هم شیب و عدسی شکل می‌باشند. کانی‌های اقتصادی مهم آنها گالن، اسفالریت و کالکوپیریت می‌باشند. عیار معدن‌کاری در این نوع کانسار 25-5% سرب و روی است. (مانند کوروکو در ژاپن).در خصوص منشأ فلزات Pb-Zn-Cu-Au-Ag در کانسارهای ماسیوسولفید سه حالت کلی پیشنهاد شده است:
الف- آبهای اقیانوسی توسط تو

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله سرب و روی

دانلود مقاله روانشناسی جنایی

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله روانشناسی جنایی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

روان‌شناسی جنایی شاخه‌ای از دانش روان‌شناسی است که به امور روحی و روانی مربوط به جرم و بزهکاری می‌پردازد.
کار روان‌شناسان جنایی معمولاً یافتن روش‌هایی برای پیشگیری از جنایت دوبارهٔ مجرمین باسابقه یا جنایتکاران دارای اختلال روحی است. از وظایف دیگر این گونه روان‌شناسان، تهیه کردن پرونده‌های روان‌شناختی برای بزهکاران باسابقه و پرسابقه و بررسی دلایل روحی و روانی این جنایت‌ها است.
ما برای اینکه بدانیم روانشناسی جنایی چیست، در ابتدا به تعریف کوتاهی از روانشناسی می پردازیم؛ اهداف روانشناسی را بیان می کنیم واز رشته ها دیگری که با روانشناسی جنایی تعامل دارند نام می بریم.
تعریف روانشناسی:
روانشناسی علم مطالعه رفتار و فرایندهای ذهنی است. ( Hockenbury & Hockenbury 2007 - p3 )
رفتار: به هر نوع پاسخ ارگانیزم که در مقابل محرک های درونی و بیرونی ارائه می شود رفتار می گوییم؛ که به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم و با ابزار قابل رویت است( اتکینسون و همکاران - ترجمه رفیعی : ص 287).
فرایند ذهنی: به اندیشه ها، هیجان ها، احساس ها، و انگیزه هایی که افراد تجربه می کنند، فرایندهای ذهنی گفته می شود؛ که برای افراد دیگر به طور مستقیم قابل مشاهده نیست( همان منبع ).
روانشناسان کوشش می کنند که انسان ها را به وسیله روش های علمی مورد مطالعه قرار دهند. هدف آن ها از این کار شامل توصیف، تبیین و پیش بینی رفتار های آدمی می شود.
توصیف: شامل تعریف کردن وضع موجود و رفتارهای در حال حاضر افراد می شود؛ که بوسیله روش های علمی جمع آوری شده اند.
تبیین: توضیح رفتار انسان بر اساس شرایط پیشایند یک واقعه یا رویداد ( ایروانی - ص 52 ).
پیش بینی: توانایی پیش بینی کردن بعضی رفتارها در آینده با توجه به شرایط موجود.
تعریف روانشناسی جنایی:
روانشناسی جنایی علم مطالعه ی شخصیت تبهکار و شناخت دلایل و انگیزه های تبهکاری است که این دلایل و انگیزه ها به شیوه های جامعه پذیری، اجتماعی شدن، تجربه های دوران کودکی و محیط زندگی و همچنین نقش ژنتیک و اختلالات روان شناختی در ایجاد شخصیت فرد تبهکار در هنگام اعمال جرم اشاره می کند. به بیان دیگر روانشناسی جنایی را می توان (( مطالعه ی علمی رفتار جنایی و فرایند های ذهنی ای که در ارتکاب جرم نقش دارند))، تعریف کرد( بارتول 1995 به نقل از ستوده و همکاران1384 ص 21 ).
به رفتار هایی که مخالف با قوانین جامعه است رفتار جنایی گغته می شود. رفتار جنایی خود نوعی رفتار اجتماعی است. به هر گونه رفتاری که در بافت اجتماعی رخ می دهد و از دیدگاه روانشناسی اجتماعی مورد مطالعه قرار می گیرد رفتار اجتماعی گفته می شود.
رفتار های اجتماعی بر اساس لیست بی پایانی از متغیرها شکل می گیرد. تعداد زیادی فاکتورهای مخصوص وجود دارد که تعاملات اجتماعی را به وجود می آورند. این فاکتورها به طور کلی در پنج دسته ی اصلی جای میگیرند: 1- رفتار و منش افراد دیگر. 2- شناخت های اجتماعی ( افکار، نگرش ها و حافظه ی ما در مورد افرادی که در اطراف ما هستند). 3- متغیرهای بوم شناختی ( به طور مستقیم و غیر مستقیم شامل محیط فیزیکی می شود). 4- زمینه های فرهنگی-اجتماعی که هنگام رفتار اجتماعی رخ می دهد. 5- جنبه های ماهیت زیست شناختی ما که مربوط به رفتار اجتماعی می شوند ( baron & byrn - 1987 - p 11)
موضوع روانشناسی جنایی
موضوع روانشناسی جنایی با توجه به مسائل کلی تر روانشناسی عمومی، روانشناسی بالینی، روانکاوی، روانپزشکی مطالعه ی چگونگی تشکیل شخصیت مجرمان و علل و انگیزه های آن ها به هنگام وقوع جرم می باشد.
هدف های روانشناسی جنایی
1- اولین هدف روانشناسی جنایی شامل موضوع آن یعنی مطالعه و شناخت شخصیت مجرمان و علل و انگیزه های آن ها به هنگام وقوع جرم می شود. این خود سبب هدف بعدی روانشناسی جنایی که در ادامه آمده است می شود.
2- پیشگیری از وقوع احتمالی جرم به منظور کاهش تکرار جرم توسط افراد دیگر و همچنین تکرار جرم توسط مجرم فعلی که خود شامل موارد زیر می شود:
الف- بازسازی، بازپروری و درمان مجرمان
ب- بازپذیری اجتماعی و ادامه ی درمان مجرمان
پ- سعی در برطرف نمودن عوامل اجتماعی مولد جرم
که این سه مورد باید همزمان و به موازات هم به وسیله ی حمایت سازمان های مسئول اجرا شوند.
3- کمک به مَراجع قضایی برای به وجودآوردن قوانین جدید با توجه به مسائل اجتماعی، روانشناسی، فرهنگی، اقتصادی، دینی و بین المللی برای بهبود نسبی وضعیت جرم خیزی جامعه و مجرمین.
روانشناسی جنایی و علوم دیگر
روانشناسی جنایی به دلیل سر و کار داشتن با مجرمان با رشته های دیگری نیز ارتباط دارد که همپوشی هایی نیز با آن ها دارد؛ که در ادامه به اختصار به آن ها اشاره می شود.
انسان شناسی جنایی: انسان شناسی جنایی علم مطالعه ی ویژگی های جسمانی و اعمال و اعضای بدن در هنگام وقوع جرم است.
زیست شناسی جنایی: علم بررسی جنبه های ژنتیک، سنخ شناسی زیستی و اثرات هورمون ها در هنگام ارتکاب جرم است.
جامعه شناسی جنایی: جامعه شناسی جنایی جمعیت، نژاد، محیط و علل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جرم مجرم را مورد مطالعه قرار می دهد.
کیفر شناسی ( علم زندانبانی ) : علم شناخت جرم و رده بندی آن و مدیریت زندان ها و فضاهای تأدیب و بازپروری مجرمین است.
رشته های جدید روانشناسی جنایی
روانشناسی قضایی: روانشناسی قضایی به مطالعه ی رفتار های متهمان، شاهدان، تماشاگران و دیگر افراد حاضر در جلسات دادگاه و جلسات بازرپرسی قبل از دادگاه می پردازد.
روانشناسی قانونی: روانشناسی قانونی برای صدور حکم نهایی در مورد متهمان با توجه به نظرات روانشناسی و بیماری شناسی و همچنین قوانین مربوطه، به قضات و شوراهای عالی قضایی کمک می کند.
روانشناسی زندانبانی: روانشناسی زندانبانی با به وجودآوردن برنامه های تغییر رفتار به اصلاح و تربیت محکومین می پردازد و آن ها را برای بازگشت به محیط اجتماعی و زندگی مطلوب تر آماده میکند.

 

در روانشناسی جنایی 2 مکتب وجود دارد که از مهمترین مکاتب این علم بشمار می آیند
1- مکتب کلاسیک
2- مکتب نئو کلاسیک
اعتقاد مکتب کلاسیک : مکتب کلاسیک اعتقاد دارد که انسانها داراری عقل و خرد هستند و در نتیجه آزادند تا بدنبال لذات خود باشند .این مکتب توسط جرمی بنتام و سزار بکاریا آغاز شد.این دو را باید طرفداران مجازات بعنوان بازدارنده ی جرم دانست.
این مکتب به اراده ی انسان فقط معتقد است وبه عوامل محیطی معتقد نیستند.یعنی معتقدند انسان مسئول کارهایش می باشد.یعنی اگر کسی در راه خلافی افتاد و مقاومتی نکرد لذا خودش اینگونه خواسته تا مرتکب جرم شود.پس فرد باید به سزای اعمالش برسد.
مکتب نئو کلاسیک :
این مکتب تفاوت چندانی با مکتب کلاسیک ندارد.تنها تفاوت آن در این است که در مکتب کلاسیک به آزادی و اختیار انسانها تاکید می شود و میگوید انسان بطور آزادانه رفتاری را انجام می دهد ولی نئو کلاسیکها می گویند که آزادی انسان در اثر عواملی مثل بیماری / بی لیاقتی / اختلالهای روانی یا دیگر موارد کاهش می یابد.
مکتب نئو کلاسیک در اثر تاثیر نویسندگانی چون :
ویکتور هوگو
ژرژ ساند
و اوژون سو در مقابل نظریه ی عدالت مطلق بوجود آمد.
مهمترین مکاتب و دیدگاه ها در روانشناسی جنایی
1- مکتب اثبات گرایی : شامل 3 نظریه پرداز بنام های
الف ) سزار لمبروزو
ب ) انریکو فری
ج ) رافائل گاروفلو
و دیدگاه ها شامل
1- دیدگاه جامعه شناختی :تاکید بر سن و نژاد ، جنس و ...
2- دیدگاه روان شناختی: محیط و شخصیت افراد را مهم می داند
3- دیدگاه روانپزشکی

 

 

 

جنایتکاران بالفطره
این افراد را سزار لمبروزو برای نخستین بار دسته بندی کرد و این نام را برایشان انتخاب نمود
به گزارش های لمبروزو این افراد دارای مشخصات یکسان یا مشابهی هستند که اغلب غیر طبیعی قلمداد می شوند . این موارد عبارتند از
1- جمجمه ی غیر طبیعی
2- بینی پهن
3-گوشهای بزرگ
4- لبهای کلفت
5-آرواره ی بزرگ
6- گونه های استخوانی و برجسته
7- چشمان مغولی و ........
مجرمان بالفطره دارای مشخصات مشابهی هستند که عبارتند از
1- میل شدیدی به خالکوبی روی بدن دارند
2- بازیهای بی رحمانه انجام می دهند
3- در بازیهای کودکی نقش منفی یا خشن را انتخاب می کردند
4- میگساری بیش از اندازه
5- بدو بیراه گفتن (البته به زبان لاتی )
لمبروزو در یافت که قاتلان بالفطره رفتارهایی که نشان می دهند بیشتر مربوط به انسان های اولیه می باشد.در واقع در یافت که رفتار انسانی این افراد رشد نکرده است.
طبقه بندی مجرمان از نظر لمبروزو
1- مجرمان عادی یا حرفه ای:
2- مجرمان اتفاقی:
3- مجرمان هیجانی یا احساساتی
4- مجرمان ضعیف و سست عنصر
5- مجرمان دیوانه یا کم عقل
6- مجرمان بالفطره
سیمای قاتل هیجانی و عاطفی چگونه است ؟
این فرد غالبا مردی است 25تا 45 ساله.دارای هوش متوسط.اغلب پیشینه ی روانی یا قضایی ندارند.وی همسر ، فرزندان ، معشوقه یا رقیبش را می کشد.عملش به خودی خود و از پیش آماده شده نیست و دقت خاصی ندارد.او تحت تاثیر انگیزه ی آنی اقدام به قتل می کند.در نیمی از موارد قتل های خود را بخاطر الکل انجام داده اند.

 

چهره ی روانشناختی :
شخصیت فردی که از روی احساس و عاطفه دست به قتل می زند معمولی و پیش پا افتاده است.با این حال بعضی آدمها ویژگی بیشتری برای وابستگی کامل به دیگری دارند، بخصوص افرادی که از احساس طرد شدن یا رها شدن در کودکی رنج برده باشند.
انگیزه ها :
غالبا جنایتکار عاطفی دچار افسردگی عمیق است.از دست دادن موجودی که دوستش دارد و با او رابطه ای صمیمانه و نزدیک داشته است برایش غیر قابل تحمل است.بنابراین دست به قتل می زند تا او را همراه خود نگه دارد.اجتماع نباید از چنین جنایتکارانی واهمه داشته باشد.قاتل هیجانی و عاطفی جنایتش را تکرار نمی کند.از هر 3 مورد در یک مورد پس از ارتکاب قتل خودش را هم از بین می برد.
تیپهای بدنی و جرم
تیپهای بدنی را نظریه پردازان به چند دسته تقسیم می کنند.
تیپ شناسی بدنی از نظر امیل کرچمر
1- تیپ پیک نیک ( افراد چاق و کوتاه قد)
2- تیپ دیس پلاتیک ( مختلطی از اندامها )
3- تیپ آستنیک ( لاغر و بلند قد )
4- تیپ آتلتیک ( نیرو مندها )
به اعتقاد کرچمر در میان این تیپها تیپ لاغر و بلند قد بیشترین جرایم جانی و قتل را انجام می دهند
تیپ های بدنی از نظر ویلیام شلدون
شلدون تیپ های بدنی مجرمان را به 3 گروه تقسیم کرد
این تیپها عبارت بودند از :
1- تیپ بدنی آندومورفی
2- تیپ بدنی اکتومورفی
3- تیپ بدنی مزومورفی
تیپهای بدنی آندومورفی همان چاق ها و افراد ارام هستند
تیپهای بدنی اکتومورفی لاغر و ظریف
و بلاخره تیپ بدنی مزومورفی عضلانی و قوی هستند.
این نامها از زمینه ی جنین شناسی گرفته شده و در واقع مراحل مختلف رشد جنین هستند
توضیحات بیشتر در صورت تمایل دوستان ارائه خواهد شد.
تیپ شناسی هوتن
هوتن انسان شناس آمریکایی بود و از نظر آناتومی و جرم شناسی افراد را به 4 دسته تقسم بندی کرد
1- بلند قد و تنومند
2- بلند قد و باریک
3- کوتاه قد و تنومند
4- کوتاه قد و باریک

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  17  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله روانشناسی جنایی

دانلود مقاله ارتباط قانون اساسی با بانکداری

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله ارتباط قانون اساسی با بانکداری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 باید به اصول اقتصادی قانون اساسی در بانکداری نزدیکتر شویم
آیا انقلاب اسلامی در درون خود دارای اندیشه اقتصادی است؟ اگر پاسخ مثبت است، این اندیشه اقتصادی چه ماهیت و ابعادی دارد؟
من ابتدا ذهنم به سمت پاسخگویی به این سؤال معطوف شد که مسائل اقتصادی در ایران تا چه حد در پیروزی انقلاب اسلامی نقش داشته است و آیا می‌توان برای آن ریشه‌های اقتصادی در نظر گرفت؟ به هر حال سعی خواهم کرد به هر دو مورد به نحوی اشاره کنم. برای هر پدیده‌ای که اتفاق می‌افتد، تحلیل‌هایی وجود دارد و پدیده‌هایی همچون انقلاب هم از این قاعده مستثنا نیستند. برای انقلاب اسلامی هم دو تحلیل عمده وجود دارد: مارکسیستی و لیبرالیستی.
مارکسیست‌ها در تحلیل خود در مورد انقلاب، گذاری از تاریخ را فرض می‌گیرند و تلاش می‌کنند آن گذار را در هر جای دنیا براساس مدل خود تبیین کنند. به عنوان مثال می‌گویند تشکیل جامعه از بورژواها، نظم موجود را به هم می‌زند و انقلاب اقتصادی را ایجاد می‌کند.
اما در مقابل این تلقی، تحلیل دیگری وجود دارد به نام تحلیل لیبرالی که سعی می‌کند تمام اتفاقات اجتماعی را مانند تحولاتی که در اروپا رخ داده تبیین کند و معتقد است انقلاب از فئودالیسم سرمایه‌داری یا اقتصادی شبه سرمایه‌داری بروز می¬کند. این دیدگاه در تلاش است آنچه را در جوامع آسیایی رخ داده است به فئودالیسمی شبیه فئودالیسم اروپا معطوف کند.
البته مطالعات و تحقیقات فراوانی در این زمینه وجود دارد که هر دو تحلیل را رد می‌کند. ما معتقدیم همان طور که تاریخ و حوادث آن نشان می¬دهد، در ظهور انقلاب اسلامی تمام اقشار مردم فراتر از آنچه بتوان آن را به طبقه‌ خاصی نسبت داد شرکت داشتند و انقلاب اسلامی به¬ طور عمده با تکیه بر باورهای دینی استقلال‌طلبانه مردم و رهبری روحانیت شکل گرفت و پیش رفت و کاملا عاری از تحلیل‌هایی است که می‌خواهد به نحوی تاریخ را طبقه‌بندی کند یا به دیدگاه¬های لیبرالی برگرداند.
حال این که انقلاب اسلامی دارای چه اندیشه اقتصادی است، با مطالعه و جست¬وجو در متون دینی متوجه می‌شویم ماهیت اندیشه اقتصادی انقلاب اسلامی بر محور مفهومی به نام عدالت دور می‌زند؛ همان مفهومی که می‌توان به ‌عنوان فلسفه ارسال پیامبران به آن اشاره کرد. با در نظر گرفتن این که شرایط حاکم بر نظام‌های دینی اعم از مسیحی، کلیمی و مسلمان بر پایه عدل نهاده شده است و این که فرجام انسان به ظهور منجی عادل ختم خواهد شد که می¬خواهد عدالت را برپا کند می‌رسد، می‌توان نتیجه گرفت انقلاب اسلامی هم با توجه به تعلق اسلامی در اندیشه اقتصادی خود عدالت¬محور است.
آنچه تا امروز کمتر به آن پرداخته شده و تقریبا مغفول مانده این است که عدل چیست؟ چه مشخصه‌هایی دارد؟ با چه شاخصه‌هایی قابل اندازه‌گیری است؟ چگونه عدالت در جامعه حاکم می‌شود؟ و همچنین ابعاد دیگر عدل که باید مورد بررسی قرار گیرد و تقریبا محل وفاق اکثر افراد است.
آنچه اکثریت قریب به اتفاق مردم در جمهوری اسلامی به آن رأی دادند و از اصول مهم اقتصادی قانون اساسی است و جریان‌های مختلف هم نمی‌توانند درباره آن وفاق نداشته باشند، موضوع عدالت است.
قانون اساسی یک اساس اقتصادی قائم بر خود است. با بخش‌های متنوع؛ به نحوی که در آن استثمار نیروی کار وجود ندارد، استقلال کشور را لحاظ می‌کند، مالکیت خصوصی را محترم می‌شمرد و حفظ و توسعه محیط زیست را مهم می¬داند و در مجموع ایده تأمین نیازهای اساسی افراد در آن مطرح شده و توسعه اقتصادی را نیز که از اهداف اقتصادی انقلاب است، با خود دارد و تمامی موارد آن هم به سوی عدالت رهنمون است. بنابراین قانون اساسی به لحاظ الگو می¬تواند محل وفاق باشد و کاستی‌های ما را که ناشی از تحلیل¬های ناکافی و برآورد اندک از قانون و خلاصه بی‌توجهی کردن به آن است، رفع کند.
نقطه مشترک تمامی افراد معتقد به اندیشه اقتصادی انقلاب اسلامی، تحقق عدالت است. مسیر تحول دولت‌ها در این حوزه و عملیاتی کردن این مفهوم که قانون اساسی کشور نیز بر همین مبنا نوشته شده، چگونه بوده است؟
صرف نظر از دلایل و چرایی قابلیت‌های اقتصادی در کشور، ممکن است این ادعای من تعجب‌برانگیز باشد که سیر تحولات اقتصادی در ایران معطوف به اجرای قانون اساسی در بخش اقتصاد نبوده است؛ به‌ویژه این که تمامی قوانین در شورای نگهبان بررسی و تصویب می‌شود و موارد خلاف قانون اساسی را به مجلس باز می‌گرداند؛ با این بیان ممکن است عرض من عجیب باشد اما شورای نگهبان عدم مغایرت و لزوم انطباق لوایح تصویبی نمایندگان مجلس با قانون اساسی و شرع را بررسی و تصویب می‌کند. به تحقیق می‌توان گفت بسیاری از قوانین موافق قانون اساسی نیست؛ به این معنا که الگوی نمایندگان ملت از نظام اقتصادی قانون اساسی تا حد زیادی در آنها رعایت شده است. البته پا را از این فراتر می‌گذارم و معتقدم به دلایل مختلف و در گذر زمان، حملات جناح‌های مختلف و احزاب متشبث به سیستم‌های اقتصادی بیگانه که در بین خودی‌ها خانه کرده بودند، اصول اقتصادی قانون اساسی را نه‌تنها اجرا نکرد بلکه کم‌کم آن را ضد ارزش کرد و وقتی اصول به تمامی اجرا نشود، به نتایج موردنظر دست نخواهیم یافت. وقتی از اجرای اصول قانون اساسی خواسته یا ناخواسته سر باز زدیم به نتیجه دلخواه نمی‌رسیم. درباره تعاونی‌ها یا مالکیت خصوصی و موارد دیگر نیز همین مسئله مطرح است.
صرف‌نظر از نوع دولت‌هایی که روی کار آمدند و تفاوت‌های مشی سیاسی آنها با یکدیگر، از نظر گرایش اقتصادی با هم فرق چندانی نداشتند. البته هر چقدر از زمان دولت¬های دهه اول انقلاب به سمت جلو می‌آییم، رویکردهای اقتصادی انقلاب به سمت رویکردهای سرمایه‌داری جهت‌گیری بیشتری یافته و زاویه عدول از اجرای قانون اساسی در بخش اقتصادی بیشتر شده است، لذا اگر بخواهیم سیر تحول و تطور اقتصاد کشور را بررسی و از شاخص و شاقول قانون اساسی استفاده کنیم، می¬بینیم که هرچه به زمان حال نزدیک می¬شویم فاصله از آن بیشتر می‌شود و مصادیق بسیاری وجود دارد که می‌توان به آنها اشاره کرد.
فاصله گرفتن از قانون اساسی به بازتولید مفاهیم غلط انجامیده است و زمان‌ زیادی می‌برد که آن را اصلاح کنیم، مثل این معنا که جست¬وجوی عدالت به‌ معنای دولتی کردن اقتصاد است. هیچ کس چنین الفاظی را واقعا نگفته است؛ منتها کسانی که اصول حاکم بر قانون اساسی را برنمی‌تابند، هر فردی را که در این زمینه اظهارنظر کند به دولتی بودن متهم می¬کنند و اندیشه او را معادل دولتی کردن اقتصاد می‌گیرند.
بعضی کارشناسان معتقدند قوانین اقتصادی مندرج در قانون اساسی بیشتر توصیه‌های اقتصادی است که قابلیت اجرا ندارد و دارای ابهام است، شاید اجرا نشدن قوانین و فاصله‌گرفتن دولت‌ها از آن به همین دلیل است. به نظر شما این طور نیست؟
عملا این طور نیست و این بحث بیشتر فقهی و دانشگاهی است. افراد نظر خود را می‌گویند و ناظر به اجرا نیستند.
البته در بعضی موارد ممکن است درست باشد و قوانین قابلیت اجرا نداشته باشند که باید آنها را اصلاح کنیم. صورت قانون اساسی به منزله یک نظام اقتصادی است. در نظام اقتصادی دو مؤلفه تعیین‌کننده وجود دارد: انگیزه و مالکیت بر ابزارهای تولید، که اصل 44 قانون اساسی به¬درستی به مالکیت ابزارهای تولید اشاره کرده است و اصل 46 که از مالکیت خصوصی بحث شده، به موضوع انگیزه می‌پردازد که در آن غایت مالکیت انسان بر دستاورد کار خودش را به رسمیت می‌شناسد. پس ما هم انگیزه تعریف¬شده داریم هم نوع مالکیت و برای تعریف نظام اقتصادی همین دو مورد کافی است.
البته شاید کسانی که در موضوع سلسله ساختارها و نظام‌ها مطالعه کافی ندارند ‌بگویند این مجموعه قوانین ویژگی نظام اقتصادی را ندارد.
مهمترین آموزه اقتصادی جمهوری اسلامی برپایی عدالت اقتصادی است و تمامی نیروها باید به¬کار گرفته شوند تا عدالت اقتصادی محقق شود. به نظر می‌رسد ما در این مورد حرف زیاد داریم ولی نمی‌توانیم به آنها عمل کنیم و بسیاری از صاحبنظران و مسؤولان اقتصادی بیشتر متکی به تئوری‌های چپ و راست اقتصادی بوده‌اند. نظر شما چیست؟
چپ و راستی که در مملکت مطرح است، بیشتر چپ و راست سلیقه‌ای در عرصه‌های‌ سیاست و فرهنگ است. در واقع بین چپ و راست رایج در سیاست ایران به لحاظ اقتصادی هیچ تفاوتی نمی‌بینید و همه به دنبال سرمایه‌داری هستند. یک وقتی در مجلس سوم تفاوت‌هایی بود ولی از مجلس چهارم به بعد و دولت‌هایی که تشکیل شد، هیچ تفاوتی به لحاظ اقتصادی با هم نداشتند و در واقع ما تئوریسین چپ و راست به آن معنا که شما گفتید نداریم. بنابراین ما از این حیث مشکل نداریم. عرض من این است ما باید روی قانونی که مردم به آن رأی داده‌اند و افراد صاحب‌منصب نمی‌توانند بگویند به نظر من اجرا شود یا اجرا نشود، وفاق کنیم. حال بگذریم از اختلاف نظرهایی که در این زمینه پیش می‌آید و نیازمند مباحثه است و اگر این مباحثات به جایی رسید که این موارد اصلاح و بعد از تصویب اجرا می¬شود. برنامه سوم توسعه را مجلس پنجم تصویب کرد و دولت آقای خاتمی به اجرا درآورد و برنامه چهارم توسعه را مجلس ششم و دولت آقای خاتمی تصویب کرد و آقای احمدی‌نژاد در حال اجرای آن است. برنامه دولت‌ها زیاد با هم اختلاف ندارد و ناظر بر برنامه مشخصی نیست. اما در مورد عدالت، قانون اساسی شاخصه‌هایی برای عدالت معرفی کرده است. به اعتقاد من فراهم کردن زمینه‌های آموزش، بهداشت و درمان - شامل تغذیه مادران در دوران بارداری و تغذیه نوزادان - و ایجاد زمینه اشتغال برپایه قانون اساسی از شاخصه‌های عدالت اجتماعی است.
همچنین نباید استعداد افراد به دلیل فقر سرکوب شود یا کسی به خاطر این که نمی‌تواند موارد بهداشتی را رعایت کند مریض شود و یا دسترسی به پزشک نداشته باشد. دولت با در نظر گرفتن این موارد لازم نیست به دنبال چیز دیگری بگردد. اینها همه در اصول قانون اساسی هست. البته نباید ساده‌اندیشی کرد. وقتی می‌گوییم آموزش از ارکان عدالت است به این معنی نباید باشد که بگوییم همه بیایند دیپلم و لیسانس بگیرند و این همه دانشگاه داشته باشیم و ندانیم پول‌هایمان را خرج تربیت چه نیروهایی می‌کنیم و بیشتر به بیکاری فارغ‌التحصیلان دامن بزنیم؛ آموزش در کشور باید متناسب با نیازهای توسعه انقلاب اسلامی باشد. دولت باید بداند که چهار سال آینده شرایط اقتصادی به چه صورت است و چه رشته‌هایی نیاز دارد و دانشجو را بر این اساس تربیت کند. دولت موظف است زمینه‌های اجرای عدالت در جامعه را محقق کند.
در حال حاضر چون برنامه‌ریزی‌های آموزشی غلط است و سوء تخصیص منابع داریم، پول خرج می‌کنیم اما بهره‌وری کافی نداریم اما در صورتی که تأمین عمده منابع مورد نیاز برای این موارد به عهده دولت باشد و برای افراد فرصت‌های حضور در عرصه اقتصادی به طور یکسان فراهم شود؛ اگر به این اقتصاد دولتی هم بگویند عیب ندارد؛ ما نباید از الفاظ بترسیم. باید فرصت¬های یکسان در آموزش و درمان و تغذیه و اشتغال برای مردم فراهم کند. دولت باید مرزها را مشخص کند. وظیفه دولت ایجاد زیربناهای اقتصادی در کشور است.
وقتی بخواهیم اقتصاد نشأت گرفته از اسلام را اجرا کنیم با دیگر کشورها دچار چالش نمی‌شویم، به عنوان مثال در مورد سود بانکی و دیگر موارد؟
چرا به چالش بیفتیم؟ چالش ما با دنیای بیرون وقتی است که تولید نکنیم؛ اگر تولید کردیم و نیروی انسانی هدفمند تربیت شد و با تولید تورم نداشتیم، می‌توانیم با دنیای بیرون رقابت کنیم. در طراحی یک نظام مانند نظام قانون اساسی ممکن است مشکلات بسیار کوچکی داشته باشد که راه‌حل دارد مثلا حذف ربا از سیستم بانکی؛ مسلمانان در بین خودشان ربا را حرام می¬دانند ولی در ارتباط با کشورهای غیرمسلمان قوانینی را وضع کرده اند. الان در مناطق آزاد ایران با خارجی‌ها کار می‌کنیم و مشکلی نداریم و مجلس تصویب کرده است که بهره در مناطق آزاد تجاری ایران مشکلی ندارد.
مگر قرار است ما در مملکت خودمان سود ندهیم؟ اگر صحبت بهره است می‌گوییم در نظام بانکی ما بهره نباید باشد. این را که ما نمی‌گوییم؛ اسلام می‌گوید. اگر قرار است قوانین اسلام رعایت نشود چه لزومی دارد ما در حاکمیت باشیم؟ فرض ما بر این است که ما آمده ایم اسلام را اجرا کنیم، مردم هم مسلمان هستند و می‌توان با آنها صحبت کرد که بهره حرام است و به تعبیر قرآن بهره پول جنگ با خدا و پیغمبر خداست و در روایت شدیدتر از این هم آمده ولی اینجا بحث سود است و ما می‌گوییم ما پول شما را در فعالیت‌های اقتصادی به کار می‌اندازیم و برای این کار هم سود می‌دهیم هم شما را در ساخت و مشارکت در فعالیت کارخانه سهیم می‌کنیم. اگر شما فکر می‌کنید روش اقتصادی اسلام انگیزه پس‌انداز را از بین می‌برد، دلایل فراوانی برای رد آن وجود دارد. نه تنها انگیزه پس‌انداز را از بین نمی‌برد بلکه بانکداری اسلامی آن‌قدر کارایی دارد که در کشورهایی مانند امریکا مقالاتی نوشته شده است که بانکداری بدون ربا ریسک ورشکستگی بانکداری خصوصی را کم می‌کند و این نوع بانکداری بر بانکداری ربایی ارجحیت دارد.
من معتقدم منشأ گرفتاری‌ها و مشکلات اقتصاد ایران این است که احکام اسلام را رعایت نمی‌کنیم چون آلوده به ربا هستیم. در وسائل‌الشیعه جلد دوازدهم از قول معصوم(ع) آمده است جامعه‌ رباخوار هلاک می‌شود. ما در جامعه‌ای هستیم که در آن ربا وجود دارد. هلاکت فقط این نیست که خانه‌ها خراب شود؛ این وضعی که ما داریم مانند هلاکت است. من تردیدی ندارم که اگر اندیشه‌های دین درست و کامل رعایت شود، کارآمدی را افزایش می¬دهد و از روش‌های عقلانی که بشر کشف کرده، کمتر نیست.
برنامه‌های اقتصادی کدام¬یک از دولت‌هایی که در کشور بر سر کار آمدند به شاخصه‌های که مطرح کردید نزدیک است؟
همه دولت‌های جمهوری اسلامی چه تحت عنوان عدالت و چه تحت عنوان غیرعدالت به فراهم کردن فرصت‌های یکسان و مطابق با شاخصه‌هایی که مطرح کردم اهتمام کرده‌اند، یعنی همه دولت‌ها در جهت کاهش بی‌سوادی و گسترش آموزش عالی و توسعه بهداشت و درمان در اقصا نقاط کشور حرکت کرده¬اند و هم‌اکنون به لحاظ بهداشتی ما یکی از پیشرفته‌ترین کشورها هستیم. حتی آنهایی که به درمان بی‌توجهی کردند اعتبارات درمانی دولت خود را کم نکردند، همچنین زمینه‌سازی برای اشتغال از اولویت تمام دولت‌ها بوده و می‌توان گفت همه اینها از شاخصه‌های عدالت است و دولت‌ها تقریبا در این مسیر گام برداشته اند، اما مشکل اینجاست که برنامه‌های دولت‌ها سیستمی نبود و پول‌هایی که برای گسترش عدالت در نظر گرفتیم، به ‌نحوی خرج کردیم که بهره‌وری لازم از آن حاصل نشد یعنی مثلا ما آموزش و برنامه‌ریزی نیروی انسانی را مستقل از بازار کار کشور پیش بردیم. یعنی در وزارت فرهنگ و آموزش عالی و در وزارت درمان یک شورایی تصمیم می‌گیرد که فلان رشته در فلان دانشگاه در فلان مقطع گشایش یابد بدون توجه به بررسی شود تربیت این دانشجویان قرار است نیاز کدام بخش از کشور را برآورده کند.
به نظر می‌رسد گاهی مسؤولان اقتصادی کشور نمی‌دانند یا اعتقادی به تلقی‌های اقتصادی اسلام ندارند و می‌گویند چنین چیزی وجود ندارد.
من این حرف را قبول ندارم و معتقدم بسیاری به دلیل ناآشنایی با اقتصاد دین، این حرف را می‌زنند و یا از قانون اساسی خبر ندارند. قانون اساسی در اختیار همه هست. ما آن چیزی را می¬خواهیم که در قانون اساسی به لحاظ اقتصادی وجود دارد؛ این واضح است. اگر انتقادی هست با مباحثه آن را حل می‌کنیم. البته در بحث اقتصاد اسلام بسیار فراتر از آن چیزی که در قانون اساسی هست ادبیات تولید شده و در حال تولید است و تازه کم هم داریم. کسانی که صحبت‌هایی می‌کنند هدف‌هایی دارند و این افراد دو دسته‌اند یا واقعا نمی‌دانند که چه وجود دارد و چون نمی‌دانند می‌گویند نداریم اما بعضی‌ها می‌گویند جز پارادایم نئوکلاسیک حاکم بر اقتصاد غرب، هیچ پارادایم دیگری را قبول نداریم و چون شاخص آنها آن پارادیم است هر چیزی غیر از آن را رد می‌کنند. بنده خودم مجموعه مقالاتی درباره اقتصاد عدالت محور زیر چاپ دارم و همه آن هم ایجابی است و در روزنامه‌های کثیرالانتشار هم چاپ شده؛ دریغ از چند نقد موثر.
یعنی قانون اساسی به درستی اجرا نشده است؟
بله، قانون اساسی در این مملکت اجرا نشده است و ما در این نتایج اصولی را محاکمه می‌کنیم که هیچ وقت آنها را اجرا نکرده ایم. شما برای اصل 44 قانون اساسی تا به حال قانون نوشته‌اید؟ اصل 44 در سطر آخر می‌گوید: اصول ضوابط و تخصیص آن را قانون تعیین می‌کند. آیا در این سال¬ها برای آن قانون نوشته شده است؟
چطور شرایط اقتصادی کشور را به اصل 44 نسبت می‌دهیم در حالی که اصلا اجرا نشده است؟
همین موضوع تعاونی‌ها که در اصل 44 آمده است و بسیار مورد بی اعتنایی قرار گرفته؛ خوب تعاونی‌ها از اجزای اصل 44 است، وقتی اجرا نشده، شما چگونه خرابی آن را به اصل 44 مربوط می¬دانید؟
ما در دهه سوم انقلاب هستیم و نمی‌شود تمام مشکلات را از عدم اجرای قانون اساسی بدانیم و بگوییم قانون اجرا نشده است، از طرفی بسیاری از کشورها که با ما شروع کردند خیلی از ما جلوترند، به نظر می‌رسد باید کمی آسیب‌شناسی کنیم و نمی‌توانیم از کنار این مسائل راحت بگذریم.
من همیشه از منتقدان روش‌های اقتصادی دولت‌ها هستم. من وضع موجود را تأیید نمی‌کنم؛ می‌گویم اگر ما در این 30 سال با این قانون اساسی به جایی نرسیدیم به این دلیل بوده است که آن را اجرا نکرده ایم و اگر بخواهیم به حرف شما برگردیم که کشورهای دیگر پیشرفت کردند و اگر از این امامزاده معجزه‌ای برمی‌آمد تا حالا برآمده بود، باید گفت وقتی ما سوء‌مدیریت داشته و قانون را به خوبی اجرا نکرده ایم؛

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  22  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله ارتباط قانون اساسی با بانکداری

دانلود مقاله پژوهش های فرهنگی و ترویج روستایی

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله پژوهش های فرهنگی و ترویج روستایی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

  هدف از ارائه و توصیف فرهنگ در بحث مربوط به عمران و توسعه به عنوان مبنائی برای ترویج روستایی، به مناسبت نقش و اهمیت والائی است که فرهنگ جامعه بر نحوه نگرش و تلقی و برخورد مردم در فرآیند فراگیری و فرادهی و پذیرش پدیده های نوین، بویژه در جوامع روستائی دارد. به عنوان نمونه، هر گاه بنیان فکری و رفتاری اعضای یک جامعه برخی ویژگیها، مثل ارزشمندی دانش پدیده های نوین و یا برخی از ویژگیهای مرتبط به توسعه و عمران مثل رهبری اجتماعی، اصول حمیت های حرفه ای و همیاری و خود یاری و مشارکت را به عنوان ودیعه یا میراث های ازلی از پیشینیان، در بستر فرهنگ جامعه خود مستقر داشته باشد، آن گاه می توان از اعضای پرورده آن فرهنگ در آن جامعه توقع داشت تا به سهولت استعداد های بنیادی خود را از قوه به فعل مبدل سازند، و در پرتو تجلیات آن، با استفاده از آموزش های نوین روز به روز فرهنگ کهن سنتی دو غنی خود را غنی تر سازند، که این هم مستلزم مطالعه و پپزوهش به منظور تعدیل و تطبیق در فرآیند تکامل فرهنگ سنتی است.
تحول یا دگرگونی مقدمه و زمینه ساز توسعه و عمران است. هر گونه تحول و دگرگونی در جریان توسعه و عمران و به ویژه در فرآیند آموزش و ترویج روستایی در هر جامعه، منبعث و یا متاثر از بنیان های فکری و رفتاری مستنر در بستر فرهنگی اعضای آن جامعه است. و لذا توسعه و عمران مستلزم شناخت و پژوهش در ماهیت فرهنگ حاکم بر جامعه است.
قلمرو و بنیان های فرهنگی متعدد و شمول آنها وسیع و لذا می توان گفت که تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی را دربر می گیرند. بنیان این جامعیت و یا کلیت همتانه در طول تاریخ هر جامعه بتدریج تشکیل یافته و کهن شده و لذا می توان گفت که بنیان گذاری یک فرهنگ نو در قالب یک برنامه چند ساله بی معنا است. کما اینکه زندگی فرهنگی را نیز نمی توان بر بنیاد الگوهای کلاسیک برنامه ریزی کرد (3، ص 6). آنچه در این بحث مورد توجه است، شناخت ریشه الگوهای موجود فرهنگی و کوشش در تحول و تکامل آن در طول زمان است. این می تواند از طریق تدوین و اجرای سیاست ها و اصول آموزشی به عنوان مکمل فرهنگ رایج تحقق یابد، که این نیز به نوبه خود مقدمتاً مستلزم شناخت آن است.
ورجاوند (6، ص 22) می نویسد که از «از راه بررسی و شناسائی فرهنگ یک ملت است که قادر خواهیم بود به نحوۀ پیدایش و ددگرگونی ها و تحولات مربوط به نهادها و سازمان های جامعه، نوع معیشت و نحوۀ تولید و میزان قدرت آفرینش فنی و صنعتی آن مردم پی ببریم». و، بدنبال آن می افزاید که به برکت بررسی و پژوهش در فرهنگ یک ملت است که قادر خواهیم بود از ریشه و چگونگی پیدایش و سبب پایداری آداب و رسوم، ارزش ها و اعبارها، باورها و اعتقادها و دانش ها و هنرهای آن آگاهی های لازم را کسب و سرانجام از چگونگی و میزان تأثیرپذیری آن از دیگر فرهنگ ها و تأثیر گذاری آن بر دیگر فرهنگ ها با اطلاع شویم. زیرا فرهنگ هر مردمی میراث اجتماعی مردم آن اجتماع است، و اگر قرار است خدمتی به آن مردم عرضه شود، می باید به هویت و ماهیت فرهنگی آن جامعه علم و اشراف داشت.
برنامه ریزان و روشنفکران برنامه های تحول و توسعه از فرهنگ حاکم و غالب بر جوامع روستائی چه می خواهند؟ آنان می دانند و اعتقاد دارند که تکامل و تعالی اعضای جوامع انسانی مقدمه و پیشتاز حتمی هر برنامه عمران و توسعه اجتماعی و اقتصادی مستمر است. آنان می دانند که تحقق تکامل و تعالی انسان هم ناگریز مستلزم تعلیم و تربیت است، که این هم به عبارتی ساده تر، نیازمند آموزش های بنیانی در ابعاد متنوع فردی و اجتماعی اعضاء جامعه است. فراگیری و فرادهی در جریان آموزش اصالتاً و ماهیتاً یک فعل ارادی ناشی از استعداد، نیاز و انگیزه هائی است که تحت تأثیر به نحوی نشأت می گیرد. و از این روست که لازم است تا برنامه ریزان و روشنفکران عوامل و عناصر فرهنگی مستتر در بستر فرهنگ سنتی و رایج در جامعه روستائی مورد نظر آگاهی یابند. و این چیزی است که برنامه ریزان و روشنگران از فرهنگ حاکم و غالب بر جوامع روستائی می خواهند، که در غیر این صورت در اجرای کامل برنامه های تحولاتی خود ناکام می مانند.
برای روشن تر شدن این قضیه و در ارتباط با برخی از برنامه های تحولاتی ترویج روستائی، ناگریز از ذکر چند مسئله نمونه به صورت فرضیات مقدماتی این بحث است :
1 ) بر مبنای تجارب چند دهۀ اخیر در برنامه های توسعه و ترویج کشاورزی، میزان مشارکت فعالانه و مسئولانۀ روستائیان در برنامه هائی که از سوی واحدهای صحرائی سازمان ها و مؤسسات دولتی عرضه می شود از اشتیاق و پایداری لازم و کافی، بویژه در غیاب عوامل دولتی واحدهای آغازگر فعالیتهای مزبور، برخوردار نیست. به بیان دیگر، مشارکت مردم، آن هم اغلب به صورت ظاهری، فقط تا زمانی استمرار دارد که مأمورین دولتی فعالیتهای مربوط، بر حسن اجرای آن نظارت و همکاری دارند و به محض سپردن آن فعالیتها به جامعه، میزان مشارکت و مدیریت مسئولانه مردم بر آن فعالیتها کاهش و تدریجاً ناپدید می گردد، یعنی بنظر می رسد که این مشارکت از ابتدا ارادی و مسئولانه نبوده و آموزش های مربوطه، اگر هم انجام شده باشد، برای پایداری این مشارکت مؤثر نبوده است.
2 ) توضیح واضح است که زمین به عنوان عامل اصلی، بستر تولید محصولات کشاورزی و به تبع آن پرورش دام است. کشاورزان و دامداران به علت سوء عملیات زراعی (مثلاً شخم نامناسب و یا آبیاری بی رویه) و عدم مدیریت صحیح مراتع (چرای مفرط دامها در مراتع طبیعی) موجبات فرسایش خاک زراعی مزارع و مراتع را فراهم آورده و عموماً توصیه های فنی برای حفاظت از این منابع را رعایت نمی کنند و بدین ترتیب متدرجاً از ارزش حاصلخیزی خاک زراعی اراضی را رعایت نمی کنند و بدین ترتیب متدرجاً از ارزش حاصلخیزی خاک زراعی اراضی خود می کاهند، یعنی اگر آموزش هائی به روستائیان ارائه شده باشد، مؤثر نبوده اند.
3 ) باز هم توضیح اینکه، آب عامل کمیاب و لذا محدود کندۀ فعالیتهای زراعی در اغلب مناطق کشور است. روستائیان توصیه های ارائه شده درباب جلوگیری از هدر رفتن آب در جریان انتقال و یا هرز آن در طول عملیات آبیاری را بکار نمی بندند، یعنی اگر در این زمینه هم آموزش هائی به آنان ارائه شده باشد، مؤثر واقع نشده اند.
4 ) به علت محو. تدریجی پوشش گیاهی و بی علف و یا بی درخت و بوته شدن اراضی مرتعی و جنگلی شیب دار از یک سو، و نزول باران های شدید و نتیجتاً جریان یافتن سیل های شدید از سوی دیگر، همه ساله (علاوه بر زیان های جانبی) صدمات زیادی به مزارع و مرتع و جنگلها و بوته زارها وارد می شود. کوشش های مستمر سازمان های ذیربط برای حفظ، احیا و توسعه پوشش گیاهی و بهره برداری صحیح از آنها و نیز انجام عملیات آبخیزداری و ایجاد موانع ویژه به منظور افزایش میزان نفوذ آب در خاک و جلوگیری از روان شدن آب و جریان یافتن سیل با استفاده از عملیات مهندسی پخش سیلابها بر روی زمین برای غنی سازی منابع زیرزمینی آب، تقریباً ناکام مانده است، یعنی اگر در این بارع هم آموزش هائی به روستائیان و عشایر ارائه شده باشد، مؤثر باشد، مؤثر واقع نشده اند.
5 ) با توجه به تجزیۀ کهن بهره برداری از قنات مختل ایران از یک سو، و تعدد بهره برداری وافر توسط چاههای عمیق و نیمه عمیق در مناطق کشاورزی کشور از سوی دیگر، کشاورزان با خطر نقصان منابع آبهای زیر زمینی بخوبی آشنائی دارند، و لیکن به توصیه ها و اخطارهای مکرر سازمان های مسئول برای عدم اقدام به حفر چاههای غیر مجاز و عدم بهره برداری های مفرط از چاههای دایر توجهی ندارند. چنین به نظر می رسد که ارزش بیشتری بر منافع آنی در مقایسه با منافع آتی مترتب هستند. باز هم، یعنی اگر در این باره آموزش هائی به آنان اارائه شده، مؤثر واقع نشده اند.
راستی چرا چنین است؟ اگر نه اینکه همۀ اقدامات و منابعی که طی این نمونه ها در اینجا ذکر شدند اصولاً برای آنان و متعلق به آنان است؟ شاید احساس و امنیت تعلق و تملک وجود ندارد. مگرنه اینکه این روشها و اقدامات تأمین کننده زندگی حال و مایۀ امید آنان برای زندگی آیندۀ خود و خانواده هایشان می باشد؟ شاید آینده برای آنان اهمیتی ندارد، یا اینکه، اصولاً آینده برای آنان چه معنی و مفهومی دارد؟ ضمن اینکه فرض می شود که روستائیان به آینده خیلی نزدیک خود و خانواده هایشان کمی می اندیشند در حالی که، کمترین توجه را به آینده خانواده و جامعۀ خویش دارند.
ضرورت و اهمیت ارزشیابی برنامه های ترویج و توسعه روستائی
ترویج و توسعه روستائی، بویژه در کشورهای جهان سوم، اساسی ترین حرکت مستمر هر یک از دولت ها برای توسعه منابع انسانی در جهت تکامل و تعالی انسانهائی است که به عنوان مؤثرترین اقشار یک جامعه، کار تولید، آن هم از منابع طبیعی هر کشور و آن هم در شرایطی سخت را بر عهده دارند. برای تحقق این آمان، دولت ها، علی رغم کمیابی منابع در دسترس خود، همه ساله بخش عمده ای از امکانات و اعتبارات و تسهیلات ملی را به برنامه های ترویج و توسعه روستائی تخصیص می دهند، با این امید که ارزش افزوده به آن منتج بهره وری نیروی انسانی شاغل در بخش روستائی کشورهایشان باشد.
ارباب رجوع و یا گروههای هدف برنامه های ترویج و توسعه روستائی شامل جامعه بزرگسال روستائی اعم از مرد و زن و نیز جوانان روستائی است. حیطۀ فعالیتهای آموزشی برای این طبقات مشتمل بر کلیه زمینه های مرتبط به زندگی روستائی اعم از اشتغالات تولیدی، تسهیلات رفاهی و فعالیتهای عمرانی، بهداشتی، فرهنگی و سایر امور مربوط به زندگی آحاد روستائی در مناطق روستائی هر کشور است.
روشهای آموزشی و عملیاتی مورد استفاده در تحقق آمانها و اهداف «انسان ساز» ترویج مشتمل بر تمام شیوه ها، روشها و تدابیر متداول در نظام های رسمی و غیر رسمی آموزش است. خلاصه اینکه، نهاد ترویج و توسعه روستائی، ناگریز مصمّم است همۀ امکانات و تسهیلات و راه و رشوهای عملی و امکان پذیر برای توسعه منابع انسانی را بخدمت گیرد تا به هدف غائی خود که تکامل و تعالی انسانهای روستائی است دست یابد.
این دیدگاههای وسیع، این حیطه های گسترده، این ارباب رجوع متنوع و این روشهای گوناگون از یک سوی، و ضرورت کارست آنها در شرایط فرهنگی متنوع، در بین اقشار مختلف از لحاظ جایگاههای اقتصادی و اجتماعی و در شرایط سنی ناهمگن از سوی دیگرف حکم می کنند که کار ترویج و توسعه روستائی ناگریز می باید مبتنی بر مبنای علمی تحقّق یابد.
برنامه ریزی و ارزشهای دو فرآیند پیوسته بهم و هر دو مهم از مبانی و روش های علمی، عملاً تنها راه دستیابی مؤثر و مفید به اهداف عالیه این حرکت تعالی بخش است. به نحوی که به جرأت و قوت می توان اظهار داشت که ارزشیابی برنامه های ترویج و توسعۀ روستائی مهم است، چون :
1 ) آرمانها و اهداف ترویج و توسعه برای جامعه مهم و حیاتی هستند؛
2 ) دیدگاههای ترویج و توسعه وسیع هستند؛
3 ) حیطۀ کار ترویج و توسعه گسترده است؛
4 ) ارباب رجوع برنامه ها متنوع هستند؛
5 ) شرایط فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی مردم متنوع هستند؛
6 ) زمینه های کار و تحصّص ها متعدد و متنوع هستند؛
7 ) روشهای مورد استفاده متنوع هستند؛
8 ) توقعّات، انتظارات، نیازها و امکانات مردم متنوع هستند؛
9 ) مسائل و مشکلات مربوطبه هر یک از جوامع روستائی متنوع هستند؛
10 ) امکانات تحول و توسعه متفاوت هستند؛
11 ) بازتاب ها و بازخوردها متنوع و متفاوت هستند؛
12 ) نتایج حاصل از هر حرکت مختلف هستند؛
13 ) تحولات مطلوب و نامطلوب ملازم هر برنامه متفاوت و غیر قابل پیش بینی هستند و سرانجام اینکه،
بعلت ماهیت پیچیده مجموعه این تنوعات و بازتاب های متقابل عناصر آن، چون اعمال برنامه توسعه در هر موقع و مکانی، منتج به ظهور پدیده هائی می گردد که هر یک به نوبۀ خود مستلزم نوعی خاص از تحقیق و ارزشیابی است، پس ارزشیابی مهم است، به همان اندازه که نفس برنامه مهم است. تا آنجائی که ارزشهایی را نهایتاً می توان چراغ راه توسعه نامید و اظهار داشت بدون ارزشیابی، یعنی صرف اعتبار و انرژی و اتلاف نیروی انسانی موظف و داوطلب در مسیری پرپیچ و خک، و سپس طی طریق در تاریکی، که این هم ناکریز یعنی گمراهی، که مالاً سرنگونی را بدنبال دارد. از این رو در اهمیت ارزشیابی به مختصر کلام می توان گفت که :
- ارزشیابی رمز خودشناسی است؛
- ارزشیابی کلید خود آزمائی است؛
- ارزشیابی اصلاح راهی است که در پیش است؛
- ارزشیابی نقد راهی است که پیموده شده است؛
- ارزشیابی یعنی کسب تجربه از موفقیت ها و شکست ها، ولذا
ارزشیابی اصلی غیر قابل اجتناب در فرآیند توسعه و عمران روستائی است.
همه اینها، شمه ای از ضرورت های ارزشیابی و نکات زیر (4، ص 180) نیز مبیّن اهمیّت اجرای آن است.
1 ) ارزشیابی مبنای اصیل و صحیحی برای پیشبرد فعالیتهای ترویج و توسعه بدست می دهد؛
2 ) ارزشیابی به طراحان و مجریان برنامه اعتماد به نفس و تأمین خاطر می بخشد؛
3 ) ارزشیابی به مجریان برنامه کمک می کند تا نیاز به تمرکز و یا هم جهت کردن توان ها و کوشش ها در یک نهضت توسعه روستائی را احساس و درک نمایند. و بدین ترتیب، ارزشیابی می تواند موجد همکاری و هماهنگی برای هم جهت کردن نیروهای پراکنده در برنامه های توسعه روستائی گردد؛
4 ) ارزشیابی با اشاعۀ حقایق در بن مردم، موجب ایجاد و افزایش اعتماد عمومی نسبت به برنامه های ترویجی می گردد؛
5 ) ارزشیابی موجب افزایش تعهدات اجتماعی کارکنان موظف نسبت به مردم می گردد؛
6 ) به هنگامی که ابزاری برای داوری در ارزش روشهای آموزشی مورد نیاز باشد، ارزشیابی های منظم و مستمر می تواند با تدبیر معیارهائی، انتخاب مؤثرترین روشهای آموزشی را میسّر سازد؛
7 ) ارزشیابی کمک می کند تا در واقع ضروری هدف های آموزشی و عملیاتی، بهتر و بیشتر تعریف و برای مردم روشن گردند، و در صورت لزوم تغییراتی در آنها اعمال شود؛
8 ) ارزشیابی طراحان و مجریان برنامه ترویج را قادر می سازد که چرا، چگونه و چه طور ابزار آموزشی خود را انتخاب و بکار بندند؛
9 ) ارزشیابی کمک می کند که نیروی انسانی موظف برای اجرای برنامه های ترویجی را با چه کیفیاتی می باید انتخاب و آموزش داد و چگونه می باید آنان را اداره نمود؛
در طول این فصل، سعی شد که ارزشیابی به عنوان یک فعالیت پژوهشی مبتنی بر روشهای علمی تعریف و مراحل آن توصیف گردد، و سرانجام اینکه ضرورت ضرورت و اهمیت آن در کار ترویج و توسعه روستائی روشن شود. تمام اینها مقدمه ای از باب ارزشیابی بود، در حالی که روشها و شیوه های اجرائی آن نیازمند مباحث مفصل تری می باشد که بیان آنها از حوصله این فصل خارج است و لذا بهتر است برای تکمیل این مبحث به منابع مربوط به روشهای ارزشیابی فعالیتهای ترویج و توسعه روستائی مراجعه نمود و از ثمرۀ دانش و تجربۀ کسانی که در این زمینه تخصص دارند بهره مند گردید.
آموزش : بنیان توسعه روستائی
فقر آموزش در جوامع روستائی
فقر آموزش در جوامع روستائی منشأ تاریخی دارد. زیراف عمدتاً به علت ماهیّت نظام های کهن زمین داری و در نتیجۀ مناسبات غیر عادلانه «ارباب - رعیتی»، محرومیّت های آموزشی به عنوان هسته و مایۀ اولیۀ استضعاف فرهنگی توسط بزرگ مالکان و عمّال قدرتمند و منتفذ آنان در هر عصر و زمان به بطن و متن جوامع روستائی تحمیل شده و در طول زمان با رشدی مضاعف گسترش و استحکام یافته است. تا آنجائی که امروزه، در آستانه ورود به قرن علوم و تکنولوژی، آثار ناشی از پدیده های دیرینۀ این محرومیّت، هنوز هم شئون فرهنگی اعضای این جوامع را شدیداً متأثر و طول ساخته و می سازد (6، ص 30).
بدین قرار که محرومیت های آموزشی در جوامع روستائی از گذشته، و عمداً در جهت ایجاد تردید و تعلل، و به منظور ممانعت از تأسیس یک فضای فرهنگی متناسب برای پرورش انسانهای آگاه و پیشرو، پایه گذاری شده است. و این تعمد نیز به نوبۀ خود، اصالتاً ناشی از نیات استثمار گرانۀ طبقات حاکمه به منظور «نگهداشت» مردم روستائی در یک جوّ «جهل و بی خبری» برای سهولت بهره کشی از توان های تولیدی آنان در جهت کسب منافع اقتصادی بیشتر از یک سوی، و بر خورداری از توان های اجتماعی بلقوه آنان در به منظور تثبیت قدرت و نفوذ سیاسی خود، از سوی دیگر بوده است.
با این سابقه، فقر فرهنگی ناشی از محرومیّت های آموزشی در جوامع روستائی آنچنان ریشه دار و عمیق است که با حرکات و جهش های مقطعی و موضعی، آن هم در کوتاه مدت، هرگز نمی توان در مقام ریشه کن کردن آن برآمد. و امکان تحقق آن در بلند مدت هم منوط به قبول این فرض است که دولت ها و مجامع فرهنگی و اجتماعی در جوامع روستائی باشند. استمرار حرکت خزنده و مرموز فقر فرهنگی منتج از محرومیت های آموزشی در عصر حاضر، به عمو و یا به سهو، در هر صورت مانع و مزاحم حرکات مترقیانه توسعه اقتصادی و اجتماعی روستائی و مآلاً در کل جامعه است.
مضاف بر علل و ریشه های تاریخی آنها، از جمله عوامل استمرار فقر فرهنگی در جوامع روستائی امروز، وجود نابرابری های مشهود در ارائه خدمات عمومی و بویژه خدمات فرهنگی و آموزشی به مردم روستانشین در مقایسه با مردم شهرنشین است. این نابرابری ها، مزید بر امتیازات نسبی ویژه ای است که دولت ها سهواً (و اگر به عمد نباشد) همواره برای شهرنشینی و ترفیه حال شهرنشینان تدارک دیده و هنوز هم می بینند. ظهور و گسترش این قبیل نابرابری ها عمدتاً ناشی از تفاسیری است که سیاستگذاران و برنامه ریزان ملی، اغلب تحت عنوان کوچکی و پراکندگی روستاها، و لذا اقتصادی نبودن سرمایه گذاری در ارائه خدمات به روستائیان، به عنوان معاذیر خود در برنامه های توسعه، ارائه و توجیه می نمایند. نابرابری های ناشی از این طرز تلقی به عنوان علل وجودی، عامل تشدید استضعاف اقتصادی و فرهنگی و استمرار آن در بین جوامع روستائی و نتیجتاً نرخ تشدید نرخ مهاجرت از روستا به شهرها و مالاً محو تشکل های روستائی از صحنۀ جغرافیایی اقتصادی – اجتماعی در خیلی از کشورها شده و می شود.
هر ناظر ذیصلاح با یک بررسی مقدماتی می تواند آثار این نابرابری ها در روند رو به تزاید از هم گسیختگی بافت اجتماعی در جوامع روستائی را به روشنی مشاهده و ارزیابی نماید. تا جائی که می توان دریافت که هجوم روزافزون نیروهای فعال و جوان روستائی (ماهر در انجام عملیات سنتی تولید) به سوی کانون های شهرنشینی، در واقع عمل، نه حاکی از کشش و جاذبه های توسعه در اقمار صنعتی،؛ و نه ناشی از توسعه مکانیزاسیون در اقطاب تولیدی کشاورزی است، که حقیقتاً مبین عارضه مهلک بی رونقی و بیکاری از یک سو، و معرف محرومیت از مواهب زندگی امروزی و احساس دردناک استضعاف در جوامع روستائی از سوی دیگر است. و از این رو، چنین استنباط می شود که این هجوم، واکنشی سریع و نا منظم از سوی نیروی انسانی مستعد و بالقوه ای است که در بستر «فرهنگ سکوت» در مناطق روستائی رشد یافته و اینک بدون قیم و متولی و در عین «بی خبری» در جوار کانون های دانش اندوزی، به حال خویش رها شده و تدریجاً در تشکل های توده وار مصرف کننده به صورت موانع توسعه اجتماعی به درون ارکان جامعه و یا معرفی یک پدیده نوظهور نیست.
ماهیّت و عوارض فرهنگی و اجتماعی – اقتصادی این نابرابری ها بر همۀ متفکران معلوم و تبین شده هستند. این یک عارضه مشخص، تعریف شده و قابل لمس و رؤیت است، و حال آنکه سیاستگذاران و برنامه ریزان متقید به محوریّت توسعه صنعتی در مقابل توسعه کشاورزی در کشورهای جهان سوم، هرگز به طور جدی، مصمم به محو این نابرابری ها، بویژه در زمینه های آموزشی و فرهنگی نبوده اند. از این جهت بر دولتمردانف قانونگذاران و مصلحان و مرشدان آینده نگر در هر جامعه فرض است که اندیشمندانه مجدانه به طور مستمر درصدد بررسی و تحلیل آثار وجودی این قبیل نابرابری های حاکم بر زندگی روستانشینان در مقایسه با زندگی شهرنشینان برآیند، تا ضمن برآورد عواقب اقتصادی – فرهنگی ناسالم آنها، از طریق تدوین استراتژی های کارآمند برای گسترش فعالیتهای تولیدی و رونق فعالیتهای اقتصادی در جوامع روستائی، از هجوم غیر طبیعی روستائیان به کانون های شهرنشینی ممانعت به عمل آید (6، صص 32 و 33).
بنیانی ترین اقدام در این شرایط، برنامه ریزی بلند مدت برای حرکت به قصد ریشه کن کردن علل و عوامل استضعاف فرهنگی و زدودن آثار سنتی آن از جوامع روستائی است. این قبیل اقدامات نیز ماهیتاً و قاعدتاً با برنامه های آموزشی و پرورشی برای تکامل کیفیات فرهنگی و ارتقاء معلومات و مهارتهای نوین تولیدی در نسل های حوان روستائی آغاز می شود. این اقدامات بدین منظور است تا مسیر حرکت طبیعی این نیروی بالقوه را از جذب شدن به جریان های غیر مولّد بخش «خدمات کاذب» در کانون های شهرنشینی بدور داشته، و آنان را به اشتغال در فعالیت های تولیدی در بخش های کشاوزی و صنایع وابسته به آن در مناطق روستائی گرایش داده و ودارد.
مضاف بر این، سوابق تاریخی و جریان های متداول به وضوح نشان می دهند که در فرآیند تحول و توسعه، اکثر اعضای جوامع روستائی را به هر صورت می توان اعضای آتی جوامع شهری به حساب آورد. به عبارت دیگر، به جبر ضروریات ناشی از توسعه تکنولوژی و تغییر و تحولات اجتماعی، اعضای جوامع روستائی امروز در یک سرزمین، اغلب عوامل اولیۀ تشکّل و توسعه جوامع شهری فردا در همان سرزمین بوده و خواهند بود. و به قولی، اعضای جوامع روستائی را می توان «سنگ مادر» یا منشأ تولید و تکثیر و پرورش اعضای جوامع شهری فرض کرد و نتیجه گرفت که در روستاها عمدتاً انسانهائی پرورش می یابند که به ناچار شهرنشینان آینده جامعه را تشکیل می دهند. و این روندی قابل ملاحظه و بررسی و هشدار دهنده است.
بنابراین، هرگاه در خال حاضر رهبران سیاستگذاری و برنامه ریزی در هر جامعه، به هر دلیل عمداً و سهواً خود را متقید به تکامل کیفیات فرهنگی و آموزش و ارتقاء مهارتهای نوین تولیدی به اعضای حال و آینده جوامع روستائی ندانند، حداقل بر مبنای استدلال «سنگ مادر» می باید خود را مقیّد و مصّر به پرورش و آموزش نسل های جوان رسوتائی، به قصد آماده نمودن آنان به عنوان اعضای آتی جوامع شهری بدانند. این بدین معنی است که سیاستگذاران و برنامه ریزان لزوماً می باید بپذیرند که اکثر روستائیان جوان امروز، به حکم لازمه های توسعه تکنولوژی و ضرورت های اقتصادی و اجتماعی فردای جامعه، مردان و زنان آینده جوامع شهری را تشکیل می دهند، و نتیجتاً می باید اقدام برای زودن آثار فقر فرهنگی از زندگی حال و آینده آنان را به عنوان یک «پیش نیاز»، به حساب آموزش و پرورش شهرواندان آتی جامعه جهت اشتغال و زندگی در شهرها و شهرک های نوظهور تلقی کرده و مجدانه در آن راستا حرمت نمایند. (6، صص 32 و 33)
بدین منظور، در جهت تخفیف نابرابری موجود در بین جوامع شهری و روستائی، هرگاه ایجاد امکانات و تدارک تسهیلات لازم برای رونق کار تولید و ایجاد اشتغال در مناطق روستائی هدف مقطعی این جریان فرض می شود، طرح و اجرای برنامه های پرورشی و آموزش مهارتهای نوین تولیدی به نسل های جوان روستائی نقطه شروع یک حرکت بنیانی است، که برای تحقق آن، متولیان و متصدیان هر جامعه ناگریز از انتخاب چندین نهضت فرهنگی به عنوان سنگ زیر بنای این جریان هستند. نهضت سوادآموزی، نهضت اساسی، آموزش های فنی و حرفه ای، آموزش های تعاون و مشارکت، و نیز آموزش های ترویج و توسعه کشاورزی از جمله ارکان یک حرکت موزون فرهنگی، در فرآیند عمران اجتماعی در مناطق روستائی، و یا به عبارت مصطح آن، توسعه روستائی است.
بنیان و ماهیّت همۀ این نهضت های فرهنگی در جوامع روستائی آموزش است. و بر این مبناست که آموزش بنیان توسعه روستائیان تلقی می گردد و این هم بحثی است که در بخش بعدی به توصیف آن پرداخته می شود.
انسان، آموزش و توسعه روستائی
آموزش، اصالتاً تعلیم است و تعلیمات نیز، تدریجاً مقدمه و مبنای شکل گیری قابلب های ذهنی و زیر بنای فکری فرد را مسجم می سازد. با آموزش، مجموعۀ اطلاعات، معلومات و دانش های پایه و کاربردی در جریان آماده شدن فرد برای کسب الگوهای نوین رفتاری متشکل می گردد. با آموزش شالودۀ قالب های فکری و ذهنی فرد پی ریزی می شود و سامان می یابد. از این روست که گفته می شود آموزش مبنای تغییر و تحول در الگوهای رفتار انسانی است.
آموزش عبارت است از تجارب درک شده ای که موجب تحول و تطور الگوهای رفتاری انسان، اعم از الگوهای رفتاری انسان، اعم از الگوهای رفتار خارجی مانند اعمال صوری و مادی و یا الگو های رفتار داخلی مانند معرفت، تفکّر و دیگر جریان های ذهنی می گردد. با آموزش، دانش ها و معلومات به وسیله انسان کسب می گردد و یا انتقال می یابد، و اینها جریان الگوهای رفتار انسان را بتدریج دگرگون می سازند. (5، ص 79).
آموزش مقدمه و وسیلۀ آغاز بلوغ فکری و تعمیق قدرت تفکر و تحلیل های ذهنی در افراد ئ لذا اسباب استراتژیک تحول اجتماعی و توسعه اقتصادی، و مآلاً سازندگی جامعه است. افراد، و یا به عبارت جامع تر منابع انسانی، در واقع و در حقیقت پایه و ثروت و یا سرمایۀ اصلی و اولیۀ هر جامعه و یا هر ملت را تشکیل می دهد. سایر منابع و سرمایه گذاری تابع منابع انسانی، در واقع و در حقیقت پایه و ثروت و یا سرمایۀ اصلی و اویلۀ هر جامعه و یا هر ملت را تشکیل می دهد. سایر منابع و سرمایه های هر جامعه تابع انسانی هستند، و این بدین مفهوم است که حسن تشخیص و بکارگیری کل سرمایه ها و منابع قابل تجدید و غیر قابل تجدید، و یا به عبارت دیگر، بهره برداری بهینه از مجموعه منابع بالفعل و بالقوه در یک جامعه، در گرو بلوغ فکری و توان و وسعت تفکر، اطلاعات و کاردانی اعضای آن جامعه به عنوان عانل و منبع خلاقیت ها و بهره برداری هاست (3، صص 2 و 3)
بدین ترتیب، آموزش را می توان مقدمه و آغاز جریان بلوغ و تکوین قوای فکری آحاد جامعه برای توسعه قلمداد کرد و چنین برداشت نمود که اگر استعدادها و خلاقیت های منابع انسانی در جریان رشد و تحول و توسعه قرار نگیرند، قهراً امکان کشف، بکارگیری و بهره برداری بهینه از مجموع دیگر منابع موجود و مستعد، با اراده و بدست صاحبان آنها، نامقدور و یا ناممکن خواهد بود. در تأیید این کلیت فردریک هاریبسون (2، ص 473) نیز می گوید که :
منابع انسانی ... پایه اصلی ثروت ملت ها را تشکیل نی دهد. سرمایه و مابع طبیعی عوامل تبعی تولیدند، در حالی که انسانها عوامل فعالی هستند که سرمایه ها راذ متراکم می سازند، از منابع طبیعی بهره برداری می کنند، سازمانهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را می سازند و توسعۀ ملی را به جلو می برند. به وضوح، کشوری که نتواند مهاتها و دانش مردمش را توسعه دهد و از آکن در اقتصاد ملی به نحو مؤثری بهره برداری کند، قادر نیست هیچ چیز دیگری را توسعه بخشد.
بر مبنای این مقدمات، جوامع روستائی در هر کشور، و بویژه در کشورهای جهان سوم، به عنوان یک منبع سنتی اصیل و مهم نیروی انسانی ، محققاً در عداد یک قشر مولد، متعهد و فعال در جوار دیگر مولدان سایر بخش های اقتصادی در هر سرزمین تلقی می گردند. این قشر، در حقیقت در حکم بزرگترین سرمایۀ بالقوه و به عنوان یک نیروی آمادۀ کسب آموزش و تحول و تکامل، و مستعد قبول مسئولیت و کسب اختیارات برای اقدام و مشارکت در بکارگیری و بهره برداری بهینه از دیگر منابع و ثروت ها و سرمایه های ملی، در کانون جامعه حضور عینی و فعال دارند. بکارگیری و بهره مندی از این نیرو، به خودی خود، مستلزم بررسی و عطف توجه خاص به منظور تدبیر و تمهید راه و روشهای مؤثر در کشف استعدادهای بلقوه آنان، و نیز انتخاب نظامهای متناسب آموزشی در راه توسعه معلومات و اطلاعات فنی و فرهنگی آنان به عنوان مولدان بالفعل و بالقوه کشور و عوامل اساسی تأثیر گذار بر برنامه های توسعه ملی می باشد. و بر این مبناست که به طور کلی می توان اظهار داشت که آموزش این قشر بنیان توسعه روستائی را تشکیل می دعهد، و نیز از این روست که اشارت بر نظام های آموزشی به دنبال این بخش مفید به نظر می رسد.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  27  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله پژوهش های فرهنگی و ترویج روستایی

بازی زیبا وجذاب پاندای پرنده

اختصاصی از فی ژوو بازی زیبا وجذاب پاندای پرنده دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

بازی زیبا وجذاب پاندای پرنده


بازی زیبا وجذاب پاندای پرنده

این سورس مخصوص ایکلیپس می باشد

 

در این بازی شما باید با کشیدن خط زیر پای پاندا مانع از سقوط ان بشید

 

دانلود با لینک مستقیم


بازی زیبا وجذاب پاندای پرنده