فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله فراخوان ارزشیابی پیشرفت تحصیلی ( کیفی – یادگیری )

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله فراخوان ارزشیابی پیشرفت تحصیلی ( کیفی – یادگیری ) دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

موضوع : ارزشیابی توصیفی
به عنوان معلم باید عمیقاً باور داشته باشیم که هر دانش آموز قابلیت رشد و یادگیری را دارد به شرط آنکه ابزارهای سنتی ارزشیابی را که بدون توجه به تفاوتهای فردی ، فقط به دنبال نقطه ضعف هاست رها کنیم و ابزاری بسازیم که توانایی ها را شناسایی کند و به دانش آموز اعتماد به نفس بخشد و زمینه را به گونه ای مهیا کنیم که نمره گرایی از بین برود و معلم و دانش آموز و اولیاء همه به دنبال کیفیت کار باشند نه کمیت . کثرت مقالات و کتبی که اخیراَ به پیشرفت ارزشیابی تحصیلی اختصاص یافته و در آنها کوشش شده است تا ضرورت و شایستگی ارزشیابی رد شود یا اثر بخشی آن بهبود یابد خود مؤید این واقیت است که ارزشیابی های کیفی تا چه اندازه مورد توجه و سؤال می باشند . اصطلاح ارزشیابی در معنای بسیار وسیع خود عبارت از عملی است که به وسیله آن درباره واقعه ای ، یا یک فرد یا شئ با توجه به معیاری قضاوت می شود .
از طرف دیگر موضوع قضاوت و معیار ارزشیابی هر چه باشد در نفس عمل تغییری ایجاد نمی شود ، بنابراین عمل ارزشیابی حوزه بسیار گسترده ای دارد که غیر از بارزده های تحصیلی چندین نمونه دیگر می توان برای آن ذکر نمود . در واقع امتحان نوعی قضاوت است که طبق اصول معینی انجام می شود و وسیله ای برای توصیف تغییر رفتار دانش آموز در جهت اهداف آموزش و پرورش و کمک به بهبود یادگیری است .
ارزشیابی یکی از ارکان هر برنامه درسی است همان طور که در ابتدای هر درس با انجام ارزشیابی تشخیص میزان دانش و توانایی فراگیران سنجیده می شود . پس از هر درس و در پایان درس نیز آموخته های دانش آموزان ارزشیابی می گردد .
معمولاً ارزشیابی هم میزان پیشرفت فراگیران و هم میزان توفیق آموزگاران را می سنجد و نقاط قوت و ضعف برنامه آموزشی را نشان می دهد .
ضمناً آموخته های فراگیران در سه حیطه ی دانش – مهارت علمی – نگرش مورد ارزش و سنجش قرار می گیرد .
در این ارزشیابی رشد میزان یادگیری هردانش آموز مورد نظر است و همچنین فعالیت تلاش فردی و گروهی دانش آموزان منظور می شود . فعالیت خارج از کلاس دانش آموزان بخشی از نمره ارزش یابی مستمر را شامل می شود و ضمناًباید به تفاوتهای فردی فراگیران توجه شود .
در پایان برای داشتن یک ارزشیابی توصیفی همراه با یادگیری مؤثر و مفید لازم است که معلمان با اهداف این نوع کار و ابزار و نحوه ی انجام آن آشنا شوند وآنگاه اولیاء را در جریان کار قرار دهند و آنها را توجیه کرد و سپس دانش آموزان را توجیه کرد و در این صورت است که همگی با هم با فکر و توان هم می توانیم راه را تا پایان ادامه دهیم و به نتایج مطلوب برسیم .
امیدوارم این مطالعه بتواند به گسترش شناخت انسان آن طور که در موقعیتهای واقعی زندگی روزمره اش رفتار می کند کمک نماید.

اهدافی که ارزشیابی تحصیلی در نظر دارد
با عنایت به اهمیت ارزشیابی می توان اهداف زیر را برای آن مطرح نمود :
- ارزشیابی می تواند به عنوان عاملی مؤثر در تشخیص شیوه صحیح تدریس و کمک به ارتقاء و اعقلای آن یاری رسان معلم باشد .
- بر اساس نتایج حاصله از ارزشیابی می توان در انتخاب معلمان کارآمد و شیوه تدریس مؤثر تصمیم گیری نمود .
- دانش آموزان در این زمینه بهره ور خواهند شد و از نتایج ارزشیابی می توانند به نقاط ضعف و قوت خود آگاهی پیدا نموده درصدد رفع یا تقویت آن نقاط باشند .
- ترسیم ضوابط خاص در زمینه ی ارائه ی شیوه های مؤثر
- تدریس هدفهای ارزشیابی بر حسب سؤالی که ارزشیاب درباره بازده مورد ارزشیابی مطرح میکند فرق می کند و کار آن گروه از شیوه های ارزشیابی که در نظام تحصیلی به کار می رود . این است که تحقیق هدف های آموزشی را کنترل می نماید .

 

اهداف این تحقیق عبارتند از :
مقصود از ارزشیابی خدمت به آموزش است ، نه در کمین نشستن برای غافلگیر کردن دانش آموزان و محک زدن او با معیار آنچه «نمی داند» فرهنگ موفقیت را میتوان با کاربرد روش صحیح در آموزش و ارزشیابی بر فضای کلاس غالب کرد .
در ارزشیابی (توصیفی) میزان افزایش یادگیری هر دانش آموز مدنظر می باشد و همچنین فعالیت تلاش فرد و گروهی دانش آموزان منظور می شود .
فعالیت خارج از کلاس فراگیران بخشی از نمره ارزشیابی مستمر را شامل می شود و ضمناً باید به تفاوتهای فردی فراگیران توجه شود .
اطلاعات حاصل از سنجش و ارزشیابی مستمر هر دانش آموز به این پرسش معلم پاسخ دهد که این دانش آموز در کجا قرار دارد . و برای پیشرفت او چه می توان کرد ؟ نه این که معلم نتیجه گیری نماید که مثلاً این دانش آموز زیر حد متوسط ، کند ذهن یا تیز هوش است.

 

اهداف تحقیق :
کسب مهارت های بحث و گفتگو
مشارکت در فعالیتهای گروهی
ایجاد انگیزه برای مطالعه و یادگیری
کسب مهارتهای مربوط به ارتباطات بین فردی
کسب مهارتهای مطالعه درست
توجه به موضوع مورد مطالعه
کسب مهارت تفکر انتقادی
ارتباط بین یادگیری قبلی و بعدی
تثبیت یادگیری از طریق مرور کردن ، سؤال جواب و یافتن جواب
تلفیق مهارتهای شنیدن ، خواندن ، تفکر و نوشتن
افزایش اعتماد به نفس و ابراز وجود

چکیده
در این مقاله سعی شده است که بر ارزشیابی پیشرفت تحصیلی ( کیفی – یاد گیری ) فراگیران با توجه به اهمیت آن نگاهی داشته باشیم .
بر اساس این روش که همان سنجش عملکرد یادگیرندگان و مقایسه نتایج حاصل با هدفهای آموزشی از پیش تعیین شده به منظور تصمیم گیری که آیا فعالیت های آموزشی معلم و تلاش های فراگیران به نتایج مطلوب رسیده است . بدین منظور از انواع ارزشیابی ها که شامل آغازین – تکوینی ( مستمر ) پایانی ( تراکمی ) مورد بحث و بررسی قرار گرفته است .
هم چنین اصول و مفاهیم قابل تاکید در ارزشیابی توصیفی و نقش آن در آموزش و یادگیری حد نظر واقع شده است در این مباحث سعی شده که اهداف ارزشابی توصیفی و ارتباط آن با ارزشابی تکوینی بیان شود . بعد از این موارد ابزارهایی که در این روش استفاده می شود .
پوشه کار – پروژه – آزمون های عملکرد می باشد .
برای مثال : در آزمون عملکرد ، تهیه یک آزمون عملکرد از نوع سیاهه یا چک لیست می باشد .
در مجموع امیدواریم که راهکارهای مناسب جهت چگونگی استفاده از ابزار ها و نتایج حاصل از ارزشیابی توصیفی ارائه شده باشد .

ارزشیابی تحصیلی
هر کاری که قضاوتی به همراه داشته باشد ارزشیابی است بعضی مواقع سنجش و ارزشیابی معادل به کار می روند اما به واقع هم معنا نیستند . سنجش اندازه گیری عملکرد است و مشتمل بر قضاوت نیست و این نقش بر عهده ارزشیابی است .
ضمناً آموخته های فراگیران در سه حیطه ی دانش – مهارت علمی – نگرش مورد ارزش یابی و سنجش قرار می گیرد .
اگر یادگیریهایی که فراگیران لازم دارند تا رشد کنند و به شکوفایی برسد ، صورت نگیرد ، به این معناست که هیچ تغییری در آنها به وجود نخواهد آمد . به سخنی دیگر ، بدون یادگیری هیچ تغییری در درک ، احساس ، فکر ، توان ، قدرت و کارایی انها صورت نخواهد گرفت ؛ زندگی و ویژگیهای آن را نخواهد شناخت و نخواهد توانست با زندگی کنار بیاید و به یقین زندگی برای او دشوار خواهد شد . قبول کنیم که هر یادگیری باید با تغییر همراه باشد . تغیر از وضعیتی که در آن هستیم به وضعیتی که می خواهیم به آن برسیم .
به طور مسلم همه می خواهند همیشه در وضعیتی قرار گیرند که بهتر از وضعیت پیشین باشد پس آموزش نیاز همه است . هیچ کس در هیچ زمانی نمی تواند از آموزش ، یاد دادن و یاد گرفتن روگردان باشد .

 

سه عنصر اصلی در آموزش وجود دارد :
عنصر اول – در آموزش کسی هست که یاد می دهد.
عنصر دوم – در آموزش کسی هست که یاد می گیرد .
عنصر سوم – در آموزش گاهی مطلبی یا موضوعی هست که باید یاد داده شود .
عنصر اول را «یاد دهنده» عنصر دوم را «یاد گیرنده» و عنصر سوم را «موضوع یادگیری» می نامیم .
بسیاری از نظریه پردازان یادگیری می گویند که یادگیری به تقویت وابسته است اما دیدگاههای یادگیرنده گان نسبت به ماهیت تقویت با یکدیگر متفاوت است.
یادگیری یکی از مهمترین زمینه ها در روان شناسی امروز و در عین حال یکی از مشکل ترین مفاهیم برای تعریف کردن است . در یکی از فرهنگ لغتها یادگیری این گونه تعریف شده است : کسب دانش ، فهمیدن ، یا تسلط یابی از راه تجربه یا مطالعه .

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  29  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله فراخوان ارزشیابی پیشرفت تحصیلی ( کیفی – یادگیری )

دانلود مقاله بررسی اثرات سرمایه گذاری مستقیم خارجی بر ترازپرداختهای ایران

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله بررسی اثرات سرمایه گذاری مستقیم خارجی بر ترازپرداختهای ایران دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

چکیده
جریان سرمایه در دهة آخر قرن بیستم یکی از عوامل اساسی ادغام گسترة اقتصاد جهانی بود.در همین راستا، بسیاری از کشورهای در حال توسعه سیاستهایی را اتخاذ کرده اند که بتوانند این سرمایه های مستقیم خارجی را جذب کنند. بنابراین با توجه به اهمیت موضوع، در این مقاله اثرات نرخ ارز ، جریان سرمایه گذاری مستقیم خارجی و برخی عوامل دیگر بر شاخص تراز تجاری ایران در قالب یک مدل اقتصادسنجی و با استفاده از نرم افزار Eviews مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان می دهد که اثرات ورود سرمایه گذاری مستقیم خارجی و نرخ ارز بر شاخص تراز تجاری مثبت ولی اندک است.همچنین اثر این متغیرها بر صادرات غیر نفتی نیز مثبت است.
کلید واژه: نرخ ارز، سرمایه گذاری مستقیم خارجی، شاخص تراز تجاری ایران، صادرات غیر نفتی
1)مقدمه
جریان سرمایه در دهة آخر قرن بیستم یکی از عوامل اساسی ادغام گسترة اقتصاد جهانی بود. نوع سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در بین سایر جریان‌ها نقش مهمتری در این فرآیند داشته است. نقش و اثر سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی بر متغیرهای کلان اقتصادی کشورهای در حال توسعه موضوع بحث اکثر مطالعات بوده است. سؤال اساسی عمده این مطالعات این است که آیا جریان سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، تجارت بین‌المللی یا سایر متغیرهای یک کشور را افزایش می‌دهد یا آنها را محدود می‌کند؟ آیا FDI جایگزین صادرات می‌شود یا آنرا افزایش می‌دهد؟ در حالیکه در مباحث تئوریکی دلایلی مبنی بر اثرات جانشینی و مکملیFDI ذکر می‌شود. اما کارهای تجربی تقریباً نشان می‌دهند که رابطة مکملی بین صادرات و سرمایه‌گذاری وجود دارد.
در ایران نیز با توجه به وجود مناطق آزاد تجاری و ویژة اقتصادی ورودFDI سالهاست که شروع شده است (حداقل از سال 1372 به بعد این جریانات مثبت شده است). هر چند که میزان آن هنوز به اندازة کشورهای دیگری چون کشورهای شرق آسیا نرسیده است. ولی این مسأله برای اقتصادی ایران قابل بررسی است بطور کلی، از آنجا کهFDI یکی از منابع اساسی تأمین مالی پروژه‌ها می‌باشد لذا بررسی اثر آن بر سایر متغیرهای کلان اقتصادی از جمله تجارت خارجی بسیار حائز اهمیت می‌باشد.
بنابر این در این مطالعه بدنبال پاسخ به این سؤالات هستیم که:
اولا:اثرات ورود سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی(FDI) بر شاخص تراز تجاری ایران به چه صورت است؟
ثانیا، آیا اثراتFDI بر صادرات غیرنفتی مثبت است؟
ثالثا، سایر متغیرها چون نرخ ارز GDI چه تأثیری بر صادرات و شاخص تراز تجاری ایران داشته است؟
در راستای سوالات فوق عمده ترین فرضیة این تحقیق آن است که اثرFDI بر شاخص تراز تجاری و صادرات غیرنفتی ایران مثبت است.
شایان ذکر است که در راستای هدف این مقاله می توان گفت که با چنین مطالعاتی در واقع نقش و اثرFDI بر تجارت بین‌المللی ایران روشن می‌شود. در واقع این نکته روشن خواهد شد که اثرپذیری صادرات از مزایای ورودFDI مثل تکنولوژی به چه صورت می‌باشد.
3) پیشینة تحقیق
ارصلان رزمی (2006) در مقالة خود تحت عنوان « اثرات سرمایه گذاری مستقیم خارجی(باسیاست صادرات محور) بر ترازپرداختها در کشورهای در حال توسعه» بعد از برآورد مدل ، ضمن بیان اینکه اثرات چنین سیاستهایی چندان در کشورهای در حال توسعه مورد توجه قرار نگرفته، نتیجه گیری می کند که اثرات کوتاه مدت سیاستهای جذب FDI بر تراز پرداختها منفی باشد و این ممکن است به دلیل ماهیت سرمایه گذاری و نوع سیاستها باشد.
گریفین در اوایل دهة 1970 طی تحقیقاتی به این موضوع اشاره دارد که سرمایه‌های خارجی به جای ایجاد افزایش منابع داخلی که از آن طریق کمک به رشد و توسعه اقتصادی نماید، در حقیقت به کاهش پس‌انداز داخلی منجر گشته و اثر منفی بر رشد اقتصادی کشورها دارد.
دان،برونشیر و رابینسون با استفاده از روش مقطعی فیمابین کشورها جهت برآورد تأثیر سرمایه‌گذاری خارجی و کمکهای بلاعوض خارجی و رشد اقتصادی به این نتیجه رسیدند که چنین انتقالاتی از سرمایه‌های خارجی، در ضمن ایجاد عدم برابری اقتصادی در درون کشور منجر به افزایش رشد نسبی کشورها می‌شود اما این نتیجه فقط در کوتاه‌مدت به وجود می‌آید و در بلندمدت این کشورها با کاهش نسبی رشد مواجه می‌شوند. البته این مسئله تا حد زیادی بستگی به سطح توسعه‌یافتگی کشور جذب‌کننده دارد.
جان هاتزیس (2000)، در بررسی خود تحت عنوان " سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و عامل کشش تقاضا" استدلال می‌کند که آزادسازی سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی هزینه نیروی کار را برای سرمایه‌گذاری داخلی مهمتر ساخته است و تقاضای نیروی کار را بلندمدت نموده است و این نظر را با داده‌های انگلستان و آلمان تصریح می‌کند. ابتدا با افزایش هر واحد نیروی کار منجر به خروج سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی می‌شود و کاهش آن منجر به ورود سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی می‌شود. همچنین فاطمه نظیفی (1995) در تحقیق خود با عنوان "اثر سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی بر رشد کشورهای در حال توسعه" نتیجه می‌گیرد که سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی با رشد اقتصادی سرمایه‌گذاری داخلی و سطح سرمایه‌ انسانی رابطه مستقیمی دارد.
4) بررسی روند سرمایه گذاری مستقیم خارجی در ایران
همانگونه که نمودار(1) نشان می دهد طی سالهای 88- 1381 معادل 1290میلیون دلار سرمایه خارجی درمناطق آزاد کشور جذب شده است که 804 میلیون دلار آن (62 درصد) مربوط به سال های 88 – 1387 بوده است. از این میزان درحدود 2/49 درصد درمنطقه آزاد قشم، 7/49 درصد درمنطقه آزاد کیش و 92/0 درصد درچابهار سرمایه گذاری شده است.(جدول شماره 1). آمار حکایت از این واقعیت دارد که سازمان های مناطق آزاد نتوانسته اند درحدظرفیت های موجود اقدام به جذب سرمایه گذاری خارجی نمایند، که عمدتاً نشات گرفته از عدم وجود زیربناها و امکانات اولیه جهت جذب سرمایه های خارجی بوده است. البته انتظار می رود با افزایش یا تکمیل زیرساخت های لازم و همچنین اقدامات انجام گرفته درجهت رفع خلاء های قانونی درمناطق آزاد ازجمله تصویب قانون پولی و بانکی مناطق آزاد و قانون جلب و تشویق سرمایه گذاری خارجی، این روند درسال های آتی بهبود یابد.
جدول(1): میزان جذب سرمایه گذاری خارجی درمناطق آزاد طی سال های 88-1386 (میلیون دلار)
مناطق آزاد 1386 1387 1388 جمع
کیش 315 302 300 917
قشم 143 217 100 460
چابهار 3/0 2/1 5/53 55
جمع سالیانه 3/458 2/520 5/453 1423

5) معرفی مدل:
برای بررسی اثرات متغیرهایی چون سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی(FDI)، تولید ،GDP، نرخ ارز و رابطة مبادله بر شاخص‌ تراز تجاری ایران از مدل لگاریتمی زیر استفاده شده است:
(1)
که در معادلة فوق متغیرهای مستقل عبارتند از:

 


تولید ناخالص داخلی
سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی
نرخ ارز اسمی(غیررسمی)
نسبت قیمتهای صادرات به قیمتهای واردات
براساس مباحث تئوریک کلان اقتصادی انتظار می‌رود تولید ناخالص داخلی اثر مثبت بر روی شاخص تراز تجاری داشته باشد. همچنین سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی براساس مباحث تئوریکی که در بحثهای قبلی بدانها اشاره شد انتظار بر آن است که شاخص تراز تجاری را بهبود ببخشد. نرخ ارز براساس مباحث نظری باعث افزایش صادرات(در صورت کشش‌پذیر‌بودن) و کاهش واردات می‌گردد لذا انتظار قبلی بر مثبت‌بودن اثرات تغییرات آن می‌باشد.
همچنین در یک مدل جداگانه واردات را خارج کردیم تا اثرات همان متغیرها را بر صادرات غیرنفتی نیز مشخص کنیم. لذا در مدل دوم بجاش شاخص تراز تجاری، متغیر وابسته فقط صادرات غیرنفتی ایران می‌باشد که بشرح زیر تصریح شده است:
(2)
در مدل فوق و همچنین در مدل قبلی بیانگر درآمد خارجیان می‌باشد که در مباحث نظری از آن به عنوان متغیر مهم و تأثیرگذار بر صادرات یاد می‌شود. در این مدلها نیز ، تولید ناخالص کشور کرة‌جنوبی را نشان می‌دهد. این انتخاب بدان دلیل می‌باشد که در سالهای اخیر کشور کرة‌جنوبی یکی از بزرگترین شرکای تجاری ایران بوده است. همچنین یکی از ساختارهای مشابه ساختار اقتصاد ایران را در دهه‌های گذشته داشته و روابط تجاری آن کشور با ایران در چند سال اخیر گسترش یافته است.
گام نخست در تحلیل الگوها، بررسی پایایی متغیرها می‌باشد که در ادامه به آن می‌پردازیم.
5-1) پایایی متغیرها:
از آزمون دیکی-فولر تعمیم‌یافته برای بررسی پایایی متغیرها استفاده کرده‌ایم که نتیجة این بررسی در جدول شمارة(2) خلاصه و گزارش شده است.
بطور کلی بر اساس آزمون دیکی فولر تمام متغیرهای الگو در سطح ناپایا هستند. بنابراین در راستای پایاکردن متغیرها از تفاضل‌گیری استفاده می‌شود. لذا ما از تفاضل مرتبة اول متغیرها استفاده کرده‌ایم که نتیجة آن در جدول شمارة(2) گزارش شده است:
جدول(2): بررسی پایایی متغیرها در تفاضل مرتبة اول آنها
نام متغیر عرض از مبدأ وقفة بهینه آمارةADE محاسبه‌شده مقادیر بحرانی
1% 5% 10%
DLTRADE ندارد صفر 32/2- 75/2- 96/1- 62/1-
D LERAN دارد یک 01/3- 068/4- 122/3- 704/2-
D LGDP دارد یک 4/5- 068/4- 122/3- 7/2-
D LPXPD ندارد یک 22/5- 77/2- 96/1- 62/1-
D LyF دارد صفر 27/3- 01/4- 10/3- 69/2-
D LFDIR ندارد یک 63/1- 77/2- 96/1- 62/1-
مأخذ: براساس نرم‌افزارEviews و یافته‌های تحقیق، تخمین، خلاصه و گزارش شده است.

 

جدول فوق نشان می‌دهد که تمام متغیرهای الگوها در تفاضل اول پایا شده‌اند. به عبارت دیگر در تفاضل مرتبة اول فرضیة مبنی بر وجود ریشه واحد رد می‌شود. به عنوان مثال DLTRADE در وقفة بهینه صفر و با آمارةADF،32/2- در سطح اطمینان 95% پایا شده است زیرا مقدار آمارةADF محاسبه‌شده در سطح بحرانی1% و از 5% به بعد نیز بزرگتر از مقادیر بحرانی(به لحاظ قدرمطلق) می‌باشد که بیانگر پایا‌شدن متغیر می‌باشد. چنین توضیحی در مورد سایر متغیرها بسته به وقفة بهینة آنها و همچنین مقادیر آمارةADF آنها قابل بیان می‌باشد.
5-2) تخمین مدل:
جهت تخمین اثرات متغیرهای مستقل مدل بر متغیر وابسته(شاخص تراز تجاری) از روشOLS استفاده کرده‌ایم که نتیجة آن بصورت زیر قابل بیان می‌باشد.

 

(3)

در مدل فوق اثراتGDP با یک دوره تأخیر بر شاخص تراز تجاری ایران مثبت است. همچنین سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی اثر مثبت و معنی‌داری بر شاخص تجاری ایران گذاشته است هر چند این اثر کمتر از 1% می‌باشد. چون مقدار ورودیFDI به کشور چندان قابل توجه نمی‌باشد. شاید بخاطر همین قضیه اثرات چندانی بر سایر متغیرهای کلان اقتصادی ایران نمی‌گذارد ولی اثرگذاری مثبت آن بیانگر این است که کشور بایستی در جهت جذب سرمایه‌های خارجی بصورت اصولی گام‌های اساسی بردارد. انتظار می‌رود با افزایش حجم ورودFDI به کشور سرمایه‌گذاری آن بر متغیرهای کلان اقتصادی قابل‌توجه‌تر شود. اثر نرخ ارز بر شاخص تراز تجاری ایران مثبت است اما به لحاظ آماری ضعیف‌تر از دو متغیر قبلی معنی‌دار می‌باشد. همچنین ضریب79/0 این متغیر بیانگر آنست که حساسیت صادرات و واردات ایران و یا نسبت این دو هنوز چندان به نرخ ارز حساس نیست و یا به عبارت بهتر کشش‌پذیر نیست و یا دلالت ضمنی بر آن دارد که هنوز شرط مارشال-لرنول کشش صادرات+کشش واردات بزرگتر از یک در اقتصاد بین‌الملل(تجارت خارجی) ایران برقرار نیست.
اثر رابطة مبادله بر شاخص تراز تجاری منفی، ولی از نظر آماری بی‌معنی می‌باشد. همچنین اثر درآمد خارجیان با یک دوره وقفه بر شاخص تراز منفی می‌باشد و این در واقع بیانگر منفی‌بودن تراز تجاری ایران با کشور کرة جنوبی می‌باشد که بیشتر وارد‌کنندة کالاها از این کشور بوده‌ایم تا صادرکننده. متغیر دامی در واقع بیانگر عدد یک برای سالهایی است که سیاستهای تعدیل و آزادسازی نرخ ارز در آنها صورت گرفته برای بقیة سالها می‌باشد.
بطور کلی، اثرات متغیرهای مستقل، بر متغیر وابسته مدل تقریباً براساس مباحث تئوریک و انتظارات قبلی می‌باشد. به عبارت دیگر عدم حساسیت شاخص تراز تجاری برابر متغیر نرخ ارز و همچنین اثرگذاری مثبتFDI بر شاخص تراز تجاری از نکات بارز نتیجه تخمین مدل می‌باشند. برای بررسی بهتر تأثیر متغیرها، روی متغیر وابسته مدل دوم که برای تخمین انتخاب‌شده، اثر متغیرهای مستقل را روی متغیر صادرات غیرنفتی مطالعه می‌کند. به عبارت دیگر مدل در نظر گرفته شده عبارت خواهد بود از:
(4)
که در مدل فوق متغیرLEXPNO ، صادرات غیرنفتی را نشان می‌‌دهد و سایر متغیرها همان تعریف قبلی، در این مدل نیز وارد شده‌اند.
بعد از تخمین مدل، ضرایب بدست‌آمده بصورت زیر قابل گزارش است:
(5)

همانگونه که در معادلة فوق نشان می‌دهد تولید ملی با دو دوره وقفه اثر مثبت و معنی‌دار بر روی صادرات غیرنفتی داشته است. اثر سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی(FDIR) بر صادرات غیر‌نفتی اثر مثبت و معنی‌دار است ولی این اثر بسیار ناچیز می‌باشد به عبارت دیگر با اینکه اثر سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی مثبت است ولی از نظر تغییر در حجم صادرات غیرنفتی چندان تغییر قابل توجهی ایجاد نمی‌کند. اثر نرخ ارز بر صادرات غیرنفتی ایران مثبت است ولی از نظر معنی‌داری نسبت به متغیرهای قبلی ضعیف‌تر است. همچنین می‌توان گفت واکنش صادرات غیرنفتی در مقابل تغییرات نرخ ارز چندان واکنش قوی نمی‌باشد و یا به عبارت بهتر عرضة صادرات ایران در مقابل تغییرات نرخ ارز بی‌کشش است و تغییرات یک‌درصدی نرخ ارز صادرات ایران را کمتر از یک درصد تحریک می‌کند. اثر قیمتهای نسبی(LPXPD) بر صادرات غیرنفتی اثر مثبت است اما به لحاظ آماری معنی‌دار نمی‌باشد. همچنین درآمد خارجیان یا درآمد کشور کره بر صادرات غیرنفتی ایران اثر مثبت و معنی‌دار گذاشته است. متغیر دامی نیز با همان تعریف قبلی(اثرات آزادسازی نرخ ارز) اثر مثبت و کمتر معنی‌دار بر صادرات غیرنفتی ایران داشته است.
5-3) بررسی روابط علیت بین متغیرهای الگوها
برای بررسی رابطة علیت بین متغیرهای اساسی الگوی اول از آزمون علیت گرنجر استفاده شده است. متغیرهای اساسی که براساس فرضیه‌های این تحقیق(فرضیه پنجم) بایستی رابطة علیت بین آنها بررسی می‌شد، سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی(FDIR) و شاخص تراز تجاری(TRADE) می‌باشد. پس از انجام آزمون نتیجة بدست‌آمده را می‌توان بصورت زیر گزارش کرد:
فرضیة : سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی علیت گرنجری شاخص تراز تجاری نیست.
بدست‌آمده برای این آزمون214/129 و آن صفر می‌باشد بنابراین فرضیة را نمی‌‌توان پذیرفت و در واقع رابطة علیت از سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی به شاخص تراز تجاری برقرار است. همچنین:
فرضیة : شاخص تراز تجاری علیت گرنجری سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی نیست.
بدست‌آمده برای این آزمون578/122 و آن صفر می‌باشد بنابراین فرضیة را نمی‌‌توان پذیرفت و رابطة علیت از شاخص تراز تجاری به سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی برقرار می‌باشد.
بطور کلی یک رابطة دو طرفه علیت بین سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و شاخص تراز تجاری برقرار است و این دو متغیر بر روی همدیگر می‌توانند اثر مستقیم باشند. پس فرضیة پنجم این تحقیق مبنی بر وجود رابطة بینFDI و شاخص تراز تجاری پذیرفته می‌شود. همچنین بین متغیرهای اساسی الگوی دوم نیز آزمون علیت انجام شده است. متغیرهای گرفته‌شده برای این آزمون صادرات غیرنفتی(LEXPORTNO) و سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی(FDIR) می‌باشد.
فرضیة : سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی علیت گرنجری صادرات غیر‌نفتی نیست.
بدست‌آمده برای این آزمون68/2 و آن 12/0می‌باشد. از آنجا که بدست‌آمده بزرگتر از05/0 می‌باشد بنابراین فرضیة را نمی‌‌توان رد کرد.
فرضیة : صادرات غیر‌نفتی علیت گرنجری سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی نیست.
بدست‌آمده برای این آزمون38/4 می‌باشد و آن 047/0می‌باشد. از آنجا که بدست‌آمده کوچکتر از05/0 می‌باشد بنابراین فرضیة را نمی‌‌توان پذیرفت و رابطة علیت از ناحیة صادرات غیرنفتی به سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی برقرار می‌باشد.
پس بطور کلی یک رابطة دو طرفه بین صادرات غیر‌نفتی و سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی آن هم از طرف صادرات غیرنفتی برقرار است.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 12   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله بررسی اثرات سرمایه گذاری مستقیم خارجی بر ترازپرداختهای ایران

دانلود مقاله ارزیابی نوع مدیریت سود وبررسی اثر ساختار مالکیت و اندازه شرکت

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله ارزیابی نوع مدیریت سود وبررسی اثر ساختار مالکیت و اندازه شرکت دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

ارزیابی نوع مدیریت سود وبررسی اثر ساختار مالکیت و اندازه شرکت برروی مدیریت سودآوری آتی
،ص2) .
1- مدیریت سود فرصت طلبانه : (یعنی مدیریت، سود را بصورت فرصت طلبانه دستکاری و گزارش می کند تا بیشترین منافع را برای خودش کسب کند.)
2- مدیریت سودکارآ(سودمند) : (یعنی مدیریت ، سود را با اطلاعات محرمانه و خصوصی که دارد اصلاح و بهبود و گزارش می کند تا بیشترین منافع را برای سهامداران داشته باشد.
مطالعات موجود درباره مدیریت سود عموما متوجه اقلام تعهدی بوده است . اقلام تعهدی از تفاوت بین سود و وجوه نقد حاصل ازعملیات حاصل می گردد ، که شامل هزینه استهلاک ، تغییرات در دارائیها و بدهی های جاری به غیر از وجوه نقد (از قبیل حساب های دریافتنی ، موجودی کالا و حسابهای پرداختنی ) می باشد . در نتیجه ،با این فرض که جریان وجه نقد دستکاری نمی شود ، تنها راه باقیمانده برای دستکاری سود ، افزایش یا کاهش اقلام تعهدی است . بسیاری از مطالعات دهه 90 به بعد ، از روش شناسی " جونز " برای تخمیین اقلام تعهدی اختیاری و غیر اختیاری استفاده کرده اند (مشایخی و دیگران ، 1385 ،ص 38 )5.
یک عامل بنیادی در آزمون مدیریت سود در شرکت ها ، تخمین عامل اختیار و اعمال نظر مدیران در تعیین سود است . بررسی ادبیات مبتنی بر مدیریت سود ، بیانگر وجود رویکرد های متفاوت با شناسه ای مختلف در تخمین و اندازه گیری اختیار مدیریت در تعیین سود گزارش شده است . یکی از مهمترین این رویکردها ، مبتنی بر کاربرد اقلام تعهدی اختیاری به عنوان شاخصی برای تعیین و کشف مدیریت سود در واحدهای تجاری است.بحث ساختار مالکیت و اندازه شرکت و نحوه تاثیر آنها بر عملکرد شرکت، موضوعی است که برای چندین دهه مورد توجه پژوهشگران بوده است .
پژوهشگر در این پژوهش تلاش دارد به پرسش های زیر پاسخ دهد:
1) آیا سیاست مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران فرصت طلبانه می باشد ؟ که درصورت پیدا کردن پاسخ مناسب ، می توان به دنبال عواملی بود تا مدیریت سود فرصت طلبانه را مهار کرد.
2) با توجه به اینکه برای کشف مدیریت سود از اقلام تعهدی اختیاری استفاده می کنیم آیا رابطه معنی داری بین اقلام تعهدی اختیاری و پیش بینی سودآوری آتی وجود دارد؟
3) مطابق بحث ساختار مالکیت و اندازه شرکت آیا ساختار مالکیت و اندازه شرکت بر پیش بینی سودآوری آتی تاثیر می گذارد ؟
این پژوهش ، با این دیدگاه که مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از منظر عمومی فرصت طلبانه می باشد ، انجام می پذیرد.

 

3-1 اهداف پژوهش
پژوهش حاضر، در راستای احساس نیاز به غنی تر نمودن پژوهش حسابداری در زمینه مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران صورت گرفته است که شامل اهداف زیر می باشد:
- هدف نخست : ارزیابی نوع مدیریت سود و بررسی اثرساختار مالکیت و اندازه شرکت بر روی مدیریت سودآوری آتی
- اهداف بعدی عبارتند از :
1- بررسی تاثیر ساختار مالکیت واندازه شرکت بر پیش بینی سودآوری آتی
2-ترغیب وتشویق سرمایه گذاران باتوجه به وضعیت شرکت ازنظراطلاعات ارائه شده درپیش بینی سودآوری آتی

 

4- ا اهمیت و ضرورت پژوهش
میلیونها نفر که پس اندازهای خود را از راه سرمایه گذاری در اوراق بهادار شرکتها به آنها سپرده اند، برای اطمینان از این که وجوه سرمایه گذاری شده آنان به طور درست و مؤثر استفاده می شود به صورت های مالی سالانه و میان دوره ای شرکت ها اتکاء می کنند. حتی افراد بیشتری، پس اندازهای خود را به بانکها و مؤسسات دیگر می سپارند که آنها نیز به نوبه خود، این وجوه را در سهام شرکت ها سرمایه گذاری می کنند. بنابراین تقریباً هر فردی به طور مستقیم یا غیرمستقیم منافعی در شرکت ها دارد و حفظ منافع عمومی مستلزم گزارشهای مالی قابل اتکاء و به موقع از عملیات و سلامتی مالی شرکت های سهامی عام است.
در ارتباط با هدف مطلوب شرکت دو دیدگاه وجود دارد: عده ای می گویند هدف مطلوب شرکت سودآوری است. اما سودآوری نمی تواند هدف مطلوب شرکت باشد .
بزرگترین ایراد هدف سودآوری ، این است که سود مبهم بوده و به علت این که تحت تأثیر رویه های حسابداری قرار دارد، قابل دست کاری می باشد (قالیباف اصل، 1387،ص2-1)1 .
هنگامی که شرکت ها در وضعیت نامطلوب اقتصادی تحت فشار فزاینده قرار می گیرند، مدیران آنها از حسابداری درخواست می نمایند که سطر آخر صورت های مالی (یعنی سود) را بهبود ببخشند، و بدین وسیله محتوای اطلاعاتی آنها را تغییر دهند. حسابداری با وجود تمامی انعطاف پذیری اش ، به نظر نمی رسد قادر به فراهم آوردن داده های مفید برای مدیریت در این قبیل شرایط باشد. داده های مورد نیاز تصمیم گیری ، مقوله ای بسیار پیچیده می باشد، زیرا طیف متنوع استفاده کنندگان از آن، نظیر سرمایه گذاران ( از آن جایی که نیاز به دانستن میزان سودآوری و ثبات شرکت قبل از سرمایه گذاری در آن دارند)، مدیران ( نیاز به اطلاع از وضعیت مالی شرکت دارند ) ، بانک ها و تأمین کنندگان مالی (نیاز به اطلاع از توانایی شرکت در بازپرداخت وام) به اطلاعات گوناگونی نیاز دارد (نوروش و دیگران، 1384،ص166 )2.
یکی از روش هایی که گاهی اوقات برای آرایش اطلاع رسانی وضعیت مطلوب شرکت ها مورد استفاده قرار می گیرد، مدیریت سود می باشد. مدیریت سود به مداخله عمومی مدیریت در فرآیند تعیین سود که غالباً در راستای اهداف دلخواه مدیریت می باشد، اطلاق می گردد. مدیریت سود روشی است که توسط مدیریت جهت دستکاری داده ها به کار می رود. به عنوان مثال هموار نمودن سود برای کسب اطمینان بیشتر سرمایه گذاران از پایداری سود، نمونه ای از دستکاری داده ها محسوب می شود. این قبیل اقدامات ممکن است داده های موجود در صورت های مالی را به میزان قابل ملاحظه ای تحت تأثیر قرار دهد.
بازی با «ارقام مالی » می تواند تأثیر کاملاً منفی، درهنگام کشف شدن باقی گذارد. با استفاده از حسابداری مدیریت سود، مدیریت می تواندتصورات سایرین نسبت به عملکرد شرکت اش را تغییر دهد. ارزیابی قدرت سودآوری شرکت ممکن است به اشتباه تعبیر شود و باعث تعیین نامناسب قیمت اوراق بدهی و سرمایه شود. هنگامی که اشتباهاتی کشف می شود. شرکت دیگر اطمینان بازار را به
دست نخواهد آورد.پژوهش ها نشان داده است که نوسان کم و پایدار سود، حکایت از کیفیت آن دارد. به این ترتیب ، سرمایه گذاران با اطمینان خاطر بیشتری در سهام شرکت هایی سرمایه گذاری می کنند که روند سودآنها با ثبات تر است. همچنین پژوهش های وسیعی در مدیریت سود انجام شده است، اما پژوهش درخصوص عوامل تأثیرگذار در انتخاب نوع خاصی از مدیریت سود کاملاً کم است .و بطور کلی اهمیت و ضرورت این پژوهش این است که به گونه تجربی به سرمایه گذاران و صاحبان سود نشان دهد که مدیران شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار چه نوع مدیریت سود را اعمال می کنند.و قبل از سرمایه گذاری به ترکیب سهامداران نیز توجه داشته باشند . با توجه به موارد ذکر شده می توان به اهمیت و ضرورت پژوهش حاضر پی برد و انجام اینگونه پژوهش ها را ضروری دانست.

 

5-1فرضیه پژوهش
با توجه به پرسش های پژوهشگر و برای پاسخ به آنها فرضیه زیر تدوین یافته است :
« بین نوع مدیریت سود ، ساختار مالکیت ، اندازه شرکت و پیش بینی سودآوری آتی رابطه معنی داری وجود دارد»

 

6-1 چارچوب نظری ومدل پژوهش
محورمباحث این پژوهش مدیریت سود وفرصت طلبانه یاکارآ بودن آن می باشد.دراین پژوهش تلاش می شود تا نوع مدیریت سود اعمال شده توسط مدیران شرکتها بررسی شود.فلسفه مدیریت سود، بهره گیری از انعطاف روش استاندارد و اصول پذیرفته شده حسابداری می باشد. البته تفسیرهای گوناگونی که می توان از روشهای اجرایی یک استاندارد حسابداری برداشت کرد، از دیگر دلایل وجود مدیریت سود می باشد. این انعطاف پذیری دلیل اصلی تنوع موجود در روش های حسابداری است. در زمانی که تفسیر یک استاندارد بسیار انعطاف پذیر است، یکپارچگی داده های ارائه شده در صورت های مالی کمتر می شود .این پژوهش با بررسی ابعاد مختلف مدیریت سود به ارتقای سطح دانش بازارسرمایه کمک خواهد کرد.پژوهش های متعددی درزمینه مدیریت سودانجام شده است که چارچوب نظری پژوهش برگرفته ازاین پژوهش هامی باشد.
در این پژوهش برای کشف مدیریت سود از مدل تعدیل شده جونز (دچو و همکاران،1995) استفاده شد . آنها استدلال کردند که درآمدها عاری از آزادی عمل ودستکاری نیستند بنابراین پیشنهاد کردند که تغییرات درآمد را از طریق کسر تغییرات حساب های دریافتی تعیین کنند .
• محاسبه کل اقلام تعهدی شرکتj در سال t از طریق زیر بدست می آید :
TAj,t=(∆CAj,t - ∆CL j,t - ∆CαSH j,t + ∆STDEBTj,t - DEPNj,t)
TAj,t : کل اقلام تعهدی بنگاه اقتصادی jدرسال t.
∆CAj,t : تغییرات دردارایی های جاری بنگاه اقتصادی jدرسال t.
∆CLj,t : تغییرات دربدهی های جاری بنگاه اقتصادی jدرسال t.
Cashj,t∆ : تغییرات دروجوه نقد بنگاه اقتصادی jدرسال t.
STDEBTj,t ∆ : تغییرات درحصه جاری بدهی های بلندمدت بنگاه اقتصادی jدرسال t.
DEPNj,t : هزینه استهلاک سال جاری دارائی های ثابت ونا مشهود شرکتj
• محاسبه α (آلفا ) ، β ( بتا ) و γ (گاما ) که از فرمول زیر بدست می آید :
TAj,t / Ajt-1= α (1/ Ajt-1) + β (∆REVit / Ajt-1) + γ (PPEjt / Ajt-1) + εjt
Ajt-1 : کل دارائی شرکت j در سال قبل که مقادیر بر حسب آن استاندارد می شود .
REVjt ∆ : تغییرات در خالص درآمد (فروش ) شرکت j بین سالهای t و1-t
PPEjt : ارزش ناخالص اموال ، ماشین آلات و تجهیزات شرکت j در سال t
εjt : خطای مدل شرکت j در سال t
• محاسبه اقلام تعهدی غیر اختیاری که از فرمول زیر بدست می آید و مقادیر α ،β و γ بدست آمــــده از مرحله قبل(مرحله2) در این فرمول جایگزین می شود :
NDACj,t = α (1 / Ajt-1 ) + β[(∆REVit - ∆ RECjt) / Ajt-1 ] + γ (PPEjt / Ajt-1)
NDAC jt : اقلام تعهدی غیر اختیاری
RECj,t ∆ : تغییرات در خالص حسابهای دریافتی شرکت j بین سالهای t وt-1
• محاسبه اقلام تعهدی اختیاری که از فرمول زیر بدست می آید :
DACj,t = TAj,t – NDACj,t
DACj,t : اقلام تعهدی اختیاری
محاسبات آماری اقلام تعهدی اختیاری و غیر اختیاری در پیوست آمده است.
• برای آزمون فرضیه از مدل رگرسیون چندگانه زیر استفاده کردیم :
Xjt+1 = b0 + b1 cFoit + b2 NDACj,t + b3 DACjt + b4 DFAMit + b5 INSTj,t + b6 DSIZEj,t + e
Xjt+1 : سودآوری آتی که با هریک از متغیرهای زیر اندازه گیری می شود :
CFOt+1 : جریان وجوه نقد حاصل از عملیات در سال t+1
NDNIt+1 : سود خالص اقلام تعهدی غیر اختیاری در سال t+1 که از فرمول زیر بدست می آید:
)اقلام تعهدی اختیاری – سود خالص قبل از اقلام غیر مترقبه NDNIt+1 =(
EARNt+1 ∆ : تغییرات سود در سال t+1 که از فرمول زیر بدست می آید :
∆EARNt+1 =( EARNt+1 – EARNt )
INSTj,t : نسبت مالکیت نهادی که برابر درصد مالکیت نهادی شرکت j در سال t می باشد .DFAMj,t : متغیر مجازی ( ساختگی ) مالکیت خانوادگی که برابر درصد مالکیت خانوادگی 50 و بالای 50 درصـد عدد یک و کمتر از 50 درصد عدد صفر را قرار می دهیم .
DSIZEj,t : متغییر مجازی اندازه شرکت که ابتدامیانگین لگاریتم طبیعی کل دارائیهای شرکت محاسبه می شود و برای اعـــداد بالای میانگین عدد یک و پایین میانگین عدد صفر را قرار می دهیم
خطای e بعنوان خطای آماری تلقی می شود،بدین معنی که متغیری است ، تصادفی که عدم برازش رابیان واندازه ناتوانی مدل ازبرازش دقیق داده ها رابرآوردمی کند.پارامترهای b وb1 و ..... و b6ضرایب رگرسیون نامیده می شود. 1β (شیب )تغییردر میانگین توزیع yبه ازاء یک واحد تغییردرxاست .
برای تشخیص نوع مدیریت سود ازضریب اقلام تعهدی اختیاری درمدل رگرسیون استفاده می کنیم ،اگرمدیریت سود بصورت مدیریت سود کارآ باشدضریب b3 مثبت خواهدبودواگرمدیریت سودفرصت طلبانه باشدضریب b3 منفی ویا صفرمی باشد

 

7-1 متغیرهای پژوهش
نگاره (1-1) : متغیرهای پژوهش
متعیرهای وابسته متعیرهای مستقل
سودآوری آتی اقلام تعهدی اختیاری ، مالکیت خانوادگی ، مالکیت نهادی ، اندازه شرکت، جریان وجوه نقد حاصل از عملیات ، اقلام تعهدی غیر اختیاری

 

در این پژوهش از سه معیار برای سنجش سود آوری آتی استفاده کرده ایم که عبارتند از:
1. جریان وجوه نقد حاصل از عملیات در سال 1+t باعلامت اختصاری (cfot+1)
2. سود خالص اقلام تعهدی اختیاری در سال1+t با علامت اختصاری(NDNI t+1)
3. تغییرات سود در سال 1+t با علامت اختصاری ( )
- برای خنثی کردن خاصیت ثابت سود از متغیر تغییرات در سود استفاده می شود.و برای خنثی کردنخاصیت ثابت اقلام تعهدی با استفاده از مدل تعدیل شده جونز تفکیک اقلام تعهدی به اقلام تعهدی اختیاری و غیر اختیاری صورت می گیرد.

 

8-1 قلمرو پژوهش
1-8-1- قلمرو موضوعی پژوهش
ارزیابی نوع مدیریت سود وبررسی اثرساختارمالکیت واندازه شرکت برروی مدیریت سودآوری آتی

2-8-1- قلمرو مکانی پژوهش
قلمرو مکانی تحقیق، اطلاعات شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.

 

3-8-1- قلمرو زمانی پژوهش
قلمرو زمانی پژوهش اطلاعات سال های 1385-1382 شرکتهای فوق برای دوره 4 ساله می باشد، قابل ذکراست که برای محاسبه شاخص های سودآوری آتی و برای استاندارد کردن مقادیربکار رفته در محاسبه اقلام تعهدی اختیاری از اطلاعات مالی شرکتهای نمونه دریکسال قبل وبعدازدوره زمانی نیزاستفاده شده است .پس درمجموع بایدگفت که اطلاعات شرکتهابین سالهای 1381لغایت 1386برای انجام پژوهش موردنیازبوده است .

 

9-1- واژگان کلیدی و اصطلاحات به کار رفته در پژوهش
مدیریت سود: اقدامات آگاهانه به عمل آمده توسط مدیریت در خصوص چگونگی گزارش سود جهت رسیدن به اهداف خاص به گونه ای که منطبق با اصول و رویه های حسابداری می باشد(نوروش ودیگران ،1384،ص169 )1.
مدیریت سود فرصت طلبانه (سودجویانه) : یعنی مدیریت، سود را بصورت فرصت طلبانه دستکاری و گزارش می کند تا بیشترین منافع را برای خودش کسب کند(ورونیکا وهارتایودم ،2008،ص2)2.

 

مدیریت سودکارآ (سودمند): یعنی مدیریت، سود را با اطلاعات محرمانه و خصوصی که دارد، اصلاح و گزارش می کند تا بیشترین منافع را برای سهامداران داشته باشد(همان ماخذ،ص2)3.

 

اقلام تعهدی اختیاری: اقلامی که به دلیل انتخاب روشها و رویه های حسابداری وتصمیمات مدیریت در واحد تجاری ایجاد می گردد و بستگی به روشهای حسابداری شرکت موردنظر دارد وبه عوامل خارجی از شرکت ارتباط ندارد(مرادی ودیگران ،1387،ص51)4.

 

اقلام تعهدی غیراختیاری: این اقلام در طول زمان ثابت هستند و مدیریت در این نوع اقلام هیچگونه دخالتی ندارد و انجام فعالیتهای عملیاتی واحد تجاری تعیین کننده این اقلام می باشد. این نوع اقلام به واسطه مقررات سازمان ها و دیگر عوامل خارجی محدود هستند(حسینی ،1385،ص6)5.

 

اندازه شرکت : یکی از فاکتورهای درونی شرکتها که برساختار مالی و سودآوری شرکتها تأثیر دارد، اندازه شرکت می باشد (مران جوری ،1385،ص49)6.

 

مالکیت نهادی : مالکیت نهادی برابر درصد سهام نگهداری شده توسط شرکت های دولتی ودیگراجزای دولت ، شرکت های بیمه، مؤسسات مالی، بانکها ،صندوق وجوه بازنشستگی وشرکت های تعاونی از کل سهام سرمایه می باشند (ورونیکاوهارتایودم ،2008،ص15)7.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم
مروری بر ادبیات تحقیق

 

 

 


1-2- مقدمه :
صورت سود و زیان ارائه شده شرکت ها براساس اصول پذیرفته شده حسابداری و برمبنای تعهدی تهیه می گردد. اعمال اصل تحقق درآمد برمبنای روش معاملاتی مانع از شناسائی درآمد قبل از انجام فرآیند فروش و در زمان کسب آن می باشد از طرف دیگر اصل تطابق در برابر اصل تحقق برمبنای رویکرد معاملاتی لزوماً بیانگر تطابق بین درآمدها و هزینه های یک دوره نمی باشد. چرا که در خصوص سود و زیان نگهداشت کالاهای فروش رفته دریک دوره هیچ گونه هزینه ای جهت تطابق با این سود وجود ندارد. پس در کشورهایی همانند ایران با نوسانات قیمت و نرخ تورم بالا، سود حسابداری با سود اقتصادی همخوانی نداشته و صورت های مالی بیانگر ارزش ذاتی نمی باشد. این امر موجب جابجایی منافع شده به گونه ای که منافع کسب شده در سال جاری را کسانی استفاده می کنند که در سنوات آتی مالک آن سهام شوند. در این میان اهمیت اطلاعات حسابداری به عنوان یکی از مهمترین منابع اطلاعاتی مورداستفاده سرمایه گذاران بازار سرمایه و تمایل به سرمایه گذاری های کوتاه مدت جهت کسب منافع حاصل از افزایش قیمت به جای نگهداشت بلندمدت سرمایه گذاری و دریافت سودهای نقدی بر شدت جابجایی منافع می افزاید. با توجه به مطالب بیان شده چنین به نظر می رسد که نوسان در سود یک شرکت خوشایند نمی باشد. لیکن می باید توجه داشت که خود کاهش نوسانات سود شرکت نیز مطلوب نمی باشد. بلکه مهم ماهیت این کاهش است. چرا که در درجه اول ممکن است نوسانات سود نشأت گرفته از اقتصاد کلان جامعه باشد یا از طریق روش های هموارسازی تصنعی که برگرفته از روشهای اختیاری حسابداری که فاقد هرگونه ماهیت اقتصادی است صورت پذیرد. پس چنین به نظر می رسد که سرمایه گذاری در شرکت هایی، پذیرفته شده و معقول است که در درجه اول جابجایی منافع کمی را داشته باشد و در درجه دوم نوسانات سود آنها نیز کم باشد.
یکی از مهمترین هدفهای واحدهای تجاری، به حداکثر رسانیدن حقوق صاحبان آن است (حداکثر کردن ارزش سهام شرکت) اگرچه امروزه، ملاحظات اجتماعی نیز می تواند هدف عمده واحدهای انتفاعی محسوب شود.
مثلاً صرفه جویی درانرژی یا حداقل کردن آلودگیهای محیط زیست یا تأمین نیازهای جامعه، از جمله هدفهای اجتماعی قلمداد می گردند. خط مشی های یک واحد انتفاعی، استراتژیهایی است که برای دستیابی به هدفها انتخاب و به کار گرفته می شود (شباهنگ، 1387 ،ص4)1.
از لحاظ تئوریک، هدفها و خط مشی های یک شرکت سهامی توسط صاحبان آن (سهامداران) از طریق هیأت مدیره انتخابی توسط مجمع عمومی صاحبان سهام تعیین می شود. اما ، با توجه به اختیارات عمده ای که به مدیریت سطح بالای شرکت ها داده می شود، هدفها و خط مشی ها عملاً توسط مدیریت تعیین می گردد. برای اعطای اختیارات مزبور به مدیریت، دو دلیل اصلی وجود دارد. دلیل اول این است که نظریات یکایک سهامداران را نمی توان عملاً و بطور کارآمد به مدیریت شرکت منتقل کرد. دلیل دوم ، توجه داشتن سهامداران به این واقعیت است که مدیران حرفه ای با توجه به آموزش و تجربیاتی که دارند واجد شرایط بهتری برای اداره امور شرکت می باشند. این تفویض اختیار تا هنگامی که عملکرد شرکت از لحاظ کسب سود وپرداخت سود سهام رضایت بخش باشد، برای بیشتر سهامداران قابل قبول خواهد بود. با توجه به پژوهش های انجام شده در حوزه مالی، یکی از موضوع های مهم در این رابطه، بررسی پدیده مدیریت سود شرکتها است که به طور گسترده ای در حوزه مالی و حسابداری مورد توجه قرار گرفته است.

 

2-2 گفتار نخست:مدیریت سود
1-2-2 مفاهیم سود برای گزارشگری
اگرچه مفهوم تعهدی سود به عنوان یک اندازه گیری بنیادی، با انتقادهایی مواجه است اما از دیدگاه اطلاعاتی، این مفهوم بیانگر نتیجه فعالیت حسابداری می باشد. براساس فرضیات بازار کارآمد، پژوهش های مشاهده ای نیز نشان داده است که سود حسابداری، بار و محتوای اطلاعاتی دارد.محاسبه سود حسابداری از لحاظ یک اندازه گیری یگانه عملکرد ویا اطلاعاتی که در محاسبه آن لحاظ می شود، توسط حسابداران حرفه ای و تحلیل گران مالی همواره مورد تأکید قرار داشته است. مثلاً در
بیانیه شماره یک هیأت استانداردهای حسابداری مالی آمده است، که کانون توجه گزارشگری مالی، اطلاعات مربوط به عملکرد واحد انتفاعی است که توسط معیارهای سود واجزای تشکیل دهنده آن تأمین می شود) شباهنگ ،1387،ص178)1.
بحث در مورد مفاهیم سود برای گزارشگری در کشورهای پیشرفته که دارای بازار بورس اوراق بهادار پررونق می باشند از دیرباز مطرح بوده و بحث سود شاید یکی از قدیمی ترین و سؤال برانگیزترین موضوعات مطروحه و مدیریت مالی می باشد. در چند دهه اخیر مطالعات وپژوهشهای گوناگونی در مورد جنبه های مختلف حسابداری سود صورت پذیرفته است.
هدف اولیه از گزارش سود، تأمین وارائه اطلاعات مفید برای کسانی است که بیشترین علاقه را به گزارشهای مالی دارند. اما تبیین هدفهای مشخص تر نیز برای درک بهتر گزارشگری سود ضرورت دارد. هدفهای مشخص گزارش سود شامل مواردزیراست :
1- استفاده از سود بعنوان معیاری برای اندازه گیری کارآیی مدیریت.
2- استفاده از منابع تاریخی سود برای پیش بینی آینده واحد انتفاعی و توزیع آتی سود سهام .
3- استفاده از سود به عنوان معیاری برای اندازه گیری دستاوردها و همچنین نشانه ای از تصمیمات آتی مدیریت.
سایر هدفهای که در بالا ذکر نشده شامل استفاده از سود به عنوان مبنایی برای تشخیص مالیات، بررسی قیمت محصولات واحدهایی که مشمول قیمت گذاری می باشند و بالاخره ارزیابی تخصیص منابع توسط اقتصاددانان می باشد(همان منبع،ص179)1.

 

مفهوم ارزش افزوده سود :
مفهوم ارزش افزوده هنگامی بیشترین معنا را خواهدداشت که در مورد شرکت های بسیار بزرگی که به زندگی هزاران نفر تأثیر می گذارد و واجد اهمیت اجتماعی واقتصادی فراتر از منافع محدود سهامداران و مالکان است، بکار گرفته شود. مفهوم ارزش افزوده سود شامل دستمزد، اجاره، بهره،
مالیات ، سود سهام پرداختی به سهامداران و سودتوزیع نشده می باشد. تنها در موارد انحلال و تصفیه، سهامداران عادی نسبت به مازاد باقیمانده ذیحق هستند. در بلندمدت، انباشت سود موجب رشد سرمایه واحد انتفاعی می شود که از طریق افزایش بهره وری موجب تأمین جریان اضافی سود برای تمامی دریافت کنندگان خواهد شد. چنانچه عمر واحد انتفاعی دایمی و نامحدود فرض شود، سهامداران ممکن است هیچوقت مزایای مستقیم و اختصاصی حاصل از انباشت سود واحد انتفاعی را دریافت نکنند(شباهنگ ،1387 ،ص201-200)2.

 

 

 

2-2-2 مفهوم مدیریت سود
فلسفه مدیریت سود، بهره گیری از انعطاف روش استاندارد و اصول پذیرفته شده حسابداری می باشد. البته تفسیرهای گوناگونی که می توان از روشهای اجرایی یک استاندارد حسابداری برداشت کرد، از دیگر دلایل وجود مدیریت سود می باشد. این انعطاف پذیری دلیل اصلی تنوع موجود در روش های حسابداری است. در زمانی که تفسیر یک استاندارد بسیار انعطاف پذیر است، یکپارچگی داده های ارائه شده در صورت های مالی کمتر می شود . اصول تطابق و محافظه کاری نیز می تواند باعث مدیریت سود شود. بنابرگفته گتشو (1986) ، شرکت کارباید ، سود سه ماهه نخست سال مالی خود را بدون اضافه نمودن به موجودی نقد و تنها با استفاده از روش تعهدی حسابداری استهلاک ، معافیت های مالیاتی سرمایه گذاری ها و به حساب دارایی بودن بهره، افزایش داد. مدیران شرکت تأکید کرده اند که این کار برای ارائه ی صورت های مالی واقعی تر و قابل مقایسه کردن صورت های مالی شرکت، با سایر شرکت های در صنعت مشابه، صورت گرفته است. تحلیل گران مالی و حسابرسان از این پدیده به عنوان «ترفند حسابداری» نام می برند. این در حالی است که تمامی این اقدامات در چارچوب اصول پذیرفته شده حسابداری صورت گرفته است(نوروش ودیگران ،1384،ص168)3.
نظریه کیفیت سود برای اولین بار توسط تحلیل گران مالی و کارگزاران بورس اوراق بهادار مطرح شد. زیرا آنها احساس می کردند، سود گزارش شده قدرت سود را آن چنان نشان نمی دهد که در ذهن مجسم می کنند. آنها دریافتند که پیش بینی سودهای آتی برمبنای نتایج گزارش شده، کار مشکلی است. ضمناً تحلیل گران دریافتند که تجزیه و تحلیل صورت های مالی شرکت ها به دلیل نقاط ضعف متعدد
در اندازه گیری اطلاعات حسابداری کار مشکلی می باشد. سؤال اساسی اینست که چرا تحلیل گران مالی در ارزیابی خود، از سود خالص گزارش شده یا سود هر سهم شرکت (بدون تعدیل) استفاده نمی کنند و جانب احتیاط را رعایت می کنند. پاسخ این است که در تعیین ارزش شرکت، نه تنها به کمیت سود، بلکه باید به کیفیت آن نیز توجه شود. منظور از کیفیت سود، زمینه بالقوه رشد سود و میزان احتمال تحقق سودهای آتی است. به عبارت دیگر، ارزش یک سهم تنها به سود هر سهم سال جاری بستگی ندارد، بلکه به انتظار ما از آینده شرکت و قدرت سودآوری آتی و ضریب اطمینان نسبت به سودهای آتی بستگی دارد. تحلیل گران مالی تلاش می کنند تا چشم انداز سود شرکت را ارزیابی کنند. چشم ا نداز سود به ترکیب ویژگی های مطلوب و نامطلوب سود خالص اشاره کرد.

 

برای نمونه، شرکت دارای عناصر واقلام با ثبات در صورت سود و زیان خود نسبت به شرکت ، فاقد این اقلام و عناصر، کیفیت سود بالاتری دارد. همین امر به تحلیل گران اجازه می دهد سود آتی شرکت را با قابلیت اطمینان بیشتری پیش بینی نمایند.
مفهوم مدیریت سود از زوایای مختلفی مورد بررسی و پژوهش قرار گرفته است و تعاریف مختلفی از آن ارائه شده است.برای نمونه از نظر گاردون و همکارانش، اگر زمانی مدیران روش خاصی از روشهای حسابداری را برگزینند و نوسانات سودهای گزارش شده کاهش یابد، نتیجه مدیریت سود است. آنها همچنین متذکر می شوند که مدیران در حدود قدرتشان که ناشی از آزادی عمل در چارچوب اصول وروش های پذیرفته شده حسابداری است می توانند روی سود گزارش شده اثر بگذارند (سوگت رویچرهیری،2006 ،ص337) . بعقیده هیلی و والن (1999) مدیریت سود هنگامی رخ می دهد که مدیران از قضاوت های شخصی خود در گزارشگری مالی استفاده کنند و ساختار معاملات را جهت تغییر گزارشگری مالی دست کاری می نمایند. این هدف به قصد گمراه نمودن برخی از صاحبان سود در خصوص عملکرد اقتصادی شرکت با تأثیر بر نتایج قراردادهایی است که انعقاد آنها منوط به دستیابی به سود شخصی می باشد، صورت می گیرد(پری تود و دیگران ،2009،ص63)3.
شیپر4(1993) مدیریت سود را دخالت عمدی در فرآیند گزارشگری مالی خارجی با قصد به دست آوردن سود، تعریف می کند .
به طور کلی می توان گفت که مدیریت سود یعنی اقدامات آگاهانه بعمل آمده توسط مدیریت در خصوص چگونگی گزارش سود جهت رسیدن به اهداف خاص به گونه ای که منطبق با اصول و رویه های حسابداری می باشد. هرچند که این تعریف ها در سطح وسیع مورد پذیرش است، اما کاربرد عملیاتی این تعریف ها، کمی دشوار است، زیرا قصد و نیت مدیریت، شواهد عینی در اختیار نمی گذارد. در ادبیات حسابداری ارائه ی تعریف روشن از مدیریت سود مشکل است، زیرا مرز میان مدیریت سود و تقلب های مالی مشخص نمی باشد. تقلب مالی، حذف یا دستکاری عمدی واقعیات اصلی یا داده های حسابداری است که در کنار سایر داده های موجود، باعث تغییر قضاوت و یا تصمیم گیری استفاده کننده از داده ها خواهد شد. جهت تعیین خط مشی کمیسیون بورس اوراق بهادار در خصوص مدیریت سود، نظرهای اخیر کمیسیون بورس اوراق بهادار مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفت. در حالی که بیشتر این منابع به واژه مدیریت سود اشاره داشتند، ولی هیچ کدام از این منابع تعریف روشنی از مدیریت سود ارائه نداده اند. هرچند که لویت (1998) خاطرنشان می سازد که انعطاف پذیری در حسابداری به این حرفه اجازه می دهد که نوآوری هایی داشته باشد. انحرافاتی چون مدیریت سود، هنگامی رخ می دهد که افراد از این انعطاف پذیری سوء استفاده می نمایند و از این انحرافات جهت پوشش نوسان های مالی واقعی استفاده می شود. این مهم باعث می شود نتایج واقعی عملکرد مدیریت آشکار نشود (نوروش و دیگران، 1384،ص169-168)2.
بطور وضوح، مطالعات تئوری نمایندگی بارها تحت طبقه بندی مدیریت سود قرار گرفته از اینرو، مدیریت شرکت تلاش دارد تا سود را تحت تأثیر قرار دهد برای :
1- ماکزیمم نمودن پاداش ها.
2- اجتناب از نقص شروط بدهیهای اوراق قرضه که از پرداخت سود سهام جلوگیری می کند.
3- حداقل نمودن گزارش درآمد برای به حداقل رساندن دخالت دولت اگر مؤسسه قابلیت سیاسی بالائی داشته باشد.
نمونه های دیگری از مدیریت سود برای حداکثر نمودن قیمت سهام برای سهامداران موجود در ارتباط با سهامداران بالقوه جائیکه درآمد گزارش شده که شاخص مهمی از قیمت سهام می باشد، مشاهده می گرد. کتمان سود واقعی اهرمی است که مدیریت از آن استفاده می کند که آنها با افزودن هزینه های بیشتر در تنظیم سود و زیان سود را به حداقل رسانده برای اینکه حمایت دولت را برعلیه رقبای خارجی درخواست نماید. بعضی شواهد مؤید آن است که شرکت ها به طور متوسط از میان تعرفه ها- سهمیه ها و قراردادهای بازاریابی با سود کم و اندک در پی وضعیت حمایتی هستند.اگر این اثرات آماده وارائه شود مدیریت ایجاد سود را در داخل منابع اطلاعاتی خواهد گنجاند.زیرا بازار از انعکاس نادرست سود آگاه نخواهد شد. به هر حال پژوهش ها مؤید این می باشد که مدیریت سودها و درآمدها مشکل است و برای کشف و پیاده کردن آن بحث و عملیات طولانی انجام گرفته است. یک نمونه ای از مدیریت برمبنای سود«هموارسازی سود» می باشد (کرباسی یزدی، 1387 ،ص206)3.

 

3-2-2 انگیزه های مدیریت سود
پژوهش های انجام شده ، مدارک مناسبی درمدیریت (دستکاری) سود در شرایط مختلف را نشان می دهد. مدیران شرکتها تلاش می کنند از طریق مدیریت سود، رشد سودآوری شرکت را به گونه ای نشان دهند که باعث افزایش سطح بازده مورد انتظارشان شود.
از آنجایی که محیط اقتصادی (حسابداری)، اجتماعی و فرهنگی ایران متفاوت از کشورهای غرب می باشد ممکن است انگیزه های مدیریت سود نیز در ایران متفاوت از کشورهای غربی باشد. در چند مطالعه انجام گرفته طرح های پاداش را یکی از انگیزه های مدیریت سود در نظرگرفته اند. به منظور جبران خلاقیت وابتکارات مدیریت در یافتن و بکارگیری رویه ها و روش های کاری جدتر و بهتر، غالباً سازمان به مدیریت پاداش می دهد. پاداش غالباً به خاطر انجام وظایف در سطحی بالاتر از استانداردهای عادی کاری صورت می گیرد. طرح های پاداش مبتنی بر ارقام سود حسابداری در کنار عوامل دیگری چون امنیت شغلی، سطح شغلی واندازه شرکت که رابطه مستقیم با رفاه مدیریت دارد، به طور مستقیم یا غیرمستقیم با سودآوری بالای شرکت در ارتباط است. فرض بر این است که مدیران به دنبال افزایش رفاه از طریق افزایش سودآوری شرکت می باشند.
هلی (1985) در یک پژوهش تجربی به این نتیجه رسید که اگر پاداش مدیریت از سطح موردنظر کمتر باشد، مدیریت بخشی از سود سال های آتی را به دوره جاری منتقل می نماید، او پیش بینی کرد که مدیران به صورت فرصت طلبانه به نحوی بر سود خالص مدیریت می کنند تا پاداش خود را حداکثر سازند. نتایج حاصله نشان داد که اگر سود خالص کمتر از میزانی باشد که به مدیر پاداش تعلق گیرد، این انگیزه بوجود می آید که مدیریت حتی سود را باز هم پایین تر گزارش کند، تا احتمال دریافت پاداش سال بعد افزایش یابد. یافته های او با این فرضیه که مدیران هنگامی که پاداش قابل پرداخت به آنها حداکثر باشد کمتر به مدیریت (دستکاری) سود سوق پیدا می کنند، سازگار بود. اسلون (1995) و لارکر و هالتازن (1995) در پژوهشهایی که در این موضوع انجام دادند به یافته های هلی رسیدند. در چندین مطالعه دیگر، امنیت شغلی و سطح شغلی از انگیزه های مدیریت سود قلمداد شده است به این صورت که اگر مدیران این احتمال را بدهند، که با گزارش سود واقعی، امنیت شغلی یا سطح شغلی آنها به خطر می افتد، برای رفع احتمال این خطر، بناچار سود را دستکاری می کنند. دی انجلو (1988) در گزارش بیان کرد که در صورت رقابتی بودن انتخاب مدیران به عنوان نماینده سهامداران ، مدیران ممکن است برای غلبه بر رقیبان در این رقابت و ابقاء شدن در سمت فعلی (نماینده سهامداران) به دستکاری سود دست می زنند؛ تا یک تصویر مطلوب از عملکردشان را برای جلب اعتماد سهامداران ارائه نمایند (جیریورن و دیگران، 2008 ،ص624) .
اخیراً بارگیل وبی بچوک (2003)، با ارائه مدلی استدلال کردند، مدیرانی که صاحب مقدار زیادی سهام در شرکت تحت مدیریت شان هستند و نیز قصد دارند در کوتاه مدت، تعدادی از این سهام را بفروشند، آنها این انگیزه را خواهند داشت تا با مدیریت (دستکاری) سود، قیمت سهام را در بازار
فروش بالا برده و از ارزش سهامشان سود زیادی بدست می آورند (تیوپارک و ذباک پارک ، 2004، ص382) .
یکی دیگر از انگیزه های مدیریت سود، هزینه های سیاسی می باشد، که یکی از شاخص های حساسیت سیاسی اندازه شرکت است. موزز معتقد است که هر چه اندازه شرکت بزرگتر باشد ، مدیران شرکت انگیزه وتمایل بیشتری در مدیریت سود خواهند داشت. به عقیده او با بزرگتر شدن شرکت ها، مسئولیت پاسخگویی آنها نیز بیشتر می شود وبا این شرایط مدیران شرکت ها در معرض پاسخ گویی به طیف وسیعی از مدعیان قرار می گیرند.
عده ای نیز معتقدند که هر چه اندازه شرکت بزرگتر باشد در معرض رسیدگی های دقیق تر قرار می گیرند، لذا شرکت های بزرگ تر تمایل کمتری به دستکاری سود دارند. یکی دیگر از شاخص های حساسیت سیاسی، تعداد کارکنان شرکت است، زیرا کارکنان شرکت یکی گروه های سیاسی برای شرکت ها می باشند. هرچه تعداد کارکنان بیشتر باشد، فشار وارده به شرکت جهت دستیابی به اهداف گروه بیشتر خواهد بود. در نتیجه مدیریت ممکن است جهت کاهش فشار وارده اقدام به اتخاذ تدابیری جهت کاهش سود نمایند (پورحیدی وهمتی ،1383،ص51)4.
غالباً تأمین مالی از طریق بدهی به دلیل صرفه جویی مالیاتی و نرخ پایین تر آن در مقایسه با بازده مورد انتظار سهامداران برای مدیران شرکت ها از ارجحیت برخوردار است . اما برای اعتبار دهندگان موضوع مهم درخصوص اعطای وام و اعتبار توان پرداخت اصل وبهره وام و اعتبارات پرداختی می باشد. در کشورهای غربی نظیر امریکا، اعتباردهندگان جهت ارزیابی توان پرداخت اصل و بهره وام به صورت های مالی شرکت ها اتکا می کنند که دراین میان صورت سود و زیان (خصوصاً سود قبل از بهره) از اهمیت خاصی برخوردار می باشد. با توجه به اهمیت صورت های مالی خصوصاً صورت سود و زیان در تصمیم گیری جهت اعطای وام و اعتبار ممکن است مدیران شرکت ها برای جلب نظر مساعد اعتبار دهندگان وضعیت مطلوبی از سودآوری شرکتها را به نمایش بگذارند تا ضمن جذب سرمایه لازم بتوانند هزینه بدهی را کاهش دهند.
از سوی دیگر، افزایش احتمال عدم رعایت تعهدات دریک قرارداد استقراض، سبب افزایش نرخ تأمین مالی از طریق بدهی خواهد گردید. لذا یکی دیگر از انگیزه های دستکاری سود کاهش احتمال عدم رعایت تعهدات موضوع قرارداد خواهد بود.

 

4-2-2- طبقه بندی مدیریت سود
1-4-2-2 - انواع روشهای مدیریت سود:
پژوهش های انجام شده، مدارک مناسبی در مورد مدیریت (دستکاری) سود در شرایط مختلف نشان می دهد. مدیران شرکت ها تلاش می کنند از طریق مدیریت سود، رشد سودآوری شرکت را به گونه ای نشان دهند که باعث افزایش سطح بازده مورد انتظارشان می شود. مدیریت بیشتر به صورت فرصت طلبانه بر سود خالص مدیریت می کنند وبه این منظور از روشهای متعددی استفاده می کنند. یکی از این روشها، نحوه برخورد مدیریت با حسابداری معاملات به صورت دلخواه است. اقداماتی نظیر زمانبندی ثبت فروش، کاهش ارزش موجودی ها و تجهیزات، تعمیر و پیاده سازی تجهیزات و ... به اختیار مدیریت انجام می شود و مشاهده کننده برون سازمانی به فوریت نمی تواند کشف کند که کدام یک از این اقدامات اختیاری با قصد مدیریت سود صورت گرفته است.
انتخاب و تغییر اصول پذیرفته شده حسابداری اجازه می دهد، بسیاری از معاملات با یک یا چند روش مختلف ثبت شود. به عنوان مثال از بین روش های اولین صادره از اولین وارده، اولین صادره از آخرین وارده و میانگین موزون برای حسابداری موجودی ها ، روش استهلاک خط مستقیم ونزولی برای دارائی های ثابت روش هزینه یابی کامل و کوشش های موفقیت آمیز برای هزینه های استخراج نفت و گاز، روش کار تکمیل شده و درصد پیشرفت کار برای قراردادهای بلندمدت، می توان یکی از روشهای فوق را انتخاب کرد و بعداً آن را تغییر داد ( مرادی ودیگران، 1387 ،ص51-50)1.
یکی دیگر از روشهای مدیریت سود دستکاری اقلام تعهدی می باشد، زیرا اقلام تعهدی از انعطاف بیشتری برخوردار هستند. برآوردهایی همچون عمر مفید دارایی ثابت، قابلیت وصول مطالبات، نرخ تنزیل تعهدات بازنشستگی، تأمین ذخیره برای تأدیه طلب غیر قابل وصول و به تأخیر انداختن ثبت دارائی های حذف شده و برآورد سایر اقلام تعهدی پایان سال که سود گزارش شده را تعدیل می کنند.
همچنین مدیران با دستکاری فعالیت های غیرپولی در طی سال سعی می کنند که سود قطعی با سود هدف مطابقت داشته باشد بیشتر پزوهش های جاری مدیریت سود بر کشف اقلام تعهدی غیرعادی متمرکز است.
مطالعه ای که به طور مستقیم مدیریت سود را از طریق فعالیت های غیرپولی بررسی کند اساساً برروی فعالیت های سرمایه گذاری و همچنین کاهش در هزینه های پژوهش و توسعه صورت گرفته است (سوگت رویچرهیری، 2006 ،ص336) .
مدیریت سود (دستکاری سود) می تواند با توجه به تصمیماتی عملیاتی، تأمین مالی وسرمایه گذاری صورت گیرد. برای مثال، فروش یک سرمایه گذاری استراتژیک جهت تحت تأثیر قرار دادن سود کوتاه مدت نمونه ای از این گونه تصمیمات می باشد. مدیران شرکت هایی که طی چندین سال دارای الگوی رشد سود هستند، راه هایی را برای ادامه گزارش افزایش سود در هر دوره اتخاذ می کنند که یکی از راه ها پایین آوردن سود به هنگام افزایش و هم چنین بالا بردن سود به هنگام کاهش آن است.
به طور کلی چهار روش اصلی برای مدیریت مشهود است که عبارتند از :
1- اندوخته ارزیابی یا ذخیره ارزیابی.
2- انتخاب روش های حسابداری.
3- برآوردهای حسابداری.
4- تصمیمات اقتصادی
* اندوخته ارزیابی یا ذخیره ارزیابی : نوعی حساب ترازنامه ای با مانده بستانکار است که کاهنده حساب دارایی تلقی می گردد. از آن جا که این حساب مانده بستانکار دارد، بنابراین ایجاد یا افزایش آن یک حساب بدهی را به دنبال دارد که حساب هزینه را در صورت سود و زیان افزایش می دهد. دلیل این که ذخیره ارزیابی اغلب به منظور مدیریت سود مورد استفاده قرار می گیرد آن است که : 1- این ذخایر تقریباً برمبنای برآورد مدیریت هستند.
2- مانده این حساب ها سال به سال افزایش یا کاهش می یابد . از این رو افزایش در مانده مزبور موجب ثبت هزینه های اضافی در سال جاری می شود.
* انتخاب روش های حسابداری: راه دیگری که مدیران شرکت ها می توانند سود حسابداری (تعهدی) گزارش شده را مدیریت کنند، انتخاب روش های حسابداری است. به عنوان مثال، در دوره های افزایش قیمت ها به کارگیری روش اولین صادره از اولین وارده2 در ارزیابی موجودی ها موجب محاسبه سود بیشتر و پرداخت مالیات بیشتر می شود که قطعاً بر جریان وجوه نقد شرکت تأثیر می گذارد.

 

* برآوردهای حسابداری : راه دیگری که مدیران می توانند سودهای حسابداری گزارش شده را تحت تأثیر قرار دهند. به عنوان مثال، مدیران باید ارزش اسقاط و عمر مفید کلیه دارایی های استهلاک پذیر را تخمین بزنند. تغییرات در این تخمین ها، هزینه های استهلاک را تحت تأثیر قرار می دهد. برخلاف تغییر در اصول و روش های حسابداری، تغییرات در برآوردها اثر انباشته نداشته، بلکه اثر آن در دوره جاری یا به دوره های آتی تسری می یابد. در هر حال اگر تغییرات در برآورد حسابداری با اهمیت باشد، باید در یادداشت های پیوست جزو لاینفک صورت های مالی افشا شود.
* تصمیمات اقتصادی : تمامی روش های مدیریت سود مطرح شده تنها بر ارقام صورت های مالی اثر می گذارد و هیچ اثری برروی جریانات نقدی شرکت ندارند. در هر حال راه هایی وجود دارد که مدیریت می تواند با استفاده از آنها جریانات نقدی شرکت را تحت تأثیر قرار دهد. به عنوان مثال، اگر مدیریت بخواهد سود گزارش شده را افزایش دهد، می تواند مخارج پژوهش وتوسعه را کاهش دهد، لذا کاهش مخارج مزبور در سال مالی موردنظر به عنوان کاهش هزینه دوره قلمداد می شود که در این صورت سود گزارش شده افزایش می یابد. در هر حال از زمانی که مخارج کمتری برای پژوهش و توسعه، هزینه شود، جریانات نقدی واحد تجاری تحت تأثیر قرار می گیرد. اما باید توجه داشته باشیم ، کاهش مخارج پژوهش و توسعه می تواند آثار منفی برای واحد تجاری در برداشته باشد، چرا که واحد انتفاعی را از رقبای خویش در ابتکارات تکنولوژی و سرانجام کاهش جریانات نقدی مورد انتظار از تولیدات جدید در آینده عقب نگاه خواهد داشت.
در مورد تمامی روش های مدیریت سود مطرح شده، این فرض وجود دارد که کمیته حسابرسی شرکت از کلیه تصمیماتی که توسط مدیریت اتخاذ می گردد و این تصمیمات اساساً منجر به ارائه صورت های مالی گمراه کننده نیست، آگاه است. متأسفانه در بعضی موارد ممکن است مدیریت از روش های مدیریت سود هم فراتر رود وبه سادگی درآمدهایی را شناسایی کند که واقعی نیستند. بدین ترتیب هر گاه مدیریت واحد انتفاعی به طور آگاهانه گزارش های مالی اساسی عرضه کند که اهداف آن گمراه کردن استفاده کنندگان باشد، این عمل تقلب حسابداری خوانده می شود. بدین منظور، برای کاهش تقلب حسابداری مدیران واحدهای انتفاعی موظفند صورت های مالی اساسی را امضاء نموده (تأییدیه مدیریت )، تا دقیق بودن ارقام صورت های مالی واحدهای تجاری را تصدیق نمایند.
مدیران همواره مسؤولیت انتخاب و بکارگیری برآوردها وقضاوت های اساسی به کار گرفته شده را همانند اصول حسابداری برعهده دارند، از این رو در نهایت مدیریت مسئول اصلی کیفیت سود می باشد. کیفیت اصول حسابداری با کیفیت سود یکی نیست؛ اما این دو به صورت ذاتی، طوری با هم مرتبط می باشند که قضاوت های به کار گرفته شده در انتخاب و به کارگیری چنین اصولی، مستقیماً بر کیفیت سود تأثیر می گذارد. اطلاعات حسابداری برای سهامداران از دو بعد اهداف ارزشی و قراردادی، مهم و با اهمیت می باشند. وقتی کیفیت سود پایین باشد، اطلاعات حسابداری تهیه شده در برآوردن نیازهای ارزشی و حاکمیتی سهامداران کمتر اثربخش خواهد بود. برای این منظور سهامداران از کمیته حسابرسی تقاضا می کنند تا نظرات بیشتری بر فرآیند گزارشگری مالی داشته باشند. در مقوله نقش مدیریت، باید متذکر شد که هرگونه تغییر ناگهانی در مدیریت می تواند استمرار عملیات تجاری را از مسیر عادی منحرف و بر ثبات سود اثر منفی داشته باشد. اگر مدیریت موفق شرکتی تغییر یابد، موجب بی ثباتی در عملکرد و سود مشارکت خواهد شد. افزون بر آن، اگر مدیریت نتواند در محیط اجتماعی، سیاسی و یا اقتصادی شرکت تغییر ایجاد کند، از ثبات سود شرکت کاسته می شود.
وقایع گذشته حاکی از ناتوانی شرکت در ایجاد تغییرات در محیط شرکت در زمان وشکل مناسب، نشان دهنده این مطلب است که مدیریت مشکلاتی داشته است، به عنوان مثال، اگر صنایع خودروسازی در تشخیص سلیقه و تقاضای مشتریان عقب بماند، طبیعتاً ازنظر سودآوری آتی نیز دچار مشکل خواهد شد. شاید بهترین راه برای اندیشیدن در مورد مدیریت سود این باشد که هدف اولیه گزارش های مالی حل نمودن مشکل عدم تقارن اطلاعات است.

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله ارزیابی نوع مدیریت سود وبررسی اثر ساختار مالکیت و اندازه شرکت

دانلود مقاله مقایسه استانداردحسابداری بین المللی شماره7 با استاندارد حسابداری

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله مقایسه استانداردحسابداری بین المللی شماره7 با استاندارد حسابداری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

مقایسه استانداردحسابداری بین المللی شماره7 با استاندارد حسابداری شماره2 ایران
در رابطه با صورت جریانات نقدی (با ذکر مثال موردی)

 


چکیده :
سیستم حسابداری نقش عمده و بزرگ در ادارة امور مؤسسات و راهنمایی مدیران آنها و بسیاری دیگر از مردمی که با مسائل اقتصادی یک اجتماع در تماس هستند بعهده دارد ، یک سیستم حسابداری فارغ از اندازه و نوع آن مانند هر سیستم دیگر از مجموعه ای از عوامل که نظام ارتباطی مشخص دارند تشکیل می شود . مهمترین عامل و یا در واقع عامل مسلط در هر سیستم حسابداری نیروی انسانی شاغل در آن است که یک سیستم را موفق یا نا موفق می کند . این نیروی انسانی شاغل در سیستمهای حسابداری دستگاهها ی مختلف و یا به عبارت دیگر حسابداران در معنای عام علاوه بر درستکاری ، امانت و پشتکار باید از تخصص مهارت وتجربه لازم برای پرداختن به کار حسابداری بر حسب سطح شغل ، وظایف و مسئولیت ها ونوع عملیات مؤسسه برخوردار باشند . مهمترین عملکرد یا وظیفه یک سیستم حسابداری عملکرد اطلاعاتی است و هر سیستم حسابداری باید اطلاعات موجود درباره معاملات عملیات مالی ورویدادهای دارائی اثر مالی بر یک مؤسسه را گرد آوری نماید، ثبت کند ودر گروه های همگن طبقه بندی کند وبالاخره گزارشهای را فراهم کند که تصمیم گیرندگان مختلف درباره یک مؤسسه یا سازمان بتوانند بر مبنای آن آگاهانه تصمیم بگیرند .
اگر اطلاعاتی که در جریان فعالیت ها ی یک سازمان فراهم می آید به شکل مطلوب ارائه شود برای تصمیم گیری های مختلف فایده چندانی ندارد . بنابراین تصمیماتی که توسط اداره کنندگان یک سازمان و یا توسط اشخاص ذیحق و ذینفع درباره یک مؤسسه گرفته می شود بسیار متنوع و متعدد است . مدیران در سازمان در پی آن هستند که با حداقل امکانات، حداکثر استفاده و مطلوبیت را از آن سازمان خود نمایند. یکی از ابعاد بسیار مهم یک سازمان در حال حاضر شیوه بکارگیری از دارائیهای موسسه است و همچنین می‎دانیم که قسمت عمده‎ای از دارائیهای موسسات در موجودیهای انبار آن نهفته و انباشته شده است و مدیریتهای مالی، تدارکات و انبار در پی آن هستند تا بهترین ترکیبی که متضمن حداکثر سود یا حداقل هزینه برای موسسه باشد را معین بنمایند. سازمانها به علت عدم دسترسی به اطلاعات درست و به موقع از میزان و نوع موجودی‎های انبار قادر به تهیه و تدارک مایحتاج با صرفه کامل نیستند و آنگاه دچار مشکلاتی در این زمینه خواهند شد. و در جستجوی متخصصان انبارداری نیز غالباً به افراد بدون آمادگی و معلومات برخورد می‎نمایند و چون تکامل در این زمینه بدون کاربرد روشهای نوین و فنون پیشرفته علمی نخواهد بود لزوم این افراد مطلع و حرفه‎ای هر چه بیشتر از پیش مشهود می‎شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول

 

مقدمه، تاریخچه، تعاریف و چگونگی تهیه صورت جریانات نقدی
مقدمه
اطلاعات‌ تاریخی‌ مربوط‌ به‌ جریان‌ وجوه نقد می‌تواند در قضاوت‌ نسبت‌ به‌ مبلغ‌، زمان‌ و میزان‌ اطمینان‌ از تحقق‌ جریانهای‌ وجوه نقد آتی‌ به‌ استفاده‌کنندگان‌ صورتهای‌ مالی‌ کمک‌ کند. اطلاعات‌ مزبور، بیانگر چگونگی‌ ارتباط‌ بین‌ سودآوری‌ واحد تجاری‌ و توان‌ آن‌ جهت‌ ایجاد وجه نقد و درنتیجه‌ مشخص‌کننده‌ کیفیت‌ سود تحصیل‌ شده‌ توسط‌ واحد تجاری‌ است‌. علاوه‌ براین‌، تحلیل‌گران‌ و دیگر استفاده‌کنندگان‌ اطلاعات‌ مالی‌ اغلب‌ به‌ طور رسمی‌ یا غیر رسمی‌ مدلهایی‌ را برای‌ ارزیابی‌ و مقایسه‌ ارزش‌ فعلی‌ جریانهای‌ وجه نقد آتی‌ واحدهای‌ تجاری‌ به‌ کار می‌برند. اطلاعات‌ تاریخی‌ مربوط‌ به‌ جریان‌ وجوه نقد می‌تواند جهت‌ کنترل‌ میزان‌ دقت‌ ارزیابیهای‌ گذشته‌ مفید واقع‌ شود و رابطه‌ بین‌ فعالیتهای‌ واحد تجاری‌ و دریافتها و پرداختهای‌ آن‌ را نشان‌ دهد.
ارزیابی‌ فرصتها و مخاطرات‌ فعالیت‌ تجاری‌ و وظیفه‌ مباشرت‌ مدیریت‌ مستلزم‌ درک‌ ماهیت‌ فعالیت‌ تجاری‌ از جمله‌ نحوه‌ ایجاد و مصرف‌ وجه نقد توسط‌ واحد تجاری‌ است‌. ترازنامه‌، صورتهای‌ عملکرد مالی‌ و صورت‌ جریان‌ وجوه نقد تواماً اطلاعاتی‌ را در مورد وضعیت‌ مالی‌، عملکرد مالی‌ و همچنین‌ نقدینگی‌، توانایی‌ بازپرداخت‌ بدهیها و انعطاف‌پذیری‌ مالی‌ فراهم‌ می‌آورند. بدین‌لحاظ‌ ایجاد ارتباط‌ بین‌ اطلاعات‌ مندرج‌ در صورت‌ جریان‌ وجوه نقد و اطلاعات‌ ارائه‌ شده‌ در صورتهای‌ مالی‌ اساسی‌ دیگر حائز اهمیت‌ است‌.
اگرچه‌ صورت‌ جریان‌ وجوه نقد اطلاعاتی‌ را درباره‌ جریانهای‌ وجه نقد واحد تجاری‌ طی‌ دوره‌ مالی‌ مورد گزارش‌ ارائه‌ می‌کند، لیکن‌ اطلاعات‌ مزبور جهت‌ ارزیابی‌ جریانهای‌ آتی‌ وجـه نقـد کفایت‌ نمی‌کنـد. برخی‌ جریانهـای‌ وجـه نقـد ناشـی از معاملاتی‌ است‌ کـه‌ در دوره‌های‌ مالی‌ قبل‌ رخ‌ داده‌ و بعضاً انتظار می‌رود منجر به‌ جریانهای‌ وجه نقد دیگری‌ در یکی‌ از دوره‌های‌آتی‌ گردد. بدین‌ لحاظ‌ برای‌ ارزیابی‌ جریانهای‌ وجه نقد آتی‌، صورت‌ جریان‌ وجوه نقد معمولاً باید توأم‌ با صورتهای‌ عملکرد مالی‌ و ترازنامه‌ مورد استفاده‌ قرار گیرد.
از آنجا که‌ صورت‌ جریان‌ وجوه نقد تحت‌ تأثیر برخوردهای‌ متفاوت‌ حسابداری‌ درخصوص‌ معاملات‌ و رویدادهای‌ یکسان‌ در سطح‌ واحدهای‌ تجاری‌ مختلف‌ نیست‌، ارائـه‌ آن‌ قابلیت‌ مقایسه‌ جنبه‌ عملیاتی‌ عملکرد مالی‌ واحدهای‌ تجاری‌ مختلف‌ را افزایش‌ می‌دهد.
اطلاعات‌ ارائه‌ شده‌ در صورت‌ جریان‌ وجوه نقد در مقایسه‌ با صورتهای‌ جریان‌ وجوه‌ مبتنی‌ بر تغییر در سرمایه‌ در گردش‌ دارای‌ مزایای‌ زیر است‌:
الف.‌ صورتهای‌ جریان‌ وجوه‌ مبتنی‌ بر تغییر در سرمایه‌ در گردش‌، ممکن‌ است‌ تغییرات‌ مرتبط‌ با نقدینگی‌ و تداوم‌ فعالیت‌ را پنهان‌ کند. برای‌ مثال‌، کاهش‌ قابل‌ ملاحظه‌ در وجه نقد موجود ممکن‌ است‌ به‌ خاطر افزایش‌ در موجودی‌ مواد و کالا یا بدهکاران‌ پنهان‌ بماند. بدین‌ ترتیب‌، واحدهای‌ تجاری‌ ممکن‌ است‌ علی‌رغم‌ گزارش‌ افزایش‌ در سرمایه‌ در گردش‌، دچار مشکل‌ نقدینگی‌ شوند. به‌گونه‌ای‌ مشابه‌، کاهش‌ در سرمایه‌ در گردش‌ لزوماً بیانگر کمبود نقدینگی‌ و خطر توقف‌ فعالیت‌ واحد تجاری‌ نیست‌.
ب. کنترل‌ وجوه نقد، یک‌ ویژگی‌ معمول‌ فعالیت‌ تجاری‌ است‌ و یک‌ تکنیک‌ تخصصی‌ حسابداری‌ به‌ شمار نمی‌رود. بدین‌ لحاظ‌ جریان‌ وجوه نقد مفهومی‌ است‌ که‌ در مقایسه‌ با تغییرات‌ در سرمایه‌ در گردش‌ از درک‌ و پذیرش‌ بیشتری‌ برخوردار است‌.
ج. در مدلهای‌ ارزیابی‌ واحدهای‌ تجاری‌، وجه نقد به عنوان‌ یک‌ داده‌ مستقیم‌ کاربرد دارد و لذا جریانهای‌ تاریخی‌ وجه نقد می‌تواند در این‌ گونه‌ موارد که‌ اطلاعات‌ مربوط‌ به‌ جریان‌ وجوه‌ مبتنی‌ بر تغییر در سرمایه‌ درگردش‌ فاقد کاربرد است‌، مورد استفاده‌ قرار گیرد.
د. صورتهای‌ جریان‌ وجوه‌ مبتنی‌ بر تغییر در سرمایه‌ در گردش‌ عمدتاً متکی‌ به‌ تفاوت‌ اقلام‌ دو ترازنامه‌ واحد تجاری‌ است‌ و درنتیجه‌ حاوی‌ اطلاعات‌ جدیدی‌ نیست‌ و تنها اطلاعات‌ موجود را با آرایش‌ متفاوتی‌ ارائه‌ می‌کند. صورت‌ جریان‌ وجوه نقد و یادداشتهای‌ توضیحی‌ مربوط‌ متضمن‌ اطلاعاتی‌ است‌ که‌ در صورتهای‌ جریان‌ وجوه‌ مبتنی‌ بر تغییرات‌ در سرمایه‌ در گردش‌ افشا نمی‌شود.

 

تاریخچه صورت جریان وجوه نقد
بسیاری از استفاده کنندگان صورت های مالی به ویژه مدیران، سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان علاوه بر دسترسی به اطلاعاتی نظیر وضعیت مالی )ترازنامه( و عملکرد مالی )صورت سود و زیان( نیازمند کسب اطلاعاتی در خصوص چگونگی ایجاد و مصرف وجوه نقد توسط واحد تجاری می باشند. اطلاعات تاریخی مرتبط با جریان وجوه نقد می تواند در پیش بینی و نسبت به مبلغ، زمان و میزان اطمینان از تحقق جریان وجوه نقد آتی به استفاده کنندگان صورت های مالی کمک کند.)یکی ار اهداف گزارشگری مالی( اطلاعات مزبور بیانگر چگونگی ارتباط بین سودآوری واحد تجاری و توان آن جهت ایجاد وجوه نقد و در نتیجه مشخص کننده کیفیت سود تحصیل شده توسط واحد تجاری است. ترازنامه یک شرکت در یک مقطع زمانی مشخص منابع یک سازمان و چگونگی تامین این تعهدات را نشان می دهد و تاحدودی مبین قدرت مالی و نقدینگی سازمان است اما در قالب یک صورت مالی ایستا فقط تصویری از یک لحظه شرکت ارائه میکند، صورت سودوزیان نیز فقط به ارائه منابع تحصیل شده و مصرف شده در چرخه عملیات برای یک دوره مالی مشخص در قالبهای درآمد و هزینه می پردازد و نمایانگر قابلیت انعطاف پذیری و سودآوری موسسه است. این صورتهای مالی مفید و مهم هستند اما سئوالات اساسی نیز وجود دارد که این صورتها قابلیت پاسخگویی کامل به آنها را ندارند. سئوالاتی نظیر :
- آیا این شرکت توانسته است به اندازه کافی وجه نقد برای پرداخت سود سهامداران تهیه کند؟
- چگونه یک واحد اقتصادی با وجود سود قابل ملاحظه توانایی پرداخت سود نقدی را ندارد ؟
- آیا این شرکت توانسته است در اندازه لازم وجه نقد برای تسویه بموقع بدهیها اخذ نماید؟
- اگر بدهیهای این شرکت افزایش یافته به چه نحوی مصرف (سرمایه گذاری)شده است ؟
- در صورتیکه بدهیها کاهش یافته باشد به چه نحوی این کاهش صورت گرفته است؟
- منابع اصلی وجه نقد موسسه چه گزینه هایی هستند؟و وجوه حاصله از آنها چه مصارفی دارد؟
- سیاستهای دریافت مبلغ فروش کالا و پرداخت وجه به فروشندگان بابت خرید چگونه است؟
کوشش در جهت پاسخگویی به سئولاتی از این قبیل باعث شد که مجامع حرفه ای حسابداری خودرا ملزم به تهیه و ارائه گزارش مالی جدیدی نمایند که بتوانند خلاء اطلاعاتی موجود را پر کند بنابر این صورت جریان نقدی تهیه می شود تا جوابگوی این سئوالات باشد.صورت جریان نقدی نشان می دهد که چه میزان وجه نقد در طی دوره حسابداری در یک سازمان ایجاد و مصرف شده است و نیز آنها را بر حسب نوع فعالیت سازمان طبقه بندی می نماید . صورت جریان نقدی اطلاعات مفیدی درباره فعالیتهای یک سازمان در ایجاد وجه نقد از طریق عملیات، جهت پرداخت بدهیها ، پرداخت سود سهام یا سرمایه گذاری مجدد در خود سازمان برای نگهداری یا افزایش ظرفیت عملیاتی آن بدست می دهد و همچنین درباره فعالیتهای تامین مالی یک سازمان که شامل بدهی و حقوق صاحبان سرمایه است اطلاعات مفیدی را فراهم می کند
نخستین تلاش جهت پاسخگویی به سئولات فوق در سال 1908 توسط "پروفسور ویلیام مورس کول" انجام گردید. وی در کتاب خود صورتحسابی را به نام "از کجا آمده و درکجا مصرف شده" مطرح نمود که در آن تنها فهرستی از موارد افزایش یا کاهش در اقلام ترازنامه انعکاس یافته بود.
در اوایل دهه 1930 تهیه صورتهای مالی بر مبنای نقدی کاملا رایج بود اما باید توجه داشت که الزامات گزارشگری جریانهای نقدی امروزی با گذشته کاملا متفاوت است. در آن زمان اساس تعیین سود مبتنی بر جریان نقدی بود . در غیاب استانداردهای اجباری جهت اعمال روش تعهدی گزارشگری بر مبنای وجوه نقد رشد کرده بود اما این رشد با الزامی شدن حسابداری تعهدی رو به افول گذاشت . با فروکش کردن گزارشگری جریان نقدی نیاز به گزارشگری جریان منابع آشکار شد و صورت وجوه در مجموعه گزارشهای سالانه ظاهر شد . چون این صورت اجباری نبود و هیچ شکل خاصی برای آن تجویز نشده بود عدم یکنواختتی شدیدی بر تهیه آن حکمفرما بود .
با گسترش نگرانیها در مورد نبود یکنواختی ، در سال 1961 انجمن حسابداران خبره آمریکا (AICPA)با درک اهمیت این صورت مالی تحقیقاتی را انجام داد که نتیجه آن انتشار صورت" تجزیه و تحلیل جریان نقدی و صورت وجوه " بود که این انجمن توصیه نمود تا این صورت همراه سایر گزارشات سالانه ارائه شود.
دو سال بعد در سال 1963 هیئت اصول حسابداری(APB)در بیانیه شماره 9 خود رسما پیشنهاد کرد که صورتی تحت عنوان صورت منابع و مصارف وجوه تهیه گردد اما تهیه گزارش مزبور الزامی نبود و در عین حال تعریف مشخصی از وجوه نقد در آن نشده بود. با توجه به نارساییهای صورت منابع و مصارف وجوه ، هئیت اصول حسابداری مجددا مسئله را بررسی نمود که نتیجه آن انتشار بیانیه شماره 80 هیئت اصول حسابداری در سال 1971 تحت عنوان"صورت تغییرات در وضعیت مالی" شد که اولین بیانیه رسمی در جهت التزام به تهیه صورت وجوه بود واین صورت را جزء لاینفک صورتهای مالی معرفی نمود .
پذیرش گسترده گزارشگری جریان نقدی همراه با پیشنهاد ارائه شده در بیانیه شماره 5 مفاهیم هیات استانداردهای حسابداری مالی(FASB) درسال 1984 مبنی بر تهیه مجموعه کامل صورتهای مالی شامل صورت جریان نقد، نهایتا زمینه اجباری شدن تهیه صورت جریان وجوه نقد را آماده کرد و در نوامبر 1987 استاندارد حسابداری شماره 05 هیات استانداردهای حسابداری مالی تدوین شد و از آن تاریخ جایگزین بیانیه شماره 80 هیات اصول حسابداری و لازم الاجرا گردید.
در انگلستان نیز از سال 1992 تهیه صورت جریان نقدی الزامی شد. در سطح بین الملل نیز کمیته استانداردهای بین المللی حسابداری 2 رسما از اول ژانویه 1994 تهیه آنرا الزامی کرد.
در ایران، صورتهای مالی تا پیش از انقلاب تنها محدود به ترازنامه، سودوزیان و صورت سودوزیان انباشته بود هرچند برخی از واحدهای انتفاعی برای مقاصد خاص مثل اخذ وام و اعتبار ممکن بود گاها اقدام به تهیه صورت منابع و مصارف وجوه و حتی در اواخر صورت تغییرات در وضعیت مالی نمایند. بعد از انقلاب اسلامی، سازمان حسابرسی کشور، اولین مجموعه استانداردهای حسابداری ایران را در سال 19 منتشر نمود که در بند 1 استاندارد شماره 8 خود مبنی بر نحوه ارائه صورتهای مالی، تهیه صورت جریان وجوه نقد را جزء صورتهای مالی اساسی دانست. همچنین استاندارد شماره 2 حسابداری ایران کاملا به موضوع صورت جریان نقدی پرداخته است.

 

سودمندی و مزایای صورت جریان وجوه نقد
اطلاعات تاریخی مربوط به جریان وجوه نقد میتواند در قضاوت نسبت به مبلغ، زمان و میزان اطمینان از تحقق جریانهای نقدی آتی به استفاده کنندگان صورتهای مالی کمک کند. اطلاعات مزبور بیانگر چگونگی ارتباط بین سودآوری واحد تجاری و توان آن جهت ایجاد وجه نقد و در نتیجه مشخص کننده کیفیت سود تحصیل شده توسط واحد تجاری است. علاوه براین تحلیلگران و دیگر استفاده کنندگان اطلاعات مالی اغلب بطور رسمی یا غیر رسمی مدلهایی را برای ارزیابی و مقایسه ارزش فعلی جریانات نقدی آتی واحدهای تجاری به کار می برند. اطلاعات تاریخی مربوط به جریانات نقدی می تواند جهت کنترل میزان دقت ارزیابیهای گذشته مفید واقع شود و رابطه بین فعالیتهای واحد تجاری و دریافتها و پرداختهای آن را نشان میدهد.
بطور کلی صورت جریان نقدی هم در داخل سازمان و هم در خارج از یک سازمان مورد استفاده قرار میگیرد. در داخل یک سازمان مدیریت می تواند از این صورت جهت ارزیابی وضعیت نقدینگی آن سازمان، تعیین خط مشی پرداخت سود سهام و ارزیابی اثرات تصمیمات خط مشی های عمده در رابطه با سرمایه گذاری و تامین مالی، استفاده کند. به عبارت دیگر مدیریت یک سازمان میتواند از این صورت جهت تصمیم گیریهایی نظیر اینکه آیا تامین مالی کوتاه مدت جهت پرداخت بدهی لازم است یا خیر، آیا سود سهام را افزایش دهد یا خیر؟ و ... استفاده کند. در بیرون از سازمان نیز از اطلاعات مندرج در صورت جریان به همراه سایر صورتهای مالی بکارگرفته شود میتواند در ارزیابی موارد زیر برای سایر استفاده کنندگان مفید باشد:
- توانایی یک سازمان در ایجاد جریانهای خالص نقدی مثبت در آینده
- توانایی یک سازمان در پرداخت بدهی های خود،انجام تعهدات خود و پرداخت سود سهام یا در یک عبارت کلی توانایی واحد تجاری در پرداخت تعهدات آتی
- نیاز یک سازمان به منابع مالی خارجی
- چرایی دلایل اختلاف بین مبالغ سود خالص و خالص جریان دریافتها و پرداختهای نقدی
- چگونگی تاثیر فعالیتها و معاملات سرمایه گذاری و تامین مالی نقدی و غیر نقدی یک سازمان بر روی وضعیت مالی آن طی یک دوره
- چگونگی تغییر در مبلغ وجوه نقد بین ابتدا و انتهای دوره
- گزارش خلاصه ای از دریافتها و پرداختهای یک واحد تجاری در مبنای نقدی
در نهایت نیز میتوان چنین عنوان نمود که از آنجایی که این صورت بر مبنای دریافتها و پرداختهای نقدی تهیه میشود لذا بر خلاف صورت سود وزیان و سود جامع ، درک مفاهیم و واژه های معمول آن برای استفاده کنندگان راحت تر است. و نیز با توجه به اینکه این صورت هیچگونه تاثیری از برآوردها و روشهای خاص حسابداری نمی پذیرد لذا اطلاعات منعکس شده در آن ضمن برخورداری از قابلیت مربوط بودن، فوق العاده قابل اتکاء و اعتماد نیز می باشد و به دلیل حذف روشهای گوناگون حسابداری ویژگی قابلیت مقایسه نیز به شدت تامین می گردد.

 

تعاریف‌ اصلاحات تخصصی مورد استفاده در پروژه
وجه نقد‌: عبارت‌ است‌ از موجودی‌ نقد و سپرده‌های‌ دیداری‌ نزد بانکها و مؤسسات‌ مالی‌ اعم از ریالی‌ و ارزی‌ (شامل‌ سپرده‌های‌ سرمایه‌گذاری‌ کوتاه‌مدت‌ بدون‌ سررسید) به‌ کسر اضافه‌ برداشتهایی‌ که‌ بدون‌ اطلاع‌ قبلی‌ مورد مطالبه‌ قرار می‌گیرد. وجه نقد تنها به‌ موجودی‌ نقد و سپرده‌های‌ دیداری‌ نزد بانکها و مؤسسات‌ مالی‌ اعم از ریالی‌ و ارزی‌ (شامل‌ سپرده‌های‌ سرمایه‌گذاری‌ کوتاه‌مدت‌ بدون‌ سررسید) اطلاق‌ می‌گردد. در مواردی‌ که‌ اضافه‌ برداشت‌ در حساب‌جاری‌ مجاز باشد (مثلاً اضافه‌ برداشت‌ در حسابهای‌ بانکی‌ خارج‌ از کشور توسط‌ واحد تجاری‌)،مانده‌ اضافه‌برداشتهایی‌ که‌ بدون‌ اطلاع‌ قبلی‌ مورد مطالبه‌ قرار گیرد باید از مبلغ‌ مذکور کسر گردد. ویژگی‌ دیداری‌ بودن‌ در مورد اقلام‌ تشکیل‌دهنده‌ وجه نقد بدین‌ معنی‌ است‌ که‌ این‌ اقلام‌ بدون‌ اطلاع‌ قبلی‌ قابل‌ برداشت‌ یا مطالبه‌ باشد. سپرده‌های‌ سرمایه‌گذاری‌ بلندمدت‌ وجه نقد تلقی‌ نمی‌شود، زیرا هدف‌ از نگهداری‌ آنها تحصیل‌ سود است‌. هرگاه‌ برای‌ تسویه‌ اضافه‌ برداشتهای‌ بانکی‌ مهلتی‌ تعیین‌ شده‌ باشد درصورتی‌ می‌توان‌ آنها را در محاسبه‌ وجه نقد منظور کرد که‌ مهلت‌ مزبور از یک‌ روز کاری‌ تجاوز نکند. این تعریف دربرگیرنده‌ اقلامی‌ از سرمایه‌گذاریها و استقراض‌ کوتاه‌مدت‌ که‌ معمولاً درصورت‌ جریان‌ وجوه نقد سایر کشورها تحت‌ عنوان‌ معادل‌ وجه نقد از آنها یاد می‌شود، نیست‌. معادل‌ وجه نقد بنابر تعریف‌ رایج‌ عبارت‌ از سرمایه‌گذاریهای‌ کوتاه‌مدت‌ سریع‌التبدیل‌ به‌ وجه نقد است‌ که‌ احتمال‌ خطر کاهش‌ در ارزش‌ آن‌ ناچیز بوده‌ و به‌ آسانی‌ و بدون‌ اطلاع‌ قبلی‌ قابل‌ تبدیل‌ به‌ مبلغ‌ معینی‌ وجه نقد باشد و موعد آن‌ در زمان‌ تحصیل‌ تا سررسید حداکثر سه‌ ماه‌ باشد به‌ کسر وامها و قرض‌الحسنه‌های‌ دریافتی‌ از بانکها و سایر اشخاص‌ که‌ ظرف‌ سه‌ ماه‌ از تاریخ‌ تحصیل‌ قابل‌ بازپرداخت‌ است‌. عدم‌شمول‌ معادل‌ وجه نقد در تعریف‌ وجه نقد در این‌ استاندارد به‌ دلایل‌ زیر صورت‌ گرفته‌ است:
الف. تشخیص‌ اقلام‌ معادل‌ وجه نقد از سایر سرمایه‌گذاریهای‌ کوتاه‌مدت‌ واحد تجاری‌ یا استقراضهای‌ کوتاه‌مدت‌ براساس‌ یک‌ مرزبندی‌ اختیاری‌ صورت‌ گرفته‌ است‌. این‌ نحوه عمل‌ موجب‌ می‌شود اولاً نقش‌ صورت‌ جریان‌ وجوه نقد در کمک‌ به‌ استفاده‌کنندگان‌ صورتهای‌ مالی‌ جهت‌ ارزیابی‌ نقدینگی‌ و انعطاف‌پذیری‌ مالی‌ تضعیف‌ گردد و ثانیاً تصویری‌ مصنوعی‌ از نحوه عمل‌ واقعی‌ مدیریت‌ مالی‌ واحدهای‌ تجاری‌ که‌ اغلب‌ به‌ چنین‌ تفکیکی‌ بین‌ اقلام‌ معادل‌ وجه نقد و سایر فعالیتهای‌ سرمایه‌گذاری‌ یا تأمین‌ مالی‌ اعتقاد ندارند، ارائه‌ شود.
ب‌. تعریف‌ وجه نقد بدون‌ شمول‌ اقلام‌ معادل‌ وجه نقد تطابق‌ بیشتری‌ با تفکر حاکم‌بر مدیریت‌ فعالیتهای‌ اقتصادی‌ و فرهنگ‌ رایج‌ تجاری‌ کشور دارد.
ج‌‌. انعکاس‌ جریانهای‌ نقدی‌ مرتبط‌ با اقلام‌ معادل‌ وجه نقد تحت‌ عنوان‌ جریانهای‌ نقدی‌ ناشی از سرمایه‌گذاریهای‌ کوتاه‌مدت‌ یا جریانهای‌ نقدی‌ ناشی از فعالیتهای‌ تأمین‌ مالی‌ درصورت‌ جریان‌ وجوه نقد، هماهنگی‌ بیشتری‌ بین‌ این‌ صورت‌ و طبقه‌بندی‌ اقلام‌ مربوط‌ در ترازنامه‌ فراهم‌ می‌آورد.
د‌. عدم‌ شمول‌ اقلام‌ معادل‌ وجه نقد در تعریف‌ وجه نقد، قابلیت‌ مقایسه‌ جریانهای‌ نقدی‌ واحدهای‌ تجاری‌ مختلف‌ را افزایش‌ می‌دهد.
جریـان‌ وجه نقد‌: عبارت‌ است‌ از افزایش‌ یـا کاهش‌ در مبلـغ‌ وجه نقد ناشی از معاملات‌ با اشخاص‌ حقیقی‌ یا حقوقی‌ مستقل‌ از شخصیت‌ حقوقی‌ واحـد تجـاری‌ و ناشی از سایـر رویدادها.
فعالیتهای‌ عملیاتی‌‌: عبارت ‌از فعالیتهای اصلی‌ و مستمر مولد درآمد عملیاتی‌ واحد تجاری‌ است‌.
فعالیتهای‌ سرمایه‌گذاری‌‌: عبارت‌ است‌ از تحصیل‌ یا واگذاری‌ سرمایه‌گذاریهای‌ کوتاه‌مدت‌ و بلندمدت‌، داراییهای‌ ثابت‌ مشهود و داراییهای‌ نامشهود و نیز پرداخت‌ و وصول‌ تسهیلات‌ اعطایی‌ به‌ اشخاص‌ مستقل‌ از واحد تجاری‌ غیر از کارکنان‌ .
فعالیتهای‌ تأمین‌ مالی‌: عبارت‌ از فعالیتهایی‌ است‌ که‌ منجر به‌ تغییرات‌ در میزان‌ و ترکیب‌ سرمایه‌ و استقراضهای‌ واحد تجاری‌ (بجز اضافه‌ برداشتهای‌ منظور شده‌ در محاسبه‌ وجه نقد)، گردد.
جریانهای‌ وجه نقد ناشی از فعالیتهای‌ عملیاتی‌‌: در این‌ استاندارد شامل‌ جریانهای‌ نقدی‌ ورودی‌ و خروجی‌ ناشی از فعالیتهای‌ عملیاتی‌ به‌ شرح‌ تعریف‌ مندرج‌ در همین‌ بند و نیز آن‌ دسته‌ از جریانهای‌ نقدی‌ است‌ که‌ ماهیتاً به‌ طور مستقیم‌ قابل‌ ارتباط‌ با سایر طبقات‌ جریانهای‌ نقدی‌ صورت‌ جریان‌ وجوه نقد نباشد .
جریانهای‌ نقدی‌ استثنایی‌: به‌ آن‌ دسته‌ از جریانهای‌ ورودی‌ و خروجی‌ وجه نقد اطلاق‌ می‌شود که‌ دارای‌ اهمیت‌ نسبی‌ است‌، از فعالیتهای‌ عادی‌ واحد تجاری‌ ناشی‌ می‌شود و اقلامی‌ را در بر می‌گیرد که‌ به منظور ارائـه‌ تصویری‌ مطلوب‌ از انعطاف‌ پذیری‌ واحد تجاری‌، افشای‌ جداگانه‌ آنها به‌ لحاظ‌ استثنایی‌ بودن‌ ماهیت‌ یا وقوع‌ ضرورت‌ می‌یابد. این‌ اقلام‌ لزوماً با اقلام‌ استثنایی‌ مندرج‌ در صورت‌ سود و زیان‌ ارتباط‌ ندارد.
جریانهای‌ نقدی‌ غیرمترقبه‌‌: به‌ آن‌ دسته‌ از جریانهای‌ ورودی‌ و خروجی‌ وجه نقد اطلاق‌ می‌شود که‌ دارای‌ اهمیت‌ نسبی‌ است‌، از رویدادهای‌ خارج‌ از فعالیتهای‌ عادی‌ واحد تجاری‌ ناشی‌ می‌شود و اقلامی‌ را در برمی‌گیرد که‌ به منظور ارائه‌ تصویری‌ مطلوب‌ از انعطاف‌ پذیری‌ واحد تجاری‌، افشای‌ جداگانه‌ آنها به‌ لحاظ‌ غیر مترقبه‌ بودن‌ ماهیت‌ یا وقوع‌ آنها ضرورت‌ می‌یابد. این‌ اقلام‌ معمولاً با اقلام‌ غیر مترقبه‌ مندرج‌ در صورت‌ سود و زیان‌ ارتباط‌ دارد .

 

 

 

طبقه‌بندی‌ جریانهای‌ نقدی‌ و نحوه‌ ارائه‌ صورت‌ جریان‌ وجوه نقد
صورت‌ جریان‌ وجوه نقد باید منعکس‌ کننده‌ جریانهای‌ نقدی‌ طی‌ دوره‌ تحت‌ سرفصلهای‌ اصلی‌ زیر باشد:
ـ فعالیتهای‌ عملیاتی‌،
ـ بازده‌ سرمایه‌گذاریها و سود پرداختی‌ بابت‌ تأمین‌ مالی‌،
ـ مالیات‌ بر درآمد،
ـ فعالیتهای‌ سرمایه‌گذاری‌، و
ـ فعالیتهای‌ تأمین‌ مالی‌.
در ارائـه‌ جریانهای‌ نقدی‌، رعایت‌ ترتیب‌ سرفصلها به‌ شرح‌ بالا و نیز ارائـه‌ جمع‌ جریانهای‌ نقدی‌ منعکس‌ شده‌ در هر سرفصل‌ و جمع‌ کل‌ جریانهای‌ نقدی‌ قبل‌ از سرفصل‌ فعالیتهای‌ تأمین‌ مالی‌ ضرورت‌ دارد.
صورت‌ جریان‌ وجوه نقد همچنین‌ باید شامل‌ صورت‌ تطبیق‌ مانده‌ اول‌ دوره‌ و پایان‌ دوره‌ وجه نقد باشد. صورت‌ تطبیق‌ مزبور باید هرگونه‌ تفاوتهای‌ ارزی‌ ناشی از مانده‌های‌ وجه نقد ارزی‌که‌ به‌ سود و زیان‌ منظور شده‌ است‌ منجمله‌ تفاوتهای‌ ارزی‌ ناشی از تسعیر جریانهای‌ نقدی‌ واحدهای‌ تجاری‌ فرعی‌ خارجی‌ به‌ نرخهایی‌ غیر از نرخ‌ تاریخ‌ ترازنامه‌ و سایر گردشهای‌ مربوط‌ را نشان‌ دهد .
به‌منظور ارتقای‌ درک‌ استفاده‌کنندگان‌ از صورتهای‌ مالی‌ و کمک‌ به‌ دستیابی‌ به‌ اهداف‌ گزارشگری‌ وجه نقد از طریق‌ ارائـه‌ اطلاعات‌ مفید، لازم‌ است‌ هریک‌ از جریانهای‌ نقدی‌ در قالب‌ طبقات‌ همگون‌ که‌ معمولاً قابل‌ ارتباط‌ با فعالیتهای‌ اصلی‌ به‌ وجود آورنده‌ جریانهای‌ نقدی‌ مربوط‌ است‌، در صورت‌ جریان‌ وجوه نقد انعکاس‌ یابد. از آنجا که‌ ارائـه‌ صورت‌ مزبور در قالب‌ سرفصلهای‌ اصلی‌ به‌ قابلیت‌ مقایسه‌ اطلاعات‌ در سطح‌ واحدهای‌ تجاری‌ مختلف‌ کمک‌ می‌کند،استانداردحاضرطبقه‌بندی‌ جریانهای‌ نقدی‌ را تحت‌ سرفصلهای‌ اصلی ضروری‌ می‌شمارد.
هریک‌ از سرفصلهای‌ اصلی‌ صورت‌ جریان‌ وجوه نقد متشکل‌ از سرفصلهای‌ فرعی‌ است‌ که‌ با توجه‌ به‌ تنوع‌ جریانهای‌ نقدی‌ در واحدهای‌ تجاری‌ مختلف‌، می‌تواند متفاوت‌ باشد. با این‌ حال‌ توصیه‌ می‌شود عناوین‌ سرفصلهای‌ فرعی‌ بکار رفته‌ در صورت‌ اهمیت‌ جریانهای‌ نقدی‌ مربوط‌ در ارائـه‌ صورت‌ جریان‌ وجوه نقد واحدهای‌ تجاری‌ مورد استفاده‌ قرار گیرد. بدیهی‌ است‌ واحدهای‌ تجاری‌ می‌توانند علاوه‌بر سرفصلهای‌ فرعی‌ موصوف‌، سرفصلهای‌ فرعی‌ دیگری‌ را که‌ متضمن‌ اطلاعات‌ مربوط‌ به‌ شرایط‌ خاص‌ آن‌ واحدها باشد، در ارائـه‌ صورت‌ جریان‌ وجوه نقد بکار گیرند.
گزارش‌ جریانهای‌ نقدی‌ ناشی از فعالیتهای‌ عملیاتی‌
مبلغ‌ جریانهای‌ نقدی‌ ناشی از فعالیتهای‌ عملیاتی‌، یکی‌ از شاخصهای‌ اصلی‌ ارزیابی‌ این‌ موضوع‌ است‌ که‌ عملیات‌ واحد تجاری‌ تا چه‌ میزان‌ به‌ جریانهای‌ وجه نقد کافی‌ جهت‌ بازپرداخت‌ وامها، نگهداشت‌ توان‌ عملیاتی‌ واحد تجاری‌ و پرداخت‌ سود سهام‌ منجر شده‌ و انجام‌ سرمایه‌گذاریهای‌ جدید را بدون‌ تمسک‌ به‌ منابع‌ مالی‌ خارج‌ از واحد تجاری‌ میسر کرده‌ است‌. ارائه‌ اطلاعات‌ درباره‌ جزئیات‌ جریانهای‌ نقدی‌ عملیاتی‌ تاریخی‌، در کنار سایر اطلاعات‌، برای‌ پیش‌بینی‌ جریانهای‌ نقدی‌ آتی‌ مفید خواهد بود.
فعالیتهای‌ عملیاتی‌ عبارت‌ از فعالیتهای‌ اصلی‌ مولد درآمد عملیاتی‌ واحد تجاری‌ است‌. فعالیتهای‌ مزبور متضمن‌ تولید و فروش‌ کالا و ارائـه‌ خدمات‌ است‌ و هزینه‌ها و درآمدهای‌ مرتبط‌ با آن‌ در تعیین‌ سود یا زیان‌ عملیاتی‌ درصورت‌ سود و زیان‌ منظور می‌شود. جریانهای‌ نقدی‌ ناشی از فعالیتهای‌ عملیاتی‌ اساساً دربرگیرنده‌ جریانهای‌ ورودی‌ و خروجی‌ نقدی‌ مرتبط‌ با فعالیتهای‌ مزبور است‌. مثالهایی‌ از جریانهای‌ نقدی‌ ناشی از فعالیتهای‌ عملیاتی‌ به‌ شرح‌ زیر است‌:
الف‌. دریافتهای‌ نقدی‌ حاصل از فروش‌ کالا و ارائـه‌ خدمات‌.
ب. دریافتهای‌ نقدی‌ حاصل از حق‌ امتیاز، حق‌الزحمه‌،کارمزد و سایر درآمدهای‌ عملیاتی‌.
ج. پرداختهای‌ نقدی‌ به‌ فروشندگان‌ کالا و خدمات‌.
د. پرداختهای‌ نقدی‌ به‌ کارکنان‌ واحد تجاری‌ یا از جانب‌ آنها.
ﻫ. دریافتها و پرداختهای‌ نقدی‌ یک‌ شرکت‌ بیمه‌ بابت‌ حق‌ بیمه‌ها، خسارات‌، مستمریها و سایر پرداختهای‌ بیمه‌ای‌.
و. دریافتها و پرداختهای‌ مرتبط‌ با قراردادهای‌ منعقد شده‌ با اهداف‌ تجاری‌ و عملیاتی‌.
ز. پرداختهای‌ نقدی‌ بابت‌ مزایای‌ پایان‌ خدمت‌ کارکنان‌ و هزینه‌ سازماندهی‌ مجدد.
از آنجا که‌ طبقه‌بندی‌ جریانهای‌ نقدی‌ در صورت‌ جریان‌ وجوه نقد به‌ سرفصلهای‌ مشخصی‌ محدود شده‌ است‌، همواره‌ این‌ احتمال‌ وجود دارد که‌ برخی‌ جریانهای‌ نقدی‌ ماهیتاً به‌طور مستقیم‌ قابل‌ ارتباط‌ با هیچ‌ یک‌ از سرفصلهای‌ اصلی‌ نباشد. بدین‌لحاظ‌ ، به موجب‌ این‌ استاندارد درصورت‌ وجود چنین‌ اقلامی‌، جریانهای‌ نقدی‌ مربوط‌ به عنوان‌ جریانهای‌ نقدی‌ ناشی از فعالیتهای‌ عملیاتی‌ طبقه‌بندی‌ می‌شود. نمونه‌ این‌ اقلام‌، جریانهای‌ نقدی‌ مرتبط‌ با فروش‌ مواد اولیه‌ در واحدهای‌ تجاری‌ تولیدی‌ و جریانهای‌ نقدی‌ ناشی از خدمات‌ جنبی‌ فعالیتهای‌ اصلی‌ از قبیل‌ حمل‌ موردی‌ کالای‌ فروش‌ رفته‌ است‌.
واحدهای‌ تجاری‌ باید جریانهای‌ نقدی‌ ناشی از فعالیتهای‌ عملیاتی‌ را با بکارگیری‌ یکی‌ از روشهای‌ زیر گزارش‌ کنند:
روش‌ مستقیم‌ که‌ به موجب‌ آن‌ ناخالص‌ وجوه نقد دریافتی‌ و پرداختی‌ بر حسب‌ طبقات‌ عمده‌ افشا می‌شود،مگر در مورد جریانهای‌ نقدی‌ عملیاتی‌ که‌ برمبنای‌ خالص‌ گزارش‌ می‌شود،یا
روش‌ غیرمستقیم‌ که‌ به موجب‌ آن‌ سود یا زیان‌ عملیاتی‌ با انجام‌ تعدیلات‌ زیر به‌ خالص‌ جریانهای‌ نقدی‌ ناشی از فعالیتهای‌ عملیاتی‌ تبدیل‌ می‌شود:
ـ اثر معاملات‌ و رویدادهایی‌ که‌ دارای‌ ماهیت‌ غیر نقدی‌ است‌، و
ـ اثر اقلامی‌ که‌ در محاسبه‌ سود یا زیان‌ عملیاتی‌ دوره‌ جاری‌ منظور شده‌ باشد، لیکن‌ جریانهای‌ نقدی‌ مرتبط‌ با آنها در دوره‌های‌ قبل‌ حادث‌ شده‌ یا در دوره‌های‌ آینده‌ حادث‌ خواهد شد و بالعکس‌.
برای‌گزارش‌ خالص‌ جریان‌ وجوه نقد ناشی از فعالیتهای‌ عملیاتی‌ در روش‌ مستقیم‌، دریافتهـا و پرداختهای‌ نقـدی‌ عملیاتی‌ (از قبیل‌ دریافتهای‌ نقدی‌ از مشتریان‌، پرداختهای‌ نقـدی‌ به‌ فروشندگان‌ و پرداختهای‌ نقدی‌ به‌ کارکنان‌ یا از جانب‌ کارکنان‌) که‌ تشکیل‌ دهنده‌ خالص‌ جریان‌ وجوه نقد ناشی از فعالیتهای‌ عملیاتی‌ است‌، به‌ طور جداگانه‌ در صورت‌ جریان‌ وجوه نقد ارائه‌ می‌شود. در گزارشگری‌ به‌ روش‌ غیر مستقیم‌، با انجام‌ تعدیلاتی‌ در سود یا زیان‌ عملیاتی‌ در رابطه‌ با موارد زیر، جریان‌ خالص‌ وجه نقد ناشی از فعالیتهای‌ عملیاتی‌ محاسبه‌ می‌شود:
الف. اقلام‌ با ماهیت‌ غیرنقدی‌ از قبیل‌ هزینه‌ استهلاک‌ و هزینه‌ مزایای‌ پایان‌ خدمت‌ کارکنان.
ب‌. اقلامی‌که‌ در محاسبه‌ سود یا زیان‌ عملیاتی‌ دوره‌ جاری‌ منظور شده‌، لیکن‌ جریانهای‌ نقدی‌ مرتبط‌ با آن‌ به‌ ترتیب‌ در دوره‌های‌ قبل‌ حادث‌ شده‌ است‌ یا در دوره‌های‌ آینده‌ حادث‌ خواهد شد و بالعکس‌، از قبیل‌ افزایش‌ یا کاهش‌ مانده‌ موجودی‌ مواد و کالا و حسابهای‌ دریافتنی‌ و پرداختنی‌ عملیاتی‌ نسبت‌ به‌ مانده‌ پایان‌ دوره‌ قبل‌ و نیز افزایش‌ یا کاهش‌ مانده‌ پیش‌پرداخت‌ هزینه‌ و خرید کالا و پیش‌دریافت‌ درآمد و فروش‌ کالا نسبت‌ به‌ مانده‌ پایان‌ دوره‌ قبل‌.
لازم‌ به‌ ذکر است‌ که‌ در محاسبه‌ جریان‌ خالص‌ وجه نقد ناشی از فعالیتهای‌ عملیاتی‌، درصورت‌ وجود، نیز باید مدنظر قرار گیرد.
مزیت‌ اصلی‌ روش‌ مستقیم‌ این‌ است‌ که‌ دریافتها و پرداختهای‌ نقدی‌ عملیاتی‌ را نشان‌ می‌دهد. اطلاع‌ از منابع‌ مشخص‌ دریافتهای‌ نقدی‌ و مقاصد مربوط‌ به‌ پرداختهای‌ نقدی‌ انجام‌ شده‌ در دوره‌های‌ گذشته‌ می‌تواند در براورد جریانهای‌ نقدی‌ آتی‌ مفید واقع‌ شود، لیکن‌ ممکن‌ است‌ در برخی‌ موارد، منافع‌ حاصل از ارائـه‌ اطلاعات‌ به‌ استفاده‌کنندگان‌ بدین‌ شیوه‌، بر هزینه‌های‌ تهیه‌ و ارائـه‌ این‌ اطلاعات‌ توسط‌ واحد تجاری‌ فزونی‌ نداشته‌ باشد، لذا این‌ استاندارد کاربرد روش‌ مستقیم‌ را الزامی‌ نمی‌داند. با این‌حال‌ در شرایطی‌که‌ مزایای‌ اطلاعات‌ ارائه‌ شده‌ در روش‌ مستقیم‌ بر هزینه‌های‌ تهیه‌ این‌ اطلاعات‌ فزونی‌ داشته‌ باشد، به منظور ارائـه‌ اطلاعات‌ مفید، استفاده‌ از روش‌ مستقیم‌ توصیه‌ می‌شود.
مزیت‌ اصلی‌ روش‌ غیرمستقیم‌ این‌ است‌ که‌ تفاوت‌ بین‌ سود عملیاتی‌ و جریان‌ وجه نقد ناشی از فعالیتهای‌ عملیاتی‌ به‌ گونه‌ برجسته‌ای‌ نشان‌ داده‌ می‌شود. بسیاری‌ از استفاده‌کنندگان‌ صورتهای‌ مالی‌ معتقدند که‌ چنین‌ صورتی‌ در ارائـه‌ تصویری‌ از کیفیت‌ سود واحد تجاری‌، حائز اهمیت‌ اساسی‌ است‌. برخی‌ سرمایه‌گذاران‌ و بستانکاران‌، جریانهای‌ نقدی‌ آتی‌ را از طریق‌ تخمین‌ سود آتی‌ و انجام‌ تعدیلاتی‌ در رابطه‌ با اقلام‌ با ماهیت‌ غیرنقدی‌ و نیز اقلام‌ مبتنی‌بر تعهدی‌ عمل‌ کردن‌ درآمد و هزینه‌ براورد می‌کنند و از این‌ رو ، اطلاعات‌ مربوط‌ به‌ تعدیلات‌ مزبور در دوره‌های‌ گذشته‌ می‌تواند در براورد تعدیلات‌ آتی‌ مفید واقع‌ شود.
در ارائـه‌ جریانهای‌ نقدی‌ ناشی از فعالیتهای‌ عملیاتی‌، تبعیت‌ از الگوهای‌ زیر ضروری‌ است‌:
الف ‌. در صورت‌ کاربرد روش‌ مستقیم‌، اجزای‌ تشکیل‌ دهنده‌ خالص‌ جریانهای‌ نقدی‌ ناشی از فعالیتهای‌ عملیاتی‌ در صورت‌ جریان‌ وجوه نقد ارائه‌ شود و صورت‌ تطبیق‌ خالص‌ جریانهای‌ نقدی‌ ناشی از فعالیتهای‌ عملیاتی‌ با سود یا زیان‌ عملیاتی‌ از طریق‌ یادداشتهای‌ توضیحی‌ ارائه‌ شود.
ب. در صورت‌ کاربرد روش‌ غیرمستقیم‌، خالص‌ جریانهای‌ نقدی‌ ناشی از فعالیتهای‌ عملیاتی‌ در صورت‌ جریان‌ وجوه نقد نمایش‌ یابد و صورت‌ تطبیق‌ آن‌ با سود یا زیان‌ عملیاتی‌ از طریق‌ یادداشتهای‌ توضیحی‌ ارائه‌ شود.
بهمنظور فراهم‌ کردن‌ قابلیت‌ مقایسه‌، لازم‌ است‌ واحدهای‌ تجاری‌ مختلف‌ در تهیه‌ صورت‌ جریان‌ وجوه نقد از شکل‌ واحدی‌ تبعیت‌ کنند. در این‌ رابطه‌ ضروری‌ است‌ خالص‌ جریان‌ نقدی‌ ناشی از فعالیتهای‌ عملیاتی‌ در صورت‌ جریان‌ وجوه نقد انعکاس‌ یافته‌ و صورت‌ تطبیق‌ آن‌ با سود یا زیان‌ عملیاتی‌ دوره‌ در یادداشتهای‌ توضیحی‌ افشا شود. انعکاس‌ صورت‌ تطبیق‌ مزبور در یادداشتهای‌ توضیحی‌ به‌ این‌ دلیل‌ است‌ که‌ این‌ صورت‌، بخشی‌ از صورت‌ جریان‌ وجوه نقد محسوب‌ نمی‌شود، چرا که‌ اطلاعات‌ ارائه‌ شده‌ درآن‌ در چارچوب‌ وظایف‌ اصلی‌ صورت‌ اخیر یعنی‌ ارائـه‌ اطلاعات‌ در مورد منابع‌ و مصارف‌ وجه نقد و تغییرات‌ نقدینگی‌ واحد تجاری‌ قرار نمی‌گیرد، بلکه‌ ارائـه‌ آن‌ اصولاً به منظور ایجاد ارتباط‌ بین‌ اطلاعات‌ مندرج‌ در صورت‌ جریان‌ وجوه نقد و اطلاعات‌ ارائه‌ شده‌ در سایر صورتهای‌ مالی‌ اساسی‌ صورت‌ می‌گیرد. باتوجه‌ به‌ مطالب‌ یاد شده‌، در صورت‌ بکارگیری‌ روش‌ مستقیم‌، ضمن‌ درج‌ دریافتها و پرداختهای‌ نقدی‌ عملیاتی‌ در صورت‌ جریان‌ وجوه نقد، صورت‌ تطبیق‌ یادشده‌ نیز در یادداشتهای‌ توضیحی‌ ارائه‌ می‌شود.

 

نحوه تهیه صورت جریان و محاسبه اقلام آن
یکی از بزرگترین مشکلات تهیه صورت جریان وجوه نقد اینست که سامانه حسابداری بر اساس فرض تعهدی طراحی شده و اطلاعات ارائه شده از آن برای تهیه صورتهای ترازنامه و سودوزیان پیش بینی شده است، درحالیکه صورت جریان وجه نقد کاملا بر مفهوم نقدی بنیان شده است.به عبارت دیگر اقلام درامد و هزینه مندرج در سود و زیان چون طبق فرض تعهدی تهیه میشوند لزوما نشاندهنده دریافت و پرداخت وجه نقد نمی باشند و باید راهی پیدا کرد که با استفاده از اطلاعات موجود بتوان جریانات نقدی دوره مالی جاری را مشخص نمود. برای تهیه صورت جریان وجوه نقد با استفاده از اطلاعات صورت سود و زیان دوره جاری، ترازنامه سال جاری و اقلام مقایسه ای دوره قبل و سایر اطلاعات مکمل، تغییرات در حساب های ترازنامه و تأثیر آنها بر هر یک از فعالیت های پنجگانه، جریان های نقدی هر یک از پنج طبقه اصلی صورت جریان وجوه نقد تعیین شده و سپس خالص افزایش )کاهش( کل در وجه نقد طی دوره محاسبه می شود. در مرحله آخر نیز تطبیق مانده ابتدای دوره و پایان دوره وجه نقد پس از منظور کردن خالص افزایش )کاهش( در وجه نقد انجام می گیرد. در واقع حسابداران برای بدست اوردن ارقام موجود در صورت جریان وجه نقد از سه روش زیر استفاده میکنند:
الف( روش فرمول ب( روش تحلیل حسابهایT ج( روش کاربرگ
در این پروژه از دو روش اول برای محاسبه جریانات نقدی استفاده شده است
در روش فرمول با استفاده از بررسی و فهم روابط موجود بین حسابهای سودوزیان و ترازنامه، فرمول مربوطه نوشته شده و سپس از طریق جایگذاری ارقام صورت سودوزیان و ترازنامه در فرمول، جریانات نقدی مرتبط با آن حسابها بدست می آید.
در روش تحلیل حساب T باید علل تغییر در حسابهای ترازنامه ریشه یابی شده و رویدادهای مرتبط با هر حساب که منجر به این تغییرات شده در قالب حساب T بازسازی شوند. و چنانچه این رویدادها اثر نقدی داشته باشند باید در صورت جریان وجه نقد گزارش شوند.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  52  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله مقایسه استانداردحسابداری بین المللی شماره7 با استاندارد حسابداری

تحقیق در مورد شناخت عوامل موثر در میزان اثر بخشی استفاده از سیستم آموزش مجازی در دانشگاه

اختصاصی از فی ژوو تحقیق در مورد شناخت عوامل موثر در میزان اثر بخشی استفاده از سیستم آموزش مجازی در دانشگاه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد شناخت عوامل موثر در میزان اثر بخشی استفاده از سیستم آموزش مجازی در دانشگاه


تحقیق در مورد شناخت عوامل موثر در میزان رضایت شغلی  مدیران

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)تعداد صفحه:73

فهرست:

موضوع تحقیق :

اهداف تحقیق

فرضیه های تحقیق

تعاریف واژه ها و اصطلاحات

مدیریّت چیست

مدیریّت علم است یا هنر :

ضرورت آشنایی با فرآیند مدیریّت

سابقه ای از علم مدیریّت

آینده ی مدیریّت

مفاهیم مدیریّت :

نظریه های مدیریّت :

مدیریّت علمی

مدیریّت اداری :

شرایط مدیریّت

سبک های مدیریّت

نوع تحقیق

ویژگی های تحقیق توصیفی

نمونه ی آماری

جامعه ی آماری

متغیّر ها و تعاریف عمل آنها

شیوه ی اجرا و جمع آوری اطّلاعات

فهرست منابع و مأخذ

آدمی حدود نیمی از عمر و زنئگی خویش ار با کار و شغل سپری می سازد. انسان با کار تربیت می شود، از کار لذّت می برد و بسیاری از نیازهای مادّی و معنوی او از طریق کار تأمین و ارضاء می گردد. کار علاوه بر تأمین نیازهای مادّی زندگی می تواند پاسخگوی بسیاری از نیازهای عمیق و اساسی بشر باشد. از جمله نیاز به کسب موفّقیّت، نیاز به تایید و پذیرش دیگران، نیاز به ایجاد روابط شخصی و اجتماعی ، نیاز به داشتن پایگاه اجتماعی و نیاز به مفید بودن و خدمت کردن به دیگران.

امروز نگرش ها و تعریف ها از کار متفاوت و گوناگون است. اقتصاددانان کار را وسیله ی کسب استقلال مادّی و ارضای نیازهای مــــادّی می دانند. جامعه شناس کار را وسیله ی ارتباط با جامعه، همانندی با گروه، تثبیت پایگاه اجتماعی و کسب هویّت می داند. به نظر روان شناسان کار جوابگوی بسیاری از نیازهای روحی و لازمه ی سلامت روان است. در اسلام کار صیقل جان شمرده شده و بیکاری مذموم و مورد نکوهش قرار گرفته است. می توان در یک جمعبندی فرهنگ و تمدّن بشری را محصول کار دانست.

تغییر و دگرگونی در بازار کار و مشاغل، جایگزینی کار با ماشین به جای کار با دست و موارد دیگر از جمله الزاماتی هستند که ما را ترغیب و وادار می نمایند تا برای غلبه بر مشکلات و یافتن راه های تازه و سودمند دست به تحقیق و پژوهش بزنیم.

از میان موضوع، رضایت شغلی دارای جاذبه و اهمیّت خاصّی است. چه می شود که انسان از کارش راضی و ناراضی می شود؟ علّت های این امر کدامند؟ و سؤالات ویژه ی دیگر که پاسخ آنها نیاز به تحقیق و تفحّص دارد.

اگر نیاز های انسان در پرداختن به کار و شغلش ارضاء نگردد او رضایت مندی از کار و شغل و وظیفه اش نخواهد داشت. عوامل بسیاری در رضایت مندی شغلی مهم هستند که از آن میان می توان به حقوق، امنیّت شغلی، شرایط کاری خوب و مطلوب، امکانات پیشرفت و ترقّی و روابط سالم انسانی اشاره کرد. شاید ” عامل روابط انسانی “ بیش از هر عامل دیگر در رضایت شغلی مؤثّر باشد. مردم دوست دارند وقتی که خوب کار می کنند به آنها گفته شود و وقتی کارشان ضعیف است به آنها کمک شود. تعریف و تشویقِ پیشرفت ها و کمک جهت رفع ضعف ها باعث رشد می شود. مردم می خواهند با کسانی که دوست دارند و می توانند کنار بیایند کار کنند.

رضایت شغلی مفهوم پیچیده و چند بُعدی است و با عوامل روانی، جسمانی و اجتماعی ارتباط دارد ( هاپاک 1935 ). رضایت شغلی یکی از عوامل بسیار مهم در موفّقیّت شغلی است و باعث افزایش کارایی و نیز احساس رضایت باطنی فرد می گردد عواملی همانند


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد شناخت عوامل موثر در میزان اثر بخشی استفاده از سیستم آموزش مجازی در دانشگاه