فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

پاورپوینت اصول مدیریت اسلامی و الگوهای آن

اختصاصی از فی ژوو پاورپوینت اصول مدیریت اسلامی و الگوهای آن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پاورپوینت اصول مدیریت اسلامی و الگوهای آن


پاورپوینت اصول مدیریت اسلامی و الگوهای آن

 

 

 

 

 

 

 

 

موضوع:

پاورپوینت اصول مدیریت اسلامی و الگوهای آن

جایگاه درس:

درس مدیریت اسلامی و الگوهای آن از دروس پایه مقطع کارشناسی رشته‌های مدیریت بازرگانی و مدیریت دولتی می‌باشد.

مقدمه اول :

نقش زمان و مکان در فهم و تحقق دین

 

هر موجودی در عالم طبیعت موجودی زمانی – مکانی است. پس برای مطالعه وجه مادی هر پدیده باید به زمان و مکان آن پدیده عنایت نمود، از این رو توجه به زمان و مکان در درک شأن قرآن و سنت معصوم(ع) از حیث چگونگی صدور ،‌ ویژگیها و چگونگی فهم و عمل به آنها بسیار ضروری می‌باشد.

 

تعداد اسلاید: 118

 


دانلود با لینک مستقیم


پاورپوینت اصول مدیریت اسلامی و الگوهای آن

تحقیق درموردایده آل های خطی به ترتیب کوهن-مکوالی

اختصاصی از فی ژوو تحقیق درموردایده آل های خطی به ترتیب کوهن-مکوالی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق درموردایده آل های خطی به ترتیب کوهن-مکوالی


تحقیق درموردایده آل های خطی به ترتیب کوهن-مکوالی

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)


تعداد صفحه:26

فهرست مطالب

 

ما همچنین به تعریف زیر نیازمندیم:

 

نکته 3-3- اثبات قضیه

فرضیه اصلی

ایده آل های خطی به ترتیب کوهن-مکوالی

چکیده- G را یک نمودار غیرمستقیم ساده n راسی در نظر بگیرید و بگذارید  برایده آل خطی مرتبطش دلالت کند. مانشان می دهیم که تمام نمودارهای و تری G ، به ترتیب کوهن- مکوالی هستند ، دلیل ما بر پایه نشان دادن این است که دوگانه الکساندر I(G) ،خطی و ازمولفه است.

نتیجه ما فرضیه فریدی را که می گوید ایده آل درخت ساده شده به ترتیب کوهن- مکوالی، هرزوگ، هیبی، می باشد، وفرضیه ژنگ که می گوید یک نمودار وتری کوهن-مکوالی است اگر و تنها اگر ایده آل خطی اش در هم ریخته نباشد، را تکمیل می کند. ما همچنین ویژگی های دایره های مرتب کوهن- مکوالی را بیان می کنیم و نمونه‌هایی از گراف های مرتب غیروتری کوهن- مکوالی را هم ارائه می کنیم.

 

1-مقدمه

G را یک گراف ساده n راسی در نظر بگیرید پس G هیچ حلقه یا خطوط چندگانه ای پهن دو راس ندارد.) رئوس ومجموعه های خطی G توسط EG,VG را به ترتیب نشان دهید. ما ایده آل تک جمله ای غیر مربع چهارگانه  با K که یک میزان است و جایی که  را به G ارتباط می دهیم.ایده ال  ایده آل خطی Gنامیده می شود.

توجه اولیه این مقاله  ایده آل های خطی گراف های وتری است. یک گراف G وتری است اگر هر دایره طول  یک وتر داشته باشد. اینجا اگر  ،خطوط یک دایره طول n باشند، ما می گوییم که دایره وری یک وتر دارد اگر دو راس xj,xi در دایره به نحوی وجود داشته باشند که  یک خط برای G باشند اما  خطی در دایره نباشد.

ما می گوییم که یگ گراف G کوهن مکوالی است اگر  کوهن-مکوالی باشد. چنانکه هرزوگ، هیبی و ژنگ اشاره می کنند، طبقه بندی تمام گراف های کوهن-مکوالی شاید اکنون قابل کشیدن نباشند، این مسئله به سختی طبقه بندی کردن تمام مجموعه های ساده شده کوهن-مکوالی است.]9[.البته هرزوگ، هیبی و ژنگ در ]9[ ثابت کردند که وقتی G یک گراف وتری باشد،پس G در هر میدانی کوهن-مکوالی است اگر وفقط اگر  به هم نریخته باشد.

ویژگی کوهن مکوالی به ترتیب بودن، که شرایطی است ضعیف تر از کوهن-مکوالی بودن، توسط استنلی ]14[ در ارتباط با تئوری قابلیت جدا شدن غیرخالص [1] معرفی شد.

تعریف 1-1- را در نظر بگیرید. یک M معیار B درجه دار کوهن مکوالی به ترتیب نامیده می شود اگر یک تصفیه معین از معیارهای R درجه بندی وجود داشته باشد.

 

 

به نحوی که  کوهن مکوالی باشد، و ابعاد کرول خارج قسمت در حال افزایش باشند:

 

 

ما میگوییم یک گراف G کوهن-مکوالی به ترتیب است و در K اگر  کوهن-مکوالی به ترتیب باشد. ما می توانیم به نتیجه هرزوگ، هیبی و ژنگ بر سیم البته با استفاده از این تضعیف شرایط کوهن-مکوالی. نتیجه اصلی ما فرضیه زیر است (که مستقل از خاصیت (K) است.

فرضیه 2-1 فرضیه 2-3.تمام گراف های وتری کوهن-مکوالی به ترتیب هستند.

بنابراین حتی گراف های وتری که ایده آل های خطی نشان در هم نریخته نیستند نیز هنوز یک ویژگی جبری را دارا هستند.فرضیه 2-3 همچنین حالت یک بعدی کار فردی در توده های ساده شده ]3[ را نیز عمومیت می بخشد.

مقاله ما به صورت زیر سازمان می یابد. در قسمت بعدی ، ما نتایجی از این ادبیات درباره دوگانگی الکساندر ودرباره گراف های وتری جمع می کنیم. در بخش 3،فرضیه 2.3 را ثابت می کنیم.

ما برخی از گراف های غیروتری در قسمت 4 را که دایره های کوهن-مکوالی را به ترتیب طبقه بندی می کنند بررسی می کنیم و در مورد برخی ازویژگی های گراف‌های شامل دایره های –n برای n>3 تحقیق می کنیم.

همچنین شرایط کافی را برای گرافی که نمی تواند کوهن-مکوالی به ترتیب باشد ،ارائه می کنیم.

2-اجزا مورد نیاز

درطول این مقاله، G بر یک گراف ساده روی رئوس n با مجموعه نقطه ای VG ومجموعه خطی EG دلالت می کند. ایده آل خطی  ،جایی که  را به G مربوط می سازیم.

گراف کامل در رئوس n که بر Kn دلالت شده است،گرافی است با مجموعه خطی ، یعنی گراف این ویژگی را دارد که خطی بین هر جفت رئوس وجود دارد. اگر x نقطه ای در G باشد باید بنویسیم N(x) که بر همسایه‌های x دلالت کند،یعنی آن رئوسی که خطی را با x شریکند. ما ابتدا باید به حالتی توجه کنیم که G یک گرافی وتری است.گراف های وتری ویژگی زیر را دارند:

لم 21- G,[6,7,12,15] را یک گراف وتری در نظر بگیرید، x را یک زیر نمودار کامل از G در نظر بگیرید.اگر  ،پس نقطه ای به نام  وجود داردکه زیرگراف به وجود آمده توسط مجموعه همسایه  مربوط به x، یک گراف کامل باشد. این امر همچنین زیر نمودار به وجود آمده در  را وادار می کند که یک زیر گراف کامل باشد.

یک پوشش راس گراف G یک زیر مجموعه از VG است به نحوی که هر خط G حداقل به یک راس A برخوردار داشته باشد. توجه کنیدکه ما هیچ وقت به داشتن یک راس مجزا در پوشش راس نیاز نداریم.

مثلا ، اگر ما گرافی در سه راس  داشته باشیم و  تنها خط موجود باشد، پس  هر دو پوشش های راس هستند. پوشش های راس یک گراف G به دو گانه  الکساندر مربوطند.

تعریف 2-2- I را یک ایده آل تک جمله ای غیرمربع در نظر بگیرید. دوگانه الکساندر غیرمربع ایده آل

  است.

 

پس نتیجه ساده ای گرفته می شود:

لم 3-2- G را یک گراف ساده با ایده آل خطی  در نظر بگیرید.پس

 

یک پوشش راس برای G است.

 

یک تجزیه درجه بندی شده آزاد حداقل به هر ایده آل همگون I از R مرتبط است.

 

که در آن R(j) بر معیار R به دست آمده از تغییر درجات R توسط j دلالت می کند. عدد ij,Bi,j(I) امین عدد درجه بندی شده «بتی» مربوط به Iاست و برابر تعداد حداقل مولد های درجه j در I امین معیار یک جفتی است.

 

تعریف 4-2-فرض کنید که I ایده آل همگون R است که تمام مولدهایشان در جه d دارند. پس I یک تجزیه خطی دارد اگر تما  برای تمام  برای یک ایده آل همگون I ، ما (Id) را می نویسیم که بر ایده آل تبدیل شده توسط تمام عناصر که درجه d دارند،دلالت می کند. توجه کنید که (Id) با Id فرق می کند، که فضای برداری تمام عناصر I با درجه d است.هرزوگ وهیبی تعریف زیر را در ]7[ معرفی کردند.

تعریف 5-2-یک ایده آل همگون I خطی و از مولفه است اگر (Id) یک تجزیه خطی برای تمام d4 داشته باشد.

اگر I توسط تک جمله ای های غیرمربع تبدیل شود،بگذارید I(d) بر ایده‌آل تبدیل شده توسط تک جمله های غیر مربع درجه d برای I دلالت کند. هرزوگ وهیبی ] 7،قضیه 5-1[ نشان دادند که :

فرضیه 6-2-فرض کنید I یک ایده آل تک جمله ای تبدیل شده توسط تک جمله های غیرمربع باشد.

پس I خطی و از مولفه است اگر وتنها اگر I[d] یک تجزیه خطی برای تمامی d ها داشته باشد.

یک فرد می تواند از خارج قسمت های خطی برای تعیین اینکه ایده آل یک تجزیه خطی دارد استفاده کند.

تعریف 7-2- I را ایده آل تک جمله ای R در نظر بگیرید. می گوییم که I خارج قسمت های خطی دارد اگر برای برخی ترتیب های  مولد های حداقل I با

درجه

توسط یک زیر مجموعه  تبدیل شود.

سپس ما به ]لم [3,5-2  نیازمندیم:

لم 8-2-اگر  یک ایده آل تک جمله  باشد که خارج قسمت های خطی داشته باشد، و تمامی uiها درجه یکسانی داشته باشند.در نتیجه  I یک تجزیه خطی دارد.

ما این سمت را با استفاده از این نظرها برای ایده آل های خطی به پایان می بریم.

لم 9-2-اگر  ایده آل خطی گراف G باشد در نتیجه

 

یک پوشش راس برای G در اندازه d است.

اثبات. چون  توسط پوشش های راس حداقل تبدیل شده است،هر حداقل غیرمربعی از درجه d در  به مجموعه ای از رئوس d مرتبط است که شامل یک پوشش راس حداقل باشد و در نتیجه رئوس d نیز یک پوشش راس بر G  را تشکیل می دهند.

لم  را یک گراف کامل در رئوس n در نظر بگیرید. برای هر d، خارج قسمت های خطی دارد، در نتیجه  خطی وهم جهت مولفه است.

اثبات: ما نشان میدهیم که برای هر d ،  خارج قسمت های خطی دارد وبنابراین یک تجزیه خطی دارد که یعنی  خطی هم جهت مولفه توسط فرضیه 6-2- است.

پوشش های رئوس حداقل kn همگی زیر مجموعه های  با اندازه n-1 هستند. بنابارین توسط لم 9-2 ،  وقتی که d=n ،  یک ایده آل اصلی است. این حالات به میزان ناچیزی خارج قسمت های خطی دارند. بنابراین برای نشان دادن اینکه که  خارج قسمت های خطی دارد. کافی است.

توجه کنید که  به میزان حداقل توسط تمامی تک جمله ای های درجه n-1 تبدیل شده اند و بنابراین  .حالا یک ایده آل تک جمله‌ای غیرمربع ثابت قوی است (همچنین یک ایده آل و رنس غیرمربع در حالت ]8[ است.بنابراین  خارج قسمت های خطی دارد اگر کسی تک جمله ها را به ترتیب واژه نویسی پایین آمدنی مرتب کند.

 

نکته 11-2-یک اظهارنامه عمومی تر از لم 10-2 صحیح است. J را کوچکتر یا مساوی n بگیرید و بگیرید. ما میتوانیم ایده آل هایی را در نظر بگریم که مولفه هایشان تمامی ایده آل ممکن تولید شده توسط j مربوط به متغیرهای n باشند:

ما میتوانیم این ایده آل را به صورت دو گانه ای استنلی رسند یک مجموعه ساده شده با تمامی صورت های ممکن (j-1) اما نه صورت های j یا به بصورت ایده آل سطح یک مجموعه ساده شده با تمامی صورت های ممکن j به مانند سطح هایش مشاده کنیم. I به صورت حداقل توسط تمامی تک جمله ای های غیرمربع درجه n-j+1 تبدیل می شود ودر نتیجه یک ایده آل غیرمربع و رسن است. بنابراین I یک تجزیه خطی دارد و درنتیجه خطی و درجهت مولفه است.

برای آخرین لم،نشان می دهیم که برای تعیین اینکه  خطی و درجهت مولفه است، باید شرایط را به صورتی کاهش دهیم که در آن گراف G هیچ راس جدایی نداشته باشد.

لم 12-2-G را یک گراف ساده روی رئوس n با ایده آل خطی در نظر بگیرید. H را گراف G که به رئوس مجزای x+1,…,xn به آن اضافه شده در نظر بگیرید.

فرض کنید که  خطی و هم جهت مولفه باشد. پس  خطی وهم جهت مولفه است.

اثبات. توجه کنیدکه ایده آل های خطی H,G مولدهای حداقل یکسانی دارند، گرچه در حلقه های مختلفی موجودند. بنابراین  مولدهای حداقل یکسانی دارند. توسط لم 9-2-6 چون  خطی وهم جهت مولفه است ،  نیز خطی و درجهت مولفه است.

 

3-فرضیه اصلی

در این بخش ما نتیجه اصلی این مقاله را ثابت می کنیم. اثبات ما به نتیجه بعدی هرزوگ و هیبی ]7[ وهرزوگ، رنیز و واکد ] 10[ که نکات خطی بودن درجهت مولفه و کوهن-ماکوالی به ترتیب بودن را به هم متصل می کند، ارتباط دارد.

فرضیه 1-3-I را یک ایده آل تک جمله ای غیرمربع از Rدر نظر بگیرید.پس R/I به ترتیب کوهن-ماکوالی است اگر وتنها اگر  خطی و در جهت مولفه باشد.

ما به نتیجه اصلی مان رسیده ایم.

فرضیه 2-3-تمامی گراف های وتری به ترتیب کوهن-مکوالی هستند.

اثبات .G را یک گراف وتری در نظر بگیرید. فرضیه 1-3 برای نشان دادن اینکه  خطی ودر جهت مولفه است کافی است. برای نشان دادن اینکه  خطی و در جهت مولفه است، ما دلیلمان را بر پایه اثبات فریدی (فرضیه 4-5) قرار داده ایم که می گوید بخش غیرمربع ایده آل سطح یک انبوه ساده شده خارج قسمت های خطی در هر درجه ای دارد. در فرضیه 6-2- ما نیاز داریم نشان دهیم که  یک تجزیه خطی برای هر d دارد. لم 8-2 کافی است نشان دهد  خارج قسمت های خطی برای هر d دارد.

ما روی تعداد رئوس در گراف وتری توجه می کنیم. با توجه به لم 12-2 ،میتوانیم فرض کنیم که G هیچ راس جدایی ندارد. بنابراین اولین حالت برای بررسی هنگامی است که ما گراف G در 2 راس متصل به خط داشته باشیم. در این حالت G=k2 ،پس  خارج قسمت های خطی برای هر d (با توجه به لم 10-2) دارد.

حال فرض کنید که G یک گراف وتری در رئوس  باشد که هیچ نقطه راس مجزایی نداشته باشد پس G حداقل دو خط دارد.اگر G=kn در نتیجه ما طبق لم 10-2 عمل کرده ایم.پس ما میتوانیم فرض می کنیم که G کامل نیست. (مثلا ،k را هر خطی از G بگیرید، وسپس x نقطه راسی خواهد بود که بر آن خط مماس نیست.) بنویسید  ملاحظه کنیدکه  باید وتری باشد. توجه کنیدکه ممکن است  یک راس جدا( یا رئوس جدا) باشد؛ در این حالت، ایده آل خط،ایده آل صفر است.

حالا با توجه به لم 9-2 ،  به تک جمله های غیرمربعی تبدیل می شود که به پوشش های رئوس G به اندازه های d مربوطند. توجه کنید که هر پوشش راس  از G باید زیرگراف کامل kt+1 تشکیل شده توسط  را بپوشاند.پس هر پوشش راسی باید حداقل شامل رئوس  باشد.

اگر  یک پوشش راس G باشد که شامل x است ،پس  باید یک پوشش راس  باشد.اگر یک پوشش راس  شامل  نباشد پس باید شامل  باشد.اما سپس       \ باید یک پوشش راس  باشد. (در این حالت وقتی که این زیرگراف یک راس جدا باشد، در نتیجه . هیچ خطی موجودنیست، مجموعه خالی یک پوشش راس است. همانطور که در هر زیر مجموعه از از رئوس است.

 را در نظر بگیرید  را ایده آل خطی به ترتیب آنها در نظر بگیرید. از بحث بالا نتیجه می گیریم که

 را به عنوان ایده‌آل های R با مولد های یکسان مانند  ملاحضه می کنیم.

چون H2,H1 هر دو وتری و با رئوس کمتری از G هستند، با استنباط، خارج قسمت های خطی دارند. فرض می کنیم که Bis , Ais در ترتیب درست برای خارج قسمت های خطی نوشته شده اند. ما اکنون نشان می دهیم که

 خارج قسمت های خطی با درنظر گرفتن این ترتیب مولدهای دارد.

چون واضح است که  خارج قسمت های خطی دارد، ما باید چک کنیم که ایده آل زیر به خارج قسمت های خطی داشته باشد:

 

نخست توجه کنید که چون B1 به یک پوشش راس G\{x} مرتبط است ،‌B1 حداقل با t-1 از  قابل تعبیه است. پس حداکثر یک y به صورت y(B) وجود دارد.

حال فرض کنیم که pyAj , mxB1 غیرمربع هستند. دو حالت برای توجه کردن وجود دارد.

حالت 1- اگر y\B1 ،پس  چون B1 به یک پوشش راس G\{x} مرتبط است،  به یک پوشش راس به اندازه d-t-1 از  مرتبط است. پس . توجه کنیدکه اگر یک متغیر z\m ،‌پس z باید متغیری ز حلقه  باشد. از طرف دیگر  نباید غیرمربع باشد. پس،برای هر متغیر z که z\m ،  ، و بنابراین  بنابراین  (برای هر z که بر m را تقسیم شود).

 

حالت 2-فرض کنید y\B1 .ملاحظه بالا، وجود دارد که  .چون mxB=pyAg1و چون  ، قسمت دست راست را تقسیم می کند، باید داشته باشیم  .توجه کنید که پوشش G با اندازه d با  پوششی از H2 با اندازهd-t است.بنابراین   . در نتیجه .

دو حالت بالا نشان می دهند که ، خارج قسمت خطی دارد. بریا خاتمه دادن به اثبات باید چک کنیم که آیا  توسط زیر مجموعه از متغیرهای تبدیل شده است یا خیر. اگر  برای چند تک جمله ای mباشد، پس چون  خارج قسمت های خطی دارد، یک متغیر xi وجود دارد که m را چنان تقسیم می کند که . اگر یک تک جمله ای m وجوددارد که mxBi ، بحث بالا می تواند تکرار شود.

 

نکته 3-3- اثبات قضیه 2-3 نشان میدهد که گراف های وتری،کوهن-مکوالی هستند البته صرف نظر از خا صیت K، چون ویژگی خارج قسمت های خطی از K مستقل است. فریدی ]4[ نشان داد که اگر I هر ایده آل تک جمله ای باشدکه به ترتیب کوهن مکوالی است،پس جمع کردن I ، یک ایده آل تک جمله ای غیرمربع مربوط به I ، نیز به ترتیب کوهن مکوالی است. بنابراین اگرI هر ایده آل تک جمله ای باشد که جمع کردن آن ایده آل خطی یک گراف وتری است، I باید به ترتیب کوهن-مکوالی باشد.

به خاطر بیاورید که گراف G اگر هیچ دایره ای نداشته یک توده است. یک توده ، یک نمونه از گراف وتری است.پس داریم:

نتیجه پیامد 4-3-اگر G یک توده باشد ،پس G به ترتیب کوهن مکوالی است.

نکته 5-3-در ]3[ فریدی ثابت کردکه اگر  ایده آل سطح انبوده ساده شده باشد، سپس  به ترتیب کوهن-مکوالی است. وقتی توده ساده شده بدا را دارد، پس  به سادگی ایده‌آل خطی یک توده است. پس نتیجه ما میتواند به صورت یک کلیت بخشی نسبی به نتیجه فریدی باشد.

 

4-به ترتیب کوهن-مکوالی بودن و گراف وتری

در بخش قبلی نشان دادیم که اگر G یک گراف وتری باشد پس  به ترتیب کوهن-مکوالی است.

حالا حالتی که آن G وتری نیست را بررسی می کنیم. همان طور که نشان میدهیم ، می تواند به ترتیب کوهن-مکوالی باشد یا نباشد.

با یک طبقه بندی n دایره ای با ترتیب کوهن-مکوالی شروع می کنیم.

قضیه 1-4-G را یک n دایره برای  در نظر بگیرید. پس G به ترتیب کوهن-مکوالی است اگر وفقط اگر 5 یا 3=n . درواقع وقتی 5 یا 3=n ، n دایره، کوهن-مکوالی است.

اثبات.چون یک 3دایره وتری است ،نتیجه برای 3=n از فرضیه 2-3 پیگیری می شود و دیدن کوهن مکوالی بودن راحت است. وقتی n=5  گرنشاین [2]است.

حالا فرض کنید برای  ماخطوط 2r برای پوشش داریم، وهرراسی به دقیقا هر دو خط مماس است .بنابراین حداقل نقطه اصلی پوشش راس r است و  شاخص های فرد و  شاخص های زوج ، حداقل 2 پوشش های راس هستند. در نتیجه  که یک نیم بری کامل تک جمله های درجه  است. و بنابراین یک تجزیه خطی ندارد. بنابراین  خطی و به جهت مولفه نیست، و G به ترتیب کوهن-مکوالی نیست.

برای محاسبه اعداد y Betti را محاسبه کنیم، از هومولوژی (همگون سازی) ساده شده استفاده می کنیم. یک بردار غیرمربع را برای یک بردار با مدخلش در {0,1} تعریف کنید.

بگذارید M یک ایدهآل تک جمله ای باشد و

{بردارهای غیرمربعc  مانند

 

این مجموعه بالایی ساده شده کوزل M مثلا در (12) تعریف شده است. ما میتوانیم اعداد بتی درجه Nn مربوط به M را با نسبت  از (تئوری 34-1) محاسبه کنیم. جمع کردن تمام b های غیرمربع بادرجه j و Bij(M) را به دست میدهد.

یا نشان می دهیم که ، که ثابت می کند J یک تجزیه خطی ندرد (وقتی  . یگ بردار غیرمربع واحد ،مرتبط با درجه b=(1,…,1) , 2r+1 وجوددارد که به حداقل  مربوطند. در اینجا یک مجموعه زنجیره ای داریم

در زیر ، ما باید از نکته پایین استفاده کنیم: اگر  یک بردار با مدخل هایی در {0,1} مربوط به صورتی در مجموعه ساده شده مان باشد،غالبا باید صورت را به صورت  بنویسیم، که در آن jt دقیقا مدخل های غیرصفر  مربوط به  می باشد و

 تمامی صورت هایی که با آنها کار می کنیم، حداکثر دو بعد دارند .ما صورت ها را به نحوی میگردانیم که اگر  را در مسیر مثبت و  رادر جهت منفی قرار دهیم. به طور مشابه ما خطوط را به نحوی هدایت میکنیم که رفتن از xi0 به xi1 در جهت مثبت باشد.

برای یافتن  ، ما نیازمند حساب کردن  هستیم. اگر بتوانیم عنصری در  ایجادکنیم که در  نباشد، نشان داده ایم.

که . ما باید به پوشش های رئوس وتک جمله ای مرتبط پایین به صورت متغیر رجوع می کردیم.

نخست فرض کنید که 2r+1>v ،ما حالت 2r+1=v را به طور جداگانه انجام می دهیم. ما نخست ادعا می کنیم که  . اگر بود ،پس باید یک پوشش راس  حداقل وجود داشته باشد که آن را تقسیم کرده باشد. اما بعد  را تقسیم می کند چون  وجود ندارند. برای پوشاندن خطوط9-27 باقی مانده ای که پوشانده نشده اند حداقل به رئوس 4-r نیازمندیم. این یعنی اینکه درجه  ،اما همه پوشش های رئوس حداقل وبنابراین حداقل تولید کننده های j درجه r+1 دارند. (توجه کنیدکه وقتی 2r+1=9 ، حداقل تولید کننده های J درجه 5 دارند ، و  درجه 6 دارند.بنابراین  بعد نشان میدهیم که  در J هستند.

برای اثبات این امر باید نشان بدهیم که یک پوشش راس حداقل هر یک از این تک جمله ای ها را تقسیم می کند. درنخستین حالت از  استفاده کنید ؛ در دومی  عمل می کند. و در آخری از  استفاده کنید.

بنابراین  خطوط  هستند، اما  صورتی از  نیست. بنابرین  در تصویر  وجود ندارد.

البته ،

بنابراین f در قسمت  است و  سپس J یک تجزیه خطی ندارد.

وقتی 2r+1=7 مباحث کمی متفاوتی نیاز داریم. یک فرد می تواند حساب کند که در این حالت ،دوگانگی الکساندر  به صورت زیر است.

 و تجزیه آزاد حداقل درجه را دارد:

بدلیل جفت دوم دردرجه هفتم،  یک تجزیه خطی ندارد. بنابراین G به ترتیب کوهن-مکوالی نیست.

نکته 2-4-قضیه 1-4 مستقل از خاصیت K است.توجه کنید که اگر k ویژگی اولیه داشته باشد،اعداد درجه بندی شده بتنی R/J مانند حالت در صفر هستند یا بالا می روند، به این دلیل است که رفتار برای بعد گروه های هومولوژی که ما حساب کرده ایم، یکسان است. ابعاد گروههای هومولوژی در ویژگی p>0 با حالت صفر یکسان هستند یا ممکن است اگر یک قسمت پیچش p معرفی می شود، افزایش یافند. برای نمونه ، قسمت پایانی بحث ضرایب جهانی را در فصل 9و13 ببینید. بنابراین برای تمامی حالت های k داریم

حالت 5 دایره ای نشان میدهد که عکس فرضیه 2-3 نادرست است .گراف های غیروتری بسیاری هستند که به ترتیب کوهن-مکوالی می باشند. ما اینجا دونمونه ساده می آوریم تا نشان دهیم که تغییرات کوچک در گرافی که به ترتیب کوهن-مکوالی نیست میتواند گرافی را به دست بدهد که چنین ویژگی را داراست.

 

مثال 3-4-G را در 4-دایره در نظر بگیرید و H را گراف G با یک راس پنجم که توسط یک خط واحد به G متصل شده است فرض کنید.بنابراین ,  

با توجه به قضیه 1-4-، G به ترتیب کوهن-مکوالی نیست.دوگانه الکساندر  اینگونه است:

 

چک کردن این که  خطی و هم جهت مولفه است راحت است چون عملگر واحدی در درجه 2 ونظم 3 دارد. بنابراین H به ترتیب کوهن-مکوالی است.

مثال 4-4- به عنوان یک مسئله کمی پیچیده تر، فرض کنید که G یک 6 دایره است و ماگراف H را با اضافه کردن یک راس هفتم واتصال آن به دو راس مجاور G به دست می آوریم.

بنابراین : 

وهمچنین:

یک فرد می تواند در ملکوالی 2 چک کند که  خطی و به جهت مولفه است ،پس H به ترتیب کوهن-ملکوالی بودن خارج قسمت ها توسط ایده آل های تک جمله ای با تو جه به Daral [2] سود می برد.

به خاطر بیاورید که یک عنصر  و جایی که  یک مجموعه ساده شده است، یک صورت  نامیده می شود. بعد صورت F ،  است. بعد  در نتیجه  می باشد. ما می نویسیم  ،تا زیر مجموعه  که صورت های بیشینه اش (صفحات ) تمامی صورت هایی  بعد I هستند را نشان دهیم.

فرضیه 5-4 ] 2، فرضیه 3-3[ .I را یک ایده آل تک جمله ای غیرمربع فرض کنید و  را مجموعه ساده شده تعریف شده توسط I از طریق تناظر استنلی، رسیند در نظر بگیرید. تا  را زیر مجموعه I بعدی خالص  در نظر بگیرید. پس R/I به ترتیب کوهن-مکوالی است اگر وتنها اگر هر  کوهن مکوالی باشد.

 

ما همچنین به تعریف زیر نیازمندیم:

تعریف 6-4- اگر  مجموعه ساده شده ای از بعد d-1 باشد پس  بردار f  در جایی که fi تعداد صورت های بعد I است (جایی که .

اگر

سری های هیلبرت پوینکر  باشد، در نتیجه بردار  به صورت  است.

تکمیل یک گراف G که با  نشان داده شده است. گرافی است با مجموعه رئوسی یکسانی چون G ، اما با مجموعه خط

فرضیه 7-4-G را به عنوان یک گراف ساده در نظر بگیرید. H2 را مجموعه رئوس جدای Gc و  در نظر بگیرید (پس  ،اتحاد غیر متصل  است).

اگر  در نتیجه  به ترتیب کوهن-مکوالی نیست.

اثبات. چون  یک ایده آل تک جمله ای غرمربع است، همچنین با یک مجموعه ساده شده از طریق تناظر استنلی رسیند مرتبط است. به ویژه ،  است جایی که  یک مجموعه گروه مرتبط با  است.بگذارید  زیر مجموعه 1بعدی خالص را نشان دهد.حالا  به سادگی اسکلت  است که یعنی این یک گراف می باشد. به طور مشخص،  چون  یک گراف است، بردار f  به صورت  است.

با استفاده از نسبت بین بردارهای F و h همان طور که در صفحه 56 کتاب استنلی داده شده است داریم:

 

اگر  ، در نتیجه  یک ترتیب نیست (تمام مقادیر باید مثبت باشند).پس  توسط (نتیجه پیامد 2-3) کوهن مکوالی نیست چون بردار h یک حلقه کوهن-مکوالی استنی رسیند باید یک ترتیب 0 باشد. بنابراین با توجه به فرضیه 5-4،  به ترتیب کوهن-مکوالی نیست.

مثال 8-4-نتایج بالا توجیهی دیگر برای این است که چرا 4-دایره به ترتیب کوهن-مکوالی  نیست.

چون  ، گراف  دو خط دارد، اما 4 راس دارد، پس  نمی تواند به ترتیب کوهن مکوالی باشد چون

 

 


-nonpure shellability[1]

-Gorenstein[2]

 


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درموردایده آل های خطی به ترتیب کوهن-مکوالی

تحقیق در مورد خلافت انسان در قرآن

اختصاصی از فی ژوو تحقیق در مورد خلافت انسان در قرآن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد خلافت انسان در قرآن


تحقیق در مورد خلافت انسان در قرآن

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه8

 

فهرست مطالب ندارد 

خلافت انسان در قرآن

 

اگر آدمی بخواهد دقیقاً بفهمد که انسان چگونه موجودی است واز کجا آمده و برای چه در این دنیا و در این زمین قرار داده شده و به سوی چه هدفی باید حرکت کند لازم و ضروری است که داستان حضرت آدم(ع)را از منظر قرآن و عترت علیهم السلام بررسی نماید چرا که آدم(ع)اولین نماینده از نسل بزرگ بشریت است و نظام رفتاری خداوند با او که از برنامه خداوندی نشأت می گیرد به نوعی بیانگر نظام رفتاری خداوند با همه بشریت است و در خلال این برنامه و رفتارها می توان دریافت که انسان چگونه موجودی است و از کجا آمده؟ و برای چه دراین دنیا و در این زمین قرار داده شده؟ و به سوی چه هدفی باید در حرکت باشد؟

در بین همه مقوله ها و موضوعات مرتبط با حضرت آدم(ع)یکی از موضوعاتی که شاید نسبت به بقیه از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و با فهم صحیح آن می توان به بسیاری از سوالات کلیدی انسانها پاسخ داد موضوع خلیفه است.که در داستان آدم (ع)بسیار پررنگ است و بسیار جلب توجه می کند.اینکه خداوند آدم(ع)را به عنوان خلیفه خود معرفی می کند این خلیفه به چه معنا است؟و این خلیفه چه وظایفی را دارد؟

قبل از پرداختن به تعریف لغوی خلیفه ابتدا باید ببینیم که خداوند این موضوع را برای اولین بار در چه سوره و چه آیه ای طرح نموده سپس با توجه به آیه مورد نظر و نیز آیات مرتبط در قبل و بعد آن مفهوم خلیفه را استخراج نموده و بر اساس این مفهوم ترجمه لغوی مناسبی برای خلیفه ارائه دهیم.

اولین باری که خداوند واژه خلیفه را برای آدم مطرح می نماید در سوره بقره آیه 30 می باشد با کمی بررسی و دقت در می یابیم که آیات 29 الی 38 سوره بقره درباره مفهوم خلیفه سخن بسیار دارد و با توجه و تدبر در این آیات می توانیم  مفهوم خلیفه را بهتر بدست آوریم لذا مفهوم خلیفه را با توجه به آیات 29 الی 38 سوره بقره تحت عناوین زیر مطرح می نماییم.

1- جمیع آنچه را که خداوند در زمین خلق نموده برای خلیفه و خلیفه شدن آفریده است.

خداوند در آیات 29 سوره بقره می فرماید:هوَ الّذی خَلَقََ لَکُم ما فِی الاَرضِ جَمیعا:او کسی است که آفریده برای شما آنچه را که در زمین است - سوالی می کنیم منظور خداوند از شما (کُم)که همه چیز در زمین برای آنها آفریده شده چه کسانی هستند؟خداوند پس از این بیان بلافاصله در آیه بعدی موضوع خلیفه را مطرح می نماید.

وَاِذ قالَ رَبُّکَ لِلملائِکَه اِنّی جاعِلٌ فی الاَرض خلیفه: و زمانی که پروردگارت به ملائک گفت همانا من می خواهم در زمین خلیفه قرار دهم و نیز با توجه به واو عطف در ابتدای آیه 30 که ارتباط مفهومی با آیه 29 رابیان می کند همچنین واژه مشترک فِی اَلاَرض در دو آیه می توان دریافت منظور خداوند از (کُم)در آیه 29 همان خلیفه در آیه 30 است و چون ضمیر جمع(کُم)آمده این مفهوم نیز برداشت می‌شود که خداوند هر آنچه را که در زمین آفریده برای کسانی است که در جهت خلیفه شدن گام بر می دارند.سپس خداوند آنها را بعنوان خلیفه خود در زمین قرار می دهد.

2- خداوند،خلیفه را بر می گزیند و به خلافت منصوب می نماید.

بر اساس آیه 30 سوره بقره این خداوند است که موضوع خلیفه را مطرح و او را برمی گزیند آنجا که به ملائک می فرماید: وَاِذ قالَ رَبُّکَ لِلملائِکَه اِنّی جاعِلٌ فی الاَرض خلیفه:و زمانی که پروردگارت به ملائک گفت همانا من در زمین خلیفه قرار می دهم.

3- خلیفه باید ربوبیّت خدا را خلافت کند یعنی خلیفه ربّ باشد و چون محصول ربوبیت تربیت است پس وظیفه خلیفه تربیت است.

خداوند از اسماء و صفات بسیاری بر خوردار است و هر زمان که بخواهد کاری انجام دهد از طریق یکی از اسماء یا صفاتش آنرا انجام می دهد.باتوجه به آیه 30 سوره بقره درمی یابیم که خداوند با ربوبیتش می خواهد خلافت را ایجاد کند چرا که می فرماید: وَاِذ قالَ رَبُّکَ و زمانی که گفت ربِّ تو  وچون خداوند از باب ربوبیت خود سخن گفته و بعد موضوع خلیفه را مطرح می نماید و می توان فهمید که ارتباطی بین واژه رب و خلیفه وجود دارد و این خلیفه باید خلیفه ربوبیت خداوند باشد.و چون محصول ربوبیت،تربیت است پس اسن خلیفه باید مربی باشدو به تربیت بپردازد.

4- خلیفه از جنس انسان است و انسان ظرف مناسبی برای خلافت است.

پر واضح است که موضوع خلیفه در این آیات درباره آدم(ع)است و چون آدم(ع)از جنس انسان است پس خلیفه باید از جنس انسان باشد همچنین این موضوع با خطاب به ملائکه مطرح می شود و آنان عکس العمل نشان می دهند و خود را سزاوار خلافت می دانند که می گویند:وَ نَحنُ نُسَبِّحُ بِحَمدِک وَ نُقَدِسُ لَک :و ما تو را تسبیح و تقدیس و تحمید می کنیم و خداوند در پاسخ به آنها می فرماید:اِنّی اَعلَمُ ما لا تَعلَموُن یعنی من چیزی را می دانم که شما نمی دانید سپس وَعَلََّمَ آدَمَ الاَسماءَ کُلَّها مطرح می شود در نتیجه این انسان است که می تواند ظرف مناسبی برای خلافت ربوبیت باشد.

5- شأن انسانی که خلیفه است از شأن همه ملائک نزد خدا برتر و بالاتر است.

چون خداوند موضوع خلیفه را با خطاب به ملائک مطرح می کند و به آنها می فرماید که شما خلیفه من نیستید  و خلیفه من از جنس انسان است و این خلیفه ویژگی هایی دارد که شما ندارید و نیز ظرف مناسبی برای خلافت من است که شمای ملائک اینگونه نیستید و در آیات بعدی با طرح موضوع انباء آدم(ع)به ملائک و در نهایت سجده ملائک به آدم(ع)در می یابیم که این انسانی که قرار است خلیفه رب باشد و شأن و جایگاهش نزد خدا از همه ملائک برتر و بالاتر است.

6- خلیفه در زمین خلافت می کند و به بیانی دقیق تر مرکز فرماندهی خلیفه در زمین است.

خداوند اصرار دارد که با کلمات جاعِلٌ فی الاَرض در آیه 30 بفهماند که خلیفه در زمین خلافت می کند چرا  که قیدجعل به زمین(فِی اَلارض) برمیگردد نه به خلیفه وجالب است که با طرح موضوع خلیفه در بین ملائک و انباءآدم(ع)به ملائک و سجده ملائک به آدم(ع)به این مفهوم جلب توجه‌ می‌کندکه محدوده خلافت خلیفه فقط زمین نیست و این خلافت در عوالم دیگر نیز جاری است چون ملائکه از جنس عالم برزخ هستند پس حداقل این خلافت محدوده عالم برزخ به پایین است درنتیجه زمین می شود مرکز خلافت خلیفه و مرکز فرماندهی خلیفه.

7- خلیفه اهل فساد و خونریزی نیست.

ملائکه پس از بیان خداوند دربارۀ خلیفه قرار دادن انسان در زمین عکس العمل نشان داده  و بعنوان اولین بیان می گویند:­­اَتَجعَلُ فیها مَن یُفسِدُ فیها وَ یَسفِکُ الدِِّماء:آیا در زمین کسی را قرار می دهی  که فساد می کند و خونریزی می نماید.چون خداوند این بیان ملائکه را رد نمی نماید می فهمیم که بعضی از انسانها در زمین فساد و خونریزی بپا می کنند ولی خلیفه رب که از جانب خداوند انتخاب شده اهل فساد و خونریزی نسیت و در انتهای آیه خداوند نیز به آنها گوشزد می کند کهاِنّی اَعلَمُ ما لا تَعلَمون همانا من چیزی را می دانم که شما نمی دانید همچنین از این آیه می توان فهمید که همه انسانها در مسیر خلیفه شدن گام بر نمی دارند و بعضی اهل فساد و بعضی به جنگ و خونریزی می پردازند.

8- خلیفه کاری فراتر از تسبیح و تحمید و تقدیس خداوند را انجام می دهد.

ملائک به خدا عرضه می دارند که وَ نَحنُ نُسَبِّحُ بِحَمدِک وَ نُقَدِسُ لَک:خدایا خلیفه می خواهی چه کار ما که تو را تسبیح و تحمید و تقدیس می کنیم از این بیان ملائکه فهمیده می شود که خلیفه علاوه بر تسبیح و تحمید و تقدیس خداوند بر اموری بالاتر از این امور باید بپردازدچرا که ملائکه نیز می‌توانند خدا را تسبیح و تحمید و تقدیس نمایند.اوج کار ملائک این است در صورتی که خلیفه رب به اموری فراتر نیز می پردازد. 

9- معلم خلیفه خود خدا ست.خداوندمعلّم خلیفه است.

بر اساس آیه وَ عَلَّمَ آدَمَ الاَسماءَ کُلََّها  برداشت می شود که معلم آدم(ع) که بعنوان خلیفه قرار است در زمین قرار گیرد خداوند است.

10- خلیفه علم همه اسماءرا از خداوند می آموزد و علم همه اسماءرامی داند.

وَ عَلَّمَ آدَمَ الاَسماءَ کُلََّها:و آموخت به آدم همه اسماء را.

11- خلیفه توان فراگیری و انباء(خبر دادن)همه اسماء را دارد.

خداوند علم همه اسماء را به آدم(ع)تعلیم می دهد(وَ عَلَّمَ آدَمَ الاَسماءَ کُلََّها)در صورتی که ملائکه نتوانستند از آن اسماءخبر دهند و انباء کنند (ثُمَّ عَرَضَهُم عَلَی المَلائِکَه فَقالَ اَنبِئونی بِاَسماءِهؤُلاءِ اِن کُنتُم صادِقین- قالوُ سُبحانَک لا عِلمَ لَنا  اِلاّ عَلَّمتَنا اِنَّکَ اَنتَ العَلیمُ الحَکیم)سپس آدم(ع) به دستور خداوند بعد از فراگیری همه اسماءشروع به انباء آن به ملائک می کند.و نبوت آدم(ع)با انباء به ملائک آغاز می شود.ولی ملائکه نه توان فراگیری انباء اسماء راداشتند و نه توان انباء اسماء را.چرا که اگر ظرفیت آن را می داشتند خداوند حتماً آنها را آگاه می ساخت.

12- خلیفه به اذن الهی انباء می کند.

قالَ یا آدَمُ اَنِبهُم بِاَسمائِهِم:گفت ای آدم به اسماء آنها ملائکه را خبر کن.

13-خلیفه عالم به غیب و شهود است.

موضوع اسماء موضوعی است که به عالم غیب ارتباط دارد و ملائکه به عالم شهود احاطه داشتند و آدم(ع)به موضوعی انباء می کند که مربوط به فراتر از عالم شهود یعنی عالم غیب است زیرا خداوند پس از انباء آدم(ع)به ملائکه می فرماید:اَلَم اَقُل لَکُم اِنّی اَعلَمُ غَیبَ السَّمَواتِ وَ الاَرض:آیا به شما نگفتم که من دانای به غیب آسمانها و زمین هستم و خلیفه باید عالم به غیب باشد تا عالم به اسماءباشد.

14- خلیفه کسی است که باوجه اسمائی اهل بیت(ع)آشناست و آن وجوه رانبوّت می کند.

خداوند در آیه 31 پس از تعلیم همه اسماء به آدم(ع)آن اسماء را به ملائک عرضه می کندو از آنها می خواهد که به اسماء اینان(هؤُلاءِ)او را خبر دهند اگر در کلام خود صادقند- (وَعَلََّمَ آدَمَ الاَسماءَ کُلَّهاثُمَّ عَرَضَهُم عَلَی المَلائِکَه فَقالَ اَنبِئونی بِاَسماءِهؤُلاءِ اِن کُنتُم صادِقین)خداوند در ابتدا جهت تعلیم آدم(ع)واژه اسماء را بکار می برد ولی در ادامه موضوع اسماء را با واژه هؤلاءِ (اینان)تکمیل می کند و منظور خدا را از اسماء بیان می نماید.واز ملائکه می خواهد اسماء هؤلاءِ(اینان) را بیان کنند ودر آیه 33 بعد از اقرار ملائکه به عدم توانایی در انباءِ اسماء به آدم(ع)می فرماید که ملائکه را به اسماء آنها (اسمائِهِم)آگاه کند حال سؤال می کنیم که منظور از هؤلاءِ(اینان)در آیه 31 و هِم(آنها- ایشان)که به هؤلاءِ برمی گردد در آیه 33 چه کسانی هستند؟

در روایات به صراحت بیان شده که ملائکه با انوار اهل بیت(ع)که حول عرش در گردش بودند آشنا بودند حتی تسبیح و تحمید و تقدیس خداوند را از آنها فراگرفته بودند ولی با وجوه بالاتر اهل بیت(ع)یعنی وجه اسمائی آنها آشنا نبودند بلکه توان فهم و انباء آنرا نیز نداشتند و آدم(ع)آنها را با این وجوه برتر اهل بیت(ع)آشنا می سازد از مطالب ذکر شده می توان دریافت که یکی از مهم ترین وظایف خلیفه این است که همه انسانها را بلکه ملائکه را با وجوه مختلف اهل بیت(ع)آشنا می سازند و از آن وجوه به مردم خبر دهند.

15- خلیفه کسی است که بتواند موضوعاتی را از عالم غیب در یابد و در عالم شهود انباء کند و خلیفه نبی نیز هست.

چون موضوع اسماء مربوط به عالم غیب است و این موضوع در آیه33 به صراحت بیان شده پس معلوم می شود که خلیفه عالم به غیب بوده و می تواند آنرا در عالم شهود انباء کند حال می توان تعریفی از نبوت را در اینجا مطرح کرد که نبی کسی است که از عالم غیب خبر می دهد و خلیفه،نبی نیز هست.

16- خلیفه به اذن الهی آشکار و پنهان عالم را می داند.

از آنجا که خداوند علم اسماء را که مربوط به غیب عالم است به آدم(ع)می آموزد تصریح وَ اَعلَمُ ما تُبدُونَ وَ ما کُنتُم تَکتُموُن در آیه 33 بر این نکته اشاره دارد که خداوند آشکار و پنهان عالم را نیز به خلیفه اش نشان می دهد.

17- همه ملائک تحت فرمان خلیفه هستند.و خلیفه مربی تمام ملائک است.

بعد از اینکه خداوند توان آدم(ع)را به رخ ملائک می کشد در آیه 34 به آنها امر می کند تا به آدم(ع)سجده کنند(وَاِذقُلنا لِلمُلائِکَهِ اسجُدُوالِآدَم).سجده یعنی اطاعت یعنی در اختیار بودن خداوند با امر به سجده می خواهد این معنا را بفهماند که ای ملائکه خلیفه من مربی شما ست(بر اساس آیات 30-31-32)و شما باید تحت فرمان و اطاعت او باشید.و نیز این مفهوم را نیز می توان برداشت کرد که در قبال خلیفه باید رفتار خاصی از خود نشان داد که در اینجا ملائک امر به سجده می شوند.

18- خلیفه دشمنی دارد به نام ابلیس که خود را برتر از خلیفه می بیند.واین دشمن از فرمان خداوند سرپیچی نموده است.و دشمن قسم خورده انسان است.

بعد از اینکه همه ملائک به آدم(ع)سجده نمودند دیده می شود که موجودی از طایفه جنّ که در بین ملائک می زیسته از سجده بر آدم(ع)اِبا می کند و خود را برتر از او می شمارد(استَکبَرَ)و از کافران می شود(وَکانَ مِنَ اَلکافرِین)سپس خداوند آدم(ع)را و همسرش را در بهشت قرار می دهد و به آنها اجازه استفاده از تمام نعمات بهشتی را می دهد مگر یک چیز که می فرماید به این درخت نزدیک نشوید(وَلا تَقرَبا هذِهِ الشَّجَرَه)که اگر نزدیک شدید از ظالمین خواهید بود(فَتَکوُنا مِنَ الظّالِمین).

اما متأسفانه آدم(ع)و همسرش توسط شیطان که همان ابلیس است وسوسه می شوند و شیطان آن دو را به خوردن آن درخت ممنوعه تشویق و تحریص می نماید و آنها از آن درخت به اندازه چشیدن می خورند بعد از خوردن آن درخت آدم(ع)و همسرش از بهشت اخراج می شوند و در جای دیگری از زمین که خالی از زیباییها و نعمات بهشتی است قرار داده می شوند(فَاَزَ لَّهُمَا الشَیطانُ عَنها فَاَخرَجَهُما کانا فیه)از این آیات و مفاهیم مطرح شده در آن درمی یابیم که موجودی بنام ابلیس یا شیطان از ابتدا با سجده نکردن بر آدم(ع)دشمنی خود را با خلیفه خدا آغاز می کند و بعد از آن باعث اخراج آدم(ع)و همسرش از بهشت می شود.و قرار است انسان و ابلیس تا زمانی معین در زمین با یکدیگر در جنگ و ستیز باشند(وَقُلنَا اهبِطوُا بَعضَکُم لِبَعضٍ عَدُوٌّ وَ لَکُم فِی الاَرضِ مُستَقَرٌ وَ مَتاعُ اِلی حینٍ)

19- خداوند خلیفه اش را حمایت می کند بلکه او را ارتقا می بخشد و نمی گذارد توسط شیطان ضایع شود.

بعد از اینکه شیطان آدم(ع)را وسوسه کرد و باعث خروج او از بهشت شد و آدم(ع)در فضای بدی در مقایسه با بهشت قرار گرفت خداوند او را رها نکرد بلکه با موضوعی به نام کلمات او را ارتقاءبخشید.

آدم(ع)با وجه اسمائی اهل بیت(ع)آشنا بود و خداوند بعد از هبوط آدم(ع)او را با وجه کلماتی   اهل بیت(ع)آشنا می کند و با کلمات دست او را می گیرد و ارتقا می بخشد و بواسطه کلمات توبه او را می پذیرد(فَتَلَقّی آدَمُ مِن رَبِّه کَلَماتٍ فَتابَ عَلَیهِ اِنَّه هُوَ التََّوّابُ الرَّحیم)

در روایات داریم که جبرئیل به خدمت آدم(ع) رسید و به او کلماتی را آموخت تا به واسطه آن کلمات از خداوند طلب توبه نماید. آدم(ع)گفت:یا حمیدُ به حق محمد- یا عالیُ بحق علی- یا فاطرُ بحق فاطمه- یا محسنُ بحق الحسن- یا قدیمُ الاحسان بحق الحسین و گویا آدم(ع)فقط با وجه کلماتی پنج تن آشنا شد و بواسطه آنان توبه اش پذیرفته شد.

20- خلیفه در زمین تحت هدایت الهی است و وظیفه او تبعیت از این هدایت است.

بعد از هبوط دوم آدم(ع)خداوند می فرماید:قُلنَا اهبِطُوا مِنها جَمیعًا فَاِمّا یَاتِیَنََّکُم مِنّی هُدًی فَمَن تَبِعَ هُدایَ فلاخَوفٌ عَلَیهِم وَ لاهُم یَحزَنُون یعنی:گفتیم همگی از آن جایگاه هبوط کنید پس اگر زمانی از جانب من هدایتی به سوی شما آمد پس هر کس از آن تبعیت کند و هیچ ترس و حزنی نخواهد داشت.

از این آیه که آیه 38 سوره بقره است در می یابیم که علاوه بر القاء کلمات بر آدم(ع)او روی زمین نیز تحت هدایت الهی می باشد.خداوند هیچ وقت خلیفه اش راتنها به حال خود وا نمی گذارد.اما این مطلب را نیز گوش زد می نماید که خلیفه باید اهل تبعیت باشد و همه جانبه از هدایت پیروی کندکه اگر اینگونه رفتار نماید به هیچ ترس و حزن و اندوهی دچار نخواهد شد.

21- انسان برای خلافت آفریده شده است.

زمانی که خداوند در آغاز خلقت انسان از بین تمام واژه ها موضوع خلیفه را برای اولین بشر مطرح می نماید این پیامی است به همه انسانها که باید در جهت خلیفه شدن گام بردارند تا خداوند آنها را خلیفه خودش نماید.

حال با توجه به مفاهیم ارائه شده چه معنای لغوی مناسبی و صحیحی را می توانیم برداشت کنیم که در شأن خلیفه خدا باشد.

یک بار دیگر مفاهیم خلیفه را بصورت اجمالی مرور کنیم.

خلیفه انسانی است که توسط خدا برگزیده و تحت تعلیم و تربیت خدا قرار می گیرد و فقط به اذن الهی رفتار می کند خلیفه عالِم به غیب و شهود عالَم است و ملائکه تحت انقیاد و اطاعت او هستند.

خلیفه وظیفه دارد مردم را با وجوه اهل بیت(ع)آشنا کند بلکه آنها را به سوی اهل بیت(ع)حرکت دهد.خلیفه انسانی است که دشمن سر سختی بنام ابلیس دارد که هر زمان این خلیفه بخواهد با نظر شخصی خود حرکت کند و از تحت اطاعت خداوند خارج شود ابلیس بر او غلبه می نماید ولی زمانی که ابلیس او را از مسیر صراط خارج کرد این خداوند است که خلیفه را تحت حمایت خویش قرار   می دهد و نمی گذارد توسط شیطان ضایع شود بلکه توبه او را پذیرفته و او را نیز ارتقا می بخشد و این ارتقاء یعنی آشنا شدن با وجوه اهل بیت(ع).

خلیفه انسانی است که محصول کارش باید تربیت باشد زیرا قرار است خلیفه رب باشد او مردم را برای خلیفه شدن تربیت می کند و این خلیفه از زمین بر همه عوالم خلافت می نماید.و او اهل فساد و خونریزی نبوده وهمیشه در پی اصلاح است.

در ترجمه لغوی خلیفه در کتاب لغت معانی مختلفی بیان شده که در بین همه آنها معنای جانشینی بسیار مورد توجه قرار گرفته است و اگر ما بخواهیم با توجه به مفاهیم مطرح شده معنای جانشینی را انتخاب کنیم نمی توانیم در این معنا تمام مفاهیم را قرار دهیم زیرا جانشین فرمان رئیس خود را اجرا می کند و خلیفه در مفاهیم ارائه شده مجری نیست بلکه فراتر از مُجری است . مُجری بودن نوعی واسطه و حائل نیز می باشد در صورتیکه هیچ واسطه و حائلی نباید بین خدا و بندگانش باشد و چون خلیفه می خواهد انسانها را تربیت کند نباید این تربیت به صورت واسطه ای جلوه کند و این مشکل نوعی شرک خفّی نیز به شمار می آید.

همچنین درباره خلیفه به معنای جانشین مطرح شده است که خلیفه کسی است که بعد از مستحلف عنه قرار می گیرد و در خَلف و ورای او واقع می شودپس اگر مستحلف عنه همواره حضور داشته باشد  و هرگز غیبت نکند استخلاف و جانشینی نسبت به او معنی نخواهد داشت با توجه به این که خداوند محیط به همه چیز است و همیشه حضور دارد خلیفه بودن انسان به معنای جانشینی معنی نمی دهد پس باید این معنا درباره خداوند توجیه شود.

همانطور که می دانیم همه چیز و همه کس توسط خدا آفریده شده است و این خداست که دارد خدائی می کند و هر چیزی را به سوی هدف تعین شده اش تربیت و هدایت می کند.حال با این نگاه توحیدی معنای خلیفه را اینگونه بیان می داریم که چون خلیفه همه را تربیت و هدایت می نماید و صحیح نیست که خداوند خودش مستقیماً این کار را انجام دهد پس انسان شایسته ای که توان خلیفه شدن را در او قرار داده برمی گزیند و از طریق او و از مجرای او عالم و آدم را تربیت و هدایت می‌نماید و هر فعلی که خلیفه انجام میدهد در حقیقت خدا انجام داده و این خداوند است که از طریق خلفای خود حرف می زند و رفتار می نماید.این معنای از خلیفه به عنوان مجرا می تواند ظرف مناسبی برای همه مفاهیم مطرح شده باشد.

مَجرا محیطی و فضائی است که هیچ چیزی در آن نیست و فقط قرار است چیزی از آن فضای توخالی عبور کند انسانی که قرار است خلیفه و مجرای ربوبیت خدا باشد سعی می کند که چیزی نباشد حتی برای خود در مقابل خداوند احساس شخصیت نیز ننماید چرا که هر مَن گفتنی در نظام الهی یعنی کوچکتر شدن و بالاخره بسته شدن آن مجرا و زمانی که آن مجرا بسته شود دیگر مشیت الهی از آن عبور نمی کند.این معنای از خلیفه درباره اهل بیت(ع)نیز وجود دارد زمانی که در زیارتها و ادعیه دقت می کنیم در میابیم که خود اهل بیت(ع)ما را به سوی واژه بنام باب دعوت می کنند و می گویند ما باب الله هستیم،باب یعنی فضایی که در آن چیزی نیست و حجابی وجود ندارد در دعای ندبه می خوانیم این باب الله اَلذی منه یؤنی خطاب به امام زمان(عج)عرضه می داریم که شما باب الله هستید یعنی خدائی خدا از طریق و مجرای شما صورت می‌پذیرد.البته این نکته نیز باید مطرح شود که مجرا بودن اهل بیت(ع) تا مجرا بودن سایر خوبان بسیار متفاوت است که چون توضیح آن در موضوع این نوشتار نمی گنجد،تشریح آن را به مطلب مستقلی پیرامون آن ارجاء می دهیم.

اکنون باتوجه به مفاهیم مطرح شده در آیات 29 الی 38 سوره بقره درباره خلیفه به این نتیجه رسانده می شویم که بهترین معنابرای این واژه معنای مجرا بودن می باشد و مجرا انسانی است که از طریق او خداوند در روی زمین عالم و آدم را به سوی بهترین مقصد تربیت،هدایت و ولایت می کند.

 

 


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد خلافت انسان در قرآن

مقاله خطبه جهاد

اختصاصی از فی ژوو مقاله خطبه جهاد دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله خطبه جهاد


مقاله خطبه جهاد

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه3

 

فهرست مطالب

 

آینده بشریت وظهر حضرت مهدی (عج)

-     ره آورد حکومت حضرت مهدی (عج)

-     سر نوشت امت اسلامی پس از پیامبر (ص)

 

آینده بشریت وظهر حضرت مهدی (عج)

 

           به راههای چپ وراست رفتند ،وراه ضلالت وگمراهی پیمودند ،وراه روشن هدایت را گذاشتند . پس در باره آنچه که باید باشد شتاب نکنید ، وآنچه را که در آینده باید بیاید دیر مشمارید ،چه بسا کسی برای رسیدن به چیزی شتاب می کند اما وقتی به آن رسید دوست دارد که ای کاش آن را نمی دید ، وچه نزدیک است امروز ما به فردایی که سپیده آن آشکار شد. ای مردم !اینک ما در آستانه تحقق وعده های داده شده ،ونزد یکی طلوع آن چیزهایی که بر شما پوشیده وابهام آمیز است قرار داریم .

2-     ره آورد حکومت حضرت مهدی (عج)

      بدانید آن کس از ما (حضرت مهدی عج)که فتنه های آینده را در یابد ، با چراغی روشنگر در آن گام می نهد وبر همان سیره وروش پیامبر (ص) وامامان (ع) رفتار می کند تا گره ها را بگشاید، بردگان وملت های اسیر را آزاد سازد ، جمعیت های گمراه وستمگر را پراکنده وحق جویان پراکنده را جمع آوری می کند . حضرت مهدی (عج) سالهای طولانی در پنهانی از مردم به سر می برد آن چنان که اثر شناسان ،اثر قدمش را نمی شناسند ،گرچه در یافتن اثر ونشانه ها تلاش فراوان کنند. سپس گروهی برای درهم کوبیدن فتنه ها آماده می گردند ،وچونان شمشیر ها صیقل می خورند ،دیده هاشان با قرآن روشنایی گیرد،ودر گوش هاشان قرآن طنین افکند ،ودر صبحگاهان وشامگاهان جامهای حکمت سر می کشند.

3-     سر نوشت امت اسلامی پس از پیامبر (ص)

          روزگار آنان به طول انجامید تا رسوا یی آنها به نهایت رسید ، وخود را سزاوار یلای زمانه گرداندند وچون پایان مدت آنها نزدیک شد گروهی در فتنه ها آسودند وگروهی دست به حمله وپیکار با فساد گران زدند وبا شکیبتیی که داشتند بر خدا منت ننهادند وجان دادن در راه خدا را بزرگ نشمردند تا آنجا که اداره الهی به پایان دوران جاهلیت موافق شد شمشیر ها در راه خدا کشیدند وبینش های خود را بر شمشیر نشاندند وطاعت پروردگار خود را پذیرفتند وفرمان پند دهنده خود را شنیدند ودر پیروزی وسر بلندی زیستند تا آن که خدا ، پیامبر ش را نزد خود برد که گروهی به گذشته جاهلی خود بازگشتند وبا پیمودن راه های گوناگون به گمراهی رسیدند وبه دوستان منحرف خود پیوستند واز دوستی با مومنان بریدند که بر آن امر شده بودند وبنیان اسلامی را تغییر داده در جای دیگر ی بنا نهادند آنان کانون هر خطا وگناه وپناهگاه هر فتنه جوشدند که سر انجام در سر گردانی فرو رفته ودر غفلت ومستی به روش وآیین فرعونیان در آمدند یا از همه بریده ودل به دنیا بستند ویا پیوند خود را با دین گسستند. 

 

  ] قالَ عَلَیْهِ السَّلامُ: [ کُنْ فِى الْفِتْنَةِ کَابْنِ اللَّبُونِ; لا ظَهْرٌ فَیُرْکَبَ،
         آن حضرت فرمود: در فتنه همچون شتر بچه باش، او را نه پشتى است که سوارش شوند،
             وَ لا ضَرْعٌ فَیُحْلَبَ.
             و نه پستانى که شیرش دوشند.
2         ] وَ قالَ عَلَیْهِ السَّلامُ: [ اَزْرى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ،
         و آن حضرت فرمود: آن که طمع را شعار خود نمود نفسش را خوار ساخت،
             وَ رَضِىَ بِالذُّلِّ مَنْ کَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ، وَ هانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ
             و کسى که سختى خود را فاش کرد راضى به پستى شد، و آدمى که زبانش را بر خود
             مَنْ اَمَّرَ عَلَیْها لِسانَهُ.
             امارت داد بى مقدار گشت.
3         ] وَ قالَ عَلَیْهِ السَّلامُ: [ الْبُخْلُ عارٌ، وَ الْجُبْنُ مَنْقَصَةٌ، وَالْفَقْرُ
         و آن حضرت فرمود: بخل عار است، و ترس نقصان، تنگدستى
             یُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ، وَ الْمُقِلُّ غَریبٌ فى بَلْدَتِهِ.
             زیرک را از برهانش لال کند، انسان تهیدست در دیارش غریب است.
4         ] وَ قالَ عَلَیْهِ السَّلامُ: [ الْعَجْزُ آفَةٌ، وَ الصَّبْرُ شَجاعَةٌ، وَ الزُّهْدُ
         آن حضرت فرمود: ناتوانى آفت، پایدارى شجاعت، زهد در دنیا

جهاد و جنگ از منظر امام علی (ع) / نهج البلاغه و سیاست آرمانی /

خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه : بسیاری از سوء تفاهمات غربیان در باب دین حنیف اسلام ناشی از تمایز قایل نشدن میان جنگ و جهاد در اسلام است. این مقال در صدد است با نگاهی به آرای امام علی (ع) در این باب به رویکرد اصیل اسلامی نزدیک تر شود.

به گزارش خبرنگار گروه دین و اندیشه "مهر"، بر اساس روش اسلام جهاد یکی از راههای مبارزه، پیروزی و خودسازی می باشد. پیامبراسلامی (ص) بر اساس حوادث تاریخی در غزوه های مختلف رهبری جهاد اسلامی را بر ضد کفار بر عهده داشت. ایشان توانست بر اساس مبانی انسان ساز جهاد در عزه های بدر، احد مهر الاسراء واحزاب فتح و پیروزی را برای مکتب و آیین خودبدست آورد.

باید به این نکته توجه داشت که جهاد در اسلام با جنگ مادی گرایانه درتاریخ بشر متفاوت است. جهاد در اسلام امری است که از خود سازی وآمادگی  تک تک اعضای جامعه شروع می شود و به سطح جامعه می رسد. جهاد امری دو گانه است که عظیم ترین قسمت آن در درون انسان است وآنگاه به برون سرایت می کند. مبنا و هدف جهاد دراسلام، پاکی، هدایت، ایثار واصلاح امور اسانها می باشد. درصورتی که جنگهای مختلف تاریخ بشر، بیشتر بر مبنای سلطه طلبی واهداف توسعه طلبانه صورت گرفته اند و جز کشتار و خونریزی عواقبی نداشته اند.

دیدگاه اصولی اساسی اسلام درباره روابط انسانها درزندگی اجتماعی، برپایه صلح و همکاری نیکوکارانه و پرهیزکارانه در محدوده جامعه اسلامی و درمقیاس وسیع تر در سطح جامعه بشری استوار است.

قبل از بررسی جنگ و  جهاد از منظر امام علی (ع) باید بدانیم که ایشان درطول حیات خویش یکی از جهادگران مطرح اسلامی می باشد به طوریکه همه مورخان وی را از علل پیروزی در جنگ های دوران پیامبر می دانند. به طور مثال شجاعت و جنگاوری ایشان درجنگ احد مانع از شکست پیامبر توسط کفار شد.

امام با وجود داشتن روحیه مبارزه وشجاعت، همیشه اولویت را به صلح می داد. وی در سراسر دوران زندگی خویش در پیاده کردن واجرای صلح در تمام اعمال وسخنانش تاکید کرد و تعهد اصولی وسرسختانه او به ضرورت حفظ صلح درامت، درزندگی شخصی و عمومی ما درحقوق سیاسی واجتماعی برای او سنگین تمام شد.

ایشان در جایی پس از قضیه سقیفه و شورا می فرماید: شما آگاهید که من به خلافت از دیگران بر حق ترم اما به خدا سوگند تا وقتی که امور مسلمانان به میان باشد و جز بر من بر دیگری ستم نرود خلافت را وامی گذارم و به پاداش و فضیلت این گذشت چشم می دوزم و از زر و زیوری که شما را به میدان رقابت کشانده رو می گردانم.

ایشان به خاطر حفظ صلح و  وحدت جامعه اسلامی به سکوتی 25 ساله تن می دهد.  در باب این مسئله چنین می فرماید: بدان که هیچ فردی بر همبستگی و یکدلی امت محمد (ص) از من مشتاقتر نیست و به پاس این اشتیاق پاداش خوب وفرجام نیکو را آرزومندم.

در برخورد و اعمال سیاسی امام، هدف ارشاد و اصلاح است نه انتقام و سرکوب وهمواره صلح از اولویت برخوردار است. بر همین مبنی است که روح صلح و دوستی و اصرار جدی بر پرهیز از خشونت در بسیاری از گفتارهای نهج البلاغه موجب می زند. ایشان جز در برابر ستیزه ای که از انحراف ناشی می شد پیکار نمی کرد. گرایش عمومی وی خود داری از هر عمل تحرک آفرینی در جامعه بود و از تمام شیوه های سیاسی مناسب برای جلوگیری از جنگ استفاده میک رد ایشان همیشه از صلح استقبال می کرد. اما اگر جنگ تنها عمل کار ساز و اصلاح گر بود وی منشوری خاص دراین باب داشت و جنگ را نیز فرصتی برای پیاده کردن ارزش های انسانی واخلاقی و پاکسازی جامعه می دانست.

ایشان درنهج البلاغه به مبانی فکری واخلاقی در جنگ متعهد بودند که پاره ای از این مبانی عبارتند از:  رعایت حقوق انسانی درجنگ  صلح طلبی و اصول گرایی در جنگ، ضرورت بصیرت وآگاهی در جنگ، توجه به مسائل معنوی، شهادت طلبی، صبر وبردباری، نیایش، اعتقاد به امدادهای غیبی، توجه به نقش ایمان به خدا وتاثیرات آن درجنگ و هدفمندی و رهایی بخشی در جنگ.

امام علی (ع) اصولی را در باب مسائل مدیریتی وتاکتیکی جنگ نیز مطرح می کند وهمیشه مسلمانان و پیروان خود را به شناسایی دشمن و آمادگی در مقابل ایشان فرا می خواهند. ایشان در خطبه 241 با سخنانی یاران خود را به جهاد فرا می خواند و می فرماید: خدا شکر گزاری را بر عهده شما نهاده وامر حکومت را در دست شما گذارده و فرصت مناسب را دراختیارتان قرار داده است تا برای جایزه بهشت با هم ستیز کنید. پس کمربندها را محکم ببندید و دامن همت بر کمر زنید که به دست آوردن ارزش های والا با خوش گذرانی میسر نیست! چه بسار خوابهای شب که تصمیم های روز را از بین برده وتاریکی های فراموشی که همت های بلند را نابود کرده است.

امام به جنگ داخلی وخطرات آن برای امت اسلامی نیز توجه می کند. در مقابل خواست کسانی که وی را به مبارزه در مقابل عثمان فرا می خوانند می گوید: کاری نکنید که قدرت ما را تضعیف کند واقتدار امت ما را متزلزل سازد و سستی و زبونی به بار آورد. این جریان سیاسی را تا می توانیم مهار می کنم اما اگر راه چاره ای نیابم با آن می جنگم.

امام علی (ع) همچنین به عاقبت جنگ ومشکلات مردم پس از جنگ نیز توجه می کند. این امر نشان می دهد که ایشان جنگ رامسئله ای فراگیر و تاثیر گذار می داند که نمی بایست ابزار دست قدرتمندان و سلطه طلبان قرار گیرد. ایشان جنگ را ابزاری می داند که ضرورت استفاده از آن در موارد اصلاحی و تور کردن فتنه ها و حراست از جامعه اسلامی است. ایشان جهاد را امری مقدس می داند که باید با هدفمندی الهی و صلح طلبانه درمواقع خاص مورد استفاده قرار گیرد

 


دانلود با لینک مستقیم


مقاله خطبه جهاد