فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

قواعد نگارش پایان نامه و گزارش کار آزمایشگاه

اختصاصی از فی ژوو قواعد نگارش پایان نامه و گزارش کار آزمایشگاه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

قواعد نگارش پایان نامه و گزارش کار آزمایشگاه


قواعد نگارش پایان نامه و گزارش کار آزمایشگاه شامل مجموعه ای از راهنمایی ها در ارتباط با:
1- فونت، پاراگراف بندی، فاصله خطوط و...
2- مرجع دهی
3- بخش بندی و فصل بندی
4- نکاتی در ابتدای نوشتن پایان نامه
5- الگوی وورد
6- جلد فارسی و انگلیسی
7-...

براساس آیین نامه دانشگاه شریف، دانشگاه علم و صنعت و ...

نویسنده: دانشجوی دکتری دانشگاه صنعتی شریف

دانلود با لینک مستقیم


قواعد نگارش پایان نامه و گزارش کار آزمایشگاه

دانلود نامه اداری

اختصاصی از فی ژوو دانلود نامه اداری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود نامه اداری


دانلود نامه اداری

لینک و پرداخت دانلود * پایین مطلب *

 

فرمت فایل : word ( قابل ویرایش )

 

تعداد صفحه :1

 

 

 

فهرست:

 

نمونه نامه اداری

 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود نامه اداری

دانلود مقاله آداب و آئین نگارش و نگاهدارى کتاب که ابزار علم و دانش است

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله آداب و آئین نگارش و نگاهدارى کتاب که ابزار علم و دانش است دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 باب چهارم : آداب و آئین نگارش و نگاهدارى کتاب که ابزار علم و دانش است
آداب و آئین نگارش و موضوعات و مسائلى مربوط به کتاب
مباحث مربوط به آنها در طى بیست و پنج مسئله گزارش میشود.
1- اهمیت کتابت و نگارش و فوائد آن
موضوع کتابت و نگارش از ارجمندترین و مهمترین مطالب دینى و بزرگترین عامل صیانت نگهبانى شریعت مقدس اسلام است ، شریعت مقدس و قوانین الهى که از کتاب (قرآن )، و سنت ، و مجموعه اى از علوم شرعى ملهم از آندو، و نیز آن سلسله از معارف عقلى که فهم و شناخت کتاب و سنت بدآنها وابسته است ، تشکیل مى شود.
حکم و قانون کتابت و نگارش - بر حسب اهمیت علمى که نگارش مى یابد - به چند قسم تقسیم مى گردد:
1- چنانچه فراگرفتن آن علمى که نگارش مى یابد، واجب عینى باشد، نگارش آن نیز واجب عینى است ؛ زیرا حفظ و نگاهبانى چنین علمى ، متوقف بر نگارش ‍ آن مى باشد.
2- اگر تعلم آن علم ، در حد واجب کفائى باشد، کتابت و نگارش آن نیز، واجب کفائى است .
3- و اگر یادگیرى آن علم ، مستحب باشد، نگارش آن نیز مستحب خواهد بود.
ولى باید گفت که مسئله نگارش در رابطه با قرآن و حدیث در زمان ما، یعنى (عصر مؤ لف ) - بطور مطلق یعنى بدون هیچ قید و شرطى - واجب و ضرورى است ؛ زیرا اگر ما مناطق و اقطار مختلف جهان را در نظر گیریم به این حقیقت واقف مى گردیم که کتب دینى ، چنان دچار کمبود کمى و کیفى است که مى توان گفت تاکنون در اداء و اداء چنین تکلیفى - که داراى وجوب کفائى است - کارى رسا و کامل انجام نگرفته و به اداء وظیفه واجب کفائى قیام نشده است ، به ویژه در مورد کتب تفسیر قرآن و حدیث که در واقع آثار این دو علم رو به آشفتگى و فرسودگى نهاده ، و اعلام و رایات آن دستخوش واژگونگى گشته و دچار سرنگونى شده است . لذا در چنین دوره و زمانه اى بر هر فرد مسلمان کارآمد، واجب کفائى است که دست اندر کار نگارش و حفظ و صیانت و تصحیح و روایت مطالب این دو علم گرانقدر شده ، و در این جهت از بذل هر گونه مساعى دریغ نورزد.
از جمله قواعد قطعى و مسلم این است که اگر در اداء تکلیفى که داراى وجوب کفائى است ، در حدى - که حوائج مردم از رهگذر آن تاءمین گردد - قیام و اقدامى نشود باید همه افراد جامعه نسبت به آن ، احساس وظیفه و مسئولیت نمایند و در انجام آن بکوشند؛ و در صورتیکه نسبت به آنها کوتاهى و سهل انگارى شود همگى مجرم و گناهکار خواهند بود.
بنابراین ، تکالیفى که به عنوان واجب کفائى در عهده مردم قرار گرفته است تا وقتى که فرد و یا افراد کارآمد و باکفایتى درباره آنها اقدام نکنند، و نیاز مردم را در رابطه با آن برطرف نسازند، مسئولیت اداء آنها - همسان و هموزن با واجب عینى - بر دوش همه افراد، سنگینى مى کند که باید آنها را انجام دهند.
علاوه بر این ، درباره کتابت و نگارش آثار دینى و علمى ، احادیث فراوانى به چشم مى خورد که بر طبق آنها مسئله نگارش ، مورد تشویق و تحریص قرار گرفته و پاداش مهمى در برابر اداء این وظیفه دینى مقرر شده است ، از آن جمله پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله ) فرمود:
((علم و دانش را به بند آرید و از آن صیانت و نگاهبانى کنید.)) عرض کردند: راه و رسم به بند کشیدن علم و دانش چیست ؟ فرمود: ((کتابت و نگارش ‍ آن (475) )) (که این کار از تداوم و استمرار و بقاء علم و دانش ، صیانت مى کند).
روایت شده است که مردى از انصار حضور پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله ) مى رسید و در مجلس او شرکت مى جست و سخنانى از آن حضرت مى شنید که سخت او را به وجد مى آورد و براى او شگفت انگیز مى نمود بطوریکه شیفته سخنان آن حضرت مى شد؛ ولى نمى توانست آنها را به خاطر بسپارد: لذا نگرانى خود را از جهت ضعف و کمبود حافظه ، با حضرت در میان گذاشت ، رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) به او فرمود: براى حفظ و نگاهدارى این سخنان ، از دست خویش مدد گیر و به دستش اشاره فرمود که گفتار و بیاناتش را بنویسد(476) .
حسن بن على یعنى امام مجتبى (علیه السلام ) فرزندان و خواهرزادگان خود را فرا خواند و به آنها فرمود: اگرچه شما هم اکنون به عنوان افراد کوچک و خردسال فامیل و قوم خویش خود به شمار مى آیید، ولى این امید هم وجود دارد که بزرگان قوم و گروهى دیگر باشید؛ لذا بر شما لازم است که علم و دانش را فراگیرید. و اگر در جمع شما کسانى دیده شوند که نتوانند علم و دانش را فراگیرند و یا در خاطر بسپارند باید به نگارش علم قیام کرده و آن نوشته علمى را در خانه هاى خویش قرار داده و از آن نگهبانى کنند(477) .
ابى بصیر مى گوید از امام صادق (علیه السلام ) شنیدم که مى فرمود: ((براى نگارش (حقایق دینى ) دست به کار گردید؛ زیرا شما نمى توانید این حقایق را - جز از طریق نگارش آن - در خاطر خود حفظ نموده و از آن نگاهبانى کنید(478) )).
و همو فرمود: ((جان و دل و روح انسان ، بر نبشتار تکیه کرده و بدان آرام و اطمینان مى گیرد(479) )).
از عبید بن زراره روایت شده است که امام صادق (علیه السلام ) فرمود: ((کتابها و نبشتارهاى خود را حفظ کنید و از آن نگاهدارى نمائید؛ زیرا در آینده نزدیکى بدان نیاز پیدا مى کنید(480) )).
مفضل بن عمر گفت ، امام صادق (علیه السلام ) به من فرمود: ((دست اندر کار نگارش باش ، و علم و آگاهى خود را میان برادران ایمانى خود منتشر ساز؛ و چون از دنیا بروى ، براى فرزندانت این نبشتارها را به ارث گذار؛ زیرا روزگارى پرآشوب در پیش است که مردم - جز با نوشته ها و کتب خود - نمى توانند خویشتن را با چیز دیگرى ماءنوس و سرگرم سازند(481) )).
مرحوم صدوق در کتاب ((امالى )) با اسناد خود به پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله ) آورده است که آنحضرت فرمود: ((آنگاه که یک فرد مؤ من از دنیا مى رود حتى اگر برگى از نبشتار از خود باقى بگذارد، نبشتارى که مطالب علمى در آن انعکاس یافته است ، این برگ بصورت پرده و حفاظ و سپرى میان او و میان آتش جهنم خواهد بود، و او را صیانت خواهد کرد. و خداوند متعال در برابر هر حرفى که در آن نگارش یافته است ، شهرى گسترده تر از دنیا و آنچه در آنست به وى عطا مى کند.
و اگر کسى لحظه اى در حضور عالم و دانشمند بسر برد، فرشته اى از جانب خداوند متعال به او چنین خطاب مى کند: ((چون تو در کنار بنده من جلوس ‍ کردى ، به عزت و جلال خود سوگند یاد مى کنم که ترا در معیت او در بهشت سکنى دهم ، و در این کار هیچ ایراد و اشکالى بر من وارد نیست (482) )).
2- باید نویسنده داراى خلوص نیت باشد
بر هر نویسنده اى لازم است که خداوند متعال و خواسته او را خالصانه ، هدف نگارش خویش قرار دهد - چنانکه بر او لازم است در دانش آموختن و طلب علم نیز داراى خلوص نیت باشد؛ زیرا کتابت و نگارش به عنوان یک امر عبادى و نوعى از تحصیل و صیانت علم و دانش به شمار مى آید. اگر کسى در مسئله کتابت و نگارش ، جز خداوند متعال ، امثال : حظوظ و بهره هاى نفسانى و لذتها و بالاخره مطامع دنیوى را هدف و منظور خود قرار دهد، همانند کسى است که در طلب علم ، چنین اهدافى را در مد نظر خود قرار داده باشد. (مسلما چنین فردى - که در کار نگارش و نویسندگى ، خود را به رنج وامى دارد - بهره و نصیبى در آخرت نداشته ، و در مسیر کوشش خود با ناکامى مواجه خواهد بود).
قبلا در بحثهاى مربوط به آداب تعلیم و تعلم ، مطالبى درباره اهمیت اخلاص نیت و حس جهت یابى مشروع ، مطالبى بیان شد که اگر انسان در این مسیر مقدس ، داراى هدفى غیرالهى باشد، شایسته نکوهش است . و بیان شد که این گونه افراد به کیفرهاى اخروى و معنوى تهدید شده اند. و همان گزارشى که قبلا در مسئله لزوم خلوص نیت در امر دانش آموختن بیان شد درباره موضوع کتابت و نگارش نیز جارى است .
تهدید و نکوهش و یا تشویق و ستایشى که در مورد دانش جوئى و علم اندوزى براى غیر خدا یادآورى شد؛ در مورد کتابت و بازده خیر و شر آن فزونى مى یابد؛ به این صورت که کاتب و نویسنده ، با دست خود حقائقى را مى نگارد که ممکن است نبشتار او در روز قیامت به عنوان حجت و دلیلى به نفع و یا ضرر او درآید.
پس باید نویسنده دقت کند که چگونه مطالبى را مى نگارد، و بر نبشتار او چه نتایجى از لحاظ خیر و شر مترتب است ، خیر و شر و یا بدعت و سنتى که همزمان با حیات او و نیز پس از مرگ او، در مدتهاى دور و درازى مورد عمل و استناد قرار مى گیرد.
بنابراین ، نویسنده کتاب و یا نگارنده هر مطلبى باید متوجه باشد که در پاداش کسانى که از نوشته او بهره مند مى گردند و آنرا ماءخذ و دستاویز کار خود قرار مى دهند، و در وزر و گناه مردمى که از رهگذر نوشته او دچار آن مى شوند، سهیم و شریک خواهد بود.
پس باید هر نویسنده اى ، دقیق بنگرد که چه انگیزه و علتى او را به نوشتن وامى دارد، و باید بداند که پاداش نگارش مطالب سودمند دینى - احیانا - در برخى از موارد، فزونتر از پاداش علم و دانش مى باشد؛ چون نبشتار مفید - از لحاظ امکان انتفاع بیشتر، و دوام و استمرار منافع آن - بر علم و دانشى که شفاها به دیگران منتقل مى شود، داراى اهمیت فزونترى است ، به همین جهت است که در منطق حدیث ، نوشته هاى دانشمندان دینى بر خون شهداء و جانبازان راه حق مزیت دارد؛ زیرا نوشته هاى دانشمندان - پس از مرگ آنها نیز - به مردم سود مى رساند، و سود آن استمرار دارد؛ ولى براى خون شهداء - پس از مرگ آنان - چنین منافع و مزایائى پربار و مستمر وجود ندارد.؟!
3- اهمیت جمع آورى کتب مفید و مورد نیاز
باید دانشجو در فراهم آوردن کتب علمى سودمندى که مورد احتیاج او است - به قدر امکانات خویش - اهتمام ورزد، و از راه نگارش و خریدن (483) - و اگر نه ، با اجازه و عاریه گرفتن کتب مورد نیاز - کوشش خود را به کار گیرد؛ زیرا کتب سودمند علمى ، ابزار تحصیل علم مى باشد.
در دوره هاى سابق براى جمع کثیرى از فضلاء و فرزانگان علمى این حقیقت به تجربه رسید، و نیز بسیار اتفاق افتاد که آنان در سایه جمع آورى کتب سودمند و مورد نیاز، از لحاظ علمى به ترقیات و پیشرفتهائى فزاینده و جالب توجه نائل شدند؛ در حالیکه چنین توفیق و پیشرفتى - براى کسانى که موفق به تهیه کتب مورد نیاز نشدند - دست نداد. در این باره داستانهاى فراوانى وجود دارد که نقل و گزارش آنها موجب اطاله سخن خواهد گشت (484) .
ضمنا باید بدانیم که شایسته نیست دانشجو، حظ و نصیب خود را از لحاظ علم و فهم صرفا به فراهم آوردن کتب و افزودن شمار آنها محدود و منحصر کرده و خویشتن را به داشتن کتب متعدد و فراوان ، دلخوش سازد؛ بلکه او - علاوه بر اهتمام به جمع آورى کتب مورد نیاز - به کوشش و تحمل رنج تحصیل علم و مطالعه و جلوس در محضر استادان ، نیازمند است . شاعرى در این مورد (مبنى بر اینکه صرف جمع آورى کتب نمى تواند، توان علمى و حوائج معنوى و روحى انسان را برآورده سازد) مى گوید:
(( اذا لم تکن حافظا واعیا
فجمعک للکتب لاینفع ))
اگر در فهم و درک و دریافت و حفظ مطالب علمى ، کوشا نباشى ، صرف جمع آورى کتب به تو سودى نمى رساند.
4- استنساخ کتب در چه شرائطى روا است ؟
تا وقتى که دانشجو قادر به خریدن و یا امانت گرفتن کتاب و یا امثال آن مى باشد نباید خود را به نسخه بردارى از آن سرگرم سازد؛ زیرا اشتغال به تحصیل علم ، مهمتر و پرارزش تر از استنساخ کتب است .
اما چنانچه خریدن کتب براى دانشجو امکان پذیر نباشد، به این معنى که دانشجو، فاقد امکانات مالى است و یا اینکه افراد دست اندر کار استنساخ کتب ، کمیاب اند، مى تواند کتاب مورد نظر خود را به منظور استفاده خویش استنساخ نماید. و نیز در صورتیکه واجد امکانات مالى براى خریدن و تملک کتاب باشد نباید با عاریه گرفتن آن ، خویشتن را قانع سازد. و اگر ناگزیر به استنساخ کتاب باشد باید بدان همت گماشته و در تکمیل آن بکوشد؛ چون خداوند متعال نیز او را از مدد خویش بهره مند کرده و حظ و بهره او را نسبت به علم و دانش در این مسیر، ضایع نمى سازد؛ زیرا جز به علت کسالت و تن آسانى - حظ و نصیب انسان در زندگانى ، ضایع نمى گردد. اگر کسى وقت و فرصت خود را بپاید و قدر عمر را بشناسد به هدف خویش دست مى یابد. در این باره قبلا مطالبى سودمند و سخنانى مناسب ، به نظر مطالعه کنندگان رسید.
5 - فوائد معنوى عاریه و امانت دادن کتب به دیگران
اگر کسى کتاب را به دیگران عاریه دهد، به گونه اى که خود از رهگذر عاریه دادن کتاب خویش ، متضرر نگردد و شخصى که آنرا عاریه مى گیرد به کتاب زیانى نرساند، چنین کارى بسیار بجا و به مورد مى باشد، و به عنوان یک عمل ((مستحب مؤ کد))، اجر و پاداش جالبى را به دنبال دارد؛ زیرا امانت دادن کتاب ، نوعى از اعانه علمى ، و معاضدت و همیارى در کار نیک ، و مساعدت به احسان و تقوى به شمار مى آید. علاوه بر آنکه عاریه دادن هر چیزى که مورد نیاز دیگران مى باشد، پاداش آفرین و داراى فضیلت است .
یکى از پیشینیان گفته است : ((عاریه و امانت دادن کتب به دیگران ، موجب خیر و برکت و فزونى سرمایه هاى علمى و انسانى مى گردد)).
دانشمند دیگرى گفته است : ((اگر کسى از بذل علم و دانش دریغ کند و از عاریه دادن کتاب ، بخل ورزد؛ به یکى از عواقب و فرجام هاى نامطلوب ، دچار مى گردد: 1- نسبت به آن علم و کتب و یا محتواى آن ، گرفتار نسیان و فراموشى مى شود. 2- و یا تا وقتى که زنده است از این علم و کتب ، سودى نمى برد. 3- و سود نابرده از این کتب ، مى میرد و یا آنکه کتابهاى او از میان مى رود.
ضمنا باید متذکر شد که اگر کسى به عاریه گرفتن کتاب از کسى دیگر موفق گشت باید از عاریه دهنده - به خاطر احسانش - تشکر کند، و پاداش نیکى او را عملا و لسانا بپردازد.
6- لزوم صیانت و اعاده سریع کتب عاریتى به صاحبان آنها
کسى که کتابى از دیگرى به امانت و عاریت مى گیرد باید در حفظ و صیانت آن بکوشد که مبادا تلف شود و یا عیب و نقصى در آن پدید آید. او نباید کتاب را حبس کرده و نگاهدارى آنرا طولانى سازد؛ بلکه باید آنرا پس از رفع احتیاج به صاحب آن برگرداند. و آنگاه که نیاز خویش را از کتاب برگرفت به چند دلیلى که ذیلا یاد مى شود نباید آنرا نزد خود نگاهدارد:
1- حبس کتاب ، موجب مى شود که صاحب آن احیانا بدان نیاز پیدا کند، ولى نتواند بهره خویش را از آن برگیرد.
2- این کار باعث مى شود که عاریه گیرنده کتاب در استفاده از آن دچار سستى و ملال خاطر گردد.
3- حبس کتاب و عدم اعاده سریع آن احیانا موجب مى شود که صاحب کتاب از عاریه دادن آن به دیگران استنکاف و دریغ نماید.
اگر صاحب کتاب ، بازگشت آنرا از امانت گیرنده مطالبه کند - از آن پس - حبس و نگاهدارى آن حرام مى گردد، و نیز موجب ضمان او خواهد بود. (به این معنى که حتى اگر بدون افراط و تفریط، کتاب عاریتى از میان برود و یا دچار نقص و عیب گردد امانت گیرنده ، ضامن جبران آن مى باشد).
از بزرگان سلف ، سخنان فراوانى به نظم و نثر، جلب نظر مى کند که آنها را در مقام نکوهش مماطله در رد و اعاده کتب عاریتى اظهار داشته اند. و نیز همان بزرگان یادآور شده اند که افراد زیادى به خاطر حبس کتاب و سهل انگارى در حفظ و صیانت آن و عدم اعاده به صاحبانش و یا مماطله در اعاده آن ، از عاریه دادن کتب به دیگران امتناع ورزیدند.
7- حدود استفاده و بهره گیرى از کتب عاریتى
کسى که کتابى را - به عنوان عاریه و یا اجاره - از دیگرى مى گیرد حق ندارد بدون اجازه صاحب آن ، اشتباهات آنرا اصلاح کند، و یا در حاشیه آن چیزى بنویسد. و نیز مجاز نیست در جاهاى سفید و نانوشته آن - چه در آغاز و چه در پایان صفحه - چیزى را بنگارد، مگر آنگاه که بداند و احراز کند مالک آن به چنین کارى راضى است .
باید نوشتن او نیز همانند نوشتن ((محدث )) باشد که باید به نوشتن بر همان جزئى که شنیده است اکتفاء نماید، یعنى باید عاریه گیرنده بر حسب آنچه شنیده و به همان اندازه اى که اجازه دارد روى کتاب عاریتى بنویسد.
عاریه گیرنده نباید کتاب را سیاه و کثیف کند، و یا آنرا - بدون ضرورت - به عنوان عاریه و یا ودیعه و امانت در اختیار شخص دیگرى قرار دهد؛ حتى در موردى که چنین کارى شرعا جائز مى باشد. او همچنین حق ندارد بدون اجازه صاحب آن ، از روى کتاب نسخه بردارى کند؛ زیرا استنساخ از کتاب ، یکنوع بهره بردارى و استفاده دیگرى است که با بهره بردارى از کتاب به عنوان مطالعه ، فرق دارد و از آن ، سنگین تر و فزون تر است .
اگر کتابى به صورت ((وقف عام )) باشد و بهره بردارى از آن براى افراد مشخصى محدود نباشد، نسخه بردارى از آن - براى کسى که نگاهدارى کتاب وقفى و انتفاع و استفاده از آن براى وى جائز باشد - بلامانع است . البته باید این استنساخ تواءم با حزم و احتیاط انجام گیرد. و اگر ناظر کتاب وقفى و یا کسى که از طرف ناظر، ماءذون و مجاز است داراى اهلیت اصلاح کتاب باشد مى تواند آنرا اصلاح کند؛ بلکه مى توان گفت گاهى چنین اصلاحاتى به سر حد وجوب مى رسد. و چنانچه کتاب داراى ناظر خاصى نباشد، حق نظارت بر آن ، با حاکم شرع خواهد بود.
آنگاه که عاریه گیرنده با اجازه صاحب کتاب و یا ناظر، در صدد استنساخ کتاب برمى آید، نباید (از کتاب عاریتى به عنوان زیردستى استفاده کند و) کاغذ را در میان صفحات آن قرار دهد، و نیز حق ندارد قلمدان را روى آن بگذارد و روى نوشته هاى کتاب ، خط بکشد.
و بطور خلاصه : باید کتاب را از هر گونه ضایعه - که ناشى از مسامحه و سهل انگارى و کوتاهى ورزیدن در نگاهدارى آن است - حفظ و صیانت کند.
کیفیت نگاهدارى و صیانت کتب دیگران با کیفیت نگاهدارى کتبى که ملک شخصى است تفاوت دارد؛ زیرا نوعى از تصرفاتى وجود دارد که درباره کتب ملکى ، جائز و روا مى باشد؛ ولى همان تصرفات در مورد کتب عاریتى و امانتى روا نیست ؛ به ویژه در مورد کسانى که در امر نگاهدارى کتب ، سهل انگار هستند؛ چون بسیارى از مردم بیحال و سردمزاج در مورد کتابهاى خود تصرفات و روش هائى تحقیرآمیز و نامناسب در پیش مى گیرند (و از کتابهاى شخصى به گونه اى بهره کشى مى کنند) که در مورد کتاب هاى امانتى و عاریتى ، اعمال چنین روش هائى به هیچ وجه روا نمى باشد.
8 - دقت در نگاهدارى کتاب به هنگام مطالعه و استنساخ
هنگام نسخه بردارى از کتاب و یا مطالعه آن ، نباید آن را به صورت باز و گسترده بر روى زمین قرار دهد؛ بلکه موظف است - به همان صورتى که معمول و متداول مى باشد - آنرا میان دو کتاب و یا روى میز مخصوص به کتاب ، یعنى ((رحل )) بگذارد تا رشته ها و پیوندهاى اوراق آن از هم گسیخته نشود و جلد و برگهاى آن سائیده و فرسوده و پاره نگردد.
9- کیفیت چیدن کتب و ترتیب آنها
وقتى که مى خواهد کتاب را در کنار کتب دیگر قرار دهد و آنها را پهلوى هم بچیند باید این کار را روى میز و یا تخته چوب و یا تخت بند و امثال آن بگذارد. بهتر است میان کتب و زمین فاصله اى وجود داشته باشد و آنها را در جائى مرتفع تر از زمین بگذارد تا دچار رطوبت و آبدیدگى و سائیدگى نشود.
اگر مى خواهد کتاب ها را روى تخته چوب مرتب سازد باید زیر و روى آن با عائقى صاف پوشانده شود، و نیز باید میان کتاب و چیزى که ممکن است احیانا بدان صدمه اى وارد سازد و همچنین میان کتاب و تکیه گاه آن ، دیواره و مانند آن ، قرار دهد که موجب فرسایش و سائیدگى کتاب نگردد.
لازم است در امر چیدن و نهادن کتب ، ادب و نزاکت را از لحاظ ارزش و حیثیت علوم و شرف آنها و شرف مصنفان و مؤ لفان آنها، رعایت کند. بنابراین باید ارزشمندترین و شریف ترین کتاب را بر روى همه کتابها قرار داده ، و بقیه کتب را بر حسب ارزش و اهمیت مذکور، به تدریج بر روى هم بچیند.
اگر در میان کتب ، قرآن کریم وجود داشته باشد باید آنرا بر فراز همه کتب و بر تارک تمام آنها قرار دهد؛ ولى بهتر است قرآن کریم را در کیف دسته دار بر میخ آهنین و یا هر نوع میخى که بر روى دیوار طاهر کوبیده شده است بیاویزد؛ و به ترتیبى که در زیر یاد مى شود کتابهاى دیگر را بچیند:
کتب حدیث صرف ، (یعنى کتبى که صرفا سخنان معصومین (علیهم السلام ) در آن نگارش شده است )، تفسیر قرآن مجید، شرح و تفسیر حدیث ، اصول دین و اعتقادات ، اصول فقه ، فقه ، قواعد و دستور زبان عربى (صرف و نحو و معانى و بیان و و).
ضمنا باید دانست که نباید کتابهاى داراى قطع بزرگ و پرحجم را بر روى کتابهاى داراى قطع کوچک تر قرار دهد تا مرتبا فرو نیفتند. و نیز نباید دریچه جلد کتاب را - که متصل به جلد طرف چپ مى باشد و روى کتاب را مى پوشاند - مرتب به منظور نشانه گذارى ، در میان اوراق کتاب جا دهد؛ چون زیاده روى در این کار، موجب سرعت فرسایش و شکنندگى کتاب مى گردد، و لذا لازم است براى جلوگیرى از چنین فرسایشى ، در این کار، زیاده روى نشود.
شایسته است نام و عنوان کتاب را در کنار آخر صفحات ، از پائین آن بنویسد. فائده چنین کارى آنست که مى تواند به هنگام نیاز، کتاب مورد نظر را شناسائى کرده و آنرا از لابلاى کتابهاى دیگر بیرون بکشد.
10- نباید کتاب را دست افزار حوائج روزمره قرار داده ، و به آن صدمه اى وارد ساخت
(براى اینکه به کتاب ، صدمه اى وارد نشود) نباید آنرا مخزن و جایگاه ذخیره جزوه ها و کاغذپاره ها و امثال آنها قرار داده و لابلاى آنرا با اینگونه چیزها انباشته نمود. و نیز نباید از کتاب به عنوان : مخده ، بادزن ، ابزار کوبیدن و فشردن ، پشتى ، محل اتکاء، متکا، قتلگاه کک و حشرات دیگر و امثال آنها بهره بردارى کرد؛ به ویژه باید سعى نمود که لابلاى اوراق کتاب از رهگذر کشتن حشرات ، آلوده نگردد.
نباید حاشیه کتاب و دو گوشه اوراق آنرا تا نمود، و براى نشانه گذارى از خرده چوب و یا چیزهاى خشک و زمخت استفاده کرد؛ بلکه باید با کاغذى لطیف و نازک ، محل مورد نظر را نشانه گذارى نمود. و چنانچه بخواهد محل مورد نظرش را با ناخن ، مشخص سازد نباید آنرا به شدت روى اوراق کتاب بفشارد.
11- باید کتب خریدارى شده را - به منظور اطمینان به صحت و تمامیت آن - بازبینى ووارسى کرد
آنگاه که کسى ، کتابى را به عاریت گرفت شایسته است به هنگام گرفتن و نیز هنگام اعاده ، آنرا با دقت نگاه کرده و در شناسائى آن اهمال ننمود. و نیز وقتى کتابى را خریدارى مى کند باید آغاز و انجام و میانه ها و ترتیب ابواب و اجزاء اوراق آنرا وارسى نمود و صفحات آنرا بازبینى کرد، و بالاخره صحت و درستى (و کمال و تمامیت ) آنرا معاینه نمود و بدان اهتمام ورزید.
یکى از طرقى که مى تواند - به هنگام ضیق مجال و فرصت انسان براى بازرسى کتاب - در جهت اطمینان نسبى نسبت به صحت و کامل بودن کتاب ، آدمى را یارى دهد، وجود پیوستها و اصلاحات موجود در خود کتاب است ؛ چون وجود همین پیوستها و اصلاحات ، نمایانگر و شاهد و گواه بر صحت و تمامیت آن مى باشد(485) .
یکى از بزرگان گفته است :
(( ((لایضى ء الکتاب حتى یظلم )) )) :
کتاب نمى تواند درون خود را از لحاظ صحت و تمامیت ، بنمایاند و روشنگر درستى و کمال خود باشد مگر آنگاه که از رهگذر اصلاح و الحاق ، دچار تیرگى گردد (و یا از راه اصلاح و الحاق ، بر آن ستم رود و به حدود نوشته ها تجاوز شود).
منظور این است که انسان با مشاهده حک و اصلاح و تصرف در نوشته ها نسبة مطمئن مى گردد که از طریق ((ضرب و کشط و الحاق ))(486) ، کوششهائى در جهت اصلاح و تکمیل آن انجام گرفته است .
12- باید نگارش نام خداوند متعال و پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله ) وائمه(علیهم السلام ) و بزرگان دین (رضوان الله علیهم )، باتجلیل و احترام از آنهاتواءم باشد.
بهتر است انسان به هنگام نگارش و استنساخ کتب دینى ، طاهر و رو به قبله بوده ، و بدن و جامه و مرکب و کاغذ (و سایر نوشت افزارهاى دیگر)، پاک و طاهر باشند، و نبشتار خود را با نام خداى مهربان و سپاس و ستایش او، و درود بر پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله ) و خاندانش (علیهم السلام ) آغاز کند. به عنوان نمونه : نبشتار خود را با عبارات زیر افتتاح نماید:
(( ((بسم الله الرحمن الرحیم ، الحمد لله رب العالمین ، و الصلوة و السلام على رسوله محمد و آله الطاهرین )) )) .
باید استنساخ ‌کننده کتاب با چنان جمله هائى ، کار خود را شروع کند؛ اگرچه مؤ لف کتاب ، این جمله ها را در آغاز کتاب خود نیاورده باشد. در چنین صورتى باید استنساخ ‌کننده کتاب ، مراتب را اعلام نماید و هشدار دهد که مؤ لف در کتاب خود، چنین جمله هائى را به کار نبرده است . به عبارت دیگر: باید استنساخ ‌کننده کتاب - پس از نوشتن نام خداوند متعال و ستایش او، و درود بر پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله ) و ائمه (علیهم السلام ) - بنویسد: ((مؤ لف یا استاد، چنین گفته و یا نوشته است )). و بالاخره بدین ترتیب ، یادآور گردد که مؤ لف کتاب ، ((بسمله و حمدله )) را در کتاب خود نیاورده است .
و بدینسان نیز باید با ستایش و سپاس خداوند متعال و درود بر پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله ) و درود بر خاندانش ، نگارش و یا استنساخ کتاب را پایان برد. و البته باید این کار را - پس از آنکه کیفیت و کمیت تمام بودن و یا ناتمام بودن مجلدات و اجزاء کتاب را اعلام کرد - انجام دهد. به این معنى که قبل از نگارش ((حمدله و صلوة )) - در صورتى که کتاب به پایان خود نرسیده باشد - چنین بنویسد:
((این است پایان جزء فلان ، و پس از آن جزء فلان ، نگارش خواهد شد)). و سپس بنویسد:
((الحمد لله ... والصلوة ...)).
و اگر کتاب ، به پایان کامل خود رسیده باشد باید بنویسد:
((کتاب ، کامل گشت )) و یا ((جزء فلان از کتاب ، به پایان رسید، و با کامل شدن این جزو، مجموع کتاب ، کامل گردیده و به پایان خود رسیده است ))؛ سپس ‍ بنویسد: ((الحمدلله ، والصلوة ...)).
و امثال اینگونه یادداشتها که متضمن فوائد فراوانى مى باشد.
در هر جا که نام خداوند متعال را مى نگارد باید به دنبال آن ، عباراتى را بنویسد که حاکى از تعظیم و احترام است ، امثال : ((تعالى ))، ((سبحانه ))، ((عز و جل ))، ((تقدس )) و مانند آنها. و یا شایسته است هنگام نگارش نام خداوند متعال ، این اوصاف احترام آمیز را به زبان آورد.
و آنگاه که اسم مبارک پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله ) را مى نگارد، ((صلوة و سلام ))، یعنى درود و تحیات خداوند بر او و خاندانش را پس از آن بنویسد، مثلا بدینصورت : ((صلى الله علیه و آله )). و همین ((صلوة و سلام )) را - علاوه بر نگارش - به زبان آورد.
در مسئله نگارش ((صلوة و سلام ))، فشرده نویسى نکند و آنرا به رمز ننگارد، و از اینکه ناگزیر مى گردد که ((صلوة و سلام )) را بارها و مکرر بنویسد آزرده خاطر و ملول نشود؛ اگر چه ناچار باشد این ((صلوة و سلام )) را - به خاطر تکرار نام آنحضرت در یک سطر - مکررا بنگارد. چنانکه عده اى از افراد محروم و بى بهره ، یا محررین متخلف ، در ((صلوة و سلام )) و درود بر پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله ) به فشرده نویسى پناه مى آورند، مثلا مى نویسند: ((صلعم ))، ((صلم ))، ((صم ))، ((ص -)) و ((صلسم ))(487) که چنین کارى باید به عنوان ((ترک اولى )) و شانه خالى کردن از زیر بار تکلیف و وظیفه اى شایسته ، و مغایر با نصوص دینى (488) تلقى کرد.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  95  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله آداب و آئین نگارش و نگاهدارى کتاب که ابزار علم و دانش است