فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

مقاله مقدمه بر کار لباس های فضانوردی

اختصاصی از فی ژوو مقاله مقدمه بر کار لباس های فضانوردی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله مقدمه بر کار لباس های فضانوردی


مقاله  مقدمه بر کار لباس های فضانوردی

مقدمه ای بر کار لباس های فضانوردی

فکر کنید که یک روز سرد زمستانی است می خواهید به بیرون بروید. شما برای محافظت خودتان از سرما پیراهن شلوار جوراب، شال، دستکش و ... می پوشید. اما حالا فرض کنید می خواهید به بیرون از فضا بروید! لباس شما باید از شما محافظت کند و شما را راحت   نگه دارد مانند یک فضاپیما! برای شما آب هوا را فراهم کند و شما را از تشعشعات کیهانی محافظت کند.

در این مقاله ما مشکلات پیاده روی فضایی را برای شما تشریح می کنیم و اینکه لباسهای فضانوردی چگونه شما را در مقابل آن محافظت می کنند. بیرون از فضا محلی بسیار خطرناک است. اگر شما از ایستگاه های بین المللی فضایی بیرون بروید یا بخواهید روی مکانی بدون اتمسفر مانند ماه یا مریخ قدم بزنید این حوادث برای شما پیش خواهد آمد:

^ شما بعد از 15 ثانیه بی هوش می شوید چون هیچ اکسیژنی آن جا نیست. ^ خون شما و دیگر آب های بدن شما بخار شده و سپس یخ می زنند چون در آنجا فشار هوا بسیار کم است یا بهتر است بگوییم اصلا فشاری وجود ندارد. ^ تمام قسمت های بدنتان از هم باز شده و جدا می شوند چون تمام آب بدنتان بخار    می شود.

^ شما همچنین تغییرات بسیاری در دما مشاهده خواهید کرد: دما در سایه به منفی 100 درجه سلسیوس و در نور خورشید به 120 درجه سلسیوس می رسد! ^ شما همچنین در معرض انواع تشعشعات قرار می گیرید مانند امواج کیهانی و ذرات باردار ساتع شده از خورشید(باد های خورشیدی). ^ شما ممکن است با ذرات و صخره هایی که با سرعت بسیار زیادی در حال حرکت هستند(ریز معلق ها) و یا موادی که از ماهواره ها و فضاپیما به بیرون ریخته می شود برخورد کنید.

--> بنابراین برای حفظ کردن شما از این خطرات توسط یک لباس فضانوردی می بایست:

+ اتمسفر دارای فشار باشد.

+ برابر با فشار درون بدن به شما اکسیژن برساند.

+ کربن دی اکسید را به بیرون منتقل کند.

+ شما را در دمای عادی نگه دارد.

+ از شما در مقابل ریز معلق ها محافظت کند.

+ به شما اجازه دهد به خوبی ببینید.

+ به شما اجازه دهد به راحتی در لباس حرکت کنید.

+ به شما اجازه دهد با دیگران صحبت کنید. (کنترکننده های زمینی با دیگر فضانوردان).

+ به شما اجازه دهد بیرون از فضاپیما حرکت کنید.

یک لباس فضانوردی چگونه کار می کند؟

لباس فضانوردی با به وجود آوردن شرایط محیطی کره ی زمینی برای فضانورد این امکان را فراهم می کند که فضانورد در فضا قدم بزند.

اتمسفر دارای فشار

لباس فضانوردی برای ما فشار هوا را تهیه می کند تا آب بدنمان را در حالت مایع قرار دهد ... به عبارتی دیگر برای جلوگیری از بخار شدن آب بدن ما. مانند یک لاستیک، لباس فضانوردی مانند یک بالون باد شده است که با مقداری ترکیب لاستیکی که در این جا فیبرهای Neoprene هستند ورقه شده است. این محفظه روی بالون قرار گرفته است. قسمتی از لباس که فشار هوا را برای فضانورد فراهم می آورد مانند باد کردن یک بالون از طریق یک  لوله ی کاغذی است که در بیش تر لباس ها فشاری را که به وجود می آورد فشاری برابر یک جو است یعنی برابر یک اتمسفر. کابین های شاتل های فضایی همچنین فشاری را که به وجود می آورند فشاری برابر یک اتمسفر است. فضاپیماهایی که فضانوردان از آن استفاده می کنند فشارشان برابر است با فشاری معادل 0.29 اتمسفر پس فشار در کابین هر شاتلی قبل از این که فضانورد لباسش را به تن کند برای قدم زدن در فضا می بایست کاهش پیداکند . در پیاده روی های فضایی خطر پیچ خوردگی بسیار زیاد است که این به علت اختلاف فشار بین لباس فضانورد و کابین شاتل های فضایی است.

اکسیژن

لباس های فضانوردی نمی توانند از هوای معمولی که دارای 78درصد نیتروژن 21درصد اکسیژن و یک درصد گازهای دیگر است استفاده کنند چون فشار کم است غلظت، اکسیژن را در خون و رگ ها کم می کند که مانند بالا رفتن ازقله ی اورست بسیار خطرناک است. بنابراین بیش تر لباس ها اکسیژن خالص را برای فضانورد برای تنفس فراهم می کنند. لباس اکسیژن لازم را به وسیله ی یک لوله از فضاپیما می گیرد یا به صورت یک بسته در پشت خود حمل می کند. هم شاتل های فضایی و هم ایستگاه بین المللی فضایی یک مخلوط عادی هوا مانند آن چه روی زمین می بینیم را دارا هستند پس به همین دلیل فضانورد می بایست قبل از پوشیدن لباس خود چندین بار در یک محدوده ی زمانی اکسیزن خالص را تنفس کند. این کار باعث می شود که نیتروژن موجود در خون فضانورد از بدن او خارج شود و خطر پیچ خوردگی را کم کند.

کربن دی اکسید

فضانورد کربن دی اکسید را از بدن خود خارج می کند. در این فضای محدود لباس تجمع کربن دی اکسید می تواند سریعا به حد مرگ آوری برسد. بنابراین کربن دی اکسید اضافی می بایست از فضای لباس خارج شود. برای این کار لباس فضانوردی از قوطی های لیتیم هیدروکسید استفاده می کند که در کوله پشتی فضانورد تعبیه شده اند.

دما

برای مواجه شدن با دماهای فوق العاده زیاد بیش تر لباس های فضانوردی به خوبی ولی به سنگینی با لایه های فابریکی( مانند:Neoprene, Gore-Tex, Dacron) و با صفحه های بازتابنده ای برای بازتاب نورخورشید پوشانده شده اند (مانند:Mylar میا ترکیبات سفید). فضانورد از بدنش گرما تولید می کند مخصوصا وقتی که فضانورد در حال فعالیت های شدیدی باشد. اگر این گرما گرفته و دفع نشود لباس وی نیز پر از گرما می شود و می تواند او را خشک کند! فضانورد اوجنه سرنان (Eugene Cernan) در حین قدم زدن در جمینی 9 چندین پوند وزن کم کرد. برای حذف کردن این گرمای اضافی هر لباس یک فن و یا


دانلود با لینک مستقیم


مقاله مقدمه بر کار لباس های فضانوردی

بررسی و مقایسه‌ میزان اضطراب دانشجویان پسر دانشگاه تبریز قبل از امتحانات و در ایام امتحانات

اختصاصی از فی ژوو بررسی و مقایسه‌ میزان اضطراب دانشجویان پسر دانشگاه تبریز قبل از امتحانات و در ایام امتحانات دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

بررسی و مقایسه‌ میزان اضطراب دانشجویان پسر دانشگاه تبریز قبل از امتحانات و در ایام امتحانات


بررسی و مقایسه‌ میزان اضطراب دانشجویان پسر دانشگاه تبریز قبل از امتحانات و در ایام امتحانات

بررسی و مقایسه‌ میزان اضطراب دانشجویان پسر دانشگاه تبریز قبل از امتحانات و در ایام امتحانات

69 صفحه در قالب word

 

 

 

فهرست مطالب

فصل اول : ادبیات پژوهش

مقدمه ................................................................................................ 1

بیان مسئله ........................................................................................... 4

اهمیت و ضرورت پژوهش ................................................................ 6

اهداف پژوهش .................................................................................. 8

فرضیه‌های پژوهش ............................................................................. 8

تعریف متغیرها ....................................................................................... 9

 

فصل دوم : پایه‌های نظری و پیشنة تحقیق

مقدمه ............................................................................................... 11

اضطراب .......................................................................................... 11

علائم اضطراب ................................................................................. 19

بیماری‌های که در اثر اضطراب ایجاد می شوند........................................... 20

رویکردهای نظری به اضطراب ............................................................ 24

اضطراب امتحان ................................................................................... 32

پیشینه تحقیقات ................................................................................ 39

 

 

فصل سوم : روش تحقیق

مقدمه ........................................................................................... 45 

جامعه آماری ............................................................................... 45

نمونه آماری ................................................................................... 45

شیوه  اجرای تحقیق ............................................................................ 49

روش‌های آماری ............................................................................. 49

 

 

فصل چهارم : یافته‌های پژوهشی

 

مقدمه ........................................................................................ 51

یافته‌های توصیفی ....................................................................... 52

یافته‌های استنباطی ........................................................................... 55

 

فصل پنجم : بحث و نتیجه‌گیری

مقدمه ......................................................................................... 57

بحث و نتیجه‌گیری ........................................................................... 57

پیشنهادهای کاربردی ....................................................................... 60

پیشنهادهای پژوهشی ........................................................................ 61

محدودیت‌های پژوهش ....................................................................... 62

 

منابع و ضمائم ...................................................................... 63

 

 

فصل اول

مقدمه :

قرن حاضر قرن فن‌آوری، قرن اضطراب و قرن پیچیدگی‌‌هاست که هر کدام انسان را مخاصره کرده‌اند. در میان این گرداب، آن چه از انسان امروزی انتظار می‌رود دانش آموزی و کنار آمدن با پیچیدگی‌های دنیاست. این پیچیدگی، انسان امروزی را بر آن داشته تا با آن کنار آید و برای کنار آمدن بر این وضع، از مکانیزم تعادل حیاتی سود می‌جوید. انسان مجموعه‌ای از هیجانات است که برای مقابله با این پیچیدگی‌ با آنها توسل می‌جوید. در این میان اضطراب مشهود و بارز است. همه ما از معنای واژه اضطراب و چگونگی احساس‌مان در زمانی که می‌گوییم مضطربیم، تصور کلی داریم. ما می‌توانیم تا حدی در مورد تجربه‌ درونی مرتبط با چنین احساس‌هایی هم داستان‌ باشیم. جدا از نظریه‌‌پردازیهای که در مورد اضطراب شده، اضطراب نقش یک علامت خطر را مبنی بر این که جریان بر وقف مراد نیست برای فرد ایفا می کند. در این تلاطم قرن، نقش انسان بر کسب دانش رقم زده است. انسان دانش را کسب کرده و به پیش می‌رود و هرچه می‌آموزد در انبار ذهن خویش آنها را اندوزش می‌کند.

انسان در عصر پراضطراب به پیش می‌رود و علم می‌آموزد ولی ارتباط مخزن اندوزش ذهنی وی با این هیجانات، او را با مشکلات عدیده‌ای مواجه ساخته است. ارتباط بین هیجانات و حافظه بسیار پیچیده است؛ زیرا این دو در بسیاری از زمینه‌ها با یکدیگر روابط متقابل دارند( خداپناهی، 1376).

به هر حال اضطراب به منزله بخشی از زندگی هر انسان، در همه افراد در حد اعتدال آمیز وجود دارد و در این حد به عنوان یک پاسخ سازش یافته تلقی می‌شود، به گونه‌ای که می‌توان گفت اگر اضطراب نبود همه ما پشت میزهایمان به خواب می‌رفتیم، یا فقدان اضطراب ممکن است ما را مشکلات و خطرات قابل ملاحظه‌ای مواجه کند( دادستان، 1376). ولی با این حال اضطراب می‌تواند عملکرد شناختی را مختل سازد و بایستی این پدیده را در موسسات آموزشی مد نظر قرار داد. عملکرد یک دانش آموز در جلسه امتحان تحت تأثیر اضطراب قرار می‌گیرد، این امر نباید سبب شود فکر کنند یادگیری صورت نگرفته است، این دانش آموز ممکن است، جواب سوال‌ها را به خوبی یاد گرفته باشد، اما اضطراب او باعث ناتوانی‌اش در دادن جواب کامل سوال گردد( سیف، 1379).

اگر موقعیتی فراهم شود تا افراد در سطح بهینه هیجانی به آموزش بپردازند در این صورت اضطراب نه به عنوان عامل مختل، بلکه به عنوان یاری رسان در یادگیری ایفای نقش می‌کند. همه می‌دانند که در پایین‌ترین سطح هیجانی، انسان دچار کسالت و خواب‌آلودگی می‌شود و در بالاترین سطوح هیجانی، فرد دچار آشفتگی روانی می‌شود، ولی با این حال در سطح بهینه هیجانی، فرد به بهترین عملکرد دست می‌یابد. سطح پایین انگیختگی با محرومیت حسی ارتباط دارد و انگیختگی زیاد به احساس استرس فشار و ناکامی می‌انجامد و در سطح بهینه انگیختگی، عملکرد به بهترین شکل بروز می‌کند( مارشال ریو[1]، 1376).

اضطراب به عنوان یک انگیختگی هیجانی در نظر گرفته می‌شود و در دهه‌های اخیر در پرداخت به اضطراب متخصصان بالینی و آموزشی، یکی از نشانه‌های حاصل از اضطرابی سطح بالا را افت تحصیلی نامیده‌اند و از آن به بعد تحقیقاتی در این زمینه انجام گرفته است و افرادی چون دارک[2] 1989، و بسیاری کسان دیگر، در این زمینه دست به تحقیق زده‌اندو تأثیر اضطراب بر هوش، حافظه، پیشرفت تحصیلی، عزت نفس و ... را  مورد توجه قرار داده‌اند.

بیان مسئله

تقریباً هر کسی تجاربی از نوع ناراحتی‌های کلی، انتظار رویدادهای شوم و احساس تنش در موقعیت‌هایی را داشته است که علت تنش نیز روشن نیست. ما معمولاً اضطراب را به این گونه پدیده‌ها ارتباط می‌دهیم. اضطراب را می‌توان در گسترده‌ترین معنای آن به حالت عاطفی و فیزیولوژیکی گوناگونی ارتباط داد. هنگامی که کودکی در بامداد امتحان، تمایلی به مدرسه رفتن نشان نمی‌دهد. ممکن است بی‌میلی او را به احساس اضطراب نسبت به کارکرد وی در امتحان نسبت دهیم. هنگامی که قهرمان ورزشی نمی‌تواند پیش از مسابقه مهمی غذا بخورد ممکن است رفتار او را ناشی از اضطراب بدانیم. همچنین هنگامی که کودکی، درسی را بر می‌گزیند که آشکارا برای او کششی در بر ندارد، ممکن است گزینش او نتیجه ترس از شکست و یا اضطراب بدانیم. ظاهراً اضطراب دارای منابع گوناگون است و می‌تواند از راههای ممکن بسیاری پدیدار شود. اضطراب ممکن است به نشانه‌های فیزیولوژیکی معینی منجر شود که بی‌شباهت به نشانه‌های ناشی از عاطفه‌ ترس نیست . اضطراب می‌تواند به کاهش کارکرد در کار فکری پیچیده بینجامد. ممکن است به گزینش غیر منطقی بینجامد و یا ممکن است به عقب‌نشینی فرد از موقعیت‌هایی منجر شود که اضطراب‌آورهستند. در هر صورت، در حالی که تفکر درباره منشاء و معنی اضطراب سده‌های پیاپی مورد توجه الهیون و فلاسفه بوده است. اغلب گفته می‌شود که فروید نخستین بررسی روان‌شناسی اضطراب را انجام داده است. منظور از اضطراب نوعی حالت هیجانی ناخوشایند و مبهم است که با پریشانی، هواس، تپش  قلب، تعرق، سردرد، بی‌قراری و تکرر ادرار همراه است. هنگامی که فرد نسبت به کارآمدی، توانایی و استعداد خود در شرایط امتحان دچار نگرانی و تردید می‌شود می‌توان از اضطراب امتحان سخن گفت. در هنگام امتحان، به ویژه امتحانات سرنوشت ساز( کنگور و امتحان نهایی) بیشتر دانش آموزان و دانشجویان اضطراب امتحان را تجربه می‌کنند. وجود اندکی اضطراب در انسان طبیعی و مطلوب است و موجب افزایش تلاش و تکاپو می‌شود، اما اگر از حد اعتدال تجاوز کند موجب کاهش پیشرفت تحصیلی خواهد شد. دانش آموز و دانشجویی که اضطراب امتحان دارد احساس می‌کند که ذهنش خالی شده و هرچه را که آموخته فراموش کرده است، چنین فردی معمولاً به پرسش‌ها پاسخ‌های بی‌ربط، نادرست و یا ناقص می‌دهد و با افکاری نامربوط و ناخواسته در مورد پیامدهای امتحان درگیر است.

ساراسون و ماندلر بر این باورند که در موقعیت‌هایی نظیر موقعیت امتحان، معلومات مرتبط با آزمون و حالات اضطرابی آموخته شده وارد میدان می‌شوند. پاره‌ای از این حالات اضطرابی با آزمون مورد نظر مرتبط و برخی دیگر با آن نامرتبطند. اگر سطح اضطراب برانگیخته شده با محتوای آزمون مرتبط باشند سطح کارآمدی افزایش می‌یابد. در حالی که اضطراب نامرتبط با وظیفه محوله، سطح کارآمدی را کاهش می‌دهد(دادستان، 1376).

 

ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است

متن کامل را می توانید در ادامه دانلود نمائید

چون فقط تکه هایی از متن برای نمونه در این صفحه درج شده است ولی در فایل دانلودی متن کامل همراه با تمام ضمائم (پیوست ها) با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند موجود است


دانلود با لینک مستقیم


بررسی و مقایسه‌ میزان اضطراب دانشجویان پسر دانشگاه تبریز قبل از امتحانات و در ایام امتحانات

مقاله داستان

اختصاصی از فی ژوو مقاله داستان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله داستان


مقاله داستان

 

رشتیه به دوستش میگه : خاک بر سر بی غیرتت کنن....زنم خالکوبی عکس خواهرتو رو شیکم اصغر اقا دیده!!!

 

یه دو قلو بعد ۹ ماه بدنیا نمیان ! میرن سونوگرافی میبینن پسره بند نافشو انداخته دور گردن دختره میگه : جووووووون داداش اگه بذارم لخت بری بیرون .

 

جک لری

 

یه روز یه لره با تهرانیه ازدواج میکنه شب عروسی تهرانیا میخونن سبد سبد گل یاس عروس ما چه زیباس لرا میخونن گونی گونی پشکل غلامعلی خوشکل

 

♣♣ از لره می‌پرسند: توی طایفه شما آدم مشهور هم هست؟ میگه:‌آره بابا، لره و هاردی، سوفیا لره، الیزابت تای لور، تازه یه شیمیدان لر یه چیزی کشف کرده که اسمشو گذاشته کلر.

 

♣♣ به یه لر میگن زبون لری چه جوریه؟ میگه فارسی بلدی؟ میگه آره. میگه برین توش میشه لری!!!

 

♣♣ لره میره دزدی تفنگش رو میزاره پشت گردنه طرف میگه تکون بخوری با لگد میزنم در کونت!!!

 

♣♣ یه روز دوتا لر سوار یه تاکسی میشن. تاکسیه پژو بوده. بعد یکی از لرا به راننده میگه: اقای راننده یه نوار بزار حال کنیم. راننده میگه: خودت یکی از تو داشبورت انتخاب کن بزار. لره هم از تو داشبورت بین چند تا نوار یه نوار ویدیو پیدا میکنه هر چی سعی میکنه بزاره تو ضبط نمیتونه بزاره اون رفیقش می زنه تو سرش میگه ای گیج این نوار مال تریلی نه پژو

 

♣♣ یک لر برای چند روز میره توی هتل یک روز میبینن توی دستشوئی داره یک نفر خارجی رو میزنه میان میگیرنش ازش میپرسن قضیه چیه چرا این بدبخت را میزنی لره میگه اینجا یک چشمه اویی بیده (دستشوئی فرنگی ) که مو هر روز ازش او میخوردم این بی پدر و مادر امروز اومده توش ریده

 

♣♣ لره داشته با تمام وجود وضو می گرفته بهش میگن چرا اینقدر محکم وضو می گیری؟ میگه یه وضویی بگیرم که هیچ گوزی نتونه باطلش کنه!!!

 

♣♣ بچه مثبته از لره میپرسه: آقا ببخشید... خیلی خیلی عذر میخوام..شرمنده.. روم به دیوار.. اسمتون چیه؟! لره شاکی میشه، میگه: ایجو که تو پرسیدی، اسمم انه!!!

 

♣♣ لره با خوشحالی به دوستش میگه بالاخره این پازل رو بعد از ۲ سال حل کردم . دوستش میگه: ۲ سال زیاد نیست؟ میگه:نه بابا رو جعبه اش نوشته ۷ تا ۱۰ سال

 

♣♣ قوچعلی میخواست سواره گاوش بشه گاوه مو مو میکرده قوچعلی میگه خفه شو اول مو بعد تو

 

♣♣ لره هر روز زنگ یک کلیسا رو می زده و در می رفته. آخر پدر روحانی شاکی میشه، یک روز پشت در کمین می کنه، تا طرف زنگ می زنه، خرشو می گیره و می پرسه چیکار داری؟ یارو حول میشه، با تتپته میگه: ببخشید، حضرت عیسی هست؟!

 

♣♣ سه دسته فارس ، لر و ترک میرن راهپیمایی . دسته اول میگن: انرژی هسته ای حق مسلم ماست . دسته دوم میگن انژری هسته ای اعدام باید گردد دسته سوم میگن خلیج فارس ایرا ن آسفالت باید گردد!!!

 

♣♣ لره داشته با اتوبوس 100تا می رفته بعد میاد ترمز کنه می بینه ترمز بریده می بینیه یک کامیون هم از روبه رو با سرعت میاد می بینه کاری از دستش بر نمیاد به شاگردش میگه مهراد پاشو تصادف ببین حال کن!!!

 

♣♣ یک لر بعد از 10 دقیقه از باجه تلفن بیرون میاد یه نفر ازش میپرسه سالم بود میگه اره فقط آفتابه نداشت

 

♣♣ دریای غم ساحل ندارد. لرا همشو آســـــــفالت کردند

 

♣♣ لره گوزید و مردم سر قبر او نوشتن : بادی وزید و گلی پرپر شد

 

♣♣ شباهت لر با پارک؟ جفتشون تاب دارن

 

♣♣ به لره می گن :اگه یه دختری بهت راه داد چکار می کنی؟ می گه ازش سبقت می گیرم

 

♣♣ تفاوت خورشید و لر؟ خورشید اگه بیاد میره ولی لر اگه بیاد دیگه نمی ره

 

♣♣ ترکه می ره خونه خدا می زنه زیر گریه می گه: خدایا چرا مردی؟ حقش نبود تو بمیری یه لره می رسه بهش می گه: مرد حسابی مگه ترکی خدا که نمی میره خدا شهید می شه

 

♣♣ لره می ره تهران زنگ می زنه خونه می گه: من دیگه ایران برنمی گردم

 

♣♣ لره می یاد تهران می بینه همه استین کوتاه پوشیدن می گه: عجب پس اینا دماغشونو با چی پاک می کنن؟!!!

 

♣♣ لره تلویزیون می خره فرداش کنترلشو می بره پس می ده می گه: اقا این ماشین حسابه توش بود به ما حروم خوری نیومده

 

♣♣ از لره میپرسن نظرت راجع به فکر, شعور, معرفت و درک چیه؟ لره جواب میده ما به اینها میگم چهار محال بختیاری

 

♣♣ به لره میگن برادرت اج آى وى گرفته می گه تا دیروز برادرم جى ال ایکس داشت!!!

 

♣♣ بن لادن رو می خواستن شکنجه کنن ، از ملت همه پرسی می کنن تا سخت ترین شکنجه رو انتخاب کنن هر کی یه چیزی می گه ، تا اینکه می رسه به لره ، لره می گه : یه میله آهنی رو داغ داغ کنین تا سرخ شه ، بعد از طرف سردش بکنین تو کونش ، ملت کف می کنن ، می گن بابا حالا چرا از طرف سردش بکنیم تو ، لره می گه : تا هر کی خواست درش بیاره دستش بسوزه نتونه !!!

 

♣♣ لره از دهشون اومده بوده تهران رانندگی یاد بگیره، جلسة اول از معلمش می پرسه: این چراغ رنگیه چیه؟! یارو میاد سرکارش بگذاره، میگه: این چراغ راهنماییه؛ وقتی سبزه یعنی اهل تهران برن، وقتی زرده شهرستانی‌ها و قرمز هم مال لراست! خلاصه این جریان میگذره و لره هم امتحان میده وقبول میشه، روز اول میشینه پشت ماشین و میرسه به چراغ قرمز و خوب طبعاً رد میکنه. افسره داد میزنه: راننده پیکان، بزن کنار! لره سرشو از پنجره میاره بیرون، داد میزنه: لـُــرُم... مــن لـُـــرُم!! افسره یک نگاه میندازه، میگه: باشه بابا...برو...برو

 

♣♣ از یه لره می‌پرسند: کدوم برنامه تلویزیون رو بیشتر از همه دوست داری؟ میگه: پیام بازرگانی! میپرسن: چرا؟ میگه: چون بینش سریال پخش می‌کنند!

 

♣♣ میخواستن لره رو شکنجه روحی بدن، میفرستنش تو یک اتاق گرد، میگن برو یک گوشه بشین!

 

♣♣ لره تو مسجد سلیمان مسجد می سازه بالا در مسجد می نویسه بزودی نماز صبح یک رکعت بدون وضو

 

♣♣ یک بار یک زن لر به حمام میرود و شیر اب داغ را باز میکند و داد میزند سوختم و شوهرش که میخواست به او کمک کند به اتش نشانی تلفن میزند

 

♣♣ یکی می پرسن میدونی شباهت خورشید با لر چیه ؟ میگه نه بهش میگن هر دوشون از پشت کوه در میان

 

♣♣ یه روز یه لره از خواب می پره دست وپاش می شکنه

 

♣♣ لره میره توالت، بعد یک ربع با دهن خونی مالی میاد بیرون!!. رفیقش میپرسه: چی شده؟!! لره میگه: گی بگیرن، مسواکش خیلی بزرگ بید!

 

♣♣ لره یه بچه بی تربیت داشت . وسط مجلس یهو میگفت:" ننه ، ننه ، ان دارم ، ان دارم " ننش که دیگه شاکی شده بود یه روز بهش گفت " بچم ، هر موقع ان داشتی بگو 1 دارم هر موقع جیش داشتی بگو 2 دارم" خلاصه ، تو یه مجلس بچه انش گرفت و یادش رفت شمارش چند بود . داد زد " ننه ، ننه ، اون که ان بید ، چند بید ؟ !!!

 

♣♣ لره داشته شیر می خورده می میره می دونین چرا ؟.........گاوه می شینه روش.

 

♣♣ لره رو در خونش نوشته بوده wc . میگن این چیه نوشتی میگه : مخفف welcome

 

♣♣ لره یه دوچرخه می خره سوار میشه میاد خونه بچه ی لره از دور باباشو میبینه بعد میره به مامانش میگه : مامان مامان یه چیز رفته تو کون بابا هر چقدر هم که دست و پا میزنه در نمیاد

 

یارو داشته تو پارتی میخونده: میخوام که با بوسه گل لباتو پرپر کنم یه دفعه کمیته میریزه تو پارتی. یارو ادامه میده: گلهای پرپر شده رو هدیه به رهبر کنم

 

جک لری، قزوینی، ترکی

 

ترکا یه نفرو محکوم به اعدام در اتاق گاز می کنن . وقتی می برنش می بینه اتاق سقف نداره . میگه : این چه اتاق گازیه که سقف نداره ؟ ترکا می گن : کپسول گاز که خورد تو سرت می فهمی.

 

--------------------------------------------------------------------------------------

 

بعد از تمام شدن نماز تو قزوین، قزوینیه به بغلی میگه: قبول باشه، به جلویی میگه: دمت گرم حال دادی، به پشت سری میگه: حالتو میگیرم .

 

--------------------------------------------------------------------------------------

 

ترکه به بچش شک داشته میگه دهنت رو بیار جلو , ها کن ببینم .بچه ها میکنه ترکه میزنه تو سر پسرش میگه پدر سوخته دختر بازی می کنی

 

--------------------------------------------------------------------------------------

 

زن رشتیه میخواسته تنها بره خارج، اجازه همسرشو می‌بره، میگن: قبول نیست، شما باید استشهاد محلی بیارید.

 

--------------------------------------------------------------------------------------

 

یه ترکه پتروس فداکار رو با دهقان فداکار قاطی می‌کنه، میره انگشت می‌کنه تو کون راننده قطار

 

--------------------------------------------------------------------------------------

 

به پیرزنه میگن: سایز سوتین شما چنده؟ پیرزنه جواب میده: من از این سوسول بازی‌ها خوشم نمیاد، میکنم تو شلوارم!

 

--------------------------------------------------------------------------------------

 

یه زن بیوه از یکی می‌پرسه: فرق بسیجی با چریک چیه؟ طرف میگه: بسیجی از جلو حمله می‌کنه اما چریک از عقب حمله می‌کنه، بیوه آهی می‌کشه و میگه: یادش بخیر، خدا بیامرزتش، هم بسیجی بود و هم چریک.

 

--------------------------------------------------------------------------------------

 

یه ترکه فیلم جنگی میدیده، فیلم که تموم میشه، سینه خیز میره تلویزیون رو خاموش کنه!

 

--------------------------------------------------------------------------------------

 

یه روز یه «ترکه» با یه «لره» دعواش میشه، مردم میگن: بزن تو فکش، ترکه نمیدونسته فک کجاست، با لگد محکم میزنه تو کون لره، لره کونشو می‌گیره و داد میزنه: آی فکم .

 

جک لری

 

برای یه لره اس.ام.اس میاد . میگه : آخ جون جوک .....میپره گوشیشو برمیداره بعدش می بینه جوک نبوده کلی ضایع می شه مثل تو که الان همین فکر و کردی و ضایع شدی

 

________________________________________

 

اگه نیوتن قبل از مرگش صورت ماه تو رو می دید معنای حقیقی جاذبه رو می فهمید

 

یک روز توی جهنم میبینمت.آخه هر ? جهنمی هستیم: تو به جرم اینکه قلب منو دزدیدی و من هم به جرم اینکه تو رو پرستیدم

 

اولین دوره المپیک لرها، موسوم به “لرمپیک” با رشته های زیر آغاز شد: - شنای با مانع، - کشتی پروانه، - پرش روی نیزه، - شیــــــــــرجه روی چمن، اسب سواری با سگ

 

ترکه یه چک سفید امضا پیدا میکنه جلو مبلغش مینویسه” خدا تومن” میبره میده به بانک. بعد میبینن ترکه داره کیسه کیسه پول از بانک میبره بیرون میرن ببینن چه جوریه که بهش پول دادن میبینن رئیس بانکه لر بوده

 

نبرد رستم و لر:

 

چنانت بکوبم به گرز گران که دیگر نیایی به مازندران

 

پاسخ لره : چنان ایزنم بر سرت با بلوک که ترتر برینی به گور بووت !!!

 

به لره میگن چندتا تن ماهی نام ببر، میگه: تن شیلانه، تن جنوب، تن سیکارو، تن چابهار، تن پیر، تن پیغمبر، ‌تن هر کی دوست داری دست از سر ما بردار!

 

مداح: چراغ ها رو خاموش کنین ببرمتون کربلا, چراغ ها رو که روشن میکنن میبینه همه ساک به دست وایستادن, میگه شما ترکین؟ میگن نه, ما لریم, ترکا تو اتوبوسن

 

به لره میگن درد عشق بدتره یادرد دندون میگه: هنوزتو اتوبوس شاشت نگرفته

 

لره توی جبهه بیسیم چی بوده زنگ میزنه میگه : آقا ۵ تا عراقی دستگیر کردم بیاید ببرید میگن خودت بیار . میگه نه شما بیاین اینا نمیذارن من بیام

 

لره زنش رو (ببخشین) می فروخته؛ میگن چرا این کارو می کنی : میگه سی پول

 

میگن : پول واسه چی می خوای ؟ میگه: برا تفنگ خریدن.

 

میگن تفنگ واسه چی؟ میگه سی جنگ با دشمن

 

میگن : جنگ برای چی؟ میگه : سی ناموسم

 

دولت برای پنجاه هزارمین بار به هم وطنان عزیز لری اعلام کرد: که نمی توان با کارت سوخت ، تلفن زد.

 

لره به ترکه می گه بیا بریم نماز جمعه بخونیم نفری ۱۰۰۰۰تومن میدن ! ترکه می گه اگه ندادن چی ؟ لره می گه خوب می گوزیم باطل می شه!

 

به لره میگن: با بید جمله بساز. میگه: در خانه ما یک بید بید! میگن: اون بید نیست، بوده. میگه: آهان باشه، در خانه ما یک بود بید

 

یه روزیه لری به تهران میره وبعد از گشت و گذار در خیابان یه بچه ای جلوشو می گیره می گه:ببخشید آقا بی ادبی شما لرید؟ لره گفت:آره از کجا فهمیدی. پسر بچه گفت:ازاینکه کتتون داخل شلوارتونه.

 

یه بار یه لره میره توی بیابان وپتو میندازه روی خودش و میخوابه بعد یه نفر میزنه بهش میگه ببخشید شما لرید لره میگه وای از زیر پتو هم میفهمن آدم لره

 

به یه لره میگن تا حالا سوتی بزرگ دادی میگه آره یه با خونه تنها بودم دختر خاله ام زنگ زد گفت چه خبر گفتم هیچی تنهائی حوصلم سر رفت اونم گفت منم تنها هستم پاشو بیا خونمون منم رفتم بهم گفت من میرم توی اتاق تو هم چند دقیقه بعد بیا تو منم ۱۰ دقیقه بعد رفتم تو اتاق تاریک بود برقارو که روشن کردم همه خندیدن و گفتند تولدت مبارک ،بهش میگن اینکه سوتی بزرگی نبود میگه چرا آخه من لخت رفتم تو!!!!!!!!!

 

لره میره دستشوئی عمومی طول اش میده وقتی بیرون میآید بهش میگن خسته نباشی لره میگه شیرین کام باشی

 

یه دو قلو بعد ۹ ماه بدنیا نمیان ! میرن سونوگرافی میبینن پسره بند نافشو انداخته دور گردن دختره میگه : جووووووون داداش اگه بذارم لخت بری بیرون .

جک لری

یه روز یه لره با تهرانیه ازدواج میکنه شب عروسی تهرانیا میخونن سبد سبد گل یاس عروس ما چه زیباس لرا میخونن گونی گونی پشکل غلامعلی خوشکل

♣♣ از لره می‌پرسند: توی طایفه شما آدم مشهور هم هست؟ میگه:‌آره بابا، لره و هاردی، سوفیا لره، الیزابت تای لور، تازه یه شیمیدان لر یه چیزی کشف کرده که اسمشو گذاشته کلر.

♣♣ به یه لر میگن زبون لری چه جوریه؟ میگه فارسی بلدی؟ میگه آره. میگه برین توش میشه لری!!!

♣♣ لره میره دزدی تفنگش رو میزاره پشت گردنه طرف میگه تکون بخوری با لگد میزنم در کونت!!!

♣♣ یه روز دوتا لر سوار یه تاکسی میشن. تاکسیه پژو بوده. بعد یکی از لرا به راننده میگه: اقای راننده یه نوار بزار حال کنیم. راننده میگه: خودت یکی از تو داشبورت انتخاب کن بزار. لره هم از تو داشبورت بین چند تا نوار یه نوار ویدیو پیدا میکنه هر چی سعی میکنه بزاره تو ضبط نمیتونه بزاره اون رفیقش می زنه تو سرش میگه ای گیج این نوار مال تریلی نه پژو

♣♣ یک لر برای چند روز میره توی هتل یک روز میبینن توی دستشوئی داره یک نفر خارجی رو میزنه میان میگیرنش ازش میپرسن قضیه چیه چرا این بدبخت را میزنی لره میگه اینجا یک چشمه اویی بیده (دستشوئی فرنگی ) که مو هر روز ازش او میخوردم این بی پدر و مادر امروز اومده توش ریده

♣♣ لره داشته با تمام وجود وضو می گرفته بهش میگن چرا اینقدر محکم وضو می گیری؟ میگه یه وضویی بگیرم که هیچ گوزی نتونه باطلش کنه!!!

♣♣ بچه مثبته از لره میپرسه: آقا ببخشید... خیلی خیلی عذر میخوام..شرمنده.. روم به دیوار.. اسمتون چیه؟! لره شاکی میشه، میگه: ایجو که تو پرسیدی، اسمم انه!!!

♣♣ لره با خوشحالی به دوستش میگه بالاخره این پازل رو بعد از ۲ سال حل کردم . دوستش میگه: ۲ سال زیاد نیست؟ میگه:نه بابا رو جعبه اش نوشته ۷ تا ۱۰ سال

♣♣ قوچعلی میخواست سواره گاوش بشه گاوه مو مو میکرده قوچعلی میگه خفه شو اول مو بعد تو

♣♣ لره هر روز زنگ یک کلیسا رو می زده و در می رفته. آخر پدر روحانی شاکی میشه، یک روز پشت در کمین می کنه، تا طرف زنگ می زنه، خرشو می گیره و می پرسه چیکار داری؟ یارو حول میشه، با تتپته میگه: ببخشید، حضرت عیسی هست؟!

♣♣ سه دسته فارس ، لر و ترک میرن راهپیمایی . دسته اول میگن: انرژی هسته ای حق مسلم ماست . دسته دوم میگن انژری هسته ای اعدام باید گردد دسته سوم میگن خلیج فارس ایرا ن آسفالت باید گردد!!!

♣♣ لره داشته با اتوبوس 100تا می رفته بعد میاد ترمز کنه می بینه ترمز بریده می بینیه یک کامیون هم از روبه رو با سرعت میاد می بینه کاری از دستش بر نمیاد به شاگردش میگه مهراد پاشو تصادف ببین حال کن!!!

♣♣ یک لر بعد از 10 دقیقه از باجه تلفن بیرون میاد یه نفر ازش میپرسه سالم بود میگه اره فقط آفتابه نداشت

♣♣ دریای غم ساحل ندارد. لرا همشو آســـــــفالت کردند

♣♣ لره گوزید و مردم سر قبر او نوشتن : بادی وزید و گلی پرپر شد

♣♣ شباهت لر با پارک؟ جفتشون تاب دارن

♣♣ به لره می گن :اگه یه دختری بهت راه داد چکار می کنی؟ می گه ازش سبقت می گیرم

♣♣ تفاوت خورشید و لر؟ خورشید اگه بیاد میره ولی لر اگه بیاد دیگه نمی ره

♣♣ ترکه می ره خونه خدا می زنه زیر گریه می گه: خدایا چرا مردی؟ حقش نبود تو بمیری یه لره می رسه بهش می گه: مرد حسابی مگه ترکی خدا که نمی میره خدا شهید می شه

♣♣ لره می ره تهران زنگ می زنه خونه می گه: من دیگه ایران برنمی گردم

♣♣ لره می یاد تهران می بینه همه استین کوتاه پوشیدن می گه: عجب پس اینا دماغشونو با چی پاک می کنن؟!!!

♣♣ لره تلویزیون می خره فرداش کنترلشو می بره پس می ده می گه: اقا این ماشین حسابه توش بود به ما حروم خوری نیومده

♣♣ از لره میپرسن نظرت راجع به فکر, شعور, معرفت و درک چیه؟ لره جواب میده ما به اینها میگم چهار محال بختیاری

♣♣ به لره میگن برادرت اج آى وى گرفته می گه تا دیروز برادرم جى ال ایکس داشت!!!

♣♣ بن لادن رو می خواستن شکنجه کنن ، از ملت همه پرسی می کنن تا سخت ترین شکنجه رو انتخاب کنن هر کی یه چیزی می گه ، تا اینکه می رسه به لره ، لره می گه : یه میله آهنی رو داغ داغ کنین تا سرخ شه ، بعد از طرف سردش بکنین تو کونش ، ملت کف می کنن ، می گن بابا حالا چرا از طرف سردش بکنیم تو ، لره می گه : تا هر کی خواست درش بیاره دستش بسوزه نتونه !!!

♣♣ لره از دهشون اومده بوده تهران رانندگی یاد بگیره، جلسة اول از معلمش می پرسه: این چراغ رنگیه چیه؟! یارو میاد سرکارش بگذاره، میگه: این چراغ راهنماییه؛ وقتی سبزه یعنی اهل تهران برن، وقتی زرده شهرستانی‌ها و قرمز هم مال لراست! خلاصه این جریان میگذره و لره هم امتحان میده وقبول میشه، روز اول میشینه پشت ماشین و میرسه به چراغ قرمز و خوب طبعاً رد میکنه. افسره داد میزنه: راننده پیکان، بزن کنار! لره سرشو از پنجره میاره بیرون، داد میزنه: لـُــرُم... مــن لـُـــرُم!! افسره یک نگاه میندازه، میگه: باشه بابا...برو...برو

♣♣ از یه لره می‌پرسند: کدوم برنامه تلویزیون رو بیشتر از همه دوست داری؟ میگه: پیام بازرگانی! میپرسن: چرا؟ میگه: چون بینش سریال پخش می‌کنند!

♣♣ میخواستن لره رو شکنجه روحی بدن، میفرستنش تو یک اتاق گرد، میگن برو یک گوشه بشین!

♣♣ لره تو مسجد سلیمان مسجد می سازه بالا در مسجد می نویسه بزودی نماز صبح یک رکعت بدون وضو

♣♣ یک بار یک زن لر به حمام میرود و شیر اب داغ را باز میکند و داد میزند سوختم و شوهرش که میخواست به او کمک کند به اتش نشانی تلفن میزند

♣♣ یکی می پرسن میدونی شباهت خورشید با لر چیه ؟ میگه نه بهش میگن هر دوشون از پشت کوه در میان

♣♣ یه روز یه لره از خواب می پره دست وپاش می شکنه

♣♣ لره میره توالت، بعد یک ربع با دهن خونی مالی میاد بیرون!!. رفیقش میپرسه: چی شده؟!! لره میگه: گی بگیرن، مسواکش خیلی بزرگ بید!

♣♣ لره یه بچه بی تربیت داشت . وسط مجلس یهو میگفت:" ننه ، ننه ، ان دارم ، ان دارم " ننش که دیگه شاکی شده بود یه روز بهش گفت " بچم ، هر موقع ان داشتی بگو 1 دارم هر موقع جیش داشتی بگو 2 دارم" خلاصه ، تو یه مجلس بچه انش گرفت و یادش رفت شمارش چند بود . داد زد " ننه ، ننه ، اون که ان بید ، چند بید ؟ !!!

♣♣ لره داشته شیر می خورده می میره می دونین چرا ؟.........گاوه می شینه روش.

♣♣ لره رو در خونش نوشته بوده wc . میگن این چیه نوشتی میگه : مخفف welcome

♣♣ لره یه دوچرخه می خره سوار میشه میاد خونه بچه ی لره از دور باباشو میبینه بعد میره به مامانش میگه : مامان مامان یه چیز رفته تو کون بابا هر چقدر هم که دست و پا میزنه در نمیاد

یارو داشته تو پارتی میخونده: میخوام که با بوسه گل لباتو پرپر کنم یه دفعه کمیته میریزه تو پارتی. یارو ادامه میده: گلهای پرپر شده رو هدیه به رهبر کنم

جک لری، قزوینی، ترکی

ترکا یه نفرو محکوم به اعدام در اتاق گاز می کنن . وقتی می برنش می بینه اتاق سقف نداره . میگه : این چه اتاق گازیه که سقف نداره ؟ ترکا می گن : کپسول گاز که خورد تو سرت می فهمی.

--------------------------------------------------------------------------------------

بعد از تمام شدن نماز تو قزوین، قزوینیه به بغلی میگه: قبول باشه، به جلویی میگه: دمت گرم حال دادی، به پشت سری میگه: حالتو میگیرم .

--------------------------------------------------------------------------------------

ترکه به بچش شک داشته میگه دهنت رو بیار جلو , ها کن ببینم .بچه ها میکنه ترکه میزنه تو سر پسرش میگه پدر سوخته دختر بازی می کنی

--------------------------------------------------------------------------------------

زن رشتیه میخواسته تنها بره خارج، اجازه همسرشو می‌بره، میگن: قبول نیست، شما باید استشهاد محلی بیارید.

--------------------------------------------------------------------------------------

یه ترکه پتروس فداکار رو با دهقان فداکار قاطی می‌کنه، میره انگشت می‌کنه تو کون راننده قطار

--------------------------------------------------------------------------------------

به پیرزنه میگن: سایز سوتین شما چنده؟ پیرزنه جواب میده: من از این سوسول بازی‌ها خوشم نمیاد، میکنم تو شلوارم!

--------------------------------------------------------------------------------------

یه زن بیوه از یکی می‌پرسه: فرق بسیجی با چریک چیه؟ طرف میگه: بسیجی از جلو حمله می‌کنه اما چریک از عقب حمله می‌کنه، بیوه آهی می‌کشه و میگه: یادش بخیر، خدا بیامرزتش، هم بسیجی بود و هم چریک.

--------------------------------------------------------------------------------------

یه ترکه فیلم جنگی میدیده، فیلم که تموم میشه، سینه خیز میره تلویزیون رو خاموش کنه!

--------------------------------------------------------------------------------------

یه روز یه «ترکه» با یه «لره» دعواش میشه، مردم میگن: بزن تو فکش، ترکه نمیدونسته فک کجاست، با لگد محکم میزنه تو کون لره، لره کونشو می‌گیره و داد میزنه: آی فکم .

جک لری

برای یه لره اس.ام.اس میاد . میگه : آخ جون جوک .....میپره گوشیشو برمیداره بعدش می بینه جوک نبوده کلی ضایع می شه مثل تو که الان همین فکر و کردی و ضایع شدی

________________________________________

اگه نیوتن قبل از مرگش صورت ماه تو رو می دید معنای حقیقی جاذبه رو می فهمید

یک روز توی جهنم میبینمت.آخه هر ? جهنمی هستیم: تو به جرم اینکه قلب منو دزدیدی و من هم به جرم اینکه تو رو پرستیدم

اولین دوره المپیک لرها، موسوم به “لرمپیک” با رشته های زیر آغاز شد: - شنای با مانع، - کشتی پروانه، - پرش روی نیزه، - شیــــــــــرجه روی چمن، اسب سواری با سگ

ترکه یه چک سفید امضا پیدا میکنه جلو مبلغش مینویسه” خدا تومن” میبره میده به بانک. بعد میبینن ترکه داره کیسه کیسه پول از بانک میبره بیرون میرن ببینن چه جوریه که بهش پول دادن میبینن رئیس بانکه لر بوده

نبرد رستم و لر:

چنانت بکوبم به گرز گران که دیگر نیایی به مازندران

پاسخ لره : چنان ایزنم بر سرت با بلوک که ترتر برینی به گور بووت !!!

به لره میگن چندتا تن ماهی نام ببر، میگه: تن شیلانه، تن جنوب، تن سیکارو، تن چابهار، تن پیر، تن پیغمبر، ‌تن هر کی دوست داری دست از سر ما بردار!

مداح: چراغ ها رو خاموش کنین ببرمتون کربلا, چراغ ها رو که روشن میکنن میبینه همه ساک به دست وایستادن, میگه شما ترکین؟ میگن نه, ما لریم, ترکا تو اتوبوسن

به لره میگن درد عشق بدتره یادرد دندون میگه: هنوزتو اتوبوس شاشت نگرفته

لره توی جبهه بیسیم چی بوده زنگ میزنه میگه : آقا ۵ تا عراقی دستگیر کردم بیاید ببرید میگن خودت بیار . میگه نه شما بیاین اینا نمیذارن من بیام

لره زنش رو (ببخشین) می فروخته؛ میگن چرا این کارو می کنی : میگه سی پول

میگن : پول واسه چی می خوای ؟ میگه: برا تفنگ خریدن.

میگن تفنگ واسه چی؟ میگه سی جنگ با دشمن

میگن : جنگ برای چی؟ میگه : سی ناموسم

دولت برای پنجاه هزارمین بار به هم وطنان عزیز لری اعلام کرد: که نمی توان با کارت سوخت ، تلفن زد.

لره به ترکه می گه بیا بریم نماز جمعه بخونیم نفری ۱۰۰۰۰تومن میدن ! ترکه می گه اگه ندادن چی ؟ لره می گه خوب می گوزیم باطل می شه!

به لره میگن: با بید جمله بساز. میگه: در خانه ما یک بید بید! میگن: اون بید نیست، بوده. میگه: آهان باشه، در خانه ما یک بود بید

یه روزیه لری به تهران میره وبعد از گشت و گذار در خیابان یه بچه ای جلوشو می گیره می گه:ببخشید آقا بی ادبی شما لرید؟ لره گفت:آره از کجا فهمیدی. پسر بچه گفت:ازاینکه کتتون داخل شلوارتونه.

یه بار یه لره میره توی بیابان وپتو میندازه روی خودش و میخوابه بعد یه نفر میزنه بهش میگه ببخشید شما لرید لره میگه وای از زیر پتو هم میفهمن آدم لره

به یه لره میگن تا حالا سوتی بزرگ دادی میگه آره یه با خونه تنها بودم دختر خاله ام زنگ زد گفت چه خبر گفتم هیچی تنهائی حوصلم سر رفت اونم گفت منم تنها هستم پاشو بیا خونمون منم رفتم بهم گفت من میرم توی اتاق تو هم چند دقیقه بعد بیا تو منم ۱۰ دقیقه بعد رفتم تو اتاق تاریک بود برقارو که روشن کردم همه خندیدن و گفتند تولدت مبارک ،بهش میگن اینکه سوتی بزرگی نبود میگه چرا آخه من لخت رفتم تو!!!!!!!!!

لره میره دستشوئی عمومی طول اش میده وقتی بیرون میآید بهش میگن خسته نباشی لره میگه شیرین کام باشی


دانلود با لینک مستقیم


مقاله داستان

دلایل دوری علی (ع) از خلافت و سکوت 25 ساله ایشان

اختصاصی از فی ژوو دلایل دوری علی (ع) از خلافت و سکوت 25 ساله ایشان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دلایل دوری علی (ع) از خلافت و سکوت 25 ساله ایشان


دلایل دوری علی (ع) از خلافت و سکوت 25 ساله ایشان

دلایل دوری علی (ع) از خلافت و سکوت 25 ساله ایشان ؛ تحقیقی آموزشی است که مناسب پروژه و تحقیق دروس عمومی معارف اسلامی و اندیشه اسلامی و اخلاق و آیین زندگی وتاریخ اسلام است و در 11 صفحه تهیه شده است .

این مطلب مشتمل بر این مضامین می باشد :

عوامل سکوت 25ساله امیر المۆمنین(علیه السلام)

پاسخ با استناد به چندین خطبه و نامه در نهج البلاغه

خطبه صد و شصت و یک نهج البلاغه

دو عامل اصلی سکوت امام

بی وفایی مردم

پرهیز از اختلاف و دو دستگی بلکه چند دستگی در جامعه نوپای اسلامی

خطبه صد و هفتاد و یک

منابع

فرمت فایل : وورد

تعداد صفحات: 11


دانلود با لینک مستقیم


دلایل دوری علی (ع) از خلافت و سکوت 25 ساله ایشان