فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله سیر نقد در تئاتر ایران از آغاز تا امروز

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله سیر نقد در تئاتر ایران از آغاز تا امروز دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

به همراه نمایشنامه شب بخیر دیو ...!

 

 

 

مقدمه:
نقد تئاتر بنای یکی از ارکان رکین و مسلم هنرهای نمایشی از نظر سنت، مسابقه و صبغه به بوطیقای ارسطو می رسد. نخستین ناقد تئاتر ارسطو بوده است و پس از وی افلاطون که رسما اعلام نمود شاعران، در امنویسان را به اتوپیا یا مدینه فاضله او راهی نیستک. پس نقد تئاتر (Dram criric) پدیده ای نیست که تعلق به عصر مدرن داشته باشد.
بوطیقا اناجیل تئاتر است. به دلیل آنکه ارسطو در این کتاب گونه ای بررسی ناقدانه را پایه گذارده است که قدمت و خدمتش تا زمان مدرن و بعد از آن می رسد.
ما در این رساله برآنیم که غور و گشت و بازگشتی در ریشه های نقد تئاتر به عنوان کلیات و مقدمه از زمان های دور تا امروز به طریق اولا از سیر نقد در تئاتر ایران گفته باشیم و گشت و بازگشت و گل گشتی در نخستین نقدها یا بهتر بگوئیمن گزارش های تئاتری که در رسانه های گوناگون چاپ شده در اختیار قارئین محترم قرار دهیم. بدیهی است که غرب فکری با این سنت سه هزار ساله با نقد خوی و خیم گرفته است و در تئاتر ایراذن سنت نقدر نویسی چندان دوام و بقا در یسشه ای نداشته و از زمان «خالن ملک ساسانی» که تئاتر را با نمایش بالماسکه و رنگ پاپیون فراک پوشها تا موزائیک های کف تالار نمایش همه را بالجمله به عنوان نقد تئاتر آورده شروع شده است. در هر حال فراموش نکنیم که تئاترهای لاله زار که زمانی چشم و چراغ، سوگلی و خاتون تئاتر ایران بوده است با اجرای آثاری از شکسپیر، گوته، شیلر و مولیر قدیمی فرهنگی با خود فرهنگ ویژه ای نیز به ارمغان آورد‍؛ فرهنگ تماشا کردن فرهنگ مطالعه و خواندن، فرهنگ آشنائی با آثار کلاسیک جهان و مهمب تر رشد و رقاء ادبیات نمایشی در طی سالیان دراز بوده است.
سیر نقد در تئاتر ایران بدون التفات و عنایت به این نوع تئاتر و اساساً نقد تئاتر لاله زار را که هم جوار و هم جوف و جنبه لاله زار گلچین گلچین چاپ شد و به ثبت رسید ناممکن است. وقتی به آثار اولیه نقد تئاتر در ایران نگاه می کنیم متوجه اهمیت، اولویت و رسالت بزرگ تئاتر لاله زار در اعتلا و رشد تئاتر ایران می شویم.
اولین نقدهای تئاتر که چاپ شد در واقع نقدر آثار اجرائی در تماشا خانه هایی چون نصر، تهران، دهقان، فاروس و غیره و ذمک بودند. وقتی نخستین نقد گونه های خان ملک ساسانی را می خواهیم متوجه می شویم که چگونه اجرای یک اثر از رمولیر تا چه حد اسباب تشجیع برانگیخته اند و قلم از نیام کشیدن را در میان نویسندگان پدید آورده است. در هر حال نیت اصلی ما از تدوین و تدارک این رساله با دو انگیزه بوده است.
الف) کلیات وامهاتی از سیر نقد، پیشینه و تاریخچه نقد تئاتر در جهان و پیشانی نوشت که سلسله جستار است، سیر نقد در تئاتر ایران از آغاز تا امروز بوده است.
ب) طبیعی است که به قول قائلش «الکلام یجرالکلام» و ما خود به این نکته واقفیم که گاهی مقدمه بر ذیل المقدمه چربیده است. البته ما ترتیب و آدابی در تدوین این رساله داشته ایم. اما به دلیل بکر بودن و تازگی وتری و ترانگی، این مسطوره وجود دارد. ما در عین حال هرچند دل تنگمان خواسته، منتهی با استناد به مستندات تاریخی و نوشتارهای پژوهشی و منابع موجود گفته ایم؛ تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.
ما در این رساله در پی نگاهی ژرفانگر و به فضل حق نگاهی جامع الاطراف هستیم و سطور اتی نمایشگر این نکته است که هر کس به همت خود خانه می سازد. پس پای اراده برکشیده ایم و بر این باور که بقول خواجه شیراز:
«سرزنشها گر کند مغیلان غم مخور»
جستجو در مستندات فرهنگی- ادبی و کشف شهود منابع معتبر برای پژوهیدن در کشور گل و بلبل صدالبته رستم صولت و سبلتی می خواهد و کفش های آهنینی که هیچکدام اینها را ما نداشته ایم. اما با پای اراده و شوق گذاشتن از تنگناها تیز خرامیدیم و این سخن اقبال لاهوری را مکرر کردیم که:
«هستم اگر می روم گر نروم نیستم»
و محصول و ماحصل را پیش رو داریم. برگ سبزی است و بذری است برای زمین خیس نخورده دلم نیز رنج نقد تئاتر در کشور و عمیقا خواهان حمایت های معنوی و مادی دست اندرکاران برای دستیابی به اسناد و مدارک موجود در کتابخانه های کشور است: فعلاً:
«شرح این هجران و این خون جگر این زمان بگذار تا وقت دگر»

مؤخره
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیافزود

زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت

 

این راه را نهایت صورت کجا توان بست

گش صدهزار منزل بیش است در بدایت

 

هر چه در این مقوله غوطه خوردیم و هرچه سر سویدای دوست را به مدد و یاری و رخصت طلبیدیم، دیدم فرصت اندک است و مجال کم و کوتاه در ادای دین و جان کلام را برآوردن سخت و سخت و دشوار. پس بقول ملای روم:
«آب دریا را اگر نتوان کشید

پس به قدر تشنگی باید چشید»

 

و ما از این اقیانوس بی کرانه جرعه ای از جام است برگرفتیم و به دریا زدیم. حال آنکه این مقوله نیاز به فرصت و اغتنام وقتی بسا بیش از اینها دارد.
اما ما در این جام الست که بر شراب خانه دردی کش ادب پارسی زدیم، دریافتیم که «دست ما کوتاه و خرما و نخیل»،هر چه بیشتر گشتیم حیران تر شدیم و هرچه حیران تر شدیم شوق آمیز تر و سر از پا نشناخته تر در این وادی ایمن که هم هملکه است و هم صعب العبور بیشتر به عمق و معنای قضیه پی بردیم.
ما دریافتیم که:
«عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگوی نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند»
و ما در این گزارش و نگارش چه شبه نقدهایی دیدیم که با ایرادهایی فیلشغولی حکایت گر «کوه موش زایید و بس» بودند و دانستیم که نقد دوستت شعر پارسی حتی از بوطیقای این شعر یعنی کتاب المعجم، شمس قیس رازی نقد به مذاق و مزاج ایرانی جماعت جور در نمی آید. شاید بی دلیل نباشد که تقریضات وتنقیدات در ادب پارسی بیداد می کند، چرا که معتقدیم:
«کمال حسن ببین نه عیب گناه که هر که بی هنر افتد نظر به عیب کند»
به عبارتی نقد در ممالک محروسه ما با بی هنری یکسان شمرده شده است.
طبعاً ما در این پرسه ای که زدیم دریافتیم:
«هر کو نکند فهمی زین کلاک خیلال انگیز

نقشش به حرام ارخود صورتگر چین باشد»

 

در هر حال در این زمین نو آباد ما بذرافشانی کرده ایم. نهال های تازه جوان را غرس کرده ایم اما آیا درخت تناور میوه داده است. این پرسشی است که پاسخش را شما استاید باید به ما ارائه نمائید. در هر حال هر چه بیشتر گشتیم کمتر یافتیم؛ و در این شرب الیهود چه بگوئیم که در این اقیانوس دراج محیط کاملا خالی است برای پژوهش، تحقیق و غیره و ذلک در هر حال با این اغتنام فرصت مرکر و مصرع می کنیم که:
«چون غرض آمد هنر پوشیده شد

صد حجاب از دل به سوی دیده شد»

 

و ما به قول حافظ دریافتیم که:
«تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز»
پس ما به هیچ انگیزش شخصی و رعایت صداقت و صمیمیت برتافته از روح بلند و صمیمی تئاتر این رساله را به انجام و فرجام آورده ایم تا جرقه تکانشی باشد برخواب رفتگان خفتار زمستانی به هر حال شب دراز است و قلندر بیدار». امیدواریم این اوارق بیانگر این سخن حافظ قرآن باشد که:
«بشوی اوراق اگر هم درس مایی

که درس عشق در دفتر نباشد»

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله    7صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله سیر نقد در تئاتر ایران از آغاز تا امروز

دانلود مقاله سازمان اوپک

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله سازمان اوپک دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

« پیشگفتار»
مسأله سوخت و انرژی یکی از حیاتی‌ترین مسائل اجتماعی امروز جهان می‌باشد. و موضوع نفت و گاز در مرکز این نیروی حیاتی قرار داشته و دنیای صنعت وابستگی شدیدی به آن دارد.
بعضی کشورهای صنعتی برای دسترسی« نفت» طلای سیاه و مشتقات آن روشهای گوناگون اختیار کرده‌اند که گاهی تا مرز استعمار و بهره‌کشی از طریق زورگویی پیش رفته است و ملتهای مالک ذخائر نفتی روی هم رفته تا به حال نتواسته‌اند آنطوری که باید و شاید برای پیشرفت هنوز از این کالاها استفاده نمایند.
سازمان اوپک از بدو تشکیل موفق شد جاذبه‌های لازم برای گردهم آوردن بخشی از کشورهای جهان سوم را که حیات اقتصادی آنان در گروه تولید و صدور مادة اولیه نفت بود فراهم آورد و بتدریج اعضایی را از قاره‌های مختلف جهان به سوی خود جلب کند حقیقت سازمان اوپک بمنزله نخستین مجموعه از کشورهای جهان سوم که تحت فشار سیاسی و اقتصادی قدرتهای بزرگ و شرکتهای چند ملیتی ذخایر آنان به بهای ناچیز غارت می‌شد. مقام و موقع خاصی داشته و دارد و به طبع سرنوشت آن می‌تواند جامعه کشورهای دارنده با ذخایر طبیعی با اقتصاد تک‌محصولی ارزنده و آموزنده باشد.
در بطن اوپک کشورهای عرب که تقریباً دارای 60 درصد از تولیدات نفتی هستند از اعمال نفوذ بیشتری برخوردار بوده که جنبة سیاسی آن از محدودة بازار نفت تجاوز می‌کند.
در سپتامبر 1960 وقتیکه اوپک تأسیس شد ناظران سیاسی معدودب قدرت آینده این سازمان جدید را احساس می‌کردند بعد ازموقعیتهای کشور یعنی با سرکارآمدن سرهنگ قذافی در 1969 کشورهایا صادرکننده نفت از قدرت خود آگاهی یافته و بتدریج یک استراتژی تهاجمی به خود گرفته قدرت خود را از طریق افزایش قیمت نفت خام و کنترل فعالیتهای نفتی اعمال می‌کنند.
در اکتبر 1974 توسل کشورهای تولیدکننده نفت در سطح اوپک «اسلحه سیاسی نفت سبب چهار برابر شدن قیمت نفت در مدت 3 ماه گشته و ارادة کشورهای صادرکنندة نفت را در مورد بکاربردن نفوذ خود در تحولات اقتصاد جهانی از این به بعد مورد تأئید قرار می‌دهد.
آنچه مورد تأئید بسیاری از کارشناسان اقتصادی قرار گرفته است که کشورهای عضو سازمان اوپک طی سالهای دهة 1970 و سالهای اولیه دهة 1980 در اثر تلاشهای سازمان اوپک و نیز شرایط بین‌المللی حاصل به درآمدهای سرشاری دست یافته‌اند که عموماً آنرا در ساختار اقتصادی نه تنها به رشد و توسعة اقتصادی کشورهای خود کمکی نکرده‌اند که معضلات اقتصادی و سیاسی بغرنج و لاینحلی را نیز بوجود آورده‌اند.
اکنون لازم است سازمان اوپک( چنانچه بتواند در دنیای پرتلاطم کنونی به حیات خود ادامه دهد) در یک مرحله نوین از فعالیتهای خود نسبت به چگونگی کاربرد وجوه حاصل از فروش نفت بوسیلة کشورهای عضو برنامه‌های جامعی را تدوین کند تا با یافتن روشهایی برای همکاری در سرمایه‌گذاری مشترک از خروج نهایی این امکانات مالی از سازمان اقتصادی کشورها جلوگیری بعمل آورد.

 

« مقدمه‌ای دربارة اوپک»
در کنفرانس بغداد در سپتامبر 1960 که سبب پیدایش سازمان کشورهای صادرکنندة نفت اوپک Opec 1 شد. یکی از بنیانگذاران آن به نام ژان‌پابلوبرزآلفونسو 2 که وزیر ونزوئلائی اظهار داشت ما در حال ساختن تاریخ هستیم.
برای مجامع بین‌المللی سیزده‌سال انتظار لازم بود تا به عمق مفاهیم واقعی این اظهارات پی ببرد. حوادث اکتبر 1973 در حقیقت یک مرحلة برجسته از تجدیدنظر قاطع در ارتباط بین قدرتها در عرصة جهانی بوده که پیدایش آنها تمام هبستگی‌های سیاسی و اقتصادی بین ملتهای صنعتی‌شده و در حال توسعه را برهم زد.
بدبینی‌های ناشی از تغییرات در بازار نفت در جریان ده ساله اخیر سبب شده‌بود که جنبه‌های واقعی جغرافیایی و اقتصادی و ابتکار تأسیس این سازمان توسط کشورهای صادرکنندة نفت و انعکاس آن در کشورهای مصرف‌کننده نفت مورد بی‌اعتنایی قرار گیرد. این نکتة مهم را در این مورد باید یادآور شد که منابع نفتی بطور نامساوی در سطح جهان توزیع شده‌است در ابتدای سال 1980 تقریباً ذخیرة جهانی نفت 90 میلیارد تن را تشکیل می‌داد کشورهای خاورمیانه در این زمینه قسمت اعظم را دارا می‌باشند.
عربستان سعودی به تنهایی و با در دست داشتن حدود 55 درصد از این ذخایر نزدیک به یک‌چهارم حوزه نفتی جهان را دارا می‌باشد.
اگر به منابع خاور نزدیک منابع موجود در آفریقا و آمریکای لاتین را هم بیافزائیم مشاهده می‌شود که قریب سه چهارم ذخائر نفتی در کشورهای جهان سوم قرار دارد در عوض به استثنای کشورهای اتحاد جماهیرشوروی و ایالات متحدة آمریکا کشورهای بزرگ صنعتی مخصوصاً کشورهای اورپای غربی و ژاپن از ذخایر هیدورکاربور محروم هستند.
در طی سالهای 1950 و سالهای بعد به تدریح نفت به عنوان منبع اصلی انرژی جایگزین ذغال می‌شود برای جوابگویی به رشد سرسام‌آور تقاضاهای مواد نفتی تولید جهانی که در سال 1950 به میزان 525 میلیون تن بود در سال 1960 متجاوز از یک میلیارد تن و بعداً در سال 1969 دومیلیارد تن و در سال 1979 حدود 25/3 میلیارد تن رسید که 45 درصد جمع انرژی مصرفی جهان را شامل می‌شد پدیدة تمرکز جغرافیایی که وضع ذخائر نفتی را از نظر مصرف مشخص می‌سازد بدین ترتیب است که کشورهای صنعتی وابسته به o.c.d و کشورهای اورپای شرقی به تنهایی 80 درصد تولیدات نفتی در جهان را به خود جذب می‌کند در مقابل احتیاجات انرژی کشورهای توسعه یافته کشورهای صادرکنندة نفت که همگی در جرگه کشورهای در حال توسعه هستند قرار دارند که دارای قدرت اقتصادی و سیاسی مهمی بوده و ابتکارهای متحده اوپک opec . در جریان سالهای اخیر مبین آنها هستند.
در عصر وفور انرژی و ارزانی آن هر کسی گمان می‌کرد که توسعة بازار نفتی مثل سابق بدون نوسانات شدید خواهد بود و در ابتدا این سازمان مشابه یک سندیکای دفاعی کشورهای تولیدکننده بوده که برخورد قیمتهای ناشی از ازدیاد تولید را در بازار جلوگیری بنماید.
با این وصف بکاربردن اهداف جاه‌طلبانه اوپک با مشکلات زیادی برخورد نموده که خود می‌تواند ائتلاف اعضاء را به مخاطره اندازد.
در زمینة اقتصادی کشورهای تولیدکننده خودشان را با یک الزام سه‌گانه مواجه می‌دانستند. پیشرفت و توسعة داخلی انتخاب عملیات در مورد بازگشت و دمای نفتی( پترودار) و کوشش در نشان‌دادن همکاری با کشورهای جهان سوم به موازات شناخت تغییرات منابع موجود و آینده تولیدات و تجارت نفت خام هر یک از کشورهای اعضاء اوپک خطوظ مشیء اقتصادی آنها از استراتژی نفت جدانشدنی از نفت بعد از دو سال موجودیت اوپک نه تنها بازار نفت، خود را سازمانی معتبر معرفی می‌نماید بلکه یک قدرت اساسی در صفحة شطرنج بین‌المللی بوده‌است.

 

« از اساس تا تأسیس»
تغییرات حاصل‌شده از ابتدای سال 1950 وقتی مفهوم خود را به تمامی شامل می‌شود که اساس تاریخی بازار بین‌المللی نفت مورد بررسی قرار بگیرد.
در نیمه دوم قرن اخیر داستان نفت پا به عرصة وحود گذاشته و از ابتدای قرن بیستم از بازار آمریکائی فراتر رفته و شامل مناطق جدید در تولید که ابتداء امریکای لاتین و بعد خاور نزدیک است می‌باشد. توسعة شرکتهای بین‌المللی بنام ماژور Major کشورهای تولیدکننده را دربرگرفت و دولتهای ملی‌گرا، پس از سرکارآمدن در مدت چند سالی پایه‌های ابتدائی آنها را به خطر انداختند.
تجدید نظر در موافقتنامه توسط عوامل جدید که عبارت بودند از کپمانی‌های دولتی و خصوصی و مستقل از کمپانی‌های ماژور از استراتژی دیگری پیروی می‌کردند، تسریع می‌شد تغییرات مشاهده شده در بازار نفت به تدریج آگاهی عمومی کشورهای صادرکننده نفت را برانگیخته و در سپتامبر 1960به تأسیس اوپک انجامید.

 

1- پایه‌های تاریخی بازار نفت بین‌المللی نفت
تاریخچة نفتی از ابتداء تاریخچه امریکا و حفر اولین چاه در پنسیلوانیا در سال 1859 بوسیله سرهنگ دراک Colon Drake تا تأسیس شرکتهای بزرگ نفتی درهم آمیخته بود، دامنة تسلط سیاست آمریکایی در بازار نفتی براساس زیر بود:
- برتری تاریخی امریکا عنوان اولین مصرف‌کننده و اولین تولیدکننده در صحنة بین‌المللی که از سال 1900 تا 1945 تولید سالیانه آن تقریباً به میزان تولید جهانی بود.
- قدرت تکنولوژی و اهیمت سرمایه‌گذاری کمپانیهای آمریکایی براساس قدرت اقتصادی و مالی ایالات متحده امریکا.
قبل از 1914 پنج گروه بزرگ نفتی امریکا( استاندارد اویل‌آو نیوجرسی که بعداً اکسون نامیده شد لاکسونی موبیل واین استاندارد اویل آو کالیفرنیا که هر سه در نتیجه جداشدن از امپراطوری جی‌دی وکفر در سال 1911 بوجود آمده بودند و به گلف وایل و تگزاس اویل( تگزاکو) در بازار ظاهر می‌شوند. بنیان کامل سد این ماژورها ایجاب می‌نماید که مجموعه‌ای از وظایف اقتصادی ضروری از قبیل جستجوی چاه‌های جدید، استخراج زیرزمینی حمل و نقل تصفیه نفت‌خام و بازرگانی تولیدات نفتی تأمین گردد و احتیاجات بازار را از یکسره زنجیر نفتی آن سو دیگر فراهم سازد.
در ابتدای این پیچ ماژور فقط در منابع واقع‌شده در امریکا فعالیت داشتند بعد از چند سال دامنة فعالیت خود را به مکزیک و ونزوئلا توسعه دادند. بدین طریق ونزوئلا برای کمپانیهای امریکائی یک (شکار تحت‌نظر) بوده که مواد معدنی آن مورد بهره‌برداری مشخص آنها قرار می‌گیرد.
به موازات فعالیتهای گروه امریکایی یک ماژور دیگر که ریشه اروپایی دارد وارد بازار بین‌المللی می‌شود در اثر کمکهای هانری‌دیتردنیگ (Henry Deterding) شرکت انگلیسی – هلندی( رویال – داچ.شل) در سال 1907 تأسیس شده و به تدریج کنترل منابع خاوردور و قاره امریکا را بدست می‌گیرد، و بعد به منابع نفتی خاور نزدیک نیز چشم می‌دوزد.
با این وصف تجسسات نفتی تازه در خاورمیانه شروع شده بود و در سال 1901 شاه ایران یک امتیاز فوق‌العاده که شامل قسمت اعظم کشور می‌شد به یک نفر تاجر استرالیای به نام ویلیامزنوکسی‌دارسیWilliam Knox D Arcy داده بود در سال 1908 یک حوزه برای استخراج کشف شد و دارسی در سال 1909 شرکت « انگلوپرشیان اویل» که بعد به« ب پ» تبدیل شد را تشکیل داد و دولت امریکا بریتانیا بزرگترین سهامدار آن بود.
موفعیتهای دارسی در ایران سبب شد که او منابع نفتی امپراطوری عثمانی نیز توجه داشته نماید در اینجا با بلندپروازی و تضاد منافع شرکتهای « وریال داچ‌شل» و « داچ‌باتک» که حافظ منافع المانیها د رخاور نزدیک بودند برخورد پیدا می‌کند. د رسایه کمکهای کالوست گول بانکیان زمین شناس ارمنی که در هیات دولت قسنطنطیه راه پیدا کرده بود کمپانی ترکیش پترولیوم تشککیل یافته و شامل« انگلوپریشان» و « شل» و « داچ‌یانک» و نیز سی‌گول‌بانکیان که 5 درصد سهام را داراست می‌گردد و اجازه تجسس اختصاصی را در منطقه موصل و بغداد بدست می‌آورد.
بدین ترتیب در اوایل جنگ جهانی اول هفت کشور ماژور استاندارد آونیوجرسی سوکنی موبیل استاندارد آو کالیفرنیا گلف، گلراکو، شل، و انگلوپرسیان به بازار جهانی نفت حکومت می‌کنند بعد از جنگ جهانی برحسب پیمان سان‌رمو San Remo مورخ 24 آوریل 1920 سهم « داچ‌بانک» که در بطن کمپانی« ترکیش پترولیوم» می‌باشد به فرانسه تعلق پیدا می‌کند برای اینکه فرانسه بتواند حقوق خود را استیفا کند دولت« ریموندپوانکاره» در سال 1924 آقای « ارنست مرسیه» در بخش صنعت را برای تشکیل یک شرکت ملثی نفت دعوت( این شرکت کمپانی« فرانسه و پترول» می‌باشد) به موازات انجام ث ف پ در بطن ت پ ث دولت امریکا به متحدین انگلیسی و فرانسوی خود دو شرکت ماژور را بر آن شرکت تحمیل می‌کند که به شکل شرکت نفت عراق درآمده که سهام آن به ترتیب زیر است:
انگلوپریشان 75/23 درصد، شل 75/23 ردصد ث ف پ 75/23 درصد استاندارد اونیوجرسی 875/11 درصد سوگنی موبیل 875/11 درصد لی‌گول بانکیان سهم 5 درصد خودر ا نگه‌می‌دارد. در چنین موقعیتی است که سه شرکت مهم ماژور استاندارد آونیوجرسی آنگلوپریشان وشل در 17 سپتامبر 1982 در بین خود قراردادی منعقد می‌نمایند به نام « آنکاکاری» که به موجب آن ترتیب توسعة نفتی را تنظیم و موضع کمپانیها را تثبیت و بهره‌برداری را مرحله‌ای ومبادله بین تولیدات بین «ماژورها» را پیش‌بینی می‌کند.
این تلاشها همآهنگ نمی‌تواند مانعی در جهت دخالت آمریکائیها در خاورمیانه باشد. بدین ترتیب در سال 1933 کمپانی استاندارد آو کالیفرنیا( سوکال) امتیازی فراگیر از عربستان سعودی بدست می‌آورد و برای بهره‌برداری از آن با شرکت تگزاکو شریک شده و کمپانی دیگری بنام ارین‌امریکن‌اویل کمپانی (آرامکو) تأسیس کردند دو شرکت ماژور و دیگر امریکایی که عبات بودند از استاندارد آونیوجریسی و سوکنی موبیل هر کدام به ترتیب سی درصد و ده درصد آرامکو را درسال 1948 بدست آوردند سوکال و تگزاکو هر کدام سی‌درصد خود را در آن شرکت محفوظ نگهداشتند اولین شرکت امتیاز گیرنده‌های جهانی که کاملاً بوسیله منافع امریکائیها کنترل می‌شود آرامکو بوده و از ابتدای این عصر اهمیت استراتژیکی منابع سعودی را برای ایالات متحده نشان می‌دهد.
از طرف دیگر گلف اویل تنها یک شرکت ماژور امریکای است که در آرامکو مشارکت نداشته و در سال 1934 اجازة کسب می‌کندکه در کویت به اکتشاف بپردازد و در آنجا بطور تساوی با آنگلو ایرانین( آنگلو پریشن سابق) مشارکت کردند بدین طریق از قبل از 1940 مناطق مهم تولیدی خاور‌میانه تحت سیطره و کنترل ماژورها در می‌آی کار اکتشاف در همین عصر شروع می‌شود ولی بهره‌برداری از طبقات زیر زمین به مقدار زیاد ازحد جنگ جهانی شروع می‌شود برتری ماژورها در مورد استاندارد آونیوجرسی و شل و گلف بیشتر صادق بوده زیرا در آمریکای لاتین خصوصاً از ونزوئلا بخشهای مهم بهره‌برداری نفتی را به عهده دارند. در این مناطق تولیدی فعالیت کمپانیهای نفتی بیشتر تابع سیستم امتیازی بوده که مجوز امتیازهای انحصاری برای تحقیقات منابع نفتی و هیدروکاربور برای مدتهای طوفانی عموماً از شصت تا هفتاد و پنج سال دریافت می‌کرد. و این خود بخش مهمی از کشور را دربر می‌گرفت و در ازاء دریافت حقوقهای استفاده از منافع شرکتهای بین‌المللی خود را موظف به پرداخت پیش‌پرداختهای مقاطعه‌ای به کشور میزبان می‌دانستند و این پرداختها قبل از به اجرا درآوردن قرارداد امتیاز و مقررات بهره‌برداری و تقسیم عایدات و مالیات ناشی از تولید انجام می‌گرفت. صاحبان امتیاز دارای این اختیار بودند که سطح تولید و قیمت اعلام شده نفت خام استخراج‌شده را تعیین نمایند.
در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم( مخصوصاً در سالهای 1950 به بعد) است که چنین سیستم واگذاری امتیاز از طرف خود کشورهای صادرکننده سخت مورد حمله قرار می‌گیرد. رهبران جدید سیاسی در دولتهای صادرکننده به قدرت می‌رسند و خواهان تغییردادن و یا ابطال قراردادهای گذشته بوده تا بتوانند یک سیاست ملی در مورد نفت اعمال کنند. این ابتکارات اساس تشکیلات گذشته را به مخاطره انداخته و بنای جدیدی برای اداره این مهم فراهم می‌ساخت.

 


2- به مخاطره‌انداختن پایه‌های ابتدایی
نخستین علائم به مخاطره انداختن تشکیلات نفتی جهانی که آثار آن از 1940 نمایان شد همراه با فعالیتهای نفتی بین‌المللی در منطقه وسیع جغرافیایی بود در حقیقت مصرف امریکا بطوری روبه افزایش سریع در سال 1940 به بعد گذاشت که به واردکننده تولیدات نفتی در سال 1948 مبدل گشته و سبب کاهش حساس سهم آن در تولید جهانی بود. یعنی از 65 درصد در سال 1945 به 35 درصد در سال 1959 تغییر یافته بود. در عوض در همان دوره تولید کشورهای خاورمیانه بطور بی‌سابقه‌ای گسترش یافته که جمع تولید که در سال 1940 27 میلیون تن شده‌بود( یعنی 8 درصد تولید جهان) به 238 میلیون تن در سال 1959 رسید که 24 درصد جمع تولیدات جهان می‌باشد.
در اثر این جریان در 1950 خاورمیانه رکن اساسی صفحه شطرنج بین‌المللی نفت شده‌بود با درک این مطلب که فرصت جدیدی در اثر احتیاجات روزافزون کشورهای صنعتی برای اوپک پیدا شده‌بود کشورهای صادرکنندة خلیج‌فارش سعی می‌کنند که دوباره مقررات امتیازات ترتیب یافته قبل از جنگ را یا تغییر داده و یا از طریق ملی‌کردن فسخ نمایند. بنابراین قبل از این دوره یک دولت صادرکننده یعنی مکزیک متوسل به ملی‌کردن شده بود این ابتکار که بوسیله پریزیدنت کاردناس در سال 1938 طرح شده بود مشکلات اقتصادی جدی‌ای برای این کشور به دنبال داشت و این به علت تحریم اقتصادی شرکتهای امریکایی در مورد نفت خام مکزیک بوجود آمد و چندین سال تلاش مداوم و سرسختانه لازم بود تا این کشور بتواند بر مسائل درگیرشده نائل آید.
در ابتدای 1950 کشور دیگری تصمیم به استفاده از روش ملی‌کردن می‌گیرد در ودم مارس 1951 دولت ایران به رهبری دکتر مصدق کنترل مجتمع آنگلوایرانین را بدست میگیرد و کمپانی ملی شده فوراً تحریم تولید ایران را ترتیب داده که در نتیجه از 33 میلیون تن در سال 1950 به 3/1 میلیون تن در سال 1952 می‌رسد توقف صادرات ایران معهذا نتایج سختی برای دولتهای مصرف‌کننده به دنبال نمی‌آورد زیرا که هنوز در این دوره طرفیت تولید زیادی در سایر کشورهای صادرکننده وجود دارد و محموله‌های زیادی از طرف عراق و کویت جایگزین فرآورده‌های ایران می‌شود.
در رعض چندین مانه فعالیتهای فشرده سیاسی به سرپرستی وزارت امور خارج امریکا برای یافتن راه‌حلی جهت مصالحه شروع می‌شود که به کمک مقامات تهرامن و جانشین کردن دکترمصدق بوسیله ژنرال‌زاهدی دوست شخص شاه انجام می‌پذیرد و یک کنسرسیوم شرکتهای نفتی اروپای غربی به سرکردگی ب پ ( انگلو پریشن سابق) که 40 درصد آنرا داشت جریان تعقیب می‌گردد تا در 29 اکتبر 1954 قراردادی امضاء شد که به موجب آن نیوک (Nioc) شرکت جدید ایرانی مالک دارائیهای( طبقات زیرزمین معادن و مجتمع نفتی) بوده و اکتشافات و تولید و تصفیه به عهدة کنسرسیوم بین‌المللی و اگذار می‌گردد با توجه به احتیاجات نیوک و بعد از همآهنگی با آن میزان تولید بوسیله کنسرسیوم تعیین می‌شود.
با این وصف کشورهای تولیدکننده خارج از ایران ترجیح می‌دهند که همان سیستم امتیاز محفوظ نگهداشته و ضمناً ترتیب شرایط بهتری را برای خود جویا شوند. بدین ترتیب بعضی از امتیازات واگذارشده قبل از 1936 مخصوصاً بوسیلة عراق و عربستان‌سعودی شامل شرط استرداد زمینهای استخراج شده‌بود این شرط استرداد مناطق بهره‌برداری نشده به کشورهای میزبان غالباً در نوع جدیدی از موافقتنامه‌ها که براساس مذاکرات طولانی تهیه می‌شد و مفید برای کشورهای صادرکننده درج می‌گردید.
ونزوئلا در به خطرانداختن تدریجی این سیستم کلاسیک و کلیه امتیازات رل قاطعی را بازی می‌کند. از سال 1943 تصمیم می‌گیرد محورهای کاوش فقط برای 3 سال باشد و شرطی که به قراردادهای طویل‌المدت قبلی خاتمه می‌بخشید.)
در چنین دوره‌ای شرکت باید نصف مساحت اولیه را مسترد نماید در زمینه مالی ونزوئلا در سال 1948 شالوده تقسیم منفعت را به طریق 50/50 می‌ریزد و بدین طریق مبتکر این شاهکار می‌گردد.
عربستان‌سعودی روش ونزوئلا را دنبال کرده و کمی بعد تقسیم عواید به نسبت مناقصه بوسیله تمام کشورهای صادرکننده پذیرفته می‌گردد.
بموازات تغییرات در بعضی از مقررات سیستم واگذاری امتیاز و بدنبال ظهور معامله‌گران جدید در صحنه بین‌المللی توفق ماژورها در 1950 مورد اعتراض قرار می‌گیرد.
اساساً این ماژورها مستقل و آمریکایی بوده و به دنبال منابعی هستند که بهای تمام شده استخراج آنها از بهای نفت خام در داخل آمریکا کمتر باشد.
برای برخورداری از این ذخائر زیرزمینی این کمپانیها شرایط مالی خوبتری از شرایط سابق امتیاز به کشورهای میزبان پیشنهاد می‌کنند.
بدین ترتیب در 1984 در کمپانی مستقل امریکایی به نامهای آمین‌اویل (Amin oil) و گتی اویل Getty oil مجوز کارش را در منطقة بیطرف در حاکمیت عربستان‌سعودی و کویت بدست می‌آوردن در سال 1950 چندین کمپانی مستقل دیگر موفق شدند که در آمریکای لاتین مخصوصاً در ونزوئلا و در خاور نزدیک مستقر شوند که از منافع خود دفاع نمایند. در تاریخ 30 ژوئن 1965 اساسنامه اوپک به رسمیت شناخته شد از این تاریخ اوپک در صحنه جهانی برای دینای جهان سوم الگو قرارگرفت.
در کشورهای صنعتی کارشناسان برای مدت مدیدی در ائتلاف جبهة واحد این سازمان جدید و صلاحیت و قدرت آن دلیل اختلاف سیاسی و اقتصادی و حق مذهبی مشکوک بودند چطور ایران سلطنتی می‌تواند با عراق ترقی‌خواه همکاری نماید کویت جمعیت بسیار کم و معادن سرشار نفتی و کشور ونزوئلا که می‌خواهد برنامه‌های میان مدت اقتصادی خود را اجرا کند و از منابع محدودی برخوردار است چگونه می‌توانند هدف مشترکی را تعقیب کنند. ونزوئلای کاتولیک و عربستان سعودی که پاسدار اماکن مقدسه اسلام می‌باشد چگونه می‌توانند با هم همکاری نمایند..
برای بعضی اشخاص وجود این مشکلات چنان مهم به نظر می‌رسید که درهم ریختن اوپک را در آینده نزدیک امکان‌پذیر می‌یافت.
هرچند عدم تشابه بین کشورهای عضو وجود داشت ولی مانع از وحدت هدفهای آنها از سال 1960 به بعد که شامل ثبات قیمت اعلام شده و تحکیم درآمد مالی آنها بود می‌شد.
اولین موفقیتهای بدست آمده در این زمینه سبب شد که تلاشهای خود را همآهنگ کرده و یک استراتژی عمومی تهاجمی را به منظور برهم‌زدن اساس بازار بین‌المللی نفت بپذیرند.

 

« عملکرد 27 ساله اول اوپک»
بطورکلی کارنامه بیست‌و هفت ساله اوپک را می‌توان در قالب فعالیتهای آن سازمان به 5 دوره مختلف تقسیم کرد.
1- سالهای 73-1960 از سال تأسیس اوپک تا سال تعیین قیمت بطور مستقل
2- سالهای 78-1973 قبل از انقلاب اسلامی در ایران
3- سالهای 85-1979 و افزایش قیمتهای نفت
4- دوره پس ار سقوط قیمتهای نفت در سال 86-1985
5- دورة بعد از تعیین پایه قیمت 18 دلار در سال 1987

 

دوره اول عملکرد سالهای 73-1960 :
طی سالهای 70-1960 سازمان اوپک حتی در نیل به اهداف محدود خود یعنی بارگردانیدن قیمتهای اعلان شده نفت خاک به میزان قبل از سالهای 60-1959 و نیز تنظیم برنامه‌های تولید موفق نشد تنها توفیق این سازمان طی 10 سال اول فعالیت خود به هزینه گذاشتن بهره مالکان و کاهش مخارج بازاریابی شرکتها از هر شبکه 78/1 سنت به 5/0 سنت بود طی این دوره به علت عدم موفقیت مذاکرات با شرکتهای نفتی در اواخر دهه 1960 مسائل جدیدی از سوی شرکتهای عضو اوپک در مورد در اختیارگرفتن حق قیمت‌گذاری نفت خام و مشارکت در شرکتهای اوپک در سال 1968 مواردی در مورد حق قیمت‌گذاری نفت خام و مشارکت دولتهای عضو در امتیازات شرکتها گنجانده شده و بدین ترتیب سازمان اوپک از حالت بن‌بست و رکودی که در سالهای اولیه تشکیل آن مواجه شده‌بود خارج گردید.
طی سالهای 73-1970 اعضاء اوپک به افزایش نرخ مالیات به میزان 55 درصد در کلیه کشورهای نفت‌خیز حوزة خلیج‌فارس افزایش 33 نسبت به قیمتهای شده از تاریخ پانزدهم فوریه 1970 واحد ایش 49/8 سنت قیمت نفت خام برای جبران زیانهای ناشی از کاهش برابری ذخائر در مقابل دیگر ارزهای محکم بین‌المللی در ژانویه 172 موفق شدند.

 

دوره دوم سالهای 78-1973 :
سازمان اوپک با تصمیمات اخذشده درکنفرانس نمتشکل از کشورهای عضو در سالهای 1973 برای نخستین بار موفق شد قیمت نفت خام را تعیین کند و قیمت را با 70 درصد افزایش 119/5 دلار در هر بشکه در همین سال در جریان کنفرانس تهران قیمت اعلام‌شدة نفت خام به 651/11 دلار درهر بشکه افزایش یافت.
پس از سالهای 1973 کشورهای صادرکننده نفت طی چندمرحله قیمت نفت خام را افزایش دادند این اقدامات با توافق کلیه اعضاء انجام می‌گرفت. در انتهای سال 1976 11 کشور عضو اوپک تصمیم گرفتند که قیمت را به میزان 10 درصد قابل اجرا از ژانویه 1977 و نیز 5 درصد قابل اجرا از اول ژانویه همان سال افزایش دهند در این تصمیم‌گیری دو عضو اوپک یعنی عربستان‌سعودی و امارات متحده عربی تنها با 5درصد افزایش قیمت موافقت کردند بدین ترتیب قیمت نفت خام در 11 کشور عضو 70/12 دلار برای هر بشکه و در عربستان ‌سعودی و امارات متحده‌عربی 09/12 دلار برای هر بشکه اعلام شد پس از چند ماه توافقی میان دو گروه حاصل شد قیمتها یکسان گردید و سطح آن به مدت دوسال یعنی تا انقلاب اسلامی در ایران ثابت ماند طی این دوره درنوامبر سال 1975 کشورهای عضو اوپک موفق شدند یک صندوق ویژه با سرمایه اولیه 800 میلیون دلار بوجود آورند از هدفهای اصلی اینصندوق کشورهای جهان سوم و اجرای پروژ‌های عمرانی این کشورها ونیز کمک به سازمانهای بین‌المللی توسعه که هدف آنها کمک به کشورهای در حال رشد است اشاره نمود فعالیتهای این صندوق در سالهای بعد به نحو قابل ملاحظه‌ای گسترش یافت و وامها اعتبارات و کمک‌های فراوانی را برای اجرای طرح‌های عمراتی به کشورهای جهان سوم اعطا کرد.

 

دوره سوم شوک سوم نفتی سالهای 1989-1979 :
با اوج‌گیری انقلاب اسلامی ایران و قطع نفت خام صادراتی ایران به خارج و دیگرگونیهایی که د ر اثر آن در وضعیت عرضه و تقاضا در بازارهای انرژی جهان پدید آمد کشورهای عضو اوپک موفق به افزایش سریع قیمت نفت خام در نوبتهای مختلف شدند بطوریکه در کنفرانس فوق‌العاده مارس 1979 یعنی پس از پیروزی انقلاب ایران قیمت نفت خام به 456/14 دلار برای هر بشکه و در پایان ژوئن 1979 بنابه تصمیم کنفرانس وزیران کشورهای عضو یکباره با توجه به نوع مرغوبیت نفت خام به 50/23 دلار در هر بشکه افزایش یافت بنابراین قیمت نفت خام که در ژانویه 1979 و 11 دی 1357 بشکه‌ای 34/13 دلار تعیین شده‌بود ظرف کمتر از یکسال پس از پیروزی انقلاب ایران تا ژانویه 1980( دی 1358) دوبرابر و حدود 26 دلار برای هر بشکه افزایش یافت.
در کنفرانس ژوئن 1980 سازمان در الجزایر حداکثر قیمت نفت خام 32 دلار برای هر بشکه تعیین و حداکثر 5 دلار نیز برای حق مرغوبیت در نظر گرفته شد. کشور عربستان‌سعودی این افزایش قیمت را قبول نکرد در کنفرانس دسامبر 1980 که در مالی( اندونزی) برگزارگردید به حداقل قیمت نفت خام 32 دلار و حداکثر قیمت نفت خام 41 دلار و قیمت نفت خام متوسط 36 دلار تعیین گردید. پس از این کنفرانس ایران قیمت نفت خام سبک خود را از اول ژانویه 1981 در سطح 37 دلار برای هر بشکه تعیین گردید در جریان شصت‌و دومین کنفرانس اوپک که در دسامبر 1981 در ابوظبی برگزار شد بمنظور توافق در کاهش صادرات نفت عربستان و یکنواخت شدن قیمتهای نفت خام کشورهای عضو اوپک قیمت نفت خام را در سطح 34 دلار بازای هر بشکه تعدیل کردند.
بدین ترتیب ملاحظه می‌شود که پیروزی انقلاب اسلامی ایران بعنوان نقطة عطفی در فعالیتهای کشورهای عضو اوپک بود و جهت فعالیتهای این سازمان را یکباره تغییر داد بطوریکه قیمت نفت‌خام با چند بار افزایش به ارزش حقیقی آن و ارزش معادل آن با انرژی‌های دیگر نزدیک شد و موجباتی را فراهم ساخت که تا از رشد غیر حقیقی فرآورده‌های نفتی در جهان بمنزله سوخت جلوگیری شود و کاهش نسبی نیز در مصرف پدیدار گردد.

 

دورة چهارم اشتباه بزرگ سالهای 86-1985 :
به دنبال برگزاری اجلاس 76 کنفرانس اوپک در 9-6 سپتامبر 1985 و صدور قطعنامه و تصمیم‌گیری دایر بر تشکیل کمیته جدید مرکب از وزرای کشورهای عضو بمنظور تهیه و تدوین خط مشیء و سیاست کلی سازمان اوپک برای بدست آوردن سهم مناسب از تولیدات بازار جهانی نفت خام. تغییرات بسیار سریعی در قیمتهای انواع نفت خام پدید آمد و در عمل جنگ قیمتها شروع شد و پس از چند روز قیمتها به سطح 17 دلار در هر بشکه رد بازار تک محموله رسید.
درخصوص ریشه‌یابی بروز جنگ قیمتها و بررسی نمونه تحولات سازمان اوپک در دوره‌های قبل لازم است نکاتی از وقایع عمده مورد توجه قرار گیرد.
سیر افزایش قیمت نفت خام که از ابتدای سال 1973 شروع شد یکباره در اثر تحولات سیاسی در مدت کمتر از یکماه از حدود 5 دلار به حدود 12 دلار در هر بشکه در انتهای همان سال رسید. سیر قیمت نفت با افزایش بسیار آرام طی سالهای 78-1972 ادامه یافت. در این دوره کشورهای عمدة مصرف‌کنندگان نفت و صنعتی بتدریج خود را با قیمتهای جدید تطبیق دادند و از سوی دیگر سعی کردند تا با اجرای برنامه‌های صرفه‌جویی و جایگزینی انرژی دیگر بجای نفت از تقاضای کلی نفت در جهان بکاهند و به این ترتیب از هرگونه افزایش سریع و ناگهانی و حتی از افزایش تدریجی قیمت نفت خام جلوگیری بعمل آورند. کشورهای غربی براساس برنامه‌های منظم تدوین‌شده خود انتظار داشتند که در سال 1980 نرخ افزایش قیمتهای نفت ثابت بماند و بدین ترتیب بتدریج از قدرت خرید یک بشکه نفت خام کاسته شده دوباره جریانات سالهای قبل از 1973 بوقوع پیوندد.
در سالهای 1979 پیروزی انقلاب اسلامی موجب شد که تعادل بازار جهانی یکباره متزلزل شود و کلیه معادلات فنی و اقتصادی و تجاری پیش‌بینی شده در خصوص قیمت نفت با شکست مواجه شود و این تحول تمامی مسائل مهم اقتصادی جهان را تحت‌الشعاع قرار داد.
در اثر تحولات انقلابی در ایران قیمت نفت که در اوایل ژانویه 1979 هر بشکه حدود 5/13 دلار بود در پایان سال 1979 به حدود 5/28 دلار رسید. افزایش حدود 25 دلار درهر بشکه در مدا کمتر از یکساب هیچگونه توجیه اقتصادی نداشت. زیرا در همان سال بازار نفت می‌رفت که با اشباع مواجه شود. بنابراین افزایش ناگهانی و سریع قیمت نفت تابع« عرضه و تقاضا» نبود و تنها تحت تأثیر
« عوامل سیاسی» تغییر می‌کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی سیر افزایش قیمت نفت خام به آرامی انجام شد و افزایش قیمتهای رسمی تا سال 1982 ادامه یافت و سطح قیمتهای رسمی در سال 1982 به بشکه‌ای حدود 34 دلار رسید. البته این قیمت در بازارهای تک محموله خیلی بیشتر از قیمتهای رسمی بود.
طی سالهای 82-1979 بتدریج بعلت اجرای کامل برنامه‌های صرفه‌جویی انرژی و جایگزین کردن انواع انرژی‌های دیگر به جای نفت به بازار نفت اشباع شده و تولید‌کنندگن غیر از اوپ نیز وارد بازار شد بتدریج سهم بیشتری از عرضة نفت در جهان را به خود اختصاص دادند.
تحولات جدید ازدیاد فشار بر قیمتهای نفت را سبب شد و قیمتها را در بازارهای رسمی پائین آورد کشورهای صادرکنندة عضو اوپک بمنظور مقابله با کاهش قیمت نفت راه‌حلهای مختلفی را به اجرا درآورند و سعی کردند از کاهش قیمتها جلوگیری کنند. اصول اساسی این سیاست را برمبنای دو اهرم اصلی یعنی کنترل تولید و « کنترل قیمت» قرار دادند.
بمنظور کنترل تولید و محدودکردن عرضه نفت در بازار جهانی کشورهای عضو اوپک به کاهش تولید سست روند تا در مقابل افزایش تولید کشورهای تولیدکنندة غیر اوپک تعادلی در عرضه و تقاضا بوجود آورند و موفق شوند قیمت نفت خام را ثابت نگهدارند. در اجرای این سیاست اوپک در شصت‌و‌دومین اجلاس خود در مارس 1981 ابتدا یک سقف تولید یکی برای اوپک در بازار جهانی تعیین کرد و سپس با اجرای سیاستهای سهمیه‌بندی در میان اعضاء به مبارزه با کاهش قیمتها پرداخت. این سیاست یکی تا قبل از اجلاس 76 وزرا در دسامیر 1985 همچنان با شدت رعایت می‌شد البته عده‌ای از اعضاء و سازمان با این سیاستها مخالف بوده اعتقاد داشتند که با ثابت نگهداشتن قیمت تولیدات اوپک روبه کاهش خواهد گذارد و اوپک سهم خود را بتدریج در بازارهای جهانی خواهد داد. گروهی از اعضاء اوپک( به رهبری نمایندگی جمهوری اسلامی معتقد بودند که در صورت پائین‌آمدن قیمت نفت خام درآمدهای کشورهای عضو در مجمع کاهش خواهد یافت این تجربة تلخ با کاهش قیمت نفت از 34 دلار، در سال 1982 بتدریج به 28 دلار در سال 1985 آزمایش گردید و معلوم شد که کاهش قمیت نفت فقط با اجرای« کنترل‌تولید» و سیستم
« سهمیه‌بندی» مقدور است بدین منظور تصمیمات متعددی دایر بر حصول اطمینان از پایبندی کشورهای عضو به رعایت سهمیه‌های تعیین‌شده اتخاذ گردید. که اخذ تصمیم و اجرای آن طی یک دورة زمانی معین نتایج خوبی را به همراه داشت. در هفتاد‌و دومین کنفرانس اوپک در دسامبر 1984 وزرا به اتفاق آراء تصمیم گرفتند که منظور ایجاد نظم و ثبات در بازار جهانی نفت تثبیت و افزایش احتمالی قیمت نفت در آینده با رعایت دقیق سهمیه‌بندی جلوگیری از قیمتهای احتمالی در نظرگرفتن افزایش حجم فروش فرآورده‌هاینفتی بعنوان جزئی از سهیمه نفت خام و عقد قراردادهای پالایش و شبه پالایش شورایی متشکل از تعدادی از وزرای نفت بنام شورای اجرایی وزیران« برای کنترل بر امور تولید».« صادرات» و « قیمتها» و نظارت بر بازار تشکیل گردید و یک مؤسسه حسابرسی بین‌المللی برای اجرای این تصمیمات انتخاب شده شورای اجرایی پس از تصمیم کنفرانس تشکیل شد و رسماً کار خود را آغاز کرد. شورای اجرایی تصمیم گرفت که کار خود را در دو مرحله جداگانه به انجام رساند. کنترل تولید و کنترل قیمت عملکرد یکسالة شورا نشان داد که شورا در مورد کنترل تولید موفق بوده‌است و اعضاء به رعایت دقیقتر تولید راغب شده‌اند در اثر اجرای این طرح از سیر کاهش قیمتها جلوگیری بعمل آمد و قیمتها که سیر نزولی داشته همچنان در سطح 28 دلار ثابت ماندند. نتایج عملکرد شورای اجرایی وزرا در اجلاس کنفرانس اوپک در 22 تا 25 جولای 1985 در وین مورد رسیدگی قرار گرفت تصمیم گرفته شد که در حالیکه مرحلة اول برنامه‌های« کنترل تولید» اعضاء با موفقیت در حال اجراست. پس از مقدمات اجرایی مرحلة دوم برنامه‌های دایر بر کنترل قیمت مورد توجه قرار بگیرد بنابرایت شورای اجرایی وزرا از اعضاء سازمان خواست تا از اول سال میلادی جدید 1986 عملکرد آنها بنحوی باشد که کلیة تخفیفهای، استثنایی و « قراردادهای فروش مخصوص» تا تاریخ به پایان رسد.
بعد از این اجلاس قیمتها در بازار تک محموله نه تنها کاهش پیدا نکرد بلکه به تدریج قیمتهای رسمی نیز نزدیک شد متأسفانه در همین اجلاس کشور عراق تقاضای افزایش سهم کرد که به شدت جمهوری اسلامی ایران با این درخواست مخالفت نمود.
اجلاس 75 فوق‌العاده کنفرانس وزرای نفت اوپک رد 4 و 5 اکتبر 1985 در وین برگزار گردید از این اجلاس عراق بار دیگر رسماً تقاضای افزایش تولید کرد که با مخالفت تمامی اعضاء روبه رشد در فاصله کنفرانس 75 و 76 حجم معاملات« نت‌بک» که اساس فروش قیمت فرآورده‌های نفتی انجام می‌شود. افزایش یافت و بازار نفت تحت فشار اینگونه معاملات قرار گرفت و از قیمتهای تک محموله اوپک تا حدودی کاسته شد ولی قمیتهای اکثر انواع نفت‌خام جهان ثابت ماند و حتی قیمت نفت خام« برنت» انگلستان به حدود 30 دلار رسید بدین ترتیب موضع منطقی و صحیح اوپک تحلیل‌گران نفت را بر این عقیده استوار ساخت که اجرای دقیق مصوبات اوپک در آینده ادامه خواهد یافت بالاخره همچنان ثابت خواهد ماند و اگر کاهشی نیز پدید آید تدریجی و به صورت پلکانی خواهد بود نه ناگهانی و یکباره بنابراین پیش‌بینی شد که این سیاستها ادامه یابد و رشد اقتصادی جهان در سالهای آینده بطور مناسبی افزایش پیدا کند فشاری بر اعضای اوپک که بتدریج از اوایل سالهای دهة 1980 شروع شده‌بود در نیمه دوم دهة مذکور بتدریج برداشته خواهد شد و تقاضا برای نفت در دهة 1990 با آهنگی مناسب افزایش خواهد یافت و بالاخره کشورهای اصلی تولید‌کننده نفت در سازمان اوپک که دارای بیش از 65 درصد از ذخایر شناخته شده نفت هستند. دوباره از آغاز سال 1995 عنوان تأمین‌کنندة بخش مهمی از نفت مصرفی جهان را خواهند داشت.
متأسفانه با شروع اجلاس 76 وزراء بحثهای جدیدی در میان اعضای سازمان آغاز شد این بحثها ابتدا با اظهار نظر عراق و همراهی کویت در کمیسیون اقتصادی 63 سازمان( در 25 تا 29 نوامبر 1985 در وین)و باعث در مورد تعیین و تدوین سهم مناسب اوپک دربازارجهانی شروع شد عراق که در کنفرانس 75 به اعمال نظرات خود دایر بر افزایش سهیمه جدید موفق نشده بود این بار با القای این فکر که سازمان باید سهم خود را در بازار جهانی دوباره به دست آورد مگر نه در سالهای آینده مازاد را از دست خواهد داد وارد عمل شد و بدنبال طرح این نظر و مساعدت کویت بتدریج بحث را به کنفرانس اصلی 75 وارد کرد. در این کنفرانس عربستان که در چند ماه قبل از تاریخ کنفرانس تولید خود را بمنظور دفاع از مصوبات اوپک تا سطح روزانه 6/2 میلیون بشکه پائین ‌آورده بود از نظرات خود عدول کرد و به پشتیبانی خط و فکر جدید پرداخت و این آغاز جامعه بود. بدین ترتیب وزراء به اتفاق آراء تصمیم گرفتند که خط‌مشیء و سیاست جدیدی برای اوپک تهیه و تدوین کند تا اوپک دوباره «سهم مناسب» را در بازار جهانی بدست آورد. هر چند در همین کنفرانس معلوم شد که میزان این سهم چه مقدار است. ولی نظریه‌پردازان و تحلیل‌گران نفتی بعد از این اعلام نظر به اتفاق بر این عقیده شدند که« پیوند اعضای اوپک» و «تولید رها شده» و n قیمتها نیز خودبه‌خود رها خواهد شد. به رغم اینکه نتیجة این تصمیم هنوز به رأی گذاشته نشده بود، در روز اول و دوم کنفرانس 76 عکس‌العمل آن در بازار جهانی با سقوط 5 دلار. متأسفانه سطح تولید اوپک به حدود 18 میلیون بشکه در روز رسید. در حالی که تقاضای حقیقی اوپک در بازار جهانی حدود 16 میلیون بشکه یا کمتر برآورد می‌شد، لذا بازار از نفت اشباع گردید و جنگ قیمتها آغاز شد.

 

دورة پنجم: بازگشت به خویش:‌
هفتاد و هشتمین اجلاس عادی سازمان اوپک در 9-4 تیرماه 1366 در جزیرة بیریونی واقع در برگسلاوی برگزار شد. قبلاً از اجلاس رسمی وزراء بیست و پنجمین اجلاس کمیتة نظارت بر بازار وزرای نفت اوپک نیز در همان محل تشکیل شده‌بود. در اجلاسهای کمیتة نظارت بر بازار، کارشناسان وضعیت موجود و آیندة بازار نفت و میزان عرضه و تقاضا را مورد بررسی قرار دادند و گزارش‌ نهایی آن در اجلاس رسمی وزراء مطرح شد گزارش یاد شده حاکی از آن بود که آن‌طور که انتظار می‌رفته است با کاهش قیمت نفت از تولید کشورهای غیر اوپک به مقدار قابل ملاحظه‌ای کاسته نشده است و بنابراین هنوز برای تعادل بازار اعضاء اوپک باید تصمیمات عمده‌ای اتخاذ شود. این وضعیت در شرایطی بوجود آمده بود که اغلب تولید‌کنندگان غیر عضو اوپک معتقد بودند که ابتدا باید انظباط در اوپک برقرار شود تا آنها بعدها در تولید خود، هماهنگ با کاهش تولید در اوپک، بکاهند.
بحث اصلی، در این کنفرانس بازگشت وضع نابسامان بازار به وضعیتی مناسب و نحوة نیل به آن بود. گروهی از اعضاء که اکثریت را تشکیل می‌دادند، خواهان بازگشت بازار به قیمتهای حدود 19-17 دلار با سقف تولید 6/17 میلیون بشکه در روز بودند. در مقابل تعدادی از کشورهای عضو خواهان بازگشت باز به قیمت 28 دلار با سقف تولید 16 میلیون بشکه در روز بودند.
رئیس کنفرانس در پایان اجلاس گفت که تولید نفت خام کشورهای عضو اوپک احتمالاً‌ در سطح بالای 18 میلیون بشکه در روز در آینده باقی خواهند ماند. او اضافه کرد که تمام اعضای اوپک در مورد این هدف که قیمت نفت باید افزایش یابد تا به سطح 28 دلار برسد توافق دارند. اما آنها در حال حاضر اعتقاد دارند باید واقع بین بود و قیمتها را در سطح 19-17 دلار قرار داد.
در مورد میزان تولید رئیس کنفرانس اعلام کرد که اکثریت اعضاء به تولید متوسط روزی 6/17 میلیون بشکه معتقد هستند.
در حقیقت هفتادو هشتمین اجلاس اوپک بدون اخذ نتیجه و تصمیم‌گیری کافی به پایان رسید و بدین ترتیب پس از اختتام جلسه وضعیت عمومی بازار نفت رو به تنزل نهاد و قیمتها روزبه‌روز کمتر شد. بر طبق بعضی آمار و اطلاعات منتشر شده، قیمت نفت خام قبلی در بازار آزاد حدود 7 دلار در هر بشکه برای تحویل فوری تعیین شده‌بود از سوی دیگر اعضای اوپک بعد از اتمام کار کنفرانس نه تنها تولید خود را کاهش نداد اینکه اغلب کشورها از جمله عربستات ‌سعودی، عراق، کویت و امارات متحده عربی به تولید خود افرودند بطوریکه سطح تولید اوپک از حدود 20-5/19 میلیون بشکه در روز فراتر رفت.
به رغم تحولات یادشده در بازار نفت و فعالیتهای اوپک در جهت تغییر خظ مشیء کلی این سازمان که، با پیامدهای گوناگون از قبیل سقوط ناگهانی قیمت نفت و افزایش سریع تولید آن همراه بود و در نتیجه آن بازار جهانی نفت با بن‌بست مواجه شد سرانجام در آخرین روزهای دورة دوم اجلاس 78 اعضای اوپک با ارائه یک راه‌حل موقت به افقهای جدی دست یافتند.
در بیانیه مطبوعاتی ادامه هفتادوهشتمین اجلاس اوپک در ژنو آمده‌است:
« ملت افزایش بیش از حد تولید اوپک و تولید خارج از سهمیه عادلانه و عدم کاهش قابل ملاحظه‌ تولید نفت کشورهای غیر عضو اوپک و نیز عدم دستیابی به رشد اقتصادی در کشورهای صنعدی که انتظار می‌رفت در اثر کاهش قیمت نفت بوجود آید و بدلیل عدم کاهش دیگر انواع انرژی قابل رقابت با نفت کشورهای عضو بناچار پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران مبنی بر کاهش موقتی تولید طی ماههای سپتامبر و اکتبر سال 1986 بر مبنای سقف تولید 16 میلیون بشکه در روز براساس تصمیم اتخاذشده در اکتبر 1984 با همان سهمیه‌های ملی ( بجز در مورد عراق)، مورد قبول قرار می‌گیرد.
نکته قابل ملاحظه در این بیانیه کنارگذاشتن عراق از سهیمه قبلی و رهاکردن آن کشور جهت تولید در حد توانایی خود است. در ضمن در بیانیة مذکور موضوع سیستم قیمت‌گذاری بمنظور تعیین قیمت اشاره نشده‌بود به همین لحاظ واکنش بازار فقط در کوتاه‌مدت مورد نظر قرار گرفته‌بود.
در خصوص جلوگیری اخذ تصمیم در ساعتهای آخر این اجلاس نظرات ابرازشده از جانب مقامات نفتی کشورهای عضو مبین این واقعیت است که تصمیم مذکور براساس ملاحظات خاص سیاسی و اقتصادی و منطقه‌ای و در مقطع زمانی خاصی اتخاذ شده‌است.
در جدول زیر میزان سقف کلی تولید اوپک و سهمیه کشورهای عضو در دو اجلاس 1983 و 1984 ارائه شده‌است.
کنفرانس لندن مارس1983 کنفرانس ژنو اکتبر 1984
سهم درصد سهم درصد
الجزایر 75/0 14/4 663/0 14/4
اکوادور 200/0 14/4 183/0 14/4
گالن 150/0 86/0 137/0 86/0
اندونزی 300/1 43/7 189/1 43/7
ایران 400/2 71/63 300/2 38/14
عراق 200/1 86/6 200/1 50/7
کویت 050/1 -/6 900/0 63/5
لیبی 100/1 29/6 990/0 19/6
نیجریه 300/1 43/7 300/1 13/8
قطر 300/0 71/1 280/0 75/1
عربستان -/5 75/28 353/4 21/27
امارات 100/1 29/6 950/0 94/5
ونزوئلا 675/1 57/9 555/1 72/9
جمع اوپک 500/17 100 00/16 100

 

« اوپک حالت دفاعی به یک حالت تهاجمی»
سالهای اول تأسیس اوپک نشانگر مازاد بسیار زیاد تولیدات نفتی در دنیا بود که به نظر می‌رسید در آینده نزدیکی قابل جذب باشد. بسط معادن جدید در هر سال چنین تصوری را بوجود می‌آورد که ذخائر نفت خام نامحدود است و پیش‌بینی کشورهای مصرف‌کننده بر این عقیده استوار بود «که از انرژی فراوان و ارزان استفاده کنند. » در برابر این تحولات که در 1960 ادامه دارد در مراحل اولیه اوپک خود را به صورت یک سندیکای دفاعی که از درآمدهای نفتی کشورهای صادرکننده دفاع می‌کند معرفی نمود و هدف ابتدائی آن تحکیم عایدات مالی کشورهای تولیدکننده بود. در سالهای اول موفقیتهای این سازمان سبب شد که قیمتهای اعلان شده تثبیت یابد و بعداً بهبود تدریجی عواید اعضاء آن حاصل آید با سر کار آمدن سرهنگ قذافی در لیبی 1969 میزان نتایج بدست آمده بیشتر گردید. ابتکارات لیبی حالت عادی بازار را سرنگون نمود و در نتیجه اوپک از قدرت و توانایی خود آگاهی حاصل نمود. به همان اندازه که کشورهای صنعتی در اواخر دوره 1960 تقاضای بیشتری برای خرید نفت داشتند قدرت اوپک نیز گسترش می‌یابد. از آن تاریخ به

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله سازمان اوپک

دانلود مقاله هندسه ترسیمی

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله هندسه ترسیمی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

نقطه: کوچکترین جزء هندسی که از برخورد دو خط بوجود می آید.
خط: مکان هندسی مجموعه نقاط را خط می گویند.
نکته1: فصل مشترک دو خط یک نقطه و فصل مشترک دو صفحه یک
خط و فصل مشترک دو فضا یک صفحه است.

 

روش تقسیم کردن یک پاره خط به چند قسمت مساوی:
ابتدا پاره خط مورد نظر را با طول معلوم ترسیم می کنیم رئوس آنرا با دو حرف A وB مشخص می کنیم از یکی از دو نقطه A یا B خط کمکی با طول و زاویه دلخواه ترسیم می کنیم و روی خط کمکی با استفاده از پرگار که دهانه آنرا به دلخواه باز کرده ایم n قسمت مساوی روی آن جدا می کینم از آخرین تقسیم خطی به سر دیگر پاره خط وصل می کنیم از سایر نقاط روی خط کمکی خطوطی به موازات خط رویی رسم می کنیم بدین ترتیب خط AB به n قسمت مساوی تقسیم می شود.

 

 

 

 

 


رسم مثلث:
دایره ای به شعاع R رسم می کنیم و دو قطر عمود بر هم آن را رسم می کنیم از محل تقاطع قطر دایره به اندازه شعاع R کمان می زنیم که دایره را در دو نقطه A وB قطع می کند، امتداد همان قطری که از آن به شعاع R رسم کرده ایم نقطه C راس دیگر مثلث است.

 

 

 

رسم مربع:
دایره ای به شعاع R ترسیم می کنیم و دو قطر عمود برهم آنرا رسم می کنیم نقاط A , B ,C , D محل تقاطع قطعی ها با محیط دایره است. از نقاط یاد شده به شعاع R قوسی می زنیم این قوسها همدیگر را در نقاط q’ , q , S' , S قطع می کند امتداداین نقاط دایره ما را در نقاط Q , P , N , M قطع می کند که از اتصال این چهار نقطه مربع پدید می آید.

 


صفحه تصویر:
برای نمایش یک جسم احتیاج به سطحی داریم که به آن صفحه تصویر می گویند. صفحه تصویر سطحی مستقیم است یعنی هموار و بدون پستی و باندی که از لحاظ هندسی طول و عرض محدودی ندارد به عبارت دیگر صفحه نامحدود است و چون نمایش سطح نامحدود برای ما امکان پذیر نیست ، همیشه قسمت محدودی از آنرا که در دسترس است در نظر می گیریم و به شکل زیر نشان می دهیم.

 

تصویر:
اگر نقطه M (جسم) بین ناظر و صفحه P قرار بگیرد و شعاع مصور از نقطه M بگذرد و صفحه P را در نقطه m قطع کند m تصویر نقطه M روی صفحه P می گوییم. صفحه P تصویر نقطه M است.

 

تصویرخط روی صفحه تصویر:
تصویر هر خط مستقیم خطی است مستقیم، بنابراین برای پیدا کردن تصویر یک پاره خط روی صفحه کافی است تصاویر دو نقطه A , B را روی صفحه P پیدا کرده و به هم متصل نماییم.

 


الف: خط با صفحه تصویر موازی است: در این صورت اندازه تصویر یک پاره خط به اندازه خود خط است.( مانند شکل بالا ). AB = ab
ب: خط با صفحه تصویر موازی نیست: در این صورت تصویر آن کوچکتر از خود خط خواهد بود.
ج: خط بر صفحه تصویر عمود است: در این حالت تصویر خط AB به صورت نقطه b , a است.

 

تصویر سطح روی صفحه تصویر:
الف: سطح موازی صفحه تصویر است: در این صورت اندازه تصویر سطحی با اندازه واقعی آن برابر خواهد بود.

 


ب: سطح با صفحه موازی نیست: وضعیت قرار گرفتن سطح نسبت به صفحه تصویر حالاتی مختلف دارد که اندازه تصویر سطح کوچکتر از اندازه واقعی آن است.

 

ج: سطح عمود بر صفحه تصویر است: تصویر چنین سطحی همواره یک خط می باشد.

 


تصویر یک جسم:
شکلی است مسطح که از تصویر کردن رئوس ، خط، و سطوح آن جسم بدست می آید.
قرار دادها:
1. انتخاب صفحات تصویر: صفحات تصویر عبادتند از شش سطح یک مکعب که به آن مکعب تصویر گفته می شود.
سطوح فوقانی و تحتاننی سطوح افقی هستند و سطوح جلو و پشت سطوح قائم و بالاخره سطوح جانبی سطوح نیم رخ هستند.
2. موقعیت جسم در داخل مکعب تصویر: تصویر باید به شکلی قرار گیرد که سطوح یا صفحات تقارن آن به موازات و یا عمود بر صفحات مکعب تصویر باشد.

 

 

 

3. روش تسطیح کردن: پس از تسطیح کردن جسم روی شش سطح مکعب تصویر اگر این سطوح را حول سطح تصویر قائم پشتی دوران دهیم و تسطیح کنیم و سطح تصویر قائم جلو به طور قراردادی درطرف راست سطح نیم رخ راست قرار خواهد گرفت.
4. حذف خطوط محل تقاطع صفحات (خطوط زمین)

 

 

 


5. خطوط بین تصاویر: خطوط مسرئی مانند خطوط دور جسم با خط ممتد و در صورتی که خطوط مخفی (خطوط که در پشت جسم قرار دارند و در یک تصویر دیده نمی شود) به شکل خط چین کوتاه رسم می شود.
6. اسامی تصویر: نامی که به هر تصویر داده می شود وضعیتی است که ناظر در هر حالت به آن جسم می نگرد. خطوط مصور (تصویر شده) در هر تصویر با هم موازی و عمود بر صفحه تصویر هستند.
شکل قائم(جلو):
ناظر روبروی جسم قرار دارد و جسم روی سطح قائم پشتی تصویر می شود.
شکل افقی(مقطع):
ناظر از بالا به جسم می نگرد جسم روی صفحه افقی تحتانی تصویر می شود.
شکل نیم رخ(پهلو):
ناظر در سمت چپ جسم قرار می گیرد و جسم روی صفحه نیم رخ راست تصویر می شود.

 

 

 

اگر دو صفحه عمود بر هم Q’ , Q را در نظر بگیریم صفحه Q صفحه افقی تصویر و صفحه Q قائم تصویر و X = y فصل مشترک این دو صفحه به نام خط زمین یا خط الارض نامیده می شود این دو صفحه فضا را به چهار ناحیه تقسیم می کند اگر ناظری روی صفحه افق ایستاده به صفحه قائم نگاه کند x در سمت چپ و y در سمت راست آن باشد صفحه افق فضا را به Z قسمت بالا و پایین تقسیم و صفحه قائم را به Z قسمت جلو و عقب تقسیم می کند.
فاصله نقطه A تا صفحه قائم را بعد نقطه A و فاصله نقطه A تا صفحه افق را ارتفاع نقطه A می گوییم یعنی بعد هر نقطه تصویر افقی تا خط الارض و ارتفاع هر نقطه فاصله تصویر قائم همان نقطه از خط الارض می باشد.
اگر صفحه قائم را حول محور xy دوران بدهیم دوران تصویر قائم نقطه A روی صفحه افق نقطه a, است که به آن ملحض نقطه A می گوئیم. اگر نقطه a را به a, وصل کنیم رابط گویند.
حالتهای خاص:
ملحض نقطه در نواحی مختلف به صورت زیر است.
1. ناحیه اول:
در این صورت هم بعد مثبت و هم ارتفاع مثبت است تصویر افقی در زیر و تصویر قائم در بالای خط الارض است.

 


2. ناحیه دوم:
در این صورت بعد منفی، ارتفاع مثبت در نتیجه هر دو تصویر در بالای خط الارض است.

 


3. ناحیه سوم:
نقطه در ناحیه چهارم دارای بعد مثبت و ارتفاع منفی است هر تصویر در زیر خط زمین قرار می گیرند.

 

 

 

4. ناحیه چهارم:
نقطه در ناحیه چهارم دارای بعد مثبت و ارتفاع منفی است هر دو تصویر در زیر خط زمین قرار دارد.

 


5. نقاط واقع بر روی صفحه افق تصویر ارتفاعشان صفر و بعدشان مثبت یا منفی است.

 


6. نقاط واقع بر روی صفحه قائم بعدشان صفر، ارتفاعشان مثبت یا منفی است.

 


7. نقاط واقع روی xy (خط الارض) بعد و ارتفاعشان صفر است.

 


صفحات نیمساز فرجه ها:
صفحاتی که فرجه بین صفحات تصویر را نصف کنند، صفحات نیمساز فرجه ها نامیده می شوند. که یکی نیمساز فرجه اول و سوم و دیگری صفحه نیمساز فرجه دوم، چهارم است. صفحات تصویر و صفحات نیمساز فرجه ها و فضا را به 8 قسمت تقسیم می کند. نقاطی که بین صفحه افق و یکی از صفحات نیمساز
فرجه ها قرار دارد، قدر مقطع ارتفاعشان کمتر از قدر مطلق بعد و نقاطی که به صفحه قائم نزدیکترند برعکس.

 

 

 

ملحض نقاط واقع روی صفحات نیمساز فرجه ها:
چون فاصله هر نقطه روی صفحه نیمساز فرجه از دو وجه آن به یک اندازه است. بنابراین بعد و ارتفاع نقاط واقع بر صفحات نیمساز فرجه یا مساوی یا قرینه اند و ملحض آنها به شکل زیر است.

 

 

 

 

 

فاصله نقطه A از خط الارض:
از نقطهA بر صفحه عمود a را رسم کرده از a برخط الارض عمود(n) فاصله نقطه A تا خط الارض وتر مثلث قائم الزاویه ست که یک ضلع آن بعد وضع دیگر ارتفاع نقطه A است به عبارت دیگر اندازه آن فاصله وتر مثلث قائم الزاویه ای است که اضلاع مجاور زاویه قائم آن قدر مطلق بعد و ارتفاع نقطه A می باشد. (شکل 6).

 

طول، بعد و ارتفاع یک نقطه:
طولهای Aa , aa’ , aa” به ترتیب طول، بعد و ارتفاع نقطه A می باشند
نقاط بالای صفحه افق در نواحی اول و سوم دارای ارتفاع مثبت، نقاط زیر صفحه افق دارای ارتفاع منفی، نقاط واقع در جلوی صفحه قائم ناحیه اول و چهارم بهد مثبت و نقاط واقع در پشت صفحه قائم ناحیه دوم و سوم بعد منفی. طول در ناحیه های اول و چهارم مثبت و در ناحیه های دوم و سوم منفی است.

 

 

 

تسطیح نیم رخ نقطه:
اگر صفحه نیم رخ R را حول محور OP یا OQ یعنی فصل مشترک صفحه نیم رخ با صفحات تصویر به اندازه 90 درجه دوران دهیم این عمل تسطیح صفحه نیم رخ روی صفحه نیم رخ یا قائم تصویر می نامند. صفحه R روی صفحه قائم تصویر شده نقطه A بر روی دایره به مرکز O و شعاع aa’ که مساوی بعد نقطه است به اندازه 90 درجه دوران می کند و به صورت a, روی صفحه قائم تصویر در می آید.
برای تعیین a, ربع دایره ای به مرکز O و شعاع OA رسم کرده از نقطه تلائی آن با xy عمودی بر آن رسم می کنیم تا خطی که از a موازی xy رسم شده در نقطه a, قطع کند.
فاصله تسطیح هر نقطه تا خط الارض ارتفاع، فاصله آن رابط بعد و فاصله Oa, فاصله حقیقی تا خط زمین است.

 

 

 

 

 

حالات خاص:
نقاط واقع در صفحه افق تسطیحشان روی خط الارض است.
نقاط واقع در صفحه قائم تصویر تسطیحشان بر تصویر قائمشان قرار می گیرد.
ترفیع نیم رخ نقطه:
عکس عمل تسطیح را ترفیح گویند. اگر M, تسطیح نیم رخ یکی از نقاط واقع در صفحه نیم رخ باشد برای تر فیع آن عمودهایی از M, بر رابط و خط زمین رسم می کنیم. نقاط M “ , M’ بدست می آیند حال دایره ای به مرکز O و شعاع OM” در جهت حرکت عقربه های ساعت رسم می کنیم تا رابط را در نقطه m قطع نماید. نقطه MM’ تر فیع نقطه M, است.

 

 

 

 

 


نمایش نیمساز ها در تسطیح:
فصل مشترک صفحه نیم رخ با صفحات نیمساز فرجه در تسطیح نیم رخ نیمسازهای زوایای قائمه بین رابط و خط زمین می باشند نقاط واقع بر صفحات نیمساز روی این خطوط قرار می گیرند.

 

 

 

تقارن:
اگر دو نقطه نسبت به یکی از صفحات تصویر یا خط الارض و یا نیمساز فرجه‌ها قرینه باشند ملحض آنها بصورتهای زیر خواهد بود:

 

1. نسبت به صفحه افق: بعدشان یکی از ارتفاعشان قرینه است.

 

2. نسبت به صفحه قائم: ارتفاعشان یکی و بعدشان قرینه است.

 

3. نسبت به خط الارض: هم بعدها و هم ارتفاعها قرینه هم هستند.

 

4.نسبت به صفحه نیمساز فرجه اول و سوم: بعد یکی مساوی ارتفاع دیگری و ارتفاع یکی مساوی بعد دیگری است.

 


5. نسبت به صفحه نیمساز فرجه دوم و چهارم: بعد یکی مساوی قرینه ارتفاع دیگری و ارتفاع یکی مساوی قرینه بعد دیگری در این حالت تصاویر غیر همنام دو نقطه بر هم متصل هستند.

 

فصل دوم:
خط مستقیم:
تصویر خط مستقیم خطی است مستقیم پس برای نمایش خط کافی است تصاویر دو نقطه آنرا داشته باشیم در اینصورت اگر AA’ و BB’ ملحض دو نقطه از خطی باشند AB تصویر افقی تصویر قائم آن است. اگر نقطه ای مانند M تقسیم کنیم تصاویر نقاط روی آن باز هم آنرا به همان نسبت تقسیم خواهند کرد.

 

 

 


آثار خط:
محل برخورد هر خط با صفحه افق تصویر اثر افقی خط و محل برخورد آن با صفحه قائم تصویر اثر قائم خط است. اثر افقی نقطه ای است به ارتفاع صفر و اثر قائم نقطه ای است به بعد صفر. نقاط نقاط B B’ به ترتیب آثار افقی و قائم خط َ می باشد.

 

روی خط َdd نقطه ای به بعد معلوم e و نقطه ای به ارتفاع معلوم h بدست آورید.

 

خطوط مهم:
1. خط افقی یا افقیه: خطی است موازی با صفحه افق تصویر، ارتفاع همه نقاط آن با هم مساوی و تصویر قائم با خط الارض موازی است. زاویه ای تصویر افقی خط با خط زمین می سازد همان زاویه حقیقی خط با صفحه قائم تصویر است.

 


2. خط جبهی یا جبهیه: خطی است به موازات صفحه قائم تصویر بعد همه نقاط این خط یکی و تصویر افقی آن با خط الارض موازی است. زاویه ای که تصویر قائم خط با خط زمین می سازد همان زاویه حقیقی خط با صفحه افق است. خط افقی اثر قائم و جبهی اثر افقی دارد.

 


3. خط قائم: خطی است عمود بر صفحه افق تصویر افقی آن یک نقطه و تصویر قائمش عمود بر خط الارض است کلیه نقاط واقع بر خط قائم افقی شان بر هم منطبق و روی تصویر افقی خط واقعند هر خط متقاطع با خط قائم افقی‌اش از تصویر خط قائم می گذرد.

 

4. خط منتسب: خطی است عمود بر صفحه قائم که تصویر قائمش یک نقطه تصویر افقی آن عمود بر خط زمین است. تصاویر قائم نقاط واقع روی خط منتسب بر تصویر قائم آن خط واقع می شوند هر خط متقاطع با منتسب تصویر قائمش از تصویر این خط می گذرد.

 


5. خط مواجهه: خطی است موازی با خط الارض که تصاویر افقی و قائم آن هر دو موازی با خط الارض هستند بعد تمام نقاط آن برابر و ارتفاع تمام نقاط آن نیز مساوی می باشند.

 


صفحه:
صفحه سطحی است مسطح، مستوی و بدون انحنا از هر جهت نامحدود که به چهار صورت زیر نشان داده می شود.
1. سه نقطه در یک امتداد.
2. یک خط و یک نقطه
3. دو خط موازی
4. دو خط متقاطع
در هندسه ترسیمی صفحه با ملحض دو نقطه متقاطع یا دو خط موازی یا خط و نقطه و یا سه نقطه نشان داده می شود.
آثار صفحه: فصل مشترک هر صفحه با صفحه افق اثر افقی و با صفحه قائم اثر قائم صفحه است. هرگاه سه صفحه دو به دو متقاطع باشند فصل مشترک ها یا موازیند یا از یک نقطه می گذرند پس آثار صفحه دو خط موازی یا دو خط متقاطعند که نقطه برخوردشان روی خط زمین است و یک صفحه با آثارش مشخص می شود.

 

 

 


اثر افقی هر خط واقع روی یک صفحه روی اثر افقی آن صفحه و اثر قائم آن خط روی اثر قائم همان صفحه قرار می گیرد.
اوضاع مختلف صفحه:
1. صفحه افقی: موازی با صفحه تصویر است که فقط اثر قائم دارد و با خط الارض موازی است تمام نقاط روی آن صفحه دارای ارتفاع یکسان هستند تصاویر افقی اشکال واقع در این صفحه به اندازه حقیقی آن است و تصویر قائمشان روی اثر قائم صفحه است.

 

 

 

 

 

2. خط جبهی: موازی با صفحه قائم تصویر است و فقط اثر افقی دارد که موازی با خط زمین است تمام نقاط آن صفحه دارای یعد مساوی هستند تصویر قائم اشکال واقع در این صفحه به اندازه حقیقی آن بوده و تصویر افقی آنها روی اثر افقی صفحه است.

 


3. صفحه مواجهه: موازی با خط زمین است آثارش با خط الارض موازی است.

 


4.صفحه قائم: عمود بر صفحه افق است اثر قائم آن بر خط زمین عمود و اثر افقی اش با خط زمین زاویه ای می سازد که همان زاویه حقیقی صفحه با صفحه قائم تصویر است. تصاویر نقاط و خطوط واقع در روی این صفحه بر روی اثر افقی این صفحه قرار می گیرد.

 

 

 

5. صفحه منتسب: عمود است بر صفحه قائم تصویر، اثر افقی آن عمود بر خط زمین و اثر قائمش با خط زمین زاویه ای می سازد که همان زاویه صفحه با صفحه افق است. تصاویر قائم نقاط و خطوط واقع دراین صفحه روی اثر قائم آن قرار دارد.
6. صفحه نیم رخ: عمود است بر خط زمین و آثارش بر یک رابط واقع است صفحه اش موازی با سطح جانبی تصویر است تصاویر نقاط و اشکال واقع بر روی این صفحه بر روی این رابط قرار می گیرند و برای تعیین اندازه حقیقی آنها این صفحه را روی صفحه افق یا صفحه قائم تسطیح می کنیم.

 

 

 

7. صفحه غیر مشخص: اگر صفحه ای به صورتهای فوق نباشد آثارش در یک نقطه با خط زمین متقاطع خواهد بود.

 


صفحه های موازی:
شرط لازم و کافی برای آنکه دو صفحه موازی باشند آنست که آثار همنامشان با هم موازیباشد.

 

 

 

 

 


فصل مشترک دو صفحه:
می دانیم فصل مشترک دو صفحه خطی است مستقیم بنابراین کافیست دو نقطه از این خط را معین کنیم در حالت کلی اگر دو صفحه که در شکل زیر با آثارشان نمایش داده شده اند در نظر بگیریم نقاط و به ترتیب محل برخورد آثار افقی و آثار قائم دو صفحه متعلق به فصل مشترک بوده و خط َbb و َaa فصل مشترک دو صفحه هستند.

 


فصل مشترک خط و صفحه:
یک خط با صفحه سه حالت دارد:
الف) خط در صفحه واقع است که در اینصورت دو نقطه از آن در صفحه قرار خواهند گرفت.
ب) با صفحه موازیست که در اینصورت با یکی از خطوط این صفحه موازی خواهند شد.
ج) با صفحه در یک نقطه متقاطع است.
برای تعیین فصل مشترک خط d با صفحه p بر خط d دلخواه Q عبور می دهیم خط فصل مشترک دو صفحه Q, p بوده و محل تلاقی d با نقطه نقطه a فصل مشترک خط d و صفحه p است.

 


د رملحض برای تعیین نقطه تلاقی َdd با صفحه PَQX بر خط َdd یک صفحه قائم َS R عبور می دهیم.
اثر افقی این صفحه تصویر افقی خط d است، َn َm m n فصل مشترک دو صفحه را بدست می آوریم.
َa محل تلاقی َd و َnَm تصویر قائم نقطه تلاقی است. رابط َa را رسم می کنیم تا نقطه a روی d بدست بیاید. َaa نقطه برخورد خط َdd با صفحه َPXQ است.

 

 

 

حالات خاص:
نقطه تلاقی صفحه قائم َPXQ را با خط َdd بدست آورید.
تصویر افقی نقطه تلاقی a برخورد خط d با p َa است.
رابط a را رسم می کنیم تا َ a روی َd بدست آید.
َa a نقطه تلاقی خط َd d با صفحه َPXQ است.

 

خطوط واقع در صفحه:
1. خط افقی: فصل مشترک هر صفحه با یک صفحه افقی خطی است افقی. از این صفحه که تصویر قائمش با خط زمین موازی و تصویر افقی آن با اثر افقی صفحه موازیست مانند خط افقی َHH که اثر قائم آن نقطه َaa روی َXQ قرار می گیرد.

 

2. خط جبهی: فصل مشترک صفحه با یک صفحه جبهی است. تصویر افقی آن با خط زمین موازی تصویر قائمش موازی اثر قائم صفحه است. مانند خط جبهی َHH که اثر افقی آن نقطه َb b روی XQ قرار دارد.

 

 

 

3. خط غیر مشخص: خطی است واقع در صفحه متقاطع است و اثر افقی آن َaa و اثر قائمش َbb است.

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله25    صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله هندسه ترسیمی

دانلودمقاله کار تحقیقی قبض در قرض

اختصاصی از فی ژوو دانلودمقاله کار تحقیقی قبض در قرض دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 پیشگفتار
پس از اعلام کار گزینی محترم وزارت دادگستری به اینجانب در خصوص شرایط ارتقاء به گروه دوازده، (تحقیق بررسی در مورد یکی از مباحث حقوق و ارائه آن به کمیته مربوطه می باشد لذا تصمیم گرفتم وارد مسائلی از موضعات حقوقی شوم که جای بحث و گفتگوی فراوان داشته باشد و این مسئله مد نظر داشتم که اگر قرار شد راجع به موضوعی از موضوعات حقوقی تحقیق و تفحص نمائیم آن موضوعی را انتخاب کنم که یا اصلاً روی آن کار نشده و یا کمتر کار شده باشد و بدین لحاظ موضوع تحقیقم را یکی از موضوعات حقوق خصوصی قبض در قرض انتخاب نمودم تا این که اگر خداوند بخواهد برای خود و احتمالاً دیگران مثمر ثمر واقع شود.
پس از تفحص و طرح موضوع با اساتید دانشگاه علوم قضایی شیراز و قضات محترم دادگستری فسا و دوستان صاحب نظر در این موضوع، به این نتیجه رسیدم که حقوق خصوصی بیشتر از دیگر شاخه های حقوقی، می توان مورد بحث قرار داد.
البته بیان این مطالب بدان معنا نیست که دیگر شاخه های حقوقی از بحث کمتر برخوردار می باشد بلکه این کار به خاطر علاقمندی اینجانب به این موضوع می باشد.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
من الله التوفیق

مقدمه
همانطور که در مقدمه عرض شد عنوان کار تحقیقی فوق را در قبض در قرض انتخاب کرده ام اما این موضوع در بر گیرنده مسائل جانبی بسیاری می باشد.
اصولاً بحث بر این است که ملکیت عین مستقرضه در عقد قرض، چه زمانی به مقترض منتقل می شود، در این زمینه نظرات متعددی وجود دارد، یکی از این نظریات این است که ملکیت مستقرضه بعد از قبض به مقترض (البته با اجازه مقرض) منتقل می شود که موضوع این کار تحقیقی است.
این کار تحقیقی به چند بخش تقسیم می شود : بخش اول را مقداری در رابطه با خود عقد عرض ـ انواع قرض ـ اهمیت قرض در زندگی روزمره به خصوص امروزه و نهایتاً اهمیت قرض در شرع بحث می شود.
بخش دوم یک مطالعه تطبیقی کوتاهی در مورد عقد قرض بین سیستمهای حقوقی بعضی کشورهای اروپایی و مقایسه آن با سیستم حقوقی ایران و بعضی کشورهای عربی داریم بخش سوم آیات از قرآن کریم که در مورد قرض نازل شده به همراه تفسیر کوتاهی از هر آیه
بخش چهارم مقایسه مختصری بین قرض در قانون ایران و فقه شیعه داریم و نهایتاً بخش پنجم وارد بحث اصلی و موضوع اساسی کار تحقیقی می شویم، که از چه زمانی عین مستقرضه به مقترض منتقل می شود ـ بحثها و نظرات گوناگونی که در این رابطه ، بین فقهاء و حقوقدانان مطرح است و در آخر نظر خودمان را بیان می کنیم.
در اینجا لازم می دانم که از اساتید دانشکده علوم قضایی شیراز به خصوص جناب آقای بهشتی که در راهنمایی به منابع حقوقی و فقهی کمک شایانی کردند تشکر و قدردانی نمایم.
و السلام علیکم و رحمه الله برکاته

بخش اول قرض و انواع و اهمیت آن
این بخش شامل سه مبحث می باشد معانی لغوی قرض ـ انواع قرض ـ اهمیت قرض در زندگی اقتصادی به خصوص معاملات امروزی و نهایتاً اهمیت و بهای قرض در شریعت مقدس اسلام
الف : معانی لغوی قرض
در اقرب الموارد دو منتهی الارب قرض را به معنای بریدن ـ مردن یا نزدیک بمردن ـ بچپ و راست و پیچ خمان رفتن دانسته اند.
فرهنگ دهخدا آن را به پاداش دادن ـ وام دادن ـ شعر گفتن ـ روی گرداندن از جائی و کرانه گزیدن از آن ـ موریانه که کاغذ خورد چنانچه سوس جامه ی پشمینه و موئینه خورد و ارضه که چوب خودر معنا کرده است.
اما آنچه از معانی لغوی این کلمه بر مباحث ما انطباق دارد و آن را پی می گیریم «وام دادن» می باشد.

ب : انواع قرض
قرض را به دو نوع تقسیم کرده اند، 1ـ قرض استهلاکی (مصرفی) : و آن قرضی است که مقترض برای رفع حاجت و در مقام نیاز می گیرد و آن را مصرف برای نیاز ضروری خود می کند این نوع قرض را به سه دسته تقسیم کرده اند :
1ـ قرض درماندگان : آن قرضی است که مقترض در عین حالیکه بقول معروف و چیزی در بساط ندارد علیرغم آن، احتیاج به مالی (اعم از جنس و یا پول) پیدا کرده است یا چیز اندکی در بساط دارد و کفاف نیازش را نمی دهد مثلا ً کسی برای نفقه همسرش احتیاج به این نوع قرض پیدا می کند.
2ـ قرض امیدواران: قرضی است که مقترض در یک موقع احتیاج به مالی پیدا می کند و در همان موقع یکجا و کلاً نمی تواند آن را بپردازد ولی می تواند در آینده بطور اقساط آن را بپردازد مثل قرضی که صندوقهای قرض الحسنه به نیازمندان می پردازند.
3ـ قرض بستانکاارن: قرضی است که مقترض احتیاجی به مال القرض ندارد ولی بالاخره بنا به علتی می رود قرض می گیرد مثلاً شخصی طلبکار است و احتیاج به طلبش هم ندارد ولی برای اینکه زودتر به پول و طلبش برسد می رود از دیگری قرضی می کند که در سر رسید طلب جوابگوی مقرض باشد.
4ـ قرض استنتاجی (تولیدی) : قرضی است که مقترض احتیاجی به مصرف کردن مال القر ض ندارد بلکه می خواهد با استفاده از آن به سرمایه خود بیفزاید و از آن سود ببرد.
ج : اهمیت قرض در زندگی روزمره
از قدیم الایام نظام اقتصادی جوامع با ربا درگیر بوده است و این مسئله تا زمان بعثت نبی اکرم (ص) ادامه داشت تا این که این دین آسمان ربا به شدت منع کرد اما پس از آن ثروتمندان قصد داشتند به شیوه های مختلف، ربا را در قالب شریعت بگیرند.
در همین راستا امروزه یکی از پر بحث ترین مسائل جوامع اقتصادی بخصوص جوامع اسلامی و بالاخص جامعه اسلامی ما بعد از انقلاب، همین مسئله را تشکیل داده است.
اصولاً دو نوع ربا شمرده شده است 1ـ ربای معاملی و آن معاوضه جنس با جنس است که جنسی در برابر جنس دیگر با اضافه معاوضه می شود. مثلاً کسی گندم را با گندم معاوضه می کند اما وقتی عوض گندم را می گیرد مقداری اضافه تر از معوض می گیرد.
اینجا هر دو جنس باید باشد (هر چند در میزان ـ ارزش ـ تقایس و تقابل جنسها اختلاف است) ولی بهر حال قرضی واقع نشده است و این دو جنس باید هموزن بیع و شراء باشد.
2ـ ربای قرض (قرض ربوی) : قرضی است که کسی مالی را به دیگری می دهد و در عرض منفعتی زیادتر از منفت مال القرض می گیرد. منفعت هم فرقی نمی کند که منفعت اضافی، کم یا زیاد باشد. اصل ربا، که امروزه بحثهای فراوانی هم روی آن است، همین ربا قرضی است ما در این جا بررسی می کنیم که اصلاً از نظر قواعد و مسلمات حقوقی و فطری آیا ربای قرضی عقلانی و صحیح است یا خیر ؟
اولین مسئله ای که در این مورد مطرح می شود این است که آیا سرمایه می تواند سودزوا و نفع آور باشد یا نه؟ جواب این سؤال قطعاً مثبت است چون همانطور که انسان خودش با قوت نیرو و بازویش می تواند نفعی برای خود بدست آورد، سرمایه اش هم مانند ابزاری در دست او می تواند باشد و کمتر انسان با تکیه بر نفس و نیروی خودش جمع نفع می کند نکته دیگر این است که سرمایه ی انسان، برای خودش جنبه ی عینیت دارد و هر نفع یا ضرر یا عدم النفی که متوجه این عین شود، مستقیماً به مالکش بر می گردد.
اموال و سرمایه نسبت به مالک و ذوالید ان جنبه عینیت دارد ولی دیون جنبه ی اعتباری و ذهنیت برای مالک آن دارد. ضرر و نفع بر عین بار می شود ولی نفع و ضرر برای دین که جنبه اعتباری دارد، بی معنی است. این است که اگر کسی عینی را در دست داشته باشد، چنانچه نقصی بر آن وارد شد ذوالید و مالک متضرر خواهد شد ولی اگر ضد و تقضینی بر دینی وارد شد اصلاً متوجه مدیون است (چون آن دین نسبت به مدیون جنبه عینیت دارد) چیزی که عینیت دارد بر می گردد و چیزی که جنبه اعتباری دارد اگر نفع یا ضرری بر آن وارد شود، این نفع و ضرر در عالم اعتبار معنا دارد پس نفع و ضرر هم به کسی که این مال نسبت به او جنبه عینی دارد (مدیون) حال با توجه به این تفضیل، وقتی که مقرض مال القرض در دستش می باشد و هنوز آن را به قرض نداده و ملکیت آن به مقترض منتقل نشده، نسبت به او جنبه عینیت دارد و هر نفع یا ضرری که بر مال وارد شود، مستقیما، متوجه مقرض خواهد بود.
اما وقتی که مال القرض (مثلاً اتومبیلی) را به قرض مقترض داد و ملکیت آن مال به مقترض منتقل شد، اینجا دیگر مقرض در عالم واقع (عینیت) آن اتومبیل را ندارد، بلکه در عالم اعتبار و ذهنیت، مثل آن اتومبیل را از مقترض طلبکار است. پس طبق این قرض، مقرض مالی را که، آن مال نسبت به او جنبه عینیت داشته است، به دین تبدیل کرده است. و بر اساس مطلب قبلی گفتیم که دین نه نفع و نه ضرری به مال دائن ندارد. در اینجا هم مال القرض نسبت به مقرض، دین است، نمی تواند نفع و یا ضرر داشته باشد و بقول محروم شهید مطهری مال القرض نسبت به مقرض ساخته شده است و همانطور که اگر ضرری بر آن اتومبیل وارد شود ربطی به مقرض ندارد، اگر نفعی هم داشته باشد، ربطی به او ندارد.
نهایتاً بر اساس این توجیه حقوقی ثابت کردیم که مال القرض نمی تواند نفعی برای مقرض داشته باشد و مقرض از مقترض سود بگیرد. و بر طبق ایالات و روایات هم این کار منع شده است که در این جا از بیان آنها احتراز می کنیم.

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  99  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله کار تحقیقی قبض در قرض

.دانلود مقاله نقش روسیه در جنبش تنباکو

اختصاصی از فی ژوو .دانلود مقاله نقش روسیه در جنبش تنباکو دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

مقدمه و طرح سؤال
در تاریخ کشورها و سرزمین‌ها برخی از حرکت‌ها و جنبش‌ها به خاطر تازگی و کارکردشان اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کنند و چه بسا زمینه‌ای برای پیشرفت و یا پسرفت به حساب می‌آیند. جنبش تنباکو در ایران یکی از این مقاطع تاریخی است که مردم ایران را نسبت به قدرت خویش برای مقابله با پیش‌آمدهایی که حیثیت ملی آنها را به مخاطره می‌انداخت، آگاه ساخت. مردمی که یاد گرفته بودند هر آنچه شاه و دربار برای آنها رقم می‌زند بپذیرند و خود را ملزم به اطاعت از آن می‌یافتند هرچند از اجرای آن کراهت داشتند.
در این دوره تحولات در کشورهای اروپایی وارد مرحله‌ای حساس شده بود و سرمایه‌داری پا را از مرزهای خود فراتر گذاشته بود و در پی سود و منفعت خویش خواسته‌ها و مطالعات مردمان آن سوی مرزها را به هیچ می‌انگاشت. بنابراین جنبش تنباکو یک جنبش کاملاً مربوط به مسائل اقتصادی است یعنی ریشه اصلی‌اش به اقتصاد برمی‌گردد و این عملاً ناشی از یک مسئله بسیار مهم و آن به وجود آمدن و رشد امپریالیسم است. این مسئله تنها به ایران مربوط نمی‌شود و آسیا را هم در بر می‌گیرد. در ایران رژیم، رژیم زمین‌داری است و با رژیم سرمایه‌داری چندان میانه خوبی ندارد. لذا است که به واسطه پدید آمدن تعارض منافع زیر ساخت‌های اقتصادی اجتماعی دچار تضاد شده و مقابله با پدیده بیرونی نمود عینی به خود می‌گیرد. برای تحلیل انقلابها و جنبش‌ها در ایران براساس چارچوب نظری چارلزنلسون می‌توان گفت که هر جامعه یک ساخت دارد و ساخت جوامع با یکدیگر متفاوت است و هر ساختی یک عملکرد و کارد به خصوصی دارد. در ساخت اجتماعی ایران هم یک عملکردی وجود دارد که این ساخت‌ها را به هم مربوط می‌کند که به آن ساخت جامعه می‌گویند. این کارکرد، ساخت ارزشی را به وجود می‌آورد و این ساخت ارزش تغییرات مربوط به تجانس را به موجب می‌شود. حال اگر بین ساخت ارزشی و محیط تجانس باشد مشکلی پیش نمی‌آید ولی اگر عدم تجانس بین ساخت ارزشی و محیط به وجود بیاید آن وقت نظام نامتعادل اجتماعی رخ می‌نماید و این چیزی بود که در جنبش تنباکو اتفاق افتاد. به هر حال در این تحقیق در پی آن هستیم تا ببینیم نقش روسیه در این جنبش چه میزان بوده است. آیا همانطور که برخی ادعا می‌کنند سر منشأ و سرنخ ماجرا در دست روسها بوده و مردم را آنچنان که می‌خواستند هدایت می‌کردند یا فقط به خاطر حفظ منافع خود مخالف اعطای امتیاز به رقیب خود بوده‌اند، و این مردم و علما بودند قیام را آغاز کردند و به نتیجه رسانیدند. ما در این تحقیق سعی کرده‌ایم با تکیه بر اسناد و مدارک تاریخی موضوع را قدری بشکافیم. اما به نظر می‌رسد نقش روسیه یک نقش تقویت کننده و تکمیلی بوده تا یک نقش بنیادی و محوری، بررسی ادعاهای طرفین و مدارک تاریخی این را ثابت می‌کند.

نگاهی اجمالی به منابع
نخستین اثر مستقل و تک نگارانه دربارة جنبش تنباکو، کتاب تاریخ دخانیه شیخ حسن کربلایی است. حاج علی فرزند محمدرضا، پدر شیخ آقا بزرگ طهرانی هم رساله‌ای در تاریخ دخانیه نوشته که متاسفانه تاکنون یافت نشده است. پس از آن کتاب مستقل دیگری که نوشته شده کتاب «تحریم تنباکو، اولین مقاومت منفی در ایران» ابراهیم تیموری است که به سال 1328 خورشیدی چاپ شده است. وی از کتاب شیخ حسن، کمال استفاده را کرده و نامی از آن به میان نیاورده است. البته خود او هم تلاش زیادی در جمع‌آوری اسناد و مدارک کرده است.
اثر مستقل دیگر، عنوان «تحریم تنباکو» از خانم نیکی، ر،کدی است که توسط شاهرخ قائم مقامی ترجمه و به سال 1356 خورشیدی در تهران به چاپ رسیده است. تحلیلی از نقش سه گانه شیخ فضل‌الله نوری در نهضت تحریم تنباکو اثر مستقل دیگری از آقای ابوالحسنی (مندر) است که به سال 1360 توسط انتشارات پیام آزادی در تهران چاپ شده است. «پیکار پیروزی تنباکو» از محمد نهاوندیان (تهران، چاپ پرتو) و کتاب «ریشه و روند جنبش تنباکو» (بدون یاد از نام مؤلف) و کتاب «اندیشه دینی و جنبش ضد رژی» از آقای حسین آبادیان (تهران، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، 1376 آثار مستقل دیگری هستند که در این باره انتشار یافته‌اند.
کتابی نیز با عنوان «بازرگان» از خانم هما ناطق دربارة دادوستد با بانک شاهی ورژی تنباکو در تهران به سال 1373 چاپ شده است.
کتاب ویژه‌ای هم دربارة مرحوم سید علی‌اکبر فال اسیری مجتهد فارس با عنوان «نقش مجتهد فارس در نهضت تنباکو» از آقای محمدرضا رحمتی در تهران و به توسط بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی چاپ شده است.
ما در این تحقیق تلاش نموده‌ایم از منابعی بیشتر بهره ببریم که به شکلی به موضوع مرتبط بود و در آنها به نقش روسیه در جنبش اشاره شده باشد. از جمله این منابع برخی خاطرات از جمله خاطرات دکتر فوریه در ایران است.
همچنین اسناد وزارت خارجه انگلیسی و فرانسه از دیگر منابع است که به آنها مراجعه شده است. بخش دیگر منابعی در واقع منابع مطالعاتی و تحقیقاتی است که با مراجعه به آنها سعی شده تا نتیجه تحقیقات آنها به شکلی در این پژوهش منعکس شود.
از جمله منابعی که به کرات به آنها استناد شده کتاب روس و انگلیس در ایران اثر فیروز کاظم‌زاده است. تاریخ قاجاره اثر آ.ک.س لمبتون از دیگر منابعی است که به قدر نیاز به آنها مراجعه کرده‌ایم.

 

زمینه‌های فرهنگی جنبش
یکی از زمینه‌های جنبش تنباکو در ایران نارضایتی مردم و علما از نفوذ فرهنگی و اقتصادی بیگانگان در کشور بود. این نفوذ که حیثیت و هویت ملی و فرهنگی یک جامعه سنتی را با خطر مواجهه کرده بود تبدیل به یک جنبش ضد بیگانه شد. شیخ حسن کربلایی فضا را این چنین توصیف کرده است: چنان افعال و اطوار زشت و ناپسند فرنگیان در نظرها به زیبایی جلوه گرفت که مسلمان زادگان ایران، با آن وجدانهای سلیم و سلیقه مستقیم، قبایح افعال و اطوار ننگ مغزانة فرنگیان را با شوق و شعف هر چه تمام‌تر، شعار ]شعائر[ خود گرفته، سهل است که مایة مباهات خود دانسته، بدان قبایح نیز بر مردم مملکت افتخار و مزیت جستند؛ و با همة این، باز هم فرنگی مآبی دست از مسلمانان برنگرفت تا بر طبایع ایشان نیز استیلا یافته، استعداد طبیعیه تا مسلمانان را هم از ریشه برانداخت.
نویسنده تاریخ دخانیه در ادامه می‌نویسد:
این شد که از این پس کلمه ملت را که سبب اصلی خرابی کار ایران فهمیده بودند، نفوذ و موقع پیشین از دلها برفت و افکار فرنگستان که ضامن سعادت و نیکبختی ملت و مملکتش می‌دانستند. هر روزه در نظرها رونقی تازه گرفت و به تدریج مقام فرنگیان در ایران خیلی بلند و منتسبات فرنگستان کلّیة خیلی دل‌پسند افتاده و بدین و تیره هر کار فرنگی و فرنگی مآبی را در ایران ]رواج[ افزوده شده و بازار اسلام و مسلمانی را همی (رونق) بکاهید، تا آنجا که بزرگان ایران را از سازش و آمیزش با مردم فرنگستان، عظم بسیاری از منکرات اسلامیه یکسر از نظر به در رفت؛ سهل است که نوبت، کم‌کم به معلومات وجدانیه و مسلمات فطریه رسید.

 



زمینه‌های اقتصادی جنبش تنباکو
نفوذ اقتصادی بیگانگان در ایران یکی دیگر از عوامل عمده پیدایش جنبش تنباکو بود. مردم، تجار و بازرگانان وقتی می‌دیدند که سرنوشت اقتصادی مملکت خود به دست بیگانگان افتاده است به دنباله بهانه به منظور نشان دادن واکنش بودند و این بهانه با اعطای امتیاز توتون و تنباکو به دست آمد.
در اینجا قسمتی از نامه یک تاجر به علمای عراق که توسط شیخ حسن کربلایی در زمینه دخالت خارجی‌ها در مسائل مملکتی و ضررهای آن به اقتصاد کشور در کتاب تاریخ دخانیه آورده شده متذکر می‌شویم:
«نوع اهالی این بلد عمده و معظم که چشم و چراغ ایرانیان است، خاصه صنف تجار را، کار این روزها خیلی سخت و دشوار شده و چگونه سخت و دشوار نباشد و حال آن که چندین سال است تا کنون که ]به[ سبب مداخل و استیلای فرنگیان، رشتة تجارت ایران بالمرّه از دست تجار مسلمان بیرون رفته است.
این جماعت فرنگیان، گذشته از این که در کلیة بلاد ایران، خاصه در این بلد معظم، کم‌کم خیلی زیاد شده و در رشتة بسیاری از کارها، مدخلت جسته‌اند، این جماعت به یک وضع تقلبی در کار تجارت ایرانیان داخل شده و رشته کارها را در هم و برهم زده‌اند که تجار مملکت را علی‌الخصوص با التزام به احکام شریعت، دیگر دادوستد صرفه ]وعاندی[ ندارد، سهل است که این وضع دادوستدهای اسلامی، به جز خسارت، نتیجه و حاصلی نتواند داشت. این است که از چندین سال تاکنون، هر ساله در هر بلد جمعی از تجار مسلمان ورشکسته و خانه‌نشین شده و این باقی مانده هم که امروزه علی الرسم به حجره و کاروانسرا می‌آیند، با کمال کسالت و افسردگی هرکسی در این خیال که تا هنوز به وسیله چرکین ورشکستگی ننگین شده خود ]اختیاراً[ از کار تجارت کناره گرفته و ابتداً خانه نیشن باشد.
مقایسه امتیازاتی که کشورهای ضعیف‌تر به قدرتهای بیگانه داده بودند از دیگر دلایل مخالفت مردم با امتیاز تنباکو بود. چه براساس اسناد میزان سود و بهره‌ای که از بابت امتیاز توتون و تنباکو به ایران داده می‌شد به مراتب کمتر از امتیازات از نوع خود در سایر کشورها از جمله عثمانی بود.
در این اواخر در مملکت ما دو سه فقره امتیاز به اجانب داده شده است که امثال آن شرایط خفیفه ]، حقیقتاً[ در هیچ مملکتی دیده و شنیده نشده است امروز دولت انگلیس با آن همه اقتدار در زنگبار و فرانسه در داهومی (بنین) و دولت ایتالیا در حبشستان با آن شرایط خفیفه امتیاز حاصل نتواند نمود؛ حقوق هیچ مملکت و ملتی بدین پایه رایگان فروخته نمی‌شود؛ آیا واسطه کار هیچ وجدان ندارد ]و به هوش نمی‌آید[ و پیش خود نمی‌اندیشد که این امتیازات متضمن حقوق عمومیه است؟

 

رقابت‌های روس انگلیس در ایران
در دوران قاجار محور عمده حل و فصل مشکلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی رژیم حاکم را، سیاست موازنه مثبت (جلب رضایت دو ابرقدرت روس و انگلیس، از طریق اعطای امتیازات و منافع مختلف به آنها) تشکیل می‌داده است! تا جائیکه به عنوان شیوه‌ای سهل الوصول برای حفظ و بقای شاه و برابر تکاثر طلبی استعمارگران بین‌المللی به کار گرفته می‌شد. و اساساً رژیم حاکم بر هیچ وجه برمبنای منافع مردم محروم کشورمان و هویت و استقلال اسلامی میهنی عمل نمی‌نموده و تنها چیزی که مبنای ارزش‌گزاری و برنامه‌های آن را تشکیل می‌داد حفظ منافع دربار و قدر قدرتی شاه وقت بوده است.
این وابستگی به اجانب به نحو بارزی در نامه سید جمال الدین اسدآبادی به میرزای شیرازی منعکس شده است.
و (شاه) نصف دیگر مملکت را هم به عنوان حق سکوت به دولت روسیه ـ داده اگر شود ـ آنهم عبارتست از:
1ـ مرداب رشت و راه انزلی تا خراسان و آنچه از خانه‌ها و مسافرخانه‌ها و باغستانها تابع ان راه است. ولی دولت روسیه به دماغش خورده و این هدیه را نپذیرفته، او در صدد است اگر این معاهده‌ها ـ که به تسلیم کشور به اجانب منتهی می‌شود به هم نخورد، خراسان را مستعمره خود کرده و به آذربایجان و مازندران نیز دست بیاندازد، این اولین نتیجه‌ای است که بر ریاست این احمق مترتب می‌شود. خلاصه این مرد تبهکار، کشور ایران را اینطور به مزایده گذاشته و خانه‌های محمد و ممالک اسلامی را به اجنبی می‌فروشد ولی از پست فطرتی و فرومایگی که دارد به قیمت کم و وجه اندک حاضر به فروش می‌شود. بله وقتی پست فطرتی و حرص با خست و دیوانگی آمیخته شود، چنین خواهد شد.
از مدتها پیش بر ناصرالدین شاه و صدر اعظم وی، میرزا حسین‌خان مشیروالدوله، آشکار شده بود که از سوی روسیه تهدیدی بنیادی نسبت به استقلال ایران صورت می‌گیرد و ایران با توجه به موقعیت متزلزل امور مالی‌اش، بدون متحد نمی‌تواند در مقابل نفوذ روسیه مقاومت کند. بنابراین، آنان درصدد برآمدند که توجه قدرتهای بزرگ را به توسعة اقتصادی کشور جلب کنند، به این امید که اگر این قدرتها در کشور سرمایه‌گذاری کنند به حفظ استقلال ایران کمک خواهند کرد. در آن زمان، هیچ یک از قدرتهای بزرگ به جز روسیه و بریتانیا به ایران علاقه نشان نمی‌دادند و بدین ترتیب بود که امتیاز رویتر سرانجام به یک تبعة بریتانیایی اعطا شد. روسها از اعطای این امتیاز به شدت خشمگین بودند و در دیگر کشورهای اروپایی نیز نسبت به این امتیاز انتقادات زیادی شد و بالاخره در 1873م، شاه تحت فشار روسیه این امتیاز را لغو کرد.
شاه و سپهسالار پس از این بخشش (امتیاز رویتر) و با پولی که به عنوان رشوه از رویتر گرفتند، در سال 1290 هجری قمری، از طریق روسیه به فرنگ رفتند. ولی در پایتخت روسیه با اعتراض شدید دولت تزاری نسبت به این عهدنامه روبرو شدند که دنبالة این سفر به اعطای امتیازات دیگری به روسیه منجر شد!
انگلیسی‌ها که به علت حضور رقیب، عهدنامه رویتر را زیاد قابل اجرا نمی‌دیدند، بیشتر به بهره‌برداری سیاسی از آن پرداختند و خود جداگانه با روسیه بر سر حفظ امنیت سرحدات هندوستان و در عوض چشم‌پوشی از تصرف خانات آسیای مرکزی و از جمله شرق دریای خزر که جزء خاک ایران محسوب می‌شد به توافق رسیدند و از سوی دیگر ناصرالدین شاه برای تلافی ظاهری این عمل، تشکیل قوای قزاق را در سال 1296 هـ.ق به روسها واگذار نمود.
چندسال بعد از (قضیه رویتر) انگلستان که زمینه را برای گرفتن امتیازهای بیشتر از طریق رژیم شاه کاملاً مساعد می‌دید، وی را توسط صدراعظم «امین السلطان» برای دیدار از اروپا دعوت کرد. اما روسیه تزاری که خود را در این متضرر می‌دید از ناصرالدین شاه که اجازه عبور از خاک روسیه را می‌خواست تقاضای امتیازاتی به نفع خود نمود. در نتیجه شاه به دولت روس متعهد شد که:
مرداب انزلی و رودخانه‌هایی که مصب آنها در این مرداب هستند و تمام رودخانه‌هایی که به بحر خزر می‌ریزد برای کشتی‌های روس آزاد باشد و اینکه روسها در هر جا که مناسب و مفید بدانند در خاک ایران راه آهن بسازند و علاوه بر این، دولت ایران تا 5 سال به هیچ دولت خارجی اجازه ساختن راه آهن را ندهد.
در سفر (سوم) ناصرالدین شاه به فرهنگ و توقف او در انگلستان (شعبان 1306 هـ . ق) پیشنهاد و اعطای امتیاز توتون و تنباکوی ایران به انگلستان مطرح شد به این منظور دولت انگلیس یکی از اتباع خود به نام ماژور تالبوت را به عنوان طرف قرارداد معرفی کرد. سرانجام در رجب 1307 هـ . ق پس از مراجعت شاه به ایران این امتیازنامه در 15 ماده تنظیم و به امضای ناصرالدین شاه رسید.
نویسنده کتاب تاریخ دخانیه چگونگی سفر شاه به فرنگ و دادن امتیاز را چنین نوشته است:
قضا را در همین اثنا اعلیحضرت اقدس همایون پادشاه اسلامیان پناه در سنة 1306 سومین باره، عزیمت خسروانه به تجدید سیر و سیاحت فرنگستان و گلچین از اوضاع ترقیات آن سامان گرفت. ]![ در این سفر جمعی از بزرگان مملکت را نیز به شرف التزام و رکاب همایونی مفتخر و سرافراز فرموده که پس از اطلاع و آگاهی کامل از اوضاع ترقیات و تنظیمات فرنگستان، تدبیر ادخال و اجرای آن گونه ترقیات و تنظیمات را در وطن‌گری با هم بیندیشند.
شیخ حسن کربلایی در زمینة زیرکی انگلیسی‌ها برای استفاده از موقعیت و نقش امین‌السلطان در این باره چنین ادامه می‌دهد:
معلوم است حریف کهنه‌کار و هوشیار، پس از تمهید این همه مقدمات کار، البته استنتاج نتیجه را فرصت یافته و غنیمت خواهد شمرد. این بود که در همان ایام اقامت موکب همایونی در انگلستان، ماژور تالبت نامی از مردم انگلیس که سابقة ادعایی با دوست ایران داشت رشتة خیلی بلند و رسای امتیاز عمل دخانیه کل ممالک محروسة ]ایران[ را خواستگار وصل جو شده، چنگ توسل به دامان شرف شأن یکی از بزرگان (امین السلطان) که مصدر کارهای بزرگ مملکت بود در آویخت. بزرگ محترم نیز شاید بدین ملاحظه که برحسب مکنون خاطر خطری همایونی ما را در این سفر جز ادخال و اجرای این گونه، کارهای سودمند نتیجه‌دار به ایران مقصدی در نظر نخواهد بود، پذیرفت.

دیورند از مأموران انگلیسی ـ هندی که در دستگاه سرفردریک رابرتس در جنگ دوم انگلیس و افغانستان به عنوان منشی سیاسی خدمت کرده و در وزارت خارجه هندوستان به مقام معاونت وزارت رسیده بود درباره دیدگاه سفارت انگلستان در ایران نسبت به دربار و روسها نوشته است.
قشونی در کار نیست. سربازان با رباخواری امرار معاش می‌کنند.‌.. اگر یک بریگاد (تیپ) روسی به سوی تهران حرکت کند تصور نمی‌کنم که یک گلوله هم به طرف آن شلیک شود. ناصرالدین شاه از ملاها می‌ترسد، زیرا هر کار بخواهند می‌کنند و به راستی دولتی وجود ندارد بهترین فرصت برای اصلاح امور آن است که بین ما و روسها توافقی شود اما می‌ترسم که نتوان به این کار امیدوار بود. ما در نظر ناصرالدین شاه مهاری هستیم برای روسها و روسها از بسیاری جهات به نحوی عجیب از ما هراسان‌اند. هیچ‌گونه احساس حقارتی در کار نیست، اگرچه در واقع قدرت حقیقی در دست روسها است.
در همان زمان یک نشریه انگلیسی در این باره نوشته است.
سیاستمداران توانا و با تجربه معتقدند که دخالت وزارت خارجه در امور ایران، رقابت روسها را برخواهد انگیخت و از هم اکنون شروع فعالیت قدرت اخیر آشکار است. در حال حاضر نمایندگی دولت روسیه در ایران با یکی از کاربرترین و زیرکترین دیپلماتها یعنی موسیو دبوتزوف است که آگاهی کاملی از امور شرق دارد و بی‌شتاب و با دو اندیشی اقدام می‌کند. روسها که هیچ یک از سهامی را که در لندن به فروش می‌رسد نخریده‌اند عملاً تلاش می‌کنند که مانع از اقدامات انگلیسی‌ها شوند و در کار آنها مشکلاتی پدید آورند.
به هر حال مخالفت روسیه، با تنباکوی رژی، از همان ابتدا آشکار شد. سفیر انگلیس در تهران که دریافته بود روسیه با چنین انحصار وسیعی برای اتباع بریتانیا مخالفت می‌کند و از طرفی نیز مایل بود که وسایل پیشرفت مادی و ثابت ایران را فراهم کند، از اعطای این امتیاز به یک شرکت بین‌المللی طرفداری می‌کرد. چند هفته، پس از تلگرام مورخ 51 مارس، وی چنین گزارش داد: برای اجتناب از اصطکاک با روسیه، شرکتی که در مورد این امتیاز کار می‌کند، باید بین‌المللی گردد و از سرمایه‌داران فرانسه، آلمان، روسیه و دیگر کشورهای اروپایی دعوت به همکاری شود.
اعطای امتیاز تنباکو و سپس لغو آن، مبارزه بین روسیه و انگلیس را در ایران کاهش داد و اثر این امر را در سیاست داخلی ایران آشکار کرد. این امر نشان داد که چگونه برای بریتانیا غیر ممکن است که از موقعیت خاص روسیه در ایران غافل بماند. از مدتها قبل آشکار شده بود که هرگونه امتیاز سیاسی حتی دیررس برای بریتانیا در ایران با مخالفت روسیه مواجهه خواهد شد. مخالفت روسیه با امتیاز رویتر و تنباکوی رژی بر این واقعیت مبتنی بود که یک مخالفت به زمینه‌های تجاری نیز کشیده می‌شد.

علما و مردم
اینکه علما و مردم عامل اصلی جنبش تنباکو در ایران بوده‌اند از سوی برخی مورد تردید قرار گرفته است. اگرچه ما ضمن تاکید بر دسیسه چینی‌های روسها در این باره باید تاکید کنیم رشته کار در دست مردم و علما بود و نقش روسیه را باید یک نقش تکمیلی ارزیابی کرد که در صورت فقدان آن جنبش به حرکت خود ادامه می‌داد. در ضمن نمی‌توان میزان نقش روسیه را در این ماجرا واقعاً مشخص کرد. یکی از محققین در این باره می‌نویسد: علی رغم شروع امید بخش (شرکت تنباکوی رژی) اضطرابی در تمام کشور گسترش یافت و نشانه‌هایی از دخالت طبقات مذهبی به چشم می‌خورد. اینکه فعالیت‌های آنان در این مرحله تا چه حد به تحریک روسها انجام گرفته ـ همچنانکه امین‌السلطان اشاره می‌کند. و تا چه حد در نتیجة بدگمانی آنان از دخالت خارجی در کشور بوده است، روشن نیست.
اگرچه برخی بر تحریک علما از سوی روسیه تاکید کرده‌اند اما سندی در این باب به دست نداده‌اند. در ماه مارس آرامش فریبنده پدیدار شد. شرکت شاهنشاهی تنباکوی ایران آماده شده بود که کارهای خود را آغاز کند ـ با پشتیبانی کامل امین السلطان که اکنون صاحب تقریباً پانصد سهم از سهام شرکت بود. اما سفارت روس تارهای گران دسیسه‌چینی را در سراسر ایران تنیده و برای جلب حمایت روحانیان تا شهرهای مقدس عراق گسترده بود.
این ادعا توسط اشخاص دیگری نیز مورد تاکید قرار گرفته و اما به نظر می‌رسد فضای موجود در دربار که همواره از بیگانگان ترس وحشت داشته به بیرون نیز انتقال یافته و این گونه منعکس شده است. در حالیکه گفتیم نقش روسیه در این ماجراها فقط جنبه تقویتی داشته و عامل بنیادین برای شورش و قیام نبوده است.
در تحریک مردم و تجار آذربایجان مأمورین دولت روسیه که با امیر نظام و حاج میرزا جواد آقا مجتهد رابطة نزدیکی داشتند بی‌دخالت نبودند بطوریکه با دادن پول و وعده به استحضار دولت روسیه از هیچ کوششی فروگذاری نداشتند.‌..
29 محرم ـ امروز معلوم شد که در تبریز از چند روز قبل جمعیتی جلوی عمارت ولیعهد اجتماع کرده با تهدید و به سختی رعایت احکام قرآنی را مطالعه می‌کنند چون دولت می‌ترسد که این مردم از قول به فعل بپردازند از سفیر روس خواسته است که دولت روسیه در کار تبریز مداخله کند.
در خارج از ایران تمام مردم شیعه مخصوصاً در بین‌النهرین حکم (میرزا) پیروی کردند و دولت روسیه نیز چون این جریان را تقویت می‌نمود به بهانه دستور رئیس مسلمین در قفقازیه و دیگر نقاط مسلمان‌نشین روسیه قدغن کرد در قهوه‌خانه‌ها و سایر مجامع عمومی سیگار و چپق و قلیان استعمال نکنند.
این اتهام که علما از سوی روسها تحریک شده‌اند همانطور که قبلاً اشاره شد اولین بار توسط امین السلطان مورد تاکید قرار گرفته است که در محل خود به علت این موضوع پرداخته‌ایم.
در بایگانی سفارت انگلیس سابقه‌ای وجود دارد که نشان می‌دهد امین السلطان راجع به دومین طغیان بزرگ ضد رژی، یعنی اعتراض تبریز گفته است.
حالا ثابت شده است که مجتهد (میرزا جواد آقا مجتهد تبریزی) نقش فتنه‌آمیز بزرگی در تمام آشوبهای اخیر مربوط به رژی ایفا کرده و با مجتهد بزرگ در سامره و علمای مشهد و بطور محرمانه با سر کنسول روس در تبریز در ارتباط بوده است.
این اتهام به شکلی مطرح شده است که حتی اقدامات مردم و علما در شیراز هم به تحریک سرکنسول روس در تبریز نسبت داده شده است.
امین السلطان به کندی گفت که صدور این اعلامیه (در تهدید علما در شیراز برای همکاری نکردن با رژی) زیر سر کنسول روس در تبریز است. بوتزوف در تمام رعایای روسیه را آگاه کرد که می‌توانند وجود امتیازنامة تنباکوی رژی را نادیده بگیرند و بی‌هیچ مانع ورادع، خرید و فروش تنباکو پردازند.
بوتزوف با این کار ضربتی بر ژوی فرود آورده و با جنبش ضد رژی به طور ضمنی همداستانی نموده بود.
اینکه دولت روسیه به علما برای مقابله با رژی کمک و مساعدت مالی داده‌اند با وجود طرح، اثبات نشده و در صورتی که مدرکی تا کنون به دست آمده بود قطعاً همگان از آن آگاه می‌شدند.
ناظم‌ الاسلام کرمانی در این باره چنین شهادت داده است.
از قراریکه مسموع می‌شود از طرف روسها بعضی اقدامات می‌شود و بعضی را پول می‌دهند نمی‌دانم مقصود از این پولها چه می‌باشد و روسها برای چه پول خرج می‌کنند آقایان علما و اجراء دستخط شاه عدالتخانه را تقاضا می‌کنند جمعی از دوست داران وطن در خیال اصلاح ادارة دولت گروهی در خیال عزل عین الدوله و نصب امین السلطان می‌باشند. اینها هیچ کدام راجع به روس نمی‌باشد خرج کردن روس و انگلیس و دلسوزی آنها برای ما از روی چه مأخذ است. جناب ذوالریاستین فرمود پول دادن انگلیس و روس را به بعضی من هم شنیده‌ام لیکن معلوم نیست واقعیت داشته باشد. نگارنده گفت من از جاهای دیگر اطلاع قطعی ندارم ولیکن بطور قطع و یقین می‌دانم که در چند شب قبل از این هزار تومان از طرف روسها برای آقای طباطبایی برده‌اند و جنابش را فرموده است این هزار تومان از طرف روسها به توسط ملک و رشید بیگ برده شده است. آقای طباطبایی فرموده است که اگر این پول را می‌دهند که من بر نفع آنها اقدامی کنم این امری است محال و اگر باید بر ضرر آنها اقدام کرد که هیچ عاقلی پول نمی‌دهد که در مقام ضرر دهنده خرج شود وانگهی من آنچه پول بخواهم ملت من خواهد داد و از من مضایقه ندارد پس چگونه من ملت خود را گذارده از دشمن ملت خود پولی که نمی‌دانم به چه قصد به من می‌دهند قبول کنم با لجمله آقای طباطبایی پول را قبول نکرده و رد فرمود.
گزارشی که برخی از نویسندگان پس از پایان جنبش تنباکو آورده‌اند بهترین دلیل ادعای ماست. ما بدون دخل و تصرف قضیه را از کتاب تحریم تنباکو اثر ابراهیم تیموری می‌آوریم.
واقعه تحریم تنباکو درایران مدتها در ممالک اسلامی نقل هر محفلی بود و روزنامه و مجلات تا چندی درباره این موضوع قلمفرسایی می‌کردند و تمام دول به نمایندگان و مأمورین خود در تهران و بغداد دستور دادند شرح احوال میرزای شیرازی را به طور مفصل تحقیق و گزارش دهند تا بدانند این شخص بزرگ کیست.
امپراطوری روس برای آنکه نظر میرزای شیرازی را به خود جلب کند نامه‌ای در نهایت ادب همانطور که برای پاپ می‌نویسند؛ به مرحوم میرزا می‌نویسد و از اقدام او در موضوع تحریم تنباکو سیاستگذاری می‌کند و ضمناً می‌گوید: من اوامر شما را در ممالک روسیه نسبت به مسلمانان اجرا می‌کنم و حاضرم برای پیشرفت مقاصد شما در ممالک ایران هر اقدامی بنمایم. این نامه را سرکنسول روس در سامره دوسه روزه در کشتی توقف کرده و تقاضای ملاقات از میرزا می‌نماید ولی مرحوم میرزای شیرازی از پذیرایی و ملاقات سرکنسول روس عذر خواست و او را به حضور نپذیرفت و به بهانة اینکه آداب نامه نگاری به امپراطوری را نمی‌داند از دادن جواب نیز امتناع کرد و همین قدر پیغام داد که شما از طرف من اظهار امتنان را به امپراطوری بنویسید.

 


شاه و امتیاز تنباکو
اینکه دربار و شاه تحت تأثیر قدرتهای خارجی وقت یعنی روس و انگلیس قرار داشتند و اعمال سیاسی خود را برای جلب رضایت آنان به کار می‌گرفتند شکی نیست. یکی از انتقاداتی که می‌توان به شاه و دربار در این باره داشت این است که قدرت مدیریتی که بتواند از رقابت این دو به نفع کشور سود ببرند را نداشتند. لذا تصمیم‌گیری‌ها تحت تأثیر سیاست‌های یکی از این دول خارجی اتخاذ می‌شد. مثلاً در یک مورد که ولف سفیر انگلیس در تهران در سفری به کشورش قصد بازگشت نداشت شاه (ناصرالدین شاه) در آخرین گفتگویش با ولف درخواست کرد که چنانچه او در سفر به انگلیس برنمی‌گردد فردی شایسته و قدرتمند به جای او به کار مشغول شود تا از او در برابر روسها که تقریباً شب و روز با او به سر می‌برند حمایت کند. آقای کندی که در غیبت ولف، شارژ دافر انگلیس در تهران بود، در توابر پیغام فرستاد که سفیر روسیه گفته است رسماً دستور داشته تا امتیاز تنباکو را به این دلیل که یک امتیاز انحصاری است به رسمیت نشناسد.
شاه ابتدا برای اجرای امتیاز توتون و تنباکو اصرار ورزید اما وقتی فشار روسها را برای لغو آن شدیداً برخود احساس کرد از اصرار خود دست برداشت. در این باره خانم آن لمبتون چنین می‌نویسد: سفیر روسیه، در 6 سپتامبر به حضور شاه رسید و در این ملاقات برای لغو امتیاز پافشاری کرده شاه قاطعانه ایستادگی کرد و از سرکنسول روس در تبریز خواست که از نفوذش برای جلوگیری از وقوع مکرر بحرانهای بعدی استفاده نماید.
فشار سفارت انگلیس مانع از این شد که شاه بتواند امتیازنامه را همان وقت بی‌درنگ فسخ کند اما کندی نمی‌توانست شاه را در فرو نشاندن آتش هرج و مرج که در بسیاری از نقاط کشور در گرفته بود یاری نماید. پس شاه از روی نومیدی، برای یاری جستن رو به سوی کسانی کرد که قدرت داشتند ـ یعنی روسها. بوتزوف اصرار داشت که امتیازنامة رژی بیش از ریشه دوانیدن در مملکت، فسخ شود. شاه با دلیل و برهان ثابت می‌کرد که این کار نشدنی است، زیرا در این صورت باید امتیازات دیگری به جای امتیاز رژی ببخشد ـ امتیازاتی که حتی ممکن است به مزاق روسها ناگوارتر باشد. بوتزوف به اصرار شاه قول داد که به سرکنسول روس در تبریز دستور دهد تا نفوذ خود را برای ممانعت از اختلال و بی‌نظمی به کار برد.
شاه چون دید که روسها اصراری در لغو امتیاز دخانیات و انگلیسی‌ها سماجت در حفظ آن دارند سخت پریشان خاطر شده است در ابتدا می‌خواست که قشون به تبریز بفرستد و مردم شورشی را سرکوب کند لیکن به این علت که دولت روسیه وعدة میانجیگری داده از این تصمیم برگشته و به کار بردن وسایل مسالمت‌آمیز را علی‌العجاله ترجیح داده است.
اما نهایتاً براثر فشار مردم و علما بالاخره شاه هم تسلیم شد و بر لغو امتیاز رضایت داد و همچون امین السلطان به روسها پناه آورد.
یادداشتهای فوریه، خبر از در دامن روس افتادن شاه هم می‌دهد:
امروز اعلیحضرت وزیر مختار روسیه را به حضور پذیرفت و بیاناتی را که امین السلطان به او کرده بود تأیید نمود و رضامندی خود را از الفتی که بین دولتین ایران و روسیه پیش آمده به او خاطرنشان ساخت. شاه وقتی که از این مجلس بیرون آمد بشاش بود.
گزارشهای اعتماد السلطنه هم، همین حاصل را دارند:
. . . شارژ دافر روس می‌گفت «ما با امین السلطان صلح کردیم، به سفارت روس آمد، شرط و عهد بست و قسم خورد که منبعد با ما خلاف نکند.» دیروز هم وزیر مختار روس خدمت شاه رفته بود. شاه هم ضامن صدق قول امین السلطان شده بود. . .
شاه شکار تشریف بردند. من هم در رکاب بودم. قوچی‌آ که دیروز شکار فرموده بودند به توسط امین السلطان به جهت وزیرمختار روس فرستادند
شاه بنا به گزارش دوبالوا وزیر مختار فرانسه در تهران به عبارتی هرچه عاجزانه‌تر به خود خط نامه‌ای به امپراطوری روس نوشته و از او تقاضا کرده است که بر وی رحم کند و وی را مشمول فتوت و بزرگواری خود قرار داده کمک کند تا از وضع ناگواری که انگلیسها برایش فراهم آورده‌اند خلاصی یابد.

 

امین السلطان و امتیاز تنباکو
امین السلطان یکی از دولتمردان وابسته بیگانه بود که در قضیه امتیاز توتون و تنباکو نقشی بسیار خطیر ایفا کرد اما تلاش‌های او بر محور وابستگی به یکی از قدرتهای مطرح روز دنیا دور می‌زد. وی که در ابتدا وابستگی شدیدی به انگلیسی‌ها داشت پس از لغو امتیاز خود را ناچار به افتادن در دامن روسها دید. وی یکی از منابعی است که واقعه تحریم تنباکو را به روسیه نسبت داده و علما را متهم به همکاری با این دولت کرده است. و در واقع حرکت مردم و علما را برای احقاق حقوق خود تحریک شده از سوی روسها می‌داند اما بسیاری از مورخین محققین شهادت وی را در این باره رد می‌کنند. دراین باره فیروز کاظم‌زاده نیز تأیید می‌کند که شهادت امین السلطان کمتر درخور اعتماد است.
بنابراین چنین گزارشهایی نمی‌تواند پایه و مدارک برای قضاوت ما باشد. زیرا می‌توان انگیزه امین السلطان را در اظهاراتی از این قبیل تشخیص داد و آن اینکه او می‌خواسته با انتساب شورش به روسها و با فشاری بر این مطلب، حمایت و مساعدت هرچه بیشتر انگلستان را به خود (که با قوت گرفتن انقلاب، سخت در خطر بوده است) جلب کند و به فرض اگر چنین انگیزه‌ای را هم در او کارگر ندانیم، بینش بیگانه‌نگر او که روس و انگلیس را تنها بازیگران صحنة سیاست می‌دانسته و خبر از نیروی عظیم ملت نداشته است نمی‌تواند مورد تائید قرار گیرد و همین بینش نادرست بوده که گدائی و چاپلوسی درباریان را حاصل می‌کرده است.
زیرا که امین السلطان تا پیش از لغو امتیاز، تنباکو، همیشه سفرة دل پیش نمایندگان انگلیس می‌گشوده و حتی رازهای حکومت و گفتگوهایش با سفیر روس را نیز، با آنان در میان می‌گذاشته است.
و به دلیل همین گوش به فرمانی و جاسوسی است که دولت علیه حضرت ملکة انگلیس، رسماً از ایشان حمایت و قدردانی می‌کند. این وابستگی را روسها نیز می‌دانستند و در اسناد مختلف در این‌باره بر این علم روسها تاکید شده است.
در یک ملاقات خصوصی با ناصرالدین شاه در 21 اوت، بوتزوف به ناصرالدین شاه گفته بود از آنجا که وی می‌داند امین السلطان آنچه را که روسها می‌گویند به اطلاع ولف می‌رساند. هیچ تمایلی به مذاکره با وی ندارد. او برای اثبات این امر، مذاکره اخیری را که بین اسپیر شارژدافر روسیه و امین السلطان انجام شده بود، شاهد آورد. این موضوع تقریباً بلافاصله توسط موریه، سفیر انگلیس در سن پطرزبورگ به گی‌ا.س، وزیر خارجه روسیه گزارش شده بود.
روابط امین السلطان با روسها تا مرحلة دشمنی آشکار به وخامت گراییده بود. بوتزوف او را به جهت تمایلات آنگلوفیلی شاه و به سبب خودداری دولت ایران از همکاری با سفارت روس ملامت می‌کرد. ضمن مذاکره‌ای که در تاریخ 10 ژانویة 1892/9 جمادی‌الثانی 1359 ق بین صدراعظم و بوتزوف صورت گرفته بود، بوتزوف گفته بود که اعتماد تزار نسبت به دوستی شاه تزلزل یافته است. در سابقة اعلیحضرت شاه راضی به شنیدن اندرز روسیه بود اما در این اواخر ظاهراً با آن دولت مخالفت شده و فقط در صدد جلب رضایت انگلیس است.
سرمورتیمر دو راند، سفیر انگلیس در تهران، در دسامبر 1895 چنین اظهاراتی در مورد امین السلطان دارد.
شاید چنانکه برخی معتقدند او از 1892 مخفیانه به طرف روسها رفته باشد ولی محققاً نخست با ما بود و برای پیش‌برد مقاصد ما تلاش بسیار کرد.
فوریه می‌گوید: که در 19 فوریة 1892 م، امین السلطان با سفیر روسیه م.دوبوتزوف ملاقات کرده در این ملاقات، امین‌السلطان که ادامه سیاست قبلی‌اش را بیهوده می‌دانست، تعهداتی در مورد تغییر رفتارش به بوتزوف داد و به همین دلیل سفیر روسیه نیز به او قول حمایت داد. وقتی که بعداً امین السلطان استعفا داد، هرچند شاه استعفای او را نپذیرفت، سفیر روسیه برای جلب دوستی امین السلطان از فرصت استفاده کرد و به شاه توصیه کرد که با امین السلطان توافق کند و به گونه‌ای وانمود کرد که علت این مقام امین السلطان خود اوست.
فوریه در ادامه خاطرات خود درباره سیاست امین السلطان برای نزدیکی به روسیه می‌نویسد:
امین السلطان، پس از شکستی که در تعقیب سیاست سابق خود خورد، برای آنکه از صدارت نیفتد با زیرکی مخصوص، خود را به روسها نزدیک کرده است و همچنین امروز، پس از آنکه انحصار دخانیات از میان رفته و امید به برگشت آرامش در مملکت زیاد شده است، امین السلطان تغییر سیاست خود را عملی کرد. به این معنی که به سفارت روس رفت و تا مدت قریب به سه ساعت با «دو بوتزوف» وزیر مختار مشغول صحبت بود و به او اطمینان داد که از روش سابق برگشته، سپس او را مخاطب ساخته گفت: «ممکن است شما به قول من اعتماد نکنید ولی عملیات من در آینده صدق این مقال را ظاهر خواهد ساخت.»
روسها طبعاً باید از این پیشامد خوشحال باشند زیرا که در دست داشتن امین السلطان برای ایشان، از اصرار در عزل او که طرف علاقه کلی شاه است به مراتب بهتر است به همین جهت وزیر مختار از صمیم قلب به امین السلطان اطمینان داد که اگر چنانچه می‌گوید عمل کند، مورد حمایت دولت روسیه و شخص او خواهد بود.
موقعیت شورش که به رهبری علما به مخالفت امتیاز بر پاشد به معنای افزایش فراوان وجهه و قدرت روسها در ایران در مقابل آن تنزل موقع و مقام انگلیسها بود. این جریان هنگامی روی داد که مناسبات سیاسی و بازرگانی روسها با ایران به سرعت رشد می‌یافت و بیم از امکان تجاوز روسها احساس می‌شد، به طوری که خواه ناخواه روسها موقعیتی روز به روز فائق‌تر پیدا می‌کردند. امین السلطان با مشاهدة نیرومندی توطئه‌های ضد خود که با روی خوش نشان دادن مقامات عالی نسبت به آشوب تنباکو جلوه‌گر می‌شد و با دیدن نفوذ روزافزون روسها مسلماً درصدد برآمد که موقعیت متزلزل خود را از طریق کنار آمدن با روسها، تقویت کند.

 

مستندات روسیه برای مخالفت با امتیاز
یکی از مستندات روسیه برای مخالفت با امتیاز توتون و تنباکو در ایران مفاد عهدنامه ترکمن‌چای بود. دلایل کافی در دست داریم که نشان می‌دهد در اوایل سال 1890 میلادی 1307 قمری بوتزوف نخستین اعتراض خود را علیه رژی مطرح کرد و مدعی شد که وضع انحصار جویانة او ناقض ماده یک منضم به عهدنامة ترکمن‌چای و خواستار الغای امتیازنامه شد.
بوتزوف در اعتراض کتبی خود علیه امتیاز رژی می‌نویسد:
این انحصار، یعنی نامی که به امتیاز داده‌اند، کاملاً برخلاف نص‌صریح پیمانها است. از این رو دولت امپراطوری آن را معتبر و عادی نمی‌شناسد. با نهایت احترام توجه آن جناب را به موارد سابق الذکر معطوف می‌دارم و تعیین داریم که دولت ایران که در موقع اعطای آن امتیاز که کاملاً برخلاف عهد و مواثیق است توجهی به موارد مطرح در پیمانها ننموده و به این جانب فرصت خواهد داد که تا به اطلاع دولت امپراطوری برسانم که انحصار سابق‌الذکر باطل و موقوف شده است.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  49  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


.دانلود مقاله نقش روسیه در جنبش تنباکو