فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله هنر دوران ساسانی – ایوان مدائن

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله هنر دوران ساسانی – ایوان مدائن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

شیوه هنر اشکانی با همان ویژگی بارز از روبرو و سه‌رخ سازی به دوره ساسانی منتقل شد و هنرمندان ساسانی به‌آن شکل و خصوصیت مطبوع و دلپذیر دادند که جهانگیر شد. گریشمن: « هنر ساسانی معرف یک تجدد و احیای ناگهانی خود معجونی از هنر ایرانی است‌که متجاوز از هزار سال برآن گذشته است.
هنر ساسانی آخرین جلوه هنر شرقی قدیم و قدمت آن به چهار هزار سال می‌رسد. ساسانیان در هنر سنت‌گرا بوده، معماری و اصولا هنر ایران در زمان ساسانیان نسبت به گذشته تغییر کرده و در بنا از مصالح کم دوام ساخته شده، استفاده می‌شده. به همین دلیل اکثر ابنیه ساسانی بمرور زمان از بین رفته و آثار باقیمانده از طاق کسری ( ایوان مدائن) بناهای فیروزآباد، ساختمانهای مهم شهر شاپور نزدیک کازرون، قصرشیرین، نقش‌ برجسته‌های نقش رستم و طاق بستان. به‌طور مثال همین طاق بستان کنگره‌هایش شبیه کنگره‌های تخت‌جمشید است یا قصر ماشیتا در بحرالمیت که اقتباس از زمان هخامنشی در شوش است. آثار هنر ایرانیان عهد ساسانی در دو حاشیه نمایان است. یکی برروی صخره‌ها و دیگر قلم‌زنی برروی بشقابها که در موزه‌های جهان بیشتر در لنینگراد پراکنده‌اند. دیگر هنرها عبارتند از مجسمه‌های گرد. کنده‌کاریها، کچ‌کاریها، پارچه‌ها، نقاشی و دیگر آثار کوچک. وارث این هنر دوره اسلامی است که با دستهای توانای هنرمندان ایرانی جهانگیر شد.
ازدوره اشکانیان در معماری رسمی ایران ساختن گنبد متداول گشت. از همان روزگار گنبدها روی چهارطاق گوشه بنا میشد و تفاوت آن با گنبدهای رومی این بود که گنبدهای رومی روی گوشواره بنا می‌گشت.
معماری دوره ساسانیان
معماری این دوره سرشت اصیل‌تری دارد. قصر شیرین که خسروپرویز بنا کرد، کم‌وبیش به پیروی از ساختمان‌های هخامنشیان ساخته شده است. طاق کسری (ایوان مداین) در نزدیک دجله درشهر تیسفون از آثار شناخته شده این دوره است. این بنا از آجرهای نظامی سفید و بزرگ ساخته شده است. بروی تالار بزرگی که موسوم به ایوان است، هشت تالار کوچک گشوده میشد. طاقها بطور کلی شکلی نیم‌دایره داشت و طاق بارگاه بشکل هلالی ساخته شده و وسعت شگرف آن دیدة هربیننده‌ای را خیره میسازد. درحالیکه عناصر و خطوط اصلی این بنا از قریحه ایرانی مایه می‌گیرد، دورنیست که الهامی از معماری رومی درپاره‌ای از قسمت‌های آن انعکاس یافته باشد.

 

واقعه تاریخی ایوان
در واپسین سالهای پادشاهی ساسانیان اوضاع ایران سخت آشفته بود. هرچند روزی یکی از سرداران شورشی می کرد و یا شاهزاده ای دیگر بر تخت می نشست. از دیگر سوی قدرت از اندازه فزون روحانیون بود که در تمامی شئون زندگی مردم داخل شده و زندگی را بر آنان تنگ آورده بودند. این هردو سبب بوجود آمدن نارضایی عمیق از دستگاه حکومتی در میان ایرانیان شده بود که این نارضایی نیز به نوبه ی خود آشفتگی ها در سطوح بالای اداره ی مملکت را افزایش می داد و شورشهای سرداران و شاهزادگان را فزونی می بخشید. ناگفته پیداست که چنین اوضاع آشفته ای در یک امپراتوری بزرگ و ثروتمند تا چه اندازه می تواند برای همسایگان فقیر ولی جنگجوی عرب تحریک کننده و وسوسه انگیز باشد. در طول این سالها بارها و بارها گروههایی از اعراب بادیه نشین که در نزدیکی مرزهای ایران زندگی می کردند به ایران حمله ور شدند ولی ماموران مرزبانی توانستند تهاجم آنان را دفع نمایند. با آغاز خلافت عمر در میان اعراب ، اختلافات و آشفتگی ها در ایران به اوج رسیده بود و همچنین بود وضع طمعکاری اعراب و وسوسه ی حمله ی به ایران در میان سران آنان ؛ تا آنکه سرانجام روزی رسید که عمر به منبر رفت و برای مردم گرسنه ی خود اینچنین خواند :
«ای مردم ! خداوند شما را به زبان رسول خویش گنج خسروان و قیصران وعده داده است. برخیزید و جنگ با فرس را ساز کنید. » با شنیدن اسم فرس همگان خاموش شدند مگر ابو عبید بن مسعود ثقفی که برخاست و بانگ برآورد که من نخستین کس باشم که بر این مهم برآیم ؛ دیگران نیز به او تاسی جستند و مهیای نبرد با ایران شدند. عمر ، ابو عبید را بر آنان امیر گردانید و این لشکر برای جنگ با ایرانیان روانه ی عراق شد. این سپاه دو بار در حدود حیره و کسکر با مرزداران ایران درآویخت و پیروز شد و سپس در آنسوی فرات با گروهی از سپاهیان ایران رو در رو گشت. پیل بانی از ایرانیان در این هنگام ابوعبید را به زیر پای پیل گرفت و به هلاکت رساند. دیگر اعراب نیز از بیم گریختند. چون خبر این شکست به عمر در مدینه رسید هراسان شد و سپاهی تازه به سرکردگی «مثنی» روانه ی جنگ کرد. این سپاه توانست شکت پیشین را جبران کند و به سپاهی از ایران به سرداری « مهران مهروبه » فائق آید و تا دجله پیش رود. در این هنگام از جانب ابله و بصره نیز سپاه اعراب پیشرفت هایی کرده بود و در خوزستان و بصره مرزداران ایران را شکست داده بود. در این زمان مثنی خبر یافت که رستم در مداین به تدارک سپاه مشغول است و عمر را از این خبر آگاه ساخت. عمر خود در رأس سپاهی راهی ایران شد. در بین راه مرتباً اعراب بادیه نشین را به جهاد در راه خدا ( و صد البته تا اندازه ای هم در راه ثروت فزون از شمار ایرانیان ) فرا می خواند و آنان نیز به اشتیاق می آمدند. ولی در آخرین لحظات به توصیه یارانش ، عمر از همراهی این لشکر منصرف شد و « سعد وقاص » را امیری داد.
سعد با سپاه عظیمی از همه ی قبایل عرب آهنگ قادسیه کرد. از آن سوی نیز ، رستم به همراه سپاهیان ایران به دفاع می آمد. دو لشکر در قادسیه فرود آمدند و چهار ماه به مذاکره و تبادل سفیران گذراندند. آنگاه رستم نبرد را آغاز کرد ؛ سه روز به سختی نبرد کردند و از هر دو جانب کشته های فراوانی به خاک افتادند تا آنکه در چهارمین روز رستم کشته شد. پیکرش را یافتند که فزون از صد زخم داشت و چون دانستند که سردار سپاه است ، سرش را بریدند و بر نیزه کردند. مرگ رستم ضربه ی سختی به سپاه ایران وارد آورد. بسیاری از سربازان پس از آن حادثه از میدان گریختند و آنان که ماندند به دست اعراب کشته شدند. سپاه ایران در همان روز شکست خورد و اعراب مشغول غارت کردن سپاه و به غنیمت گرفتن دارایی های سپاهیان شدند. یکی از غنائمی که به دست اعراب افتاد درفش کاویانی بود که آنرا تکه و پاره کرده و هر تکه اش به کسی رسید. آنچه بر سر درفش کاویان آمد همان است که مقدر بود مدتی بعد بر سر ایران آید و هر تکه ای از آن سرزمین به یکی از سران قبایل عرب رسد. سربازانی که توانسته بودند از این معرکه بگریزند راه مداین در پیش گرفتند و سعد نیز به دنبال آنان روانه ی مداین شد. چون اعراب به مداین رسیدند ، آن شهر را پیرامون گرفتند و در نزدیکی آن اردو زدند. محاصره ی مداین چندان به درازا کشید که در مداین قحطی آمد و مردم از شدت گرسنگی به خوردن گوشت سگ و گربه روی آوردند. یزدگرد که در آن هنگام در مداین بود خزانه را گشود و ثروت آن را میان مرزبانان و مردم بخش کرده به آنان چنین گفت: « اگر این شهر از دست برود ، شما بر این مال اولی ترید تا آن تازیان و اگر خدا خواست و شهر در دست ما باقی ماند شما این ثروت را به خزانه ی مملکت بازخواهید گرداند. » چون به سعد خبر رسید که یزدگرد مشغول بخشیدن ثروت خزانه است و دانست که اگر دیر بجنبد ثروت خزانه تمام خواهد شد و چیزی به وی نخواهد رسید سراسیمه شد و دستور حمله را صادر کرد. سپاهیان عرب از فرط طمع آنچنان خود را به آب دجله زدند که یکی از آنان در آب فرو رفت و به هلاکت رسید. نگهبان مداین وقتی که تازیان را بر کناره ی دروازه های شهر دیدند بانگ برآوردند:
« دیوان آمدند ! دیوان آمدند ! » خره زاد ( برادر رستم ) با لشکری به دفاع از شهر آمد ولی شکست خورد و به درون شهر بازگشت. خره زاد که با آن سپاه کوچکش دیگر تاب مقاومت در برابر لشکر انبوه عرب برایش نمانده بود و سقوط شهر را حتمی می دید ، نیمه شب به همراهی لشکریان خود و گروهی از مردم مداین از شهر گریخت. تازیان به تیسفون درآمدند و قتل و غارت پیش گرفتند. سعد در ورود به مدائن نماز فتح خواند و چون به کاخ سفید کسری درآمد قرآن خواند و امر کرد تا آتشکده ی بزرگ شهر را ویران کنند و به جای آن مسجدی بسازند. نوشته اند که از آنجا فرش بزرگی به مدینه بردند که از بزرگی جایی نبود که آن را بتوان افکند. پاره پاره اش کرده اند و میان سران قوم بخش کردند. بعدها یک تکه از آن را بیست هزار درهم فروختند.
پس از واقعه ی مدائن ، حادثه ی جلولاء پیش آمد که در آن نیز ایرانیان شکست سختی خوردند. وقتی که ایرانیان گریخته از مدائن به جلولاء رسیدند هر کدام از آنان برای رفتن به شهر و دیار خود راهی جدا داشتند و باید از یکدیگر جدا می شدند. در این هنگام تصمیم گرفتند پیش از متفرق شدن یک بار دیگر بخت خود را در نبرد با عربان بیازمایند. «مهران رازی» را به سردار ی خویش برگزیدند و در آنجا خندق کندند و آماده ی نبرد شدند. نامه ای به یزدگرد فرستادند و از او به مال و لشکر کمک خواستند. پادشاه تا آنجا که در توان داشت به نیرو و سرمایه ی اندکی یاریشان کرد. در این میان سعد بن وقاص که در مداین بود خبر یافت که ایرانیان مهیای نبردی دوباره می شوند. نامه ای به عمر نوشت و رای خواست. عمر فرمان داد که باید خود را آماده ی جنگ کنند و به دشمن مجال حمله ندهند. سعد لشکر انبوهی به جلولاء فرستاد و این لشکر از همه طرف به ایرانیان حمله آورد و بسیاری از آنان را به خاک افکند. شماری از سربازان ایرانی که موفق به فرار شدند به حلوان (محل استقرار یزدگرد) رفتند و از او خواستند که هر چه سریعتر از آنجا بگریزد. در جنگ جلولاء غنیمت بسیار به چنگ اعراب افتاد چندان که تا آن زمان غنیمتی بیش از آن نیافته بودند.
اعراب به رسم فتوتی که داشتند مردان را قتل عام کرده و زنان و دختران را به غنیمت بردند. شمار کشتگان جلولاء را بالغ بر صد هزار تن آورده اند! زنان و دخترانی که در این جنگ به چنگ اشغالگران افتادند چندان زیاد بودند که عمر بارها و بارها می گفت : به خدا پناه می برم از فرزندان این زنان که در جلولاء اسیر شده اند!
وقتی که یزدگرد از مدائن گریخت به همه ی سرداران پیام فرستاد که لشکرهایشان را برای یاری او و دفاع از کشور اعزام دارند. سرداران ایران اینچنین کردند. از کنار ه ی خزر تا دریای هند و از جیحون تا دریای فارس از هر جا سپاهی فراز آمد. در نزدیکی همدان سپاهی گرد آمد که شمار آن را تا صد و پنجاه هزار کس گفته اند. فرمانده ی این سپاه فیروزان بود و بنا بود که این سپاه از راه حلوان به جانب کوفه که لشکرگاه عرب بود حمله کند. عمار بن یاسر - سردار عرب - چون از این خبر آگاه گشت نامه به مدینه نوشت و وضع موجود را برای عمر تشریح کرد. عمر نامه را برگرفت و منبر رفته گفت : « ای مردم ! تا کنون به فرٌ اسلام و یاری خدا در جنگ با عجم پیروزی با ما بوده است. اکنون عجمان سپاه گرد کرده اند تا نور خدای را بنشانند !! این نامه ی عمار بن یاسر است که به من فرستاده است. می نویسد که اهل توس و طبرستان و دماوند و گرگان و ری و اصفهان و قم و همدان و ماهین و ماسبذان بر ملک خویش گرد آمده اند تا در کوفه و بصره با برادران و یاران شما درآویزند و آنان را از سرزمین خویش برانند و با شما به جنگ آیند. رایی که در این باب دارید با من بگویید.» طلحه گفت : ای امیر ! رای تو صائبترست هر چه گویی چنان کنیم. عثمان گفت:
ای امیر! به مردم شام بنویس تا از شام آیند و به مردم یمن کس فرست تا از یمن آیند و از مردم بصره درخواه تا از آنجا آیند و تو نیز از اینجا راه کوفه پیش گیر و چون این همه خلق بر تو فراز ایند سپاه تو بیشتر باشد و کار بر تو آسان گردد. مسلمانان که در پای منبر بودند این رای عثمان را پسندیدند و آفرین خواندند. به فرمان عمر سپاه عظیمی از اعراب گرد آمد و روانه ی نبرد شد. سپاه ایران نیز به سرداری فیروزان ساز و برگ بسیار آماده کرده بود. دو لشکر در نزدیک نهاوند خیمه زندند. چون ایرانیان جنگ را آغاز نمی کردند اعراب در هراس افتادند که چه کنند و فرجام این نبرد چه خواهد شد. سر انجام تصمیم گرفتند که شایع کنند خلیفه ی مسلمین در مدینه مرده است و باید جنگ نکرده باز گردند. و پس از آن نیز آهنگ بازگشت کردند. ایرانیان از سنگرها و قلعه های خویش درآمدند تا عربان را دنبال کنند و به این حیله پراکنده شدند. چون به تازیان رسیدند ، تازیان برگشتند و جنگی سخت در گرفت و هزاران تن از هر دو سوی کشته شدند و به فرجام سپاه ایران شکست خورد و پراکنده شد و نهاوند نیز به چنگ عربان افتاد. از آنجا سپاهیان عرب به راه همدان و آذربایجان رفتند و دیگر ایرانیان را یارای مقاومت نبود. اشغال نهاوند در واقع راه اشغال همه ی ایران را به روی تازیان گشود و از این جهت عربان آن را "فتح الفتوح" نامیدند. این آخرین مقاومت منسجم و منظم دولت ساسانی در برابر هجمه ی عرب بود. پس از آن دیگر نه دولتی در کار بود نه کشوری. همه چیز به زیر سلطه ی اعراب رفته بود. سال بعد همدان و کاشان و اصفهان و استخر نیز به دست تازیان افتاد و یزگرد از فارس به کرمان و از آنجا به سیستان رفت و سرانجام در مرو کشته شد. در فتح نهاوند آخرین بازمانده ی گنجهای خسروانی نیز به دست اشغالگران افتاد و دیگر ایرانیان را ممکن نشد که لشکری فراهم آورند و در مقابل اعراب بایستند.
پس از سقوط ایران اگر چه هرگز لشکری بر علیه عربان آراسته نشد ولی مقاومتهای کوجک محلی همه جا بر ضد بیدادگری های اعراب جریان داشت. اما از آنجا که اعراب با خشونت تمام هر ندای مخالفی را خفه می کردند ، این مقاومت ها به جایی نرسید. از جمله ی دلیرانه ترین این مقاومتها ، مقاومت مردم استخر بود که بر ضد عربان سر به شورش برآوردند و عامل دستگاه خلافت عرب را در آن شهر هلاک گرداندند ولی دیری نپایید که یک سردار عرب به نام "عبدالله بن عامر" به استخر لشکر کشید و چندان خون ریخت که دیگر هیچ ندای مخالفی از آن شهر برنخاست.( در تهاجم عبدالله بن عامر به استخر دست کم چهل هزار تن قتل عام شدند). در دوران خلافت عثمان حادثه ی مشابهی در خراسان روی داد. به عثمان خبر رسید که مردم خراسان که سابقاً اسلام آورده بودند ، مرتد شده اند و سر به شورش برآورده اند. عثمان ، عبدالله بن عامر و سعید بن عاص را برای سرکوبی آنان فرستاد و آنان نیز با آفریدن جنایتی تازه ، مردم خراسان را سرکوب کردند و گرگان و طبرستان و تمیشه را دوباره فتح کردند.
پس از اشغال ایران ، اعراب بر نابود کردن فرهنگ مردم ایران همت گماردند. زبان رسمی ایران به زبان عربی تغییر یافت و ایرانیان را واداشتند که به زبان اعراب سخن بگویند. کتابهای فراوانی را که نشانه ی علم و دانش یک ملت دربند بود یا به آب انداختند یا در آتش سوزاندند. آورده اند که وقتی سعد بن ابی وقاص به مداین دست یافت کتابهای فراوانی در آنجا یافت ، به عمر نامه نوشت که با این کتابها چه کند و عمر پاسخ داد : همه ی آنها را به آب بیافکن که اگر آن کتاب ها سبب راهنمایی باشند ، ما قرآن را داریم که بس راهنماتر از آنهاست و اگر گمراه کننده باشند باید از شر آنان در امان ماند.
نشست بزرگان برای انتقال پایتخت از تیسفون به استخر (شیراز ) در لحظه حساس تاریخ ایران

 

 

 


درپی کشته شدن رستم فرخزدا یکی از ژنرالهای ایران به دست اعراب مسلمان و افتادن درفش کاویانی ــ پرچم ارتش ــ به دست آنان ، 28 ژوئیه سال 636 میلادی یزدگرد سوم آخرین شاه ساسانی ایران به اصرار بزرگان کشور جلسه مشورتی درعمارت سلطنتی ( طاق کسری) تشکیل داد تا پیشنهادهای تازه شنیده شود . در این جلسه پیشنهاد شد که راه حل ، انتقال فوری پایتخت از تیسفون به استخر ( شیراز ) است. تا آن زمان این نخستین بار بود که پرچم کاویانی تصرف شده بود. ارتش ایران در دوران خسرو پرویز و در نتیجه جنگهای غیر ضروری او با رومیان و لشکر کشی به مصر و تصرف این سرزمین و پیش از همه اینها درگیری اش با بهرام چوبین سردار ایرانی خسته و فرسوده شده بود و به علاوه حمله وسیع اعراب پیش بینی نمی شد که با همه امکانات خود برضد آنان وارد عملیات شود. پس از برکناری خسرو پرویز و قتل او در زندان , اقتدار دولت ساسانی در زمان جانشینان وی که هرکدام مدت کوتاهی حکومت اسمی داشتند تضعیف شده بود و ادامه اختلاف طبقاتی در جامعه ایران مزید برعلت شده بود - همان اختلاف طبقاتی که قبلا مزدک برای ازمیان بردنش بپاخاسته بود.
به نوشته مورخان روم شرقی (قسطنطنیه) یزدگرد، نخست پیشنهاد را پذیرفت ، ولی بعدا آن را رد کرد . اعراب سال بعد تیسفون را مورد حمله قرار دادند که یزدگرد به منطقه حلوان نقل مکان کرد و چون در همین سال در جلولا ( نزدیک حلوان )هم شکست خورد به سوی نهاوند عقب نشینی کرد.
کاوشهای باستانشناسی درمحل تیسفون درسال 1930- بررسی کتاب "ایران درعهد ساسانی" از آثار "آرتورکریستن سن" ،‌محل شهر تیسفون، مجموعة ساختمانهائی که دراطراف طاق کسری وجود داشته، وه اردشیر" مرکز عمده مسیحیان ایران، اسامی هفت شهری که پایتخت ساسانی را تشکیل می‌دادند، محله "اسپانبر" ـ اشعاری از فردوسی دربارة طاق کسری ـ ویژگی‌های معماری بنای مزبور.
اعضا هئیت کاوش کنندگان آلمانی اظهار کرده‌اند که ایوان بزرگی که امروزه برپاست به امر خسرو ساخته شده است. مجموع این کاخ و ساختمان‌های فرعی آن در زمنیی به وسعت 300 در 400 متر قرار گرفته ومرکب از ایوان و آثار بنای دیگری در فاصله 100متر از آن تپه مصنوعی کوچکی بنام حرم خسرو در جنوب ایوان و در شمال آن خرابه‌های یک گورستان بوده است.
ایوان کسری مهمترین قسمتی از مجموع کاخ تیسفون است که امروز برپاست. نمای آن به طرف مشرق است و 28ر29 متر ارتفاع دارد و عبارت بوده است از دیواری بدون پنجره که طاقنماهایی در سرتاسر آن ساخته شده و میان طاقنماها نیم ستون‌هایی در طرفین قوس‌های هلالی وجود دارد. مجموع این طاقنماها و قوس‌ها و نیم‌ستون‌ها در چهار طبقه از پائین به بالا گنجاینده شده. احتمالاً روی این بنای آجری را بوسیله گچ سفید کرده بودند و بعضی از قسمت‌های آن را رنگ زده بودند و در بعضی قسمت‌های دیگر روپوشی از سنگ مرمر ظاهر نمای بنا را می‌پوشانده است.
تا تاریخ 1888 تمام نمای این بنا برپا بوده و نقشی از آن در کتاب «دیولافوآ» Dieulafoy Lart antique de la Perse کشیده شده است. در همین سال قسمت جنوبی ایوان نیز خطر از بین رفتن موجود است. ایوان بزرگ به صورت گهواره‌‌بیضی شکل در میان نمای بنا قرار گرفته و عرض آن 63ر25 متر و درازای آن 76ر43 متر است.
در پشت دیوارهای طرفین ایوان پنج تالار کم ارتفاع‌تر از ایوان مرکزی با طاق گهواره‌ای شکل ساخته شده بود. در طریین این ایوان طاق‌های متعدد دیگر وجود داشت. ضخامت دیوارهای آجری بطور کلی بسیار زیاد است. در داخل تالارها تزئیناتی بصورت گچ‌بری وجود داشته که تعداد زیادی از آنها در حفاری هئیت آلمانی پیدا شده است. زیبایی ایوان کسری بیشتر از نظر عظمت آن می‌باشد. «ابن خرداذبه» آن را به کوهی تشبیه کرده که در آن کاخی تراشیده باشند. می‌گویند خلیفه المنصور نخستین کسی است که دست به خرابی آن زد و از مصالح آن برای ابنیه شهر جدید بغداد استفاده کرد. ظاهراً‌علت اینکه تمام مصالح آن بکار نرفته این بوده است که پس از چندی به نظر رسیده است که خراب کردن و حمل مصالح از ارزش حقیقی آن مصالح تجاوز می‌نماید، و از استفاده از آن صرفنظر کرده‌اند.
ابنیه زمان هخامنشی تماماً از ستون‌های سنگی و سقف افقی ساخته شده بود و با وجود مصالح فراوان که برای بالا بردن آن مصرف می‌شد نسبت به بنایی مانند طاق کسری نواقص بسیار داشت. مثلاً در کاخ عظیمی چون کاخ آپادانای تخت جمشید تقریباً یک دهم بنا را پایه‌های قطور ستون‌ها اشغال کرده بود و تالار آپادانا بیشتر شباهت به جنگلی پیدا کرده بود که در آن درخت‌های عظیمی روئیده باشد. روشنایی در چنین تالاری به زحمت وارد می‌شد و روزهای «بار عمومی» عده‌ای از حاضران ناچار در پشت ستون‌ها قرار می‌گرفتند و از دیدن شاهنشاه محروم می‌ماندند.
چنین فرض کرده‌اند که روشنایی از بالای بام وارد تالار می‌شد ولی با این حال باز قسمت‌هایی از تالار در تاریکی قرار می‌گرفت. بنابراین با ایجاد ایوانی مانند ایوان کسری معماران زمان ساسانی مسایل بزرگی را مانند پوشاندن تالار بسیار بزرگی با مصالح سبک و ارزان و روشن کردن آن و افزودن بر وسعت تالار به وسیله حذف ستون، و افزایش ارتفاع آن به وسیله ایجاد طاق مرتفع بیضی شکل حل کرده‌اند.
ضمناً حل مسایل دیگری نیز با ایجاد ایوان ساسانی آسان گردیده است. در سقف افقی کاخ هخامنشی خطر آتش‌سوزی و موریانه وجود داشت و حال اینکه در کاخ ساسانی هر دوی این خطرها از میان رفته و ضمناً با سبک شدن مصالح از سنگینی بنا کاسته شده و در حقیقت سنگینی کاخ به فشار مختصری در جهت طرفین مبدل گشته است و این فشار را روی دیوارها و پایه‌های ضخیم وارد آورده که آن را تا امروز با وجود ناملایمات طبیعت تحمل نبوده است.
تاریخچه تیسفون
این شهر در اصل، در کنار شهر قدیمی تری به نام ‌اپیس در فاصله ای نه چندان دور از محل تلاقی دو رود دجله و فرات بنا شده بود. این شهر باستانی همچنین در مسیر «جاده شاهی» قرار داشت که «شوش» پایتخت «عیلام» را با نواحی مرکزی آشور و سپس با «سارد» پایتخت «لیدی» متصل می ساخت.
در اواخر قرن چهارم (پیش از میلاد)، «سلوکوس» جانشین اسکندر کبیر، و بنیان گذار امپراتوری سلوکیان، شهر سلوکیه را در سوی دیگر اپیس بنیان نهاد و از آن پس بود که اپیس، صرفا به صورت حومه این شهر درآمد. بنا به گفته «توسیدید» مورخ رومی در قرن نخست میلادی، ساکنان یونانی و مردم بومی شهر «سلوکیه» هنوز از یکدیگر متمایز و هر یک دارای مراکز شهری مجزای خود بودند و پارتیان نیز که در قرن دوم پیش از میلاد، بر ایران غلبه یافتند، نفوذ فرهنگی چندانی بر این شهر نداشتند.
اما از آن جا که پارتیان به یک تختگاه در نواحی غربی قلمرو خود نیاز داشتند، پایتخت دولتی خود را از سلوکیه به کرانه شرقی منتقل کردند و اپیس کهن را تیسفون یا تیسپون نامیدند؛ شهری که از سال 129 پیش از میلاد، به عنوان تختگاه زمستانی شاهان اشکانی مورد استفاده قرار گرفت.
با شورش مردم سلوکیه بر «اردوان» پادشاه اشکانی، اهمیت این شهر فزونی گرفت. هر چند شورش مردم تا سال 43 میلادی پایان یافته بود.
این که «آمیانوس مارسلینوس» مورخ رومی، «اردوان» را بنیان گذار شهر تیسفون نامیده حاکی از آن است که احتمالا «اردوان» دست به اقداماتی زده بود که سبب رشد و افزایش اهمیت و موقعیت این شهر شده است. در قرن دوم میلادی، این شهر به شدت آماج تجاوزات رومیان قرار داشت زیرا رومیان بر آن بودند که تصرف پایتخت پارتیان، به طور اجتناب ناپذیری به سقوط کل امپراتوری شرق خواهد انجامید.
به هر روی در یک دوره بلند زمانی، تصرف شهر توسط سپتیموس سوروس، عواقب ویرانگری برای امپراتوری پارتیان در بر داشت. از آن که رومیان چندان طلا و نقره با خود به تاراج بردند که با مقیاس های امروزی می توان چنین برداشت کرد که این غنایم به راحتی قادر بود تا به مدت سه یا چهار دهه، بحران اقتصادی در اروپا را به تعویق اندازد.
بر همین اساس پایان کار پارتیان را نیز می توان در نظر آورد و ناگفته پیداست که با این حملات امپراتوری اشکانی به شدت ناتوان گردید تا سال 224 میلادی که سرانجام با شورش یکی از نجبای زمیندار ایرانی رویاروی شد و دو سال پیش از آن، تصرف تیسفون به دست این بزرگزاده ایرانی به معنی پایان پادشاهی پارتیان و آغاز دوران دومین امپراتوری بزرگ ایرانیان بود؛ امپراتوری بزرگی که شاهان ساسانی فرمانروایی آن را در دست گرفتند.
در دوره ساسانیان هر چند تیسفون پایتخت امپراتوری ایران محسوب می شد، اما سلوکیه نیز چندان فراموش نشد، بلکه با نام «وه اردشیر» (به معنی شهر خوب اردشیر) تغییر نام یافت. شهری که همچنان به عنوان یک هدف نظامی مهم پا برجا می ماند.
در سال 238 میلادی گوردین سوم امپراتور رومی، به منظور پیگیری از قدرت روزافزون شاهان ساسانی کمر به تسخیر تیسفون بست. اما پیش از نیل به این هدف سترگ، به قتل رسید. اما ادنائتوس از مردم بالمیر در سال 262 میلادی در نیل به این هدف توفیق بیشتری داشت و نیز امپراتور کاریوس که سرانجام در سال 283 میلادی این شهر را برای مدتی به تصرف خود در آورد، اما هنگامی که «ژولین» در پی تصرف این شهر برآمد، در میدان نبرد دچار شکست شد و به قتل رسید (363 میلادی).
در قرن پنجم میلادی، تیسفون به عنوان مرکز مسیحیان نسطوری، اهمیت بیشتری یافت، و این به سبب وجود کلیسای مسیحیان فرقه نسطوری بود که پیشتر با پذیرش اعتقاد به جدایی میان دو طبیعت مادی و الوهی عیسی مسیح، از کلیساهای سال 540، خسرو اول پادشاه ساسانی، «آنتیوخ» پایتخت رومیان سوریه را به تصرف در آورد و ساکنان آن را در شهر جدیدی نزدیک تیسفون و وه اردشیر، کوچ داده و مستقر ساخت. این شهر بعدها «آنتیوخ خسرو» نام گرفت. چنان حدس زده اند که در این منطقه چهار ناحیه مسکونی دیگر نیز وجود داشته است و از همین رو بوده که اعراب نیز سال ها بعد که به ایران آمدند، این مکان را «المدائن»4 به معنی مدینه ها یا شهرها نامیدند.
در سال 637 میلادی، مسلمانان تیسفون و شهرهای دیگر مدائن را تصرف و به تاراج گرفتند و این آغازی بر فتوحات ایشان در ناحیه بین النهرین بود تا سرانجام در سال 762 میلادی که آنان خود شهر جدیدی را در 35 کیلومتری بالای رود دجله بنا کردند. شهری که به عنوان مرکز حکومتی ایشان، بغداد نام گرفت...
تیسفون "یکی از مهمترین شهرهای ایران در دوران سلطنت سلسله ساسانیان ،به تصرف" کاروس "امپراتور روم درآمد .در آن زمان بر ایران" بهرام دوم "پنجمین شاهنشاه ساسانی سلطنت داشت و چون سرگرم جنگ با طوایف" سکا "در شرق بود" ،کاروس "امپراتور روم به ایران تاخت و بینالنهرین و تیسفون را گرفت کمی بعد به سبب مرگ" کاروس "بر اثر ساعقه رومیان به کشور خود بازگشتند و تیسفون آزاد شد .ایوان مدائن) یا طاق کسری (که بارگاه سلطنتی سلاطین ساسانی بود ،در این نقطه قرار داشت و بعدها به دوران حکومت عباسیان توسط منصور عباسی ویران شد.
ویرانه‌های باقی‌مانده از شهر قدیم تیسفون را مرحوم «ارنست هرتسفلد» در کتابی تحت نام «یک مسافرت از نظر باستان‌شناسی به سرزمین فرات» که در تاریخ 1920 در برلن به زبان آلمانی منتشر شده به طور مفصل معرفی نموده است.
در سال 1928 کاوش‌هایی توسط هیئتی آلمانی تحت سرپرستی آقای «رویتر» در محل تیسفون به عمل آمد و در سال 1930 میسیون امریکایی «موزه متروپولیتن نیویورک» به سرپرستی آقای «اوپتون» با هیئت آلمانی نامبرده در کاوشهای تیسفون شرکت کرد.
«آرتور کریستن سن» در کتاب «ایران در عهد ساسانیان» که در سال 1936 ترجمه فرانسه آن منتشر شد با استفاده از نتایج کار کاوش‌کنندگان در تیسفون خلاصه‌ای از اطلاعاتی را که راجع به این شهر در دست داشت انتشار داد و ما قسمتی از آن اطلاعات را در این مقاله از نظر خوانندگان می‌گذرانیم.
«پایتخت شاهنشاهان ایران خصوصاً در زمان خسرو اول وسعت و اعتبار یافت و تیسفون (Tespon) نام شهر عمده‌ای است که جز مجموعه‌ای از چند شهر یورد که به زبان شامی Mahoz یا Medhinata یا Medhine (ما حوزه ملکا یا مذیناتا یا مذینه) می‌نامیدند، و اعراب آن را به «المدائن» ترجمه کرده‌اند و احتمال دارد که این کلمات ترجمه پهلوی «شهرستانان» Shahristanan باشد شهرهای مهم این مجموعه شهر «وه‌اردشیر» Veh-Ardechir (سلوقیه قدیم) و تیسفون بوده است.»
«آمین مارسل» می‌گوید پایتخت ایران غیرقابل تسخیر بود و از چندین شهر تشکیل شده بود و حصاری آن را احاطه می‌کرد و این حصار دروازه‌های محکم داشت.
تیسفون در مشرق دجله و «وه‌اردشیر» در مغرب آن قرار داشت و جسری آن دو را بهم می‌پیوست و فردوسی در شاهنامه خود در ضمن بیان تاریخ پادشاهی شاپور دوم می‌گوید: چون رفت و آمد روی این پل روز به روز زیاد می‌شد شاپور در ابتدای پادشاهی خود دستور داد پل دیگری روی دجله انداختند تا عبور از آن پل و برگشت از پل دیگر انجام گیرد.
تیسفون اصلی در مشرق دجله حصاری به صورت کمان داشت و برج‌های متعددی در این حصار بود که آثارشان هنوز باقی است و مجموع زمینی که در زیر آن بود از 58 هکتار تجاوز نمی‌کرد و آن را به زبان عربی «مدینه العتیقه» می‌نامیدند. در نتیجه کاوش‌هایی که در سال‌های 1928 و 1929 در این ناحیه انجام گرفته پدیده‌های کلیسایی از زمان ساسانیان پدیدار گشته است.
در مشرق تیسفون امروز آرامگاهی بنام سلمان پاک وجود دارد که در محله سابق «اسپانبر» Aspanbar واقع است. کاخ شاهنشاهان ساسانی در همین محله قرار داشته و مرکب از حیاط‌ها و تالارها و باغ‌هایی بوده است که طاق کسری امروز، در میان آن برپا بوده است.
در جنوب طاق کسری خرابه‌هایی بنام «خزانه کسری» Khazanat Kersa وجود دارد و محل دیگری بستان کسری می‌باشد که «رومگان» Rumaghan نیز نامیده‌می‌شد و خسرو اول پس از فتح انطاکیه عده‌ای از مردم آن شهر را به پایتخت خود انتقال داد و شهر جدید را برای آنها ساخت.
قسمتی از مدائن را که مغرب دجله قرار دارد حصاری از آجر احاطه کرده بود و بخش مهم آجرهای آن شهر از شهر بابل به این محل حمل شده بود و در مکان قدیمترین ساختمان این شهر یعنی سلوکیه برپا شده بود.
اردشیر قسمتی از آن را تعمیر کرده و آنرا «وه‌اردشیر» نامید (ترجمه واژه اردشیر خوب یا خانه اردشیر). وه‌اردشیر مرکز عمده مسیحیان ایران و مقر «کاتولیکوس» رئیس مذهبی آنان بود و کلیسایی در آن بنا شده بود که به فرمان شاپور دوم ویران شد و بعد از مرگ این پادشاه مجدداً آنرا برپا کردند.
تقریباً در پنج کیلومتری شمال «وه‌اردشیر» شهر کوچک «درزنیدان»Darzanidhan قرار داشت. در مغرب «وه‌اردشیر» شهری بنام «ولاش آباد» واقع بود. بنابراین از مجموع شهرهایی که در زمان خسرو اول پایتخت ایران را تشکیل می‌دادند امروز پنج شهر آن را می‌شناسیم ( تیسفون و رومگان در مشرق دجله، «وه‌اردشیر»(سلوکیه) و «درزنیدان» و «ولاشاباد» در مغرب آن). اگر محله «اسپانبر» در مشرق و «ماحوزه» در مغرب را به پنج شهر فوق‌اضافه کنیم تعداد شهرهای پایتخت ساسانیان به هفت خواهد رسید
در طرفین رود دجله چند کاخ مخصوص شاهنشاه وجود داشته است ولی از همه آنها معروفتر همان «طاق کسری» یا ایوان کسری است که در محله «اسپانبر» قرار داشت و ویرانه‌های آن هنوز موجب تعجب و تحسین است.
مدائن
تاریخ تاسیس این شهر ایرانی به زمان اشکانیان باز می گردد. آنان پس از فتح جلگه میان رودان در سال 129 (پ .م) تیسفون را با پایتخت زمستانی خود قرار دادند تا اینکه در سال 224 میلادی ساسانیان پایتخت پادشاهی گسترده خود را به این مکان منتقل کردند. در سال زمان ساسانیان بر وسعت شهر و ساختمان ها افزوده شد به گونه ای که اعراب مسلمان به هنگام فتح ایران در سال 637 یا 652 میلادی برخورد با تیسفون آنرا مدائن یا شهرها نامیدند. در آن زمان بود که تیسفون شکوه خود را به عنوان یکی از مهمترین مراکز سیاسی جهان دست داد.
این شهر در محل شهری قدیمی تر بنام اوپیس بنا شده بود ، که در مسیر جاده شاهی قرار داشت. جاده ای که شهر شوش مرکز عیلام را به قلب سرزمین های آشوری و بعدها پایتخت دولت لیدیه یعنی شهر سارد طلایی متصل می کرد. مهمترین اثر باقی مانده از این شهر کاخ تیسفون است که به ایوان مدائن معروف است. این بنای بی همتا روزگاری کاخ خسرو اول (انوشیروان) بوده است.
آنچه امروزه ار آن بنا باقی مانده است. نیمی از یکی از طاق های این کاخ است. زیرا در اصل دو ایوان قرینه در دو سوی حیاط کاخ قرار داشته است. طرحی که در سال 1824 میلادی از این ایوان برداشته شده است. نمایان گر یک طاق کامل است که متاسفانه امروزه نیمی از آن طاق هم فرو ریخته است. طاق بی نظیر این بنا ، 35 متر ارتفاع ، 25 متر عرض و 50 متر طول دارد. پایه های ایوان در هر دو سو 7 متر پهنا دارند. همچنین ضخامت تاج بنا در ضخیم ترین قسمت به یک متر می رسد. مجموعه خرابه های این کاخ به مساحت 400 ×300 متر مربع بوده است. بنای این کاخ شاید از ساروج ، سنگهای مرمر یا چنانکه بعضی ها نوشته اند ، از صفحات مسی زر اندود و سیم اندود پوشیده شده بود.
طاق کسری بارگاه با شکوه پادشاه بوده و از اینجا امور کشور را اداره می کرد. محل بار عام هم تالارهای طاق کسری بود و در روز معین گروه زیادی از مردم قسمت های مختلف ایران زمین به آنجا می آمدند و در اندک مدتی تالار بزرگ پر میشد. اینجا را با قالی فرش می کردند و دیوارها را هم با قالی می پوشاندند. تخت سلطنتی را هم در آخر تالار می گذاشتند. در سقف تالار 150 روزنه به قطر 12 تا 15ساتنیمتر تعبیه کرده بودند که نوری لطیف از آنها به درون کاخ می تابید.
خراب کردن قسمت مهمی از طاق کسری را به منصور خلیفه عباسی نسبت می دهند. البته یکی از عوامل تخریب بنا ، استفاده از مصالح آن در احداث شهرهای اسلامی بوده است. زیرا درصدر اسلام تیسفون را به منزلهء خرابه ای می انگاشتند که تنها آجرهای آن بکار می آمد.
ایوان مدائن بزرگترین طاق ضربی شتاخته شده در جهان است که بدون کمک داربست های طاق زنی بیش از 1500 سال پا بر جا باقی مانده است. تیسفون در 33 کیلومتری جنوب شرقی بغداد قرار دارد.
طاق کسری با عرض و طول کمتر در دو محل در ناحیه پارس بنام فیروزآباد و سروستان در زمان اردشیر اول موقعی که هنوز به شاهنشاهی ایران نرسیده بود بنا شده که قسمت مهمی از آن هنوز برپاست و قابل مقایسه با ایوان کسری می‌باشد، و در ساختمان آن بدون شک معمار رومی دخالت نداشته است. بعلاوه طاق کسری بیضی شکل و اختراع منحصر به معماران ایرانی است و در هیچ نقطه دیگری از عالم دیده نشده است. بنایی که تقریباً همدوره با طاق کسری است و معماران رومی آن را بنا کرده‌اند کلیسای سن‌سوفی در شهر قسطنطنیه است. اگر چه این کلیسا دارای گنبد مرتفع و عظیمی بوده و خود یکی از شاهکارهای معماری قدیم است ولی واقعاً شباهت نزدیک از هیچ یک با ایوان کاخ شاهنشاهی ایران ندارد. بنابراین باید طاق کسری را به منزله یکی از افتخارات معماران ایران در قدیم به حساب آورد
تالار کسری که هنوز بر پای ایستاده است حدود پنجاه متر طول و 25 متر عرض دارد. به نوشته مورخان رومی و ایرانی و عرب، واحدهای اعزامی ایران با وجود این که از نظر شمار کمتر از حبشی ها بودند، نیروهای حبشه را در هم شکستند و به دریای سرخ ریختند و به درخواست سران قبایل یمن، از آن پس تا مدتها یک ژنرال ایرانی در سرزمین یمن مستقر بود و عملا در حکومت مشارکت داشت.
طاق کسری
ایوان مدائن (طاق کسری) بزرگترین طاق ضربی شتاخته شده در جهان است که بدون کمک داربست های طاق زنی بیش از 1500 سال پا بر جا باقی مانده است.
بنای باقی مانده، یکی از دو ایوان قرینه ای است که در دو سوی حیاط کاخ کسری قرار داشته است. این طاق بی نظیر، 35 متر ارتفاع، 25 متر عرض و 50 متر طول دارد و پایه های ایوان در هر دو سو 7 متر پهنا دارند. کاخ مدائن (تیسفون) روزگاری کاخ انوشیروان بوده است.
در روز ولادت پیامبر اسلام (ص)، چهارده کنگره از ایوان کسرى فرو ریخت !
ایوان کسری نام مشهورترین بنای به جا مانده از پادشاهان ساسانی است. هنگامی که مدائن پایتخت پادشاهی ایران به شمار می آمد، این بنای تاریخی قصری بزرگ بوده که محل زندگی و دربار پادشاه بوده است. بنیان گذار آن را شاپور ذوالاکتاف (م 379 میلادی) دانسته اند.
علت نامگذاری آن به این اسم، تالار بزرگی است که از طاق قوسی آن هنوز هم آثاری باقی است و مهمترین قسمت این بنای عظیم بوده است و به چنین تالارهایی ایوان گفته می شد. در هنگام تولد حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم خسرو اول انو شیروان در این کاخ حکومت می کرد و بنابر برخی روایات، در شب میلاد حضرت ختمی مرتبت بخشش های مهمی از آن فرو ریخت و از میان رفت.
آخرین پادشاهی که مقتدرانه در آن بر تخت نشست، خسرو پرویز بود که در همین کاخ نیز نامه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به دستش رسید و آن را پاره کرد.
هنگام فتح مدائن، مسلمانان تالار بزرگ این کاخ را محل اقامه نماز جماعت قرار دادند و به نقلی حضرت علی علیه السلام نیز هنگام عزیمت به سوی صفین در این تالار نماز خواند و برخی از احوالات ساکنان کاخ را یاد آوری نمود.
مرحوم شیخ عباس قمی به همین خاطر، نماز خواندن در آن جا را نیکو شمرده است
در عظمت ایوان کسری همین بس هنگامی که هارون الرشید تصمیم گرفت آثار به جا مانده از آن را ویران کند، از فراهم کردن وسایل مورد نیاز برای تخریب آن عاجز ماند و از این کار منصرف شد. این بنای باستانی در میان ایرانیان به « ایوان مدائن » و « طاق کسری» مشهور است.
خاقانی در مسافرت خویش به عراق ، آن را نمونه اعلای عبرت گیری تلقی کرده است.
هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان
ایوان مدائن را آئینه عبرت دان
تاق کسری در تیسفون و خاک عراق واقع شده است . این بنا چه وقت و به دست چه کسی ساخته شده است کاملاٌ مشخص نیست . برخی آن را به زمان شاهپور اول در نیمه دوم سدة سوم میلادی ، نسبت داده اند و برخی دیگر در زمان خسرو و انوشیروان (کسری) این بنا مثل کاخهای تخت جمشید و قصر شیرین بر روی صفه ها ساخته شده است .
روی این صفه در مرکز جبهه ای شبیه به کاخ فیروز آباد اما مزین به شش طبقه تاق نما، تاقی بیضی شکل به پهنای 5/25 متر و 34 متر ارتفاع با یک جهت از سطح زمین شروع و ختم می شود و تاق ایوانی را به عمق 95/42 متر تشکیل داده است . این فضای عظیم که سطح آن وسیع تر از کاخ داریوش در تخت جمشید است ، بارگاه عام شاه ساسانی بوده است .

 

در نمای کاخ تیسفون شکل و اندازة تاق نما از هر ردیف به هر ردیف دیگر فرق میکند . هر ردیف واحد مستقلی را مانند یک نوار افقی و بدون هیچ ارتباطی با تاکیدهای عمودی نمای بنا تشکیل می دهد . به این ترتیب دو ردیف از تاق نماها پایان می پذیرد که بر یک ستون قرار نمی گیرند بلکه بر پایه کج دیوار ترتیب می شود. در اینجا نشان دیگری از ویژگیهای معماری ساسانی خود را ظاهر می سازد. معماری ساسانی به این موضوع که نما بایستی به طور منطقی و با اصول ساختمانی همچون بناهای کلاسیک یونان قطع گردد اهمیتی نمی داد ، بلکه از نظر او نما باید بیشتر با طرحی ساخته شود که بتوان آنرا به دلخواه امتداد داد و به مقدار زیادی تزیین کرد . نکته ای که قابل توجه است ، در این بنا تداومی در محور قائم آن وجود ندارد . این موضوع موجب حیرت و یاس کسانی می گردد که فقط اصول ساختمانی منحصر را درنظر دارند و احساس می کنند که عوامل حامل بار بایستی به طور قائم تنظیم شده باشد. اما روی این نما ستونک ها و نیم ستونها که در فاصله تاق نماها قراردارند ، کاربردی ندارند ، بلکه برجستگی آنها جنبة تزئینی دارد. شاید کاربردشان سخت و مستحکم ساختن دیوار باشد ، یعنی چیزی که در برابر گرما و تغییرات شدید درجه حرارت مطلوب خواهد بود . در عوض وظیفه آن تامین زیبایی است و از این لحاظ چند ارزش دارد . آنها مقیاس را بزرگتر نشان داده و در عین حال یکنواختی و حالت خشکی که چنین نمای عظیمی را بوجود می آورد برطرف می سازد . بعلاوه آنها حس اعجاب را برانگیخته و یک نوع حالت انعطاف را تولید می کنند که جابجاشدن سایه ها آن را قوی تر ساخته به همان بنا جان می بخشد.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 43   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله هنر دوران ساسانی – ایوان مدائن

دانلودمقاله معماری شبکه های کامپیوتری نوری

اختصاصی از فی ژوو دانلودمقاله معماری شبکه های کامپیوتری نوری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

 

در سال‌های اخیر، نیاز کاربران شبکه‌های مخابراتی به پهنای باند وسیع افزایش چشمگیری داشته است. به همین دلیل، پاسخگویی به این نیاز و نیز آینده‌نگری برای افزایش سرعت تطابق با نیازهای جدید و در حال رشد کاربران، به مهمترین چالش طراحی شبکه‌های مخابراتی آینده مبدل گشته است. ظهور تکنولوژی‌های فیبر نوری توانسته است تا حدی نگرانی محدودیت پهنای باند را مرتفع کند.
هدف این نوشتار معرفی تکنولوژی‌های نوری است، به‌گونه‌ای که ضمن پوشش کلیة مباحث مرتبط بتواند درک مناسبی در این زمینه ارایه کند:

 

تار نوری و کابل نوری
در دهه ۷۰ میلادی استفاده از تار نوری برای انتقال بهینه اطلاعات به صورت جدی توجه محققین کشورهای آمریکا، ژاپن و انگلیس را به خود جلب کرد. از آن تاریخ، پیشرفت‌های چشمگیری در زمینه‌های مختلف ارتباطات نوری صورت گرفته است. رشد این تکنولوژی به حدی سریع است که پروسسورهای لازم برای پردازش اطلاعات حمل شده، بعضاً دچار محدودیت سرعت پردازش می‌شوند. به همین دلیل، انجام پردازش در حوزة نوری در کانون توجهات قرار گرفته است. آنچه که آشکار به نظر می‌رسد این است که تا مدتها برای انتقال اطلاعات با سرعت بالا جایگزینی برای فیبر نوری نخواهد آمد. تار نوری، به عنوان محیط حامل سیگنال نوری، در حقیقت یک موجبر دی‌الکتریک با مقطع استوانه‌ای است. نور به عنوان حامل اطلاعات، درون این تار منتشر می‌شود. معمولاً در سیستم‌های انتقال، مجموعه‌ای از چند تار نوری تحت عنوان کابل نوری برای انتقال اطلاعات استفاده می‌شود.

 

انواع تار نوری
بسته به تعداد مُدهای الکترومغناطیسی قابل حمل توسط تار، تار نوری به دو صورت تک‌مُدی و چندمُدی مورد استفاده قرار می‌گیرد. علاوه بر این، بسته به نحوة تغییرات ضریب دی‌الکتریک موجبر، دو نوع دیگر تار قابل تشخیص است: در نوع اول (تار پله‌ای)، ضریب شکست در مقطع هستة تار ثابت است ولی در نوع دوم (تار تدریجی)، ضریب شکست از مقدار ماکزیمم خود در مرکز تار، به صورت تدریجی، تا بدنة تار کاهش می‌یابد. تار تک‌مُدی به صورت پله‌ای و تار چندمُدی به دو صورت پله‌ای و تدریجی استفاده می‌شود. بنابراین سه نوع تار نوری داریم: تک‌مُدی، چندمُدی تدریجی و چندم ُدی پله‌ای؛ نوع اول دارای بیشترین نرخ انتقال اطلاعات و کمترین تضعیف و نوع سوم دارای کمترین نرخ انتقال اطلاعات و بیشترین تضعیف است. تارهای نوری همچنین بسته به مصارف مختلفی که دارند، در اندازه‌ها و با مشخصات متفاوت ساخته می‌شوند؛ طبعاً مشخصات فیزیکی کابل نوری از لحاظ پوشش و محافظ برای کاربردهای کانالی، خاکی، هوایی و دریایی متفاوت خواهد بود.
آیا تار نوری تلفات دارد؟
به صورت تئوری فرض می‌شود که تار نوری دارای تضعیف صفر و پهنای باند بی‌نهایت است؛ ولی در عمل به دلیل محدودیت‌های فیزیکی، پهنای باند تار محدود و تلفات آن غیر صفر است.
تلفات در تار نوری از سه منبع ناشی می‌شود:
۱- نوع اول تضعیف‌ها در اثر ناخالصی‌های موجود در تار است که باعث اتلاف انرژی می‌شود (تلفات جذب).
۲- نوع دوم ناشی از غیر‌همگن بودن چگالی شیشه در طول تار است که باعث پراکندگی نور و تضعیف آن در طول تار می‌شود (تلفات پراکندگی)
۳- نوع سوم ناشی از خمش تار یا غیر یکنواختی شعاع تار است که منجر به خروج شعاع نوری از تار می‌شود (تلفات هندسی).
غیر از تلفات، عامل دیگر محدودکنندة عملکرد بهینة تار، پاشندگی اس ت. پاشندگی به زبان ساده عبارت است از پهن‌شدن پالس نوری در اثر انتشار در طول تار. پاشندگی باعث کاهش پهنای باند تار نوری می‌شود. عوامل پاشندگی در تار نوری بسیار متنوع هستند:
۱- پاشندگی مُدی در تارهای چندمُدی به علت اختلاف در زمان رسیدن مدهای مختلف به انتهای تار رخ می‌دهد.
۲- پاشندگی ماده‌ای ناشی از اختلاف سرعت بین طول موج‌های مختلف (رنگ‌های مختلف) موجود در نور در اثر عبور از تار نوری است.
۳- پاشندگی موجبر در تارهای تک‌مُدی که ناشی از اختلاف جزئی بین ضریب‌های دی‌الکتریک هسته و پوستة تار نوری است باعث انتشار نور در دو مسیر هسته و پوسته با سرعت‌های متفاوت می‌شود.
۴- پاشندگی رنگی در واقع مجموع دو پاشندگی موجبر و ماده است. این پاشندگی به طول موج منبع نوری وابسته است.
۵- پاشندگی مد پلاریزه، که در ساده‌ترین حالت ناشی از دایرة کامل نبودن مقطع تار است، به دلیل اختلاف بین سرعت انتشار دو مد پلاریزه رخ می‌دهد. این پاشندگی در سرعت‌های بالای ۱۰ گیگابیت بر ثانیه رخ می‌دهد و در سرعت‌های پایین مسألة جدی محسوب نمی‌شود.
سیستم‌های انتقال نوری
اگر در یک شبکة نوری فیبرها به صورت بهینه انتخاب و نصب شوند، تنها مسألة باقی‌مانده در جهت افزایش پهنای باند ( که در کشور ما به خاطر افزایش نیاز کاربران شبکه است) اعمال تغییرات در سیستم‌های انتهایی شبکة نوری است. در حال حاضر، محدودیت در پهنای باند شبکة نوری، ناشی از محدودیت در تکنولوژی استفادة بهینه از پهنای باند فیبر نوری است. در نتیجه، در سطح ملی و بین‌المللی، افزایش چندین برابر پهنای باند سیستم‌های نوری، فقط با صرف هزینه‌های اندک ممکن خواهد شد. این مسأله اهمیت استفاده از کابل‌های نوری با کیفیت بالا را در پیاده‌سازی اولیة شبکة انتقال نشان می‌دهد. در واقع تحولات صورت‌گرفته در راستای بهینه‌سازی شبکه‌های نوری، عمدتاً به صورت تغییر در ساختار عملیات مالتی‌پلکسینگ و سوئیچینگ است.
مطالب فنی تکمیلی:
۱-تکامل شبکه‌های انتقال نوری
استفاده از فیبرهای نوری برای انتقال سیگنال‌های باند وسیع، عملاً با معرفی سیستم‌هایی به نام "سلسله‌مراتب دیجیتال نیمه‌همزمان (PDH ) " عملی گشت. "سلسله‌مراتب" در این اصطلاح به این معنی است که ارسال اطلاعات با نرخ‌های انتقال بالاتر، با استفاده از ترکیب نرخ‌های انتقال پایین، ممکن می‌شود. "همزمانی" نیز به معنی استفاده از یک سیگنال مرجع واحد در سیستم برای انجام عملیات مالتی‌پلکسینگ و سوئیچینگ است.
این سیستم برای ارتباطات نقطه به نقطه بهینه شده بود و محدودیت دسترسی به نرخ‌های انتقال بالاتر، عمدتاً ناشی از خود استاندارد بود و نه تکنولوژی. در ضمن، این سیستم برای پهنای باند مورد نیاز دهة ۸۰ میلادی پاسخگو بود. ولی با افزایش شدید نیاز به پهنای باند بالا و نیز لزوم استفاده از فیبر نوری برای ارتباطات نقطه به چند نقطه (مثل آن چیزی که برای ارتباطات درون شهری نیاز است) کاربری خود را از دست داد. با معرفی سیستم‌های "سلسله مراتب دیجیتال همزمان (SDH ) " در اوایل دهة ۹۰ میلادی، بسیاری از کاستی‌های سیستم قبلی برطرف گشت. در این سیستم یک نرخ بیت پایه ( ۱۵۵ مگابیت بر ثانیه یا STM-۱) برای انتقال اطلاعات در نظر گرفته می‌شود. استاندارد به گونه‌ای طراحی شده است که نرخ بیت‌های بالاتر به صورت مضرب صحیحی از ۴ برابر این نرخ بیت پایه ساخته می‌شوند (STM-۴، STM-۱۶ و STM-۶۴) . در این زمینه، هیچ محدودیتی برای سقف نرخ بیت ارسالی از دیدگاه استاندارد وجود ندارد و تکنولوژی عامل محدودیت است. در این سیستم، ارسال با نرخ‌های بالاتر از طریق عملیات مالتی‌پلکس زمانی (TDM) صورت می‌گیرد. با گسترش روزافزون تقاضا برای پهنای باندهای بیشتر، برخلاف انتظار، این سیستم نیز قادر به برآوردن این نیاز نشد. طبعاً ساده‌ترین راهی که برای حل این مشکل به نظر می‌رسید، خواباندن فیبرهای بیشتر درون خاک بود. این روش غیر از اینکه هزینه‌های هنگفتی را برای گسترش شبکه اعمال می‌کرد، هیچ ضمانتی را برای برطرف کردن نیاز در سال‌های آینده نمی‌داد. در واقع، این مشکل به دلیل محدودیت تکنولوژی بروز کرده بود و طبعاً با گذشت زمان حالت حادتر به خود می‌گرفت؛ تا اینکه ایدة استفاده از چند طول موج در یک فیبر (WDM) به عنوان راه‌حلی بلند‌مدت برای این مشکل مطرح شد. البته این ایده در روزهای آغازین استفاده از فیبر نوری برای انتقال اطلاعات مطرح شده بود، ولی در آن زمان محدودیت تکنولوژی امکان استفادة عملی از آن را نمی‌داد. کلید حل این مشکل در استفاده از تقویت‌کننده‌های نوری بود که عملیات تقویت سیگنال نوری را بدون تبدیل آن به سیگنال الکتریکی انجام می‌دهند. به مرور زمان، استفاده از حداکثر طول موج در فیبر (DWDM ) مد نظر قرار گرفت. امروزه نیز با استفاده از این تکنولوژی، امکان ارسال ۱۶۰ طول موج در یک فیبر که هریک نرخ ارسال اطلاعات ۸۰ گیگابیت بر ثانیه دارند (۱۲۸۰۰ گیگابیت یا حدود ۱۳ ترابیت بر ثانیه!)، ممکن شده است.
غیر از افزایش پهنای باند در سیستم DWDM ، هزینة تجهیزات برای افزایش پهنای باند بسیار کمتر از سیستم SDH است. دلیل این مسأله نیز این است که در DWDM افزایش پهنای باند نیازی به افزودن تعداد تکرارکننده‌ها ندارد. سیستم DWDM برای کاربردهای راه دور طراحی و بهینه شده است. با افزایش حجم ترافیک درمحدوة شهری، نیاز به استفاده از سیستم‌های باند وسیع، که در محدودة شهری صرفة اقتصادی داشته باشند، احساس شد. سیستم CWDM پاسخگوی این نیاز بود. در این سیستم، نسبت به سیستم DWDM ، تعداد طول موج‌های کمتر با "فاصلة بین طول موج" بیشتر استفاده می‌شود. در واقع تمایز بین نرخ افزایش ترافیک شهری و ترافیک بین‌شهری منجر به به کارگیری سیستم CWDM برای مناطق شهری شد. در مناطق شهری نرخ افزایش ترافیک کمتر از مناطق بین‌شهری است. به عبارت دیگر، در ترافیک‌های شهری هزینة سیستم DWDM به ازای هر کانال خیلی بیشتر از سیستم CWDM است.

 


۲-مالتی‌پلکسینگ و سوئیچینگ
در سیستم‌های PDH و SDH ، عملیات مالتی‌پلکسینگ و سوئیچینگ در حوزة الکتریکی صورت می‌گیرد. به عنوان مثال، در ورودی مالتی‌پلکسر سیگنال نوری به سیگنال الکتریکی تبدیل شده، در صورت نیاز عملیات سوئیچینگ روی سیگنال‌های الکتریکی صورت گرفته و بعد از تبدیل به رده‌های بالای مالتی‌پلکس، مجدداً به سیگنال نوری تبدیل می‌شود. محدودیت سرعت پردازنده‌های الکتریکی و تکنولوژی ارسال این رده‌ها روی فیبرهای نوری، دستیابی به نرخ‌های ارسال بالاتر را محدود می‌کند. با معرفی سیستم DWDM و نیاز به انجام عملیات مالتی‌پلکسینگ در سرعت‌های بالاتر، انجام مالتی‌پلکسینگ در حوزة نوری اهمیت یافت. این مالتی‌پلکسرها روی طول موج‌های متفاوت سیگنال‌های نوری ورودی و خروجی عمل می‌کنند. در صورتیکه انجام سوئیچینگ بین کانال‌های موجود روی یک طول موج نیاز باشد، باید این عملیات توسط سوئیچ‌های الکتریکی صورت گیرد. این عملیات، باعث کاهش سرعت انتقال اطلاعات و کاهش قابلیت مدیریت دینامیک کانال‌ها می‌شود.

 

مروری بر شبکه‌های انتقال و دسترسی نوری
● روش WDM
روش WDM به‌عنوان روش اصلی در انتقال اطلاعات در سیستم‌های نوری از اوایل دههٔ ۱۹۸۰ مورد توجه و استفاده قرار گرفته است. امروزه نیز تلاش‌های بسیاری برای استفادهٔ بهینه از این روش در کاربردهای مختلف، درحال انجام است. CWDM و DWDM دو روش اصلی مورد استفاده در شبکه‌های نوری است. متن حاضر در ادامهٔ سلسله مطالب مربوط به شبکه‌های نوری، به بررسی روش WDM و خصوصیات روش‌های CWDM و DWDM پرداخته است و آن‌ها را مورد مقایسه قرار داده است.

 

● روش WDM
اگر نگاهی به مشکلات فعلی صنعت مخابرات، به خصوص در زمینهٔ سرویس‌دهی به کاربران بیندازیم، به اهمیت WDM بیشتر پی خواهیم برد. اولین چالش پیش روی صنعت مخابرات، افزایش روزافزون تقاضا برای سرعت‌های بالاتر و در نتیجه پهنای باند بیشتر است؛ به‌طوری‌که برخی اعتقاد دارند ظرفیت لازم برای شبکه، هر شش ماه، دو برابر می‌شود.
دومین چالش اساسی موجود، تکنولوژی‌های گوناگونی است که برای عملیاتی کردن و استفاده از انواع شبکه به‌کار می‌روند IP ـ ATM و SONET از جملهٔ این موارد هستند که به‌طور گسترده‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرند و هر یک مزایای خاص خود را دارا هستند؛ اما هر یک به تجهیزاتی برای تبدیل به یکدیگر نیاز دارند.
با استفاده از شبکه‌های نوری و روش WDM می‌توان تا حد زیادی این مشکلات را برطرف کرد. با استفاده از این روش، می‌توان به پهنای باندی تا ۱۶۰۰ گیگابیت در ثانیه دست یافت که با استفاده از این پهنای باند، می‌توان بیش از ۳۰ میلیون تماس تلفنی را فقط با استفاده از یک فیبر منتقل کرد و مشکل تکنولوژی‌های متفاوت نیز به‌راحتی حل می‌شود. با توجه به اینکه اطلاعات بر روی فیبر با استفاده از روش WDM بر روی طول موج‌های مختلفی ارسال می‌شود که مستقل از یکدیگر عمل می‌کنند، لذا می‌توان به‌راحتی انواع مختلف تکنولوژی را در این زمینه مورد استفاده قرار داد و خدمات مختلفی نظیر صوت، تصویر، اطلاعات و مولتی‌مدیا را به کاربران ارائه کرد.
● راه‌حل‌های افزایش ظرفیت در شبکه‌های نوری
برای افزایش ظرفیت شبکه، می‌بایست راه‌حلی انتخاب شود که اقتصادی باشد و کاربر را برای استفاده از آن ترغیب کند. اولین راه‌حلی که به ذهن می‌رسد، استفاده از تعداد بیشتری فیبر برای دسترسی به پهنای باند بالاتر است که این کار اصلاً به صرفه نیست؛ چرا که یک راه‌حل کاملاً سخت‌افزاری است که با صرف هزینه و وقت زیاد همراه است. ضمن آنکه استفاده از تعداد فیبر بیشتر، الزاماً امکان ارائه خدمات جدید را برای ISPها فراهم نمی‌آورد. راه‌حل دوم افزایش سرعت، استفاده از مالتی پلکسینگ زمانی TDM است که با تقسیم‌بندی زمانی امکان ارسال اطلاعات بیشتر را بر روی فیبر فراهم می‌آورد.
این روش به‌طور معمول بر روی شبکه‌های فعلی مخابرات استفاده می‌شود؛ اما افزایش ناگهانی سرعت با این روش امکان‌پذیر است. بنابر استانداردی که تعریف شده است، گام بعدی، دسترسی به سرعت ۴۰ Gbs پس از ۱۰ Gbs است که دستیابی به آن تنها با روش TDM و در آیندهٔ نزدیک امکان‌پذیر نخواهد بود و مستلزم پیشرفت تکنولوژی ساخت قطعات الکترونیکی است. روش TDM هم‌اکنون در شبکه‌های انتقال براساس SONET که استاندارد آمریکای شمالی و SDH که استاندارد بین‌المللی است به‌کار می‌رود. قابل ذکر است که SONET و SDH استانداردهائی هستند که برای سیگنال‌های دیجیتالی تعریف شده‌اند و سرعت ارتباطات، ساختار بسته‌ها و رابط‌های نوری را استاندارد می‌کنند.
راه‌حل سومی نیز برای ISPها وجود دارد و آن استفاده از روش WDM است. در این روش، به هر یک از سیگنال‌های نوری ورودی، یک طول موج و یا یک فرکانس خاص داده می‌شود و سپس تمام سیگنال‌ها بر روی یک فیبر ارسال می‌شوند. از آنجا که هر یک از این طول موج‌ها مستقل از یکدیگر هستند و بر روی هم هیچ گونه تأثیری ندارند، این امکان را به ISPها می‌دهند تا از امکانات موجود شبکه به‌طور بهینه بهره بگیرند و بتوانند از تکنولوژی‌های مختلف استفاده کنند.
در واقع، WDM چندین سیگنال نوری را ترکیب می‌کند و آن‌ها را به‌صورت یک مجموعه، تقویت و ارسال می‌کند که این امر موجب افزایش ظرفیت خواهد شد. هر یک از این سیگنال‌ها می‌توانند سرعت‌های مختلف نظیر OC ۲۴- ، ۱۲-، -۳ و فرمت‌های گوناگون ATM، IP و SONET را داشته باشند.
اما آنچه که WDM را این چنین پرارزش و مفید ساخته است، تقویت‌کننده‌هائی هستند که سیگنال نوری را بدون تبدیل به سیگنال الکتریکی تقویت می‌کنند. این تقویت‌کننده‌ها پهنای باند مشخصی دارند و در این پهنای باند می‌توانند تا ۱۰۰ طول موج را تقویت کنند. تقویت‌کننده‌های EDFA و DBFA از جملهٔ این تقویت‌کننده‌ها هستند که به ترتیب در باند طول موجی ۱۵۶۰ ـ ۱۵۳۰ و ۱۶۱۰ ـ ۱۵۲۸ نانومتر استفاده می‌شوند.
به‌طور کلی می‌توان خصوصیات روش WDM را به‌صورت زیر برشمرد:
▪ فراهم آوردن سرعت‌های بالا بر روی یک فیبر تکی
▪ امکان استفاده از تجهیزات فعلی شبکه
▪ امکان استفاده از فرمت‌های متفاوت نظیر SONET، IP و ATM با سرعت‌های متفاوت
▪ ارائه خدمات جدید به کاربران براساس اختصاص طول موج که روشی کاملاً نرم‌افزاری است.
گام بعدی افزایش ظرفیت، استفاده همزمان از دو روش WDM و TDM است. در روش TDM، افزایش ظرفیت با افزایش سرعت بر روی یک خط ارتباطی انجام می‌شود. در حالی‌که در روش WDM، این‌کار با استفاده از طول موج‌های مختلف و در واقع افزایش خطوط ارتباطی صورت می‌گیرد. بنابراین با ترکیب این دو روش، می‌توان به ظرفیت بالاتر بر روی یک فیبر دست یافت و این امکان را همواره فراهم آورد تا با پیشرفت تکنولوژی ساخت قطعات الکترونیکی، آن را به‌طور مؤثری در افزایش سرعت شبکه‌های نوری به‌کار گرفت.

 

● DWDM و CWDM
محیط انتقال در شبکه‌های نوری، فیبر نوری است و باند طول موجی که می‌توان برای ارسال اطلاعات استفاده کرد بین ۱۲۶۰ تا ۱۶۲۵ نانومتر، یعنی پنجره‌های دوم و سوم مخابرات نوری است. لازم به ذکر است که پنجره اول مخابرات نوری در طول موج ۸۵۰ نانومتر و پنجره‌های دوم و سوم به ترتیب در طول موج‌های ۱۳۰۰ نانومتر با کمترین پاشندگی و ۱۵۵۰ نانومتر با کمترین تلفات هستند. این باند طول موجی که از آن برای انتقال اطلاعات بر روی فیبر استفاده می‌شود، به ۵ باند (جدول ۱)، تقسیم می‌شود که در روش‌های مختلف WDM به‌کار گرفته می‌شوند.

 

جدول ۱ ـ باندهای طول موجی انتقال اطلاعات بر روی فیبر
نام باند/محدودهٔ طول موج برحسب نانومتر
O-Band/۱۳۶۰-۱۲۶۰
E-Band/۱۴۶۰-۱۳۶۰
S-Band/۱۵۳۰-۱۴۶۰
C-Band/۱۵۶۵-۱۵۳۰
L-Band/۱۶۲۵-۱۵۶۵
برای استفادهٔ حداکثری از ظرفیت فیبر در روش WDM، باید فاصله بین طول موج‌هائی را که برای انتقال اطلاعات استفاده می‌شود، کم کرد تا اطلاعات بیشتری را بر روی یک فیبر ارسال کرد. لذا روش DWDM در اوایل دههٔ ۱۹۹۰ مطرح شد تا از فیبر برای انتقال اطلاعات در فواصل دور و شبکه‌های گسترده بهره گرفته شود. در روش DWDM فاصلهٔ بین کانال‌ها که برای ارسال اطلاعات استفاده می‌شود، ۴/۰ نانومتر است و هر کانال پهنای باندی تا ۱۰ گیگابیت در ثانیه را برای کاربران فراهم می‌آورد.
این روش در باند C و L به‌کار می‌رود و بین ۳۲ تا ۱۶۰ کانال ایجاد می‌شود که با این تعداد کانال، به پهنای باند ۱۶۰۰ ـ ۱۰۰ گیگابیت در ثانیه می‌توان دست یافت. اما لازم به ذکر است که این روش فقط برای ارسال اطلاعات برای فواصل دور مناسب است، زیرا تجهیزات جانبی این روش مانند نوع فیبر، لیزر، تکرارکننده‌ها و... از خصوصیاتی برخوردار هستند که میزان هزینه را به شدت افزایش می‌دهند، به‌طوری‌که قیمت تمام شده برای هر کانال، فقط برای ارسال اطلاعات به فواصل دور و شبکه‌های WAN به صرفه خواهد بود.
اگر بخواهیم این روش را در مناطق شهری و شبکه‌های Metropolitan و LAN به‌کار ببریم، هزینه تمام شده برای هر کاربر بسیار زیاد خواهد بود و به تبع آن تقاضای استفاده از آن نیز کاهش می‌یابد. این مشکلی بود که در اواخر دهه ۱۹۹۰ و سال ۲۰۰۰ بسیاری از شرکت‌های ارائه‌دهندهٔ خدمات با آن روبه‌رو بودند. در این زمان روش CWDM که در ابتداء دهه ۱۹۸۰ مطرح شده بود، مجدداً مورد توجه قرار گرفت. تفاوت اساسی CWDM با DWDM در فاصلهٔ بین کانال‌ها است.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   31 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله معماری شبکه های کامپیوتری نوری

دانلودمقاله TBM از مهمترین ماشین الات حفر تونل

اختصاصی از فی ژوو دانلودمقاله TBM از مهمترین ماشین الات حفر تونل دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 
T.B.M یا tunnel boring machine یکی از مهمترین ماشین آلات حفر تونل
می باشند که قادرند تونل را به صورت تمام مقطع حفر کنند.
تکامل و گسترش این دستگاه ها سبب شده است که آهنگ پیشروی تونل ها در حد قابل توجهی افزایش یابد. امروزه در سنگ های نسبتا سخت نیز برای حفر تونل از این ماشین ها استفاده میک کنند.

بعد از سال ها تلا ش و ساخت انواعی از این نوع ماشین ها کوشش های بعدی به منظور ساخت ماشین های تمام مقطعی بود که شرایط سخت زمبن شناختی قادر به حفر تونل باشد که آهنگ پیشرفت و تکامل در این زمینه در مقایسه با پیشرفت های اولیه این ماشین ها محدود تر است. در واقع شروع این تحقیقات کوشش های رابینز در سال 1957 میلادی برای ساخت ماشین هایی بود که بتواند در سنگ های خیلی سخت نیز با راندمان معقول تونل حفر کند.
در آن زمان به تدریج این دستگاه ها سنگینتر و محکم تر شد ند و توان آنها نیز افزایش یافت اما پیشرفت آنها در زمینه حفر سنگ های محکم کند است. به عنوان مثال عملکرد نوعی از این دستگاه ها که مجهز به هر دو سیستم برش ناخنی و دیسکی بود برای حفر در سنگهای آهکی سیلیتی که در بین آنها لایه هایی با مقاومت140mpa وجود داشت راضی کننده نبود. سر انجام ناخن ها به طور کلی حذف شد و حفر تونل تنها با استفاده از دیسک های حفار ادامه یافت.
قطر آن 4,30 متر و طول دستگاه اصلی 7,5 متر و با احتساب قسمت پشتیبانی و تدارکات طول آن برابر 80 متر است. این دستگاه از نوع EPB کامل است که براحتی قادر به کار در زیر عمق آب است.

طول قسمت سر مته و پوسته فوروارد ، 2,60 متر است و 8 دریچه کنترلی دارد که با باز کردن آنها مواد حفاری شده از سینه تونل از این دریچه ها به نوار نقاله هدایت می شود. سر مته ، بوسیله سه موتور برقی اصلی که قدرت هر کدام حدود 300 کیلو وات است و 16 پیستون یا جک به قدرت هر کدام 125 تن جمعا" 2,000 تن به حرکت در می آید.
◄ تقسیم بندی ماشین های t.b.m :
1. open t.b.m
2. single t.b.m
3. d.s t.b.m
این دستگاه در ضمن حرکت دورانی بوسیله جک ها با فشار زیاد به جلو رانده می شود. نتیجه این دو حرکت ، کندن خاک از سینه تونل است که از طریق دریچه ها به نوار نقاله هدایت می شوند. پوسته ایستگاهی که بعد از سر مته برش قرار دارد محل استقرار اپراتور ماشین حفار می باشد. دستگاه تئودولیت ، کامپیوتر و تمام شاسیها و کلیدهای ماشین حفار در این قسمت تعبیه شده است.
آخرین قسمت اصلی ، شیلد انتهائی نام دارد. دستگاه نصب کننده قطعات پیش ساخته بتنی و پوشش داخلی تونل در این قسمت قرار دارد. مجموع طول این سه قسمت ، 7,5 متر و وزن ماشین حدود 230 تن می باشد.
خاکها و مواد حفاری شده از سینه تونل از طریق دریچه های کنترلی که در کنار سر مته های حفاری تعبیه شده اند به نوار نقاله اولیه که طول آن حدود 9 متر است هدایت می شود و بعد بوسیله نوار نقاله انتهائی که طول آن حدود 30 متر است به واگنهای حمل خاک ریخته می شود. این واگنها خاکها را به خارج تونل برده و آنها را در محل مخصوصی تخلیه می کنند. خاکهای دپو شده بعدا" بوسیله کامیون به خارج کارگاه حمل می شوند.

پس از حفر1,20 متر طول که حجم خاک آن حدود 15 متر مکعب و زمان اجرای آن حدود 20 دقیقه است ، عملیات حفاری متوقف شده و قطعات پیش ساخته بتنی که در کارگاه دیگری تولید و با تریلی به محل حفاری حمل شده ، توسط واگنهای مخصوص حمل SegmentCar به داخل تونل و جلوی دستگاه برده می شوند.
سپس این قطعات پیش ساخته به ترتیب توسط دستگاه حمل کننده یا Erector،که قادر است 360 درجه حول محور خود بچرخد در جای خود قرار گرفته و بلافاصله بوسیله پیچ و مهره های قوسی شکل به قطعات نصب شده قبلی متصل و تثبیت می گردند.

هر رینگ بتنی از 5 قطعه پیش ساخته بتنی نوع A,B,C و یک قطعه کوچک بتنی نوع K یا Key تشکیل شده است. قطعات اصلی در محور 675 درجه و قطعه کلید شامل 225 درجه است و به همین جهت ، با تغییر موقعیت نصب قطعه کلید ، می توان جدار تونل را در مسیر مستقیم یا قوسی پوشش نمود.
ضخامت قطعات بتنی 25 سانتی متر و عرض آنها 1,20 متر است. با توجه به اینکه حفاری 4,30 متر ، قطر داخلی تونل 3,70 متر و قطر خارجی 4,20 متر است بنابراین بین قطر حفاری و قطر خارجی تونل ، پس از نصب قطعات به فاصله 5 سانتی متر فضای خالی باقی می ماند.
این فضا بوسیله دوغاب سیمانی با فشار پمپ از دستگاه تانکر مخصوص و از طریق سوراخهای مخصوصی که در وسط قطعات پیش ساخته تعبیه شده ، به پشت قطعات تزریق و پر می گردد. دوغاب سیمان یاد شده در خارج تونل تهیه و سپس بوسیله پمپ به تانکر مخصوص تخلیه می گردد.
دور هر قطعه پیش ساخته بتنی ، یک نوار لاستیکی آب بند یا Gasket قرار داده می شود بطوریکه با نصب قطعات در کنار یکدیگر هیچگونه درز یا فاصله ای در محل اتصال آنها پیدا نمی شود و آب نمی تواند به خارج از تونل نفوذ نماید.
پس از عملیات نصب ، حفاری تونل مجددا" شروع و عملیات ساخت تونل دنبال می گردد. ماشین حفار بطور معمولی در دو شیفت کار می کند ، و بطور متوسط روزانه 20 رینگ یا 24 متر طول تونل حفاری و قطعات پیش ساخته آن نصب می شود. در حالت معمولی ، ماشین در هر 55 دقیقه ، 1,20 متر حفاری و قطعات پیش ساخته بتنی را نصب می کند.

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  20  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله TBM از مهمترین ماشین الات حفر تونل

دانلود مقاله نقش روسیه در جنبش تنباکو

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله نقش روسیه در جنبش تنباکو دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

مقدمه و طرح سؤال
در تاریخ کشورها و سرزمین‌ها برخی از حرکت‌ها و جنبش‌ها به خاطر تازگی و کارکردشان اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کنند و چه بسا زمینه‌ای برای پیشرفت و یا پسرفت به حساب می‌آیند. جنبش تنباکو در ایران یکی از این مقاطع تاریخی است که مردم ایران را نسبت به قدرت خویش برای مقابله با پیش‌آمدهایی که حیثیت ملی آنها را به مخاطره می‌انداخت، آگاه ساخت. مردمی که یاد گرفته بودند هر آنچه شاه و دربار برای آنها رقم می‌زند بپذیرند و خود را ملزم به اطاعت از آن می‌یافتند هرچند از اجرای آن کراهت داشتند.
در این دوره تحولات در کشورهای اروپایی وارد مرحله‌ای حساس شده بود و سرمایه‌داری پا را از مرزهای خود فراتر گذاشته بود و در پی سود و منفعت خویش خواسته‌ها و مطالعات مردمان آن سوی مرزها را به هیچ می‌انگاشت. بنابراین جنبش تنباکو یک جنبش کاملاً مربوط به مسائل اقتصادی است یعنی ریشه اصلی‌اش به اقتصاد برمی‌گردد و این عملاً ناشی از یک مسئله بسیار مهم و آن به وجود آمدن و رشد امپریالیسم است. این مسئله تنها به ایران مربوط نمی‌شود و آسیا را هم در بر می‌گیرد. در ایران رژیم، رژیم زمین‌داری است و با رژیم سرمایه‌داری چندان میانه خوبی ندارد. لذا است که به واسطه پدید آمدن تعارض منافع زیر ساخت‌های اقتصادی اجتماعی دچار تضاد شده و مقابله با پدیده بیرونی نمود عینی به خود می‌گیرد. برای تحلیل انقلابها و جنبش‌ها در ایران براساس چارچوب نظری چارلزنلسون می‌توان گفت که هر جامعه یک ساخت دارد و ساخت جوامع با یکدیگر متفاوت است و هر ساختی یک عملکرد و کارد به خصوصی دارد. در ساخت اجتماعی ایران هم یک عملکردی وجود دارد که این ساخت‌ها را به هم مربوط می‌کند که به آن ساخت جامعه می‌گویند. این کارکرد، ساخت ارزشی را به وجود می‌آورد و این ساخت ارزش تغییرات مربوط به تجانس را به موجب می‌شود. حال اگر بین ساخت ارزشی و محیط تجانس باشد مشکلی پیش نمی‌آید ولی اگر عدم تجانس بین ساخت ارزشی و محیط به وجود بیاید آن وقت نظام نامتعادل اجتماعی رخ می‌نماید و این چیزی بود که در جنبش تنباکو اتفاق افتاد. به هر حال در این تحقیق در پی آن هستیم تا ببینیم نقش روسیه در این جنبش چه میزان بوده است. آیا همانطور که برخی ادعا می‌کنند سر منشأ و سرنخ ماجرا در دست روسها بوده و مردم را آنچنان که می‌خواستند هدایت می‌کردند یا فقط به خاطر حفظ منافع خود مخالف اعطای امتیاز به رقیب خود بوده‌اند، و این مردم و علما بودند قیام را آغاز کردند و به نتیجه رسانیدند. ما در این تحقیق سعی کرده‌ایم با تکیه بر اسناد و مدارک تاریخی موضوع را قدری بشکافیم. اما به نظر می‌رسد نقش روسیه یک نقش تقویت کننده و تکمیلی بوده تا یک نقش بنیادی و محوری، بررسی ادعاهای طرفین و مدارک تاریخی این را ثابت می‌کند.

نگاهی اجمالی به منابع
نخستین اثر مستقل و تک نگارانه دربارة جنبش تنباکو، کتاب تاریخ دخانیه شیخ حسن کربلایی است. حاج علی فرزند محمدرضا، پدر شیخ آقا بزرگ طهرانی هم رساله‌ای در تاریخ دخانیه نوشته که متاسفانه تاکنون یافت نشده است. پس از آن کتاب مستقل دیگری که نوشته شده کتاب «تحریم تنباکو، اولین مقاومت منفی در ایران» ابراهیم تیموری است که به سال 1328 خورشیدی چاپ شده است. وی از کتاب شیخ حسن، کمال استفاده را کرده و نامی از آن به میان نیاورده است. البته خود او هم تلاش زیادی در جمع‌آوری اسناد و مدارک کرده است.
اثر مستقل دیگر، عنوان «تحریم تنباکو» از خانم نیکی، ر،کدی است که توسط شاهرخ قائم مقامی ترجمه و به سال 1356 خورشیدی در تهران به چاپ رسیده است. تحلیلی از نقش سه گانه شیخ فضل‌الله نوری در نهضت تحریم تنباکو اثر مستقل دیگری از آقای ابوالحسنی (مندر) است که به سال 1360 توسط انتشارات پیام آزادی در تهران چاپ شده است. «پیکار پیروزی تنباکو» از محمد نهاوندیان (تهران، چاپ پرتو) و کتاب «ریشه و روند جنبش تنباکو» (بدون یاد از نام مؤلف) و کتاب «اندیشه دینی و جنبش ضد رژی» از آقای حسین آبادیان (تهران، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، 1376 آثار مستقل دیگری هستند که در این باره انتشار یافته‌اند.
کتابی نیز با عنوان «بازرگان» از خانم هما ناطق دربارة دادوستد با بانک شاهی ورژی تنباکو در تهران به سال 1373 چاپ شده است.
کتاب ویژه‌ای هم دربارة مرحوم سید علی‌اکبر فال اسیری مجتهد فارس با عنوان «نقش مجتهد فارس در نهضت تنباکو» از آقای محمدرضا رحمتی در تهران و به توسط بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی چاپ شده است.
ما در این تحقیق تلاش نموده‌ایم از منابعی بیشتر بهره ببریم که به شکلی به موضوع مرتبط بود و در آنها به نقش روسیه در جنبش اشاره شده باشد. از جمله این منابع برخی خاطرات از جمله خاطرات دکتر فوریه در ایران است.
همچنین اسناد وزارت خارجه انگلیسی و فرانسه از دیگر منابع است که به آنها مراجعه شده است. بخش دیگر منابعی در واقع منابع مطالعاتی و تحقیقاتی است که با مراجعه به آنها سعی شده تا نتیجه تحقیقات آنها به شکلی در این پژوهش منعکس شود.
از جمله منابعی که به کرات به آنها استناد شده کتاب روس و انگلیس در ایران اثر فیروز کاظم‌زاده است. تاریخ قاجاره اثر آ.ک.س لمبتون از دیگر منابعی است که به قدر نیاز به آنها مراجعه کرده‌ایم.

 

زمینه‌های فرهنگی جنبش
یکی از زمینه‌های جنبش تنباکو در ایران نارضایتی مردم و علما از نفوذ فرهنگی و اقتصادی بیگانگان در کشور بود. این نفوذ که حیثیت و هویت ملی و فرهنگی یک جامعه سنتی را با خطر مواجهه کرده بود تبدیل به یک جنبش ضد بیگانه شد. شیخ حسن کربلایی فضا را این چنین توصیف کرده است: چنان افعال و اطوار زشت و ناپسند فرنگیان در نظرها به زیبایی جلوه گرفت که مسلمان زادگان ایران، با آن وجدانهای سلیم و سلیقه مستقیم، قبایح افعال و اطوار ننگ مغزانة فرنگیان را با شوق و شعف هر چه تمام‌تر، شعار ]شعائر[ خود گرفته، سهل است که مایة مباهات خود دانسته، بدان قبایح نیز بر مردم مملکت افتخار و مزیت جستند؛ و با همة این، باز هم فرنگی مآبی دست از مسلمانان برنگرفت تا بر طبایع ایشان نیز استیلا یافته، استعداد طبیعیه تا مسلمانان را هم از ریشه برانداخت.
نویسنده تاریخ دخانیه در ادامه می‌نویسد:
این شد که از این پس کلمه ملت را که سبب اصلی خرابی کار ایران فهمیده بودند، نفوذ و موقع پیشین از دلها برفت و افکار فرنگستان که ضامن سعادت و نیکبختی ملت و مملکتش می‌دانستند. هر روزه در نظرها رونقی تازه گرفت و به تدریج مقام فرنگیان در ایران خیلی بلند و منتسبات فرنگستان کلّیة خیلی دل‌پسند افتاده و بدین و تیره هر کار فرنگی و فرنگی مآبی را در ایران ]رواج[ افزوده شده و بازار اسلام و مسلمانی را همی (رونق) بکاهید، تا آنجا که بزرگان ایران را از سازش و آمیزش با مردم فرنگستان، عظم بسیاری از منکرات اسلامیه یکسر از نظر به در رفت؛ سهل است که نوبت، کم‌کم به معلومات وجدانیه و مسلمات فطریه رسید.

 



زمینه‌های اقتصادی جنبش تنباکو
نفوذ اقتصادی بیگانگان در ایران یکی دیگر از عوامل عمده پیدایش جنبش تنباکو بود. مردم، تجار و بازرگانان وقتی می‌دیدند که سرنوشت اقتصادی مملکت خود به دست بیگانگان افتاده است به دنباله بهانه به منظور نشان دادن واکنش بودند و این بهانه با اعطای امتیاز توتون و تنباکو به دست آمد.
در اینجا قسمتی از نامه یک تاجر به علمای عراق که توسط شیخ حسن کربلایی در زمینه دخالت خارجی‌ها در مسائل مملکتی و ضررهای آن به اقتصاد کشور در کتاب تاریخ دخانیه آورده شده متذکر می‌شویم:
«نوع اهالی این بلد عمده و معظم که چشم و چراغ ایرانیان است، خاصه صنف تجار را، کار این روزها خیلی سخت و دشوار شده و چگونه سخت و دشوار نباشد و حال آن که چندین سال است تا کنون که ]به[ سبب مداخل و استیلای فرنگیان، رشتة تجارت ایران بالمرّه از دست تجار مسلمان بیرون رفته است.
این جماعت فرنگیان، گذشته از این که در کلیة بلاد ایران، خاصه در این بلد معظم، کم‌کم خیلی زیاد شده و در رشتة بسیاری از کارها، مدخلت جسته‌اند، این جماعت به یک وضع تقلبی در کار تجارت ایرانیان داخل شده و رشته کارها را در هم و برهم زده‌اند که تجار مملکت را علی‌الخصوص با التزام به احکام شریعت، دیگر دادوستد صرفه ]وعاندی[ ندارد، سهل است که این وضع دادوستدهای اسلامی، به جز خسارت، نتیجه و حاصلی نتواند داشت. این است که از چندین سال تاکنون، هر ساله در هر بلد جمعی از تجار مسلمان ورشکسته و خانه‌نشین شده و این باقی مانده هم که امروزه علی الرسم به حجره و کاروانسرا می‌آیند، با کمال کسالت و افسردگی هرکسی در این خیال که تا هنوز به وسیله چرکین ورشکستگی ننگین شده خود ]اختیاراً[ از کار تجارت کناره گرفته و ابتداً خانه نیشن باشد.
مقایسه امتیازاتی که کشورهای ضعیف‌تر به قدرتهای بیگانه داده بودند از دیگر دلایل مخالفت مردم با امتیاز تنباکو بود. چه براساس اسناد میزان سود و بهره‌ای که از بابت امتیاز توتون و تنباکو به ایران داده می‌شد به مراتب کمتر از امتیازات از نوع خود در سایر کشورها از جمله عثمانی بود.
در این اواخر در مملکت ما دو سه فقره امتیاز به اجانب داده شده است که امثال آن شرایط خفیفه ]، حقیقتاً[ در هیچ مملکتی دیده و شنیده نشده است امروز دولت انگلیس با آن همه اقتدار در زنگبار و فرانسه در داهومی (بنین) و دولت ایتالیا در حبشستان با آن شرایط خفیفه امتیاز حاصل نتواند نمود؛ حقوق هیچ مملکت و ملتی بدین پایه رایگان فروخته نمی‌شود؛ آیا واسطه کار هیچ وجدان ندارد ]و به هوش نمی‌آید[ و پیش خود نمی‌اندیشد که این امتیازات متضمن حقوق عمومیه است؟

 

رقابت‌های روس انگلیس در ایران
در دوران قاجار محور عمده حل و فصل مشکلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی رژیم حاکم را، سیاست موازنه مثبت (جلب رضایت دو ابرقدرت روس و انگلیس، از طریق اعطای امتیازات و منافع مختلف به آنها) تشکیل می‌داده است! تا جائیکه به عنوان شیوه‌ای سهل الوصول برای حفظ و بقای شاه و برابر تکاثر طلبی استعمارگران بین‌المللی به کار گرفته می‌شد. و اساساً رژیم حاکم بر هیچ وجه برمبنای منافع مردم محروم کشورمان و هویت و استقلال اسلامی میهنی عمل نمی‌نموده و تنها چیزی که مبنای ارزش‌گزاری و برنامه‌های آن را تشکیل می‌داد حفظ منافع دربار و قدر قدرتی شاه وقت بوده است.
این وابستگی به اجانب به نحو بارزی در نامه سید جمال الدین اسدآبادی به میرزای شیرازی منعکس شده است.
و (شاه) نصف دیگر مملکت را هم به عنوان حق سکوت به دولت روسیه ـ داده اگر شود ـ آنهم عبارتست از:
1ـ مرداب رشت و راه انزلی تا خراسان و آنچه از خانه‌ها و مسافرخانه‌ها و باغستانها تابع ان راه است. ولی دولت روسیه به دماغش خورده و این هدیه را نپذیرفته، او در صدد است اگر این معاهده‌ها ـ که به تسلیم کشور به اجانب منتهی می‌شود به هم نخورد، خراسان را مستعمره خود کرده و به آذربایجان و مازندران نیز دست بیاندازد، این اولین نتیجه‌ای است که بر ریاست این احمق مترتب می‌شود. خلاصه این مرد تبهکار، کشور ایران را اینطور به مزایده گذاشته و خانه‌های محمد و ممالک اسلامی را به اجنبی می‌فروشد ولی از پست فطرتی و فرومایگی که دارد به قیمت کم و وجه اندک حاضر به فروش می‌شود. بله وقتی پست فطرتی و حرص با خست و دیوانگی آمیخته شود، چنین خواهد شد.
از مدتها پیش بر ناصرالدین شاه و صدر اعظم وی، میرزا حسین‌خان مشیروالدوله، آشکار شده بود که از سوی روسیه تهدیدی بنیادی نسبت به استقلال ایران صورت می‌گیرد و ایران با توجه به موقعیت متزلزل امور مالی‌اش، بدون متحد نمی‌تواند در مقابل نفوذ روسیه مقاومت کند. بنابراین، آنان درصدد برآمدند که توجه قدرتهای بزرگ را به توسعة اقتصادی کشور جلب کنند، به این امید که اگر این قدرتها در کشور سرمایه‌گذاری کنند به حفظ استقلال ایران کمک خواهند کرد. در آن زمان، هیچ یک از قدرتهای بزرگ به جز روسیه و بریتانیا به ایران علاقه نشان نمی‌دادند و بدین ترتیب بود که امتیاز رویتر سرانجام به یک تبعة بریتانیایی اعطا شد. روسها از اعطای این امتیاز به شدت خشمگین بودند و در دیگر کشورهای اروپایی نیز نسبت به این امتیاز انتقادات زیادی شد و بالاخره در 1873م، شاه تحت فشار روسیه این امتیاز را لغو کرد.
شاه و سپهسالار پس از این بخشش (امتیاز رویتر) و با پولی که به عنوان رشوه از رویتر گرفتند، در سال 1290 هجری قمری، از طریق روسیه به فرنگ رفتند. ولی در پایتخت روسیه با اعتراض شدید دولت تزاری نسبت به این عهدنامه روبرو شدند که دنبالة این سفر به اعطای امتیازات دیگری به روسیه منجر شد!
انگلیسی‌ها که به علت حضور رقیب، عهدنامه رویتر را زیاد قابل اجرا نمی‌دیدند، بیشتر به بهره‌برداری سیاسی از آن پرداختند و خود جداگانه با روسیه بر سر حفظ امنیت سرحدات هندوستان و در عوض چشم‌پوشی از تصرف خانات آسیای مرکزی و از جمله شرق دریای خزر که جزء خاک ایران محسوب می‌شد به توافق رسیدند و از سوی دیگر ناصرالدین شاه برای تلافی ظاهری این عمل، تشکیل قوای قزاق را در سال 1296 هـ.ق به روسها واگذار نمود.
چندسال بعد از (قضیه رویتر) انگلستان که زمینه را برای گرفتن امتیازهای بیشتر از طریق رژیم شاه کاملاً مساعد می‌دید، وی را توسط صدراعظم «امین السلطان» برای دیدار از اروپا دعوت کرد. اما روسیه تزاری که خود را در این متضرر می‌دید از ناصرالدین شاه که اجازه عبور از خاک روسیه را می‌خواست تقاضای امتیازاتی به نفع خود نمود. در نتیجه شاه به دولت روس متعهد شد که:
مرداب انزلی و رودخانه‌هایی که مصب آنها در این مرداب هستند و تمام رودخانه‌هایی که به بحر خزر می‌ریزد برای کشتی‌های روس آزاد باشد و اینکه روسها در هر جا که مناسب و مفید بدانند در خاک ایران راه آهن بسازند و علاوه بر این، دولت ایران تا 5 سال به هیچ دولت خارجی اجازه ساختن راه آهن را ندهد.
در سفر (سوم) ناصرالدین شاه به فرهنگ و توقف او در انگلستان (شعبان 1306 هـ . ق) پیشنهاد و اعطای امتیاز توتون و تنباکوی ایران به انگلستان مطرح شد به این منظور دولت انگلیس یکی از اتباع خود به نام ماژور تالبوت را به عنوان طرف قرارداد معرفی کرد. سرانجام در رجب 1307 هـ . ق پس از مراجعت شاه به ایران این امتیازنامه در 15 ماده تنظیم و به امضای ناصرالدین شاه رسید.
نویسنده کتاب تاریخ دخانیه چگونگی سفر شاه به فرنگ و دادن امتیاز را چنین نوشته است:
قضا را در همین اثنا اعلیحضرت اقدس همایون پادشاه اسلامیان پناه در سنة 1306 سومین باره، عزیمت خسروانه به تجدید سیر و سیاحت فرنگستان و گلچین از اوضاع ترقیات آن سامان گرفت. ]![ در این سفر جمعی از بزرگان مملکت را نیز به شرف التزام و رکاب همایونی مفتخر و سرافراز فرموده که پس از اطلاع و آگاهی کامل از اوضاع ترقیات و تنظیمات فرنگستان، تدبیر ادخال و اجرای آن گونه ترقیات و تنظیمات را در وطن‌گری با هم بیندیشند.
شیخ حسن کربلایی در زمینة زیرکی انگلیسی‌ها برای استفاده از موقعیت و نقش امین‌السلطان در این باره چنین ادامه می‌دهد:
معلوم است حریف کهنه‌کار و هوشیار، پس از تمهید این همه مقدمات کار، البته استنتاج نتیجه را فرصت یافته و غنیمت خواهد شمرد. این بود که در همان ایام اقامت موکب همایونی در انگلستان، ماژور تالبت نامی از مردم انگلیس که سابقة ادعایی با دوست ایران داشت رشتة خیلی بلند و رسای امتیاز عمل دخانیه کل ممالک محروسة ]ایران[ را خواستگار وصل جو شده، چنگ توسل به دامان شرف شأن یکی از بزرگان (امین السلطان) که مصدر کارهای بزرگ مملکت بود در آویخت. بزرگ محترم نیز شاید بدین ملاحظه که برحسب مکنون خاطر خطری همایونی ما را در این سفر جز ادخال و اجرای این گونه، کارهای سودمند نتیجه‌دار به ایران مقصدی در نظر نخواهد بود، پذیرفت.

دیورند از مأموران انگلیسی ـ هندی که در دستگاه سرفردریک رابرتس در جنگ دوم انگلیس و افغانستان به عنوان منشی سیاسی خدمت کرده و در وزارت خارجه هندوستان به مقام معاونت وزارت رسیده بود درباره دیدگاه سفارت انگلستان در ایران نسبت به دربار و روسها نوشته است.
قشونی در کار نیست. سربازان با رباخواری امرار معاش می‌کنند.‌.. اگر یک بریگاد (تیپ) روسی به سوی تهران حرکت کند تصور نمی‌کنم که یک گلوله هم به طرف آن شلیک شود. ناصرالدین شاه از ملاها می‌ترسد، زیرا هر کار بخواهند می‌کنند و به راستی دولتی وجود ندارد بهترین فرصت برای اصلاح امور آن است که بین ما و روسها توافقی شود اما می‌ترسم که نتوان به این کار امیدوار بود. ما در نظر ناصرالدین شاه مهاری هستیم برای روسها و روسها از بسیاری جهات به نحوی عجیب از ما هراسان‌اند. هیچ‌گونه احساس حقارتی در کار نیست، اگرچه در واقع قدرت حقیقی در دست روسها است.
در همان زمان یک نشریه انگلیسی در این باره نوشته است.
سیاستمداران توانا و با تجربه معتقدند که دخالت وزارت خارجه در امور ایران، رقابت روسها را برخواهد انگیخت و از هم اکنون شروع فعالیت قدرت اخیر آشکار است. در حال حاضر نمایندگی دولت روسیه در ایران با یکی از کاربرترین و زیرکترین دیپلماتها یعنی موسیو دبوتزوف است که آگاهی کاملی از امور شرق دارد و بی‌شتاب و با دو اندیشی اقدام می‌کند. روسها که هیچ یک از سهامی را که در لندن به فروش می‌رسد نخریده‌اند عملاً تلاش می‌کنند که مانع از اقدامات انگلیسی‌ها شوند و در کار آنها مشکلاتی پدید آورند.
به هر حال مخالفت روسیه، با تنباکوی رژی، از همان ابتدا آشکار شد. سفیر انگلیس در تهران که دریافته بود روسیه با چنین انحصار وسیعی برای اتباع بریتانیا مخالفت می‌کند و از طرفی نیز مایل بود که وسایل پیشرفت مادی و ثابت ایران را فراهم کند، از اعطای این امتیاز به یک شرکت بین‌المللی طرفداری می‌کرد. چند هفته، پس از تلگرام مورخ 51 مارس، وی چنین گزارش داد: برای اجتناب از اصطکاک با روسیه، شرکتی که در مورد این امتیاز کار می‌کند، باید بین‌المللی گردد و از سرمایه‌داران فرانسه، آلمان، روسیه و دیگر کشورهای اروپایی دعوت به همکاری شود.
اعطای امتیاز تنباکو و سپس لغو آن، مبارزه بین روسیه و انگلیس را در ایران کاهش داد و اثر این امر را در سیاست داخلی ایران آشکار کرد. این امر نشان داد که چگونه برای بریتانیا غیر ممکن است که از موقعیت خاص روسیه در ایران غافل بماند. از مدتها قبل آشکار شده بود که هرگونه امتیاز سیاسی حتی دیررس برای بریتانیا در ایران با مخالفت روسیه مواجهه خواهد شد. مخالفت روسیه با امتیاز رویتر و تنباکوی رژی بر این واقعیت مبتنی بود که یک مخالفت به زمینه‌های تجاری نیز کشیده می‌شد.

علما و مردم
اینکه علما و مردم عامل اصلی جنبش تنباکو در ایران بوده‌اند از سوی برخی مورد تردید قرار گرفته است. اگرچه ما ضمن تاکید بر دسیسه چینی‌های روسها در این باره باید تاکید کنیم رشته کار در دست مردم و علما بود و نقش روسیه را باید یک نقش تکمیلی ارزیابی کرد که در صورت فقدان آن جنبش به حرکت خود ادامه می‌داد. در ضمن نمی‌توان میزان نقش روسیه را در این ماجرا واقعاً مشخص کرد. یکی از محققین در این باره می‌نویسد: علی رغم شروع امید بخش (شرکت تنباکوی رژی) اضطرابی در تمام کشور گسترش یافت و نشانه‌هایی از دخالت طبقات مذهبی به چشم می‌خورد. اینکه فعالیت‌های آنان در این مرحله تا چه حد به تحریک روسها انجام گرفته ـ همچنانکه امین‌السلطان اشاره می‌کند. و تا چه حد در نتیجة بدگمانی آنان از دخالت خارجی در کشور بوده است، روشن نیست.
اگرچه برخی بر تحریک علما از سوی روسیه تاکید کرده‌اند اما سندی در این باب به دست نداده‌اند. در ماه مارس آرامش فریبنده پدیدار شد. شرکت شاهنشاهی تنباکوی ایران آماده شده بود که کارهای خود را آغاز کند ـ با پشتیبانی کامل امین السلطان که اکنون صاحب تقریباً پانصد سهم از سهام شرکت بود. اما سفارت روس تارهای گران دسیسه‌چینی را در سراسر ایران تنیده و برای جلب حمایت روحانیان تا شهرهای مقدس عراق گسترده بود.
این ادعا توسط اشخاص دیگری نیز مورد تاکید قرار گرفته و اما به نظر می‌رسد فضای موجود در دربار که همواره از بیگانگان ترس وحشت داشته به بیرون نیز انتقال یافته و این گونه منعکس شده است. در حالیکه گفتیم نقش روسیه در این ماجراها فقط جنبه تقویتی داشته و عامل بنیادین برای شورش و قیام نبوده است.
در تحریک مردم و تجار آذربایجان مأمورین دولت روسیه که با امیر نظام و حاج میرزا جواد آقا مجتهد رابطة نزدیکی داشتند بی‌دخالت نبودند بطوریکه با دادن پول و وعده به استحضار دولت روسیه از هیچ کوششی فروگذاری نداشتند.‌..
29 محرم ـ امروز معلوم شد که در تبریز از چند روز قبل جمعیتی جلوی عمارت ولیعهد اجتماع کرده با تهدید و به سختی رعایت احکام قرآنی را مطالعه می‌کنند چون دولت می‌ترسد که این مردم از قول به فعل بپردازند از سفیر روس خواسته است که دولت روسیه در کار تبریز مداخله کند.
در خارج از ایران تمام مردم شیعه مخصوصاً در بین‌النهرین حکم (میرزا) پیروی کردند و دولت روسیه نیز چون این جریان را تقویت می‌نمود به بهانه دستور رئیس مسلمین در قفقازیه و دیگر نقاط مسلمان‌نشین روسیه قدغن کرد در قهوه‌خانه‌ها و سایر مجامع عمومی سیگار و چپق و قلیان استعمال نکنند.
این اتهام که علما از سوی روسها تحریک شده‌اند همانطور که قبلاً اشاره شد اولین بار توسط امین السلطان مورد تاکید قرار گرفته است که در محل خود به علت این موضوع پرداخته‌ایم.
در بایگانی سفارت انگلیس سابقه‌ای وجود دارد که نشان می‌دهد امین السلطان راجع به دومین طغیان بزرگ ضد رژی، یعنی اعتراض تبریز گفته است.
حالا ثابت شده است که مجتهد (میرزا جواد آقا مجتهد تبریزی) نقش فتنه‌آمیز بزرگی در تمام آشوبهای اخیر مربوط به رژی ایفا کرده و با مجتهد بزرگ در سامره و علمای مشهد و بطور محرمانه با سر کنسول روس در تبریز در ارتباط بوده است.
این اتهام به شکلی مطرح شده است که حتی اقدامات مردم و علما در شیراز هم به تحریک سرکنسول روس در تبریز نسبت داده شده است.
امین السلطان به کندی گفت که صدور این اعلامیه (در تهدید علما در شیراز برای همکاری نکردن با رژی) زیر سر کنسول روس در تبریز است. بوتزوف در تمام رعایای روسیه را آگاه کرد که می‌توانند وجود امتیازنامة تنباکوی رژی را نادیده بگیرند و بی‌هیچ مانع ورادع، خرید و فروش تنباکو پردازند.
بوتزوف با این کار ضربتی بر ژوی فرود آورده و با جنبش ضد رژی به طور ضمنی همداستانی نموده بود.
اینکه دولت روسیه به علما برای مقابله با رژی کمک و مساعدت مالی داده‌اند با وجود طرح، اثبات نشده و در صورتی که مدرکی تا کنون به دست آمده بود قطعاً همگان از آن آگاه می‌شدند.
ناظم‌ الاسلام کرمانی در این باره چنین شهادت داده است.
از قراریکه مسموع می‌شود از طرف روسها بعضی اقدامات می‌شود و بعضی را پول می‌دهند نمی‌دانم مقصود از این پولها چه می‌باشد و روسها برای چه پول خرج می‌کنند آقایان علما و اجراء دستخط شاه عدالتخانه را تقاضا می‌کنند جمعی از دوست داران وطن در خیال اصلاح ادارة دولت گروهی در خیال عزل عین الدوله و نصب امین السلطان می‌باشند. اینها هیچ کدام راجع به روس نمی‌باشد خرج کردن روس و انگلیس و دلسوزی آنها برای ما از روی چه مأخذ است. جناب ذوالریاستین فرمود پول دادن انگلیس و روس را به بعضی من هم شنیده‌ام لیکن معلوم نیست واقعیت داشته باشد. نگارنده گفت من از جاهای دیگر اطلاع قطعی ندارم ولیکن بطور قطع و یقین می‌دانم که در چند شب قبل از این هزار تومان از طرف روسها برای آقای طباطبایی برده‌اند و جنابش را فرموده است این هزار تومان از طرف روسها به توسط ملک و رشید بیگ برده شده است. آقای طباطبایی فرموده است که اگر این پول را می‌دهند که من بر نفع آنها اقدامی کنم این امری است محال و اگر باید بر ضرر آنها اقدام کرد که هیچ عاقلی پول نمی‌دهد که در مقام ضرر دهنده خرج شود وانگهی من آنچه پول بخواهم ملت من خواهد داد و از من مضایقه ندارد پس چگونه من ملت خود را گذارده از دشمن ملت خود پولی که نمی‌دانم به چه قصد به من می‌دهند قبول کنم با لجمله آقای طباطبایی پول را قبول نکرده و رد فرمود.
گزارشی که برخی از نویسندگان پس از پایان جنبش تنباکو آورده‌اند بهترین دلیل ادعای ماست. ما بدون دخل و تصرف قضیه را از کتاب تحریم تنباکو اثر ابراهیم تیموری می‌آوریم.
واقعه تحریم تنباکو درایران مدتها در ممالک اسلامی نقل هر محفلی بود و روزنامه و مجلات تا چندی درباره این موضوع قلمفرسایی می‌کردند و تمام دول به نمایندگان و مأمورین خود در تهران و بغداد دستور دادند شرح احوال میرزای شیرازی را به طور مفصل تحقیق و گزارش دهند تا بدانند این شخص بزرگ کیست.
امپراطوری روس برای آنکه نظر میرزای شیرازی را به خود جلب کند نامه‌ای در نهایت ادب همانطور که برای پاپ می‌نویسند؛ به مرحوم میرزا می‌نویسد و از اقدام او در موضوع تحریم تنباکو سیاستگذاری می‌کند و ضمناً می‌گوید: من اوامر شما را در ممالک روسیه نسبت به مسلمانان اجرا می‌کنم و حاضرم برای پیشرفت مقاصد شما در ممالک ایران هر اقدامی بنمایم. این نامه را سرکنسول روس در سامره دوسه روزه در کشتی توقف کرده و تقاضای ملاقات از میرزا می‌نماید ولی مرحوم میرزای شیرازی از پذیرایی و ملاقات سرکنسول روس عذر خواست و او را به حضور نپذیرفت و به بهانة اینکه آداب نامه نگاری به امپراطوری را نمی‌داند از دادن جواب نیز امتناع کرد و همین قدر پیغام داد که شما از طرف من اظهار امتنان را به امپراطوری بنویسید.

 


شاه و امتیاز تنباکو
اینکه دربار و شاه تحت تأثیر قدرتهای خارجی وقت یعنی روس و انگلیس قرار داشتند و اعمال سیاسی خود را برای جلب رضایت آنان به کار می‌گرفتند شکی نیست. یکی از انتقاداتی که می‌توان به شاه و دربار در این باره داشت این است که قدرت مدیریتی که بتواند از رقابت این دو به نفع کشور سود ببرند را نداشتند. لذا تصمیم‌گیری‌ها تحت تأثیر سیاست‌های یکی از این دول خارجی اتخاذ می‌شد. مثلاً در یک مورد که ولف سفیر انگلیس در تهران در سفری به کشورش قصد بازگشت نداشت شاه (ناصرالدین شاه) در آخرین گفتگویش با ولف درخواست کرد که چنانچه او در سفر به انگلیس برنمی‌گردد فردی شایسته و قدرتمند به جای او به کار مشغول شود تا از او در برابر روسها که تقریباً شب و روز با او به سر می‌برند حمایت کند. آقای کندی که در غیبت ولف، شارژ دافر انگلیس در تهران بود، در توابر پیغام فرستاد که سفیر روسیه گفته است رسماً دستور داشته تا امتیاز تنباکو را به این دلیل که یک امتیاز انحصاری است به رسمیت نشناسد.
شاه ابتدا برای اجرای امتیاز توتون و تنباکو اصرار ورزید اما وقتی فشار روسها را برای لغو آن شدیداً برخود احساس کرد از اصرار خود دست برداشت. در این باره خانم آن لمبتون چنین می‌نویسد: سفیر روسیه، در 6 سپتامبر به حضور شاه رسید و در این ملاقات برای لغو امتیاز پافشاری کرده شاه قاطعانه ایستادگی کرد و از سرکنسول روس در تبریز خواست که از نفوذش برای جلوگیری از وقوع مکرر بحرانهای بعدی استفاده نماید.
فشار سفارت انگلیس مانع از این شد که شاه بتواند امتیازنامه را همان وقت بی‌درنگ فسخ کند اما کندی نمی‌توانست شاه را در فرو نشاندن آتش هرج و مرج که در بسیاری از نقاط کشور در گرفته بود یاری نماید. پس شاه از روی نومیدی، برای یاری جستن رو به سوی کسانی کرد که قدرت داشتند ـ یعنی روسها. بوتزوف اصرار داشت که امتیازنامة رژی بیش از ریشه دوانیدن در مملکت، فسخ شود. شاه با دلیل و برهان ثابت می‌کرد که این کار نشدنی است، زیرا در این صورت باید امتیازات دیگری به جای امتیاز رژی ببخشد ـ امتیازاتی که حتی ممکن است به مزاق روسها ناگوارتر باشد. بوتزوف به اصرار شاه قول داد که به سرکنسول روس در تبریز دستور دهد تا نفوذ خود را برای ممانعت از اختلال و بی‌نظمی به کار برد.
شاه چون دید که روسها اصراری در لغو امتیاز دخانیات و انگلیسی‌ها سماجت در حفظ آن دارند سخت پریشان خاطر شده است در ابتدا می‌خواست که قشون به تبریز بفرستد و مردم شورشی را سرکوب کند لیکن به این علت که دولت روسیه وعدة میانجیگری داده از این تصمیم برگشته و به کار بردن وسایل مسالمت‌آمیز را علی‌العجاله ترجیح داده است.
اما نهایتاً براثر فشار مردم و علما بالاخره شاه هم تسلیم شد و بر لغو امتیاز رضایت داد و همچون امین السلطان به روسها پناه آورد.
یادداشتهای فوریه، خبر از در دامن روس افتادن شاه هم می‌دهد:
امروز اعلیحضرت وزیر مختار روسیه را به حضور پذیرفت و بیاناتی را که امین السلطان به او کرده بود تأیید نمود و رضامندی خود را از الفتی که بین دولتین ایران و روسیه پیش آمده به او خاطرنشان ساخت. شاه وقتی که از این مجلس بیرون آمد بشاش بود.
گزارشهای اعتماد السلطنه هم، همین حاصل را دارند:
. . . شارژ دافر روس می‌گفت «ما با امین السلطان صلح کردیم، به سفارت روس آمد، شرط و عهد بست و قسم خورد که منبعد با ما خلاف نکند.» دیروز هم وزیر مختار روس خدمت شاه رفته بود. شاه هم ضامن صدق قول امین السلطان شده بود. . .
شاه شکار تشریف بردند. من هم در رکاب بودم. قوچی‌آ که دیروز شکار فرموده بودند به توسط امین السلطان به جهت وزیرمختار روس فرستادند
شاه بنا به گزارش دوبالوا وزیر مختار فرانسه در تهران به عبارتی هرچه عاجزانه‌تر به خود خط نامه‌ای به امپراطوری روس نوشته و از او تقاضا کرده است که بر وی رحم کند و وی را مشمول فتوت و بزرگواری خود قرار داده کمک کند تا از وضع ناگواری که انگلیسها برایش فراهم آورده‌اند خلاصی یابد.

 

امین السلطان و امتیاز تنباکو
امین السلطان یکی از دولتمردان وابسته بیگانه بود که در قضیه امتیاز توتون و تنباکو نقشی بسیار خطیر ایفا کرد اما تلاش‌های او بر محور وابستگی به یکی از قدرتهای مطرح روز دنیا دور می‌زد. وی که در ابتدا وابستگی شدیدی به انگلیسی‌ها داشت پس از لغو امتیاز خود را ناچار به افتادن در دامن روسها دید. وی یکی از منابعی است که واقعه تحریم تنباکو را به روسیه نسبت داده و علما را متهم به همکاری با این دولت کرده است. و در واقع حرکت مردم و علما را برای احقاق حقوق خود تحریک شده از سوی روسها می‌داند اما بسیاری از مورخین محققین شهادت وی را در این باره رد می‌کنند. دراین باره فیروز کاظم‌زاده نیز تأیید می‌کند که شهادت امین السلطان کمتر درخور اعتماد است.
بنابراین چنین گزارشهایی نمی‌تواند پایه و مدارک برای قضاوت ما باشد. زیرا می‌توان انگیزه امین السلطان را در اظهاراتی از این قبیل تشخیص داد و آن اینکه او می‌خواسته با انتساب شورش به روسها و با فشاری بر این مطلب، حمایت و مساعدت هرچه بیشتر انگلستان را به خود (که با قوت گرفتن انقلاب، سخت در خطر بوده است) جلب کند و به فرض اگر چنین انگیزه‌ای را هم در او کارگر ندانیم، بینش بیگانه‌نگر او که روس و انگلیس را تنها بازیگران صحنة سیاست می‌دانسته و خبر از نیروی عظیم ملت نداشته است نمی‌تواند مورد تائید قرار گیرد و همین بینش نادرست بوده که گدائی و چاپلوسی درباریان را حاصل می‌کرده است.
زیرا که امین السلطان تا پیش از لغو امتیاز، تنباکو، همیشه سفرة دل پیش نمایندگان انگلیس می‌گشوده و حتی رازهای حکومت و گفتگوهایش با سفیر روس را نیز، با آنان در میان می‌گذاشته است.
و به دلیل همین گوش به فرمانی و جاسوسی است که دولت علیه حضرت ملکة انگلیس، رسماً از ایشان حمایت و قدردانی می‌کند. این وابستگی را روسها نیز می‌دانستند و در اسناد مختلف در این‌باره بر این علم روسها تاکید شده است.
در یک ملاقات خصوصی با ناصرالدین شاه در 21 اوت، بوتزوف به ناصرالدین شاه گفته بود از آنجا که وی می‌داند امین السلطان آنچه را که روسها می‌گویند به اطلاع ولف می‌رساند. هیچ تمایلی به مذاکره با وی ندارد. او برای اثبات این امر، مذاکره اخیری را که بین اسپیر شارژدافر روسیه و امین السلطان انجام شده بود، شاهد آورد. این موضوع تقریباً بلافاصله توسط موریه، سفیر انگلیس در سن پطرزبورگ به گی‌ا.س، وزیر خارجه روسیه گزارش شده بود.
روابط امین السلطان با روسها تا مرحلة دشمنی آشکار به وخامت گراییده بود. بوتزوف او را به جهت تمایلات آنگلوفیلی شاه و به سبب خودداری دولت ایران از همکاری با سفارت روس ملامت می‌کرد. ضمن مذاکره‌ای که در تاریخ 10 ژانویة 1892/9 جمادی‌الثانی 1359 ق بین صدراعظم و بوتزوف صورت گرفته بود، بوتزوف گفته بود که اعتماد تزار نسبت به دوستی شاه تزلزل یافته است. در سابقة اعلیحضرت شاه راضی به شنیدن اندرز روسیه بود اما در این اواخر ظاهراً با آن دولت مخالفت شده و فقط در صدد جلب رضایت انگلیس است.
سرمورتیمر دو راند، سفیر انگلیس در تهران، در دسامبر 1895 چنین اظهاراتی در مورد امین السلطان دارد.
شاید چنانکه برخی معتقدند او از 1892 مخفیانه به طرف روسها رفته باشد ولی محققاً نخست با ما بود و برای پیش‌برد مقاصد ما تلاش بسیار کرد.
فوریه می‌گوید: که در 19 فوریة 1892 م، امین السلطان با سفیر روسیه م.دوبوتزوف ملاقات کرده در این ملاقات، امین‌السلطان که ادامه سیاست قبلی‌اش را بیهوده می‌دانست، تعهداتی در مورد تغییر رفتارش به بوتزوف داد و به همین دلیل سفیر روسیه نیز به او قول حمایت داد. وقتی که بعداً امین السلطان استعفا داد، هرچند شاه استعفای او را نپذیرفت، سفیر روسیه برای جلب دوستی امین السلطان از فرصت استفاده کرد و به شاه توصیه کرد که با امین السلطان توافق کند و به گونه‌ای وانمود کرد که علت این مقام امین السلطان خود اوست.
فوریه در ادامه خاطرات خود درباره سیاست امین السلطان برای نزدیکی به روسیه می‌نویسد:
امین السلطان، پس از شکستی که در تعقیب سیاست سابق خود خورد، برای آنکه از صدارت نیفتد با زیرکی مخصوص، خود را به روسها نزدیک کرده است و همچنین امروز، پس از آنکه انحصار دخانیات از میان رفته و امید به برگشت آرامش در مملکت زیاد شده است، امین السلطان تغییر سیاست خود را عملی کرد. به این معنی که به سفارت روس رفت و تا مدت قریب به سه ساعت با «دو بوتزوف» وزیر مختار مشغول صحبت بود و به او اطمینان داد که از روش سابق برگشته، سپس او را مخاطب ساخته گفت: «ممکن است شما به قول من اعتماد نکنید ولی عملیات من در آینده صدق این مقال را ظاهر خواهد ساخت.»
روسها طبعاً باید از این پیشامد خوشحال باشند زیرا که در دست داشتن امین السلطان برای ایشان، از اصرار در عزل او که طرف علاقه کلی شاه است به مراتب بهتر است به همین جهت وزیر مختار از صمیم قلب به امین السلطان اطمینان داد که اگر چنانچه می‌گوید عمل کند، مورد حمایت دولت روسیه و شخص او خواهد بود.
موقعیت شورش که به رهبری علما به مخالفت امتیاز بر پاشد به معنای افزایش فراوان وجهه و قدرت روسها در ایران در مقابل آن تنزل موقع و مقام انگلیسها بود. این جریان هنگامی روی داد که مناسبات سیاسی و بازرگانی روسها با ایران به سرعت رشد می‌یافت و بیم از امکان تجاوز روسها احساس می‌شد، به طوری که خواه ناخواه روسها موقعیتی روز به روز فائق‌تر پیدا می‌کردند. امین السلطان با مشاهدة نیرومندی توطئه‌های ضد خود که با روی خوش نشان دادن مقامات عالی نسبت به آشوب تنباکو جلوه‌گر می‌شد و با دیدن نفوذ روزافزون روسها مسلماً درصدد برآمد که موقعیت متزلزل خود را از طریق کنار آمدن با روسها، تقویت کند.

 

مستندات روسیه برای مخالفت با امتیاز
یکی از مستندات روسیه برای مخالفت با امتیاز توتون و تنباکو در ایران مفاد عهدنامه ترکمن‌چای بود. دلایل کافی در دست داریم که نشان می‌دهد در اوایل سال 1890 میلادی 1307 قمری بوتزوف نخستین اعتراض خود را علیه رژی مطرح کرد و مدعی شد که وضع انحصار جویانة او ناقض ماده یک منضم به عهدنامة ترکمن‌چای و خواستار الغای امتیازنامه شد.
بوتزوف در اعتراض کتبی خود علیه امتیاز رژی می‌نویسد:
این انحصار، یعنی نامی که به امتیاز داده‌اند، کاملاً برخلاف نص‌صریح پیمانها است. از این رو دولت امپراطوری آن را معتبر و عادی نمی‌شناسد. با نهایت احترام توجه آن جناب را به موارد سابق الذکر معطوف می‌دارم و تعیین داریم که دولت ایران که در موقع اعطای آن امتیاز که کاملاً برخلاف عهد و مواثیق است توجهی به موارد مطرح در پیمانها ننموده و به این جانب فرصت خواهد داد که تا به اطلاع دولت امپراطوری برسانم که انحصار سابق‌الذکر باطل و موقوف شده است.
بوتزوف اصرار داشت که امتیازنامه رژی ناقص عهدنامه ترکمن چای است زیرا در آن به یک کمپانی خارجی امتیاز انحصاری واگذار و رعایای روسیه را از تجارت آزاد در ایران مانع شده است بوتزوف می‌نویسد: البته دولت ایران حق دارد که برای استفاده در امر زراعت و علوم و غیره ترتیباتی بدهد، اما این ترتیبات به هیچ وجه من‌الوجوه، نباید مخالف با آزادی تجارت مطرح در عهدنامة مقدس باشد. یکی از شرایط آزادی تجارت آن است که بدون دخالت با مزاحمت کسی در جایی هر نوع متاع از هر قبیل را بتوان خرید و فروخت و حمل و نقل کرد و اگر دولت ایران امتیاز مخصوص به یک فرد یا شرکت برای دادوستد یک کالای تجارتی اعطا کند و در آن واحد مشغول اجرای مواد امتیازنامه باشد بقیه مردم از دادوستد آن کالا ممنوع خواهند بود.
اما حکومت ایران این تعبیر از پیمان ترکمانچای را رد کرد و عقیده داشت که در قرارداد مطرح نشده است که اگر حکومت ایران به خاطر منافعش در جهت پیشرفت کشاورزی، علوم، خزانه‌داری با امور مالی امتیازی به یک خارجی اعطا کند، در انجام آن آزاد نخواهد بود؛ به‌ویژه اگر حکومت این امتیازات با قراردادها، اتباع خارجی دیگر را از تجارت منع نکرده باشد.
اتباع روسیه (در زمان جنبش مردم) مقادیر زیادی تنباکو خریدند و بنابراین شرکت تنباکو از حکومت ایران خواست تا بخشنامه‌ای خطاب به سفارتخانه‌های خارجی صادر کند و به آنان در مورد انحصار اخطار دهد، شاه و امین السلطان با این موضوع مخالفت کردند. سرفرانک لاسلس که در اکتبر با سمت سفیر بریتانیا به تهران رفت، در 4 دسامبر این حوادث را چنین گزارش می‌دهد: در ملاقاتی که دوشنبه با اعلی‌حضرت داشتم، وی گفت که روسیه دیگر رسماً بارژی مخالفت نمی‌کند و بنابراین بهتر است راجع به این مسئله صحبتی نشود. مع‌هذا رویة مخالفت خود را از راه توطئه بروز می‌دهد و او شک ندارد که اتباع روسی، با توصیه سفارتخانة خود به خرید تنباکو اقدام کرده‌اند و از این رو به نظر اعلیحضرت به عهده دولت بریتانیاست که برای پایان دادن به این دسیسه‌ها، نماینده‌ای به سن پطرزبورگ بفرستد.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 49   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله نقش روسیه در جنبش تنباکو

طرح لایه باز ماهی فروشی و مرغ فروشی 8

اختصاصی از فی ژوو طرح لایه باز ماهی فروشی و مرغ فروشی 8 دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

طرح لایه باز ماهی فروشی و مرغ فروشی 8


طرح لایه باز ماهی فروشی و مرغ فروشی 8

طرح لایه باز ماهی فروشی و مرغ فروشی

مناسب چاپ برروی بنر وکارت ویزیت

سایز : 120*300

رزولوشن : 300


دانلود با لینک مستقیم


طرح لایه باز ماهی فروشی و مرغ فروشی 8