فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله ویژگی های یاران پیامبر(ص) در خطبه 55 نهج البلاغه

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله ویژگی های یاران پیامبر(ص) در خطبه 55 نهج البلاغه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

ویژگی های یاران پیامبر(ص) در خطبه 55 نهج البلاغه

 

 

 


گروه اندیشه و علم: در دومین جلسه از بحثهای «پیامبر در نهج البلاغه»، ویژگی های یاران پیامبر(ص) تشریح شد.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا)، شعبه خراسان رضوی، حسن جمشیدی، پژوهشگر علوم دینی در ادامه جلسات بررسی موضوعی نهج البلاغه با عنوان «پیامبر در نهج البلاغه» که در دفتر خبر گزاری قرآنی ایران در مشهد برگزار شد، به بررسی فرازی از خطبه 55 حضرت امیر درنهج البلاغه پرداخت.
دراین خطبه آمده است: و لقد کنا مع رسول الله -صلى الله علیه- نقتل آباءنا و أبناءنا و إخواننا و أخوالنا و أعمامنا، لا یزیدنا ذلک إلا إیمانا و تسلیما، و مضیّا على ممض الالم، و جدّا على جهاد العدو، و لقد کان الرجل منا و الآخر من عدونا یتصاولان تصاول الفحلین، یتخالسان أنفسهما أیهما یسقی صاحبه کأس المنون، فمرة لنا من عدونا، و مرة لعدونا منا، فلما رآنا الله صدقا صبرا أنزل بعدونا الکبت، و أنزل علینا النصر، و حتی استقر الاسلام ملقیا جرانه و متبوئا اوطانه. و لعمری لو کنا نأتى ما أتیتم ما قام للدین عمودا و لا اخضر للایمان عودا و أیم الله لتحتلبنها دما، و لتتبعنها ندما...
جمشیدی، پزوهشگر دینی:
وقتی کسی با نزدیکترین خویشاوندان خود به خاطر اعتقاداتش دچار اختلاف ودرگیری می شود، معمولا دچار آشفتگی می شود، اما حضرت در بیان ویژگی های یاران پیامبر گفت، این درگیری باعث افزایش ایمان و ایجاد آرامش برای آنها می شد
وی در بیان ترجمه این فراز گفت: ما، در میدان کارزار، با رسول خدا بودیم. پدران، پسران، برادران، و عموهای خویش را می‌کشتیم و در خون می‌آلودیم. این خویشاوندکشی، ما را ناخوش نمی‌نمود، بلکه بر ایمانمان می‌افزود که در راه راست پا برجا بودیم. و در سختیها، شکیبا، و در جهاد با دشمن، کوشا. گاه تنی از ما و تنی از سپاه به یکدیگر می‌جَستند و چون دو گاو نر، سر و تنِ هم را می‌خَستند. هر یک می‌خواست جام مرگ را به دیگری بپیماید و از شربت مرگش سیراب نماید. گاه نصرت از آن ما بود و گاه دشمن گوی پیروزی را می‌ربود. چون خداوند ما را آزمود و صدق ما را مشاهدت فرمود دشمن ما را خوار ساخت و رایت پیروزی ما را بر افراخت. چندان که اسلام به هر شهر و دیار رسید و حکومت آن در آفاق پایدار گردید. به جانم سوگند که اگر رفتار ما همانند شما بود نه ستون دین برجا بود و نه درخت ایمان شاداب و خوشنما. سوگند به خدا که از این پس خون خواهید خورد و پشیمانی خواهید برد.
جمشیدی در خصوص موقعیت و فضای این خطبه گفت: وقتی محمد بن ابی بکر والی مصر توسط معاویه کشته می‌شود، ابن عباس والی بصره و مشاور عالی علی بن ابیطالب(ع) جهت تسلیت و همفکری به کوفه می‌رود و زیاد بن ابیه را به عنوان جانشین می‌گمارد. معاویه هم با سو استفاده از زمان، فردی را به عنوان والی بصره از جانب خود می‌فرستد. زیادبن ابیه طی نامه‌ای به عبدالله بن عباس، ورود وی را خبر می‌دهد. و ابن عباس هم ماجرا را با علی(ع) در میان می‌گذارد و ایشان نماینده ای را برای گفتگو با اهالی بصره و ممانعت از گرایش به معاویه به این شهر می‌فرستد.
وی ادامه داد: قبیله‌ی بنی تمیم در آن زمان در دو شهر کوفه و بصره مستقر بودند. ظاهرا بخشی از این قبیله در بصره با نماینده‌ی معاویه کنار آمده بودند. اینک که نماینده‌ی امام علی(ع) به بصره می‌آمد اگر چنانچه کار بدون جنگ پیش نمی رفت، باید قسمت کوفی قبیله وارد درگیری و کشتن اقوام خود در جنگ با قسمت بصری قبیله می شدند. این امر باعث شد بعضی از همراهی با نماینده‌ی امام سرپیچی ‌کنند. لذا حضرت این خطبه را خواند.
وی ادامه داد: حضرت علی(ع) دراین خطبه به بیان ویژگی یاران پیامبر می پردازد و با مقایسه آنان با یاران خود، نتیجه گیری کرد که این تفاوت ها چه مسائلی را بوجود می آورد.
وی خاطر نشان کرد: حضرت دراین خطبه به ماجرای جنگ بدر و احد اشاره می کند که پدران و پسران و برادران و عموها با یکدیگر در جنگ بودند و این خویشاوندی نه تنها باعث تزلزل در آنها نمی شد بلکه فزونی ایمان آنها رابه همراه داشت.
وی ادامه داد: وقتی کسی با نزدیکترین خویشاوندان خود به خاطر اعتقاداتش دچار اختلاف ودرگیری می شود، معمولا دچار آشفتگی می شود، اما حضرت در بیان ویژگی های یاران پیامبر گفت، این درگیری باعث افزایش ایمان و ایجاد آرامش و امنیت برای آنها می شد.
وی شکیبایی بر مشکلات را از دیگر ویژگی های یاران پیامبر برشمرد و اظهار داشت: بطور مثال در جریان جنگ احد، زنی که جنازه شوهر، برادر و فرزند خود را روی اسب انداخته بود، وقتی شنید پیامبر مجروح شده، همه دردها وذمشکلات خود را فراموش کرد و به طرف میدان برگشت.
وی از پایداری و ایستادگی در جهاد به عنوان دیگر ویژگی یاران پیامبر(ص) یاد کرد و گفت: حضرت تاکید می کند که یاران پیامبر در رویارویی با مرگ ازهیچ چیز هراس نداشتند و از شکست ها نمی ترسیدند.
مدیر گروه پژوهشی فلسفه جهاددانشگاهی مشهد ادامه داد: این صفات در یاران پیامبر باعث شد در سختی ها راستی و درستی آنها مشخص شود و پیروزی نصیب آنها شود.
جمشیدی تصریح کرد: حضرت امیر تاکید دارند که چون خدا اصحاب پیامبر را آزمود و راستی آنها رامشاهده کرد، دشمنان را خوار کرد و اسلام استقرار پیدا نمود. و این که آیین پیغمبر، امروز اینچنین بسط پیدا کرده، مدیون یاران پیامبر است.
وی با اشاره به مقایسه حضرت علی(ع) بین یاران خود با اصحاب پیامبر گفت: علی(ع) به نوعی آرزو می کند که ای کاش یاران او هم شبیه یاران رسول الله بودند اما چه سود که اوضاع و احوال عوض شده و ارزش ها، معانی خود را از دست داده اند.
یک پژوهشگر علوم دینی: حضرت علی(ع) در بررسی رسالت پیامبر، نگاهی تاریخی به مساله بعثت دارد
گروه اندیشه و علم: یک پژوهشگر علوم دینی گفت: حضرت علی(ع) در بررسی رسالت پیامبر(ص)، نگاهی تاریخی به مسأله بعثت دارد.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا)، شعبه خراسان رضوی، حسن جمشیدی، محقق و پژوهشگر علوم دینی در اولین جلسه از سلسله جلساتی که با موضوع "پیامبر در نهج البلاغه" در محل دفتر خبرگزاری قرآنی ایران در مشهد، برگزار می شود، با بیان این مطلب به تحلیل نوع نگاه حضرت علی(ع) در نهج البلاغه به پیامبر اعظم(ص) پرداخت.
وی اذعان داشت: اولین جایی که در نهج البلاغه به حضرت محمد(ص) اشاره می شود، خطبه 26 نهج البلاغه شهیدی است که در فرازی از آن چنین آمده است: "ان الله بعث محمدا صلى الله علیه نذیرا للعالمین، و امینا على التنزیل، و انتم معشر العرب على شر دین و فی شر دار، منیخون بین حجاره خشن، و حیات صم، تشربون الکدر، و تاکلون الجشب، و تسفکون دماءکم، تقطعون ارحامکم، الاصنام فیکم منصوبة، و الاثام بکم معصوبة"
حسن جمشیدی:
تبشیر به معنای بشارت دادن و تنذیر به معنای پرهیز دادن است و با بررسی تاریخ اسلام، متوجه خواهیم شد که کفه تنذیر در ترازوی اسلام از کفه تبشیر سنگین تر است
وی در بیان ترجمه این فراز گفت: "همانا خدا محمد(ص) را بر انگیخت تا مردمان را بترساند و فرمان خدا را چنانکه باید، رساند. آن هنگام شما ای مردم عرب! بدترین آئین‌ها را بر گزیده‌ بودید و در بدترین سرای خزیده. منزلگاهتان سنگستان های ناهموار، همنشینتان گرزه مارهای زهردار، آبتان تیره و ناگوار، خوراکتان گلو آزار، خون یکدیگر را ریزان، از خویشاوندان بریده و گریزان، بتهاتان همه جا بر پا، پای تا سر آلوده به خطا."
جمشیدی در خصوص این خطبه گفت: این خطبه طولانی که قسمت هایی از آن در نهج البلاغه آمده، بعد از کشته شدن محمد بن ابوبکر گفته شده است.
وی ادامه داد: در این فراز که مربوط به بعثت پیامبر اکرم(ص) است، حضرت علی(ع) به 3 نکته اساسی اشاره کرده است، بحث اول درباره بعثت و نذیر و امین بودن پیامبر است. در بحث دوم حضرت امیر توصیفی از وضعیت مردم مکه قبل از بعثت ارائه می دهد و مسأله سومی که در این فراز به چشم می خورد نگاه تاریخی حضرت علی(ع) به مقوله بعثت است که مؤید این امر است که حضرت در بررسی امور به پس زمینه ها و سوابق امر نیز توجه دارد.
این محقق در تشریح این 3 موضوع به ویژگی نذیر بودن پیامبر(ص) اشاره کرد و گفت: در ادیان تبلیغی مثل اسلام، یهود و مسیحیت که پیامبر و پیروان او تکلیف تبلیغ دارند از یکی از دو روش تبشیر یا تنذیر استفاده می شود.
وی افزود: تبشیر به معنای بشارت دادن و تنذیر به معنای پرهیز دادن است. با بررسی تاریخ اسلام، متوجه خواهیم شد که کفه تنذیر در ترازوی اسلام از کفه تبشیر سنگین تر است.
جمشیدی:
پیامبر اکرم(ص) هم درگیرندگی پیام وحی خوب عمل کرد وهم در انتقال آن و همین ویژگی امین بودن را در رسول الله بارزتر می کند
وی در بیان علت این امر گفت: شرایط زمان پیامبر به گونه ای بود که مردم با ترساندن، راغب تر می شدند و از سوی دیگر برای اعراب آن زمان، نداشتن معنای بیشتری از داشتن داشت. لذا تنذیر روش کارآمدتری برای تبلیغ بود.
وی اضافه کرد: یکی دیگر از دلایل ارجحیت تنذیر به بحث تقوا بر می گردد. زیرا ملاک برتری انسانها در اسلام، پرهیزگاری و پروا داشتن است. لذا می توان گفت نگاه اسلام به مقوله تبلیغ، نذیر بودن است و همین ویژگی در خطبه حضرت امیر(ع) نیز مورد تاکید قرار گرفته است.
جمشیدی فراگیر بودن دعوت پیامبر را از دیگر موارد، مورد تاکید در این فراز خواند که ناظر به این است که تبلیغ پیامبر محدود به زمان ومکان محدودی نیست.
وی همچنین اظهار داشت: حضرت علی(ع) صفت دیگری که برای پیامبر ذکر می کند، امین بودن ایشان است که در رسالت پیامبر نقش اساسی داشته است.
وی افزود: برخی افراد قدرت گیرندگی خوبی دارند ولی برخی دیگر در انتقال مفاهیم خوب عمل می کنند. اما پیامبر اکرم(ص) هم در رسالت پیغامبری خود، هم در گیرندگی خوب عمل کرد و هم در انتقال آن. همین ویژگی امین بودن ایشان را بارزتر می کند.
این محقق با اشاره به فراز دیگری از خطبه گفت: حضرت امیر(ع)، در ادامه به بیان فضای زندگی مردم مکه در قبل از اسلام می پردازد و در آن به 2 نکته اساسی یعنی دین و آیین بد و دیگری شیوه زندگی نامناسب اشاره می کند.
وی ادامه داد: حضرت علی(ع) می فرماید مردم در خانه های سنگی و سخت زندگی می کردند که مؤید زندگی سخت و پر مشقت آن روز جامعه عرب بود، از سوی دیگر اشاره می کنند که این مردم همنشینی با مارهای کر داشته اند که این تاکید با توجه به اینکه مارها موجوداتی هستند که کار نیش زدن را بدون توجه به هر صدایی انجام می دهند، به طور مجازی به نوعی به سنگدلی اعراب دراین دوره اشاره می کند که بدون توجه به اطراف خود به هر کاری دست می زدند و به هیچ حرفی بها نمی دادند.
وی افزود: حضرت در ادامه به آب کدر و خوراکیهای گلوآزار اشاره می کند که با نگاهی به زندگی قبایل مکه این امر بسیار ملموس است. چرا که حتی در حکایات هست که مهاجرین در صدر اسلام در جنگ خیبر با نان آشنا شدند.
جمشیدی خون ریز بودن را دیگر ویژگی زندگی مردم مکه از دید حضرت علی(ع) دراین فراز، خواند و گفت: اعراب افرادی بودند که هیچ ابایی از درگیری و خون ریختن نداشتند و تاریخ آنها نیز پر از قتلها، جنگ ها و جنایاتی است که گواه این سخن است.
وی به طور مثال به کشتن دختران اشاره کرد که در قرآن نیز مورد سئوال واقع شده است.
وی سستی روابط اجتماعی و خانوادگی را از دیگر مسائل مورد اشاره حضرت علی(ع) عنوان کرد.
مدیر گروه پژوهشی فلسفه جهاد دانشگاهی مشهد به آیین بت پرستی اعراب مکه اشاره کرد و گفت: حضرت علی(ع) از بت پرستی تعبیر به بدترین دین می کند. زیرا قبل از بعثت پیامبر مردم مکه بت هایی را می پرستیدند که خودشان ساخته بودند و قادر به هیچ کاری نبودند.
وی رواج بی بند وباری و فساد و گناه را از دیگر ویژگیهای جامع عرب قبل از بعثت پیامبر خواند و گفت: کسانیکه براحتی آدم می کشند، روابط خانوادگی سست دارند، مسلما براحتی دچار فساد می شوند و این در جامعه عرب قبل از بعثت پیامبر بسیار رایج بود.
جمشیدی خاطر نشان کرد: حضرت امیر(ع) در این فراز می فرمایند پیامبر در چنین جامعه ای مبعوث شد. اما پیامبر با این جامعه چه کرد که توانست به یکباره آنها را اینگونه دچار تغییر کند؟

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  14  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله ویژگی های یاران پیامبر(ص) در خطبه 55 نهج البلاغه

دانلود مقاله تاریخ ایران

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله تاریخ ایران دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


پیش سخن
تاریخ در واقع ، علم کشف رویدادهای به وقوع پیوسته در جامعه های گوناگون وشناخت نهادهای متفاوت وساخت یا ساختواره های اجتماعی است . رویدادهای گذشته حیات انسانی به لحاظ موضوعی ، اجتماعی و فرهنگی واقتصادی وسیاسی هستند ، به لحاظ زمانی ، هر واقعیت تاریخی متعلق به دوره ای مشخص و شرایط منبعث از آن است . افزون بر این ها ، هر جامعه ای دارای ویژگی هایی است که ازدگرگونی های درونی ودادوستدها وتعامل وگفت وگوهای برونی ،نشأت گرفته است . از این رو ، جامعه ها ، جماعت ها ، فرهنگ ها، پاره فرهنگ ها و تمدن های متعدد به وجودآمده و هیچ گاه،هیچ یک از آنها کاملاً منزوی و جدا از هم نبوده اند .
تاریخ ایران را می توان ، به لحاظ مکانی ، سرگذشت مردمی دانست که در سرزمینی گسترده – که بعدها «ایران زمین » نامیده شد و پشته یا فلات یا نجد ایران (به مساحت 000/600/2 کیلومتر مربع ) بخشی از آن به شمار می رفته است – زندگی خود را آغاز کرده اند .
ایران زمین یا سکونتگاه ایرانیان از شرق ، تا رودسند و کوه های پامیر و کرانه های سیر دریا ؛ ازغرب، تاجلگه های میان رودان (= بین النهرین ) و آسیای صغیر ؛ از شمال ، تادریای خوارزم وبلندی های قفقاز و رود کورا؛ و ازجنوب ، تا آن سوی خلیج فارس و دریای عمان ، ادامه داشته است .از این سرزیمن وسیع ، اکنون ، تنها 000/648/1 کیلومتر مربع باقی مانده که مساحت کشور ایران است .
این سرزمین طی قرون واعصار ، دگرگونی های طبیعی وجغرافیایی بسیاری یافته است . امابه لحاظ زمانی ، از دیرباز ، تاریخ ایران به هفت دوره تقسیم شده است که در هر دوره سلسله هایی بربخش هایی از آن فرمانروایی کرده اند . این هفت دوره عبارت است از :1)دوره پیشاز تاریخ ، از آغاز زندگی انسان در این سرزمین پهناور تا تشکیل منسجم ترین پادشاهی ایران (=مادها)؛ 2)دوره باستان ، از پادشاهی مادها تا چیرگی اعراب بر ایران و پذیرش اسلام در میان ایرانیان (عصر مادها و هخامنشیان ، سلطه اسکندر و سلوکیان ، عصر اشکانیان (=پارت ها)، عصر ساسانیان )؛ 3) دوره اسلامی ، از فتح ایران تا پایان خلافت عباسیان در بغداد (دوره خلفای راشدین وبنی امیه ونهضت هاوحکومت های ایرانی و امیران منطقه ای وسلطنت ترکان غزنوی وسلجوقی و خوارزمشاهی ؛ 4) تاریخ میانه ، از حمله مغول تا استقرار سلسله صفوی (ایلخانان و حکومت های منطقه ای ملوک الطوایف ، تیموریان ، آق قویونلو و قراقویونلو ) ؛ 5) تاریخ جدید ، از آغاز عصر صفویان تا حمله افغان ها و نیز دوره افشاریه و زندیه ؛ 6) تاریخ معاصر ، از تشکیل سلسله قاجاریه تا انقلاب مشروطیت و نیز کودتای 1299 ش و مقدمات تشکیل سلطنت پهلوی ؛ و 7) تاریخ کنونی ایران ، از وقوع کودتای سیاه وتمهیدات برای سلطنت جدید و دوره پادشاهی سردار سپه ومحمدرضا شاه تا وقوع انقلاب اسلامی ملت ایران .

 

 

 

 

 

 

 

 

 


فصل اول
1. خاستگاه نخستین
با رویش گیاهان ودرختان درمحدودهای که بعدها «ایران زمین »نامیده شد ، «حیات » و زندگی جانوران از دوران سوم زمین شناسی آغاز گردید . در دوران چهارم ، جانورانی انسان نما پیدا شدند ونخستین نشانه های زندگی انسان کنونی – اگر متعلق به دوران چهارم یخ بندان ، شناخته شود – از000/75 سال قبل از میلاد (دوره کهن سنگی یا حجر قدیم ) آغاز شده و باعبور از عهد انتقالی 000/10 سال قبل از میلاد (میانه سنگی یا حجز وسطی) و دوره تازه تر 5000 سال قبل ازمیلاد ،(نوسنگی یا عصر باران یا حجرجدید ) به عصر فلزات رسیده و با گذر از دروه مس (5000 ق.م) ومفرغ (4500 ق .م) و آهن (1450 ق . م) اندک اندک به مرز عصر تاریخی نزدیک شده است .
در روند این دوران طولانی ، انسان های ساکن دراین سرزمین گسترده ، زندگی خود را باخوردن میوه و ریشه درخت وگوشت خام وبرخی از حشرات آغاز کرده و پس ازشناخت رمز شکار حیوانات وآتش ، به پخن غذا پرداخته به مرور ، به تولید انواع خوراک وپوشاک ،وسکونتگاه های نخستین دست یافته اند .
انسان های آن روزگار به تدریج از زندگی در شکاف کوه ها و غارها و پناهگاه های طبیعی دردشت و درختستان ها دست کشیده و به دوره جدید قدم نهاده و پس از اختراع خشت وآجر ، خانه های کوچک ساخته اند.

 

2. فرهنگ ها(و تمدن ها ) ی کهن
از پنج هزار سال قبل از میلاد ، زندگی غارنشینی و دشت نشینی متحول شد و در پی آن ، فرهنگ ها (=تمدن ها) و پاره فرهنگ های گوناگونی پدیدآمد . در پهنه جغرافیایی دشت ها و بیابان های وسیع و کوه های مرتفع سبب می شد که مراودات وروابط میان آنها ، به سختی صورت گیرد . با این همه ، آثار متقابل فرهنگی ونوعی هماهنگی وهم سانی نیز در روابط آنها مشاهده شده است . باستان شناسان درباره «ایران زمین» و ایران امروز ، به لحاظ منطقه بندی های باستان شناختی، اظهارنظرهایی کرده اند. و اندنبرگ منطقه های باستان شناسی ایران را بدین گونه متمایز کرده است :1)گیلان ومازندران ؛ 2)گرگان و استرآباد ؛3)خراسان و سیستان ؛4)بلوچستان و کرمان ؛5)لرستان ؛ 6)فارس ؛7)خوزستان ؛8)لرستان ؛9)کردستان؛10)آذربایجان؛و11)عراق عجم (واندنبرگ ؛ 1348،ص8).
دکتر ملک شهمیرزادی ، باستان شناس ایرانی و متخصص دوره پیش از تاریخ ایران ، منطقه های مزبور را به شرح زیر تقسیم کرده است :1)منطقه جنوب غرب و شمال جنوب غرب ؛2)منطقه کرمانشاه وغرب ؛3)منطقه آذربایجان وشمال غرب ؛4)منطقه شمال ایران ؛5)منطقه فلات مرکزی ؛6)منطقه شمال شرق ؛7)منطقه شرقی؛8)منطقه جنوب شرق؛و9)منطقه جنوب(ملک شهمیرزادی ، 1378،ص100-101).
دراین منطقه بندی ها ، منطقه های دیگری از « ایران زمین » را ، که به لحاظ باستان شناسی ، با منطقه های یاد شده اشتراک فرهنگی دارند، در نظر نگرفته اند.
مسئله دیگری که اهمیتی خاص دارد ، تقدم وتأخر فرهنگ ها و چگونگی پیدایش آنها در منطقه های پراکنده یادشده است .
برخی از دانشمندان ، ازجمله گیرشمن ، خاستگاه نخستین تمدن کهن ساکنان ایران زمین را در مناطق مرکزی فلات (سیالک) و درکنار رودخانه (یادریاچه خشک شده) وبرخی چون برایدوود در مناطق غربی فلات (=کرمانشاه) و درکوهستان و گروهی درشمال فلات ایران (= غارهای واقع درکنار دریای مازندران) و جز اینها دانسته اند. در کاوش های باستان شناسی آینده مسائل جدیدی مطرح خواهد شد ، به هیمن دلیل اکنون در این باره به طور قطع نمی توان اظهار نظر کرد .
با این همه ، تمدن ها یا فرهنگ های شناخته شده سیالک (کاشان )، چشمه علی (ری) ، گیان(نهاوند) ، آنو(مرو) ، حسنلو(آذربایجان) ، حصار(دامغان) ، زاغه (قزوین)،حاجی فیروز(دشت گلدوز)،مارلیک(رودبارج)وباکون(نزدیک تخت جمشید)وجعفرآباد وشوش (خوزستان )از هزاره ششم تا چهارم قبل از میلاد ، چگونگی زندگی مردم آن روزگار وحتی ارتباطات آنهارا با یکدیگر (سیالک وشوش ، و شوش و موهنجودارو)ونیز آثار مدنیت «سومری وبابلی وعیلامی وکاسپینی ها » را بر یکدیگر نشان می دهند. در درون منطقه (غرب ایران زمین) امپراتوری عیلامی را می نمایاند که یکی از معتبرترین تمدن های باستانی بشربوده است . این امپراوری «در نهایت گسترش تاریخی خود از اوایل هزاره سوم تا اواسط هزاره اول قبل از میلاد بخش بزرگی از مناطق غربی وجنوبی سرزمین امروزی ایران را در برمی گرفت » و به گونه ای می توان « سرزمین های خوزستان ، فارس و بخش هایی از استان های کرمان و لرستان و کردستان را» در زمره ایلام ‌‌‌‌‌[= عیلام ]دانست (یوسف زاده ، 1370، ص1).
در این دوران که حیات اجتماعی پدرسالاری ، اندک اندک جای خود را به نظام مادرسالاری می داد و تقسیم کار اجتماعی ، مطرح می شد ، و مردم به شهرنشینی رو می آوردند و زبان و هنر وزبان شناسی وجهت یابی و پاره ای باورهای مذهبی ظاهر می شد ، بزرگ ترین رویداد تاریخی آسیا ، یعنی کوچ «آریایی ها » به سوی سرزمین های غربی وجنوب غربی این قاره آغاز شد .

 

3. کوچ آریایی ها و ادغام تاریخی – فرهنگی
بر پایه نظریه های باستان شناسان و پژوهشگران دوران پیش از تاریخ ، مردم حد جنوبی سیر دریا (سیحون )، در زمانی که به مرحله زندگی مبتنی برشکار رسیده بودند، به فکر کوچ واسکان در سرزمین های جدید افتادند . در هزاره سوم قبل از میلاد ، گروه هایی ازآنان از راه شمال دریای خزر ، به سوی اروپا مهاجرت کردند. برخی از آنان به احتمال زیاد به قفقاز رفتند و بازگشت هایی هم در این کوچ روی های بوده است.
درمیانه هزاره سوم ، گروه های دیگری به سوی سرزمین کاسپین ها سرازیرشده اند- که گویا چندان درخور توجه نبوده است – اما ، از پانصد تا هزار سال بعد ، به دلایل گوناگون و ازجمله به منظور دست یابی به مراتع مناسب و همین طور به سبب فشار وکشمکش های اقوام شمالی منطقه ، مهاجرت های دیگری هم از دو سوی دریای خزر وهم زمان به سوی سرزمین های جنوبی مانند سیستان (= سگستان ) وهند صورت گرفته است .
مهاجران جدید سرزمین خود را ائیرینه وئجه (=سرزمین ویژه آریایی ) نام نهادند و آنهایی که به سوی هند رهسپار شده بودند، اقامتگاه خود را آریاورته (= میهن آریایی ) نامیدند .
پروفسور ریچارد فرای نوشته است :
«آریایی که تقریباً به معنی « اشراف یا سالار» است گویا نامی بوده است که بر همه مردمی که به لهجه یا زبان های شرقی هند واروپایی سخن می گفته اند ، اطلاق می شده است .این مردم در اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول پیش از میلاد مهاجرت کردند وسرزمین های واقع درمیان گنگ وفرات راجایگاه خویش ساختند »(فرای ،1368،ص2).
این سرزمین پربرکت (= ایران شهر ) که به مرور ، ائیرنا (=آریانا)و ایران نامیده شد ، به سبب داشتن وسعتی بیش ازایران کنونی ، گاه درمتن های ایران شناسی ، به زبان انگلیسی ، به نام ایران بزرگ یا ایران بزرگ تر و به زبان فرانسه ایران برونی یا خارجی از آن یاد شده است.
مهاجران آریایی و ساکنان کهن «ایران زمین » در مسیر تاریخی ادغام های اجتماعی و فرهنگی ، پاره ای از خصیصه ها و پاره فرهنگ های یکدیگر را پذیرفتند . باورهای آنان دریکدیگر اثر گذاشت و در روند پدید آمده ،اندک اندک جامعه جدیدی به وجود آمد و هم زمان با پیدا شدن شهرها و رشد نظام پدرسالاری ، و تحول در حیات اجتماعی ایالت ها(=قوم ها) و پدید آمدن نوعی منازعات درون جامعه ای ، مقدمات هم بستگی های حکومتی شکل گرفت . طایفه های گوناگون آریایی تحت رهبری «دهیوپد»ها و «زنتوپد» ها و «ویسپد» ها و «مانپد» ها زندگی شبانی خود را به مرحله اقتصاد روستایی رساندند و همه آنان ، پس از تشکیل اتحادیه های قومی ، تحت اقتدار شاه (= خشایثیه ) قرار گرفتند .
4.باورهای دینی
درجامعه بزرگ پدید آمده در ایران زمین ، نبرد ساکنانش ، طبیعت و قدرت های برون جامعه ای ، حالتی را به وجود آورد که نیروهای دوگانه خوبی وسودمندی از یک سو و بدی و ویرانگری از سوی دیگر بیشتر ، مشخص و متمایز بشوند و نبرد بر دوام آنها با یکدیگر انواع داوری های ما بعدالطبیعی را پدید آورد .
در نظام هستی اهوره مزدا به مثابه خیر مطلق وروشنایی و اهریمن به مثابه شر مطلق وتاریکی است و در درون هر انسان سپنته منیو ، نفس خیر وسعادت وانگره منیو عامل گمراهی وشر است ، و هرکدام جداگانه با اهورا مزدا و اهریمن ارتباط دارند و درحیات فردی واجتماعی انسان نقش ایفا می کنند. ایرانیان دراین جامعه و در رویارویی با قبایل و تیره های غیر ایرانی (= انیران ) هویت وهستی مستمر معنوی واخلاقی خود را پاسداری می کنند . حالت مذهبی پدید آمده ، حاکی از گرایش های آریایی است اما چنین می نماید که اعتقادات پیش از مهاجرت خود را نیز ،کم وبیش ، به یادگار نهاده اند.
گیرشمن در این باره نوشته است :
«دین ابتدایی آریایی مبتنی برشرک که در آن همه قوای طبیعت پرستیده می شوند ، نمی توانست تحت تأثیر خدایان سکنه آسیایی نجد ایران قرار نگیرد . همان گونه که در یونان ، یونانیان تحت تأثیر اقوام گوناگون قرار گرفتند ، ایرانیان هم همین راه را رفتند . در این اختلاط نژادها که درشرف تحقق بود ، دین وتمدن هم همان سرنوشت را داشته است »(گیرشمن ، 1368،ص173).
دکتر عبدالحسین زرین کوب درباره درهم آمیختگی عقیدتی و انسجام جدید اجتماعی ، بر پایه باورهای دینی نوشته است:
«البته انتقال آریاهای ایرانی ، از معیشت شبانی به اقتصاد روستایی و پیوند با کشت و زمین ، نه فقط در عقاید واساطیر بلکه در مراسم و آداب دینی قوم هم می بایست تأثیر قاطعی کرده باشد . عجب نیست که تدریجاً در مقابل خدایان بیابانی مثل میترا خدای گله ها و چراگاه ها و آپم نپات خدای آب ها ، که در نزد دو قوم هندی و ایرانی با زندگی کوچ نشینی و شبانی ارتباط داشت ، اهورا مزدای خدای «کلیم » که نظم و انضباط اقتصاد روستایی به حکمت و قدرت او حاجت داشت ، غلبه بیابد و شرک و ثنویت دیرینه را تدریجاً به سوی نوعی توحید و وحدت وجود سوق دهد » (زرین کوب ، 1364 ، ص 28-29 )
درباره ریشه اعتقاد به دو قدرت (نیکی و بدی) در جهان ، با توجه به وحدت ونیز پیدایش دیانت زرتشت ، گیرشمن براین عقیده است که :
« مقتضیات وشرایطی که قوم خانه نشین ایران شرقی درآن زندگی می کرد و دایماً درمعرض حمله بدویان مهاجم و مخرب بود، در زرتشت این اندیشه را ایجاد کرده که جهان را دو اصل اداره می کند ، نیک و بد ، نخستین ، شخصیتی نامش از اهورامزدا است و دوم از اراده شر اهریمن ، نشأت گرفته است . در گرد اهورامزدا موجودات الهی قراردارند که بعضی از آنان محتملاً خدایان قدیم هستند که دراصل به صورت قوای طبیعی پرستیده می شوند نزاع بین این دو روح که نماینده مخالفت بین اندیشه وهوش است ، در پایان به فتح روح خیر خاتمه می یابد . بنابراین دوگانگی ظاهری است و آیین زرتشتی « توحیدی ناقص » می باشد » ( گیرشمن ، همان ، ص179 ) .
درباره ثنویت و توحید در باورهای ایرانیان و نقش آن در دیانت زردشت و تحول آن در دوره های باستانی بسیار سخن گفته اند . کریستین سن عقیده دارد :
« تحلیل دین زردشت ، یکتا پرستی ناقص است . در این دین ایزدان بسیار وجود دارند ولی می توان گفت که همه آنها تجلیات ذات مزدا و درعین حال اراده اویند که یگانه « خواست خدایی » است . ثنویت و دوگانگی این دین یک امر ظاهری بیش نیست چه نبرد بین دو گوهر نیک و بد ( دواصل جهانی ) به پیروزی گوهر نیک پایان خواهد یافت » ( کریستین سن ، 1345 ، ص 50 ) .
همو درباره تحول و تطور اعتقادات ، که هم زمانی آن با تغییرات اجتماعی محسوس است ، در اثر دیگر خود آورده است :
« عناصر اصلی دینی که در گاتاها دیده می شود ، ظاهراً پیش از آن که زردشت به ایجاد آیین کاملاً مشخصی اقدام کند، وجود و تکامل یافته بود و ما نمی توانیم به تفصیل و تصریح عناصر تازه ای را که او برآیین اهورایی افزوده است ، معلوم داریم ولی این نکته را می توان باور داشت که او با اندیشه فلسفی خود طبقه ای جدید از خدایان مجرد ایجاد نکرده است . علاوه براین ، اگر چه در ارباب انواع گاتایی جنبه معنوی ملاحظه می کنیم و آن ها را چون اشباحی دور از جسمیت می یابیم ، لیکن باید بدانیم که زرتشت آنها را بدین صورت در نیاورده است ، بلکه این کیفیت معلول افکار و اندیشه های کهن است که ما از آن ها اطلاع نداریم . همین افکار و اندیشه های کهن است که خدایان مجرد را در نظر گردندگان زرتشت قابل قبول ساخت » ( کریستین سن ، 1345 ب ، ص 45 )
تجلی خدایی در انسان ( = سپنته منیو ) ودخول اندیشه های پلید ( = انگره منیو ) در آدمی و نبرد دایمی میان آن دو ، عالم کبیر و عالم صغیر را به هم پیوند داده و خوبی و بدی را در سازوکارهای مادی و معنوی متحقق دانسته است و از لحاظ اجتماعی نیز ، همین امر به صورت مردم (= آدمی یا انسان با خصلت سپنته منیو ) ودیو (= آدمی با انسان با خصلت انگره منیو ) در داخل جامعه و ایرانی (= مردم ساکن در ائیرنه وئجه با خصلت اهوارایی ) و انیرانی(= مردم برون از ایران و دارای خصلت اهریمنی و نابودکنندگی ) در کل جهان رویاروی هم قرار دارند و تلاش بردوامی را بنیان می نهند که سرانجام به پیروزی نور بر ظلمت ، حق بر باطل و نیکی بر بدی می انجامد و درروز رستاخیز ، نیکان را به بهشت می برد و بدان را گرفتارآتش سوزان می سازد .
فصل سوم
ایران عصر اسلامی
دیانت اسلام در سرزمین خشک و لم یزرع ودور از مدنیت های پیش رفته آن روزگار ، ظهور کرد و اعراب پراکنده و کافر و مشرک و اهل نفاق را به ایمان و اتحاد فراخواند . این امر به آسانی تحقق نیافت . غزوه های بدر و احد و خندق و خیبرودرگیری های دیگر در درون جامعه عرب ، موجب قوی شدن دین جدید در مکه و مدینه پس از هجرت (622 م ) گردید و رسول اکرم (ص) را بر آن داشت تا در سال ششم هجری ، نامه هایی به خسروپرویز (پادشاه ایران) و هراکلیوس ( امپراتور روم ) و نجاشی (پادشاه حبشه) ارسال دارد و آنان را به اسلام فرا خواند.
جذابیت دیانت توحید جدید ، سهل و آسان و بی غل وغش بودن آن را از یک سو، و مراعات عدل و انصاف و دعوت مردم به مساعدت با یکدیگر و توجه به اخلاق حمیده از سوی دیگر ، سبب گردید که اعراب جزیره العرب به آن بگروند و چون پایه و اساس آن آیین مقدس برگرایش های قومی و سرزمین مشخصی نهاده نشده بود ، و هم چنین فتح سرزمین های آباد و با برکت بین النهرین و ایران ، فقر و ناتوانی آنان را پایان می داد ، پس از رحلت حضرت رسول (ص ) و پدید آمدن انسجام مجدد ، در سراسر عربستان اندک اندک شرایط حمله به سرزمین های دیگر در لوای توسعه اسلام پدید آمد . ناگفته نماند که اعراب ، به ضعف و ناتوانی سیاسی و نظامی ایران آگاهی داشتند و این خود برقدرت روحی و ایمانی آنان می افزود وشرایط پیشرفت و پیروزی را فراهم می ساخت .
1. فتح ایران
خبر ضعف و انحطاط ایران را مثنی بن حارثه ( رئیس طایفه بنی شیبان ) به اطلاع ابوبکر صدیق ، خلیفه مسلمین ، رساند . اونیز خالدبن ولید را مأمور جنگ با ایران کرد . اما ، در گذشت نخستین خلیفه پس از دو سال و سه ماه خلافت ، در سال 13 ق /635 م ، و به خلافت رسیدن عمربن خطاب ، جریان تسخیر ایران را جدی تر کرد . خالدبن ولید که تا حیره و ابله و انبار پیشروی کرده بود ، راه شام را در پیش گرفت و فرمان دهی نیرو را به مثنی سپرد . یزدگرد سوم – که از ماجرای دست اندازی های اعراب باخبرشده بود – لشکری به سرکردگی رستم فرخ زاد برای گوش مالی اعراب اعزام کرد که این موضوع سبب ترس و وحشت اعراب شد .
اما خلیفه با تشویق و ترغیب و وعده دادن «تملک کنوز الاکاسره »، لشکری به سرکردگی ابوعبید ثقفی به سوی ایران روانه کرد . در نخستین رویارویی ، اعراب از رود فرات گذشتند و لشکریان رستم فرخ زاد را شکست دادند . با آن که ابوعبید از پای درآمد ، اما ، مثنی و قبیله اش جنگ را ادامه دادند . سراسر دجله نیز سعد بن ابی وقاص را به سرداری سپاه اسلام برگزید . او در قادیسه فرود آمد و به آخرین گفتار مثنی بن حارثه ، گوش فراداد و منتظر ماند که پیش از حمله اعراب ، ایرانیان حملات خود را آغاز کنند .
پس از مدتی گفت و گو میان فرستادگان ایران و اعراب که بی نتیجه بود ، جنگ قادیسه آغاز شد . درآن نبرد نه تنها ایرانیان شکست خوردند ، بلکه رستم فرخ زاد نیز به قتل رسید (14 ق /636 م ) و درفش کاویانی ایران زمین به دست اعراب افتاد و بنابراین آماده شدند که به مداین حمله کنند . پس از قتل وکشتار فراوان ، غارتگری نیزآغاز شد . طبری شرح آن واقعه و غنائم «غنائم مکتسبه » را ثبت کرده و در پایان نیز به سان دیگر مورخان یادآور شده است که چیزهای دیگری نیز فرستاده شد که شرح و تفصیل آن میسور نیست .
« به غیر این ، چیزها بسیار بود که فرستاده و این کتاب را قوت شرح آن نیست » .
پس از ورود لشکریان عرب به اطراف مداین ، یزدگرد و زنان حرم سرا و برخی از نزدیکان او بخشی از گنج های ساسانی را برداشتند و فرار کردند و اعراب پس از زد وخوردهایی نه چندان سخت ، در ماه صفر سال شانزدهم قمری (637 م ) ، تکبیر گویان وارد تیسفون ، پایتخت دولت بزرگ ساسانیان شدند . پس از مدتی کوتاه ، جنگ جلولا ، نیز به سود اعراب مسلمان پایان یافت . در سال هجدهم قمری (639 م ) ، اهواز هم فتح شد . شوشتر و خوزستان در سال نوزدهم قمری (640 م ) به دست اعراب افتاد و آخرین جنگ بزرگ در نهاوند بود که فتح الفتوح نامیده شده است . با آن که لشکریان اعزامی یزدگرد را000/150تن نوشته اند ، اما، پیشرفت نصیب اعراب شد . هرچند در برابر پیشرفت های اعراب ، گاه در پاره ای نقاط ، ایرانیان مقاومت می کردند ، اما با قدرت تمام سرکوب می شدند و منطقه های مختلف یکی پس از دیگری زیر سلطه اعراب قرار می گرفت .
یزدگرد سوم ، که خود را به مرورسانده بود، و در پی فراهم آوردن سپاه ، حتی از ساکنان شرق ایران و « فغفورچین » هم کمک خواسته بود ، به دست آسیابانی –که طمع در لباس های زربفت او کرده بود – کشته شد و به قول ثعالبی :
« جسد این شهریار بخت برگشته را در رود مرغاب انداختند ، آب او را همی برد تا به جدولی که زریگ نام داشت به شاخه درختی گیر کرد . اسقف این شهر جسد او را ازآب گرفت ودر طیلسانی مشک آلود پیچیده و در باغی به مرو به خاک سپرد » (مشکور ،1357 ،ص488 ) .
یزدگرد در سن پانزده سالگی به تخت شاهی نشست . در سال وقوع جنگ نهاوند او فقط بیست و چهار سال داشت و هنگامی که در مرو ، به سال 652 م /31ق – در هشتمین سال خلافت عثمان – به قتل رسید ، سی و چهار سال بیشتر نداشت . با آن که پس از او فغفوران چین از بازماندگانش ( فیروز سوم) حمایت کردند ، اما دیگر اقبالی برای ساسانیان باقی نمانده بود و سرانجام ایران زمین در زمره سرزمین های « مفتوحه » مسلمانان درآمد و بخش های شمالی آن ( خراسان بزرگ و ماوراءالنهر ) نیز نتوانستند مقاومت کنند و تسلیم شدند .

 


2. اسلام در ایران
با ورود اعراب مسلمانان به ایران و فرو ریختن نظام سیاسی و حکومتی ، مردم یک باره مسلمان نشدند . اسلام آوردن ایرانیان ، برخلاف آنچه نوشته اند ، همه جا به ضرب شمشیر و زور نبوده است . در پاره ای نقاط ، درگیری هایی پدید آمده است . اما ، در زمان هایی هم مردم به دلیل تحمل نکردن ظلم و ستم حکام و امیران ساسانی ، با رضا و رغبت به اسلام گرویده اند . هم چنین ، گروه های بسیاری از مردم تا چند قرن در نظام « جزیه » ، دیانت و آتشکده های خود را نگهداری کرده و به مرور، به دیانت جدید روی آورده اند . تاریخ فتوحات اسلامی نشان نداده است که آیین قرآنی با زور و قدرت و تعذیب بر مردم تحمیل شده باشد . پذیرش حکومت و فرمان برداری با گرایش دینی ، متفاوت بود .
این برداشت هرچند به طور کامل نمی تواند مورد قبول قرار گیرد ، اما از نبودن فساد و پذیرش سهل دیانت جدید حکایت دارد . ایرانیان اندک اندک به اسلام ، به معنای « اعتقادی » روی آوردند . گرایش آنان به دیانت و به عبارت دیگر ، « پذیرش دینی » آنان ، جدای از قبول یا رد حاکمیت سیاسی خلفای بنی امیه یا بنی عباس بود .
بسیاری از دانشمندان جهان اسلام ، از ایران برخاستند و در رشته های علوم دینی و فقهی ، آثار ارزنده ای خلق کردند . در دانش های فلسفی و تاریخ و جغرافیا وجادبیات و شعر و نیز در طبیعیات و ریاضیات به نوآوری هایی دست زدند که به آن ها در تاریخ علوم و معارف بشری ثبت شده است .

 

3. خلافت و حکومت های ایرانی
عرب ها که زمام امور سرزمین های « مفتوحه » را دردست گرفتند ، بی کمک و معاضدت ایرانیان ، قادر به حکومت و برقراری نظم سیاسی نبودند . از این رو ، از همان آغاز ، ایرانیان در امر حکومت و مالیه و کارهای « دیوانی » نقش داشتند . لسترانج نوشته است :
« چون ایران یکباره تحت فرمانروایی مسلمانان در آمد و خلفا به اوضاع بلاد که زیر نظر آن ها می زیست آشنا گردیدند ، اصول ایرانیان را در اداره کردن کشور پسندیده و راه و رسم سلاطین ساسانی را در سیاست داخلی پیش گرفتند » (لسترانج ، 1364 ، ص56 )
این امر در دوره خلفای اموی ، به دلیل اقتباس از بیزانس و وابستگی تمدنی به آن با آرامی ، تحقق نمی پذیرفت و حتی واکنش هایی سیاسی و دینی در درون جامعه ایران پدید می آورد . از طرفی ، شهر نظامی کوفه شهری نبود که مرکز حکومتی سراسر ایران زمین در آن متمرکز شود . اما ، در دوره خلفای عباسی ، که ایرانیان خود به سرداری ابومسلم خراسانی با از میان برداشتن مروان بن محمد آخرین خلیفه بنی امیه و جانشین کردن عبدالله سفاح ، درروی کارآوردن آنان سهم داشتند ، وضع تغییر کرد و بغداد در کنار تیسفون ، (مرکز حکومتی ساسانیان ) پایتخت شد و گویی به شیوه دیگر ، نظام ساتراپی احیاء شد و هر منطقه از ایران زمین ، چون آذربایجان ، اران و شروان ، گیلان و طبرستان ، جرجان و توس ، ایالت جبال ، خوزستان ، فارس و کرمان ، مکران ، سیستان ، قهستان ، خراسان ، خوارزم ، سند و ماوراءالنهر و ایالات رود سیحون وبخش های داخلی آن ها ، به فرمان خلیفه دارای امیر و حاکم جداگانه ای بودند . این وضع ، یک پارچگی گذشته را به نوع دیگری در آورد و به قول لسترانج مملکت ساسانی « رسماً در اطاعت عباسیان باقی ماند » ( همان ، ص2 )
ایرانیان در آغاز به لحاظ حکومتی شکست خوردند اما ، از جنبه حکومت گری ، اندک اندک جای خود را در نظام سیاسی و دیوانی به دست آوردند حتی در دیوان های خلافت ، دفاتر مالی و اداری تا زمان حجاج بن یوسف ، به زبان پهلوی نگاشته می شد . در سال 132 ق ، ابومسلم خلافت اموی را از میان برداشت و در سال 198 ق ، طاهر ذوالیمینین بغداد ، مرکز عباسیان ، را محاصره کرد .
در فاصله این دو واقعه مهم تاریخی ، جنبش هایی بر ضد سلطه اعراب در سراسر ایران پدید آمد که مشهورترین آن ها ، قیام های اسپهبد فیروز ( سنبادگبر ) در ری به سال 137 ق ، استاذسیس در خراسان به سال 150 ق و المقنع در ماوراءالنهر ، به سال 159 ق است که هر یک به صورتی از قدرت خلافت می کاست . هم زمان با استقلال طلبی های طاهریان ، قیام بابک خرم دین درآذربایجان به سال 201 ق ، قیام مازیاربن قارن در مازندران به سال 224 ق و جنبش های دیگر در سیستان (= خوارج ) و خراسان (حمزه پسر آذرک ) وجز این ها، شرایطی پیش آورد که خلیفگان بغداد نتوانند با اقتدار تمام ، بر بخش های شرقی خلافت حکمرانی کنند .
قیام های دینی ، فرهنگی ، سیاسی و نظامی و شیوه های مبارزاتی مردم زیر عنوان « نهضت شعوبیه » ، استقلال ایران را در پی داشت و ایرانیان مسلمان با گرایش های خاصی به خاندان علی (ع) با حفظ هویت قومی خود، حکومت های مستقل ایرانی را پدید آوردند .
4. سلسله های ایرانی ( طاهریان ، صفاریان ، سامانیان ، آل زیار ، آل بویه )
نخستین خاندان حکومتی که در برابر خلافت عباسیان ، قد برافراشت ، طاهریان بود . طاهربن حسین (= ذوالیمینین ) درآغاز ، هواداری مأمون را پذیرفت و در برابرلشکریان امین (به سرداری علی بن عیسی) در سال 195 ق ، مقاومت هایی از خود نشان داد. در سال 198 ق ، پس از چند نبرد محلی ، بغداد را محاصره کرد و پس از کشته شدن امین ، خلافت مأمون را مسلم گردانید .
طاهر حکمرانی خراسان ، خوارزم و فرغانه را ، تا سال 207 ق ، به عهده داشت . به سبب مخالفت هایی با مأمون ، گویا خلیفه قصد عزل او را داشت که او دست از جهان شست . سپس ، پسرش طلحه ، هفت سال حکومت کرد و پس از او ، عبدالله بن طاهر به حکومت خراسان و طبرستان و ری منصوب شد . پس ازدرگذشت او در سال 230 ق ، پسرش طاهربن عبدالله به جای او نشست وپس ازدرگذشت او مستعین ، خلیفه عباسی ، پسر او محمدبن طاهر را به سال 248 ق ، به حکمرانی خراسان منصوب کرد .در سال 259 ق ، یعقوب لیث صفاری نیشابور را تسخیر کرد و با دستگیری محمد بن طاهر ، سلسله مزبور را برانداخت .
خاندان بنی دلف با آن که با مأمون سر عناد نداشتند ، اما در همدان ، از سال 210 ق ، حاکمیت نیمه مستقلی داشتند . ابودلف تا سال 225 ق ، حکمران منطقه بود و پس از مرگ او ، پسرش عبدالعزیز به جای او نشست و از لشکریان بغداد ، شکست خورد و پسرش – که نام دلف را داشت – در سال 265 ق ، در اصفهان کشته شد .طرفداران او بر اتباع قاتلان شوریدند و احمد بن عبدالعزیز را به امارات پذیرفتند . معتضد خلیفه عباسی ، در سال 279 ق ، او را مأمور کرد تا به جنگ رافع بن هرثمه – که پیشتر، از اتباع طاهربن عبدالله بود – برود . ولی پس از پیروزی در جنگ با او در سال 280 ق، از دنیا رفت . تنی چند از فرزندان بنی دلف – که در اصفهان قدرت داشتند – با انحلال کامل در نظام حکومتی صفاریان ، از میان رفتند .
در آن زمان ، ساکنان بخش هایی ازگرگان و مازندران ورویان و دیلمان و گیلان که به دست امیران و بزرگان خاندان های عصر ساسانی – مانند باوندیان و پادوسیان و تیره های گوناگون آنان – اداره می شد ، یکی از نوادگان علی بن ابیطالب (ع) به نام حسن بن زید را از ری به منطقه خود آوردند و پس از چند نبرد و پیروزی ، سلسله علویان را – به زعامت وی – در طبرستان ، روی کارآوردند . حسن پس از تسخیر گرگان و شکست لشکریان محمد بن طاهر ، و حاکمیت در سراسر سواحل دریای خزر ، در سال 270 ق ،به جهان دیگر شتافت و برادرش محمد بن زید جانشین او شد . اما ، در جنگ با امیر اسماعیل سامانی ، شکست خورد و پس از چند روز تحمل درد و زخم ، در سال 287 ق ، از دنیا رفت . با آن که زیدیان سال ها در طبرستان و گرگان ، قیام کرده بودند ، اما نتوانستند در برابر سامانیان مقاومت کنند .
صفاریان یکی از خاندان های تهی دست ( رویگر ) اما ، با همت و میهن دوست سیستانی بودند که برای استقلال ایران برخاستند. یعقوب بن لیث –که از عیاران و جوان مردان سیستان بود – در سال 253 ق، هرات را تسخیر و کرمان را ضمیمه قلمرو خود کرد . در سال 257 ق ، موفق ، خلیفه عباسی ، امارات بلخ وطخارستان و سیستان و سند را به یعقوب تفویض کرد . اوبه حکومت های طاهریان و علویان پایان داد و با تصرف فارس ، عزم جنگ با خلیفه کرد و به بغداد لشکر کشید ، اما در این نبرد به سال 262 ق ، شکست خورد و به خوزستان شتافت . او همواره ، اندیشه جبران شکست را در سر می پروراند ولی به سال 265 ق ، از دنیا رفت و برادرش عمرولیث جانشین او شد و پس از صلح با خلیفه ، امارت خراسان و فارس و اصفهان و سیستان و سند و کرمان به اوتفویض شد . از سال 271 ق ، عمرو نیز با خلیفه معتضد اختلاف هایی پیدا کرد که در زمان معتضد خلیفه ، کدورت ها بر طرف شد . او به دستور خلیفه ، عازم جنگ با امیر اسماعیل سامانی شد . با آن که اسماعیل او را ازاین کار برحذر داشت ، اما نپذیرفت و درآن جنگ به سال 287 ق ، اسیر و به دستور اسماعیل به بغداد فرستاده شد . در آغاز خلافت ، در سال 289 ق مکتفی کشته شد . با آن که پس از اوطاهربن محمد بن عمر و خلف بن احمد (پسربانو دختر عمرلیث ) و نیز طاهربن خلف بن احمد و تنی چند از صفاریان که گاه حکمرانی سیستان را داشتند، اما در برابر سامانیان نتوانستند موقعیت سیاسی ممتازی کسب کنند .
سامانیان که نسب خود را به بهرام چوبینه می رساندند ، در قرن دوم قمری مسلمان شدند . زمانی که مأمون در خراسان بود ، فرزندان اسد بن سامان را گرامی می داشت چنان که عامل خلیفه در سال 204 ق ، حکمرانی سمرقند را به نوح ، فرغانه را به احمد ، هرات را به الیاس ، و چاچ را به یحیی واگذار کرد . این چهار برادر بر ماوراءالنهر و بخشی از خراسان ، حاکمیت یافتند . پس از نوح ، قلمرو او میان یحیی و احمد تقسیم شد . پس از الیاس ، هرات نصیب پسرش محمد بن الیاس شد و چون احمد از دنیا رفت پسرش نصر جای او را در سمرقند گرفت و برادرش اسماعیل را به حکومت بخارا فرستاد . با پدید آمدن کدورت میان دو برادر ، امیراسماعیل همواره حرمت برادر را رعایت می کرد وپس از درگذشت نصر در سال 279 ق ، سراسر ماوراءالنهر تحت حاکمیت اسماعیل درآمد . پس از شکست عمرولیث صفاری درسال 287 ق ، خراسان ضمیمه قلمرو سامانیان شد وگرگان وطبرستان نیز پس از مدتی به آن افزوده شد . امیراسماعیل در برابر نفوذ ترکان در ماوراءالنهر ، از خود شایستگی نشان داد و بخارا رابه پایتختی برگزید آن دیار به محفل علم و ادب وشعر وزبان فارسی مبدل شد .
پس از درگذشت امیر اسماعیل در سال 295 ق پسرش احمد به جای او به امارات نشست وبست وسیستان را ضمیمه سرزمین های حکومتی خود کرد . او در سال 301 ق در شکارگاه به دست غلامانش کشته شد و پسرش نصر ، که هشت سال بیشتر نداشت ، جانشین او شد و سی سال امارات را به عهده داشت .
مرداویج پسر زیار یکی از دلاوران گیلانی بود که پس از تصرف سرزمین های طبرستان و قزوین و همدان و دینور و قم و کاشان و اصفهان واهواز ، لشکریان خلیفه مقتدر عباسی را شکست داد و نخستین سلسله ایرانی را پدید آورد . او که قصد برانداختن خلافت و آبادی و احیای مداین و برپایی پادشاهی به سبک ساسانیان را داشت ، در سال 323 ق ، در حمام اصفهان به دست ترکان کشته شد و برادرش وشمگیر جانشین او شد . در زمان او نبردهایی با رکن الدوله دیلمی به وقوع پیوست که در نهاد حکومتی زیاریان ضعف وفتور پدید آورد . پس از درگذشت وشمگیر در سال 356 ق ، پسرش بیستون (= بهستون ) جانشین پدر شد و با رکن الدوله از در صلح درآمد و او نیز درسال 366 ق درگذشت .پس از او ، برادرش شمس المعالی قابوس بن وشمگیر برگرگان و طبرستان سلطه یافت ونبردهای او با عضدالدوله دیلمی ، نیز بر سستی بنیاد حکومتی هردو سلسله افزود . کتاب قابوسنامه به نام او و به قلم کیکاوس بن اسکندر است . او در سال 403 ق در گذشت . منوچهر، پسرش و نوشیروان پسر منوچهر ، یکی پس از دیگری ، به حکومت رسیدند . اما ، منوچهر اطاعت سلطان محمود غزنوی را پذیرفت و نوشیروان هم به انقیاد سلجوقیان در آمد .
در منطقه دیلمان ، قوم دیگری از ایرانیان که هیچ گاه مقهور اعراب نشده بودند ، به نام آل بویه قد برافراشتند و بربخشی از ایران حکومت کردند . بویه مردی از دیلم بود که به ماهیگیری روزگار می گذراند ، اما نسل خود را به بهرام گور می رساند . علی (عمادالدوله ) و حسن (رکن الدوله) و احمد (معزالدوله ) فرزندان او ، در خدمت مرداویج بودند که اندک اندک ، قدرتی یافتند و با خلیفه عباسی (راضی بالله) رابطه هایی برقرارکردند که مرداویج را خوش نیامد ، اما به صلح ودوستی ختم شد .
پس از مرگ مرداویج ، برادران برتصرفات خود افزودند و در سال 324 ق ، معزالوله وارد بغداد شد و خلیفه مستکفی ، با او به احترام برخورد کرد و لقب های یاد شده را به هر سه برادر اعطا کرد .
پس از چند روز، معزالدوله خلیفه را عزل کرد و پسرش مطیع لله را به خلافت برگزید . ازآن پس مراسم عزاداری حسین بن علی (ع) به مثابه خواست تاریخی و حق طلبانه شیعیان ، در بغداد مرسوم شد . بصره و موصل ازیک سو ، و طبرستان و گرگان ازسوی دیگر ، ضمیمه قلم رو آل بویه شد . پایتخت آل بویه شهر شیراز بود . اتحاد سه برادر موجب پیشرفت آنان گردید . پس از مرگ عماد الدوله در سال 338 ق ، پسر رکن الدوله (فنا خسرو) ، که لقب عضد الدوله یافته بود ، و ولیعهد آل بویه بود ، به جای او نشست . در سال 354 ق معزالدوله به عمان لشکر کشید و آن جا را تصرف کرد و دوسال بعد از دنیا رفت . فرزند معزالدوله به نام بختیاریا عزالدوله در بغداد با ترکان رفتاری درپیش گرفت که برای عضدوالدوله مشکل آفرین شد . عضدوالدوله بغداد را تصرف کرد و قصد بازگرداندن عزالدوله را داشت که با وساطت پدر، مشکلات فیصله یافت .
پس از مرگ رکن الدوله درسال 366 ق ، همدان و اطراف آن به ابوالحسن (فخر الدوله ) ، و اصفهان به مؤید الدوله تفویض شد به شرطی که از برادر خود عضدالدوله ، اطاعت نمایند .
عزالدوله و فخرالدوله در مخالفت با برادر قد علم کردند که به دستور عضدالدوله، سرکوب شدند . اما ، مؤید الدوله همواره نسبت به برادر وفادار ماند . عضدالدوله پادشاهی علم دوست و فرهنگ پرور بود وبا تسامح و بردباری با همه اهل ادیان و مذاهب و اندیشه ها رفتار می کرد . شیعی بودن او سبب شد تا بسیاری از مورخان و عالمان دینی در کتابهای تاریخی و دینی خود از او به نیکی یاد کنند .
او در سال 372 ق ، به سبب بیماری صرع دست از جهان شست و پسرش ابوکالیجار مرزبان (= صمصام الدوله) به جانشینی او برگزیده شد . فخرالدوله نیز به جای مؤید الدوله نشست و با صمصام الدوله روابط خوبی برقرار کرد . اما ، در سال 387 ق، مرد و پسرش ابوطالب رستم (مجدالدوله ) جای پدر را گرفت چون او چهار سال بیشتر نداشت ،«سیده خاتون » مادر او عهده دار امور گرگان و پس ازآن ری گردید . در اختلافات پدید آمده میان مجدالدوله و برادرش شمش الدوله نیز ، نفوذ وقدرت نمایی نظامیان ، مجدالدوله از سلطان محمود غزنوی کمک خواست و سلطان به ری آمد اما ، به جای کمک به مجدالدوله ، او را دستگیر کرد به خراسان فرستاد .
در شیراز ، میان بازماندگان عضدالدوله اختلاف پدید آمد . شرف الدوله برچشم برادرش صمصام الدوله میل کشید و دربغداد ، به نام بهاءالدوله خطبه خواندند . سرانجام ، صمصام الدوله به دست دیلمیان کشته شد و بهاءالدوله خلیفه عباسی را دستگیرکرد و قادربالله را به جای او نشاند و فارس و خوزستان و کرمان را تسخیر کرد . پس از درگذشت او درسال 403 ق میان پسرانش ، سلطان الدوله ، جلال الدوله ، ابوالفوارس و شرف الدوله ، اختلاف افتاد و کار به جنگ و جدال کشید که سرانجام ، ابوالفوارس به سلطان محمود غزنوی پناهنده شد .
اختلاف بازماندگان آل بویه و پیشرفت های چشمگیر غزنویان و سلجوقیان وضع حکومتی این سلسله ایرانی و استمرارآن را به مخاطره افکند .
ابوکالیجار در سال 440 ق مرد و پسرش ابونصرخره فیروز به نام الملک الرحیم به جای او نشست و به خوزستان و فارس لشکر کشید . اما ، طغرل سلجوقی در سال 447 ق ، وارد بغداد شد و الملک الرحیم را دستگیر کرد .
ابوجعفربن دشمن زیار (پسرخال مادر مجدالدوله دیلمی) که او را بدین سبب ابن کاکویه می خواندند ، به فرمان مجدالدوله در اصفهان حکومت داشت و اندک اندک قدرتی فراهم آورد و ملقب به علاء الدوله شد . ابن سینا حکیم بزرگ ایران مدت ها وزارت او را برعهده داشت . در جنگ با مسعود غزنوی ، علاءالدوله شکست خورد و خزانه او به غارت رفت . پس از مرگ او در سال 434 ق ، فرامرز (ظهیرالدین ابومنصور ) به جای او نشست و تا سال 443 ق کم و بیش قدرتی داشت و سرانجام به طور کامل مضمحل شد .
افزون برسلسله ها و خاندان های یاد شده ، سلسله های دیگری چون خوارزمشاهان (غیرازسلسله خوارزم شاهیان مشهور) امیران چغانی ، فریغونیان ، روادیان ، شدادیان ، شروانشاهان ، ملوک شبانکاره و شاهان غرجستان ، امیران غور و جز اینها در نواحی مختلف ایران زمین حکمرانی داشتند که پاره ای ازآن ها در حمله ترکان ، خاصه سلجوقیان ، از میان رفتند و برخی پس از حمله مغول ناپدید شدند .

 

5. سلسله های ترک نژاد
ترکان در شمال ایران زمین ، از مرزهای مغولستان و چین تا دریای سیاه از قرن ششم میلادی نامبردار بوده اند . این جامعه به علت گستردگی جغرافیایی به شمالی و جنوبی و از لحاظ سیاسی و حکومتی به شرقی و غربی (خانات ترکان شرق ، خانات ترکان غرب ) تقسیم شده اند . ترکان غربی همسایگان ایران به شمار رفته اند و از دو جانب شرقی و غربی دریای خزر با این کشور برخوردهایی داشته اند با گسترش اسلام در خراسان و ماوراءالنهر ، ترکان با اسلام کم و بیش آشنایی پیدا کردند و با روی کارآمدن سامانیان ، به سبب حضور نظامیان ترک ، اندک اندک شرایط ورود آنان به ایران از ناحیه شرقی دریای خزر فراهم شد . نخستین سردارترک درلشکر سامانیان البتکین بود که به غزنه رفت و به حکومت پرداخت وپس از او دامادش سبکتکین در سال 366 ق جانشین او شد و سلسله غزنویان را پدید آورد و در سال 387 ق ، هم زمان با حکمرانی پسرش محمود در نیشابور ، چشم از جهان فرو بست .
محمود پس از کنارگذاشتن برادرش اسماعیل با لقب « سلطان » و «یمین الدوله » بر اریکه قدرت نشست و به تدریج برخراسان و سیستان مسلط شد و چند نوبت به هندوستان حمله کرد و درسال 407 ق خوارزم را نیز تصرف کرد ، و در سال 416 ق معبد سومنات را ویران کرد . ری را نیز زیر فرمان خود درآورد با آن که علم دوست و شاعر پرور بود ، اما کتابها و رسائل معتزله و شیعی را آتش زد و نسبت به « رافضیان » تعصب زیادی داشت . چنان که گفته است :
« بدین خلیفه خرف شده بباید نبشت ، که من از بهر عباسیان انگشت در کرده ام در همه جهان و قرمطی می جویم و آنچه یافته آید و درست گردد بردارمی کشند» (بیهقی ، 1336 ، ص 183 ) .
او در سال 421 ق درگذشت و پسرش محمد ، بنابر وصیت محمود ، جانشین پدر شد اما برادرش مسعود بر او شورید و زمام امور را دردست گرفت . در این زمان سلجوقیان قدرت یافتند و پاره ای از شهرهای شرقی ایران را تسخیر کردند . او در فتنه های داخلی لشکریانش ، در سال 432 ق کشته شد و دوباره برادرش محمد به سلطنت رسید ، پس از مدتی مودود پسر مسعود به خون خواهی پدر برخاست و قدرت را به دست گرفت ، اما سلجوقیان پیشروی می کردند و گویی زمان غزنویان به سررسیده بود . در سال 441 ق مودود به مرض قولنج از دنیا رفت و جانشینان او نیز ، یکی پس از دیگری ، به قدرت ظاهری رسیدند ، اما زمانه به هیچ روی با آنان دمساز نبود . و سرانجام لشکریان سلجوقی در دندانقان مرو برآنان پیروز شدند و سلسله جدیدی از ترکان به حاکمیت رسیدند و به قول مسعود غزنوی « به مرو گرفتیم و هم به مرو برفت » ( همان ، ص 639 ) .
طغرل در سال 431 ق وارد نیشابور شد و به نام او خطبه خواندند . سلجوقیان ، خوارزم و گرگان و طبرستان را تصرف کردند و تا مرزهای روم پیش رفتند . امپراتور روم به ناچار از در صلح درآمد . در این زمان اصفهان از حیطه قدرت علاءالدوله خارج شد . ری پایتخت سلجوقیان گردید . در سال 446 ق آذربایجان را هم تصرف کردند . دختر خلیفه قائم بامرالله به نکاح طغرل رضایت داد و در سال 455 ق این پادشاه دلیر در ری چشم از جهان فروبست و آلب ارسلان پسرعم او به قدرت رسید و خواجه نظام الملک را برمسند صدارت نشاند و در سال 458 ق ملکشاه به ولیعهدی برگزیده شد .
جنگ آلب ارسلان با رومانوس امپراتور روم ، از وقایع مهم تاریخی آن عصر است که درآن سلجوقیان پیروز شدند و امپراتور را که اسیر شده بود ، سپاهیان اسلام ، به دستور آلب ارسلان آزاد کردند . در جنگ دیگری که در سال 465 ق در ماوراءالنهر رخ داد . آن پادشاه عاقل و عادل و کریم زخمی سخت برداشت و پس از چند روز درگذشت و پسر جوانش ملکشاه جانشین اوشد و پس ازسرکوبی بسیاری از شورش های داخلی و خاندانی ، در سال 480 ق به بغداد رسید و دخترش را به عقد خلیفه عباسی المقتدی در آورد . در همه لشکرکشی ها و اداره امور کشور رأی و درایت خواجه نظام الملک ، وزیر فرهنگ دوست و دانش پرور او ، کارساز بود ، اما او در سال 485 ق به دست فداییان اسمعیلی ، نزدیک نهاوند ، به قتل رسید و یک ماه بعد ازآن ملکشاه نیز رخت بربست و زوال دولت سلجوقیان اندک اندک آغاز شد . تا سال 498 ق جنگ فرزندان ملکشاه با یکدیگر ، که تحریکات درباریان و لشکریان و بانوان حرم در آن دخالت بسیار داشت ، شیرازة سلطنت را متزلزل کرد . در سال 511 ق سلطان محمد بن ملکشاه غیاث الدین از دنیا رفت وپسرش محمود به جانشینی او انتخاب شد ، اما نتوانست در برابر عم خود سنجر قد علم کند و پس از آن که مغلوب شد ، با دختر او ازدواج کرد و تنها به حکومت عراق عجم و عراق عرب قناعت کرد . سنجر قریب 41 سال سلطنت کرد . در زمان او غوریان و خوارزمشاهیان قدرت یافتند و قراختاییان کاشغر نیز در شرق سرزمین های سلجوقیان سربه مخالفت برداشتند . سنجر برآنان غلبه کرد و سراسر منطقه گسترده آسیابی را زیر فرمان درآورد . به طوری که به راستی ، « از حلب تا کاشغر میدان سلطان سنجر » بود ، اما در جنگی با غزها اسیر شد و پس از استخلاص در سال 552 ق چشم از دنیا فروبست . سلجوقیان در نقاط مختلف ایران حکومت های کم و بیش مستقلی داشتند . در عراق محمود بن ملکشاه تا سال 525 ق بر اریکه قدرت بود و پس از او طغرل بن محمد بن ملکشاه تا 529 ق حکمرانی کرد وپس از او مسعود به سلطنت رسید که با خلیفه عباسی مستر شد نبرد آغازید و در سال 547 ق در همدان درگذشت و برادرزاده اش ملکشاه بن سلطان محمود جانشین او شد و به همین سان دیگر سلجوقیان عراق بر مسند قدرت ظاهری نشستند و سرانجام در سال 590 ق حکومت آنان منقرض شد .
سلجوقیان کرمان هم تیره دیگری بودند که از سال 433 ق به فرمان طغرل بی

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله تاریخ ایران

دانلودمقاله ویژگی قرآن در نهج البلاغه

اختصاصی از فی ژوو دانلودمقاله ویژگی قرآن در نهج البلاغه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 قرآن کتاب آسمانی و گفتار الهی است که برای هدایت بشر و رستگاری او بر پیامبر اکرم محمد مصطفی (صلی الله علیه و اله و سلم ) نازل شده است. اما چه کسی می تواند آن را بشناسد و برای مردم معرفی کند؟
در پاسخ می توان گفت: کسی که شاگرد و تربیت یافته مکتب وحی و بزرگ شده در دامن وحی باشد.
چون قرآن می فرماید:
«لا یعلم تاویله الا الله و الراسخون فی العلم»

هیچ کس به حقیقت و تاویل قرآن آشنایی ندارد جز خدا و راسخان در علم و اسلام شناسان واقعی (آل عمران/7). اما راسخان در علم چه کسانی هستند؟
می توان گفت: پیامبراکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) صاحب وحی و شاگرد ویژه او علی (علیه السلام) و فرزندان ایشان. این دعا را می توان با کنارهم گذاشتن دو آیه قرآن اثبات کرد. چون قرآن می فرماید:
«لایمسه الا المطهرون» (واقعه/79)
قرآن را جز پاکان کسی نمی تواند مس کند.
اما پاکان چه کسانی هستند؟

در جای دیگر قرآن می فرماید:
«انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» (احزاب/ 33)

پس به حق باید گفت علی (علیه السلام) از آن پاکان و از جمله اسلام شناسان واقعی است.
« ینحدرعنی السیل و لا یرقی الی الطیر»(خطبه 3)

علوم و معارف از سرچشمه فیض من مانند سیل سرازیر می شود و هیچ پرواز کننده ای در فضای علم و دانش به اوج رفعت مقام من نمی رسد.

در جای دیگر
«این الذین زعموا انهم الراسخون فی العلم دوننا؟ کذبا و بغیا علینا ان رفعنا الله و وضعهم و اعطانا و حرمهم و ادخلنا واخرجهم»(خطبه 144)
«کجایند آنهایی که گمان می کنند غیر از ما راسخان در علم و اسلام شناسان واقعی هستند. ادعای آنها دروغ و ستم برماست. چون خداوند ما را برتری داده و آنها را فرو گذاشته و این مقام راسخون در علم را به ما بخشیده و آنها را از این بی بهره ساخته و ما را در آن وارد و آنها را از آن مقام بیرون کرده است.»

پس علی (علیه السلام) است که می تواند قرآن و ویژگی آن را بیان کند، چون در خانه وحی بزرگ شده است. می فرماید:
«نحن شجره النبوه و مهبط الرساله ومختلف الملائکه و ینابیع العلم»(خطبه 108 بند34)
ما درخت نبوت و فرودگاه رسالت و محل آمد و شد فرشتگان و معدن علوم و سرچشمه های حکمت هستیم.

جای دیگر:
نحن الشعار و الاصحاب و الخزنه و الابواب لاتؤتی البیوت الا من ابوابها فمن اتاها من غیر ابوابها سمی سارقا(خطبه 153)
ما جامه زیرین و یاران واقعی و گنجوران دین و درهای دانش هستیم. به خانه ها جز از درهایی که برای آنها قرارداده شده وارد نشوید. چون هرکس از غیر در وارد خانه شود دزد نامیده می شود.

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  12  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله ویژگی قرآن در نهج البلاغه

دانلود مقاله کارآموزی عمران - مدیریت، نظارت و اجرای نقشه های ساختمانی (اسکلت فلزی)

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله کارآموزی عمران - مدیریت، نظارت و اجرای نقشه های ساختمانی (اسکلت فلزی) دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

مقدمه:
اجرای ساختمانی اسکلت فلزی به آگاهی از یکسری مسائل فنی که به علم رشته های مختلف ساختمان بستگی دارد، نیازمند است.
بدیهی است عدم توجه به مسائل تئوری معماری، محاسباتی و تأسیساتی در اجرا و ساخت اشکالات را در پی خواهد داشت که به زودی به تعمیر ساختمان منتهی خواهد شد، که باید در اسرع وقت ساختمان را به وسیله تعمیر محافظت کنیم و ضمن اجرای اصولی تعمیر، عمر مفید ساختمان را تداوم بخشیم. چرا که در بعضی مواقع، اشتباه در تعمیر ساختمان خسارت مالی و جانی جبران ناپذیری در بر خواهد داشت.
در این گزارش کارآموزی سعی شده اطلاعاتی در مورد ساختمانهای فلزی و روش اجرای آنها داده شود.
در پایان از زحمات سرپرست محترم خودم جناب آقای مهندس ………… و همچنین از استاد عزیزم جناب آقای مهندس …………. کمال تشکر را دارم.

چگونگی انجام کارهای ساختمانی:
شرح:
روشهای اصلی ساختن تسهیلات در شکلهای ذیل نشان داده شده اند. این روشها به شرح زیرند:
1- نیروی کار ساختمانی کارفرما (انجام کار توسط خود کارفرما)
2- مدیریت کار ساختمانی توسط کارفرما
الف) استخدام اعضای خود سازمان برای انجام کار (امانی)
ب) انجام کار توسط پیمانکار های جزء

 

 

 

 

 

 

 


شکل 1: کار ساختمانی با به کارگیری نیروهای ساختمانی خود کارفرما

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 2 :
توجه: می توان یکی از دو روش (الف) یا (ب) و یا هر دو آنها را به کار گرفت

 

3- انجام کار ساختمانی توسط پیمانکار عام.
4- قرار داد کار ساختمانی از طراحی تا اجرا یا قرار داد طرح- ساخت (کلید رد دست).
5- مدیریت حرفه ای کار ساختمانی

 

 

 

 

 


شکل 3 : اجرای کار ساختمانی توسط پیمانکار عام

 

 

 

 

 

 

 


شکل 4: انجام کار ساختمانی با به کارگیری موسسه طرح - ساخت

 

بسیاری از سازمانهای صنعتی بزورگ، و شماری از ادارات دولتی، خودشان نیروی کار ساختمانی در اختیار دارند. از این نیروها، در درجه اول، برای انجام تعمیرات، نگهداری، و کارهای تعویضی استفاده می شود. اما چنین نیروهایی معمولاً صلاحیت و توانایی اجاری پروژه های ساختمانی جدید را نیز دارند(شکل1). کارفرما ها غالباً، از کارکنان ساختمانی خود برای مدیریت کار ساخمانی جدیدشان استفاده می کنند(شکل 2).
این نیروی کار ممکن است کارکنان باشند که کارفرما آنها را مستیماً استخدام می کند و یا ممکن است که خود کارفرما به صورت پیمانکاری عام عمل کرده و با پیمانکار تخصصی قراردادهای فرعی امضاء کند.
احتمالاً انجام کار ساختمانی توسط پیمانکاری عام با یک قرارداد اصلی متداولترین روش ایجاد تسهیلات ساختمانی است(شکل 3).
در اینجا فقط اشاره می کنیم که کاربرد دو روش جدید در ارائه خدمات ساختمانی رو به ازدیاد است:
الف) روش طرح – ساخت (یا کلید در دست).
ب) روش به کارگیری مدیریت حرفه ای در امور ساختمانی.
مفهوم کار ساختمانی به روش طرح – ساخت یا کلید در دست (شکل 4) این است که کارفرمایی با موسسه ای قراردادی می بندد که طبق آن، موسسه طرف قرارداد هم طراحی و هم ساختن تسهیلاتی را به عهده می گیرد که نیازهای خاصی را (معمولاً از نظر اجرایی) برآورده کند. غالباً موسساتی این گونه قراردادهای را تقبل می کنند که در نوع خاصی از ساختمان تخصص دارند و نیز طراحیهایی استاندارد دارند ه آنها را مطابق با خواستهای کارفرما تعدیل می کنند.
چون هر دو کار طراحی و ساخت را یک سازمان انجام می دهد، مشکلات هماهنگی در کار به حداقل می رسد و کار ساختمانی می تواند قبل از کامل شدن طرح نهایی شروع شود. (در روشهای ساختمانی مرسوم، این امکان نیز وجود دارد که کار ساختمانی قبل از کامل شدن طراحی شروع شود. در این حالت قرارداد کار ساختمانی بر مبنای تادیه هزینه خواهد بود. این روش ساخت را روش «مسیر سریع» می گویند.) این معایب اصلی روش طرح – ساخت مشکل بودن ایجاد رقابت بین تأمین کنندگان و پیچیدگی در ارزیابی طرحهای پیشنهادی آنهاست.
به کارگیری مدیریت حرفه ای کار ساختمانی (شکل 5) برای ساخت تسهیلات نیز تا اندازه ای با روش اسختمانی مرسوم تفاوت دارد. در این حالت، مدیرتی ساختمانی مانند نماینده کارفرما عمل کرده و هر دو قسمت طراحی و ساخت پدیده تسهیلاتی مورد نظر را اداره می کند. کارفرما برای طراحی، ساخت و مدیریت ساختمانی پروژه سه قرارداد جداگانه می بندد. اتخاذ این شیوه در کار ساختمانی به دلیل ایجاد هماهنگی نزدیک بین کار طراحی و کار ساختمانی امکان صرفه جویی در وقت و هزینه را ایجاد می کند. هر چند، مخالفان این روش متذکر می شوند که مدیریت کار ساختانی مسئولیت مالی کمی می پذیرد و یا حتی هیچ مسئولیت مالی در قبال پروژه ندارد و نیز اینکه هزینه خدمتی که او ارائه می کند، هر گونه صرفه جویی حاصل از بهبود هماهنگی در کار طراحی و کار ساختمانی را بی ثمر می کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ــــــ ارتباط پیمانی
----- ارتباط مدیریتی (عامل کارفرما)
شکل 5: اجرای کار ساختمانی با به کارگیری مدیریت حرفه ای

 

 

 

 

 

 

 


طراح، محاسبه و پیمانکاری ساختمان:
در شناسنامه ساختمان، بخش مربوط به سابقه کار افراد زیر وجود دارد:
الف) طراح ساختمانی (یعنی مهندس معماری)
ب) مهندس محاسب
ج) سازندگان و مجریان کارگاه که شامل:
پیمانکار، مهندس، سرپرست کارگاه، تکنسین، معماری و به طور کلی افراد مسئول بخشهای فنی در تعدادی محدود و یا کسانی می باشد که در امر احداث ساختمان از شروع کار و یا قسمتهایی از اجرای آن شرکت موثر داشته اند. در این بخش آدرس کار (شرکتها) شماره تلفن آنها ثبت می شود. در صورت بروز اشکال از نامبردگان که با جزء جزء اجرای ساختمان آشنایی کامل دارند، کمک گرفته می شود تا تعمیرات اصولی با توجه به نقشه های موجود به شکل کامل انجام می شود به طور کلی شناسنامه ساختمان در هنگام خرابیها و تعمیرات از جهات بسیار مفید است و با کمک ها و راهنماییهای آن، تعمیرات در زمان کوتاه و با صرف هزینه کم انجام می شود.
محل احداث ساختمان:
مطالعاتی که قبل از شروع کارهای در رابطه با محل ساختمان باید انجام شود، مسائلی مانند اثرات جوی، بارندگیها، تغییر درجه محیط که بخصوص در فصول سرد و یخبندان تأثیرات نامطلوب و مخرب در مصالح، اجزا و قسمتهای ساخته شده بنا می گذارد.
قابل توجه اینکه، در هر راه اندازی مجدد و تا جا افتادن کارگاه از جهات مختلف، اشکالاتی فراوان وجود دارد،از جمله مسائل فنی، جمع آوری کارگردان مورد نظر بخصوص در برداشتن هزینه بیشتر که اولاً: باعث تأخیر در تحویل بنا ی شود؛ ثانیاً: قیمت تمام شده ساختمان را افزایش می دهد.
قبل از شروع یک طرح ساختمانی کوچک یا بزرگ، باید مقاومت زمین زیر پی جهت دیوارها برای طراح مشخص شود تا بتوانند بر مبنای آن محل ستونها، دیوارها و در مجموع طرح را به وجود آورد، معمولاً زمینهای مرغوب، رنگ سبز تیره با دانه های خاک متراکم و چسبندگی زیاد دارند.
انواع گوناگون زمین ماسه ای، رسی، دج، سنگی و یا مخلوط نامتناسب هستند.
اکثر زمینهای ایران از انواع زمینهای رسی است. این زمینها مقاوم هستند و چنانچه خاک ریز دانه و درشت دانه ماسه در آنها وجود داشته باشد. قابل اطمینان خواهد بود. در بعضی موارد بنا روی زمینهای شیب دار رسی احداث می شود، در این حالت باید به اصول پایداری بنا توجه شود تا در موقع حرکت زمین خطر رانش به وجود نیاید.
زمینهای دج نیز ترکیبات کامل، متراکم و قابل اطمینان دارند که بناهای مرتفع را می توان روی آن احداث کرد.
به طور کلی زمین لایه ها و موارد متشکله مختلفی دارند که هر لایه آن مورد آزمایش قرار گیرد، در بناهای معمولی، از طریق چاه کنی و خروج لایه های خاک می توان از نوع زمین آگاه شویم، اما جهت احداث های بناهای مرتفع، با گمانه زدن (سونداژ) از لایه های مختلف پی سازی و احداث بنا انجام شود.
در بعضی موارد، زمین مورد نظر ماسه ای و یا از نوع خاک دستی است. در این حالت، پی کنی تا سطح زمینهای سخت پیشروی می کند و با پی سازی اصولی و در صورت نیاز پی های صفحه ای احداث می شود.
به طور خلاصه، شناخت خاک زمین جهت عملکرد طراح و محاسبات از مسائل اولیه و بسیار مهم برای ساخت یک بناست که بی توجهی به آن، مشکلات و خسارات زیادی به بار می آورد.
انواع نقشه های ساختمانی:
نقشه های اولیه معماری که بنا را به شک لسه بعدی (پرسپکتیو) نشان می دهد، برای تفهیم به مجریان بسیار سودمندند. معمولاً نقشه های فنی و اجرایی در سه فاز تهیه می شود:
الف) نقشه های معماری:
این نقشه ها به منظور مشخص کردن ابعاد بنا جزئیات ظاهری و بناسازیهای داخلی و خارجی برای
تفهیم مسائل به سازندگان و مجری ساختمان تهیه می شود. آنها می توانند پس از اجرای یک
سلسله مسائل فنی، بنای مورد نظر را در چهار چوب طرح معماری بسازند.
ب) نقشه های اجرایی:
این نقشه های با جزئیات گوناگون مانند پلانهای موقعیت، پی سازی، تیرریزی، شیب بندی، برش، نما و ... با مشخصات هر چه دقیق تر جهت اجرای دقیق و اصولی تهیه می شود که سازندگان با استفاده از آنها و همچنین نقشه های جزئیات که از نقشه های ذکر شده تهیه می شود کار را دقیق و اصولی اجرا می کنند.
همچنین با توجه به دفترچه مشخصات ریز مقادیر (آیتمها)، اسکلت ساختمان به شکل سفت کاری و نازک کاری ساخته می شود.
در بناهای بزرگ، وجود مهندسان معمار، محاسب و همکای نزدیک آنها با همدیگر باعث می شود که طرحی به وجود آید. بدون این همکاری، مسئله ساختن بنای عظیم غیر ممکن است.
ج) نقشه های تأسیسات:
این نقشه ها نیز جدا از نقشه های معماری و استراکچر، شامل کلیات و جزئیات آبرسانی، فاضلاب، تهویه، دستگاه های گرم کننده و سرد کننده و به ویژه روشنایی برق است.
همان طور که می دانید، این نقه ها به هنگام تعمیرات بسیار مفید است. بخصوص در هنگام زلزله، سیل و حریق که قسمتی از بنا از بین می رود با استفاده از نقشه های موجود در شناسنامه می توان ضایعات پدید آمده در ساختمان را نوسازی کرد.
معمولاً برای اجرای ساختمان باید با توجه به زمان بندی مشخص، نشه های لازم و از قبل آماده شده، مسائل اقتصادی و اجرایی و تمامی موارد دیگر به انجام کار اقدام کرد.
اکثر اوقات، شروع کار بنای ساختمان با پیگیری مراحل مختلف اجراء با سرعت بخشیدن در پیشبرد آن و بدون تعطیل شدن در زمانهای طولانی دنبال می شود تا در مدت زمان پیش بینی شده به مراحل پایانی برسد.

 

موارد استفاده از نقشه های تأسیساتی و برقی:
به طور کلی در هر پروژه شناسنامه نقشه های تأسیساتی و برقی ویژگی خاص را دارد. اگر در وضع لوله های آبرسانی، لوله های فاضلا و یا دستگاههای گرم کننده و سرد کننده به علل مختلف اشکالاتی به وجود آید، مخصوصاً در مواقعی که سیم کشی ها نیاز به تعمیرات داشته باشد، وجود نقشه های برقی و تأسیساتی اهمیت زیادی پیدا می کند.
در بناهای بزرگ برای عبور کلیه لوله های تأسیساتی و برق، کانالهای عمودی و افقی تعبیه می شود، در مواردی، کانالهای افقی به شاخه هایی جهت عبور برخی از لوله ها تا موتور خانه و کانال هایی برای لوله های فاضلاب تا سپتیک تانک و کانالی جهت عبور لوله های آب سرد و گرم تقسیم می شود؛ اما درکانال های عمودی، کلیه لوله به صورت مجتمع عبور می کند.
توجه: در بعضی موارد، قسمت جلوی کانالهای عمودی کلاً به وسیله در باز و بسته
می شود. با میله گذاری در دیوار کانال، می توان از آن به عنوان نردبان استفاده کرد، اگر در سیستم لوله کشی اشکالی بروز نماید، درپوش عمودی و یا افقی کانال را باز می کنیم و پس از رفع نقیصه آن را می بندیم.
در ساختمانهایی کوچک، برای تأسیسات، چنین کانال کشی انجام نمی شود اما در این بناها، نقشه های تأسیساتی می تواند مشخص کننده مسیرها باشد تا در مواقع لزوم بتواند اشکالات را رفع کند.
به طور خلاصه، اگر مسیر لوله های تأسیساتی و یا برق مشخص نباشد، به هنگام بروز اشکالات، سرگردانیها و گرفتاریهای فراواین به وجود می آید که باید با شکافتن، مسیر آنها را یافت. این عمل در مجموع باعث مشکلات و مسائل فراوانی خواهد شد.
مشخصات ویژه مصالح:
ساختن بنای مقاوم به دو عامل بستگی دارد:
الف) مصالح مرغوب و مقاوم
ب) اجرا صحیح و فنی
بدیهی است، نوع مصالح که در ساختمان به کار می رود، باعث پایداری و افزایش عمر ساختمان و با استفاده از نوع نامرغوب، نتیجه معکوس می شود.
به طور کلی، تعمیراتی که به خاطر رطوبت در آجرهای محلی انجام می شود، فراوان است در صورتی که در آجرکاری غیر محلی این نقیصه بسیار کم است و یا اصلاً نیست.
برخی از انواع سنگها مکش آب فراوان دارند که گاهی بیشتر حجم خود می باشد. نفوذ آب در آنها ضایعات جبران ناپذیری به وجود می آورند و در مواردی حق سنگ را حل می کنند.
به طور خلاصه تا 120 درجه حرارت پخته می شوند، هرگز نمی تواند یکنواخت و یکسان باشند.
به طور خلاصه، مشخص بودن نوع مصالح استفاده شده درشناسنامه هر پروژه الزامی است و در زمان تعمیرات و یا پیشگیری های لازم می توان از آن استفاده کرد.
روش انبار کردن سیمان
در کارگاه ساختمانی محلهای مشخص را برای دپو سیمان، ماسه، شن و غیره تعیین می کنند. برای دپو سیمان ابتدا یک سری بلوک در سطحی مربع شکل روی زمین می چینند تا کیسه های سیمان روی بلوکهای قرار گرفته و با زمین در ارتباط نباشد، بعد از قرار دادن کیسه های سیمان روی بلوکها، یک پلاستیک بزرگ روی کیسه ها می کشند تا در صورت بارندگی یا وجود رطوبت هوا کیسه های سیمان خراب نشود این محلها میکسر دسترسی آسان داشته باشد و براحتی و در کوتاهترین زمان ممکن به دستگاه میکسر رسانده شود و بتن مورد نیاز تهیه شود.
روش انبار کردن میلگرد ها
میلگردها باید در محلی از کارگاه قرار گیرد که براحتی جهت قطع و خم به محل مورد نظر رسانده شود، سعی می شود که میلگرد در قطرهای متفاوت به صورت جداگانه قرار بگیرند تا به راحتی در دسترس باشند.
خم کردن میلگردها
این آرماتورها به این صورت خم می شوند، که یک سری تخته روی پایه هایی قرار دارد و روی این
تخته ها سه یا چهار پایه فلزی محکم، در فاصله های مشخص سوار شده است که میلگرد بین این پایه ها قرار گرفته و در اندازه های مشخص خم می شود. این اندازه ها توسط یک سری میخ ریز که روی تخته نصب شده است، کاملاً مشخص است. البته برای خم کردن آرماتورهای یا ضخامت بالاتر از یک سری اهرم استفاده می شود تا براحتی در محل مورد نظر خم شود.
ساختمانهای اسکلت فلزی
در این نوع ساختمان برای ساختن ستونها و تیر از پروفیل فولادی استفاده می شود. همچنین از نبشی تسمه و برای زیر ستون از ورقه فولادی استفاده می نمایند و معمولاً دو قطعه را به وسیله جوش به هم دیگر متصل می نمایند. سقف این نوع ساختمانها ممکن است تیرآهن و طاق ضربی باشد و یا از انواع سقف های دیگر از قبیل تیرچه بلوک غیره استفاده می گردد.
برای پارتیشنها می توان مانند ساختمان های بتونی از انواع آجر و یا قطعات گچی و یا چوبی و سفالهایی تیغه ای استفاده نمود. در هر حال جدا کننده ها می باید از مصالح سبک انتخاب شود. در بعضی ممالک بر خلاف مملکت ما برای اتصال قطعات از جوش استفاده نکرده بلکه بیشتر از پرچ و یا پیچ و مهره استفاده می نمایند. البته برای ستونها نیز می توان به جای تیرآهن از نبشی و یا ناودانی استفاده نمود.
بطور کلی منظور از ساختمان فلزی ساختمانی است که ستونها و تیرهای اصلی آن از پروفیل های مختلف فلزی بوده و بار سقفها و دیوارها و جدا کننده ها (پارتیشن ها) بوسیله تیرهای اصلی به ستون منتقل شده و وسیله ستونها به زمین منتقل گردد.
اجزا تشکیل دهنده ساختمان های فلزی
ساختمانهای فلزی از اجزاء مهم زیر تشکیل می شود:
1- ستونها
2- پل یا تیرهای اصلی
3- تیرچه ها
4- پروفیل های اتصال مانند نبشی و تسمه و غیره

 

ستون
در ساختمان های فلزی و ساختمان های بتونی به آن قسمت از اجزاء که تحت نیروی فشاری واقع هستند ستون می گویند.
ستونها از مهمترین و حساس ترین اجزاء ساختمانها فلزی می باشند، بار سقف ها به وسیله تیرها به ستونها منتقل شده و به وسیله ستونها به زمین منتقل می گردد. در این قسمت نقشه اجرائی سه تیپ ستون که در پروژه مذکور اجرا شده، ناشن داده شده است.
الف- قسمت های مختلف ستون
قسمتهای اصلی یک ستون عبارت است از آن پروفیلی است که بارهای فشاری را تحمل می نماید.
برای ساختن ستون ها می توان از پروفیل های مختلف استفاده نمود، مانند دو عدد تیر آهن I معمولی و یا یک عدد آهن بال پهن و یا دو عدد ناودانی و یا یک عدد قوطی چهارگوش و یا چهار عدد نبشی و غیره در ایران برای ساختن ستونها معمولاً از دو عدد تیر آهن I معمولی استفاده می شود و آنها را به وسیله تسمه به یکدیگر متصل می نمایند. گاهی نیز از آهنهای بال پهن که به آنها H گفته می شود و یا قوطی چهار گوش استفاده می شود.
در مواردی که بار ستون زیاد است می توان از سه عدد تیر آهن I که به شکلهای مختلف به همدیگر متصل می شوند، استفاده نمود و در طبقات بالاتر که بار ستونها کاهش می یابد می توان از ادامه یکی از آهن های I خودداری کرد.
برای ساختن ستون ها از دو یا سه عدد I معمولی و سایر پروفیل ها باید دقت کافی به عمل آورند تا ستونها کاملاً مستقیم و راست ساخته شود زیرا کوچکترین انحنای ستون ممکن است بعد از بار گذاری منجر به کمانش ستون و در نتیجه باعث تخریب ساختمان شود.
در موقع ستون سازی به دو علت ممکن است انحنا ایجاد شود، اول آنکه امکان دارد تیرآهن های مورد نیاز برای ساختن ستون در اثر حمل و نقل دارای پیچیدگی باشد. دوم آنکه ممکن است در اثر جوش کاری و غیر فنی و نادرست در ستون پیچیدگی ایجاد شود برای جلوگیری از این کار بهتر است به شرح زیر عمل گردد.
البته اشکالات فوق اشکالات اجرایی می باشد نه محاسباتی زیرا فرض ما بر این است که محاسبات درست انجام شده و ستون قادر به تحمل بار وارده می شود.
ابتدا تیرآهن را از لحاظ شماره انتخاب نموده و آنها را به طول معین که در نقشه های محاسباتی قید گردیده برش می دهند آنگاه زیر دو سر و کمر ستون تیرآهن هایی قرار داده و ستون را روی این تیرآهن های افقی که به صورت تراز روی زمین قرار داده اند، می خوابانند. قبل از این کار باید از راست بودن تیرآهن های تکی کاملاً مطمئن بوده و چنانچه تیرآهن کاملاً راست نباشد بهتر است آنها را عوض نموده و از تیرآهن های مستقیم استفاده نمایند در صورتی که این کار مقدور نباشد باید تیرآهن ها به وسیله پتکهای سنگین که در محل های دقیق حساب شده فرود می آیند راست بشود.
لازم به یادآوری است که هر نوع ضربه زدن به تیرآهن حتی در جهت بر طرف کردن پیچیدگی های موضعی (راست کردن آن) و یا در اثر جابجایی و غیره در تیرآهن های تنشهایی ایجاد می کنند که در آن باقی مانده و اگر تنشهای ایجاد شده در اثر بارگذاری هم جهت با این تنشها باشد موجب تخریب سریعتر قطعه می گردد، بدین لحاظ هر قدر به تیرآهن قبل از مصرف ضربه کمتری زده شود بهتر است.
آنگاه تیرآهن های ستونها را با فاصله معین که در نقشه محاسباتی تعیین شده است کنار هم قرار داده و به وسیله تسمه هایی که از قبل بریده شده و آماده می باشد با خال جوش آنها را به یکدیگر متصل می نمایند، آنگاه برای جلوگیری از پیچیدگی نخست ابتدا و انتها و کمر ستونها را به تیرآهنهای و زیر سری جوش داده و بعد کلیه ستونها را با خال جوش به یکدیگر متصل می کنیم و آنگاه جوشکاری را تکمیل می نماییم و بدین ترتیب تا 90 درصد از پیچیدگی ستونها جلوگیری می شود.
اتصال ستون به صفحه زیر ستون
در این قسمت از گزارش کارآموزی روش اتصال ستون به زیر ستون توضیح داده می شود، صفحه زیر ستون قبلاً کاملاً تراز و در سطح کار گذاشته شده است، سطح انتهائی ستون یعنی محل اتصال آن به صفحه زیر ستون باید کاملاً مستوی بوده بطوریکه در موقع قرار دادن آن روی صفحه تمام نقاط آن با صفحه در تماس باشد.
آنگاه ستون را بلند کرده و در محل خود قرار می دهند، لازم به یادآوری است که ستون را اغلب به وسیله جرثقیل بلند می کنند در کارهای کوچک می توان ستون به وسیله دکل و یا تیفور بلند نمود.
آنگاه ستون را با دوربنی و یا شاقول معمولی بنائی شاقول نموده و دور آن را به صفحه زیر ستون جوش می دهند، آنگاه برای تکمیل کار، ستون را به وسیله چهار عدد نبشی 10 یا 12 و یا بزرگتر به صفحه جوش می دهند ابعاد این نبشی ها طبق محاسبه تعیین می گردد.
در موقع جوشکاری پای ستون به صفحه زیر ستون باید توجه نمود چنانچه بعد جوش زیاد باشد مانع چسبیدن نبشی های اتصال به ستون و صفحه زیر ستون خواهد شد. با توجه به اینکه تقریباً کلیه لنگرهای وارده به پای ستون به وسیله نبشی های اطراف تحمل می گردد باید دقت شود که این جوشکاری فقط درز ما بین پای ستون و صفحه زیر ستون را پر نماید و از آن خارج نشود. چنانچه این دقت ممکن نباشد بهتر است از این جوشکاری صرف نظر گردد.
در بعضی از ستونها که دارای خارج از محوری شدید می باشد به جای نبشی از صفحات مستطیل شکل که طول آن بیشتر از پشت تا پشت است استفاده می گردد و بدین وسیله نبشی های اتصال را با ابعاد بزرگتر به وسیله صفحه در محل می سازد و به وسیله چند عدد صفحه لچکی که بین دو بال نبشی قرار می دهند سیستم قابل اطمینان در مقابل لنگرهای وارده ایجاد می نمایند. عرض و طول کلی این اتصالات نباید از روی صفحه زیر ستون تجاوز نماید.
تسمه های اتصال
همان طور که گفته شده ممکن است ستون از دو عدد تیرآهن یک و یا دو عدد ناودانی و یا چهار عدد نبشی و غیره تشکیل شده باشد که این پروفیلها می باید به یکدیگر متصل شود، معمولاً این پروفیل ها را به وسیله تسمه به یکدیگر متصل می نمایند.
ابعاد این تسمه ها به وسیله محاسبه تعیین می گردد ولی اغلب برای ساختمان های معمولی از تسمه هایی به ابعاد تقریبی 10100 استفاده می گردد. طول تسمه معمولاً به اندازه پشت ستون می باشد(قدری کمتر برای جوش کاری) تسمه ها را در ایران معمولاً به صورت موازی با یک دیگر جوش می دهند و فاصله آنها از یکدیگر در حدود 40 سانتیمتر می باشد (محور تا محور) ولی گاهی طبق محاسبه مجبور می شوند تسمه ها را با زاویه 45 و یا 30 درجه جوش بدهند.
اگر طبق محاسبه برای ساختن ستون می باید از سه عدد تیرآهن استفاده شود که یکی از آنها عمود بر دو تای دیگر باشد قبل از آنکه تسمه های اتصال دهنده را جوش بدهند باید اول سه عدد تیرآهن را به همدیگر متصل نموده و جوشکاری آن را تکمیل نمایند و بعد تسمه های اتصال را جوش بدهند زیرا در غیر این صورت اتصال تیرآهن میانی به دو آهن دیگر مشکل خواهد بود.
ب- بر پا کردن ستون
روش بر پا کردن:
در روش معمولی بر پا کردن سازه سه گروه به استخدام در می آیند (گروه بالا برنده،
گروه جا اندازه و گروه سفت کننده). این سه گروه هر یک به توالی، ضمن پیشرفتن کار نصب فولاد، کار خود را انجام می دهند. گروه بالابرنده، عضو فولادی را بلند کرده و به جایگاه خاص آن می رساند و سپس با اتصالهای پیچکاری یا جوشکاری آن عضو را با ایمنی کامل در جای خود قرار دهد تا آنکه گروه جا اندازنده بتوانند کار خود را شروع کنند.
معیارهای ایمنی خاصی برای اطمینان از هماهنگی پاداری نباید بیش از هشت طبقه بالاتر از بلندترین کف کاملاً تمام شده باشد. همچنین نباید از ارتفاع بالاتر، بیش از 4 طبقه یا 6/14 متر نسبت به بالاترین کف طبقه تمام شده (طبقه ای که لزوماً تکمیل نیست) پیچکاری یا جوشکاری ناتمام وجود داشته باشد. گروه جا اندازه، عضو مورد نظر را در راستای مناسب قرار می دهند و با جوشکاری کافی آن قدر سازه را محکم می کنند که تا نصب اتصالهای نهایی، لنگ گیری انجام شده باشد. گروه سفت کننده اتصالات نهایی را ( با پیچکاری یا جوشکاری) انجام می دهند، به طوری که مشخصات فنی لازم در سازه تحقق پیدا کند.
ج – وسایل بالابری
در کار با فولاد و بالا بردن آن تا جایگاه نهایی اش، اغلب جرثقیل های متحرک و جرثقیل های برجی را به کار می برند. تعدادی وسیله بالابری دیگر هم هستند که در کار ساختمانی فولادی از آنها بسیار استفاده می شود. دیرک یکی از ساده ترین وسایل بالابری موتوری است. می توان از دو یا چند دیرک که همراه با یکدیگر به کار برده شوند، برای بلند کردن قطعات بزرگ مانند دیگر بخار یا مخازن استفاده کرد. جرثقیل برجی شاید متداولترین وسیله بالابری در ساختن ساختمانهای بلند است. از جمله مزایای جرثقیل برجی این است که می توان آن را با پیشرفت کار ساختمانی، به آسانی از یک طبقه به طبقه دیگر ارتقا داد.
د – جوشکاری
جوشکاری باید بخوبی انجام گیرد تا استحکام اتصال کافی ایجاد کند. معدودی از موارد اصلی جوشکاری در این قسمت شرح داده می شود.
تمام ناظرین و بازرسان باید بتوانند نمادهای استاندارد جوشکاری را تفسیر کنند. انواع اصلی جوشهای سازه ای عبارتند است از جوش کنجی، جوش شیاری (لب به لب یا جناغی) و جوش پرچی یا مسدود.
دیگر موارد لازم برای دستیابی به جوش رضایتبخش، علاوه بر استفاده از جوشکاران ورزیده عبارت اند از آماده سازی درست فلز کار، به کار بردن الکترودهای مناسب و همچنین استفاده از شدت جریان برقی درست، توجه به مقدار ولتاژ و تنظیم قطبیت.
چندین روش و ارسی برای تعیین کیفیت جوشکاری در اختیار داریم. روشهای آزمونی عبارتند از وارسی چشمی، آزمون مخرب، وارسی پرتونگاری، وارسی فراصوتی، وارسی ذرات مغناطیسی و وارسی مایع نافذ.
وارسی چشمی سریعترین، آسانترین، و پر مصرف ترین روش کنترلی جوشکاری است. به هر حال، وارسی چشمی وقتی موثر است که ناظرانی ورزیده و آموزش دیده به آن بپردازند. در عین حال، این روش کمترین قابلیت اتکا را برای اطمینان از کفایت جوشکاری دارد. در روشهای کنترل کیفیت جوشکاری اساساًً آزمون مخرب را انجام می دهند و نیز در صورتی که روشهای آزمون غیر مخرب حاکی از کیفیت مشکوک جوشکاری باشد انجام آزمون مخرب ممکن است برای تعیین استحکام واقعی جوشکاری لازم شود. بررسی پرتونگاری جوشکاری با تهیه تصویر پرتوی ایکس از جوش انجام شده، صورت می گیرد. پرتو نگاری اگر به درستی انجام شود، می تواند نقصهایی را که ریزی آنها به کوچکی 2% ضخامت درز جوش داده شده است، مشخص کند. در وارسی فراصوتی از بسامدهای با ارتعاش زیاد برای تشخیص نقصها استفاده می کنند. ماهیت پیامدهایی که از محل جوش بازتاب پیدا می کند، نشانی، نوع، اندازه، و محل هر نقصی را مشخص می کند. وارسی ذرات مغناطیسی عبارت است از کاربرد ذرات مغناطیسی که روی جوش انجام شده پخش می شوند تا نقصهای سطح یا نزدیک به سطح جوشکاری را مشخص کند. البته از این روش نمی توان در مورد فلزات غیر مغناطیسی، مثل آلومینیوم استفاده کرد.
وارسی مایع نافذ با پاشیدن مایعی نفوذ کننده بر روی جوش انجام شده، خشک کردن سطح، و سپس استفاده از سیالی برای ظهور که محل نفوذ مایع نافذ را در جوش نشان می دهد، انجام می گیرد. این روش ارزان است و به آسانی می توان آن را به کار بست، اما به کمک آن فقط می توان درزه هایی که تا سطح گشوده هستند، مشخص کرد.
تیرهای اصلی
در این قسمت از گزارش کارآموزی موارد زیر مورد بررسی قرار می گیرد:
1- چگونگی اتصال تیر به ستون
2- نکاتی در مورد ساختن تیرها
3- وصله تیرهای سراسری
4- وصله نمودن دو نقطه تیرآهن به همدیگر
5- تیرهای لانه زنبوری
6- تیرچه
1- چگونگی اتصال تیر به ستون
الف) حالت اول تیر از کنار ستون عبور نماید.
ساده ترین شکل اتصال پل به ستون آن است که پل در جهت بال تیرآهن ستون امتداد پیدا کند. در این حالت معمولاً از پل های سرتاسری استفاده می نمایند، این پل ها به وسیله یک عدد ورقه بست که در محل عبور پل به ستون جوش می شود، همچنین یک عدد نبشی 10 یا 12 که روی ورق بست جوش می گردد به ستون متصل می شود، (نبشی طبق محاسبه تعیین می گردد) بعضی از مهندسین محاسب برای آنکه تکیه گاهی تقریباً گیردار به وجود بیاورند یک عدد نبشی نیز روی تیر قرار می دهند، برای ایجاد تکیه گاهی که کاملاً گیردار باشد باید از صفحه های ممان گیر استفاده نمود، صفحه ممان گیر صفحه ای است به شکل ذوزنقه یا مستطیل که روی تیر قرار گرفته و آن را به ستون متصل می نماید. ولی بعضی از قرار دادن این نبشی اخیر صرف نظر نمودن و تکیه گاه را ساده در نظر می گیرند. در ایران غلب مهندسین محاسب به همین طریق عمل می نمایند یعنی پل را از کنار ستون عبور داده و در این حالت پل را ممتد محاسبه می نمایند و مخصوصاً در ستونهای میانی اسکلت، از دو طرف ستون پلهای ممتد را عبور داده و به اصطلاح از گره خور جینی استفاده می نمایند. به عقیده اغلب زلزله شناسان این نوع اتصال در مقابله زلزله از مقاومت خوبی برخوردار نیست. چنانچه بار پل در محل اتصال ستون زیاد و امکان خم نمودن نبشی تیکه گاه وجود داشته باشد بهتر است یک عدد صفحه مثلثی شکل بین دو بال نبشی جوش داده تا از خم شدن آن جلوگیری شود به این صفحه لچکی می گویند.
ب) حالت دوم آن است که تیر از وسط عبور نماید.
در این حالت باید دقت شود تادر موقع ساختن ستون فاصله لب به لب دو عدد تیرآهن حداقل نیم سانتیمتر از بال تیری که می خواهد از داخل آن عبور کند بیشتر باشد تا امکان عبور پل فراهم گردد. بدیهی است چنانچه برای ستونها از تیرآهن H استفاده شود، اجراء این طریقه ممکن نیست. اصولاً امکان عبور تیرهای سراسری در این نوع اتصال قدری مشکل می باشد زیرا اگر دو طرف ساختمان احداثی باز نباشد به سختی می توان یک عدد تیر سراسری را از بین ستونها عبور داد بدین لحاظ در این نوع مواقع تیر را به قطعات کوچک بریده و در جای خود قرار داده و بعد دوباره آن را جوش می دهند این عمل چنانچه اتصالات بخوبی انجام شود اشکال نداشته و این تیر مانند تیر سراسری یکپارچه عمل خواهد کرد. بهتر است محل برش در 5/1 متری دهانه بین دو ستون واقع شود.
فرض بر این است که در فاصله 5/1 متری نیروهای وارده به تیر حداقل می باشد و در این حالت چنانچه بخواهیم از نبشی فوقانی نیز استفاده نماییم باید ورق بست دو تکه باشد.
ج) حالت سوم موقعی است که تیر به جای ستون خم شود.
در این حالت امکان ایجاد تیرهای سراسری ممکن نیست. زیرا اگر بخواهیم تیر سراسری اجراء نماییم مجبور هستیم در جان تیر ایجاد کنیم که این خود باعث ضعف ستون می شود، بدین لحاظ بهتر است تیر را در این حالت قطعه قطعه سوار کنیم. البته باید توجه داشت چنانچه در نقشه های محسباتی پل های سراسری داده شده باشند مجبور به اجرای آن هستیم.
2- نکاتی در مورد ساختن تیرها
گاهی ممکن است تیرها را با دو یا یک عدد تسمه که با بال تیر جوش می شود تقویت نماییم این تسمه ها معمولاً در تیرهای ساده در وسط تیر و در تیرهای ممتد در نزدیکی تکیه گاه جوش می شود. چنانچه برای تقویت تیر از یک عدد تسمه استفاده نماییم بهتر است این تسمه از بالا جوش شود زیرا در صورتی که از پایین جوش شود در موقع سفید کاری مزاحمت ایجاد کرده و مجبور هستیم ضخامت گچ و خاک را در سطح سقف به اندازه صخامت تسمه تقویتی افزایش دهیم.
اگر پهنای تسمه تقویت از بال تیر آهن کمتر باشد اشکالی ایجاد نمی شود زیرا به راحتی می توان تسمه را روی تیرآهن قرار داده و جوشکاری نماییم ولی اگر پهنای تسمه از بال پهن تر باشد، بهتر است تیرآهن را قبل از نصب در محل برگردانیده و محل تسمه را دقیقاً معلوم کرده و آن را از بالا جوش بدهیم.
باید دقت شود که طول جوش مطابق نقشه و به اندازه کافی باشد چنانچه طول جوش
در نقشه قید نشده باشد طول آن در هر طرف نصف طول تسمه می باشد(در دو طرف
مساوی طول تسمه).
3- وصله تیرهای سراسری
با توجه به این که طول تیرآهن معمولی 12 متر است(بعضی کارخانه تیرآهن نمرات بالا را 14 متری هم می رساند) اگر طول تیر سراسری ما بیش از 12 متر باشد ناچار به اتصال دو قطعه تیرآهن دیتیلی نداشته باشد باید دو قطعه تیر را با مهندس محاسب یا مهندس ناظر کارگاه به وسیله تسمه با طول کافی از بالا و پایین و جان تیر به همدیگر متصل نماییم طول این تسمه و همچنین آن و بعد جوش نسبت به تیرآهنهای مختلف متفاوت است. چنانچه ممکن باشد بهتر است جوشکاری روی زمین و معمولی انجام شود و حتی المقدور از جوش سر بالا و سرازیر خودداری شود.

 

4- وصله نمودن دو نقطه تیرآهن به همدیگر
چنانچه از دو سمت بال یک ستون دو پل عبور می کنند بهتر است که این پل را با تسمه هایی در چند نقطه به همدیگر متصل نماییم تا پل ها یکپارچه شده و با هم کار کنند. به این طریق این اتصال به مقدار قابل ملاحظه ای در مقابل نیروی زلزله مقاومت خواهد نمود.
5- تیرهای لانه زنبوری
همانطوریکه میدانیم ممان اینرسی هر نقطه مادی نسبت به هر محور مساوی است با جرم آن نقطه ضرب در مجذور فاصله آن نقطه تا آن محور به همین دلیل در موقع طرح نیم رخ تیرآهن برای آنکه ممان اینرسی مقطع هر قدر ممکن است بیشتر باشد، قسمت اعظم وزن تیرآهن را در بالا که در دو طرف جان آن واقع شده است، قرار داده اند تا هر قدر ممکن است از محور خنثی دورتر بوده و ممان اینرسی آن بالاتر برود.
اینک چنانچه در محوری فرض شود وجود دارند برای بدست آوردن ممان اینرسی باز هم بیشتر سعی می کنند که بالها را از محور خنثی دورتر نمایند بدین لحاظ تیرآهن را بریده و آن را دوباره جوش می دهند، بدین طریق فاصله بالها از یکدیگر زیادتر شده و مقطع دارای لنگره اینرسی بزرگتری می شود.
اینک برای اینکه ممکن است نیروی احتمالی در سیستم ایجاد شود و چون فرض بر این است که جان تیرآهن نیروهای برشی را تحمل می نماید. همچنین با توجه به منحنی برشی متوجه می شویم که حداکثر نیروی برشی در تکیه گاهها موجود است ضمناً همانطوریکه قبلاً توضیح داده شده است چنانچه تیرآهن را به صورت لانه زنبوری در بیاوریم، جان تیرآهن را ضعیف کرده ایم، برای اینکه تیرآهن بتواند در مقابل نیروی برشی احتمالی مقاومت نماید دو سوراخ نزدیک تکیه گاهها را به وسیله صفحه هایی می پوشانیم. ضخامت این صفحه و همچنین پهنای آن به وسیله محاسبه تعیین می گردد و حداقل ضخامت آن 10 میلیمتر و پهنای آن مساوی پهنای جان تیر لانه زنبوری شده است.
6- تیرچه
اگر برای پوشش سقف از طاق ضربی استفاده می نماییم ناچاراً باید همانند ساختمانهای آجری توضیح داده شد تیرآهن هایی با شماره محاسبه شده روی تیرها کشیده و بنی این تیرآهن ها را طاق ضربی بزنیم این تیرچه ها ممکن است سرتاسری بوده و از روی تیر ها عبور نماید، در این صورت باید محل برخورد تیرچه و تیر جوشکاری شود. بدیهی است در این حالت کلفتی تیر از زیر دیده می شود که باید به وسیله سقف کاذب پوشانیده شود و یا طبق نظر مهندس معمار اقدام گردد و یا تیرآهن های توی دل پلها کارگذارشته می شود که در این صورت باید حتماً هر دو سر آن از یک طرف به وسیله یک عدد نبشی نمره 5 یا 6 به تیر متصل گردد و تیرچه باید حتماً از یک طرف زبانه بشود و در غیر این صورت با اندازه ضخامت بال پل از زیر اختلاف سطح به وجود می آید که باید به وسیله گچ وخاک و سفید کاری پر شود و سقف بار بیشتری را تحمل نماید.
چنانچه برای تیر و تیرچه از یک شماره تیر آهن استفاده شود در این صورت تیرچه می باید از دو طرف زبانه شود.
در سقفهای طاق ضربی با توجه به خیز طاق که در افق به تیرآهنهای جانبی خود وارد می نماید، که این نیرو در جهت طاقهای میانی به وسیله طاق پهلویی خنثی می شود ولی در آخرین دهانه این نیرو باعث می شود که تیرآهن ها را به کنار رانده در نتیجه طاق فرو ریزد، برای جلوگیری از این کار آخرین تیرآهن را حداقل در دو نقطه به تیرآهن ما قبل آخر می بندند و این کار معمولاً وسیله میلگردهایی به قطر 10 الی 12 میلیمتر انجام می شود به این میله گردها میله مهار گفته می شود.
البته از میله گرد د رنقاط دیگر ساختمان مانند سقف کاذب و غیره نیز استفاده می شود، از نبشی برای تکیه گاه تیرها و همچنین برای اتصال تیرچه ها به تیرها و اتصال ستون به صفحه زیر ستون استفاده می شود.

 

وصله نمودن دو قطعه تیرآهن به یکدیگر
چنانچه مجوبر باشیم دو قطعه تیرآهن را بهم دیگر متصل نماییم اگر از این تیر برای
تیر استفاده شود کافی است به وسیله دو قطعه تسمه به دو طرف جان تیر و یک قطعه تسمه روی بال تیر به سمت بالا آنها را به هم وصل نماییم، اگر این قطعه برای تیرچه استفاده شود به وسیله یک قطعه در جان تیر و یک قطعه وصله روی بال تیر آنها را به هم متصل می نمائیم طول و ضخامت تسمه طبق محاسبه به دست می آید ولی در ساختمان های معمولی طول قطعه در حدود 60 سانتی متر و ضخامت آن در حدود یک سانیتمتر کافی است.
بادبند
در بازدیدهایی که از مناطق زلزله زده به عمل آمده مشاهده گردید ساختمانهایی فلزی چند طبقه که بادبندی شدند در مقابل نیروی زلزله مقاومت بیشتر از خودشان نشان می دهند.
متداول ترین بادبندها نیمرخ هایی از فولاد هستند که به صورت ضرب در بین دو ستون قرار می گیرند مانند نبشی، ناودانی – تیرآهن و غیره برای آنکه سطح جوش در بادبندها به اندازه کافی باشد در محل اتصال بادبند به گره ها و یا محل برخورد دو پروفیل بادبند به همدیگر صفحه های جوش می دهند، طول و عرض و ضخامت این صفحه ها طبق محاسبه تعیین می گردد. اگر دهانه ای از ساختمان بادبندی شود بهتر است حتماً قسمتهای پایین همین دهانه تا روی فونداسیون بادبندی ادامه پیدا کند. این بادبندها باعث می شوند نیرویی که در اثر باد و یا زلزله باعث می شوند نیرویی که در اثر باد و یا زلزله به بالای ستون وارد می شود به سرعت به زمین منتقل می گردد.

 

پله
پله از لحاظ ارتباط طبقات یکی از مهمترین قسمت های ساختمان محسوب می گردد ولی به علت آنکه از این فضا به نسبت فضاهای دیگر ساختمان از لحاظ زمان توقف کمتر استفاده می گرددهمیشه سعی بر این است که حداقل فضای ممکن برای پله در نظر گرفته شده و حتی المقدور مکانهای روشن و آفتابگیر ساختمان را برای پله اختصاص ندهند.
بطور کلی هر قدر ارتفاع پله زیادتر باشد تعداد مورد نیاز برای عبور از طبقه ای به طبقه دیگر کمتر بوده در نتیجه قفسه پله یا فضای لازم برای ایجاد پله کمتر است ولی ارتفاع پله کاملاً بستگی به محل استفاده و اشخاص استفاده کننده از آن را دارد مثلاً ارتفاع پله برای طبقات آپارتمانی مسکونی در حدود 16 تا 20 سانتیمتر در نظر گرفته می شود زیرا 80 درصد استفاده کنندگان آن در سنینی هستند که به راحتی می توانند از پله ها پایین و بالا بروند (اشخاص مسن تر و کودکان خردسال بیشتر وقت خود را در منزل می گذرانند) و همچنین ارتفاع پله موتور خانه و یا انبار را در حدود 20 تا 25 حتی 50 سانتیمتر در نظر می گیرند زیرا 99 درصد استفاده کنندگان این قسمت از ساختمان را اشخاص جوان تشکیل می دهند و همچنین ارتفاع پله مکانهای عمومی مانند ایستگاه راه آهن و یا بیمارستانها و یا ادارات عمومی را در حدود 15 تا 17 سانتیمتر در نظر می گیرند زیرا از این نوع پله ها اجباراً افراد در هر سنی استفاده
خواهند نمود.
ارتفاع پله در قصرهای بسیار مجلل و لوکس که فضای لازم برای ساختن پله دارد که
در این حالت نیز پله ها را در حدود 15 سانتیمتر و یا کمتر در نظر گرفته می شود.
کف پله تابع دو عامل است:
1- طول کف پله
2- طول قدم
طول کف پای یک آدم معمولی در حدود 30 سانتیمتر است در این صورت برای اینکه عبور و مرور از روی پله آسان باشد کف پله باید در حدود 30 سانتیمتر باشد که با توجه به 2 سانتیمتر دماغه پله جمعاً کف پله در حدود 32 سانتیمتر خواهد شد.
در مورد دوم با توجه به اینکه طول یک آدم معمولی در حدود 63 تا 65 سانتیمتر می باشد برای اینکه بتوان پله ها را پشت سر هم و بدون توقف و به راحتی و با قدم معمولی طی نمود می باید مجموع دو برابر ارتفاع بعلاوه کف پله عددی بین 63 تا 65 سانتیمتر باشد طبق فرمول زیر :
2h + b = 63 تا 65
که در این فرمول h ارتفاع پله و b کف پله می باشد.
اگر تعداد پله هائی که پشت سر هم قرار دارند در حدود 8 تا 12 پله باشند (مانند پله هائی که دو طبقه یک ساختمان را در هر گردش به هم مربوط می نماید) کف پله نمی تواند از 23 تا 33 سانتیمتر بیشتر باشد. زیرا اگر کف پله از این مقدار پهن تر باشد استفاده کننده از آن در موقع بالا رفتن با توجه به آنکه طول قدم انسان در حدود 63 سانیتمتر با توجه به آنکه طول قدم انسان در حدود 63 سانتیمتر است ناخودآگاه هر قدم خود را روی پله بعدی قدری عقب تر گذاشته و روی پله هشتم یا نهم پنجه پای او روی لبه پله قرار گرفته و ممکن است تعادل خود را از دست داده و به جلو خم شود ولی در مورد پله های جلوی ساختمان که معمولاً تعداد آن در حدود 3 یا 4 پله می باشد می توان از کف پله پهن تر نیز استفاده نمود.
حداقل عرض پله ساختمانهائی که زیاد بزرگ نبوده و از روی آن عبور و مرور دو طرفه انجام می شود در حدود 100 سانتیمتر در نظر گرفته می شود زیرا بطوریکه می دانیم عرض شانه یک نفر مرد در حدود 60 سانتیمتر است(عرض شانه خانم ها کمتر می باشد) و با توجه به اینکه اگر دو نفر بخواهند از نزدیک یکدیگر عبور نمایند ناخودآگاه قدری شانه خود را به سمت طرف مقابل کج می نمایند، عرض 100 سانتیمتر برای عبور دو نفر از کنار یکدیگر کافی می باشد ولی برای آپارتمانهای چند طبقه که شدت رفت و آمد زیادتر است عرض پله را در حود 120 سانتیمتر و یا بیشتر در نظر می گیرند. در مورد پله های کم رفت و آمد مانند پله هائی که به بام ختم می شوند و از آنها فقط برای برف روبی و یا سرکشی به بام استفاده می شود عرض 55 تا 60 سانتیمتر کافی می باشد.

 

محاسبه پله
برای محاسبه پله ابتدا باید فاصله کف طبقه پایین تا روی کف طبقه بالا را دقیقاً تعیین نمود. مثلاً فاصله کف طبقه پایین تا زیر سقف 250 سانتیمتر و کلفتی سقف را هم 30 سانتیمتر به آن اضافه می کنیم که جمعاً 310 سانتیمتر می شود حال برای محاسبه مقدماتی بر حسب نوع استفاده پله ارتفاعی دلخواه برای پله در نظر می گیریم مثلاً 17 سانیتمتر از تقسیم 310 بر 17 تعداد پله به دست می آید که 18 عدد می باشد و معلوم می شودکه ارتفاع دقیق پله را باید در حدود 2/17 سانتیمتر فرض کنیم تا 18 عدد پله داشته باشیم آنگاه با توجه به اینکه 18 ارتفاع 17 کف پله می خواهد و اگر فرض کنیم این پله U شکل باشد و 9 عدد پله در گردش اول و 9 عدد پله در گردش دوم لازم داریم و اگر کف پله را 30 سانتیمتر فرض کنیم جمعاً فضایی به طول 240 سانتیمتر برای 9 عدد پله که 8 عدد کف پله می شود، لازم داریم و با توجه به دو عدد پاگرد در ابتدا و انتهای پله اگر طول هر کدام را 20/1 در نظر بگیریم جمعاً فضایی به طول 80/4 و عرض 5/2 متر برای ایجاد پله مورد نیاز است. (10 سانتی

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کارآموزی عمران - مدیریت، نظارت و اجرای نقشه های ساختمانی (اسکلت فلزی)

دانلودمقاله علم منطق

اختصاصی از فی ژوو دانلودمقاله علم منطق دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 
یکى از علومى که از جهان خارج وارد فرهنگ اسلامى شد و پذیرش عمومى یافت , و حتى به عنوان مقدمه اى بر علوم دینى جزء علوم دینى قرار گرفت , علم منطق است .
علم منطق از متون یونانى ترجمه شد , واضح و مدون این علم ارسطاطالیس یونانى است.این علم در میان مسلمین نفوذ و گسترش فوق العاده یافت , اضافاتى بر آن شد و به سر حد کمال رسید . بزرگترین منطقهاى ارسطویى که در میان مسلمین تدوین شد منطق الشفاى بو على سینا است , منطق الشفا چندین برابر منطق خود ارسطو است.
تعریف منطق :
منطق < قانون صحیح فکر کردن > است . یعنى قواعد و قوانین منطقى به منزله یک مقیاس و معیار و آلت سنجش است که هر گاه بخواهیم درباره برخى از موضوعات علمى یا فلسفى تفکر و استدلال کنیم باید استدلال خود را این مقیاسعا و معیارها بسنجیم و ارزیابى کنیم که بطور غلط نتیجه گیرى نکنیم , منطق براى یک عالم و فیلسوف که از آن استفاده مى کند نظیر شاقول یا طراز است که بنا از وجود آنها براى ساختمان استفاده مى کند و مىسنجد که آیا دیئارى که بالا برده است عمودى است یا نه ؟ و یا آیا سطحی که چیده است افقى است یا نه؟
فائده منطق :
از تهریفى که برای منطق ذکر کردیم فایده منطق نیز روشن مى شود معلوم شئ فایده منطق جلوگیرى ذهن است از خطاى در تفکر ؛ تفکر عبارت است از مربوط کردن چند معلوم به یکدیگر براى بدست آوردن معلوم جدید و تبدیل کردن یک مجهول به معلوم . در حقیقت تفکر عبارت است از سیر و حرکت ذهن از یک مطلوب مجهول به سوى یک سلسله مقدمات معلوم و سپس حرکت از آن مقدمات معلوم به سوى آن مطلوب براى تبدیل آن به معلوم.
ذهن آنکاه که فکر مىکند و می خواهد از ترکیب و مزدوج کردن معلومات خویش مجهولى را تبدیل به معلوم کند , باید به آن معلومات شکل نظم و صورت خاص بدهد . یعنى معلومات قبلى ذهن تنها در صئرتى مولد و منتج مىشوند که شکل و صورت خاصى به آنها داده شود منطق قواعد و قوانین این نظم و شکل را بیان مى کند .

خطاى ذهن :
ذهن آنگاه که تفکر مى کند و امورى را براى امرى دیگر قرار میدهد ممکن است صحیح عمل کند و ممکن است دچار خطا گردد. منشاء خطا یکى از دو امر ذیل ممکن است باشد :
1- آن مقدماتى که آنها را پایه قرار داده و معلوم فرض کرده خطا و اشتباه باشد . یعنى مقدماتى که مصالح استدلال ما را تشکیل مىدهد فاسد باشد.
2- نظم و شکل و صورتى که به مقدمات داده شده غلط باشد یعنى هر چند مصالح استدلال ما صحیح و درست است ولى شکل استدلال ما غلط است.
خطا سنجى منطق ارسطویى منحصراً مربوط به شکل و صورت استدلال , اما سنجش خطاى ماده استدلال از عهده منطق ارسطویى خارج است , لهذا منطق ارسطویى را منطق صورت مى نامند .
موضوع منطق :
موضوع علم عبارت است از آن چیزى که آن علم در اطراف آن بحث مىکند و هر یک از مسائل آن علم را در نظر بگیریم خواهیم دید بیانى است از یکى از احوال و خواص و آثار آن . عبارتى که منطقیین و فلاسفه در تعریف موضوع علم بکار برده اند اینست : موضوع کل علم هو ما یبحث فیه عن عوارضه الذاتیه یعنى موضوع هر علم آن چیزىاست که آن علم درباره عوارض ذاتى آن بحث مىکند.
در اینجا دو نظریه است :
1- علت این امر اینست که مسائل هر علمی بالاخره در اطراف یک حقیقت معینى بحث میکند . مثلا علت هم خانواده بودن مسائل حساب اینست که همه آنها در اطراف عدد و خواص و آثار اعداد است و علت هم خانوادگی و قرابت مسائل هندسى اینست که همه آنها در اطراف مقدار مى باشند.
2- نظریه دوم اینست که پیوند مسائل علوم با یکدیگر ناشى از آثار و فوایدى است که بر آنها مرتب میشود. فرضا یک عده مسائل در اطراف یک موضوع معین نباشد , هر مسئله ای مربوط به موضوع جداگانه ای باشد اگر آن مسائل از لحاظ اثر و فایده و غرضىکه به دانستن آنها تعلق میگیرد وحدت و اشتراک داشته باشند کافى است که قرابت و هم خانوادگى میان آنها برقرار گردد و ضمناا آنها را از مسائل دیگرى که علم دیگر بشمار میرود متمایز کند. ولى این نظریه صحیح نیست اینکه یک عده مسائل از لحاظ اثر و فایده و غرضى که به دانستن آنها تعلق میگیرد وحدت و سنخیت پیدا مى کند ناشى از شباهت ذاتى لأن مسائل بیکدیگر استو شباهت ذاتى آن مسائل بیکدیگر ناشى از اینست که همه أن مسائل از حالات و عوارض موضوع واحدی می باشند.
کلی و جزیى :
یکی دیگر از بحثهای مقدماتى منطق بحث کلى و جزیى است .تصورات کلى و تصورات جزیى :
تصورات جزیی یک سلسله صورتها است که جز بر شخص واحد قابل انطباق نیست , در مورد مصداق این تصورات کلماتى از قبیل " چندتا" کدامیک " معنى ندارد.
ادراک کلى , علامت رشد و تکامل انسان در میان جانداران است . راز موفقیت انسان – بر خلاف حیوانات-
به درک قوانین جهان و استخدام آن قوانین و ایجاد صنایع و تشکیل فرهنگ و تمدن ، همه در ادراک کلیات نهفته است .منطق که ایزار صحیح فکر کردن است هم با سروکار دارد هم با کلى ، ولى بیشتر سرو کارش با کلیات است .

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   37 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله علم منطق