
محل انتشار: دهمین کنگره بین المللی مهندسی عمران تبریز
تعداد صفحات: 7
نوع فایل : pdf

انتخاب بهترین پارامترهای شبکه عصبی (ANN) به منظور تخمین دادههای بارش ماهانه

محل انتشار: دهمین کنگره بین المللی مهندسی عمران تبریز
تعداد صفحات: 7
نوع فایل : pdf


لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه17
فهرست مطالب
یافته ها,بحث و نتیجه گیری :
مقدمه :
اهداف اختصاصی :
مواد و روش تحقیق :
یافته ها :
چکیده :
مقدمه : وظیفه هدایت و رهبری کارکنان بیمارستان توسط روسا و مدیران از وظایف کلیدی ومهم مدیریت به حساب می آید هر مدیری در تعامل با کارکنان به شیوه ای رفتار می کند که ممکن است با شیوه مدیر دیگر تفاوتهایی داشته باشد . به این نوع الگوهای رفتاری پایداری که مدیران هنگام کارکردن با دیگران آن را به کار می برند سبک رهبری می گویند . هدف اصلی از انجام این پژوهش بررسی سبک های رهبری مدیران و روسای بیمارستانها می باشد و بررسی این موضوع که آیا ارتباط بین مشخصات دموگرافیکی روسا و مدیران و کارکنان بیمارستانها با سبکهای رهبری وجود دارد یا نه .
مواد و روش تحقیق : این مطالعه از نوع مطالعات مقطعی است که دارای دو بخش توصیفی و تحلیلی می باشد . جامعه پژوهشی مدیران و روسا و کارکنان بیمارستانهای استان قم هستند که کلیه روسا و مدیران و 385 نفر از کارکنان به عنوان نمونه انتخاب گردیدند و مورد مطالعه قرار گرفتند . پرسشنامه
ـ مقدمه
بزهکاری و علل و انگیزه های آن ، از جمله مشکلات اجتماعی است که از دیرباز چشم تیزبین و ذهن روشن محققین و دانشمندان از آن به دور نبوده است . مطالعة پژوهشهای متخصصان علوم انسانی در طی دو سه قرن گذشته نشان می دهد که عده زیادی از آنان همواره وقت خود را مصروف این مهم کرده اند ،تا شاید کشف علل بزهکاری و از میان برداشت عوامل موثردر پیدایش آن راه گشایی در جهت رفع این آفت اجتماعی باشند. افزایش میزان تبهکاری و بزهکاری از نیم قرن پیش یعنی از اواخر قرن نوزدهم وپس از دو جنگ بین الملل اول و دوم ،که منجر به متلاشی شدن خانواده ها وسرگردانی کودکان گردید، مورد بحث محافل بین الملل قرار گرفت. در سال 1984 در اعلامیه حقوق بشر و اعلامیه های سایر سازمانهای بین المللی لزوم توجه به حقوق اساسی و ارزشهای بشری و حفظ حقوق اساسی و ارزشهای بشری وحفظ حقوق حقه کودکان منظور گردید و به رسمیت شناخته شد.
بزهکاری نوجوانان یکی از انواع ناسازگاری زیستی روانی اجتماعی است و چنانکه لاوری میگوید،
سلوک رفتاری که خود شخص را ارضاء نماید ولی مورد پسند جامعه نباشد سلوک دشوار یا بزهکاری و حتی در برخی موارد جنایت نامیده می شود . صرف نظر از قوانین تدوین شده برای این پدیده، بزهکار دیگر به عنوان یک فرد ضد اجتماعی که برای مصالح اجتماع باید مجازات شود شناخته نمی شود، بلکه جوانی است مبتلا به اختلال در رشد شخصیت که بزه وی نیز با توجه به الگوی شخصیتی و تاثیرات خانواده و رفتار و موازین آنها و شرایتی که جرم اتفاق افتاده است ارزشیابی می شود. بطور کلی، عقاید گوناگونی در مورد افزایش بزهکاری ذکر شده است.
کانگر (1983) ازدیاد جرم و جنایت و تشکیل باندهای بزهکاری را توسط نوجوانان از اختصاصات جوامع کنونی دانسته و معتقد است که تحرک جامعه امروزی از قبیل صنعتی شدن کشورها، ازدیاد مهاجرت، نفوذ فرهنگهای مختلف در یکدیگر ،ازدیاد مشکلات اجتماعی، اختلاف طبقاتی و فقر، فقدان اعتقادات مذهبی و اخلاقیات، منازعات خانوادگی، وغیره انگیزهای برونی و درونی نوجوانان را در ارتکاب بزه تشکیل می دهد.
تحقیقات و آمارها روشنگر رو به گسترش نهادن بزهکاری نوجوانان در اکثر جوامع می باشد. طبق گزارش موسسه تحقیق جرم و جنایت آمریکا(1987)، 90 درصد از نوجوانان آمریکایی حداقل یکبار مرتکب بزهکاری شده اند. همچنین آمار منتشره در سال 1984 در ایالت متحده آمریکا نشان می دهد که 50000 نوجوان به جرم ارتکاب بزهکاری در کانون اصلاح و تربیتی نگهداری می شده اند (پاپالیا و الدز، 1985 ، صفحه 617 ).
گزارش دیگری در همین زمینه نشان می دهد که خشونت و تبهکاری در جامعه آمریکا به طرز روزافزونی رو به گسترش نهاده است. به عنوان مثال در سال 1980 میزان جنایت در حدود 148 درصد و شامل بیشتر از 11 تا 13 درصد کل جمعیت آمریکا بوده است، گزارش دیگری از موسسه تحقیق جرم و جنایت در آمریکا نشانگر این مهم بوده است که بین سالهای 1989ـ1980 میزان جنایت 69% ، تجاوزات جنسی 116 درصد. وبالاخره مشاجرات توام با خشونت 102 درصد نسبت به سالهای قبل افزایش داشته است. این آمار بخصوص در مورد بزهکاری نوجوانان هشدار دهنده بوده، و نشان داده است که بین سالهای 1967ـ1958 در حدود 300 درصد سرقت توسط نوجوانان انجام گرفته است. ضمنا با آمار فوق باید 40% تبهکاری و بزهکاریهای گزارش نشده را نیز اضافه کرد . بطور نسبی بغیر از اتحاد جماهیر شوروی ، سایر کشورهای اروپای غربی آمار مشابهی در این زمینه داشته اند . از کشورهای اروپای شرقی آمار دقیقی در زمینه بزهکاری نوجوانان در دست نیست و به نظر می رسد بزهکاری نوجوانان یا بسیار محدود بوده، و یا با معانی دیگری تعبیر شده است(دی فلوئر و دیگران، 1987 ،صفحه 78).
2ـ بیان مساله :
هرگاه صحبت از بزهکار یا ناسازگاری جوانان و نوجوانان یا اجتماع می شود بلافاصله این فکر به خاطر خطور می کند که از چه راه و با چه وسایلی می توان اعمال ضد اجتماعی و نابهنجار این گونه افراد را پیشگیری و یا کنترل نمود؟
امروزه در اکثر کشورهای پیشرفته دنیا، طرق و وسایل خاصی برای این مسئله حاد اجتماعی در نظر گرفته اند که یکی از آنها تربیت مجدد اطفال و نوجوانان در کانونهای اصلاح و تربیت است . ولی باید توجه داشت برای اینکه بتوانیم نوای جوانی را، که در داخل خانواده خود به خوبی تربیت نشده و بر اثر عدم هماهنگی جامعه خویش به صورت یک فرد بزهکار قانون شکن و ضد اجتماع در آمده است مجددا تربیت نموده وبا اصول و موازین حاکم بر اجتماع تطبیق دهیم می بایستی علاوه بر وجود وسایل و تجهیزات لازم ، وقت و فرصت کافی نیز برای این کار در اختیار داشته باشیم که خود دلیلی بر ارائه خدمات آموزشی در محله های بزهکار خیز است .
امروزه این مطلب مسلم است که جوان یا نوجوانی که به سرقت و جیب بری و قاچاق مواد مخدر و نظایر این گونه اعمال ضد اجتماعی عادت کرده است به صرف توقف سه ماه یا شش ماهه در کانون اصلاح و تربیت تغییر روش نخواهد داد و هرگاه از زندان و یا کانون اصلاح و تربیت آزاد شود مجددا چون حرفه و کار شرافتمندانه نمی داند و ترک عادات قدیمی برایش مشکل است به محیط سابق و زندگی فساد آمیز خود مراجعت خواهد کرد .
بنابراین متفکرین و متخصصین اجتماعات غربی با ابداع و استقرار سیستم صدور حکم محکومیت به مدت نا معین مسئله اصلاح و تربیت و نوجوانان را به نحو مطلوب حل کرده و به موازات آن با تشکیل سازمانهای اختصاصی وابسته به دادگاههای اطفال برای استقرار یک نظم نوین در زندگی بی بندوبار نوجوانان بزهکار و ناسازگار راه حل های جدیدی یافته و بدین گونه از فشار بار دادگاه های اطفال نیز به نحو محسوسی کاسته و تعداد پرونده های ناشی از ارتکاب جرم جوانان بزهکار را بطور چشمگیر تقلیل داده اند .
در کشورهای غربی معمولا در جوار دادگاههای اطفال ، موسسات خاصی وجود دارد (کانون اصلاح و تربیت) که عهده دار تربیت اطفال بی سرپرست بوده و قاضی اطفال این گونه کودکان را به آن موسسات تحویل می دهد . تجربه نشان داده است که تشدید مجازاتها از تعداد قرون وسطائی نتوانسته عامل لازم و کافی برای پیشگیری و اجتناب از ارتکاب جرم و تکرار آنها باشد ولی آموزش توسط نهادهای مختلف شهری بر اساس نیازهای خاصی آن محیط ها توانسته نگرش اعضای آن جامعه خاص را تغییر دهد .
بنابراین باید بدنبال روشهای آموزشی و فرآیندهای آگاهی رسانی که موجب جلوگیری از وقوع جرائم می شود، و از راه کشف آن علل که بیشتر از فساد محیط یا از عکس العملهای احساسات و تمایلات ناآگاه مجرم سرچشمه می گیرد ، از وقوع حوادث ناهنجار و جرائم کاست و شخصیتهای معلول و حادثه جو را از بسیاری کارها که سبب اتفاق جرمها می شود منع کرد .
جامعه شناسی کیفری با اندیشه های نو ، افکار جدید و ارزندهای که مربوط به اعاده حیثیت افراد است ، می کوشد تا واقعیت را بصورتی که باید جلوه گر سازد و بی عدالتیهایی را که تا کنون رواج داشته است و باز هم ادامه دارد به وجهی شایسته آشکار نماید .
علم جامعه شناسی کیفری اثبات می کند که بزهکاران حیوانی وحشی نیستند که باید کشته بشوند، میکروب به شماره نمی آیند که باید در نابودیشان کوشید ، زشت و پلید و نابکار و غیر قابل اصلاح نمی باشند که به دیار نیستی رهسپار گردند . بلکه انسانند و می توانند مانند سایرین دارای اندیشه های عالی و منشها و اخلاقیات شایسته باشند و حتی در زمره بهترین انسانها در آیند به همین جهت ریشارد می نویسد :
که فراموش شده است که بزهکاران میکروب نیستند بلکه انسانند و جرم تنها عیب برخی از افراد استثنایی نیست ، بلکه تهدیدی است اخلاقی که بر رفتار همه مردم ، سنگینی خود را تحمیل می کند .
امروزه به خوبی به ثبوت رسیده است که خشونت و اجرای مکافات باعث ستیزه گری بیشتر بزهکاران می شود و هیچگاه و در هیچ زمانی و مکانی خشونت وسیله ارشاد و اصلاح نیست ، بلکه با آ موزش و آگاهی انسانی به اعضای جامعه می توان پیشگیری یا علاج واقعه قبل از وقوع را انجام داد.
ژرژ ویدال بوسیله آمارهایی که از بزهکاران در فرانسه بدست آورد ، اثبات کرد که رقم جرائم در این کشور و پس از اجرای کیفرهای بسیار سنگین افزایش یافت در حالیکه پس از آموزش های خاص مشروط بطور قابل ملاحظه ای کاهش پیدا کرد وبه همین جهت الن کی استاد تعلیم و تربیت در مورد سیاست کیفری صحیح می نویسد :
نرمش و ملایمت در جلسات آموزش به مراتب با ارزش تر از خشونت و شدت عمل است .
سوالات پروژه حاضر عبارتند از :
آیا بین ویژگی های فردی نوجوانان و بزهکاری رابطه معنی داری وجود دارد ؟
آیا بین ویژگی های اخلاقی نوجوانان و بزهکاری رابطه معنی داری وجود دارد ؟
آیا بین ویژگی های خانوادگی نوجوانان و بزهکاری رابطه معنی داری وجود دارد ؟
آیا بین ویژگی های مذهبی نوجوانان و بزهکاری رابطه معنی داری وجود دارد ؟
آیا بین ویژگی های اقتصادی نوجوانان و بزهکاری رابطه معنی داری وجود دارد ؟
آیا بین ویژگی های فرهنگی نوجوانان و بزهکاری رابطه معنی داری وجود دارد ؟
آیا بین ویژگی های اجتماعی نوجوانان وبزهکاری رابطه معنی داری وجود دارد ؟
3ـ اهمیت مسأله :
در ایران طبق گزارشهای آماری ، تا سال 1345 تعداد بسیار کمی از نوجوانان در کانونهای تربیتی نگهداری می شدند . ولی از سال 1356 به بعد سرقت از ناحیه صغار کمتر از 18 سال 65 درصد ، میزان ضرب و جرح و چاقو کشی و قاچاق 45% افزایش داشته است . با توجه به آمارهای منتشر بطور خلاصه می توان گفت که 50% از جرائم نوجوانان ،جرا ئمی علیه اشخاص از نوع ضرب و جرح غیر عمدی 45% از نوع منازعه و چاقو کشی و یا ضرب و جرح منتهی عضو بوده است ، و فقط 5% بقیه مربوط به قتل های عمدی می باشد ( صلاحی 1357،صفحه 48و 178) .
اکثر دانش پژوهان رشد و شخصیت نظیر فروید و اریکسون بر این عقیده می باشند که دوران اولیه کودکی دورانی سرنوشت ساز و دوران نوجوانی یک بحران محسوب می شود . بدین جهت است که رعایت بهداشت روان و بررسی بسیاری از ناهنجاریهای رفتاری نوجوانان می باشد . به موجب آمارهایی که توسط متخصصین امور تربیتی و جرائم اطفال در بلژیک بدست آمده است از تعداد 4221 مجرم صغیر تعداد 1607 نفر آنان یتیم بوده اند که از این عده 406 نفر آنها هم پدر و هم مادر خود را در طفولیت از دست داده اند ،ضمناًتعداد 1201 کودک منتسب به پدران و مادران این گروه مجرم می باشند ،که طبق همان آمار 937 نفر از پدران 264 نفر از مادران این گروه معتاد به مشروب بوده اند . تعداد 546 نفر از این اطفال دارای نامادری و یا نا پدری بوده و تعداد 316 نفر آنان پدران و یا مادران معتاد به مواد مخدر داشته اند . علاوه بر این ، تعداد 228 نفر از اطفال مذکور از ازدواجهای غیر قانونی متولد شده ، یعنی فاقد پدر قانونی بوده اند . ضمناً 189 نفر از کودکان فوق الذکر نیز پدر و مادر مجرم و محبوس داشته اند . و بالاخره تعداد 139 نفر از اطفال بزهکار مورد مطالعه پدر و یا مادرشان قبلا به موجب حکم دادگاه به حبسهای بیش از 3 ماه محکوم شده و بقیه نیز بر اثر سوء معاشرت و عدم تربیت صحیح به ارتکاب جرم دست زده اند برخی یافته ها حاکی از آن است که ، فشارزاهای روانی ـ اجتماعی در قالب رویدادها و تغییرات زندگی ،می تواند علت تغییر و دگرگونی عجیب در رفتار نوجوانان و جوانان باشد (هولمز وراهه ،1967 ، ص 116) . قوی ترین و متقاعد ترین شواهد ،از مطالعه هایی به دست آمده که در شرایط مختلف ،پیامدهای فشارزاها مورد بررسی قرار گرفته اند . شرایط یا رخ دادهای طبیعی یا مصائب وارده (مصیبتها ) رویدادها یا تغییرات شدید شخصی ـ اجتماعی ، از مجموعه منابع بنیادی این مفهوم می باشند ( براهنی و همکاران ،1366ص 268)
ارتباط فشار زاهای شدید که مغایر با تغییرات به هنجار هستند ، جزء شواهدی محسوب می شوند که از لحاظ اولویت بر دیدگاه اختلالهای رفتاری ارجعیت یافته اند . گزارشهای بالینی و نتایج بررسیهای آماری - پژوهشی ، نشان دهنده آن است که عمده ترین تأثیر رویدادها یا تغییرات زندگی این است که کارکرده های روانی اجتماعی شخصی را دچار نقص کرده و پیامد این تجربه ناخوشایند ، رفتار بزهکارانه خواهد بود ( پور افکاری ، 1368،ص39 )
مساله بزهکاری نوجوانان و جوانان به طور کلی ، از اهمیت فوق العاده زیادی برخوردار است . این مشکلات که قسمت عمده آنها ریشه در خانواده و محیط زندگی دارد ،باعث می شود که شخصیت سالم و نوجوان امروز آسیب پذیر و نوجوان فردا ، در آینده به عنوان فردی که دچار اختلالهای روانی – رفتاری است جلوه گر شود (بیلر ،1974،کدیور، 1371،ص96 )
در مطالعه تکوینی نوجوانان مقطع دبیرستان ، وضعیت آموزشگاهی و محیط اجتماعی مربوط به آن عامل اصلی انجام هویتی در مقابل آشفتگی هویتی ، کاربرد یافته است ، نظریه مارشیا که بحث از وجود تعهد و بران در چهار وضعیت مختلف آموزشگاهی از لحاظ ویژگیهای روانی – رفتاری اختصاصی یافته به سطح آموزشگاه از لحاظ اقتصادی و اجتماعی می نگرد و پیامد این نظر ایجاد طبقات از لحاظ عوامل ایجاد کننده بهداشت روانی دانش آموزان مطرح هستند(سیف،1373، ص 116)
اگرچه خانواده می تواند تا حد زیادی نوجوانان و جوانا ن را در ارضای نیازهایش کمک کند ،ولی همیشه منابع محیطی و سطوح مختلف طبقات اجتماعی به شیوه ای کاربردی در رشد و سازگاری یا در مقابل ناسازگاری نوجوانان و جوانان و به تصویر کشیدن نشانه های آشفتگی های روانی –رفتاری مؤثر بوده اند. دلیل بزرگ این ادعاء این است که همیشه در برخی از محیطهای زندگی با سطوح اقتصادی و اجتماعی یا پایین تر،وضعیتهای اجتماعی ـ اقتصادی حاکم بر آن الگوساز رفتارهای ناسازگارانه بوده و همچنین طبق پژوهش های مشاهده ای سازگاری دارند و پیوسته با نیروهای قضایی و حقوقی درگیر هستند . وضعیت نارسای اقتصادی و اجتماعی خانواده ها (والدین)
گاهی نیازهای اساسی فرزندان راناکام می گذارند و گاهی عوانل مستعد کننده ای که در شخصیت نوجوانان وجود دارند ، مانع سازگاری کافی آنان می شوند . نتیجه مطالعه یابررسی بسیاری از پژوهشهای روانشناسان پرورش موید آن است که سطوح مختلف طبقات اجتماعی ،خود تعیین کننده وضعیت اقتصادی نوجوانان و جوانان بوده و این عمل اجتماعی ،یعنی نشانه های روان ـرفتاری مشاهده می شو د که دانش آموز برای ارضای نیازهای خود در جهت نادرستی قدم می گذارد ،لازم است که هرچه زودتر آنرا مشخص کنیم ،هرچه دانش آموز بیشتر به مکانیسمهای دفاعی یا واکنشهای نورتیک (روان رنجورانه ) پناه ببرد ، غیر قابل انعطاف تر می شود و در مقابل تغییر ، بیشتر مقاومت می کند . یکی از بزرگترین مشکلاتی که روانشناسان آموزشگاهی برای متقاعد کردن دانش آموزان مدارس سطح پایین جامعه با آن درگیرند ، تغییر الگو های رفتاری همکلاسان یا همسالان در محیط مدرسه و اصلاح یادگیریهای که به صورت مشاهده ای ، نقش سرمشق را بازی می کنند (جی. ا. جانسون 1967).
برآوردهای بسیار درمورد درصد نوجوانان و جوانانی که در یک فرآیند تغییر رفتار نوعی کاملاً سازگار شده اند و آنهایی که سازگار نیستند وجود دارد . این برآوردها با توجه به معیارها یاملاکهای آشفتگیهای روانی ـ رفتاری و ابزارهای ارزشیابی شخصیت یانیم رخ روانی به دست آمده است و نشان دهنده تفاوت بین شاخصها در محیطهای تحصیلی و زندگی متفاوت می باشند . ولی دو مجموع ارقام ارائه می شود تا شاخص از آنچه در فعالیتهای آموزش براین تغییر رفتار نوجوانا ن و جوانان انتظار می رود داشته باشند . ایران منش و همکارانش (1989)برآورد زیر را بر اساس درجه بندی 800 نوجوان ده جوان که تحت آموزش تغییر رفتار محلی قرار گرفته اند ارائه داده اند :
سازگار کامل :20 %
بدون مشکل مشخص :52%
دارای اختلال رفتاری : 20%
دارای اختلال در سازگاری :8%
سی. ای . اولمن (1982) دریافت که وقتی کارشناسان تغییر رفتار نوجوانان و جوانان به طور مستقل به قضاوت می پردازند ،همگی متفق القول اند که حدود 8% نوجوانان پسرها به دخترها، چهار به یک بوده است و رفتار بزهکارانه پسرها به علت ثب قانونی بیشتر از دخترهاست .
آر . جی استنت برآورد کردکه حدود 22% از دانش آموزان دبیرستانی یک ناحیه آموزش و پرورش سطح پایین جامعه که خدمات رایگان دولتی برخوردارند ،به طور جدی یامتوسط از نظر اختلالات رفتار بلوکی (بزهکاری) دارای نشانه های آشفتگی شدید یا حتی در برخی از مناطق عمیق هستند .
هدفهای مطالعه :
از نظر هدف ، متخصصین امور بزهکاری ، مجموعه اقداماتی که د رزمینه پیشگیری به عمل می آید، از سه زاویه قابل طرح و بررسی است :
1. کوشش کنیم به صورت زود رس و قبل از موقع و مدتها پیش از آنکه اعمال بزهکارانه از فرد سر بزند کشف کنیم که بزهکاران بالقوه چه کسانی هستند و اقدامات لازم را در مورد شان به عمل آوریم ،تا به عمل پیشگیری تحقق بخشیده باشیم .
2. اقدامات مربوط به پیشگیری را در سطح قبل از وقوع بزهکاری اعمال کنیم . منظور این است که مرتباً در صدد کشف افراد خطرناک جامعه باشیم، افرادی که وجود اختلالات در آنها به ما هشدار می دهند که باید در مورد کنشها به موقع به عمل پرداخت ،تا بتوان از بزهکاری قریب الوقوع آنها جلوگیری کرد.
3. پیشگیری را در سطح تکرار جرم انجام دهیم ، یعنی سعی کنیم کسانی که یک با ر به بزهکاری دست زده اند باری با ردوم مرتکب جرمی نشوند . پیشگیری و برخورد با بزهکاریها نوجوانان ، باید ابتدا عوامل ایجاد آنها را شناسایی کرد بزهکاریها ،مشکلاتی نیستند که بیست و چهار ساعته ایجادشده باشند با برای آنها راه حلهای کوتاه ، آسان و سریع وجود داشته باشد . لوسین بودت مشاور بهداشت روانی سازمان بهداشت جهانی ، مخرج مشترک معالجه و درمان نوجوانان بزهکار را عبارت از کسب احساس ایمنی مجدد برای آنان م داند تا در نتیجه این ایمنی،بتوانند روابط قابل اطمینان و محبت آمیزی با دیگران داشته باشند. بنابراین در آموزش و فرآیند آگاهی رسانی به آنها احساس امنیت را القاءکنیم.
انحراف رفتار و بزهکاری حاصل یک سلسله عکس العمل های طولانی و بغرنج است و همانگونه که میلر می گوید : “ نوجوان بزهکار بیش از هر نوجوانی با مسائل ناگوارتر و حاد تری درهویت و موجودیت خویش روبروست اضطراب او بیشتر و دشمنی و عداوتش قوی تر است رفتار بزهکاری در بسیاری از موارد راه حلی است که نوجوان در اختیار دارد و غالباً به منزله بهترین و مهیج ترین اعتراض علیه وضعیت موجود و آینده غیر قابل قبول و ملال انگیز است . وقتی چنین باشد ،راه حل عبارت از کمک به بزهکار درشناخت خویش و محیط است که تنها با آموزش قابل اجراست . در کمک به بزهکاران برای ایجاد تصویر مثبتی از خویش ،باید آنان را آدمهای غریبه و جدای از سایر انسانها ندانیم . به استثنای ،رفتار بزهکارانه که معمولاً نوجوان رامطرود میکند فرد بزهکار ،انسانی دارای نیازها ، احساسات و عواطف مانند سایرین است در راه حلها، بایستی بازیابی ارزش شخصی بزهکاران ،گنجانده شود . مابه افراد متخصص برای بررسی علل بزهکاری و ارائه و اجرای راه حل برای آنها نیاز داریم . وجود این افراد به طرح برنامه ها و نحوه اجرای آن کمک می کند و جلو اشتباه کاری رامی گیرد وجود برنامه از اقدامات بدون طرح و نقشه جلوگیری می کند و شامل برنامه کوتاه مدت و بلند مدت می شود .
5- پیش فرضها – حدود مطالعه و محدودیتها :
پیش فرض های تحقیق عبارتند از :
بین ویژگی های فردی نوجوانان و بزهکاری رابطه معنی داری وجود دارد .
بین ویژگی های اخلاقی نوجوانان و بزهکاری رابطه معنی داری وجود دارد .
بین ویژگی های خانوادگی نوجوانان و بزهکاری رابطه معنی داری وجود دارد .
بین ویژگی های مذهبی نوجوانان و بزهکاری رابطه معنی داری وجود دارد.
بین ویژگی های اقتصادی نوجوانان و بزهکاری رابطه معنی داری وجود دارد.
بین ویژگی های فرهنگی نوجوانان و بزهکاری رابطه معنی داری وجود دارد .
بین ویژگی های اجتماعی نوجوانان و بزهکاری رابطه معنی داری وجود دارد .
حدودمطالعه به مرحله رشد نوجوانی معطوف است و نوجوانان دختر و پسر را تحت بررسی قرار داده است. از عمده ترین مشکلات پژوهش حاضر عبارت است از عدم توانایی نمونه گیری نسبی یا نسبتی بر اساس حجم جامعه طبقه بندی شده در تحقیق .
برخی دیگر از مشکلات و محدودیتها عبارتند از :
الف- عدم دسترسی به پیشینه های پژوهشی که مستقیماً با موضوع پژوهش ارتباط داشته باشند.
ب- فقدان مطالب نظری د ر زمینه موضوع پژوهش .
ج- مشکلات عدم همکاری برخی از مسؤولان و دست اندرکاران .
د- محدودیت زمانی جهت جمع آوری و تکمیل اطلاعات پرسشنامه ها .
ه- عدم دسترسی به منابع اطلاعاتی دقیق در زمینه ثبت آمار بزهکاری نوجوانان و جوانان .
تعریف اصطلاحات مهم :
بزهکاری : عبارت است از مجموعه رفتارهایی که نوجوانان و جوانان بر خلاف قوانین اجتماعی و اخلاقی مرتکب می شوند .
علل بزهکاری : عبارت است از مجموعه ویژگی های فردی ، اخلاقی ،خانوادگی ،مذهبی ، اقتصادی، فرهنگی ، اجتماعی .
تعریف بزهکاری:
بزه عبارت است از اقدام 1 به هر نوع عملی که برخلاف موازین ،مقررات،قوانین و معیارهای ارزشی و فرهنگی جامعه باشد . و بزه رابط بین عمل و اجتماع را بیان می کند . اعمال بزهکارانه نوجوانان به اموری گفته می شود که قانو ن آنها را برای نوجوانان بزه می داند و قوانین مربوط به بزه نوجوانان د رکشورهای مختلف فرق می کند و بزهکار کسی است که متهم به ارتکاب رفتار ضد اجتماعی یا قانون شکنی است ولی به علت آنکه به سن قانونی (معمولاً 18 سا ل) نرسیده است دراکثر کشورها مانند یک مجرم بزرگسال مجازات نمی شود ولی در برخی از کشورها جرائم اطفال و جوانان ، عنوان خاصی را ندارد یعنی صغیر مثل کبیر اگر مرتکب عملی شود ، قانون ، ارتکاب آنرا برای همه جرم شناخته و آن کس رامجرم می داند ولی در بعضی از ممالک اعمال بخصوصی عفو می شود مثل فرار از مدرسه ،کوچه گردی ، عدم اطاعت از روی لجبازی به اولیاء، نوشیدن مشروبات الکلی یا سیگار کشیدن د رمنظر عمومی که از نظر بهداشتی ،تربیتی برای اطفال و نوجوانان مضر است و جزء بزه محسوب می شود . رفتار نوجوانان بزهکار که دست به ناهنجاریهای اجتماعی زده موجب می شود که دریک زمان ومکان معین بوقوع می پیوندد و در معنای واقعی ،مطالعه گسترده د رسطح یک جامعه ای است که باید جرمها را از دیدگاههای مختلف واز نقطه نظر عوامل بوجود آورنده آنها دقیقاً شناسایی به عمل آورد به همین جهت هنگامی که بزهکاری بررسی می شود یعنی در حقیقت کلیه پدیده های اقتصادی ، فرهنگی ،بهداشتی ،سیاسی ، مذهبی ، خانوادگی و … یک جامعه عمیقاً مورد مطالعه قرار می گیردو بزهکاران از جهات مختلف:
سن ،جنس،نژاد،تجردوتأهل ،شهری و روستایی بودن ،فقیر و متوسط و ثروتمند بودن و … تقسیم بندی می شوند .
در مورد بزهکاری هر یک از دانشمندان 2 با توجه به رشته تخصصی خود و عقاید مکتبی که از آن الهام گرفته اند ، تعریفهای گوناگونی نموده اند .
1- فرجاد ،محمد حسین ،آسیب شناسی اجتماعی و جامعه شناسی جرم ،انتشارات کوکب 1356،ص168.
2- نوابی نژاد ،شکوه ،رفتارهای بهنجار و نابهنجار کودکان و نوجوانان ،انتشارات ابتکار ،تهران1365،ص110.
روانشناسان معتقدند :بزهکاران نوجوان از هر نوع که باشد سلوک و رفتاری است که خود شخص را ارضا می کند ولی مورد قبول جامعه نیست و افرادی مرتکب آن می شوند که به سن قانونی نرسیده اند. حقوقدانان معتقدند که بزهکاری عبارتست از هر فعل یا ترک فعلی که نظم و آرامش اجتماعی را مختل نماید و قانون برای آن مجازاتی تعیین کرده باشد.
و جامعه شناسان هم آنرا یک پدیده طبیعی و دائمی می دانند که در هر زمان و مکان اتفاق می افتد و با تحولات جامعه تغییری نمی یابد ونزد وجدان و عامه مردم زشت و ناپسند است و ازدیدگاه جرم شناسان هم یکی از اشکال اجتماعی ، ناسازگاری اطفال است .
بزهکار کسی است که مرتکب جرم یا بزه شود . اما تعریف جرم کار آسانی نیست . گفته می شود و بعضی معتقدند که جرم علمی است که باعث برهم خوردن نظم اجتماعی می شود . اما این تعریف جامع و مانعی نیست زیرا د ر این صورت ما اول باید معلوم کنیم که نظم چیست ؟
دوم : اجتماع چیست ؟ سوم اینکه : تشخیص نظم اجتماعی با چه کسی است ؟
جرم یک پدیده جهانی و همگانی است و تمام دنیا از بدو پیدایش انسان شاهد بروز جرم به نحوهای گوناگون بوده است و تحت عناوین مختلفی آنرا ذکر کرده اند مانند : سرپیچی ،سرکشی ،رفتار ناشایسته و …
جرم در حالت انزوا معنی و مفهوم ندارد و در زمان و مکان متغییر است . آنچه را که جامعة ما جرم می شمارد د رجامعه غرب جرم شناخته نمی شود . آنچه را که اکنون جرم می دانیم در گذشته جرم نبوده است مانند لواط در آتن و قبیله چوکچی و سرقت در قوم اسپارت که جرم شناخته نمی شده ولی ما جرم می دانیم .
غالباً جرم را به بیماری اجتماعی تشبیه کرده اند ولی نزدیک کردن این دو مفهوم دقیقاً درست نیست ، زیرا بیماری ، در عالم واقع ، با نشانه ها و علائم و نمود ارهایی مشخص می شو د که جنبة محسوس و ملموس دارد و ممکن است به خودی خود مورد بررسی قرار گیرد . اما هیچ عملی نیست که ب خودی خود جرم با شد . در نها یت با ید جرم را اینگونه تعریف کرد :
جرم عملی است که بر خلاف یکی از موارد قانون مجازات عمومی هر کشور است و مجرم کسی است که در زمان معین عمل او بر خلاف مقررات رسمی کشور باشد .
تعریف بزه قبل از شروع تحقیقات علمی :
دریونان باستان ، علت ارتکاب بزه را تقدیر و یا سرنوشت می دانستند و معتقد بودند که سرنوشت ویا تقدیر ، که رفتار و کردار افراد را تحت تأثیر قرار می دهد ناشی از مشیت خدایان و یا نفوذ اراده نیروهای مرموزی است که خواست و اختیار بشر در بروز آن نقشی ندارد .
سقراط :( 399-470 قبل از میلاد ) فیلسوف یونانی ،ضمن انتقاد از شدت مجازاتها می نویسد :
ما نبایستی با تبه کاران با خشونت رفتار کنیم بلکه باید به آنها بیاموزیم که به چه ترتیب از ارتکاب بزه خودداری نمایند . زیرا جنایت ثمره نادانی و جهل است و تعداد بی شماری از افراد که در نتیجه بد شناسی ، نتوانسته اند معرفتی کسب کنند مرتکب جرم می شوند .
افلاطون : (347-428 قبل از میلاد ) فیلسوف یونانی که از شاگردان سقراط و استاد ارسطو بود ، درتشریح علل وقوع جرائم ،عوامل اجتماعی و اقتصادی مخصوصاً فقر و ثروت را منشأ بروز جرائم اعلام و معتقد است که :
دو عامل مذکور ، عواطف انسانی را دگرگون ساخته و افراد را به طرف ارتکاب بزه می کشاند .
جالینوس (130-200 قبل از میلاد ) فیلسوف و پزشک رومی به روش علمی بیماریهای روانی را مورد بررسی قرار داده و در زمان بزهکاران مبتلا به بیماریهای روانی را توصیه می کرد . پس از این دوران مطالعات علمی برای شناسایی و درمان بیماریها و علل بزهکاران آغاز شد البته قبل از این دوره جادوگری اوهام جایگزین مطالعات علمی شده بود که با افشاگری افرادی چون ، جان ویر ،اسکات نویسنده انگلیسی ،توماس مورس و دیگران منسوخ گشت .
آغاز تحقیقات علمی :
از جمله افرادی که می توان آنها را به عنوان بنیانگذاران مطالعه علمی بزهکاری نام برد: دلاپورتا اهل ناپل (ایتالیا) ولاواتر فیلسوف و شاعر سوئیسی است . درسال 1640 دلاپورتا در کتاب خود تحت عنوان ((قیافه شناسی ))روابطی را که بین قسمتهای مختلف چهره و خصیصه های گوناگون افراد وجود دارد مطالعه و قیافة دیوانگان و کسانی را که رفتار خشونت آمیز داشتند با سر حیوانات مقایسه نمود و بعضی از علائم آن دو را مشابه اعلام کرد . این نظریه توسط لاوترا در سال 1776 مورد تأیید قرار گرفت . بعد از این دو افراد دیگری نیز تحقیقات مفصلی انجام داده اند که به شرح زیر می باشد :
گال f . I gall (1828-1758 ) پزشک اتریشی ، با تحقیقات علمی سعی کرد که روابط بین برآمدگیهای جمجمه و خصلتهای افراد را ارائه دهد .
وازان f.voision در سال 1837 نتایج تحقیقات علمی خود را دربارة عیوب جسمی اکثر تبه کاران ، در اختیار آکادمی فرانسه قرار داد .
کتله a. quctelet (1874-1796) بلژیکی ، آمار های جرائم فرانسه و هلند را بررسی نمود . د رسال 1835 نظریه خود را راجع به تأثیر محیط جغرافیایی منتشر کرد .
مورل A.morel (1857) پزشک فرانسوی ، د ر کتاب خود به عنوان ((تباه نوع بشر ))روابط بین بزهکاری و فساد نسل انسانی را تأیید نمود .
ویرجیلیوvirgilio (1874) استاد ایتالیایی در کتاب خود ((ذات بیماری بزهکاری )) تأثیر وراثت را در وقوع جرائم تشریح کرد .
گابریل تارد G.tarde (1904 –1843) قاضی فرانسوی ، درسال 1886 نتایج مطالعات خود را تحت عنوان ((بزهکاری تطبیقی)) منتشر و تقلید را بروز بزهکاری اعلام داشت .
سزار سبروزو S.lombros (1909-1835) پزشک ایتالیایی ، با پیروی از عقاید گال ،ویرجیلو ،بروکا ،جمجمه مجرمین مرده را مورد آزمایش قرار داد و در سال 1876 اثر مصرف خود ((انسان تبه کار)) را منتشر ساخت .
از جمله دیگر افراد فعال در این زمان می توان از فری دور کیم ،گور،ژولی نام برد .
طبقه بندی بزه کاران از نظر تیپ بدنی و قیافه :
1- طبقه بندی کین برگ : کین برگ یک جرم شناس سوئدی بود . وی معتقد بودکه بروز تمایلات نفسانی و وضع اعضای بدن به چهار خصلت روانی مربوط می شود :1- لیاقت 2- سلامتی
3- عادت 4- پایداری
2-طبقه بندی دی تولیو : وی مجرمین را بر اساس عوامل زیر طبقه بندی نموده است .
- عامل نخست ، نسبت بین قد و حجم بدن است . در قد بلندها ، رشد قد طولی است . دست و پاهای آنها دراز و شکم کوچک و صورت کشیده است .
-عامل دوم ، ناشی از مجموعه ماهیچه ها ونیروی محرکه است که هر یک از این دو گروه خود به دو دسته استرنیک ، سترنیک تقسیم می شوند .
استرنیک افرادی پر هیجان ، پر تحرک و دمدمی مزاج هستند .
سترنیک افرادی فاقد نیرویی کافی و مبتلا به ضعف و ناتوانی بوده اما آرام و ثابت قدم می باشند .
3-طبقه بندی کرچمر : این دانشمند افراد بزهکار را به چهار دسته تقسیم می کند :
- افراد لاغر و دراز که 50% جمعیت و 40% بزهکاران را تشکیل می دهند .
- افراد قوی هیکل و عضلانی که 30% جمعیت و 50% بزهکاران را تشکیل می دهند .
- افراد چاق و فربه که 20% جمعیت و 10% بزهکاران را تشکیل می دهند .
- تیپ مختلف از مشخصات مذکور که این افراد کم حرف ، دارای دستهای پهن ، بازوان لاغر می باشند و جرایمی مانند قتل و سرقت را نیز انجام می دهند .
در هر حال این مجموعة کوچکی است از تعاریف وعقاید بعضی از دانشمندان راجع به بزه و بزهکاران و در این مورد اجتماعی هر دانشمندی عقیدة خاص خود را دارد که مجال ذکر آن در این جزوه بسیار کوچک ، نیست .
انواع جرمهای ارتکابی:
به طور کلی جرائم ارتکابی نوجوانان را می توان به صورت زیر بیان کرد :(حشمتی 76)
1- قتل 2- سرقت 3- استعمال مواد مخدر 4- ایراد ضرب و جرح
5- اعمال منافی عفت 6- تکدی گری 7- کلاهبرداری
8- رشوه گری
تفاوتهای جنسیتی د رآسیب پذیری در برابر فشار :
در دوران کودکی ، اختلال روانی در پسران شایعتر از دختران است .1 شایعترین اختلالات دوران کودکی اختلال رد رفتار و اختلال کمبود توجه است .
اختلال نادری که در پسران شایعتر از دختران است اختلال هویت جنسی است . کودکانی که این اختلال را دارند تمایل بسیار شدید به بودن با جنس مخالف نشان می دهند و به طور مستمر به رفتارهای جنس دیگر می پردازند . 2
به رغم شیوع عمومی اختلال روانی در میان پسران ، ازدوران اولیه کودکی ، دختران به مراتب بیشتر از پسران مشکلات عاطفی و به خصوص اختلال اضطراب نشان می دهند .3
میزان شیوع افسردگی دوران کودکی برای دختران و پسران مشابه است .4
وقتیکه کودکان به دوران نوجوانی می رسند دختران در برابر اختلال آسیب پذیرتر از پسران می شوند . در نوجوانی ، دختران به مراتب بیش از پسران دچار اختلال در خوردن غذا ، نظیر بی اشتهایی عصبی می شوند . د رمطالعه ای که از کودکان 1 تا 3 ساله به عمل آمد ، پسران در برابر اثرات فشار خانواده آسیب پذیرتر از دختران بوده اند و پیامد تجربه به عوامل فشار را نظیر اختلاف زناشویی یا افسردگی ها در برابر پسران اختلال رفتار بوده .5
1. rutter , tizard&whit more offord etal , 1987
2. zucker,&green,1992
3. last,1989,mitter , beyour.
4. Fleming , offord &boyle ,1989.
5. Farls & jung ,1987.
پسران نسبت به طلاق والدین و دیگر عوامل فشارزا نظیر تولد یک خواهر یا برادر ، آسیب پذیر تر از دختران بوده اند. 1
به مرور زمان که کودکان به دورة نوجوانی می رسند ،دختران درمقایسه با پسران به فشار واکنشی منفی تر نشان می دهند . (شرار 1378 ،سوزان ورابین فی دش :نویسندگان )
1. RUTTER , 1985
تاریخچه بزهکاری :
در طول تاریخ ، بزهکاری همواره اندیشه ها و تلاشهای پژوهشگران را به خود جلب کرده است و بسیاری از متخصصان و کارشناسان سال بهداشت روانی – اجتماعی بر آن شدند که جنبه های مختلف این معزل را شناسایی کنند زیرا بیشتر آنان بر این باورند که بزهکاری نوجوانان و جوانان ، پدیده ای نیست که تنها در قرن حاضر خود نمایی کرده باشد بلکه این مشکل اجتماعی از زمانهای دور تاکنون هم وغم محققان ودلسوزان جامعه را به خود مشغول داشته است .این مسئله از تاریخ 306 قبل از میلاد مسیح وجود داشته است1 و اولین نظرات ابراز شده بیشتر جنبة نظری داشت ولی متدرجاً به مرحله مشاهده و تجربه در آمد و این تجارب و آزمایشها گسترش یافت و صورت علمی به خود گرفت و جرم شناسی هم بین سالهای 1815 تا 1840 در سایه روانپزشکی به وجود آمد وتوسعه یافت و چون بزهکاری در تمام جوامع موجود بود ودر تمام زمانها ، اثرات نامطلوبی در اذهان و قلوب باقی گذاشته است به همین جهت د رقدیم آنرا نوعی مصیبت و ضیافت به جامعه و جزء اعمال شیطانی می پنداشتند و مکافات و قصاص می کردند و برای جنبه های ارعابی مجازات و ایجاد خوف و هراس د ربزهکاران و اعمال مجازاتهای سنگین مانند دست بریدن ، سنگباران کردن ، اعلام ،حبسهای دراز مدت توأم با شکنجه اهمیت زیادی قائل بودند.
دریونان قدیم یا قرون وسطی همیشه مسئله بزه از نقطه نظر اخلاق و قانون مورد مطالعه قرار می گرفت و به همین علت نزد متفکرانی همچون (هزیود )2 ، (پتیاگور )3، ( سقراط )4 ،(پروتاگوراس)5
(هراکلیت)6 ،(افلاطون )7 ، (ارسطو )8 اندیشه مربوط به جانی و لزوم مجازات دیده می شود . در تراژدی یونان ،علل جرم بیشتر از سایر موضوعات مورد توجه بوده است مخصوصاً در بعضی از اشعار شعرا دیده شده و شعرا توجهی به جنبه های روانی ریشه جرم داشتند ولی به هر حال بزه را معمولاً یک بدبختی و سرنوشت شومی می دانستند که از طرف دستگاه آفرینش به بشر تحمیل گذشته است اما افلاطون و ارسطو نظریات عمیقتری داشتند و واقع بین تر بودند . آنها علل بزهکاری را در
1. کوراکیوس ، ویلیام سی (یونسکو) ،بزهکاری نوجوانان،انتشارات کتاب کودک ،تهران 1367،ص2 2. HESIOD 3. PYTHAGORE 4. SOGHRATH 5. PORTAGORE 6. HERACLITE 7.AFLATOON 8 .ARASSTOO
تشکیلات اقتصادی و اجتماعی و عواطف بشری جستجو می کردند و به خصوص روی تهیدستی و فقر تکیه داشتند . 1
بعد از یونان به روم می رسیم ولی در روم هم اثری ازیک مطالعه علمی در این زمینه یافت نمی شود زیرا درمیان قوانین اولیه رومیان پیش بینی هایی برای کودکانی که دزدی می کردند به عمل آمده است رومیان تشخیص داده بودند که مسئولیت کودکان در برابر چنین جرائمی محدود است بدین ترتیب می توان متذکر شد که بزهکاری نوجوانان به هیچ وجه مخصوص نسل امروز نیست و تا حدی به صورت دفاع ، عده ای می توانند ادعا کنند که این مسئله حتی انحصاری هیچ کشور یا فرهنگی نیست .2
در ادبیات لاتین هم جز تکیه بر فقر ورابطه آن به بزه چیز دیگری به چشم نمی خورد اخلاقیون هم با وجود آنکه فقر را ما در کلیه مفاسد قلمداد می کردند از توانگری و ثروت هم به نوبة خود مذمت می نمودند و معتقد بودند این عامل قبل از آنکه راحتی و آسایش ایجاد نماید ، نارضایتی خاطر ،پر توقعی و حرص ایجاد می کند و در نتیجه اخلاقیات را در معرض خطرهای بزرگ قرار می دهد به طور کلی دانشمندان این عصر همچون ( کنتیلین )3، (سالوست)4 ، (ویرژیل)5 ،(ژوونال)6 ، فقر و بدبختی را عامل بزرگ نابسامانیها به شمار می آورند .7
درقانون همواره بی مربوط به 2200 سال پیش از میلاد مسیح ، مجازاتهایی برای سوء رفتار و اعمال خلاف اخلاق جوانان در نظر گرفته شده بود . د رقرن هفدهم در روم و نیز دراوایل سده هیجدهم در انگلستان بازداشتگاههایی به سبک امروزی برای نوجوانان بزهکار ایجاد شده در بیمارستان سنت میشل 8 در روم برای بهسازی ، اصلاح و آموزش نوجوانان هرزه و فاسق اختصاص یافت .
1 . مظلومان ،رضا ، جامعه شناسی کیفری،انتشارات دانشگاه تهران،1353،ص153-149.
2. کوراکیوس ،ویلیام سی (یونسکو) بزهکاری نوجوانان ،انتشارات کتاب کودک ،تهران 1367،ص3
3.QUINTILIEN 4. SALLUSTE 5. VIRGILE 6. GUVENAL
7.مظلومان ، رضا ،جامعه شناسی کیفری ،انتشارات دانشگاه تهران 1353،ص160و159
8. SANTMICHEEL
بدین ترتیب نوجوانان هرزه و ولگرد که به حال خود و جامعه خویش مضر و زیان آور بودند می توانستند تحت آموزش و تعلیم قرار گیرند و به عناصری سودمند برای اجتماع ، تبدیل شوند . در انگلستان نهاد اصلاح و بهسازی کینگزوود 1 تأسیس شد تا گروههای نوجوانان قانون شکن که به خیابانهای شهرهای جدید صنعتی هجوم می آورند و منشاء اذیت و آزار عامه بودند را بازداشت کنند و بدیهی است پدیده بارز و ناسودمندی چون بزهکاری نوجوانا ن که چنین ریشه دار ، عمیق و نمایان است بزرگسالان را بر آن داشت تا د رجستجوی علل ، آثار و تبعیات آن برآیند. 2
در اواسط قرن 18 ، د رفرانسه قیامهایی علیه بیرحمی و استبداد مجازاتها صورت گرفت که دراین مبارزه فلاسفه بزرگی همچون (منتیسکو)3 ، (روسو)4 ، (ولتر )5 ،(دلباخ )6 شرکت نمودند وعقایدی ابراز داشتند . مبارزه جدی آنها باعث گشت که برخی قانونگذاران به دنبال آنها کشیده شوند و این مبارزات د رفرانسه به سایر کشورها هم ریشه دواند و روی بسیاری از محققان تأثیر زیادی گذاشت منجمله (بکاریا ) از ایتالیا و (هوارد)(بنتام) از انگلستان که این سه دانشمند به سنگینی و بیرحمی مجازاتها حمله نمودند و برای بهبود شرایط نامطلوب موجود و تجدید نظر د ر قوانین قیام نمودندو خواستار اصلاحات عمیقی گشتند . در واقع قرن 19 است که جرم شناسی به صورت علمی شروع به گسترش می کند و در سایه روانپزشکی با ( نپل )7 ،( اسکیرول)8 بوجود می آید و در حقیقت از سال 1875 به بعد است که اندیشه های جدید مبنی بر مشاهده و تجربه امور بزهکاری شروع به گسترش می نماید و اولین مطالعات علمی را ( لمبروزو)9 ، (ایزیکوفری) 10 ،(گاروفالو )11 در ایتالیا پایه گذاری کردند.12.
1.KING SWOOD
2.مظلومان ، رضا ،جرم شناسی ، انتشارات دانشگاه ملی ایران ،تهران 1347،ص1444و145
3.MONTEQUIEU 4.gg.Rousseau 5. Voltaire 6. Delboch
7.pibel 8.esquirol 9. Cesar lombroso 10. Ennico ferri
11 . rafael garafalo
12. مظلومان ، رضا ،جامعه شناسی کیفری ،انتشارات دانشگاه تهران 1353.ص 167 تا180
علل و عوامل مؤثر در بزهکاری :
برای تأمین سلامتی افراد ،پیشگیری مرض بهتر از معالجه آن است پس باید قبول کنیم که از نظر حفظ مصالح اجتماعی پیشگیری نیز بهتر ازمجازات است ولی می دانیم که برای پیشگیری از بزه ، شناختن علل وانگیزه های آن لازم است بنابراین در این مبحث قبل از هر چیز به بررسی علل بزهکاری می پردازیم .
این نکته مسلم است که هیچ معلولی بدون علت نیست مثلاً طفلی که مرتکب جنایت و یا هر نوع عمل ضد اجتماعی می شود به احتمال قوی ، تحت فشار اجتماعی ، خانوادگی ، جسمی و روانی خویش قرار دارد .عوامل فردی و جسمی نظیر نقایص روانی و علل جسمانی از یک سو و عوامل اجتماعی ، اقتصادی و خانوادگی مربوط به محیط زندگی طفل از سوی دیگر رل مهمی را در بزهکاری او بازی می کنند به طورکلی چهار عنصر اصلی که هر یک دارای معنا و مفهومی کاملاً جداگانه و گسترده است در گرایش به بزهکاری مؤثر هستند یکی از عناصر آن عامل است . عامل ،پدیده ای است که د رآفرینش ، رشد و شکل گیری وبالاخره پیدایش جرم نقش بسیار مؤثری را ایفا می کند . عامل هیچگاه بوجود آورنده جرم نیست بلکه در واقع پرورش دهندة آن می باشد . نقش عامل از نظر تأثیر بخشی ، بستگی کامل به افراد دارد زیرا عاملی که با قدرت فراوان بر روی فردی اثرات بسیار عمیقی می بخشد و او را در مسیر بزهکاری قرار میدهد ممکن است نسبت به دیگری فاقد آن قدرت و اثر باشد و نقش زیانبخشی ایفا ننماید و یا درجه نفوذش زیادتر نباشد . مثلاً عاملی که به سادگی ممکن است بر روی فرد بیسوادی اثر کند و مقدمات بزهکاری اورا فراهم آورد ، نمی تواندبر فرد آموزش دیده و باسواد تأثیر نماید . از طرفی ظرفیت تحمل افرد نسبت به یکدیگر فرق می کند زیراممکن است فردی در برابر ناراحتیها ،زودتر تسلیم شود و دست به اقدامات ناهنجار بزند ولی فرددیگری قدرت ایستادگی و مقاومت بیشتری داشته باشد . عواملی که تأثیر قوی دارند به عوامل نادر موسومند که هم نسبت به افراد و هم اجتماع فرق می کنند . از طرفی عوامل جرم باهم فرق می کنند زیرا هر دسته از عوامل ،جرم خاصی رابوجود می آورد. بنابراین اگر فرضاً عوامل سازنده یک جرم خاص به دو نظر یکسان اثر بخشد ،نوع جرم ، نحوه ارتکاب آن به وسیله ای که بکار می رود و … همه بستگی به خصوصیات آن دو نفر دارد. جرم شناسان هم در بررسیهای خود به عوامل مختلفی اشاره کرده اند . زیرا برای آنکه جرمی به وقوع به پیوندد به تعداد زیادی عامل نیازمند است که باید با هم جمع شوند و بر هم اثر بخشند . عنصر دوم ، علت است . علت آفریننده جرم است ولی ظهور آن بستگی کامل به عوامل مختلف دارد یعنی اگر چند عامل گرد هم آیند و رویهم اثر بخشند در نتیجه جرمی بوجود می آید و در واقع مجموعه آنها علت است و عنصر سوم ،انگیزه است . انگیزه یک پدیده روانی است که کاملاً فردی و درونی می باشد که گاهی انگیزه می تواند به حدی نیرومند باشد که بدون برخورداری از یاری عوامل خارجی ، جرمی را بوجود آورد. ناراحتیهای شدید روانی ، اختلافات مختلف درونی ، جنونهای گوناگون و … از انگیزه های بسیارقوی می باشند که قادر هستند گاهی مستقیماً نقش مؤثری را در ایجاد جرم ایفا نمایند و عنصر چهارم هم شرط است . شرط پدیده ای است که زمینه را برای ارتکاب جرائم گوناگون به خوبی آماده می سازد . شرط یاشرایط راباید پدیده ای به مراتب قویتر از کلیه عوامل محسوب کرد. زیرا زمانی که شرط یاشرایطی به عوامل موجود اضافه شوند امکان ایجاد جرم جدید و افزایش جرائمی که وجود داشته است بسیار زیاد می شود .
پس جرم از امتزاج و ترکیب چندین عامل بوجود می آید و برای شناسایی و کشف علت حقیقی آنها باید ابتدا این عاملها را شناخت و به حدود تأثیراتشان پی برد ودر جهت تدابیر اصلاحی و تهذیبی آنان بر آمد به طور کلی دو دسته از عوامل در ایجاد بزهکاری مؤثر می باشند :
1- عوامل ذاتی و فردی
2- عوامل خارجی که خارج از وجود طفل قرار دارند که همانا اثر ثانوی محیط و اجتماع است .
عوامل فردی همچون نقایص و عیوب ارثی ،یا عارضی در طفل ،عوامل جسمانی و روانی ،روحیه ضعیف و تلقین پذیر اتفاقات در محیطهای نامناسب بخصوص کودکان و اطفالی که روحی حساس و اعصابی ضعیفتر از بزرگسالان دارند طبعاً خیلی زودتر از آنان ،متهور تأثیرات سوءنظیر فقر ،بیکاری و سرمشقهای بد قرار می گیرند . رفتار معاشرین ناشایسته ممکن است موجبات سقوط طفل را فراهم سازند . عوامل ذاتی و سرشتی ،توارث،اثراتی که امراض در فرد ایجاد می کند به سه صورت ممکن است :
1- مجموعه صفات و اوصاف موروثی منتقل از پدر و اجداد
2- تحولاتی که از آغاز زندگی جنینی بر اساس این صفات و به دنبال یک سلسله قبل در تکوین شخصیت طفل موثر است و م
چکیده :
انسان به عنوان اشرف مخلوقات و برتر موجودات دارای ویژگی ها و صفاتی است، که این موجود را از سایر موجودات برتر ساخته است. یکی از خصوصیات و برتری ها داشتن عقیده و نظر و آراء درباره دنیا و آخرت است که اضولاً انسان کیست؟ و از کجا آمده است؟ و به کجا خواهد رفت؟ و هدف از این خلقت چیست؟
همه این سوالات و پاسخ ها در ویژگی دنیداری و فطرت خداجویی وی به ودیعه نهاده شده است. موضوع دین و دین مداری و اعتقاد به باورهای دینی و انجام مراسک و مناسک دینی از جمله اعتقاد به اصول دین و تعهد و تقید به آنها و انجام فروع دین چون نماز یا روزه، حج، جهاد، خمس، زکات، امر به معروف و نهی از منکر، تولی و تبری، از جمله این باورهاست. از لحاظ اعتقادی هم انسان قادر به شناخت رمز و رموز خلقت به تنهایی نیست مگر از طریق سالکان و پیامبران و امامان و پیشوایان دینی و صاحب امر و ولایت که در اسلام و مذهب شیعه به فقه و فقها و آثار و دستورات قوانین اجرایی آنها تحت عنوان رساله احکام و سایر ادعیه و دعاها که تحت عنوان باورهای دینی تعریف می شود.
حال سوال این است، که آیا باورهای دینی در ازدواج موفق هم تأثیر دارد؟
پاسخ محقق و فرضیه پژوهشگر این است که باورهای دینی در موفقیت ازدواج تأثیر دارد. یعنی زوجین که دارای باورهای دینی و مذهبی هستند و خدا و وحی و قرآن و تعالیم قرآنی را در زندگی مشترک موثر می دانند با صبر و حلم و قضا و قدر و حکم الهی و احتراز از خودپسندی و غرور و دنیاپرستی و توجه به ارزش والای انسانی و تقدس ازدواج و نسل آینده همه سختی های زندگی را به عنوان حلاوت و شیرینی زندگی به جان می خرند و تحمل سختی ها و مرارت ها و ناملایمات را به قیمت اجر نهایی و تقدیر الهی و صواب اخروی تحمل می کنند و طلاق و جدایی را فقط به خاطر مثلاً نداشتن ماشین یا فلان ویلا یا فلان مسافرت یا فلان مد و هنرپیشه انجام نمی دهند و حجاب و احترام به شوهر و تربیت آینده فرزندان را یک تکلیف و وظیفه الهی و انسانی و اخروی حتی در شرایط سخت و فقیرانه و ضعیفانه می پذیرند و هزاران شرایط از این نمونه ها که ثابت شده است کسانیکه در باورهای دینی و ارزش های مذهبی و اعتقادات آرمانی و آسمانی جدیت دارند. دارای زندگی آرام و دلپسند و پسندیده و متعادل و الگو و سالم و طبیعی هستند، حتی از کوچکترین امکان مالی و شغلی و تربیتی خدا را شکرگزار هستند و حتی بلاها و مصیبت ها را تقدیر الهی می پندارند و آن را آزمایش الهی می شمارند. به همان دلایل در تحقیق حاضر تعداد 400 نفر زوج در دو گروه شامل گروه اول که دارای باورهای دینی بالای نمره 10 هستند و زوجینی که دارای باورهای دینی زیر 10 هستند. چون 20 سوال برای ارزیابی باوردینی و طلاق منظور شده و هر سوال 1 نمره منظور شده پس از استخراج اطلاعات به آسانی نمره تعداد 400 نفر در 2 نمره باور دینی و طلاق یا ادامه زندگی محاسبه شده است. و پس از جمع بندی از طریق ضریب همبستگی اعتبار و معنی داری این فرضیه ها به اثبات رسیده است و در نهایت پس از تحلیل یافته ها و ارائه مشکلات تحقیق به پیشنهاداتی اشاره و با منابع و مأخذ به پایان رسیده است. ضمن اینکه در فصل دوم به مبانی نظری و پیشینه نیز اشاره شده است.
فصل اول :
مقدمه
اهمیت و ضرورت
اهداف
فرضیه ها
متغیرهای تحقیق
تعاریف واژه ها و اصطلاحات
مقدمه :
در جوامع و اقوام و فرهنگ های مختلف با زبان و رنگ و الفبا و حتی دین و اعتقادات متفاوت مسئله ازدواج یک موضوع مشترک و عمومی است تنها تفاوت شاید در نوع برگزاری و اجرای آیین ازدواج است.
ازدواج از ابعاد مختلف در مکاتب و فلسفه های مختلف مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. ابعاد اجتماعی، ابعاد فردی، ابعاد اقتصادی، ابعاد فرهنگی و ارتباطی نمونه های برجسته این بررسی ها هستند.
اما نباید از ارتباط اعتقادات و دیدگاه دینی به موضوع ازدواج نیز غافل بود. و می توان گفت در طول قرن های گذشته اهمیت تأثیر دین و دینداری در ازدواج کم تر از بقیه زمینه ها نبوده است.
رابطه باورهای دینی و موفقیت ازدواج مسئله بسیار مهمی است که در مباحث تاریخی و اجتماعی و فلسفی و حیت فیزیولوژیکی نیز از آن ذکر شده است. زیرا اگر در یک دیدگاه مذهبی و دینی ازدواج خواهر و بردار مباح و پسندیده باشد. مسلم است تاثیرات فیزیولوژیکی آن که ترکیبات پیچیده RNA , DNA در نسل های نزدیک به هم کاملاً با افراد دیگر متفاوت و زمینه بیماری ها و خطرات متعدد دیگری در ادامه نسل به وجود می آورد. برای محققان مهم است. حتی در یک باور دینی ( حتی اسلام) ازدواج در سنین بسیار پایین (8 ساله) برای دختران و (14 ساله) برای پسران تأکید شده است. در این حالت در دنیای امروزی که دختران 8 ساله حتی ایضای گویش زبان مادری را کاملاً در مدرسه به علت ناتوانی یاد نگرفته اند. چه خواهد شد؟
و پسران 14 ساله حتی استقلال رفتارهای جزئی مثل انتخاب دوست و نحوه ی اصلاح سر و صورت و تصمیم برای مسافرت و ادامه تحصل و غیره را ندارند و گاهی در تهیه مایحتاج (مواد غذایی) که پول آن در جیب آنها قرار داده شده مشکل دارند. چگونه خواهد بود؟
این تحقیق با این دیدگاه یعنی تأثیر باورهای دینی در موفقیت ازدواج مورد بررسی واقع شده است. و در فصول مختلف با توجه به ساختار تحقیق به آنها اشاره شده است.
مثلاً فصل اول فقط شامل ذکر مسئله و اهمیت و اهداف تحقیق از دیدگاه محقق اشاره شده و فرضیه هایی نیز برای رسیدن به هدف طرح شده است.
اما فصل دوم شامل دیدگاه های مختلف در زمینه ازدواج و دینداری است.
و فصل سوم به روش تحقیق و ابزار تحقیق و جامعه و حجم نمونه و روش آماری اشاره شده و در فصل چهارم به تحلیل یافته ها و نقد و بررسی یافته ها و بالاخره فصل پنجم به نتیجه گیری و محدودیت های تحقیق و پیشنهادات و ضمائم و ... اشاره شده است.
طرح مساله :
کلیات :
ازدواج در لغت و اصطلاح لغوی به معنی زوجیت و پیوسن است. و در عربی با واژه نکاح به مفهوم عقد و سلسله و پیوند آمده است .
در دیگر فرهنگ ها و اقوام و ملل با واژه های مختلف اما به همین معنی آمده است. در دیدگاه فلسفی ازدواج امر حقیقی بوده و از اعتبارات واقعی به شمار نمی رود. یعنی در اعتبارات واقعی علیرغم واقعیت قطعی و با احتمال بالا امکان عدم در ان متباتر است. همانند شوری آب دریا که امری واقعی و موجود است. اما احتمال اینکه در اثر تحولات شیمیایی و طغیان رودخانه های آب های شیرین و یا ترکیب نمک دریاهای با نوعی مواد یا گیاهان به شوریت خود خاتمه دهد وجود دارد. در صورتیکه در امور حقیقی امکان چنین فعلی اصولاً متصور نیست. زیرا حقیقت همان چیزی است که موجود در بستر آن تفکر و اندیشه و زیست دارد. و اگر ابطال حقیقت اتفاق افتد، خود نیز جزئی از حقیقت است و نقدی بر آن نمی تواند .
ازدواج امر و موضعی حقیقی بوده و بستر ایجاد موجودیت انسانی و ادامه نسل در طول تاریخ وجودی نسل انسانی است.
خاستگاه اجتماعی ازدواج، مبتنی بر تولید فرهنگ و ارتباط و تعاملات مختلف رفتاری اعم از مناسبات خانوادگی و تامین فردی و نیز روابط بین گروهی و بین ملت و جهانیان قابل بحث و بررسی است. و نوع ازدواج و نگرش به نتیجه و فرآیند ازدواج در تعاملات اجتماعی جهان موثر است. نقش راسپوتین روسی در شفای فرزند و جانشین تراز آنچنان عمیق و مهم است که طبق تحلیل روان شناختی باعث اضمحلال و نابودی امپراطوری و سلطنت تزارها و تحولات عظیم سیاسی و اقتصادی رد جهان گردید .
این موضوع قابل بحث در امپراطوری ساسانیان نیز هست. زیرا ازدواج با محارم در میان برخی از پادشاهان ساسانی نیز رایج بوده است.
و یا ازدواج در سنین پایین که اساس شناخت های اجتماعی و فرهنگی و حتی اقتصادی بی تأثیر از محصول این قبیل ازدواج ها نخواهد بود. چنانچه بالا رفتن سن ازدواج تا 40 سالگی هم تبعات و اثرات خود را دارد که امروزه در جوامع مختلف گریبان گیر آن هستیم.
چشم اندازهای مختلف امر ازدواج بسیار مختلف و پراکنده است حتّی هنوز ازدواج در میان قبایل بدوی و ابتدایی در جنگل های و در افتاده استوایی و بدور مانده از تحولات امروزی و ارتباطات پیچیده مبهم و ناشناخته است. که آیین ازدواج در میان قبایل وحشی و ناشناخته که ابتدایی ترین تحوّلات مثل گویش و زبان و رفتار در میان آنها کاملاً ساده و با اشاره و ایماء صورت می گیرد، بسیار مهّم است .
با همۀ تنوع و تعدّد در مقوله ازدواج چه از حیث سنین پایین و یا بالای ازدواج با نسل های نسبی و یا سببی و حتی ازدواج با محارم و نتایج ازدواج که به تولید و بقای نسل و ادامۀ حیات انسانها منجر می شود. ازدواج وجود دارد. و یک میل فطری و درونی و شناخته شده انسانی است. و در هیچ برهه و مقطع زمانی خاصی ازدواج تعطیل نشده است. و به انجام مختلف و آیین و مناسک خاص و سنت های متفاوت جریان داشته و دارد. و شاید دلیل قطعی و غیر قابل اجتناب آن فطری بودن و میل درونی نوع انسانی به امر ازدواج و ادمۀ نسل در اثر اتفاق موضوع ازدواج بوده است.
در همه ی انواع ازدواج ها و سنت های تحقق نکاح و عروسی موضوع دین و ارزش های اعتقادی و در یک اصطلاع باورهای دینی غیر قابل اجتناب است. و مسئله و موضوع دین و باورهای دینی نیز امری فطری و درونی و متناسب با ذات و خواست درونی نهاد انسانهاست .
پس می توان گفت :
آیا باورهای دینی در چگونگی ازدواج تأثیر دارد ؟
آیا ازدواج ناشی از باورهای دینی در ساختارهای مختلف اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی تأثیر دارد ؟
چه تفاوتی میان ازدواج با باورهای دینی ضعیف و قوی تر وجود دارد ؟
اصولاً اگر فردی هیچ اعتقادی به ارزش های دینی نداشته باشد. با فردی که پای بند باورهای دینی است، چه عواقب و تبعاتی دارد ؟
آیا باورهای دینی در موفقیت ازدواج جوانان تأثیر دارد ؟
پیشینه تاریخی ازدواج های عقیدتی و غیر باوری را چگونه می توان ارزیابی کرد ؟
بیان مسئله :
تضمین و بقای نسل انسانی و ادمۀ حیات در تولید نسل و تربیت و پرورش آنهاست که تحت عنوان ازدواج انسانها تحقق می یابد.
ازدواج یک آیین است. و شامل ایجاد میل و کوشش در مرد و زن نیست به جنس مخالف و آمادگی و بلوغ فیزیولوژیکی و اجتماعی و جسمانی برای امر مقدّس آمیزش است.
زناشویی و آمیزش اوّلیه که نتیجه میل فطری و تمایل شهواتی دو جنس مخالف به یکدیگر است که در شرایط تولید اسپرماتوزئید در مرد و آمادگی تخمدان و اوول در زنان با ترشح هورمون های خاص صورت می گیرد .
پر واضح است که در روزیکه جوان مرد و نیز دختر واجد چنین شرایطی شدند یعنی مرد و زن در فرایند تکامل اندام جنسی دارای تکامل جنسی شدند و میل طبیعی و گرایش به سوی یکدیگر پیدا کردند. ازدواج و آمیزش صورت نمی گیرد. بلکه این امر همزمان با تحصیلات آنان و آمادگی اقتصادی آنها و حتی بلوغ اجتماعی و شرایط لازم دیگر از جمله پیدا کردن شغل و درآمد و مواردی از این قبیل محقق خواهد شد. که یکی از ویژگی های مؤثر باورهای دینی و اعتقادی است .
ازدواج مستلزم :
1 ) داشتن و پیدا کردن شرایط بلوغ فیزیولوژیکی
2 ) آمادگی و میل فطری و کشش دو جنس مخالف به یکدیگر.
3 ) آماده شدن شرایط اقتصادی و درآمدی
4 ) و بالاخره قبول و دارا بودن شرایط اعتقادی (با توجه به مذاهب و ادیان در هر قوم و اجتماعی)
شاید عدّه ای معتقد باشند که شرط اعتقادی و دینی لازمه ازدواج نیست.
در صورتیکه در همۀ گروه ها و اجتماعات و اقوام و ملل افکار و باورهای اعتقادی به اشکال و وجوه مختلف وجود دارد.
عدّه ای از فلاسفه معتقدند که حتی بی دنیان و کافران هر چند در ظاهر و عیان اظهار به بی دینی و بی اعتقادی می کنند ولی نوعی اعتقاد و باور دینی نهفته در نهاد آنها منتنشر و پراکنده است. و اظهار بی دینی و کفر خود دلیل بر دینداری و باور به نوعی خداگرایی است که در تحلیل و نقد و شناخت حقیقی آن دچار اشتباه و فقر شده اند و .
اسلام و تعالیم اسلامی در موضوع ازدواج نگرش و نگاهی متفاوت و عمیق تر از سایر ادیان و اعتقادات دیگر دینی دارد.
چنانچه اسلام ازدواج و زناشویی و انتخاب همسر را موجبات آرامش و رفعت و سکون قلب قرار داده است.
در باورهای قرآنی حتی کسانیکه نباید به دلایلی ازدواج نکرده اند. مورد مؤاخذه و محاکمه قرار می گیرند .
همه این آثار و نانه ها پس از ذکر قاعده و شئونات زناشویی و آمیزش است که در سوره ها و آیات مختلفی به موضوع ازدواج و حتی مراحل تشکیل جنین از انعقاد نطفه تا تولد و نامگذاری بچه و تربیت های دوران کودکی و وظایف طول عمر انسان ها و پس از حیات اشاره کرده است.
و موانع و زدواج های ممنوع را با انساب و منسوبان ذکر کرده است. و این افراد را تحت عنوان محارم در قرآن ذکر کرده است .
اهمت دین اسلام در مسئله ازدواج تا آنجا پرداخته است که حتی استفاده لقمه ای غذا به هنگام بارداری از راه های حرام و ناشایسته تربیت و آینده کودک را تحت تاثیر قرار می دهد.
تسلام به اهمیت ازدواج تحت عنوانکفویت نیز اشاره کرده است. کفویت یا کفو یعنی داشتن تناسب مرد و زن. یعنیداشتن تناسب اجتماعی و تناسب اقتصادی و تناسب فکری و اخلاقی.
هر چقدر افراد از لحاظ سنی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، تحصیلات و سایر امتیازات نزدیک هم باشند موفقیت آنها بیشتر خواهد بود.
این امر شامل عموم مسلمانان است اما مسئله قطعی و لازم لاجرا نیست زیرا ممکن است افرادی با درآمد کم تر با زبان ثروت مند ازدواج کنند یا افرادی از طبقات اجتماعی بالا با طبقات اجتماعی پایین ازدواج کنند و یا افرادی با تحصیلات بسیار بالا با تحصیلات پایین را رقم بزنند.
که خود پیامبر اکرم اولاً در 40 سالگی ازدواج نموده و علیرغم ضعف مالی و فقر نسبی با حضرت خدیجه که بانوی متنفذ وثروتمندی بود ازدواج می کنند و هزاران نمونه از این تفاوت ها که در تاریخ اسلام ذکر شده است.
امّا هم سنگی و برابری نسبی خانواده ها بخصوص زوجین در ادامه زندگی و حفظ و پایداری خانواده بسیار اهمیت دارد .
اهمیت و ضرورت مسئله :
ازدواج ضامن ادامه نسل و ادمه حیات انسانها و تشکیل نهاد خانوده و بوجود آوردن نسلی جدید با استعدادها و توانایی های خاص برای ادامۀ زندگی است.
ازدواج اگر بصورت حیوانی و بدون ملاحظات اخلاقی و صرف نظر از ملاک ها و معیارهای ارزشی انجام گیرد. نوعی ترکیب و درهم ریختگی اخلاقی و عدم تفکیک محارم و دیگران خواهد بود.
یعنیاگر برای ازدواج ملاک ومعیاری در انتخاب زوج و همسر نداشته باشیم. خواهر با برادر و عمه با دایی و خاله با عمو و محارم مختلف با هم ازدواج کرده و تبعات و خطراتی بوجود خواهد آمد که به چند نکته مهم اشاره می کنیم.
1 ) ترکیب جمعیتی شهرها و روستاها غیر قابل کنترل خواهد بود. یعنی کسی نمی تواند برادر و خواهر خود را تشخیص دهد.
2 ) مسایل مهّم دیگر چون ارثیه و تملک و دارایی خانواده ها دچار مشکل می گردد.
3 ) بدون توجه به شعائر دینی از هم گسیختگی و هرج و مرج جنسی و زناشویی جامعه را فرا می گیرد.
4 ) بیماری ها و مشکلات مختلف جنسی که هم اکنون با رعایت آنها فاجعه شده نسل بشر را تهدید خواهد کرد.
5 ) ملاک های فردی نظیر استعداد و هوش و دانایی و توانایی و افراد تحت تأثیر دین هرج و مرج دچار اختلال می گردد.
این خطرات و عواقب ذکر شده فقط بخشی از مسایل و گرفتاریهای بشر در اثر عدم رعایت الگوها و ملاک های دینی خواهد بود.
اما باورهای دینی نظیر اعتقاد به خدا و عالم برزخ و معاد و رستاخیز و نیز تبعیت از دستورات دینی در بهداشت زناشویی و حفظ نسل و سلامت خانواده و تربیت فرزندان و غیره را سبب خواهد شد.
علاوه بر آن باورهای دینی خوی شجاعت و صداقت و وفا و یکرنگی و ایمان و پای بندی به اصول و ملاک های انسانی را تقویت می کند. زیرا احکام باورهای دینی نظیر رعایت مناسبان همسایه و خانواده و همنوع و حفظ حریم و چهارچوب های اجتماعی و احترام به قانون و مقررات و رعایت اصول زناشویی در ایام و مناسباتخاص که در طول تاریخ صحّت و اعتبار آنان به اثبات رسیده سلامت و امنیت نسل ها و خانواده ها را تضمین می کند. و ارزش های والای انسانی و انسان دوستی را در نهاد و شخصیت آنها تقویت می کند .
اهداف تحقیق :
هدف های کلی این تحقیق عبارتند از :
1 ) بررسی و شناخت ازدواج از ناحیه اسلام
2 ) مسکلات ازدواج های امروزی
3 ) دین و تأثیر آموزه های دینی در سلامت روح و جان
4 ) عوامل تعیین کننده ازدواج در دین
5 ) عوامل تضمین کننده ازدواج در دین
اهداف جزئی :
1 ) بررسی افزایش سن ازدواج
2 ) بررسی دلایل زیاده خواهی خانواده ها
3 ) بررسی عوامل نگرانی از ازدواج ها
4 ) بررسی و تبیین مشکلات اجتماعی در ازدواج
5 ) بررسی و تبیین نقش ارگانها و نهادها در ازدواج
فرضیه های تحقیق :
1 ) بین باورهای دینی و میل و کشش به ازدواج در سنین جوانی رابطۀ معنی دار وجود دارد.
2 ) بین باورهای دینی و تحمل مشکلات رابطه معنی دار وجود دارد.
3 ) بین باورهای دینی و سن ازدواج رابطه معنی دار وجود دارد.
متغیرهای تحقیق :
متغییر مستقل : باورهای دینی
متغییر وابسته : ازدواج
تعاریف عملیاتی واژه ها و اصطلاحات :
تعاریف عملیاتی به تعاریفی گفته می شود، که محقق به صورت عملی و کاربردی با آنها واژه ها سرو کار دارد، و تعاریف ذهنی و لغت نامه ای نیستندو فلذا با توجه به موضوع تحقیق یعنی باورهای دینی و ازدواج موفق به تعاریف واژه ها و اصطلاحات می پردازیم.
ازدواج : عقد و پیوند زناشویی و آمیزش مرد و زن در ایران اسلامی که تحت عنوتن آیین و رسوم عقد رسمی به ازدواج هم در می آیند.
سن ازدواج : میزان و حدود سنی افرادی که در ایران مجاز به ازدواج با جنس مخالف به صورت شرعی و قانونی هستند.
دین : اصول و ملاک ها و قوانینی که تحت عنوان تعالیم و مناسک اعتقادی در قرآن و سنت و سایر منابع آمده و مسلمانان به آن عمل می کنند.
میعار : ملاک ها ومعیارهایی که فرد با رفتارهایی چون وضو گرفتن و نماز خواندن و روزه گرفتن و دعا کردن و اجرای مناسک دیگر دینی خود را موظف به آنها می داند.
جوانان : حدود سنی 40 – 18 سالگی در این تحقیق قرار دارند که ازدواج و زندگی و طلاق هم در این طیف اتفاق افتاده است.
طلاق : مراسمی که زوجین پس از به بن بست رسیدن و عدم توافق در حضور عالم دینی و صلب تعهدات قبلی برای همیشه از یکدیگر جدا می شوند.
فصل دوم :
پیشینه و ادبیات تحقیق
مبانی نظری و تئوریک
دیدگاه های اسلامی
انتخاب همسر :
بمنظور ایجاد نسل سالم :
ازدواج – یا – مقدسترین سنت الهی در جهان طبیعت :
یکی از اساسی ترین نکات بعثت انبیاء این بود که بشر بداند، جهان – با تمام نظم و ترتیب و دقتی که در آن بکار رفته است – حادث می باشد؛ و لذا در پدید آمدن خود، به محدث و خالقی نیازمند است، و او است که خدای همۀ آفریده ها، و دانا و بینا است، و بندگان خود را به تکالیف و مقرراتی موظف کرده، مطیعان را پاداش نیک، و گناه کاران را کیفر می دهد. توجه به این مطلب جز از طریق ارسال انبیاء ممکن نبود. بهمین جهت اگر کسی متنکر رسالت باشد، منکر خدائی است، و خداوند دربارۀ منکران رسالت چنین می گوید :
« و ما قدروالله حق قدره اذ قالوا ما انزل الله علی بشر من شیئی »
و ارج ننهادید خدایرا، شایان ارجمندش، به آن هنگام که گفتند : خداوند بر بشر چیزی را فرو نفرستاده است.
پس چون حکمت ارسال رسل و بعثت انبیاء، تبیین تکالیف بشری است، لذا ما بآسانی می توانیم معاملات و رفتار خود را به این تکالیف عرضه و تطبیق نمائیم. و امر ازدواج که – بمنظور ایجاد نسل – از سنتهای بزرگ و مقدس الهی در جهان آفرینش، و مهمترین رفتار در زندگانی بشری است باید از آن طبق موازین دین و برنامه الهی بهره برداری شود.
قبل از آنکه از تکالیف مربوط به ازدواج آگاهی بدست آوریم لازم است به حکمت تشریع و ایجاد این سنت در جهان خلقت آشنائی پیدا کنیم :
خداوند متعال در قرآن کریم میگوید :
«یا ایها الناس اتقو ربکم الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها و بث منهما رجالاً کثیراً و نساء ... »
ای مردم! پروردگار خود را پرهیزگار باشید، پروردگاریکه شما را از یک تن آفرید، و از او جفتش را خلق کرد، و از ناحیۀ آندو مردان و زنان زیادی را پراکند.
پس منظور از ازدواج : اولاً ایجاد و تکثیر نسل میباشد، و ثانیاً پیوندی است که بوسیلۀ آن میان دو فرد بیگانه بوجود میآید. زیرا هیچ انسجام و پیوندی بملنند پیوستگی و اتحادیکه میان زن و شوهر از ناحیۀ ازدواج برقرار می شود، وجود ندارد. لذا خداوند آنرا از علائم قدرت و عظمت معرفی کرده است آنجا که می گوید :
« و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه ان فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون »
و از آیات و نشانه های خدا این است که از موجودی شبیه خودتان، جفتهائی آفرید تا بدانها بیارامید، و درمیان شما دوستی و مودت و مهر برقرار ساخت، در این نکته، نشانه هائی است برای آن گروهی که می اندیشند.
یعنی ممکن است گاهی دختری از یک نقطۀ دنیا با پسری از نقطۀ دیگر، ازدواج کنند، ولی ازدواج، این فاصله ها و مسافتها را از میان برداشته، و هماهنگی و علاقۀ متقابلی میان آندو برقرار می سازد، آنچنانچه آنها را مانند اعضاء یک پیکر قرار میدهد.
علوه بر پیوند محبت آمیزی که ازدواج میان دو شخص دور و بیگانه از هم بوجود میآورد، دو موجود را از خطر انحراف جنسی و اخلاقی حفظ می کند. ولی حکمت اساسی ازدواج متوجه توالد و تناسل است. پیغمبر اسلام فرمود :
« تناکحوا تکثروا فانی ابهی بکم الامم یوم القیمه ... »
ازدواج کنید و تکثیر نسل نمائید زیرا من بشما ملتهای مسلمان در روز رستاخیز مباهات مینمایم.
برای فرزند صالح و سالم، فضائل و پاداشهای فراوانی در اسلام برای پدران و مادران مقرر شده است که ما در فصول آنده بسیاری از احدیثی که در این باره وارد شده است متذکر خواهیم شد. علاوه بر این پدر از ناحیۀ فرزند در زندگانی برخوردار، و از دعاء او پس از مرگ بهره مند است؛
امام صادق (ع) میفرماید :
« میراث الله من عبده المؤمن : ولد صالح یستغفرله »
میراث خوا از بندۀ مؤمن، فرند شایسته ای است که برای او طلب آمرزش نماید.
پس چون هدف اساسی ازدواج، ساختن نسل صالح و سالم است لذا اسلام در انتخاب همسر راهنمائی های لازم را ارائه کرده، و دقیقترین نکات را در امر ازدواج گوشزد نمده است، و برای اینکه از این راهنمائیها آگاهی کافی بدست آوریم نخست قانون وراثت را – که مدخل این باب است.
از دست دادن همسر ، شاخصترین فقدان :
دربارۀ پیامدهای «داغدیدگی» بر سلامتی انسان مطالب زیادی نوشته شده است. مطالعات عرضی نشان می دهد زنانی که شوهرانشان را به تازگی از دست داده اند احساس فناپذیری در آنها به طور چشمگیری افزایش یافته است؛ میزان مرگ و مبر در این موقعیت ده برابر آنچه انتظار می رفت، برای گروه سنی خاص افزایش یافته است (کراس و لیلینفلد ، به نقل از ویلیامز 1989). افزایش اندکی نیز در مرگ و میر به وسیلۀ «پارکز » و همکارانش یافته شد (1969). مطالعه آنها مربوط به مردهایی بود که زن های خود را از دست داده بودند. این افزایش به طور عمده همراه با بیماری های قلبی در شش ماه اول بعد از داغدیدگی گزارش شده است. مطالعه ای دیگر با کنترل سنّ و جنس و اقامت در یک دورۀ ده ساله به وسیلۀ «هلسینگ » و همکارانش (1981) صورت گرفت. این مطالعه نیز افزایش در مرگ و میر را تأیید نمد؛ لیکن نتایج این مطالعه هم در مورد بیوه زن ها و هم در مورد بیوه مردها صادق بود. مطابق یافته های دیگر، متغییرهای متعددی مانند طبقۀ اجتماعی، اعتیاد به سیگار به طور محسوسی نتایج را برای مردهایی که همسران خود را از دست داده اند و یا ازدواج مجدد کرده اند، پایین می آورد.
اثرهای زیانبار فقدان همسر را بر سلامتی همسر دیگر هرگز نمی توان انکار کرد، اما چهار نکتۀ روشنگر و قابل بحث وجود دارد که دلیل بالا بودن میزان مرگ و میر را در میان مردهایی که همسران خود را از دست داده اند روشن می کند. نکات مذکور عبارتند از :
1 ) کسانی که ناسالم هستند تمایل دارند با افراد ناسالم ازدواج کنند.
به عبارت دیگر، افرادی که دارای ناتوانی های فیزیکی هستند، یا کسانی که عادت های بدی مانند سیگار کشیدن و یا اعتیارد به مواد مخدر دارند و یا افرادی که مستعد چاق شدن هستند برای ازدواج، افرادی را انتخاب می کنند که از نظر سلامتی مشکلات مشابهای داشته باشند. به مصداق مثل معروف «کبوتر با کبوتر، باز با باز – کند هم جنس با هم جنس پرواز» افراد سعی می کنند در انتخاب به سراغ کسانی بروند که مهلت های زندگی شان تقریباً برابر باشد. در نتیجه یک تمایل مشترک بین زوجین برای مرگ زودرس یا مردن همزمان وجود دارد. جهت حمایت از این دیدگاه مطالعه ای به وسیله «فراملینگهام » بر روی ریسک تصلب شرایین صورت گرفت. یافته های او همگامی قابل توجه همسران را در عواملی مانند فشار خون ، سیگار کشیدن، بالا بودن کلسترول و زیادی وزن نشان داد ؛ شیوه کار به شکلی بود که هزگز نمی شد نتایج را به شانس نسبت داد (ویلیامز، 1989). علاوه بر این، درصد بالای انتخاب همسر از یک ملیت، نژاد، دین و مذهب و محل سکونت و زبان نیز مؤید این دیدگاه است. همچنین این سبک انتخاب همسر در دراز مدت نیز دچار تغییرات چشمگیر نشده است.
2 ) تمایل همسان زوج ها به سهیم بودن در ناگواریهای فیزیکی محیط، و در نتیجه تمایل مساوی برای ریسک کردن.
آنها ممکن است در یک جو آلوده زندگی کنند و قوای خود را در محیط سربسته سمی از دست بدهند. یا غذای آغشته از روغن و یا فاقد مواد غذایی خاص مصرف نمایند و در نتیجه تسلیم یک بیماری مشابه گردند. از طرف دیگر، آنها به یک شیوه زندگی کرده اند، تقریباً استرس های وارده به آنها، نوع غذا، ساختمان، رطوبت، درجه حرارت و .... جز موارد جزیی و استثنایی، عوامل حاکم بر زندگی آنها مساوی بوده است، لذا منطقی به نظر می رسد که موعد مرگ آنها نیز نزدیک به هم باشند.
3 ) فقدان همسر به فقدان مراقبت و آن هم به مرگ زودرس منجر می شود.
سلسله پیوندهای حمایتی و اجتماعی حاکم بر زندگی هر فرد معمولاض بعد از مرگ همسر سست تر می شود. علاوه بر این افرادی که از نظر سلامتی دچار مشکل هستند نسبت به کسانی که از سلامتری بهتری برخوردار هستند تمایل بیشتری به تماس های اجتماعی دارند و همچنین علاقمند به زندگی در داخل سیستم های حمایت کننده تر هستند. بنابراین، این حقیقت که از دست دادن همسر اثر جدی بر روی سلامتی می گذارد، انکارناپذیر است و به همان اندازه که به از دست دادن حمایتهای اجتماعی و در نتیجه آسیب دیدن سلامتی فیزیکی منجر می شود، باعث آسیب دیدگی سلامت روانی – عاطفی نیز می گردد.
یکی از عوامل اصلی هنجار بودن رفتارهای فرد، داشتن تعلقات گروهی و حمایتهای اجتماعی است. به همان ترتیب از دست رفتن آنها منجر به ناهنجار شدن رفتارها می گردد. بدیهی است که فقدان این تعلقات و حمایتها در افراد مشکل دار استرس زاتر از فقدان آنها در افراد دیگر خواهد بود. به این ترتیب، مرگ همسر به نوعی در همه، موجب تزلزل در این رابطه ها می شود. البته در بعضی از خانواده ها به کلی موجب گسستن پیوندهای حمایتی می شود و در نتیجه میزان مرگ و میر در اعضای این خانواده ها که همسر خود را از دست داده اند نسبت به خانواده های دیگر بالاتر خواهد بود.
4 ) فقدان همسر به کاهش مقاومت در برابر بیماریها می انجامد.
«شلایفر » و همکاران (1983) دریافتند که در طول دوره داغدیدگی به طور قابل توجهی از میزان گلبولهای سفید خون افراد کاسته می شود و از این استدلال حمایت می کنند که بعد از مرگ همسر افت چشمگیری در سیستم ایمنی فرد روی می دهد. این رویداد موجب کاهش مقاومت در مقابل بیماری می شود. علاوه بر این، افت مصرف غذا و همچنین مختل شدن بهداشت شخصی فرد داغدیده، خطر بیماری را افزایش می دهد. این عوامل ممکن است میزان بالای مرگ و میر را در میان مردانی که قبلاً در پختن غذا و خرید کردن به زنانشان متکی بودند، بهتر تبیین نماید.
اما فراتر از همه عوامل مذکور، در هر دو جنس، علت روان شناختی مرگ همسر است که زمینه را برای مرگ فرد داغدیده فراهم می کند. همین علت، مرگ همسر را استرس زاتر از همه فقدان های دیگر می نماید. در یک زندگی سالم خانوادگی، همچنان که از بد. تولد به شکل پنهان در سیستم شناختی کودک این نکته درونی می شود که والدین او چند سالی زودتر از وی خواهند مرد، با همان ساز و کار این نگرش نیز در او درونی می شود که هر زوجینی نیز تقریباً با هم خواهند مرد.
پس از ازدواج، این نگرش قوت می گیرد و به باور تبدیل می شود. و به طور ناخودآگاه و بدون طرح آن در هشیاری با شروع زندگی به زوجین چنین القاء می شود که شروع همزمان پایانی همزمان خواهد داشت. مرگ همسر این باور ناخودآگاه درونی شده را به هشیاری تبدیل می کند و یک خبر واقعی ناخوشایندی را به ارمغان می آورد :
« او که زندگی را با تو شروع کرده بود و قرار بود با تو به پایان برساند به مقصد ناخوشایند رسید، تو نیز باید بالاجبار بار سفر بربندی ». هرچه از لحظه ازدواج به اواخر زندگی حرکت کنیم، به همان میزان این عامل آُیب رسانتر است، به عبارت ساده تر، مرگ همسر هرکس بهتر از هر رخداد دیگر زندگی او، مرگ خود را تداعی می کند، لذا تغییر شگرفی در زندگی او پدید می آورد و سازگاری مجدد مربوط به آن را مشکل می سازد.
از علل دیگر شدت تاثیر منفی همسر نسبت به فقدان های دیگر این است که این فقدان نسبت به فقدان های دیگر، سریعتر زندگی را از هم می پاشد. با مرگ فرزند یا پدر زندگی آنچنان آسیب نمی بیند که با مرگ همسر آنچنان آسیب می بیند.
یکی از نتایج بعدی داغدیدگی ناشی از مرگ همسر «واکنش سوگواری سالگردی »، گاهی اوقات چند سال بعد از فقدان، و دقیقاً در همان روزی که همسر مرده است به صورت علایم فیزیکی بیماری خاصی که سبب مرگ بوده است، اغلب به شکل تقلید استتاری به طور غیرمنتظره می تواند پیش آید. بعضی از این تقلیدها به وضوح واکنش های تبدیلی بوده و بعضی دیگر ارگانیک می باشند؛ از قبیل حمله های قلبی، عود دردهای موضعی و اختلال عمیق خلقی. سوگوگاری سالگردی که در موردش صحبت شد عبارت از زمانی است که فشار فیزیکی ناخودآگاه، علایم احساس همدردی را در افرادی که در گذشته مرگ یکی از عزیزانشان را بر اثر بیماری تجربه کرده اند، فعال می کند ( پالوک ، 1970). چنین واکنش هایی ممکن است در عمل به شکل عادی و طبیعی جلوه نمایند و تشخیص آنها فوق العاده مشکل باشد. از یک دید، سوگواری سالگردی و برقراری ارتباط خارج از زمان میان علایم، به فرد داغدیده کمک می کند که رویداد را بهتر ادراک کند و با شرایط جاری خویش بهتر سازگاری کند. همچنین ممکن است از بازگشت مجدد آن علایم در آینده جلوگیری کند.
این بحث را با یک واقعیت طنزگونه به پایان می برم. در فرهنگ خودمان در میان خانم ها این باور رایج است که آقایان نه تنها پس از مرگ همسرانشان استرسی را تحمل نمی کنند، بلکه شانس ازدواج مجدد را نیز به دست آورده، بلافاصله دست به کار می شوند. البته در ارتباط با آن تمثیل ها و مثل هایی نیز ساخته اند. اینکه، بعضی از مواقع این اتفاق صورت می گیرد غیرقابل انکار است، اما واقعیت امر این است که خود این اتفاقات نشان دهنده و تأیید کننده استرس زایی مرگ همسر است. در غالب موارد، این اقدام به عنوان یک واکنش جبرانی به کار گرفته می شود که هدفش کمک به سازگاری مجدد است و در نهایت به ندرت این اقدام منجر به سازگاری می گردد؛ در حالی که به کثرت مشکلی را بر مشکلات قبلی اضافه کرده و مرگ زودرس فرد داغدیده را زودرس تر می کند.
آغاز و مبداء خلقت انسان چیست؟
قرآن راجع به مبداء خلقت انسان می گوید :
«انا خلقنا الانسان من نطفه امشاج .... »
ما بشر را از نطفه آمیخته آفریدیم.
خداوند متعال در این آیه مبداء آفرینش بشر را از نطفه آمیخته زن و مرد معرفی می کند، چنانکه در بسیاری روایات «نطفه امشاج» به نطفه زن و مرد که با هم آمیزش یافته تفسیر شده است . پس طبق منطق این آیه، پدر و مادر – هر دو – سازنده جنین و کودک هستند، و مادر صرفاً مجرای وجودی کودک نیست، بلکه در ساختن نسل، سهمی برابر با پدر دارد و حتی در دوران جنینی، در ساختن نسل سالم، بیشتر سهیم است.
منطق علم نیز ناظر به همین نکته موجود در آیه می باشد، زیرا چنانکه در بابا «دوران جنینی کودک» خواهیم دید زندگی بیش از پیش از تولد شروع می شود، زمان باروری دو سلول نر و ماده به یک معنی، آغاز زندگی بشر است؛ برای اینکه هر موجود اعم از نبات و حیوان زندگانی را از یک سلول آغاز می کنند و زندگانی بشر نیز از یک تخم بارور شده بسیار ریز که درشتی آن در حدود سانتیمتر است، شروع می شود. و این تخم از اتحاد سلول نطفه ای مادر – که در تخمدان پرورش یافته – و سلول نطفه پدر – که در بیضه رشد کرده – تشکیل شده است، و در محیط محصوری که عبارت از رحم مادر است حمایت شده، و بدو، و چهار، و هشت، و شانزده، و سی و دو و ووو .... و همینطور تا میلیونها تقسیم می شود. پس مادر در این رهگذر مانند پدر و بلکه به یک معنی بیش از او در تکوین کودک سهیم است.
آراء پیشینیان درباره آغاز خلقت :
در این باره، ابن قیم می گوید : وقتی خدا خواست نسل آدم و حواء زیاد گردد، به هر دو الهام نمود با هم در آمیزند و چون مشیت پروردگار بر آن تعلق گرفت که نسخه انسانی از آدم ساخته شود، در جسد آدم حرارتی ایجاد کرد، و آنرا به هیجان آورد. و در نتیجه از تمام اجزاء جسد او رطوبتی به وجود آورد، و آنرا در بیضه جمع نمود. و حکمت اقتضاء نمود که نیرومندترین اسباب و انگیزه را برای خارج ساختن آن رطوبت از داخل و خارج فراهم آورد. لذا صورتی زیبا (حوا) را آفرید و آدم را بدان شائق ساخت، و کشش و تجاذبی میان ان دو برقرار کرد تا به آمیزش با هم تمایل پیدا کردند. سپس ابن قیم می گوید پدر و مادر هر دو سازنده کودک هستند؛ و مدعای خود را با برهان دینی و علمی اثبات می کند.
برهان دینی ابن قیم، روایت ام سلمه است : ام سلمه از پیغمبر اسلام راجع به نطفه زن سوال کرد پیغمبر به او پاسخ داد «تربت یداک فبم یشبهها ولدها»؟ : تهی دست گردی، پس چگونه فرزند به ما در شباهت پیدا می کند؟ و نیز در حدیث دیگری مردی از پیغمبر اسلام (ص) می پرسد که انسان از چه آفریده شده است؟ پیغمبر (ص) فرمود : «من کل یخلق : من نطفه الرجل و من نطفه المرئه» : از هر کدام آنها فرزند آفریده شده است : از نطفه مرد و از نطفه زن.
برهان علمی ابن قیم ، وی می گوید : همانطور که فرزند به پدر شباهت دارد به مادر نیز شبیه است، اگر مادر سهمی در تکوین فرزند نداشت به او شباهت پیدا نمی کرد. وی در تایید نظر خود اضافه می کند : که از نطفه مرد به تنائی فرزند به وجود نمی آید مادامیکه ماده دیگری از زن بدان آمیخته نگردد. و بدیهی است که منظور ابن قیم از ماده دیگر، عبارت از چیزی است که ما امروز آنرا تخمک می نامیم. این حقیقت به ما نشان می دهد که ابن قیم درست به واقع رسیده است. فلاسفه پیش از او و بعد از او راجع به تکوین جنین بحثها کرده اند :
دانشمندان هندی معتقد بودند که مادر، صرفاً مزرعه ای است که پدر بذر (نطفه) خود را – که شامل تمام اجزاء جنین است – در آن می کارد. و تصور می کردند که ماده منوی مرد، یک انسان ریزی است که اجزاء کامل انسانی در آن مخفی است و پدر سهم مهمتر و بیشتری در نقل عوامل ارثی و تولید نسل دارد. سپس آراء ، بر آن قرار گرفت که برای تخمک زن سهم بیشتر و مهمتری در وارثت و تولید نسل قائل شوند. وولف در برابر این آراء قیام کرد و گفت در تکوین جنین، پدر و مادر هر دو اشتراک دارند؛ چنانچه منطق قرآن و احادیث نیز این حقیقت را تایید می کند.
پس مطابق این رأی، پدر و مادر – هر دو – ناقل عوامل ارثی هستند و فرزندان از هر دو، صفات و خصوصیات را به ارث می برند. و برای توضیح این امر ناگزیریم شرحی راجع به قانون وراثت بنگاریم :
قانون وراثت :
همه ما شباهت جسمی میان افراد انسان و حیوان و پدر و مادر آنها و یا میان برخی افراد یک خانواده، مشاهده می کنیم. اگر چه این شباهت از نظر شدت و ضعف، مختلف است؛ و تنها منحصر در جهات جسمانی نیست، بلکه شباهتهای عقلانی و مزاجی نیز میان آنها دیده می شود.
حقیقت این است که این شباهت، مخصوص انسان و حیوان نیست. بلکه در گیاه و به عبارت عام تر : در تمام موجودات جاندار دیده می شود. و علم ثابت کرده است که نسل از اصل خود برخی خصوصیات را دریافت می دارد :
خصوصیاتی که این اصل را از انواع دیگر و یا از افراد نوع خود، ممتاز می سازد. و از خصوصیات پدیده های جاندار عالم، توالد و تناسل است؛ و توالد همواره همراه با نقل صفات از اصل به فرع می باشد.
تعریف وارثت :
وراثت عبارت از یک نیروی طبیعی است که به وسیله آن، صفات از اصل به نسل منتقل می شود؛ چه آنکه این صفات مخصوص این اصل باشد، و یا مشترک میان افراد نوع همین اصل. برخی دانشمندان، وراثت را اینگونه تعریف کرده اند :
The Comtinutiy From Generation of Certion Elements of germinal Organvazation .
و به عبارت روشنتر : وارثت عبارت از انتقال بسیاری از صفات جسمانی و روانی و مجموعه ای از حالات اخلاقی و عملی، از پدر و مادر و یا خویشاوندان، به نسلهای بعدی است. و همین امر سبب شباهت فرزندان به پدر و مادر و یا خویشاوندان می گردد. وراثت، شامل تمام عواملی می شود که در وقت انعقاد نطفه فرد، وجود داشته است. و محیط از عوامل خارجی به دست می آید. این عوامل بلافاصله پس از انعقاد نطفه، در آن اثر کرده و از این پس، رشد فرد، تابع محیط و وراثت می گردد.
تاریخ علم وراثت :
شاید در نظر بعضی، موضوع وراثت، علم نوینی باشد، که پیشینیان از آن آگاهی نداشتند. ولی این نظر به یک معنی صحیح نیست؛ زیرا در تورات آمده است که خداوند می گوید : وقتی من آدم را آفریدم جسد او را از چهار چیز ترکیب نمودم، سپس این چهار چیز را در فرزندان آدم قرار دادم که در اجساد آنها تا روز قیامت رشد می کند .
بشر موجودی کنجکاو و در صدد کشف مجهولات بوده، و می خواست از عوامل مخفی – که میان افراد امتیاز برقرار می سازد – آگاهی پیدا کند، می بینید فرزندی از پدر و مادری به وجود آمده، و در دامان آنها پرورش یافته، و به آنها و یا به یکی از خویشاوندان و نزدیکان، در صفات و طبایع و اخلاق و تمایلات، همانند و شبیه است. درصدد بود سر این شباهت را به دست آورد : و می دید این شباهت منحصر به ججهات جسمانی نبوده؛ بلکه از نظر اخلاق و سایر صفات نیز به آنها شبیه است.
بعلاوه، بشر مشاهده می کرد داین مشابهت کلیت ندارد؛ به این معنی : دو برادر و یا دو خواهر که از یک پدر و مادر به وجود آمده اند، و در یک محیط تربیت شده اند؛ معهذا یکی سفید پوست، و دیگری سبزه، یکی با نشاط و دیگری بی حال و کسل، یکی به ورزش و شکار علاقمند و دیگری به بحث و تفکر تمایل دارد. البته ممکن است محیط، گاهی این اختلاف را به وجود آورد. ولی تأثیر محیط، محدود است. باید ریشه این اختلاف را در نطفه (یعنی وراثت) جستجو کرد، که در نتیجه، این اختلاف را در صفات و خصوصیات پدید آورده است.
وراثت چگونه صورت می گیرد :
وراثت در اثر انتقال قسمتی از ماده منوی از والدین به فرزندان، صورت می گیرد. جنین معمولاً عوامل ارثی را از والدین خود دریافت می دارد. آنها نیز به نوبه خود این عوامل را از والدین خویش می گیرند، و جنین از دو سلول نر و ماده یا تخمک ساخته می شود. و در هر سلول، نخهای باریکی به نام کروموزوم . و این کروموزوم ها از نظر زیست شناسان، اجسام ریز و عصادی شکل می باشند که برخی دراز، و برخی کوتاه، دسته ای راست، و گروهی خمیده هستند. کروموزومها در هسته سلول یافت می شوند و بسیاری از دانشمندان موفق به شمارش آنها شده اند، و ثابت کرده اند که هسته هر یک از سلولهای بدن انسان، دارای 48 کروموزوم است. و سلول موش 40 و مگس 12 و نخود 14 و گوجه فرنگی 24 و زنبور 32 و ... می باشد و کروموزومها شامل گروه بسیاری از ژن ها است، که عامل اصلی وراثت هستند، و به قدری ریز می باشند که حتی با میکروسکوبهای قوی، قابل رویت نیستند.
پس از تلقیح، سلول بارور شده از راه تقسیم شروع به افزایش می نماید یعنی یک سلول به و ، و دو ، به چهار ، چهار به هشت، و همینگونه به طور تصاعدی تقسیم می گردد. و از همین طریق، رشد و نمو جنین آغاز می شود. معنی این مطلب آن است که خصوصیات وراثی از ناحیه پدر و مادر از طریق بارور شدن نطفه به دست می آید. و هر یک از پدر و مادر حامل استعدادهای وراثی هستند که از اصل خود دریافت کرده اند.
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 102 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه25
فهرست مطالب
بازاریابی به چه معناست؟
بسیاری از مردم، بازاریابی را به معنای فروش و تبلیغات درنظرمی گیرند. نسبت فروش و بازاریابی چیست؟
شما را پدر بازاریابی می نامند. نظر خودتان چیست؟
مدیریت بازاریابی چه وظایفی بر دوش دارد؟
شما تعبیربازاریابی نئاندرتالی را برای توصیف بازاریابی غیرواقعی به کار برده اید. چه خطاها و اشتباهاتی می تواند بازاریابی را از مسیر صحیح خود
گامهای بنیادین در فرایند بازاریابی کدام است؟
به آمیزه بازاریابی اشاره کردید. مفهوم و جایگاه این آمیزه در بازاریابی را توضیح دهید.
بخش بندی و تقسیم بازار به چه معناست؟
می توانید نمونه هایی از رویکرد تقسیم بندی بازار را
بیان کنید؟
معنای هدف گیری و جایگاه یابی در بازار چیست؟
به بازار هدف و بازاریابی هدف اشاره کردید. منظور از
بازار هدف چیست؟
جایگاه تحقیقات بازاریابی در فرایند بازاریابی کجاست؟
با معماران عصر دیجیتال
اندیشه های فیلیپ کاتلر
فیلیپ کاتلر (PHILIP KOTLER) در سال 1931 در شیکاگو متولد شد. لیسانس را از دانشگاه دی پل، فوق لیسانس را در رشته اقتصاد از دانشگاه شیکاگو، دکتری را در همان رشته از MIT و فوق دکتری ریاضی را از هاروارد و فوق دکتری علم و فناوری را از دانشگاه شیکاگو اخذ کرد. او از سال 1969 استاد رشته بازاریابی بین المللی دانشگاه نورث وسترن است. این دانشگاه از اولین مراکزی بود که در آن بازاریابی تدریس می شد. نام کاتلر با واژه بازاریابی عجین شده است. او را بی هیچ تردید پدر بازاریابی می خوانند.
از دهه 1970 که اندیشه بازاریابی پس از دو دهه دوران شکوفایی اقتصادی در غرب و همزمان با رکود ناشی از شوک نفتی و مسائل اقتصادی مطرح و به رسمیت شناخته شد، نام او بیش از دیگران در این زمینه به گوش خورده است. کارنامه پررنگ و بار او در زمینه بازاریابی منحصر به فرد است.
تألیف 34 کتاب و بیش از 100 مقاله که در مجلات معتبری نظیر مجله هاروارد بیزینس ریویو منتشر شده گواه مطلب است. کتـــــاب اصول بازاریابی او کتاب مرجع بی بدیل همه دانش پژوهان و پژوهشگران در این زمینه است. کتابهای او به بیش از 30 زبان دنیا ترجمه شده است. کاتلر به راستی بنیانگذار مدیریت نوین بازاریابی است و بیش از هر نویسنده یا متفکر دیگر درگسترش اهمیت بازاریابی و تغییر نگرش به آن از یک فعالت جنبی به فعالیت مهم و اصلی نقش ایفا کرده است. او مـــدرس، نویسنده و سخنران برجسته ای است که مسافرتهای بسیار به اروپا، آسیا و آمریکای جنوبی برای سخنرانی و مشاوره داشته و از دانشگاههای معتبر دنیا دکترای افتخاری دریافت داشته است. کاتلر سالهای متمادی مشاور شرکتهای بزرگی همچون AT&T, IBM ،جنرال الکتریک، فورد، موتورولا، مرک، بــانک آمریکا و... بوده و دانسته های خود را در زمینه برنامه ریزی و سازماندهی بین المللی بازاریابی به این شرکتها منتقل کرده است. او عضو هیئت مشورتی بنیاد دراکر، رئیس هیئت مدیره دانشکده بازاریابی موسسه علوم مدیریت و مدیرعامل انجمن بازاریابی آمریکا (IMR) است.