فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله زکریای راضی

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله زکریای راضی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

ابوبکر محمد پسر زکریای رازی فیلسوف و عالم طبیعی و شیمی دان و پزشک بزرگ ایران عالم اسلامی و ملقب به جالینوس المسلمین از مفاخر مشاهیر جهان و یکی از نوابغ روزگار قدیم است. تولد او در اوایل شعبان سال 251 هجری در ری اتفاق افتاد و در همین شهر به تحصیلات خود در فلسفه و ریاضیات و نجوم و ادبیات مبادرت کرد و بعید نیست که توجه او به تحصیل علم کیمیا نیز در ایام جوانی جلب شده باشد.
توجه و اشتغال وی به علم طب بعد از سنین جوانی و بنابر قول ابوریحان بیرونی پس از مطالعات و تجارب آن استاد در کیمیا جلب و عملی شده و نتیجه عارضه پی بوده که در چشم وی از تجارب کیمیا وی پدید آمده بود نوشته اند:
رازی در سی سالگی به بغداد رفت و چون بر بیمارستان مقتدر گذر کرد به طب دلبستگی یافت و به تحصیل این علم پرداخت و چون در آن چیره دست شد، به ری بازگشت و به خدمت منصوربن اسحاق حاکم ری در آمد و سرپرست بیمارستان ری شد. بعدها به بغداد رفت و ریاست بیمارستان مقتدر را بر عهده گرفت و شهرت وی در بغداد به جایی رسید که سابقه نداشت.
محل و تاریخ وفات محمد رازی به درستی مشخص نیست، بیرونی وفات او را در ماه شعبان سال 313 هجری نوشته و تعداد تألیف های وی را بیش از پنجاه و شش کتاب و رساله دانسته است.
از مهمترین آثار او یکی «الحاوی» است که به نظر از «قانون» ابن سینا مهمتر است. این کتاب چند قرن مورد مطالعه و مراجعه، بلکه تنها کتاب اصلی درسی طب به شمار می رفته است. الحاوی دائره المعارفی بوده که اکنون تمام آن در دست نیست.
محمد رازی این کتاب را به صورت یادداشتهای متعددی تهیه کرده بود و بعد از مرگ وی به دستور ابن عمید از روی یادداشتهای او کتاب را استنساخ و تنظیم کردند. مقدار زیادی از نتایج آزمایشها و مطالعات رازی در این کتاب جمع است.
اثر دیگر رازی «طب المنصوری» است که به نام منصور بن اسحاق حاکم ری تألیف و تنظیم شده است. طب المنصوری و برخی از رساله های طبی دیگر محمد رازی به زبان لاتینی ترجمه و چاپ شده و مورد استفاده اروپاییان بوده است.
کتاب «من لا یحضره الطبیب» اثر دیگر وی شامل دستورهای ساده برای معالجات گوناگون است. کتاب دیگر او «برء الساعه» است.
در علم کیمیا باید رازی را سرآمد دانشمندان اسلامی دانست. از کارهای مهم او که متکی به آزمایشهای متعدد بوده، کشف جوهر گوگرد (اسید سولفوریک) و الکل است.
محمد رازی کتابهای متعدد در کیمیا به رشته تحریر در آورده است که از آن جمله «کتاب الاکسیر» و «کتاب التدبیر» را باید نام برد.
این فیلسوف و پزشک نامی ایران علاوه بر علم وسیع کیمیا و پزشکی جهانگیر، در فلسفه نیز دارای تحقیقات عمیقی است که مورد توجه و اهمیت می باشد. از کتابها و آثار فلسفی او اکنون جز تعداد معدودی در دست نیست، ولی آن چه از فهرست بیرونی و سایر مأخذ بر می آید. وی کتابهای متعدد در کلیات مسایل طبیعی و منطقیات و ما بعدالطبیعیه داشته است و آنها عبارتند از کتابهای: سمع الکیان الهیولی الصغیر و الهیولی الکبیر. (ابن ندیم: کتاب الهیولی المطلقه و للجسم محرکا من ذاته طبعا – فی العاده – المدخل الی المنطق – کتاب البرهان – کیفیه الاستدلال – العلم الالهی علی رای سقراط العلم الالهی الکبیر فی الفلسفه القدیمه – رساله در انتقاد اهل اعتزال – قصیده الهیه – الحاصل فی العلم اللهی – الشکوک علی ابرقلس – ردنامه فرفوریس به انابون المصری – النفس الصغیر – النفس الکبیر – الطب الروحانی - فی السیره الغلسفیه – امارات الاقبال الدوله و چند رساله دیگر فلسفی که در رد بر مخالفان خود در مسئله قدم هیولی و لذت و معاد و ناقدان خود بر علم الهی ورد بر سیس ثنوی نگاشت.
کتاب دیگری نیز در رد نبوات و در نقض ادیان داشت به نام «فی النبوات» و شاید برای تکمیل اقوال خود در همین کتاب، کتاب معروف دیگر خود را به نام «حیل المتنبین» مشهور به «مخاریق الانبیاء » نگاشته بوده است.
محمد رازی علاوه بر تالیف های فلسفی، شروح و جوامعی هم از آثار متقدمین مانند ارسطو و افلاطون داشت. از افلاطیون رساله طیماوس را شرح کرد و از ارسطو جوامعی در منطق چون جوامع قاطیفوریاس و باری ارمینیاس و انالوطیقا ترتیب داد و نیز کتابی در منطق به روش و با اصطلاحات متکلمین اسلام تدوین کرد. دائره المعارف دانشمندان علم و صنعت درباره محمد بن زکریای رازی آمده است.
محمد رازی نه فقط در طب به تجربه دست می زد بلکه آزمایش را در کلیه مباحث علوم طبیعی ضروری می دانست. وی آزمایشهای شیمیایی خود را با چنان دقتی تشریح و توصیف کرده که امروزه هم هر شیمی دانی می تواند عیناً آن را مجددا به معرض آزمایش درآورد. رازی مواد شیمیایی را طبقه بندی کرد، در بابی وزن مخصوص تحقیقاتی به عمل آورد و به اکتشافات مهمی از قبیل اکتشاف الکل و اسید سولفوریک نایل آمد. وی نخستین کسی است که کلیه اشیای عالم را به سه طبقه حیوانات، نباتات، جامدات تقسیم کرده است.
مسعودی در کتاب التنبیه و الاشراف گفته است که: رازی در سال 310 هجری کتابی در سه مقاله راجع به فلسفه فیثاغوری نگاشت و بعید نیست این توجه به فلسفه فیثاغوری جدید نتیجه تعلم رازی نزد ابوزید بلخی بوده باشد که از شاگردان کندی و متوجه فلسفه فیثاغوری جدید بود.
محمد رازی در پایان عمر به سبب کثرت کار و مطالعه نابینا شد.

 

 

 


روز داروسازی، یاد آور درخشش علم طبابت در ایران
از اوایل قرن پنجم میلادی که تعصبات مذهبی در اروپا به اوج خود رسیده بود،‌ عده زیادی از پزشکان و داروسازان از اروپا طرد شدند، و ایران را بهترین پناهگاه دانستند و با مساعدت شاهپور اول به خدمت دانشگاه جندی شاپور درآمدند و بالاخره جندی شاپور به مرکز تجمع اندیشه های یونان، هند، آسیای غربی و ایران تبدیل شد و علم پزشکی و داروسازی در آن رونق چشم گیر یافت.
برای اولین بار رشته پزشکی از داروسازی تفکیک شد و نیز کتاب های داروسازی و طبی حکمای یونانی چون ارسطو، سقراط و جالینوس در این دانشگاه به فارسی ترجمه شد. در دانشگاه جندی شاپور تدریس را پزشکان ایرانی، یونانی،‌ سریانی و هندی به عهده داشتند و زبان رسمی این دانشگاه یونانی بود ولی داروسازی به زبان پارسی تدریس می شد. زیرا پزشکان ایرانی در امور داروسازی مهارت خاصی داشتند به طوری که اولین داروسازی در دنیا به دست شاپور بن سهل نوشته شد. در جندی شاپور بالاخره طبی به وجود آمد که حاصل دانش و تجربیات طب ایرانی، یونانی، هندی بود و طب ایرانی قبل از اسلام نام گرفت. این طب پایه و اساس طب «ابن سینا» است.

ظهور اسلام
پس از حمله اعراب در زمان خلافت عمر، جندی شاپور به تصرف ابوموسی اشعری در آمد اما بیمارستان جندی شاپور همچنان برقرار بود تا آن که منصور وانقی سر سلسله خلفای عباسی، جبرائیل بن بختیشوع و عده دیگری از حکما و دانشمندان جندی شاپور را به بغداد برد و با این اقدام (خلیفه عباسی) بغداد که در آن روز پایتخت کشورهای اسلامی بود، مرکز علم پزشکی شد و در زمان مامون قسمت عمده کتاب های علمی فارسی، سریانی و هندی به زبان عربی ترجمه شد. ترجمه کتب به زبان عربی زمینه را برای پیشرفت علمی سایر دول اسلامی فراهم آورد. در ایران نیز به محض آن که پادشاهان آل بویه،در 320 هجری قمری (922 ـ م) استقلال از دست رفته خود را باز یافتند، عضدالدوله پادشاه آن سلسله به بغداد آمد و با وجود خلیفه عباسی عملاً زمام امور ممالک اسلامی را به دست گرفت و به ترویج علم و تاسیس موسسات خیریه پرداخت. از آن جمله احداث نخستین بیمارستان به نام «بیمارستان عضدیه» در شهر بغداد بود و پس از آن با همت بزرگان ایران نه تنها در بغداد بلکه در بسیاری از شهرهای مهم ایران مانند نیشابور، بلخ، بخارا دانشکده و بیمارستان های مهم دایر شد که بخش داروسازی بیمارستان را «شرابخانه» می نامیدند و یکی از مهمترین بخش های بیمارستان به شمار می رفت و نیز سرپرست بخش داروسازی را «مهتر» می گفتند. بنابراین ایرانیان را باید پایه گذار تشکیلات صحیح داروسازی در بیمارستان دانست. یکی از مهمترین و معروفترین آنها بیمارستان و مدرسه نظامیه است که به همت وزیر لایق ایران، خواجه نظام الملک طوسی دایر شد. (نیمه اول قرن هفتم) که بزرگترین علمای آن روز در این مدارس تربیت یافتند. چنانکه شیخ سعدی به شاگردی در این مدرسه افتخار می کرد.

ابوبکر محمد بن زکریای رازی
«ابوبکر محمد بن زکریای رازی» از مفاخر دانشمندان ایران و جهان و کاشف الکل در 5 شهریور ماه سال 209 هجری شمسی در ری متولد شد. رازی هوشی سرشار و حافظه ای قوی در فراگیری علوم داشت و با اینکه از 40 سالگی بطور جدی به کسب علوم پرداخت در مد ت 20 سال به پیشرفتهای خارق العاده ای در علوم مختلف دست یافت. رازی کاشف بزرگ ایرانی دهها تألیف از خود به یادگار گذاشته است که از آن جمله به آثارش در «علوم پزشکی، ریاضیات، نجوم، الهیات و کیمیا» و دهها کتاب دیگر درباره موضوعات مختلف می توان اشاره کرد. «الحاوی» یکی از مهمترین کتاب های رازی است که شامل همه نظرات پزشکی قبل از خود اوست و به قول مورخان اروپایی بزرگترین دایره المعارف طبی به زبان عربی است اما عمر زکریای رازی مهلت نداد تا آن را به اتمام برساند. 412 صفحه از کتاب «الحاوی» درباره داروسازی است و نیز یکی از آثار ارزنده رازی کتابی است که در موزه آستان قدس موجود است. او در این کتاب شکل گیاهان دارویی را نیز ترسیم کرده است. رازی این نابغه علم شیمی و داروسازی علاوه بر تألیفات ارزشمند متعدد، بزرگترین نتیجه تحقیقات علمی خود یعنی «الکل» را که کشف آن کاری در خور ستایش و خدمتی ارزنده به جهان علم بود از خود به یادگار گذاشت. سالروز تولد زکریای رازی در ایران روز داروسازی نام گرفته است.
اطلاعات بیشتر...

فرقه اسماعیلیه، تولید کنندگان گیاهان دارویی
به موازات پیشرفت های چشمگیر در علوم داروگیاهی، مصارف آن در میان مردم نیز افزایش می یافت و تولید این نوع گیاهان شغل پردرآمدی برای تولید کنندگان محسوب می شد. به طوری که در اواخر قرن پنجم هجری، پیروان حسن صباح، در تولید و صدور گیاهان دارویی نقش فعال داشتند و بدین طریق بخش عمده ای از بودجه اداره کشور خود را تأمین می کردند. به اعتقاد برخی تاریخ نویسان اطلاق نام «حشیشیون» به معنی گیاه شناسان یا گیاهیون به پیروان حسن صباح، به همین مناسبت بوده است. ادوات ساخت داروهای گیاهی و تأسیس داروخانه در طی چهار قرن شکوفایی علم طب و داروسازی در ایران در اکثر شهرهای بزرگ چون بغداد، بلخ، بخارا و نیشابور، دانشکده و بیمارستان های بزرگی تأسیس شد که یکی از مهم ترین بخش های مراکز درمانی را «شرابخانه» یا داروخانه تشکیل می داد و سرپرست آن را «مهتر» می نامیدند. بدین سبب ایرانیان را ابداع کننده داروخانه یا داروسازی در بیمارستان ها می نامند. شیخ فریدالدین عطار یکی از حکماء و عرفای نامی ایران، مدت ها به این حرفه اشتغال داشت و موفق به ساخت انواع هاون، ظروف و ابزارهای داروسازی شد. وی توانست تحولات تازه ای در صنعت داروسازی و ترکیبات آن به ارمغان آورد.

 

 

 

سالروز تولد "زکریای رازی" شیمی‌دان و فیلسوف بزرگ جهان

فردا،پنجم شهریورماه سالروز تولد "ابوبکر محمد زکریای رازی" شیمی‌دان ، پزشک ، فیلسوف و عالم اسلامی است که ملقب به "جالینوس المسلمین " بود.
وی در سال ‪ ۲۰۹‬هجری شمسی در ری متولد شد.
رازی ، هوشی سرشار و حافظه‌ای قوی در فراگیری علوم داشت و با اینکه از ‪ ۴۰‬سالگی بطور جدی به کسب علوم پرداخت ، در مدت ‪ ۲۰‬سال به پیشرفتهای خارق‌العاده‌ای درعلوم مختلف دست یافت.
توجه و اشتغال وی به علم طب بعد از سنین جوانی و به‌قول ابوریحان بیرونی ، پس از مطالعات و تجارب آن استاد در کیمیا ، عملی شده بود.
"الحاوی"از مهمترین آثار زکریای رازی است،این کتاب هرچند که تکمیل نشده باقی ماند اما چند قرن مورد مطالعه قرار گرفت بطوری که مورخان اروپایی ، آن را بزرگترین دایره‌المعارف طبی به زبان عربی می‌دانند.
رازی این کتاب را به صورت یادداشتهای متعددی تهیه کرده بود و بعد از مرگ وی به دستور ابن عمید از روی یادداشتهای او کتاب را استنساخ و تنظیم کردند. بخش زیادی از نتایج آزمایشها و مطالعات رازی در این کتاب جمع است.
"طب المنصوری " از دیگر آثار رازی است که به نام منصور بن اسحاق حاکم ری تالیف و تنظیم شده‌است. طب المنصوری و برخی از رساله‌های طبی دیگر محمد رازی به زبان لاتین ترجمه و چاپ شده و مورد استفاده اروپاییان قرارگرفته است.
در علم کیمیا باید رازی را سرآمد دانشمندان اسلامی دانست.
از کارهای مهم او که متکی به آزمایشهای متعدد بوده، کشف جوهر گوگرد (اسید سولفوریک) و الکل است.
رازی کتابهای متعدد در کیمیا به رشته تحریر در آورده‌است که از آن جمله کتاب الاکسیر و کتاب التدبیر را باید نام برد.
این فیلسوف و پزشک نامی ایران علاوه بر علم وسیع کیمیاو پزشکی، در فلسفه نیز دارای تحقیقات عمیقی است که مورد توجه و اهمیت است.
رازی، نه فقط در طب ، تجربه کسب کرد بلکه آزمایش را در کلیه مباحث علوم طبیعی ضروری می‌دانست.
وی،آزمایشهای شیمیایی خود را باچنان دقتی تشریح وتوصیف کرده که امروزه هر شیمی دانی می‌تواند عینا آن را مجددا به معرض آزمایش درآورد.
رازی، مواد شیمیایی را طبقه‌بندی کرد و به اکتشافات مهمی از قبیل اکتشاف الکل و اسید سولفوریک نایل آمد.
وی، نخستین کسی است که‌کلیه اشیای عالم را به سه طبقه حیوانات، نباتات، جامدات تقسیم کرده‌است.
محل و تاریخ وفات محمد رازی به درستی مشخص نیست، ابوریحان بیرونی وفات وی را در ماه شعبان سال ‪ ۳۱۳‬هجری نوشته و تعداد تالیف‌های وی را بیش از ‪ ۵۶‬کتاب و رساله دانسته است.
پنجم شهریورماه به مناسبت سالروز تولد محمد زکریای رازی ، روز داروسازی در کشور نامگذاری شده‌است.

 


گفت‌وگو با مجید جعفری، کارگردان نمایش”زندگی زکریای رازی”
۸۴/۱۱/۱ - ۹:۵۷ - ایران تئاتر


نیلوفر رستمی:
”زندگی زکریای رازی”نوشته عبدالحی شماسی و کارگردانی مجید جعفری از جمله نمایش های شرکت کننده در بخش منتخب تولیدات ٨٤ است که در روز اول و دوم جشنواره بیست و چهارم در تالار وحدت به روی صحنه رفت. این نمایش قبل از جشنواره نیز در این تالار به روی صحنه بود. مجید جعفری قبل از این چندین نمایش سیاه بازی، تعزیه و نمایشنامه‌های کلاسیک جهان را کار کرده است. از تجربه‌های کارگردانی او می‌توان به نمایش‌های”آنک وصال”، ”صعود و سقوط مقاومت پذیر آرتو و اوئی”، ”آنتیگونه”، ”هملت” و... نام برد. در این نمایش میکائیل شهرستانی، صنم صالحی، مجید فروغی، اسماعیل بختیاری، رضا مختاری و ... بازی می‌کنند.
طی سال‌ها فعالیت نشان داده‌اید که به شاخه‌های متفاوت از تئاتر علاقه‌مندید، شما مدت‌ها نمایش سیاه بازی کار می‌کردید، بعد رفتید سراغ نمایش‌هایی مانند”خسیس”، ”هلمت” و”آنتیگونه” و حالا هم”زکریای رازی”. از این چندگانگی علاقه‌تان بگوئید.
سه کار سیاه بازی در سال‌های دور داشتم. سیاه بازی را بسیار دوست دارم چون نمایش سنتی ایرانی است و شگردهای جالب نمایشی را در بطن خود دارد که می‌توان از آن‌ها برای کارهای امروزی استفاده کرد. من حتی تعزیه هم کار کرده‌ام. معتقدم اگر سنت‌های نمایشی خود را بشناسیم، با تئاترهای جهان هم نمی‌توانیم به درستی برخورد کنیم. اگر من ایرانی تئاتر را با اجرای”هملت” شروع کنم، موفق نخواهم شد. من هیچ ابایی ندارم از گفتن این که اول سیاه بازی و تعزیه کار می‌کردم بعد رفتم سراغ”هملت” و”آنتیگونه” و”خسیس” و ... همان قدر هملت برایم مهم است که نمایش”بیا تا گل برافشانیم”، حتی شاید بیشتر از هملت. من وقتی نمایش”خسیس” را اجرا کردم به گمان خیلی‌ها خوب بود. خودم هم همین دریافت را داشتم. ای کاش جوان‌ها هم در مسیر تئاتری خود ابتدا با نمایش‌های سنتی خودمان آشنا می‌شدند و بعد می‌رفتند سراغ نمایش‌های بزرگ جهان.
چرا از بین اندیشمندان ایرانی”زکریای رازی” را انتخاب کردید؟ این شخصیت برایتان چه ویژگی‌هایی داشت؟
زندگی”زکریای رازی” و اصولاً شخصیت این اندیشمند دارای ویژگی‌های ایرانی ـ اسلامی است. یک هویت ملی و اسلامی را در بطن خود داشت که من دوست داشتم. یعنی”زکریای رازی” یک ایرانی مسلمان و معتقد به ایرانیت و مذهب اسلام بود. وقتی می‌گوید من زکریا اهل ری و نه بغداد هستم. همین را نشان می‌دهد. برایم خیلی مهم بود در دوره‌ای که هویت آدم‌ها گرفته شده و آدم‌ها شبیه طبل تو خالی هستند تلنگری به آن‌ها بزنم، منظورم این نیست که به گذشته برگردند اما می‌خواستم با نشان دادن گذشته‌شان کاری کنم که آن‌ها به هویت خودشان نزدیک‌تر شوند. در ضمن می‌خواستم بگویم اگر در جامعه نوابغی هستند باید به آن‌ها کمک کنیم نه این که آن‌ها را رها کنیم تا منجر به چیزی مانند فرار مغزها شود. زکریای رازی خدمات بسیاری به جامعه بشریت کرد. او طب بشر را با مطرح کردن مسئله کالبد شکافی متحول کرد یا با اختراع الکل تحول عظیمی را در صنعت شیمی ایجاد کرد. اما بزرگان جامعه او برای این کشفیات بزرگ ارزش قائل نشدند و خواستند که او برایشان کیمیا بسازد! در این نمایش می‌خواستم بگویم چرا راه را برای چنین آدم‌هایی مسدود می‌کنیم؟ همچنین می‌خواستم به جوانان این شخصیت بزرگ را معرفی کنم و در ضمن بگویم شما هم می‌توانید مثل زکریا باشید وقتی بسیار درخشان‌تر از او در سرنوشت آینده بشر نقش داشته باشید و ... من خیلی دوست داشتم که فرصت بیشتری برای اجرا پیدا می‌کردیم تا تماشاگران بیشتری با این اندیشه‌های قشنگ آشنا می‌شدند اما این اتفاق نیفتاد. کاش اگر در تهران امکان اجرای بیشتر آن نیست به شکل تور بتوانیم در شهرستان‌های مختلف این نمایش را اجرا کنیم تا آن‌ها هم با مضامین این نمایش آشنا شوند.
شما در عالم برزخ و به شیوه تداعی خاطرات آن چه بر زندگی”زکریای رازی” گذشته در زمانی حدود 2 ساعت و اندی روایت کردید. آیا امکان نداشت که روایت‌ها فشرده‌تر و در زمان اندک‌تری اجرا می‌شد؟ شما از کسل شدن تماشاگر به دلیل زمان زیاد نمایش هراس نداشتید؟
من چون هر روز سر تمرین و اجرا حضور داشتم چنین چیزی را حس نکردم اگر لازم می‌دیدم حتی حذف می‌کردم. نمایش با روشی خاص پیش می‌رفت که مطمئن بودم این اتفاق نمی‌افتد. ما برای هر تکه روایت شروع، پایان و اوج قائل شدیم که می‌توانست هر کدام یک نمایش کوتاه و مجزا از بقیه تکه‌ها باشد. ما مرتب تماشاگر را با زاویه جدیدی از زندگی زکریا آشنا می‌کردیم. این نگاه در نوشتن، اجرا و بازی رعایت شده بود. من با وجود آن که بارها نمایش را دیده بودم اما باز هم کششی که در نمایش بود من را برای دیدن دوباره‌اش ترغیب می‌کرد و احساس نمی‌کنم جای نمایش از ریتم افتاده باشد. با تماشاگرانی هم که صحبت کردم هیچ کدام نگفتند که خسته شده‌ایم بلکه می‌گفتند ما نفهمیدیم چطور 2 ساعت گذشت! واقعاً یک نفر هم چنین چیزی که شما می‌گویید را نگفت. البته در ابتدا اجرای نمایش سه ساعت طول می‌کشید که در تمرین‌ها به 2 ساعت و 10 دقیقه تبدیل شد. یعنی چیزی حدود 40 دقیقه از نمایش کم شده است. البته چیزی از محتوا کم نشد.
چیزهایی مانند باقلا و تکرار آن به طنز در طول نمایش و یا پادشاه شکم بزرگ و یا مردی که ادا و اطوارهای بامزه درمی‌آورد. ظاهراً از همه این‌ها برای جذاب‌تر کردن روایت نمایشی استفاده کردید. اما این‌ها چیزهایی است که ما بارها به آن‌ها خندیده‌ایم و دیگر ذهنمان با این چیزها آشناست. به این که بار دیگر تماشاگر به این موضوعات نخندد، فکر کرده بودید؟
من هر جایی که فکر می‌کنم خنده بی‌فایده است از آن استفاده نمی‌کنم. اصلاً قرار نیست که تماشاگر این نمایش بخندد، قرار است که گریه کند. فقط لحظات جذابی را ایجاد کرده‌ام تا تماشاگرانم را روی صندلی نگه دارم چون معتقدم بعضی وقت‌ها اگر مسائل تلخ و فلسفی و پیچیده با چاشنی‌های دیگر شیرین نشود، تماشاگر اصلاً راضی به شنیدن نمی‌شود، ارتباطش را با نمایش قطع می‌کند. به خصوص که ما برای قشر خاصی نمایش‌مان را اجرا نمی‌کردیم. تماشاگران ما از طبقات و فرهنگ‌های مختلفی بودند و باید به کمک ترفندهایی آن‌ها را تا آخر نمایش نگه می‌داشتیم. باید چاشنی حزن و خنده در کنار هم باشد تا تماشای نمایش را حزن‌انگیز نکند.
آیا از همان ابتدا برای دو بازیگر نقش اصلی”میکائیل شهرستانی و صنم صالحی” را در نظر داشتید و یا بعد مجبور به تغییر شدید؟
مسلماً بازیگری که برای نقش زکریا انتخاب می‌شد، باید غیر از چهره و فیزیک خاص، صدای خوشی داشت و دستی هم در نواختن ساز. برای شخصیت”روشنک” هم باید بازیگری با چهره و فیزیک خاص انتخاب می‌شد. بقیه بازیگران این نمایش را در ذهن داشتم و انتخابشان هم کار سختی نبود اما به سختی توانستیم دو بازیگر اصلی نمایش را انتخاب کنیم. خیلی‌ها گرفتار بودند. با میکائیل شهرستانی هم همین مشکل را داشتم چون همزمان در یک نمایش دیگر به نام”خرده جنایت‌های زن و شوهری” هم بازی داشت. در کل بازیگرانی که برای شخصیت زکریا در نظر گرفته می‌شدند، یکی ساز بلد نبود، یکی صدای خوبی نداشت و یکی همه این‌ها را داشت اما جای دیگری گرفتار بود. خلاصه انتخاب بازیگر برای این شخصیت بسیار سخت بود تا عاقبت شهرستانی‌ که به معیارهای من نزدیک‌تر بود، انتخاب شد.
شما از موسیقی زنده و حرکات موزون در اجرایتان استفاده کردید. علت این که فکر کردید باید نمایش”زندگی زکریای رازی” همراه با موسیقی و حرکات موزون باشد، چه بود؟
ببینید با حرکات موزون و موسیقی راحت‌تر و در زمان کوتاه‌تر می‌توانستم به آن چه که می‌خواهم، برسم. ما در فضای برزخ کار می‌کردیم، مرتب مرده‌ها می‌آمدند و می‌رفتند و به نظرم استفاده از این ابزار بسیار کارآمد می‌رسید. این را هم بگویم که من در تئاتر اصلاً مقوله‌هایی مانند حرکات موزون و رقص و آواز را نمی‌فهمم. به نظرم استفاده از این‌ها تئاتر را تبدیل به شو می‌کند. منظورم اصلاً ارزش‌گذاری نیست فقط دیگر نمی‌توان اسم تئاتر را بر آن گذاشت.
خودتان در بروشور نمایش از طراح حرکات موزون گفته بودید.
می‌دانم، دارم سعی می‌کنم که افکارم را روشن‌تر بیان کنم. به نظر من حرکات موزون و موسیقی و آواز زمانی در نمایش معنا پیدا می‌کند که در حقیقت کارگردان از این عناصر برای بیان افکار خودش استفاده کرده باشد. آن وقت نه تنها نادرست نیست بلکه جذاب است. شخصیت اصلی نمایش من، زکریا اهل ساز و آواز بوده پس حتماً باید در نمایش تکه‌ای از موسیقی هم نواخته شود و زکریا آوازی هم بخواند چون جزء لاینفک زندگیش بوده و من که زندگی او را روایت می‌کنم نباید از این چیزها غافل بمانم اما نمی‌خواستیم کنسرتی در نمایش‌مان داشته باشیم. استفاده از حرکات موزون در این نمایش هم به ما کمک می‌کند تا به فضای نمایش نزدیک شویم.
پس از اجرای”هملت” تا به حال 4 سال می‌گذرد چرا در طی این سال‌ها فعالیتی در تئاتر نداشتید؟
این قدر سر نمایش‌های”هملت” و”آنتیگونه” اذیت شدم که دیگر ترجیح دادم مدتی کار نکنم. خارج از تئاتر خودم را مشغول کردم. منظور از اذیت شدن پرداخت نکردن دستمزد به موقع بود. البته مسئولان تقصیری ندارند. برای اجرای این نمایش مسئولان تالار رودکی همیاری کردند اما مشکل ما دریافت به موقع دستمزدها است، آن هم با عوامل حرفه‌ای که در این نمایش حضور داشتند. من واقعاً نمی‌توانم از آن‌ها توقع داشته باشم که چند ماه از زندگیشان را فدای هنر کنند بدون پول. الان هم تصمیم دارم چند سالی کار تئاتر نکنم تا بتوانم ضررهایم را پرداخت کنم. می‌دانم که مرکز هم نمی‌تواند کمکی بکند چون یک میلیارد و اندی بدهکار است. من از آن‌ها هم توقعی ندارم. فضای فرهنگی ما به طور کل دچار بلبشو شده و دچار فقدان برنامه است و مسئلان رده بالا وقتی متوجه ضرورت این هنر نباشند ما مجبور به پرداخت تاوانش هستیم.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله23    صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله زکریای راضی

تحقیق در مورد زندگینامه حضرت زهرا (س)

اختصاصی از فی ژوو تحقیق در مورد زندگینامه حضرت زهرا (س) دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد زندگینامه حضرت زهرا (س)


تحقیق در مورد زندگینامه حضرت زهرا (س)

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه:7

 

 

 

 

 

دوران زندگی فاطمه زهرا ( ع) 
چگونگی ازدواج فاطمه ( ع ) و علی ( ع)
از شادی تا اندوه

مقدمه
بدون تردید در میان زنان و بانوان اسلامی  ، فاطمه زهرا ( ع ) محبوبترین چهره دینی ، علمی ، ادبی ، تقوایی و اخلاقی در میان مسلمانان و دیگر مردم جهان به شمار می رود . شخصیت فاطمه زهرا ( ع ) سیده نساء العالمین ( سرور زنان جهان ) اسوه و الگویی تام و تمام برای تمام زنان عاشق عفت و فضیلت است . در دامن پاک فاطمه زهرا ( ع ) بود که دو امام بزرگوار و دو شخصیت ممتاز عالم بشری ، حضرت امام حسن ( ع ) مظهر حلم و وقار و حضرت امام حسین ( ع ) سرور شهیدان تربیت یافتند ، و نیز زینب کبری ( ع ) حماسه مجسم و مجسمه شجاعت و نمونه یکتا در سخنوری و حق طلبی که پیام حسینی و حماسه عاشورا را در جهان اعلام کرد و نقاب شرک و ریا و پستی و دنیاپرستی را از چهره یزید و یزیدیان به یک سو زد . کیست که نداند که مادر در تربیت فرزندان بویژه دختران ، سهم بسیار زیادی  دارد ، و فاطمه زهرا ( ع ) بود که روح آموزش و پرورش اسلامی را در مهد عفت و کانون تقوای خانوادگی  به پسران و دختران خود آموخت . پدر و مادر : فاطمه یگانه دختر بازمانده پیغمبر ( ص ) از خدیجه کبری  می باشد . چه بگویم درباره پدری که پیغمبر خاتم و حبیب خدا و نجات دهنده بشر از گمراهی و سیه کاری بود ؟ چه بگویم درباره پدری که قلم را توان وصف کمالات اخلاقی  او نیست ؟ و فصیحان و بلیغان جهان در توصیف سجایای او عاجز مانده اند ؟ و اما مادرش خدیجه دختر خویلد از نیکوترین و عفیفترین زنان عرب قبل از اسلام و در دوره اسلامی نخستین زنی که به پیامبر اکرم ( ص ) ، شوهرش ، ایمان آورد و آن چه از مال دنیا در اختیار داشت - در راه پیشرفت اسلام - کریمانه بذل کرد . درجه وفاداری خدیجه ( ع ) نسبت به پیامبر ( ص ) را در بذل مال و جان و هستی اش ، تاریخ اسلام هرگز فراموش نخواهد کرد . همچنان که پیامبر اکرم نیز تا خدیجه زنده بود زنی دیگر نگرفت و پیوسته از فداکاریهای او یاد می کرد . از عایشه ، زوجه پیامبر ( ص ) ، نقل شده است که گفت : " احترام هیچ یک از زنان به پایه حرمت و عزت خدیجه نمی رسید . رسول الله ( ص ) پیوسته از او به نیکی یاد می کرد و به حدی او را محترم می شمرد که گویا زنی مانند خدیجه نبوده است " . عایشه سپس نقل می کند : روزی به پیغمبر ( ص ) گفتم : او بیوه زنی بیش نبوده است ، پیغمبر سخت برآشفت به طوری  که رگ پیشانی اش برآمد . سپس فرمود : به خدا سوگند بهتر از خدیجه کسی برای من نبود . روزی که همه مردم کافر و بت پرست بودند ، او به من ایمان آورد . روزی که همه مرا به جادوگری و دروغگویی  نسبت می دادند ، او مرا تصدیق کرد ، روزی که همه از من روی می گردانیدند ، خدیجه تمام اموال خود را در اختیار من گذاشت و آنها را در راه من بی دریغ خرج کرد . خداوند از او دختری به من بخشید که مظهر پاکی  و عفت و تقوا بود . عایشه سپس می گوید : به پیغمبر عرض کردم از این سخن نظر بدی  نداشتم و از گفته خود پشیمان شدم . باری ، فاطمه زهرا ( ع ) چنین مادری داشت و چنان پدری . گفته اند : خدیجه از پیغمبر ( ص ) هفت فرزند آورد : قاسم که کنیه ابو القاسم برای پیغمبر از همین فرزند پیدا شد . وی قبل از بعثت در دو سالگی درگذشت . عبد الله یا طیب که او هم قبل از بعثت فوت شد . طاهر ، که در آغاز بعثت متولد شد و بعد از بعثت درگذشت . زینب که به ازدواج ابو العاص درآمد . رقیه که ابتدا با عتبه و پس از آن با عثمان بن عفان ازدواج کرد و در سال دوم هجرت درگذشت . ام کلثوم که او نیز به ازدواج عثمان - پس از رقیه - درآمد و در سال چهارم هجرت درگذشت . هفتم فاطمه زهرا ( س ) که به ازدواج حضرت علی ( ع ) درآمد و سلاله پاک امامان بزرگوار ما ثمره این ازدواج پر شوکت و برکت است . ولادت فاطمه زهرا ( ع ) را روز بیستم جمادی  الثانی سال پنجم بعثت می دانند که در مکه اتفاق افتاد . بنابراین در هنگام هجرت ، سن آن بانوی یگانه نزدیک نه سال بوده است . نامها و لقبهایی که فاطمه ( ع ) دارد ، همه بازگوینده صفات و سجایای  ملکوتی اوست ، مانند : صدیقه طاهره ، زکیه ، زهرا ، سیدة النساء العالمین و خیر النساء و بتول ... . کنیه های آن حضرت : ام الحسن ، ام الحسنین ، ام الائمة ... . و شگفت تر از همه " ام ابیها " یعنی " مادر پدرش " می باشد که نشان دهنده علاقه بسیار زیاد فاطمه ( ع ) است به پدر بزرگوارش و این که با همه کمی سن از آغاز کودکی پناهگاه معنوی و تکیه گاه روحی - بعد از خداوند متعال - مانند خدیجه برای پدر بزرگوارش بوده است . لقب ام ابیها را پیغمبر ( ص ) به دختر عزیزش عنایت کرد . چون کلمه " ام " علاوه بر مادر ، به معنی اصل و منشأ هم به کار می رود و مانند " ام الخبائث " که به شراب ( سرچشمه همه زیانها و بدیها ) می گویند و " ام القری " که به مکه معظمه گفته می شد ، بنابراین ام ابیها به معنی  منشأ و اصل و مظهر نبوت و ولایت است ، و براستی زهرا ( س ) درخت سایه گستری بود که میوه های شیرین امامت و ولایت را به بار آورد
.


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد زندگینامه حضرت زهرا (س)

تحقیق در مورد خواب در قرآن و روایات اسلامی

اختصاصی از فی ژوو تحقیق در مورد خواب در قرآن و روایات اسلامی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد خواب در قرآن و روایات اسلامی


تحقیق در مورد خواب در قرآن و روایات اسلامی

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه42

 

فهرست مطالب

  بخش اول

«خواب در قرآن و روایات اسلامی»

پیامبر در مورد خواب می فرماید:

  • qتفاسیر خواب:
  • qتفسیر مادی
  • qتفسیر روحی

فلاسفة روحی خواب را به چند دسته تقسیم می کنند:

  • qخواب های حق
  • qروح چیست؟
  • qروح در معنی لغوی:
  • qموارد استعمال در قرآن:

مردم از قدیم الایام که نمی توان تارخش را مشخص کرد نسبت به رؤیا و خواب عنایت خاصی داشته اند و در هر قوم در هر منطقه و با هر ملیتی قوانین و موازین مختلفی برای خواب و تعبیر خواب بوده است. که با آنها خوابها را تعبیر می کرده اند و در مورد خیر و شرّ خواب ها به بحث می نشسته اند و با انجام مراسم خاص سعی در جلوگیری از وقوع و عملی شدن خوابهای بد و شیطانی داشته اند.

امروزه نیز علی رغم پیدایش مکاتب فلسفی که متافیزیک و روح را کاملاً‌ انکار می کنند دانشمندان و فلاسفه نمی توانند براحتی از این مسئله عبور کنند و بی تفاوت بمانند و همیشه دغدغة خاطر همه بوده است.

در متون مذهبی باقیمانده از مذاهب بسیار قدیمی به روح و ماوراء طبیعت بسیار توجه شده است و عالم متافیزیک بزرگتر و مهمتر از طبیعت ظاهری نشان داده شده است. از جمله در کتاب مقدس قرآن که کاملترین کتاب مذهبی است و در سوره های مختلف آن بصورت های گوناگون در مورد این امر مهم صحبت شده است و اعتنایی خاص شده است. چنانکه رؤیای حضرت ابراهیم (ع) را در مورد فرزندش آورده و می فرماید:

«بعد از آنکه با او به منی رسید (با حضرت اسماعیل) گفت ای پسر من در خواب دیدم که تو را زبح می کنم ببین تا نظرت در این باره چیست؟

گفت ای پدر بجای آر آنچه را که بدان مأمور شده ای … تا آنجا که … ما


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد خواب در قرآن و روایات اسلامی

دانلودمقاله روابط تجاری دوران صفوی

اختصاصی از فی ژوو دانلودمقاله روابط تجاری دوران صفوی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 
صفویان معمولاً راه حج را برای آنان باز می گذاشتند و از آنها استقبال هم می کردند.
مناسبات با همسایگان (ازبکان، عثمانیها و گورکانیان)
• صفویان با عثمانیها مناسباتی آمیخته به جنگ و صلح داشتند و معاهدات صلح آمیز متعددی میان طرفین منعقد گردید.
• صلح برای طرفین به دلیل گرفتاریهای متعددشان حائز اهمیت بود؛ به ویژه برای عثمانیها که مشغول مسائل بخش اروپایی خود و مبارزه برای توسعه ارضی بودند.
• بیشتر پژوهشگران مناسبات ایران و عثمانی را از دریچه تحولات مذهبی نگاه می کنند، حال اینکه در این دوره مذهب و منازعات مذهبی فقط یکی از عوامل تأثیر گذار در مناسبات خارجی بوده است.
مناسبات با همسایگان (ازبکان، عثمانیها و گورکانیان)
• مهم ترین برخورد ایران و عثمانی جنگ چالدران بود که شاه اسماعیل شکست خورد و تبریز، پایتخت صفویان، به تصرف عثمانی درآمد.
• سلطان سلیم مردم تبریز را اذیت نکرد و جنایتی مرتکب نشد بلکه از روی مروت و عدالت با مردم تبریز رفتار کرد و بزرگان و کدخدایان را اکرام داشت.
• بر اساس نخستین پیمان صلح که میان ایران و عثمانی در سال 962ق منعقد گردید و به معاهده صلح آماسیه معروف شد، آذربایجان غربی و بخشی از کردستان و بین النهرین و بخش شمالی گرجستان به دولت عثمانی واگذار گردید.
مناسبات با همسایگان (ازبکان، عثمانیها و گورکانیان)
• در مقابل، ارمنستان، اردهان، کارتیل، کاخت و آذربایجان شرقی به ایران تعلق گرفت.
• سرحدات مشخص گردید و مسلمانان، که از رفت و آمد سپاهیان دو طرف در عذاب بودند، راحت شدند.
• شاه عباس اول که وارث کشوری با اوضاع بحرانی شده بود چاره ای جز انعقاد معاهده صلح استانبول در سال 998ق و واگذای منطقی به عثمانی نداشت.
• بعدها او توانست با تجدید قوا و سامان دهی امور داخلی و تشکیل ارتش منظم این مناطق را از عثمانیها باز پس گیرد و در سال 16-1015ق موفق شد آخرین سرباز عثمانی را از سرزمین ایران، که طبق معاهده آماسیه مشخص شده بود، بیرون براند.
مناسبات با همسایگان (ازبکان، عثمانیها و گورکانیان)
• لذا شاه عباس این بار از موضع قدرت معاهده دوم استانبول را با عثمانیها امضا کرد و مناطقی را که قبلاً به آنها واگذار کرده بود، پس گرفت.
• در زمان شاه صفی الدین، عثمانیها بغداد را تصرف کردند و شاه صفی معاهده قصر شیرین (زهاب) را در سال 1049ق با عثمانیها منعقد کرد که طبق آن بغداد و بصره و بخشی از کردستان غربی به عثمانی واگذار شد و در مقابل آذربایجان شرقی و روانداز و ارمنستان و گرجستان به ایران داده شد.
• این عهدنامه آثار مهمی در تاریخ ایران دارد و نقطه عطفی در روابط ایران و عثمانی به شمار می رود؛ زیرا به موجب آن، تکلیف سرزمینهایی که موجب اختلاف دو کشور بود تعیین شد و صلح میان ایران و عثمانی به مدت یک قرن تأمین گردید.
مناسبات با همسایگان (ازبکان، عثمانیها و گورکانیان)
• این معاهده پس از سقوط دولت صفوی نقض گردید و عثمانیها غرب ایران را اشغال کردند.
• مناسبات ایران و عثمانی سراسر با دشمنی همراه نبوده و معاهدات دوستانه و رفت و آمدهای سفیران و بازرگانان به قلمرو یکدیگر کم نبوده است.
• عوامل دخیل در مناسبات ایران و عثمانی:
- عوامل سیاسی
- تحریکات مرزی قبایل
- مشخص نبودن سرحدات
- توسعه طلبیهای عثمانی
مناسبات با همسایگان (ازبکان، عثمانیها و گورکانیان)
• اختلاف صفویان با گورکانیان کمتر از اختلاف با ازبکان و عثمانیها بود؛ چون مرز مشترک آنها کمتر بود و صرف نظر از مسئله قندهار، که مورد نزاع بود، اختلاف منافع چندانی با هم نداشتند.
• صفویان با گورکانیان مناسبات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی فراوانی داشتند.
مناسبات با کشورهای اروپایی

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  11  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله روابط تجاری دوران صفوی

دانلودمقاله خلاصه ای از کودکی تا رحلت امام خمینی

اختصاصی از فی ژوو دانلودمقاله خلاصه ای از کودکی تا رحلت امام خمینی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


1: دوران کودکی تا رحلت
سید روح‌الله مصطفوی موسوی خمینی (۲۰ جمادی‌الثانی ۱۳۲۰ قمری - ۱۳ خرداد ۱۳۶۸ شمسی)، روحانی و مرجع تقلید شیعه ایرانی با مرتبه آیت‌الله رهبر انقلاب ۱۳۵۷/انقلاب اسلامی ایران.
نام پدرش آیت‌الله سید مصطفی موسوی و نام مادرش هاجر احمدی بود. وی در پنج ماهگی پدر خود را از دست داد و تحت سرپرستی مادر و عمه‌اش پرورش یافت.
گرچه سال ولادت وی طبق شناسنامه سال ۱۲۷۹ است، اما خود تصریح کرده‌است، که تاریخ صحیح آن ۳۰ شهریور ماه ۱۲۸۱ است.[نیاز به ذکر منبع] وی در ساعات پایانی روز ۱۳ خرداد ۱۳۶۸ در سن ۸۷ سالگی بر اثر بیماری سرطان از دنیا رفت.
فرزندان وی مصطفی، صدیقه، فریده، لطیفه، فهمیه، سعیده، و احمد هستند.
نسب شناسی
بر پایه خاطرات آیت الله پسندیده که در روزنامه شرق سال دوم - شماره۵۴۷ به تاریخ پنجشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۴ - - ۱۱ اوت 2005 مقدمه آن آورده شده است ایشان هندی زاده بوده اند این مطلب پیش تر در روزنامه اطلاعات دوران پهلوی نیز چاپ شده بود:
"براى مقدمه مى نگارم؛ با این که من سید مرتضى هندى سابق و پسندیده فعلى در نظر نداشتم و ندارم در عداد نویسندگان و یا گویندگان درآیم و در خودم صلاحیت و لیاقت مطلب نگارى را نیافته ام ولى بر حسب ضرورت و لزوم و شاید تکلیف الهى و شرعى موظف باشم مختصرى از نسب نامه خودم و بالاخص برادر کوچک و گرامم حضرت امام خمینى مرجع عالى قدر تقلید اکثریت قاطع تشیع و رهبر عالى مقام مسلمین ایران و ممالک و ملل اسلامى و مستضعفین دنیا را تا آنجا که در نظر دارم و تماس داشته و با ادله قطعیه و شواهد موجود دریافته ام یا با قرائن و شواهد و همچنین امارات برایم ظن حاصل شده با توجه به مشهودات هشتاد و چند ساله و معلومات خاص خودم از قباله ها و مهرنامه ها و نوشته هاى موجود و اطلاعات و گفتارهاى بزرگ ترهاى فامیل و اقوام که در حافظه ام مانده بدون تعریف و تمجید یا تنفیذ و تکذیب و یا اغراق و طرفدارى از اقوام و اقارب یا طرد و رد افراد ناموافق یعنى مخالفین و احیاناً دشمنان احتمالى و یا یقینى، از روى نهایت صحت و حقیقت براى ضبط در تاریخ بنویسم و خداوند را به شهادت مى طلبم که علاقه و دوستى با اشخاص و یا کدورت و نقار با افراد و جماعت در احوال من سال هاى سال است تأثیر خلاف گویى را زدوده و با موافق و مخالف جز راه راستى و عدل و حق و انصاف طریق دیگرى در پیش ندارم."

 


دوران کودکی و نوجوانی
روح‌الله به گفته خود در روز ۳۰ شهریـور ۱۲۸۱ هجری شمسی (بیستم جمادی الثانی ۱۳۲۰ (قمری)/۲۱ سپتامپر ۱۹۰۲ (میلادی)) در شهرستان خمین از توابع اراک ایران دیده به جهان گشود. وی کوچک‌ترین فرزند خانواده‌اش بود. او یک دو برادر و یک خواهر بزرگ‌تر داشت، که عبارت‌اند از مرتضی، نورالدین- که در نوجوانی فوت نمود- و آغازاده خانم.
شرایط تربیتی
پـدرش آیت الله سید مصطفی مـوسـوی از معاصریـن آیت الله العظمـی میرزای شیـرازی بود. سید مطصفی پـس از آنکه چنـد سال در نجف اشـرف علـوم و معارف اسلامـی را فـرا گرفته و به درجه اجتهـاد نایل آمـد، بـه ایـران بازگشت و در خمـیـن پناه مردم و مرجع آنان در امـور دینـی بـود. در حـالـی که بیـش از ۵ مـاه از ولادت روح‌الله نمی‌گذشت، خوانین خمین سید مصطفی را که با زورگویی آنان مبارزه می‌کرد، در مـسیر خمـیـن به اراک با گلوله کشتند. بستگان او بـراى اجراى حکـم قصاص به تهران (دار الحکـومه وقت) رهـسـپار شـدند و بر اجراى عـدالت اصـرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردد.[1]
وی دوران کـودکـی و نـوجـوانی را تحت سرپرستی مادرش «بانـو هاجر»، عمه‌اش «صاحبـه خانم» که بانـویی شجاع و حقجـو بـود و دایه‌اش «ننه خاور» سپری کرد. عمادالدین باقی درباره آنها می‌گوید:
«روح الله که آخرین و کوچک ترین فرزند بود، تحت تربیت عمه اش صاحب خانم قرار گرفت و گویا بارها خاطرات مربوط به زندگی و شهادت پدرش را از زبان او شنیده بود... ننه خاور دایه روح الله نیز از زنان نادر روزگار بود. او که در شیر دادن به روح الله به هاجر یاری می‌رساند، اسب سواری ماهر بود و حتی از روی اسب تیراندازی می‌کرد و به هدف می‌زد.»
روح‌الله در خانواده‌ای اهل علم و دین و نسبتاً متمول[نیاز به ذکر منبع] بزرگ شد. همچنین با توجه به جایگاه خانوادگی روح‌الله، وی از کودکی مورد توجه و احترام مردم خمین و کمره بود.[نیاز به ذکر منبع]
ر.ک. باقی، عمادالدین، کودکی امام، یادنامه روزنامه شرق، ۱۲ خرداد ۱۳۸۴
تحصیلات ابتدایی
در قرن سیزدهم خورشیدی در بیشتر مناطق ایران و از جمله خمین تقریباً مدرسه به شکل امروزی وجود نداشت و آن گروه از مردم که به تربیت و تحصیلات فرزندان خود اهمیت می‌دادند، آنها را به مکتب خانه می‌فرستادند، تا خواندن و نوشتن و قرآن و ادبیات فارسی بیاموزند. تبعاً روح‌الله نیز به مکتب فرستاده شد و نزد «ملا ابوالقاسم» به فراگیری «عم جز»، گلستان و بوستان سعدی و چند کتاب ادبی دیگر پرداخت.
پس از اتمام این دروس کسانی که می‌خواستند به تحصیل ادامه دهند، به اراک می‌رفتند. اما با توجه به وقوع جنگ جهانی اول و اوضاع آشفته کشور، دیگر امکان مسافرت به اراک برای نوجوانان وجود نداشت. لذا بزرگان خمین تصمیم گرفتند، مدرسه‌ای به سبک مدارس جدید ایجاد کنند. این مدرسه سه معلم داشت، که یکی مدیر بود و سر کلاس درس هم می‌رفت و یکی دیگر از آنها به نام میرزاعلی خان، معلم زبان فرانسه و یک فرد معمم نیز معلم زبان فارسی بود. «آقا شیخ فضل‌الله» عموی مادر روح‌الله نیز معلم شرعیات بود. روح‌الله نیز به این مدرسه رفت. علاوه بر آن خانواده وی که از وضع مالی خوبی برخوردار بودند، برایش معلم سرخانه گرفتند. نام این معلم «افتخارالعلما» بود و در غیاب او مادرش به شاگردان درس می‌داد. آیت الله پسندیده برادر بزرگ روح‌الله می‌گوید سواد مادرش بیشتر از خود افتخارالعلما بود و من نزد مادرش هیات، نجوم و حساب می‌خواندم. روح الله پس از آن که مقطع ابتدایی را نزد افتخارالعلما تمام کرد، درس مقدمات را نزد «محمدمهدی داعی» شروع کرد. «حاج میرزا نجفی» شوهر خواهر روح‌الله نیز منطق را به او تدریس کرد.
ر.ک. باقی، عمادالدین، کودکی امام، یادنامه روزنامه شرق، ۱۲ خرداد ۱۳۸۴
شرایط سیاسی و اجتماعی
شرایط اجتماعی و سیاسی ایران و خمین در سال‌های ۱۲۹۰ تا ۱۳۰۰ که هم‌زمان با نوجوانی روح‌الله بود، بسیار آشفته بود. حکومت مرکزی ضعیف شده بود و خوانین محلی قدرت یافته بودند و بر مردم بسیار ستم می‌کردند و پدر روح‌الله نیز قربانی همین خوانین شد. علاوه بر آن در جای جای کشور اشرار دستجات مختلفی تشکیل داده و به شهرها و آبادی‌ها حمله کرده و مردم را غارت می‌کردند. لذا مردم از کودکی و نوجوانی روحیه سلحشوری یافته، می‌آموختند که برای حفاظت از خود با اشرار و بیگانگان مبارزه کنند. امام خمینی خود درباره دوران کودکی و نوجوانی اش می‌گوید:
من از بچگی در جنگ بودم... ما مورد هجوم «زلقیها» بودیم، مورد[هجوم] «رجبعلیها» بودیم و خودمان تفنگ داشتیم و من در عین حال که تقریباً شاید اوایل بلوغم بود، بچه بودم، دور این سنگرهایی که بسته بودند در محل ما و اینها می‌خواستند هجوم کنند و غارت کنند، آنجا می‌رفتیم، سنگرها را سرکشی می‌کردیم... ما در همان محلی که بودیم یعنی خمین که بودیم، سنگربندی می‌کردیم. من هم تفنگ داشتم. منتها من بچه بودم به اندازه بچگی ام. بچه شانزده هفده ساله، ما تفنگ دستمان بود و تعلیم و تعلم هم می‌کردیم... ما سنگر می‌گرفتیم و با این اشراری که بودند و حمله می‌کردند و می‌خواستند بگیرند و چه کنند [مقابله می‌کردیم]. هرج و مرج بود... یک دفعه هم یک محله خمین را گرفتند و مردم با آنها معارضه کردند و تفنگ دست گرفتند. ما هم جزء آنها بودیم.»
روح‌الله سیزده سال داشت که جنگ جهانی اول آغاز شد و هرچند ایران اعلام بیطرفی کرده بود، لشکریان روسیه، انگلستان و عثمانی از شمال، جنوب و غرب وارد ایران شدند و کشور را مورد تاخت و تاز قرار دادند و وی شاهد بود، چگونه در نبود حکومت مقتدر مرکزی فوجی از سپاه روس در مسیر خود خمین را مورد تاخت و تاز قرار دادند.وی خود خاطره جنگ جهانی اول را به یاد می‌آورد. او می‌گوید::
«من هر دو جنگ بین المللی را یادم هست... من کوچک بودم لکن مدرسه می‌رفتم و سربازهای شوروی[روسیه تزاری] را در همان مرکزی که ما داشتیم، در خمین، من آنها را آنجا می‌دیدم. ما مورد تاخت و تاز واقع شدیم در جنگ بین المللی اول.»
[3]
روح‌الله پانزده سال داشت، که وبا در ایران شایع شد و عمه و سپس مادرش فوت کردند.
ر.ک. باقی، عمادالدین، جوانی امام، یادنامه روزنامه شرق، ۱۲ خرداد ۱۳۸۴
دوران جوانی و تحصیلات حوزوی

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   71 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله خلاصه ای از کودکی تا رحلت امام خمینی