فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

تحقیق در موردکاهش وزن به وسیله قرص های لاغری

اختصاصی از فی ژوو تحقیق در موردکاهش وزن به وسیله قرص های لاغری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در موردکاهش وزن به وسیله قرص های لاغری


تحقیق در موردکاهش وزن به وسیله قرص های لاغری

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه27

 

فهرست مطالب

 داروهای ضد اشتها چگونه عمل می کنند؟

 

آیا داروهای لاغری واقعاً مؤثرند؟

 

نحوه عمل داروهای جاذب چربی چگونه است؟

 

داروهای لا‌غری چه می‌کنند؟

 

زنیکال معروف‌ترین داروی لاغری

 

دارویی بنام مریدیا‌

 

در مصرف تنوایت دقت کنید

 

لاغری به هر قیمتی؟

 

زنادرین، ارزان اما مشکل‌ساز

 

قرص‌های‌ لاغری‌ و عوارض

 

 وزن به وسیله قرص های لاغری

 

مسأله قرص های لاغری که اکنون تبلیغات زیادی برای ترویج آن صورت می گیرد، سئوال بسیاری از افراد مبتلا به اضافه وزن و چاقی است. مطمئناً شما هم در سایت های دیگر یا حتی در داروخانه ها، با این قبیل داروها برخورد کرده اید و این سئوال برایتان مطرح شده که آیا واقعاً داروهای لاغری مؤثرند؟

 

درمورد اثرات این داروها اخبار ضد و نقیض بسیاری موجود است. سایت های تبلیغاتی، از اثرات مفید این داروها و کاهش وزن بدون تحمل گرسنگی صحبت می کنند ولی در سایت های پزشکی مطالب دیگری مشاهده می شود.

 

تحقیقات پزشکی و بررسی های آماری ِافرادی که دارو مصرف کرده اند نشان می دهد، این داروها یا بی اثر هستند  یا اثر آنها بسیار کوتاه مدت است و پس از قطع دارو، وزن شخص به حالت اولیه باز می گردد.

 

مصرف دارو باید همراه با رژیم لاغری ، و انجام فعالیت ورزشی باشد تا اثر آن ماندگار شود. در بسیاری از افراد عوارض جانبی مصرف دارو بروز می کند و گاهی آنقدر شدید است که می توان گفت، دارو

 

 


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در موردکاهش وزن به وسیله قرص های لاغری

دانلود مقاله راهنمای اجرکاری

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله راهنمای اجرکاری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

مقدمه
آجر به عنوان یکی از مصالح ساختمانی به دلیل مقاومت، ظاهر و ویژگیهای دیگر خود، کاربرد فراوانی یافته است. آجر نه تنها از نظر کاربرد در ساختمان منازل مسکونی و بناهای صنعتی به مقبولیت عام رسیده است بلکه از نظر معماری و امکانات زیبایی شناسانه ای که فراهم می‌آورد، قابل توجه است.
روشهای ساخت آجر در طی سال ها تغییرات عمده ای نکرده است. حتی خشت های خام دست ساز هنوز هم بطور محدود مورد استفاده قرار می‌گیرند. از نظر قدمت کاربرد، آجر دومین مصالح قدیمی ساخت و ساز پس از چوب است. استفاده از خشت خام، آن طور که از کتیبه های آجری زمان سارگون فرمانروای اکد و بنیانگذار امپراطوری کلده بر می‌آید به هزاران سال قبل از تاریخ مدون یعنی به 3800 سال قبل از میلاد مسیح می‌رسد.
انواع آجر
آجرها را، علی رغم اینکه از رس، ماسه و آهک یا بتن ساخته شده باشند، به طور کلی می‌توان به چهار گروه تقسیم کرد: آجرهای نما، آجرهای معمولی، آجرهای مهندسی و آجرهای نسوز.
آجرهای نما
این آجرها با تنوع بسیار در رنگ و بافت رویه و به صورتی بادوام و زیبا ساخته می‌شوند.
آجرهای معمولی
این آجرها عموما جهت دیوارکشی معمولی و بیشتر در مواردی که آجرکاری زیر سطح زمین قرار گرفته است یا روی آن اندود می‌شود به کار می‌روند. این آجرها نمای زیبایی ندارند، اما سخت و با دوام هستند. امروزه به جای استفاده از آجر معمولی برای دیوارهای جدا کننده داخلی و بر داخلی دیوارهای دو جداره بیشتر از بلوکهای ساختمانی سبک استفاده می‌شود.
آجرهای مهندسی
این آجرها فوق العاده سخت و متراکم هستند، تخلخل کمی دارند و به همین جهت آب کمی جذب می‌کنند. آجرهای مهندسی برای دیوارهایی در نظر گرفته می‌شوند که بار زیادی را باید تحمل کنند و یا در معرض آسیب یخ زدگی هستند.
آجرهای نسوز
این آجر از رس مخصوصی ساخته شده است که قابلیت تحمل حرارت بسیار زیاد را دارد.
دسته‌بندی آجر
آجر بر حسب مواد خام مورد استفاده در ساخت آن به انواع زیر تقسیم می‌شود:
آجر رسی، شیلی و شیستی:
آجر هم از پخت خشت خام رسمی و هم از پخت خشت تهیه شده از شیل و شیست، در دماهای حدود 1000 درجه سلسیوس بدست می‌آید.
آجر ماسه آهکی:
آجرهای ماسه آهکی از مخلوط ماسه سیلیسی یا سیلیکاتی (یا سنگ خرد شده یا مخلوطی از این دو) و آهک، در زیر فشار بخار آب و گرما تولید می‌شوند. خاکستر بادی، سرباره کوره آهنگدازی و به طور کلیف دیگر ضایعات صنعتی مناسب برای تهیه این نوع آجرها قابل استفاده می‌باشند. آجرهای ماسه آهکی معمولاً به صورت توپر و سوراخدار به ابعداد حدود آجر رسی یا مضاربی از آن ساخته شده و بر حسب مقاومت فشاری دسته‌بندی می‌شوند. آجر ماسه آهکی به رنگ خاکستری است و با افزودن مواد رنگی می‌توان انواع رنگی آن را نیز تولید کرد.
آجر بتنی
آجر ساختمانی بتنی، نوعی بلوک سیمانی توپر است که از سیمان پرتلند، سنگدانه‌های معدنی مناسب و آب تهیه می‌شود. برای بهره‌گیری از اثرهای ویژه، می‌توان مواد دیگری نیز به آن افزود.
ویژگی‌ها و الزامات کاربردی
آجرهای رسی، شیلی و شیستی باید ویژگی‌های زیر را داشته باشد:
• کاملاً پخته، یکنواخت و سخت بوده ، مقاومت فشاری، جذب آب و سایر مشخصات آنها بر حسب نوع باید مطابق با استاندارد ملی ایران شماره 7 باشد.
• وزن ویژه آجر مورد مصرف در اجزای باربر نباید از 7/1 و وزن قضایی آن از 3/1 گرم بر سانتیمتر مکعب کمتر شود.
• مصرف تکه آجر شامل سه قد، نیمه، چارک و کلوک در قسمت‌های درونی و پشت کار و نیز در مکان‌هایی که مصرف آجر درست مقدور نیست، مجاز است.
• مصرف آجرهای کهنه در صورتی که مطابق مشخصات بوده و کاملاً تمیز شده باشد مانعی ندارد، ولی بهتر است به همراه آجرهای نو و در پشت کار از آنها استفاده شود.
• مصرف آجرهای ترک‌دار، کج و معوج، گود و برجسته که انحنا، گودی و برجستگی آنها از 5 میلیمتر تجاوز نکند، مشروط بر اینکه تعداد آنها از 20 درصد کل آجرها بیشتر نشود، بلااشکال است.
• مصرف آجرهای نما که دارای آلوئک یا ترک جزئی باشد، تنها در پشت کار مجاز است.
آجرهای ماسه آهکی باید دارای ویژگی‌های زیر باشند:
• ظاهر آجر ماسه آهکی باید تمیز، یکنواخت و عاری از ترک و مواد خارجی باشد.
• حداقل مقاومت فشاری آنها 5/7 مگاپاسکال باشد.
• باید حداقل 15 دوره یخ زدن و آب شدن را تحمل کنند و پس از آزمایش یخبندان، کاهش نسبی مقاومت فشاری آنها کمتر از 20 درصد باشد.
• جذب آب آجر ماسه آهکی باید بین 8 تا 20 درصد وزنی باشد.

 


مراحل تولید
علی رغم تنوع آجرها و مقیاس تولید، چه در کارگاههایی با تولید کم ده هزار آجر در هفته و چه در کارخانه هایی با تولید انبوه ده میلیون آجر در هفته، فرایند تولید مشابه است. شکل نشان دهنده پنج مرحله اصلی در تولید آجر است.
آجرهای فشاری:
با فشردن رس و یا شیست رسی آماده به درون قالبهای فولادی با روشهای « نیمه خشک » و یا « خمیر سفت » ساخته می‌شوند. آجرهای تولید شده با این روشها شکل و اندازه منظم و نبشهای تیزی دارند و در سطوح راسته و کله کاملا صاف هستند، مگر اینکه سنگریزه داشته باشند و یا قبل از پخت به آنها نقش داده شده باشد.
آجرهایی را که با استفاده از شیوه ی « نیمه خشک » قالب گیری شده اند می‌توان از ظاهر دانه دار آنها در محل برش شناخت. شیوه قالب گیری « خمیر سفت » برای تولید آجر مهندسی به کار می‌رود.
آجرهای برشی توپر:
گل رس داخل مکعب ثابت فلزی با ابعاد تقریبی 112 225 میلیمتر تزریق می‌شود و پس از خروج از طرف دیگر در اثر فشردن به سیم آهنی نازک و محکمی به اندازه ارتفاع آجر بریده می‌شود. آجرهایی که به این طریق تولید می‌شوند خراشهایی در سطح تماس با ملات دارند. برای تولید آجرهایی با سطح زبر، بلافاصله بعد از خارج شدن بلوک رسی از قالب و قبل از برش آن، سطح یک راسته و دو طرف کله خراشیده می‌شود.
آجرهای برشی سوراخدار:
تقریبا مثل آجرهای توپر تولید می‌شوند. با این تفاوت که با تعبیه یک شانه آهنی در دهانه ماشین، چند ردیف سوراخ در طول بلوک رسی ایجاد می‌شود. این سوراخ ها باعث می‌شوند که روند خشک شدن یکنواخت تر شود و پخت آجرها در دمایی برابر 1000 تا 1100 درجه سلسیوس کاملتر و کاراتر صورت گیرد.
آجرنمای دستی: به صورت تکی و با دست قالب گیری می‌شود. برای سهولت جدا شدن خشت رسی از قالب ابتدا داخل قالب ماسه پاشی می‌شود و سپس گل رس آماده به داخل قالب ریخته می‌شود. بعد از بریدن مقدار اضافی گل، قالب برداشته می‌شود. ماسه پاشی داخل قالب سبب ناصافی هایی در سطح خشت می‌شود که مختص این نوع آجرنمای گرانقیمت و زیباست.
آجرهای ماشینی مشابه آجر دستی: با ماشینهایی تولید می‌شوند که گل رس را به داخل قالبهای ماسه پاشی شده شش یا هشت تایی با فشار تزریق می‌کنند. این عمل مکانیکی بسیار شبیه قالب گیری دستی است و سیمای ظاهری آجرهای تولید شده در این دو شیوه تقریبا یکسان است.
آجرهای قالب تر: روش تولیدی است که در آن به جای ماسه پاشی قالب، آن را مرطوب می‌کنند تا خشت خام به سهولت از قالب جدا شود.
آجرهای رویه ماسه ای: در این روش برای آنکه آجر خام راحت تر از قالب رها شود، هر بار قالب را ماسه پاشی می‌کنند.
قالب گیری
خاک رس بعد از مرطوب شدن به اندازه کافی گل نامیده می‌شود و آماده قالب گیری است.
رس آماده را می‌توان به اشکال متنوعی از خشت خام تبدیل کرد. روش و دستگاههای به کار گرفته شده در قالب گیری باعث ایجاد خصوصیات متمایزی در آجرهای پخته شده می‌شود.
خشک کردن خشت خام
بعد از قالب گیری، آجرهای خام باید به آرامی خشک شوند، تا انقباض یکنواخت و بدون ترک خوردن صورت گیرد. در کارخانه های بزرگ این عمل در گرمخانه و با استفاده از حرارت هوای برگشتی کوره آجرپزی که بین آجرهای خام دمیده می‌شود انجام می‌گیرد.
در کارگاههای کوچک آجرسازی هنوز هم از روشهای سنتی خشک کردن در هوای آزاد استفاده می‌شود. خشتهای خام در محفظه یا قفسه ای قرار داده می‌شوند که دارای پوششی است که آنها را از باد و باران محافظت می‌کند و جریان هوای اطراف خشتها آنها را خشک می‌کند.

 


روشهای پخت
به غیر از ذخایر رس چینی سفید خالص که در کورنوال یافت می‌شوند اکثر رگه های رس و شیست رسی ناخالصیهایی دارند که باعث می‌شوند پس از پخت، آجرها قرمز یا سیاه شوند. با تغییر حرارت کوره و یا افزودن ماسه و سایر مواد به سطح راسته و کله ی خشت خام می‌توان آجرهای تک رنگ و یا چند رنگ تولید کرد.
کوره توده ای
روشی قدیمی برای پخت آجرهای انبار شده است. در این روش عملا ساختاری برای کوره وجود ندارد. در مرحله ی اختلاط و قبل از قالب گیری پودر زغال سنگ به میزان تقریبا 5 درصد با رس مخلوط می‌شود.
خشت ها که تعدادشان متجاوز از یک میلیون است روی لایه ی ضخیم 400 میلیمتری پودر زغال سنگ چیده می‌شوند، و با سقف ساده ای از ورق آهنی موجدار روی آنها را می‌پوشانند تا مانع ایجاد اختلال باد و باران در فرایند پخت شود.
لایه ی زیرین سوخت با حفره های آشکاری در انتهای کوره مشتعل می‌شود و در طول چند هفته می‌سوزد. درصد کوچک خاکه زغال موجود در هر خشت به پیشروی محدوده آتش در طول توده ی خشت کمک می‌کند. بعضی از تولید کنندگان فرایند سوزاندن را با فواره های سوخت نفتی که از طرفین توده داخل می‌شوند تکمیل می‌کنند.
بعد از اتمام پخت توده ی آجر برچیده می‌شود و آجرها با بررسی ظاهری به انواع درجه یک و درجه دو بر اساس استحکام، رنگ و شکل طبقه بندی می‌شوند. آجرهایی که به اندازه کافی پخته نشده اند برای پوشاندن و حفاظت کوره بعدی به کار می‌روند.
کوره تناوبی
این کوره ها از یک اتاق بزرگ تولید تشکیل شده اند که ضخامت دیوار آنها تقریبا یک متر است تا از میزان اتلاف حرارت کاسته شود. پس از چیدن آجرهای خام، ورودی کوره به طور موقت با آجر و ملات آهک مسدود می‌شود.
حرارت کوره در یک دوره چهارده روزه پخت ابتدا به آهستگی بالا برده می‌شود تا به حداکثر 1100 درجه سلسیوس برسد و برای 7 تا 10 ساعت در این دما می‌ماند. قبل از تخلیه، آجرها در طول چند روز و به تدریج خنک می‌شوند تا از بروز ترک ناشی از تغییرات ناگهانی دما جلوگیری شود.
کوره هوفمان
این کوره در واقع مجموعه ای از حداقل بیست کوره تناوبی مجاور هم است که همگی یک دودکش بزرگ دارند. در هر اتاق حدود بیست هزار آجر خام قرار داده می‌شود. بین اتاقها صفحات مسدود کننده جریان هوا وجود دارد که برای انتقال آتش از اتاقی به اتاق دیگر می‌توان آن را باز کرد. چیدن خشت خام، گرم کردن و آتش دهی اتاق ها جداگانه و به طور متوالی انجام می‌گیرد. بنابراین، در حالی که در قسمتی از کوره خشت خام چیده می‌شود، در قسمت دیگر عملیات پخت صورت می‌گیرد و در همین زمان از اتاقهای دیگر کوره آجر تولید شده تخلیه می‌شود.
این نوع کوره برای تولید آجر فلتون به کار می‌رود.
کوره تونلی
برخلاف دیگر روشهای تولید که آجرها در مراحل خشک کردن، پخت، خنک شدن تغییر مکان نمی دهند. در کوره های تونلی آجرهای خام روی واگن هایی که روی ریلهای فولادی قرار گرفته اند در طول خط مستقیم حرکت می‌کنند.
منطقه ی آتش با حداکثر حرارت، تقریبا در وسط تونل قرار گرفته است و سوخت آن از سقف کوره پاشیده می‌شود. هر واگن بیش از دو هزار آجر حمل می‌کند و واگنها به صورت پیوسته به دنبال هم قطار شده اند و در طول تونل پیش رانده می‌شوند. واگنها بعد از سی ساعت از کوره خارج می‌شوند، در حالی که واگنهای دیگری پر از آجر خام از سمت دیگر تونل جای آنها را می‌گیرند. کوره های پیوسته به دلیل امکان کنترل دقیق حرارت با کامپیوتر و به خاطر کارایی بیشتر در اکثر کارخانه های جدید آجر نصب می‌شوند.

 

 

 

اندازه های استاندارد آجر
هدف همه تولید کنندگان آجر حفظ کردن حد مجاز ابعاد آجر است، اما رس ماده ای طبیعی است و تنوع در میزان جمع شدگی آجر در هنگام خنک شدن می‌تواند باعث تفاوت اندازه ی واقعی با اندازه ی استاندارد شود.
اندازه های متداول واقعی آجر در ایران mm 55 mm 110 mm 220 است.
مقاومت و میزان جذب آب آجر
منظور از مقاومت آجر،مقاومت فشاری سطح تخت آن بر حسب کیلو گرم بر سانتیمتر مربع ( ) یا پوند بر اینچ مربع ( Psi ) است. مقاومت فشاری و میزان جذب آب آجر تابع زمان گدازش آجر در کوره و حرارت داده شده به آن فرایند پخت است. مقاومت فشاری وقتی که ساخت دیوارهای باربر ساختمان های چند طبقه مد نظر باشد معیار اساسی و مهمی است. در موارد دیگر، مقاومت فشاری آجر همواره بیشتر از مقدار مورد لزوم برای کارهای عادی ساختمانی است.

اغلب آجرهای ساخته شده در امریکا مقاومت فشاری بین 200 تا 500 کیلوگرم بر سانتیمتر مربع دارند. مقاومت فشاری حدود 8% آجرها کمتر از حد پایین و مقاومت 25% اجرها بیشتر از حد بالاست. میزان جذب آب آجر برحسب درصد وزن کل بیان می‌شود و آن درصد افزایش وزن آجر پس از قرار گرفتن به مدت زمان معینی در داخل آب است.
ملات
ملات اساسا نوعی بتن است که می‌تواند کیفیت دوام بتن را همان گونه که در فصل مربوط به بتن در جلد اول آورده شد، دارا باشد. اصولا مصالح تشکیل دهنده ملات و بتن یکی است و تفاوت آنها در عامل کارایی است. چون ملات بر روی آجر کشیده می‌شود و آجر با دست در دیوار قرار داده می‌شود و این عملیات کندتر از بتن ریزی است، لذا ملات را باید طوری عمل آورد که زمان گیرش اولیه آن کاهش یابد. برای آنکه ضخامت مورد نظر بند فراهم آید ملات را ماله کشی می‌کنند. از طرف دیگر تعداد زیادی رج یا ردیف آجری روی ملات قرار می‌گیرد بدون آنکه تحت اثر وزن خود نشست یا افتی داشته باشد، از این رو ملات بایستی قابلیت آن را داشته باشد که شکل لازم را به خود بگیرد. این شرایط، ملات را از بتن متمایز می‌کند.
ابزار های کار
تعدا ابزارهای مورد نیاز یک بنای آجر کار چندان زیاد نیست و قیمت آنها ارزان است. ابزارهای اصلی بنایی در شکل نشان داده شده است. علاوه بر این ابزارها، برخی از بناها از یک کج بیل یا بیل دستی برای تهیه و حمل ملات، از گونیای بزرگ نجاری، ترازهای حبابدار و ابزار بند کشی در اندازه های متفاوت استفاده می‌کنند.
مهمترین مرحله ی آجر چینی، رج اول یا نخستین ردیف در شروع آجرکاری است. برای بالا بردن یک دیوار کاملا شاغولی با گوشه های درست و فواصل مساوی بندهای ملات، گوشه ها و اولین ردیف آجر از اهمیت اساسی برخوردارند.
هر دیوار آجری با دو گوشه از طرفین آن شروع می‌شود. فاصله ی بین گوشه ها بایستی به دقت اندازه گیری شود تا از واحد ده سانتیمتری تبعیت کند. نخستین رج آجر بر بستری از ملات روی شالوده بتنی چیده می‌شود. تراز حبابدار برای اطمینان از صد در صد افقی بودن رج نخست به کار برده می‌شود، چرا که این رج روی ردیف های بعدی آجرکاری تاثیر می‌گذارد.

 

 

 

آجرکاری در فضای آزاد
حصار کشی محوطه یا باغ، کف سازی، پله محوطه، دیوارها یا رمپ های حائل خاکریز و جاگلیها، نمونه هایی از آجرکاری در فضای آزاد هستند. این کاربرد های آجرکاری در زمره کارهای محوطه سازی دسته بندی می‌شوند.
آجر و ملات به کار رفته در این موارد بسیار بیشتر از دیوارهای دو جداره ی ساختمانهای مسکونی در معرض خطر یخ زدگی هستند.
انتخاب آجر برای کارهای فضای آزاد
احتمال یخ زدن آجرهایی که آب زیادی جذب می‌کنند، در حالت اشباع، در مقایسه با آجرهایی با قدرت مکش کم آب، بسیار بیشتر است. آجرهای مهندسی گروه A، به علت روش تولیدشان کمتر از 5/4% وزن خود آب جذب می‌کنند، بنابراین در وضعیت یخبندان آسیب نمی بینند.
کف فرش آجری
آجرهای فرش باید در برابر یخ زدگی مقاوم باشند، چون امکان خیس شدن آنها در طول سال زیاد است و در فصل زمستان در معرض یخ زدگی قرار دارند.
روش چیدن آجرهای فرش
دو روش برای چیدن آجرهای فرش وجود دارد:
1. آجرها روی یک دال بتنی که قبلا آماده شده است و با استفاده از ملات چیده می‌شوند.
2. روش دیگر که معمولتر و به خاطر حذف دال بتنی و ملات اقتصادی تر است، خشکه چینی است.
در این روش آجرها روی بستری از ماسه به ضخامت mm50 که با دقت صاف و با وسایل مکانیکی متراکم شده است، چیده می‌شوند. روی فرش آجری ماسه خشک ریخته و برس کشیده می‌شود تا شکافهای بین آجرها کاملا پر شود.
هنگام بارندگی، آب باران ابتدا به درز بین آجرها نفوذ می‌کند و سپس از طریق مصالح بلوکاژ دفع می‌شود. پیاده روها، پاسیوها و سطوح بزرگتر فرش آجری باید همیشه با شیب چیده شوند تا مانع از به وجود آمدن مانداب در فصل باران شود. ابتدا ممکن است، آب باران از طریق فرو رفتن در درزها و زهکشی دفع شود، ولی در اثر مرور زمان روی درزها با گرد و خاک و گل بسته می‌شود، بنابراین اجرای شیب برای جاری شدن آب باران لازم است ( شکل 11 – 5 ).
فرش آجری را می‌توان با طرحهای متنوعی اجرا کرد ( شکل 11 – 6 ). آجرهای فرش در ابعاد mm 100 mm 200 و mm 5/102 mm 215 استفاده می‌شود.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   21صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله راهنمای اجرکاری

دانلودمقاله توماس آلوا ادیسون

اختصاصی از فی ژوو دانلودمقاله توماس آلوا ادیسون دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

مخترع برجسته که بیشتر از 2500 اختراع را به ثبت رسانده است.در جوانی در میشیگان خبرنگار بود و سپس به انتشار نشریه پرداخت تا اینکه تلگراف را در 1874 اختراع کرد ودر سال 1886 ازمایشگاهی در منزل خود دایر نمود.میکروفون وگرام از اختراعات وی میباشد.ولی مهمترین اختراع او برق است اختراع دستگاه صداگزاری فیلم نیز ازآن اوست.ادیسون تا آخر عمر از ناشنوایی رنج میبرد

سابقهٔ سیستم روشنایی الکتریکی به اواسط قرن نوزدهم می‌رسد. در سال ۱۸۵۴ م. هاینریش گوبل نخستین لامپ برق را اختراع کرد که حدود چهارصد ساعت نور می‌داد اما آن را به نام خود به ثبت نرساند. پس از وی جیمز وودوارد، ویلیام سایر، متیو ایوانز (۱۸۷۵ م.) و جوزف سووان (۱۸۷۸ م.) مدل‌های دیگر چراغ‌های الکتریکی را ارائه کردند.

کمی پیش از آنکه ادیسون نیز وارد این عرصهٔ جدید شود، والیس صنعتگر امریکایی نوعی چراغ برق را روانهٔ بازارکرده بود که نمونه‌ای از آن به دست ادیسون رسید (۱۸۷۸ م.). دستگاه والیس تشکیل می‌شد از چارچوبی با یک حباب و دو میلهٔ فلزی متحرک که به هر کدام تکه ذغالی متصل بود .عبور جریان برق از میله‌ها باعث می‌شد که دو قطعه ذغال بسوزند و میانشان قوس الکتریکی بسیار درخشانی به رنگ آبی پدیدار ‌شود. این چراغ الکتریکی ابتدایی بازده پایینی داشت زیرا مصرف برق آن زیاد و عمر ذغال‌هایش کم بود. با این وجود، ادیسون که به اهمیت اختراع والیس پی‌برده بود، تصمیم گرفت آن را اصلاح کند و به جای ذغال مادهٔ مناسب تری بیابد که با برق کمتر مدت درازی روشنایی بدهد و به مرور زمان نسوزد و از بین نرود.

پس از یک سال تلاش بی‌وقفه و آزمایش صدها مادهٔ گوناگون، سرانجام ادیسون و همکارانش توانستند با خالی کردن هوای داخل حباب و استفاده از نخ معمولی کربونیزه (ذغالی‌شده) لامپی بسازند که تا چهل ساعت نور بدهد. این موفقیت اولیه موجب شد تا آنها با پشتکار بیشتری به تحقیقات خود ادامه دهند و زمانیکه موفق شدند عمر متوسط چراغ برق را به پانصد ساعت برسانند، ادیسون تشخیص داد که زمان مناسب برای نمایش آن فرا رسیده است.

او از روزنامه‌نگاران و صاحبان سرمایه دعوت کرد تا در شب ۳۱ دسامبر ۱۸۷۹ م. برای دیدن اختراع جدیدش به منلوپارک بیایند. به دستور او آزمایشگاه و اطراف آن را با صدها لامپ برق آراستند بطوریکه محوطهٔ منلوپارک و جادهٔ منتهی به آن غرق در نور شده بود. ادیسون میهمانان خود را با چیزی روبرو کرده بود که برایشان سابقه نداشت. منظرهٔ لامپ‌های نورانی بازدیدکنندگان را به شدت تحت تأثیر قرار داد؛ بطوریکه وقتی ادیسون نقشهٔ خود را برای تأسیس یک کارخانهٔ بزرگ الکتریسیته در نیویورک مطرح کرد پیشنهادش با استقبال گرم سرمایه‌داران حاضر روبرو شد.

عصر الکتریسیته

در ۲۷ ژانویه ۱۸۸۰ م. ادیسون تقاضانامهٔ دریافت امتیاز اختراع «لامپ روشنایی الکتریکی» را به ادارهٔ اختراعات امریکا تسلیم کرد اما با درخواستش موافقت نشد. کارشناسان سازمان معتقد بودند که طراحی و ساخت لامپ ادیسون بر مبنای مطالعات ویلیام سایر انجام شده است؛ بنابراین تنها امتیاز اختراع رشتهٔ ذغالی شده پرمقاومت (مادهٔ تولیدکنندهٔ نور لامپ‌) به ادیسون تعلق گرفت.

در ۱۳ فوریه ۱۸۸۰ م. وی به کشف یک پدیدهٔ مهم فیزیکی نائل آمد که اکنون به اثر ادیسون معروف است.

دو سال پس از نمایش عمومی لامپ الکتریکی، (۱۸۸۲ م.) ساختمان کارخانهٔ مرکزی تولید برق موسوم به «ایستگاه پرل استر ی‍ت» به پایان رسید و در چهارم سپتامبر همان سال نخستین سیستم توزیع نیروی الکتریسیته در جهان با قدرت ۱۱۰ ولت و ۵۹ مشتری در پایین محلهٔ منهتن به دست ادیسون افتتاح گردید.

چندی بعد ادیسون کوشید تا حق امتیاز لامپ برق را در انگلستان از آن خود کند و بر رقیبش جوزف سووان – که مستقل از ادیسون موفق به اختراع لامپ حرارتی ِرشته کربنی شده‌بود- پیروز شود اما پس از یک دعوای حقوقی بی‌حاصل، دو طرف با یکدیگر به توافق رسیدند و برای بهره‌مند شدن از منافع اختراعشان در بریتانیا شرکت «ادیسووان» را تأسیس کردند. این شرکت در سال ۱۸۹۲ م. جزئی از کمپانی بزرگ جنرال الکتریک (متعلق به ادیسون) گردید.

شیوهٔ ادیسون

همانطور که گفته شد، بیشتر اختراعات ادیسون حاصل تکمیل ایده‌های دیگران و کار دسته‌جمعی گروه بزرگی از تکنسین‌ها و کارمندانی بود که تحت نظارت او به تحقیق و آزمایش می‌پرداختند. لویس لاتیمر دستیار افریقایی-امریکایی ادیسون که در پروژهٔ چراغ الکتریکی نقش مهمی داشت، از جملهٔ این افراد است.اگر امروز کمتر نامی از کسانی مانند او به میان می‌آید، به این دلیل است که ادیسون غالبا همکاران خود را در افتخار و اعتبار اختراعاتش سهیم نمی‌کرد. با این همه شکی نیست که بدون قدرت سازماندهی و خصوصاً همت بلند ادیسون دست یافتن به این همه موفقیت ممکن نبود. نیکلا تسلا فیزیکدان بزرگ و یکی از همکاران ادیسون دربارهٔ روش او برای حل مسائل می‌نویسد: «اگر ادیسون می‌خواست سوزنی را در انبار کاهی پیدا کند، با پشتکارفراوان دانه به دانه رشته‌های کاه را کنار می‌زد تا بالاخره سوزن نمایان شود. بارها با تأسف شاهد بودم که چگونه بخش اعظم وقت و انرژی او صرف یافتن یک فرمول جزئی یا انجام دادن محاسبه‌ای کوچک می‌شد.» ادیسون خود نیز در این‌باره گفته‌است: «نوآوری عبارت است از یک درصد الهام روح و نود و نه درصد عرق ‌ریختن و تلاش کردن.»

تسلا دانشمندی شایسته و بهترین کارمند ادیسون بود. او ابتدا از طرف ادیسون مأمور شده بود تا راه‌های توسعهٔ سیستم‌های جریان مستقیم (DC) را بررسی کند اما چون پس از پایان کار ادیسون تعهدات مالی خود را زیر پا گذاشت تسلا تصمیم به ترک شرکت او گرفت. با پذیرش استعفای تسلا، ادیسون مرتکب اشتباه بزرگی شد چرا که چندی بعد تسلا با کشف جریان متناوب (AC) در برابر امپراتوری ادیسون و سیستم DC او قد علم کرد. او با حمایت جرج وستینگهاوس کارخانه‌دار معروف سامانه‌های چندفازی توزیع برق را برپایهٔ جریان AC تکامل بخشید که بسیار کارآمدتر از سیستم ادیسون بود. با وجود تبلیغات منفی جنرال الکتریک، جریان AC روز به روز رواج بیشتری یافت و سرانجام سلطه ادیسون را بر بازار صنایع الکتریکی درهم شکست.

سینما

در سال ۱۸۸۹م. یکی از کارمندان شرکت ادیسون به اسم ویلیام کندی لوری دیکسون نوعی دستگاه نمایش فیلم اختراع کرد که پنج سال بعد(۱۸۹۴م.) با نام تجاری کینه‌توسکوپ (متحرک نما) در نیویورک به معرض نمایش گذاشته شد. کینه‌توسکوپ دستگاهی بود که هرکس از سوراخ آن به درون می‌نگریست و دسته‌ای را می‌چرخاند، تصاویر متحرکی را مشاهده می‌کرد. این وسیله ابتدا به‌عنوان مکمل گرامافون و برای رونق بخشیدن به بازار آن طراحی شده بود وهدف آن بود که با افزودن امکان تماشای عکس متحرک، بر جذابیت گرامافون نزد خریداران افزوده شود.

با وجود اهمیت این اختراع، ادیسون یا دیکسون را نمی‌توان پایه‌گذار سینما دانست؛ کینه‌توسکوپ آنها بیشتر به ماشین «شهر فرنگ» شبیه بود و دریک زمان بیش از یک نفر نمی‌توانست از آن استفاده کند. چنین دستگاهی در عصر جدید که تودهٔ مردم به هیجان و سرگرمی‌های دسته‌جمعی نیاز داشتند چندان به کار نمی‌آمد. ایدهٔ بزرگ کردن تصاویر و بکارگیری پردهٔ نمایش هرگز به ذهن ادیسون نرسید چون همانطور که گفتیم از اختراع کینه‌توسکوپ مقصود دیگری داشت ولی حدود یک سال بعد لویی لومیر صنعتگر ثروتمند فرانسوی با ساختن دوربین فیلم‌برداری و پروژکتور و افتتاح اولین سالن سینما در گراند کافه پاریس (۲۸ دسامبر ۱۸۹۵م.) نخستین گام‌ها را برای علاقمند کردن مردم به این پدیدهٔ نو برداشت. پس از گذشت چند سال، سالن‌های نمایش فیلم در اروپا و امریکا آنقدر فراوان شده بود که ادیسون نیز چاره‌ای جز پیوستن به این جریان و کنار گذاشتن سینمای تک‌نفره‌اش ندید.

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  11  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله توماس آلوا ادیسون

دانلود مقاله مصونیت پارلمانی

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله مصونیت پارلمانی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

مقدمه:
مقدمتاً پیرامون موضوع مصونیت پارلمانی می بایست اصل مصونیت را مورد بررسی قرار داده اصولاً مصونیت یک وضعیت استثنائی و خاصی است که تحت شرایطی ضرورتشان احساس می گردد و این موضوع در طبیعت هم جریان دارد. که موجود تحت شرایطی از یک نوع مصونیت برای ادامه زندگی برخوردار می شود که هر چند جای بحث زیست شناسی در اینجانب نیست بطور مثال بعضی از موجودات در حین تولد و زمانی پس از آن از یک نوع مصونیت در مقابل بعضی از بیماریها برخوردار میگردند که در بقای آن موجود اثر فراوان دارد.
اما در بحث مصونیت ابتدا مجبوریم کمی راجع به حاکمیت و نشانی آن صحبت کنیم تا ضرورت مصونیت و چگونگی اعمال آن آشکار گردد پس ببینیم در حقوق ایران با توجه به نوع حاکمیت چگونه مصونیتی می بایست باشد و چگونه عمل می شود.
در مورد حاکمیت ابتدا در اصل پنجاه و ششم قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده است حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است. هیچکس نمی تواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملت این حق خداداد را از طریقی که در اصول بعد می آید اعمال می کند . مجموعاً علما و دانشمندان تعریفی که از حاکمیت می کنند آن را عبارت از قدرت برتر فرماندهی اعمال اراده ای فوق اراده های دیگر است هنگامی که گفته می شود دولت حاکم است بدین معنی است که در حوزه اقتدارش دارای نیرویی است خود جوش که از نیروی دیگری برنمی خیزد و قدرت دیگری که بتواند با او برابری کند وجود ندارد.
در مقابل اعمال اراده و اجرای اقتدارش مانعی را نمی پذیرد و از هیچ قدرت دیگری تبعیت نمی کند هر گونه صداقتی از اوست ولی صلاحیت او از نقش وجودی او برمی‌آید در مفهوم دولت کشور و حاکمیت توامانند یعنی بدون وجود حاکمیت دولت – کشور موجودات ندارد و بدون دولت کشور حاکمیت مطرح نیست. نفی یکی نفی دیگری را بدنبال می آورد.
قابل ذکر است در کشورهایی همچون ایران قدرت حاکمیت با قدرت دولت 2 مقوله جداگانه است یعنی تعریف فوق که از دانشمندان غربی میباشددر بسیاری موارد دولت بطور مستقل از حاکمیت جدا بود و هر وقت خواست حاکمیت اظهار قدرت نماید از دکتر محمد مصدق – دوران آقای خاتمی جدایی حاکمیت از دولت کاملاً محسوس است که این موضوع در پایان هم تأثیر خود را بجا گذاشته که در آینده بدان می پردازیم.

 

ریشه مفهوم حاکمیت و تحولات تاریخی آن
مفهوم حاکمیت در آغاز پیدایش، جوهره سیاسی داشت و مدتها بعد از آن تعبیر حقوقی شد.
در حقوق ایام باستان دو جنبه مشخص را در آن بطور واضح می توانیم دید: استقلال و انحصار. استقلال در برابر نیروها و دولتهای خارجی و انحصار قدرت در رابطه با گروهها و افراد داخلی.
یکی از حقوق دانان کلاسیک حاکمیت را اینطور تعریف می نماید ‹‹مردمی آزادند که زیر انقیاد قدرت مردمی دیگر نباشند.››
لکن ظهور مفهوم حاکمیت با کلیه ابعاد و وجوه امروزی متعلق به دوره ای است که در اثر سیر تحول اجتماعی جوامع نظام فئودالیه فرو می پاشد و قدرت فئودال از شکل پراکنده و پخش شده آن در شبکه پیچیده ای از روابط سیاسی، بسوی تمرکز و تجلی حکومت مرکزی حرکت می کند در نظام فئودالی هیچ واحد قدرتمندی نمی توانست در برابر واحد دیگر ادعای حاکمیت داشته باشد. چرا که ویژگی نظام فئودال ایجاب می کرد که قدرتمندان با ارتباط متقابل و سلسله مراتب زندگی کنند و در حقیقت دو قدرت با خصیصه فئودالی در جوامع سیاسی و وجود داشت یک قدرت امپراطور آنگاه قدرت کلیسایی در حقیقت دو قدرت لازم و ملزوم یکدیگر بودند نه دو قدرت کاملاً جداگانه که اهم صور حاکمیت در طول تاریخ غرب بویژه در جامعه فرانسه بقرار زیر است.

 

نظریه حاکمیت مطلق:
پادشاهان فرانسه سه هدف را توامان دنبال می کردند: طرد ادعاهای امپراطوری مقدس رمی – ژرمنی و تثبیت استقلال خود در برابر پاپ و سرانجام رفع موانعی که هنوز اربابان فئودال در برابر قدرت مستقیم شاه بوجود می آورند. برای تحقق اهداف سه گانه بالا می بایستی شرایط لازم اقتدار برای سلطان، از رهگذر توجیه و تبیین فلسفی و حقوقی فراهم می آمد و آن اقتدار برتر در داخل قلمرو سلطنت و اقتدار برابر در مقابل قدرت های خارجی بود حاکمیت با نیروی برتر به کسی تعلق داشت که نظر به هیچ نیروی خارجی تن در نمی داد و در برابر هیچ مقامی سر فرود نمی آورد ولی نسبت به رعایا و اعضای جامعه تحت تسلط خود اقتدار انجام هرگونه کاری را داشت.
حقوق الهی منشأ ماوراء الطبیعه ای حاکمیت مطلب، اقتدار سلطان را تضمین می کرد لذا نخستین نمود حاکمیت مطلق ، قدرت نامحدود و انحصاری پادشاه بموجب حقوق ازلی کلیه نیروهای دولت کشور را در اختیار داشت و اراده های داخلی و خارجی نمی توانست در برابر ارادة او مقاومت کند.
لویی پانزدهم پادشاه فرانسه در سال 1770 در بیانیه ای چنین اعلاممی کرد اقتداری که پادشاهان دارند به نمایندگی از سوی باریتعالی است بر قدرت ، خداست نه مردم پس پادشاهان در برابر خداوند مسئول قدرتی هستند که به آنها عطا کرده است.

 

نظریه حاکمیت مردم
نخستین بار از آغاز قرن وسطی بوسیله اندیشمندان کاتولیک نظریه سن توماداکن و پیروانش عنوان شد سپس در فواخنای تاریخ و زمان توسط مخالفان نظام سلطنتی توسعه گرفت.
بلارمن الهی دان کاتولیک در قرن هفدهم با تکیه بر اصل تساوی انسانها می گفت : دلیلی وجود ندارد که در انبوه انسانهای برابر ، یکی بر دیگران تسلط داشته باشد : پس قدرت متعلق به همه است.
در این سیاق فکری ، با تکیه بر اصل دمکراسی مطلق توده های شهروندان بمثابه سرچشمه و مرکز قدرت شناخته شده اند . ‹‹ مردم›› عبارتند از جمع افراد تشکیل دهنده جامعه. هر یک از شهروندان ،‌ دارای حق اساسی مشارکت برای صورتبندی اراده حاکم است . حاکم یعنی حاصل جمع افرادی که هیات اجتماع را تشکیل می دهند. پس هر فرد مبلغی از این قدرت حاکم را به تناسب تعداد اعضای جامعه دارا است . نتیجه آنکه ، حقوق مجموعه قواعدی است که پاسخگوی نیازهای اکثریت باشند. قانون خصلت فراگیری وکلی و همیشگی ندارد بلکه وسیله فرامانروائی حاکم در راه ارضای منافع فوری اکثریت به شمار می آید . این همان نظریه ای است که به «حاکمیت تقسیم شده» نیز شهرت یافته است . با آنکه دکترین حاکمیت مردم، از لحاظ سازمانبندی دستگاههای حاکم شکل حکومت، نحوه گزینش و ارتباط بین قوای مملکت ، اصول و قواعد و هنجارهایی بوجود می آورد که نتیجه منطقی اینگونه طرز تلقی است معذلک ، به آن معنی نیست که یکسره حاکمیت مطلق را نفی کند بلکه قائل به جابجایی آن است . دارنده سرچشمه حاکمیت ، حتی بصورت مطلق آن بجای آنکه شهریار یا دستگاه دولتی باشد ، هیات جامعه ای است ، مرکب از افراد عضو.

 

نظریه حاکمیت ملی
این نظریه بین سالهای 1789تا 1791 توسط مجالس مؤسسان انقلابی فرانسه ابداع شد. نخستین عکس آن در ماده 3 اعلامیه حقوق بشر و شهروند سال 1789 است که به عنوان اساس نوین حاکمیت ملی، بشرح زیر اعلام گردید :«ریشه هر گونه حاکمیتی اساساً در ملت قرار دارد ، هیچ هیأت یا فردی نمی تواند اقتداری را که ناشی از ملت نباشد ، اعمال کند » . لذا حاکمیت که عبارت از مجموع قدرتهای دولت-کشور است ، متعلق به کلیتی است بنام ملت. ملت شخصیت حقوقی و متمایز از کسانی است که آن را تشکیل می دهند.
موجودی واقعی است متفاوت از افراد گروهها و طبقات ، انتزاعی است از جمعیت ساکن در قلمرو یک دولت - کشور که حاکمیت از آن اوست و توسط نمایندگان او اعمال میگردد.
اندیشه اولیه وضع کنندگان این نظریه ، خلع پادشاه از قدرت مطلقه فرمانروائی و اعطای آن ملت بود ، تا موافق اصول قانون اساسی بوسیله دستگاههای حکومتی اعمال شود و سلطنت مشروطه و آزادمنش بجای سلطنت مطلق بنشیند.
در قانون اساسی سال 1791 ویژگی حاکمیت ملی بطریق زیر بیان گردید : «حاکمیت ، واحد ، بخش ناپذیر و غیر قابل انتقال است و به ملت تعلق دارد . هیچ بخشی از مردم و هیچکدام از افراد ، نمی تواند اعمال آن رابخود اختصاص دهد».

 

ماهیت واقعی حاکمیت در حقوق
با عنایت به سیر تاریخی مفهوم حاکمیت و بروات های گوناگون به نتایج زیر می رسیم.
1- قدرتی است حقوقی. یعنی تجلی زور و نیروی خالص نیست، بلکه در قالب نظم حقوقی جامعه و از درون آن برآمده است.
2- منشأ و مبدأ است . از اوست که نظم حقوقی زائیده می شود ، یا بهتر بگوییم اصل و مادر صلاحیت هاست که از سرچشمه آن قواعد و مقررات می جوشد و بدیگران تحمیل می شود.
3- نامشروط است . زیرا مسبوق به هنجارهای خارجی یا هرگونه پیش هنجار دیگر نیست.
4- برتر است. یعنی همه هنجارها در درجه دانی و بعدی وی واقع می شود. بزمان دیگر ، قدرتی بالاتر از آن وجود ندارد.

 

منشأ قدرت
قدرت قاعدتاً بر دوگونه عامل استوار است.
1- اجبار
2- اعتقاد
قدرت و اجبار
اشکال گوناگون اجبار
الف- فشار اجتماعی
ب- الزام مادی
ج – تبلیغات (یا الزام از راه اقناع)
الف- فشار اجتماعی

 

نظریه حاکمیت زیر بنای اعتقاد به قدرت
نظریه حاکمیت الهی، کهن ترین اعتقاد در باب سرچشمه قدرت ، منشأ ماوراء الطبیعه ای آن است . بوسوئه در سیاست برآمده از کتاب مقدس، از آن به دفاع برخاسته است. بر این مأخذ، قدرت فرمانروایان ، منبعث از خالق و آفریننده جهان هستی است و اراده ذات پروردگار در سپردن کار فرمانروائی و سرچشمه قدرت به فرد یا گروه یا طبقه ویژه ای مدخلیت دارد. این همان نظریه ای است که در چهارچوب حقوق الهی، بعنوان حاکمیت تئوکراتیک مشهور شده است که بصورت 3 شکل ظهور پیدا می کند.

 

الف- شکل انسان خدائی
در این برداشت ، فرمانروا ، ادعای ماهیتی الهی دارد. تا سرنوشت خلایق بدست گیرند و حیات و ممات آنها را در دید قدرت خودگیرد و آنان را طبق میل و دلخوا خود هدایت کند.
این گونه فرمانروایان ، از سوی خدا نیامده اند ، بلکه خود، خداگونه، تجسد یافته و مادیت پذیرفته اند و مستقیماً سر رشته فرمانروائی و قدرت را بدست می گیرند .

 

شکل رسالت
انبیاء از سوی خداوند مأموریت دارند که قواعد و نظامات الهی را به افراد بشر منتقل کنند و گمراهان و مشرکان وکافران را به راه حق و راستی و صلاح و سعادت دنیایی و عقبائی راهنمایی نمایند.
البته لازم به توضیح است که در بیشتر موارد ، انبیاء حکومت نمی کنند بلکه حامل پیام الهی و احکام زوال ناپذیر و مقدس هستند لکن از زمان نضج مسیحیت و قوام گرفتن سازمانهای کلیسایی و روحانی و دیانت حضرت عیسی ، در اجرای دکترین حاکمیت الهی تغییراتی داده شده است. حکام و پادشاهان که عملا زمام امور دولت - کشور را بدست دارند ، برگزیده خداوند . ذات باری از طریق روحانیت ، قدرت و شوکت کافی به آنان عطا میکند تا بتوانند سلطنت و حکومت کند، چنانکه تاج پادشاهی توسط رئیس کلیسا (پاپ) یا نماینده او بر سر پادشاه گذاشته می شود تا امور این جهان را طبق اراده خداوند و مشی دین تمشیت دهد.
نظیر این طرز تفکر را در ممالک دیگر نیز می توان یافت. مثلاً پادشاهان ساسانی نیز با داشتن فره ایزدی ، از موبدان موبد ، حلقه پادشاهی را دریافت می کنند.

 

ج-مشیت الهی
از حدود قرون وسطی ، این اندیشه بال و پر می گیرد که فرمانروایان به مقتضای نسبت ذات واجب الوجود و قضا و قدر در رأس کارها قرار می گیرند. پروردگار عالم آنها را مستقیماً تعیین نمی کند بلکه چون کلیه قدرت ها از آن خداست، سرنوشت انسانها و حکومت بر آنها را در اختیار فرد یا افراد خاصی قرار می دهد . مثلاً حکومت های متمرکز، اقتدارگرا، موروثی و مطلق بنحوی ، خود را به حاکمیت ماوراء الطبیعت وابسته کرده اند لکن ، نظریه مشیت الهی ، به آسانی می تواند ، حتی با اقسام و انواع حکومت های انتخابی یعنی گزینش فرمانروایان بوسیله فرمانبران باشد و لذا همانگونه که دمکوراسیهای مسیحی در اروپا، منادیان این نظریه هستند.
مردم سالاری و حاکمیت الهی با یکدیگر سازگار خواهند بود.

 

حاکمیت مردم
حاکمیت مردم ، در قرن هیجدهم برجستگی فراوانی یافت و حول این محور دور می زد که همه افراد بشر هم از لحاظ ناموس خلقت و هم از جهت حقوق فردی با هم برابرند و لذا دلیلی وجود ندارد که در میان مردم برابر و مساوی ، یکی بی جهت بر دیگران مسلط باشد و بر آنها حکم راند. پس قدرت تعلق به همه افراد است که حاصل آن حکومت اکثریت بر اقلیت شد که این نوع نگرش هم می توانست آثار سوئی بوجود آورد که به نوعی دیکتاتوری اکثریت بر اقلیت گردد . برای جلوگیری از خطرات مفهوم حاکمیت مردم ، حاکمیت ملی بر اساس بعد تاریخی خود پایه گذاری شده و قرار شد مستداو م مستمر باشد . این نوع حاکمیت دارای مصالح و اصولی است که فراتر از اراده قطعی مردم است و هر جا با آن در تعارض افتد، موجودیت و عافیت ملت بر آراء‌ مردم نیز ارجحیت خواهد داشت.
حال که شمه ای حاکمیت و انواع آن بیان نمودیم هر چند کافی نیست، ولی لازم بود چون تا حاکمیت ها و چگونگی تولد و رشد و دگرگونی آنها تا حدی نمایان نگردد بحث پیرامون مصونیت های بی مورد خواهد بود. هر چند این مطالب خیلی هم طول دراز شود ولی سعی نمودیم بحث حاکمیت را کوتاه کنیم که بتوانیم بین حاکمیتی که مطرح شد و با مصونیت رابطه ای برقرار نماییم.

 

در مورد شیوه حکومت در اسلام
در مقدمه قانون اساسی چنین آمده حکومت از دیدگاه اسلام برخاسته از موضع طبقاتی و سلطه گری فردی یا گروهی نیست بلکه بطو آرمان سیاسی ملتی هم کیش و هم فکر است که به خود سازمان می دهد تا در روند تحول فکری و عقیدتی راه خود را بسوی هدف نهایی (حرکت بسوی ا…) بگشاید. ملت ما در جریان تکامل انقلابی خود از غبارها و زنگارهای طاغوتی زدوده شده و از آینده های فکری بیگانه خود را پا کنمود به مواضع فکری و جهان بینی اصیل اسلامی باید گشت و اکنون بر آنست که با موازین اسلامی جامعه نمونه (اسوه) خود را بنا کند بر چنین پایه ای ، رسالت قانون اساسی این است که زمینه های اعتقادی نهضت را عینیت بخشد و شرایطی را بوجود آورد که در آن انسان با ارزشهای والا و جهانشمول اسلامی پرورش یابد.
قانون اساسی با توجه به محتوی اسلامی انقلاب ایران که حرکتی برای پیروزی تمام مستضعفین بر مستکبرین بود زمینه تداوم این انقلاب را در داخل و خارج کشور فراهم می کند ، بویژه در گسترش روابط بین المللی با دیگر جنبشهای اسلامی و مردمی می کوشد تا راه تشکیل امت واحد جهانی را هموار کند (ان هذه ایتکم امه واحده و انا ربکم فاعبدون) و استمرار مبارزه در نجات ملل محروم و تحت ستم در تمامی جهان قوام یابد.
با توجه به ماهیت این نهضت بزرگ قانون اساسی تضمین گر نفی هرگونه استبداد فکری و اجتماعی و انحصار اقتصادی می باشد و در خط گسستن از سیستم استبدادی ، بیرون سرنوشت مردم به دست خودشان تلاش می کند. در ایجاد و بنیادهای سیاسی که خود پایه تشکیل جامعه است بر اساس تلقی مکتبی صالحان عهده دار حکومت و اداره مملکت می گردند و قانونگذاری که مبین ضابطه های مدیریت اجتماعی است.
بر مدار قرآن و سنت جریان می یابد بنابراین نظارت دقیق و جدی از ناحیه اسلام شناسان انسان عادل و پرهیزکار و متعهد (فقهای عادل) امری محتوم وضروری است و چون هدف از حکومت رشد دادن انسان در حرکت بسوی نظام الهی است (و الی ا… المصیر ) تا زمینه بروز شکوفایی استعدادها بمنظور تجلی ابعاد خداگونگی انسان فراهم آید و این جز در گرو مشارکت فعال و گسترده تمامی عناصر اجتماع در روند تحول جامعه نمی تواند باشد.
با توجه به این جهت قانون اساسی زمینه چنین مشارکتی را در تمام مراحل تصمیم گیریهای سیاسی و سرنوشت ساز برای همه افراد اجتماع فراهم می سازد تا در مسیر تکامل انسان هر فردی خود دست اندرکار و مسئول رشد و ارتقا و رهبری گردد که این همان تحقق حکومت مستضعفین در زمین خواهد بود.

 

ولایت فقیه
بر اساس ولایت امر و امامت مستمر، قانون اساسی زمینه تحقق رهبری فقیه جامع الشرایطی را که از طرف مردم بعنوان رهبر شناخته می شود (مجاری الامور بید العلماء بالله الامناء علی حلاله و حرامه) آماده میکند تا ضامن عدم انحراف سازمانهای مختلف از وظایف اصیل اسلامی خود باشد.

 

تفکیک قوا
از اهم مسائلی که در این رهگذر برای وصول به مقصود متبادر به اذهان می شده است شناخت و تمایز قوای موجود در جامعه ، بیان خصائص و نقش هر کدام مشخص ساختن مناسبترین افرادی که باید آنها را اعمال کنند و تعیین بهترین دستگاهها و ارگانهائی که واحد و کارگزار وظایف حکومتی باشند بوده است لکن بطوری که در صفحات بعد خواهیم دید اصل تفکیک قوا، بویژه بدان صورت که امروزه ، مطمع نظر حقوقدانان است از فلاسفه قرن هجدهم به ارمغان رسیده است قرن هجدهم ، قرنی است که همه عوامل و اسباب دست بدست هم می رفتند تا اندیشه ها دوباره به تکاپو افتد و در متنی که جدید و متناسب با انقلاب صنعتی متفکران فلسفی و سیاسی و حقوقی هم خود را به رفاه،‌ آزادی و دموکراسی و در یک عبارت به سعادت فردی اختصاص دهند.
اهمیت بحث و بررسی در باب تفکیک قوا را می توان بشرح ذیل نشان داد.
اولاً‌ با مشروعیت این اصل نزد قریب به اتفاق کشورها، دست کم بطور مشکلی پذیرفته شده است.
ثانیاً : از راه تأمل در اصل تفکیک قواست که می توان هر کدام از قوای موجود را که مظهری از مظاهر حاکمیت به شمار می روند ارزیابی کرد.
ثالثاً: با بررسی موضوع تفکیک قوا سیر تحولی افکار واندیشه ها را در تکامل جوامع بشری بخوبی می نمایاند.
رابعاً: پیوند این اصل با ماهیت رژیم ها آنچنان مستحکم شده است که صرف وابستگی یا عدم وابستگی به اصل تفکیک قوی، درجه حقوق فردی و اجتماعی را در جوامع نشان می دهد، با تکیه بر مسأله تفکیک قوا، در جهت رفع هراسی کوشیده اند که از تمرکز فساد انگیز و خود کامه زای قوا در یک تخصص یا یک گروه عاید می شود. چرا که جهت طبیعت اشیاء‌ در وسوسه سوء‌ استفاده از آن است. قدرت بی حد و مرز ، خودسری می آورد به گفته مردآکتن قدرت فاسد می کند قدرت مطلق مطلقاً فاسد می کند.
نظریات اندیشمندان در مورد تفکیک قوا
1- نظریات کلاسیک
1- ارسطو . در کتاب معروف سیاست چنین می خوانیم :‌ هر حکومت دارای 3 قدرت است و قانونگذار خردمند باید حدود هر یک از این سه قدرت را باز ستاند . اگر این سه قدرت بدرستی سامان یابد، کار حکومت یکرویه است . اختلاف در شیوه تنظیم این قدرت هاست که مایه اختلاف در سازمان حکومتها می شود.
نخستین این سه قدرت هیئتی است که کارش بحث و مشورت درباره مصالح عام است. دومین آنها به فرمانروایان و مشخصات و حدود صلاحیت و شیوه انتخاب آنان مربوط می شود . سومین قدرت کارهای دادرسی را در برمی گیرد.»

 

مکتب حقوق فطری و بین المللی
وظایف و اختیارات حکومت را بیشمار و متنوع می دانند تنها مراتب اندیشمندان این مکتب مصلحت را در آن می بینند که برای نیرومندی و تشکیلات منظم دولت – کشور همه این قوا در اختیار ید واحدی می باشد. مثلاً جدایی قوه مقننه از قوه اجرائیه را در مقام عمل ، بر خلاف مبانی حکومت کردن می پندارند پس نتیجه می گیرند که باید یک نفر یا یک دستگاه مرکزی پیوند دهنده واقعی برداشته در امور حکومت باشد.
جان لاک – جان لاک شاید نخستین کسی است که در باب تفکیک قوا، نظریه جامعی ابراز کرده است وی نظریه تفکیک قوای خود را نه تنها بر اساس تاملات فلسفی، بلکه با توجه به نظام موجود بر یتانیا و الهام از تجربیات عملی این کشور عنوان نموده است یعنی از خلال تحولات تدریجی حکومت در انگلستان ، تصویر نظم نماینده سالار همراه با محدودیت قدرت فرمانروایان.
از سوی دیگر ، او عنوان می کند چون انسان موجودی ضعیف است ، اگر همان اشخاصی که قدرت قانونگذاری دارند، بتوانند قدرت اجرای آن را نیز دارا باشند ، وسوسه سوء‌ استفاده از قدرت ، بسیار خواهد بود و بالمال خلاف غایت جامعه و حکومت ، به منافعی سوای منافع سایر افراد جماعت بیاندیشند این حکیم قوه مجریه را پدیده ای مشکل از قوه مقننه نمی انگارد. چرا که به اسلوب متفکران هم عصر خود ، مقننه را به تنهایی نخستین مظهر ملموس حاکمیت می داند. لذا به مکانیسمی باور دارد که دستگاه اجرایی حتماً پاسخگو و حسابده قوه مقننه باشد و دستگاه مقننه باید دارای آن اختیار باشد که بتواند کارگزاران اجرائی را در صورت لزوم از کار برکنار کند. در این میان ، قوه قضائیه در نوشته های وی بدست فراموشی سپرده شده است . ولی واقع امر این است که لاک آن را تعمداً در مجموعه قوا نیاورده است زیرا آن را بیرون از عملکرد وظایف حکومتی می پندارد یعنی امر قضا را که حل و فصل مرافعات مردم با یکدیگر و اجرای مقررات و موازین اجتماعی است ، از قلمرو کار دولت خارج می شمارد.
زیرا نقش قوه قضائیه تنها بکارگیری قوای عمومی در جهت اجرای قوانین مدنی است.
آنچه که از مجموع سخن های آقای جان لاک هویدا است مفهوم برتری قوه مقننه می باشد چنانکه در رساله ای در باب حکومت مدنی ‹‹ هر کس که قوه مقننه یا قوه برتر را در یک جمهوری در اختیار داشته باشد، ملزم به حکومت توسط قوانین ثابت و مستقری است که مردم آن را بشناسند و امضاء‌ کنند نه توسط فرامین گذار و ناشایست.

 

منتسکیو
اصل تفکیک قوا به معنایی که تقریباً مورد قبول اجتما حقوقدانان واقع شده بعنوان اساس و پایه حقوق موضوعه کلاسیک ، در غرب ، مشروعیت یافته، دست آورد منتسکیو متفکر قرن هجدهم فرانسه است.
او با توجه به وضعیت و اوضاع زمان و نظریات پرداخته شد در مورد حاکمیت تفکیک قوا از سوی جان لاک وغیره ، تکمیل این نظریه پرداخت و آن را به شکل ذیل مطرح و پیشنهاد نموده بنا به نظر وی سه قوه وجود دارد : قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضائیه. اصطلاحات فوق که امروزه مورد استعمال کلیه رسالات حقوق اساسی و علوم سیاسی ، عناوینی است که بعداً از عبارت های وی بدست آمده و رواج یافته . افزودن برآن ، اصطلاح تفکیک قوا » نیز در نوشته های وی به صراحت نیامده ، بلکه بیشترین تکیه وی بر توازن و تعادل قواست . بنظر منتسکیو : هنگامی که در یک شخص با یک دستگاه حاکم ، قدرت تقنین با قدرت اجرایی جمع گردد دیگر از آزادی اثری نیست زیرا بیم آنست که همان شهریار یا همان سنا ، قوانین خود کامه ای وضع کنند و با خودکامگی بموقع اجرا گذارند. اگر قدرت قضاوت از قدرت قانونگذاری و اجرائی جدا نباشد باز هم از آزادی نشانی نخواهد بود. در صورتیکه قدرت قضاوت ، به قدرت تقنینی منضم باشد، نیروی خودسرانه ای بر زندگی و آزادی شهروندان مسلط خواهد شد، زیرا قاضی قانونگذار است.
در صورتیکه این قدرت با قدرت اجرایی جمع آید، قاضی نیروی یک ستمگر را دارا خواهد بود.
اگر یک فرد یا مجموعه ای از خواص یا غبا جدا یا با تعدادی از مردم عادی، هر سه قوه یعنی قانونگذاری و اجرای تصمیمات عمومی و قضاوت درباره جرائم و اختلافات اشخاص را دارا باشند همه چیز از دست خواهد رفت.
پس ‹‹برای آن که نتوان از قدرت سوء‌ استفاده کرد، باید دستگاهها طوری تنظیم شوند که قدرت قدرت را متوقف کند.››
حد توقف قدرت، مرزی است که زورگوئی، استبداد ، زیادت طلبی و تجاوز به حد و حدود دیگران ، بدنبال تمرکز قوا بوجود نیاید و آزادی ، لگد مال خودکامگی نشود.
لذا شیوه ای که برای حصول به این مقصود در نظر گرفته است، بقرار زیر است:
1- قوا از یکدیگر متمایز و تفکیک گردند.
2- نمادهای سیاسی مناسبی که وظایف مربوط به هر کدام از قوای سه گانه را تجسم می بخشند، ساخته و پرداخته و تنظیم شوند.
3- این سه قوه طوری در برابر هم نماده شوند که در عین بسامان شدن کار دولت و تمشیت امور حکومت ، مرز توقف یکدیگر را رسم کند و امکان تجاوز کاری را از یکدیگر سلب نمایند هر چند منتسکیو قوه قضائیه را از قدرت حذف نمی کند اما بخوبی می داند که گفت و شنود اساسی با جوهره ساعی آن در درجه نخست بین قوه مقننه و قوه مجریه جاری می شود و رابطه بین این دو است که می تواند در جهت تحقق حکومت مردم سالار و آزادی فرد ، تأثیر اساسی داشته باشد.

 

ژان ژاک روسو
روسو نیز در کتاب مشهور قرارداد اجتماعی و سایر نوشته هایش ، علی الاصول به تفکیک و تمایز قوا اندیشیده و در این باب شیوه تفکیک را از منتسکیو به وام گرفته است.
وی حاکمیت را از آن مردم می داند و گمان دارد که از راه «هیات مردم» به سایر ارگانهای حکومتی انتقال می یابد اعمال قوه مقننه جز آراء همه مردم امکان پذیر نیست و موضوعاً باید در سطح قواعد کلی و عمومی تحقق یابد.
قوه مجریه یا ‹‹حکومت›› در واقع عامل اجرایی قوه مقننه است و کارهایش از لحاظ موضوعی به اعمال ویژه ای باز می گردد پس تفکیک این دو قوه امری درست و طبیعی است لکن به شکل ‹‹ افقی›› بلکه، صورت ‹‹عمودی›› آن ، به بیان دیگر، به روسو به هیچ وجه به استقلال قوه مجریه از مقننه نمی اندیشد زیرا آن را مباشر و عامل قوه حاکم می داند. قوه مقننه نیز در ذهن وی همانا تجسم حاکمیت مردم است پس مردم می توانند بر اعمال قوه مجریه نظارت کنند، بر عملکردهای آن مهار بزنند و هرگاه که لازم بدانند آن را از کار بر کنار سازند.
در باب قوه قضائیه رسو نه به اعمال آن توسط مقننه معتقد است و نه قوه مجریه، قضات از حیث مرتبه و حثیت اجتماعی، در ردیف سایر دارندگان حاکمیت قرار دارند و در غیاب ‹‹هیأت مردم›› مانند کارگزاران مجریه باید عمل کنند. پس دلیلی نمی بینند که امر قضا زیر نظارت تصدی مسئولان اجرای انجام شود نامه هایی از کوهستان می نویسد . «دو چیز با هم مانعه الجمعند: اداره امور دولت (قوه مجریه) و اجرای عدالت (قوه قضائیه) درباره اموال ، زندگی و شرافت شهروندان.»
ژان روک رسو به نیکی دریافته است که قوه مجریه با کلیه موانع و محدودیت ها ، نوعاً از حیث در اختیار داشتن ابزارها ووسائل مختلف و طیف عملکرد وسیع، همیشه خطری بزرگ محسوب می شود و اگر بمنظور جلوگیری از زیاده رویهای آن چاره اندیشی نشود، چه بسا که بتواند همه چیز را بخطر اندازد.
لذا برای جلوگیری از لگدکوب شدن حاکمیت و نفوذ بر مکانیسم اعمال آن توسط مردم، روسو پیشنهاد می کند که امور حکومتی بین زمامداران مختلفی تقسیم شود، که هرکدام بخشی از وظایف اجرایی را بعهده داشته و از یکدیگر مستقل باشند.
برداشت های جامعه شناختی از تفکیک قوا
قدرت حکومتی و قدرت پارلمانی
نخست آنکه قدرت فرمانروائی یا حکومتی نقشی وسیع تر از قدرت اجرایی به معنای اخص کلمه دارد.
نخستین اندیشه ای که از دانش واژه مجریه ، متبادر بذهن می شود ، این است که وظایف این قوه منحصر به اجرای تصمیم گیریهای قانونی پارلمانی است و حکومت فقط بعنوان ابزار اجرائی صرف ، گوش بزنگ دستورها و قواعدی است که از مجالس مقننه صادر می شوند. در حالی که واقعیت جزاین است.
حکومت رهبری کشور را عملاً بدست دارد. هدفهای ملی را مشخص میکند . برنامه های اجرایی را پایه می گذارد. در چارچوب رسم شده قانونی، مقررات و قواعدی با مضامین و موضوعات خصوصی تر وضع می کند.
یعنی خود تصمیم می گیرد و خود نیز در قلمرو بخش هایی که قاعدتاً باید از حیطه نفوذ او بیرون باشد، تحمیل تصمیم می کند در برابر قدرت حکومتی ، قدرت پارلمانی قرار می گیرد ، که باز مفهوم آن از مفهوم پارلمان یا ارگان قانونگذاری ، بمراتب وسیع تر و با واقعیات سازگارتر است. در نفس کار پارلمان بواقع، فعالیت های زیر بچشم می خورد.
الف- قانونگذاری و تثبیت قواعد و رسم خطوط مشی کلی
ب- تأمل در همه مسائل ، مشاوره در همه سطوح
ج- قدرت محدود کننده
د- قدرت در خواست کننده
پارلمان در برابر اعمال حکومت ،‌ نقش ترمز را نیز بر عهده دارد. یعنی چهارچوبه ای که در آن حکومت باید فعالیت کند ، توسط پارلمان معین می شود. قوانین عادی پارلمان ، رسم کننده حد و مرز فعالیت های حکومت اند و قدرت بودجه ای پارلمان از رهگذر تصویب قانون بودجه ، حدود عملکردهای مالی قدرت را مشخص می نماید.
افزون بر آن، پارلمان دارای اختیار کنترل کننده و نظارتی است که از راه سوال ، استیضاح کمیسیون های تحقیق ، سخن رانی های قبل از دستور و بعد از دستور، اعمال می شود و اقدامات حکومت را زیر مهار در می آورد.
البته همیشه رسالت پارلمان منحصر به ممانعت و محدود کردن نیست بلکه گاهی در جهت تحرک بخشیدن بدولت هم دست بکار می شود. قدرت ورود ، کلیه مباحث مملکتی ، توسط مجالس پارلمانی، گاهی سبب آن می شود که ساز و کار دستگاه حکومتی را به پویائی وا دارد.
در آخرین مرحله ، نقش پارلمان ، در قالب خصلت درخواست گری این است که منظماً با منعکس کردن گرایشهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی موجود در بطن خود ، از قوه حکومتی ، طالب انجام خواست هایی برآورده نشده است.

 

تفکیک مطلق و تفکیک نسبی قوا
اولاً دسته ای را گمان این بود که تفکیک مطلق قوا، نه عملی است و نه به مصحلت زیرا، تعیین حد و مرز دقیق و روشن، بین اعمال اجزائی و اعمال تقنینی امکان پذیر نیست و چون هر سه قوه از یک واقعیت یگانه که همانا اعمال حاکمیت ملی است حکایت دارند ثانیاً بطرف نوعی همکاری قوا یا به تعبیر دیگر تفکیک نسبی آن گام برداشتند.

 

رژیم ریاستی
این رژیم محصول اندیشه تفکیک مطلق قواست. قوه مجریه را به رئیس جمهوری می سپردند که خود برای مدت معینی با رأی همگانی برگزیده می شود. از سوی دیگر ، اعضای قوه مقننه نیز در انتخاباتی جداگانه ، بوسیله مردم و برای مدت مشخصی تعیین می شوند. بزبان دیگر حاکمیت ملی در دو نوبت تجلی می کند. یکی برای انتخاب متصدی اصلی قوه مجریه و دیگری برای انتخاب نمایندگان قوه مقننه . و قوه نظراً‌ در یک سطح قرار دارند و دارای پشتوانه ای مساوی هستند.
از سوی دیگر هیچکدام از دو قوه نمی تواند دوره کارکرد قوه را از راه انحلال یا سقوط کوتاه کند . نه حکومت قادر است پارلمان را منحل کند و نه نمایندگان پارلمان توانایی آن دارندکه رئیس جمهوری و وزرائی او را از کار برکنار نمایند. به گفته دو ورژه در رژیم ریاستی :
الف- وظایف هر کدام از دستگاهها تخصصی است و هیچ کدام از دستگاهها یارای دخالت در کار دیگری را ندارد.
ب- دستگاهها نوعاً کلیه وظایف خود را به تنهایی انجام می دهند. یا اینکه در فراهم آوردن زمینه های اجرایی ، دست به وضع مقرراتی دارای محتوائی اختصاصی تر (تصویب نامه آیین نامه ، بخش نامه و نظایر آن) می زند .
2- رژیم پارلمانی
در نظام تفکیک نسبی قوا، اراده عموم یکباره ولی بدرجات ظاهر می شود و از دستگاه منتخب نخستین به دستگاه یا اشخاص دیگر انتقال می یابد و در نمادها مستقر می گردد.
برای انجام اینگونه تفکیک ، سه شرط اساسی زیر لازم است:
1- برقراری تمایز میان وظایف موجود در دولت – کشور و واگذاری هر دسته از این وظایف که دارای ماهیتی همگون هستند ، به دستگاهی متمایز.
2- دستگاههای متمایز بخلاف آنچه که در مورد تفکیک مطلق گفته شده تخصصی نیستند. یعنی دوایر عملکرد آنان در محله هایی یکدیگر را قطع می کنند و قلمرو های مشترکی را بوجود می آورند.
3- اندامهای هر یک از قوا، دارای وسایل و ابزارهای تأثیر بر یکدیگرند.
در رژیم پارلمانی تکیه اصطلاح بر واژه پارلمان است و این امر تصادفی نمی تواند باشد. زیرا در این رژیم حاکمیت از طریق انتخابات عمومی به نمایندگان مجلس یا مجالس مقننه سپرده میشود و از آن طریق، در سایر تاسیسات جریان می یابد اساس رژیم پارلمانی ، با مداخله انگلستان و فرانسه و بسیاری از کشورهای اروپایی بقرار زیر است :
الف- مجلس یا مجلسین از سوی مردم انتخاب می شوند و حق دارند کلیه اقدامات و عملیات حکومت را زیر نظر گیرند و از راه سؤال و استیضاح و ایجاد کمیسیون های تحقیقاتی یا نهادهای نظارت ، چون دیوان محاسبات ، قوه مجریه را کنترل کنند.
ب- پارلمان حق دارد با صدور رأی عدم اعتماد، حکومت را واژگون نماید و هیأت وزرای جدید را ، موافق با تمایل اکثریت نمایندگان ، بر مسند قدرت بنشاند.
ج- در مقابل ، حکومت نیز وسائل گونه گونی برای تأثیر بر قوه مقننه، در اختیار دارد . لوایح قانونی را تنظیم می کند و به پارلمان پیشنهاد می نماید.

 

طبقه بندی اسلامی
حکومت طاغوت حکومت الله
به حکومت هایی همچو طاغوت واله برخورد می کنیم حکومت طاغوت یعنی کلیه رژیم هایی که به باطل بر بشر عرضه شده اند و آنانکه پیرو خط پیامبران مرسل نظیر حضرت ابراهیم ، حضرت موسی و حضرت عیسی مسیح بوده اند به حکومت الله تن داده اند.

 

رژیم خلافت و رژیم امامت
این دو واژه (خلافت و امامت) بطور کلی ، با یکدیگر بصورت مترادف استعمال می شوند. خلیفه به معنی جانشین و امام بمعنای پیشوا تلقی می شود.
در این راستا گروهی با تکیه بر گزینش صریح رسول ا… حضرت علی (ع) را جانشین و وصی بر حق او می دانند و عده ای هم معتقد بودند پیامبر تکلیف جانشینی را تعیین نکرده و اکثریت صحابه خلیفه معین کردند واین پایه ای ترین اختلافی بود که در میان مسلمانان صدر اسلام در باب ماهیت و اعمال حکومت بوجود آمد.
این وضعیت کمابیش ادامه داشت ولی پایدار نبود مثلاً کشور اسلامی ایران در طول تاریخ اسلامی، فراز و نشیب هائی را در این باب طی کرد تا بالاخره در زمان صفویه سیطره خلفا و برقراری گونه ای رژیم سلطنتی شیعی ، بر مأخذ موازین اهل تشیع حساب خود را از خلافت عثمانی جدا کرد.

 

نوع حکومت از دیدگاه فقهای اسلامی
آیت ا… نائینی به حکومت جمعی و حق نظری خوش دارد و در غیاب امام معصوم بهترین نوع حکومت بنابر رأی اکثریت و مشارکت مردم و مبتنی بر «مصالح نوعیه›› زیرا به نوشته وی حفظ شرف و قومیت هر قومی، به امارت نوع خودشان منتهی به دو اصل است :
1- حفظ نظامات داخلیه مملکت و تربیت نوع اهالی و رسانیدن هرذی حقی به حق خود وضع از تعدی و تطاول آحاد ملت..
2- تحفظ از مداخله اجانب و تحذر از جبل معموله، در این باب ، و تهیه قوه دفاعیه و استعدادات حربیه و غیر ذلک . این معنی اخیر را در لسان متشرعین، حفظ بیضه اسلام و سائر ملل، حفظ وطنش می خوانند.
وی حکومت را بدو وجه اساسی ممکن می داند : تملکیه و ولایتیه
اگر سلطان خود را همانند مالک نسبت به اموال و اشخاص تلقی کند ، همه خیر را ملک طلق خود انگارد و خود را بهر تصرفی مختار بداند و خراج و مالیات را برای استیفاء‌ مصالح و اغراض شخصی در نظر بگیرد ، سرشت حکومت وی ، به اختلاف موارد ، ‹‹ تملکیه›› ‹‹ استبدادیه›› ‹‹استعبادیه1 ›› ‹‹ اعتسافیه2 ›› ‹‹تحکیمیه›› است . اینها از مصادیق حکومت ‹‹اغتصاب›› است . نائینی در این چهارچوب سلطان را ‹‹حاکم مطلق و حاکم به امر و مالک رقاب و ظالم و قهار›› نامگذاری کرده است. افراد ملتی را که گرفتار چنین اسارت ومقهور به این ذلت باشند ، اسراء‌ و اذلاء و ارقاء می نامد.
آیت ا… نائینی حکام را مالک نمی داند بلکه آنها را امین نوع بشمار می آورد و در میان نوع حکومت تملکیه را رد می کند و آن را خلاف اصول اسلام می داند و نوع ولایتیه را مرجع می شمارد.
حال که تا حدودی با حکومت ها منشأ قدرت و نظریه های متفاوت نیست به آنها بحث تفکیک قوا و موضوعات پیرامون آنها تا حدودی آشنا شدیم که این لازمه بحث مصونیت پارلمانی می باشد چون جایگاه حاکمیت ها و منشأ قدرت و نوع حکومتها تا حدودی مشخص نشود بحث از مصونیت پارلمانی بیهوده خواهد بود.
بعبارت دیگر وقتی بحث از مصونیت می شود می بایست مشخص گردد که در این کشور چه نوع حاکمیت اعمال می شود و رابطه آن با دولت و سایر قوا چیست آیا حاکمیت از دولت و قوه مجریه جداست یا یکی است آیا اینکه قوه مقننه تا چه حدی حق وضع قانون دارد بعبارت دیگر خط ترمز برای وضع قوانین قوه مقننه تا کجاست لذا ابتدا به بحث کلی پیرامون مصونیت می پردازیم و آنگاه مصونیت پارلمانی و مصونیت نمایندگان پارلمان ایران مصونیت پارلمانی: عبارتست از مجموعه تدابیر قانونی است که نماینده پارلمان را زیر پوشش حمایت خود می گیرد و از تعقیب قضایی یا اعمال پلیسی حفاظتش می کند.

 

مصونیت قضائی
اصل یکصد و چهارم قاضی را نمی توان از مقامی که شاغل آن است بدون محاکمه و ثبوت جرم یا تخلفی که موجب انفضال است بطور موقت یا دائم منفصل کرد یا بدون رضای او محل حکومت یا سمتش را تغییر داد مگر به اقتضای مصلحت جامعه با تصمیم رئیس قوه قضاییه پس از مشورت با رئیس دیوانعالی کشور و دادستان کل، نقل و انتقال دوره ای قضات بر طبق ضوابط کلی که قانون تعیین می کند صورت می گیرد. مصونیت و معافیت پاره ای از اشخاص یا اموال یا حالات از قواعد کلی و عمومی و جاری کشور در امور قضائی یا انتظامی یا مالیاتی.

 

مصونیت مأمورین قضانی
هر گاه مأمور قضائی مرتکب جنحه یا جنایت شود قبل از صدور حکم تعلیق او از مراجع انتظامی قضات نمی توان او را مورد تعقیب کیفری قرار داد. از این معنی بمصونیت کیفری مأموران قضائی تعبیر می شود چنانکه از قاعدة منع تغییر قضات به مصونیت مقام قضائی تعبیر شده است.

 

مصونیت دیپلماسی
تعطیل قانون جزا نسبت به بیگانه در دو مورد ذیل
الف- رؤسا ، ممالک
ب- نمایندگان سیاسی یک کشور در کشور دیگر
مصونیت سیاسی
عبارت است از یک رشته معافیت های راجع بنمایندگان سیاسی کشورهای خارجی و زن و فرزند آنها و اعضای رسمی سفارت که بموجب آن اشخاص مذبور تابع محاکم دولت متبوع خود می باشند و از محاکم کشوری که در آنجا انجام وظیفه می کنند تبیعت نمی کنند ، و نیز از تعقیب مدنی و جزائی و اداء شهادت در محاکم و پاره ای از تشریفات قانونی برخی از اعمال حقوقی و نیز از برخی از مالیات ها معاف می باشند.

 

مصونیت منزل
و شغل اصل بیست و دوم حیثیت ، جان ، مال ، حقوق ، مسکن ، و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز کند.

 

بحث کلی پیرامون مصونیت پارلمانی
قطع نظر از اینکه پارلمان دارای یک مجلس باشد یا دو مجلس باید طوری سازمان بندی شود که بتواند به نحو احسن وظایف و اختیارات قانونی خود را اعمال کند. نمایندگان طی انتخابات از سوی مردم برگزیده میشوند و با طفرائی که از سوی مردم حاکم دریافت کرده اند و پشتوانه ای که از رأی دهندگان خود دارند قدم به ساخت مجلس می گذارند.
قانون باید امکانات و وسائل لازم را در اختیار دستگاه متبوع آنان یعنی پارلمان قرار دهد تا نمایندگان نیز بالتبع در زیر پوشش حفاظتی مناسبی از گزند خطرات گوناگون مصون و محفوظ بمانند و وظایف خود را با فراغ خاطر بموقع اجرا گذارند نماینده پارلمان برای اعمال وظایف نمایندگی، باید هم آزاد باشد و هم مستقل آزاد تا آنجا که بی هراس از حکومت و یا مخالفان خود، آنچه را که می اندیشد بگوید، آنچه را که صلاح می داند پیشنهاد کند و آنچه را که با عقاید سیاسی و اجتماعی او سازگار است در تهیه طرحها یا در اظهار نظر نیست به لوایح منظور نماید. اهمیت اصل استقلال در آن است که نماینده در دوران اعمال وظایف خود تحت قیمومیت و تابعیت کسی، بطور مستقیم یا غیرمستقیم نباشد.
استقلال از حیث مادی عبارتست از ایجاد ممر درآمد لازم برای نماینده از سوی دستگاه مستقل قانونگذار تا دیگر نیازمند به هیچ نظام و دستگاهی بیرون از پارلمان نبوده باشد و استقلال از لحاظ معنوی آن است که نماینده خود را جز در برابر رأی دهندگان و شهروندان و به تعبیر وسیع تر ملت، مسئول و متعهد نشناسد در این باب تضمین هائی در قوانین اساسی، قوانین عادی و نظامنامه های داخلی پیش بینی شده است در اینگونه مقررات هم انسانها (نمایندگان) ملحوظ شده اند و هم نهاد (پارلمان) لکن آنچه که امروزه در جهت حصول به مقصود (در قوانین و مقررات جلوه کرده است ثمره مبارزاتی است که بویژه در قرن نوزدهم در ممالکی که صاحب پارلمان بودند برای تضمین استقلال و آزادی در گرفته بود.
تا آن تاریخ مجالس مقننه هنوز زیر نفوذ و تأثیر قیود حکومت ها قرار داشتند. مثلاً قوه مجریه بود که مجالس را دعوت به نشست می کرد. اجلاس های پارلمان بر حسب اراده قوه مجریه معوق یا محذوف می شد. مجلسیان حق نداشتند، خود نظامنامه داخلی خود را تدوین و تصویب کند بلکه سازماندهی بحث و انتقاد و تصمیم گیری بر حسب مقرراتی بود که اکثراً در خارج از مجلس و به توسط قوه مجریه ، تهیه و تنظیم شده بود.
دستور جلسات ، یعنی چگونگی و موضوعات گفتگوهای پارلمانی، از سوی حکومت تعیین می شد و مجالس، لزوماً می بایستی آن را منظور می دانستند.
هنوز مصونیت های پارلمانی چون اصول پذیرفته ای، جا نیفتاده بود. پس نمایندگان مانند سایر افراد عادی در معرض تقلب و بازداشت بودند و همین امر موجب سلب آزادی نمایندگان می شد.
از سوی دیگر، اصل تعارض مشاغل پارلمانی و اجرائی که امروزه در بیشتر کشورهای پارلمانی مجراست محلی از اعراب نداشت. نمایندگان می توانستند با حفظ پارلمانی مشاغل اجرائی حکومتی، یا خصوصی داشته باشند. این امر که بظاهر بصورت امتیازاتی بسود نمایندگان جلوه می کرد خود محدوده کننده قدرت پارلمان نیز بود. چرا که نماینده پیوسته دستخوش وساوس مختلف قرار می گرفت.
کافی بود به او پیشنهاد شغل قابل توجه پردرآمد بشود تا به امید مایه طمع آن، دیگر نتوانند با آزادی و آزادگی وظایف بسیار مهم نمایندگی را به انجام رساند: یعنی هر گاه لازم آمد مخالفت کند، وزراء‌ را زیر سوال کشد و از آنها استیضاح بعمل آورد. دستیابی وی به شغل اجرائی، در غالب اوقات او را از حال و هوای نمایندگی خارج می کرد و چون عامل حکومت بدر می آورد.
در قرن نوزدهم. این محدودیت ها، یکایک از میان رفت و پارلمان آرام ارام استقلال عمل خود را بنحوی شایسته بدست آورد و نمایندگان از قیود و دغدغه ها آسود گردیدند.
مجالس مقنن امروزه خود در باب تشکیل جلسات خود تصمیم می گیرند نظامنامه داخلی، دستور جلسات نوبت نطق و مدت آن، نحوه شرکت در کمیسیون ها و کوتاه سخن، سازمانبندی مذاکرات و تصمیم گیری ها ناشی از اراده خود پارلمان است. مذاکرات بیشتر کشورها ، بطور تمام و کمال و سانسور نشده در روزنامه رسمی چاپ و نشر می شود و افکار عمومی در جریان حوادث داخلی مجالس قرار می گیرد و می تواند واکنش کند. بعلاوه کلیه شهروندان حق دارند، طبق شرایط مقرر در کانون و در صورتیکه به موازین و مقررات نظامنامه داخلی پارلمان گردن گذارند، در جلسات علنی شرکت کنند. حتی در برخی از ممالک، مذاکرات از رادیو و تلویزیون پخش می شود.
اساسی ترین تمهیداتی که برای تضمین آزادی و استقلال مجلس و مجلسیان گرفته شده است بقرار زیرند.

 

مصونیت پارلمانی
مصونیت پارلمانی عبارتست از مجموعه ای تدابیر قانونی است که نماینده پارلمان را زیر پوشش حمایت خود می گیرد و از تعقیب قضائی یا اعمال پلیسی حفاظت می کند. به نماینده ممکن است از ناحیه حکومت صورت گیرد یااز سوی افراد. ولی بهر حال، نتیجه یکی است آزادی عمل نمایند سلب می شود، زیرا خود را هردم در خطر توطئه ها، زمینه سازی ها و تحریکات می بیند و مجبور می شود که مواظب گفتار و کردار و تصمیمات خود باشد.
اصل مصونیت علی الا

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله مصونیت پارلمانی

دانلودمقاله ناصرالدین شاه

اختصاصی از فی ژوو دانلودمقاله ناصرالدین شاه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 
ناصرالدین شاه، روز جمعه هفدهم ذی‌القعده سال 1313 ه.ق در بقعه حضرت عبدالعظیم به ضرب گلوله میرزا رضا کرمانی کشته شد. امین‌السلطان صدراعظم ناصرالدین شاه به وسیله کلنل کاساکوفسکی رییس سواران قزاق امنیت پایتخت را حفظ کرد و مراتب را به سفرای روس و انگلیس و دولت‌های دیگر اطلاع داد و با حضور آنان در تلگرافخانه با مظفرالدین میرزا ولیعهد، که مقیم تبریز بود، به وسیله تلگراف تماس گرفت و وفات شاه را به ولیعهد خبر داد.
هنگامی که امین‌السلطان همراه سفرای انگلیس و روسیه عازم تلگرافخانه بود تهی بودن خزانه و عقب‌افتادگی جیره و مواجب قراولان و نوکران دربار را به اطلاع سفرا رساند و گفت که ولیعهد خود دیناری پول ندارد تا وسایل سفر خود به پایتخت و جلوس بر تخت سلطنت را فراهم کند. سفیر انگلیس تعهد کرد که به لندن تلگراف کند تا برای مبلغ مورد احتیاج دولت اعتبار لازم به بانک شاهنشاهی حواله شود. امین‌السلطان ضمن مخابره حضوری با ولیعهد، او را از نتیجه مذاکرات خود با سفیر انگلیس و تامین اعتبار از راه استقراض از بانک شاهنشاهی مطلع ساخت. آنگاه تلگراف تسلیت مرگ شاه و تهنیت سلطنت شاه جدید از طرف درباریان تهیه و به تبریز مخابره شد و جواب آن از طرف مظفرالدین شاه از تبریز رسید.
در این تلگراف مظفرالدین شاه برای دوری از هر گونه مخالفت احتمالی درباریان با سلطنت خود یادآور شده بود که دربار ولیعهد در تبریز حتی «یک نفر ندارد که به دقایق الفاظ آگاه باشد تا به حقایق معنی چه رسد.» بدین ترتیب شاه جدید به رجال و درباریان اطمینان داده بود که هر یک در مقام خود باقی خواهند ماند. مظفرالدین شاه، که واقعه ترور ناصرالدین شاه او را سخت بیمناک ساخته و فاصله تبریز و تهران را با نگرانی و تشویش خاطر طی می‌کرد، علی‌رغم تشریفاتی که امین‌السلطان برای ورود او به پایتخت پیش‌بینی نموده بود صبح یکشنبه 25 ذی‌الحجه ناگهانی و بدون انجام تشریفات وارد پایتخت شد و به دوران انتظار درباریان و نوکران دستگاه سلطنت پایان بخشید.
«پس از مرگ ناصرالدین شاه، پسر چهارمش مظفرالدین شاه میرزا در تبریز بر تخت شاهی نشست و پس از چهل روز که طی آن اداره کشور در دست میرزا علی‌اصغرخان امین‌السلطان بود، به تهران وارد شد. مظفرالدین شاه در 1269 به دنیا آمد. دو برادر بزرگ‌ترش پیش از او و در زمان حیات ناصرالدین شاه در گذشته بودند و برادر بزرگ‌تر دیگرش مسعود ظل‌السلطان نیز به سبب آنکه مادرش از خاندان پادشاهی نبود، به ولیعهدی نرسید. مظفرالدین میرزا در سال 1274 یعنی در پنج سالگی به ولایت عهدی برگزیده شد و هنگامی که بر تخت نشست، چهل و چهار سال داشت. وی بیشتر دوره ولایت عهدی خود را در آذربایجان گذرانید.»
مظفرالدین شاه پس از هفت ماه میرزا علی اصغرخان امین‌السلطان را از مقام صدارت عزل کرد و در یازدهم ذی‌القعده 1314 میرزاعلی خان امین‌الدوله را که مردی آگاه و دانشمند بود به جای وی برگزید. امین‌الدوله در ایجاد بعضی کارخانه‌ها سعی فراوان داشت. وی دنباله اصلاحات میرا تقی‌خان امیرکبیر و حاج‌ میرزا حسین‌خان سپهسالار را گرفت. به منظور پیشرفت فرهنگ، انجمنی تشکیل داد، به تاسیس مدارس پرداخت و به وضع کشور سر و سامان بخشید. چون گمرکات مملکت نامنظم و مختل بود، برای اداره آن اقدام به آوردن یک مستشار بلژیکی به نام مسیو نوژ کرد و وزارت عدلیه را تا حدی سر و سامان بخشید. اشراف مغرضی که از اصلاحات او خشنود نبودند و اکثرا از طرفداران امین‌السلطان به شمار می‌رفتند، شاه را وادار کردند که او را از کار برکنار کرده دیگر باره امین‌السلطان را بر سر کار آورد. وزارت امین‌السلطان از 1316 تا 1321 به درازا کشید و از طرف مظفرالدین شاه به اتابک اعظم ملقب گردید.
امین‌السلطان آلت دست روس‌ها بود و با اینکه هوش و فراستی کافی داشت، آن را در راه بهبود وضع کشور به کار نمی‌برد. پولی را که امین‌الدوله به زحمت گرد آورده بود، در اندک مدتی به باد داد و به مفت‌خواران بخشید و از طریق قرض خارجی وسایل سفر شاه را به اروپا فراهم آورد. در این موقع دولت به اعتبار ازدیاد درآمد گمرکات از بانک شاهی تقاضای وام کرد، ولی این درخواست پذیرفته نشد. روس‌ها که قصد داشتند به هر طریق شده ایران را محتاج خود سازند، آمادگی خویش را برای اعطای این وام اعلام داشتند. بانک استقراضی روس مبلغ بیست و دو میلیون و نیم روبل معادل با سه میلیون و چهارصد و سی و نه هزار لیره انگلیسی به دولت وام داد، مشروط بر اینکه ایران پانصد هزار لیره‌ای را که به بانک شاهنشاهی بدهکار بود، از محل مزبور تادیه کند تا بانک روس بتواند بستانکار منحصربه‌فرد ایران باشد. همچنین قرار بر این شد که عایدات گمرک ایران به استثنای گمرکات بنادر خلیج فارس وثیقه این وام باشد. سپس تعهد گردید که چنانچه عایدات گمرکی مرتبا پرداخت نشود، دولت روسیه اداره گمرکات را مورد بازرسی و در صورت لزوم تحت اداره خود قرار دهد. متعاقب این وام‌گیری، دولت ایران در سال 1318 توسط بانک شاهنشاهی مبلغ سیصد و چهار هزار و دویست و هشتاد و یک لیره از حکومت هند وام گرفت و عایدات شیلات دریای خزر و درآمد پست‌خانه و تلگراف‌خانه و گمرکات خلیج فارس را به انضمام اهواز و محمره (خرمشهر) تضمین آن وام قرار داد. اما به جای آنکه این وام‌های سنگین صرف اصلاحات و آبادی کشور شود، خرج دو سفر بی‌نتیجه شاه به فرنگستان گردید. موسیو نوژ مستشار بلژیکی که مستخدم دولت ایران بود، به عوض آنکه از مخدوم خود حمایت کند و منافع دولت ایران را حفظ نماید، طرفدار روس‌ها شد و روس‌ها آنقدر از او حمایت کردند تا آنکه به وزارت گمرکات ایران رسید. مظفرالدین شاه با وجود گرفتن آن همه وام، همیشه به پول احتیاج داشت و به همین دلیل با طیب خاطر به اعطای امتیازات ادامه می‌داد، زیرا کسانی که امتیاز می‌گرفتند ناچار بودند مبالغ هنگفتی به کیسه شاه بریزند. از جمله این امتیازات ننگین، امتیاز نفت جنوب بود که در صفر 1319 به دارسی انگلیسی داده شد. (مه 1901)
در سال 1320 باز دولت روسیه قرضه دیگری به مبلغ ده میلیون روبل به ایران اعطا کرد که کشور را بیش از پیش تحت نفوذ اقتصادی آن دولت درآورد و مظفرالدین شاه این پول را صرف سفر دوم خود به فرنگستان کرد.
جامع‌ترین شرحی که درباره خصال و خصائص اخلاقی مظفرالدین شاه و وضع دربار او نوشته شده از مرحوم ناظم‌الاسلام کرمانی در کتاب تاریخ بیداری ایرانیان است و عباراتی عینا از آن کتاب نقل می‌شود:
«... روس‌ها حسب‌العاده دیرینه رسوخ و نفوذ خود را از ایام ولیعهدی سخت در قلب این پادشاه جای دادند. در ایام ولیعهدی دعوی اصلاح‌خواهی و حریت پسندی می‌فرمود، اخبار ناصری هم در تبریز به تشویق شاهانه اشاعت یافت و قانون که ممنوع از دخول به ایران بود در لف پاکت به ایشان می‌رسید. دانشمندان به ملاحظه بی‌کفایتی ذاتی و عدم جودت طبیعی خصوصا بعد از طغیان شیخ‌ عبیدالله و بروز آن درجه جبنیت امید خوشبختی به سلطنت ایشان نداشتند.» (اخبار ناصری نام روزنامه‌ای که در تبریز انتشار می‌یافت و قانون هم نام روزنامه‌ای بود که به وسیله میرزا ملکم‌خان در پاریس منتشر می‌شد.)
«در آغاز جلوس سخنان دل خوش کن که دال بر توجهات ملوکانه به اصلاحات ملکی و نظام ادارات دولتی، خاصه نظامی، بود می‌فرمود. از این رو تا درجه‌ای توجه عامه را مبذول به خود نمود، خصوصا در سال 1315 که میرزاعلی اصغرخان امین‌السلطان مطرود و میرزا علی‌خان امین‌الدوله به وزیر اعظمی انتخاب شد اصلاح خواهان را تا اندازه‌ای امیدوار ساخت.»
«این پادشاه زایدالوصف ساده‌لوح، سهل‌القبول، متلون‌المزاج، مسخره و مضحکه‌پسند و بد خلوت بود. امور سلطنت با میل عمله‌جات خلوت و وزرای خود غرض اداره می‌شد. خلوتیان پادشاه گویا از پست‌فطرتان و پست‌نژادان و بی‌تربیت و بداخلاقان انتخاب شده بودند. پادشاه شخصا با آن همه تعلیم و تربیت دارای هیچ علم نبود و از اطلاعات سیاسی و تاریخی و غیره که لازمه جهانداری است بی‌بهره بود و از این رو مآل‌بینی و عاقبت‌اندیشی، حتی برای خود و اخلاف خویش، هم به خاطرش خطور نمی‌کرد.»
«چون این پادشاه را شخصا قوه متصرفه در امور جمهور نبود اگر وزیری کاردان و کافی او را دچار می‌شد، و خلوت او را صاف و پاک می‌کرد، رشته امور به این قسم‌ها از هم نمی‌گسیخت. در عهد این پادشاه در هیچ شعبه‌ای از شعبات دولتی و ملکی اصلاح نشده بلکه نسبت به ایام پدرش تمام خراب‌تر گردید. حکومت علانیه حراج و القاب و نیایش و فرامین به دست کهنه‌فروشان داخله و خارجه آشکارا به معرض بیع می‌رسید. اعتبار دستخط و فرامین دولتی یک دفعه زایل گردید.»
یکی از مورخین در توصیف این پادشاه چنین می‌نویسد: «آنچه را به زبان می‌گفت کله‌اش خبر نمی‌شد. خیلی مایل به تقلید از پدر بود ولی آن ماده وجودت را نداشت. یک مسافرت‌نامه هم نوشت. به تعزیه‌داری راغب معلوم می‌شد، در فن توپچیگری بی‌مهارت نبود. اگرچه مانند جدش محمدشاه موهوم پرست نبود ولی دماغش مانند پدر از خرافات صاف و پاک نبودی. شوق بسیار به گریه داشت و حکایات غریبه‌ای در این باب ذکر می‌نمایند.»
«این پادشاه خیلی بذال و منتها درجه جبان بود، از اغتصاب اموال رجال و متمولین مملکت و قتل نفس، بر خلاف پدر، اجتناب می‌نمود. جبنیت پادشاه عاقبت به حال ایران مفید واقع گردید که به یک جنبش ملی و مشروطیت سلطنت را تسلیم نمود. این پادشاه عاقبت به خیر شد و در آخر عمر جلب نام نیک کرد و محبوب‌القلوب رعایای خویش بلکه عامه نوع خواهان عالم گردید.»
«از تمام اجداد خود معارف دوست‌تر بود. به ترقی مملکت هم مایل‌تر بود ولو اندکی هم از اقتدارات او کاسته می‌شد، حرفی نداشت مشروط بر اینکه به دلخواه هر گونه تصرف در خزینه بخواهد بنماید.»
«در عهد این پادشاه آنچه رسما از ایران کاسته شد (فیضان‌رود) هیرمند بود که در تصفیه سرحدی سیستان و افغان قطع گردید و عثمانی هم به دعوی سرحدی به خاک ایران قدری تجاوز نمود. امتیازات بسیار مضر به خارجه داد منجمله حفر شوش کهنه برای آثار عتیقه به فرانسه، معادن نفت به انگلیس و غیره. اگرچه گفت‌وگوی بعضی از امتیازات در زمان ناصرالدین شاه شد ولی اتمام و اجرایش در عهد این پادشاه بود.»
با تمام اوصافی که از مظفرالدین شاه شد اما کار مهم وی که امضا و اعطای مشروطیت بود باعث شد که نام نیکی در تاریخ از خود به جای گذارد. بر خلاف خواست ناصرالدین شاه مردم به تدریج از کاستی‌های حکومت قاجاریه آگاه و خواستار اصلاح امور کشور شدند. با افزایش آگاهی جامعه درباره شیوه‌های حکومتی بهتر، در زمان سلطنت مظفرالدین شاه، پسر ناصرالدین شاه زمینه حرکتی مردمی برای دگرگون کردن نظام حکومتی ایران فراهم شد. مظفرالدین شاه که در زمان جلوس بر تخت پادشاهی چهل و چهار ساله بود، طبعی متفاوت با پدرانش داشت. وی با وجود داشتن سن زیاد و زندگی در کانون تحولات فکری و سیاسی یعنی تبریز، فردی نرم‌خو و ناتوان در اداره امور کشور بود.
اگرچه نرم‌خویی در عصر قاجار ویژگی‌ مطلوبی بود، اما چون این موضوع بیشتر به سود فرصت‌طلبان و سودجویان خارجی و داخلی تمام می‌شد، در عمل گسیختگی بیشتری را در اداره کشور سبب می‌گردید. سودجویان داخلی این وضع را برای تامین خواسته‌های خود مناسب می‌دیدند و بیگانگان آن را زمینه‌ای مساعد برای گسترش حضور و سلطه خود در ایران تلقی می‌کردند. مظفرالدین شاه هم به این که او را پادشاه ایران بدانند اما زندگی آرام خود را داشته باشد و گاهی هم برای تفریح و معالجه به اروپا سری بزند، راضی بود. گاهی نیز برای آن که ظاهر را حفظ کند، سخنانی را که نشانگر علاقه او به اصلاح امور کشور بود، بر زبان می‌آورد. در آخرین سال سلطنت مظفرالدین شاه (1285 ه.ش) مردم دریافتند که آفات وجود چنین حکومتی بیش از مزایای آن است. آنها چون استبداد پدران‌ شاه را هم تجربه کرده بودند، خواهان برقراری حکومتی بودند که از بار مشکلات‌شان بکاهد و خود نیز در آن نقشی داشته باشند. در این مکان، عمده‌ای از عاملان دینی و کسانی که با تحولات جدید جهانی آشنا بودند، هدایت مردم را به دست گرفتند و سرانجام مظفرالدین شاه را به ایجاد تغییراتی در نظام حکومتی وادار کردند. مهم‌ترین دستاورد این حرکت، پذیرش این موضوع بود که نمایندگانی از جانب مردم برای کشور قانون‌گذاری کنند و ناظر کارهای پادشاه باشند.
این همان «انقلاب مشروطیت» است. مظفرالدین شاه که به تازگی عمق حرکت انقلابی مردم را دریافته بود و هرگونه مخالفت با آن را موجب نابودی حکومت خود می‌دید، اعلام کرد که به خواسته‌های مردم عمل خواهد کرد. مجلسی با حضور نمایندگان تهران تشکیل شد تا در آینده نمایندگان شهرهای دیگر نیز به آنها بپیوندند. این حوادث (مهاجرت صغری _ مهاجرت کبری و ...) در سال 1285 ه.ش / 1324 ه.ق اتفاق افتاد و این سال به عنوان پیروزی انقلاب مشروطیت ایران شناخته شد. بعد از تشکیل مجلس، قدم مهم بعدی مشروطه‌خواهان تهیه و تدوین قانون اساسی بود؛ بنابراین،‌ تعدادی از سیاستمداران مشروطه‌خواه دست به کار شدند و پس از مدتی متن قانون اساسی را تهیه کردند. مظفرالدین شاه قانون اساسی را امضا کرد و ده روز پس از امضای آن درگذشت.
مظفرالدین شاه در بیست و چهارم ذی‌القعده _ شش ساعت از شب گذشته _ جان سپرد. وی به سبب اعطای مشروطیت مورد علاقه مردم بود. مجلس به پاس احترام او سه روز تعطیل کرد. مردم نیز با شور و سوزی زایدالوصف در مجالس عزای او شرکت کردند. مظفرالدین شاه مردی رئوف، مهربان، مایل به آسایش رعیت خود ولی ضعیف‌النفس و بی‌حال بود. از این جهت مغرضان بر او چیره گشتند و تا آنجا که توانستند، وی را از همراهی با ملت و اجرای عدالت باز داشتند. با همه این احوال، مظفرالدین شاه دست خود را به خون ملت آلوده نساخت و با صدور فرمان مشروطیت نام نیکی در تاریخ به جای نهاد. به همین اعتبار هم بود که مجلس ماده تاریخ فرمان مشروطیت را در عبارت (عدل مظفر) که به حساب ابجد 1324 می‌شود خلاصه کرد و آن را بر سردر مجلس نصب نمود.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 65   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله ناصرالدین شاه