فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله قیصر امین‏پور

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله قیصر امین‏پور دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

زندگینامه

 



قیصر امین‏پور متولد دوم اردیبهشت 1338 دزفول است .وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در گتوند و دزفول به پایان برد سپس به تهران آمد و دکترای خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران در سال 1376اخذ کرد. وی فعالیت هنری خود را از حوزه اندیشه و هنر اسلامی در سال 1358 آغاز کرد .

 

در سال 1367 سردبیر مجله سروش نوجوان شدو از همین سال تاکنون در دانشگاه الزهرا و دانشگاه تهران به تدریس اشتغال دارد.

 

در سال 1382 نیز به عنوان عضو فرهنگستان ادب و زبان فارسی انتخاب شد.
اولین مجموعه شعرش را با عنوان "تنفس صبح" که بخش عمده آن غزل بود و حدود بیست قطعه شعر آزاد؛ از سوى انتشارات حوزه هنرى در سال 63 منتشر کرد و در همین سال دومین مجموعه شعرش "در کوچه آفتاب" را در قطع پالتویى توسط انتشارات حوزه هنرى وابسته به سازمان تبلیغات اسلامى به بازار فرستاد.

 

در سال 1365 "منظومه ظهر روز دهم" توسط انتشارات برگ وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به بازار مى‏آید که شاعر در این منظومه 28 صفحه‏اى ظهر عاشورا، غوغاى کربلا و تنهایى عشق را به عنوان جوهره سروده بلندش در نظر مى‏گیرد. سال 69 برگزیده دو دفتر تنفس صبح و در کوچه آفتاب با عنوان »گزیده دو دفتر شعر« از سوى انتشارات سروش از وى منتشر مى‏شود. »
"آینه ‏هاى ناگهان" تحول کیفى و کمى امین‏پور را بازتاب مى‏دهد؛ در این مرحله امین‏پور به درک روشن‏ترى از شعر و ادبیات مى‏رسد. اشعار این دفتر نشان از تفکر و اندیشه‏اى مى‏دهد که در ساختارى نو عرضه مى‏شود. آینه ‏هاى ناگهان، امین‏پور را به عنوان شاعرى تأثیرگذار در طیف هنرمندان پیشرو انقلاب تثبیت مى‏کند و از آن سو نیز موجودیت شاعرى از نسل جدید به رسمیت شناخته مى‏شود.

 

در اواسط دهه هفتاد دومین دفتر از اشعار امین‏پور با عنوان "آینه ‏هاى ناگهان 2"منتشر مى‏شود که حاوى اشعارى است که بعدها در کتاب‏هاى درسى به عنوان نمونه ‏هایى از شعرهاى موفق نسل انقلاب مى‏آید.

 

در همین دوران است که برخى از اشعار وى همراه با موسیقى تبدیل به ترانه ‏هایى مى‏شود که زمزمه لب‏هاى پیر و جوان مى‏گردد. پس از تثبیت و اشتهار، ناشران معتبر بخش خصوصى علاقه خود را به چاپ اشعار امین‏پور نشان مى‏دهند و در اولین گام، انتشارات مروارید گزینه اشعار او را در کنار گزینه اشعار شاملو، فروغ، نیما و... به دست چاپ مى‏سپارد که در سال 78 به بازار مى‏آید. "گل‏ها همه آفتابگردانند" جدیدترین کتاب امین‏پور نیز در سال 81 از سوى انتشارات مروارید منتشر شد که به چاپ‏هاى متعدد رسید و با استقبال خوبى روبه‏رو شد.

 

دکتر قیصر امین ‏پور در سال 1382 علی رغم تمایلش از سردبیری سروش نوجوان استعفا داد ، و هم‏اکنون ضمن عضویت در فرهنگستان زبان و ادبیات فارسى؛ در دانشگاه تهران و الزهرا تدریس می کند وبه کارهاى پژوهشى مشغول است.

 


ویژگی سخن

 



قیصر امین پور پیش از آنکه به عنوان شاعر کودک و نوجوان به شمار آید در جامعه ادبی امروز به خاطر ویژگی های شعری اش شناخته شده است و شعرهای عمومی اش بیشتر از شعرهای کودکانه و نوجوانانه اش بر سر زبانهاست. از نیمه ی دوم دهه شصت بود که قیصر امین پور به ثبات زبان و اندیشه در شعرش دست یافت. هر چند جامعه ادبی او را به عنوان یک ادیب آکادمیک و استاد دانشگاه می شناسد ولی حوزه ادبیات کودکان و نوجوانان هنوز قیصر را از آن خود می داند. دو دفتر "به قول پرستو" و "مثل چشمه- مثل رود" آوازه خوبی دارند.

 

در طلیعه دفتر "به قول پرستو" شاعر با طرح چند پرسش ارتباط خود را با مخاطب آغاز می کند:

 

چرا مردم قفس را آفریدند؟ ----- چرا پروانه را از شاخه چیدند؟

 

چرا پروازها را پر شکستند؟----- چرا آوازها را سر بریدند؟

 

 

 

قالبهای مورد علاقه همین پور عبارتند ار:چهارپاره – غزل – دو بیتی- قالب نیمایی- مثنوی

 


ویژگی های شعری
الف: مضمون بکر

 

هوشیاری و دقت نظر امین پور از او شاعری مضمون یاب و نکته پرداز ساخته است. مضمون یابی و نکته پردازی او از نوعی نیست که وی را از واقعیت ها دور ساخته و نازک اندیشی های معما گونه را به ذهن و زبانش راه دهد. (مثل شاعران سبک هندی)

 

ویژگی زبان او در عین سادگی و روانی، از زیبایی چشمگیری برخوردار است.

 

مثلاً شعرهای لحظه سبز دعا- حضور لاله ها- لحظه شعر گفتن

 

ب: اندیشه های نو

 

یک تفکر سنتی در این مورد بر این باور است که هر چه بوده، گذشتگان و دیگران سروده و نوشته اند. پس آنچه سروده و نوشته می شود، تازگی و طراوت ندارد و دست کم تفسیری از آثار آنان است. اما پاسخی دیگر هست که می گوید: همه چیز را همگان دانند و همگان هنوز و به خلق و کشف مدام هنری باور دارند.

 

قیصر یکی از شاعرانی است که در این زمینه تلاش خوبی را سرگرفت.

 

در قطعه "راه بالا رفتن" این نوگرایی در مضمون و اندیشه دیده می شود.

 

ج: زبان امروزی

 

امین پور در شعرهایش می کوشد از زبان امروزی در نهایت سلاست و روانی استفاده کند و رعایت کامل قوانین بکار گرفتن فرهنگ کنایات و اصلاحات به جمعیت زبان او کمک می کند. او در شعر "بال های کودکی" بیش از هر شعری فرهنگ زبانی توده مردم را وارد کرده است.

 

د: گوناگونی موضوعات

 

موضوعات برگزیده او ،عام و متعلق به نوجوانان و مردم است و تازگی و طراوت خوبی دارند و این فعالیت و حجم ذهنیت او را نشان می دهد.

 

هـ: وزن

 

یکی از راههای ارتباط با کودکان و نوجوانان در شعر استفاده از وزن ریتمیک و واژه های موزون و خوش آهنگ است و امین پور از این اوزان و نیز دیگر اوزان برای عام در شعرهایش به تنوع استفاده کرده است.

 


نمونه شعر

 

خلاصه خوبیها برای امام خمینی، از کتاب تنفس صبح

 



لبخند تو خلاصه خوبیهاست ----- لختی بخند خنده گل زیباست

 

پیشانیت تنفس یک صبح است ----- صبحی که انتهای شب یلداست

 

در چشمت از حضور کبوترها----- هر لحظه مثل صحن حرم غوغاست

 

رنگین کمان عشق اهورایی----- از پشت شیشه دل تو پیداست

 

فریاد تو تلاطم یک طوفان----- آرامشت تلاوت یک دریاست

 

با ما بدون فاصله صحبت کن----- ای آن که ارتفاع تو دور از ماست

 

قصیر امین پور، در حوزه ی شعر کودک و نوجوان نامی آشناست ولی مانند بعضی از شاعران، در حوزه ی شعر کودک مکث چندانی از خود نشان نداد و بیشتر توجه خود را به نوجوانان معطوف داشت. نمونه آثار او در بخش شعر نوجوان: مثل چشمه، مثل رود(1368)- به قول پرستو(1375)- تنفس صبح(1363)- در کوچه انقلاب (1363)

 

راز زندگی: از کتاب به قول پرستو- نشر زلال- چاپ اول 1375

 

غنچه با دل گرفته گفت:
زندگی
لب زخنده بستن است
گوشه ای درون خود نشستن است
گل به خنده گفت
زندگی شکفتن است
با زبان سبز راز گفتن است
گفتگوی غنچه وگل از درون با غچه باز هم به گوش می رسد
تو چه فکر میکنی
کدام یک درست گفته اند
من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است
هر چه باشد اوگل است
گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


آثار
تنفس صبح

 

در کوچه آفتاب
مثل چشمه ، مثل رود

 

ظهر روز دهم

 

آینه‏ های ناگهان

 

گل‏ها همه آفتابگردانند

 

گزینه اشعار « مروارید »

 

بی بال پریدن

 

طوفان در پرانتز

 

به قول پرستو « مجموعه شعر نوجوان »

 

سنت و نو آوری در شعر معاصر

 

 

 


لحظه هاى کاغذى
- قیصر امین پور شاعر، ادیب و فارسى پژوه متولد ، 1338 گتوند خوزستان
- ترک تحصیل از رشته دامپزشکى دانشگاه تهران 1357
- ترک تحصیل از رشته علوم اجتماعى دانشگاه تهران 1363
- اخذ دکتراى ادبیات فارسى از دانشگاه تهران با راهنمایى دکتر شفیعى کدکنى 1376
- تدریس در دانشگاه الزهرا 70 - 1367
- تدریس در دانشگاه تهران 1370 تاکنون
- دبیر شعر هفته نامه سروش 71-60
- سردبیر ماهنامه ادبى - هنرى سروش نوجوان 83- 67
- عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسى
- برخى از آثار او عبارتند از: ظهر روز دهم (برنده جایزه جشنواره کتاب کانون پرورش فکرى) به قول پرستو (برنده جایزه جشنواره کتاب کانون پرورش فکرى) تنفس صبح، در کوچه آفتاب، منظومه روز دهم، توفان در پرانتز، بى بال پریدن، گلها همه آفتاب گردانند و...
- برنده تندیس مرغ آمین 1368
- برنده تندیس ماه طلایى (برگزیده شعر کودک و نوجوان 20 سال انقلاب)
اگر بخواهیم شعرى از جنگ بگوییم حتماً سرآمد شاعران آن، قیصر امین پور به یادمان خواهد آمد همانکه روزگارى براى من و هم نسلانم سروده بود:
مى خواستم شعرى براى جنگ بگویم
دیدم نمى شود
دیگر قلم زبان دلم نیست.
گفت:
باید زمین گذاشت قلم ها را
دیگر سلاح سرد سخن کار ساز نیست
باید براى جنگ
از لوله تفنگ بخوانم
با واژه فشنگ
قیصر امین پور در آستانه دهه پنجم عمرش اما دیگر به دنبال واژه و فشنگ نیست. چه مدتهاست که زادگاه و سرزمین مادرى اش به دور از «وضعیت خطر» و «آژیر قرمز» نفس مى کشد. با این همه گویى غبار آن سالهاى نه چندان همچنان بر چهره شاعر «خانه هاى خونین» و «عروسک خون آلود» تازه مانده که گاه به گاه به یاد آن ایام داغ ولى تازه مى کند. گر چه «این حرمهاى داغ دلش را دیوار هم توان شنیدن نداشته است.» از همین روست شاید که امین پور لحظه هاى کاغذى اش را مى سراید و مى گوید:
خسته ام از آرزوها، آرزوهاى شعارى
شوق پرواز مجازى، بال هاى استعارى
لحظه هاى کاغذى را روز و شب تکرار کردن
خاطرات بایگانى، زندگى هاى ادارى
آفتاب زرد وغمگین، پله هاى رو به پایین
سقف هاى سرد و سنگین، آسمان هاى اجارى
عصر جدول هاى خالى، پارک هاى این حوالى
پرسه هاى بى خیالى، نیمکت هاى خمارى
رونوشت روزها را روى هم سنجاق کردم:
شنبه هاى بى پناهى، جمعه هاى بى قرارى
عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزى، باد خواهد برد بارى
روى میز خالى من، صفحه باز حوادث
درستون تسلیت ها، نامى از مایادگارى
قیصر امین پور، چنانچه از شعرهایش مى آید، جنوبى است و اهل «گتوند». منطقه اى در محدوده دزفول. به همین خاطر هست که جنگ را مى توان در اشعار روزگار جوانى اش به دیده ذهن دید و پریشان شد و بارید. او که در سال 1338 متولد شده، تا سال 1357 در همان منطقه به تحصیل پرداخت و در این سال بود که براى ادامه تحصیلات و ورود به دانشگاه تهران عزیمت کرد.
امین پور جوان در بدو ورودش به تهران و آغاز تحصیلات دانشگاهى جذب حوزه هنرى آن سالها مى شود و آشنایى اش با شاعران جوانى که در حوزه هنرى گردآمده بودند او را به حضور در جمع آنان کشاند و باعث شد تا او تحت تأثیر یاران هم سلک و مرامش و به اشتیاق شاعرانگى هایش رشته تحصیلى اش را از علوم اجتماعى به ادبیات تغییر دهد.
او در سال 1366 به همراه دوستان نویسنده و شاعرش، بیوک ملکى و فریدون عموزاده خلیلى، نشریه سروش نوجوان را طراحى و منتشر کرد که تا چندى پیش هم انتشار این مجله و مسؤولیت قیصر امین پور در سمت سردبیرى ادامه داشت.
از سال 1367 امین پور تدریس در دانشگاه الزهرا را آغاز کرد و دبیرى بخش ادبیات فصلنامه هنر و مسؤولیت در دفتر شعر جوان را به کارهاى خود ضمیمه کرد که تاکنون ادامه دارد. امین پور در سال 1376 با دفاع از رساله خود با عنوان «سنت و نو آورى در شعر معاصر» که با راهنمایى دکتر محمدرضا شفیعى کدکنى به سامان رسیده بود و موفق به اخذ مدرک دکتراى ادبیات فارسى از دانشگاه تهران شد و بعدها این پایان نامه در شمارگان بالایى به چاپ رسید.
قیصر امین پور درباره این اثر مى گوید: « پیشنهاد بررسى درباره این موضوع از طرف استاد ارجمند دکتر شفیعى کدکنى بود و من از میان موضوعات مختلف، این موضوع را به ضرورت بحث سنت و نوآورى، براى پایان نامه دکترى برگزیدم.»(1)
او مى گوید: «دشوارى کار آنجا بود که چون من به نسلى آرمانگرا تعلق دارم و کار ادبى و خلاق را براى خود انجام مى دهم، شعرى که دلم مى خواهد مى نویسم و هیچ کس هم در آن دخالت ندارد، فکر کردم در کار تحقیقى هم مى شود، این گونه بود؛ اما چنین نبود.»(2)
او ادامه مى دهد:« به هر حال من، آدمى دوزیست بودم. هم در مطبوعات هستم و هم در دانشگاه. دانشگاه از من توقعى داشت و لابد انتظار داشت از چشم انداز سنت، نو آورى را بررسى کنم و دوستان مطبوعات بر عکس. بین این دو دیدگاه سرگردان بودن مشکل کار من بود و موقعى این مسأله حل شد که تصمیم گرفتم یک چشم سوم برگزینم و به قول گادامر یک جور فاصله گرایى.»(3)
با این همه آنچه پس از بررسى این کتاب نصیب خواننده مى شود، این موضوع است که امین پور در این کتاب قصد نداشته تا تاریخ معاصر ادبیات را به رشته تحریر درآورد. چه ،کار این کتاب به جاى اینکه تاریخ ادبیات باشد، این است که سنت و نو آورى را با توجه به تفکیک تعاریف سنت به معناى دینى و ادبى، به شکل دو عرصه لازم و ملزوم نگاه مى کند. او در این کتاب از نظریه پردازى پرهیز کرده و به بررسى مکاتب مختلف پرداخته است.
اهمیت این کتاب به زعم کسانى چون ضیاء موحد در آن است که بعد از حافظ تماماً نقد شعر ما تقلید و چسبیدن به قالبهاى آهنین تا دوره مشروطه است و کتابهاى شعر ما از اول تا زمان حاضر تماماً تکرار و امر به تقلیدات و اینکه مبادا پایتان را از سنت بیرون بگذارید.
موحد متذکر مى شود: اگر کسى عظمت نیما را با این کتاب نفهمد و متوجه نشود که جاى این آدم در تاریخ شعر ما کجاست، در جاى دیگرى نمى فهمد. من واقعاً بى طرفانه مى گویم که با این کتاب حق نیما ادا شده است.(4)
گرچه این کتاب در سال 1372 آماده به چاپ بود اما به اقتضاى اینگونه پژوهشهاى دانشگاهى دامنه موضوع معین و محدود بود و تبدیل آن به کتاب نیازمند گسترش و پرورش یا پردازش بیشتر بود. پس قیصر امین پور به امید ادامه پژوهش و کشاندن دامنه سخن تا شعر امروز و شاخه هاى گونه گونش، در چاپ آن تا سال 1383 دریغ کرد. با این همه خودش مى گوید: دریغا که در این درنگ 5 ساله، از بسیارى کار و گرفتارى و بیمارى و دیگر پیشامدهاى ناگوار روزگار، حتى فرصت و فراغت بازنگرى در آن را نداشته ام چه رسد به بازنگارى.

آثار قیصر امین پور در محافل و جشنواره هاى ادبى همواره مطرح بوده و هستند. چنانکه او درسال 1368 توانست تندیس مرغ آمین را از جایزه ویژه نیما دریافت کند و دو کتابش با نام هاى «ظهر روز دهم» و «به قولى پرستو» در همان سالهاى نشریعنى در سال هاى 1365 و 1375 جایزه جشنواره کتاب کانون پرورش فکرى کودکان و نوجوان را از آن خود کرد.
قیصر امین پور همچنین جایزه تندیس ماه طلایى را که به برگزیدگان شعر کودک و نوجوان 20 ساله اخیر تقدیم شده است، به دست آورده است.
درباره کتاب معروف او «سنت و نو آورى در شعر معاصر» برخى از اهالى شعر و ادب معتقدند که او درباره شاملو کمى بى عنایتى کرده و به حرفهاى اخوان بیشتر پرداخته که شاید مأخذ لازم را در اختیار نداشته و درباره بعضى ها هم مثل خانلرى و توللى، گزینش غیر لازم صورت گرفته است.
با این همه بسیارى از کارشناسان مثل محمود فتوحى معتقدند که این کتاب امین پور در نوع خودش اولین پژوهش جدى دانشگاهى است که به مسأله سنت و تجدد پرداخته است. او درباره این کتاب مى گوید: «بررسى کتاب را مى توان از سه نظر تاریخ ادبى، مدرنیزم و توهم مدرنیزم و جامعه شناسى ساختگراى تکوینى مورد بررسى قرار داد و به نظر من از فصل نهم تا پانزدهم کتاب ماهیتاً نگرش تاریخ ادبى دارد؛ اما شاهد آن سنت تاریخ نویسى که خلأیى 80 ساله محسوب مى شود، نیستیم و در این کتاب تا حدى جبران شده است. در حقیقت بخش هاى مغفول تاریخ ادبیات مورد توجه قرار گرفته است؛ مثلاً تقى رفعت، محمد مقدم و تندرکیا مورد توجه هستند؛ اما مثلاً پروین اعتصامى در این کتاب نمى تواند جایگاهى داشته باشد.»(5)
چنانچه پیش از این آمد امین پور محصول تلاش فکرى سالهاى 57 و نسل دوم انقلاب است. او که در سال 1357 زادگاهش را براى تحصیل در رشته دامپزشکى در دانشگاه تهران ترک کرده بود و پس از مدتى از این رشته انصراف داده بود و به رشته علوم اجتماعى نقل مکان کرده بود و باز هم این رشته را پس زد و در رشته موردعلاقه اش ادبیات سرانجام گرفته بود، در همان سالها در شکل گیرى حلقه هنرى و اندیشه اسلامى در حوزه هنرى با افرادى چون سید حسن حسینى، سلمان هراتى، محسن مخملباف، حسام الدین سراج، محمدعلى محمدى، یوسفعلى میر شکاک، حسین خسروجردى و ... همکارى داشت. گروهى که بنیانگذاران جوان حوزه هنرى نام گرفتند و بعد ترها چهره هایى چون سهیل محمودى، ساعد باقرى، عبدالملکیان، کاکایى و فاطمه راکعى و علیرضا قزوه نیز به آنان پیوستند. البته هشت
سال بعد یعنى در سال 1366 او به همراه بسیارى از هم دوره اى هایش، از حوزه هنرى خارج شد و 2 سال بعد به کمک دوستانش دفتر شعر جوان را راه اندازى کرد.

امین پور در دهه هاى دوم و سوم زندگى اش شاعرى انقلابى و جنگ زده مى نماید و شعرهاى دوران جنگش از نوادر ادبیات جنگ و پایدارى آن سالهاست. اوخودش در پاسخ به این سؤال که «قضاوت شما در مورد شعر دفاع مقدس از ابتدا تا کنون چیست؟» مى گوید: قضاوت به ویژه براى ادبیات و هنر دوره هاى خاص، بسیار دشوار است. منظور از دوره هاى خاص دوره هایى مانند مشروطیت، انقلاب، جنگ و دفاع مقدس است که انگار شعر و ادبیات در این دوره ها وظیفه، کار کرد و رسالت و در نتیجه گویى تعریف دیگرى پیدا مى کند. بنابراین اگر بخواهیم با همان معیارهاى آرمانى و همیشگى دوره هاى دیگر به سراغ این دوره ها برویم چه بسا که دست خالى بر گردیم و گمان کنیم که خبرى از هنر و ادبیات نبوده است. در حالى که در بررسى چنین دوره هایى بهتر است که به جاى نقد ایده آل به نقد رئال بیشتر بپردازیم. یعنى واقعگرایانه تر نگاه کنیم نه صرفاً آرمانى و ایده آل.
امین پور که تجربه تدریس و مقطع راهنمایى را در فاصله سال هاى 60 تا 62 در کارنامه خود دارد، از سال 67 نیز به تدریس در دانشگاه الزهرا پرداخت، اما شروع تدریس او در دانشگاه تهران به سال 1370 بر مى گردد که همچنان ادامه دارد.
فعالیت هاى قیصر امین پور سال گذشته از فعالیت هاى مطبوعاتى اش فاصله گرفت و از مهرماه سال گذشته نیز به همراه کامران فانى، حسن انورى، محمد على موحد، یدالله ثمره، سلیم نیسارى و هوشنگ مرادى کرمانى، به عضویت فرهنگستان زبان و ادب فارسى در آمد.
قیصر امین پور و اشعارش هر چه که باشند، نمونه کامل زبان نسل دوم انقلاب است. نسلى که از آرمان گرایى رفته رفته به واقع گرایى رخ پوشانده و همین واقع گرایى موجب نوشدن افکار و آراى آنها را داشته است. شاید به همین خاطر باشد که اشعار دهه آخر عمر امین پوربیش از پیش مورد استقبال و اشتیاق نسل سوم انقلاب قرار گرفته است و آنها در کتابخانه هاى خود لااقل یکى از دیوان هاى او را در کتابخانه خود به غنیمت برده اند. بهتر است مهرگان امروز را با یکى از اشعار امین پور به پایان و از خواندنش لذت ببریم:
سراپا اگر زرد وپژمرده ایم
ولى دل به پاییز نسپرده ایم
چوگلدان خالى لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
دلى سربلند و سرى سربه زیر
از این دست عمرى به سر برده ایم

 

 

 

 

 

یادداشتها :

 


لحظه دیدار، قیصر امین پور

 

بعضی از کلمات بر گردن آدمی حق حیات دارند وآدمی نمی‌داند که آنچه آموخته است از او آموخته است. بعضی از کلمات ٌ پاره های بودن ٌ آدمیند و چگونه می توانم ننویسم وقتی که یکی از پاره های بـودنم، پاره لحظـه سرودنم، نه، یکی از پـاره های دلم ، که ز تمام دلـــم عظیمتر و عزیزتر است، با لهجه ای نجیب در گوشم می گوید : بنویس!

 

و چنین است که پیش ازآنکه تردید را به تصمیم برسانم، دارم می نویسم: بعضی از کلمات کلمه نیستند، پاره خطی از سرنوشت تو هستند. قطعه ای ازتو، قطره ای ازخون تو… کلماتی که تو را بزرگ کرده اند.

 

وبعضی از کتابـها کتاب نیستند. یک دوره از خاطرات دستهای لـرزان تو بوده اند که در قطع جیبی پنهان می کردی. لابلای برگهای آن قد می کشیدی. بعضی از کتابها سطر سطر سرنوشت تو را رقم می زنند. این کتابها بر گردن تو حق دارند، بلکه واژهای آنها در رگهای گردنت جاری هسـتند. معلم ما بوده اند. معلمانی که بسیار بسیار شاگردان ناشناس دارند که هیچ گاه آنها را ندیده اند.

 

گیرم که آن چند جلسه را هم به کلاس درس او نرفته بودم و بر سر شعر ٌ مرد و مرکب ٌ و ٌ خوان هشتم ٌ با او چند و چون دانشجویانه نکرده بودم …که جوان بودم ولی جویای نام نبودم. دانشجوی جامعه شناسی بودم و در نتیجه به ادبیات بیشتر علاقه مند بودم و گهـگاه ر کلاس ادبیات معاصر شرکت می کردم. عروض را جند سال پیش از روی چند برگ مجله ای پیدا کرده بودم، آموخته بودم. اما عروض شعر نو را خوب نمی شناختم، تا اینکه اتفاقا مقاله نوعی وزن در شـعر فارسی را مثل یک قاره ناشناخته کشف کردم. همان چند سطر، چند سال مرا به جلو پرتاب کرد.

 

خلاصه یک نوجوان روستایی که دانشجوی آن کلاس هم نبود، آن روز وقت کلاس را به خود اختصاص داده بود. خوب یادم نیست ولی گویا کلماتی از قبیل شعر ، روایت، سمبولیسم، سیاست، مردم، عـــوام و خواص و …بین ما رد و بدل می شد. شاید بـــرای اینکه می خواستم بگویـم من هم این چیزها را می دانم. و او چه مهربانانه کلاس را رها کرده بود تا مرا مجاب کند. مرا که نگاهم مثل پروانه در فضای باغ او می گشت. مرا که فقط او را می دیدم و نمی شنیدم. و همین که حدیــث مهربانیش روی با من داشت برایم کافی بود.
یادم هست که در آخر صحبتهایش پرسید: تو خودت هم شعر می گویی؟

 

من درآنجا چیزی نگفتم، ولی بعد از کلاس دفتری از سیاه مشقهایم را به او دادم تا بخواند هفه بعد لحظه دیدار شاعر ٌ لحظه دیدار ٌ فرا رسید. روز زیبایی بود. ومــن باز گویی در جهان دیگری بودم. در سایه مجـسمه فردوسی ایستاده بودم که در آینه نمایان شد / با ابــر گیسوانش در باد و به سان رهنوردانی که در افسانه هـا گویند، گیسوانش را – چو شیری یالهاش – افشــاند: سلام بر شما از داخل کیفش دفترم را بیرون آورد و به من داد. ومن از نزدیک به هـمان تصویر دور خیره بودم. همان تصویری که نگاه نوجوانـی مرا بر روی جلد کتابهایش خیره می کرد. لحظه دیدار مثل لحظه دیدار کوتاه بود.

 

* * *

 

مگر می شود به لبها دستور داد که درست در ساعت هشت وسی دقیقه وسی ثانیه یک لبخند سی وپنج درجــه ای بزنند؟
مگر می شود برای شانه های شاعر بخشنامه ای صادر کرد درست سر یک ساعت معین را به گریه اختصاص دهند؟
شعر یعنی این! و شاعر یعنی دلی که دستور نمی گیرد. و دستی که فقط از دل دستور می گیرد. وگردنی که فقط در برابر راستی خم می شود.

 

پس زیبا باش، تا تو را بسرایند!
پس راست باش، تا تو را بسرایند!
تو می توانی هر شعری را که تو ر ا خوش نیامد، مچــاله کنی و دور بیندازی.
اما شاعر تنها چند برگ از تاریخ نیست که آن را از شیرازه جدا کنیم و به دورش افکنیم. مثل این است که بخواهی پاره ای از پوســــت و گوشت خویش را برکنی و به دور بیندازی.
با این خط کشی که تو در دست گرفته ای و هر چه را که از آن بلند تر یا کوتاهتر بنماید، قطع می کنی. با این قلمی که نه، با این تـــیغ، چه بازوها باید قلم شوند. بازوهایی که به راستی انگشت شمارند. اما این خط کش تو تا قوزک پای حلاج، نه، تا رد پای حلاج هم قـد نمی دهد. اگر دست تو بود، نه تنها دست و پای حلاج می بریـدی، بلکه از او جز سایه ای بر دارنمی ماند . اگر دست توبودعین القضات و شیخ اشراق را صد بار سنگسـار می کردی، بر دار می کردی. و حتی بوعلی و رازی و ملاصدرا و حافظ و مولوی وسعدی و …
چرا یک لحظه فکر نمیکنی که مـــــمکن است خط کش تو کوتاه باشد. وگرنه دیگران بی قواره نیستند.

 

دعا کنیم که روزی ، چشم، در دور تکامل خود به نقطای برسد که ذرات زیبایی را در صورت دشمن ببیند.
کجاست آن چشمی که بسراید با مطـــلع : آه دشمن زیبای من، تو را دیدم!
کجاست آن گوشی که بسراید: آه ، دشنام زیبا ، تو را شنیدم.

 

 

 

یک گفتگوی قدیمی با قیصر امین‌پور

عبدللله مقدمی: مرحوم قیصر امین‌پور معمولا تمایلی به گفتگو با رسانه‌ها نداشت. گفتگوی زیر از معدود گفتگوهای قیصر امین‌پور است که سال ۱۳۸۰ انجام شده و پیش از این در ماهنامه تجربی فرهنگی-ادبی کرک به شکل محدود منتشر شده است.

 


اخوان می‌خواست از یوش، پلی به توس بزند

 

باید خیلی مهربان باشی، تا ساعت‌ها بنشینی، حتی بایستی بدون اینکه کسی رسما دعوتت کند و به شعرهای جوان‌هایی گوش کنی که تو را و اشعارت را دوست دارند.
برای آنها حرف بزنی و به حرف‌هایشان گوش کنی. قیصر امین‌پور را کمتر کسی نمی‌شناسد. اما جوان‌ترها با شعرهایش بزرگ شده‌اند و هنوز نوای «حاصل جمع قطره‌ها و ...» در گوش‌شان طنین‌انداز روزهای خوش کودکی است.
علاقه‌ای به مصاحبه ندارد شاید به همین خاطر باشد که حضور استاد در مطبوعات و رادیو-تلویزیون سال‌هاست فقط به‌واسطه شعرهای زیبایش است.

 

می‌خواهمت، چنان‌که شب خسته را
می‌جویمت، چنان که لب تشنه آب را

 

حتی اگر نباشی می‌آفرینمت باز
چونان که التهاب بیابان سراب را

 

به هرحال گفتگویی را که می‌خوانید هیچ کس نمی‌توانست سبب شود به‌جز اخوان.

 

- استاد با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار نهادید. به عنوان اولین سوال می‌خواستم بپرسم چند سال شاگرد اخوان بودید؟

 

- رسما شاگرد ایشان نبودم. من آن موقع دانشجوی دامپزشکی بودم، بعد هم جامعه‌شناسی خواندم. کلاسی بود آن روزها در دانشگاه تهران که شعرهای نیما و پس از نیما را بررسی می‌کردند. من هم گاهی به صورت آزاد در کلاس‌های ایشان شرکت می‌کردم. در کلاس‌های استاد اخوان و دکتر شفیعی کدکنی که درس‌های مثنوی و حافظ و ادبیات معاصر داشتند حضور داشتم، اما حضور من کاملا آزاد بود.

 

- صدای اخوان، صدایی گرم و گیرا بود. می‌خواستم بپرسم برخورد ایشان با دانشجویانش چگونه بود؟

 

- خوب بود، بله! اتفاقا استاد صدای بسیار گرمی داشت، ولی خب خیلی لهجه مشهدی داشت و فکر می‌کنم به همین خاطر بود که کاست‌های شعرخوانی ایشان، به اندازه نوارهای مرحوم شاملو فروش نکرد. در عین حال که شعرهای عالی داشت و خوب هم می‌خواند. حتی در کلاس هم شعرهای نیما را با لهجه مشهدی می‌خواند و همین به نظر من برای دانشجویان بسیار خوب بود. یعنی حتی اگر بحث نمی‌کرد، همین که شعرهای نیما را با آن دست‌اندازهای زبانی برای دانشجویان درست می‌خواند، خیلی عالی بود.
توجه زیادی به دانشجویان داشت. موقع امتحان سوالات سنجیده‌ای از دانشجویان می‌کرد، و اینکه جواب آنها را به خوبی می‌داد. خود من با اینکه دانشجوی‌شان نبودم، ولی وقتی که یکی دو سوالی از ایشان می‌پرسیدم، ایشان چند دقیقه‌ای به من اختصاص می‌دادند.

 

- سوال بعدی من راجع به نقد اخوان است. نقدی که گاه صورت تندی به خود می‌گیرد. مانند نقد دکتر حمیدی شیرازی که در کتاب حریم سایه‌های سبز چاپ شده است. آیا استاد همیشه همانطور بیرحمانه نقد می‌کردند؟

 

- ویژگی که اخوان داشت این بود که ترکیبی از ادبیات کلاسیک و شعر جدید بود. یعنی وقتی به زبان اخوان نگاهی کنیم می‌بینیم که از آبشخورهایی سیراب شده است که زبان سهل و ممتنع سبک خراسانی دوم اینکه زبان ساده و مردمی دوره مشروطه مثل ایرج و بهار و ... و سوم زبان امروز را داشت. که به قول خودش می‌گفت: «می‌خواهم از یوش پلی به توس بزنم.» یعنی از دستاوردهای زبانی نیما استفاده کنم، در عین حال آنها را ربط بدهم به زبان فاخر و فخیم سبک کلاسیک خراسانی. که البته در این کار هم موفق بود. شما ببینید که اخوان صاحب سبک خاص خودش است و در این زمینه از کسی تقلید نکرده است. نقدش هم چون تربیت یافته انجمن‌های ادبی خراسان بود ترکیبی بود از نقد بلاغی و نقد ذوقی.
نقد بلاغی، نقدی بود که به آنها در مورد قوانین فصاحت و بلاغت در انجمن‌های ادبی به آنها می‌آموختند، بحث می‌کردند که این شعر ایهام دارد، ایجاز دارد، فصیح است، بلیغ است و از این‌جور بحث‌ها که در کتاب‌هایی مثل المعجم شمس قیس و چهار مقاله نظامی عروضی این مباحث وجود دارد. به‌اضافه ذوق خود اخوان، یعنی تربیت و دانش‌آموختگی‌اش از طریق نیما. اخوان یکی از اولین کسانی بود که توانست شعر نو را به جامعه ادبی بشناساند، حتی بیشتر از خود نیما. چون اخوان تربیت ذهن کلاسیک داشت و می‌دانست که سنتی‌ها از شعر چه توقعی دارند. از همان نقطه‌ها وارد می‌شد. مثلا در ابتدا می‌گفتند شعر نیما نه وزن دارد، نه قافیه، نه معنی و نه هنجار. و اخوان جواب می‌داد ۱-وزن دارد ۲-قافیه دارد ۳- معنا دارد ۴- فرم و ساختار دارد.
کسی بود که می‌دانست مشکل مخاطب برای درک شعر نو چیست و همانها را حل می‌کرد. در نتیجه بهترین مقاله‌ای که نوشت «نوعی وزن در شعر فارسی» بود که در مطبوعات آن دوره چاپ شد و بعد هم در کتاب «بدعت‌ها و بدایع نیما یوشیج» منتشر شد. وقتی نیما این مقاله را خواند، گفت «اخوان حلقه مفقود شعر کلاسیک و شعر نو را کشف کرد.»
این مقاله نشان داد که عروض و قافیه شمس قیس چطور تکامل یافته و رسیده به شعر نیما. دستگاه عروض و قافیه نیما را تبیین کرد، کاری که نیما قولش را داده بود، ولی هیچ گاه فرصت چاپ کتابی اینچنین را نداشت. البته در مقاله‌ها و یادداشت‌هایش، پراکنده به این موضوع اشاره کرده بود. ولی هیچ وقت اینها را نتوانسته بود به صورت یک مجموعه کامل و مستقل گردآوری کند.
قوانین عروض، پایان‌بندی مصرع‌ها، فرق شعرنو با مستزاد و بحرطویل و ... اخوان اینها را خیلی خوب روشن کرد و پلی خوب برای آشتی و آشنایی مخاطب فرهیخته و عام با شعر نیمایی بود.
به‌طوری که الان هم اگر کسی باشد که بخواهد با شعر نیمایی آشنا شود. به جای اینکه از او بخواهیم زبان سخت نیما را اول برو اخوان بخوان، بعد که با اخوان آشنا شدی می‌توانی شعر نیما را بخوانی.

 

- اشاره کردید به برخوردها. حالا می‌خواهم دقیق‌تر بشوم و راجع به حمید بپرسم. چرا اخوان و شاملو خیلی‌های دیگر اینقدر به حمیدی حمله می‌کردند؟

 

- چون حمیدی هم به آنها حمله می‌کرد.

 

- یعنی تقصیر حمیدی بود؟

 

- البته من که نمی‌توانم قضاوت کنم. این یک بحث تاریخی و سبک‌شناسی و ذوقی است.

 

- که آیا شما از اشعار حمیدی خوشان می‌آید یا نه؟

 

- به هر حال حمیدی هم شاعری بود که در حد خودش کارهایی کرده است و حتی نوآوری‌هایی هم داشته است. استحکام زبان و قالب و فرم و موضوعات تازه - که کمی هم تحت تاثیر رومانتیسم بود - را داشته است. اما خب ایشان روی قالب‌ها و قواعد خیلی متکی بود و از همان ناحیه با شعر نیمایی مخالف بود.

 

یعنی از همان کسانی بود که می‌گفت: شعر نیما نه وزن دارد، نه قافیه و نه فرم، فقط حمق دارد و بلاهت! بعد هم شاملو و اخوان که شاگردان نیما بودند جواب می دادند .ٌ یک بار هم حمیدی شاعر را بر دار شعر خویــش آونگ کردم"ٌ و نقد اخوان .

 

- استاد سوالی که می‌پرسم، بر می‌گردد به مقاله‌ای که یازده سال پیش نوشته بودید. در آنجا به برخورد با متفکران، شاعران و نویسندگان انتقاد کرده بودید، با توجه به اینکه در روزگار امروز هم شاهد چنین برخوردهایی هستیم که آخرین نمونه آن گستره تبلیغی مرگ شاملو بود .
دکتر! هنوز هم به آن حرفها معتقدید؟

 

- بله، صددرصد. اگر مـعتقد نبودم که نمی‌نوشتم. مخصوصا من آن مطـالب را موقعی نوشتم که این گونه حرف‌ها مد نبود. الان می‌بینید که خیلی از این حرفها –آزادی بیان، تکثر فرهنگی، آزادی سبک و اینها – مد شده است. که البته بد نیست، بودنش بهتر از نبودنش است. الان هم کماکان قضیه ادامه دارد. حالا مصداقهایش را خودتان پیدا کنید. چون اگر من بخواهم وارد بحث بشوم صحبت طولانی می‌شود.

 

- خبرهای ضد و نقیضی راجع به انتقال قبر استاد اخوان شنیده می‌شود می‌خواستم ببینم آیا خبر بیشتری دارید؟ یا اینکه نظر خاصی؟

 

- نظر خاصی ندارم، خوب بود با همکاری دوستان و شاگردان ایشان، دکتر شفیعی کدکنی، گرمارودی، خانواده و مسئولان ارشاد وقت، استاد را به جایی که می‌خواست منتقل کردند.

 

- الان، استاد! الان یعنی در سال 1380. این کار را می‌خواهند بکنند.

 

- نه! انجام شد. به توس منتقل شد.

 

- بله در توس که هست. اما چندی پیش در روزنامه آفتاب یزد خبری چاپ شده بود که خودشان هـم گفته بودنـد چندان مطمئن نیستند از این خبر و مثالی که آورده بودند این بود که: فلانـــی به خاطر اینکه ترساست، از قبرستان مسلمـانان بیرون می‌شود. یعنی بحث انتقال نیست، بلکه صحبت از بیرون کردن بود.

 

- نه! من اطلاعی از این قضیه ندارم پس اظهار نظری نمی‌کنم. چون اشکال بزرگ ما این است که در موضوعاتی که اطلاعی از آن نداریم دخالت می‌کنیم.

 

- به عنوان آخرین سوال راجع به اخوان، ایشان را در یک جمله تعریف کنید.

 

- سخت است، نمی توانم.

 

- حالا می‌خواهم چند سوال در مورد خودتـان بپرسم. پارسال خبرهایی راجع به بیماری شما در مطبوعات به چاپ رسید. می‌خواستم بپرسـم، الان وضعیت سلامتی شما چگونه است؟

 

- الان بد نیستم. اما من زیاد دوست ندارم درباره مسائل شخصـی صحبت بکنم. هر کس مشکلاتی دارد. من هم مشکلاتی دارم. من دعا می‌کنم، شما هم دعا کنید بهبود پیدا کنم.

 

- انشاا… . سوال بعدی اینکه آخرین حضور شما در صفحه تلویزیون ملی کی بود؟

 

- یادم نمی‌آید. چون هیچ وقت به صورت رسمی در هیچ برنامه تلویزیونی شرکت نکردم.

 

- یعنی خودتان نخواستید؟

 

(با خنده) بلد نیستم. اصلا روحیه‌اش را ندارم. خوشبختــانه یا متاسفانه از این سعادت محرومم. هر کجا هم بوده تصـادفی بوده است، که من یادم نیست. ولی شاید در آینـده بـشود. البته درخواستهایی بوده، ولی من چون عادت ندارم به این کارها، نه در مطبوعات، نه کتابها و نه تلویزیون. سعی می‌کنم زیاد حرف نزنم. (حالا شما دارید از من حرف می‌کشید!) چون آدم اگر کار بلـد باشد کار می‌کند. حرف را همیشه می‌توان زد.

 

- آقای امین پور ما منتظر شعرهای جدید شما هستیم، تا کی باید صبر کنیم ؟

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  37 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله قیصر امین‏پور

دانلودمقاله گزارش کارآموزی در صندوق قرض الحسنه

اختصاصی از فی ژوو دانلودمقاله گزارش کارآموزی در صندوق قرض الحسنه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 


تعریف بانک :

 

بانک ها در قرون هفدهم و هجدهم و نوزدهم میلادی بانک ناشر اسکناس ، بانک سپرده ، بانک پس انداز ، بانک سرمایه گذار ، بانک منطقه ای ، بانک رهنی ، بانک استقراضی ، بانک تخصصی ، بانک مشاوره ای ، بانک تجاری خارجی و غیره بودند .
از ابتدای قرن بیستم در کشورهای توسعه یافته صحبت از نظام بانکی شد . بدین ترتیب واژه نظام بانکی مطرح گردید . منظور از نظام بانکی آن است که سازمان بانکی بانکی کشور باید تابع نظام و قوانین و مقررات معینی باشد . بدون وجود یک نظام بانکی کارا موضوع پیشرفته و توسعه اقتصادی به سهولت حاصل نخواهد شد . به طور خلاصه امروزه کشورها دارای یک نظام بانکی هستند . همان گونه که کشورها از لحاظ اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی از یکدیگر تمیز داده می شوند . این موضوع در خصوص نظام بانکی نیز مصداق دارد اما گذشته از مبحث مالکیت و مدیریت بانک ها اصولأ سازمان بانکی کشورها از بانک مرکزی و بانک های تجاری و غیره تجاری تشکیل می شوند .
بانک یک مؤسسه مالی واسته است که اصولأ وجوه اشخاص را تحت عنوان سپرده دریافت و این وجوه را در اشکال وام و اعتبار ـ تنزیل بروات تجارتی ـ خرید اوراق بهادار مصرف می نماید . یک وظیفه مهم بانک افتتاح حساب جاری و پرداخت و انتقال وجوه توسط چک می باشد سایر وظایف و عملیات مهم و اساسی بانک ارائه خدمات ارزی به مشتریان ـ تأمین مالی معاملات خارجی ـ عملیات در بازار پول و بالاخره ارائه خدمات مالی مشاوره ای می باشد بدیهی است حتی در سیستم های مالی پیشرفته فقط برخی از مؤسسه ها تمام یا اکثر عملیات فوق را انجام می دهند .
در هر کشوری به منظور تفکیک بانک ها از سایر مؤسسه های مالی لازم است واجه بانک در قانون پولی و بانکی تعریف شود .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


:تحول و تکامل بانک و بانکداری
بانک در اصل به عنوان محل حفظ و حراست اشیاء قیمتی ریشه دینی دارد . زیرا در یونان باستان افراد ثروتمند جواهرات و سایر اشیاء قیمتی خویش را به منظور حفظ از دستبرد سارقان با پرداخت کارمزدی به امانت به محل های امن یعنی معابد می سپردند . معابد بخشی از سپرده های مورد اشاره را در قبال دریافت مازادی به افراد نیازمند برای مدت معینی قرض می دادند . بدین ترتیب معابد هم به ثروت خود می افزودند و هم به زعم خویش به تأمین نیاز نیازمندان همراه با جلب رضایت وام گیرندگان به عظمت خدای خود کمک می کردند . بدین سان معابد نخستین وام دهندگان معرفی شدند از این رو برخی معتقدند که قبل از پیدایش پول بانک یعنی محل حفظ اشیاء قیمتی و اعطای وام وجود داشته است .
به مرور ملاکان و تجار و خلاصه زراندوزان دریافتند که می توانند با اقدام مشابه معابد ثروت خویش را افزایش دهند . روشن است در این اوضاع و احوال رقابت و تنازع بین زراندوزان و معابد اجتناب ناپذیر می گردد . اما مقامات کشوری و دینی مراقبت می نمودند تا موضوع تحت کنترل باشد . لیکن همراه با تداوم جریان مذکور جامعه به سوی دو قطبی شدن ، بانکداران ثروتمند و تهیدستان کثیر ، سیر می نماید . این وضع موجب بروز مشکلات اجتماعی عظیمی شده و با انتقادهایی همراه می شود . لذا ارسطو در قرن چهارم قبل از میلاد در کتاب « سیاست » خویش ، حتی اصل بهره را هم رد می کند و توضیح می دهد که خاصیت پول در این است که ثابت باقی بماند ، نه این که در طول زمان افزایش یابد از خانه یا زمین به صورت منطقی ممکن است عوایدی حاصل شود اما این موضوع در مورد پول صادق نیست به عبارت دیگر پول سترون و نازاست .
در تکامل بانکداری جدید به عنوان یک حرفه مستقل لومباردهای ایتالیایی و زرگرهای لندنی نقش برجسته ای ایفا نمودند . انتشار اسناد رسید که شکل خام اسکناس بود ، افتتاح حساب جاری ، جمع آوری نقود و پرداخت وام به متقاضیان اخذ وثیقه ، وصول اصل و بهره وام در سررسید و نیز پرداخت بهره به سپرده گذاران نشان می دهد که دو گروه مورد اشاره به عنوان واسطه وجوه که وظیفه اساسی بانک های بازرگانی است اقدام می نمودند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تعریف پول :
پول چیست ؟

 

واژه پول برای اقتصاددانان دقیق و محدود نیست . در مکالمات روزمره واژه پول مفاهیم متفاوتی دارد . یکی از این مفاهیم فقط اسکناس رایج را شامل می شود مانند این که از شما سؤال می شود آیا با خودت پول داری ؟ اما در اقتصاد جدید پول فقط به سکه و اسکناس رایج محدود نمی شود زیرا اسکناس و سپرده های قابل برداشت با چک کار یکسانی را انجام می دهند .
از اسکناس و سپرده های مورد اشاره برای پرداخت بهاء کالاها و خدمات استفاده می شود . هر چند عملأ تفاوت های جزیی ، از نقطه نظر پرداخت ، بین اسکناس و چک وجود دارد مثلأ خرید های جزیی مانند خرید بلیط اتوبوس ـ روزنامه ـ سیگار ـ کرایه تاکسی و غیره با چک عملی نیست اگر چه ممکن است در برخی از معاملات کلان نیز چک پذیرفته نشود . البته این هم واقعیت دارد که اگر کسی بخواهد فرضأ 10 میلیون دلار سهام بخرد با پرداخت اسکناس عملی نیست .
در حالی که مفهوم پول به معنی اسکناس خیلی محدود است در مقابل مفهوم پول مترادف با ثروت بسیار گسترده است مثلأ وقتی گفته می شود فلانی پول دار است معنای آن این است که ثروتمند می باشد . اگر این مفهوم در اقتصاد به کار گرفته شود در این صورت پول شامل مستغلات ـ اتومبیل ـ سهام ـ اوراق قرضه ـ اوراق مشارکت و خلاصه همه انواع ثروت و دارایی را شامل می گردد .
در اقتصاد جدید اقتصاددانان پول را بر اساس وظایفی که به آن محول شده است تعریف می نمایند .
وظایف پول :
الف ـ پول معیار واحد ارزش و محاسبه ارزش :
یکی از اساسی ترین وظایف پول معیار و واحد اندازه گیری ارزشهای اقتصادی می باشد .
نقش محاسباتی پول موجب می گردد تا کلیه کالاها و خدمات را بتوان با یکدیگر مقایسه نمود .
پول موجب می گردد تا بتوانیم اقلام مختلف را ارزیابی و با یکدیگر مقایسه کنیم . هرگز نقش پول به عنوان یک معیار ارزش را نباید از یاد برد . برای انجام امر داد و ستد ابتدا ارزش کالاها و خدمات لازمست به پول سنجیده و تعیین شوند .

 

 

 

 

 

پول مقیاسی است که به اشخاص امکان می دهد قیمت های نسبی کالاها و خدمات مختلف را با یکدیگر مقایسه و نتیجه گیری نمایند کدام کالا یا خدمت گران تر است .
ب ـ پول وسیله مبادله است : پس از اینکه ارزش کالاها و خدمات بر حسب واحد پول بیان شد امر مبادله به سهولت قابل انجام است . در این وضعیت خریداران و فروشندگان آماده اند تا کالاها و خدمات مورد داد و ستد را با پول معاوضه نمایند .
حاصل وجود پول به عنوان واسطه انجام معاملات و مبادلات تخصصی شدن اقتصاد است . با تخصصی شدن اقتصاد کارایی اقتصاد افزایش می یابد و به طور خلاصه وجود پول انجام مبادله را به مراتب ساده تر و سریع تر و کم هزینه تر از زمانی که نباشد می نماید . با وجود پول مکانیسم مبادله کارایی اقتصادی را بالا می برد و بدون وجود یک سیستم مبادله کارامد کارایی سیستم اقتصادی پایین خواهد بود .
ج ـ پول وسیله پس انداز ارزشهای اقتصادی است : پول در صورتی می تواند وسیله مبادله باشد که بتواند این وظیفه سوم یعنی وسیله پس انداز و ذخیره ارزش های اقتصادی تلقی گردد .
د ـ پول وسیله پرداخت های آتی : چهارمین وظیفه پول پرداخت های آتی است . روشن است در صورتی از پول به عنوان وسیله پرداخت و محاسبه در انعقاد و اجرای قراردادهای مدت دار استفاده خواهد شد که پول بتواند وظایف سه گانه یاد شده را انجام دهد . از این رو به نظر می رسد این وظیفه پول از اهمیتی هم پای وظایف بیان شده برخوردار نباشد .

 

ه ـ پول ابزار اجرای سیاست های اقتصادی :
چهار وظیفه پیش گفته شده وظایفی است که پول از دید اقتصاد خرد باید داشته باشد و در واقع وسیله تشخیص پول می باشند لیکن آنچه امروزه اهمیت پول را چندین برابر نموده است نقشی است که پول از لحاظ اقتصاد کلان دارا می باشد . در واقع به زعم اقتصاددانان جدید در نظام پول اعتباری است که نقش ذاتی و اصلی پول مشخص می گردد . از این نظر پول اهرم فرماندهی و یکی از ابزارهای مهم و اساسی اجرای سیاست های اقتصادی دولت است . و در واقع اهمیت پول از نقطه نظر نقش مهمی است که پول از دید اقتصاد کلان ایفا می نماید می باشد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


اسناد تجارتی :

 

اسناد تجارتی از جمله اسناد عادی هستند که موجب تسهیل معاملات و رونق امر تجارت می گردند . اسناد تجارتی اوراقی هستند که مبالغ مندرج در این اوراق به سهولت قابل نقل و انتقال است . از این رو تجار از اوراق موصوف برای نقل و انتقال وجوه که هم راحت تر و مطمئن تر می باشند استفاده می نمایند . در واقع تجار خریدار یا واردکننده کالا به فروشنده یا صادرکننده کالا ممکن است در کشور دیگری باشد به جای وجه نقد اسناد تجارتی می دهد . دریافت کننده اسناد تجارتی می تواند مبالغ مندرج در اسناد مذکور را به آسانی به دیگری انتقال دهد . بدیهی است دارنده سند تجارتی در صورت نیاز به وجه نقد می تواند به متعهد یا به بانک مراجعه و وجه مذبور را دریافت دارد .
اسناد تجارتی شامل برات ، سفته ، چک ، سهام ، اوراق قرضه ، اسناد خزانه ، انواع بارنامه و رسید انبار می گردد . از یک نظر این اسناد تجارتی به سه دسته اساسی زیر قابل تفکیک و قسمت پذیری هستند :
ـ دسته اول اسناد تجارتی که مبین وجه نقد می باشند این دسته شامل برات ، سفته و چک می گردد . به این دسته اوراق تجاری هم اطلاق می شود .
ـ دسته دوم اسناد تجارتی که در بورس اوراق بهادار قابل معامله می باشند . این دسته شامل سهام ، اوراق قرضه و اسناد خزانه می گردد . به این دسته اوراق بهادار اطلاق می شود .

 

ـ دسته سوم اسناد تجارتی که نشان دهنده حق عینی دارنده اش نسبت به کالاهای معینی در کشتی ، هواپیما ، واگن راه آهن ، کامیون یا انبار می گردد .
اسناد تجارتی دسته اول با سرعت و سهولت بیشتری نسبت به سایر اسناد به وجه نقد تبدیل می شوند . اسناد تجارتی در معاملات جایگزین اسکناس و مسکوک می گردند . در مورد تفاوت بین اسکناس و اسناد تجاری باید متذکر شد که اسکناس برای مدت نامحدود توسط بانک مرکزی با مبالغ مساوی و ارقام صحیح و غیر اعشاری منتشر می گردد و اعتبار آن بستگی به اعتبار دولت دارد در صورتی که اعتبار اسناد تجارتی بستگی به اعتبار متعهد آن اسناد دارد . بعلاوه اسناد تجارتی برای مدت معینی و با هر مبلغی اعم از صحیح و اعشاری قابل صدور هستند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برات :
برات نوشته ای است که به موجب آن شخصی که برات کش یا برات دهنده یا محیل نامیده می شود معمولأ به یکی از بدهکاران خود یعنی برات گیر یا محال علیه دستور می دهد تا مبلغ معینی را در موعد یا سررسید معین در وجه شخص ثالثی که دارنده برات یا محال علیه یا محتال نامیده می شود و یا به حواله کرد او پرداخت نماید .
نحوه استفاده از برات که به ویژه در تجارت جهانی مورد استفاده قرار می گیرد بدین ترتیب است که صادر کننده کالا یا فروشنده کالا همزمان با صدور کالا براتی به عهده خریدار یا وارد کننده کالا می کشد تا با رویت و نوشتن قبولی در برات مبلغ مندرج در آن را که در واقع ثمن معامله است به شخص ثالث یا دارنده برات پرداخت کند .
برات وقتی معتبر است که شرایط شکلی زیر در آن رعایت شده باشد :
1 ـ قید کلمه برات در ورقه برات : در ورقه برات باید واژه برات در متن آن و به همان زبانی که برات تنظیم می شود قید گردد .
2 ـ تاریخ تحریر برات : ذکر تاریخ تحریر برات به روز و ماه و سال با تمام حروف الزامی است .

 

 

 


3 ـ ذکر اسم شخص برات گیر: نام شخص برات گیر یا محال علیه باید در متن برات قید گردد .
4 ـ تعیین مبلغ قابل تأدیه : مبلغی که برات قابل پرداخت است باید در متن برات قید گردد .

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 33   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله گزارش کارآموزی در صندوق قرض الحسنه

دانلود مقاله تهاجم فرهنگی و راهکارهای مقابله با آن

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله تهاجم فرهنگی و راهکارهای مقابله با آن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

پیشگفتار:
فرهنگ از مقولات سهل و ممتنع است که هم می توان برخورد سطحی و صوری با آن کرد و هم می توان به ذات معنایی و لایه های تو در تو، پیچیده و ظریف آن نظر افکند. هم می توان به مثابه یک ناظر صرف، از بیرون به آن نگریست و درباره آن به داوری نشست و هم می توان به عنوان یک ناظر بازیگر به اعماق و لایه های درونی آن دست یافت. اگر فرهنگ را " معرفت مشترک" تعریف کنیم و لایه های آن را از عمیق ترین تا سطحی ترین لایه به ترتیب جهان بینی، ارزش، هنجار، نماد ، تکنولوژی مادی (مهارت به کارگیری و ساخت اشیاء ) و تکنولوژی اجتماعی (مدیریت و سازماندهی اجتماعی) بدانیم، به طور قطع ، فهم و درک عمیق لایه های گوناگون فرهنگ، روش شناسی متناظر و متناسب با خود را می طلبد و این امر مستلزم شناخت پارادایم های شناخت شناسی، مفروضات هستی شنانختی آنها و اطلاع از توانمندی تکنیک های هر کدام از این روش شناسی هاست.
با هر پارادایم و تکنیکی نمی توان به لایه های زیرین فرهنگ، به ویژه در سطوح جهان بینی و ارزش ها دست یافت مقاله فرهنگ شناسی، ضمن مرور بر تعاریف مختلف فرهنگ (عمومی) و ارائه تعریف پیشنهادی به بحث در مورد نحله های گوناگون شناخت شناسی و ملزومات هستی شناختی و تناسب آنها برای مطالعه فرهنگ می پردازد.
بدون تردید توجه به فرهنگ و هویت فرهنگی و تاریخی به عنوان عمیق ترین لایه نظام اجتماعی در تحولات و دگرگونی های اجتماعی و سیاستگذاری ها و رفتارهای اجتماعی لازمه پویایی و بقاء یک نظام اجتماعی است. تاریخ یکصد ساله ایران گواهی است روش بر اهمیت فرهنگ و هویت دینی و تأثیر آن بر میزان موفقیت سیاست های اقتصادی، فرهنگی و حتی برنامه های سیاسی هر زمان بیگانه با فرهنگ و هویت این مرز وبوم بوده ایم ، حاصلی جز ناکامی و شکست نداشته ایم. همان گونه که اشاره شد دست یابی به حاق و ذات بنیادین فرهنگ نیز کاری سهل الوصول نبوده و نیازمند روش شناسی مناسب و تحقیقات بنیادین و گسترده است.
مقاله تاملی بر نقش نهادهای مردمی در همبستگی اجتماعی، ضمن ریشه یابی یکی از مؤلفه های فرهنگ، یعنی هنجارها و نهادهای اجتماعی و مرور بر کارکردها و تنوع آنها به نقش تعیین کننده آنها در ایجاد همبستگی اجتماعی و تحکیم هویت اجتماعی در سطوح مختلف می پردازد. تعامل و تعاطی فرهنگ و جامعه و ارتباطات فرافرهنگی و فراجامعه ای یکی دیگر از محورهای این مقاله است که ناظر به تغییر و تحول نهادهای اجتماعی و معنادار بودن این تغییر و تحول برای گروه ها و اقشار مختلف است.
این مقاله ضمن پرداختن به تعریف خرده فرهنگها و عوامل پیدایی و تنوع آنها، عامل انسانی دست یابی به وفاق اجتماعی و پایدار را در توجه به حق اجتماعی و مشارکت توسط سیاستگذاران و دولتمردان می داند. این مقاله با توجه به فرآیند تمایز یافتگی در جامعه ، شکل گیری خرده فرهنگ ها را امری اجتناب ناپذیر می داند و رویش و تقویت آنها به ویژه در بعد انجمنی و مدنی با عنایت به فرآیند انسجام و وحدت نمادین در جامعه را توصیه می کند.
در اینجا فرصت را مغتنم شمرده و از تمامی کسانی که مرا در تهیه این پژوهش یاری رساندند تقدیر و تشکر نمایم.
رحیمه رضایی

 

 

 

 

 

مقدمه :
واقع آن است که فرهنگ عمومی یکی از پر رمز و رازترین مفاهیم است و اگربتوان مفهوم سهل و ممتنع را برای پدیده ای انسانی به کار گرفت ، عمده ترین مصداق آن فرهنگ عمومی یا در کل، فرهنگ است که هم می شود برخورد روزمره ای و ساده با آن کرد و هم می توان حق مطلب را در خصوص آن ادا کرد و سعی کرد با توجه به لایه های تو در تو، پنهانی و عمیق فرهنگ، به کنه و اعماق آن پی برد . دست یابی به اعماق فرهنگ نیز با کارهای تحقیقاتی روزمره، امکانپذیر نیست. با پر کردن چند پرسشنامه و پرسش چند سئوال از مردم که در واقع وجه سطحی و رویینی از رفتار آنها را می سنجد، به هیچ وجه نمی توان به لایه های عمیق فرهنگ عمومی پی برد و اگر می خواهیم برنامه ریزی فرهنگی درخدمت اهداف متعالی جامعه داشته باشیم، بدون شناخت این لایه ها، امکان پذیر نیست.
سال هاست که درسیاست های فرهنگی کشور به ندرت شاهد نگاه کیفی و عمیق به فرهنگ هستیم و همواره نگاه غالب، نگاه کمی به فرهنگ بوده است. در هشت سال گذشته تحت عنوان توسعه فرهنگی و فرهنگ توسعه سعی کرده اند تا از بالا و از بیرون به فرهنگ نگاه کنند و برخلاف دهه اول انقلاب، آن را عقب مانده و ضد توسعه جلوه دهند. حال آنکه فرهنگ از درون باید مطالعه شود. باید در نگاه مردم، در تعبیر و تفسیر مردم، در فهم مردم و در نحوه استدلال مردم شریک بود و این امکان ندارد جز با ممارست های طولانی تاریخی و انتخاب روش های مطالعه مناسب .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


مفهوم تهاجم فرهنگی :
تهاجم فرهنگی عبارت است از تلاش برنامه ریزی شده و سازمان یافته تمام یا بخشی از یک یا چند گروه اجتماعی- فرهنگی یا ملت یا جامعه یا تمدن و یا دولت. برای تحصیل مبانی و اصول اجتماعی، باورها، ارزش ها، اخلاقیات و رفتارهای مورد نظر خویش بر سایر گروهها و جوامع و ارائه اطلاعات انبوه به ملت ها و تغییر در نظام و ارزش هایشان به طوری که تصمیم گیری ها در کشور مورد تهاجم ، منجر به تامین سیاسی و اقتصادی و ... کشورهایی بشود که از این حربه استفاده می کنند.
هدف از تهاجم فرهنگی، کنترل فرایند تصمیم گیری و شیوه اطلاع رسانی و تغییر در نظام ارزش هاست که منجر به استیلای سیاسی و اقتصادی آنها می شود . بدین ترتیب که «مهاجم فرهنگی» سعی می کند با استفاده از برتری اقتصادی، سیاسی، نظامی، اجتماعی و فن آوری به مبانی اندیشه و رفتار یک ملت هجوم آورده و با تهدید، تضعیف، تحریف و احیاناً نفی و طرد آنها، زمینه حاکمیت اندیشه، ارزش ها، و رفتارهای مطلوب خویش را فراهم آورد. اساسا کالاهای فرهنگی این گروه، دو دسته است که یکی مصرف داخلی دارد و دیگری کالاهای صادراتی است که پوچ گرایی و فساد را رواج می دهد و در واقع در اثر تهاجم این نوع اخیر از کالاها در کشورهای مقصد، فرهنگ مهاجم در این کشورها راه می یابد برای مثال می توان به ویژگی اخلاق کار اشاره نمود که هیچ گاه به کشورهای مورد تهاجم منتقل نشده است. این ترویج از طریق زور نیست بلکه با بهره گیری از قوانین بازتابهای شرطی است که انسان بر طبق آن به محرک های خارجی پاسخ می دهد.
بنابراین، تهاجم فرهنگی به مفهوم نفی هویت فرهنگی و ملی کشور مورد هجوم ، برای برقرار کردن سلطۀ فکری و فرهنگی از طریق تغییر باورها، رفتارها، روش ها و آداب و رسوم زندگی فردی و اجتماعی آن ملت، منطبق با الگوریتم های فرهنگ مهاجم خواهد بود.
خرده فرهنگ ها
در درون هر فرهنگ الگوهای متنوعی قابل مشاهده است که جامعه و شناختی به آنها «خرده فرهنگ» می گوید. خرده فرهنگ، فرهنگ بخشی از جامعه است که در عین اینکه با فرهنگ کل جامعه پیوند دارد، دارای ویژگی های منحصر به خود نیز می باشد. تنوع خرده فرهنگ ها که گاه توام با تعارض با یکدیگر نیز هست می تواند زمینه ساز تهاجم فرهنگی باشد. اگر تمدن و مدنیت پذیری را مجموعه ای از اندوخته های معنوی و مادی جامعه بدانیم خرده فرهنگ ها بخشی از مدنیت و تمدن جامعه را شامل می شوند که اسباب گسست فرهنگی را فراهم می آورند .
ویژگی های تهاجم فرهنگی در جامعه دارای دو بعد سخت افزاری یا ساختاری (اسباب تهاجم فرهنگی) و بعد کارکردی (شامل زمینه های بروز تهاجم فرهنگی) است. بعد کارکردی دارای دو بخش است که بخش دوم آن نیز به شرح زیر دارای تقسیماتی است:
1- خانواده
2- جامعه
1-2- کودکان (دختران ، پسران)
2-2- نوجوانان (دختران ، پسران)
3-2 – جوانان (دختران، پسران)
4-2- جامعه زنان (مادران)
5-2- جامعه مردان (پدران)
هر یک از این زیر گروهها دارای خرده فرهنگ هایی هستند که عموما در تعارض با یکدیگر عمل می کنند. حوزه تأثیر پذیری تهاجم فرهنگی از طریق خرده فرهنگ ها را می توان در عدم دستیابی به عزم و وحدت ملی بازشناخت.

تهاجم و تبادل فرهنگی
فرهنگ در وجه پویایی و خلاقیت، کارکردهای متفاوتی دارد. تبادل و تعامل فرهنگی از جمله این کارکردهاست. آنچه ما تهاجم فرهنگی می خوانیم، وجهی خاص از کارکردویژه یک فرهنگ در برابر فرهنگ دیگر است، وجهی که در آن فرهنگ مهاجم با تلاش برای تسلط بر فرهنگ مورد تهاجم، فرایند دو سویه تعامل را به کشمکش مخرب بدل می کند. کارکرد این فرایند به لحاظ تبیین یکی از ویژگی های مهم فرهنگ ها، یعنی تبادل و تعامل بهتر شایان درک خواهد بود.
- تبادل فرهنگی، آموختن و فراگرفتن انتخابی پاره ای از اندیشه ها و رفتارها از فرهنگ های دیگر به وسیله عموم از افراد یک جامعه است.
- در تبادل فرهنگی ، هدف بارور کردن و کامل نمودن فرهنگ ملی است، ولی هدف تهاجم فرهنگی، تسلط بر فرهنگ دیگر و خود باخته و دنباله رو نمودن آن و احیانا از بین بردن فرهنگ دیگر است.
-تبادل فرهنگی، با آگاهی و اراده است، ولی تهاجم فرهنگی با تحمیل خود آگاهانه یا ناخودآگاهانه انجام می شود.
- در تبادل فرهنگی، فرهنگ ها گیرندۀ عناصر مطلوب فرهنگی یگدیگرند، اما در تهاجم فرهنگی، فرهنگ مهاجم، هنجارها، باورها و ارزش های خود را که در فرهنگ مورد تهاجم نامطلوبند بر فرهنگ مورد تهاجم تحمیل می کند.
- تبادل فرهنگی، با اتکا به نقاط قوت فرهنگ ها انجام می شود، اما تهاجم فرهنگی با اتکا به نقاط ضعف مورد تهاجم و نقاط قوت فرهنگی مهاجم به وقوع می پیوندد.
در زمینه شناسایی مرز میان تبادل فرهنگی و تهاجم فرهنگی، چگونگی انتخاب و تعیین، اصول زیر، نقش محوری دارد:
1- اصل گزینش
این سئوال از دیر باز فرا روی اندیشمندان غیر غربی بوده است که در برابر فرهنگ های بیگانه چه موضعی باید اتخاذ کرد؟ گروهی که شیفتۀ فرهنگ جدید اروپایی بوده اند، حتی بعضاً با نیت خدمت به مردم و کشور خویش، تسلیم بی چون و چرا و استحاله کامل در فرهنگ غربی را توصیه کرده اند و گروه دیگر، خزیدن به کنج انزوا و محبوس نمودن خود در حصار جزمیت را توصیه نموده اند. اما راه صحیح آن است که آنچه مفید و مثبت است را به فرهنگ خودی جذب کرد و در عین حال از آفات و ناهنجاری های فرهنگ های دیگر پرهیز نمود. تشخیص خوبها و بدها نیز ، باید بر اساس معیارهای ارزشی فرهنگ خودی سنجیده شود. البته آنچه در فرهنگ خودی قابل ذکر است اینکه در فرهنگ خودی نیز می تواند ارزش های منحطی وجود داشته باشد. رژیم قبل نیز از طریق برخی اقدامات ظاهری و مضحک سعی داشت نشان دهد که حافظ فرهنگ خودی است.
2- اصل تحصیل و جذب
گزینش ویژگی های مثبت فرهنگ های دیگر، به تنهایی نمی تواند نقشی موثر در بالندگی و رشد فرهنگ ایفاد کند. از طرف دیگر، اتکای صرف به گزینش مزبور، فرهنگ را آسیب پذیر خواهد ساخت. پس از گزینش یک جزء فرهنگ دیگر باید آن جزء تجزیه و تحلیل و سپس سنخیت آن با فرهنگ خودی سنجیده شود تا بتوانند در مجموعه فرهنگ خودی ثبوت و قرار یابد.
3- اصل تولید فرهنگی
سومین اصل در نظریه تعامل فرهنگی، تولید فرهنگی است. یعنی فرهنگی بالنده است که علاوه بر پاسخگویی به سئوالات موجود سئوال ساز نیز می باشد. در این مقام ، فرهنگ از حالت «واکنشی» صرف خارج و به جایگاه «کنشی» صعود می کند.
با توجه به سه اصل فوق در تعامل فرهنگی، در می یابیم که تعامل گزینش حذف یا تسلیم در برابر فرهنگ بیگانه نیست بلکه فرایندی است که در آن فرهنگ خودی با توجه به غنای درونی خویش و با در نظر داشتن نیازهای خود، جزئی از فرهنگ بیگانه را گزینش و تحلیل کند و آن را در قالب یک باز تولید فرهنگی همگون و هم سنخ با ماهیت خود به کار گیرد. اما اگر هر یک از این سه اصل و یا جملگی از جریان تعامل خارج شوند و قدرت فرهنگی فرهنگ بیگانه در این داد و ستد ، اعمال و حاکم شود، پدیده ای شکل می گیرد که آن را «تهاجم فرهنگی» می نامیم.
فرهنگ مهاجم، فرصت گزینش ، شناخت و تجزیه و تحلیل مواد تشکیل دهندۀ خود (ارزش ها، مبانی ، معیارها و ...) را به فرهنگ مورد تهاجم نمی دهد، بلکه با برخورداری از قدرت تهاجمی خود، ارزش ها و معیارهایی را بر آن تحمیل می کند که گاه حتی در حیطه سرزمین خودش نیز فاقد مطلوبیت و مشروعیت است.
تعامل فرهنگی ، عاملی در جهت رشد شکوفایی و غنی شدن فرهنگ هاست . ولی هجوم فرهنگی ، ارزش ها و معیارهای مذهبی و ملی فرهنگ مورد هجوم را از ساخت آن زدوده و یا تضعیف می کند و فرهنگی با ارزش های مغایر و متضاد با گذشته جانشین می سازد .
هدف هجوم فرهنگی، کمرنگ کردن و در صورت امکان، هدم ونابودی باورها و ارزش های فرهنگی و جانشینی ارزش های مورد نظر خویش است . در حالی که تعامل فرهنگی غنای فرهنگ های متعامل را افزایش میدهد و با آشنا نمودن فرهنگ ها با یکدیگر ، افق های دید آنها را وسعت می بخشد و آنها را رساتر می سازد. تهاجم فرهنگی با انگیزه ایجاد دگرگونی های مطلوب در بخش های اساسی فرهنگ مورد تهاجم و شناختها، باورها، ارزش ها، گرایشها،رفتارها و کردارها) صورت می گیرد.
بنابراین وقتی که فرهنگی از وجه تعامل با فرهنگ های دیگر خارج شود و از راههای اعمال قدرت، چون غالبیت سیاسی یا اقتصادی و در نهایت با قدرت فرهنگی سعی در تحمیل ارزش های خود به فرهنگ دیگر نماید کارکرد فرهنگ غالب را«تهاجم فرهنگی» نامند. هدف تهاجم ، ترویج بخشی منحط و غیرکارآمد از فرهنگ است. اگر مصداق یک تهاجم استیلای فرهنگی برتر بر فرهنگی منحط باشد پسندیده است مانند انچه درصدر اسلام مسلمین انجام دادند .

 

 

 


مراحل و ابعاد تهاجم فرهنگی
1- شناخت ملت ها
طبیعی است که نفوذ در هر جامعه و بهره برداری بیشتر و بهتر از آن و تربیت هر ملت به صورت دلخواه مستلزم شناخت زبان، تاریخ و جغرافیا، آداب و رسوم آن جامعه و آگاهی از روحیات و خصلت ها و باورها و اعتقادات آن ملت است. از این رو کشورهای سلطه گر برای پیشبرد اهداف خود مجبورند وضع گذشته و حال جوامع مورد نظر را مطالعه کنند و در این راه از علوم گوناگون به خصوص علوم اجتماعی و جامعه شناسی بهره جویند.
مهاجمان فرهنگی به تجربه دریافته اند که برای گشودن زمینه تسلط بر ملت ها باید در وهله اول فرهنگ آن جوامع را مطالعه کنند و شناخت جامعه شناسانه و روان شناسانه قوی از مردم آنها بدست آورند. این ویژگی تهاجم، اصلی ترین شناسه توسعه طلبی و فرهنگ ستیزی نظام سرمایه داری است که در راس مهاجمین به فرهنگ سایر ملل ، فعال است .
2- بی هویت کردن و از خود بیگانه ساختن ملت ها
برای اینکه ملت ها وابستگی به فرهنگ سرمایه داری را بپذیرند و تقلید و پیروی از الگوهای آن را از ضروریات اجتناب ناپذیر زندگی خود بدانند، لازم است که احساس کنند خود چیزی ندارند و یا آنچه دارند، بی ارزش و غیر مفید است. این خود کم بینی و احساس نیاز سبب می شود دست نیاز به سوی دنیای سرمایه داری دراز کنند و برای جبران عقب ماندگی و رسیدن به قافله تمدن فرهنگ سفارشی آنها را بپذیرند ؛ لذا برای ایجاد آن احساس نیاز نظام سرمایه داری اقدام به بی اعتبار ساختن فرهنگ بومی و از خود بیگانه ساختن ملت ها می کند و برای دستیابی به این هدف از راهها و ابزارهای گوناگونی بهره می گیرد، که مهم ترین آنها به قرار زیر است:
1-2- تضعیف باورها و اعتقادات مذهبی:
رفتار انسان محصول اندیشه و بینش اوست که مجموعه جهان بینی، رفتار و انکار انسان را شکل می دهد. در جامعه اسلامی هر فرد مسلمان بر اساس جهان بینی و اعتقادات و باورهای مذهبی خویش رفتار می کند و مهاجم فرهنگی درصدد است این باورها را تضعیف و تخریب نماید.
2-2- بی ارزش ساختن ارزش های اخلاقی و ترغیب به رها شدن از قیود
مهاجمان فرهنگی از راه طرح و ترویج اندیشه ها و نظریاتی که مبانی و ریشه ارزش ها و اخلاق را می سوزاند، مانند دنیا گرایی، رفاه طلبی و مصرف گرایی، آزادی بی قید و نسبی بودن ارزش های اخلاقی که معمولا با ابزار هنری و ادبی انجام می گیرد و همچنین با گسترش فساد و فحشا از طریق تئاتر، سینما، تلویزیون، ماهواره و مجلات و نظایر آن ، تلاش کرده اند تا عملا اخلاق را از جوامع بزدایند.
3-2- تحقیر و تحریف تاریخ
فرهنگ هر جامعه ریشه در تاریخ آن جامعه دارد و تاریخ هر ملت، شناسنامه و حافظ هویت و اصالت آن است. از این رو، سلطه گران برای به اجرا درآوردن مقاصد خود و تجمیل فرهنگ دلخواه خویش، دست به تحقیر و تخریب تاریخ ملت ها می زنند در این راستا تا جایی که بتوانند، این ملت ها را بی تمدن و تاریخ و خود را دارای تمدن باستانی و با سوابقی روشن معرفی می کنند. در حالی که مردم جوامع از تاریخ خود بی خبر و یا به آن بی توجه اند. آموزش تاریخ خود را برای آنان ضروری و مهم جلوه می دهند و چنین القا می کنند که چون تاریخ آنها اهمیتی ندارد و در تمدن و پیشرفت نقشی نداشته است شایسته نیست مورد مطالعه و آموزش قرار گیرد. به هیمن علت کودکان و نوجوانان جوامع تحت سلطه تاریخ و قهرمانان کشورهای سلطه گر را به خوبی می شناسند ولی از تاریخ و نقطه های عطف تاریخی شان ودانشمندان و قهرمانان جامعه خود اطلاعی ندارند و اگر هم اطلاعی داشته باشند نادرست و نا منظم است. سلطه طلبان اگر دریافتند که تاریخ ملتی به قدری پرآوازه است که نمی توانند آن را از مردمش بستانند، دست به تحریف تاریخ آن ملت می زنند و بخش های کم اهمیت آن را مهم و با عظمت نشان می دهند تا از قسمت های مهم و اصل تاریخ خود غافل بمانند.
4-2- تخریب و نفی هویت ملی
پیوندهای ملی و بومی سبب پایداری جامعه و ایجاد هویت واحد می شوند. بی هویت جلوه دادن اقدام و یا ایجاد تفرقه های فرهنگی- زبانی، موجب گسستگی پیوندهای اجتماعی را فراهم می آورد و هویت ملی و فرهنگی را خدشه دار می سازد. دشمنان سعی می کنند به روش های گوناگون این ویژگی ها را از هم متمایز و در مقابل یکدیگر قرار دهند. یکی از ترفندهای قدیمی مهاجمان در سده های اخیر ایجاد تفرقه های قومی قبیله ای و مذهبی است. آنان با ایجاد و تقویت جریان های انحرافی و نیز حمایت از تشکل های وابسته در زمینه های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی سعی در بر هم زدن وحدت و یکپارچگی جامعه دارند.

5-2- تخریب الگوها و اسوه های خودی:
انسان ها و به ویژه جوانان برا ی تنظیم چگونگی حیات فردی و اجتماعی نیازمند الگو هستند. الگوها هر چه بیشتر با فرهنگ خودی سازگار باشند، رفتار اجتماعی جامعه از هم سویی و هماهنگی بیشتری برخوردار خواهد شد. مهاجمان فرهنگی با درک این نیاز، سعی در تخریب الگوهای مذهبی و ملی دارند و تلاش می کنند با استفاده از امکانات و ابزارهای تبلیغی نظیر فیلم های تلویزیونی و سینمایی، برنامه های ماهواره ای کتب و مجلات و نشریات و حتی تبلیغات تجاری و اقتصادی، الگوهای منطبق با فرهنگ خویش را بسازند و در بین گروههای مختلف جامعه رواج دهند. تاریخ جوامع اسلامی به ویژه جامعه شیمی ایران مملو از شخصیت های علمی، اجتماعی ومبارزاتی است که هر یک به نوبه خود می توانند الگوهای سازنده ای برای جامعه باشند الگو پذیری بعضی از جوانان از نوع و طرح لباس آرایش مو، رفتارهای اجتماعی لوازم مصرفی بیگانگان و غیره نمونه ای از هجوم فرهنگی بیگانه است.

6-2- ترویج خط و زبان بیگانه
خط و زبان، دو نمود از هویت ملی هر جامعه و عامل پیوند اجتماعی به شمار می روند. از طریق این دو وسیله ارتباطی، پیامها مبادله می شوند و مواریث فرهنگی از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابند. خط و زبان فارسی که خود یکی از مفاخر ادب بشری است، طی قرون متمادی و بیش از هزار سال با فرهنگ اسلامی درآمیخته و هویت اسلامی- ایرانی یافته است. مهاجمان فرهنگی سعی در بی اعتبار کردن این میراث گرانبها دارند و در صدد ترویج خط و زبان خویش هستند. از این رو تلاشی که در بعضی از کشورهای منطقه به منظور محو آثارفارسی از زبان های بومی صورت می گیرد، در همین زمینه است. حذف واژه های عرب و تزریق واژه های انگلیسی و فرانسوی به زبان فارسی در زمان گذشته را نباید اتفاقی تلقی کرد. متاسفانه کماکان عده ای سعی دارند با استفاده از واژه ها اصطلاحات بیگانه در گفتگو ها مکتوبات، دانسته یا ندانسته این ترفند دشمن را رواج می دهند. در کنار این خطر ، باید به این مسئله وقوف داشت که در دنیای معاصر زبان انگلیسی یک زبان علمی است.
7-2- تحقیر استعداد و توان مردم
اگر مردم نیرو و استعدادهای خدادادی خود را بشناسند و باور کنند، دیگر دست نیاز به سوی بیگانه دراز نخواهند کرد. دشمنان برا ی این که این دست همیشه دراز بماند و این احساس نیاز تداوم یابد توانایی ها و استعدادهای مردم و به ویژه جوانان را تحقیر و در بسیاری موارد سرکوب می کنند
8-2- تعارض علم و دین
مهاجمان فرهنگی برای القای شبهات عقیدتی، بزرگ نمایی مشکلات فکری ، غافل نمودن از مبانی استدلالی و منطقی، ترویج سطحی نگری از یک سو و تحجر گرایی از سوی دیگر و در نتیجه آسیب پذیری عقیدتی و جز آن ، در تلاشند تا ارزش تعالیم وباورهای اسلامی را خدشه دار سازند و تعلیمات آن را در پاسخگویی به نیازهای فکری – فرهنگی جدید نسل جوان در عصر حاضر ناتوان جلوه دهند.
9-2- ناکارآمد نشان دادن دین:
یکی از شبهات عقیدتی، مطرح کردن مسئله ناکارآمد بودن دین در امر حکومت است، که شبهه ای قدیمی و نشات گرفته از تفکر جدایی دین از سیاست است . حال آن که در مکتب اسلام دین و دولت، دنیا و آخرت ، همانند عقل و دین ملازم و قرین اند. ملازمتی که در تفکر غربی انکار شده است.
در اسلام رهبری دینی و سیاسی در بسیاری از مقاطع وبه ویژه در صدر اسلام ، یکی بوده است. به خصوص که علاوه بر وظایف اساسی دولت اسلامی در خصوص تامین نظم و آرامش و تنظیم روابط اجتماعی فراهم آوردن مقدمات تعالی روحی و سعادت معنوی جامعه نیز بر عهده حکومت اسلامی نهاده شده است. اما سکولاریسم به صورت ابزاری، ایدۀ جدایی دین از سیاست یا ناکارآمد بودن دین در امر حکومت را القا و تبلیغ می کند و غربزدگان در کشورهای مسلمان و به ویژه ایران میز همین اندیشه را رواج داده اند.
2- تحمیل فرهنگ
بدیهی است مردمی که از فرهنگ خود دور شوند و یا از انتساب به فرهنگ و تمدن و تاریخ خود احساس حقارت کنند، در پذیرش و قبول هویت فرهنگی جدید، آمادگی بسیار دارند، در این هنگام است که مهاجم فرهنگی، فرهنگ دلخواه خود را با وسایل گوناگون و به وسیله تبلیغات فراوان و ظاهری آراسته و فریبا در بین مردم می گستراند تا به تدریج مردم با ارزش ها، معیارها و عقاید مورد نظر او، خو بگیرند و فرهنگ وارداتی در آنها پدیدار شود. اهم روش ها و ابزارهایی که دشمن به این منظور استفاده می کند عبارتند از:
1-3- آموزش
سردمداران تمدن و فرهنگ غرب، پس از آنکه حضور مستقیم و بی واسطه خویش را در سایر کشورها به منظور گسترش نفوذ و سلطه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، ممکن و مقدور ندیدند سعی کردند نمایندگانی از بین خود ملت ها برگزینند و مسئولیت فراهم آوردن زمینه سلطه پذیری را به انان واگذار کنند که اکثر غربزدگان خود باخته در جهان اسلام عهده دار این وظیفه شدند. آنان که معمولا پس از مسافرت به غرب و تحصیل و حشر و نشر در آن دیار مقهور پیشرفت و فن آوری برتر غرب می شدند پس از بازگشت به کشور خویش به بلندگوی فرهنگ بیگانه تبدیل می گشتند. از طرف دیگر در پی پذیرش باورهای علمی، به ویژه باور برتری دانش تجربی و همچنین اخذ دانش تجربی از غرب به علت ناسازگاری شیوه های تحصیل دانش جدید با شیوه های دستیابی به دانش قدیم شیوه های تحصیل دانش قدیم مورد انتقاد قرار گرفت و به دنبال آن الگوهای جدید مطرح و فراگیر شدند. الگوهای یاد شده هم از نظر سازمانی و هم از نظر شیوه های آموزش اشاعه یافت و کمک موثری به تحقق و شکل گیری پدیده تهاجم فرهنگی نمود.
2-3- تبلیغات
اگر تبلیغات را مهم ترین سلاح نظام سلطه به منظور نفوذ فرهنگی در جوامع بدانیم، چندان مبالغه نکرده این. اهمیت تبلیغات را از حجم عظیم سرمایه گذاری هایی که در این زمینه شده است می توان دریافت. امروز سلطه طلبان از آخرین پیشرفتهای روانشناسی و پیشرفته ترین دستاوردهای صنعتی برای تبلیغات رنگارنگ خود سود می جویند. شبکه های ماهواره ای همچون تار عنکبوت فضای پیرامون کره زمین را احاطه کرده اند. با تبلیغ کاهی را کوهی و کوهی را کاه و حق را ناحق و ناحق را حق جلوه می دهند. از سوی دیگر پخش یک سویه گزارش های خبری از طریق خبرگزاری های خارجی و شبکه های رادیویی و تلویزیونی سراسری غربی نمایش مداوم فیلم های سینمایی و مجموعه ها و کارتون های تلویزیونی امریکایی ، اروپایی و ژاپنی و نظایر آنها در انتقال نمادها و ارزش ها و شیوه های زندگی فریبنده جوامع سرمایه داری، نقش های اصلی را ایفا می کنند.
3-3- ارتباطات
در قرن حاضر چشم گیر ترین پیشرفت های فن آوری در عرصه ارتباطات رخ داده است . به واسطه این پیشرفت ها افراد بشر به آسانی می توانند در کمترین زمان ممکن با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و بر روی انکار وشکل زندگی یکدیگر تاثیر بگذارند و ان را دگرگون سازند این ویژگی. رسانه ها ی ارتباطی را ابزار دست مهاجمان فرهنگی قرار داده است. تا به واسطه آن بر ذهن و دل انسانها تسلط پیدا کنند و تعیین کنند که انسانها باید به چه فکر کنند. از چه واقعه ای مطلع شوند چه بپوشند. چه بخورند و چگونه زندگی کنند در حالی که مردم جهان سوم از وقایع پیرامون محل زندگی خود اطلاع ندارند. با نام های روسای جمهوری امریکا هنر پیشگان هالیوود و خوانندگان غربی به خوبی آشنا هستند. به واقع بمباران خبری و تبلیغی بدون وقفه با استفاده از دستاوردهای پیشرفته فن آوری ارتباطی مانند ماهواره و ویدئو بسیاری از مردم کشورهای غیر پیشرفته را از هویت خود بیگانه کرده و در ایمن و اعتقاد انها به فرهنگ بومی و سنت های خودی خلل وارد ساخته است. از طریق دو دسته اطلاعات جاری و تاریخی در تصمیم گیری های ملی ملاحظه صورت می گیرد. این امر گاه حتی مسئولان یک کشور را نیز به سمت تصمیم گیری ها ی ملی ملاحظه صورت می گیرد. این امر گاه حتی مسئولان یک کشور را نیز به سمت تصمیم گیری های هدایت می کند که به نفع خود است و در عین حال مسئول احساس آزادی و استقلال و کرامت انسانی نیز می نماید مکان بارز این رویکرد مسئولین فرهنگی جامعه ما نسبت به موسیقی پاپ است.
4-3- انتشارات
انبوه انتشارات گوناگونی که در صدها هزار نسخه چاپ و منتشرمی شود اهمیت و تاثیر آن را در شکل گیری فرهنگ عمومی مردم نشان می دهد. تاثیر تبلیغات غیر مکتوب یا شفاهی برمخاطبان فوری است ولی انتشارات بر خوانندگان نفوذی دیر پا و ماندگار دارد و به همین لحاظ اهمیت بیشتری نیز دارد در این روش می توانند مفاهیم مورد نظر در قالب داستانهای شیرین و جذاب درآید و با کیفیت مطلوب و عکس ها و طرح های زیبا و با تعدادی وسیع د راختیار علاقه مندان قرار گیرد. برای نمونه به انتشار کتاب آ یات شیطانی در طرح ها و اندازه های گوناگون و با زبانهای متفاوت اشاره کرد انواع برگه های تبلیغاتی که همراه کالاها وارد کشور می شوند یکی دیگر از ابزارهای نفوذ و القای فرهنگ بیگانه است اولین تاثیر منفی ان ورود تعداد زیادی واژه و اصطلاح بیگانه به زبان فارسی است یعنی ورود کالاهای خارجی به خودی خود ، حامل فرهنگ بیگانه است.
5-3- تحقیقات
پژوهش هایی که کشورهای غربی درباره جوامع شرقی به ویژه جوامع اسلامی انجام می دهند همواره به منظور کشف حقایق و خدمت به جهان اسلام نیست بلکه بسیاری از این پژوهش ها برای شناخت نقاط قوت و ضعف این جوامع و یافتن راههای نفوذ و رخنه در انها ست.
از این روست که گاهی بودجه تحقیقاتی مستشرقان از طریق مراکز دفاعی و نظامی یا سیاسی پرداخت می شود نه دانشگاهها و مراکز علمی بنابراین یکی از بهترین و مطمئن ترین راههای القای فرهنگ بیگانه انتشار نتایج بعضی از این پژوهش ها توسط مهاجمان فرهنگی است.
عوامل درونی سلطه پذیری فرهنگی یا پذیرش تهاجم فرهنگی
تبادل و برخورد فرهنگی بین جوامع مختلف امر ی طبیعی و اجتناب ناپذیر است. تنویر افکار و رشد فرهنگی جامعه در پرتو تبادل فرهنگی با دیگران قابل حصول است. ولی اگر جامعه ای از درون تهی و آسیب پذیر شد تبادل فرهنگی تبدیل به تهاجم فرهنگی می شود ضعف و ناتوانی و آسیب پذیری در درون فرهنگ هر جامعه است که زمینه سلطه پذیری را فراهم می سازد عوامل درونی سلطه پذیری اعم از فرهنگی و غیر فرهنگی را باید شناسایی و مرتفع کرد تا زمینه آسیب پذیری به حداقل برسد. به طور معمول خلا فرهنگی زمینه مساعدی برای تهاجم فرهنگی است اگر اندیشه اسلامی موجود و دستاوردهای فکری انقلاب اسلامی نتواند نیازهای فکری و فرهنگی افراد جامعه به ویژه افراد جامعه به ویژه نسل جوان و تحصیل کرده و تشنه حقیقت و انسانیت را پاسخ دهد میدان برای هجوم فکری و تبلیغی غرب باز می شود عوامل درونی آسیب پذیری را می توان در سه حوزۀ کلان نظری و ساختاری و برنامه ریزی اجرا دسته بندی کرد:
حوزه اول- آسیب پذیری های ناشی از مشکلات نظری
1- آسیب پذیری در فهم و درک مسائل فرهنگی و هنری بین صاحب نظران غیر حکومتی و مسئولان نظام که موجب تعارض د رمعیارها و ارزش های فرهنگی جامعه شده است.
2- عدم تعمیق بینش دانش وتربیت دینی به عنوان مبانی فرهنگ و اندیشه ملی
3- تعارض نظریه فقهی در مرجعیت یا نظریه مرجعیت حاکم
4- عدم تبیین دقیق و همه جانبه اندیشه های مختلف
5- پاسخ ندادن استادان و صاحب نظران حوزه و دانشگاه و مراکز تحقیقاتی به نیازهای نظری و فکری جامعه .
6- عدم تبیین مبانی و سیاست های اصول نظام در عرصه فرهنگ و هنرو (ادبیات ، فیلم، تئاتر و ...)
7-تفکر انفعالی جامعه علمی و فنی کشور در برابر غرب و تاثیر پذیری فرهنگی ناشی از ان .
8- وجود بنیان های فکری مبنی بر ناکار آمدی نظام حکومت مبتنی بر دین
9- عدم شناخت دقیق و عمیق غرب در ایران و روی آوردن به سطوح ظاهری آن
10- بی توجهی به گذشتۀ تاریخی کشور در مسیر شناخت و برنامه ریزی حال و اینده
11- عدم ارتباط نظام مند معرفتی بین حوزه و دانشگاه در جهت حل مشکلات فکری و بینشی عقیدتی.
12- حوزه دوم- آسیب پذیری های ناشی از اشکالات یا ویژگی های ساختاری
الف- فرهنگی
1- فقدان الگوی فرهنگی در سطوح مختلف فرهنگی
2- وجود ضعف های جدی در نظام تعلیم و تربیت
3- یکسان پنداری عملکرد مدیران، روحانیون و اسوه های فکری با ارزش های دینی و دامن زدن به این باور در نگرش عمومی.
4- عدم وجود الگوی تبیینی برا ی تعمیق ارزش ها و باورهای دینی در جامعه
ب- اجتماعی
1- نارسایی در گستره عدالت اجتماعی
2- مطلق گرایی در تحقق و تامین ایده آل ها و ارمانها بدون توجه به واقعیات موجود.
3- ناهمگونی نهادهای اجتماعی و تداخل در وظایف
4- فقدان پیوند مستحکم بین نهادهای اجتماعی و اقشار گوناگون مردم
5- جوان بودن جمعیت کشور
ج – اقتصادی
1- نارسایی در گسترۀ نظام اقتصادی مبتنی بر دین.
2- عدم توجه به اقتصاد بومی و منطقه ای در فرایند نوسازی اقتصادی
3-نارسایی ر رویکرد اقتصاد و فرهنگ و هنر کشور.

 

د- سیاسی
1- آمیختگی مصالح فرهنگی نظام با منافع گروهها
2- تسلط بعضی خرده فرهنگ ها از طریق سیاسی بر فرهنگ ملی در تاریخ کشور.
3- کم توجهی به نظرات مردم در تصیمم گیری های سیاسی
4- نقش تخریب متقابل جناح های سیاسی (گرایش های مختلف سیاسی در مجموعه طرفداران نظام) که نتیجه اش اجماع مرکب بر ناتوانی و ناکارآمدی و حتی فریبکاری نظام است.
5- قطبی شدن فضای سیاسی کشور (قطب های افراطی) و تضعیف فضای اعتدال و عقلانیت و صمیمیت
حوزه سوم- آسیب پذیری های ناشی از اشکالات برنامه ریزی- اجرا
1- فقدان نظام ارزیابی عملکرد فرهنگی دستگاهها و نهادهای رسمی و غیر رسمی
2-عدم توجه به سیاست های مصرف فرهنگی نظام جمهوری اسلامی
3- کم توجهی به فرهنگ در نظام برنامه ریزی کشور
4- عدم شناخت کافی از نیازهای فرهنگی جامعه
5- عدم توجه به نیازهای فرهنگی جامعه
6- توزیع نا مناسب امکانات فرهنگی
7- کم توجهی به نیازهای طبیعی و جدید جامعه به ویژه طبقه جوان در برنامه ریزی های فرهنگی.
8- تضعیف یا عدم توجه به نهادهای فرهنگی سنتی (مانند کانون ها و هیئت های مذهبی و ...)
9- وجود آثار نسبتا عمیق سیاست های فرهنگی دوران گذشته و به ویژه دوران پهلوی
10- تغییرات مکرر در سیاست گذاری و جهت گیری های سازمانی
11- فرایند جهانی شدن و عدم جلوگیری از آثار مضر آن در فرهنگ خودی
سیاست های مقابله با تهاجم فرهنگی
الف- سیاست های کلی
1- مشخص کردن نقاط تهدید و مورد هجوم
2-تعمیق شناخت و باور دینی
3- اصلاح رفتار مدیران
4- ترویج و گسترش معرفت و ارزش های اسلامی- ایرانی و انقلاب اسلامی و رسوخ در قلوب
5- ایجاد زمینه های مناسب برای شناسایی و هدایت استعدادها و حمایت از خلاقیت های انسانی و کوشش برای شکوفا شدن روحیه ابداع هنری و نوآوری در حوزه های مختلف

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 45   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله تهاجم فرهنگی و راهکارهای مقابله با آن

دانلود مقاله یغما نیشابوری

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله یغما نیشابوری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله یغما نیشابوری


دانلود مقاله یغما نیشابوری

بیش از 10 سال است که یغما در نیشابور زندگی نمی کند و در هیچ جای دیگر این دنیا هم زندگی نمی کند . امروز اگر بخواهی او را ببینی با تمام کوشش نبوغ بشری ، باز هم کار به جایی نمی رسد . یغما 16 سال است که روی در نقاب خاک کشیده حیدرش می گفتند و خشتمال بود ، مرد بود و آزاده . در تمام روزهای زندگیش کار کرد و در تمام ایام حیاتش شعر گفت .
او در جایی می گوید : (( من از همان روزهای کودکی که بزرگترهای صومعه در شبهای بی پایانی زمستان ، دور کرسی ، شاهنامه و امیر ارسلان می خواندند ، با لذت و ولع گوش می دادم . شاید می دانستم که شعر در خونم می جوشد )) .
از آن روزها تا دوم اسفند 1366 هجری شمسی ، حتی یک بار ، نام قدر ، نزاع و خشم را نبرد و حتی یک نظر ، چشم از فقر برنداشت . آخرین شب عمرش را زیر یک سقف چوبی و در میان دیوارهای گلی که با خشتهای خودش سامان گرفته بود خوابید و چنان آرامشی در درون داشت ، که خوابش تا ابد خواهد پایید .
در جای دیگری می گوید : (( نام شناسنامه من ((یغما)) است . اما مردم هنوز این را باور نکرده اند . گمان می کنند تخلص من است . مردم در بسیاری از موارد گمان می کنند ، مردم اند دیگر ! ))
تحقیقاً هیچ آدمی از دیدنش ، جسارتش ، محبتش و خشتش پی به شعرش نمی بردد ، اما از شعرش همه اینها بر می آید . در طول 20 سال که عقل داشتنم ، می دیدمش و می شناختمش .
از هیچ انسانی بد نگفت و هیچ حیوانی را آزار نداد . آدمها انسانها ، حیوانها ، هر کدام در جای خود بودند ، همه در جای خود .

ارزش گویش نیشابوری :
عناصر دستوری

 

شامل 10 صفحه فایل word


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله یغما نیشابوری

دانلودمقاله کودک

اختصاصی از فی ژوو دانلودمقاله کودک دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

پیشگفتار
کودکان سرمایه های ارزشمند و سازنده آینده جامعه هستند. آموزش وپرورش در دوره کودکی که زمان شکل گیری شخصیت و ایجاد عادات مختلف وپیشگیری از بروز مشکلات است. آینده فرد و جامعه را بنا می نهد و مسیر حرکت مملکت را مشخص می سازد. توجه به مسائل و مشکلات کودکان باعث پیشرفت و ترقی جامعه می شود و غفلت در رفع مشکلات آنان ، خسارات جبران ناپذیری به بار می آورد ؛ از این رو ، سرمایه گذاری و برنامه ریزی در آموزش وپرورش ابتدایی ، از حساس ترین و مهمترین وظایف دست اندر کاران و مسوولان جامعه است و باید از اولویت ویژه ای برخوردار باشد.

 

تعاریف
راهنمایی کودک
رذاهنمایی ، که معنی لغوی آن هدایت وارشاد و اداره کردن است ، مفهوم و کاربرد گسترده ای دارد وپند و اندرز و مطالعه کتاب یا جدول یا مقاله و گوش دادن به یک سخنرانی و خطابه را شامل می شود. راهنمایی ، بصیرت و آگاهی کودک را در زمینه های گوناگون افزایش می دهد و موجبات رشد و نیل او را به درجات بالاتری از کمال فراهم می آورد. راهنمایی کودک ، یک سلسله فعالیتهای یاری دهندهء منظم و سازمان یافته است که به رشد متعادل وهمه جانبه وحداکثر استفاده از امکانات و تواناییهای بالقوه کودک می انجامد.

 

کودک از طریق راهنمایی:
1. تواناییهایش را می شناسد.
2. به محدودیتهایش پی می برد.
3. با امکانات محیطی آشنا می شود و نحوه استفاده موثر از آنها را می آموزد
4. چگونگی برقراری ارتباط درست و همزیستی مسالمت آمیز با دیگران را یاد می گیرد.
راهنمایی ، کودک را یاری می دهد تا دریابد که کیست؟ چگونه رفتار کند؟
انتظارات دیگران از او چیست؟ و در نهایت با شناخت خود و محیط بتواند برای تامین نیازهای فردی و اجتماعی خود تصمیمات مناسبی بگبرد.
همه کودکان را نمی توان با یک روش راهنمایی کرد.حتی برای حل مشکلات به ظاهر مشابه ، ممکن است روشهای متفاوتی به کار رود ؛ از این رو ، در راهنمایی کودکان نباید از یک روش قالبی استفاده شود ، بلکه راهنما با توجه به خصوصیات کودک و علل مشکل ، باید روشهای مناسبی انتخاب کند و به مرحله اجرا در آورد.همچنین راهنمایی کودکان به صورت فردی و گروهی انجام می شود. از طریق راهنمایی گروهی ، به تعدادی کودک که در یک مکان گرد آمده اند ، در زمینه های متعدد اطلاعات می دهند.راهنمایی گروهی که نقش آن پیشگیری از بروز مشکلات است ، موجب صرفه جویی در وقت وهزینه می شود. مشاور و معلم می توانند با استفاده با استفاده از ابزار و وسایلی نظیر فیلم و اسلاید و بروشورهای مختلف ، کودکان را از طریق گروهی راهنمایی کنند.

 

مشاوره کودک
معنی لغوی مشاوره ، همکاری کردن و رای و نظر تخصصی دیگران را برای انجام دادن کاری خواستن است. مشاوره کودک ، به منزله یک هنر ، تعامل فعال بین مشاور و کودک است که بدان وسیله کودک پس از طرح مشکل ، با کمک مشاور ، تواناییها ، امکانات و نیز محدودیتهایش را می شناسد و در نهایت به حل مشکلش اقدام می کند. در مشاوره کودک ضرورت دارد. با برقراری این ارتباط عاطفی و پذیرا ، کودک مشکلش را به نحو مقتضی مطرح می سازد و از مشاور تقاضای کمک می کند.
انواع مشاوره. مشاوره از دیدگاههای مختلف به انواع متعددی تقسیم می شود. این تقسیم بندی صوری است و به منظور سهولت عمل مشاور انجام می شود و مشاور هنگام مشاوره از همه انواع ، همزمان استفاده می کند. مشاوره از نظر موضوع به مشاوره تحصیلی ، شغلی ، خانوادگی و بهداشتی و از نظر اجرا به فردی و گروهی تقسیم می شودو در مشاوره فردی ، مشاور در هر جلسه فقط با یک کودک به مشاوره می پردازد ؛ در حالی که در مشاوره گروهی تعداد کودکان در هر جلسهء مشاوره بیش از یک نفر است.
مشاوره گروهی با کودکان.
چون مشاوره گروهی با کودکان در سطح وسیعی انجام میشود ، مشاور باید با نحوه تشکیل و اداره جلسه مشاوره گروهی آشنا باشد. مشاورهء گروهی ، یک سلسله فعالیتهای سازمان یافته است که با تعدادی کودک در زمان معینی انجام می شود. .هدف این فعالیتها در مرحله اول معمولاً حل مشکل و در مرحلهء بعد پیشگیری از بروز مشکلات است.

 

مشاوره گروهی باعث می شود :
1. کودک با دیگران دوست شود.
2. بداند که دیگران نیز همچون او مشکل دارند.
3. حمایت و پذیرش دیگران را به دست آورد.
4. از دیگران بیاموزد
5. احساساتش را بیان کند و به آرامش درون برسد.
6. در مقایسه با دیگران خودش را بهتر بشناسد.
7. انتقاد دیگران را با متانت و بردباری بپذیرد.
8. برقراری روابط اجتماعی را بیاموزد
مشاوره گروهی همچنین از نظر زمان وهزینه در مقایسه با مشاوره فردی ، مقرون به صرفه است وتصمیمات اتخاذ شده در گروه از ضمانت اجرایی بیشتری برخوردار است.
برای تشکیل مشاوره گروهی با کودکان ، مشاور باید مواردی را رعایت کند:
1. عضویت کودک در گروه کاملاً آزاد وداوطلبانه انجام می شود
2. تعداد کودکان در گروه پنج یا شش نفر بیشتر نباشد.
3. گروه در اتاقی تشکیل شود که آزادی حرکت وجابه جایی صندلیها برای کودکان به آسانی ممکن باشد
4. کودکان مجاز باشند در صورت تمایل ، حضور در گروههای مختلف را تجربه کنند.
5. با کودکان گروه در صورت نیاز ، مشاور فردی نیز انجام پذیرد.
6. گفتگوها ومباحث جلسات گروهی محرمانه تلقی شود.
مشاور برای تشکیل گروه باید هدف یا اهداف معینی داشته باشد.مشاور در جلسه اول ، خود را به کودکان معرفی می کند ودرباره گروه با آنان به گفتگو می پردازد و از کودکان می خواهد تا خود را معرفی کنند وعلایق و هدفهای خود را مطرح سازند ، سپس با توافق اعضای گروه ، حد و مرزی برای رفتارهای خاص در گروه معین می شود برای مثال ، در گروه بازی درمانی ، توافق می شود که کودکان ابزار و وسایل بازی را نشکنند ، به سوی یکدیگر پرتاب نکنند و آنها را از اتاق بیرون نبرند.
برای آنکه مشاوره گروهی به نتایج موثری بیانجامد مشاور باید:
1. علاوه بر ایفای نقش رهبری ، خود نیز به عنوان یک عضو در بحثها وفعالیتهای گروه شرکت کند؛
2. به همه کودکان توجه داشته باشد ومسائل آنان را بخوبی درک کند.
3. همه کودکان را در فعالیت گروهی شرکت دهد و طوری عمل کند که هیچ کودکی خود را منزوی نسازد.
4. در مواقع ضروری روشهای مناسب برای حل مشکلات پیشنهاد کند

 

مقایسه راهنمایی کودک با مشاوره کودک
مقایسه راهنمایی کودک با مشاوره کودک تفاوت دارد. راهنمایی کودک دارای مفهوم کلی و کاربرد وسیعی است وتمام برنامه ها وتلاشهایی را شامل می شود که برای کمک به بهبود رفتار و رشد کودک تهیه شده ، به مرحله اجرا در می آید. راهنمایی کودکدر وهله اول از بروز مشکلات پیشگیری می کند ؛ در حالی که در مشاوره کودک که یکی از فنون و خدمات راهنمایی است.اولویت بر درمان مشکلات است. همان گونه که می دانیم پیشگیری نه تنها بر درمان تقدم دارد ، بلکه پر اهمیت تر ، ساده تر ، ارزانتر وعملی تر نیز خواهد بود.

 

 

 

روان درمانی کودک
مقایسه روان درمانی کودک با مشاوره کودک ، بی فایده نخواهد بود. روان درمانی ، تلاش تخصصی پویانی است که بدان وسیله درمانگر به درمان کژ رفتاریها واختلالات روانی ، تغییر یا توقف علائم بیماری ودر نهایت دگرگون سازی شخصیت کودک در جهت معیارهای مطلوب فردی واجتماعی اقدام می کند.از طریق روان درمانی ، درمانگر متخصص با بهره گیری از روشهای روانشناختی به حل مشکلات کنشی درمانجو می پردازد واو را در نیل به رشد فکری وسلامت روانی یاری می دهد.
درباره تمایز مشاوره با روان درمانی سخن بسیار گفته شده است.همه نظریه پردازان مشاوره و روان درمانی بر این مورد اتفاق نظر دارند که مشاوره و روان درمانی ، یک رابطه تخصصی یاری دهنده بین درمان جو ودرمانگر است که به حل مشکل کنشی درمانجو می انجامد. عده ای از متخصصان ، بین روان درمانی ومشاوره تفاوت قائلند و روان درمانی را برای حل مشکلات حاد و ایجاد تغییرات بنیادی در شخصیت موثر می دانند و مشاوره را برای رفع مشکلات سطحی توصیه می کنند.عده دیگری از متخصصان تفاوت چشمگیری بین مشاوره و روان درمانی کودک بیش از آنکه کیفی باشد ، کمی است ؛ یعنی در مشاوره مسائل عاطفی حاد کمتر مطرح می شود ، نگرش مثبت بیشتری نسبت به مراجع ونگرانی او وجود دارد و مدت درمان کوتاه تر است.

 


اهداف راهنمایی ومشاوره کودک
هدف به معنی نشانه تیر ، آنچه آدمی برای رسیدن به آن می کوشد ونقطه مورد نظر است. هدف ، محرک اصلی رفتار است و فرد را به کوشش و فعالیت وا می دارد.بدون درک روشن از هدف نهایی فرد ، شناخت دقیق رفتار او ممکن نیست.اهداف راهنمایی و مشاوره کودک از دیدگاههای متعدد قابل بررسی است.
راهنمایی و آموزش وپرورش از یکدیگر تفکیک ناپذیرند واهداف آنها موید یکدیگر است. اعمال برنامه های راهنمایی مناسب وپویا ، به غنای آموزش وپرورش می انجامد وکودک را در خود شناسی ، مسئولیت پذیری ، شناخت محیط ، توانایی تصمیم گیری ، حل مسائل ، برقراری رابطه با اطرافیان ، شناخت وارضای مناسب نیازهای فردی اجتماعی و آشنایی با ارزشهای مطلوب وقبول آن یاری می دهد.

 

از طریق راهنمایی
1. کودکانی که استعداد ویژه دارند یا کسانی که به کمکهای خاص نیازمندند شناخته می شوند و برای کار کردن با آنان وضعیت مطلوب فراهم می آید.
2. به کودکان فرصت داده می شود تا تصمیم گیری درست را بیاموزند و مشکلاتشان را حل کنند.
3. به کودکان کمک می شود تا پس از پایان تحصیلات دوره ابتدایی احتمالاًبتوانند به کاری مشغول شوند وزندگی رضایت بخشی داشته باشند.
4. به کودکان فرصت داده می شود تا برای تامین نیازهایشان از منابع وامکانات جامعه حداکثر استفاده را بکنند.
مشاوره سه هدف آنی ، میانی و غایی را دارد. اهداف آنی مشاوره از آنچه در لحظه به لحظه جلسه مشاوره واقع شده ، ناشی می شود.اهداف میانی مشاوره به دلایل وعللی وابسته است که کودک به منظور آنها تقاضای کمک کرده است و در نهایت ، اهداف غایی مشاوره از نظریات فلسفی مشاور درباره انسان سرچشمه می گیرد. هر متخصص با توجه به اعتقادات ، آموزشها و نگرش خود نسبت به ماهیت انسان ، هدف مشخصی برای مشاوره پیشنهاد میکند.تقریباً تمام مشاوران معتقدند که مشاوره باید به ایجاد تغییرات مناسب در رفتار کودک به منظور تامین زندگی مفیدتر و رضایت بخش تر و خلاق تر بی انجامد. افزایش خودشناسی ، بهبود وتسریع رشد همه جانبه ، یادگیری شیوه های صحیح تصمیم گیری و حل مساله ، ارضا نیازها به طور مناسب ، استفاده بهتر از امکانات ومنابع جامعه ، افزایش احساس مسئولیت در قبال خود وجامعه ، برقراری رابطه معکوس با اطرافیان ، افزایش احساس مسئولیت در قبال خود وجامعه ، برقراری رابطه معکوس با اطرافیان ، افزایش احساس ارزشمندی و اعتماد به نفس وتغییر در نگرشها و رفتارهای نا مطلوب از دیگر اهداف مشاوره کودک محسوب می شود.
می توان گفت هدف از مشاوره کودک ، نخست تغییر در رفتار کودک است ، به طوری که بتواند
1. زندگی مفید وهماهنگ با تقاضاهای جامعه داشته باشد ؛
2. تامین بهداشت روانی مناسب است ، به طوری که کودک بتواند با خود ودیگران مسوولانه زندگی کند ورفتارش مستقل و منسجم باشد.
3. کودک به حل مشکلاتش موفق شود وبتواند در آینده با بررسی صحیح مشکلات ، تصمیمات مناسبی در زمینه های گوناگون بگیرد.
قبل از رنسانس وحتی سالها پس از آن ، آموزش وپرورش کودکان وبرخورد با آنان بر اساس تواناییها وعلایق آنان انجام نمی گرفت و از کودکان انتظار می رفت همچون بزرگسالان بیندیشند و رفتار کنند. در آن دوره ، راهنمایی کودک معنی ومفهوم چندانی نداشت.در سالهای بعد ، بتدریج نگرش متداول گذشته نسبت به کودک بویژه در خانواده های طبقات مرفه تغییر کرد و والدین به بازی کردن و سرگرم ساختن کودکان پرداختند و به طور دوستانه با آنان رفتار کردند وتفاوتهای کودکان را در آموزش وپرورش آنان در نظر گرفتند.
متفکران بسیاری از جمله اسپنسر ، بینه وگالتون در پیدایش راهنمایی و مشاوره کودک نقش مهمی داشته اند. اولین بار در سال 1884 گالتون و سپس در سال 1893 سولی ضمن تحقیقات وفعالیتهای خود به نوعی ، اهمیت شناخت خصوصیات کودکان وضرورت همکاری معلمان را در ارتقای کیفی آموزش و پرورش مطرح ساختند.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  37  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله کودک