فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلودمقاله مرزهای نو در روابط بین الملل

اختصاصی از فی ژوو دانلودمقاله مرزهای نو در روابط بین الملل دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 



 

سیاست جهان درحال گذار:مرزهای نو در روابط بین الملل
ابن خلدون دانشمند بزرگ اسلامی براین باور بود که نظم کامل در میان مردم تنها هنگامی می تواند برقرار باشد که عدالت به صورت تاثیر بازدارنده ای برآنها حاکم گردد وآنها را از بلعیدن یکدیگر حذف کند
روابط بین الملل دانشی نوین درتاریخ معاصر است امروزه رشته روابط بین الملل درمرحله آزمون است . روابط بین الملل درغرب پس ازجنگ جهانی دوم بوجود آمد.
ارتباطات بین الملل را می توان رشته ای بین رشته ای و حد واسط دو رشته روابط بین الملل و ارتباطات دانست
روابط بین الملل تا چندی قبل به مذاکرات و اقدامات سران کشورها می پرداخت و داده های مبادله شده در جریان ارتباطات میان ملتها را بررسی می کرد ، در روابط بین الملل بازیگران اصلی ، سیاستمداران و رهبران کشورها هستند .
در حالیکه ارتباطات بین الملل ، روابط بین الملل را از منظر رسانه ها و ملتها بررسی می کند و بازیگران اصلی آن رسانه ها و رسانه مداران می باشند و رهیافتهای اصلی در رشته روابط بین الملل عبارتند از :

 

1- ایده آلیسم
2- رئالیسم
3- سوسیالیسم

رهیافت ایدآلیسم : در این رویه اصالت بر قانون و صلح است برای برقراری صلح جهانی باید قانون را رعایت نمود و صلح را مایه حفظ منافع ملی میداند در محدوده داخلی کشورها قانون را دولت و در صحنه بین الملل ، قانونگذاری به عهده نهادهای بین المللی است.
رهیافت رئالیسم : این عده معتقدند که در روابط بین الملل قانون حاکمیت ندارد و تنها موردی که رعایت می شود « قانون جنگل » است و قدرت اصل و مبنا می باشد این گروه عملکرد دولتها در صحنه بین المللی را بررسی کرده و می گویند اخلاق تنها در جنبه فردی قابل بحث است و در عرصه عمومی و دولتی نمی تواند محلی از اعراب داشته باشد و بجای نظم و قانون ، هرج و مرج حاکم است و هدف دولتها برتری بر دیگران است آنهم از طریق کسب قدرت و توازن قوا . آمریکا - اروپا و ژاپن بر اساس این الگو حرکت می کنند . پذیرش واحد « دولت – ملت» بعنوان واحد اصلی و مرجع در روابط بین الملل اساس این رویه است مشروعیت « دولت و ملت‌ » در دو بعد داخلی و خارجی باید به رسمیت شناخته شود
رهیافت سوسیالیسم : تابع جبر تاریخی از آینده جهان است که نهایتا حاکمیت طبقه کارگر – پرولتاریا-بر سرمایه داری محقق خواهد شد و نقش انسان در جریان گذر تاریخ را فاقد اهمیت میداند.تعارض بین اردوگاه سرمایه داری و سوسیالیسم ، اصلی است برای عینیت بخشیدن به واژه دولت – ملت سه عنصر اصلی و لازمبرای حاکمیت 1- ملت 2- دولت 3- سرزمین می باشد
وجوه مشترک رهیافتهای سه گانه روابط بین الملل عبارتند از :
• ماهیت روابط بین الملل اقتصاد و سیاست می باشد
• واحد اصلی در روابط بین الملل را حکومت میدانند
• در روابط بین الملل هم اصل سیاست و اقتصاد است و فرهنگ و ارتباطات در مرحله بعدی هستند
• روابط بین الملل بیشتر تابع علوم تجربی و کمیت گرایی و عینیت گرایی است
• قدرت سیاسی کشورها در روابط بین الملل بر اساس کمیت ها سنجش پذیر است
در روابط بین الملل قدرت دو سطح دارد :
1- محسوس
2- غیر محسوس
• منابع محسوس قدرت : محصولات آموزشی – محصولات فرهنگی بعلاوه تکنولوژی – ارتش – اقتصاد – سیاست
• منابع نامحسوس قدرت : اعتقادات – مذهب – ارزشها – ایدئولوژی و دانش
در شرایط حاضر خیلی ها اعتقاد دارند منابع نامحسوس قدرت است که زمینه ساز منابع محسوس قدرت می شود
روابط بین الملل ازمنظررشته مطالعات
روابط بین الملل به رشته مطالعاتی ازدرون سنتهای مربوط به نظریه ها وسیاستهای روابط بین الملل بوجود آمده است .

رهیافت های اصلی در ارتباطات بین الملل
1- رهیافت انسان گرایانه –آرمان گرایانه: در این رهیافت هدف اصلی و اساسی « صلح » و گفتگو می باشد تا با افکار یکدیگر آشنا شویم و آدمی برای دستیابی به صلح و رسیدن به اساس آدمیت ، بایستی ارتباط با انسانهای دیگر را در دستور کار خود داشته باشد تا آداب و فرهنگ بیاموزد اساس این رویکرد روابط بین ملتها و دولت ها می باشد
2- رهیافت تبلیغاتی : اساس و مبنای این رویکرد تبلیغات است آنهم یکسویه و برای قبولاندن به مخاطب و تسخیر افکار دیگری یعنی ارتباطات بین الملل را برابر با تبلیغات بین الملل میدانند ابزارهایی مثل رادیو – تلویزیون – مطبوعات و ... زمینه را برای تفوق سیاسی و نظامی فراهم میکند مثل اقداماتی که در جریان جنگ خلیج فارس (حمله آمریکا به عراق رخ داد)
3- رهیافت اقتصادی : در این رویکرد ، رسانه ها در ارتباطات بین الملل ، باعث کسب درآمد می شود و اقتصاد اطلاعاتی سودآور وسایل ارتباط جمعی به دو گونه در اقتصاد نقش دارند :
- اطلاعات بعنوان کالا ، دارای ارزش اقتصادی می شود
- اطلاعات زمینه تبلیغ و بازاریابی عصر فروش کالا می شود
اقتصاد اطلاعاتی بدون نیاز به ماده اصلی تولید می شود و از روشهای سنتی تولید گذر کرده است و تنها به یک فضا نیاز دارد
4- رهیافت سیاسی – خبری : نقش وسایل ارتباط جمعی در روابط بین الملل ، انتقال اخبار است گرچه اصل انتقال خبر بیطرفانه است ولی تبعات و نتایج آن بار سیاسی ، اقتصادی دارد در عرصه بین الملل ، برقراری ارتباط به اشکال مختلف اتفاق می افتد بازیگران اصلی در این چرخه ارتباطی سازمانهای بین المللی ، دولتها و اشخاص می باشند .

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  11  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله مرزهای نو در روابط بین الملل

دانلود مقاله روش تحقیق مدیریت منابع انسانی

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله روش تحقیق مدیریت منابع انسانی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

مقدمه
نیروی انسانی موجود در هر جامعه عامل اساسی و تعیین کننده ای است که با شرکت مستقیم در تولید و خدمات یا به صورت اعمال تراوشات فکری در انواع فعالیتها موجبات توسعه و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی هر کشوری را فراهم می سازد. عملکرد نیروی انسانی به عنوان عامل اساسی بستگی به توانایی و انگیزش وی دارد.
توانایی ها و مهارتها تنها فرد را قادر می سازد، عملکرد نیروی انسانی به عنوان عامل اساسی بستگی به توانایی و انگیزش وی دارد.
توانایی ها و مهارتها تنها فرد را قادر می سازد که وظیفه اش را انجام دهد اما برای اینکه او کارش را به نحو مطلوب انجام دهد نیاز به انگیزش دارد (مقدمی پور، 1378، 189)
انگیزش به معنای تحرک درآوردن رفتار فعال برای ارضای نیاز است. بعضی از نیازها مانند احتیاح زیستی به آب و هوا، غذا، خواب، سرپناه جزو نیازهای اولیه است و سایر نیازها را می توان به عنوان نیازهای ثانویه تلقی کرد که مانند نیاز به قدر و منزلت، مقام، وابستگی به دیگران، محبت و. موفقیت و ... که درجه شدت این نیازها در اشخاص مختلف متفاوت است. (ایران نژاد، 1376، 376) در تحقیق حاضر به دنبال آن هستیم که نیازهای کارکنان شرکت را مورد مطالعه و بررسی قرار دهیم که مهمترین عامل مؤثر بر نظام انگیزش به شمار می رود. در سنجش نیازهای شدید کارکنان از مدل پنج طبقه ای سلسله مراتب نیازهای مازلو که به ترتیب عبارتند از نیازهای فیزیولوژیک، ایمنی، امنیت، اجتماعی و تعلق، احترام و خودشکوفایی و همچنین نیازهای آشکار ماری، تئوری دو عاملی هرزبرگ و تئوری مک کلند به عنوان الگو استفاده شده است.
ترکیب نیازهای شدید کارکنان وضعیت انگیزشی آنان را نشان خواهد داد و با مطالعه و بررسی بیشتر مشخص خواهد گردید که سازمان مذکور تا چه حد به ارضای این نیازها توجه جدی دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


1-1 بیان مسئله
سازمانها دیرزمانی است که منابع مالی و مادی خود را از دیدگاه بلند مدت مد نظر قرار داده اند، تنها در سالهای اخیر است که به طور جدی به کاربرد همین دیدگاه در زمینة منابع انسانی پرداخته اند. اکنون بسیاری از سازمانها مایلند که کارمندان خود را به صورت منابعی همانند یک بانک استعداد برای آینده پرورش دهند تا با پیشرفت و رشد آنان از این منابع انسانی بهره گیرند (ستیرز روپورتر، 1372، 5)
فلسفه وجودی شرکت مبنی بر دریافت، فروش و توزیع گاز شهری در محدوده فرمانداری های ری، تهران و شمیرانات می باشد. کارکنان می‌بایست در بالاترین سطح انگیزش جهت ارائه خدمات و ارضای منافع مردم (مشترکین) باشند و مدیریت می بایست در این راستا تمام امکانات خود را در جهت ارتقاء سطح انگیزش کارکنان به کار گیرد.
سطح انگیزش کارکنان در نحوه ارائه خدمت، نظم و انضباط حاکم بر فضای سازمان، میزان جابجایی و غیبت و ... منعکس می گردد. چنین به نظر می رسد که عوامل گوناگونی از قبیل پایین بودن حقوق و دستمزد، پایین بودن اضافه کاری، محیط فیزیکی کار، حجم بالای کار، تقسیم نادرست کار در به وجود آمدن مشکلات دخالت داشته است. نتیجتاً پیامدهایی که این کمبودها برای سازمان تحمیل می کند، می تواند مواردی از قبیل پایین بودن بهره وری، عدم رغبت به کار، کم کاری، افزایش غیبت باشد. با توجه به این واقعیت می توان دریافت که کارکنان در حد مطلوب انگیزش کار نمی کنند. جهت بررسی و ارزیابی علل ایجاد افت انگیزش محقق اقدام به تحقیق فوق نموده است.
در این روند پایه اساسی پژوهش مبتنی بر نظریه سلسله مراتب نیازهای مازلو، نظریة نیازهای آشکار ماری، تئوری دو عاملی هرزبرگ، تئوری مک کلند می باشد تا بتوان ترکیب نیازهای شدید کارکنان را شناخت و بر اساس اهمیت نیازها به اولویت بندی آن نیازها پرداخت و از طریق راه کار مورد لازوم جهت ارضای نیازهای ضروری بر حسب اولویت آنها به مدیریت ارائه نمود تا مدیریت سازمان با استفاده از راه کار ارائه شده در جهت افزایش انگیزش کارکنان حرکت نموده و در نهایت انگیزش کل سازمان بهبود یابد.

 

2-1 اهمیت و ضرورت تحقیق
هر سازمانی می تواند با ایجاد انگیزش در کارکنان به هدفهای مطلوب خود دست یابد. لازمة ایجاد چنین انگیزشی شناخت نیازهای کارکنان و اقدام در جهت ارضای نیازهای آنان است. یکی از ضرورتهای مدیریت هر سازمان شناخت نیازهای کارکنان است زیرا با شناخت نیازها پی به چرایی رفتار گذشته آنان برده و رفتار آینده آنان را پیش بینی نموده و از این طریق بهتر می تواند امر هدایت، کنترل و در صورت لزوم تغییر رفتار کارکنان را فراهم سازد. به بیان دیگر توانایی کار با دیگران را در کارکنان تقویت می نماید و به اهداف مطلوب خود دست می یابد.

 

 

 

3-1 اهداف تحقیق
- هدف اصلی: هدف اصلی این تحقیق شناخت نیازها و ارزیابی تأثیر نیازها در انگیزش کارکنان امور اداری شرکت ملی گاز تهران بزرگ می باشد.
- هدف فرعی: اولویت بندی نیازهای شدید کارکنان به منظور زمینه سازی برای ایجاد نظام انگیزش.

 

4-1 فرضیه و سؤالات تحقیق
فرضیات:
بین ارضاء نیازهای شاغلین و انگیزش آنان رابطة معنی داری وجود دارد.
سوالات:
آیا بین ارضاء نیازهای شاغلین و انگیزش آنان رابطة معنی داری وجود دارد؟

 

5-1 تعریف عملیاتی متغییرها در تحقیق
الف- متغیر مستقل
1-نیاز فیزیولوژیک: همان‌هایی هستند که انسان را زنده نگه می دارند و آنها شامل غذا، لباس، پناهگاه، آسایش و رفاه و حفاظت از خود می باشند.
2-نیاز ایمنی: آن احتیاجاتی است که به انسان امنیت جانی و مالی می دهد که خود می تواند شامل امنیت از خود و دارایی ها، اجتناب از ریسک، اجتناب از آسیب دیدگی، اجتناب از رنج و زحمت باشند.
3-نیاز اجتماعی: همان هایی است که انسان را مقبول گروه نماید که خود شامل ازدواج، مورد پذیرش قرار گرفتن، عشق و تعلق، عضویت در گروه است.
4-نیاز به احترام: نیازهایی هستند که انسان را پیش دیگر اعضای گروه مطرح می کند که خود شامل مسئولیت پذیری، عزت نفس (احترام به خود)، خودشناسی، احساس کامیابی، قدرت در انجام وظایف است.
5-نیاز به خودشکوفایی: نیازهایی که موجب به حداکثر رساندن توانایی شخص می گردد و خود شامل رسیدن به آنچه باید باشد، استقلال، خلاقیت خود را نشان می دهد.
6-نیاز به کسب موفقیت: نیازی است که فرد مشتاق انجام کارهای مشکل است. استانداردهای بالایی را انتخاب می کند و خواهان تلاش در جهت اهداف دوربرد است.
7-نیاز به استقلال: نیازی است که فرد تلاش می کند از هر نوع قید و بند و محدودیت اجتناب کند، از وابسته نبودن، آزادی، تعلق نداشتن به اشخاص، اماکن و یا الزامات احساس خوشنودی می کند.
8-نیاز به پرستاری: نیازی است که فرد ابراز همدردی می کند و دلداری می دهد، تا جایی که ممکن است به دیگران کمک می کند.
9-نیاز به نظم: نیازی است که فرد علاقه‌مند است اثرات شخصی و محیط اطراف مرتب و سازمان یافته باشد.
10-نیاز به ارائه خودنمایی: نیازی است که فرد می خواهد مرکز توجه باشد، از داشتن مستمع لذت می برد. در فعالیتهایی وارد می شود که باعث جلب توجه دیگران می شود.
11-نیاز به قدرت: نیازی است که فرد تلاش می‌کند محیط اطراف را به حیطه اقتدار خود درآورد و بر دیگران نفوذ گذارد و آنها را هدایت کند.
12-نیاز به رشد و پیشرفت: نیازی است که افراد در جهت رشد و پیشرفت در سازمان و ارتقاء شغلی تلاش می‌کنند.
13-نیاز به شهرت: نیازی است در جهت مطرح شدن افراد در سازمان.
14-نیاز به مسئولیت: نیازی است که افراد در محیط کار مسئولیت کاری می پذیرند.
15-نیاز به سرپرستی: نیازی است که افراد در محیط کار احساس می کنند باید تحت نظارت باشند.

 

ب- متغیر وابسته
انگیزش

 

6-1قلمرو تحقیق
قلمرو موضوع
پر واضح است که عوامل زیادی بر انگیزش اثرگذار می باشند. با این وجود این تحقیق تنها به ترکیب نیازهای شدید کارکنان می پردازد.
قلمرو مکانی
تحقیق حاضر از نظر مکانی شامل کارکنان امور اداری شرکت ملی گاز تهران بزرگ است.
قلمرو زمانی
تحقیق حاضر 6 ماهه دوم سال 1383 را شامل می‌شود.

 

7-1 واژه‌ها و اصطلاحات بکار رفته در تحقیق
الف-تعریف انگیزش
میل به کوشش فراوان در جهت تأمین هدفهای سازمان به گونه ای که این تلاش در جهت ارضای برخی از نیازهای فردی سوق داده شود. (رابینز 1376، 326)
ب-نیاز
به معنی نوع کسر و کمبود روانی و فیزیولوژیک است که می تواند دستاورد خاصی را جذب نماید. (رابینز 1997، 72)
ج-ترکیب بندی نیازهای شدید
به نیازهایی شدید گویند که اولاً: بیشترین فراوانی را در میان نیازهای انتخاب شده داشته باشند.
دوماً: در جدول انتخاب نیاز، در اولویت بالاتری قرار گرفته باشند.

 

 

 

 

 

 

 


1-2 معرفی شرکت
شرکت گاز تهران بزرگ در سال 1377 تأسیس یافته است. فعالیتهای جاری این شرکت مبنی بر دریافت، فروش و توزیع گاز شهری در محدوده فرمانداری‌های ری، تهران، شمیرانات می باشد که طبعاً جایگزینی گاز طبیعی در رابطه با سایر سوختهای فسیلی در حوزه استحفاظی اشاره شده و از نظر زیست محیطی و اقتصادی مزایای هنگفت و موثری را برای شهروندان و کشور دربرخواهد داشت.
این شرکت در ادامه فعالیتهای منطقه 3 سابق با اجرا و نصب شبکه و انشعابات و تأسیسات گازی در بخشهای خانگی، تجاری، صنعتی و همچنین حفظ و نگهداری تاسیسات موجود و سایر اقدامات بازرگانی، مالی، اداری و عملیاتی به تکاپوی خویش ادامه داده است.
شرکت گاز تهران بزرگ تا پایان سال 1380 با زیر پوشش داشتن 363/076/2 خانوار شهری و روستایی (در قالب 794178 مشترک خانگی) و 48698 مشترک تجاری، 1170 مشترک صنعتی و همچنین نیروگاههای ری، بعثت، فیروزی و کارخانه سیمان تهران و پالایشگاه تهران در حدود 90% نیاز به سوخت مصرف کنندگان را تأمین نموده است در همین راستا مصمم است طی دو سال آینده نیز ظرفیت کاری مربوطه را در حد تأمین بیش از 96% سوخت حوزه مسئولیت خود ارتقا دهد.
به همین منظور و دستیابی به بهره‌وری مناسب و رضایتمندی مشتریان و شرکت ملی گاز ایران شرکت اقدام با استقرار نظام مدیریت یکپارچه کیفیت، محیط زیست و ایمنی (IMS) مبتنی بر استانداردهای ISO/TS 29001 (2003)، ISO 14001(1996)، OHSAS 18001 (1999) نموده که با استفاده از اهداف ذیل امیدوار است هرچه سریعتر به اهداف عالی مورد نظر دستیابی و بدینوسیله منافع مردم (مشترکین)، کارکنان و صاحبان سهام تأمین گردد.
1-بالا بردن روحیه مشارکت، نشاط، تعاون، همکاری، همدلی بین کارکنان و افزایش سطح رضایتمندی ایشان.
2-افزایش رضایتمندی وزارت نفت و شرکت ملی گاز ایران از طریق رعایت قوانین، مقررات، استانداردها و دستورالعملهای ایمنی، زیست محیطی و نظام بهره وری.
3-افزایش رضایتمندی مشتریان و تسهیل امور مربوط به آنان و حفظ منافع جامعه.
4-استانداردسازی و نظم و ترتیب دادن به کلیه امور و حذف فعالیتهای موازی و غیر ضروری
شرکت ملی گاز تهران بزرگ شامل قسمتها و بخشهای زیر می‌باشد:
حوزه مدیر عامل: که شامل واحدهای مستقل زیر و همچنین سه معاونت زیر می شود:
1-روابط عمومی
2-حراست
3-امور قراردادها
4-امور بازرسی فنی و ایمنی
5-برنامه ریزی و کنترل گاز
6-اندازه گیری و توزیع گاز
7-دفتر مدیر عامل و دبیر هیئت مدیره
1) معاونت مالی و پشتیبانی: شامل قسمتهای زیر می‌باشد:
1-امور مالی
2-امور اداری
3-امور کالا
4-خدمات رایانه

 

2)معاونت بهره برداری: شامل قسمتهای زیر می‌باشد:
1-نواحی دهگانه
2-حمل و نقل و مخابرات
3-فروش عمده
4-خط لوله گازرسانی

 

3) معاونت مهندسی: شامل قسمتهای زیر می‌باشد:
1-خدمات طرحها
2-اجرای طرحها
3-خدمات فنی و مهندسی
4-گازرسانی به صنایع

 

امور اداری
که تحت نظر معاونت مالی و پشتیبانی است و وظایف این بخش عبارتند از:
1-نظارت و تأیید ارزشیابی سالیانه کارکنان با توجه به مقررات و دستورالعمل‌های جاری.
2-بررسی و تأیید فوق العاده شغل / حق مقام پرسنل زیرمجموعه و نظارت بر حسن اجرای فوق العاده مقام دیگر پرسنل و تطبیق آن با دستورالعمل های موجود.
3-سیاست گذاری و نظارت کلی بر اختصاص سهمیه وامها اعم از مسکن، اضطراری به واحدهای تابعه.
4-تائید و نظارت کلی در جهت تعمیر و نگهداری و تجهیز ادارات تابعه و خرید لوازم و امکانات مناسب در این خصوص.
5-تأیید اقداماتی از قبیل مرخصی های بدون حقوق، تأیید پرداخت فوق العاده ماموریتها با توجه با تفویض اختیار انجام شده.
6-تأیید و نظارت کلی، سیاست گذاری در مورد مسائل رفاهی از قبیل واگذاری منازل سازمانی و سهمیه تورهای رفاهی، تفریحی و زیارتی.
7-تأیید و نظارت در پیش بینی لوازم و اثاثیه و ملزومات اداری با توجه به دستورالعملها و آیین نامه های موجود.
8-نظارت کلی و سیاست گذاری بر حسن اجرا و نگهداری و تعمیر ساختمانهای اداری و تأسیساتی در جهت حفظ بخشهای شرکت در صورت لزوم رفع مشکلات و تنگناهای موجود در انجام این امور با توجه به سیاستهای جاری.
9-نظارت کلی بر حسن استفاده و بکارگیری از وسایل و لوازم اداری شرکت و تأیید کلی اسناد پرداخت مربوط به هزینه این وسایل با توجه به تفویض اختیارات انجام شده.
10-نظارت بر تأمین نیروی انسانی مورد نیاز شرکت و برنامه ریزی در جهت آموزش حین خدمت و دوره های آموزشی برای کارکنان شرکت.
11-نظارت بر حسن اجرای انتصابات شرکت از سمتهای کارگری و یا سمتهای کارمندی بر حسب اختیارات تفویض شده و اخذ تأیید مدیریت عامل در این خصوص.
12-نظارت و تأئید بر تغییرات پرسنلی کارکنان زیرمجموعه بر اساس پیشنهاد مسئولین ذیربط و تلاش برای تثبیت آنان در مقابل شاغل مناسب و تناسب با استعدادها، توانایی ها و معلومات و تجربیات آنان.
13-بررسی و تأیید شرح وظایف کارکنان واحدهای زیرمجموعه.
14-نظارت کلی و سیاست گذاری در امر برنامه ریزی و خط مشی صحیح در رسیدگی به مشکلات اداری کارکنان و تلاش در رفع مشکلات و نیازهای اضطراری کارکنان
15-تأیید و نظارت کلی بر نیازهای آموزشی کارکنان و سیاستگذاری در این خصوص با توجه به امکانات موجود.
16-تأیید توانایی های علمی و تجربی برخی از کارکنان جهت استفاده از آنان در دوره های آموزشی در ارتباط تجربیات ایشان.
17-بهره گیری از روشهای نوین آموزشی و اجرای آن در زمینه پرسنل شرکت.

 


امور اداری شامل قسمتهای زیر می‌باشد:
1-آموزش: که وظیفه این بخش بررسی و رفع نیازهای آموزشی کارکنان شاغل و جدید، استخدام در قالب روشها، خط مشی و دستورالعملهای آموزشی و بودجه مصوب به منظور حصول اطمینان از موثر بودن دوره ها بر وفق استانداردهای آموزشی با کمک کارشناسان، مربیان، مسئولین شرکتی و مراکز علمی و آموزشی خارج از شرکت و همچنین برگزاری دوره های آموزشی برای سایر سازمانها و پیمانکاران جهت ارتفاع سطح علمی افرادی که با شرکت همکاری دارند، است.
همچنین رسیدگی به امور کارآموزان و کارکنان، دانشجویان کارآموز تحت آموزش، کنترل آزمونهای حرفه ای کارکنان، بررسی احتیاجات جامع آموزشی کارکنان و رسیدگی به امور کارکنان تحت آموزش و حل و فصل معضلات نیز از وظایف این قسمت است.
2-خدمات اجتماعی و رفاهی: مسئولیت تأمین خدمات تاکسیرانی، نگهداشت، ساختمانهای اداری، تأمین و نگهداری لوازم و اثاثیه اداری و ملزومات اداری، تعمیرات و مرمت ساختمانهای اداری و سازمانی، تأمین خدمات چاپ و تکثیر و بررسی فرمها و نیز تأمین خدمات و تهیه و سرو غذای نیمروزی کارکنان را بر عهده دارد.
3-خدمات کارکنان: وظیفه این بخش نظارت بر حسن اجرای مقررات پرسنلی و دستورالعملهای جاری در چهارچوب مصوبات و تصمیمات متخذه و تجزیه و تحلیل آنها، اتخاذ تصمیم مناسب در اجرای مصوبات و دستورالعملها، هماهنگی و ارتباط نزدیک با مسئولین واحدهای ستادی بهداری و بهداشت در جهت رفع مشکلات و مسائل مربوط به کارکنان، پیگیری اجرای آئین نامه ها و دستورالعمل های واصله از ادارات کار و تأمین اجتماعی، رفع گرفتاریهای کارگران و نظارت بر کلیه پرداختها (عائله مندی – اولاد – مسکن) است.
4-مددکاری اجتماعی: مسئولیت این بخش بررسی مشکلات معنوی مادی پرسنل در رابطه با اثرات کمی و کیفی مسائل درون سازمان محیط اجتماعی خارج از محیط کار و احتمالاً مشکلات ناشی از مسائل خانوادگی، بررسی موارد نگرانی پرسنل (مددجو) به صورت ریشه ای و شناخت آنها و ارائه طریق در جهت رفع مشکلات با همیاری مسئولان ذیربط، اعطای کمک های مالی به تعدادی از کارکنان شرکت که بر اساس بررسی های مددکاری دارای مشکلات شدید و توان مالی ضعیف بوده و سزاوار استفاده از کمک مالی (بلاعوض) شرکت می باشد.
5-برنامه ریزی و تأمین نیروی انسانی: وظیفة این بخش تأمین نیروی انسانی، کاریابی، استخدام و جذب نیرو، برنامه ریزی نیروی انسانی، امور سازمانی و بهبود روشها می باشد.

2-2 ماهیت انگیزش
انگیزش یعنی نیروهایی که موجب می شوند افراد به گونه ای خاص رفتار کنند. از نقطه نظر مدیریت هدف ایجاد انگیزه در کارکنان به گونه ای است که رفتار آنان بیشترین نفع را برای سازمان داشته باشد. (گریفین 1380، 88)

 

3-2 اهمیت انگیزش
یکی از وظایف اولیه مدیران ایجاد انگیزش در کارکنان است به گونه ای که عملکرد آنها به بالاترین سطح ممکن برسد. بدین معنی که سخت‌تر تلاش کنند. البته عملکرد شغلی علاوه بر انگیزش به توانایی فرد و آمادگی محیط نیز بستگی دارد. برای اینکه فرد به سطح بالایی از انگیزش برسد، باید تصمیم بگیرد که کار را انجام دهد (انگیزش) بتواند کار را انجام دهد (توانایی) و مواد و وسایل مناسب انجام کار را در اختیار داشته باشد (محیط). (گریفین 1380، 89)

 

4-2 چهارچوب انگیزش
امروزه انگیزش را در قالب مفاهیم کمبود نیازها و رفتارهای معطوف به هدف مورد مطالعه قرار می دهند. نقطه شروع فرایند، نیاز است. نیاز کمبودی است که توسط فرد احساس می شود. وجود نیاز باعث می شود فرد در صدد پیدا کردن راهی جهت رفع آن برآید. قدم بعدی انتخاب رفتار معطوف به هدف است. هرچند در عمل اشخاص بیش از یک هدف را دنبال می کنند ولی بیشتر تلاشها به طرف یک هدف هدایت می شوند. در مرحله بعدی، شخص اقدام به رفتار انتخابی جهت ارضاء نیاز می کند. در نهایت اینکه شخص درجه ارضاء نیاز را ارزیابی می کند. (گریفین، 1380، 89)

 

5-2 دیدگاههای تاریخی در انگیزش
با وجود اینکه همه دیدگاههای تاریخی انگیزش درست نیستند، با این حال بررسی آنها بدلایل متعددی جالب است. یکی از این دلایل، ایجاد مبانی انگیزش برای تفکرات معاصر می باشد. دلیل دیگر اینکه، دیدگاههای تاریخی انگیزش به طور معمول بر مبنای استدلالهای عقلی و بر پایة شعور انسان بنا شده است و دقت در نقاط ضعف و قوت این دیدگاهها باعث می شود که مدیران با دیدگاههای مفیدی در ارتباط با انگیزش کارکنان در محیط کار آشنا شوند. (گریفین، 1380، 90)
1-5-2 دیدگاههای اولیه انگیزش
قدیمی ترین نظریه در انگیزش انسان مفهوم لذت جویی و آسوده خواهی (هدونیزم) است. بر سااس این نظریه اشخاص خواهان لذت و راحتی هستند و سعی می کنند از درد و ناراحتی پرهیز کنند.
هدونیسم یک دیدگاه بسیار محدود در رفتار انسانی است که بیشتر موارد گویای واقعیت نیست و همین امر موجب ظهور دیدگاههای جدید شد. یکی از این دیدگاههای متعلق به ویلیام جیمز بود که عقیده داشت رفتار غریزی و انگیزش ناخودآگاه نیز در رفتار انسان از اهمیت برخوردارند. (گریفین، 1380، 91)

2-5-2 دیدگاه مدیریت علمی
تیلور نظریه پرداز مدیریت علمی عقیده داشت کارکنان دارای انگیزه اقتصادی هستند و برای کسب پول بیشتر تلاش می کنند. تیلور برای نشان دادن مفهوم مدیریت علمی از شخصی به نام اسمیت برای حمل شمش های آهن استفاده کرد.
شواهدی که در دست است نشان می دهد مصاحبه ای که تیلو ر با اسمیت داشته ساخته و پرداخته خود او بوده و اسمیت وجود خارجی ندارد. اگر این موضوع حقیقت داشته باشد نشان می دهد که تیلور به چه شدتی دیدگاه اقتصادی خود در بارة انگیزش انسان را باور داشته و خواهان انتشار نظریه های خود بوده است. خیلی زود روشن شد که فرضیه های نظریه پردازان مدیریت علمی در باره انگیزش نمی تواند رفتار پیچیدة انسانها را تشریح نماید. (گریفین، 1380، 91)
3-5-2 دیدگاه روابط انسانی
روابط انسانی حاصل مطالعات هارثون بود. طبق این نظریه انسانها به جز پول با عوامل دیگری نیز برانگیخته می شوند.
طبق این نظریه وجود انگیزه مناسب مانند رضایت شغلی، موجب بالا رفتن عملکرد کارکنان می شود. دیدگاه روابط انسانی بیشتر سؤالات مربوط به رفتار انسان را بدون جواب باقی گذارده است. (گریفین 1375، 92، 91)

6-2 نظریه های انگیزش
1-6-2 نظریه های محتوایی (تئوری نیازها)
الف – تئوری نیازهای اکتسابی مک کلند
این تئوری در اواخر دهة 1940 به وسیلة روانشناسی به نام دیوید مک کلند و همکاران وی پدید آمد. آنان مطالعات تجربی خود را با آزمون درک موضوعی برای سنجش نیازهای بشری آغاز نمودند. این آزمون مکانیزم ویژه ای دارد، به این ترتیب که به افراد تصاویری نشان می دهند و سپس از آنها می خواهند که شرحی در آن باره بنویسند.
سه نوع از نیازهای اکتسابی
در یک مورد، مک کلند، سه مدیر اجرایی را مورد مطالعه قرار داد. به آنان تصاویر مردی را نشان داد که نشسته بود و به عکس های خانوادگی روی میز کارش نظاره می کرد. یکی از مدیران نوشت: او مهندسی است که خیال بردن خانوادة خود را در روز بعد در سر می پروراند، دیگری این توضیح را داد که او طراح است و از روی حرفهای خانواده اش به ایده هایی برای ساختن ابزاری تازه دست یافته است، سومی گفت او مهندسی است که سرگرم کار روی «مسئله فشار پلی» است و از حالت اعتماد به نفسی که در قیافه اش پیداست به نظر می رسد که به حل آن مسئله اطمینان دارد. مک کلند سه موضوع را که در شرح آزمون ظاهر شده بود، مشخص نمود. هر موضوع منطبق با نیازی است که به عقیده او برای درک رفتار انسان مهم است.

این نیازها عبارتند از:
نیاز به کسب موفقیت ، اشتیاق به انجام کاری به نحو بهتر یا بازدهی بیشتر، حل مشکل یا تبحر در انجام کارهای پیچیده نیاز به وابستگی ، علاقه مندی به ایجاد و حفظ مناسبات دوستانه و صمیمی با دیگران.
نیاز به قدرت ، عشق به کنترل دیگران، تأثیر بر رفتارشان، یا مسئول سایرین بودن.
تئوری اساسی مک کلند این است که این سه گروه از نیاز ها به مرور زمان و در نتیجه تجربه های زندگی ایجاد می گردند. آدم ها به وسیلة آنها مورد انگیزش قرار می گیرند و هر یک از آنها می تواند با ترجیحات کاری فرد مرتبط باشد.
این تئوری مدیران را به آموختن راه تشخیص این سه گروه از نیازها در خودشان و سایرین تشویق می نماید تا به این وسیله بتوانند محیط کاری متناسب با نیازهای مربوط ایجاد نمایند.
یک جهت گیری جالب در این تئوری، جستجو برای تشخیص الگوی نیازهای مدیران موفق است. مک کلند در مطالعه آنچه خودش «الگوی انگیزش رهبری» می خواند، دریافت که ترکیب نیازهای قدرت (در حد متوسط به بالا) و وابستگی (در حد اندک) موجب کارآمد بودن مدیران در سطوح بالای سازمان می شود. نیاز به قدرت در حد زیادی باعث می شود که مدیر اشتیاق به نفوذ در دیگران داشته باشد و نیاز اندک به وابستگی اجازه می دهد که مدیر تصمیمات مشکل را بدون واهمه از رنجش احتمالی دیگران اتخاذ نماید.
نیاز به قدرت خصوصاً جالب توجه «چارلز ام کلی» مشاور مدیریت، برای توصیف مدیرانی که نیاز قدرتشان زیاد است و از قدرت سوء استفاده می کنند، از عبارت کامیاب مخرب استفاده می کند.
این عده از مدیران معمولاً ویژگی فرهمندی (کریزما) برای صعود به سمت های بالای سازمان دارند، ولی چون از قدرت، سوء استفاده می کنند، معمولاً به آنجا نمی رسند. این مثال بار دیگر نکته مورد نظر مک کلند را تقویت می کند و هرگاه قدرت برای انجام کار گروهی یا اهداف سازمانی مورد استفاده قرار گیرد، برای مدیران بسیار مفید خواهد بود ولی نه برای دستیابی به اهداف خودخواهانه، این موضوع گاه با عبارت «قدرت اجتماعی» توصیف می‌شود که برخی آن را یک عامل مهم در درک رهبر کاریزماتیک می دانند. (شومرهورن، هانت، ازبورن، 1378، 102، 101، 100)

 

ب-نظریه نیازهای آشکار ماری
ماری احساس می کرد که افراد را می توان بر پایة نیرومندی نیازهای گوناگون طبقه بندی کرده تصور می شود. افراد در هر زمان دارای نیازهای گوناگون دور از هم و اغلب در کشمکش هستند که بر رفتار آنها اثر می گذارد. یک نیاز به مفهوم «یک نگرانی عود کننده برای حالتی هدفدار» تعریف شده است. هر نیاز بنابراین نظر از دو جزء ترکیب شده است. 1) یک جزء کیفی یا جهتی که شامل چیزی می شود که نیاز به سوی آن جهت یافته و 2) یک جزء کمی یا انرژی زا که شامل نیرو یا شدت نیاز به سوی هدف است. بدین سان نیازها به عنوان نیروی انگیزندة مرکزی افراد هم از لحاظ جهت و هم شدت درنظر گرفته شده اند. روی هم رفته «ماری» عقیده دارد که افراد بیش از 20 نوع نیاز دارند که از میان آنها نیاز به کسب موفقیت، وابستگی، قدرت و امثال آن را می توان نام برد. «ماری» معتقد بود که نیاز بیش از آنچه توارثی باشد آموختنی و اکتسابی است. (ستیرز و پورتر، 1372، 96)

 

پ-تئوری X و تئوری Y
داگلاس مک گرگور دو دیدگاه متمایز از انسان را ارائه کرد. یک دیدگاه اصولاً منفی که آن را تئوری X خواند و یک دیدگاه مثبت که آن را تئوری Y نامید. مگ گرگور پس از مشاهدة نوع رفتار مدیران با کارکنان به این نتیجه رسید که یک مدیر از این دیدگاه به ماهیت نوع انسان توجه می کند که مفروضات خاصی را در نظر گرفته است و به آن اساس رفتار خود را با زیردستان تنظیم می نماید.
تئوری X بر اساس مفروضات زیر قرار دارد و مدیر از این زاویه به کارکنان توجه می نماید:
1-کارکنان به صورت فطری و طبیعی کار را دوست ندارند و در صورت امکان سعی می کنند از انجام آن اجتناب نمایند.
2-از آنجا که کارکنان کار را دوست ندارند، باید آنان را مجبور کرد و کنترل نمود و یا تهدید کرد تا بتوان به هدفهای مورد نظر دست یافت.
3-کارکنان از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کنند. لذا باید به صورت رسمی آنها را هدایت و رهبری کرد.
4-بیشتر کارکنان امنیت را بالاتر از عوامل دیگر مربوط به کار قرار می دهند و هیچ نوع جاه طلبی و بلندپروازی ندارند.
تئوری Y بر اساس مفروضات زیر قرار دارد و مدیر از این دیدگاه به کارکنان نگاه می کند.
1-کارکنان کار را امر طبیعی و همانند تفریح یا بازی می پندارند.
2-کسی که خود را به هدف و یا هدفهایی متعهد نموده است دارای نوعی خودرهبری و خودکنترلی می باشد.
3-بیشتر افراد می توانند مسئولیت بپذیرند و حتی در پی پذیرفتن مسئولیتها برآیند.
4-خلاقیت، یعنی توانایی برای گرفتن تصمیمات خود و بیشتر افراد جامعه دارای این ویژگی هستند. این امر تنها از ویژگی های مدیران نیست. 0رابینز، 1997، 75)

 

ت-نظریه دوعاملی انگیزش هرزبرگ
یکی دیگر از تئوری های مهم ابتدایی انگیزش تئوری دو عاملی هرزبرگ است که از بسیاری جهات مانند دیگر تئوری های نیاز است که مورد بحث قرار گرفتند. تئوری هرزبرگ نقش مهمی را در شکل دهی تفکر مدیران نسبت به انگیزش ایفا نموده است.

توسعه تئوری
هرزبرگ و همکارانش دو عاملی را در بین سالهای 1950 و 1960 ارائه دادند. هرزبرگ کار خود را از مصاحبه با دویست نفر حسابدار و مهندس در شهر پترسبورگ آغاز کرد. او از مصاحبه شوندگان خواست زمانی را که احساس رضایت و انگیزش می کردند، زمانی را که احساس نبود انگیزش داشتند را به یاد بیاورند او سپس از آنها خواست آنچه را که موجب خوب و بد در آنها شده شرح دهند. پاسخ های مصاحبه شوندگان به وسیله مصاحبه کنندگان ثبت شد و سپس بر پایه اطلاعات موجود در آنها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند (در تجزیه و تحلیل محتوایی، کلمات، عبارتها و جمله هایی که مورد استفاده مصاحبه شوندگان قرار می گیرد. بر پایه معنای آنها تجزیه و تحلیل و گروه بندی می شوند (گریفین، 1375، 99، 98)
هرزبرگ در نهایت تعجب مشاهده کرد بین دو گروه عوامل متفاوت و بین احساس متفاوت (خوب و بد) کارکنان به کار رابطه وجود دارد. به عنوان مثال فردی که پایین بودن حقوق را به عنوان عامل ایجاد رضایت و انگیزش در ارتباط می دانست. دستاوردهای هرزبرگ حکایت از این امر می کرد که مدل سنتی رضایت و انگیزش غلط است. طبق این نظریه کارکنان ممکن است یا رضایت داشته باشند و یا رضایت نداشته باشند. عوامل انگیزش مانند کسب موفقیت و شهرت در مطالعات اولیه به عنوان علت های رضایت و انگیزش مانند کسب موفقیت و شهرت در مطالعات اولیه به عنوان علت های رضایت و انگیزش شناخته شده اند. اگر این عوامل در شغل وجود داشته باشند می توانند موجب انگیزش و رضایت شوند اما عدم وجود این عوامل موجب فقدان رضایت خواهد بود که با نارضایتی تفاوت دارد. (گریفین، 1375، 99)
مصاحبه شوندگان عقیده داشتند که اگر میزان حقوق، ایمنی، نحوه سرپرستی و شرایط کاری به عنوان یک نقص تلقی شوند، ممکن است موجب احساس نارضایتی شوند. هنگامی که این عوامل به اندازه قابل قبولی وجود داشته باشند شخص الزاماً رضایت ندارد، در عوض ناراضی هم نخواهد بود. هرزبرگ برای به کارگیری تئوری دو عاملی در محیط کار یک فرایند دومرحله ای را پیشنهاد کرده است. در مرحله اول مدیر باید تلاش کند شرایطی را که باعث ایجاد نارضایتی می شوند و به نظر هرزبرگ برای هر دو بعد ضروری می باشد حذف کند.
برای تحقق این هدف یعنی ایجاد وضعیت عدم نارضایتی مدیر باید به عوامل بهداشتی (به عنوان مثال اطمینان حاصل کند که حقوق و امنیت شغلی به اندازه کافی وجود دارد) و شرایط کاری قابل قبول کارکنان توجه کند. طبق نظر هرزبرگ، هنگامی که عوامل نارضایتی از بین می‌روند هرگونه عملی جهت بالا بردن سطح انگیزش کارکنان با استفاده از عوامل بهداشتی بی فایده خواهد بود. بنابراین در مرحله دوم باید عوامل انگیزش وارد صحنه شوند. مدیر سازمان می تواند با فراهم آوردن فرصتهای لازم جهت کسب موفقیت، شهرت، مسئولیت، پیشرفت و رشد موجب شود کارکنان احساس رضایت و انگیزش کنند.
هرزبرگ برخلاف سایر نظریه پردازان تقریباً به تفصیل چگونگی به کارگیری این تئوری را به وسیله مدیران توصیف کرده است. او جهت سازماندهی وظایف کارکنان، فن غنی کردن شغل را ابداع کرده است. این فن تنها برای عوامل انگیزش ابداع شده است. این توجه به عوامل انگیزشی خود می تواند توضیحی بر علت استقبال گسترده مدیران از تئوری هرزبرگ باشد. (گریفین 1375، 100، 99)

 

ث- تئوری ERG آلدرفر
سومین تئوری مهم نیازها در انگیزش، تئوری Erg متعلق به کلیتون آلدرفر است هرچند تفاوتهای زیادی بین این تئوری و تئوری سلسله مراتب نیازها وجود دارد ولی از بسیاری جهات، تئوری Erg تئوری سلسله مراتب را کامل و اصلاح کرده است. Erg از ترکیب حروف اول کلمات زیست و بقا ، وابستگی ، رشد حاصل شده است. نیازهای زیستی، نیازهایی هستند که برای ابقاء ابتدایی انسان لازم هستند و به تقریب هم سطح نیازهای زیستی و امنیتی مازلو می باشند. نیازهای وابستگی، شامل نیاز وابستگی به دیگران می شود مانند نیازهای تعلق و احترام مازلو در نهایت، نیازهای رشد با نیازهای منزلت و خودیابی مازلو قابل محاسبه می باشند. (گریفین، 1375، 97)
تئوری Erg شامل اصل «محرومیت – برگشت» است. بدین ترتیب که نیازهای ارضا شده سطوح پایین می توانند دوباره برانگیخته شوند. (در صورتی کنه نیازهای بالا قابل تأمین نباشند.) این تئوری ادعا می کند که بیش از یک نیاز در هر زمان، ممکن است فعال شود. (شرمرهورن، هانت، ازبورن، 1378، 100، 99)

 

ج-سلسله مراتب نیازهای مازلو
طبقه بندی نیازهای انسانی در سال 1943 توسط ای.اچ.مازلو اعلام شد. طبق نظر مازلو، نیازهای انسانی را به شرح زیر طبقه بندی کرده است:
الف-نیازهای فیزیولوژیکی
ب- نیازهای ایمنی
ج-نیازهای اجتماعی (عشق و محبت)
د-نیاز به محترم بودن (عزت نفس)
هـ-نیاز به خودسازی (خودشکوفایی)
سطوح نیازهای مازلو در نمودار شماره (1) ترسیم شده است.

شکل شماره 1- مدل سلسله مراتبی نیازهای مازلو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


در واقع تئوری سلسله مراتب نیازهای مازلو برای تمامی محیط ها به کار می رود و مختص محیط کار نیست. این تئوری یک چهارچوب انگیزشی کاربردی برای مدیران بیان می کند. مدیران با تجزیه و تحلیل نگرش ها، کیفیت، کمیت کار کارکنان و شرایط شخصیتی، می توانند برای شناسایی سطح نیاز کارکنان که همواره به دنبال ارضاء آنها هستند اقدام مقتضی به عمل آورند. (مقیمی 1380، 335)
نظریه مزبور بیانگر این مطلب است که اگر چه هیچ نیازی به صورت کامل ارضاء نمی شود ولی اگر نیازی به صورت اساسی و به مقدار لازم ارضا شود دیگر ایجاد انگیزه نمی کند. مازلو نیازهای فیزیولوژیک و امنیت را در رده پایین و نیازهای اجتماعی، خودشکوفایی و احترام را در رده بالا قرار داد. (رابینز، 1997، 74)
1-نیازهای فیزیولوژیک
شامل نیازهایی از قبیل آب و غذا هستند.
2-نیازهای ایمنی
اگر نیازهای فیزیولوژیکی به شکل نسبتاً خوب ارضا شوند مجموعه جدیدی از نیازها پدیدار می‌شوند که ما آنها را در گروه نیازهای ایمنی قرار می دهیم. این نیازها شامل امنیت، حمایت، ثبات و امثال آنهاست.
3-نیازهای اجتماعی (عشق و محبت)
اگر نیازهای فیزیولوژیک و ایمنی هر دو به شکل نسبتاً خوبی ارضا شوند نیازهای عشق، محبت، عاطفه و تعلق پدیدار نمی شوند و کل سیکل تشریح شده با مرکز جدید تکرار می شود. حال فرد احیای تعلق خاطر، فقدان دوست، همسر یا فرزند می کند. چیزی که قبلاً هیچگاه آنرا تجربه نکرده است. وی نیازمند و مشتاق روابط عاطفی با افراد و داشتن جایگاهی در گروه می باشد و با شدت زیادی برای رسیدن به این هدف تلاش می کند حتی ممکن است فراموش کند که زمانی گرسنه بوده و عشق و محبت را تمسخر می کرد.
4-نیاز به محترم بودن (عزت نفس)
تمامی افراد جامعه ما به استثناء چند مورد آسیب شناختی دارای نیاز یا تمایل به ارزیابی پایدار با مبنای درست و محکم و بالا از خود احترام به خود یا عزت نفس و احترام به دیگران هستند. منظور ما از عزت نفس دارای مبنای درست و محکم آن چیزی است که بر مبنای ظرفیت حقیقی موفقیت و احترام از سوی دیگران بنا شده است. در واقع این نیاز می تواند نیاز به عزت از طرف دیگران، احترام پرستیژ، قدردانی، حس شایستگی و تبحر خوانده شود.
5-نیاز به خودسازی (خودشکوفایی)
حتی اگر تمامی این نیازها ارضا شوند باز هم انتظار داریم که نارضایتی و بی‌قراری ایجاد شود مگر آنکه فرد کاری را که برای آن مناسب است انجام دهد. موسیقیدان باید آهنگ بسازد، نقاش باید نقاشی کند، شاعر باید شعر بنویسد اگر می خواهد خوشحال و راضی باشد انسان باید هرآنچه که می تواند باشد. در واقع این نیاز جزو بالاترین نیاز مازلو می باشد و همان بکارگیری کامل خلاقانه توانایی ها می باشد.

 

 

 


2-6-2 نظریه های فرایندی انگیزش
الف- تئوری جذابیت – انتظار
این تئوری به وسیلة «ویکتور وروم» ابداع گردیده است. تئوری جذابیت – انتظار بیان می دارد که قبل از اینکه رفتاری انتخاب شود، فرد شقوق مختلف را بر اساس کار مورد نظر و پاداش مورد ارزیابی قرار می دهد. بر پایه این تئوری، سه عامل بر رفتار تأثیر می گذارد: ارزش پاداش ها، ارتباط پاداش ها با عملکرد مورد نیاز و تلاش مورد نیاز برای عملکرد.
متغیرهای تئوری جذابیت – انتظار عبارتند از:
الف- ارتباط تلاش – عملکرد: آیا تلاش منجر به عملکرد خواهد شد به چه مقدار تلاش برای عملکرد مورد نیاز است؟ احتمال موفقیت چقدر است؟
ب- ارتباط عملکرد – پاداش: چقدر احتمال وجود دارد که عملکرد خاصی، پاداش یا نتایج مطلوب ایجاد نماید؟
ج- جذابیت ها: جذابیت پاداش چقدر است؟ این متغیر با میزان اهمیت پاداش برای فرد و میزانی که نیازهای ارضا نشده فرد را برآورده کند، ارتباط دارد.
یکی از نویسندگان مدلی از تئوری جذابیت – انتظار ارائه نمود که در شکل بیان شده است.
شکل شماره 2- مدل تئوری جذابیت – انتظار

 

 

 

کاربردهای تئوری جذابیت – انتظار برای مدیران
بر طبق این تئوری رفتار افراد به مقدار زیادی از ادراکات افراد از نتایج رفتار تأثیر می پذیرد. شخصی که انتظار دارد که یک رفتار خاص نتیجه نامطلوب برجای خواهد گذاشت، سعی می کند آن رفتار را کمتر بروز دهد. یک مدیری که انتظارات و مطلوب های زیر دستان خود را بشناسد، می تواند با توجه به انتظارات هر فرد، رفتارهای خاصی برای ایجاد انگیزش در آنها مشخص کند. برای ایجاد انگیزه در افراد، یک مدیر باید:
1-درک این را داشته باشد که کارکنان وظایف محوله را با پاداشهای مورد نظر مقایسه می کنند. پس بنابراین شما به عنوان یک مدیر متناسب با پاداش از افراد کار بخواهید نه متناسب با انتظارات خودتان.
2-مدیر باید دریابد که چه نتایجی برای کارکنان مطلوب است و متناسب با مطلوبهای افراد، زمینه را فراهم نماید. نتایج ممکن است درونی باشد (یعنی مستقیماً به وسیله خود فرد تجربه شده باشد) و یا بیرونی باشد (به وسیله مشارکت با دیگران فراهم شده باشد)
3-مدیر بایستی پاداشهای ذاتی در شغل ایجاد کند (افراد احساس ارزشمند بودن کنند)
4-کارکنان نیاز دارند که بدانند چه چیزی برای سازمان قابل قبول است و چه چیزی قابل قبول نیست. مدیر بایستی به طور موثر رفتارهای مطلوب و نتایج مورد انتظار را برای کارکنان روشن سازد.
5-پاداشها را با عملکرد مرتبط کنید. زمانی که سطح عملکرد قابل قبول صورت گرفت، باید به سرعت پاداش داده شود.
6-آگاه باشید که افراد دارای اهداف، نیازها، آرزوها و سطوح متفاوت عملکردی هستند. مدیر بایستی برای شخص عملکردی را مشخص کند که برای او دست یافتنی باشد.
7-ادراکات فرد را نسبت به توانایی هایش تقویت نمایید و به کارکنان کمک کنید تا رفتارهای مطلوبش برای دستیابی به نتایج انتخاب کنند. (مقیمی، 1380، 345، 344، 343)
ب- تئوری برابری
این تئوری اولین نظریة انگیزش فرایندی است که ما در نظر می گیریم. این نظریه بر اساس مقایسه اجتماعی بنا نهاده شده و از طریق نوشته های استی سی آدامز معروف شده است. آدامز می گوید: وقتی آدمها در ارزیابی نتایج کارشان در مقایسه با دیگران، بی عدالتی می بینند، احساس نابرابری در ذهن خود می کنند. هنگامی که برداشت نابرابری در کار داشته باشند، برای برطرف نمودن آن برانگیخته می شوند و برای ایجاد شرایط برابر اقدام می کنند. نابرابری زمانی بروز می کند که پاداشها و تشویقاتی که افراد بابت کارشان دریافت می کنند، متناسب با سایرین نباشد. برای افراد مقایسه برابری یا فرایند ذهنی که چنین احساسی را ایجاد می کند به شرح ذیل است:

 

 

 

احساس منفی نابرابری هنگامی بروز می کند که شخص احساس کند او پاداش کمتری نسبت به سایرین در قیاس با تلاش صرف شده در انجام کار دریافت کرده است. احساس مثبت نابرابری زمانی به وجود می آید که شخص احساس کند او نسبتاً پاداش بیشتری دریافت نموده است. هر دو احساس، موجب انگیزش هستند.
پژوهشها نشان می دهد که اگر مردم احساس دریافت پاداش بیشتر (احساس مثبت نابرابری) داشته باشند، در افزایش کیفیت یا کمیت کارشان همت می کنند. بعکس، افرادی که پاداش کمتری دریافت می کنند (احساس منفی نابرابری) به کاهش کمیت یا کیفیت کارشان دست می زنند. (شرموهورن، هانت، از بورن 1378، 105، 104)

 

3-6-2 نظریه های معاصر انگیزش
در این بخش تنها تئوری اسناد و هدفگذاری مشاهده می گردد.
الف-تئوری اسناد
این تئوری توسط هارولد کلی ابداع شده است. اسناد یک فرایند ادراکی است که افراد موفقیت یا شکست خود را به خود یا محیط بیرونی نسبت می دهند. در تئوری اسناد سه نوع اطلاعات مورد نیاز است تا بدانیم عوامل درونی یا بیرونی به چه میزان در رفتار فرد اثر گذاشته است. این اطلاعات عبارتند از: اجماع، استمرار و اختصاصی بودن رفتار.

شکل شماره 3- تئوری اسناد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اجماع عبارتست از رویه‌ای که رفتار همکاران را در موقعیت مشابه نشان می دهد (مرتبط با افراد دیگر) اختصاصی بودن یعنی یک فرد از یک روش در تمامی موقعیت های مختلف استفاده می کند (مرتبط با مشاغل دیگر)
استمرار یک رویة اطلاعاتی است که مداومت رفتار فرد را در تمامی اوقات نشان می دهد (مرتبط با زمان) کارکنانی که احساس می کنند دارای کنترل درونی هستند (اسناد درونی)، می توانند از طریق توانایی ها، مهارتها و تلاشهایشان برروی نتایج تأثیرگذار باشند. افرادی که دارای احساس کنترل بیرونی هستتند، اینطور برداشت می کنند که نتایج خارج از کنترل آنهاست و نیروی خارجی کنترل آنها را به دست دارند. آنچه مهم است این است که احساس افراد از موضع کنترلی خود ممکن است تأثیر متفاوتی برروی عملکرد آنها بگذارد. مطالعات نشان می دهد که افراد با موضع کنترل درونی احتمالاً با شغل خود بهتر ارضا می شوند و تمایل دارند درر پست مدیریتی به کار گمارده شوند. در مقابل، افراد با موضع کنترلی بیرونی علاقمند به مدیریت مشارکتی هستند. مطالعات دیگری وجود دارد که بیان می دارد مدیران با وضع کنترلی درونی عملکرد بهتری دارند و به زیردستان خود توجه بیشتری می کنند (مقیمی 1370، 367، 346، 345)

 

ب-تئوری هدفگذاری
یکی دیگر از تئوری های رفتارگرا، «تئوری هدفگذاری» است. این تئوری بیان یم دارد که رفتار افراد تحت تأثیر اهداف تعیین شده قرار می گیرد. بر طبق این تئوری دو نگرش در مورد هدفگذاری وجود دارد.
1-ممکن است مدیران اهداف را برای کارکنان تعیین نمایند.
2-کارکنان و مدیران به طور مشترک اهداف کارکنان را تعیین نمایند.
چنانچه افراد در تعیین اهداف کاری خود مشارکت داشته باشند، می توانند نتایج مثبتی را بیاورد، از جمله آنکه،
1-انگیزش کاری و عملکرد افراد را افز

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله روش تحقیق مدیریت منابع انسانی

دانلود مقاله اختلالهای یادگیری و آنسوی مرزها

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله اختلالهای یادگیری و آنسوی مرزها دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

چکیده:
موضوع ناتوانیهای یادگیری و یا به تعبیر دقیق تر استاد، «نارساییهای یادگیری»، ذهن آشفته ام را دوباره درگیر تمامی واژه ها و حقایق یک ماشین آموزشی در سرزمین ایران کرد؛ از چه می گویند؟ برای که و کجا می نویسند؟! تهران؟ اصفهان؟ و یا غروب غربی ساکنان آنسوی مرزهای بی مرز؟!
برای تکلیف درس «نارساییهای یادگیری » تصمیم گرفتم که حداقل صدای بی گفتار و در گلو مانده ی مشقهای نارسای ِ پر از اختلال و اذهان متواری و درمانده کودکانی از گوشه و کنار سرزمینم، «کُردستان» را به گوش استادم برسانم. در این نوشار نگارنده بر اساس تجربه خود در کار با دانش آموزان و با بررسی نوشته های آنان به بیان انواع نارساییهای یادگیری در آنان خصوصاً مشکل «دوزبانگی» پرداخته است و آنرا از زوایای مختلف با توجه واقعیتها مورد بحث قرار داده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه:

 

می خواهم تکلیفی برای درس استاد بنویسم؛ تکلیفی برای نانوشته های ناخوانده ی بی پاسخ!
از همین آغاز من خود نیز با اختلال نوشتن نانوشته هایم مواجهم، از همین آغاز برای پاس داشتن یک زبان بیگانه ونارس ، به تکاپویی سخت ودشوار افتاده ام و برای بینهایت درسهایی که در آستانه یادگیری به اختلالشان پی برده ام،
از سراحساس و گمان و پندار، جوابیه نوشتن آرزوهای یک مردم بی ملت را به تواتر کشانیده ام! از همین آغاز می خواهم برای حرمت استاد و به پاس اخلاص و تلاش و پشتکارشان ، در راستای اصلاح ، حل مشکلات و معضلات این نظام آموزشی ، نوشته ام را با چاشنی نقد و نقادی و تحلیل این مسایل به زیور زنگ خورده سکوت و خاموشی بیارایم!
دیرگاهیست که در اندیشه نوشتن راه به جایی نبرده ام؛ چرا که راه، راه دشواریست و راهیست سخت دور و بی پایان! و تا آنزمان که من سخنگوی آمال و آرزوها و نداشته های طبیعی یک ملت محکوم و گرسنه باشم ، دیگر پرداختن و ساختن و سازش با داشته های دیگران و اتفاقات ماورایی و اسرار زمینی، شبیه یک معمای یچیده و بن بست خواهد بود! تا آنزمان که من در استواری و قداست دردهای آنسوی مرزهای ساخته و سازش ناپذیر خدایان بی خدا، شرمسار نگاه های منتظر و نامفهوم ساکنانش نگشته ام، تکلیف استادم بلا تکلیف خواهد ماند!
آری! آنسوی مرزها من می توانم از ساکنان بی سکونش برای استاد بگویم:
آنسوی مرزها، باورهایی که تشنه خواندن و نوشتن و بودن هستند، برای منادیان این تحفه های تنیده از تارهای سست فراموشی و تسلیم و تقدیر، خیلی دیر از فرستادگانشان هورا می کشند! ساکنان آنسوی مرزها ازتعلیم و تعلم بی علم و عمل عاجز اند و خیلی زود تقاضای اجابت و خواستن را متکثر می کنند! و حکایت آنرا دیر گاهیست نانوشته و ناخوانده و نامفهوم، به پیشگاه بانیان و والیان این خاک بی آب و این آب بی خاک هدیه فرستاده اند!
ساکنان آنسوی مرزها نه حقیقت را می خوانند و نه شعار بی انسجام سال نامیمون نامتحد مرموز ملی را!
آنها حقیقت گفته ها را با حیصیت نوشته های کج و معوج و ناشناخته ذهن به تاراج رفته شان، همگام و همراه و همسان نمی یابند!
آری استاد! باورش سخت و طاقت فرساست، اما این بازمانده جوابش را خیلی خوب می داند؛ این سرنوشت یک زندگی بی نام و نشان است که قاضیانش حقیقت را ادا نکرده اند و این حقایق، بی معنی و بیمار به حقیقت دیگری از جنس مرگ رسیده است! دیگر برای کسی راز به پا داشتن اوامر معروف و نواهی منکر پوشیده و پنهان نیست و نخواهد ماند.
ما با حقیقت سر سازش نداریم چراکه با حقیقت زاده نشده ایم واین زایش نامبارک و ناخواسته و نامیمون ، نارسا و مختل و بی معنی خواهد بود. و اینچنین است که من بازمانده امروز، مفتخر به نوشتن دیسلکسیای ناتمام و بینهایت یک ملت قربانی و محکوم، به نوشتن خاموشی ها مجبور شده ام!
و این آغاز تکلیف من است که به حرمت علم نیاموخته از معلم، مثل آن اسب مغموم و درمانده، سر به فاجعه نوشتن سپرده ام . من به حرمت آن علم فانی و بی حساب، معلم آمال و آرزوهای یک ملت بی ملیت و محکوم شده ام و این بار سنگین قصاص را قاصرانه خواهم نوشت.
و این ندای وجدان ملت «کُرد» به پاس قصاص قاضیانش، با اعدام و مخالفت و و تقاضا و خواهش و عشق و ترور و مرگ ، و با تمام واژه های متعارض و متضاد قاموس بی واژه اش ، فرزندان آینده را از خامی ناپخته ومتوالی آموزشهای رسمی ایران بر طبق عادت مرسوم به رسمیت شناخته است!
این سرآغاز تکلیف من نیست، که هاله های خوشبختی و تمام اشکهایی است که بر حقایق به تاراج رفته دنیای بی پایان و مبهم کودکان فردای این ملت می نشیند.
این سرآغاز تکلیف من نیست که ناتوانتر از آنم به ادای تکلیفی بپردازم که تمام تاریخ ملت «کُرد» است در دیسلکسیای یک ایران ویران و ناموزون و نا متعارف!
این سرآغازنارساییهای فرزندان آنسوی غروب مرزهای است که من دانشجوی معلم را به ادای تکالیفشان مصر می گرداند. و من برای استادم می نویسم که به دردهایم آشناست و به دیده احترام و از سر اخلاص به آنها می نگرد و به صداقتم که هدیه خود اوست، به صادقانه بودنش واقف است.
من برای استادم می نویسم که نارساییهای یادگیریم را به منصه ظهور تمام تواناییم در حسن اجرای این تکلیف به بحث کشانید؛
بحثی بر نارساییهای یادگیری یک ملت در آنسوی مرزهای غربی خاک....
موضوع ناتوانیهای یادگیری و یا به تعبیر دقیق تر استاد، نارساییهای یادگیری ، ذهن آشفته ام را دوباره درگیر تمامی واژه ها و حقایق یک ماشین آموزشی در سرزمین ایران کرد؛ از چه می گویند؟ برای که و کجا می نویسند؟! تهران؟ اصفهان؟ و یا غروب غربی ساکنان آنسوی مرزهای بی مرز؟! و من به این حقیقت واقفم که نه برای آنها نوشته اند و نه برای من غریب مرزهای غروب! اما باز به حقیقت صادق کلام استاد در رشد و شکوفایی مقدس علم و اصلاح نارساییها پایبندم و انجام این تکلیف را بر دیده منت می گذارم.
واین را یکی از ساکنان آنسوی مرزها می گوید که شوکران زهرآلود آموزشهای رسمی و غیر رسمی ایران را تا حد یک دانشجوی معلم سر کشیده است و سقراط زمانه را در تصویر کتابها و معانی متضاد و نامأنوس اندیشه های متضاد به رسمیت شناخته و ارتقاء داده است!
* * *
برای تکلیف درس «نارساییهای یادگیری » تصمیم گرفتم که حداقل صدای بی گفتار و در گلو مانده ی مشقهای نارسای ِ پر از اختلال و اذهان متواری و درمانده کودکانی از گوشه و کنار سرزمینم، «کُردستان» را به گوش استادم برسانم . یک قلب درمانده در آنسوی روستا های مرزی، من معلم را به وادی جنایت و تخریب و تحقیر کشانید... من، زخم خورده آموزشهای پوشالی یک نظام بی آموزش بی فلسفه و مکرر، می بایست پیام متفکرین و متولیان یک سرزمین را به گوش جگرگوشه های ملت «کُرد» می رساندم!
آه، که چقدر زخم ناسور این اجتماع ویران وادار به ابهام در نوشته هایم می کند. برایش فقط ... می گذارم که این بینهایت دردهای مدور را تو خود، التیام ببخشی!
چند سال پیش معلمی را در یکی از روستاهای دور در مرز های مبهم سرزمینی کُردستانی پذیرا شدم. من معلم کلاس دوم دانش آموزانی شدم که از دنیای افسانه ها و بازیهایشان بریده بودند و در همان ابتدا ابهام هایشان را بدون هچ پاسخ جدیدی در نگاه من مبهوت، به خود باز گرداندند و این حکایت قربانیانی بود که عاجزانه ، محکومیت ذهن تاریخی آمال و آرزوهایشان را در منحنی نرمال هویت به اعدام خلاصه می کردند!
من معلم آنها شدم، معلمی که از جنس آنها بود و مثل آنها وجود بی هویتش را هنوز در دنیای ابهام خویش بی پاسخ گذاشته بود! در همان ابتدا یک صدای دو رگه با غالبیت یک زبان بیگانه «فارسی»، دومین سالگرد اعدامشان را در خطوط یک زاویه از نارساییها به بحث و مکاشفه نشاند و بیچاره تخیل مادری آنها که عاجزانه، یک مالکیت بی خدا را ضمیمه خواهشهای نفسانیشان می کرد!
من هم از جنس آنها بودم اما یک کالای تقلبی بیش نبودم؛ تقلبی به معنای واقعی کلمه!
شروع سختی بود. این زبان بیگانه مانع بسیار بزرگی در یادگیری و پیشرفت دانش آموزانم شده بود، باید کاری می کردم و به حل مشکلات موجود می پرداختم. کارم را شروع نمودم . تصمیم گرفتم در کنار تکالیف درسی از کتابهای داستان و قصه در این زمینه بهره بگیرم . داستانهایی باهمان زبان بیگانه و از نویسندگان مطرح جهان و البته مطابق با رشد سنی آنها انتخاب نمودم . در ابتدا شروع به خواندن داستان برایشان نمودم و اغلب بعد از خواندن هرجمله آن را به زبان مادریشان«کُردی» ترجمه می کردم چرا که با این کار آنها بیشتر متوجه واقعیات و نکات اخلاقی و در کل متوجه معنا و مفهوم داستان می شدند. در پایان هرداستان از آنها می خواستم که با بیان شفاهی درباره آنچه شنیده بودند صحبت نمایند و آنها هرکدام بازخوردهای خاص خود را به من می دادند. درس جمله نویسی آنها را هم سعی می کردم پربارتر و بهتر ارائه دهم و در این رابطه بیشتر وقت و سرمایه می گذاشتم . در اوایل جملات آنها درهم و برهم بود ولی هرچه به جلو می رفتم پختگی و روانی کلمات و جملات هم بیشتر و بهتر می شد. هرچند مشکل دوزبانگی واقعاً مشکلات و گرفتاریهای خاص خود را داشت اما سعی می کردم با زبان کُردی نیز به بیان مطالب و جملات بپردازم .
خواندن داستان نیز همزمان ادامه داشت و بعد از اینکه به پختگی جملاتشان مطمئن شدم ، در پایان خواندن هر داستان از آنها خواستم آنچه را که شنیده و درک کرده بودند بطور خلاصه بنویسند. در ابتدا اغلب با جملات ناقص و نامرتب که آن هم محصول دوزبانگی آنها بود، نوشته های شان را با تشویق و ترغیب و ارائه توضیحات، جدی می گرفتم و به آنها بازخورد های لازم را می دادم . هرچند تعدادی از دانش آموزان هم بودند که تقریباً بدون نقص و مشکل، کار را ارائه می کردند.
این کار باعث پیشرفت آنها در اغلب دروس خصوصاً درس جمله نویسی شده بود. البته این تأثیر متقابل هم بود چراکه با قواعدی که در درس جمله نویسی برای نوشتن جملات آشنا می شدند، خلاصه داستانهایشان را هم بهتر و مرتب تر کرده بود. بعد از مدتی از آنها خواستم که خود، داستانی را بنویسند و آنها هم شروع به این کار نمودند تا سرانجام اغلب آنان توانستند داستانهای کوتاهی در حد خود و حتی بالاتر از آن هم بنویسند و در پایان نوشته هایشان به نتیجه گیری هم می پرداختند و این نتیجه گیریها که اغلب اخلاقی و شخصیتی بوند من را در بهت و حیرت فرو می برد تا آنجایی که به دنیای بزرگ و پاکشان غبطه می خوردم و به آن معترف می شدم.
امروز که آن نوشته هارا در پیش رو دارم به خوبی می توانم مسیر این تغییرات و پیشرفتها را کاملاً مشاهده کنم.
با تمام این موارد و تلاشهایی که آنها در مسیر پیشرفت و یادگیری داشتند، باز نارسایهای زیادی در یادگیریشان مشاهده می شد که از نگاه من معلم، آنرا به علت دوزبانگی و بعد فقر محیطی و فرهنگی و فقر اقتصادی آنها می دانستم. در این میانه مشکل دوزبانه بودن و طرد زبان مادری شان در اغلب نوشته هایشان به چشم می خورد. اغلب اوقات آرزو می کردم که ای کاش آنها به زبان مادریشان به تحصیل و یادگیری می پرداختند و ای کاش مطالب درسی بر اساس نیازها و تناسبات فرهنگی آنان بنا می شد. چیزی که درارائه مطالب درسی و کتابها به آن بی توجهی می نمایند و حتی از اساس آنرا مورد اغماض و تحریف قرار می دهند. معضل دوزبانه بودن آنچنان دانش آموزانم را به دردسر می انداخت که تصمیم می گرفتم با تلاش مضاعف تمام نیرو و انرژی خود را صرف حل آن نمایم که حل نشدنی باقی می ماند، تا چه برسد به عدم تناسب دروس با نیازها ی فرهنگی و ملی دانش آموزان و در یک جمله بگویم که « ژینوسایدی فرهنگی و قومی که هویت های مجعولی را به جای هویتهای اصیلی می نشاند که اصالت هویت را همچنان در کلمه ی کُرد بودن در کارنامه اعصار و قرون تاریخ داشتند و به آن معترف و آشنا بودند.» دیگر تمامی این تبعیض ها و اهداف شوم و پلید بماند، که این معلم فقط باید به حل یکی از آنها می پرداختم و بقیه را خواسته و ناخواسته به باد فراموشی می سپردم.

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  19  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله اختلالهای یادگیری و آنسوی مرزها

دانلودمقاله اقتصاد ایران

اختصاصی از فی ژوو دانلودمقاله اقتصاد ایران دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

چکیده :
امروزه بنگاه های اقتصادی کشور در فرآیند جهانی شدن و پیوستن به منظومۀ تجارت جهانی که پیوستنی که چندان نیز از روی اختیار نیست با چالش های بی شماری مواجه هستند . حضور در بازار های جهانی و حتی باقی ماندن در بازار های داخلی مستلزم رقابت با رقبای قدرت مند است و با توجه به گسترش و پیچیدگی اهداف ، فرآیند ها و ساختار سازمانی در صحنۀ رقابت ، سازمان هایی می توانند به بقای خود ادامه دهند که نسبت به خواسته ها و انتظارات مشتریان و ذینفعان پاسخگو باشند ، همچنین به سود آوری و ثروت آفرینی به عنوان شاخص های کلیدی و برتر سازمانی توجه کنند .
مدلهای تعالی سازمانی یا سر آمدی کسب و کار به عنوان ابزار قوی برای سنجش میزان استقرار در سازمان های مختلف به کار گرفته می شوند . با به کارگیری این مدل ها سازمان ها می توانند از یک سو میزان موفقیت خود را در اجرای برنامه های بهبود در مقاطع مختلف زمانی مورد ارزیابی قرار دهند و از سوی دیگر عملکرد خود را با سایر سازمان ها به ویژه بهترین آن ها مقایسه کنند .
مدل های سر آمدی کسب و کار پاسخی است به این سؤال که سازمان برتر چگونه سازمانی است ؟ چه اهدافی و مفاهیمی را دنبال می کند و چه معیار هایی بر رقبای آن ها حاکم هستند ؟
امروزه اکثر کشور های دنیا با تکیه بر این مدل ها جوایزی را در سطح ملی و منطقه ای ایجاد کرده اند که محرک سازمان ها و کسب و کار در تعالی ، رشد و ثروت آفرینی است . مدل های تعالی با محور قرار دادن کیفیت تولید (کالا یا خدمات) و مشارکت همۀ اعضای سازمان می توانند رضایت مشتری را جلب و منافع ذینفعان را فراهم نموده و در عین حال یاد گیری فردی و سازمانی را با تکیه بر خلاقیت و نو آوری تشویق و ترویج کنند .
در این مقاله تلاش خواهد شد اصول و مبانی مدل تعالی EFQM و وظابف کارکردی هر یک از اجزای مدل توصیف و تشریح گردد .
مقدمه :
دست آورد های بالغ بر 50 سال تجربۀ برنامه ریزی توسعه ، شرایط خطیر کنونی اقتصاد ایران به ویژه از نظر روند نگران کنندۀ عرضه و تقاضای نیروی کار ، روند نگران کننده و نزولی سرمایه گذاری در بخش های مولد اقتصاد در کنار حجم عظیم منابع و امکانات موجود اما بلا استفاده در سطح کشور و بالاخره روند جهانی شدن اقتصاد هر یک به نوعی و با منطق خاص خود نشان دهندۀ این واقعیت است که راه منحصر به فرد موفق برای رویایی فعال و ثمر بخش با چالش های موجود جهانی شدن ، سامان دادن برنامۀ چهارم توسعۀ کشور بر پایۀ اصول و موازین بهره وری است ، برنامه ای که در آن به جای اتخاذ رویکرد تزریق مستمر و فزایند ارز و ریال بر کارآمد سازی نحوۀ استفاده از منابع تأکید می گردد و با توجه به این امر و همچنین نگرانی صنایع و سازمان های اقتصادی کشور از پیوستن به تجارت جهانی و طرح سؤالاتی که آیا سازمان های صنعتی کشور ما توان رقابت در این فضا را دارند ؟ در چه معیار هایی ضعیف هستیم ؟سازمان ما چگونه بایستی باشد که در رقابت پیروز میدان باشیم ؟ و تفاوت سازمان ما با یک سازمان سر آمد و متعالی در مقیاس جهانی چیست ؟ دلایلی است که موجب شد مؤسسات اقتصادی کشورمان به دنبال الگو هایی از سازمان های موفق در امر کسب و کار باشند ، سازمان هایی که نیاز های اصلی جامعه را به بهترین نحو بر آورده می کنند و در این راه سر آمد دیگر سازمان ها هستند و می دانند در فضای رقابتی برای رشد ، ماندگاری و برتری ، چگونه باید عمل کنند.
در این راستا ، مطالعات متعددی در زمینۀ شناسایی و اشاعۀ عوامل کلیدی موفقیت سازمان ها به منظور بهبود عملکرد آن ها صورت گرفت که جوایز ملی کیفیت و مدل های سر آمدی کسب و کار دمینگ ، بالدریج و EFQM و سازمانی حاصل این مطالعات و تحقیقات است. اگر چه مدل های دمینگ ، بالدریج و EFQM معروف ترین مدل های سر آمدی کسب و کار هستند ، ولی مدل های خاص دیگری در کشور های دیگر توسعه داده شده که از مدل های فوق الذکر الهام گرفته است .
مدل EFQM ابزاری است برای تعیین سطح عملکرد سر آمدی یک سازمان که
- چارچوبی غیر تجویزی دارد .
- مسیری برای حرکت سازمان به سوی سر آمدی است .
- مدلی است برای مدیریت یک سازمان در شرایط دینامیکی
تاریخچۀ مدل های سر آمدی سازمانی :
در سال 1950 مؤسسۀ JUSE (Union of Japanese Scientists & Engineering) آقای دکتر ویلیام ادواردز دمینگ (William Edwards Deming) را برای انجام سخنرانی های مختلفی در زمینۀ کیفیت به ژاپن دعوت نمود و در سال 1951 این مؤسسه به پاس خدمات دکتر دمینگ در زمینۀ کیفیت جایزه ای به نام ایشان بنیان نهاد . مدلی که جایزۀ دمینگ بر اساس آن تهیه گردید و از دهه پنجاه میلادی در ژاپن به اجرا در آمد عمدتاً بر کیفیت محصولات و روش های کنترل کیفی استوار است به بیان دیگر مدل جایزۀ دمینگ بر این اصل استوار است که برای تولید محصولات وخدمات با کیفیت بالا نیاز به هماهنگی همه جانبه و فراگیر در سطح سازمان است . این مدل نگرش جدیدی در بحث کیفیت ایجاد کرد و همین تفکر (نگرش فرا گیر) منجر به ظهور (کنترل کیفیت فرا گیر) در دهۀ 1960 میلادی گردید .
مدیریت کیفیت فرا گیر یا TQM (Total Quality Management) روشی است برای مدیریت و ادارۀ سازمان جهت تعیین کیفیت با مشارکت همۀ اعضای سازمان که از طریق جلب رضایت مشتری و تأمین منافع همه ذینفعان به دست می آید .
موفقیت ژاپن در به کار گیری روش های علمی کسب و کار تهدیدی جدی برای شرکت های آمریکایی ایجاد کرد به طوری که در دهۀ 1980 میلادی بسیاری از آن ها با وا گذار کردن بازار به رقبای ژاپنی در آستانۀ ور شکستگی قرار گرفتند . این تهدیدات منجر گردید که شرکت های غربی در روش های کسب و کار خود تجدید نظر کرده و مدیریت کیفیت فراگیر را به طور گسترده به کار گیرند .
جایزۀ کیفیت و سر آمدی کانادا (Canadian Paulity and Business Excellence Award) در سال 1983 و پس از آن در سال 1987 جایزۀ ملی کیفیت مالکوم بالدریج در آمریکا از اولین گام هایی بودند که برای بخشیدن دید فرا گیر به مدل هایی که برای ارز یابی در مؤسسات صنعتی و غیر صنعتی مورد استفاده قرار می گرفتند برداشته شد و این مدل ها در واقع پوشش دهندۀ تمامی اجزای یک کسب و کار با در نظر گرفتن منافع تمامی ذینفعان بود .
به دنبال مدل مالکوم بالدریج یا MBNQA (Malcolm Baldrige National Quality Award) در سال 1988 مدل تعالی سازمانی EFQM در پاسخ به نیاز بهبود رقابت پذیری سازمان های اروپایی توسط چهارده کمپانی بزرگ اروپایی ( بوش Bosch ، رنو Renault ، فیات Fiat ، بی تی BT ، بول Bull ، الکترولوکس Electrolux ، کی ال ام KLM ، نستلهNestlé ، اولیوتی Olivetti ، فیلیپس Philips ، سولزر Sulzer ، فولکس واگن Volkswagen ، دازالت Dassault و سیبا Ciba) در کمیسیون اروپایی مورد توافق واقع و امضاء گردیده است . این اقدام متهورانه از شبکۀ قدرتمند مدیریت در حال حاضر دارای 800 عضو از 38 کشور جهان در بخش خصوصی و دولتی می باشد که در چارچوب یک جامعۀ اروپایی و در زمینۀ بهبود کیفیت در ادامۀ مدل مالکوم بالدریج از آمریکا و همچنین مدل دکتر دمینگ در ژاپن به پیش می رود .
مدل EFQM در سال 1991 به عنوان مدل تعالی کسب و کار معرفی گردید که در آن چارچوبی برای قضاوت و خود ارزیابی سازمانی و نهایتاً دریافت پاداش کیفیت اروپایی ارائه شد ، این اقدام در سال 1992 عملی گردید . این مدل نشان دهندۀ مزیت های پایداری است که یک سازمان متعالی باید به آن ها دست یابد . این مدل به سرعت مورد توجه شرکت های اروپایی قرار گرفت و مشخص شد که سازمان های بخش عمومی و صنایع کوچک هم علاقه دارند از آن استفاده کنند .
در سال 1995 ویرایش مربوط به بخش عمومی و در سال 1996 مدلی مربوط به سازمان های کوچک توسعه داده شد . در سال 1999 مهم ترین باز بینی مدل EFQM صورت گرفت . در سال 2001 مدل سر آمدی EFQM ویرایش سازمان های کوچک و متوسط و درسال 2003 ویرایش جدیدتری از مدل EFQM ارائه شد که در زیر معیار ها و نکات راهنما تغییرات قابل ملاحظه ای نسبت به ویرایش سال 1999 داشت .
مدل EFQM در اصل به مدل مالکوم بالدریج بسیار شبیه است و تفاوت اصولی در مفاهیم و مبانی با مدل مالکوم بالدریج ندارد . هر دو این مدل ها در چارچوب مدیریت کیفیت جامع قرار می گیرند و ابزاری هستند برای استقرار سیستم در درون سازمان ها و نیز ابزاری هستند برای سنجش این که یک سازمان تا چه اندازه در جهت استقرار سیستم ها در چارچوب مدیریت کیفیت جامع موفق بوده است . تفاوت هایی که بین این دو مدل وجود دارد عمدتاًَ در حد تعداد معیار ها ، امتیاز دهی و رویه های اجرائی است و چار چوب کلی هر دو مدل در واقع یکی است .
از میان سه مدل دمینگ و مالکوم بالدریج و EFQM که از معروف ترین مدل های تعالی سازمانی هستند مدل EFQM عمومیت و استقبال بیشتری در سطح جهان یافته است .
اعضای کمیتۀ مرکزی EFQM از مدیران عامل شرکت های اروپایی هستند که برای چهار سال انتخاب و برای پنج سال نیز به عنوان عضو ذخیره که هر سال یک بار انتخاب می شوند می باشند . کمیته اجرایی نیز مرکب از 20 عضو از همان سازمان ها بوده که نه تنها به عنوان نمایندۀ تام الاختیار در زمینۀ کیفیت جامع انجام وظیفه می نمایند بلکه گزارش های لازم را به کمیتۀ مرکزی ارائه می نمایند . اعضای کمیتۀ اجرائی EFQM در واقع نقش هدایت گر و پشتیبانی کنندۀ استراتژی ها ، طرح های عملیاتی کسب و کار ، نظارت بر پیشرفت طرح ها و نهایت تدوین جهت کلی مناسب برای تحقق اهداف این سازمان ها را به عهده دارند . در حال حاضر 19 کشور اروپایی با EFQM مشارکت می نمایند.
مدل تعالی سازمانی در ایران
مدل تعالی سازمانی در شرایطی در ایران مطرح می شود که در جهان بیش از 70 مدل سر آمدی ملی و 90 جایزۀ کیفیت وجود دارد که عموماً بهره گرفته از مدل های EFQM و مالکولم بالدریج بوده و به سوی یکدیگر همگرا شده اند . گویا زبان رقابت در همه جای دنیا یکی است که مؤسسات اقتصادی را از آموختن الفبای مدیریت فرا گیر سازمان گریزی نیست .
لزوم رقابت پذیرشدن بخش صنعت و معدن با رویکرد جهانی و توصیه های مشارکت ها و ادغام های صنعتی با جهان برای امکان دست یابی به بازار جهانی و ایجاد اعتبار جهانی برای این بخش باعث شد که در وزارت صنایع و معادن طراحی مدلی جهانی مورد توجه و اقدام قرار گیرد مدل هایی که چندین سال بود جوامع صنعتی جهانی آن ها را پذیرفته و دنبال کرده بودند .
طی سال های 1378 تا 1381 دو مدل اصلی مالکوم بالدریج و EFQM و تغییراتی که احیاناًُ برخی کشور های دیگر روی این دو مدل صورت داده بودند توسط وزارت صنایع و معادن و موسسۀ مطالعات بهره وری و منابع انسانی مورد بررسی قرار گرفت . فرآیند انتخاب نیز با تشکیل گروه های کارشناسی و جمع آوری اطلاعات و انجام ارتباطات با مؤسساتی که این مدل ها را دنبال می کردند و تهیۀ پیش نویس های لازم صورت گرفت سپس در جلسات متعدد کمیته های علمی مرکب از کارشناسان و متخصصین سیستم های مدیریت این پیش نویس ها مطرح و در نهایت توسط کمیته علمی مدل سر آمدی سازمانی EFQM در تاریخ 10/3/1382 به تصویب رسید .
با تصویب مدل EFQM از سال 1382 این مدل در زیر مجموعه های وزارت صنایع و معادن به اجرا در آمد و این وزارتخانه و مؤسسۀ مطالعات بهره وری و منابع انسانی مقدمات جایزۀ ملی بهره وری و سر آمدی سازمانی را پی ریزی کردند که در طول دو دوره از برگزاری جایزۀ ملی بهره وری و سر آمدی سازمانی تعدادی از شرکت های بزرگ دولتی و تعداد محدودی از شرکت های بخش خصوصی این مدل را دنبال کردند که پس از طی مرحلۀ خود ارز یابی موفق به پر کردن اظهار نامه جهت دریافت گواهینامه شدند .
تعریف سر آمدی سازمانی :
مدل سر آمدی ، ساختار مدیریتی است که با تکیه بر اصول و مفاهیم اساسی و توجه داشتن به معیار های اصلی مدیریت کیفیت فرا گیر و سیستم خود ارز یابی موجبات پیشرفت و بهسازی را فراهم می کند .
مدل سر آمدی ، ابزاری جهت سنجش میزان استقرار سیستم ها در سازمان و خود ارز یابی و راهنمایی است که مسیر فعالیت مدیران را برای بهبود عملکرد شناسایی و تعیین می کند . بنا بر این پیام کلیدی مدل سر آمدی متکی بر پاسخ دادن به دو سؤال است که چگونه این مدل به عنوان یک ساختار مدیریتی مناسب و منطقی شناسایی می شود و چه کسانی می توانند در این زنجیرۀ ارتباط و تعاملات نقش اساسی را ایفا کنند . سطح اول این مدل اهداف کلی و در سطح بعدی اهداف کلی به درجات و مقیاس های کمی و قابل انداره گیری تجزیه و تبدیل می شود .
دسته بندی متقاضیان جایزۀ کیفیت اروپا :
- شرکت های بزرگ و یا واحد های تجاری مستقل
- واحد های عملیاتی از شرکت ها
- سازمان های خدمات عمومی
- سازمان های با اندازۀ کوچک و متوسط (مستقل و وابسته)
استفاده کنندگان از مدل EFQM
- بیش از 20000 سازمان در سرتاسر اروپا
- 15 شرکت از 25 شرکت بزرگ اروپا
- 9 سازمان از 13 سازمان اروپایی که در ردۀ 50 شرکت مهم دنیا قرار دارند .
- از 50 شرکت برتر که توسط نشریۀ Financial Times در سال 2001 معرفی شدند ، 13 شرکت اروپایی بوده و از این تعداد ، ‌9 شرکت مدل EFQM را مورد استفاده قرار داده‏ اند .
- حد اقل 10000 SME (شرکت کوچک)
نقش و اهمیت مدل در سرآمدی سازمان
- ایجاد یک قالب و چارچوب به هم پیوسته از فعالیت ها و نتایج سازمان به منظور تصمیم گیری و سیاست گذاری
- ایجاد بینش مشترک میان افراد و مدیریت در زمینۀ محور های اساسی ارزیابی و بهبود
- یکسان سازی فعالیت های ارزیابی و بهبود در سازمان های مختلف به منظور ایجاد رقابت و معرفی سازمان های سرآمدی
- ایجاد انگیزۀ رشد و سرآمدی در افراد سازمان با تکیه بر مفاهیم خود ارزیابی و خود اظهاری که در بطن مدل ها نهفته است .
- ایجاد انگیزه در افراد سازمان و مدیریت ها در صورت کسب جوایز و پاداش از سازمان های ارزیابی
- حصول اطمینان از توجه به کلیۀ ابعاد و جنبه های مختلف سازمان به منظور ارزیابی و بهبود
خود ارز یابی :
سازمان اروپایی مدیریت کیفیت (EFQM) معتقد است که فرآیند خود ارز یابی عامل هدایت بهبود کاری است . تعریف این سازمان از خود ارز یابی به شرح ذیل است :
خود ارز یابی ، بازبینی جامع ، قاعده مند و منظمی است که یک سازمان از فعالیت ها و نتایج حاصل از الگوی تعالی سازمانی خود به عمل می‏آورد . فرآیند خود ارز یابی تشخیص صریح نقاط قوت و حوزه های کاری قابل بهبود را برای سازمان ممکن می سازد . همچنین اهداف نهایی عملیات برنامه ریزی شدۀ بهبود را به جهت نظارت بعدی بر میزان پیشرفت مشخص می کند . سازمان ها در نتیجۀ انجام فرآیند خود ارز یابی با استفاده از الگوی تعالی EFQM از منافع متعددی برخوردار شده اند که برخی از آن ها عبارتند از :
- بهبود تعیین استراتژی و برنامه های کاری .
- ایجاد زبانی مشترک و چارچوبی نظری جهت ارائۀ روش اداره و بهبود سازمان .
- آموزش کارکنان سازمان خود در زمینۀ مفاهیم اساسی سر آمدی سازمانی و چگونگی ارتباط آن ها به مسئولیت هایشان .
- انسجام و یکپارچه سازی طرح های جدید مختلف بهبود با عملیات عادی و روزمره .
به هنگام طی مسیر خود ارز یابی آگاهی از نتایج مطلوب ، به منظور کاهش ریسک ناشی از انتظارات نا به جا ضروری می باشد .
مفاهیم محوری EFQM :
مفاهیم محوری مدل سر آمدی EFQM به عنوان پایه و اساس این مدل ، بنا شده‏ اند . این مفاهیم ، بر گرفته از اعتقادات و باور های محور سازمان ها و شرکت های سر آمد قرن بیستم بوده و با اهدافی که هر سازمانی باید به آن ها دست یابد ، همخوانی دارند . شرط اساسی سر آمدی ، اعتقاد و عمل به این مفاهیم در تمام سازمان و به ویژه در سطح مدیران ارشد آن است . مفاهیم مدل EFQM عبارتنداز : 1 - نتیجه‏گرایی 2 - مشتری مداری 3 - رهبری و ثبات در مقاصد 4 - مدیریت مبتنی بر فرآیند ها و واقعیت ها 5 - توسعه و مشارکت کارکنان 6 – یاد گیری ، نو آوری و بهبود مستمر 7 - توسعۀ همکاری های تجاری 8 - مسئولیت اجتماعی شرکت
1 - نتیجه گرایی (Result Orientation)
تعالی یعنی دست یابی به نتایجی که رضایت کلیۀ ذینفعان سازمان را جلب کند .
سازمان های متعالی در محیط متغیر امروز همواره و به سرعت در برابر تغییر نیاز ها و انتظارات ذینفعان فعال ، منعطف و پاسخگو هستند . سازمان های متعالی نیاز ها و انتظارات ذینفعان خود را ارز یابی و پیش بینی کرده ، نقطه نظرات و برداشت های آن ها را باز نگری و عملکرد سایر سازمان ها را نیز بررسی می‏کنند . در این سازمان ها اطلاعات مربوط به ذینفعان فعلی و آینده جمع‏آوری شده به منظور تعیین ، به کار گیری و باز نگری خط مشی ها ، استراتژی ها ، اهداف و برنامه های کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت مورد استفاده قرار می‏گیرد . این اطلاعات می‏تواند دست یابی به مجموعۀ متوازنی از نتایج مورد انتظار ذینفعان را تسهیل کند .
2 - مشتری مداری (Customer Focus)
تعالی یعنی خلق ارزش های مطلوب مشتری .
سازمان های متعالی مشتریان خود را درک و خوب می‏شناسند چرا که مشتریان ، قضاوت کنندگان نهایی کیفیت محصولات و خدمات هستند.
همچنین می‏دانند که حصول به وفاداری ، ماندگاری و سهم بازار از طریق تمرکز بر خواسته ها و انتظارات فعلی و بالقوۀ مشتریان افزایش می‏یابد . این سازمان ها پاسخگوی خواسته ها و انتظارات فعلی مشتریان خود هستند . هر کجا که مناسب باشد به منظور بهبود و اثر بخشی پاسخگویی ها مشتریان خود را دسته بندی می‏کنند . فعالیت های رقبا را بررسی و وضعیت رقابتی خود را شناسایی می‏کنند . به گونه ای مؤثر خواسته ها و انتظارات آیندۀ مشتریان را پیش بینی و در جهت نیل ، ارتقاء و افزایش آن ها اقدام می‏کنند . چنین سازمان هایی تجربیات و نقطه نظرات مشتریانشان را بررسی و باز نگری کرده و در صورت بروز هر گونه اشتباه یا نقصان به سرعت به اصلاح مؤثر آن می‏پردازند . این سازمان ها معتقد به بر قراری و حفظ رابطه ای متعالی با مشتریانشان می باشند .
3 - رهبری و ثبات در مقاصد
(Leadership & Constancy of Purpose)
تعالی یعنی رهبری دور اندیش و الهام بخش همراه با تداوم اهداف .
رهبران سازمان های متعالی مسیر های روشنی برای سازمان خود تعیین می‏کنند . این رهبران سایر رهبران سازمان را متحد و آن ها را به تشویق و به حرکت درآوردن کارکنانشان ترغیب می‏کنند . ارزش ها ، اصول اخلاقی ، فرهنگ و ساختار اداری را به گونه ای در سازمان بر قرار می‏کنند که جذابیت و مفهوم واحدی در ذهن ذینفعان ایجاد کند . در سازمان های متعالی رهبران در سطوح مختلف سایر کارکنان را به طور مداوم به سمت تعالی سوق می‏دهند تا جایی که به عنوان شاخص ارز یابی رفتار و عملکرد تلقی می‏شود .
آن ها با تقدیر از ذینفعان و همکاری با آنان دراجرای فعالیت های بهبود مشترک به رهبری سازمان می‏پردازند . در شرایط بحرانی با ثبات قدم اطمینان خاطر ذینفعانشان را در حصول مقاصد سازمانی جلب می‏کنند . در چنین شرایطی توانمندی های خود را با انعطاف جهت گیری های سازمانی در مقابل عوامل و تغییرات سریع محیط خارجی نشان می‏دهند و کارکنانشان را نیز با خود همگام می‏سازند .
4 - مدیریت مبتنی بر فرآیند ها و واقعیت ها
(Management by Processes & Facts)
تعالی یعنی مدیریت سازمان از طریق مجموعه ای از سیستم ها ، فرآیند ها و واقعیت های مرتبط و به هم پیوسته .
اطمینان از اجرای نظام مند خط مشی ها ، استراتژی ها ، اهداف و برنامه های سازمان از طریق مجموعه ای شفاف و یکپارچه از فرآیند ها تضمین می‏شود . این فرآیند ها به گونه ای مؤثر ، اجرا و مدیریت شده و همواره بهبود می‏یابند . تصمیم گیری بر اساس اطلاعات واقعی و قابل اطمینان از عملکرد فعلی و مورد انتظار ، توانمندی های فرآیند ها و سیستم ها ، خواسته ها ، انتظارات و نقطه نظرات ذینفعان و همچنین عملکرد سایر سازمان ها از جمله رقبا انجام می‏شود .
ریسک ها و مخاطرات بر اساس شاخص های مناسب عملکردی شناسایی شده و به شکلی مؤثر مدیریت می شوند . سازمان ها با روش های کاملاً حرفه ای اداره می شوند و تمامی نیاز های بیرونی را بر آورده و حتی از آن فرا تر هم می‏روند .
5 - توسعه و مشارکت کارکنان
(People Development & Involvement)
تعالی یعنی حد اکثر نمودن مشارکت کارکنان از طریق دخالت دادن آن ها در امور
سازمان های متعالی شرایط لازم حال و آینده جهت به اجرا درآوردن خط مشی ها و استراتژی ها ، اهداف و برنامه ها را شناسایی می کنند . آن ها با جذب و توسعۀ کارکنانشان به ویژگی های مورد نظر دست یافته و آنان را فعالانه و مثبت به گونه ای همه جانبه حمایت می‏کنند . تقویت کارکنان را ترویج و بروز قابلیت هایشان را ممکن می‏سازند .
این سازمان ها کارکنان را به منظور مواجهه و تطبیق با تغییرات مورد نیاز عملیاتی با استفاده از قابلیت های فردی آماده می‏کنند . اهمیت سرمایه فکریشان را درک و از دانش آنان در جهت منافع سازمان بهره می‏گیرند . به دنبال روش هایی برای توجه ، پاداش دهی و تقدیر از کارکنان هستند که به خلق و اجرای ایده های بهبود می‏پردازند .
6 – یاد گیری ، نو آوری و بهبود مستمر
(Continuous Learning Innovation & Improvement)
تعالی یعنی چالش وضع موجود و تغییر آن به منظور نو آوری و خلق فرصت های بهبود .
سازمان های متعالی همواره در حال یاد گیری و بهره گیری از فعالیت ها و عملکرد خود و دیگران هستند . بهینه کاری داخلی و خارجی را جدی می‏گیرند . دانش کارکنانشان را به منظور حد اکثر نمودن یاد گیری در سراسر سازمان به کار گرفته و همگان را از آن بهره مند می کنند .
عقاید ذینفعان به خوبی مورد پذیرش و استقبال قرار می گیرد و دیدگاه کارکنان به ورای زمان حال و قابلیت های کنونی سوق داده می‏شود . آن ها به دقت سرمایه های فکری خود را حفظ و از آن برای دست آورد های تجاری سازمان به صورت مناسب استفاده می‏کنند . کارکنان آن ها همواره شرایط فعلی را به چالش طلبیده و در جستجوی فرصت های نو آوری و بهبود مستمری هستند که به ارزش افزوده بیانجامد .

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  33  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله اقتصاد ایران

دانلود مقاله توصیه امام خمینی به جوانان

اختصاصی از فی ژوو دانلود مقاله توصیه امام خمینی به جوانان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

جوانان و دام منافقان
تفسیرهای شیطانی و تحمیل خواسته‏های خود بر مفاهیم نورانی مانند قرآن و نهج‏البلاغه، یکی از شیوه‏های گمراه‏سازیِ منافقان بوده و هست. بر این اساس حضرت امام خمینی رحمه‏الله پس از پیروزی انقلاب، به تمامی جوانان هشدار دادند: «جوانان عزیز دبیرستانی و دانشگاهی توجه کنند که سران و سردمداران گروه‏ها که می‏خواهند به اسم اسلام پایه‏های آن را سست کنند و جوانان را به دام اندازند، هیچ اطلاعی از اسلام و اهداف قوانین آن ندارند، و با خواندن چند آیه از قرآن و چند جمله از نهج‏البلاغه و تفسیرهای جاهلانه و غلط، نمی‏شود اسلام‏شناس شد. در حقیقت تمسک به قرآن و نهج‏البلاغه، برای کوبیدن اسلام و قرآن است تا راه را برای رهبران غربی و شرقی خود باز کنند و شما جوانان عزیز و سرمایه‏های کشور را بر ضد مصالح کشور خودتان بسیج نمایند. ای جوانان عزیز! هوشیار باشید [و] با تفکر و تعقل، فعالیت این منافقینِ بلندگوی غرب و منحرفین... را بررسی نمایید».
وظیفه جوانان مسلمان
راهزنی فرهنگی و انحراف فکری انسان‏ها، جنایتی بزرگ و جبران‏ناپذیر است. این عمل ناجوانمردانه، با هجوم اندیشه‏های شوم و هجوم سپاه نامرئی دشمن، به صورت ویروس‏های فکری و شبهه‏های ویرانگر عقیدتی پدید می‏آید؛ شبیخونی که تنها راه رهایی از آن، فراگیری دانش‏های دینی و قوی ساختن بنیان‏های اعتقادی است. حضرت امام رحمه‏الله در این باره فرموده است: «توجه نسل جوان به شناسایی و شناساندن چهره واقعی اسلام، موجب تقدیر است. ما امروز قبل از هر چیز وظیفه داریم تبلیغات اجانب و عمال استعمار را خنثی کنیم. شما نسل جوان موظف هستید غرب زده‏ها را از خواب بیدار کنید و فجایع حکومت‏های ضد انسانی آن‏ها و عمال آن‏ها را برملا نمایید». ایشان در جای دیگری می‏فرماید: «در شناسایی اسلام بیشتر جدیت کنید. تعالیم مقدسه قرآن را بیاموزید و به کار بندید. با کمال اخلاص در نشر و تبلیغ و معرفی اسلام به ملل دیگر و پیشبرد آرمان‏های بزرگ اسلام بکوشید».
جوانان و خطر اندیشه‏های وارداتی
هدف دشمنان اسلام و استقلال ما آن است که افق نگاه جوانان را به سوی خواسته‏های شیطانی خویش تنظیم کنند و با عناوین فریبنده، جوانان را منحرف سازند. حضرت امام خمینی رحمه‏الله با اشاره به این نکته مهم فرموده است: «عوامل و ایادی استعمار که می‏دانند با آشنایی ملت‏ها، به خصوص نسل جوان تحصیلکرده به اصول مقدسه اسلامی، سقوط و نابودی استعمارگران وقطع دست آنان از منافع ملت‏ها و کشورهای استعمار شده قطعی خواهد بود، به کارشکنی پرداخته و می‏کوشند که با سمپاشی و آلوده ساختن اذهان و افکار جوانان، از جلوه‏گر شدن چهره تابناک اسلام جلوگیری نمایند و با عناوین فریبنده و مکتب‏های رنگارنگ، جوانان ما را منحرف سازند».
جوانان؛ نقطه امید
جوانان متعهد و دین‏باور ایران اسلامی، نقشی اساسی در پیروزی انقلاب اسلامی و حفظ استقلال و آزادی ملت رشید ایران داشته، در صحنه‏های مختلف از کیان اسلام و انقلاب دفاع و پاسداری کرده‏اند. بر همین اساس، امام خمینی رحمه‏الله جوانان را نقطه امید و پاسدار مکتب معرفی کرده، چنین فرموده است: «این‏جانب در این نفس‏های آخر عمرم، امیدم به طبقه جوان، عموما دانشجویان خارج و داخل، اعم از روحانی و غیره می‏باشد. امید است دانشمندان و متفکران روشن‏ضمیر، مزایای مکتب نجات‏بخش اسلام که کفیل سعادت همه جانبه بشر و هادی سُبُل خیر در دنیا و آخرت، و حافظ استقلال و آزادی ملت‏ها، و مربی نفوس و مکمل نقیصه‏های نفسانی و روحانی و راهنمای زندگی انسانی است، برای عموم بیان کنند».
امام خمینی رحمه‏الله و چشم امید به جوانان
امام خمینی رحمه‏الله حکیمی ژرف‏اندیش بود که از آغاز نهضت اسلامی، با نگاه اندیشمندانه خود، موجب بیداری دینیِ قشر عظیم جوانان این مرز و بوم شد. ایشان در آغاز حرکت الهی خود در نجف اشرف، تمامی جوانان روحانی و دانشجو را با نگاهی نو، همه سویه، ژرف و جامع به دین فراخوانْد و فرمود: «حس مسئولیت نسل جوان و کوشش‏های بی‏شائبه آنان در راه دفاع از اسلام و نوامیس قرآن مجید، در خور تقدیر و امیدواری است. این جانب در این تبعیدگاه ثانوی، چشم امیدم به جوانان روحانی و دانشگاهی مسلمان بوده و انتظار دارم که با تهذیب نفس و اخلاص، مطالعات و تحقیقات وسیع و دامنه داری را در زمینه شناخت احکام اسلامی و مبانی نورانی قرآن آغاز نمایند؛ اسلام واقعی را بشناسید و بشناسانید».
جوانان و مقوله آزادی
در نگاه اسلام، آزادی، مایه کمال و رشد جامعه است. البته اسلام، استفاده‏های خیانت‏آلود از واژه آزادی را مجاز نمی‏داند؛ زیرا در این صورت، جامعه دچار انحطاط و انحراف شده، به سقوط کشیده می‏شود. بر همین اساس است که امام راحل رحمه‏الله با هوشیاری، جوانان را از آزادی غربی که به بی‏بند و باری و لجام گسیختگی می‏انجامد، منع فرموده است: «این‏ها که آزادی می‏خواهند، این‏ها که می‏خواهند جوان‏های ما آزادباشند، قلم‏فرسایی می‏کنند برای آزادی جوان‏های ما، چه نحو آزادی را می‏خواهند؟ می‏خواهند جوانان ما آزاد بشوند، قمارخانه‏ها باز باشد، به طور آزاد مشروب‏خانه‏ها باز باشد، به طور آزاد عشرت خانه‏ها باز باشد. این چیزی است که از غرب دیکته شده است.... باید همه بدانیم آزادی به شکل غربی آن که موجب تباهی جوانان و دختران و پسران می‏شود، از نظر اسلام و عقل محکوم است و تبلیغات و مقالات و سخنرانی‏ها و کتب و مجلاتِ بر خلاف اسلام و عفت عمومی و مصالح کشور، حرام است و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگیری از آن‏ها واجب است و از آزادی‏های مخرب باید جلوگیری شود».
جوانان و اصلاح نفس
تربیت و تهذیب جوانان، یکی از موضوعات کلیدی در بهبود جامعه اسلامی است. توجه به اصلاح نفس جوانان، برگرفته از معارف وحیانی و آموزه‏های عقلانی است که همواره در آسمان ذهن پیشوایان دینی ما می‏درخشد؛ از جمله امام صادق علیه‏السلام فرموده است: «جوانان را دریابید؛ زیرا آنان سریع‏تر از دیگران به کارهای خیر روی می‏آورند». حضرت امام خمینی رحمه‏الله هم باتوجه به این ویژگی جوانان چنین فرمود: «شما جوان‏ها بهتر می‏توانید تحصیل نفس کنید، شما به ملکوت نزدیک‏تر هستید از پیرمردها، در شما آن ریشه‏های فساد کمتر است.... یک پیر بخواهد اصلاح بشود، بسیار مشکل است؛ جوان زودتر اصلاح می‏شود.... نگذارید برای ایام پیری، حالا که جوان هستید سیر خودتان را بکنید، شروع کنید الان».
تهذیب نفس جوانان در نگاه امام رحمه‏الله
امام راحل و روشن‏اندیش که خود پیروز میدان مبارزه با هوای نفس بود، به خوبی از آموزه‏های آسمانی مکتب اسلام در مورد تهذیب نفس آگاهی داشت و بهترین دوره چنین مبارزه پی‏گیری را «ایام جوانی» می‏دانست و می‏فرمود: «اسلام آن‏قدر که به تهذیب این بچه‏های ما و جوان‏های ما کوشش دارد، به هیچ چیز کوشش ندارد. اسلام اصلاً برای آدم ساختن آمده است و این مکتب‏های انحرافی، آدم را از آدمیتش بیرون می‏کند.... مهم‏تر چیزی که برای کشور ما لازم است، تعهد اسلامی و تهذیب اسلامی است».
جوانان و شناخت حقیقت قرآن
قرآن، عهدنامه الهی برخلق خداست. شناخت، معرفت و عشق به این صحیفه همیشه سبز و سترگ الهی، روشنی اندیشه و نورانیت دل و دیده به آدمی می‏بخشد و او را به اوج دانایی و بینایی دیده‏ها ونادیده‏ها پرواز می‏دهد، به گونه‏ای که همچون روح خدا حضرت امام خمینی رحمه‏الله ، قرآن را آنگونه که بایسته و شایسته است می‏شناسد و همگان، به ویژه جوانان آرمان‏گرا، حقیقت‏طلب، پُر احساس و عدالت‏خواه را به شناخت، بینش، انس و هوشیاری در این عرصه دعوت می‏کند. رهبر فقید انقلاب در این‏باره چنین فرموده است: «مجاهدات و کوشش‏های خستگی‏ناپذیر شما جوانان روشن ضمیرِ مسلمان در راه درک صحیح اسلام و شناسایی حقیقت قرآن کریم، موجب امیدواری وخرسندی مسلمانان بیدار است. بر شما جوانان مسلمان لازم است که... اصالت‏های اسلامی را در نظر گرفته، مبادا قرآن مقدس و آیین نجات‏بخش اسلام را با مکتب‏های غلط و منحرف کننده‏ای که از فکر بشر تراوش کرده است خلط نمایید».
جوانان و رابطه با روحانیان متعهد
امروزه یکی از توطئه‏های استکبار جهانی، ایجاد فاصله و شکاف میان جوانان و روحانیان است که می‏طلبدجوانان تیزهوش ما در اثر هوشیاری فرهنگی ـ سیاسی، این توطئه را خنثی ساخته و ارتباط خویش را با روحانیان متعهد بیش از پیش مستحکم سازند؛ چنان‏که حضرت امام خمینی رحمه‏الله نیز جوانان را به این مهم توصیه فرموده است: «من در این‏جا به جوانان عزیز کشورمان... سفارش می‏کنم که قدر و قیمت لحظات شیرین زندگی خود را بدانید و خودتان را برای یک مبارزه علمی و عملی بزرگ، تا رسیدن به اهداف عالی انقلاب اسلامی آماده کنید... و نکته دیگری که از باب نهایت ارادت و علاقه‏ام به جوانان عرض می‏کنم، این است که در مسیر ارزش‏ها و معنویات، از وجود روحانیت و علمای متعهد اسلام استفاده کنید و هیچ‏گاه و تحت هیچ شرایطی خود را بی‏نیاز از هدایت و همکاری آنان ندانید».
وظیفه مسئولان در مورد جوانان حزب‏اللهی

 

بدون تردید پیروزی انقلاب اسلامی و پاسداری ازنظام و دستاوردهای انقلاب، مرهون تلاش خستگی‏ناپذیر جوانان حزب اللهی بوده و خواهد بود. جوانان حزب اللهی همواره حافظ ارزش‏ها و مقدسات بوده و با تمام توان خویش از کیان انقلاب دفاع کرده‏اند. از این رو اینان همواره سزاوار تکریم و احترام‏اند؛ چنان که حضرت امام خمینی رحمه‏الله نیز وظیفه مسئولان نظام را درمورد جوانان حزب اللهی به خوبی تبیین فرموده است: «دفاع از اسلام و حزب اللّه‏، اصل خدشه‏ناپذیر سیاست جمهوری اسلامی است». ایشان در جای دیگری راجع به این گروه مخلص می‏فرماید: «اینک به تمام متصدیان امور و دست‏اندرکاران کشور هشدار می‏دهم که قدر این جوانان حزب اللهی را بدانید و از آنان قدردانی کنید و آنان را تشویق نمایید و در آغوش محبت خود حفظ کنید. اینان بودند که ایران را نجات دادند و از این پس همین‏ها هستند که انقلاب را پاسداری می‏کنند و همین‏ها هستند که با صرف هزینه‏های کم، در ظرف مدت کوتاهی با روشن‏بینی خاص خویش، کارهای تعجب‏آوری نمودند که گمان نمی‏شد در ایران بتوان انجام داد. این مغزهای متعهد باید تشویق شوند تا شکوفا گردند».
جوانان و توجه به ورزش
در پرتو سالم‏سازی جسم، شکوفایی جان به دست می‏آید و به برکت ورزش، بسیاری از ناهنجاری‏های اجتماعی، روانی و حتی اقتصادی برطرف می‏گردد. ورزش در برخوردهای نظامی و دفاع از مرز و بوم و نبرد قهرمانانه با دشمنان متجاوز نیز اهمیت بسیاری دارد. نکته مهم دیگر آن که ورزشکاران ایرانی، در واقع سفیران انقلاب به شمار می‏آیند. بر همین اساس است که امام خمینی رحمه‏الله فرموده است: «من وقتی که شما جوان‏ها را می‏بینم، ما شاءاللّه‏ جوان‏های برومند و پهلوان، خیلی خوشم می‏آید و افتخار می‏کنم.... شما نمونه باشید در کشورهای دیگر که شماها از جمهوری اسلامی هستید.... کردارتان طوری باشد که نمونه باشید برای جمهوری اسلامی و جمهوری اسلامی با شما به جاهای دیگر هم ان‏شاءاللّه‏ برود».
توصیه امام خمینی(س) به ورزشکاران
امام خمینی(س) همواره در سخنرانیها و بیاناتشان ، ورزشکاران را به قرار دادن ، قرآن و فداکاری ائمه بعنوان سر مشق ، حضور در صحنه های انقلاب وهوشیاری نسبت به توطئه ها ی دشمنان توصیه می کردند .
بنا به توصیه ایشان از مهمترین الگوها برای ورزشکاران قرآن است، قرآن در کلام امام برای تمام اقشار جامعه توصیه شده و عمل به دستورات آن باعث تقویت بعد معنوی همه اقشار جامعه و طبقه ورزشکار می شود .
• قرآن، سرلوحه ورزشکاران
امام در اهمیت قرآن برای همه اقشار جامعه و طبقه ورزشکار، می فرمایند :
«مملکت ما همان طور ی که به علما و دانشمندان احتیاج دارد به این قدرت شما هم احتیاج دارد.این قدرت وقتی با ایمان باشد، وقتی که زورخانه با قرآن باشد، با ایمان باشد، پشتوانه یک ملت است.وقتی قهرمانها، قهرمانهای اسلامی باشند، پشتوانه یک ملت هستند، بازوی یک ملت هستند.آنها می خواستند قهرمان باشد لکن قهرمان آریامهری باشد آن پشتوانه ملت نمی توانست باشد.آنها همه چیز را می خواستند برای خودشان، و ما و شما همه چیز را می خواهیم برای خدا، برای اسلام. آنکه پشتوانه ملت است، پشتوانه اسلام است آن، مردهای با ایمان هستند، ورزشکار با ایمان، روحانی باایمان، دانشگاهی باایمان، بازاری باایمان، دهقان و کشاورز و کارگر باایمان، اینها می توانند پشتوانه یک ملت باشند و نگذارند دستهای خائنانه کسانی که می خواهند همه چیز ما را ببرند، قدرت معنوی ما را از بین ببرند اینهایند که نمی گذارند.»
• فداکاری ائمه، سرمشق ورزشکاران
یکی دیگر از توصیه های مهم امام، سرمشق قرار گرفتن ائمه اطهار برای ورزشکاران می باشد:
«باید ببینید که ا ئمه ما - علیهم السلام- در راه اسلام چه فداکاریها کردند و هرچه داشتند در راه اسلام تقـدیم کردند، ما هم باید اگر شیعه آنها هستیم، اگر تابع آنها هستیم، در راه اسلام هرچـه داریم بدهیـم. اسـلام عزیزتر از هر چیزی است و چون عزیزتر از هر چیزی است، نبی اکرم و ائمه ما هرچه داشتند در راه آن دادند. خداوند ان شاء اﷲ همه ما را توفیق بدهد به اینکه این وحدت کلمه ای که موجب عزت اسلام شد از دست ندهیم.»
• حضور در صحنه های انقلاب
ایشـان همـواره از تمام اقشـار جامعـه درخواست می نماید که برای کشـور و انقلاب در تمام زمینه ها حضور فعال داشته باشند و چون به عقیده ایشان ورزشکاران بیشتراز قشر جوانان جامعه هستند، حضور آنها می تواند مؤثرتر از بقیه اقشار جامعه باشد:
«همان طوری که در ورزشکاری دارید قدم بر می دارید، برای ملتتان هم قدم بردارید و این هم برای ملت است، لکن امروز احتیاجات زیادی ملت دارد، پشت جبهه، در خود جبهه و شما بازوان قدرتمند این جامعه هستید.... و ایران هم که هستند به خدمت این جامعه باشید.جامعه ما احتیاج به جوانها دارد و خدمت جوانها، اسلام امروز احتیاج دارد به اینکه این جوانها که در اینجا هستند و زورمند هستند، قدرتمند و قدرت روحی هم دارند، اینها همه کوشش کنند تا این کشور از شرّ مفسدین نجات پیداکند، خداوند همه شما را موفق و مؤید و منصور کند و برای ما نگه دارد شما را»
• هوشیاری نسبت به توطئه ها
ایشان با اعلام این موضوع که دشمنان می خواهند در میان اقشار جامعه انحراف به وجود آورند، به ورزشکاران توصیه می کنند که هرگز تحت تأثیر اینگونه انحرافات قرار نگرفته و از مملکت خویش در هر صورت دفاع نمایند:
«در همه قشرهایی که یک احتمالی می دادند که شاید یک مقاومتی در اینها باشد، به یک وضعی وارد می شدند و یا آنها را منحرف می کردند و یا سرکوب می کردند، قشر شما پهلوانها هم مستثنا نبود ، قشر ورزشکارها هم مستثنا نبودند از این، برای اینکه اینها هم یک جمعیت متـدین بودند، علاقـه منـد به اسـلام بودند و قدرتمـند ، اینـها را هم به یک جوری سرگرم می کردند، نمی توانستند از اسلام منحرفشان کنند، گوش نمی دادند به حرفشان در آن باب اما منحرف می کردند از مسائل اصلی. یک بساطی درست می کردند که سرگرم بشوند به آن بساط و از مسائل اساسی مملکت غفلت بکنند.»
امام(س): امروز کشور شما ایران در دنیا مطرح است
«شما توجه داشته باشید که تمام تبلیغاتی که بر ضد ملت ایران می شود برای این است که کشور را برگردانند به صورت اول، سعی کنید که تحت تأثیر این تبلیغات قرار نگیرید. امروز کشور شما در دنیا مطرح است و این به خاطر قدرت شماست. کشور شما امروز یکی از قدرتمندترین کشورهای جهان است. باید سعی کنیم این قدرت را حفظ کنیم.»
«شما قوی باشید چنانچه هستید، شما ورزشکارید و ورزشکارها قوی اند و مؤمن. ایمانتان را حفظ کنید و از این حرفهایی که اینها می زنند و گفتگوهایی که می کنند ابداً خوف به خودتان راه ندهید و توجه به این داشته باشید که مملکت مال خود شماست و مال خودتان را خودتان باید حفظ بکنید.»
جدا از تمام مسائلی که بیان شد حضرت امام (س) همیشه نسبت به ورزشکاران ابراز علاقه می کردند و ایشان را دعا می فرمودند:
«من وقتی که شما جوانـها را می بینم، مـاشـاءاﷲ جوانهای برومند و پهلوان، خیلی خوشم می آید و افتخار می کنم به اینکه این جوانها علاوه بر برومندی بدنی توجه به دیانت و اسلام دارند.»
اندرزهای امام خمینی(ره) به دانشجویان
در دانشگاه بعضی از اشخاص رفته اند گفته اند که دخالت در انتخابات دخالت در سیاست است و این حق مجتهدین است. تا حالا می گفتند که مجتهدین در سیاست نباید دخالت بکنند این منافی با حق مجتهدین است آنجا شکست خورده اند حالا عکسش را دارند می گویند.
● دخالت در امور سیاسی
در دانشگاه بعضی از اشخاص رفته اند گفته اند که دخالت در انتخابات دخالت در سیاست است و این حق مجتهدین است. تا حالا می گفتند که مجتهدین در سیاست نباید دخالت بکنند این منافی با حق مجتهدین است آنجا شکست خورده اند حالا عکسش را دارند می گویند. این هم روی همین زمینه است. این که می گویند انتخابات از امور سیاسی است و امور سیاسی هم حق مجتهدین است هر دویش غلط است. انتخابات سرنوشت یک ملت را دارد تعیین می کند. انتخابات بر فرض این که سیاسی باشد و هست هم، این دارد سرنوشت همه ملت را تعیین می کند یعنی آحاد ملت سرنوشت زندگیشان در دنیا و آخرت منوط به این انتخابات است.
● جلوگیری از نفوذ عناصر انحرافی به دانشگاه ها
اکنون بحمدالله تعالی دانشگاه از چنگال جنایتکاران خارج شده، بر ملت و دولت جمهوری اسلامی است در همه اعصار که نگذارند عناصر فاسد دارای مکتب های انحرافی با گرایش به غرب و شرق در دانشسراها و دانشگاه ها و سایر مراکز تعلیم و تربیت نفوذ کنند و از قدم اول جلوگیری نمایند تا مشکل پیش نیاید و اختیار از دست نرود. و وصیت اینجانب به جوانان عزیز دانشسراها و دبیرستان ها و دانشگاه ها آن است که خودشان شجاعانه در مقابل انحرافات قیام نمایند تا استقلال و آزادی خود و کشور و ملت خودشان مصون باشند.
● استقبال از حکومت اسلامی
دانشجویان چشمشان باز است. شما مطمئن باشید اگر این مکتب را عرضه نمایید و حکومت اسلامی را چنان که هست به دانشگاه ها معرفی کنید دانشجویان از آن استقبال خواهند کرد. دانشجویان با استبداد مخالفند، با حکومت های دست نشانده و استعماری مخالفند، با قلدری و غارت اموال عمومی مخالفند، با حرام خواری و دروغ پردازی مخالفند. با اسلامی که [آن] طرز حکومت اجتماعی و تعالیم دارد هیچ دانشگاه و دانشجویی مخالفت ندارد.
● اعتلای پرچم اسلام در دانشگاه ها
سعی کنید در دانشگاه پرچم اسلام را بالا ببرید. تبلیغات مذهبی بکنید. مسجد بسازید اجتماعاً نماز بخوانید تظاهر به نماز خواندن بکنید. وحدت مذهبی لازم است وحدت مذهبی است که این اجتماع عظیم و فشرده را ایجاد می کند. اگر علاقه به استقلال ایران دارید وحدت مذهبی داشته باشید.
● تحصیل علم با کمال جدیت
باید چه طبقه جوان روحانی و چه دانشگاهی با کمال جدیت به تحصیل علم هر یک در محیط خود ادامه دهند. این زمزمه بسیار ناراحت کننده که اخیرا بین بعضی جوانان شایع شده که درس خواندن چه فایده ای دارد، مطلبی است انحرافی و مطمئنا یا از روی جهالت و بی خبری است و یا با سوء نیت و از القائات طاغوتی شیطانی است که می خواهند طلاب علوم دینی را از علوم اسلامی بازدارنده که احکام اسلام به طاق نسیان سپرده شود و محو آثار دیانت به دست خودمان تحقق پیدا کند و جوانان دانشگاهی ما را انگل و متکی به قشرهای استعماری بار بیاورند که همه کسی چون همه چیز، وارداتی باشد و احتیاج به اجنبی در تمام ابعاد و رشته های علمی هر چه بیشتر روزافزون شود و این خطر بزرگی است که کشور را هر چه بیشتر به عقب می راند.
● التزام به احکام اسلام
باید جوانان روحانی و دانشگاهی قسمتی از وقت را صرف کنند در شناخت اصول اساسی اسلام که در راس آن توحید و عدل و شناخت انبیای بزرگ، پایه گذاری عدالت و آزادی است، از ابراهیم خلیل تا رسول خاتم، صلی الله علیه و آله و علیهم اجمعین و در شناخت طرز تفکر آنها از نقطه اقصای معنویت و توحید تا تنظیم جامعه و نوع حکومت و شرایط امام و اولی الامر و طبقات دیگر.
باید شما دانشجویان دانشگاه ها و سایر طبقات روحانی و غیره از دخالت دادن سلیقه و آرای شخصی خود در تفسیر آیات کریمه قرآن مجید و در تاویل احکام اسلام و مدارک آن جدا خودداری کنید و ملتزم به احکام اسلام به همه ابعادش باشید و مطمئن باشید آنچه صلاح جامعه است در بسط عدالت و رفع ایادی ظالمه و تامین استقلال و آزادی و جریانات اقتصادی و تعدیل ثروت به طور عاقلانه و قابل عمل و عینیت در اسلام به طور کامل می باشد و محتاج به تاویلات خارج از منطق نیست.
● خودیابی و خودباوری
شما دانشجوهای عزیز خودتان درصدد این باشید که از غرب زدگی بیرون بیایید این گمشده خودتان را پیدا بکنید. آنها درصددند که با هر ترتیب شده است خودشان را به ما تحمیل کنند و شما باید مقاومت کنید. شمایی که می خواهید مستقل باشید می خواهید آزاد باشید هم چو خودتان سرپای خودتان ایستاده باشید باید همه قشرها در این مملکت همه قشرها بنا بر این بگذارند که خودشان باشند.
● استفاده از کتب استاد مطهری

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله23    صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله توصیه امام خمینی به جوانان