فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی ژوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

تحقیق درس آشنایی با قانون اساسی با عنوان اهداف و وظایف قوه ی قضائیه در قانون اساسی 17 صفحه word

اختصاصی از فی ژوو تحقیق درس آشنایی با قانون اساسی با عنوان اهداف و وظایف قوه ی قضائیه در قانون اساسی 17 صفحه word دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق درس آشنایی با قانون اساسی با عنوان اهداف و وظایف قوه ی قضائیه در قانون اساسی 17 صفحه word


تحقیق درس آشنایی با قانون اساسی با عنوان اهداف و وظایف قوه ی قضائیه در قانون اساسی 17 صفحه word

 

 

 

 

 

در این درس نمره بیشتری بگیرید!

 

در بخشی از این تحقیق می خوانیم:

 

 

قوه‏ی قضائیه، به عنوان یکی از اضلاع سه گانه‏ی ارکان حکومت از قدیم مورد توجه بوده است.ارسطو در کتاب سیاست می‏گوید:
هر حکومت دارای سه قدرت است و قانونگذار خردمند باید حدود هر یک از این سه قدرت را بازشناسد. اختلاف در شیوه‏ی تنظیم این قدرت‏هاست که مایه‏ی اختلاف در سازمان حکومتی می‏شود. نخستین این سه قدرت، هیئتی است که کارش بحث و مشورت درباره‏ی مصالح عام است. دومین آنها به فرمانروایان و مشخصات و حدود و صلاحیت و شیوه‏ی انتخابات آنان مربوط می‏شود. سومین قدرت، کارهای دادرسی را دربرمی‏گیرد.(1)
بیان نظری و دقیق توجیه تفکیک قوا، که در قوانین اساسی اکثر کشورهای جهان تجلی یافته است، ناشی از آراء جان لاک و نیز نظریات منتسکیو در قرن هجدهم است. به نظر منتسکیو، برای حفظ آزادی و امنیت فردی و جلوگیری از سوء استفاده از قدرت، قوای سه گانه‏ی تقنینی، اجرایی و قضایی باید از هم متمایز و جدا باشند و این قوا به نحوی در برابر هم باشند که در عین چرخش امور کشور، امکان تجاوز و تعدی از جانب هیچکدام از آنها وجود نداشته باشد. منتسکیو قوه‏ی قضائیه را کم اهمیت‏ترین قوا می‏داند.(2) ژان ژاک روسو هم، در کتاب قرارداد اجتماعی اش، حاکمیت را از آن مردم می‏داند و به نظر او در میان سه قوه، قوه مقننه، برتری خاصی دارد و در رأس قوا به صورت عمودی قرار گرفته است.(3)
در نگاه اول به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و به ویژه اصل 57 آن که در آن ذکر شده است که: 
قوای حاکم در جمهوری اسلامی ایران عبارتند از: قوه‏ی مقننه، قوه‏ی مجریه و قوه‏ی قضائیه که زیرنظر ولایت مطلقه‏ی امر و امامت امت بر طبق اصول آینده‏ی این قانون اعمال می‏گردند. این قوا مستقل از یکدیگرند.
______________________________
1. ارسطو، سیاست، ترجمه‏ی حمید عنایت، چاپخانه‏ی سپهر، چاپ چهارم، 1364 ، ص 187 .
2. ر. ک: منتسکیو، شارل، روح القوانین، ترجمه‏ی علی اکبر مهتدی، انتشارات سپهر، 1362 ، ص 296 .
3. روسو، ژان ژاک، قرارداد اجتماعی، ترجمه‏ی منوچهر کیا، گنجینه، چاپ دوم، 1366 ، ص 123 .
______________________________
چنین به نظر می‏رسد که همان اندیشه‏ی تفکیک قوا پذیرفته شده است. اما با نگاه دقیق‏تر به اصل 57 و سایر اصول قانون اساسی کاملاً آشکار است که این شباهت ظاهری و تفاوت‏های اساسی و بنیادی به تفکیک قوای مورد نظر متفکرانی چون جان لاک، منتسکیو، روسو و تفکیک قوای مندرج در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران وجود دارد. در حالی که از نظر آنان حاکمیت متعلق به مردم است، طبق اصل 56 قانون اساسی :
حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است.
برخلاف نظریات فوق‏الذکر که چیزی مافوق قوای سه گانه حکومتی وجود ندارد و به نظر روسو، قوه‏ی مقننه در رأس قوا قرار دارد، طبق اصل 57 سه قوه زیر نظر ولایت مطلقه‏ی امر و امامت امت قرار دارند و استقلال سه قوه از هم به معنی استقلال آنها از مقام ولایت فقیه نیست. بلکه برعکس «زیرنظر بودن آنها» نشان می‏دهند که ولایت مطلقه‏ی امر در رأس قوا قرار دارد. از جمله دیگر تفاوت‏های اساسی بین متفکران ارائه کننده‏ی نظریه‏ی تفکیک قوا، و تفکیک قوای مندرج در قانون اساسی، وظایف و اهداف بسیار گسترده‏ای است که برای قوه‏ی قضائیه در نظر گرفته شده است. در حالی که به نظر متفکران مزبور وظیفه‏ی قوه‏ی قضائیه منحصر به دادرسی بوده و هم عرض سایر قوا، و گاهی کم اهمیت‏تر از دو قوه‏ی دیگر، دانسته شده است. در ذیل جایگاه قوه‏ی قضائیه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و وظایف و اهداف آن، با نگاهی به سایر حقوق‏ها بررسی می‏شود.
اهداف قوه‏ی قضائیه
حفظ حقوق مردم
در مقدمه‏ی قانون اساسی، در بخش «قضا در قانون اساسی»، ذکر شده است که:
«مسأله‏ی قضا در رابطه با پاسداری از حقوق مردم در خط حرکت اسلامی، به منظور پیشگیری از انحرافات موضعی در درون امت اسلامی، امری است حیاتی. از این رو ایجاد سیستم قضایی بر پایه‏یعدل اسلامی و متشکل از قضات عادل و آشنا به ضوابط دقیق دینی پیش‏بینی شده است. این نظام به دلیل حساسیت بنیادی و دقت در مکتبی بودن آن لازم است به دور از هر نوع رابطه و مناسبات ناسالم باشد. و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل (نساء/58).»
همانطور که از ظاهر مقدمه‏ی فوق استنباط می‏شود و اصول مذکور در قانون اساسی، بعد از مقدمه، مؤید آن است، وظیفه‏ی قوه‏ی قضائیه در «پاسداری از حقوق مردم» محدود به پاسداری از حقوق اشخاص در موقع نزاع و مراجعه به دادگاه نیست. این پاسداری از حقوق مردم کلی بوده و بنابراین تمامی ابعاد حقوق سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... را دربرمی‏گیرد. ممکن است گفته شود که انتظار انجام وظایف فوق، تکلیف مالایطاق است و نباید جز دادرسی و فصل خصومت انتظار دیگری از دستگاه قضایی داشت. اما چنانکه اصول قانون اساسی نشان می‏دهد، واضعان قانون اساسی وظایف گسترده‏ای را برای قوه‏ی قضائیه درنظر گرفته بودند و عدم قدرت بر اجرا نباید باعث شود که این اهداف نانوشته تلقی گردد.
در مقدمه‏ی قانون اساسی، برای رسیدن به اهداف قوه قضائیه به دو موضوع مهم اشاره شده است:
1 ) لزوم وجود قضات عادل و آشنا به ضوابط دقیق دینی؛
2 ) دوری از هر نوع رابطه و مناسبات ناسالم.
بدیهی است، دستگاهی که می‏خواهد با رابطه و مناسبات ناسالم مبارزه کند چگونه می‏تواند، گرچه به طور جزیی، نشانه‏هایی از رابطه و عدم رعایت مقررات در آن وجود داشته باشد.
همانطور که شاعر گفته است.
اگر پادشاه از ملک رعیت کند سیبی     غلامان او برکنند درخت از بیخ 

 

برای دانلود متن کامل تحقیق به لینک زیر مراجعه کنید.


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درس آشنایی با قانون اساسی با عنوان اهداف و وظایف قوه ی قضائیه در قانون اساسی 17 صفحه word

تحقیق درس تاریخ، فرهنگ و تمدن اسلامی با عنوان تمدن اسلامی 14 صفحه word

اختصاصی از فی ژوو تحقیق درس تاریخ، فرهنگ و تمدن اسلامی با عنوان تمدن اسلامی 14 صفحه word دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق درس تاریخ، فرهنگ و تمدن اسلامی با عنوان تمدن اسلامی 14 صفحه word


تحقیق درس تاریخ، فرهنگ و تمدن اسلامی با عنوان  تمدن اسلامی 14 صفحه word

 

 

 

 

 

در این درس نمره بیشتری بگیرید!

 

در بخشی از این تحقیق می خوانیم:

 

آینده­ی بشریت از آن اسلام؛
«مکتب اسلام، یک مکتب مادی نیست، یک مکتب مادی _ معنوی است. مادیت را در پناه معنویت، اسلام قبول دارد. معنویات، اخلاق، تهذیب نفس. اسلام برای تهذیب انسان آمده است، ... همه­ی مکتب­های توحیدی برای انسان­سازی آمده­اند. ما مکلفیم انسان بسازیم ... شما خانم­ها ... مکلفید انسان بسازید ... مقصد اسلام و همه­ی انبیا این است که آدم­ها را تربیت کنند، صورت­های آدم را آدم معنوی و واقعی کنند ... اگر انسان تربیت شد، همه­ی مسایل حل است ... انسان آگاه مهذب، همه­ی ابعاد سعادت را برای کشور تأمین می­کند.»(1)
«سرنوشت حتمی، عبارت است از این که تمدن اسلامی یک بار دیگر بر مجموعه­ی عظیمی از دنیا پرتو خود را بگستراند، ... تمدن بر اساس یک فکر جدید، یک حرف جدید، یک نگاه جدید به مسایل بشر و مسایل انسانیت و علاج دردهای انسانیت است.
... با وضعی که امروز من در کشورمان مشاهده می­کنم، با ریشه­های عمیقی که تفکر اسلامی در کشور ما دارد، با حرکت بسیار وسیع و گسترده­ای که از اول انقلاب در راه تعمیق این اندیشه آغاز شده است و امروز به جاهای خوب هم رسیده است، به نظرم می­رسد که این آینده برای نظام اسلامی، یک آینده­ی قطعی و اجتناب ناپذیر است.»(2)
دیباچه
در شماره­های گذشته، به تاریخچه­ی پیدایش جوامع، وجود انبیا به عنوان پدیدآورندگان تمدن حقیقی، نقش روحیه­ی استخدام و منفعت طلبی انسان در سیر تمدن­ها، همچنین نقد و بررسی اهداف مادی و پایه­های اجتماعی غرب و تصویر کنونی این جامعه­ی برخاسته از ویژگی منفعت­جوی بشر اروپایی پرداخته شد، و بیان گشت که اگر چه این نگاه زمینی غربی­ها به عالم، موجبات توسعه و مدرنیته شدن مغرب زمین و دیگر ملل تابع را فراهم آورده است؛ اما فرجام چنین برداشتی صرفاً مادی، همان­ها را به سوی انحطاط و فروپاشی تنزل داده است.
همچنان­که شهید بزرگوار آیةالله مطهری در این زمینه می­نویسد:
«در حدود چهار قرن پیش، یعنی در قرن شانزدهم، تحولی در علم و منطق پیدا شد ... بیکن نظر جدیدی ابراز کرد و گفت: ... آن علمی خوب است که انسان را بر طبیعت مسلط کند، آن علمی خوب است که به انسان توانایی بدهد. این بود که علم جنبه­ی آسمانی خودش را به جنبه­ی زمینی و مادی داد. ... برای این­که انسان بیشتر بر طبیعت مسلط شود و بهتر بتواند زندگی کند و ... رفاهش را بهتر و بیشتر فراهم کند... علم برای قدرت و در خدمت قدرت، دانایی برای توانایی نه برای چیز دیگر ... تدریجاً بشر به جایی رسید که همه چیز در خدمت قدرت و توانایی قرار گرفت. الآن چرخ دنیا بر این اساس می­گردد که علم به طور کلی در خدمت قدرت­هاست... راهی که بیکن طی کرد، خواه ناخواه به آن­چه ماکیاول گفته است، منتهی می­شود.»(3)
از همین رو؛ دانشمندان و اندیشمندان متفکر امروز چنین تمدن ماده­پرستی از آینده­ی بشریت و پیشرفت و توسعه­ی علم و صنعت در نگرانی و حیرتند و علی­رغم تسلّط روزافزون خود بر طبیعت هیچ نقطه­ی روشنی را در افق فردای خویش نمی­توانند ترسیم کنند:
«در کتابچه­ای با عنوان « آیا در واپسین روزها زندگی می­کنیم؟» که آمباسا دور کالج کالیفرنیا آن را در سال 1982 منتشر کرده است، این پرسش مطرح شده که چگونه می­توان یقین داشت که این نسل، متعلق به واپسین دوره­ی تاریخ است؟ در پاسخ به این پرسش می­خوانیم که اوضاع جهان هر چه بیشتر به سوی بی­قراری و بی­عدالتی و عدم ثبات و ناهنجاری می­رود، بی­اعتمادی نسبت به پیش­بینی­های بدبینانه درباره­ی پایان جهان، کمتر می­شود... [و] این بار، بسیاری از اندیشمندانِ با اعتبار و سیاستمداران کهنه­کارند که در این باره هشدار می­دهند و وقوع خطری را پیش­بینی می­کنند که بسیار نزدیک است و در صورت بی­تفاوت ماندن انسان­ها در برابر آن و عدم چاره­اندیشی، ... آن را بدیهی و حتمی می­دانند، تنی چند از رهبران جهان کنونی، صریحاً گفته­اند که اگر ما نتوانیم دشواری­ها و مسایل کنونی جهان از قبیل جنگ، افزایش جمعیت و آلایش محیط زیست را چاره کنیم، شمارش معکوس پایان­یابی ­واپسین روزهای زندگی آدمی بر این کره­ی خاکی آغاز خواهد شد.»(4)
سیمون دو بووار نیز از علم و تکنولوژی جدید چنین شکوه می­کند:
«چه سوسیالیست و چه کاپیتالیست؛ انسان در همه­ی کشورها توسط تکنیک، خرد و شکسته شده است، در کارش هویت اصلی را از دست داده است، به زنجیر کشیده شده و خرف و احمق گردیده است، همه­ی گرفتاری و بدبختی و مصیبت، از این ناشی می­شود که نیازهای انسان، پیوسته رو به افزایش نهاده و آدمی باید همواره برای برآوردن این نیازهای روزافزون، تلاش کند و هیچ­گاه هم بی­نیاز نشود ... تا زمانی که برای آدمی نیازهای روزافزون پدید می­آید، گرفتاری و دشواری­های او نیز روزافزون است. این سقوط از کی آغاز شده است؟ از روزی که علم را بر حکمت برتری دادند و سودمندی را بر زیبایی برتر شمردند. این­ها همه با رنسانس، فردگرایی و با کاپیتالیسم و با علم زدگی پدید آمد. اینک که به این­جا رسیده­ایم چه باید کرد؟ باید کوشید که در خویشتن خویش و در پیرامون خویش حکمت و احساس زیبایی را پدید آوریم تنها یک انقلاب اخلاقی و نه اجتماعی و سیاسی و نه تکنولوژیک؛ می­تواند انسان را به حقیقت از دست رفته­اش باز گرداند.»(5)

 

برای دانلود متن کامل تحقیق به لینک زیر مراجعه کنید.


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درس تاریخ، فرهنگ و تمدن اسلامی با عنوان تمدن اسلامی 14 صفحه word

شماره موبایل 80 صنف مختلف کشور

اختصاصی از فی ژوو شماره موبایل 80 صنف مختلف کشور دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

شماره موبایل 80 صنف مختلف کشور


شماره موبایل 80 صنف مختلف کشور

 

 

 

 

 

 

 

در این بسته کامل شماره موبایل اصناف زیر را دریافت می کنید:

 

  1. اتوبوس
  2. اجاره املاک مسکونی
  3. انبارداری
  4. اتومبیل دست دوم خارجی
  5. اتوماسیون صنعتی
  6. سانترال
  7. دکوراسیون خانه
  8. دامداری
  9. خط موبایل
  10. خدمات مشاوره
  11. خدمات مسافربری
  12. خدمات مالی و حسابرسی
  13. خدمات صنعتی
  14. خدمات صادرات و واردات
  15. خدمات شبکه کامپیوتر 1
  16. خدمات شبکه کامپیوتر 2
  17. خدمات سیستم های حفاظتی
  18. خدمات جانبی اتومبیل
  19. خدمات توزیع کالا
  20. خدمات ترجمه
  21. خدمات تبلیغاتی
  22. خدمات پزشکی
  23. خدمات بیمه
  24. خدمات بازرگانی
  25. خدمات اینترنت
  26. حیوانات خانگی
  27. حراج لوازم خانگی
  28. تولید مواد غذایی
  29. تزئینات خودرو
  30. تزئینات
  31. کارخانه
  32. فروش حواله اتومبیل
  33. فروش آپارتمان
  34. طراحی وب
  35. ضایعات
  36. نرم افزار کامپیوتر
  37. نرم افزار موبایل
  38. موتور کامیون
  39. موتور اتومبیل
  40. مواد شیمیایی
  41. معدن
  42. ماشین های سنگین
  43. ماشین سازی
  44. ماشین آلات
  45. لوازم ورزشی
  46. لوازم مهندسی
  47. لوازم موبایل
  48. لوازم گوناگون
  49. لوازم صوتی و تصویری
  50. لوازم صنعتی
  51. بسته بندی
  52. برق صنعتی
  53. باغ و زمین
  54. آهن آلات
  55. آموزش موسیقی
  56. آموزش کامپیوتر
  57. آموزش رشته های ورزشی
  58. دوره های دانشجویی
  59. ایرانسل 1
  60. ایرانسل 2
  61. اسباب بازی
  62. خریدار خط
  63. اثاثیه منزل
  64. ویلا
  65. نصب آنتن
  66. لوازم جانبی کامپیوتر
  67. لوازم برقی
  68. لوازم بچه گانه
  69. لوازم التحریر
  70. لوازم اداری
  71. الکترونیک
  72. گوشی موبایل
  73. کشاورزی
  74. کتاب
  75. کارت تلفن
  76. تراشکاری
  77. تجهیزات پزشکی
  78. پیش فروش املاک
  79. پرینتر و اسکنر
  80. پخش باند اتومبیل

 

پس از خرید، لینک دانلود فایل بلافاصله و به راحتی در اختیار شما قرار می گیرد. 

برای دانلود این بسته به لینک زیر مراجعه کنید.

 


دانلود با لینک مستقیم


شماره موبایل 80 صنف مختلف کشور

تحقیق عرفان عملی اسلام با عنوان یاد خدا 13 صفحه word

اختصاصی از فی ژوو تحقیق عرفان عملی اسلام با عنوان یاد خدا 13 صفحه word دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق عرفان عملی اسلام با عنوان یاد خدا 13 صفحه word


تحقیق عرفان عملی اسلام با عنوان یاد خدا 13 صفحه word

 

 

 

 

 

در این تحقیق می خوانیم:

 

هر انسانى در زندگى فردى و اجتماعى خود مطلوب و هدفى دارد که براى تحقق بخشیدن به آن تلاش و کوشش مى‏کند. زمانى انسان در راه رسیدن به هدف و مطلوب تلاش مى‏کند که از سویى از نیروى تحرّک بخش و انگیزاننده به سوى آن چه که مطلوب اوست برخوردار باشد و از سویى از نیروى بازدارنده و نگاه دارنده از آن چه که مانع رسیدن او به مطلوب یا موجب کندى پیشرفت او مى‏گردد بهره‏مند باشد، و به عبارت دیگر: انسان در تلاش‏هاى فردى و اجتماعى خود به انگیزه احتیاج دارد تا در او تحرّک ایجاد کند و او را وادار سازد به سوى مطلوب و هدف حرکت کند و به نیروى بازدارنده‏اى نیازمند است تا موانع رسیدن به مطلوب را کنار زند. از این رو انسان هایى که در زندگى هدف آن‏ها تأمین نیازهاى مادى است انگیزاننده او جلب منفعت و بازدارنده او دفع ضرر است یعنى هرچه که سبب جلب منفعت بیشتر او گردد و سود بیشترى را متوجه او کند از آن استقبال مى‏کند و هرچه که موجب ضرر شود از آن گریزان است.
انسان با ایمانى که در جهت لقاء الهى و رستگارى و نجات خود در تلاش است نیازمند به دو نیروى توان بخش و حرکت آفرین و نگاهدارنده است. آن چه که در انسان تحرّک ایجاد مى‏کند یاد خدا و صفات جلال و جمال او و نعمت‏هاى بى پایانش است و آن چه که بازدارنده از موانعى چون خود بینى‏ها و تجاوزها است همانا یاد خداست.
از این رو قرآن کریم فرموده است: «یا ایها الّذین آمنوا اذکروا اللّه ذکراً کثیراً و سبّحوه بکرة و اصیلاً؛(1) اى کسانى که ایمان آورده‏اید خدا را بسیار یاد کنید و صبح و شام او را تسبیح گویید و او را به پاکى یاد کنید.»
انسانى که به یاد خدا باشد هم وظائف خود را براى رسیدن به لقاء اللّه به درستى انجام مى‏دهد و هم از معصیت و نافرمانى اجتناب مى‏کند. زیرا یاد خدا یعنى توجه به سرچشمه قدرت روحى و معنوى و عامل سعادت و کمال.
از آن جایى که عوامل غفلت در زندگى‏هاى مادى بسیار فراوان و تیرهاى وسوسه شیطان از هر سو حیات واقعى انسان را نشانه مى‏گیرد، براى مبارزه با آن جز یاد خدا و با تمام وجود به یاد خدا بودن مؤثر نخواهد بود.
شایان توجه است که قرآن فرمود:زیاد و پیوسته به یاد خدا باشید و این به این معناست که یاد خدا باید بر همه اعمال انسان پرتو افکن بوده و بر آن نور و روشنایى بیفکند و در همه صحنه‏هاى زندگى انگیزه مناسب الهى با یاد خدا براى عبادت و اطاعت بوجود خواهد آمد.
و به عبارت دیگر: هنگامى که یاد خدا برده مى‏شود یک دنیا عظمت، قدرت، علم و حکمت در قلب انسان متجلى مى‏گردد. زیرا خداى سبحان داراى اسماء حسنى و صفات علیا و صاحب تمام کمالات و منزّه از هرگونه عیب و نقص است، توجه مداوم به چنین حقیقتى که داراى چنان اوصافى است روح انسان را به نیکى‏ها و پاکى‏ها سوق مى‏دهد و از بدى‏ها و زشتى‏ها پیراسته مى‏دارد و در واقع اوصاف جمال الهى در آدمى تجلّى مى‏کند و آدمى که اوصاف جمال الهى در او تجلّى کرد از گناه و فساد و آلودگى اجتناب مى‏نماید.
در حقیقت یاد او، یاد مراقبت او، یاد حساب و جزاى او، یاددادگاه عدل او و بهشت و جهنم و دوزخ او است و این یاد است که جان را صفا و دل را نور و حیات مى‏بخشد.
راز کثرت یاد خدا
این که قرآن در آیه مورد بحث از مؤمنان خواسته تا زیاد به یاد خدا بوده و در همه حالات و شؤون او را یاد کنند براى آن است که:
اولاً: شیطان در حال غفلت به انسان حمله مى‏کند و اگر کسى به یاد خدا متذکر باشد به دام شیطان نمى‏افتد.
ثانیاً: یاد خدا سنت حسنه‏اى براى تقویت روح فرشتگى در انسان ذاکر است. زیرا ملائکه دائماً به یاد خدا هستند و هرگز خسته و افسرده نمى‏شوند: «یسبّحون اللیل و النهار لایفترون؛(2) تمام شبانه روز تسبیح خدا میگویند و سست نمى‏شوند.» پس انسانى که مى‏خواهد فرشته خو شود پیوسته به یاد خداست.
در کثرت یاد شده کمیت و کیفیت هر دو باید لحاظ شود زیرا خداى سبحان از ذکر بدون اخلاص و حضور قلب به عنوان ذکر قلیل و اندک یاد مى‏کند: «ولایذکرون اللّه الّا قلیلا؛(3) منافقان کم به یاد خدا هستند.» زیرا ذکر آن‏ها بدون روح و زبانى است و در واقع ذکر کثیر یعنى ذکر با روح و با خلوص است که حافظ انسان است.
حضرت امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «انّ اللّه سبحانه وتعالى جعل الذکر جلاءً للقلوب، تسمع به بعد الوقرة و تبصر به بعد العشوة و تنقادبه بعد المعانده؛(4) خداى سبحان یاد خود را مایه جلاى قلب‏ها قرار داده که بر اثر آن گوش، پس از سنگینى (بر اثر غفلت) شنوا شود و چشم پس از کم سویى بینا گردد و از لجاجت و عناد به اطاعت و انقیاد باز گردد و رام شود.
هنگامى که انسان نام خدا را به عظمت مى‏برد و اوصاف جمال و جلالش رااز علم و قدرت و سمع و بصر و مقام رحمانیّت و رحیمیت و مراقبت او را نسبت به بندگان بر مى‏شمارد و پرده‏هاى غفلت از مقابل چشم او کنار مى‏رود و حق را به خوبى مى‏بیند. غوغاى هوا و هوس‏ها فرو مى‏نشیند و نداى داعیان حق را شنیده و در برابر فرمان خداى متعال به انقیاد کامل دست مى‏یابد.

 

برای دانلود متن کامل تحقیق به لینک زیر مراجعه کنید:


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق عرفان عملی اسلام با عنوان یاد خدا 13 صفحه word

تحقیق انسان در اسلام با عنوان انسان کامل (مطلوب) از دیدگاه اسلام و روانشناسى 21 صفحه word

اختصاصی از فی ژوو تحقیق انسان در اسلام با عنوان انسان کامل (مطلوب) از دیدگاه اسلام و روانشناسى 21 صفحه word دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق انسان در اسلام با عنوان انسان کامل (مطلوب) از دیدگاه اسلام و روانشناسى 21 صفحه word


تحقیق انسان در اسلام با عنوان انسان کامل (مطلوب) از دیدگاه اسلام و روانشناسى 21 صفحه word

 

 

 

 

در این درس نمره بیشتری بگیرید!

 

در بخشی از این تحقیق می خوانیم:

 

مقدمه 
توجه به انسان کامل - انسانى که معیارى براى افراد انسانى باشد - سابقه‏اى بس دیرینه دارد. در سیر تاریخ، آدمى همیشه به دنبال انسان کامل بوده است و شاید در همین جستجو بوده که گاه موجودات ماوراء الطبیعى و رب النوعها و گاه قهرمانان افسانه‏اى و اساطیرى; و زمانى هم شخصیتهاى برجسته تاریخ را به عنوان انسان کامل مطرح کرده است. در هر یک از فرهنگها و مکاتب فکرى وفلسفى و آیینها و مذاهب، ردپایى از انسان کامل را مى‏یابیم. بودا، کنفوسیوس، زردشت، عیسى(ع) وحضرت محمد(ص)، افلاطون، ارسطو، متصوفه، عرفا و همچنین برخى از روانشناسان معاصر، سخن از انسان کامل یا مطلوب به میان آورده‏اند (با نامهاى مختلف: آزاده، فیلسوف، انسان بزرگوار، شیخ و پیر، ابر انسان، خلیفه‏الله، انسان به فعلیت رسیده و...). شاید بتوان گفت ریشه گرایش به انسان کامل، میل به کمال در درون آدمى است و همچنین دورى از نقص و ضعف و حقارت است. بنا به قول آدلر، دورى از احساس کهترى، از نیازهاى اساسى آدمى است; و نیز مى‏توان گفت: منشا آن در اندیشه «خداگونه بودن انسان‏» است که هم در تفکرات دینى و هم فلسفى وجود دارد. 
اگر چه بررسى جامع موضوع «انسان کامل‏» که در حقیقت موضوعى میان رشته‏اى است (حداقل مشترک میان فلسفه، روانشناسى و اخلاق)، نیازمند فراغ بال و جمع مساعى اندیشمندان عدیده است; اما در این جستار با نگاهى گذرا به پیشینه تاریخى این موضوع، تعریف وتحدید آن، بررسى تحلیلى و تطبیقى آن را از زاویه‏اى محدود (دیدگاه روانشناسى و اسلام) در دو بخش پى‏مى‏گیریم. 
اهمیت مقام انسان از نظر هر متفکرى مربوط به جهان بینى و روانشناسى اوست. بدین معنا، فیلسوفى که مادى است و به انسان از دیدگاه امور مادى و روابط سیاسى و قوانین حاکم بر ماده مى‏نگرد، او را موجودى سلطه‏جو، وطالب هرج و مرج دانسته است; مثلا «هابز» مى‏گفت: «انسان براى انسان، گرگ است‏»; اما کسانى که انسان را از جنبه معنوى و ملکوتى مى‏نگریسته‏اند، او را به درجه‏اى والا مى‏دانسته‏اند که مانند «اسپینوزا» مى‏گفته‏اند: «انسان براى انسان، خداست‏». 
یکى از اصول عمده انسانشناسى را در نیمه قرن پنجم ق. م «پروتاگوراس‏» یونانى بیان کرد: «انسان معیار همه اشیاست‏» و سقراط، اصل «خودت را بشناس‏»، مقدمه تعالیم خود قرار داد. انسان، جهان و خدا، موضوعات عمده تفکر غربى را از آغاز تاریخ مکتوب آن تشکیل مى‏داده است. در قرون وسطى با الهام از اندیشه مسیحى، پایگاه انسان عبارت از این بود که «انسان یکى از مخلوقات خداست‏» و باید اندیشه و کردار او چنان سامان یابد که تفوق ارزشهاى دینى را منعکس نماید. دانش انسانشناسى گرچه به صورت مستقل نبوده، ولى در بخشى از «کلام‏» که در آن از سقوط و هبوط انسان بحث مى‏شد و امکان نجات او را به توفیق الهى و از طریق فدا شدن مسیح(ع) مطرح مى‏کرد، قرار داشت. 
در دوره رنسانس، انسان خود را از قید و بندهاى تفکر یونانى و مسیحیت آزاد ساخت و مدعى شد که مى‏تواند به کامیابیهاى خود افتخار کند و به ستایش خود بپردازد. دو موضوع «شرافت‏» و «عظمت‏»، بویژه براى اومانیستها بسیار گرانقدر بود (در مقابل تفکر «وجدان گناهکار» در مسیحیت). اومانیسم یا انسان مدارى، محصول همین دوره رنسانس است. این نهضت که در سده چهاردهم در اروپا به وجود آمد، بیشتر حالت عصیان بر ضد رفتار و سلطه اولیاى دین قرون وسطایى داشت و انسان را واجد کمال اهمیت دانست. «میشل دو مونتنى‏» از پیشگامان اندیشه انسانشناسى در قرن شانزدهم سعى داشت ماهیت اصلى «شخص انسانى‏» را تعریف کند. انسانشناسى او به خود انسان باز مى‏گردد و تقدم را به حقیقتى مى‏دهد که در باطن اوست. وى کوشش کرد انسانیت را در میان کلیت اشیا جاى دهد: «هستى انسان به منزله دایره‏اى است که محیط آن همه جا ومرکز آن هیچ جا نیست‏». 
پاسکال، دکارت، اسپینوزا و مالبرانش، هر کدام تاملاتى فلسفى در انسانشناسى داشتند و این اندیشه را پیش بردند. «جان لاک‏» انگلیسى با مبانى واقع گرایانه‏تر چنین گفت: «انسان باید خود را به عنوان ساکن خردمند این جهان بشناسد»; یعنى انسان موضوع مطلقى نیست، بلکه شعور مجسمى است‏با همه نابسندگیها ومحدودیتهاى واقعیت انسانى. در عصر روشنگرى (قرن هجدهم)، انسانشناسى شاخه‏اى از فلسفه شده بود که با علوم انسانى پیوند نزدیک داشت و مى‏کوشید معلومات عینى جدید گرد آمده درباره انسان را با ارزشهایى که شعور انسانى را تشکیل مى‏داد ارتباط دهد (انسان جانورى در میان جانوران و در عین حال یک موجود فرهنگى است). در سده نوزدهم با پیشرفت‏سریع و گسترده علوم اجتماعى، انسان در محاصره تخصصها قرار گرفت. جهان‏بینى و کلى نگرى انسان کاهش یافت و هر عالمى سنگ علم خود را به سینه مى‏زد و از دیگر علوم مربوط به انسان غافل بود. 
این نکته نیز در قرون پس از رنسانس قابل توجه است که با شکستن تحریم «کالبدشناسى انسان‏» در قرن شانزدهم، به وسیله پزشک بلژیکى «آندراس وسالیوس‏»، قداست جسم انسان شکسته شد; ولى باز هم انسان را داراى روح و موجودى عقلانى مى‏دانستند (پاسکال و دکارت) و بر توازى‏گرایى روح و بدن پافشارى مى‏کردند. تا اینکه با کشف میمونهاى آدم‏نما (شمپانزه و اورانگوتان)، بتدریج مشابهتهاى آنها با انسان، از جهت تشریحى و زیستى فهرست‏شد و این تمایز و تفاوت نیز از میان رفت و انسان نیز موجودى در میان جانداران دیگر تلقى شد، با این تفاوت که در زنجیره هستى داراى سابقه تکامل بیشترى است و در نهایت، به عنوان حاصل این تکامل پذیرفته شد. 
در طول قرن نوزدهم، چارچوب مادى و معنوى تمدن قدیم، تحت‏تاثیر انقلاب صنعتى و انقلابهاى سیاسى در هم شکست. ماکس استیرنر، کرکگور و نیچه، هر کدام یک نوع فردگرایى افراطى عرضه کردند. اگرچه مفهوم شخص نزد آنها تا حدى جهت‏گیرى منفى داشت، ولى مفهوم شخص‏گرایى در قرن بیستم (با الهام از همان فردگرایى قرن نوزدهم) مى‏کوشد تصورى مثبت‏باشد و اجزاى تشکیل دهنده انسان را به هم بپیوندد. «شخص‏» بیش از آنکه بکوشد یک منش استثنایى پیامبرانه نمایش دهد، عبارت از مجموعه‏اى از ارزشهاست که هر انسانى را مى‏سازد. همین امر یکى از تفاوتهاى مهم انسانشناسى شرق و غرب است. در کشورهاى شرقى، تاکید بر وجود فردى، غالبا نوعى خطا و گناه تلقى مى‏گردد و نجات یا آزادى را در انکار فردیت و محو کامل نفس در ذات نیستى مى‏توان یافت. در مقابل، «گوته‏» آلمانى مى‏گفت: «کیفیت‏یک شخصیت‏به تنهایى مى‏تواند سعادت آدمیان را تضمین کند». در انسانشناسى فلسفى، فرد انسانى موضوع ارزشها به شمار مى‏رود; ولى ساختارگرایى اشتراوس، اندیشه اصالت جمع افرادى چون مارکس، و روان‏پژوهى بیمارگونه فرویدى، همگى جریاناتى هستند که انسانشناسى فلسفى را تهدید کردند. در این علوم، انسان نه به عنوان فاعل، بلکه به عنوان منفعل و موضوع ترکیبات اندیشه‏ها عرضه گردیده است; ولى در مقابل، انسانشناسى فلسفى، تاکید دارد که هر موجود انسانى -على‏رغم همه تاثرات داخلى و خارجى- باید مسئولیت وجود خود را مسلم فرض کند. این علائق در پدیدارشناسى معاصر، که از «ادموند هوسرل‏» آلمانى و شاگردش «ماکس شلر» الهام گرفته است دیده مى‏شود. در نظر آنها، شعور شخصى عبارت از پیوستن به اصل و غایت‏حقیقت عینى است. اصالت وجود «کارل یاسپرس‏»، «بردیانف‏»، «مارتین هایدگر»، «گابریل مارسل‏»، «موریس مولو پونتنى‏» و «ژان پل سارتر»، براى شعور شخصى به عنوان منشا همه تعهدات عینى انسان، تقدم قائل مى‏شود. 

 

 

برای دانلود متن کامل تحقیق به لینک زیر مراجعه کنید.


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق انسان در اسلام با عنوان انسان کامل (مطلوب) از دیدگاه اسلام و روانشناسى 21 صفحه word